سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هست.‏
‏ با شما هستم.‏
‏ این قسمت چهارم از ویژه برنامه سرانجام ایران هست و ما قراره تو این قسمت در باب اصلاحات صحبت کنیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان تو این ویژه برنامه مشخص بالاخره به جایی رسیدیم که باید در باب اصلاحات هم صحبت بکنیم.‏
‏ اصلاحاتی که شاید خیلی از ما علاقه ای نداشته باشیم حتی بهش فکر بکنیم یا دربارش صحبت بکنیم اما موضوعی است غیرقابل ‏کتمان.‏
‏ نه تنها در شرایط فعلی و جمهوری اسلامی که در تمام ساختارهای سیاسی جهان حتی پیش از جمهوری اسلامی در خود ایران ما ‏موضوعی قابل عرض و قابل فکر کردن.‏
‏ و اصولا هر جا حکومتی در راس قدرت هست، موضوع اصلاحات هم در کنارش همواره وجود خواهد داشت.‏
‏ و حالا ما بیاییم و در این قسمت مشخص از ویژه برنامه ای به نام جان در باب اصلاحات صحبت بکنیم.‏
‏ در باب امکان اصلاحات.‏
‏ هدف از اصلاحات و در مجموع موضوعاتی که مرتبط با مفهوم و معنای اصلاحات در جمهوری اسلامی و آینده ایران هست.‏
‏ هدف این است که ما در این ویژه برنامه مشخص، عناوین و مسائلی که در نهایت امکان دارد سرانجامی برای ایران بسازد را ‏مطرح کنیم تا در نهایت با سبک سنگین کردن این عناوین ما به جایی برسیم که خودمان فعلیتی داشته باشیم برای ساختن فردای ‏ایران و این سرانجام را خود با دست های خودمان به نوعی رقم بزنیم.‏
‏ اما وقتی می رسیم به مفهوم اصلاحات باید در این ابتدا نزدیک شویم به این معنا از اصلاحات، حالا چه در شکل عامش به مفهوم ‏اصلاحات در جای جای جهان در ساختار های سیاسی و چه به شکل اخص آن در جمهوری اسلامی و شرایطی که حالا این ‏اصلاح طلبانی که ما می شناسیم در ایران و جمهوری اسلامی رقم زده اند.‏
‏ اصولا اصلاحات معنا و مفهوم ساده ای دارد که همه ما میتوانیم باهاش روبه رو باشیم و به حکومت قادری هست که قدرت رو ‏به دست گرفته، همه ساختارها رو در اختیار داره.‏
‏ مثلا همتای جمهوری اسلامی که تا این حد مستبد هست تا این حد توتالیتر هست.‏
‏ تا این حد ساختار ها همه در اختیار خودش هست و حالا یک نظام موازی در کنار اون یک ساختار یک حزبی، یک گروهی، یک ‏تشکلی قرار میگیره تا در برابر این قدرت حاکم صف آرایی بکنه به نوعی حالا با توانی که در اختیار داره تغییراتی رو به وجود ‏بیاره.‏
‏ سعی بکنه که اصلاحاتی را پدید بیاره.‏
‏ شرایط اسفناکی که وجود داره رو تغییر بده.‏
‏ وقتی هم به جمهوری اسلامی نگاه میکنیم موضوع به همین شکل هست.‏
‏ شما شاهد یک قبیله در دل جمهوری اسلامی هستید که حالا اینها میل به اصلاحات دارن.‏
‏ نگاه ها برگرفته از اون نگاه سنتی ست که خمینی رو نوک هرم قرار داده و باور و اعتقاد بر این داره که بعد از خمینی حالا این ‏ساختار تغییر کرده، مشکلاتی درش به وجود اومده و میل به برگشتن به دوران طلایی مثلا خمینی داره یا هر تعریف دیگه.‏
‏ در نهایت موضوع بر این هست که یه سری مشکلات و معضلاتی وجود داره که ما اومدیم تا این ها رو بهتر بکنیم مرتفع بکنیم.‏
‏ این مشکلات قابل حل شدن هست.‏
‏ پس وقتی ما نزدیک به مفهوم اصلاحات میشیم در همه جای جهان هم موضوع به همین شکل هست.‏
‏ یک ساختار قدرتمندی همه چیز رو در اختیار خود گرفته.‏
‏ حالا در کنارش یک حرکت موازی ای داره شکل میگیره که کم کم خودش رو هم به ساختارهای سیاسی نزدیک میکنه تا در ‏نهایت در این جریان سیاسی یک جایی داشته باشه، یک قدرتی داشته باشه، یک اهرم فشاری داشته باشه تا در نهایت بتونه یک ‏سری تغییرات بوجود بیاره.‏
‏ اما موضوع مهم سر همین نقطه ابتدایی و کلیدی هست.‏
‏ این تغییرات در چه راستایی است؟
‏ وقتی ما صحبت از اصلاحات میکنیم تغییرات برای ما مشخص است.‏
‏ یعنی شما وقتی نزدیک به مفهوم اصلاحات میشید میتونید این رو به سادگی بگید که هر نوع تغییری در فروع هیچ تغییری در ‏اصول قرار نیست اتفاق بیفتد.‏
‏ شما وقتی به اصلاحات در جمهوری اسلامی نگاه بکنید، می‌توانید به سادگی به این معنی برسید که قرار بر این نیست که مثلا ‏ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تغییر بکند.‏
‏ قرار بر این نیست که ولایت فقیه کنار گذاشته بشود.‏
‏ قرار بر این نیست که قوانین اسلامی کنار گذاشته بشود.‏
‏ قرار بر این نیست که مثلا مجلس ایران مبدل به یک مجلس عرفی ملی بشود.‏
‏ قرار است که همان مجلس اسلامی باشد، بر پایه قوانین شریعت و اسلام اداره بشود و در نهایت همان ساختارهای احمقانه سر ‏جای خودشان باشند.‏
‏ اما در فروع یک سری تغییرات بوجود بیاورند.‏
‏ مثلا آن حد از سانسوری که وجود دارد آن حد از کنار گذاشتنی که توسط مثلا شورای نگهبان وجود دارد و رد صلاحیت های فله ‏ای که اتفاق می افتد کم بشود.‏
‏ حالا یک جماعتی هم حق داشته باشند بیایند تو این ساختار مریض وارد بشوند و یک کارهایی هم انجام بدهند.‏
‏ مثلا قرار بر این نیست که ما در باب قوانین ظالمانه اسلامی صحبت بکنیم که حقوق جنسیت ها را زیر پا گذاشت.‏
‏ حقوق زنان رو پایمال کرده.‏
‏ قرار بر این نیست که ما بگیم آقا ما ساختاری به این شکل مسموم و وحشیانه نمیخوایم که این قوانین تا این حد مضر باشه در ‏راستای حقوق ابتدایی زنان زیر پا گذاشته بشه.‏
‏ در داستان طلاق، در داستان حضانت، در داستان شهادت، در داستان وراثت و الی آخر.‏
‏ قرار نیست ما به این بنیان ها به نوعی بتازیم و در نهایت این ها رو تغییر بدیم.‏
‏ قرار است که این ساختار ها رو قبول کنیم و با دیده منت قبول کنیم که قرار است اسلام و نگاه اسلامی میدان دار باشه.‏
‏ حالا یه سری تغییرات کوچیکی به وجود بیاریم.‏
‏ مثلا بگیم که اگر قرار بر این هست که حضانت کودک تا دو سالگی در اختیار مادر باشه این نوع سه سالگی بکن.‏
‏ دو سالگی مثلا نباید باشه یا برسونیم به هفت سالگی برسونیم به هشت سالگی.‏
‏ در نهایت یه تغییرات جزئی در این ساختار به وجود بیاریم.‏
‏ اما نه اینکه ما قرار باشه این اصول رو تغییر بدیم و این نگاه آلوده رو کنار بگذاریم و به این نتیجه برسیم که اصلا اسلام قرار ‏نیست وارد این میدان سیاسی مدرن امروزی بشود.‏
‏ قرار نیست که قوانین 1400 سال پیش میداندار باشد و زمام امور را در دست بگیرد.‏
‏ قرار است که تغییرات کوچک و جزئی اتفاق بیفتد.‏
‏ پس موضوع مهم در تعریف از این اصلاحات رسیدن به همین نقطه کلیدی است.‏
‏ وقتی ما در باب اصلاحات صحبت می کنیم، می دانیم که تمام نظام های ساختارمند و قدرتمند در جهان حالا یک حرکت موازی ‏را در کنار خود دارند که تحت عنوان اصلاحات ما می‌شناسیم.‏
‏ اگر نگاه بکنیم به دوران پیش از جمهوری اسلامی، در دوران پهلوی هم به همین شکل وجود داشته، جماعتی که میل به ‏اصلاحات داشتند.‏
‏ اما آیا آنها می‌خواستند ساختار سیاسی را تغییر بدهند؟
‏ آیا می‌خواستند نظام پادشاهی را تغییر بدهند؟
‏ آیا می‌خواستند پادشاه را کنار بزنند؟ نه.‏
‏ در جمهوری اسلامی هم به همین شکل است.‏
‏ قرار بر این نیست که ولایت فقیه کنار گذاشته شود.‏
‏ حتی در دی که به نوعی رادیکال ترین شکل ممکن از این اصلاحات قرار بر این است که خامنه ای را در نوک هرم تغییر بدهند ‏نه جایگاه و پایگاهی که خامنه ای در اختیار دارد.‏
‏ قرار بر این نیست که جماعتی باشند که بگویند ما رهبری نمیخواهیم، ما ولایت فقیه نمیخواهیم.‏
‏ قرار بر این است که بگوییم آقا کسی است که امروز این رهبری را در اختیار گرفته اما صلاحیت لازم ندارد.‏
‏ اصلا سن و سالش رفته بالا، الان دیگه به زوال عقلی رسیده.‏
‏ به عنوان مثال حالا ما این رو تغییر بدیم.‏
‏ پس ما میتونیم به راحتی این رو بفهمیم که در این تعریف از اصلاحات در هر جای جهان، در هر نقطه ای ما در نهایت به نقطه ‏ای میرسیم که قرار بر تغییرات جزئی هست.‏
‏ به کلیات به اصول.‏
‏ قرار نیست که نگاهی بشه.‏
‏ اصلا اصول وجودیت اصلاحات بر همین پایه هست.‏
‏ هدف اصلی از اصلاحات تغییر دادن و رفرم کردن شرایط حاضر هست.‏
‏ در راستای تغییرات جزئی بدون دست زدن به ساختارهای اصلی، بدون دست زدن به اصول ابتدایی اصول ابتدایی که جمهوری ‏اسلامی رو پدید آورده.‏
‏ یعنی ما یک جمهوری اسلامی داریم که یک معنی خاصی داره.‏
‏ یعنی شما اگر این معانی رو، این عناوین رو از جمهوری اسلامی بگیرید دیگه جمهوری اسلامی از معنا تهی میشه دیگه.‏
‏ شما دیگه با جمهوری اسلامی روبرو نیستید.‏
‏ با یک موجود تازه با یک ساختار تازه روبرو خواهید بود.‏
‏ اگر ولایت فقیه از جمهوری اسلامی گرفته بشه جمهوری اسلامی بی معنی میشه.‏
‏ اگر قوانین اسلامی از جمهوری اسلامی گرفته بشه، جمهوری اسلامی بی معنی میشه.‏
‏ شما دیگه نمیتونید جمهوری اسلامی تعریف بکنید که ولی فقیه نداره.‏
‏ جمهوری اسلامی تعریف بکنید که قوانین و قواعد اسلامی همه چیز رو در بر نمی گیره.‏
‏ یعنی اگر ما به قانون اساسی جمهوری اسلامی رجوع بکنیم مواجه میشیم در کنار هر عنوان قابل تاملی، یک برچسب و یک ‏اضافه و یک متممی اضافه کردن تحت عنوان اسلامی آزادی بیان در اینجا آزاد هست مگر بر خلاف قوانین اسلامی باشه.‏
‏ یعنی هر چیزی که شما قابل تامل باشه رو بلافاصله گره میزنه با موضوعات اسلام.‏
‏ اینجا قوانینی وضع میشه که باید مطابقت با قوانین اسلامی داشته باشه.‏
‏ ما یک شورایی رو تشکیل دادیم.‏
‏ مردم اومدن نمایندگان خودشون رو فرستادن به مجلس.‏
‏ حالا اینا قرار هست که قوانین تازه ای وضع کنن متناسب با شرایط حال جهان امروز و مشکلاتی که ما داریم.‏
‏ اما یک هیئتی هست که نگاه میکنه ببینه آیا این ها با قوانین اسلامی در تضاد و تناقض نباشه.‏
‏ یعنی در حقیقت همه چیز زیر سوال رفته.‏
‏ هیچ چیزی معنای خودش رو نداره و جمهوری اسلامی اینگونه معنی شده و حالا وقتی نزدیک به مفهوم اصلاحات میشیم اصولا ‏هدف بر این نیست که این ساختار های اصلی تغییر بکنه.‏
‏ قرار هست این ساختار های اصلی پابرجا باشه و حالا یک تغییرات کوچکی در جزئیات بوجود بیاد.‏
‏ حالا با توجه به تمام این موضوعات نزدیک بشیم به این مفهوم که آیا امکان این اصلاحات در جمهوری اسلامی هست؟
‏ قاعدتا امکان اصلاحات جزئی در جمهوری اسلامی هم وجود خواهد داشت.‏
‏ گاها هم شاهدش بودیم.‏
‏ یعنی شما مثلا شاهد این هستید که فلان سبک از موسیقی یک دورانی به شدت داره باهاش مخالفت میشه؟
‏ بعد کم کم انقدر این حرکت جمعی در حال اتفاق افتادن هست که به نوعی از قدرت جمهوری اسلامی خارج میشه.‏
‏ آیا اصلاحات تاثیر گذار بوده؟
‏ به هیچ وجه.‏
‏ همه گیر بودن بوده که باعث شده.‏
‏ یعنی شما مثلا وقتی به ساختار ابتدایی جمهوری اسلامی نگاه میکنی در اون بدو ورود خودش ساختار اجتماعی و مردم همسو با ‏جمهوری اسلامی بوده؟
‏ یک جماعتی بودند که باورمند به جمهوری اسلامی بودند و تعدادشون اتفاقا اکثریت بود.‏
‏ یعنی هر کسی هم که این رو کتمان میکنه واقعا داره با واقعیت مبارزه میکنه.‏
‏ یعنی رفته به جنگ واقعیت و چشم ها رو بسته در برابر واقعیت و اون حقیقت خیالی و تخیلی خودش رو داره گسترش میده تا ‏شاید با اون دلخوش باشه.‏
‏ اما ما وقتی واقع گرایانه به شرایط ایران نگاه میکنیم میتونیم بفهمیم که در اون ابتدا جمهوری اسلامی که پایگاه اجتماعی داشته ‏مردمی بودن که با اون همراه بودن و اینکه به اون عددی که خودشون اعلام کردن نمی دونم نود و هشت درصد نزدیک هست ‏قاعدتا نیست.‏
‏ قاعدتا اون اعداد نیست اما عدد بالاییش اکثریته و اتفاقا اکثریت غالب هم هست.‏
‏ با توجه به اون شرایط خب شرایط اجتماعی هم متفاوت بود قاعدتا.‏
‏ اون سال های ابتدایی خب هر کسی نمی تونست لباسی که می خواست رو حتی در همون حد ابتدایی هم بپوشه.‏
‏ میزان آزادی مثلا حجاب برای زنان و حتی برای مردان لباس پوشیدن مردان هم متفاوت بود.‏
‏ یعنی ما در دورانی رو به رو بودیم که نمی دونم اگر با آستین کوتاه بیرون میرفتی دستاتو رنگ میکردن این شرایط رو.‏
‏ آیا اصلاح طلبان تغییر دادن؟
‏ به هیچ وجه شرایط اجتماعی تغییر میکنه؟
‏ مردم تغییر میکنن.‏
‏ حالا تعداد انسان هایی که نگاهشون متفاوت هست، نوع زندگی و سبک زندگی و زیست اون ها متفاوت با شرایط حاکم هست ‏زیاد و زیادتر میشه.‏
‏ حالا مردم یک نوع راه های تازه ای رو پیدا میکنن برای زندگی کردن هر روز دورتر و دورتر از حکومت میشم و این کمیت ‏هست که زیاد میشه.‏
‏ حالا حکومت نمیتونه تمام اینها رو با اون نگاه اقتدارگرایانه خودش و اون نگاه پلیسی خودش در بر بگیره و همه رو ساکت ‏بکنه.‏
‏ در اون روز های گذشته با یک جماعت کوچکی روبرو بود که مثلا یک مقداری حجابشون رو به قول خود جمهوری اسلامی ‏شل حجاب بودن و حجاب رو کامل رعایت نمیکردن.‏
‏ حالا روبرو میشن با یک طیف گسترده با تعداد بی شمار.‏
‏ اصلا هیچ نیرویی وجود نداره برای این که بتونه این ها رو ساکت بکنه.‏
‏ پس این ها مرتبط با اصلاحات نخواهد بود.‏
‏ اصلاحات سعی میکنه بره و در پوزیشنی قرار بگیره که در کنار این جماعت هست و به نوعی استفاده و سو استفاده از این ‏جماعت ببره.‏
‏ اما ساختارهای اجتماعی و اون پیشرفت هایی که در خود داشته باعث شده که سکان قدرت رو از دست اون ها بگیره.‏
‏ پس اصولا وقتی ما در باب این امکان اصلاحات صحبت میکنیم میتونیم این رو درک کنیم که در ساختارهای اجتماعی و اتفاقات ‏اجتماعی ما شاهد این اصلاحات هستیم.‏
‏ اما این اصلاحات به واسطه مردم و به دست مردم اتفاق افتاده.‏
‏ یعنی تغییراتی که ما از ابتدای جمهوری اسلامی تا الان دیدیم به واسطه خود مردم بوده.‏
‏ مردمی که سعی کردند تغییر در خودشان به وجود بیاورند.‏
‏ یعنی به عنوان مثال اگر در ابتدا جمهوری اسلامی بوده که با تمامیت موسیقی در تضاد و جنگ بوده، حالا وقتی کم کم موسیقی ‏های مدرن و تازه ای به ایران اضافه می‌شود و حالا یک جماعت بی شماری حاضر هستند وارد این سهم بشوند و این موسیقی ها ‏را زیرزمینی و بدون مجوز بسازند و جماعت بی شماری هم این موسیقی ها را گوش کنند، عملا این قدرت از دست جمهوری ‏اسلامی بیرون رفته و اصولا جمهوری اسلامی نمی تواند تقابل بکند با این چون تعداد زیاد شده در ابتدا قرار بر این بوده که ‏نوارهای ویدئویی را جمع بکنند و کسانی که نوار ویدئویی داشتند را بگیرند و ببرند شلاق بزنند، زندان بکنند.‏
‏ حالا امروز آیا همچین امکانی وجود دارد؟
‏ با این حجم افسارگسیخته ای که از اطلاعات وجود دارد از فضای مجازی وجود دارد و الی آخر که همه ما میدونیم قصه های ‏تکراریست پس گاها شما مواجه میشید با اصلاحاتی که خودخواسته از طرف جمهوری اسلامی نیست.‏
‏ یک جماعت موازی نبودن که در جمهوری اسلامی این تغییرات رو بوجود بیارن.‏
‏ اینها شرایط و جو حاکمی بوده که به این سمت و سو رفته و موضوعاتی بوده که از دست جمهوری اسلامی و هزاران حکومت ‏بزرگتر و قدرتمند تر از جمهوری اسلامی هم خارج بوده.‏
‏ اما این اصلاحات در ساختار های بزرگ سیاسی چی؟
‏ خب قاعدتا ما شاهد این هستیم که در تمام این سالیان دراز این قوم و قبیله ای که خودشون رو منتسب به اصلاحات میدونن ‏همچین قدرتی رو در خود نداشتن، همچین پتانسیلی رو در خود نداشتن.‏
‏ چرا که قدرت سیاسی همواره در اختیار حکومت حاکم بوده و اون بخشی از حکومت که در برابر اصلاحات هست همواره قدرت ‏را قبضه کرده بودن و به اینها قدرتی نداده اند.‏
‏ میدانی نداده اند که بتونن همچین رفتارهایی رو از خودشون نشون بدن.‏
‏ اون سردمداران که ما تحت عنوان سردمداران اصلاحات هم میدونیم و میشناسیم هم در نهایت اومدند و معترف بودند که نقش و ‏جایگاهی نداشتند.‏
‏ در نهایت خود هم معترف به تدارکاتچی بودن هم بودند.‏
‏ در نهایت تمام اینها ما رو به این سمت و سو میرسونه که این امکان اصلاحات هم در شرایط حاکم در ایران وجود نداره.‏
‏ یعنی شما واقع بینانه اگر به شرایط نگاه بکنید میدونید که اون نظام و اون جبهه مقابل اصلاحات امروز قدرت رو در اختیار داره ‏و او حاضر به هیچگونه اصلاحاتی نیست.‏
‏ اصلاحات در شرایطی اتفاق می افته که اونها اهرم فشاری داشته باشن.‏
‏ اون جبهه اصلاحات حالا یک اهرم فشاری در اختیار داشته باشه.‏
‏ ما در برهه های خطیری که در ایران هم اتفاق افتاده و حالا این جماعت اصلاحات به نوعی اهرم فشاری رو از سمت مردم هم ‏داشتن شاهد این بودیم که کاری نتونستن به پیش ببرن.‏
‏ پس اینها همه و همه داره ما رو به اون سمت و سو میبره که امکان این اصلاحات در ساختار بسته جمهوری اسلامی نیست.‏
‏ جمهوری اسلامی که دائم در حال بلعیدن خودش هم هست، یعنی کوچکترین نافرمانی و عصیانگری طغیانگری بلافاصله موجب ‏حذف میشود.‏
‏ اصولا این ساختار بیمارگونه ی وابسته و برده وار به فرمان و فرمانبرداری که برگرفته از نگاه ایدئولوژیک اسلامی هست، این ‏تسلیم بودن هست.‏
‏ این نگاه و فرهنگ و معنای خداباوری هست.‏
‏ اصولا اجازه ی هیچ گونه نگاه متفاوتی را نخواهد داد.‏
‏ ساختار سیاسی که جمهوری اسلامی پدید آورده کوچکترین صدای مخالفی را از میان خواهد برد.‏
‏ هر نوع صدایی، حتی صداهایی که گاها با خودش هم همسو بوده، همه نوع صدا را در خود هضم میکند.‏
‏ حتی در زمان هایی که این اهرم فشار وجود داشته باشد تا این ها بتوانند قدرت چانه زنی داشته باشند تا بتوانند وارد شرایطی ‏بشوند تا تغییرات جزئی هم بوجود بیاورند.‏
‏ ما دیدیم که اینها دندان نشان میدهند و آن قدرت حاکم همه چیز را برای خود میکند و امکانی برای اصلاحات به پیش نمیاره.‏
‏ اما موضوع مهم این آرزوی. اصلاحات است.‏
‏ آیا این آرزویی برای اصلاحات در دل مردم وجود دارد؟
‏ آیا اصلا می‌تواند وجود داشته باشد؟
‏ یعنی شما وقتی به شرایط حاکم بر ایران نگاه می‌کنید، آیا می‌توانید آرزویی در این راستا داشته باشید که اصلاحاتی اتفاق بیفتد و ‏از دل این اصلاحات قرار است چه موضوعی تغییر بکند؟
‏ این شرایط خفقان زایی که جمهوری اسلامی پدید آورده در مباحث سیاسی آیا قابل تغییر است؟
‏ آیا می‌شود این‌ها را اصلا تغییر داد؟
‏ با اصلاحات می‌شود این‌ها را تغییر داد؟
‏ یعنی شما نگاه بکنید به ساختار قانونی که در ایران وجود دارد.‏
‏ کافی است یکبار قوانین جزایی ایران را مورد مطالعه قرار.‏
‏ کافی است یک بار قوانین اساسی ایران را مورد مطالعه قرار دهید.‏
‏ این‌ها موضوعاتی است که با اصلاحات قابل حل باشد.‏
‏ این نگاه محکم و دگمی که نسبت به مسائل اسلامی وجود دارد آیا قابل تغییر است؟
‏ و حالا با توجه به میلی که در این داستان نسبت به نگاه های اسلامی وجود دارد، آیا شدنی است که ما تغییری در دلش به وجود ‏بیاوریم؟
‏ مگر این که به ریشه که ریشه اسلامی است بخواهیم هجوم ببریم؟
‏ و آیا در دل اصلاحات همچین پتانسیلی وجود دارد؟
‏ همچین خواسته ای وجود دارد اصلا؟
‏ اصولا نگاه اصلاحات در راستای همچین موضوعاتی است یا همچین خاستگاهی دارد که بخواهد تغییرات بنیادینی به وجود ‏بیاورد؟
‏ بر می گردیم دوباره و گره خوردن مباحث اصلاحات با فروپاشی را باید با هم دوره کنیم.‏
‏ در قسمت گذشته من در باب این فروپاشی صحبت کردم و حالا وقتی نگاه به فروپاشی و اصلاحات می کنیم به نوعی به هم گره ‏خورده اند.‏
‏ نهایت این اصلاحات ما را به سمت و سوی فروپاشی خواهد برد و حالا ما مواجه با یک جماعتی هستیم که سربازان خود ‏جمهوری اسلامی بودند و هویت خود را از جمهوری اسلامی گرفته اند.‏
‏ همه چیزشان از جمهوری اسلامی آمده.‏
‏ آیا اینها حاضر به تغییر بنیان اصلی جمهوری اسلامی هستند؟
‏ به هیچ عنوان.‏
‏ چرا که هویت خود، وجودیت خود و ذات خودشون هم از بین خواهد رفت.‏
‏ تمام این جماعتی که در سنگر اصلاحات وجود دارند بدون جمهوری اسلامی هیچ هویتی ندارند.‏
‏ دیگر چیزی برای عرضه ندارند.‏
‏ تمام وجودیت خودشان را و اعتبار خودشان را اگر داشته باشند آبرو اگر داشته باشند، جایگاه سیاسی اگر داشته باشند را هم از ‏جمهوری اسلامی گرفت.‏
‏ پس قاعدتا حاضر به این موضوع نیستند که بنیان‌های اصلی این جمهوری اسلامی را از بین ببرند چرا که می‌دانند اگر جمهوری ‏اسلامی نباشد خودشان هم نخواهند بود.‏
‏ پس قرار بر تغییرات جزئی هست.‏
‏ حالا آیا میلی در این داستان وجود دارد؟
‏ آیا آرزویی برای این اصلاحات وجود دارد؟
‏ یعنی شما نگاه بکنید به شرایط حاکم در ایران.‏
‏ نگاه بکنید به تمام مشکلات ریز و درشتی که وجود دارد و.‏
‏ اینها موضوعاتی است که با یک تغییرات جزئی قابل حل باشد.‏
‏ شما به شرایط اقتصادی نگاه بکنید.‏
‏ این شرایط اقتصادی با دو تا اتفاق کوچک در خودش می‌تواند شرایط را تغییر بدهد.‏
‏ می‌تواند برابری را بین مردم برگرداند.‏
‏ می‌تواند راحت زیستن را برای مردم، رفاه رو برای مردم فراهم کنه.‏
‏ با تغییرات جزئی یا نیازمند یک کنفیکون کردن و یک دگرگونی کلی است.‏
‏ در باب مسائل سیاسی، نگاه های سیاسی، آزادی بیان، مباحثی از این دست.‏
‏ شما وقتی قانون اساسی را باز میکنید و نگاه میکنید گفتم به هر موضوعی که نزدیک میشود.‏
‏ یک عنوان اسلامی در کنارش از آزادی بیان وجود دارد تا جایی که مخالف باورهای اسلامی نباشد.‏
‏ ما قوانین را وضع میکنیم، خودمان میایم و نماینده انتخاب میکنیم اما در نهایت هر قانونی که وضع میکنیم باید سنخیت داشته ‏باشد با نگاه اسلام.‏
‏ حالا اگر دل این نگاه های اسلامی مثلا باورمند به چند همسری است.‏
‏ باورمند به کودک همسری هست باورمند به زیر پا گذاشتن حقوق مثلا زنان هست، همجنس گرایان هست.‏
‏ اگر قرار بر این دارد که مثلا همجنسگرا رو شلاق بزند و اعدام بکنه و بخوره و تیکه تیکه بکنه.‏
‏ حالا شما در این ساختار مسمومی که همه چیز اینگونه به پیش رفته میخوای چه تغییری در.‏
‏ کجا ایجاد کنید؟
‏ آیا نوبت و زمان بر این نیست که ما کل این ساختار رو تغییر بدیم.‏
‏ آیا اصلا میتونیم آرزو و میلی در این داستان داشته باشیم که با اصلاحات تغییراتی بوجود بیاد و این تغییرات قرار است در کدام ‏نقطه ی غیر قابل درکی که امروز وجود داره رخنه بکنه و چیزی رو عوض کنه؟
‏ قرار است با اون نگاه دگم اسلامی که وجود داره چه تغییری حاصل بکنه در زندگی زنان؟
‏ کاملا موضوعی است قابل درک و این آرزویی که محال و دست نیافتنی است، آرزویی عبث و بیهوده است.‏
‏ از سوی دیگه ما گفتیم اصلاحات به نوعی گره خورده با وجودیت جمهوری اسلامی هست.‏
‏ اصولا بازی ای است برای آرام کردن جماعت.‏
‏ اصولا همواره ما وقتی نزدیک به مسئله اصلاحات میشیم، اصلاحات چندین قدم صدها قدم از مردم عقب تر بوده.‏
‏ یعنی خواسته هایی که مردم داشتن صدها قدم از اونها جلوتر بوده، مردمی بودند که تغییراتی به وجود آوردند و اصلاحات اومدن ‏با سوءاستفاده خود رو بردن در سنگر مردم قرار داد.‏
‏ مثلا اگر در داستان موسیقی رو معیار قرار بدیم مردمی بوده اند که این ساختار را تغییر داده اند.‏
‏ در نوع لباس پوشیدن، در آزادی های اجتماعی و فردی که هیچ وجود ندارد.‏
‏ در امروز ایران هم مردمی بوده اند که این شرایط را تغییر داده اند.‏
‏ به واسطه رفتارهایی که خودشان داشته اند، به واسطه نافرمانی های مدنی ای که داشته اند، اصولا باعث شده اند که سمت و ‏سوی حکومت نه به واسطه قبول کردن خواسته های آنها که به واسطه ضعف و ناتوانی به این سمت و سو برود که قبول کند.‏
‏ حالا وقتی قبول کرده و این ساختار شکل گرفته، جماعتی به عنوان اصلاح طلب هم بوده که آمده و در این سنگر خودش را جا ‏داده و خودش را باعث و بانی هم گاها قلمداد کرده، در صورتی که موضوع به این شکل نبوده.‏
‏ یعنی شما با یک نگاه اجمالی می توانید به این مساله به این نقطه مشخص برسید که تمامی عناوین گره خورده در مباحث ‏اصلاحات دروغین هست و امضا هست، فریب و ریا هست چرا که اصولا اینها دنبال تغییر خاصی نبودند و اصولا دنباله روی ‏کردن برای اینکه خود را همسو و هم‌داستان با مردم تصویر کنند.‏
‏ مردمی که یک حرکتی را به پیش برده اند به واسطه رفتارهای جمعی خودشان و یک جماعتی هم بوده که آمده و با ریا و فریب ‏خودش را همداستان با آنها قرار داده.‏
‏ یعنی مصداق همان مسئله روغن ریخته را نذر امامزاده کردن دیگر.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شوید با جماعتی که نه در راستای یک حرکت تازه برای حتی همان اصلاحات جزئی در ساختار کلی ‏جمهوری اسلامی که آمده و یک اتفاقی که افتاده و حالا دیگر قدرتی برای نظام حاکم نیست تا در برابر آن بخواهد صف‌آرایی کند ‏و آن را به نفع خودش و به سود خودش و به نفع نگاه خودش تعبیر و تفسیر می‌کند و جماعتی را با خودش همداستان می‌کند.‏
‏ ما در نهایت با نگاه کردن به شرایط ایران می‌توانیم به این مساله برسیم که اصولا عوامل بی‌شماری در راستای بازدارندگی ‏وجود دارد.‏
‏ در راستای اصلاحات.‏
‏ اصلاحات هیچ وقت نمی تونه باعث و بانی تغییرات در ایران باشه چرا که مشکلات عمده در ایران مشکلات بنیادینی است که ‏هیچ اصلاحات و هیچ اصلاحاتی قادر به این نیست که بتونه این تغییرات رو شکل بده.‏
‏ یعنی شما میدونید که جمهوری اسلامی و این ساختار مستبد وحشیانه خود را به واسطه مثلا داشتن عنوانی با عنوان ولایت فقیه ‏است که در قانون اساسی هم به آن اشاره شده.‏
‏ هیچ کسی قدرت چانه زنی در راستای اصلاحات را در این داستان نخواهد داشت چرا که باید معترف و باورمند به نظام سیاسی ‏حاکم باشد و نظام سیاسی حاکمی که قاعدتا مساله ولایت فقیه مساله ای جدا نشدنی از خودش است.‏
‏ گفتم اشاره کردم اینکه ما اگر جمهوری اسلامی داشته باشیم که ولایت فقیه نداشته باشه دیگه جمهوری اسلامی نداریم.‏
‏ حالا یه ساختار تازه ای داریم.‏
‏ مثلا باید در باره یک ساختار تازه سیاسی صحبت بکنیم.‏
‏ ما اگر جمهوری اسلامی داشته باشیم که قواعد و قوانین و تمام موضوعیت و وجودیت خودش رو از اسلام نگرفته باشه دیگه ما ‏جمهوری اسلامی نداریم.‏
‏ جمهوری اسلامی که در قانون اساسی دین واحد و رسمی مردم رو اسلام شیعه اثناعشری معرفی نکرده باشه دیگه جمهوری ‏اسلامی نیست.‏
‏ یک حکومت تازه ایست و اصلاحات قادر به این نیست که این اصول رو تغییر بده و جمهوری اسلامی رو عوض کنه مگر ‏اینکه بخواهیم به اون نقطه ای برسیم که در نهایت تمام این اصلاحات در کنار هم ما رو به فروپاشی برسونه که در باب اون هم ‏در قسمت مشخصش صحبت کردیم و گفتیم که در نهایت یک شدنی نیست و اگر هم شدنی باشه قاعدتا آرزوی ما نخواهد بود و در ‏داستان اصلاحات هم موضوع به همین مسئله ختم میشه.‏
‏ اینکه شدنی نیست و اگر باشه هم نباید آرزو و میلی در مردم وجود داشته باشه که قاعدتا ما با یک نگاه ساده به موضوعات ایران ‏هم میتونیم به این برسیم که ایرانی ها به نوعی از اصلاحات گذر کردن و ما دیگه نمیبینیم و شاهد این نیستیم که اون توان سابق ‏رو اصلاحات در ایران داشته باشه.‏
‏ هرچند که واقع بینانه نگاه کرده میتونیم باز هم براشون یک پایگاه اجتماعی قائل باشیم.‏
‏ یعنی نمیشه خود رو گول زد و دور از واقعیت شد و در حقیقت خیالین خود غرق بود و تصویرگری بر این داد که اصلاحات در ‏ایران هیچ جایگاه و پایگاهی نداره و به نوعی اصلاحات امروز مبدل به یک حزب سیاسی به یک نگرش درونی در جمهوری ‏اسلامی شده که قاعدتا کسی که مخالفت با جمهوری اسلامی داشته باشه دل به اصلاحات خوش نکرده.‏
‏ اینو میشه واقعا گفت؟
‏ یعنی در این دیگه شکی نیست؟
‏ اگر کسانی هستند که یک نگاه متفاوتی در خود جمهوری اسلامی داشته باشند هست که با اصلاحات نزدیکی و قرابت دارن.‏
‏ هر کسی که این پوزیشن رو به خود میگیره که من مخالف جمهوری اسلامی هستم اما در پی اصلاحات هستم حقیقتا در یک ‏دوران وهم آلودی داره سیر میکنه و یا به واسطه اون توهمی است که بهش معترف شده و یا به واسطه ریا و فریبکاری است که ‏بهش باورمند هست و اصولا ما مواجه شدیم با مسئله گذر از اصلاحات، گذر از اصلاحات در راستای مخالفت با جمهوری اسلامی ‏قاعدتا اصلاحات وجود دارد.‏
‏ شاید حتی یک طایفه ای هم باشند در ایران که باورمند باشند حتی شاید روزی آنها باشند که غالب مردم را در اختیار بگیرند و ‏یک قدرتی هم داشته باشند.‏
‏ اما موضوع مهم و اساسی در این داستان اینگونه است که ما جماعتی که مخالفت با جمهوری اسلامی داشته باشند نمی توانند ‏نمایندگانی در این نوع نگاه داشته باشند.‏
‏ اصولا نمی توانند همسوی با هم باشند و اصولا کسانی که مخالفت با جمهوری اسلامی دارند و در راستای تغییر در جمهوری ‏اسلامی سیر می کنند، قاعدتا از مبحث اصلاحات گذر کرده اند و اصلاحات حالا تبدیل به یک نگاه درون حزبی در دل جمهوری ‏اسلامی شده، دیگر شکل و شمایل خودش را کاملا از دست داده و شکل و شمایلی که شاید در یک برهه کوتاهی به خود گرفته بود ‏و آن هم به نوعی قبضه کردن نگاه های درونی ایرانی بود.‏
‏ یعنی سوءاستفاده از حرکات درونی بود برای اینکه برای خودش یک اهرم فشاری بخرد تا بتواند در برابر آن حکومت وقت و ‏قالب حرفی برای گفتن داشته باشه.‏
‏ قاعدتا در باب اصلاحات بسیار میشه صحبت کرد اما موضوع مهم و اساسی در نهایت در باب تمام این سرانجام هایی که ما در ‏ایران صحبت میکنیم ما رو قراره به اون نقطه ای برسونه که ما چی میخوایم.‏
‏ قاعدتا کسی نباید در ایران وجود داشته باشه که آرزو و میلی نسبت به اصلاحات داشته باشه.‏
‏ شاید در دورانی از تاریخ ایران ما میلی برای اصلاحات داشتیم.‏
‏ شاید زمانی بوده که اصلاحات میتونسته کارگشا باشه اما امروز و در شرایط جمهوری اسلامی از همون بدو وجودیت خودش ‏جایی برای اصلاحات نداشته چرا که موضوعات بنیادینی رو مطرح کرده که مخالفت با تمام آزادی ها، تمام برابری و تمام آرمان ‏های ما داشته.‏
‏ جمهوری اسلامی هیچگاه قابل اصلاح نبوده چرا که ساختارهای اصلی ای داره که نمیتونن تغییر کنند و در اصلاحات کاری ‏برنمیاد برای تغییر دادنشون.‏
‏ قاعدتا باید آرزو و میل و ایمانی در دل مردم شکل بگیرد برای ساختن فردایی بهتر.‏
‏ و هدف از گفتن ها هم در نهایت همین هست.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم با شما مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده شود و تغییر شکل بگیرد می توانید آثار ‏من را با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمی شود.‏
‏ من پیش از این که بخواهم برنامه ای به نام جان را ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید و باورهای خودم را تحت عناوین و ‏کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.‏
‏ تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ می توانید با مراجعه به وب سایت جهان آرمانی این آثار را به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده ‏بشه اون رو با دیگران هم به اشتراک بذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏