در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
طغیان، همان حلقه مفقودهای است که از ما ربودهاند تا در جهان سکون و سکوت، وامانده در اسارت و بردگی باقی بمانیم. این بخش از آثار صوتی «به نام جان»، نه یک پادکست معمولی، که مانیفستی علیه خاموشی است. طغیان در این روایت، نه به معنای ناهنجاری، بلکه به مثابه بیداریِ فریادی است که باید جهان زشتیمان را دگرگون کند.
نیما شهسواری در این ویژهبرنامه، با نگاهی منتقدانه به ساختارهای قدرت، از واژهای غبارروبی میکند که همواره توسط غاصبانِ حقیقت، نکوهیده شده است. برای درک ریشههای خفقان و یافتن مسیر آزادی، ما ناگزیر به بازگشت به مفهوم اصیل ایستادگی هستیم. شما میتوانید این اثر و دیگر آثار نیما شهسواری را از طریق پرتال دسترسی رایگان دریافت کنید.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
طغیان رو از اون ابتدا برای ما بد تعریف کردند.
طغیان رو مترادف با زشتی ها دونستند.
طغیان رو برابر با ناهنجاری دونستند.
برابر با قانون شکنی دونستند.
طغیان همواره بین انسان ها تعریف بدی داشته.
طغیانگری، یاغی بودن و این مضامین همیشه نکوهیده شده بین انسانها.
خب ما باید در ابتدا بدونیم که داریم درباره چی صحبت می کنیم و این طغیان یعنی چی؟
این طغیان به مفهوم این هستش که در برابر مظالم ایستادگی کرد. سکوت نکرد. ساکن نبود. خاموش نبود.
این طغیان به معنی ایستادگی است.
به معنی مقابله است.
به معنی مبارزه است.
خب این طغیان مسلما در برابرش خاموشی و سکون و سکوت قرار میگیره.
این سرخم کردن در برابر نظم قرار میگیره و فرهنگ غالب سعی همیشه داشته که این رو تو بین انسانها جا بندازه.
اینکه فرمانبردار باشند.
اینکه طاعت گر باشند.
اینکه یاغی نباشند.
عاصی بودن و یاغی بودن در برابر باورها در برابر نظم های حاکم همیشه نکوهیده شده ریشه بر میگرده.
باز هم به همون باور به خدا.
یک ایده ای در طول سالیان دراز بین انسان ها جا افتاده.
یک فرمانده ای رو در اون بالا قرار داده.
اون فرمانده نیاز به فرمانبردار داشته و قاعدتا یاغی گری و طغیان رو در برابر خودش می دیده.
اون تخت قدرتی که برای خودش ساخته بوده تنها عامل محرکی که می تونسته از بین ببردش مسلما اون طغیان بوده.
خب این نسل به نسل گذشته و حالا انسان جای خودش رو با خدا عوض کرده.
حالا انسان هایی هستند که در جایگاه خدا می شینن و باز هم برای پیش بردن این نظم غالب و حاکم نیاز به یک سری مغلوب و فرمانبردار دارند.
دارد، پس قاعدتا همسو نمیشود با طغیان.
قاعدتا طغیان را نفی میکنند، طغیان را بدی میدانند و بعد تعاریفی درست میشود در باب اینکه طغیان کار بدی است و طغیان هنجار شکنی است، قانون شکنی است و خب مسلما طغیان گران هم انسانهای بی قانونی هستند.
انسانهای هرج و مرج طلبی هستند و این برای آن نظم حاکم و آن غاصبان و آن کسانی که قدرت را در اختیار داشتند موجب مباهات بوده، موجب خوشبختی بوده، تضمین کننده تخت قدرتشان بوده.
پس ما نمیتوانیم توقع داشته باشیم جهانی که همواره در پی ساختن غالب و مغلوب بوده، یک تعریف درستی نسبت به طغیان داشته باشد.
همیشه نکوهیده شده به واسطه اینکه او تحت قدرت نیرویی که در برابرش همیشه میدیده همین طغیان بوده.
تنها نیروی محرکهای که میتوانسته انسانها را به حرکت وادارد.
همین طغیانگری بوده.
حالا اگر بخواهیم یک مقداری در این تعریفمون نسبت به طغیان ریزتر بشیم، از اتفاقات کوچیک زندگیمون تا بزرگترین اتفاقاتی که توی زندگی جمعی مون تاثیرگذار هست.
طغیانگری قابل تعریف است.
شما توی یک مدرسه در نظر بگیرید که مثلا یک معلمی در حال زورگویی است.
پدری که داره به بچه خودش زور میگه ظلم میکنه.
در روابط دوستانه ای که بین ما هست یک دوستی داره زورگویی میکنه.
اون کسی که در برابر اون ایستادگی میکنه طغیانگری میکنه.
اون شخص میشه یاغی.
پس این طغیان ریشه گرفته از ایستادگی داره در برابر مظالم، سکون و سکوت نداشتن داره در جای جای زندگی ما اتفاق می افتد و انسان ها وابسته به تعالیم شان در بیشتر مواقع سکون و سکوت را اختیار می کنند.
تعاریف یک به یک دارد به انسان ها خورانده می شود.
به شما یک تصویری از یک دنیایی می دهند که اگر توش طغیانگری بکنید جایگاهی نخواهید داشت.
شما توی یک اداره ای در حال کار کردن هستید.
رییس اداره تون یه کاری می کنه که از نظر شما ظلمه، از نظر همه هم ظلمه.
بد دهنی می کنه با یکی از کارمندان زیردست خودش بد صحبت می کنه.
توی کارخونه ای هستید که حالا با یک کارگری دارند این رفتار رو می کنند.
شما می دونید که ظلم اتفاق افتاده اما غالب نگاه اون ارزش استوار بینتون، اون چیزی که مدام داره بهتون تعلیم داده میشه این هست که باید سکوت کنی، باید از کنارش بگذری.
حالا با دلایل مختلف به شما چه ارتباطی داره؟
شاید اصلا حق با اون بوده.
شما که از ریز این اتفاق با خبر نبود.
با بهانه های مختلف به شما یک ارزشی رو می خورانند که خب یه پشتوانه ای هم داره.
پشتوانه اش اون ترس از از بین رفتن اون جایگاه است.
ترس از میان رفتن اون شغل هست.
ترس تنبیه شدن و مجازات هست.
و شما به سکون و سکوت وادار میشید.
طغیانگری در بینتون از بین میره.
این روح طغیانگری از همون ابتدا باید شکل بگیره دیگه.
ولی توی غالب انسان ها این اتفاق نمی افته.
یعنی غالبا تعلیم دیدند که طغیانگر نباشند، سکون کنند، سکوت کنند. ساده است.
یعنی با این تعاریف و با این تعالیم شما مطمئن هستید که منافع تون با این سکوت بهتر و بهتر رعایت میشه و بهتر بهتون می رسه.
اگر قرار بر طغیانگری بکنید، اگر قرار باشه که با طغیانگری کارتون رو به پیش ببرید، احتمال هر نوع مجازات و بدبختی در برابرتان هست.
مثالهای ریز و درشت بسیاری را برایتان قطار می کنند.
یعنی از ابتدای امر از بچگی شما دارید می بینید بچه ای که در برابر پدرش ایستادگی می کند، پدری که دارد ظلم می کند، زور می گوید و بچه اش در برابرش ایستادگی می کند، تنبیه می شود، کتک می خورد.
توی مدرسه اگر به بچه ای دارند ظلم می کنند.
اگر معلمی دارد کار خطایی انجام می دهد، ظلمی را به دیگران روا می داره.
اون بچه اگر ایستادگی بکنه، طغیانگری بکنه، پرسشگری بکنه، بلافاصله مواخذه میشه، از مدرسه اخراج میشه و هزار مصیبت براش اتفاق می افته.
خب این در آگاه و خودآگاه و ناخودآگاه شما این تعلیم رو بهتون داره.
می دونه که در آینده در برابر تمام مسائل همینقدر خاموش باشید.
یعنی اگر ما توی یک شرایط دهشتناکی مثل شرایط ایران قرار می گیریم، همه سکون و سکوت رو اختیار می میکند.
نهایت آن طغیانگری.
پچ پچ هاییست که بینمون رد و بدل میشه.
حاضر به از جان گذشتگی و شجاعت توی این راه نداریم.
چون اینجوری تعلیم ندیدیم.
شما انسان هایی رو در نظر بگیرید که اگر در مدرسه معلمی ظلم کرد خب اون بچه تشویق میشد به عنوان یک قهرمان بهش نگاه میشد.
خب این باعث رشد کردن این حس طغیانگری بین همه میشد.
اما وقتی تنبیه و توبیخ هست در برابرش مسلما این ریشه رو خشک میکنه.
ما با یک فرهنگ غالبی داریم بزرگ میشیم.
با یک فرهنگ قدرتمندی که در لایه های مختلف همه چیز رو در اختیار گرفته.
یعنی شما به ایران خودمون نگاه کنید.
تفکر کنید و پیرامون خودتون رو ببینید.
ما یک قدرت غالب فکری داریم اسلام و شیعه گری.
خوب این اسلام و شیعیگری قدرت را به دست گرفته.
حکومت در اختیارش هست.
سیاست در اختیارش هست.
بزرگترین و مهم ترین قوه محرکه انسانی.
تعلیم و تربیت هم در اختیارش است.
تمام مدارس، تمام دانشگاهها از رتبه های کوچک مثل مهدکودک تا بالاترین رتبه ها و درجات دانشگاهها تا هر مدرک و هر جایی که نیاز به تعلیم و تربیت باشد در اختیارش است.
صدا و سیما در اختیارش است.
صدا و سیمایی که حتی قدرتش به مراتب بیشتر از آن آموزشگاه هاست.
یک قشر همه گیری را دارد در اختیار میگیره و حالا مدام داره به شما تکرار میکنه این درس دور موندن از طغیانگری رو.
این نکوهیده یاغی گری رو مدام داره بهتون تصویر میده.
ریشه ی این تفکر.
ریشه ی این تفکر از اون ابتدای امر یعنی شما وقتی به فلسفه خدا فکر میکنید یک شیطانی رو براتون تصویر میکنه که این شیطان یاغی است.
این شیطان طغیانگری میکنه و این طغیانگری شروع تمام مصیبت هاست.
یعنی باز اون تنبیه و مجازات قرار میگیره در برابر یاغی گری، در برابر طغیان، در برابر ایستادگی.
خب این فرهنگ غالب هست.
این فرهنگ اون ریشه ی ابتداییش.
با همین چند المانی که من اسم بردم شروع شده.
یک تصویر ابتدایی به شما میده.
یک خدای قدرتمند، یک فرمانده، یک سری فرمانبردار.
حالا یک فرمانی میاد اون فرمان.
دستور به مثلا سجده در برابر مثلا نه تحقیقا.
خب داره دستور به سجده در برابر انسان میده.
حالا با اون فلسفه ای که داره تعریف میکنه.
شیطان با هر دلیلی نمی خواد این کار رو بکن.
این شروع یاغی گری است که شما دیگه فرمانبردار نیستید.
شروع طغیان شیطان مساوی است با تنبیه و توبیخ هم برای شیطان و بعدها برای انسان.
هر نوع نافرمانی مساوی است با تنبیه و توبیخ.
اون داستان همیشگی و تکراری سیب سرخ حوا رو همه شنیدیم.
خب اون هم راستایی در همین.
در همین پروراندن.
این فرمانبرداری و از بین بردن یاغی گری و طغیان.
پس شما وقتی با یک با یک همچین تفکری روبه رو هستید که ریشه ابتدایی و اصلی خودش رو از این سکون و سکوت میگیره از این فرمانبرداری میگیره.
از این تعلیم انسان ها، به مغلوبان، به فرمانبرداران، به بردگان، به بندگان داره از یه همچین تفکری نیرو و قدرت میگیره.
بعد حالا میاد در کنارش قدرت سیاسی.
همه قدرت های موجود در یک زندگی اجتماعی رو به دست میگیره و تعلیم و تربیت رو به دست میگیره.
تمام آموزش و پرورش در اختیارش هست تا همون تفکر خودش رو به مردم بقبولونه.
صدا و سیما در اختیارش هست.
تمام اسباب و وسایلی که در راه استفاده کردن برای تربیت انسان هاست.
فرهنگ، هنر، سینما، تلویزیون همه چیز در اختیارش هست.
خب این فرهنگ رو بهش دامن میزنه.
حالا شما نمیتونید توقع داشته باشید از انسان ها که انسان ها یاغی گر و طغیانگر باشند.
این فرهنگ رسوخ پیدا میکنه.
اون پدری، اون مادری که این فرهنگ رو گرفته و آزمون و خطا شده و آموزش دیده در این راه به بچش هم منتقل میکنه.
حالا هر کدوم از اینها به یک درصدی روی اون بچه تاثیر میگذارند و در نهایت ازش یک فرمانبردار رو میسازند که خیلی ساده است شما در کنارتون هزاران اتفاق رو می بینه.
مثلا به عنوان مثال شما میرید توی خیابون و خیابون اعتراضاتی شکل گرفت.
همه دارن شعار سر میدن.
این اتفاق برای خود من به صورت شخصی افتاده.
توی همون سال هشتاد و هشت بود.
مردم ریخته بودن تو خیابون و داشتن اعتراض میکرد.
شما مواجه میشدید با یک مردمی که این فرمانبرداری رو از بین برده بودند اومده بودند توی خیابون برای اعتراض.
اما نکته جالب قضیه اینجا بود که اگر یکی از اون مزدورهای جمهوری اسلامی به سمت شما میومد و میخواست شما رو از اون جماعت با تعداد بیشماری بکشه بیرون و کتک بزنه و باعث ترس دیگران بشه، جماعت این روحیه ی طغیانگری رو در خودش نداشت و در سکوت نگاه میکرد.
چون همیشه قدرت برتری را برایش تصویر کرده بودند در سکوت می ایستاد تا اون یک نفر رو بکشم بیرون کتک بزنند و بعد رهاش کنه.
این اتفاق عینا برای خود من افتاد.
یعنی من توی اون دوران و سال هشتاد و هشت زمانی که توی مشهد بودم، سال هشتاد و هشت مشهد سمت پارک ملت شلوغ شده بود و اون هایی که توی مشهد زندگی کردن می دونن اون منطقه رو میشناسن.
یک بازار استقلالی داره. زیرگذر نیست.
یک زیرگذر که توش هم پر از مرغ فروشی و پروتئینی و اینجور چیزهاست.
توی اونجا اومده بودن یکی از مغازه ها رو خالی کرده بودند.
یکی از همین مغازه ها رو و بعد میومدن اون جماعتی که بالا وایساده بودند و توی اون محیط نزدیک به اون پارک ملت اعتراض می کردند رو یک نفر از توشون انتخاب میکردن و میبردن اون پائین کتک میزدن.
بعد میومدن ولش میکردن در برابر بقیه مردم که با این کار و این تصویر سکون و سکوت رو بیشتر بینشون رواج بدن، مردم ساکت تر بشن.
مردم از این طغیان و اون یاغی گری دور بشن.
حتی این توی سال 88 ادامه پیدا کرد.
یعنی شما اگر به اون سال برگردید اون اخبار و اون اتفاقات رو دنبال کنید حتما خاطرتون هست.
یا حتی اگر خاطرتون هم نباشه یا توی اون دوران نبوده باشید اخبار رو حتما دنبال کردید یا میتونید الان هم دنبال کنید.
اون سال خیلی بی پروا جمهوری اسلامی اومد درباره ی تجاوز جنسی به مردها توی زندان های کهریزک صحبت کرد.
دلیل یه همچین کاری چی بود؟
به جز ترسوندن مردم؟
به جز دور کردن مردم از اون حس طغیان و یاغی گری؟
یعنی باز با همون المان تنبیه و توبیخ.
شما یه زشتی دارید.
اسمش طغیان گری ست.
یاغی گری ست. پرسشگری ست. ایستادگی ست.
یک نکته ی مثبت دارد. یک سفیدی. یک سیاهی.
همه ی باورها همینجوریش یک نقطه ی سفید داره.
یک نقطه ی سیاه داره.
نقطه ی سفیدی که داره تصویر می کنه.
اون باور اسلامی و باور جمهوری اسلامی به شما یک تصویری میده از این نکته ی مهم که بله سکون و سکوت، فرمانبرداری زیبایی است، سپیدی است، خداست.
حالا همون باوری ست که ما داریم ترویجش میدیم.
طغیانگری بدی است.
حالا در برابر این طغیانگری یک مجازاتی رو خواهید داشت و بعد اون مجازات به شنیع ترین و وحشیانه ترین شکل ممکنه برای اینکه تو شما حس بازدارندگی رو به وجود بیاره و شما هی دورتر بشید.
حالا ما توی یه همچین شرایطی از بچگی بزرگ شدیم، یه همچین چیزهایی رو دیدیم.
همواره هم در پی گسترش دادنش هستند.
هر روز دارن قدرتمند تر می کنن.
این احساس رو در بین مردم که مردم دورتر و دورتر از این حس یاغی گری و طغیان بشن.
خب با یه همچین فرهنگ غالب، با یه همچین قدرت سلطه ای که همه چیز رو در اختیار گرفته خیلی سخت میشه مبارزه کرد چون وجودی نداره.
یعنی اون طغیانگری بین مردم وجودیت نداره.
یعنی باید دوباره در بینشون با اون اسباب و ابزار کوچکی که در اختیار بقیه هست، اون جماعتی که دل به تغییر داده و دل به بهتر شدن اوضاع داده که قدرتی نداره، نه آموزش و پرورشی در اختیارش هست که بتونه کاری بکنه، نه صدا و سیما در اختیارش هست، نه فرهنگ غالب در اختیارش هست که مثلا از طریق هنر بتونه صحبتش رو برسونه.
سینماها در اختیار جمهوری اسلامی است.
نمی دونم کتاب ها در اختیار جمهوری اسلامی هست.
همه چیز موسیقی در اختیار جمهوری اسلامی هست.
همه اسباب هنر در اختیار جمهوری اسلامی.
حالا شما بدون ابزار باید در بین مردم یه فرهنگ تازه ای رو بکارید.
یک انقلاب فکری رو به وجود بیاورید که انسان ها دوباره از نو نگاه بکنند به این طغیان، دوباره نگاه بکنند، حس یاغی گری را پاس بدارند، یک تعریف دوباره ای باشد که شما طغیان را مترادف با ناهنجاری و بی قانونی ندانید.
به دنبال قانونی که خودتون بهش اعتقاد دارید رو ما می خوایم تصویر بکنیم دیگه.
یعنی اون دورانی که مردم در زمان مشروطه ایرانی ها میومدن توی خیابون فریاد اولشون قانون بود، قانون طلبی بود اما از طریق طغیان می خواستن بهش برسن دیگه.
یعنی می خواستند طغیان بکنند تا بعد از گذشت و درون این طغیان به یک نظام قانونمند برسند که قانونی رو که از دل خودشون اومده بود بیرون رو جاری و ساری کنن.
پس یعنی برای شروع ما نیاز به طغیانگری داریم.
به هر نوع از نگاه ها که نگاه میکنیم به همه اتفاقات پیرامون و جهان مون که نگاه میکنیم، اون نقطه اولیه و اون جرقه ابتدایی با طغیان به وجود می آید.
پس طغیان هیچ ارتباطی با بی قانونی نداره.
طغیان میشه گاهی برای به وجود آوردن قانون ازش استفاده بشه.
با تمام تعاریفی که تا اینجا ازش صحبت کردیم، خب قاعدتا ما کار خیلی سختی رو پیش رو داریم.
یعنی بدون هیچ قدرتی، بدون هیچ نیرویی برای تغییر دادن باید همه چیز رو تغییر داد و از نو ساخت.
انسان باید از نو پدیدار بشه که به طغیان احترام بزاره.
یعنی طغیان رو محترم بشمره.
طغیانی که به معنای ایستادگی است.
ایستادگی با تمام مظالم در پیش رو.
در جای جای زندگی.
یعنی اصلا نیازی نیست که موضوع مورد بحث یه موضوع خاصی باشه یعنی در باب مسائل اجتماعی باشه نه قرار است این حس طغیانگری بین انسان ها آنقدر قدرتمند باشه که در باب مسائل کوچک و بزرگ بهش اتکا بکنند.
یعنی کودکانی باید بار بیاند که اگر پدرشون بهشون زور گفت بهشون ظلم کرد در برابرش طغیان کنند.
اگر معلم مدرسه این کار رو کرد یک جماعت بزرگی از بچه ها باشند که طغیانگری بکنند.
در بین بعضی ها این وجود داره این حس طغیان باز هم به واسطه ی تعالیمی که دیده اند.
یعنی شما در دنیایی زندگی می کنید که تعالیم ریز و درشت در حال اصابت کردن با شماست.
ما یه مغزی داریم که دائما در حال گرفتن این تعالیم هست.
اما این تعالیم رو بعضی ها یه جوری تصویر می کنند و تصور می کنند که تعالیم خلاصه شده در مثلا به عنوان مثال مدرسه ایست که میرید کتاب هاییست که میخونید. نه.
موضوع این هست که این تعالیم اشکال مختلفی داره.
ما وقتی از تعلیم داریم صحبت میکنیم به صورت مشخص در باب مثلا آموزش و پرورش صحبت نمیکنیم.
ما داریم در باب موضوعی صحبت میکنیم که میتونه یک انسان با نگاه کردن به زندگی مثلا یک حیوان هم یک تعلیمی ببینه، با یکی از رفتارهای اون یه تعلیمی ببینه.
حالا میتونه این تعلیم در کودکی اش اتفاق افتاده باشه.
یعنی وقتی مثلا یک حیوانی رو میبینه که در برابر ظلمی که داره بهش میشه طغیانگری میکنه و ایستادگی میکنه، این میشه یک تعلیم و یک تعلیمی میشه که در ناخودآگاه و خودآگاهش قدرتمند و قدرتمند تر میشه.
پس وقتی ما در باب تعلیم صحبت می کنیم، منظورمون مفاهیم کلاسیکی که توی ذهنتون هست و تعلیم و تربیت از طریق آموزش و پرورش نیست، راه های بیشماری داره که حالا یکیش مثلا آموزش پرورش یکیش هنر هست.
تاثیر هنر هست.
یکیش مثلا صدا و سیما هست، یکیش رفاقت با دوستانمون هست.
دوستانی که داریم روی ما تاثیر میذارن به ما تعلیم میدن و مصادیق بسیاری داره.
در کنار این تعالیم از طریق موضوعات مختلفی که حالا یه تعدادیش رو گفتیم، تاثیری که روی انسان ها متفاوت میذاره.
یعنی شما از یک موضوع خاص یک تعلیم خاصی میگیرید و یک انسان دیگه تعلیم خاص دیگه ای میگیره و اصلا متفاوته.
نمونه بارزش هم اونجاست که مثلا شما یک کتاب رو دو نفر میخونند، هر کدوم یک برداشت و استنباط خاص خودشون رو دارند.
تمامی آثار هنری رو یک تاثیر خاصی میگیرند.
شما از خوندن یک کتاب یک تاثیری میگیرید فرای اون معنی که حالا نویسنده خواسته به شما القا بکنه.
فرای اون هر کسی تاثیر خودش رو می گیره و اون موضوع رو به نوع دیگه ای معنا براش می ده.
پس ما با یک مقوله ای رو به رو هستیم از این تعالیم که این تعالیم متفاوت در المان های مختلف می تونه تاثیر های مختلفی رو روی انسان های مختلف بذاره.
حالا با توجه به این پیش زمینه ای که دربارش صحبت کردم، ما انسان هایی رو در اطراف خودمون می بینیم که طغیانگری در وجودشون زنده است.
هنوز یاغی هستند.
با تمام اون فرهنگ غالب ای که وجود داره، با تمام اون تعالیمی که مدام در حال تکرار شدن است.
ولی باز هم شما انسان هایی رو می بینید که فرای اون تاثیر ها تاثیر خودشون و تعلیم خودشون رو گرفتند و یاغی گر هستند و طغیان گر هستند.
این یاغی گری و طغیان نقش به سزایی توی زندگی ما داره.
در جای جای زندگی ما می تونه تاثیر بزاره و این نبودنش و این فقدانش باعث این سکوت مداوم در بین نسلهای بشری شده.
اتفاقاتی که در راستای بهتر شدن دنیاست تا این حد دیر اتفاق می افته.
یعنی انسانها سالیان دراز تلاش می کنند تا برده داری رو از بین ببرند.
این همون فقدان اون طغیانگری است.
یک جایی از حد می زنه بیرون و دیگه بقیه رو هم بیدار می کنه.
یک جایی که به نوعی تبدیل به بهمن میشه.
اون ذره ی کوچکی که از بالای کوه داشته میومده پایین، اون ذره ی کوچک برف یک جایی همه رو همراه خودش می کنه بدون اینکه بخوان حتی.
ولی اون استارت اولیه و اون شروع خیلی سخت می تونه باشه.
در کنار این باید به این توجه کرد که این طغیانگری در زندگی ما، در زندگی شخصی ما در جای جای اش تاثیرگذار هست و نبودنش باعث این نابسامانی هاست و این طغیانی که ما ازش صحبت می کنیم و این ایستادگی و این یاغی یاغیگری.
این پرسشگری باید در همه جای زندگی معنا پیدا بکند.
لازم است برای زندگی بهتر خود و دیگران در باب همان مسائلی که صحبت کردیم در باب مصادیقی مثل آزادی و برابری شکل گرفتنی نیست مگر اینکه طغیانگری وجود داشته باشد.
شما امروز در جهان پیرامونتان چیزی قابل عرض نیست که در راستای آزادی و برابری وجود داشته باشد که شما بخواهید به آن چنگ بزنید پس باید به وجود بیاید.
در آن فرهنگ غالب به صورت وحشت ناک شما را از طغیانگری دور می کنند.
مثلا نگاه کنید به این مبحث مثلا دعا کردن.
مبحث انتظار ظهور داشتن موضوعاتی از این دست به صورت وحشتناک دارد شما را دور می کند و مدام داره دورتر میکنه از ایستادگی و طغیان.
اصلا این تعالیم مرحله به مرحله برای سکون و سکوت است.
شما اگر به جهان پیرامونتان هم نگاه بکنید حکومت های دنیا را ببینید.
طرز تفکراتی که حتی بعد از ادیان به وجود آمدند حتی در راستای مخالفت با ادیان هم به وجود آمدند.
از این دستاویز مشخص ادیان همیشه استفاده کردند به خاطر اینکه استوار شدن این نوع تفکر و به وجود آمدن و دوام این نظام را در همین نقطه کلیدی دیدند.
یعنی شما حتی اگر افکار مخالف حتی با ادیان یا حتی مثلا افکاری که قرار بر برکنار گذاشتن ادیان داشته را نگاه بکنید هم این معانی را مدام در حال بازتولید شدن هستند چون راهی فرای این ندارند.
هر کدام از این باورها اگر قرار بود که طغیانگری را بال و پر بهش بده، اولین خبط و خطای خودش، اولین دستاویزی خودش به ظلم باعث می شد که یک عده ی یک جماعت یاغی رو در برابرش ببینه.
یعنی پس خیلی ساده است که مثلا کمونیست هم نخواد انسانها یاغی گر و طغیان گر باشند.
اون هم سعی در فرمانبردار کردن انسان ها داشته باشه.
چون واضح و روشن هستش که اگر یاغی هایی در جهان وجود داشته باشند با اولین ظلم با اولین اشتباه در برابرشون ایستادگی میکنند.
اگر این فرهنگ غالب باشه، اگر فرهنگ غالب ایستادگی باشه مسلما راه چاره ای برای اون قدرتمندها باقی نمی زاره.
اون کسی که همه چیز رو در نهاد قدرت و چشم امیدش فقط به اون قدرت هست قاعدتا نیاز به اون مغلوب ها داره و این فرهنگ غالب ایست که دائما در حال بازتولید در اشکال مختلف در ادیان مختلف در قدرت های مختلف هست.
این طغیان قراره در برابر این نگاه ها بایستد.
در برابر نگاهی که از شما میخواهد که به خودتان فکر نکنید.
از شما میخواهد که در انتظار یک ناجی باشی.
در انتظار یک مهدی موعود باشید.
در انتظار در انتظار باشید و دعا کنید که خدا کارهاتون رو درست بکنه.
این قراره در برابر این بایسته قراره که به شما این رو بفهمونه که شما تمام قدرت نزد خودتونه.
اگر اتفاقی قراره بیفته فقط از طریق خودتون خواهد افتاد.
اگر ظلمی در حال شکل گرفتن هست، فقط شما میتونید در برابرش ایستادگی کنید و خوب قاعدتا این طغیان راهگشاست.
در همه جای زندگی ما این تغییر و این ایمانی که ما باید داشته باشیم، در راه تغییر بزرگترین المان کمک کننده بهش همین طغیان هست.
هیچ راه دیگه ای در برابر ما نیست مگر ایمان داشتن به طغیان و یاغی گری.
پرسش گر بودن.
شک کردن یعنی.
عناوینی هست که باید پرورانده بشه در برابر اون نظام غالبه.
در برابر تمام تعاریفی که تا امروز شنیدیم، تمام تعالیمی که تا امروز شنیدیم و قراره که تغییر بدیم.
طغیان قاعدتا تنها راه گشاست.
امروز اگر تو کشور ما شرایط وحشتناک است، اگر یک سیل بیشماری در خاموشی هستند، اون اکثریت خاموش، اون اکثریت خاکستری، اون کسانی که هیچ واکنشی نسبت به موضوعات پیرامون خودشون ندارند.
یک عده ای شون به دلیل انتفاع این کار رو انتخاب کردند، یه عده ای شون دارن سود میبرند از مثلا وجود جمهوری اسلامی ثروتمند تر میشن اما یه عده ی قلیلی از اونها به واسطه ی نبودن این فرهنگ طغیانگری ست که کاری نمی کند.
به واسطه ی این تعاریف مداوم در باب مجازات و تنبیه است.
به واسطه ی آن پروراندن ترس و وجودشونه که هیچ واکنشی ندارند و دائما در حال سکوت کردن اند.
اما این فرهنگ باید روزی تغییر کند.
اگر چشم امیدی به تغییر داشته باشیم، اگر بخوایم که دنیامون رو بهتر بکنیم، هیچ راه دیگه ای در برابر ما نیست مگر بیدار کردن.
طغیان ایمان داشتن به طغیان.
از هر انسان یک یاغی به وجود آوردن یاغی که قرار است در برابر همه چیز بایستد، قرار هست به همه چیز شک بکنه.
قرار هست صحبت هر کسی رو که می شنوه نقد بکنه.
اصلا چیزی به اسم طاعت کاری وجود نداشته باشه.
چیزی به اسم فرمان وجود نداشته باشه که بخواد فرمانبرداری وجود داشته باشه.
پس بحثی که ما پیرامون طغیانگری می کنیم در باب یاغی بودن می کنیم به مفهوم از بین بردن فرمان هست.
قرار نیست فرمانده تغییر بکنه.
قرار نیست ما اون تاج رو برداریم بدیم به یک نفر دیگه.
پادشاه امروز تغییر بکنه با یک عمامه به سر عمامه به سر تغییر بکنه، با یک آدم فوکول کراواتی فوکول کراواتی رو بکشیم پائین، یک آدم دیگه رو بیاریم بالا.
یک استاد دانشگاه رو بذاریم بالا.
قرار هستش که هیچ فرمانی وجود نداشته باشه، کسی اون بالا قرار نداشته باشه و روحیه طغیانگر هیچ وقت قادر به هضم این موضوع نیست که کسی فرمانده بهش باشه.
شما کدوم یاغی رو میتونید سراغ داشته باشید که در برابر این موضوعات ایستادگی نکنه و قبول بکنه که کسی بهش فرمان بده؟
وقتی صحبت از این میکنیم که این فرهنگ غالب دائما در حال بازتولید این تفکر مسموم هست.
شما به جهان پیرامونتان نگاه کنید.
به ارتش های جهان نگاه کنید، به قاعده ی سربازی رفتن نگاه کنید.
این قاعده در حال بازتولید بردست داره برده به جهان می ده.
داره می گه فرمانی که می رسه قابل فکر کردن نیست.
قابل شک کردن و انتقاد کردن نیست.
شما فقط و فقط فرمانبردار هستید.
فرماندهی در اون بالا قرار داره.
هر امری که از طرف اون بیاد شما باید انجام بدید.
این فکر بیمار مدام در حال رسوخ کردن در جای جای زندگی ماست.
از همه کس برای شما فرمانده به وجود می آورد.
از همه کس یک بزرگ تصویر می کند چون ریشه یک ریشه یکسان هست.
یعنی ریشه همون ریشه ای است که از اون ابتدای امر به شما یک خدای رو تصویر براتون کردند.
یک خدای در اون نقطه ابتدایی، در اون نقطه اولیه وجود داشته.
امروز اگر در باب خدا بخواید صحبت بکنید، هر کسی با هر نوع تفکری در برابر این انتقاد از خدا می خواد ایستادگی بکنه.
یک عده ای که حالا بیخدا هستند و آتئیست هستند و به وجود خدا اعتقاد ندارند.
خب اینها موضوعشون جداست.
اما همون آتئیست ها وقتی زیر غالب یک باوری مثل باور به کمونیست قرار میگیرند یک خدای جایگزینی دارند مثلا به اسم مارکس.
اون خدا قابل انتقاد نیست.
اون خدا قابل شک کردن نیست.
چون همه درگیر این فرهنگ غالب بودن، همه درگیرش بودن و مدام در حال بازتولید آن بودند.
یک ریشه ای در زمین وجود داشته، یک درختی رو به وجود آورده.
مردمانی به وجود اومدن که این شاخ و برگ ها رو از بین بردند.
اما ریشه استوار در جایش باقی مانده.
حتی درخت را از بین برده اند ولی دوباره درخت روییده، دوباره شاخه زده، دوباره برگ داده و دوباره قدرتمند تر از قبل.
حالا به بازتولید آن افکار حتی در اشکال شنیع تر خودش پیش رفته.
پس وقتی ما از این فرهنگ غالب صحبت می کنیم در جای جای زندگیمان جاری و ساری است و موضوع مهم آن ایستادگی است.
آن تغییر است.
آن تغییری که با دست کم، با بی بضاعتی، با نداشتن هیچ تریبونی قرار است اتفاق بیفتد.
قرار است که اگر صحبتی می شود، اگر کتابی نوشته می شود، اگر شعری گفته می شود، اگر از هر المانی برای تاثیر گذاری روی انسان ها استفاده می شود، قرار است که این روح طغیانگری را در شما بیدار کند.
قرار است که از هر انسان یک یاغی به وجود بیاورد که نه فقط در باب مسائل بزرگ، در باب مسائل اجتماعی، در باب مسائل کوچک فردی هم تاثیر گذار باشه.
یک انسانی که یاغی مآب هست.
یک انسانی که باور و ایمان به طغیانگری داره.
در برابر ظلم دوست خودش هم ایستادگی میکنه.
اگر دوست خودش هم کاری رو کرد که ظلم به اون یا به دیگران بود، مسلما در برابرش ایستادگی خواهد کرد.
بی تفاوت از موضوعات نمیگذره.
اون فرهنگ غالب که امروز داره به انسان ها مدام این مجازات رو تصویر میکنه بهانه ای هم براش به وجود میاره.
خب خیلی راحت وقتی از توی خیابون میگذره یک نفری رو در حال کتک زدن هستند.
از کنارش میگذره.
بهانه های بسیار داره برای تو.
شاید مشکلی پیش بیاد.
اصلا شاید اون رو واقعا دارن میزنن چون حقش بوده.
هر هزاران هزار دلیل رو میتراشه و با دستاویز از اون باورهایی که مدام در سرش کردند از کنار این موضوع میگذره اما وقتی روح طغیانگری بخواد ادغام بشه با اون باورهایی که ما دربارش صحبت کردیم در باب آزادی، برابری، اون اخلاقی که تصویر کردیم و این کمک به دیگران، مسلما این روح طغیانگر هیچ وقت در جا نخواهد ماند.
مسلما از خودش بیرون میشه اگر قرار به ظلم کردن به دیگران باشه در برابرش ایستادگی میکنه.
از کوچک ترین موضوعات تا بزرگ ترین موضوعات.
خب تا اینجا دیگه به نظرم کافیه.
این برنامه خیلی طولانی شد.
اگر از این برنامه خوشتون اومده با دیگران به اشتراک بزارید.
بهترین و موثرترین کمکی که شما میتونید به من بکنید در این راه مسلما به اشتراک گذاشتن آثار من هست.
آثار من هم اعم از کتاب شعر، آثار صوتی که از همون کتابها متشکل شده و همین برنامه به نام جان که قراره موضوعات رو موضوعات مهم زندگی، باورمون و دغدغه هامون رو به زبون ساده و بداهه با شما در میون بزارم.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
ممنون که همراهم بودید.
در پناه آزادی.
طغیان در لایههای پنهان تاریخ، همواره به عنوان یک ضدارزش معرفی شده است؛ اما آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چه کسی از بدنام کردن این واژه سود میبرد؟ وقتی نظامهای قدرت، ایستادگی را مترادف با ناهنجاری و یاغیگری را برابر با قانونشکنی مینامند، در واقع در حال صیانت از تختهای لرزان خویش هستند. طغیان، در جوهره خود، نه یک عمل تخریبی، بلکه حرکتی استعلایی برای بازپسگیری کرامت انسانی از چنگال ساختارهایی است که بقای خود را در گرو تولید بردههای فرمانبردار میبینند.
ریشههای این سرکوب فکری را میتوان در مفاهیم کلان مذهبی و سیاسی جستجو کرد. از تصویرسازی شیطان به عنوان اولین طغیان گر تا ساختارهای نظامی که در آن «فرمان» غیرقابل نقد است، همه و همه در پی خشکاندن ریشه پرسشگری بودهاند. این فرهنگ غالب، با استفاده از ابزارهایی چون آموزش و پرورش، صدا و سیما و حتی هنرِ سفارشی، ترس از مجازات را در ناخودآگاه جمعی ما نهادینه کرده است. در واقع، سکوت اکثریت در برابر مظالم، نه از روی رضایت، بلکه نتیجهی قرنها تعلیمِ ترس و ستایشِ سکون است.
تحلیل وقایع اجتماعی سالهای اخیر، از جمله حوادث سال ۸۸، نشان میدهد که چگونه قدرت با نمایش عریان خشونت و شکنجه، سعی در بازتولید حس بازدارندگی دارد. اما حقیقت این است که طغیان هیچ ارتباطی با هرجومرج ندارد. بسیاری از جنبشهای بزرگ تاریخ، مانند مشروطه، از دل یک طغیان آگاهانه برای رسیدن به «قانون» متولد شدند. بدون یاغیگری در برابر نظمهای فاسد، هیچ قانون عادلانهای متولد نخواهد شد.
برای رهایی از این انسداد تاریخی، ما نیازمند یک انقلاب فکری هستیم. انسانی که به طغیان ایمان دارد، اجازه نمیدهد کسی در جایگاه خدایی بنشیند و برای او تکلیف تعیین کند. این ایستادگی باید از کوچکترین ابعاد زندگی — از خانه و مدرسه — آغاز شود تا به عرصههای کلان سیاسی برسد. ما باید بیاموزیم که به جای انتظار برای یک ناجی یا پناه بردن به دعا، به نیروی عظیم طغیان در وجود خود تکیه کنیم.
در نهایت، باید دانست که آزادی و برابری، هدیهای نیستند که از سوی قدرتها اعطا شوند؛ بلکه دستاوردهایی هستند که تنها با روحیه یاغیگری و نفیِ هرگونه فرمانبرداری کورکورانه به دست میآیند. دنیای بهتر، نه با فرماندهندگان جدید، بلکه با از بین رفتن ریشههای فرمانبری ساخته میشود. برای مطالعه بیشتر در این زمینه، میتوانید به بخش کتابهای وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.