خب دوستان توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما در باب نگاه جنسی که مکتب اسلامی داشته صحبت کردیم توی قسمت های ‏مختلفش.‏
‏ قسمت اول سعی کردیم یک پیش درآمدی رو نسبت به این موضوع داشته باشیم.‏
‏ در قسمت بعدیش این نگاه اسلامی رو مطرح کردیم.‏
‏ در باب تناقضات صحبت کردیم و فرهنگ سازی که حالا نگاه اسلامی داشته و توی این قسمت بیشتر سعی داریم که در باب ‏این جنایات صحبت بکنیم.‏
‏ نکته ابتدا این هستش که خب قاعدتا تا اینجا ما خیلی از این مصادیقی که دربارش صحبت کردیم رو گفتیم و شاید هم به ‏نوعی تکرار همون حرف های گذشته باشه.‏
‏ اما موضوعات به حدی عمیق و وسیع هستند که در زندگی ما تاثیر های مخربی گذاشتند و یک شرایط نابسامانی رو برای ‏زندگی ما به وجود آوردند و باید هم تکرار بشه.‏
‏ بیشتر درباره این درد بزرگ گفته بشه تا در نهایت به یک درمان رسید.‏
‏ شناخت این موضوعات کمک بزرگی رو به ما میکنه.‏
‏ در باب این بیداری من بارها صحبت کردم.‏
‏ ما وقتی در باب مسئله ای به اسم بیداری صحبت میکنیم دریچه اش آگاهی رسانی هست.‏
‏ دریچه این آگاهی رسانی هم از دو طریق باز میشه.‏
‏ یک مطرح کردن دردها و نقاط سیاه هست و بعد در برابر اون بیان کردن نقطه سفید و روشنایی و اون درمانی که ما باید بهش ‏برسیم و این تعالیم بیمار رو تغییر بدیم.‏
‏ پس در مجموع ما مواجه هستیم با این تصویری که باید ازش گفته بشه.‏
‏ توی این قسمت خاص هم قرار هست توی این ویژه برنامه آلت پرستان در باب این جنایاتی که به وجود آورده، این نگاه ‏اسلامی، نگاه جنسی و جنسیت زده که ما تحت عنوان آلت پرستی می شناسیمش با توجه به مصادیقی که دربارش صحبت ‏کردیم حالا برسیم و این جنایات رو بیشتر و بیشتر مورد بحث قرار بدیم.‏
‏ ما در کشورهای اسلامی در کشور خودمون که زیر سیطره این نگاه اسلامی قرار گرفته و دیگر کشورهایی که به نوعی اسلام ‏زده هستند روبرو هستیم با این فرهنگ ساخته شده که توی قسمت گذشته هم دربارش صحبت کردیم.‏
‏ اما این فرهنگ ساخته شده.‏
‏ این تناقضاتی که دربارش صحبت کردیم در مجموع نگاه اسلامی حالا برای ما جنایاتی را پدید آورده، جنایاتی که همیشه با ‏آن روبرو می‌شویم، جنایاتی که تبدیل به بخشی از زندگی ما شده.‏
‏ درباره‌اش صحبت کردم گفتم که خب قاعدتا ما شاهد این نوع جنایات در همه جای دنیا هستیم.‏
‏ هر جایی که انسان وجود دارد، این جنایات هم شکل می‌گیرد اما توسط جمعی بیمار، دیوانه و مجنون این اتفاقات در شرف ‏وقوع هستند.‏
‏ اما حالا ما با یک کشوری روبه رو هستیم، با یک مکتبی روبه رو هستیم که این جنایات را مبدل به قانون می‌کند و به نوعی ‏قوانینش، طرز تفکرش تناقضاتش این باورها هست که این جنایات را رقم می‌زند و نقطه وحشتناک موضوع هم دقیقا همین ‏نقطه کلیدی است که این جنایات مبدل به داد و عدل و قانون شدند.‏
‏ تبدیل به ارزش شدند.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با ارزش های جنایت آلود.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با این باور پر از جنایت و مروج جنایت.‏
‏ با تعالیمی که در این جنایات گره خورده.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشید با این نگاه اسلامی نگاه آلت پرستانه جنسیتی حالا دارید با یک جنایتی روبرو میشید.‏
‏ به عنوان مثال تحت عنوان کودک همسری که این قانونی هست.‏
‏ این رو دارن تعلیم میدن.‏
‏ دارن باز نشرش میدن.‏
‏ دارن تبدیل و مبدل به یک فرهنگ جمعی میکنن.‏
‏ جنایت بزرگی که حالا تبدیل به قاعده و قانون شده تبدیل به ارزش شده.‏
‏ مدام دارن دربارش تکرار میکنن.‏
‏ شما نگاه بکنید به این تصاویری که با شما مطرح میشه.‏
‏ از همون ابتدای امر، از همون قرآن و سن تکلیف که حالا سن ازدواج رو تا مرز نه سالگی تعیین میکنه. کنه.‏
‏ حالا یک مقداری رو به رو شدن با این شرایطی که در جهان وجود دارد، این تفکراتی که تغییر کرده، این باورها و این نگاه ‏های آلوده ای که زیر سئوال رفته، حالا سعی می کنند آن سن را ذره ای کم بکنند.‏
‏ شما مواجه می شوید در کشورهای اسلامی که حالا این سن را از 5 سال گاها تغییر می دهند بالاتر می آورند حتی می رسانند ‏به مرز مثلا دوازده سال، سیزده سال در کشورهای مختلف.‏
‏ اما در مجموع این ها در پی این فرهنگ سازی هستند.‏
‏ در پی این تعلیم هستند، تعلیم جنایت هستند.‏
‏ حالا قوانینی دارند که پشتوانه این جنایت باشد.‏
‏ شما با مقوله کودک همسری روبه رو باشید.‏
‏ در کشور خودمان ایران و یا در کشورهای دیگر که حالا شاید به واسطه فرهنگ در کشور ما کمتر و کمتر شده باشد و هر روز ‏کمرنگ تر شده باشد چرا که حالا نگاه ها سعی میشه تغییر بکنه.‏
‏ اما وقتی این نگاه رو می چرخانید به مناطقی که دور از اون مرکزیت هستند.‏
‏ دور از اون مرکزی که حالا داره فرهنگ خودش رو تغییر میده، باز شاهد بیش تر از این جنایات هستید.‏
‏ یعنی در شهر های اطراف ایران نگاه بکنید و ببینید که تا چه اندازه این نگاه آلوده مرزدار هست.‏
‏ نگاه آلوده ای که تبدیل به یک تعلیم همگانی شده تبدیل به یک ارزش همگانی شده.‏
‏ قانونی هست که در حمایت اون، در بزرگداشت اون، در اشاعه اون داره تلاش میکنه.‏
‏ قانونی که نه تنها در برابر این جنایت وحشتناک نیست که در پی بزرگداشت اون هست و در پی انتشار دادن اون هست.‏
‏ و این نهایت فلاکتی است که برای ما ساختند.‏
‏ در کشورهای دیگر اسلامی نگاه بکنید.‏
‏ در کشور هایی که به مراتب از ما بیشتر هم در این ننگ آلوده هستند.‏
‏ ما داریم در باب کودکی صحبت میکنیم که قوه ی انتخاب و اختیار درستی نداره.‏
‏ ما داریم در باب یک کودکی صحبت می کنیم که در یک نگاه دور از تعصب و آلوده به این افکار مذهبی اسلامی و الهی و ‏شرعی، این دختر هنوز قادر نیست که انتخاب بکنه.‏
‏ هنوز نمی تونه خوب رو از بد تشخیص بده.‏
‏ هنوز به اون بلوغ لازم نرسیده.‏
‏ مصونیت داره در برابر قانون.‏
‏ یعنی وقتی ما داریم در باب یک کودکی صحبت می کنیم که زیر هجده سال هست، حتی هنوز نمیشه براش جرمی رو تعیین ‏کرد.‏
‏ هنوز اون یک مصونیتی داره نسبت به قانون که اگر کاری انجام بده به واسطه اینکه قوه ی تشخیص و انتخاب و اختیار درستی ‏هنوز در اختیارش نیست، هنوز به حد نرمال به نوعی.‏
‏ بالغ نشده به اون بلوغ فکری و انتخابی نرسیده، حالا حتی در برابرش نمی تونیم اعلان جرم بکنیم.‏
‏ اما مواجه می شیم با این فرهنگ بیمار و آلوده اسلامی.‏
‏ نگاه آلت پرستانه ای که حالا این دختر رو می تونن به عقد کسی در بیارن حالا می تونن باهاش همخوابه بشن.‏
‏ می تونن بهش تجاوز بکنن و این تجاوز بعد قانونی داره.‏
‏ در نوک این هرم ما مواجه می شیم با این فرهنگ و این باور آلوده و مریض که یک پدر رو صاحب این فرزند قلمداد می کنه.‏
‏ حالا این پدر به عنوان مالک او می تونه اون رو هبه بکنه و ببخشه.‏
‏ شما با این جنایات هر روز روبه رو می شید.‏
‏ با پدری که فرزند خودش رو فروخته برای همخوابگی.‏
‏ اینها بخشی شده از اون فرهنگ عامه.‏
‏ فرهنگ عامه ای که مدام در پی انتشارش هستن، اشاعه اش هستن.‏
‏ مدام با قانون دارن ازش حمایت می کنن.‏
‏ مبدل به یک ارزش همگانی اش می کنن. کند.‏
‏ حالا این صاحب خانه شدن در کنار آن تجاوز به کودکان تبدیل به یک ارزش شده و ما مواجه می‌شویم با این جنایات ‏بی‌شماری که در جای جای کشورهای اسلامی و اسلامزده دارد با آن رو به رو می‌شویم.‏
‏ حالا شما بخوانید این تعداد رو، این آمار رو که تا چه اندازه این کودکان را.‏
‏ زیر این تجاوز به بند در می‌آورند.‏
‏ به این جنایت دقت بکنید این تصویر این جنایت را یک بار برای خودتان دوره بکنید.‏
‏ کودکانی که هنوز قدرت انتخاب ندارند، به بلوغ فکری نرسیده‌اند.‏
‏ مصونیت قانونی باید داشته باشند حتی در برابر جرمی که مرتکب می‌شوند.‏
‏ اما این‌ها به سادگی در اختیار متجاوزین قرار می‌گیرند.‏
‏ حالا می‌بینید که عقد یک دختر سیزده ساله با یک پیر مرد اتفاق می افتد.‏
‏ همان طوری که در خود اسلام اتفاق افتاده، وقتی شما می‌روید و به تاریخ اسلام بر می گردید، حالا مواجه می شید با پیامبری ‏که نماد این تفکر مسموم هست و خودش به عنوان یک پیامبر دندان طمع برای دختر هفت ساله تیز می کنه.‏
‏ در نه سالگی او رو به همخوابگی می کشونه و با دختر نه ساله همخوابگی می کنه.‏
‏ حالا طبیعی هست که این تبدیل به قانون بشه.‏
‏ حالا طبیعی هست که قانون در حمایت از اون هر روز ماده و تبصره ای رو اذعان بکنه.‏
‏ حالا قرار هست که این نگاه مسموم و بیمار تبدیل به یک ارزش همگانی بشه.‏
‏ حالا شما مواجه می شید با کودکانی که در این جنایت مورد تجاوز قرار می گیرند.‏
‏ حالا مواجه می شید با این تصویر دهشتناکی که در برابر ما رقم خورده.‏
‏ حتی کودکانی در این جنایات کشته می شوند بر اثر تجاوز جنسی.‏
‏ شما در تمام این کشور های اسلام زده نگاه بکن.‏
‏ کشور هایی که در اطراف ما هستند یا حتی در خود کشور ما چندین بار این جنایات اتفاق افتاده.‏
‏ ما چندین بار روبرو شدیم با کودکانی که بر اثر تجاوز جنسی از سوی این بزرگسالان حتی جونشون رو از دست دادن.‏
‏ فرای این جون شما تصور کنید که یک کودک نه ساله، ده ساله، پونزده ساله.‏
‏ در اختیار از در زندان و اسارت و بردگی این افراد داره زندگیش رو به سر میبره.‏
‏ حالا نگاه کنید که چه جنایاتی می تونه اتفاق بیفته.‏
‏ چگونه می تونه زندگی یک کودک تحت سیطره.‏
‏ این دجالان قرار بگیره و این جلادان قرار بگیره که به سادگی به اون ها تجاوز بکنند، صاحب اون ها خونده بشن و این جنایات ‏را رقم بزنند.‏
‏ در زمینه کودک همسری ما در این سالیان دراز از همان ابتدا که این باورهای آلوده شکل گرفته، این تعالیم و این قوانین ‏حکمفرما بوده در جهان ما.‏
‏ مواجه می‌شوید با این سیل بی‌شمار از این جنایاتی که اتفاق افتاده از همان نقطه ابتدایی اش.‏
‏ اتفاقی که برای عایشه می افتد را در نظر بگیرید که چگونه کودک را مالک می‌شود پیامبر و حالا این پیامبر اسلام تجاوز به تن ‏یک کودک نه ساله را تبدیل به یک قانون و عرف تبدیل به یک بخشی از این شریعت تبدیل به یک ارزش همگانی می کند و ‏در طول این سالیان تا چه اندازه ما روبرو شدیم با این اتفاقات وحشیانه.‏
‏ حالا شاید جماعتی بیان سینه سپر بکنند و بگن نه این یک اصلی بوده که در اون دوران وجود داشته.‏
‏ در اون دوران هم همچین کارهایی می‌کردند خب بکنند.‏
‏ این چه دلیلی است؟
‏ آیا پیامبری که در قبال پرستیده شدن خدایگان بی شمار و این شرک حاضر بوده که به هر خشونتی دست بزند، حاضر بوده هر ‏جنایتی را مرتکب شود.‏
‏ آیا در قبال این کودک همسری نباید صدایی ازش در میامده؟
‏ در قبال این برده داری و برده داری جنسی نباید صحبتی میکرده؟
‏ آیا اینکه مردمی در کنار هم صدها خدا را بپرستند موضوع مهمی است برای یک انسان به دور از تعصب؟
‏ یا اینکه یک کودکی در آزار به جسم و تنش تجاوز بشه، دختری رو زن بکنن و.‏
‏ بعد ما مواجه هستیم نه تنها سکوت یک پیامبر در برابر این موضوع که خودش هم وارد این وادی وحشتناک و وحشیانه میشه.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم به خودش که منتشر کننده ی این نگاه جنایت آلود هست و خودش بانی این نگاه میشه و اون رو به قانون ‏در میاره و اون رو تبدیل به شریعت میکنه و برای اون آیات الهی میاره.‏
‏ و این جنایات از همون تاریخ تا گذشته سال ها هم ما شاهدش هستیم.‏
‏ یا عده ای که حالا دست میزنن به این موضوع که دختران در اون زمان هیبت بزرگتری داشتن هیکل بزرگتری.‏
‏ تا چه اندازه میشه آدم بی شرم و شرف باشه که بتونه به این سادگی از حماقت انسان ها استفاده بکنه از این حماقت و سادگی و.‏
‏ ترس انسان ها تعصب انسان ها استفاده بکنه برای اینکه بخواد افکار آلوده ی خودش رو تطهیر بکنه.‏
‏ حالا بخواد یک رنگ و بوی تازه ای بده به این نگاه های آلوده.‏
‏ اگر شما نسبت به یک موضوع مشخص مثل کودک همسری موضع دارید باید نسبت به اسلام موضع داشته باشید.‏
‏ باید در برابر این نگاه آلوده ی آلوده اسلامی قرار بگیرید.‏
‏ قرار نیست دوباره با تطهیر اسلام یه معنی تازه ای رو به وجود بیارید برای تحمیق مردم.‏
‏ دوباره مردم رو در این چاه از حماقت قرار بدید.‏
‏ موضوع مشخصه تجاوز به حساب میاد.‏
‏ تجاوز به کودکان که قبیح ترین کارها نزد تمام مردم جهان هست.‏
‏ امروز با هر کشوری شما روبرو بشید با هر انسان آزاده ای که روبرو بشید قاعدتا کثیف ترین جرم جهان رو تجاوز به کودکان ‏قلمداد میکنه.‏
‏ من تصور نمیکنم هیچ انسان به دور از تعصبی وجود داشته باشه در جهان که همتای تجاوز به کودکان جرمی رو متذکر بشه ‏نگاهی داشته باشه که این کثیف ترین کار جهان هست.‏
‏ یعنی حتی شما به صورت ساده هم بخواید به موضوع نگاه بکنید در بین زندانیانی که در زندان هم هستند.‏
‏ تجاوز به کودکان خط قرمزی ست که باهاش به شدت رویارویی می شه.‏
‏ یعنی شما می بینید که حتی کسانی که زندانی هستند جرم های مختلفی را انجام داده اند.‏
‏ برخی هم جرم هایی مثل قتل و کشتار هم مرتکب شده اند.‏
‏ در برابر کسی که به کودکان تجاوز می کند بدترین نگاه را دارند.‏
‏ بدترین کارها می دانند هیچ انسانی نمی تواند قبول کند و حالا شما مواجه هستید با این نگاه آلوده که یک قانون است، یک ‏قاعده است، یک ارزش است.‏
‏ داره مدام دربارش تکرار میشه.‏
‏ داره مردم رو تعلیم میده به این سمت و سو.‏
‏ آرزو و خواسته اش این هستش که کودکان رو در سن پایین به خونه بخت بفرستند، بهشون تجاوز بکنند، این تجاوز وحشیانه ‏رو بهش رنگ و بوی قدسی و الهی میدن.‏
‏ و این برگرفته از این نگاه اسلامی هست.‏
‏ هیچ نگاه دیگه ای نیست. برگرفته.‏
‏ حالا شاید مثال هایی در دیگر باور ها داشته باشه که تمام اون باور ها هم همتای اسلام آلوده و خشن و وحشیانه هستند.‏
‏ تفاوتی نمی کنه هر کسی در هر جایگاهی که همچین نگاه آلوده ای رو مطرح کنه به همون اندازه وحشی خویی هست.‏
‏ به همون اندازه جنایتکار هست. مثل امروزه.‏
‏ شما همون طوری که به امروز جهان نگاه می کنید، همون طور که امروز اگر یک دختر ده ساله ای رو، نه ساله ای رو، دوازده ‏ساله ای رو کسی مورد تجاوز قرار بده بهش نگاه می کنید باید به همین عناوین هم نگاه بکنید.‏
‏ آیا در عقل شما دور از تعصب، دور از ترس و وحشت، دور از منفعت طلبی تصویر دیگه ای هست؟
‏ یعنی شما نگاه می کنید به این که آیا اون کودک راضی بوده یا نه؟
‏ آیا شما قائل به قوه انتخاب و اختیار برای اون کودک هستید که بتونه انتخاب بکنه تا این رابطه رو داشته باشه؟
‏ کدوم انسان آزاده‌ای می‌تونه در برابر این نگاه آلوده این نگاه جنایتکارانه ساکت باشه؟
‏ و ما مواجه هستیم با یک شکل سازمان یافته و سیستماتیک در باب این جنایت.‏
‏ در نگاه اسلامی در کشورهای اسلامی که این جنایت رو بزرگ می‌کنند، مقدس می‌کنند و در پی انتشارش هستند.‏
‏ حالا میشه تا صبح در باب مصادیق این جنایت صحبت کرد.‏
‏ مثال آورد که چه کودکانی پرپر شدند؟
‏ چگونه این کودکان در طول زندگی دچار این خشونت وحشتناک این تجاوز شدند؟
‏ چه کودکانی که از بین رفتند، چه کودکانی که زندگی خودشون رو از بین رفته دیدند هزاران بار مردند.‏
‏ حالا می‌شه دربارش ساعت‌ها صحبت کرد در باب دردها و رنج های اونها نسبت به این جنایت، این زندگی در بردگی.‏
‏ اینکه شما از نه سالگی یک دختری رو به بردگی خودتون بگیرید.‏
‏ اینکه تا چه اندازه این تجاوز های بزرگسالان به کودکان اتفاق افتاده و این تبدیل به یک راس قانونی شده، تبدیل به یک ‏تقدس شرعی شده.‏
‏ اما هدف این نیست که ما در باب جنایات و مصادیقش صحبت بکنیم.‏
‏ ما داریم این معنا رو مطرح میکنیم که بدونیم، بشناسیم که این نگاه اسلامیست که داره این معنا رو منتشر میکنه و جنایت رو ‏به وجود میاره و حالا ما شاهد این جنایت هم باید باشیم.‏
‏ حالا باید ببینیم که این جنایت چگونه سر به فلک خواهد کشید و هر روز هم بیشتر و بیشتر خواهد شد.‏
‏ اگر تعداد این جنایات کم هست به واسطه مردمی است که حالا خارج شدن از این نگاه آلوده فرهنگی است که تغییر پیدا ‏کرده نه به واسطه اون قدوسیت وحشیانه و تجاوزکارانه ای که داره مردم رو دعوت به این نگاه آلوده میکنه. ممکنه.‏
‏ در دل این تجاوز شما شاهد این بیداد های فراوان هستید.‏
‏ هر بار میتونید این تصاویر منزجر کننده رو ببینید.‏
‏ حالا حتی پا رو فراتر میزارن.‏
‏ شما روبرو بشید با فقهایی که در باب این موضوعات صحبت میکنند.‏
‏ یه بار هم دربارش صحبت کردم در کتاب الله جبار زار هم در اون جلدی که در باب فقها هست آوردم اون مطلبی رو که حتما ‏خیلی ها هم شنیده باشن.‏
‏ اینکه خمینی به عنوان یکی از این آیات اعظام و مجتهدین در ارتباط با ارضا شدن با نوزادان داره صحبت میکنه.‏
‏ اینکه شما میتونید با لمس کردن تن این نوزادان هم حتی ارضا بشید و ارضای جنسی بشید.‏
‏ این نهایت اون نگاه آلت پرستانه هست که همه موجودات زنده رو هم به نوعی تبدیل میکنه به یک شکل جنسی.‏
‏ این چیزی فراتر از این آلت پرستی نیست و این نگاه مسموم و آلوده قرار است که تبدیل به تعلیم و روش و ارزش و قانون ‏یک کشور بشود و تمام کشور های اسلامی هم که در این منجلاب اسلامی غرق شده اند محکوم به در ماندن در این نگاه آلوده ‏هستند و ما شاهد این جنایت بزرگ هستیم.‏
‏ یکی دیگر از این جنایاتی که شما مواجه هستید با آن در کشورهای اسلام زده خشونت های بیشمار بر علیه زنان هست، بر علیه ‏کودکان هست.‏
‏ این خشونت افسارگسیخته ای که شما باهاش روبه رو میشید.‏
‏ قاعدتا الان جماعتی هم خواهند بود و مثال خواهند آورد از کشور های اروپایی، از کشور های آمریکایی.‏
‏ در راستای این که بله این خشونت ها در اون جا هم اتفاق می افته.‏
‏ نکته ابتدا این است که کسی منکر این خشونت ها در دیگر کشورها نمی شود چرا که این برگرفته از ذات انسانی است به ‏واسطه تعالیم نابجایی است که در سراسر جهان هم وجود دارد.‏
‏ کسی در پی تقدس سازی برای دیگر کشورها و دیگر انسان ها نیست.‏
‏ قاعدتا اینقدر تعالیم زشت و نابجا در سراسر جهان وجود دارد که ما شاهد همچین اتفاقاتی هم باشیم.‏
‏ اما این ها بر پایه یک اتفاق هستند.‏
‏ نه قانون آن کشور، نه ارزش های ساخته و نه فرهنگ ساخته شده.‏
‏ شما روبرو نیستید با کشوری که به این رفتارهای جنایت آلود وقعی بزاره اون رو بزرگ بکنه. مقدس بشماره.‏
‏ اما در این نگاه آلت پرستانه اسلامی شما روبه رو هستید با بزرگداشت و مقدس شمردن این رفتارهای وحشیانه و خشونت های ‏افسار گسیخته.‏
‏ وهله دومی هم که در این زمینه ما باهاش روبه رو هستیم در این زمینه که مثال میارن و بلافاصله کشور های دیگه رو علم میکنن ‏برای این مساله این هستش که یک باوری در بین مسلمون ها وجود داره که با تکیه بر بدی دیگران بدی خودشون رو ‏میپوشونن.‏
‏ من در یکی از قسمت هایی که توی همین به نام جان ضبط و حالا نمیدونم پخش شده یا نه پیرامون شناخت اسلام بود به این ‏موضوع اشاره کردم و دربارش به تفصیل هم صحبت کردم.‏
‏ اینکه با بد جلوه دادن دیگران سعی میکنن بدی خودشون رو بپوشونن.‏
‏ آیا شما در باب یک باور مشخص دارید صحبت میکنید که قابل اعتماد باید باشه؟
‏ باید یک عده ای بهش باورمند باشن.‏
‏ چرا شما آویزان بدی دیگران میشید که بگید خب همه پس بدن ما هم بدیم اشکالی نداره.‏
‏ در صورتی که هیچ کدوم از این باورهایی که در کشور های غربی وجود داره در باب این جنایات سر سازشی نشان نداده و ‏تقدیس نکرده.‏
‏ در صورتی که شما مواجه میشید با این نگاه اسلامی که حالا داره تقدیس میکنه حالا داره در باب این خشونت صحبت میکنه ‏که باید زنان رو بزنید.‏
‏ زنان بخشی از ملک شما هستن.‏
‏ شما باید اینها رو بزنید.‏
‏ آیه صریح قرآنی است.‏
‏ فرای این فرهنگ ساخته شده که به کرات داره در باب پستی زنان در باب حقارت زنان صحبت میکنه.‏
‏ تا چه اندازه این حقوق اونها رو پایمال میکنه؟
‏ فرای این فرهنگ، آیه صریح قرآنی وجود داره در این زمینه که که به نوعی زنان باید فرمانبردار شما باشند.‏
‏ اگر از فرمان شما تمرد کردن، حالا شما اجازه دارید که بعد از دو مرحله که با اون ها همخوابه نشدید و با آنها صحبت نکردید، ‏ببینیدشون.‏
‏ و این دروازه باز شونده به سوی خشونت های بی حد و حصر نسبت به زنان هست.‏
‏ فرای اون شما در دل این خشونت ها روبرو میشید با قتل های ناموسی.‏
‏ حالا این قتل هایی که یک به یک داره اتفاق می افته در تمام این کشورهای اسلام زده به عنوان یک جنایت بزرگ، این ‏جنایت بزرگی که به عنوان یک تقدس به حساب میاد مقدس شمرده میشه.‏
‏ چرا که شما روبه رو هستید با این مالکیت پدران بر فرزندانشون، جد پدری بر فرزند و نوادگان خودش.‏
‏ حالا اونها رو صاحب یک حقی همتای خدا میدونه.‏
‏ من بارها درباره اش صحبت کردم.‏
‏ یک خدای در آسمان هزاران خدا رو بر زمین به وجود آورده، طبقات بی شمار رو شکل داده.‏
‏ حالا یک خدا فرای اون خدای در آسمان ها که همه باید در برابرش بند و تسلیم و عبد و عبید باشند.‏
‏ یک خدایی هم به اسم پدر تصویر میشه.‏
‏ حالا این پدر مالک اون فرزند هست و میتونه فرزند خودش رو بکشه اگر به فرامینش گوش نداد، اگر از راه خداوندی دور شد، ‏اگر ذره ای با او و همتای او نبود، حالا این در بازه ی خشونتبار قتل های ناموسی هم باز میشه.‏
‏ حالا وقتی شما روبرو میشید با این جنایات بیشماری که در تمام این کشور های اسلامی داره اتفاق می افته، یک بعد قانونی ‏داره، یک بعد حمایتی داره، فرهنگ سازی در این راستا داره.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با این فرهنگ غیرت و غیرتمندی که تصویر میشه مدام دربارش تکرار میشه.‏
‏ در احادیث مختلف در شکل و شمایلی که از اون زندگی اسلامی دارن مطرح میکنن که در دل اون شما باید اینها رو از بین ‏ببرید.‏
‏ همداستان و همتای او شما مواجه میشید با یک مساله ای مثل امر به معروف و نهی از منکر که در نهایت ما را به یک تصویر ‏وحشیانه ای مثل ایران میرساند که یک جماعتی وجود داشته باشند که با اسید پاشی سعی کنند زنانی که حجاب رعایت نکرده ‏اند را از بین ببرند یا با یک قاتلان زنجیره ای روبه رو شوید که حالا زنانی که به واسطه فقر، به واسطه این حقارتی که در ‏کشوری مثل جمهوری اسلامی از نادانی، از بی شعوری، از ناکارآمدی به وجود آمده و فقر و.‏
‏ همه گیر کرده به واسطه این فقر اینها دارند تن فروشی می کنند، برده جنسی شدند و یک دیوانه ای هم باید به واسطه این ‏فرهنگ وجود داشته باشد که اینها را از بین ببرد و بکشد و به خودش افتخار بکند.‏
‏ چرا که این ارزش ساخته شده دارد با شما همین تصویر را مطرح می کند و همین تصویر تا این اندازه جنایت آلود برای کشتن ‏دیگران، برای از بین بردن، برای قتل و جنایت.‏
‏ و شما مواجه می شید با یک جنایاتی که سیستماتیک و ساختارمند هست.‏
‏ برگرفته از یک قانون و قواعد و فرهنگ و تفکرات آلت پرستانه ی اسلامی هست.‏
‏ حالا شما این خشونت ها رو در اشکال مختلفش دارید باهاش مواجه میشید.‏
‏ از قتل های ناموسی بگیرید تا این تفکرات برای پند و اندرز دادن به دیگران که موجب این قتل ها و این کشتارها و این ‏اسیدپاشی ها و این ضرب و شتم ها و این بد دهنی ها و حتی تصویرهایی از این دست رو هم ما بسیار می بینیم.‏
‏ در طول زندگی خودمون که یک احمقی خودش رو صاحب و مالک بر دیگران می دونه که در باب پوشش دیگران هم ‏صحبت بکنه و نظر بده، حتی بد دهنی بکنه.‏
‏ حتی کتک بزنه.‏
‏ خودش رو محق میدونه که این افکار پوسیده و بیمار خودش رو به دیگران هم منتقل بکنه.‏
‏ حالا شما شاهد این تصویر سیاه و نفرت انگیز هستید که در همه جا داره اتفاق می افته.‏
‏ در تمام این کشورها اسلام زده که همه و همه برگرفته از همین فرهنگ ساخته شده و همین آلت پرستی هست.‏
‏ فرای اون شما مواجه میشید با تجاوز های بی حد و حصری که داره اتفاق می افته.‏
‏ در این کشورها اسلامی در این کشور های اسلام زده یک دلیل عمده همون نگاه هست.‏
‏ من دربارش صحبت کردم در باب نگاه به کنیز این آیه قرآنی هستش.‏
‏ آیه قرآنی که داره در باب ترویج این تجاوز صحبت میکنه.‏
‏ همتای تجاوز به کودکان اینکه شما صاحب بر کنیزی میتونید بشید مفهوم این کنیز و برده و غلام چی هست؟
‏ اینها کسانی است که شما به زور در اختیار گرفتید به واسطه جنگ، به واسطه بینی بی دینی، به واسطه ارتداد، به واسطه محارب ‏بودن به هزاران دلیل شما اینها را تصاحب کردید، حالا دارید به اینها تجاوز میکنید و این بخشی از زنان حلال بر شما هستند.‏
‏ یعنی شما وقتی با یک آیه قرآنی در راستای تجاوز به زنان رو به رو میشوید، در راستای این که فرای آن چهار همسری که شما ‏میتوانید به عنوان همسر در اختیار بگیرید، حالا زنان کنیز رو هم میتونید صاحب بشید.‏
‏ این در همون راستای تجاوز هست.‏
‏ یعنی یک شکل سیستماتیک در راستای همین تجاوز که حالا به صورت مستقیم داره این تجاوز وحشیانه رو گسترش میده.‏
‏ ما با این شکل در امروز در امروز جهان کمتر مواجه هستیم.‏
‏ هر چند که مواجه هم میشیم.‏
‏ یک گروهی مثل داعش به وجود میاد که با تکیه بر همین آیات قرآنی نه با تکیه بر وحشی خویی خودشون نه به واسطه نژادی ‏که دارند، نه به واسطه خانواده ای که توش بزرگ شدن، نه به واسطه دیوانگی و جنون شون به واسطه همین آیات مشخصه ‏قرآنی.‏
‏ حالا حاضرن زنانی رو به عنوان کنیز خودشون در بیارن و بهش تجاوز کنن.‏
‏ آیا این خلاف قرآنه؟
‏ آیا این خلاف باورهای اسلامی هست؟
‏ آیا نگاه اسلامی رو شما می خواین گره بزنید با اشعار مولانا؟
‏ آیا مولانا پیامبر اسلام بوده؟
‏ اصلا نقشی داشته که خود مسلمون ها اون رو قبول نداشتن؟
‏ در دوران حیاتش تکفیر شده در کل زندگیش.‏
‏ و دقیقا این نقطه ایست که ضربه زده.‏
‏ یعنی این تصاویر فانتزی که داده شده که هیچ سنخیتی نداشته با حقیقت و واقعیت.‏
‏ اسلام باعث شده که تا سالیان سال هم ما در گرو همین افکار احمقانه بمونیم و بیشتر و بیشتر غرق در این نگاه های آلوده بشیم.‏
‏ در صورتی که اگر کسی صریح مستقیم در باب این تفکرات صحبت می کرد.‏
‏ خیلی از مردم حاضر نبودند این شکل بیمارگونه و این فرهنگ احمقانه را ادامه بدهند.‏
‏ در برابرش قاعدتا ایستادگی می کردند.‏
‏ اما ما مواجه می شیم با تصاویری که در پی تطهیر این نگاه وحشیانه هست.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با دستان نقاشانی که خون در دست این ظالمان و قاتلان رو رنگ می کنند و تغییر میدن.‏
‏ حالا این دیو بد صورت و بد طینت در برابر رو سرخاب سفیداب می زنند و در برابر عموم مردم برای تحمیق شون تصویر می ‏کنن.‏
‏ اما حقیقت در دل همین آیات قرآنی در دل همین زندگی پیامبر، احادیثی که وجود داره کشور های اسلامی فرهنگ اسلامی ‏ارزش های اسلامی گروهک های اسلامی گروه های تکفیری جمهوری اسلامی عربستان سعودی عباسیان. امویان.‏
‏ عمر، ابوبکر علی عثمان، محمد.‏
‏ در دل همین ها نهفته است.‏
‏ نه چیزی فراتر از این ها، نه دستاویزی به سخنان یک هنرمند.‏
‏ که مشخص نیست اصلا داره چی رو تصویر میکنه، داره درباره چه موضوعی صحبت میکنه، در عالم خیال داره چه چیزی رو ‏به چه چیزی نسبت میده و نزدیک میکنه.‏
‏ چهره حقیقی و راستینی که از اسلام ما سراغ داریم در راستای همین تجاوز هست.‏
‏ این جنایت بزرگ به اسم تجاوز که میتونه تحت عنوان کنیز برده داری شکل بگیره.‏
‏ شما زنی رو صاحب بشید در جنگ در برابر کسانی که در برابر شما ایستادن رو شما جزو کافران میدونید.‏
‏ حالا در همون قرآن اشاره میشه که این کافران رو به خواری بکشید زنان آنها را صاحب شوید.‏
‏ اینها کنیزان شما هستند.‏
‏ حالا شما در اختیارتان هست به عنوان زنان حلال.‏
‏ می توانید این زنان کنیز را که اینگونه به دست آوردید اسیر کردید، بهشون تجاوز کنید و این تجاوز رنگ و لعاب قانونی، ‏شرعی، الهی و مقدس به خودش میگیره و این جنایت تبدیل به بخشی از این فرهنگ آلت پرستانه اسلامی میشه.‏
‏ فرای اون شما مواجه هستید با تجاوز هایی که داره به صورت غیر مستقیم از همین فرهنگ آلوده میاد.‏
‏ از همین نگاه آلت پرستانه میاد.‏
‏ حالا با این حجم از تفاوت گذاشتن و دور کردن زنان از مردان با این حجم از.‏
‏ در یک حصاری نگه داشتن زنان چه تصویری عاید ما خواهد شد؟
‏ حالا مدام شما روبرو میشید با این دور کردن زن و مرد از هم.‏
‏ حالا زنان قرار است که در یک چادرهایی در یک کیسه هایی نگه داشته شوند که مردان آنها را حتی نبینند.‏
‏ حتی نزدیک به آنها هم نشوند.‏
‏ چرا که این مردها تصویر تحقیر شده ای از یک مرد احمق است که نه قدرت انتخاب دارد، نه قدرت اختیار دارد، نه قدرت و ‏آزادی ای دارد، نه شرافتی دارد، نه.‏
‏ مهری دارد، نه عطوفتی داره، نه رابطه رو میشناسه.‏
‏ تنها و تنها زنان رو به شکل یک موجود جنسی میبینه که باید باهاش رابطه برقرار کنه.‏
‏ این رو در چادر نگه میدارن، در کیسه نگهداری میکنن که او اونها رو نبینه تا مبادا با اونها رابطه برقرار کنه.‏
‏ حالا اگر یک بخشی از بدن اون زن دیده شد، ما مواجه میشیم با تجاوزها.‏
‏ حالا تجاوزها اتفاق می افته، یک به یک و در دل این فرهنگ بیمار ما شاهد این تجاوزها که به این صورت شکل میگیره هم ‏هستیم.‏
‏ مثالش ساده است دیگه.‏
‏ یک ظرف شیری رو که شما روی گاز میزارید اگر زیرش رو کم کنید شاید بتونید تا زمانی باعث بشید که اون سر نره اما اگر ‏زیرش رو زیاد کنید و درش رو بزارید به سرعت سر میره.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با یک جماعتی که مدام همه چیز داره ازشون دور نگه داشته میشه.‏
‏ با موضوعات طبیعی زندگی خودشون روبرو نیستند.‏
‏ در برابر طبیعت، در برابر ذاتشون داره باهاشون مقابله میشه، باهاشون جنگیده میشه.‏
‏ یعنی زن و مردی که به عنوان یک زن و مرد قرار هست در کنار هم باشند، بخشی از زندگی اونها از طبیعت اونهاست.‏
‏ ذات اونها از ارتباط برقرار کردن حالا قرار هست محصور از هم باشند، همدیگه رو نبینند.‏
‏ در کنار هم نباشند.‏
‏ و شما مواجه میشید.‏
‏ با این غلیان احساسات مواجه میشید با تجاوز هایی که شکل میگیره. گیرد.‏
‏ حالا جای قربانی و جانی هم عوض میشه.‏
‏ حالا اون زنی که یک مقداری از لباس خودش را بیرون گذاشته عامل جنایت به حساب می آید.‏
‏ دیگر قربانی نیست که مورد تجاوز و تعرض.‏
‏ یک مشت وحشی صفت وحشی خوی قرار گرفته.‏
‏ بلکه او جانی هست.‏
‏ او نباید خودش را نشان می داد.‏
‏ حالا مواجه می شوید با این فرهنگ سازی که دارد مدام هم اتفاق می افتد.‏
‏ در تمام این کشورها اسلام زده ی بیمار.‏
‏ در تمام این کشورهای آلت پرستانه که مدام دارم برایتان تکرار می کنم و جنایت را تقدیس می کنم.‏
‏ ما در برابرمان جنایات وحشتناکی هست از این تجاوزها که چه به صورت مستقیم تحت عنوان کنیز و کنیز داری و چه به ‏صورت غیر مستقیم با این چهره و تصویری که در برابر ما نقش داده اند.‏
‏ باهاش رو به رو میشیم.‏
‏ رو به رو میشیم با این تصویر وحشتناکی که حالا جای قربانی و جانی هم در نهایت تغییر پیدا می کند و مقصر اصلی آن زنی ‏می شود که خواست آزادانه زندگی کند، خواست آزادانه لباس بپوشد، خواسته زیبا باشد، خواسته در راستای طبیعت خودش ‏زندگی کند و تمام جنگ ها در برابر این طبیعت و ذات انسانی است.‏
‏ برای دور نگه داشتن است.‏
‏ برای در حصار و خفه کردن است.‏
‏ حالا قرار است که این زن و مردها با هم نزدیکی نداشته باشند، همدیگر را نبینند و در نهایت اگر دیدند همان تصویر اتفاق ‏بیفتد چرا که دارند یک تصویر مشخصی از یک سری مرد می دهند که هیچ عقل و شعور ندارند، هیچ قدرت انتخابی ندارند، ‏هیچ اختیاری در کف ندارند، هیچ معنایی را به جز معنای رابطه جنسی اصلا نفهمیده اند.‏
‏ یعنی یک زن را نه به عنوان همکار، نه به عنوان همراه، نه به عنوان دوست، نه به عنوان به او به هیچ عنوانی نخواهند دید.‏
‏ تنها و تنها به عنوان یک ماده خواهند دید.‏
‏ خود هم به عنوان یک نرینه به حساب می آیند و بلافاصله حاضرند که بهش تجاوز کنند.‏
‏ پس این همان راستای جنایاتی است که شما باهاش روبه رو میشید.‏
‏ و این اون نگاه وحشت ناکی است که داره اتفاق می افته.‏
‏ در کنار اون جنایات بی شمار دیگه ای هم داره اتفاق می افته.‏
‏ یکی از اون جنایات عدم استقلال مالی زنان هست.‏
‏ اصلا عدم استقلال وجودی زنان هست.‏
‏ یعنی این تصویر دهشتناکی که داره این فرهنگ اسلامی میده در نهایت ما رو به یک جنایتی میرسونه که زنان درش هیچ ‏شخصیت و هویتی ندارند.‏
‏ حالا قرار هست که تمام عمر بردگی مردان رو بکنن.‏
‏ شما شاهد این تصویر وحشتناک هستید.‏
‏ حالا زنی که یک شوهر.‏
‏ نابکاری داره، یک شوهر خشنی داره، وحشی داره که او رو کتک می زنه.‏
‏ به واسطه این که استقلال مالی نداره مجبور هست در بند و بردگی او زندگی بکنه.‏
‏ حالا شما با یک فرهنگی روبه رو هستید.‏
‏ با این نگاه آلت پرستانه وحشیانه روبه رو هستید که سعی میکنه زنان رو بی هویت بکنه، بدون قدرت بکنه، اونها رو دست بسته ‏و اسیر در برابر مردان تصویر بکنه تا این زنان نتونن روی پای خودشان بایستند، نتونن استقلال داشته باشن، نتونن قدرتی داشته ‏باشن برای رویارویی.‏
‏ شما تصور بکنید در برابر ظالم در پیشتون وقتی قدرتی ندارید هیچ کاری ندارید به جز اینکه تمکین بکنید.‏
‏ وقتی یک گردن کلفتی در برابر شما هست که می دونید که قدرتی ندارید تا باهاش تا در برابرش ایستادگی بکنید کاری ‏ندارید به جز اینکه قبول بکنید ظلم او رو و فرمان او رو.‏
‏ و حالا داره این فرهنگ آلوده همین تصویر رو می سازد که این زنان هیچ قدرتی نداشته باشن تا اگر همسری داره بهشون ‏خیانت می کنه تا اگر همسری داره در برابرش خشونت اعمال می کنه و یا هر کار وحشیانه دیگه ای میکنه.‏
‏ از خودشون استقلال داشته باشن تا در برابرش بایستن.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با این جنایتی که هر روز داره اتفاق می افته.‏
‏ خیانتی که داره اتفاق می افته و باز هم باید این زنان مسکوت باشن.‏
‏ خشونتی که اتفاق می افته و باز هم این زنان در سکوت هستن.‏
‏ هیچ راه و چاره ای ندارن به جز این که سر خم کنن در برابر این نگاهه وحشیانه.‏
‏ و این جنایت داره هی مدام بیش تر و بیش تر میکنه.‏
‏ این درماندگی ای که برای زنان ساخته شده.‏
‏ زنانی که حالا از تمام نقاطی که میتونستن پیشرفت بکنن باز موندن.‏
‏ به واسطه زن بودن، به واسطه این تبعیض جنسیتی که براشون اعمال میشه حالا هیچ نقطه ای ندارن.‏
‏ برای پیشرفت نمیتونن هیچ نقطه روشنی رو به دست بیارن.‏
‏ این فرهنگ آلوده اسلامی که قرار هست زنان رو در قفس نگه داره.‏
‏ شما هر چقدر به معانی حقیقی و راستین اسلامی بیشتر نزدیک می شود، بیشتر شاهد همین نگاه هاست.‏
‏ یعنی هرچه قدر خواستند نزدیک بشوند به آن مفهوم کلی ما بیشتر شاهد این اتفاقات هستیم.‏
‏ در یک کشوری مثل عربستان حالا تا چندی پیش نمی دانم الان واقعا تغییر کرده یا نکرده.‏
‏ تو اخبار ما یک چیزهایی در باب اصلاحاتش می شنویم گهگاه.‏
‏ اما نمی دانم تا چه اندازه واقعیت است یا نه.‏
‏ اما تا چندی پیش در بابش همین مسائل را می‌دیدید و می‌شنیدید.‏
‏ به سادگی این که حتی زن حق ندارد که به تنهایی از خانه بیرون برود.‏
‏ باید حتما یک ولی و کفیلی همراه خودش داشته باشد یا یک مردی همراه او باشد.‏
‏ در کشور خودمان ایران اگر یک زنی قرار باشد به خارج از کشور برود حالا باید اجازه اش از شوهرش بیاید.‏
‏ حالا یک شوهری هست، یک مردی هست که صاحب او به حساب می آید.‏
‏ حالا در زمینه های مختلف در کشورهای مختلف شما شاهد این قوانین ظالمانه و پر از تبعیض هستند که در برابر زنان هستند، ‏در برابر پیشرفت زنان هستند، در راستای درماندگی زنان هستند، در راستای عدم استقلال زنان به عنوان یک جان به عنوان یک ‏انسان هستند تا هیچ پیشرفتی نکنند و این نگاه های آلوده و نابرابری خواهانه و پر از تبعیض هر روز زنان را درمانده تر می کند.‏
‏ اشکال مختلف دارد یک زن حق کار کردن ندارد، یک زن حق تحصیل ندارد، یک زن حق پیشرفت ندارد.‏
‏ حتی حق رانندگی مثلا ندارد. حق.‏
‏ ساده ترین حقوق در اشکال مختلف در کشور های مختلف اسلامی با آن روبرو هستید چرا که این بنیان از یک بنیان فکری ‏مشخصی می آید که در آن بنیان فکری مشخص نابرابری در قبال زنان، تحقیر کردن زنان، درماندگی زنان.‏
‏ عدم استقلال زنان فریاد میشه.‏
‏ حالا هر کدوم به اشکال مختلف سعی میکنن این درماندگی را پدید بیارن، زنان رو درمانده بکنن، در برابر قدرتمندان اونها رو ‏به عنوان یک برده تصویر بکنن در برابر قدرتی که وجود داره.‏
‏ حالا شما روبرو میشید با این جنایتی که به عنوان تحقیر زنان ما میشناسیم.‏
‏ من در باب تمام این موضوعات در تمام این قسمت ها صحبت کردم.‏
‏ شاید هم از نظر برخی این تکرار همون حرف های گذشته باشه اما باید صد ها بار تکرار کرد گریبان ما رو.‏
‏ در طول این سالیان دراز.‏
‏ از همون روزی که این اسلام وجود داشته تا امروز گریبان همه ما رو گرفته.‏
‏ چه به عنوان زن و چه به عنوان مرد.‏
‏ اصلا تفاوتی نمیکنه.‏
‏ موضوع سر یک جان مشخص هست.‏
‏ موضوع سر احترام به این جان هست.‏
‏ موضوع سر این آزادی و برابری هست.‏
‏ تفاوتی نمیکنه که من مورد این ظلم قرار گرفته باشم یا نه.‏
‏ اما این ظلم ریشه دار داره در قبال تمام جانداران اتفاق می افته و در این ویژه برنامه خاص ما داریم در باب این نگاه جنسیتی و ‏جنسیت زده و این نگاه آلت پرستانه اسلامی صحبت می کنیم.‏
‏ هر چقدر هم که تکرار کنیم باز هم کم هست.‏
‏ هر کدوم از این اتفاقات حتی کوچیک ترینش می تونه ساعت ها درباره اش گفته بشه.‏
‏ میشه درباره اش کتاب ها نوشت.‏
‏ این داستان ها رو مطرح کرد.‏
‏ از زنی گفت که به واسطه این عدم استقلال مجبور شده پنجاه سال با یک مرد خشونت طلب و وحشی خوی زندگی کنه.‏
‏ آیا میشه در قبال اون پنجاه سال به سادگی گذشت؟
‏ زندگی ای که از او پرپر شده، اون کودک ده ساله، دوازده ساله، پونزده ساله ای که یک مرد بزرگسال وحشی خوی بهش ‏تجاوز کرده؟
‏ آیا میشه از کنارش گذشت؟
‏ آیا این تجاوزهایی که در طول این سالیان از همان ابتدا توسط تک تک این شخصیت های اسلامی از بزرگترینشان که محمد ‏باشد تا دیگران به تمام این کنیزان شده میشه از کنارشون گذشت.‏
‏ این جنایات اینقدر ریشه دار هستند؟
‏ اینقدر بزرگ هستند که میشه دربارشون سالها صحبت کرد.‏
‏ اگه بخواهیم وارد مصادیق بشیم میتونیم دربارش هزاران کتاب بنویسیم از این وحشی خویی.‏
‏ در باب این جنایات شما روبرو میشید با یک تصویر وحشتناک از مردان.‏
‏ هیچ تصویری از یک مرد بی شعور بی عقل که هیچ قدرتی نداره.‏
‏ نه قدرت انتخاب داره نه قدرت اختیار داره.‏
‏ یک مردی داره تصویر میشه که فقط و فقط آلوده به شهوت هست.‏
‏ تمام جهانش گره خورده در همین مسائل جنسی هست.‏
‏ انگار نه انگار که او یک انسانی است که میتونه کارهای مختلفی بکنه در ارتباط با زنان، در ارتباط با جنس مخالف هزاران ‏رابطه رو میتونه تصویر کنه.‏
‏ اما تصویری که داده میشه در باب این تاخیر و این جنایت این هستش که یک مردی تصویر شده که فقط و فقط یک نر هست ‏و به دنبال ماده گان داره میچرخه.‏
‏ ما مواجه میشیم با جنایاتی که در راستای خیانت داره اتفاق می افته.‏
‏ شما یک بار تصور این رو بکنید که یک زنی است که داره با یک مرد خائن زندگی میکنه به همراه کسی که بهش خیانت ‏کرده.‏
‏ ولی تصور بکنید از اینکه یک زنی داره توی یک کشور اسلامی زندگی میکنه با هووی خودش.‏
‏ حالا چهار زن دارن با یک مرد دیوانه زندگی میکنن.‏
‏ من بارها صحبت کردم در کتاب های مختلف هم صحبت کردم و گفتم آزادی قوه انتخاب شماست. اختیار شماست.‏
‏ آزادی یعنی آرزوهای شما.‏
‏ بهش ایمان دارم.‏
‏ آزادی یک موضوعی نیست که بشه به شما تحمیل کرد.‏
‏ هر جایی که جبر وارد بشه آزادی از همون سمت هم بیرون خواهد رفت.‏
‏ اما در کنار این ما به یک موضوع مشخص اعتقاد داریم که این آزادی یک تضمین کننده داره و اون هم احترام به جان دیگران ‏هست.‏
‏ حالا شاید جماعتی باشن که نهایت آزادی خودشون رو همین دیوانگی و جنونی که من تصویر می کنم ببینن.‏
‏ یعنی آرزو داشته باشن یک مردی باشه چهار تا زن باهاش زندگی کنن.‏
‏ این دیگه نهایت آزادیشون.‏
‏ قاعدتا هم حق دارن.‏
‏ باید زندگی کنن.‏
‏ باید تو یک کشوری، تو یک فضایی، تمام اینها با هم زندگی کنن.‏
‏ هم من اونها رو دیوونه حساب می کنم، هم اونها من رو دیوونه حساب خواهند کرد، هم اون چیزی که اونها دارن تصویر می ‏کنن نهایت اسارت و بردگی و زشتی است.‏
‏ هم شاید تصویری که من میدم برای اونها نهایت اسارت باشه و قاعدتا ما نباید در حریم همدیگه وارد بشیم.‏
‏ قاعدتا هر دوی دو این طیف باید زندگی کنند اما ما مواجه هستیم با این تصاویری که جبرا به سمت و سوی مردم میره.‏
‏ یعنی اگر این خیانت داره اتفاق می افته به واسطه اون قدرت قانونی است که وجود داره نه به واسطه انتخاب مردم.‏
‏ یعنی فضایی نبوده که مردم انتخاب بکنن، میخوان با این قوانین احمقانه زندگی بکنند یا نه.‏
‏ حتی تصویر درستی نسبت به این موضوعات هم داده نشده.‏
‏ حتی شناخت درستی نسبت به اسلام برای مردم مطرح نشده.‏
‏ سعی می کنند تمام نقاطی که می تونه مردم رو دور بکنه رو دور نگه دارن ازشون.‏
‏ اصلا فرهنگ ایرانی ما فرهنگی که وجود داره خیلی کمتر به سمت و سوی این خیانت رفته و این خیانت رو قبول نکرده.‏
‏ اما در کشور های دیگه در کشورهای اسلام زده بیشتر با اون رو به رو هستیم و حالا تو یک فضایی مثل فضای ایران سعی میشه ‏در باب این موضوعات صحبت نشه.‏
‏ در باب صیغه به اون صورت صحبت نمیشه.‏
‏ در باب چند همسری به اون صورت صحبت نمی شود.‏
‏ گاها سعی می کنند از این مصادیق استفاده کنند اما می بینند که جواب عکس می گیرند.‏
‏ اما این خیانت این جنایت در قالب خیانت به صورت قانونی در دل اسلام وجود دارد و دارد اتفاق می افتد.‏
‏ این چهره ی وحشیانه که هر روز هم اتفاق می افتد و اصولا این نگاه آلت پرستانه ی اسلامی در راستای همین ترویج این نگاه ‏خیانت آلود است و در راستای این جنایت و شکل گرفتن این جنایت است که شما شاهد آن باشید در جای جای جهان که هر ‏روز دارد به زنان خیانت می شود و مردان قانون مند تقدیس شده دارند این کار را می کنند به صورت شرعی دارند این کار را ‏می کنند.‏
‏ حالا می توانند زنانی را در اختیار بگیرند، باهاشون همخوابه بشن، چهار زن رو به اختیار بگیرند و یا در دل اسلام و شیعیگری ‏هم صیغه بکنند.‏
‏ تعداد بیشماری و این خیانت و این خیانت پروری بخشی از این قاعده و قانون باشه و این جنایت هر روز هم باهاش شما روبرو ‏بشید. شوید.‏
‏ شما روبه‌رو می‌شوید با این برده سازی.‏
‏ این اسارتی که در فرهنگ ما بوجود اومده نه تنها ما تمام کشور هایی که اسلام زده هستند.‏
‏ این قاعده و قانون برده بودن، تسلیم بودن.‏
‏ در اسارت زندگی کردن.‏
‏ قاعده ای که از همان نقطه ی نخستش از به وجود آوردن خدا در همین راستای بند و عبد و عبید سازی انسان ها به پیش رفته، ‏تنها و تنها در یک راستا گام برداشته، آن هم همین عبد و عبید بودن هست، همین تسلیم بودن هست، همین سر سازش گذاشتن ‏است، همین برده بودن هست، تحقیر هست.‏
‏ چه زن باشید چه مرد باشید تفاوتی نمیکند.‏
‏ در آن نقطه انتهایی همه برده و بنده و عبید و تسلیم هستند.‏
‏ حالا جنایات می تواند اتفاق بیفتد.‏
‏ حالا همه قبول می کنند این جنایات اتفاق بیفتد.‏
‏ حالا همه در برابر این جنایات سکوت می کنند.‏
‏ صدایی از کسی در نمی آید چرا که همه در نهایت تسلیم هستند.‏
‏ حالا این فرمانبرداری روزی در برابر خدا بود و امروز در برابر خدای بر زمین است.‏
‏ خدای بر زمین می تواند رهبر کشور جمهوری اسلامی باشد با تمام حماقت هایش.‏
‏ یا می تواند یک مفتی اعظم عربستان سعودی باشد یا پادشاه یکی از این کشور های اسلامی عقب مانده باشد.‏
‏ فرقی نمی کند.‏
‏ روحیه تسلیم بودن به وجود آمده.‏
‏ روحیه برده و عبد و عبید بودن اتفاق افتاده.‏
‏ حالا در برابر خدای در خانه که پدر باشد همه عبد و عبید هستند.‏
‏ حالا هر جنایتی اتفاق می افتد و در نهایت ما روبه رو می شویم با این گستره جنایت.‏
‏ که در برابرش مظلوم هم ساکت می ماند.‏
‏ صدایی ازش در نمی آید چرا که قبول کرده عبد و عبید و بنده و تسلیم است.‏
‏ این فرهنگ بیمارگونه دارد مدام تکثیر میشه.‏
‏ مدام داره در اشکال مختلف در زندگی او رسوخ می کند و در نهایت از او یک تصویری می سازد برای قبول کردن این بردگی ‏و بندگی.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با اینکه هیچ حس یاغی گری، هیچ حس طغیانی در برابر این حجم از ظلم وجود ندارد.‏
‏ در این کشور اسلامی شما بیشتر از هر چیز این حس بردگی را می بینید.‏
‏ این حسی که همه سر به زیر دارند، همه همه چیز رو قبول کردن.‏
‏ بدترین اتفاقات داره میفته اما کسی حاضر نیست از خودش در بیاد و فریاد بزنه در برابر این نگاه آلوده سینه سپر بکنه.‏
‏ اگر داره کودک همسری اتفاق می افته، اگر دارن کودکان تجاوز می کنن در برابرش سکوت می کنن.‏
‏ در نهایت این برده ها قرار است که بنشینند و این تصویر وحشتناک و وحشیانه رو به نوعی آروم بکنن و زرق و برقی بهش ‏بدن.‏
‏ چهره این وحشی خوی این دیو بد صورت رو بزک بکنند، سرخاب سفید آبی بهش بزنن بگن نه اونقدر هم بد نیست.‏
‏ حالا میشه باهاش کنار اومد.‏
‏ حالا اگر داره این خشونت ها اتفاق می افته، اگر داره بدترین اتفاق می افته شما مواجه میشید با زنانی که در این خشونت ها ‏زندگیشون رو به سر بردند.‏
‏ حالا یکی باشه که بگه نه منظور خدا اون نیست که شما فکر میکنید نمیگه اونا رو بزنید.‏
‏ داره در نهایت میگه با یک مسواک اونو بزنید.‏
‏ با یک چوب درخت زیتون اون رو بزنید.‏
‏ با یک برگ درخت زیتون بزنید.‏
‏ حالا این روحیه بردگی و اسارت در تمام وجود رسوخ کرده که کسی حاضر نیست نوک پیکان رو در برابر این نگاه وحشیانه ‏اسلامی بگیره.‏
‏ در برابر این نگاهی بایسته که همه چیز ما رو از بین برده، زندگی رو از بین برده و جنایت رو تبدیل به قانون و قاعده کرده.‏
‏ ما داریم در باب این جنایتی صحبت میکنیم که در نهایت شما رو به این سمت و سو می کشونه و این دقیقا اون اسارت در ‏زندگی هست.‏
‏ اسارت فرهنگی هست که برای ما ساخته.‏
‏ شاید بزرگترین و وحشتناک ترین جنایتی که با ما کرده این نگاه اسلامی و نه فقط نگاه اسلامی.‏
‏ نگاه به خدا، نگاه به این برتری، ذلیل بودن در برابر این بزرگی.‏
‏ بزرگترین جنایتی که در طول تاریخ نسبت به تمام ابناء بشر کرده در تمام نگاه ها از اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشتیت و هر ‏نوع نگاهی که وجود داشته گره خوردن در برابر این حقارت بوده.‏
‏ این بزرگ پنداشتن بوده.‏
‏ این بردگی بوده.‏
‏ این بردگی بزرگترین اسارت ها رو برای ما ساخته.‏
‏ این تسلیم بودن این سرخم کردن که باعث شده این ظلم ادامه پیدا بکنه.‏
‏ این دریای پر ظلم بیشتر و بیشتر بشه.‏
‏ تبدیل به یک اقیانوس ظلم بشه و ما هیچ صدایی رو از کسی نشنویم، فریادها رو نشنویم چرا که تعلیم در همین راستا بوده.‏
‏ در همه جای جهان حتی امروز در کشور های غربی هم مواجه می شویم با همین سکوت، با همین سکون.‏
‏ باز هم در خدا سازی باز هم دارد همین نگاه ادامه پیدا می کند.‏
‏ ذره ای تلطیف میشه.‏
‏ ذره ای تقسیم میشه.‏
‏ ذره ای از اون وقاحت اش از اون خشونتش کم میشه اما در نهایت در همون وادی داره حرکت میکنه و این اون نوک پیکانی ‏است که باید در برابر خدا گرفته بشه.‏
‏ در برابر این معنای خدا گرفته بشه برای تغییر، برای تغییر این جنایات، برای اینکه قوانین رو دوباره بنویسیم، دوباره درباره ‏شون صحبت بکنیم، تعالیم رو دگرگون بکنیم، انقلابی در این تفکر خودمون بوجود بیاریم که حالا قرار هست دنیا رو یک ‏جور دیگه ببینیم.‏
‏ حالا قرار هست که از ما یک روح طغیانگری پدید بیاد که در برابر این نگاه های آلوده ایستادگی میکنه، سینه سپر میکنه در ‏برابر ظلم ها اگر کودک همسری وجود دارد نوک پیکان را نسبت به این فرهنگ آلوده می گیرد.‏
‏ حالا در پی از بین بردن این نگاه وحشیانه هست.‏
‏ حالا قرار هست که دیگه تسلیم نباشه.‏
‏ قرار هست که با همه وجود بجنگد.‏
‏ در برابر این نگاه ها خیلی از این جنایات وجود دارد که میشه درباره اش ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ از نمونه های کوچک تا نمونه های بزرگ.‏
‏ ما سعی کردیم در باب این جنایات صحبت بکنیم نه به صورت این که حالا بیاییم مثال های مختلفی بیاریم که میشه درباره اش ‏ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ سال ها حتی صحبت کرد، کتاب های بیشماری نوشت در باب یکی از این زندگی ها.‏
‏ یکی از این اتفاقات ما میتونیم سال ها صحبت بکنیم اما هدف این هست که با این معانی آشنا بشیم برای تغییر، برای به وجود ‏اومدن این انقلاب درونمون، برای پیدا کردن یک ایمان تازه ای که در برابر این نگاه های آلوده قرار دارد و سعی کردیم در این ‏قسمت خاص هم به این ها اشاره بکنیم.‏
‏ از آن مصداق هایی که در باب جنایت است شما یک تصویر هایی میگویم حتی موضوعات کوچک امروز در کشور ما، در ‏همین ایران ما چقدر مواجه میشویم با این متلک های جنسی؟
‏ با این فحش های جنسی؟
‏ تا چه اندازه این ها به صورت غیر مستقیم از همین نگاه آلوده نشئت گرفته اند؟
‏ تا چه اندازه همین نگاه آلوده ای که همه را در یک با یک چادری از هم دور کرده، در یک حصاری قرار داده، با یک حجاب ‏احمقانه ای این دنیا ها را در برابر هم قرار داده، باعث به وجود آمدن همین نگاه آلوده است.‏
‏ تا چه اندازه آن دستانی که دیروز دو کودک در کنار هم بودند با هم بودند، خودشان را جزئی از هم می دانستند، حالا در برابر ‏هم قرار گرفته اند.‏
‏ تا چه اندازه این نفرت زنان نسبت به مردان می تونه شکل بگیره؟
‏ تا چه اندازه این مردان حریص تصویر می شوند؟
‏ هر روز به این حریص بودنشان بیشتر بال و پر داده می شود.‏
‏ شما با جنایات بی شمار رو به رو هستید.‏
‏ ختنه زنان را نگاه بکنید.‏
‏ اتفاقی که در خیلی از این کشور ها از بخشی از این کشور ها اسلام زده داره می افته.‏
‏ جنایت رو به انتها میرسونن.‏
‏ هر کاری حاضرند بکنن برای اینکه در برابر در برابر زندگی بایستند، در برابر طبیعت و ذات انسانی بایستند.‏
‏ حاضرند درد و رنج رو فدیه بدن تا کسی لذتی نبره.‏
‏ شما اینقدر داستان جنایت بی شمار در دل این فرهنگ بیمار و آلوده دارید که چه به صورت مستقیم چه به صورت غیر مستقیم ‏اتفاق افتاده که می تونید دربارش ساعتها صحبت بکنید.‏
‏ اما ما می خواستیم در این قسمت مشخص یک سر فصل هایی را مطرح کنیم برای شناخت بهتر تا در نهایت در قسمت های ‏آتی هم بیشتر برویم به سمت و سویی که از ایمان خودمان بگوییم.‏