خب دوستان توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما در باب این نگاه آلوده اسلامی نسبت به موضوعات جنسی صحبت کردیم.‏
‏ توی قسمت های مختلفی که تا اینجا منتشر شد ما سعی کردیم یک پیش درآمدی داشته باشیم نسبت به این موضوع.‏
‏ بعد در باب خود این نگاه اسلامی صحبت بکنیم و تناقضاتی که در این نگاه وجود داره فرهنگ سازی ای که کرده و جنایاتی ‏که شکل داده و در نهایت هم توی این قسمت قرار هست حالا به این سرانجام برسیم که حالا سرانجام این نگاه و این فرهنگ ‏سازی، این جنایت و این تناقضات چه مردمی رو پدید میاره؟
‏ چه دسته هایی رو شکل میده که حالا سعی میکنیم توی این قسمت در باب این دسته های شکل گرفته به واسطه این فرهنگ ‏آلوده در کشور خودمون، ایران و یا در دیگر کشورهایی که به نوعی اسلام زده هستند صحبت بکنیم.‏
‏ اما پیش تر از اینکه بخوایم بریم و وارد بحث این قسمت بشیم بهتر هست که یک توضیح مختصری داشته باشیم نسبت به ‏موضوعاتی که تا اینجا مطرح شده.‏
‏ تا حالا اگر کسی این قسمت خاص رو داره می شنوه بدونه که ما داریم دقیقا درباره چه موضوعی صحبت می کنیم.‏
‏ هر چند که برای شناخت بهتر فرای حالا آثار دیگه ای که وجود داره در این زمینه ها تحقیقاتی که شده میتونید به همین ویژه ‏برنامه آلت پرستان مراجعه کنید.‏
‏ تمام قسمت هاش رو گوش کنید و در عین حال کتاب آلت پرستان که من در قالب داستان سعی کردم این نگاه اسلامی رو ‏نسبت به این موضوعات مطرح بکنن و تصویری رو داشته باشیم نسبت به این برآیند و در نهایت نگاه کلی نسبت به این ‏موضوع جنسیتی و جنسیت زده در اسلام.‏
‏ شما دارید در باب یک نگاه آلت پرستانه ای صحبت می کنید که توامان همه ریشه و مبدا خودش رو از همین نگاه های اسلامی ‏میگیره.‏
‏ نگاه هایی که زن رو تا این اندازه حقیر میشمره تا این اندازه در برابر وجودیت او، در برابر برابری او ایستادگی می کنه.‏
‏ از همون ابتدا و نگاه به ریشه های اسلامیش یعنی از خود قرآن این نابرابری آغاز میشه.‏
‏ حالا زنان ارزش و اعتباری ندارند.‏
‏ یک خدایی در آسمان ها هست به عنوان خدای بزرگ.‏
‏ همه باید عبد و عبید و بنده و برده ی او باشند و بعد ما مواجه می شویم با این طبقات ساخته شده.‏
‏ این طبقاتی که حالا یک انسان را در ابتدا در نوک هرم خلقت قرار می دهد و اشرف مخلوقات می خواند و خلیفه الله.‏
‏ حالا باز طبقه تازه ای شکل می گیرد که بر پایه جنسیت هست.‏
‏ حالا مرد هست که فرمانده به حساب می آید و زن هست که فرمانبردار باید باشد.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با این نابرابری.‏
‏ نابرابری ای که باعث می شود در ابعاد مختلف زندگی زنان لطمه بخورد.‏
‏ این برگرفته از آن نگاه جنسیت زده ای است که ما داریم درباره اش صحبت می کنیم.‏
‏ حالا زنان را مبدل به یک کالا می دانند.‏
‏ مبدل به یک وسیله برای.‏
‏ پاسخ به نیازهای شهوانی خودشان می دانند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با این تصاویر وحشتناکی که اتفاق می افتد.‏
‏ با این وحشیگری که داره شکل میگیره یعنی شما با جنایاتی روبرو هستید که تبدیل به فرهنگ، ارزش ها و قانون شده و قانونی ‏هست که حامی این نگاه های وحشی خویان و خشونت آمیز است.‏
‏ قتل های ناموسی هست.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با اینکه مردان رو پدر و جد پدری رو صاحب بر فرزند می دونه و حالا با توجه به اون تعاریفی که نسبت ‏به موضوعات جنسی میده، اون تناقض هایی که ما دربارش صحبت کردیم، اون پاکی که خلاصه در پاکی تن میشه و تمام نگاه ‏ها در اون پرده بکارت خلاصه شده حالا حق رو میده که اون پدر فرزند خودش رو بکشه.‏
‏ ما شاهد قتل های ناموسی باشیم.‏
‏ حالا این حق رو در اختیار همسر میزاره که اگر زنش به حرفاش گوش نداد و تمرد کرد از فرمان او به عنوان پادشاه و خداوند ‏خونه حالا میتونه اون رو بزنه و شما مواجه میشید با این خشونت های دیوانه وار خانگی حالا شما دارید در باب یک نگاه ‏مسمومی صحبت می کنید که مروج خیانت است.‏
‏ حالا خیانت رو تبدیل به یک اصل ارزش و یک قاعده قانونی می کنه.‏
‏ شما به چهار همسری نگاه بکنید.‏
‏ به این چندهمسری دیوانه واری که در اسلام به عنوان یک ارزش تلقی میشه، قانونی است که حامی این خیانت است.‏
‏ از یک سو ما مواجه هستیم با این تناقض یعنی در برابر خیانت ما علمی داریم به نام زنای محصنه و سنگسار و از سوی دیگه با ‏مردانی روبرو هستیم که حالا خیلی راحت در پناه قانون می تونن این خیانت رو انجام بدن.‏
‏ حتی به نوعی این ارزش تلقی میشه.‏
‏ در بزرگداشتش صحبت ها میشه تا مردان این خیانت رو انجام بدن.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با یک شکل لخت و عور نسبت به این خیانت.‏
‏ از سوی دیگه ما مواجه می شیم با این هرزه پروری.‏
‏ این هرزه داری، این نگاه فاحشگی، این نگاهی که توامان گره خورده با فروش تن زنان.‏
‏ یعنی شما وقتی در اسلام شیعی روبه رو میشید با یک مفهومی به اسم صیغه.‏
‏ حالا همون نگاهی هستش که داره زنان رو به واسطه تن و بدنشون مورد خرید و فروش قرار میده.‏
‏ این نگاه پر تناقضی است که در برابر اون تصویر احمقانه و ابلهانه ای است که نسبت به پاکی دارن تصویر میکنن.‏
‏ نسبت به دوری از شهوت دارند تصویر میکنند.‏
‏ در قسمت های مختلف در باب این مسائل ما صحبت کردیم.‏
‏ حالا داریم یک اشارت کوچکی میکنیم که در نهایت بدونیم وقتی ما میگیم این سرانجام شکل میگیره به واسطه چه اتفاقاتی ‏هست.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با این تصویر پر تناقض که اگر قرار است در باب این مسائل شهوانی صحبت بشه تا کودکان بیشتر ‏بدونند تا با آگاهی بیشتری وارد این زمینه ها بشوند تا بزرگسالان حتی نسبت به این موضوعات شناخت درستی داشته باشند.‏
‏ شمشیر این دینداران در هوا بلند شده است و در برابر این ایستادگی خواهند کرد که این عفت عمومی را لکه دار می کند.‏
‏ اما در کنار آن شما مواجه می شوید با این غرق در مرداب شهوت بودن، این صیغه کردن، این فاحشگی اسلامی و شرعی، این ‏همان تناقضات است.‏
‏ در نهایت فرهنگ سازی می کند و در نهایت قانونی است که حامی اش باشد و در نهایت این جنایات را به وجود می آورد.‏
‏ عناوین بی شماری دارد که حالا من در قسمت های مختلف سعی کردم درباره اش صحبت بکنم.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشوید با این دشمنی جنسی که اینها پدید آورده اند، این دوری که بین انسان ها شکل گرفته، حالا از آن ‏رابطه ی عاطفی و احساسی قرار است که انسان ها هر روز دورتر و دورتر بشوند.‏
‏ یعنی دو کودکی که قرار بود تا این حد بی ریا در کنار هم باشند.‏
‏ همدیگر و به نوعی مکمل هم باشند، وجودیت همدیگه رو قبول بکنند.‏
‏ حالا مواجه میشید با حصارهایی که به واسطه این افکار مسموم کشیده میشه و دنیا رو توامان تصویر میکنه در آلت و عورت.‏
‏ حالا کودکانی که بازی های کودکانه در کنار هم میکردند حالا مواجه میشن با یک سد بتنی به نام شهوت و آلت و عورت که ‏براشون مدام تصویر میشه و اینها رو از هم دور و دورتر میکنه.‏
‏ حالا قرار هست که اینها هرکدوم یک برآیندی داشته باشه، یک نتیجه ای داشته باشه، این دوری جنسیتی رو به وجود بیاره، ‏این دشمنی ها رو پدید بیاره که در نهایت حتی کسانی باشند در دل زنان که باور داشته باشند با نابود کردن مردان حتی به اون ‏آزادی و آرامش و برابری خودشون خواهند رسید.‏
‏ اینها برآیند این تفکرات آلوده و بیمار هست که ما همیشه باهاش روبه رو میشیم.‏
‏ در این کشورها اسلام زده ما روبه‌رو می‌شویم با مفهومی به اسم نابود کردن عشق.‏
‏ جایی برای این عشق وجود ندارد.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با خیانت. هرزه پروری.‏
‏ زندگی در توامان در این آلت پرستی و شهوت پرستی دیگر جایی برای این عشق باقی نمی‌ماند.‏
‏ زنان تبدیل به کشتزار هایی میشن که حالا مردان قرار هست که فقط و فقط از اینها استفاده ببرند، فرزند ازشون بیارن، نسل ‏خودشون رو بقا بدن و هیچ جایگاهی برای اون عشق هم حفظ نمیشه.‏
‏ نگاهشون رو نگاه بکنید.‏
‏ این فرهنگی که ساخته شده در قبال ازدواج کردن، جنایاتی که شکل میگیره، کودک همسری که این ها تبدیل به قاعده و ‏قانون کردن این برده داری، این تجاوز.‏
‏ من در باب تجاوز صحبت کردم.‏
‏ جنایتی که به اسم تجاوز داره شکل میگیره.‏
‏ حالا شما روبرو میشید با اون مفهومی که ما تحت عنوان کنیز میشناسیم و در اسلام در قرآن آیه مستقیم دارد زنان حلال بر شما.‏
‏ برای اون چهار زنی که در راستای خیانت می توانید به عقد خودتان در بیاورید حالا می توانید زنان کنیزی که به اسارت ‏گرفتید هم بهشون تجاوز کنید.‏
‏ حالا فرای اون با این جداسازی ها، با این تصویرگری توامان با شهوت، یعنی سرکوب احساسات و ذات انسانی و طبیعت ‏انسانی روبه رو میشیم.‏
‏ با تجاوز های بیکرانی که اتفاق می افته در دل این ممالک اسلام زده، در دل ممالکی که حالا اینقدر در این پستو زنان رو قرار ‏دادن که مردان تصویر شده ی حقیر و بی ارزش در جستجوی به دست آوردن اونها هستن.‏
‏ این تحقیر مردان هم بخشی از این جنایات است.‏
‏ بخشی از این فرهنگ سازی بیمارگونه است.‏
‏ مردان تصویر شده که هیچ قوه ادراک و اختیار و شعوری ندارند مگر این که زنان رو به عنوان یک ماده ببینند و نرینه وار به ‏دنبال جفتگیری با اونها باشن.‏
‏ حالا در نهایت این تصویر قرار هست یک تجاوزی رو بسازه و در نهایت یک فرهنگ بیماری رو بسازه که جای قربانی و ‏جانی هم تغییر بکنه.‏
‏ حالا کسانی که مورد تجاوز قرار میگیرن اون زنانی که مورد این تعرض قرار گرفتن به واسطه فرهنگ ساخته شده عمومی به ‏واسطه این تعالیم پوسیده و بیمار حتی حاضر نیستن از جنایتی که بهشون شده صحبتی بکنن.‏
‏ چرا که در نگاه کلی اونها محکوم هستن.‏
‏ جای این قربانی و جانی تغییر کرده.‏
‏ اونها محکوم میشن که چرا شما در پی جستجوی زیبایی بودی؟
‏ چرا مثلا فلان لباس رو پوشیدید؟
‏ و این عمق اون فاجعه ی فرهنگی ست که شکل گرفته توسط این نگاه آلت پرستانه.‏
‏ در باب این نگاه ها ما صحبت کردیم به کرات در قسمت های دیگه.‏
‏ الان هم فقط یک اشاره کوچکی کردیم که بدونیم داریم در باب چه مسئله ای صحبت میکنیم و تعریفی که ما نسبت به این ‏آلت پرستی داریم این نگاه توامان جنسیتی جنسیت‌زده و شهوت پرستانه اسلامی دقیقا چه نقطه ای هست؟
‏ اما در نهایت این نگاه ها و این فرهنگ سازی ها، این جنایات و این تناقضات یک سرانجامی هم خواهد داشت.‏
‏ یعنی شما یک نمودی از این را در جامعه هم خواهید دید.‏
‏ ما سعی می کنیم که یک بخش بندی نسبت به این موضوع داشته باشیم و ببینیم که در نهایت چه انسان هایی از دل این تعالیم ‏بیمار پدید می آیند.‏
‏ ما مواجه هستیم با یک بخش انسان های درمانده و برده همتای تفکر اسلامی.‏
‏ فارغ از این نگاه آلت پرستانه و شهوت پرستانه که در راستای برده سازی است، در راستای بنده کردن انسان هاست.‏
‏ در راستای تسلیم بودن و رام بودن انسان هاست در برابر یک قدرت واحد که بارها در قسمت های مختلف در کتاب های ‏مختلف به آن اشاره کردم و صحبت کردم.‏
‏ در دل این نگاه آلت پرستانه هم باز هم رو به رو هستیم.‏
‏ با همین نگاه آلوده که قرار است مردم را درمانده و برده بکند.‏
‏ یعنی نهایت این نگاه های بیمارگونه یک جماعت درمانده و برده ای را پدید می آورد که فرمانبردار هستند، که رام هستند که ‏هیچ صحبتی برای انجام ندارند که باید قبول بکنند.‏
‏ یعنی شما روبرو می شوید با زنانی که استقلال مالی رو ازشون گرفته اند.‏
‏ تمامی قوانین بر علیه اونها هست.‏
‏ تمامی قوانین در راستای این نابرابری و تحقیر زنان هست.‏
‏ حالا این زنان هیچ راه و چاره ای ندارند.‏
‏ هیچ پشت و پناهی ندارند.‏
‏ فرهنگ ساخته شده، ارزش های ساخته شده، تناقضات موجود، جنایات همه چیز بر علیه اینهاست.‏
‏ اگر ازدواج کردند محکوم به زندگی با آن جانی در برابرشون هستند.‏
‏ اگر هم مورد هر ظلمی قرار می گیرند، فرهنگ ساخته شده از این نگاه آلت پرستانه و آلوده آنها را فرا می خواند که قبول ‏بکنند.‏
‏ وقتی شما روبه رو می شوید با این نگاهی که فرمانده و.‏
‏ به نوعی مرد تصور می کند زن باید فرمانبردار باشد.‏
‏ وقتی در برابر تمرد او حالا شما حکمی به عنوان زدن دارید، حالا آن زن باید درمانده و برده در برابر آن خدای در برابر باشد.‏
‏ همتای آن تصویری که در خود اسلام توسط نامی به نام خدا و الله دارد تصویر می شود.‏
‏ اصلا اسم اسلام مترادف با تسلیم بودنه.‏
‏ یعنی شما باید تسلیم در برابر خدا باشید.‏
‏ شما دست بسته به عنوان برده و بنده باید در برابر خدا زانو بزنید.‏
‏ باید سجده بکنید، بزرگی او را مدام ستایش بکنید و این در راستای اون برده سازی است که حالا من در قسمت های مختلف ‏در باب این موضوع صحبت کردم.‏
‏ شما از هر بعدی که به این قضیه نگاه بکنید از موضوعات اجتماعی نگاه بکنید، موضوعات سیاسی نگاه بکنید، از همین بعد ‏مشخص جنسیتی نگاه بکنید.‏
‏ مردم را همواره در حال برده کردن هستند.‏
‏ اون حس و روح طغیانگری، یاغی بودن، ایستادگی، مقاومت، شجاعت همه اینها دریغ میشه توسط این نگاه آلوده.‏
‏ در نهایت قرار است که جماعتی فرمانبردار باشند، جماعتی باشند که در برابر ظلم ایستادگی نکنند، فریاد نزنند، شجاعت ‏نکنند، اگر حقشون خورده میشه ساکت و مسکوت باشند، قبول بکنند.‏
‏ یک قدرت بزرگتری هست.‏
‏ یک خدایی هست که همه چیز رو در اختیار گرفته و ما موظفیم که به دستورها و اوامر او گوش بدیم و این اون روحیه برده ‏وارانه و درماندگی هست که حالا در این موضوع مشخص برآیند کلی که این نگاه آلت پرستانه نسبت به این موضوعات دارد.‏
‏ قرار است که از زنان جماعتی درمانده و برده را پدید بیاورد و ما شاهد این قشر هستیم.‏
‏ در کشور های مختلف، در کشور خودمان، ایران در کشورهای اسلام زده دیگر که حالا زنانی هستند که درمانده بردگی و این ‏یوغ اسارت رو قبول کردن به گردن میندازن و زندگی می کنند.‏
‏ اگر همسری دارند که کتکشون می زنه بهشون خیانت می کنه، باید قبول کنن باید سر به پایین بندازن و زندگیشون رو ادامه ‏بدن.‏
‏ نه قانونی هست که حامی اونها باشه، نه مردمی هستند که حمایت بکنند، نه فرهنگی هست که به نوعی در کنار اونها باشه، نه ‏ارزش هایی هست که این رفتارهای وحشیانه همسر رو تقبیح بکنه و در برابرش ایستادگی بکنه.‏
‏ در نهایت همه اینها دست به دست هم میده و یک فرهنگ عمومی رو میسازه که حالا این فرهنگ عمومی کمر بسته برای برده ‏ساختن، برای تسلیم ساختن از انسان ها، برای انسان ها، انسان ها رو بدل کردن به موجوداتی رام که در برابر هر ظلمی سکوت ‏می‌کنند، هیچ شمه‌ای از شجاعت در وجودشان نیست.‏
‏ قاعدتا ما داریم در باب تصاویری که این نگاه آلوده پدید آورده صحبت می‌کنیم.‏
‏ حالا به قسمت های دیگرش هم می رسیم قاعدتا.‏
‏ اما این یکی از اون تصاویری هست که قاعدتا این نگاه آلت پرستانه به دنبالش هست.‏
‏ و سرانجام و برآیندی که این توسعه این نگاه در طول این سالیان مختلف از همان هزار و چهارصد سال پیش تا الان در ‏کشورهای اسلامی داشته یک بخشی را مبدل به این برده و بنده کرده.‏
‏ در بین مردان هم همین کار را کرده و حالا به ویژه در بین زنان هم همین بردگان را پدید آورده.‏
‏ پس ما مواجه می‌شویم با جماعتی که اینگونه درمانده و برده هستند در برابر مظالم بیشمار سکوت می‌کنند.‏
‏ شما نگاه بکنید.‏
‏ من گفتم ما در این موضوعات مختلفی که مطرح می‌کنیم به نام جان در این ویژه برنامه یا در برنامه‌های عادیش قرار نیست که ‏به سراغ مصادیق برویم.‏
‏ اما اگر بخواهیم مثال در باب این موضوعات بیاوریم می‌توانیم ساعت ها و سال ها در باب یک مساله هم صحبت کنیم.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیرید زنی که زیر مشت و لگد یک مرد دیوانه داره زندگی می کنه و این فرهنگ آلوده و بیمار آلت ‏پرستانه او رو به این سمت و سو می بره که باید قبول بکنه.‏
‏ باید کنار بیاد، باید توسری خور باشه، باید درماندگی رو قبول کنه و این یوغ اسارت و بردگی رو به گردن بزاره.‏
‏ حالا تصور کنید اگر آموزه ها، اگر تعالیم متفاوت بود از این انسان ها چه انسان های دیگه ای پدید می اومد.‏
‏ ما قاعدتا معترف به این تعلیم هستیم که این تعلیم تاثیر گذار هست.‏
‏ این ارزش ها و این فرهنگ ها هست که زندگی ها رو میسازه.‏
‏ بارها دربارش صحبت کردیم. مثال آوردیم.‏
‏ شما تصور کنید از کشور های مختلف جهان اگر امروز مردم سوئیس دارند در آن شرایط زندگی می کنند آیا به واسطه خون و ‏نژادشان هست؟
‏ به واسطه آب و هوایی است که توش زندگی کردند یا به واسطه تعالیم و ارزش ها و فرهنگی است که ساخته اند که ساخته ‏شده که حالا هر روز در پی پیشرفت آن هستند؟
‏ تعالیم هست که انسان ها را می سازد و این تعالیم بیمار است که از مردمان کشورهای مسلمان تا این حد موجوداتی ذلیل را ‏پدید آورده، تا این حد موجوداتی درمانده و برده را پدید آورده که در برابر تمام زشتی ها و تمام ظلم ها سکوت کنند.‏
‏ صدایی ازشون شنیده نشه.‏
‏ این فرهنگ آنها را فرا می خواند.‏
‏ به این در خود ماندن، در این سکوت، در این بردگی، در این قبول کردن یوغ های اسارت.‏
‏ این فرهنگ بیماری است که سرانجامی همتای این بردگی را خواهد داشت.‏
‏ پس ما با یک جماعتی روبه رو هستیم.‏
‏ در نهایت به واسطه این فرهنگ ها، این جنایات و این تناقضات، این نگاه آلت پرستانه اسلامی که این شرایط اسفناک را قبول ‏کرده اند، درمانده و برده و تسلیم در برابر این فرامین هستند.‏
‏ اما فرای آن ها شما مواجه می شوید حالا با یک جماعتی که افسرده و مرده و بریده هستند.‏
‏ حالا یک طیف دیگری در دل همین اجتماعات به وجود می آید که در این افسردگی و پژمردگی و نژندی در پی نابودی ‏هستند، در پی خودکشی هستند، در پی خود تباهی هستند.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با سیل بی شماری از زنان.‏
‏ حالا به ویژه زنان که در این موضوع مشخصه آلت پرستان بزرگ ترین لطمه ها و ضربه ها را قاعدتا آن ها خوردند.‏
‏ قاعدتا تمام کفه سنگین وحشیانه ای نگاه آلت پرستانه بر سینه این زنان بوده و آنها را تا این اندازه لگدمال کرده.‏
‏ این نگاه بیمارگونه اسلامی، این نگاه آلت پرستانه ای که.‏
‏ از آنها موجوداتی افسرده پدید آورده.‏
‏ شما نگاه کنید به تعداد خودکشی هایی که انجام می شود.‏
‏ تا چه اندازه این ها بریده اند از زندگی، از این زندگی توامان با نابرابری.‏
‏ حصر در این نگاه های شهوت آلوده.‏
‏ گفتم ما در باب مصادیق نمی خوایم صحبت بکنیم.‏
‏ هرچند صحبت کردن در باب این مثال ها میشه درباره اش ساعت ها و سال ها صحبت کرد.‏
‏ این فرهنگ عامه ای که ساخته شده رو شما در نظر بگیرید موجب چه حد از افسردگی ها و.‏
‏ مردن ها و مرگ ها میشه چه خودکشی هایی رو شکل میده؟
‏ این فرهنگ مرد پرستانه ای که به وجود اومده.‏
‏ این نگاه آلت پرستانه.‏
‏ شما تصور کنید در باب این موضوعات جنایات و فرهنگ سازی ها و تناقضات من ساعت ها صحبت کردم در قسمت های ‏گذشته در باب هر کدوم از این جنایات.‏
‏ وقتی ما داریم میگیم برآیند کلی این طیف ها انسان ها رو پدید میاره یعنی یک بخشی که حالا فرمانبردار میشند و برده میشند ‏و قبول میکنند در اون درماندگی زندگی بکنند یک بخشی افسرده و مرده و بریده میشند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با دریای بیکرانی که بر اثر این تجاوزها خودکشی کردند.‏
‏ درمانده در یک گوشه ای دارن زندگیشون رو میگذرونن.‏
‏ بریده اند، افسرده اند، پژمرده اند.‏
‏ شما نگاه بکنید به این جنایاتی که تحت عنوان کودک‌همسری اتفاق افتاده.‏
‏ حالا با چه جماعتی روبرو میشید؟
‏ از کودکانی که از کودکی بهشون تجاوز شده.‏
‏ حالا چه سرنوشتی این ها دارن؟
‏ چه سرانجامی خواهند داشت؟
‏ و بعد مواجه میشیم با این سکون و سکوت در برابر این بیزاری. خشونت. وحشیگری. وحشی خویی؟ تجاوز قانونی؟
‏ یا شما مواجه می شید با یک جماعت پررنگ؟
‏ همین ایران خودمون رو مثال می زنیم که ساکت در برابر این نگاه ها زندگی میگذرونند گریبان نمی دهند.‏
‏ فریاد نمی کشند چرا که ما داریم در باب یک تعلیمی صحبت میکنیم که انسان ها رو بار آورده برای بردگی.‏
‏ برای رام بودن.‏
‏ برای ساکت بودن.‏
‏ برای این که در برابر ظلم صحبتی نکنن.‏
‏ سر در آخور خودشون داشته باشند و زندگی شون رو به نهایت برسونن.‏
‏ حالا در کنار اون فرهنگ بیمار اسلامی حتی فرهنگ های دیگه هم هجوم میاره.‏
‏ فرهنگ های غربی هم هجوم میاره.‏
‏ فرهنگ غربی که از شما خودپرستی و خودخواهی میخواد فرد پرستی میخواد.‏
‏ اصلا نیازی نیست شما به دیگران نگاه کنید.‏
‏ قرار هست که فقط به خودتون، زندگی خودتون و پیشرفت خودتون و آینده خودتون نگاه کنید.‏
‏ خب قاعدتا از شما موجودی پدید میاره که حالا غرق در این نگاه آلوده زندگی خودتون رو در هر نکبت و سیاهی و بدبختی ‏هست ادامه بدید.‏
‏ حتی ذره ای فکر نکنید به این کودکانی که در دل این قوانین دهشتناک دارند پاره پاره می شند.‏
‏ افسرده و مرده و بریده می شند، درمانده و برده می شند، زندگی نمی کنند، زندگی هاشون سوخته می شه.‏
‏ توسط این افکار مسموم، پلید، وحشیانه و وقیحانه اسلامی.‏
‏ نگاه که ما تحت عنوان آلت پرستی می شناسیم وقتی داریم از آلت پرستی صحبت می کنیم این نگاه های آلوده هست.‏
‏ مفهوم کودک همسری که پیامبر اسلام بهش باورمند بوده.‏
‏ پیامبر اسلام این رفتار رو انجام میده و این رو سر لوحه زندگی احمق های بعد از خودش میکنه.‏
‏ شما وقتی در باب زندگی محمد صحبت می کنید باید عایشه رو بشناسید.‏
‏ عایشه ای که در هفت سالگی محمد به او علاقه مند شد.‏
‏ عایشه ای که در نه سالگی محمد به فرمان الله باهاش همبستر شد، سن تکلیف رو پدید آورد.‏
‏ باید اینها رو بشناسید.‏
‏ وقتی می بینید که یک دختر ده ساله دوازده ساله یک جنایتی حتی صورت میگیره.‏
‏ جنایتی که حتی اون کودک به واسطه این رابطه، این تجاوز جنسی حتی جونش رو از دست می ده.‏
‏ این به واسطه این نگاه بیمار هست.‏
‏ این نگاه آلوده از ریشه این نگاه وحشیانه هست.‏
‏ حالا حتی اگر کسی بخواد در باب این اعتراضی بکنه قرار هست اعتراض به رفتار اون شخص بکنه.‏
‏ این یک تفکره.‏
‏ یک باور و یک باور ریشه داره.‏
‏ اگر قرار هست مبارزه ای بشه، اگر قرار هست ما در برابرش بایستیم باید در برابر این ریشه بایستیم که فردا روز دوباره شاهد ‏ساقه ها و برگ های بیشتر نباشیم.‏
‏ شما در برابر یکی از این اتفاقات مثلا در سیستان و بلوچستان ایستادگی کردید و نگذاشتید این اتفاق بیفتد.‏
‏ فردا هم با همین اتفاق در کردستان چکار می کنید؟ نمی دانم.‏
‏ حالا شرح بدهید.‏
‏ الان خاطرم رفت در کشورهای دیگه چی کار می کنید.‏
‏ در کشورهای عربی چی کار می کنید؟
‏ در همین ایران؟
‏ در تهران مثلا چی کار می کنید؟
‏ در مشهد چی کار می کنید؟
‏ وقتی این ریشه تنومند این فرهنگ ها و این ارزش ها و این قوانین بیمار وجود دارد، هر روز شاهد همین نگاه ها و این رفتارهای ‏بیمارگونه خواهید بود.‏
‏ از بحث اصلی دور نشیم.‏
‏ گفتیم سرانجام این نگاه یک قشر رو پدید میاره که درمانده و برده هستند، قبول می کنند و زندگی خواهند کرد.‏
‏ مصادیق بیشمار هست.‏
‏ میشه درباره اش مثال های بیشمار زد از زنانی گفت که به واسطه اینکه وارد یک زندگی با یک بیمار روانی و جنسی شدند ‏تحت عنوان مرد با همان قوانین احمقانه اسلامی حالا مجبور هستند که کل زندگی شان را به پیش ببرند، با هر خفت و بدبختی ‏زندگی کنند، حاضر باشند تن بدهند به چند همسری، به هوو در یک خانه، به این خیانت بیمارگونه، به فاحشگی شوهرشان که ‏با زنان بیشمار همخوابگی می کند به هزار و یک مصیبت اما درمانده و برده به واسطه این قواعد، به واسطه این تعالیم و فرهنگ ‏ها سر به پایین می اندازند و برده وار زندگیشان را ادامه می دهد.‏
‏ بخشی افسرده می شوند، خودکشی می کنند، می برند، از زندگی زنده نیستند، مردگی می کنند، در پی زنده بودن اند، فقط و ‏فقط زنده اند اما زندگی نمی کنند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این جنازه های بیشمار.‏
‏ در همون کتاب آلت پرستان نقل به مضمون می کنم.‏
‏ وقتی من صحبت از این می کنم که محمد دختران رو از زنده به گوری نجات داد تا زنده به گور شون بکنه، یک واقعیتی ‏هست که باید باهاش روبرو بشید.‏
‏ اگر در آن روزگاران صحبت از این میشه که عرب های جاهلیت دختران رو در گور زنده زنده به گور می سپردند، امروز با ‏همون عقاید بیمارگونه زنده زنده اینان رو دارن کفن میکنن.‏
‏ در همین زندگی اینها رو کشتند.‏
‏ کودکی که در یازده سالگی به عقد مرد وحشی خوی متجاوز پنجاه ساله دراومده آیا زنده است یا زندگی می کنه؟
‏ آیا شما این رو مترادف با زندگی می دونید؟
‏ فرای این جماعتی که تحت عنوان درمانده و برده و افسرده و مرده و بریده درباره‌اش صحبت کردیم، قاعدتا این نگاه یک ‏سرانجام دیگری هم خواهد داشت.‏
‏ از دل این نگاه آلوده وار، ما شاهد انسان هایی هستیم که حالا نسبت به این نگاه ها نگاه متفاوتی را علم می کنند.‏
‏ به نوعی زیر این میز می زنند.‏
‏ حالا همیشه ما در همه جای جهان نسبت به این ظلم ها یک نگاه رادیکالی را همیشه داریم که بر پایه احساسات به وجود می ‏آید.‏
‏ همواره در همه جای جهان، در همه نگاه ها.‏
‏ یعنی مثلا شما وقتی روبرو می شوید با مثلا مسیحیت می بینید در برابر مسیحیت یک نگاهی در برابر شکل می گیرد.‏
‏ مثلا تحت عنوان شیطان پرستی که خیلی هم علاقه دارند.‏
‏ این دوستان مسلمان که هی به آن متمرکز شدن درباره‌اش صحبت بکنند، تصور بکنند که تمام جهان در اختیار همین اندک ‏انسان‌هایی است که با همین تفکرات در حال پیشروی هستند و جهان را گرفته‌اند و کل جهان در اختیار اوست.‏
‏ فارغ از این توهمات پارانویایی این دوستان اسلامی اما ما در همه جای جهان رو به رو می‌شویم.‏
‏ وقتی یک اتفاقی داره فشار زیادی میاره و ظلم بزرگی رو پدید میاره.‏
‏ حالا یک عده ای رادیکال در برابر اون قرار می‌گیرن.‏
‏ هر چیزی که او تصویر کرده رو نفی می‌کنن.‏
‏ در برابرش رفتاری انجام می‌دن.‏
‏ این یکی از خصوصیاتی است که شما به نوعی هر کسی رو در شرایط وحشتناکی قرار بدید.‏
‏ بیش از حد آزارش بدید.‏
‏ این رفتار طبیعی است که از خودش نشون میده.‏
‏ همون ضرب المثل هایی که در ایران هم باب هستش خیلی دوست ندارم حتی تکرارش کنم.‏
‏ اما منظور همین هستش که شما وقتی یک کسی رو در یک گوشه ای قرار میدید حالا اون از خودش یک واکنشی نشون میده ‏و عکس العملی نشون میده.‏
‏ وقتی شما مدام دارید با این تفکرات بیمارگونه مردمان این کشور های اسلام زده رو تحت فشار قرار میدید با این موضوعات، با ‏این تناقضات بیش از حد از یک سو تمام نگاه شما توامان شده در این پاکی تن ها در این پرده بکارت از اون سود دریایی از ‏مردابی از شهوت رو دارید پیش میبرید، در این لجنزار دارید می خورید و می آشامید.‏
‏ حالا کسانی هستند که از این به تنگ میان از این نگاه آلوده و بیمار بیزار میشند.‏
‏ حالا رفتاری در پی احساسات خودشون نشون میدن.‏
‏ حالا این رفتار رادیکال احساسی یک تصویری است فقط و فقط وارانه کردن چیزیست که شما دارید تصویر میکنید.‏
‏ همون طوری که مثالش رو در باب شیطان پرستی و مثلا مسیحیت زدم همون قدر تفکرات به همین شکله دیگه.‏
‏ یعنی داره یک جوری فقط نشون میده که من نمیخوام تو وجود داشته باشی.‏
‏ من میخوام هر کاری که تو میگی، هر چیزی که تو مطرح میکنی دقیقا برعکسش باشه.‏
‏ یک نوع رفتار مشخص انسانی ست که میشه کاملا درکش کرد.‏
‏ یک رفتار روانی مشخص نسبت به زورگویی بیش از حد.‏
‏ حالا شما شاهد یک همچین طیفی هم خواهید بود که زندگی ای رو توامان با بی بند و باری می دونن.‏
‏ حالا قرار هست که در شهوت خودشون رو غرق بکنند.‏
‏ قرار هست هر چیزی که اینها تصویر کرده بودند، دنیای پر از تناقض و احمقانه ای که تصویر کرده بودند رو برهم بزنند، در ‏برابرش بایستند.‏
‏ شما شاهد یک همچین تصویری هم خواهید بود.‏
‏ یعنی فرای اون جماعت درمانده و برده، فرای اون جماعت افسرده خودکشی کرده، بریده و مرده؟
‏ ما شاهد یک بخشی هستیم که حالا به نوعی شورش می کنند.‏
‏ در برابر این نگاه ها همه چیز را وارونه می کنند.‏
‏ حالا هر تصویری که آنها دادند را سعی می کنند از بین ببرند.‏
‏ حالا قرار است که در اصل به نوعی آزادی را توامان معنا بکنند.‏
‏ با بی بند و باری.‏
‏ دوست دارم با صدها نفر رابطه داشته باشم.‏
‏ بدون هیچ موضوعی.‏
‏ بدون هیچ آیه ای.‏
‏ هر چند که بارها درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ نهایت فاحشگی و فاحشه داری در همین نگاه اسلامی نهفته است.‏
‏ یعنی شما هیچ نگاهی را نمی توانید همتای این پیدا بکنید.‏
‏ اسلام شیعی به ویژه مشخص یعنی شما وقتی روبرو می شوید با این اسلام شیعی که مبحثی به عنوان صیغه را مطرح می کند.‏
‏ این نهایت هر کاری است که شما می خواهید بکنید.‏
‏ هیچ حد و حصری هم برایش وجود ندارد.‏
‏ شما می توانید رابطه داشته باشید.‏
‏ هر روز با یکی، با هزاران نفر.‏
‏ هیچ محدودیتی هم برای شما نیست این بازار فروش جسم و تن و پاکی و شرافت بازار آزادی است در دل تفکر اسلامی و ‏شیعی.‏
‏ اما به واسطه آن تناقضات تصویری که دارند مشخص می کنند که ما درباره اش هم صحبت کردیم.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید از یک سو با این حقارتی که برای مردان می سازند، حالا مردان را یک سری موجوداتی که بی عقل ‏و خرد و انتخاب و اختیار و شعور و هر موضوعی بدون شناخت هیچ نوع رابطه فقط و فقط به دنبال رابطه جنسی هستند.‏
‏ حالا یک سری حجاب ها و حائل هایی را قائل می شوند تا زنان را بپوشانند تا این مردان مبادا به آنها تجاوز کنند مبادا با آنها ‏هم آغوش شوند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با این دریده شدن پرده هایی که شما ساختید.‏
‏ حالا دیگر قرار است که با این تصاویر کسانی باشند که ایستادگی بکنند، همه را وارانه بکنند، همه را از بین ببرند حالا حتی ‏اگر شما تصویری از یک حجابی می دید، حالا جماعتی هم باهاش رو به رو می شید که این نگاه رو در هم بشکنه از بین ببره.‏
‏ حالا جماعتی که حاضر باشه حتی برهنه باشه براش موضوعی وجود نداره.‏
‏ تمامی چارچوب ها، تمامی ساختارهایی که شما ساختید رو قرار هست بشکنه.‏
‏ قرار هست همه رو وارانه بکنه.‏
‏ این هم قاعدتا یک رفتار احساسی و رادیکالی هست که طبیعی هم خواهد بود.‏
‏ در برابر هر نگاه دگمی این نگاه رادیکال شکل خواهد گرفت.‏
‏ همانطور در این کشورها اسلامی هم قاعدتا شکل گرفته.‏
‏ ما در باب تعداد این انسان ها صحبت نمی کنیم.‏
‏ در این باب مجموع این نگاه ها صحبت می کنیم.‏
‏ نمی دانیم در کدام کشور چه تعدادی هستن و چه تعدادی نیستن.‏
‏ اما منطقی این بخش ها رو خواهد ساخت.‏
‏ یعنی هم شما با اون جماعت درمانده و برده روبرو میشید هم با اون جماعت افسرده و خودکشی کرده روبرو میشید، هم با این ‏جماعت شورشی که همه چیز رو وارونه میکنند هم روبرو میشید و حالا باز مواجه میشید با یک جهانی که بیشتر و بیشتر در این ‏فاحشگی غرق خواهد شد.‏
‏ از یک سو این نگاه بیمارگونه ی اسلامی از یک سو همین نگاهی که قرار هست همه چیز رو وارونه کنه و در برابرش بایسته.‏
‏ حالا در نهایت میرسیم به اون تصویر کلی که از ابتدا هم دربارش صحبت کردیم در باب نگاه آلت پرستانه.‏
‏ یعنی حالا همه چیز توامان گره خورده با همین آلت پرستی.‏
‏ همه چیز در همین آلت و عورت نهفته است.‏
‏ در همین شهوت خلاصه شده.‏
‏ شما مواجه میشید دیگه با کتاب هایی که این فقها و فقهای شیعی تحت عنوان.‏
‏ کتاب های فقهی خودشون نوشتند.‏
‏ مواجه میشید با این دریایی که خلاصه شده از موضوعات جنسی و شهوتی.‏
‏ یک ذهنی دارند که در پی پردازش داستان های سکسیست جنسی است توامان شده با همین داستان ها.‏
‏ و حالا اون دنیایی که مد نظرشون هست هم ساخته میشه فقط با یک تناقض مشخص همه چیز رو در نهان انجام می دهند.‏
‏ به بدترین و وحشیانه ترین و بی بند و بارانه ترین کارها هم دست می زنند اما یک ظاهری بزک شده و آراسته تحویل ما می ‏دهند.‏
‏ همان کاری که شما در بین نواندیشان دینی، در بین اصلاح طلبان و اینها هم با آن روبرو می شوید.‏
‏ یعنی جماعتی که اومدن ظلم و جنایت رو بزک کنند، اومدن دیو های بد صورت رو آرایش بکنند، پیراسته بکنند و در برابر ‏جماعت تصویر بکنند.‏
‏ قرار است تن خونین ما را.‏
‏ یک تصویر زیبایی ازش درست بکنند.‏
‏ همه چیز را لگدمال بکنند.‏
‏ کنند و ما شاهد همین موضوع هستیم.‏
‏ یعنی در لایه زیرین داره این فاحشگی و بی بند و باری آلت پرستی اتفاق می افتد و در لایه رویین جماعتی هستند برای تطهیر، ‏برای تغییر تصاویر.‏
‏ فرای این ها شما روبرو میشید با این جنسیتی که در برابر هم قرار میگیره.‏
‏ یعنی ما فارغ از این درماندگی، بردگی، افسردگی، این گروه شورشی که قرار هست همه چیز رو برعکس کنه، قاعدتا یک ‏جماعتی هم هستند که از این مردانگی و از این مرد بودن بیزار میشن.‏
‏ یعنی زنانی که قاعدتا هم این هم جزو همون احساسات طبیعی اونها خواهد بود.‏
‏ وقتی تا این حد مورد ظلم این جماعت قرار میگیرن حالا میتونن پر از حس نفرت نسبت به مردان بشن و شما شاهد این برآیند ‏هم در دل این نگاه آلوده آلت پرستان اسلامی خواهید بود.‏
‏ گفتم ما در باب تعداد این آدم ها صحبت نمی نمیکنیم که هر کدوم از این تعداد می تونه در کشور های مختلف وابسته به ‏تعالیم مختلف وابسته به ارزش هایی که خودشون ساختن متفاوت باشه.‏
‏ یعنی در یک کشوری این درماندگی و بردگی اکثریت رو تشکیل بده.‏
‏ در یک کشوری هم مثلا همین جماعتی که در برابر جنسیت مردان مثلا ایستادگی کنن بیان و این اکثریت رو در دست بگیرن.‏
‏ اما در نهایت ما شاهد یک همچین بخشی هم خواهیم بود.‏
‏ بخشی که همه چیز رو در همین قدرتی که در اختیار مردان هست می بینن.‏
‏ حالا طبیعی هم به این لحظه خواهند رسید.‏
‏ به واسطه احساساتشون هم به این لحظه خواهند رسید و حتی خواهند کوشید برای اینکه این خرقه ننگین رو از تن مردان هم در ‏بیارن.‏
‏ حالا شاید هدفشون هم همین باشه.‏
‏ اصلا حتی هدفشون رسیدن به برتری برای زنان باشه که کاملا قابل لمسه.‏
‏ کاملا قابل درکه این احساسی که در وجود اینها به وجود آوردند، بذرش رو پاشیدند.‏
‏ دنیایی که ساخته شده در این نگاه آلت پرستانه برای یوغ و بردگی زنان، در نهایت اونها رو هم به این وادی خواهد کشاند که ‏بیزار و متنفر باشن از این فرهنگ مردانه و فرهنگ مرد پرستانه.‏
‏ و ما شاهد این بخش هم در این جوامع اسلامزده خواهیم بود.‏
‏ پس قاعدتا اگر بخواهیم یک سرانجامی نسبت به این نگاه های آلوده اسلامی تحت عنوان آلت پرستی که همون نگاه جنسیتی ‏است داشته باشیم مواجه می شیم با گروه هایی که تحت عنوان برده و بنده می شناسیمشان.‏
‏ افسرده و مرده و پژمرده میشناسیمشون.‏
‏ شورشیانی که همه چیز رو برعکس می کنن می شناسیم و در نهایت کسانی که در برابر جنسیت مرد ایستادگی می کنن در پی ‏از بین بردن این جایگاه و پایگاه اونهاست.‏
‏ حتی برای اینکه خودشون به اون جایگاه برسند.‏
‏ این برآیند کلی است که می سازه.‏
‏ اما قاعدتا یک گروه دیگری هم در دل این ها به وجود می آیند.‏
‏ این اون گروهی است که ما باید به عنوان درمان به عنوان راهکار به سویشان دست دراز کنیم.‏
‏ گروهی که در پی بیداری در پی آگاهی رسانی به میدان آمده اند.‏
‏ آمده اند تا این نگاه آلوده را از ریشه بکنند.‏
‏ آمده اند تا در برابر این فرهنگ، این ارزش، این نگاه آلوده ی اسلامی بایستند.‏
‏ و این آن نقطه ای است که ما رو به اون تغییر به اون انقلاب می رسونه.‏
‏ انقلابی که قرار است در دل مردم شکل بگیره.‏
‏ حالا قرار است ارزش های آلوده ی دیروز تبدیل به ضد ارزش بشه.‏
‏ حالا قرار هست ارزش های تازه ساخته بشه.‏
‏ حالا به واسطه ی این ارزش ها، آرزوها و یک ایمان جمعی شکل می گیرد که این ایمان جمعی ما رو به یک انقلاب بزرگ ‏میرسونه.‏
‏ انقلابی که در دل ما شکل میگیره، انسان ها رو تغییر میده و در نهایت هر موضوعی که در برابرش ایستاده باشه رو از بین خواهد ‏برد و یک شکل تازه ای رو پدید خواهد آورد.‏
‏ سیستم آموزشی رو تغییر خواهد داد، قوانین رو تغییر خواهد داد، حکومت رو تغییر خواهد داد.‏
‏ هر سدی که در برابر این نگاه تازه باشه رو از بین خواهد برد.‏
‏ قاعدتا این تعداد هم در تمامی این جوامع اسلامی هم وجود دارند.‏
‏ قاعدتا تمامی این بخش هایی که ما دربارشون صحبت کردیم در همه کشور ها هستند.‏
‏ حالا تعدادشون متفاوته، یک جا یکی بیشتر یا یک جا یکی کمتر.‏
‏ اما باید نگاه بر همین نگاه بیداری خواهانه باشه.‏
‏ نگاهی باشه که در برابر ارزش کثیفی مثل کودک همسری با تمام وجود فریاد بزنه.‏
‏ ریشه ی این کودک همسری که در دل این نگاه آلوده و آلت پرستانه اسلامیست رو از جا در بیاره.‏
‏ حالا قرار باشه یک ارزش تازه‌ای رو مطرح بکنه.‏
‏ ارزش تازه‌ای که از بلوغ انسان‌ها، قدرت اختیار انسان ها، قدرت انتخاب انسان ها از آزادی جان ها می گوید.‏
‏ حالا باید فضایی را فراهم کرد که یک دختر در بیست و یک سالگی بتواند انتخاب بکند.‏
‏ یعنی زیر بیست و یک سال اصلا اجازه نداشته باشند که ازدواج بکنند.‏
‏ هیچ رابطه ای نتواند حتی شکل بگیرد چرا که او نیاز دارد به بلوغ برسد.‏
‏ حالا ما مستلزم این بیداری هستیم.‏
‏ این نگاهی هستیم که این نگاه درد آلود و بیمار را به صورت ریشه ای تصویر بکند و در برابرش آرزو و ایمان تازه را و اون ‏درمان تازه رو مطرح بکنه.‏
‏ نگاه رو تغییر بده در برابر این نگاه آلوده ی خیانت بار، چند همسری بایسته فریاد بزنه در برابرش حالا فرهنگ باید تغییر کنه.‏
‏ ما در کشور خودمون در کشور ایران از نظر فرهنگی روبه رو هستیم با این که خیلی سخت قبول میکنه کسی بخواد چند ‏همسری اتفاق بیوفته تعداد خیلی کمی هست.‏
‏ هیچ وقت نتونستن این ارزش بیمارگونه اسلامی رو تبدیل به یک فرهنگ جمعی بکنن.‏
‏ در بعضی از نقاط شاید این موضوع وجود داشته باشه اما در اکثریت مردم جایگاه و پایگاهی نداره اما باید قدرتمند تر باشه.‏
‏ باید تبدیل به یک ایمان جمعی بشه.‏
‏ باید این چند همسری لکه باشه، ننگ باشه، ضد ارزش باشه، از بین رونده باشه.‏
‏ موضوعی باشه که ما در برابرش فریاد میزنیم. خشونت.‏
‏ این خشونت افسار گسیخته، این نگاه احمقانه نسبت به غیرت، غیرت ابلهانه ای که تعریف شده با کشتن عزیزان، کشتن کسانی ‏که دوستشون داریم.‏
‏ غیرت در همون تعریف کلاسیک خودش ساده ی خودش.‏
‏ دفاع از عزیز در برابر اغیار در برابر غیر.‏
‏ چگونه به این سادگی تعبیر شده؟
‏ به این نگاه آلوده و بیماری که قرار است یک پدر زنجیری و دیوانه فرزند خودش را بکشد؟
‏ و بیداری آن نقطه ای است که ما این نقاط را بشناسیم، درمان رو بشناسیم، درمان رو مطرح بکنیم، در برابر این ریشه ی تنومند ‏بایستیم و این ریشه را از جای در بیاوریم، به جای آن نهال تازه ای بکاریم.‏
‏ نهال تازه ای که توامان با مفاهیم ایمان و آرزوی تازه ماست.‏
‏ حالا در قسمت آینده ما سعی می کنیم در قسمت آینده ای که در همین ویژه برنامه ی آلت پرستان هست در باب نگاه خودمان ‏نسبت به جان بگوییم، در باب این درمان صحبت بکنیم، در باب این تغییر صحبت بکنیم.‏
‏ اما قاعدتا ما وقتی مواجه می شویم با سرانجام و برآیندی که این نگاه آلت پرستانه دارد، با همین اقشار مختلف هم روبرو ‏میشیم.‏
‏ کسانی که درمانده و برده شدن تسلیم شدن به واسطه این تعالیم بیمارگونه خداوندی.‏
‏ کسانی که افسرده و بریده و مرده شدند.‏
‏ کسانی که تنها شورش کردند.‏
‏ همه چیز رو وارونه کردند.‏
‏ هر نگاهی که اسلام و اسلامیون مطرح کردند رو برعکس کردند.‏
‏ کسانی که در برابر جنسیت مردها ایستادگی می کنند و در پی از بین بردن آنها هستند و در نهایت کسانی که قرار است ریشه ی ‏این تفکرات رو از خاک در بیارند و یک نهال تازه ای بکارند، درمان تازه ای مطرح کنند، ایمان تازه ای رو مطرح کنند.‏
‏ به تمامیت این نگاه آلت پرستانه موضع داشته باشند.‏
‏ تمامیتش رو زیر سئوال ببرند.‏
‏ در برابر صاحب بودن بایستند.‏
‏ فریاد برابری سر بدهند.‏
‏ نه تنها زن و مرد که همه ی جانداران را برابر خطاب کنند.‏
‏ برای برابری بجنگند. بایستند.‏
‏ فریاد بزنند برای آزادی.‏
‏ قوه ی انتخاب.‏
‏ قوه ی اختیار.‏
‏ بجنگند و بایستند و فریاد بزنند.‏
‏ قاعدتا این طیف هم وجود دارد و باید ما به این سمت کشانده شویم تا این فرهنگ بیمار را از بین ببریم تا یک فرهنگ تازه ‏ای را بنیان کنیم.‏
‏ فرهنگی که ارزش های تازه ای را پدید خواهد آورد.‏
‏ تمام آن نگاه های بیمارگونه را مبدل به ضد ارزش خواهد کرد.‏
‏ خشونت را در برابرش ایستادگی خواهد کرد، محکوم خواهد کرد.‏
‏ در هر شکل خودش در برابر این خشونت با تمام وجود ایستادگی خواهد کرد.‏
‏ در برابر این غیرت احمقانه قتل های ناموسی.‏
‏ حالا این تغییر، این انقلاب درونی باعث می شه که قوانین کشور هم به زانو در میان.‏
‏ قوانینی که باید برای مردم باشند.‏
‏ حکومتی که باید از آن ملت باشه.‏
‏ حالا این ملت تغییر کرده، این ارزش ها تغییر کرده، این فرهنگ تغییر کرده.‏
‏ در نهایت تمامی قوانین، قواعد، ساختارها، نظام سیاسی همه چیز رو دگرگون می کنه و ما به اون خواسته ی نهایی هم خواهیم ‏رسید.‏
‏ پس ما باید به این سمت کشیده بشیم و این قشر رو دریابیم و این صدا رو بلند و بلندتر بکنیم.‏
‏ بیشتر و بیشتر می شد در باب این سرانجام صحبت کرد.‏
‏ اما من سعی کردم اقشاری که به وجود می آیند رو تا حدی که میشه دربارشون صحبت بکنم و در قسمت آتی هم سعی می ‏کنیم در باب نگاه خودمون نسبت به جان و در باب تقابل با این نگاه آلت پرستانه اسلامی بیشتر و بیشتر صحبت بکنیم.‏