سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه بنام جاست.‏
‏ با شما هستم.‏
‏ این قسمت چهارم از ویژه برنامه آزادی بیان هست و ما قراره توی این قسمت درباب مضرات آزادی بیان صحبت کنیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما سعی کردیم در باب آزادی بیان صحبت کنیم و حالا میخوایم توی این قسمت درباب ‏مضراتش صحبت بکنیم.‏
‏ اینکه این آزادی بیان میتونه چه برآیندهای منفی ای رو در خودش داشته باشه.‏
‏ قاعدتا با توجه به این که ما آزادی بیان رو یکی از ملزومات مهم میدونیم و اصولا یکی از اون راهگشا های بزرگ در راستای ‏رسیدن به جهانی بهتر و پیشرفت جامعه بشری میدونیم، اما در کنارش قاعدتا مضراتی هم داره و حالا قرار هست توی این قسمت ‏در باب مضرات صحبت بکنیم.‏
‏ اینکه چه اتفاقات زشتی میتونه در دل این آزادی بیان و اشاعه این آزادی بیان بیفتد و افتاده و در حال حاضر هم در حال افتادن ‏است.‏
‏ حالا سعی می‌کنیم یک نگاه اجمالی و موجزی پیرامون این موضوع داشته باشیم تا این بحث به پیش برود و به قسمت های آتی ‏این برنامه برسیم و در نهایت یک نتیجه گیری کلی پیرامون آزادی بیان هم داشته باشیم.‏
‏ یکی از موضوعات و مصادیق مهم در دل آزادی بیان که می‌تواند جزو مضراتش قلمداد بشود، گسترش اطلاعات دروغ است.‏
‏ خب قاعدتا این هم بر میگرده بیشتر و بیشتر به جهان مدرن و دنیای امروزی ما و به نوعی همون مفهومی که ما تحت عنوان ‏انفجار اطلاعات در دنیای مدرن و این جمهوریت بیان و آزادی بیان درباره‌اش صحبت کردیم باشه.‏
‏ یعنی همین فضای مجازی و اینترنتی که وجود داره و حالا انسان ها می‌تونن در این فضا راحت و بی دغدغه صحبت بکنند و ‏مدام هر نوع نگاه و باور و صحبت و اخباری رو به وجود بیارن و ادامه بدن.‏
‏ این موجب به وجود اومدن و گسترش این اطلاعات دروغین میشه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این اخبار جعلی که داره مدام تکرار میشه که خب دلیل اصلیش هم همین انفجار اطلاعات هست.‏
‏ همین نقطه ایست که در عین حال که برای ما نقطه خوب و مهم و گام بزرگی است در راستای اینکه بتونیم آزادی بیان رو به ‏جرگه واقعیت و عمل‌گرایی برسونیم، اما در عین حال میتونه این مضرات رو هم در دل خودش داشته باشه.‏
‏ یعنی شما وقتی نگاه می‌کنید و می‌بینید که امروز در جهان با توجه به تفاوت هایی که نسبت به دنیای پیشین به وجود اومده و ‏حالا مردمان هستند که میتوانند آزادانه صحبت بکنند و حالا دیگه بستری رو دارن که بتونن صحبت بکنن اما در دلش مضراتی ‏هم داره.‏
‏ حالا ما صحبت کردیم در قسمت پیشین پیرامون این مسئله که حتی این انفجار اطلاعات به نوعی خفقانی به وجود آورده.‏
‏ اینقدر صدا ها زیاد شده و مدام داره تکرار میشه که دیگه صدا هایی در راستای تغییر شنیده نمیشه.‏
‏ اصولا متن اصلی و ریشه اصلی صحبت های اصلی به کناری رفتن و حاشیه است که میدان دار شده.‏
‏ اما فرای این شما مواجه میشید با این گسترش اطلاعات دروغ و اخبار جعلی که حالا به واسطه این همه گیر شدن.‏
‏ این که این بیان در اختیار همه هست حالا شما شاهدش هستیم.‏
‏ یعنی اگر برگردید به پیش تری، پیش از این که این انفجار اطلاعات اتفاق بیفته، این فضای مجازی به وجود بیاد و این گونه ‏گسترش پیدا بکنه.‏
‏ شما در راستای مثلا اخبار چند روزنامه مشخص داشتید که حالا میتونست اگر تحت سیطره ی یک حکومت دیکتاتور و خودکامه ‏بود میتونست اخبار جعلی هم به شما داده بشه یا حتی اگر در اختیار یک حکومت لائیک آزادی‌خواه هم بود با همون تصاویری که ‏ما درباره‌ش صحبت کردیم میتونست باز هم اخبار جعلی و دروغینی بده.‏
‏ اما امروز دیگه موضوع سر یک امکان نیست.‏
‏ موضوع سر این هستش که اینقدر این اخبار دروغین تکرار بشه که همه هم قبولش بکنیم.‏
‏ حالا میتونه هر بار شما مواجه بشی با این اخبار دروغ، با این اطلاعات مدام در تکرار دروغ.‏
‏ حالا شما هر روز میتونید با منبع های بی پایانی روبرو بشید.‏
‏ حتی گاها این منابع دروغ پراکن وارد جریان اصلی میشن.‏
‏ وارد اون خط و مشی های اصلی خبری هم میشن.‏
‏ یعنی شما بعضی اوقات روبه رو میشید با اخباری که از همون نقطه های ابتدایی در دل این فضای مجازی اتفاق می افته و حتی ‏راه پیدا میکنه به اون شبکه های سطح اول هم نفوذ میکنه و از اونجا هم تکرار میشه.‏
‏ یعنی شما میتونید این گستره ی گسترش اطلاعات دروغ و اخبار جعلی رو در برابرتان ببینید؟
‏ خب قاعدتا این یکی از مضراتی است که در دل آزادی بیان وجود داره.‏
‏ اصولا با به وجود اومدن این پدیده ی تازه و فضای مجازی و این گسترشش و اینکه انسان ها می توانند بیان کنند.‏
‏ ما شاهد این بیشتر شدن و مدام شنیده شدن هستیم و این باعث میشه که فرای این ضرر مشخصی که میتونه اطلاعات دروغ و ‏اخبار جعلی رو داشته باشه، فرای این میتونه با یک هجمه ی بی پایانی از صحبت ها و سخنانی بشه که تمام صحبت ها رو در ‏خودش غرق بکنه و از بین ببره.‏
‏ میتونه تمام ارزش ها و معانی را بی معنا بکنه.‏
‏ خب قاعدتا این هم یکی از مضراتش هست که حالا ما مفصل تر در قسمت گذشته دربارش صحبت کردیم و موجز اینجا میتونیم ‏باز به عنوان یکی از عناوین تحت عنوان این موضوع مشخص هم یادش بود.‏
‏ اما یکی از عناوین خیلی مهم تر پیرامون مضرات آزادی بیان، ترویج نفرت و خشونت هست و این زشتی هایی ست که داره ‏ازش استفاده میشه و آزادی بیان هم حالا مبدل به یک بانی و ابزار برای این ترویج نفرت و خشونت و زشتی ها شد.‏
‏ یعنی شما تصور کنید که چگونه از این آزادی بیان دارن سوءاستفاده میکنن.‏
‏ برای اینکه نگاه های وحشیانه خودشون رو به پیش همتای اون نگاه هایی که ما در اسلام مواجه باهاش بودیم.‏
‏ یعنی شما وقتی به اسلام میرید با اون نگاه ها رو به رو میشید؟
‏ چیزی که من مدام دربارش صحبت میکنم تعالیم نادرست و وحشیانه ای که به مردمان داده شده و ما ثمره اش را امروز داریم ‏میبینیم.‏
‏ در جای جای جهان داریم میبینیم.‏
‏ یعنی اگر ما مواجه میشیم با مردم مسلمانی که دارند رفتارهای وحشیانه ای رو از خودشون نشون میدن به واسطه آموزش هایی ‏است که در طول این سالیان دیده اند.‏
‏ اگر مدام در باب جنگ و جهاد باهاشون صحبت شده قاعدتا این ها مردمی جنگ طلب هستن و حالا ما شاهد این جنگ طلبی ها ‏هستیم.‏
‏ اگر مدام در باب ارزش شهادت باهاشون صحبت شده حالا ما میتونیم ببینیم که چگونه این مردم انتحاری میشن و بقیه رو از بین ‏می برند.‏
‏ اگر مدام در باب مفاهیمی پیرامون کافر و مرتد و ملحد داره صحبت میشه حالا شما میتونید شاهد این عنوان باشید که اینها به ‏سادگی بیان و پیر و جوون و کودک رو از بین ببرن، انتحاری بشن و همه رو قلع و قمع بکنن چرا که نگاه، نگاه منکر و مومن ‏هست.‏
‏ حالا اینها میان برای از بین بردن دشمنان خدا این تعالیم هست که این مردمان رو پدید آورده.‏
‏ این تعالیم زشت هست که اینها رو بوجود آورد.‏
‏ اگر مدام شما مواجه میشید با عناوینی مثل چند همسری مثل کودک همسری حالا میایید و از این زمین بارور شده به این تعالیم ‏برداشت میکنید.‏
‏ این تکرار توامان زشتی ها رو حالا شاهدش هستید که کودک همسری هم رواج دارد، چند همسری هم رواج داره، خشونت ‏خانگی هم رواج داره و عناوینی از این دست داره مدام تکرار میشه چراکه تعالیم، تعالیم زشتی بوده و حالا وقتی به این آزادی ‏بیان هم رجوع می کنید، می بینید که همتای همان نگاه های واپسگرای متحجر وحشیانه ای که در اسلام و دیگر نگاه های دینی و ‏غیر دینی وجود داشته و حالا دارد در دل آزادی بیان هم ازش استفاده می شود.‏
‏ حالا در باب معانی مثلا کودک همسری یا نگاهی همتای کودک همسری با عناوین مدرن تر با عناوین جایگزین شده تر همان ‏معانی دوباره دارند با یک شکل تازه ای ظهور می کنند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با موسیقی هایی که دارند همین تعالیم رو به پیش میبرند، دارند در راستای خشونت صحبت میکنند.‏
‏ سینمایی که داره خشونت رو مدام بازتولید میکنه.‏
‏ بازی های ویدئویی که داره این خشونت رو بازتولید میکنه.‏
‏ تمامی این عناوین که در نهایت داره ما رو هر روز دورتر و دورتر از مفاهیم آزادی، برابری، مهر کمک کردن اصول اخلاقی ‏میکنه.‏
‏ هربار داره همین خشونت و نفرت و زشتی و پلیدی رو تکرار میکنه. کند.‏
‏ همتای همان نگاه های اسلامیست.‏
‏ اما در این حد سازمان یافته و ساختار یافته و با این تعداد بیش از حد مرید نیست.‏
‏ با یک مراد درون آسمان ها نیست، با یک کتاب آسمانی نیست.‏
‏ اما داره همین کار رو انجام میده.‏
‏ خب قاعدتا یکی از اون مضرات بزرگ آزادی بیان هست دیگه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این ترویج زشتی ها؟
‏ من گاها مواجه میشم با مثلا سینمایی که داره ترویج میکنه مثلا یک حکم وحشیانه ای مثل اعدام رو در همین جمهوری اسلامی ‏در همین ساختار جمهوری اسلامی داره.‏
‏ همچین فیلم هایی هم ساخته میشه.‏
‏ به نوعی در بزرگداشت و پاسداشت از این حکم وحشیانه تاریخی.‏
‏ این لکه ننگی بزرگ بر پیشانی انسان و بشریت. یعنی اعدام.‏
‏ یعنی رفتارهای وحشیانه، قوانین وحشیانه.‏
‏ حالا همتایی که اینها دارن از هنر سوءاستفاده میکنن و این مفاهیم عقب مانده و متحجر و وحشیانه رو به خورد دیگران میدن.‏
‏ حالا میبینید که در دل مثلا همان هنر فارغ از نگاه های اسلامی هم دارد.‏
‏ همین ترویج نفرت و خشونت و زشتی اتفاق می افتد.‏
‏ حالا با شکل های تازه با عناوین تازه اما مفاهیم یکسان هست.‏
‏ شکل ها تغییر می کنند، در قالب های تازه ای بیان می شوند اما همان مفاهیم هست.‏
‏ همان کودک همسری هست، همان رابطه خشونت بار هست، همان رفتارهای وحشیانه است، همان خشونت بر علیه زنان هست، ‏همان تبعیض ها هست، همان نگاه اسفناک وحشتناک هست.‏
‏ پس این هم یکی از این مضرات است.‏
‏ شما وقتی در باب آزادی بیان صحبت می کنید، ما صحبت کردیم گفتیم ما به آزادی باور داریم که چهارچوب مشخصی دارد، آزار ‏نرساندن به دیگران هست.‏
‏ اما حالا وقتی وارد این وادی مشخص می‌شویم می‌دانیم اینها مضرات آزادی بیان هست.‏
‏ قاعدتا در قسمت های آتی من در باب نهایت این نگاه صحبت خواهم کرد.‏
‏ اینجا فقط داریم مطرح می‌کنیم عناوینی که می‌تواند تحت عنوان مضرات آزادی بیان به آن ارجاع بشه.‏
‏ مثل گسترش اون اطلاعات دروغ و اخبار جعلی که دربارش صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم به واسطه فضای مجازی که امروزه وجود داره داره اتفاق می افته.‏
‏ همتای اون این ترویج نفرت و خشونت هم داره اتفاق می افته.‏
‏ یعنی شما می بینید که از این آزادی بیان استفاده میشه.‏
‏ در راستای سخنوری، در راستای نوشتن کتاب در راستای هر کدوم از این قالب هایی که میشناسیم قالب های هنری غیر هنری ‏استفاده میشه.‏
‏ در راستای اینکه این خشونت، این بیدادگری، این دور ماندن از آزادی، برابری و عناوینی از این دست ترویج بشه، این یکی از ‏اون مضرات وحشتناکی است که در دل آزادی بیان وجود داره.‏
‏ شما مواجه میشید با این از بین بردن فرهنگ عمومی.‏
‏ یعنی شما مثلا یه تصویری در برابر دارید که توهین و افترا و تحقیر دیگران اصلا بخشی شده از همین آزادی بیان.‏
‏ یعنی عده ای اصلا اومدن آزادی بیان را اینگونه تعریف کردن تعریف کردند که آزادی بیان مترادف است با توهین کردن به ‏دیگران و افترا زدن به دیگران.‏
‏ هیچ قاعده ای رو بهش پایبند نبودن.‏
‏ حالا شما میتونید وارد این وادی بشید برای اینکه دیگران رو تحقیر کنید و از بین ببرید و نابود کنید، بهشون دشنام بدید، افترا ‏بزنید، تهمت بزنید و با تحقیر اونها خودتون رو بزرگ کنید.‏
‏ اینها همه و همه برگرفته از همان فرهنگی است که ما تحت عنوان فرهنگ خدا میشناسیم.‏
‏ در باره اش بارها صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم که این نگاه بزرگ پندارانه نیازمند حقیرانه است.‏
‏ وقتی شما نگاهی دارید که خودتون رو برتر میدونید، باید کهتران باشند که برتری شما رو تضمین کنند.‏
‏ پس حالا نیاز دارید به تحقیر کردن دیگران.‏
‏ حالا یک دایره ای هم بوجود اومده، یک بساطی هم پهن شده تحت عنوان آزادی بیان.‏
‏ بلافاصله این جماعت میدوند و میان تا از این سفره لقمه ای هم برای خودشون داشته باشن.‏
‏ میان و تعبیر و تفسیر میکنن که آزادی بیان یعنی بی قید و شرط.‏
‏ هرچی که میخوای بدون هیچ چهارچوبی صحبت کردن فریاد زدن و گفت حالا تهش میشه این توهین ها میشه این افترا ها، میشه ‏این تحقیر ها و این رو هم بخشی از این آزادی بیان میدونن و اون رو هم پاسدار هستن و حالا دارن وارد این وادی هم جولان ‏میدن و هر کاری که میخوان رو هم به پیش میبرن.‏
‏ همتای اون آزادی ای که جماعتی مترادف با هرکاری کردن میدونن در صورتی که ما بارها دربارش صحبت کردیم و گفتیم که ‏آزادی در نهایت انتخاب قانونی ست که بهش پایبند بود.‏
‏ اصولا برای بوجود اومدن و پایدار بودن نیازمند چارچوب و قانون مشخصی ست.‏
‏ آزار نرساندن به دیگران است.‏
‏ اما امروز ما مواجه میشیم با این مضراتی که در دل آزادی بیان وجود داره و ما مواجه میشیم با جماعتی که با این توهین ها و ‏افترا ها و تحقیر ها، حالا چه برای بزرگداشت خودشان، چه برای کوچک کردن دیگران، چه برای خصومت های شخصی یا به ‏واسطه این که آزادی بیان رو اینگونه کج فهمی فهمیدند، دارند آزادی بیان رو لگدمال میکنن و اینگونه ضررهایی را هم در دل ‏آزادی بیان به وجود می آورند.‏
‏ در نهایت شما شاهد از بین رفتن فرهنگ عمومی هستید.‏
‏ به عنوان مثال به این بستری که ما تحت عنوان ایران میشناسیم رجوع کنید.‏
‏ قاعدتا زمانی که ما سن پایین تری داشتیم ما کودک بودیم.‏
‏ شرایط فرهنگی ایران خیلی متفاوت بود.‏
‏ امروز مبدل به ارزش شده دشنام دادن، فحش دادن، افترا زدن، تحقیر کردن و حتی مواجه میشن با اینکه تحقیر دیگران هم مبدل ‏به ارزش شده.‏
‏ اصلا انگار ارزشی که شما فحش بدی دشنام بدی.‏
‏ خب این فرهنگ عامه ای است که از میان رفته دیگه ارزشی است که لگدمال شده.‏
‏ حالا ضد ارزشی است که مبدل به ارزش شده.‏
‏ اینکه شما دشنام بدید انگار کار درستی کردید.‏
‏ انگار ارزشی رو به جا آوردید و این نقطه بطلان فرهنگیست که اتفاق می افته و خب ثمره یکی از ثمرات آزادی بیان میتونه ‏باشه.‏
‏ یکی از مضرات آزادی بیان میتونه باشه.‏
‏ یعنی وقتی توامان این توهین کردن ها مبدل به یکی از ارکان آزادی بیان شده و آزادی بیان این گونه برای جماعتی تعریف شده ‏که آزادی بیان مترادف با توهین کردن به دیگران است.‏
‏ حالا مبدل به یک فرهنگ عامه هم میشه دیگه.‏
‏ حالا مبدل به یک ارزش جمعی هم میشه و شما شاهد هستید که اینگونه کلیت این فرهنگ عمومی از بین رفته لگدمال شده.‏
‏ حالا اگر امروز به صحنه ایران نگاه میکنید میتونید به سادگی این رو ببینید که چگونه ضد ارزشی همتای توهین کردن به ‏دیگران، تحقیر کردن دیگران مبدل به یک ارزش فرهنگی جمعی شده.‏
‏ در روزگاران پیشتر تا این حد که مواجه نمیشدیم با توهین ها، با تحقیر ها.‏
‏ اما امروز داریم مدام این را میشنویم، از زبان همه هم میشنویم.‏
‏ کوچک و بزرگ، زن و مرد.‏
‏ پیرمرد همه دیگه دارند اینگونه به همدیگه توهین و تشر و توهین و تحقیر و همه چیز مبدل به یک ارزش شده و دارند به پیش ‏میبرند.‏
‏ خب قاعدتا این یکی از مضرات بزرگیست که آزادی بیان با خودش همراه کرده.‏
‏ شما مواجه میشید با این خشونت کلامی که وجود داره.‏
‏ این تبعیض هایی که وجود داره در این بستر داره هر روز قدرتمند تر میشه.‏
‏ مثلا یکی از اون نماد ها و المان های فرهنگی قاعدتا چیزی است که ما تحت عنوان هنر میشناسیم.‏
‏ حالا وقتی میشنویم مثلا نزدیک میشیم به هنری مثل موسیقی، میبینیم که چگونه امروز بستر فرهنگی ایران به سمت و سویی ‏رفته که توهین کردن و تحقیر کردن و خشونت کلامی داشتن و تبعیض نژادی و تبعیض جنسیتی قائل شدن مبدل به یکی از همین ‏سبک های موسیقی مثلن مثل رپ شده.‏
‏ یعنی شما وقتی نزدیک به رپ میشید میبینید که چگونه خشونت کلامی داره بیداد میکنه، چگونه توهین داره مدام تکرار میشه، ‏اصلا تبدیل به یک ارزش شده.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با اون بطلان فرهنگیه.‏
‏ یعنی اینها ریز دارن در دل مردم در رگ و شریان های اصلی مردم جای می‌گیرند و مبدل به اصل فرهنگی جمعی می‌شوند.‏
‏ شما مواجه می‌شوید که به سادگی در دل این نوع نگاه که حالا خیلی هم در دل جوانان جای دارد و مردم هم دنبالش می‌کنند و ‏اتفاقا آن بخش جوان جامعه که جامعه ایران جامعه جوانی است، حالا دنباله‌روی دارن می‌کنند از این نوع نگاه و این ارزش رو جا ‏می‌ندازه.‏
‏ ارزشی که توامان گره خورده با توهین کردن به دیگران، تحقیر کردن دیگران، خشونت کلامی رو ابراز کردن، تبعیض ها رو ‏به وفور.‏
‏ دوما داری درش می‌بینی اصلا به این شکل داره به این سمت و سو می‌ره که به واسطه جنسیت انسان‌ها رو تحقیر می‌کنه.‏
‏ برای اینکه فلانی رو پست جلوه بدن، جنسیت او رو مورد هجوم قرار.‏
‏ جنسیت مرد او رو همسان با زنان می‌بینند.‏
‏ این رو نهایت توهین می‌دونن.‏
‏ و حالا جامعه فلک زده ای مثل جامعه ایران که خب قاعدتا زیر بار این تعالیم مفلوک ملوکانه اسلامی سال هاست داره دست و پا ‏میزنه.‏
‏ یک تتمه ای رو در وجود خودش داره.‏
‏ یک نگاه آلوده و حقیری رو نسبت به زنان در خودش داره.‏
‏ حالا با این فشار های مداوم و تکرار شونده هم بیشتر و بیشتر در این منجلاب غرق میشه و شما هی دارید این مضرات رو بیشتر ‏در دل آزادی بیان و آزادی بیانی که قرار بود ما رو به سمت و سویی ببره که رو به جهانی بهتر برای زندگی بهتر برای تغییر ‏دادن انسان ها بریم، حالا ما رو داره بیشتر و بیشتر در منجلاب فرو می بره.‏
‏ پس قاعدتا ما با عناوین بی حد و حصری در دل آزادی بیان روبرو میشیم که میتونه مضرات داشته باشه.‏
‏ قاعدتا ما جای روبرو میشیم با این ورود به حریم خصوصی دیگران.‏
‏ آزادی بیان به نوعی به مرتبتی رسیده که حالا جماعتی باشن که وارد زندگی دیگران بشن و زندگی دیگران رو مورد کنکاش و ‏قضاوت قرار بده.‏
‏ یعنی ما شاهد این بی بند و باری فرهنگی هستیم که حالا راه به جایی برده که هر کسی بتواند خودش را در جایگاهی ببیند که ‏دیگران رو قضاوت کنه و دربارشون صحبت بکنه حتی بهشون توهین بکنه.‏
‏ اصلا این توهین به قدری اپیدمی شده که ما روبرو میشیم فلان اتفاقی رو رقم میزنه و یک جماعتی میدوام میرن بهش توهین ‏میشه بهش دشنام مبدل به یک ارزش شده، مبدل به یک اکت جمعی شده و یک حرکت مدنی شده.‏
‏ یعنی اصولا اگر مثلا مردم ایران میخوان ابراز نارضایتی بکنند با همین دشنام ها میکنن.‏
‏ در اون نمونه هایی که ما داشتیم هم اتفاق افتاده دیگه.‏
‏ یعنی در اتفاقاتی که پیرامون سال 88 هم اتفاق افتاد ما شاهدش بودیم که چگونه مردمان با همین توهین ها سعی داشتند که نگاه ‏خودشون رو به پیش ببرند.‏
‏ اینها همه همون بطلان فرهنگیست.‏
‏ یعنی شما خشونت دارید؟
‏ خشونت کلامی دارید؟
‏ اصولا این دشنام های جنسی من در یکی از این برنامه های به نام جهان پیرامون دشنام جنسی صحبت کردم و گفتم که تا چه ‏اندازه این ها از اون افکار متحجرانه نشات گرفت.‏
‏ اینکه شما زنانگی رو زیر سوال می برید، اینکه شما زندگی و زیستن رو زیر سوال می برید و حالا این ها مبدل به یک بخشی ‏از ارزش های فرهنگی جمعی ما ایرانیان شده.‏
‏ این ها هم از همون ثمرات مضرات قاعدتا آزادی بیان هم هست.‏
‏ پس ما مواجه میشیم با آزادی بیانی که در عین حال می تونه ضررهای زیادی هم داشته باشه.‏
‏ می تونه گسترش گر این نگاه و اطلاعات دروغ و اخبار جعلی باشه.‏
‏ می تونه اینقدر صداهای مدام پوچ و بی معنا رو تکرار بکنه که جا برای هیچ صدای دیگه ای نذاره.‏
‏ می تونه امروز به واسطه به وجود اومدن این بستر بزرگ و بی انتها در راستای آزادی بیان در این انفجار اطلاعات در فضای ‏مجازی در این شبکه های اجتماعی کار رو به جایی برسونه که هیچ صدایی به جز صداهای پرتکرار و تکرار شونده را رو کسی ‏نشنوه، میتونه مروج خشونت، نفرت و عناوین زشت و پلیدی از این دست باشه.‏
‏ میتونه تمام این عناصر زشت متحجر گذشته اسلامی رو دوباره زنده کنه.‏
‏ اینبار مدرن و تازه در دل جماعتی میتونه توهین و تحقیر و افترا رو مبدل به یک ارزش جمعی بکنه.‏
‏ میتونه این بطلان فرهنگی رو به وجود بیاره که تا حد زیادی هم به وجود اورده میتونه خشونت کلامی تبعیض جنسیتی رو مبدل ‏به ارزش بکنه که امروز ما شاهدش هستیم.‏
‏ ما در لایه های فرهنگی ایرانی داریم میبینیم که چگونه مردمان آلوده به این نگاه های زشت و زننده شدند.‏
‏ پس قاعدتا ما ضررهایی رو در دل آزادی بیان میبینیم که حالا فارغ از اینکه در کجا بدنیا اومده باشیم میتونه ضررهایی رو بیاره ‏و ما هم سعی کردیم از نمونه هایی رو به نوعی مطرح بکنیم که در کشور خودمون و بین فرهنگی خودمون اتفاق افتاده.‏
‏ قاعدتا عناوین بیشتر از اینهاست ولی من سعی کردم موجز درباره اش صحبت کنم که این ویژه برنامه ادامه پیدا کنه و در قسمت ‏های آتی ما سعی کنیم به یک جمع بندی پیرامون آزادی بیان داشته باشیم و صحبت رو به انتها برسونم.‏