سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه ای به نام جان است با شماست.

این اپیزود سوم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره توی این قسمت در باب قران صحبت کنیم.

ممنون که همراه من هستید.

خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست در باب سند نهایی ظلم، تجمیع خشونت، تقدس مطلق و بستن باب تغییر یعنی قرآن و اسلام صحبت کنیم.

خب وقتی ما نزدیک اصولا به این ادیان ابراهیمی میشیم میتونیم تجمیع تمام خشونت های نهفته در دل این ادیان رو در دل قرآن و در دل این نگاه اسلام ببینیم.

تکمیل کننده ی ظلمی که در نهایت نقش جامع ساز کلیت این نگاه آلوده و مسموم رو داشته و قرار هست که تو این قسمت هم سعی کنیم مقداری بهش نزدیک بشیم و در باب برخی از این مسائل صحبت کنیم.

خب قاعدتا این ویژه برنامه ویژه برنامه بلندی است و ما در قسمت های مختلف رجوع خواهیم داشت به قرآن، به انجیل و تورات.

اما در این قسمت های ابتدایی سعی کردیم در باب هر کدام از این ها به صورت موجز صحبت بکنیم.

باز هم تاکید دارم که برای فهم و درک بهتر این ریشه ها و این گواه ظلم شما به خود کتاب های مقدس این ادیان ابراهیمی یعنی انجیل و تورات و قرآن می توانید مراجعه بکنید و یا به نسخه ای که من گردآوری کردم تحت عنوان گواه ظلم که در وب‌سایت جهان آرمانی وجود دارد و در مجلد های متفاوت این آیات وجود دارد.

اما در این ویژه برنامه ما سعی می‌کنیم موجز در بابش صحبت بکنیم و یک بابی را باز کنیم برای فهم بهتر این ظلم ها و ریشه های این ظلمت.

حالا وقتی به نقطه اوج این سنت ابراهیمی می‌رسیم مواجه می‌شویم با این تکمیل کنندگی ظلمی که در اسلام و قرآن نمایان‌گر شده یعنی نقش جامع ساز را در خودش داشته.

قرآنی که ستم را قانونی می کند و از تورات می گیرد و با ستم روانی و جهنمی که در انجیل بوده ترکیب می کند و حالا سعی می کند گزیده هایی از آن نگاه های آلوده را در جای جای خودش جا بده.

یعنی از سوی ما مواجه هستیم با آن تعاریف دهشتناک در دل تورات.

از آن داستان های متداولی که آنجا وجود داشت، قوانین و مقرراتی که وجود داشت و حالا در دل قرآن هم دوباره باز نشر پیدا کرد با یک مقداری تفاوت ها.

یعنی از همان تفاسیری که پیرامون ابراهیم و این سنت ابراهیمی و آن قربانی کردن فرزند اتفاق افتاد تا کشتارهایی که توسط موسی اتفاق افتاد و داستان های دیگر تا قوانین سفت و سختی که پیرامون حالا مرتدان وجود داشت و یا پیرامون حالا دزدها و یا اصولا قواعد قضایی وحشتناک و خشونت بار را در دل قرآن دوباره بازتعریف کرد و در کنارشان ستم روانی که درباره اش در قسمت قبلی صحبت کردیم و آن ظلم بیرونی تبدیل به ظلم درونی شد و شکنجه درونی همتای آن گناه اولین را هم باز با آن مواجه هستیم.

این عدم توانایی و فعلیت و سکوت رو باهاش روبه رو هستیم.

این تقدیس بردگی و برده داری رو باز باهاش روبه رو هستیم.

اون جهنم وحشتناکی که در انجیل در اون مکاشفات یوحنا بود هم باز به تعابیر و تفاسیر متفاوتی در دل قرآن وجود داره.

فارغ از این ما مواجه هستیم با این ادعای بزرگی که در دل قرآن وجود داره.

ادعای اینکه این کلام مستقیمی که از خود خداوند یعنی شما وقتی رو به رو میشید با انجیل و تورات، خب میدونید که بخشی از اینها رو باور دارند که کلام خداوند نیست.

اما بیشتر اینها نقل هاییست که حالا یا از پیامبران اتفاق افتاده یعنی مثلا شما وقتی با انجیل روبه‌رو هستید، انجیل در چهار بخش ابتدایی، چهار انجیل متفاوت از سرگذشت مسیح توسط نوشته شده توسط حواریان روبه‌رو هستیم و یا نامه هایی که قدیسان و حواریون به کلیساهای متفاوتی دادند و اینجا صحبت از کلام مستقیم خدا نیست و یا وقتی به تورات رجوع می‌کنیم می‌بینیم که سرگذشت کلی این قومیت یهود در طول تاریخ نگاشته شده و برق برخی از نقاط و اون احکام رو باور داشتند که کلام خداوند بوده اما وقتی شما رجوع می کنید به قرآن، مواجه می‌شید با این نقطه ابتدایی که محمد باور داره که بزرگ‌ترین معجزه او قرآن است.

قرآنی که کلام خداست، کلام مستقیمی از خداوند.

یعنی شما وقتی به آیه ای روبرو میشید که پیرامون قتال هست اینجا دیگه صحبت از یک برداشت نمی کنید.

صحبت از یک واقعه تاریخی نمی‌کنید از یک کلام قدسی که توسط خدا گفته شده غیر قابل نقد است و ستم اصلی در دل همین وجود دارد.

وقتی ما با متنی روبه رو هستیم که ادعا یا سخن بی واسطه خدا را دارد، هر معترضی را در نهایت به جنگ با خدا متهم می کند و حالا شما می توانید در تصویر یک محارب قرار بگیرید که در دل همان کتاب مرجع قرآنی هم حکم برایش صادر شده از زبان خودش خدا.

یعنی ما مواجه هستیم با ستمی که غیر قابل نقد کردن هست.

ادعای این متن هست که این را خدا گفته از زبان محمد، از طریق جبرئیل.

و حالا اگر کسی در برابر او اعتراضی داشته باشد، نقدی داشته باشد با خدا جنگیده و محارب با خدا در دل قرآن دست و پایش باید بریده بشه.

باید به خواری کشته بشه.

باید به یک جای دورافتاده ای فرستاده بشه تا در اونجا جون بده و تلف بشه.

خارج از اینها وقتی ما سراغ اسلام و قرآن میریم مواجه میشیم با مبحث خاتمیت.

یعنی شما مواجه هستید با محمدی که میاد و ادعا میکنه که این خاتمه هست.

من خاتم النبیین هستم و این آخرین سروده ی خداوندی است.

این آخرین کتاب قدسی است که خدا داده به زبان خودش هم داده از طریق جبرئیل.

من این رو شنیدم به شما اعلام میکنم و دیگه ما مواجه میشیم با این بن بست تکاملی بشر.

اگر باور داشته باشیم که ادیان قرار بوده تکاملی داشته باشن، اینجا اون نقطه انتهایی است.

مفهوم خاتم النبیین به مفهوم این هست که دیگه یعنی بشر حقی نداره فراتر از قوانین 1400 سال پیش فکر بکنه.

این ستمی بی انتها بر آیندگان و اصولا اون نقطه ی نهایی است که ما رو در برابر این نگاه اسلام قرار میده.

خب قاعدتا در تمامی ادیان این مباحث به اشکال مختلفی وجود داشته.

یعنی شما وقتی با یهودیت روبه رو میشید میدونید که یهودیت در نهایت مسیح رو قبول نکرد.

حتی ما با این جمله هم مواجه هستیم که یهودیان رو پیامبر کش میدونن چرا که یهودیان به نوعی باعث مرگ مسیح شدن و خوب قاعدتا پیامبر بعد از خودشون رو قبول نکردن.

اما وقتی این تبدیل به یک قانون و قاعده غیر قابل عدول میشه دیگه همه چیز متفاوت میشه.

حالا دیگه برداشت جمعی نیست که ما بتونیم این برداشت رو تغییر بدیم.

یعنی اینگونه نیست که یک جماعتی که عامل این دین هستند بیان با این تعبیر و تفسیری که نسبت به مفاهیم درونی انجیل و تورات دارن یک تفسیری ارائه بدن نه، این بار ما با یک قاعده و قانونی روبه رو هستیم که خود اون خدا توسط خود اون پیامبر در دل این نگاه قرار داده و قرار بر این داره که همه چیز خاتمه پیدا بکنه.

او خاتم النبیین هست و این چرخه هم به پایان خواهد رسید و حالا ما با بشری روبه رو هستیم که قرار است همه چیز را در همان قواعد و قوانین 1400 سال پیش خودش خلاصه ببیند و این برآیندی است که در نهایت ما را مواجه می‌کند با مثلا جمهوری اسلامی مثلا طالبان. مثلا داعش.

تمام این حکومت های اسلامی که در طول تاریخ و حتی در دوران معاصر ما وجود دارند و دارند به بدترین شکل ممکن روبه‌رو می‌شوند با این رفتارهای شنیع و ما می‌بینیم که چگونه این قواعد و قوانین 1400 ساله اعم از بریدن دست و پا یا سنگسار کردن و شلاق زدن و قصاص کردن هم باهاش رو به رو می‌شویم.

در یک جایی به صورت وحشتناک تر وقتی شما مواجه می‌شوید مثلا به عنوان مثال با داعشی ها می‌بینید که به راحتی دست رو میبرن، پاها رو میبرن و بازار برده فروشی به راه می‌اندازند.

همتا چیزی که در صدر اسلام هم وجود داشته.

در قواعد و قوانین اسلامی و در قرآن هم وجود داره.

حالا در ایران جمهوری اسلامی هم زیر زیرکی اگر بتونن کسی رو سنگسار هم خواهند کرد.

دست هم خواهند برید.

اما سعی میکنن ظاهر و ظواهر امروز و جهان امروزی و جهان متمدن شده رو هم تا حدی که میتونن رعایت کنن.

پس ما مواجه هستیم با چیزی که تکمیل کننده ظلم ادیان ابراهیمی است و نقطه اوج این سنت ابراهیمی است.

یعنی یک نقش جامعه سازی رو داره که قرآن ستم قانونی خودش رو از تورات میگیره، ستم روانی و جهنم انجیل رو میگیره و به این ها اضافه میکنه.

ادعای این رو داره که کلام مستقیما از خدا گرفته شده.

دیگه ستمی که ما داریم در برابر خودمون میبینیم این غیر قابل نقد بودنش هست.

این هست که ما نمیتونیم در برابر این ادعایی که سخن بی واسطه خدا رو داره به ما ارائه می‌دهد حرفی بزنیم و صحبتی بکنیم.

اگر بکنیم قرار هست با خدا بجنگیم و محارب شناخته بشیم و اون موضوع مهم هم قضیه خاتمه دادن این سیر هست.

قرار است این تکامل اگر نامش را تکامل بدانیم با مفهوم خاتم النبیین تموم بشه و بشر همواره در اون زندگی 1400 سال پیش خودش سیر بکنه.

اما خب قاعدتا گواه بر این مظالم در دل اسلام و قرآن خیلی زیاد هست و بدون پایان هست و ما نمی تونیم تمام این گواه ها رو در این قسمت مشخص و این ویژه برنامه بیاریم.

گفتم اگر دوست دارید می تونید به کتاب گواه ظلم که گردآوری شده توسط خود من هست و به جلد سومش رجوع کنید.

اونجا آیاتی که بیانگر این مظالم بیشمار خداوندی در دل اسلام و قرآن هست جمع آوری شده و خود قرآن رو متن فارسیش رو مطالعه کنید.

ما در این قسمت سعی میکنیم گزیده به چندین موضوع اشارتی داشته باشیم و این مبحث رو باز کنیم برای تفکر بیشتر، برای پرسشگری و خب قاعدتا نزدیک شدن به کتاب گواه ظلم و خواندن متون این کتاب های مقدس ادیان ابراهیمی و نزدیک شدن و فهم بهترش اگر قرار است که باوری داشته باشیم.

اما حالا من سعی می‌کنم در باب برخی از این آیات هم صحبت بکنم.

ما وقتی مواجه می‌شویم با قرآن روبه‌رو می‌شویم با این تقدیس قتال.

جنگ کشتن یعنی خشونتی که مبدل به عبادت می‌شود.

شما می‌دانید که تا چه اندازه جهاد در دل اسلام نقش دارد و تا چه اندازه مبدل به یکی از ارکان اصلی این دین شده اصول جهاد.

این تقدیس قتال.

یعنی مثلا وقتی روبه‌رو می‌شویم با سوره بقره آیه 216 که می‌گوید جنگ بر شما واجب شد در حالی که از آن کراهت دارید.

دیگر موضوع در تقدیس قتال نیست.

حتی کار را هم از اینجا فراتر میزاره.

شکم در اینجا یعنی اجبار جان‌ها به کشتن و کشته شدن.

حتی اگر وجدانی درون آنها با این موضوع مخالفت هم داشته باشد باز هم باید بکشند چرا که جنگ بر شما نوشته و واجب شد حتی اگر از آن کراهت داشته باشید.

آیات در باب قتال و جنگیدن در قرآن بیشمار است.

ما اصلا با سوره ای تحت عنوان جهاد هم روبه رو می شویم و اصولا یکی از نقاط تقدس در دل اسلام و در دل قرآن همین مبحث و معنای جهاد است.

اصولا وقتی شما مثلا با پیامبر اسلام روبرو میشوید میبینید که چگونه این مفهوم را مدام در حال مقدس کردنش است.

اصولا شمای اقتصادی این پیامبر در دل غزوه ها نهفته است.

یعنی حالا ما قرار است که با باج گیری با کنار صحرا ها ایستادن و حمله کردن به کاروان ها و کفار، اون مال اونها رو بگیریم؟

تا چه اندازه این خشونت مبدل به عبادت میشه؟

وقتی جهاد تبدیل به یکی از ارکان مهم در این دین میشه.

شما مواجه هستید با این حال و کشتاری که قرار هست تا کجا همه چیز رو پیش ببره.

قاعدتا آیات در باب این مسایل زیاد هست.

من سعی میکنم گزیده در باب هر کدوم از این مسائل صحبت کنم تا تنها بابی رو باز کنه برای تفکر بیشتر.

وقتی ما در باب وحشت احکام قطع عضو و سلب سلامتی و حیات روبرو میشیم می‌بینیم که مثلا در سوره مائده آیه 22 آیه محاربه میگه کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست و پایشان بر خلاف یکدیگر قطع شود.

این آیه مستقیما در باب محارب و احکام محارب هست که حالا میاد و شرح میده که یا باید کشته بشن و به دار آویخته بشن یا دست و پاشون بر خلاف یکدیگر قطع بشه.

این آیه آیه ای طولانی است.

من به همه ی این آیه هم اشاره نکردم و اصولا سعی می‌کنم گزیده در باب اش صحبت کنم.

همونطوری که اشاره کردم میتونید به متن متون اصلی کتب آسمانی و کتب آسمانی این ادیان رجوع کنید و یا اینکه در کتاب گواه نزول این آیات روبه رو بشید.

اینجا ما با اوج شکنجه گری قانونی روبه رو هستیم.

مثله کردن جان زنده تحت نام عدالت.

یعنی اگر کسی قرار باشه محارب با خدا باشه که خب این تفسیر متفاوتی هم داره.

محارب در جایی میتونه کسی باشه که شمشیر در برابر خدا و حکومت خدا و حکومت مسلمین و یا مسلمانان کشیده باشه و یا کسی که در برابر خدا محاربه کلامی کرده باشه هم میتونه همچین حکمی بگیره.

این بسته به اون جماعت علما و عاملان و عالمان دینی است که چگونه این رو تفسیر و تعبیر میکنن.

اما در کلیت این حکم نمیتونه کسی خللی به وجود بیاره.

حالا هر چقدر هم بخواد در این دایره دوار روشنگری دینی هی حرف بزنه و مدام در پی پیدا کردن طلا از دل خاک باشه، ما مواجه میشیم که اینگونه حکم صادر میشود.

یا مثلا در سوره مائده آیه 33.

اونجایی که میگه دست مرد زن دزد را ببرید.

شما دیگه با این چهره ی لخت و دهشتناک از شکنجه گری قانونی روبرو هستید که به سادگی مثله می کنه جون کسی که دزدی کرده.

با همون منطق روایی که همواره داره تصویر میکنه که صورت مساله باید پاک بشه و اصولا نگاهش نسبت به قانون و قانونگذاری و مجازات برای حذف کردن و از میان بردن است.

شما واژگان عربی این آیه رو هم که وقتی باهاش روبرو میشید ببینید که چگونه به صراحت داره در باب بریدن دست صحبت میکنه و این دیگه جا رو برای اینکه بخواهیم ماله بکشیم و یه تصویر تازه ارائه بدیم هم جا برای ما نمیزاره.

و اصولا قرآن پر است از این تفاسیر دهشتناکی که در خودش جا داده و آیاتی که بیانگر این ظلم ها هست.

یا مثلا وقتی ما در باب ستم بر بدن و جان زن صحبت می‌کنیم.

اینکه اصولا مایملک شده و اینکه تجاوز به نوعی جنبه های شرعی به خودش گرفته.

مثلا رو به رو میشیم با سوره نسا آیه 47.

زن های شوهردار بر شما حرام اند مگر آن ها که مالک شده‌اید یعنی کنیزان جنگی.

یعنی ما در دل اسلام روبه رو هستیم با یک سند رسمی تجاوز سیستماتیک به زنانی که در جنگ توسط این قشون دهشتناک گرفته میشن.

یعنی زنی که شوهرش در جنگ کشته میشه بلافاصله به عنوان اموال در اختیار فاتحان و مسلمانان قرار میگیره و این نهایت اون نگاه وحشتناک و وحشیانه هست که چگونه به شما اجازه میدن که این کنیز داشتن و این تجاوز رو به صورت قانونی و شرعی انجام بدید.

از این آیات در قرآن کم نیست.

این که به شما اجازه و اذن این گونه رفتارهای دهشتناک رو بده، این که به عنوان مثال ما مواجه میشیم با پدوفیلی که در دل قرآن و در دل اسلام و در دل این سنت به عنوان یک اصل است، به عنوان یک تجاوز سیستماتیک است.

یعنی شما وقتی با قرآن روبرو میشوید، وقتی این گونه به شما اذن داشتن کنیز و برده و غلام داده میشود.

اینجا دیگه صحبت از یک جماعتی نمیکنید که کار غیرطبیعی کرده باشند.

اگر ما مواجه میشیم با ازدواج با کودکان کم سن و سال با دختر نه ساله، اینجا یک قاعده شرعی است که با یک آیه مستحکم بدون تغییر تا آخرین روزی که بشریت وجود داره توسط خدا به زبان خودش به گوش محمد خوانده شده.

محمد نوشته الان مسلمون ها هم دارن این قاعده رو در این سالیان طول و دراز هم ادامه میدن و حالا وقتی ما روبرو میشیم با مناطق مختلفی که در دلش این کودک همسری ها وجود داره نباید خیلی برامون موضوع عجیب و غیر طبیعی باشه چرا که این قاعده در دل این نگاه اسلامی وجود داره.

وقتی شما مواجه میشید مثلا با داعشی ها که داعشی ها بازار فروش کنیزان و بردگان رو هم میان مثلا در جاهایی که فتح میکنن دایر میکنن.

خب این یک آیه ایست که در قرآن وجود داره.

مصداق عینی سوره نساء آیه 13 که داره به شما این رو میده که این کنیزان جنگی بر شما حلال هستند.

در طول حیات محمد این کار رو بارها و بارها کرده و تمام این منطق ها در کنار هم در نهایت داعشی رو به وجود آورده که این کار رو انجام میده.

اگر امروز جماعتی از مسلمانان انجام نمیدن، این ها کافر به اون دین حقیقی اسلام هستن نه این که شما بخواید اون داعشی ها رو بگید، نه، اینها جماعتی هستن دهشتناک و وحشی.

این نگاه هست که نگاه وحشیانه و غیر قابل تحمل است.

مثلا وقتی شما به سوره نسا آیه 33 روبه رو میکنید، در انتهای آیه وقتی میگه و زنان را در صورت سر کشی بزنید منظور زدن از کتک زدن هست.

حالا جماعتی بیان بگن نه منظور او پر کاهی بوده با پر کاه بزنید.

یعنی نمیشه با این کارها این منطق رو زیر سوال برد؟

یعنی در همین حالا من به کلیت آیه رجوع نکردم.

اگر به کل آیه هم رجوع کنید اون یک تصویری داره به شما ارائه میده که بله اگر زنا باید فرمانبرداری بکنن و ما این مرتبت رو برای مردان به عنوان فرمانده قرار دادیم دوباره بیانگر اون نگاه طبقاتی است که در نهایت یک خدایی رو نوک اون هرم قرار میده و تعداد زیادی از این بردگان رو در دل این تقسیمات خودش جای میده که زن هم یکی از این تقسیمات هست و در نهایت این زن اگر سرکشی بکنه حالا خدا میاد و بهش میده که چگونه هر بار یک بار با همخوابگی نکردن و در نهایت با کتک زدن او او رو به سر عقل بیارید و از اون یک فرمانبردار هم بسازید.

از این آیات در قرآن بسیار هست.

در گواه ظلم هم من سعی کردم اونها رو در کنار هم بیارم و شما میتونید به خود قران هم رجوع کنید برای فهم بهتر این مصادیق.

خارج از این ما مواجه هستیم با قرآنی که خلا محتوا هایی دارد که پیرامون عشق است، پیرامون دوست داشتن هست، پیرامون کار کردن هست.

اصولا قرآن یک مجملی است از خشونت، ترویج خشونت، ترویج تهدید، ترس.

شما مواجه هستید با یک خداوند قلدری که مدام در بین آیات دارد در باب این صحبت میکند که باید از من بترسید.

یعنی شما اگر کلمه ترس رو مبنا بگذارید در دل قرآن میبینید که با چه حجم عظیمی روبه رو میشید.

اما اگر عشق و محبت و مهرورزیدن رو بخواید معیار خودتون قرار بدید میبینید که این خلا بزرگ محتوایی در قرآن وجود داره و شما هیچ آیه ای پیرامون این مفاهیم نمیبینید.

کار کردن کشاورزی، مفاهیمی که میتونه زندگی رو بهتر برای جوان ها حالا چه انسان ها یک بهزیستی رو بوجود بیاره در قرآن خبری ازش نیست اما تا دلتون بخواد حجم عظیمی از قرآن به توصیف دقیق سوختن پوست، نوشیدن آب جوشان، غل و زنجیر و الی آخر وجود داره.

سوره نساء آیه 10.

اونجایی که داره در باب تعویض مداوم پوست برای چشیدن عذاب بیش تر صحبت میکنه.

شما مواجه هستید با یک تریلر وحشتناک و یک فیلم دهشتناک.

یک خدا تصویر پردازی میکنه برای ترساندن مداوم.

اینکه مدام در آیات مختلف پیرامون این صحبت میکنه که باید از خدا بترسید.

باید وحشت بکنید.

اصلا شما فقط باید از خدا بترسید.

این تصویر مداوم از جهنم برای همین تصویرگری است که در نهایت از بندگان خودش بردگانی حلقه به گوش و این غل و زنجیر های مداوم رو بسازه و ما مواجه هستیم با این حجم بی پایان از آیات و سوره هایی که قاعدتا تصاویر وحشتناکی رو به وجود آورده.

قاعدتا میشه خیلی در باب این آیات صحبت کرد.

حالا من به مرور در این ویژه برنامه سعی میکنم پلی رو باز بکنم برای فهم بهتر اما قاعدتا شما باید به حال کتاب گواه ظلم که تجمیع تمام این آیات در هر سه کتاب آسمانیست رجوع کنید و یا به خود کتاب ها برای فهم بهتر تا در نهایت بتوانید بدانید که در باب چه چیزی تعصب دارید و به چه چیزی باور دارید.

در نهایت در این قسمت ما سعی کردیم در باب اسلام هم یک نیم نگاهی داشته باشیم و یک پلی را باز کنیم.

اسلامی که در نهایت تجلی نهایی است از ستم قرآنی که نه یک آیین جدید بلکه نسخه نهایی و سفت و سخت شده از همون خدا همون بادشاه تورات است که حالا با ابزار جاودانگی و تقدس راه رو بر هر گونه رهایی بسته یعنی ما مواجه هستیم همون خدای قلدر.

در دل تورات اینبار در یک تصویر تازه ای اومده که میگه من خودم سخن میگم.

اینها سخنان من هست و این معجزه پیامبر من محمد هست و محمد آخرین پیامبری هست که من به شما دادم و باید این فرامین رو تا آخرین روزی که جهان وجود داره دارد به پیش ببرید.

حالا شما مواجه می‌شوید با این حجم بزرگ از وحشت و تصاویر خشونت‌بار در راستای تقدیس قتال در راستای از بین بردن حقوق موجودات و انسان ها، حیوانات و همه موجودات زنده.

این احکام دهشتناک پیرامون قطع است.

کشتن کشتار ها، بریدن دست و الی آخر این تصویر دهشتناک رو به شما میده و در نهایت ما مواجه هستیم با دینی خشونت‌بار که ثمره ی این خشونت هم جهان امروزیست که ما در این ستم و تجمیع ستم در ممالک اسلامی با پوست و گوشت خودمون حس می‌کنیم.

جایی که جان هیچ ارزشی در برابر این متون نداره.

متونی که تا حدی مقدس هست که اگر کوچکترین خدشه ای بهش وارد بشه بدترین عقوبت ها رو برای شما خواهد داشت.

یعنی شما اگر در دل یکی از این ممالک اسلامی پیرامون یکی از این مفاهیم وحشتناک اسلامی صحبت بکنید و بهش نقدی وارد کنید.

میتونه بدترین زیست رو براتون داشته باشه.

اصلا مفهوم ارتداد که در قرآن هم وجود داره و بسیاری هم فتاوی دربارش وجود داره و احادیث وجود و احکامی هم که دربارش داده شده و کشتن و قتل هست در همین راستاست.

اگر شما قرار باشه نسبت به دین شک بکنید بدترین مجازات ها در برابر شما هست و حالا ما میتونیم ببینیم که چگونه مثلا در ایران ما گریبان ما رو همین دین گرفته و این دین هست که در نهایت ما رو به این چاله بزرگ به این چاه عمیق از حماقت کشونده.

اگر امروز ما حقوق پایمال شده ی زنان رو میبینیم، حقوق پایمال شده ی انسان ها دگر ادیان حتی خود کسانی که به اسلام اعتقاد دارن یعنی شما یک مصداق ساده اش همین مواجهه با ایران ماست.

ایران مایی که به عنوان قطب اسلام شیعی وجود داره و در پایتخت خودش حتی مسجدی برای اهل سنت هم نداره.

یعنی این داره به شما نشون میده که چگونه این نگاه آلوده ی خودخواه و این نگاهی که حقیقت و تمام حقیقت رو نزد خودش می دونه، همه چیز رو در نهایت به باطل تصویر خواهد کرد و بعد با همون خشونت ابتدایی در برابر همه خواهد ایستاد.

قاعدتا صحبت کردن پیرامون اسلام بی پایان هست.

من ویژه برنامه ای تحت عنوان شناخت اسلام هم دارم.

کتاب الله جبار زار هم هست که همین گونه گردآوری شده پیرامون اسلام اما نه فقط از دل کتاب آسمانی یعنی قرآن که اون در گواه ظلم هست بلکه در باب تاریخ اسلام یعنی طبری و حالا قوانین احادیث و فقه ها.

سعی کردم یک مجموعه ای رو گردآوری کنم که تمامی این مطالب رو تا حد امکان در خودش جا بده.

به نظرم بهترین راه برای شناخت این نگون بختی این هست که ما مواجه بشیم با متون اصلی این ادیان به ویژه اسلام که زندگی ما رو تحت شعاع قرار داده و این ویژه برنامه و این قسمت ها هم یک دریچه و تلنگری است برای اینکه بیشتر فکر کنیم، بیشتر رجوع کنیم، بیشتر بخونیم تا در نهایت با فهم و آگاهی کامل وارد مسیری برای تغییر بشیم.

در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.

منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.

من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در تمامی این آثار به صورت رایگان در وب‌سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.

میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه ادامه پیدا کنه و این راه تغییر مستدام باشه اون رو با دیگران هم به اشتراک بذارید.

ممنون که همراه من بودید.

من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.