خب دوستان توی این ویژه برنامه خاص قرار هست که ما در باب ایران صحبت بکنیم.‏
‏ در باب اتفاقاتی که در حال حاضر و یا در گذشته در ایران رخ داده و در نهایت به یک آینده ای پیرامون ایران هم برسیم و ‏یک تصویری از اون آینده ایده آل خودمون و یا آینده ای که اتفاق خواهد افتاد هم بدیم.‏
‏ اما پیش از اینکه وارد این ویژه برنامه بشیم و این قسمت مشخص یعنی در باب مشکلات صحبت بکنیم، چند موضوع رو ‏دوست دارم باهاتون مطرح بکنم.‏
‏ نکته اول این هستش که من پیش از اینکه بخوام این ویژه برنامه رو در پادکست به نام جان منتشر کنم، ویژه برنامه دیگه ای ‏تحت عنوان انقلاب ایران رو هم منتشر کردم که ویژه برنامه بیست و سه قسمتی که کامل سعی شده در باب انقلاب ایران و ‏آینده ای که ایران احتمال داره با اون انقلاب شکل بگیره صحبت بکنم.‏
‏ اینکه ایران قاعدتا به یک انقلابی خواهد رسید و در باب اون موضوعاتی که اون انقلاب رو رقم خواهد زد و کارهایی که میشه ‏کرد هم صحبت کردم.‏
‏ نسخه های صوتی این اثر در اختیار شماست.‏
‏ میتونید در برنامه های پادکست گیر، در کانال یوتیوب، در کانال تلگرام، در وبسایت جهان آرمانی به این اثر دسترسی داشته ‏باشید.‏
‏ به صورت رایگان اما فراوان.‏
‏ حالا سعی شده که.‏
‏ نکته دوم این هستش که توی این ویژه برنامه موجز تر، خلاصه تر و چکیده تر پیرامون این موضوع ها صحبت بکنیم.‏
‏ یعنی خط مشی تقریبا یکسان هست.‏
‏ یعنی چه در اون ویژه برنامه انقلاب و چه در این ویژه برنامه در باب آینده ایران تقریبا ما داریم به یک سمت و سو نگاه ‏می‌کنیم و در مجموع نگاهمون به سپهر سیاسی ایران هست و در نهایت اتفاقی که در آینده رقم خواهد خورد.‏
‏ حال اینکه یک اتفاقی شاید قریب الوقوع اتفاق بیفته و یا اتفاقی که ما در اون تاثیر بذاریم و اون اتفاق رو رقم بزنیم.‏
‏ در مجموع تو این ویژه‌برنامه سعی میشه در باب این موضوعات صحبت بشه.‏
‏ و در نهایت اینکه این قسمت خاص در باب مشکلات ایران هست.‏
‏ یعنی ما قرار هست توی این قسمت ابتدایی به عنوان شروع این ویژه برنامه ویژه برنامه کوتاهی هم خواهد بود.‏
‏ فکر می‌کنم پنج شش قسمتی داشته باشه که سعی میشه چکیده در باب موضوعات ایران صحبت بشه.‏
‏ توی این قسمت ابتدا باید نگاهی داشته باشیم به مشکلات، به نوعی به وضع فعلی ایران و وضع فعلی که قاعدتا برگرفته از ‏شرایط گذشته هست.‏
‏ یعنی قاعدتا گذشتگان و شرایطی که گذشتگان بوجود آوردند در زندگی ما نقش داشته و ما حالا سعی میکنیم یک چهره ای ‏از این ایران فعلی رو مطرح بکنیم که قاعدتا پر از مشکلات هست.‏
‏ یعنی به هر سوی اون نگاه بکنید مشکلاتی رو باهاش روبرو میشید و حالا با این تصویری که نسبت به مشکلات میدیم سعی ‏میکنیم توی قسمت های آتی بیشتر و بیشتر در باب راهکار ها و راه حل ها و در نهایت اون آینده ی ایده آل مون صحبت ‏بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا وقتی به سپهر سیاسی و شرایط ایران و وضعیت اجتماعی ایران نگاه میکنید همه چیز دارای مشکل هست و هر ‏کسی با یک نگاه منصفی به شرایط ایران نگاه بکنه.‏
‏ در تمام عناوین زندگی بشری و انسانی قاعدتا مشکلات عدیده ای رو میبینیم.‏
‏ حالا ما توی این قسمت سعی میکنیم به سرفصل ها اشاره بکنیم.‏
‏ قاعدتا در باب مصادیق بخوایم صحبت بکنیم باید میلیون ها برنامه ضبط و پخش می کنیم که در باب این مشکلات صحبت ‏کنیم و اصولا هم برنامه ای به نام جان همیشه سعی داشته در باب معانی و مفاهیم صحبت کند نه مصادیق.‏
‏ و قاعدتا در این برنامه هم به همین شکل هست و قاعدتا هم به صورت موجز ما در بابش صحبت می کنیم.‏
‏ همه عناوین را مطرح نمی کنیم.‏
‏ تنها و تنها به این دلیل هست که حالا با این شرایط هر چند که همه آشنایی داریم اما بیشتر وارد بحث می شویم تا بتوانیم در ‏قسمت های آتی بیشتر و بیشتر درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ خب قاعدتا یکی از بزرگترین مشکلاتی که در ایران ما وجود دارد مشکلات سیاسی است.‏
‏ به مفهوم این فقدان و این انسداد سیاسی که ما درگیر آن هستیم.‏
‏ خب ما ایرانی را می شناسیم که طی گذشت این سالیان دراز همواره در این انسداد سیاسی زیست داشته.‏
‏ همواره ما یک نظام دیکتاتوری را تجربه کردیم.‏
‏ شاید در طول این تاریخ چندهزار ساله دیکتاتورهای مصلح هم داشتیم.‏
‏ دیکتاتور هایی که به سود مردم کاری کردند.‏
‏ دیکتاتور های خیر و مصلح نیکوکار.‏
‏ هر اسمی که بخواید روشون بدید اما نظام حاکم سیاسی بر ایران همواره بر پایه ی همین نظام مستبدانه بوده.‏
‏ همواره ما این انسداد سیاسی رو در فضای و سپهر سیاسی خودمون تجربه کردیم.‏
‏ از اون روزگاران پیشتر تا همین روزگاران فعلی، قاعدتا نقطه ی عطف مردم ایران انقلاب مشروطه بود.‏
‏ تحت عنوان ایران صد ساله.‏
‏ من یک ویژه برنامه ای داشتم در باب این انقلاب مشروطه و حالا تا جمهوری اسلامی هم صحبت کردم.‏
‏ میتونید به اون هم مراجعه کنید تا کامل تر با این موضوع آشنا بشید.‏
‏ هرچند که خب مسلما کتاب های مرجع بهترین راه برای شناخت این تاریخ معاصر ایران هست.‏
‏ اما نقطه ی عطف مردم ایران قاعدتا همون انقلاب مشروطه بوده که خواسته ی ایران رو از این انسداد، از این دیکتاتوری، از این ‏استبداد بزرگ به نوعی رها کن سعی کرده این قدرت لایزال به نوعی پادشاه رو کم کنه و او رو پاسخگو بکنه.‏
‏ این قدرت رو تقسیم بکنه.‏
‏ حالا قرار باشه که یک مجلس شورایی تشکیل بشه که درون اون نمایندگان مردم صحبت داشته باشن، قوانین رو تغییر بدن، ‏یک دولتی رو پدید بیارن که بر پایه قانون عمل میکنه.‏
‏ قانون نقش محوری رو داشته باشه.‏
‏ قرار بوده در اون انقلاب مشروطه به نوعی مشروعه و شریعت رو و این نگاه و این قدرت مذهبی رو تا حدی کم بکنن.‏
‏ اینها قاعدتا آرمان ها و آرزوهای مشروطه خواهان در اون دوران بوده.‏
‏ حالا اینکه تا چه اندازه به اون معانی رسیدن یا نرسیدن موضوع قابل بحث ما نیست.‏
‏ اما نقطه عطف تاریخی ما در این انسداد سیاسی قاعدتا اون اتفاق بوده که به ثمر ننشسته.‏
‏ خب ما نتونستیم اون رویه رو پیش بریم.‏
‏ نتوانستیم به هزاران دلیل قدرت بیگانه، هجوم بیگانگان به کشور که ایران همه باهاش آشنا هستید دیگه.‏
‏ بعد از اون پروسه بارها مورد هجوم دشمنان قرار گرفته، دشمنان خارجی قرار گرفته، نیروی متخاصم قرار گرفته، از اون به توپ ‏بسته شدن مجلس در نظر بگیرید تا اتفاقاتی که تحت عنوان جنگ جهانی باهاش رو به رو بودیم و اینها همه و همه باعث شده ‏که ایران نتونه اون سیر خودش رو پیش بره.‏
‏ اون حرکت رو به جلو خودش رو برای رها شدن از این انسداد سیاسی به پیش بره.‏
‏ فرای اون قدرت هایی که در ایران شکل گرفتن، مستبدین که روی کار اومدن هم نزاشتن تا این چرخه درست و اصولی ‏مردمی به پیش بره.‏
‏ این فرهنگ تازه ساخته به پیش بره و بتونه این انسداد سیاسی رو از بین ببره.‏
‏ این استبداد رو ریشه کن بکنه.‏
‏ ما باز هم شاهد جولان دادن مستبدین در این کشور بودیم و تمامی این عوامل که حالا نمیشه تو این برنامه در موردش صحبت ‏کرد چون قرار هست اونجا صحبت بشه ما رو به این انسداد وحشتناک سیاسی امروز رسونده.‏
‏ ما امروز در باب کشوری صحبت میکنیم که هیچ آزادی سیاسی در اون وجود نداره.‏
‏ در بدترین شرایط سیاسی هستیم.‏
‏ یعنی شما میتونید با یک موضوعی مثل شورای نگهبان حد و میزان آزادی برای انتخاب شدن رو ببینید.‏
‏ با وجود یک نهادی به اسم رهبری میتونید میزان دیکتاتوری در این کشور رو حس بکنید.‏
‏ لمس بکنید تا چه اندازه این نهاد قدرتمند که قدرت واحد اون کشور رو ساخته در برابر پرسش ها پاسخی نخواهد داشت؟
‏ غیر قابل پاسخگو هست.‏
‏ یک نشانه ای است.‏
‏ یک نمادی است حتی قدرتمند تر از پادشاهان امپراطوران.‏
‏ حالا ما یک رهبری رو علم کردیم که قرار هست تنها هر کاری که دوست داره رو انجام بده.‏
‏ هیچ نقدی رو به خودش قبول نکنه.‏
‏ هیچ پرسشی رو پاسخ نده.‏
‏ در قسمت های مختلف پیرامون این فرهنگ و این نگاه صحبت کردیم.‏
‏ از اون نگاه به خدا و باور به خدا که ثمره اش این نگاه آلوده هست تا موضوعات بی شماری که درباره اش صحبت کردیم و در ‏نهایت امروز تصویری که از ایران در بعد مسائل سیاسی وجود داره، این نگاه مستبدانه سیاسی است.‏
‏ این انسداد بزرگ سیاسی است.‏
‏ این مشکلات عدیده ای است که ما حتی از دوران پهلوی ها هم به نوعی عقب تر رفتیم.‏
‏ شما اگر به نظام پهلوی نگاه بکنید، به شرایط به مردم نگاه بکنید.‏
‏ بزرگ ترین خواسته اونها قاعدتا آزادی سیاسی بود.‏
‏ یعنی قاعدتا مردمی بودن که برای آزادی های مدنی و سیاسی خودشون حرکت کردن.‏
‏ اینکه بتونن آزادانه کتاب بنویسن، شعر بگن، در شرایط سیاسی فعالیت داشته باشن، از اون تک حزبی، از اون نگاه دیکتاتوری ‏دور بشن، شاه رو پاسخگو بکنند حتی گاها برگردن به اون مشروطه و مشروطه خواهی.‏
‏ حالا این نظام ساختارمند رو پاسخگویی به مردم بکنند.‏
‏ از اون کسی که سراسر سرسپرده هست حالا چه سرسپرده نیروی خارجی و چه سرسپرده پادشاه.‏
‏ شکل رو تغییر بدن حالا به اون نقطه ای برسه که این مجلس بتونه کاری انجام بده که نمایندگان مردم بتونن حرکتی انجام ‏بدن.‏
‏ خواسته اصلی و اصولی قاعدتا انقلاب ایران در سال پنجاه و هفت همین رسیدن به آزادی های سیاسی بوده اما ثمره ای که برای ‏ما داشته.‏
‏ خب قاعدتا همون نگاه، همون انسداد حالا شاید بدتر و شاید ذره ای متفاوت تر شکل گرفت.‏
‏ امروز هم ما روبرو هستیم با یک مجلس یکدست که سرسپرده به رهبری است.‏
‏ حالا قرار هست که اوامر و فرمایشات رهبری رو به پیش ببره.‏
‏ حالا رهبری رو داریم که جا پای نه تنها پادشاه که جا پای خدا گذاشته. نه پاسخگوست.‏
‏ نه قرار هست که نقد رو بپذیره.‏
‏ نه قرار هست که قدرتش ذره ای تضعیف بشه.‏
‏ قرار است تمام قدرت در اختیار او باشه.‏
‏ یک نهاد غیر قابل پاسخگو با در اختیار داشتن تمام قدرت در اون کشور و ثمره وجود این ارکان مختلف.‏
‏ قاعدتا این دیکتاتوری وحشتناک هست.‏
‏ ما نهادی رو داریم تحت عنوان قوه قضائیه.‏
‏ قوه قضائیه که قاعدتا باید مستقل از این حکومت وقت باشه.‏
‏ یعنی قرار هست که یک قوه ای رو ما تعریف بکنیم برای نظارت بر کار این نهاد رهبری برای نظارت بر کارهای دولت قرار ‏هست مستقل باشه اما وقتی قرار هست که رییس این قوه قضاییه توسط اون رهبر انتخاب بشه، خب این یعنی سرسپردگی این ‏قوه به همون نهاد ساخته شده به همون نهاد دیکتاتوری، به همون نهاد قدرت.‏
‏ تمامی قدرت بازهم در اختیار یک تن است.‏
‏ در باب این ساختار سیاسی میشه ساعتها صحبت کرد.‏
‏ اینقدر موضوعات دیکتاتوری و استبدادی درون خودش داره که میشه براش هزاران هزار مثال زد.‏
‏ اما موضوع مشخص رسیدن به این معنا هست که ما وقتی نگاه به موضوع سیاسی و موضوع سیاست در مجموع به ایران میکنیم، ‏با یک انسداد بزرگ، با یک استبداد بزرگ، با یک استبداد وحشتناک روبه رو هستیم.‏
‏ یک نظام مستبد دیکتاتوری وحشتناک در تمامی امور و اصول، یعنی ایرانیانی که قرار بوده به واسطه رسیدن به آزادی سیاسی ‏انقلاب بکنند.‏
‏ امروز در یک دیکتاتوری قوی تر هم قرار گرفتن در یک استبداد مستحکم تر هم قرار گرفته اند.‏
‏ حالا نظام مند تر هم شده.‏
‏ حالا این قوا تو در تو در حال از بین بردن آزادی هاست.‏
‏ در بین از بین بردن به نوعی قدرتی است که قرار است در اختیار مردم قرار بگیرد.‏
‏ پس ما با مشکلات عدیده ی سیاسی روبه رو هستیم.‏
‏ فرای این مشکلات سیاسی ما با مشکلات اقتصادی روبه رو هستیم.‏
‏ این هم مشکلاتی است که خب همه برایشان قابل لمس است.‏
‏ اقتصاد بیماری که من در باب این مساله اقتصاد هم فرای موضوعات ایران به صورت گسترده صحبت کردم.‏
‏ یک باری در بابش تو این پادکست به نام جان صحبت کردم.‏
‏ میتونید به اون هم مراجعه کنید.‏
‏ در باب این موضوع صحبت کردیم که در باب مسائل سیاسی ما گاها روبه رو میشویم با ناکارامدی کسانی که در این عرصه ‏فعالیت میکنند.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با وزیر اقتصادی که فهم و دانش لازم برای گرداندن این چرخه های اقتصادی کشور رو نداره که خب ‏مسلما ایران و شرایط ایران از همین قاعده هم تبعیت میکنه.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با کسانی که ناکارامد هستند.‏
‏ صلاحیت و تخصص این موضوع رو ندارن اما بر راس امور نشستن.‏
‏ کسی که فهم و دانش لازم برای چرخاندن چرخه های اقتصادی کشور رو نداره اما در این نوک پیکان نشسته.‏
‏ فرای این ناکارامدی ها و بی دانشی ها و الی آخر موضوعات و به نوعی کنار زدن شایسته سالاری، نخبه گرایی.‏
‏ ما روبه رو هستیم با این تز فکری ای که قرار هست دوستان و آشنایان و همفکران و هم باوران بیان و این قدرت رو از این ‏سفره به نوعی یک لقمه ای بکنند.‏
‏ حالا قرار هست وزیر اقتصاد هم کسی باشه که زیر بال و پر ما هست، به ما اعتقاد داره، به باورهای ما اعتقاد داره، حالا اون ‏میتونه بیاد و کارها رو پیش ببره و در نهایت هم با یک جمله ی ساده که اقتصاد مال فلان است همه چیز رو به پایان بده.‏
‏ اما فرای این ناکارآمدی که دربارش صحبت کردیم، گاها ما روبرو هستیم با اقتصاد هایی که هدف مند میخواد مردم رو در فقر ‏نگه داره.‏
‏ گاها نمی خواد انسان ها از دل اون فقر رها بشن تا بیشتر فکر کنن تا بتونن به یک راهکار جدیدی تازه و دنیا رو به نوعی فارغ از ‏اون لقمه در برابر ببینن.‏
‏ فارغ از اون مشکلات بزرگ و عدیده ای که زندگیشون رو درگیر کرده.‏
‏ انسانی رو تصور کنید که به واسطه مشکلات عدیده و بزرگ اقتصادی راهی نداره تا فکر بکنه و کتابی بخونه و تفکری بکنه و ‏ایده ای داشته باشه اصلا به موضوعات دیگه فکر بکنه.‏
‏ موضوع مهم زندگی او قاعدتا همون لقمه ای در برابر به دست آوردن لقمه ای در برابر هست.‏
‏ پس ما گاها با حکومت هایی رو به رو میشیم که از این وسیله استفاده میکنن برای خاموشی مردم، برای سکوت و انفعال مردم.‏
‏ قاعدتا جمهوری اسلامی هم همین کار رو میکنه.‏
‏ پس این هم یکی دیگه از این دلایل مشکلات اقتصادی هست.‏
‏ فرای اون ایران در شرایطی داره زندگی میکنه که به نوعی زندگی و روابط اجتماعی و روابط بین المللی خودش رو تعریف ‏کرده.‏
‏ جمهوری اسلامی منظور از ایرانی که حالا اسم بردن جمهوری اسلامی به نوعی روابط بین المللی خودش رو تعریف کرده که ‏همواره در این سختی ها و مشقت ها باشه به دلیل اون پرچمی که بلند کرده برای مخالفت با حالا نظام غرب با کشور های غربی ‏و آمریکا و اسراییل و یا دیگران وارد کرده ایران رو وارد وادی ای پر از تحریم ها کرده.‏
‏ این هم یکی دیگه از دلایل عمده ایست و قاعدتا این هم یکی از اون دلایل عمده هستش که ایران تا این حد در این منجلاب ‏اقتصادی غرق باشه.‏
‏ پس ما وقتی در باب این معنای مشخص و این مشکلات اقتصادی صحبت میکنیم قاعدتا این سه دلیل رو میشناسیم به عنوان ‏وجود داشتن این مشکل بزرگ اقتصادی که حالا وقتی وارد مصادیق بشیم مواجه میشیم با این مشکل بزرگی که حالا شما ‏شاهدش هستید.‏
‏ خط فقر که خودشون اعلام میکنن تعداد انسان هایی که در این خط فقر هستن، از بین رفتن قشر متوسط.‏
‏ میزان درآمدی که مردم در اون کشور دارن حتی سرانه ای که اعلام میشه به عنوان حداقل دستمزد و الی آخر ماجراست.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با یک فقر سرشاری که در این کشور به عنوان ایران وجود داره، به دلیل ناکارآمدی ها، به دلیل حتی ‏سیاست ورزی، در راستای فقیر نگه داشتن مردم و قاعدتا به واسطه ی روابط بین المللی ای که جمهوری اسلامی با دیگر ‏کشورها هم برقرار کرده، پس ما در کنار مشکلات سیاسی، مشکلات اقتصادی رو هم همواره داشتیم فراوون.‏
‏ ما مواجه هستیم با مشکلات قانونی.‏
‏ حالا یک جمهوری اسلامی هستش که به عنوان قانون گذار به عنوان قدرت سیاسی قدرت رو به دست گرفته.‏
‏ همه چیز در اختیار اوست و حالا شروع کرده به قانون نگاری.‏
‏ قانون اساسی کشور رو نوشته که در اون قانون شما مواجه هستید با این نابرابری و نابرابری که به کررات میتونید باهاش روبرو ‏بشید یعنی شما نابرابری جنسیتی دارید؟
‏ تو همون قانون اساسی تحت عنوان اینکه زنان حق اینکه بخوان رییس جمهور بشن یا اینکه بخوان رهبر بشن رو ندارن.‏
‏ خب این یکی از اون نابرابری های ساده هست دیگه.‏
‏ یا اینکه به واسطه دین و باور انسان ها؟
‏ حالا قرار هست که شما مسلمان و شیعه اثنی عشری باشید تا اصلا وارد آدم به حساب بیاد.‏
‏ خب شما مواجه میشید با این قانون نگاری وحشتناک و وحشیانه.‏
‏ تنها موضوع به قانون اساسی کشور که ختم نمیشه.‏
‏ حالا شما وارد قانون جزایی کشور میشید.‏
‏ حالا قانون جزایی ای رو دارید که بر پایه ی نگاه و تفکر اسلامی شکل گرفته.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این دریای عظیم از ناعدالتی ها و ظلم ها، وحشیگری ها، خشونت طلبی ها و الی آخر.‏
‏ شما با مبحث قصاص روبه رو میشید.‏
‏ حالا قرار هست چشم ها رو در بیارید.‏
‏ قرار هست مردم رو دار بزنید.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با شرب خمر و قرار هست اون ها رو شلاق بزنید.‏
‏ قرار است دست دزدان را ببرید.‏
‏ قرار است زناکاران را سنگسار کنید و عناوین بیشماری از این وحشیگری ها و وحشی خویی ها همه و همه برگرفته از یک ‏نگاه مشخص اسلامی است که خوراک این قانونگذاری را داده و شما مواجه میشوید.‏
‏ حالا ما با مشکلات عدیده قانونی روبه رو هستیم.‏
‏ مشکلات عدیده قانونی ای که باعث خشونت بیشتر در جامعه شده باعث بدبختی ها و مصیبت های بیشتر شده، باعث مشکلات ‏روانی سرشار شده و باعث مشکلات عدیده ای در بین مردم شده.‏
‏ در کنار مشکلات سیاسی و اقتصادی ما با این مشکلات قانونی هم روبه رو هستیم.‏
‏ وقتی کار به عرصه قانون مدنی اون کشور میرسه شما روبه رو هستید با این نابرابری های بی حد و حصر در قانون حالا قرار ‏هست که زنان به هیچ به حساب بیایند.‏
‏ قرار هست اینها حق شهادتشون نیم مرد باشه.‏
‏ قرار هست دیه زن نصف مرد باشه قرار هست ارث رو نصف مرد ببرند.‏
‏ قرار است هیچ حقوق درست اجتماعی نداشته باشند.‏
‏ قرار است این زنان قاضی در این کشور نباشند.‏
‏ قرار است این زنان حق حتی سرپرستی از فرزند خودشان را نداشته باشند.‏
‏ قرار است اقلیت های مختلف دینی و مذهبی در این کشور جایگاهی نداشته باشند.‏
‏ قرار است شهروند درجه دو و درجه سه به حساب بیایند.‏
‏ حتی ما روبرو هستیم با اقلیت هایی که حتی حق تحصیل هم ندارند.‏
‏ شما وقتی با مسئله بهایی ها روبرو میشید توی ایران حالا با یک قانون بیمار و مریضی روبه رو هستید که حتی انسانی رو به ‏واسطه باور داشتن به یک اعتقاد خاص که حالا از نگاه این شیعه اثناعشری کفر است و بدعت است، حالا به واسطه این ‏موضوع مشخص قرار است حتی او حق تحصیل هم نداشته باشد.‏
‏ یعنی شما نهایت فاجعه رو میتونید در این قانون گذاری ببینید.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با مشکلات عدیده در مبحث قانونگذاری.‏
‏ یعنی وقتی نزدیک میشیم به معنای قانونگذاری، حالا میتونیم ببینیم که تا چه اندازه این تبعیض ها و این خشونت ها و این ‏وحشیگری ها و الی آخر.‏
‏ این موضوعات در دل این قانون هم وجود داره.‏
‏ شما وقتی روبرو میشید با مبحثی مثل قصاص در آوردن چشم، شلاق زدن در ملاء عام، اعدام کردن در ملاء عام، همه این جنون ‏های وحشتناک اسلامی و بشری حالا در دل کشور جمهوری اسلامی به راحتی داره اتفاق می افته.‏
‏ شرایطی است که بوجود آوردن بخشی از بخش مهم و عمده ای از قانون اون کشور شده و این قانون یکی از مشکلات بزرگ ‏و عدیده ما در زیستن مون هست.‏
‏ قانونی نوشته شده بر پایه وحشی خویی اسلامی بر پایه نگرش وحشیانه اسلامی.‏
‏ و این یکی از اون مشکلات بزرگ و عدیده است.‏
‏ گفتم ما در باب معانی داریم صحبت میکنیم.‏
‏ مصادیق میشه هزاران سال سال به نوعی در باب این مصادیق صحبت کرد.‏
‏ میشه مثال زد در باب مشکلات اقتصادی و مشکلات سیاسی و همین مشکلات قانونی.‏
‏ اما یکی از المان ها هم قاعدتا همین مشکلات قانونی هست فراوان.‏
‏ ما مواجه هستیم با مشکلات اجتماعی که بوجود اومده.‏
‏ یعنی شما به واسطه وجود داشتن این حکومت و به واسطه این ساختار شکل دهنده حالا روبرو هستید با مشکلات و معضلات ‏بزرگ اجتماعی.‏
‏ به عنوان مثال شما با کودکان کاری روبرو هستید که به واسطه همون مشکلات اقتصادی شکل گرفته.‏
‏ حالا یک دولت ناکارامدی هست که نه عرضه و نه شعور حل کردن مباحث اقتصادی رو داره و به راحتی باعث میشه که در ‏کشوری که ما زندگی میکنیم به عنوان یکی از کشور های غنی دنیا، به عنوان منبع دوم گازی جهان، به عنوان منبع چهارم نفتی ‏جهان، به عنوان یک کشور ثروتمند با منابع طبیعی در دانش کودک کار داشته باشید.‏
‏ کودکانی که حالا برای سیر کردن خودشون و خانوادشون مجبور باشن کار کنن حتی به بدترین شکل.‏
‏ حالا میشه براش هزاران مثال و مصداق آورد.‏
‏ مثال و مصداق هایی در جهت روضه خوانی من اینجا بشینم و روضه بگم و شما هم گریه کنید.‏
‏ اما موضوع این هست که ما داریم در باب این معنا صحبت میکنیم.‏
‏ معنای مشخصی تحت عنوان مشکلات اجتماعی که به واسطه ی ناکارآمدی ها و مشکلاتی که جمهوری اسلامی به وجود ‏آورده شکل گرفته و براش مثال و مصداق هم بیشمار میشه زد.‏
‏ شما مواجه میشید با یک جامعه خشونت زده وحشی خوی.‏
‏ چرا به واسطه این نظام فکری آلوده اسلامی که مدام در حال بازتولید خشونت است؟
‏ من در قسمت های مختلف در اون ویژه برنامه ای که تحت عنوان عید کثیف بود در باب عید قربان صحبت کردم.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با یک طرز تفکر وحشی که قرار هست در خیابان های این کشور سر گوسفندان رو ببره.‏
‏ قرار است با توجه به آن نظام فکری بیمار انسان ها را دار بزند، شلاق بزند در ملاء عام.‏
‏ حالا قرار است آن انسان، آن کودکی که این صحنه ها را می بیند در نهایت تبدیل به چه موجودی بشود؟
‏ آیا فرای این است که او یک انسان خشونت طلب خواهد شد؟
‏ یا اینکه به واسطه دیدن این اتفاقات وحشیانه دچار مشکلات روانی خواهد شد یا در نهایت به افسردگی خواهد رسید؟
‏ پس ما مواجه هستیم با مشکلات و معضلات اجتماعی که صرفا و مستقیما به واسطه وجود جمهوری اسلامی شکل گرفته.‏
‏ این مشکلات هم یکی دو تا نیست و ما قرار نیست در باب این مصادیق صحبت کنیم چرا که بیشمار هستند.‏
‏ قتل و جنایتی که بیشتر شده، دزدی ای که بیشتر شده، حتی تجاوزی که بیشتر شده.‏
‏ تمامی این عناوین اگر ریشه یابی بشود به واسطه یکی از مشکلات عمده ای است که جمهوری اسلامی پدید آورده.‏
‏ هر کدام از این ها می تواند با ریشه یابی رسید به این منش فکری ای که جمهوری اسلامی پدید آورده و باعث بوجود آمدن ‏این مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و قانونی و. خیره شده.‏
‏ فرای این مشکلات و معضلات ما مواجه هستیم با مشکلات فرهنگی عدیده ای که پدید آمده.‏
‏ ما در قسمت های مختلف در همان ویژه برنامه ای که تحت عنوان خدا بود هم صحبت کردم.‏
‏ گفتم خود وجودیت خدا یک فرهنگی را پدید آورده.‏
‏ فرهنگی مثلا تحت عنوان فرمانبرداری.‏
‏ تحت عنوان بردگی.‏
‏ قبول این بردگی و بندگی.‏
‏ حالا ما با یک نظامی روبه رو هستیم که این فرهنگ رو داره به خورد ملت میده.‏
‏ به بدترین شکل و قدرتمندانه ترین شکل ممکن.‏
‏ حالا از همون روز ابتدایی شروع می کنه به تزریق این تفکرات مسموم و شروع میکنه هر امر وحشیانه ای رو که بهش باور داره ‏تحت عنوان جهاد تحت عنوان نگاه به کفار و مقابله با کفار تحت عنوان فرمانبرداری.‏
‏ تمام عناوین ریز و درشتی که در دل اسلام و نگاه اسلامی وجود دارد، تمام نگاه های وحشیانه و وحشی خویی که در دل نگاه ‏اسلامی وجود دارد را دارد تزریق می کند و دارد.‏
‏ یک جامعه ای تا این حد مریض و بیمار فرهنگی به وجود می آورد.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با این حیوان آزاری.‏
‏ حیوان آزاری که به کرات در ایران دیده می شود.‏
‏ دلیل یک نگاهی هست که دارد به شما اذعان می کند شما اشرف مخلوقات هستید، حیوانات ساخته شده اند، به وجود آمده اند ‏تا شما لذت ببرید.‏
‏ آن ها هیچ حقی ندارند.‏
‏ حالا خیلی ساده است یک کودک بیاید و این ها را آزار بده.‏
‏ حالا در کنارش دارد تصویر این را می بیند که عید قربان هست.‏
‏ به سادگی می آید پدرش جلوی چشمش سر یک حیوان را می بره.‏
‏ حالا یک سری بیمار روانی هم جمع شدند.‏
‏ در کنار این صحنه ی خشونت بار دارند شادی می کنند از این جنون و از این خونریزی شادی می کنند.‏
‏ حالا قرار هست این انسان تبدیل به چی بشه؟
‏ مبدل به چه انسانی بشه؟
‏ حالا اگر ما داریم مدام می بینیم این صحنه های وحشتناک خشونت بار، این اتفاقات ریز و درشت رو به واسطه این تعالیمی ‏که داره داده میشه، این تعالیم یک به یک به پیش میره.‏
‏ پدر و مادری هستن که تحت سیطره این تعالیم وحشتناک قرار گرفتن.‏
‏ حالا اونها هم پله ای میشن برای تعلیم دادن به اون کودک.‏
‏ حالا وارد مدرسه ای میشه که اون مدیر، اون ناظم و اون معلم هم برگرفته از همین تعالیم هست.‏
‏ یک به یک این تعالیم رو مطرح میکنه.‏
‏ حالا کتاب های درسی که در راستای همین تعالیم بیمار و وحشیانه شکل گرفته.‏
‏ حالا این کودک انسانی مواجه میشه با دریایی از این تفکرات.‏
‏ دوستش هم بغل دستی اش هم همین شکل رو داره.‏
‏ او هم در همین شرایط بزرگ شده.‏
‏ حالا اون هم همین ها رو میگیره.‏
‏ هر مصداقی که ما دربارش صحبت کردیم گفتم در باب مصادیق صحبت نمیکنیم.‏
‏ مثلا به عنوان مثال هر چیزی که شما در نظر بگیرید همین آزار به حیوان ها، چند همسری، صیغه کردن موضوعات و مصادیق ‏بی شمار هست.‏
‏ اما موضوع یک تفکر مشخص اسلامی است که حالا داره خورانده میشه به مردم تحت عنوان آموزش تحت عنوان تعلیم ‏توسط پدر توسط مادر، معلم، ناظم مدرسه، کتاب های درسی وارد دانشگاه هم شود.‏
‏ قضیه به همین شکل است.‏
‏ ما چیزی به اسم هنر داریم.‏
‏ قرار است فرهنگ مردم رو تغییر بده.‏
‏ قرار است تاثیر بذاره بر مردم.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با هنری که در خدمت همین افکار فاسد و بیهوده هست.‏
‏ حالا این هنر در اختیار این حاکمیت بیمار در صدا و سیما همین افکار رو گسترش میده در سینما، همین افکار، در کتاب، در ‏شعر، در موسیقی، در هر جایی که قدرت رو بهش بدن، بلافاصله بازتولید همون افکار پوچ و مریض رو خواهد کرد و ما مواجه ‏میشیم با این مشکلات عدیده فرهنگی در بین مردم.‏
‏ غیر قابل کتمان هست.‏
‏ یعنی هر کسی که داره ساز زیبایی میزنه که بله مردم ایران در نهایت فرهنگ زندگی میکنن خیانت به همون مردم میکنه.‏
‏ چرا که ما باید در ابتدا واقعیت رو بشناسیم، مشکل رو بشناسیم تا بتونیم حلش کنیم.‏
‏ اگر قرار باشه یک نفری بیاد و صبح تا شب در باب بزرگی و منش و معرفت و زیبایی های مردم صحبت بکنه ما هیچ وقت به ‏اون جایی که می خوایم نمی رسیم.‏
‏ وجودیت جمهوری اسلامی باعث بوجود اومدن فرهنگ بیماری در بین مردم شده.‏
‏ در طول این چهل و سه سال تزریق کرده این افکار بیمار رو و قاعدتا روی مردم هم تاثیر گذاشته و قاعدتا مشکلات عدیده ای ‏رو به وجود آورده و ما نمی تونیم خودمون رو گول بزنیم.‏
‏ با این که ما ملتی هستیم که نمی دونم تاریخ غنی ای داریم این ها رو پشت سر گذاشتیم.‏
‏ این ها دور از واقعیت هست.‏
‏ واقعیت همون مردمی هستن که وجود دارن.‏
‏ تا چه درصد از این تعالیم بیمارگونه سیراب شده اند.‏
‏ یاد گرفتن و به پیش رفتن.‏
‏ و شما مواجه میشوید با این مشکلات بیکرانی که رو به رو هستید.‏
‏ قاعدتا در باب این مشکلات میشه ساعتها صحبت کرد در باب مصادیقش.‏
‏ در باب مثال های بیشماری که داره هر کدوم از این موضوعات.‏
‏ اما ما با ایرانی روبه رو هستیم که پر از این مشکلات هست و در این قسمت مشخص ما سعی کردیم فقط سرفصل ها رو اون هم ‏در معنا فقط و فقط مطرح کنیم.‏
‏ قاعدتا قرار نیست توی پادکست به نام جان ما در باب مشکلات صحبت کنیم و اینجا روضه بخونیم و همه ناراحت بشن.‏
‏ قرار هست که بنا بر به نوعی در میان گذاشتن این معانی در نهایت به یک راه تازه برسیم.‏
‏ به یک راه حل تازه برسیم و به نظرم توی این قسمت اول به اندازه کافی در باب این مشکلات صحبت کردیم و قاعدتا هر ‏کسی میتونه برای خودش تصویر بیکرانی نسبت به مصادیق داشته باشه و برای هر کدوم از این مصادیق اتفاق افتاده هم مثال ‏های بی کران داشته باشه و با تطابق اون با این معانی که ما مطرح کردیم.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏