خب دوستان توی این قسمت مشخص قراره که ما در باب دلایل شکست جنبش ها صحبت بکنیم و یه مقداری در باب این ‏مسائل ریز بشیم تا بتونیم بیشتر و بیشتر به مفهوم پیروزی نزدیک بشیم و این انقلاب در نهایت به یک پیروزی برسه.‏
‏ خب چه دلایلی باعث این شکست میشه؟
‏ دلایل بیشماری داره که میتونه جنبش های مختلف رو در سراسر جهان با نمونه هایی که میتونیم بهشون اشاره کنیم به شکست ‏سوق دادن.‏
‏ حکومت های دیکتاتوری و فاسدی که در جهان وجود داشتن.‏
‏ و حالا سعی میکنیم چند نمونه از این دلایل رو مطرح بکنیم و در نهایت هم باز به اون راهکار کلی برسیم.‏
‏ اون راهکار کلی که گره گشا برای ما در رسیدن به یک انقلاب هست.‏
‏ یکی از عمده ترین دلایل شکست سرکوبهای وحشیانه است.‏
‏ یعنی شما وقتی با یک حکومت فاسدی روبرو میشید مثل جمهوری اسلامی، حکومت های شبیه به اون، وقتی نمونه های ‏تاریخیش رو نگاه میکنید میبینید که یکی از دلایل عمده ای که جنبش ها رو رو به شکست میبره سرکوب وحشیانه است و ‏سعی میکنه از قوه قهریه استفاده بکنه تا مردم رو به ترس و وحشت بندازن.‏
‏ نمونه های بی شمارش را هم ما در ایران داریم می بینیم.‏
‏ اینکه مثلا وقتی میان و بدترین و وحشیانه ترین رفتار ها را می کنند در خیابان با معترضین، اینکه آنها را به وحشیانه ترین شکل ‏سرکوب می کنند با گلوله می زنند، با گلوله ی ساچمه ای، با گلوله ی جنگی، با باتوم و در پی این سرکوب وحشیانه پیش می ‏روند.‏
‏ فرای اینکه حالا معترضین را در خیابان ها به وحشیانه ترین شکل ممکن سرکوب می کنند و نمونه اش را هم بیشمار همه ‏دیدیم، در این روزها فراوان با ایجاد ارعاب و ترس در این سرکوب وحشیانه پیش می روند.‏
‏ یعنی مثلا وقتی شما شاهد هستید که جمهوری اسلامی می آید یک روز یک نفر را حکم اعدام می دهد با یک جلسه دادگاه و ‏یا اینکه مثلا کسی را به خاطر اینکه سطل آشغال آتیش زده گاردریل را کنده محارب می دونن و می خوان حکم اعدام بهش ‏بدن.‏
‏ اینها همه بیانگر این است که اینها برای ایجاد این ترس و ارعاب و در راستای این سرکوب وحشیانه گام برمی‌دارند که به یک ‏شکستی به نوعی سوق بدهند و یکی از دلایل عمده شکست هم همین رفتارهای وحشیانه هست.‏
‏ رفتارهای وحشیانه ای که حالا ایجاد ترس می‌کنه.‏
‏ اینکه هزینه این حرکت رو بیشتر میکنه.‏
‏ اینکه اون اکثریت خاموش و قشر خاکستری رو به نوعی دورتر می‌کنه از راه رسیدن و تلاش کردن برای آزادی.‏
‏ برای رسیدن به آزادی.‏
‏ وقتی هزینه ها رو بیشتر می کنه، خب جماعت بیشتری هم از این راستا دور می‌شن.‏
‏ وقتی اینها شروع می‌کنن به بازداشت های بیشمار، هر کسی در ایران بازداشت شده باشه، می‌دونه که رفتارهای وحشیانه اینها ‏چگونه هست.‏
‏ فرای اون شکنجه ها و آزارهایی که میدن به هر کسی که اعتراضی کرده باشه، فرای اون سعی می‌کنن با شستشوی مغزی این ‏کار رو بکن.‏
‏ سعی میکنم با داستان سرایی این کار رو بکنن.‏
‏ سعی میکنم با ایجاد ترس و رعب و وحشت رفتار هایی که مثلا به شما حکم اعدام میخوان بدن.‏
‏ حتی در دوران بازجویی باهاتون مطرح میکنن.‏
‏ سعی میکنن این ترس رو در دلتون بکارم.‏
‏ سعی میکنم با این انتشار این رفتارهای وحشیانه خودشون ترس رو بیشتر و بیشتر در دل مردم به وجود بیارن.‏
‏ یعنی یکی از نمونه های بارز این رفتارهای وحشیانه جمهوری اسلامی برمیگرده به سال هشتاد و هشت، هشتاد و هشت.‏
‏ وقتی ایران شلوغ شد مردم تو خیابون اومدن.‏
‏ ما بعد از یک مدتی روبرو شدیم با این سرکوب های وحشیانه که در نهایت به یک نقطه ای رسوند.‏
‏ جمهوری اسلامی رو که در اخبار رسمی خودش درباره کهریزک صحبت کرد.‏
‏ اومد و در باب این گفت که حالا ما به حتی پسرهایی که بازداشت شدند تعرض میکنیم، تجاوز جنسی میکنه.‏
‏ خب این فقط یک پروژه رو دنبال میکرد که این ایجاد ترس و وحشت رو بین مردم بیشتر و بیشتر بکنه.‏
‏ این سرکوب وحشیانه رو انقدر به پیش ببره.‏
‏ که بتونه مردم رو ساکت بکنه.‏
‏ وقتی فیلم های وحشیانه خودشون رو منتشر میکنند از سرکوب مردم در خیابان ها، از اعتراف اجباری گرفتن از مردم، از ‏معترضین.‏
‏ وقتی با این صراحت لهجه در باب اعدام کردن معترضین صحبت میکنند، دادگاه های علنی وحشیانه خودشون رو به نمایش ‏می ذارن.‏
‏ وقتی حکم اعدام دادن در یک جلسه دادگاه صحبت می کنند، وقتی معترضین رو محارب می دونند.‏
‏ اینها همه و همه در راستای همون سرکوب وحشیانه و ایجاد ترس و وحشت بین مردم هست.‏
‏ این یکی از اون شاخصه ها و بازوهای حکومت های استبدادی است برای ساکت کردن مردم.‏
‏ برای اینکه آن قشر خاکستری حالا ببیند هزینه ها خیلی زیاد است و حاضر نباشد اعتراض بکند.‏
‏ حالا حتی آن کسانی که در میدان مبارزه هم بودند به واسطه این وحشت کنار بروند.‏
‏ حالا نشان بده که این ظلم و بیدادی که شما داشتید می دیدید.‏
‏ به مراتب بدترش هم اتفاق خواهد افتاد.‏
‏ بدتر و وحشیانه تر هم ما حرکت خواهیم کرد در خیابان.‏
‏ گلوله خواهیم زد. خواهیم کشت.‏
‏ وحشیانه ترین رفتار ها را خواهیم کرد.‏
‏ به راحتی اعدام خواهیم کرد.‏
‏ تجاوز می کنیم و با این ایجاد رعب و وحشت به نوعی مردم را خاموش بکنند.‏
‏ این یکی از آن المان ها و آن بازوهایی است که حکومت های وحشیانه دیکتاتوری مثل جمهوری اسلامی از آن استفاده می ‏کنند.‏
‏ یکی دیگر از این بازوها قاعدتا تفرقه اندازی است.‏
‏ حالا سعی می کنند آن اتحادی که شکل گرفته را از بین ببرند.‏
‏ حالا با دستاویز به عناوین مختلف.‏
‏ نمونه های بی شمارش رو هم ما دیدیم.‏
‏ از همون ابتدای وجودیت جمهوری اسلامی تا امروز.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با اعتراضات راه انقلاب در ایران شما مواجه میشید با یک جمهوری اسلامی که یک سری ‏موضوعات نخ نما برای مطرح کردن داره با صدای بلند فریاد زدن اینکه بله این راه در نهایت به تجزیه ایران میرسه.‏
‏ این یکی از اون سناریوهای همیشگی است برای این تفرقه اندازی.‏
‏ حالا سعی میکنه یک قومیتی در ایران اگر در این اعتراضات نقش کلیدی و مهمی داشته بلافاصله اون ها رو محکوم بکنه به ‏اینکه اینها دنبال تجزیه هستن.‏
‏ به نوعی با تزریق این تفکر مسموم این تفرقه اندازی رو آغاز کرد.‏
‏ در صورتی که ذره ای فهم و شعور اینها رو به این معنی ساده میرسونه که ایران اولا در نقطه ابتداییش از همیشه متحد تر هست.‏
‏ دوما اصلا ایران همچین فاز و فضای فکری رو هیچ وقت نداشته برای تجزیه شدن ایران در دورانی که می تونسته تجزیه بشه ‏تجزیه نشده و حالا اینها علم کردن این تصویر احمقانه شون نسبت به تجزیه برای همه نخ نماست اما باز هم به اون به نوعی ‏دستاویز میشن برای اینکه با این تفرقه اندازی حرکت و سیل خروشان رو کم و کمتر بکنن.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با این دستاویز احمقانه ای که مدام در باب تجزیه ایران صحبت میکنه شما به اوج حماقت اینها ‏می رسید؟
‏ آیا ایران امروز احزاب مشخص مسلحی داره که بخوان ایران رو جدا بکنند؟
‏ به جز دستاویز شدن به چند حزب مشخصی که پایگاه عمده ای در بین مردم ندارند چه علم دیگه ای دارن برای مطرح ‏کردنش؟
‏ که باید این رو با صدای بلند این حماقت خودشون رو مطرح میکنن.‏
‏ اما این اون راه دستاویزی ست که ازش استفاده میکنن برای اینکه این حرکت رو رو به شکست ببرن و همیشه هم باهاش روبه ‏رو میشید.‏
‏ یعنی از همون ابتدایی که جمهوری اسلامی قدرت را به دست گرفت و این نظام وحشی خوی خودش رو سرکار آورد، شما ‏مواجه شدید با این موضوع؟
‏ کردستان از همون ابتدا هم شلوغ بود دیگه.‏
‏ یعنی از همون ابتدای انقلاب هم کردستان بخشی از ایران بود که این ستم و بیداد رو قبول نکرد.‏
‏ بزرگترین اعتراضات از همون ابتدا هم در کردستان شکل گرفت.‏
‏ امروز هم در کردستان باز هم شما مواجه میشید با این جنبش عظیم و بزرگ برای انقلاب.‏
‏ باز هم همواره در میدون هستن.‏
‏ همواره تلاش میکنن برای آزادی و حالا یک حکومت احمقی مدام داره در باب این موضوع صحبت میکنه که این داستان ‏تجزیه رو بخواد به خورد جماعت بده.‏
‏ برای اینکه بیشتر باز هم مردم رو به خاموشی بیاره.‏
‏ صحبت از جان آدم ها، صحبت از آزادی اونها، صحبت از برابری در میان نیست و مدام دارن با یک مترسکی به اسم تجزیه ‏طلبی و تجزیه شدن ایران صحبت میکنن.‏
‏ حتی ذره ای عقل و شعور در این ها نیست که حتی بخوان به این فکر بکنن که مسئله مهم زندگی درست این آدم ها هست.‏
‏ زندگی در آزادی های حتی کوچک اونها هست که اینها دریغ کردن ازشون.‏
‏ وقتی شما میرسید به یک بخشی از ایران که باورمند به یک ایمان مشخصی هستند، وقتی شما اینها رو، حقوق ابتدایی شون رو ‏زائل میکنید که حتی آزادی انتخاب قانون مشخص برای خودشون نداشته باشند و بعد مدام دارید تکرار میکنی که بله این ‏تجزیه در نهایت خواهد شد.‏
‏ این اوج حماقت شما رو داره فریاد میزنه.‏
‏ اینکه وقتی شما دارید به این تصویر واضح نگاه میکنید که اگر در فلان شهر ایران مردم به خیابان می آیند بلافاصله در فلان ‏شهر دیگر در حمایت از آنها بیرون می آیند، داره به شما فریاد میزنه که اصلا موضوع تجزیه طلبی در ایران یک موضوع عبث ‏است.‏
‏ حتی فکر کردن بهش هم وقت تلف کردنه.‏
‏ یک موضوعی که با واقعیت دور است.‏
‏ شما این همه تظاهرات در ایران دیدید یک شعار تجزیه طلبانه نمیتونید پیدا بکنید.‏
‏ همون طور که خیلی از این شخصیت هایی که دنبال قدرت و قدرت پرستی هستند هم شما میبینید هیچ شعاری در حمایت از ‏اونها گفته نمیشه اما اونها در اون نقطه توهمات خودشون به سر میبرن.‏
‏ این تفرقه اندازی به شکل های مختلفی هم شکل میگیره.‏
‏ از همین علم کردن تجزیه طلبی که به کرات سعی میکنند در رسانه های دروغ افکن خودشون به نوعی ازش استفاده کنن.‏
‏ تا حالا تفرقه اندازی در معنی اتحاد.‏
‏ من در باب اتحاد صحبت کردم.‏
‏ در یکی از قسمت های همین ویژه برنامه انقلاب ایران وقتی اون اتحاد به شکل درست و با شناخت درست اتحاد شکل بگیره با ‏هیچ وسیله ای کارگر نیست که بتونن این اتحاد رو از بین ببرن.‏
‏ وقتی شما طرف مقابلتون رو قبول میکنید، موجودیتش رو اصالتش رو قبول میکنید.‏
‏ وقتی شما یک هدف مشخص دارید، وقتی شما میدونید در کنار هم قدرت بیشتری برای از بین بردن این نگاه مسموم دارید، ‏این اتحاد غیر قابل شکسته شدن هست.‏
‏ اما وقتی پایه های این اتحاد بر مبانی دیگری استوار باشه، وقتی این اتحاد تنها یک پز باشه و تنها یک ادعا باشه تنها لقلقه کردن ‏کلمه اتحاد باشه.‏
‏ این اتحاد هم به سادگی قابل شکستن هست.‏
‏ اما وقتی مبنای مشخصی رو بر پایه این اتحاد ما داریم، این اتحاد شکسته شدنی نیست که حالا ما در باب این برآیند کلی که ما ‏رو از این شکست دور میکنه در آخر این برنامه سعی میکنیم صحبت بکنیم.‏
‏ اما میتونیم در باب این موضوع صحبت بکنیم که فرای اون سرکوب وحشیانه، ایجاد ارعاب و ترس که یکی از دلایل شکست ‏جنبش های مختلف هست و نرسیدن اونها به اون پیروزی انقلاب.‏
‏ در نهایت تفرقه اندازی هم یکی دیگر از دستاویز های حکومت های استبدادی هست که در جمهوری اسلامی هم به کرات از ‏این تفرقه اندازی استفاده میشه.‏
‏ اینکه حالا علم بکنند مسئله تجزیه ایران رو.‏
‏ اینکه علم بکنند.‏
‏ به عنوان مثال این اتحاد رو شکستن، این اتحاد رو.‏
‏ اما اینها راه حل و راهکار داره.‏
‏ حالا ما در قسمت های مختلف درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ اینجا هم سعی میکنیم بیشتر درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ یکی از موضوعات دیگر همین ایجاد ترس و وحشت از آینده در برابر است که مدام در باب این صحبت می کنند که بعد از ‏جمهوری اسلامی قرار است چه اتفاقی بیفتد.‏
‏ اولین نکته ابتداییش حالا من فارغ از این که در بابش صحبت می کنم، همین قسمت گذشته هم در باب ایمان و نیاز به این ‏ایمان مشترک برای یک فردای مشخص صحبت کردیم.‏
‏ در نهایت هم در این قسمت باز هم به این معنای مشخص و مهم برای پیروزی در انقلاب صحبت خواهیم کرد.‏
‏ ولی وقتی این علم را بنا می کنند در باب این که بعد از جمهوری اسلامی چه خواهد شد، شما دارید در باب مفلوک ترین ‏حکومت تاریخ صحبت می کنید.‏
‏ چه کسی ترسی میتونه داشته باشه از این که فردای جمهوری اسلامی چه اتفاقی خواهد افتاد؟
‏ از چه نظر این مردم می تونن به شما تکیه کنن؟
‏ به واسطه قوانین پر از خشونت و وحشیانه تون می خواهند به شما فکر بکنند که بعد از رفتن جمهوری اسلامی.‏
‏ وای که این قوانین بی همتای اسلامی قرار هست از بین بره.‏
‏ مثلا ما قرار هست دیگه مردم رو اعدام نکنیم.‏
‏ قرار هست که دستاشون رو نبریم، قرار هست که سنگسار شون نکنیم.‏
‏ قرار هست که اجازه به خیانت ندهیم.‏
‏ مردها حق داشتن چهار همسر رو نداشته باشن.‏
‏ این قوانین از بین میره و وای که مردم ایران همه مفلوک میشن.‏
‏ بعد از رفتن این قوانین پر از خشونت و نابرابری و وحشیانه.‏
‏ از نظر تخصص بخواد کسی به شماها فکر بکنه که بعد از رفتن شما قرار هست اقتصاد این کشور رو چه کسی بچرخونه؟
‏ قرار نیست که یک آدمی که دو کلاس سواد داره اقتصاد رو به دست بگیره و ایران هم که تهی از تمام انسان های متخصص ‏هست.‏
‏ ما در ایران حتی یک دانشجوی رشته اقتصاد هم نداریم فارغ التحصیل رو کنار بزاریم.‏
‏ حتی یک دانشجوی رشته اقتصاد هم نداریم.‏
‏ به خاطر همین هست که در این فلاکت وزرای اقتصاد و رییس جمهور جمهورمون باید شیش کلاس سواد داشته باشن و فردای ‏نبودن جمهوری اسلامی دیگه این میدان وجود نداره که انسان هایی که حتی.‏
‏ مدرسه ابتدایی رو هم تموم نکردن بیان و اقتصاد رو به دست بگیرن و ما دیگه بیچاره میشیم.‏
‏ این تصاویری که اینا در باب آینده ایران میدن طنزآلود هست ولی یکی از دستاویز هاشون هست و یکی از دستاویز های عمده ‏شون این تصویر کردن سوریه برای ایران هست و اینا مدام به این چنگ میزنن که یک آینده ای در برابر هست همتای سوریه و ‏شما باید از این بترسید.‏
‏ همتا شدن با سوریه نیاز به یک سری المان مشخص داره که شما بتونید شبیه به اون بشید.‏
‏ آیا در ایران ما گروه های مسلحی داریم که دارن با جمهوری اسلامی میجنگند؟
‏ آیا احزابی داریم که اعلان جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی کردند؟
‏ آیا ما تا این اندازه در ایران قدرت و تفکر مذهبی داریم؟
‏ به واسطه این مذهبی که در این 40 سال بدترین رفتارها رو کرده آیا الان قدرتی رو داره که یک گروه مذهبی مثل داعش در ‏ایران متولد شود که ایران بخواهد سرانجامی مثل سوریه داشته باشد؟
‏ این آب در هاون کوبیدن است.‏
‏ اما یکی از دستاویز های احمقانه ای است که همتای باور های احمقانه جمهوری اسلامی دارد مدام منتشر می شود برای اینکه ‏مردم بترسند.‏
‏ اما باید ما ریشه ای به این موضوع نگاه بکنیم.‏
‏ ما یک سوریه ای را داریم که این سوریه دچار یک در نهایت جنگ داخلی شد.‏
‏ با همین رفتارهای وحشیانه و حمایت های وحشیانه جمهوری اسلامی و اعوان و انصارش در سراسر جهان باعث شد که این ‏تعداد بیشمار از مردم بیچاره بشوند، کشته بشوند، آواره بشوند، کشورشان را از دست بدهند.‏
‏ اما اینها یک المان هایی داشتند که این اتفاق افتاد.‏
‏ باور مذهبی مثل داعش آنجا می توانست یارگیری بکند.‏
‏ در ایران کدام داعشی میتونه یارگیری کنه؟
‏ بعد از دیدن چهل و سه سال رذالت جمهوری اسلامی چه کسی می تونه دستاویز اسلامی یا دینی داشته باشه برای آینده آزاد ‏خودش که بخواد به یه همچین تفکر هایی بپیونده؟
‏ بعد از دیدن این همه سال جنایت و ظلم در جمهوری اسلامی چه کسی است که سر سپردگی به ظلم و جنایت داشته باشه؟
‏ این حجم از رفتارهای مدنی که در طول این سالیان دراز مردم ایران از خودشون نشون دادن چه سنخیت و همپوشانی با اتفاقات ‏داخل سوریه داره.‏
‏ اون راهپیمایی سکوتی که مردم در سال 88 نشون دادن این تعداد بی شماری از فعالان مدنی که در ایران هستن، فعالان حقوق ‏محیط زیست هستند، فعالان حقوق حیوانات هستند، فعالانی هستن که در برابر اعدام دارن ایستادگی می کنن.‏
‏ این حجم از مدنیتی که در ایران وجود داره کجا قابل قیاس با سوریه هست که حالا یک عده ای احمق بخوان ایران رو از ‏سوریه ای شدن بترسونن؟
‏ کدوم گروه مسلحی تو ایران مجهز هست برای اینکه بخواد جنگ داخلی بوجود بیاره؟
‏ کدوم احزاب قدرتمندی هستن؟
‏ کجا در ایران ساختاری وجود داره؟
‏ در بین مردم تمایلی در بین آحاد مردم وجود داره برای اینکه دوباره بخوان خودشون رو آویزون به یک تفکر مسموم اسلامی ‏بکنن.‏
‏ همتای داعش داعش رو در طول سالیان در ایران دیده اند.‏
‏ رفتارهاش رو دیده اند.‏
‏ چه کسی می تونه امروز متکی به داعش باشه برای از بین بردن جمهوری اسلامی؟
‏ پس ما باید اون تصویر مشخص رو در برابر داشته باشیم.‏
‏ المان ها رو با هم مقایسه کنیم تا به یک نتیجه برسیم.‏
‏ صحبت کردن که میشه ساعت ها در باب مسائل بی پایه همون طور که جمهوری اسلامی در سالیان دراز صحبت می کنه ‏صحبت بکنیم و دروغ بگیم.‏
‏ اما این هم یکی از اون راه ها هست.‏
‏ ترویج این آینده ی نامعلوم و نامشخص که در نهایت ما رو به یک راه حلی می رسونه برای گذر از تمامی این دلایل.‏
‏ شکست که مطرح میکنه فرای این سعی میکنن جریان های موازی هم بسازند.‏
‏ یعنی جمهوری اسلامی سعی در ساخت جریان های موازی هم داره.‏
‏ همون طوری که ما در ایران خودمون دیدیم جریان های موازی ای که در راستای اصلاحات شکل میگیره.‏
‏ که در ایران ما به نوعی تمام شده هست.‏
‏ هر چند شاید جماعتی باشن که هنوز هم به نوعی سنگ اون ها رو به سینه میزنن اما تعدادشون خیلی اندک شده و به مرور ‏زمان اندک و اندک تر هم خواهد شد و در نهایت ما به اون یکدستی باید برسیم.‏
‏ اما این جریان های موازی و ساخت این جریان های موازی یکی از المان هایی هست.‏
‏ یکی از دستاویز هایی هست، یکی از بازوهایی هست که تمام حکومت های استبدادی برای بقای خودشون ازش استفاده می ‏کنن و منجر به یکی از دلایل شکست برای جنبش های انقلابی هم میشه.‏
‏ این که حالا شما یک مترسکی رو تصور کنید برای اینکه قرار باشه به مردم آزادی های تحفه و صدقه بده، به مردم حقوق از ‏دست رفته شون رو صدقه بده و بهشون به نوعی با نگاه از بالا به پایین ترحم بکنه.‏
‏ این تصاویر هم شکل میگیره برای اینکه بخوان اون نگاه اصلی رو از بین ببرن.‏
‏ یکی از دستاویز هاشون هم قاعدتا این هست که باید حواس همه بهش باشه.‏
‏ اینکه علم نشن.‏
‏ کسانی که هویتشون وابسته به جمهوری اسلامی هست.‏
‏ من بارها در باب این موضوع صحبت کردم که اگر اصلاح طلبی در ایران وجود داره تمام هویت خودش رو مدیون به ‏جمهوری اسلامی هست.‏
‏ بدون جمهوری اسلامی او هیچی نیست.‏
‏ هیچ موضوعی برای عرضه نداره.‏
‏ اگر هویت و اصالتی داره به واسطه اصلاح طلبی در دل جمهوری اسلامی هست.‏
‏ فارغ از جمهوری اسلامی معنایی وجود نداره برای او که کسی بخواد بهش چنگی بزنه.‏
‏ نبودن و یا فقدان گشت ارشاد وجودیت گشت ارشاد به واسطه وجودیت جمهوری اسلامی است.‏
‏ حالا یه عده ای بخوان دست و پا بزنن که گشت ارشاد وجود نداشته باشه.‏
‏ تمام قوانین تبعیض آمیزی که در ایران علیه زنان، علیه مردان، علیه قومیت ها، علیه مذاهب مختلف وجود دارد به واسطه وجود ‏جمهوری اسلامی است.‏
‏ حالا شما بخواهید در آنها اصلاحی به وجود بیاورید.‏
‏ شما اصالت خودتون رو به واسطه وجود همین جمهوری اسلامی دارید.‏
‏ بدون جمهوری اسلامی شما هیچ چیزی نیستید، هیچ پایگاهی نخواهید داشت و این ساخت جریان های موازی هم دستاویزی ‏است برای آنها که باید شناخته بشه.‏
‏ باید در برابرش ایستادگی بشه تا اون جریان اصلی به حاشیه نرود.‏
‏ یعنی در نهایت برآیند این تفکر این هستش که اون نگاه اصلی، اون هدف اصلی به حاشیه بره، مسائل عمده به کنار بره.‏
‏ مسئله عمده ای که آزادی و برابری باشه به کنار بره به جاش مثلا موضوع حجاب اصل موضوع بشه که حالا سعی کنن با ‏راهکارهای احمقانه خودشون.‏
‏ این آتش اصلی رو خاموش کنن.‏
‏ این حرکت اصلی رو به کنار ببرن.‏
‏ پس در نهایت ما روبرو میشیم با اینکه اصول اصلی رو به حاشیه ببرن و اینها باید همیشه شناسایی بشه.‏
‏ همیشه بهش فکر بشه.‏
‏ هر جا که ما مواجه شدیم با اینکه اصول اصلی ما به کناره داره میره در برابرش بایستیم.‏
‏ ما موضوع حاشیه ای نداریم.‏
‏ یک ریشه مستحکم در برابر ما هست.‏
‏ اون ریشه مستحکم حتی بالاتر از جمهوری اسلامی اسلام هست.‏
‏ این ریشه خود اسلام هست.‏
‏ همه موضوعات حاشیه اسلام هستن.‏
‏ من در بابش صحبت کردم.‏
‏ در این ویژه برنامه ای که تحت عنوان تنها ریشه اسلام هست بود صحبت کردم.‏
‏ شما یک شاخ و برگی به اسم جمهوری اسلامی، طالبان، داعش و لاغیر دارید.‏
‏ ریشه خود اسلام هست.‏
‏ اگر در ایران ما قانونی وجود داره تحت عنوان چند همسری تحت عنوان صیغه تحت عنوان بریدن دست، تحت عنوان قصاص ‏کردن، سنگسار کردن و قوانین بیشمار دیگه به واسطه وجودیت این اسلام هست و این اون ریشه اصلی در برابر ما هست.‏
‏ هر نگرش دیگه ای ما رو به حاشیه میبره.‏
‏ ما گفتیم بازوی قدرت جمهوری اسلامی با استفاده از این دستاویز ها سعی میکنه که شکست رو به وجود بیاره.‏
‏ سعی میکنه با سرکوب وحشیانه مردم رو به خونه ها ببره.‏
‏ سعی می کنه با تفرقه اندازی مردم را از میان ببرد.‏
‏ سعی می کند جریان های موازی ای بسازد که اصول را به حاشیه ببرند که حالا آن هدف غایی که آزادی و برابری باشد را به ‏کناری ببرند و به نوعی خلاصه بکنند در موضوعات ساده در آزادی های فردی احمقانه تبدیل کنند به اینکه ما دنبال هبه و ‏بخشش از آن ها باشیم.‏
‏ اینکه ما دنبال حق خودمان نباشیم، دنبال حقی باشیم که به ما خیرات می کنند.‏
‏ این گداپروری که در طول این سالیان شکل گرفته، این ارزش های ساخته شده، این تسلیم بودن، این فرمانبرداری بودن، اینها ‏همه و همه دست به دست هم داده تا در نهایت جماعتی را بسازد که به دنبال هبه و بخشش باشند از آن ظالم مستبد در آسمان ها.‏
‏ و ما باید اینها را بشناسیم.‏
‏ سعی می کنند با ایجاد رعب و وحشت و ترس از ساختن آینده نامعلوم، مردم رو خفه بکنن و ساکت بکنن.‏
‏ این راه اصلی رو از بین ببرن.‏
‏ مدام در حال تزریق ناامیدی هستن.‏
‏ اینها دلایلی ست که ما رو از پیروزی دور می کنه.‏
‏ اینکه شما تزریق ناامیدی بکنید، اینکه نشون بدید آینده ای نخواهد داشت.‏
‏ هدفی وجود نداره.‏
‏ اینکه شما مواجه میشید.‏
‏ اینها هدف خاصی ندارند.‏
‏ آینده روشنی در برابرتان نیست.‏
‏ اینکه مدام در باب این مسائل صحبت بکنن همه و همه ما رو از اون راه اصلی دور می کنه.‏
‏ اینها سعی می کنن ایمان و هدف رو کمرنگ و بی ارزش بکنن.‏
‏ من درباره اش صحبت کردم و گفتم نه تنها جمهوری اسلامی که با به نوعی تزریق کردن خوروندن این افکار پوسیده و ‏احمقانه و وحشیانه خودش تحت عنوان ایمان به مردم سعی در خفقان این ایمان دارد.‏
‏ همه حکومت های جهان هم در پی این هستند که این ایمان و هدف غایی را کمرنگ و بی ارزش کنند.‏
‏ گفتیم که مدام دارند در باب این صحبت می کنند که ایمان، ایدئولوژی، چیزی که ما بهش باور داشته باشیم تا حاضر باشیم از ‏جان خودمان بگذریم، تحجر است.‏
‏ دور از جهان مدرن هست.‏
‏ اینها همه در راستای خاموش کردن مردم هست.‏
‏ در راستای این هست که مردم را تبدیل به یک عروسک خیمه شب بازی در دستان خودشان بکنند.‏
‏ و ما باید این را بشناسیم که یکی از دلایل عمده همین کمرنگ شدن ایمان و هدف است.‏
‏ همین ناامید شدن هست.‏
‏ این آن مهره ایست که ازش استفاده می کنند تا همه رو به خاموشی ببرند.‏
‏ این دعوت به انفعال هست.‏
‏ این تصویری که به شما می دهند برای اینکه شما درخودمانده زندگی کنید، این تصویری که مدام در طول این سالیان از طرف ‏حکومت اسلامی از بنیان فکر اسلامی داره تصویر میشه.‏
‏ یک بار فکر کردن به این تسلیم بودن که قاعده اسلامی مترادف با اسلام است.‏
‏ یعنی شما وقتی تسلیم هستید از شما قرار است یک تسلیم بسازد و قرار است یک فرمانبردار بسازد.‏
‏ معلومه که در وجود شما روح طغیانگری وجود ندارد.‏
‏ روح آزادگی وجود ندارد.‏
‏ معلوم است که شما مواجه میشوید با جماعت بی شماری که حاضر نیستند به خیابان بیایند.‏
‏ چون اینها آموزش دیده اند، تربیت شدند، سالیان دراز تربیت شدند برای اینکه فرمانبردار باشند.‏
‏ وقتی شما نگاه میکنید، وقتی خودتان حضور دارید در خیابان میبینید بقیه از کنار شما میگذرند، اینقدر که پر شده اند از ترس، ‏از ناامیدی، از بی هدف بودن پر شده اند از این تعاریف مشخص و حاضر نیستند از جان بگذرند.‏
‏ اینها در پی فرمان هستند و ما باید این ارزش ها رو تغییر بدیم.‏
‏ باید ارزش های تازه ای پدید بیاد که این ارزش ها ما رو فرا به خونه، به شجاعت، به ایستادگی، به مقاومت، به با ایمان بودن، به ‏در میدان بودن، به یاغی گری، به طغیان در برابر این تسلیم بودن، ایستادگی کنه، در برابر این دعوت به انفعال ایستادگی کنه.‏
‏ ما مدام رو به رو هستیم با این تفکر، با این فرهنگ، با این آیینی که داره ما رو به سمت فرمانبرداری راهبر میشه، با این آیینی ‏که ما رو داره به این سمت و سو می بره که ما باید تسلیم در برابر یک قدرت یکتا در آسمان ها باشیم.‏
‏ این قدرت یکتا روزی به زمین میاد حالا تبدیل به رهبر و شاه و دیگر اراذل و اوباش در قدرت میشه.‏
‏ حالا شما باید فرمانبردار از او باشید و این اون فرهنگی است که باید تغییر بکنه این اون المانی است که دارن ازش استفاده ‏میکنن تا این شکست رو به پیش ببرن تا در برابر اون سیل خروشان انقلاب بایستند.‏
‏ پس کمرنگ کردن ایمان و هدف در کنارش دعوت به انفعال قاعدتا.‏
‏ یه راه حلی است برای جمهوری اسلامی و دیگر حکومت های استبدادی برای خاموش کردن این شعله های انقلاب.‏
‏ اما مبارزه موازی هم قاعدتا میکنن.‏
‏ مبارزه موازی خواهند کرد.‏
‏ رفتارهای احمقانه و وحشیانه ای که بارها هم ما درباره اش شنیدیم.‏
‏ از سران جمهوری اسلامی تا کسایی که در کنارشون بودن و یا در برابرشون بودن که اینها سعی دارن اون مبارزه یک مبارزه ‏موازی در کنار اون به وجود بیارن.‏
‏ یعنی ما بارها روبرو شدیم با این که این رفتارهای خشونت آمیز رو یا خودشون و انواع به نوعی اعوان و انصارشان دارن ‏مرتکب میشن شوند و این را نسبت می دهند به مردم.‏
‏ سعی می کنند از اراذل و اوباش خودشان استفاده بکنند.‏
‏ حتی گاها از مامورهای نیروی انتظامی.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با فیلمی که داره نشون میده مامورهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در پی تخریب اموال عمومی ‏هستند، در پی تخریب اموال خصوصی مردم هستند.‏
‏ این ساختن مبارزه موازی هست که حالا سعی می کنه با ساختن یک شکل دیگه و یک گونه دیگه هدف اصلی رو از بین ببره، ‏همه چیز رو به حاشیه ببره.‏
‏ یک تصویر مشخصی در کنار این تصویر واحد داشته باشه.‏
‏ حالا با استفاده از اون سعی میکنه قشر خاکستری رو خاموش بکنه.‏
‏ حالا سعی میکنه بیشتر به انفعال هم بکشونه.‏
‏ اینکه شما به کرات مواجه هستید با این ترویج خشونت از سمت حکومت های مستبد، گاها سعی میکنن بسازند.‏
‏ گاها سعی میکنن از عناصر خودشان استفاده بکنند برای این ترویج خشونت و گاهی هم سعی میکنن با خشونت بی حد و ‏حصری که دارن اعمال میکنند مردم رو به سمت و سوی خشونت بیارن.‏
‏ این ترویج خشونت و این خشونت گرایی یکی از دلایل عمده ای هستش که تمام جنبش ها رو به سمت و سوی شکست ‏میبره.‏
‏ تحقیقات بیشماری هم وجود داره.‏
‏ میشه بهش مراجعه کرد و مطالعه کرد.‏
‏ شما وقتی مواجه میشید با انقلاب هایی که در جهان اتفاق افتاده مواجه میشید با یک آمار بالایی که حالا من عدد هاش خاطرم ‏نیست.‏
‏ چندین بار هم گفتم که سپردن این موضوعات موضوعات اصلی نیست.‏
‏ اینکه شما بخواید اعداد رو صفحات و کتاب ها رو به ذهنتون داشته باشید مغز زباله دان نیست.‏
‏ باید موضوعات خیلی مهم تری رو در خودش جای بده.‏
‏ اما با توجه به این موضوعات ما مواجه میشیم با یک آماری که نشون میده وقتی جنبش های انقلابی به سمت و سوی خشونت ‏میره منجر به شکست میشه چرا که قاعدتا قشر خاکستری رو هی دور تر میکنه.‏
‏ یعنی شما هرچقدر خشونت رو بیشتر بکنید کسی حاضر نیست به خاطر کشتن و یا کشته شدن به خیابون بیاد.‏
‏ حالا در باب موضوع خشونت یک ویژه برنامه ای در دل همین برنامه ی انقلاب ایران خواهیم داشت که در اونجا بیشتر و ‏بیشتر در بابش صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما یکی از دستاویزهای مهم همین گرایش به خشونت است.‏
‏ از سمت جمهوری اسلامی گاها با استفاده از عناصر خودش، با استفاده از اراذل و اوباشی که در اختیار خودش دارد و گاها با ‏این بسط خشونت افسار گسیخته ای که در برابر معترضین انجام میدهد تا آنها را هم به سمت و سوی خشونت بیاورد تا هی ‏بیشتر و بیشتر به انفعال کشیده بشود.‏
‏ این حرکت به سمت و سوی شکست داره چرا که میتونه بفهمه که هر چقدر این حرکت مسالمت آمیز تر باشه، هر چقدر این ‏حرکت مدنی تر باشه تعداد بیشتری رو به خودش جذب میکنه.‏
‏ هر چقدر به سمت و سوی خشونت کشیده شود، تعداد کمتری در میدان خواهند بود.‏
‏ در باب این موضوع مفصل صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما با توجه به تمام موضوعاتی که درباره اش صحبت کردیم که دلایل شکست را مطرح کردند، حالا می توانیم خیلی فهرست ‏وار باز هم به آن اشاره کوتاهی داشته باشیم.‏
‏ اینکه جمهوری اسلامی و دیگر حکومت های استبدادی برای اینکه یک جنبش سراسری و انقلابی را به سمت و سوی ‏شکست ببرند از یک سری حربه ها استفاده می کنند.‏
‏ شما مواجه می شوید با سرکوب های وحشیانه ای که انجام می دهند.‏
‏ شما مواجه می شوید با تفرقه اندازی هایی که می کنند.‏
‏ مواجه می شوید با جریان های موازی که می سازند در راستای اصلاحات، در راستای رفورم، در راستای تغییر قوانین که حالا ‏آن هدف غایی را به حاشیه ببرند، اصول را به حاشیه ببرند و یک سری اصول تازه ای را بسازند.‏
‏ شما مواجه می شوید با این ایجاد رعب و وحشت و ناامیدی از فردای نامشخص شما مواجه میشید به این کم رنگ کردن ایمان ‏و هدف.‏
‏ شما مواجه میشید با این دعوت به انفعال.‏
‏ مبارزه های موازی پر از خشونتی که ساخته میشه توسط خود این حکومت های استبدادی.‏
‏ برای اینکه اصل و بنیان این حرکت متمدنانه و مدنی مردم رو به سمت و سوی خشونت بکشونه تا هسته ی کمتری به اون ‏اضافه بشن تا قشر خاکستری بیشتر از اون دور بشه.‏
‏ و اینها همه دستاویز هاییست که ما باید به آنها توجه کنیم.‏
‏ اما یک راه حل مشخص برای تمام این موضوعات.‏
‏ باز هم قاعدتا ایمان شما به هر کدوم از این دلایل که نگاه بکنید باز هم به یک معنای مشخص می رسید.‏
‏ ایمانی که از تجمیع تمام آرزوها در کنار هم ساخته میشه.‏
‏ یک ایمان مشخصی که یک آینده روشنی رو برای شما میسازه.‏
‏ شما با نگاه به اون آینده ی روشن حاضرید از جون خودتون بگذرید.‏
‏ سرکوب وحشیانه دیگه در برابر شما جوابگو نخواهد بود.‏
‏ شما وقتی اتحاد رو بشناسید، وقتی بدونید دارید برای چی اتحاد می کنید، شما می دونید این موضوع رو درک کردید که یک ‏قدرتی هست در برابر شما که شما باید در کنار هم با اتحاد هم این قدرت رو از بین ببرید.‏
‏ حالا طرف مقابلتون رو، اصالتش رو، موجودیتش رو قبول دارید؟
‏ هدف مشخص و ایمان مشخص جمعی هم وجود داره که همه بر سرش توافق دارید.‏
‏ حالا با توجه به این ایمان هیچ تفرقه ای در میان نخواهد بود.‏
‏ هیچ حکومتی با هیچ قدرتی نمی تونه تفرقه ای به وجود بیاره چراکه یک ایمان مشخصی در برابر هست.‏
‏ شما به واسطه اون ایمان هست که با همدیگه همداستان و همراه شدید.‏
‏ شما همه می خوایید برسید به اون ساحل آزادی.‏
‏ همه با هم سوار یک قطار شدید برای رسیدن به اون ساحل آزادی.‏
‏ حالا دیگه تفرقه اندازی راهی نخواهد داشت.‏
‏ حالا هیچ جریان موازی نمی تواند در کنار شما ساخته شود چون شما هدف مشخصی دارید.‏
‏ کسی که دور از اهداف شما و دور از آینده روشن شما صحبت می کند، هیچ وقت نمی تواند تبدیل به اصل بشود.‏
‏ همواره محکوم به در حاشیه بودن هست.‏
‏ چرا که اصل همان ایمان جمعی است که ساخته شده.‏
‏ حالا هر چقدر رعب و وحشت به وجود بیاورند، شما به واسطه یک ایمان هست که در خیابانی شما به واسطه یک ایمان هست ‏که از جان خودتان گذشتید.‏
‏ حالا هیچ رعب و وحشتی نمی تواند روی شما تاثیری بگذارد.‏
‏ حالا دیگر ناامیدی در وجود شما نمی تواند شکل بگیرد.‏
‏ شما همه وجودتان پر از امید است.‏
‏ پر از نگاه به آینده روشن هست.‏
‏ پر از نقطه روشن و سپیده در آینده هست.‏
‏ شما حالا آن ایمان در وجودتان رخنه کرده.‏
‏ بخشی از وجود شما شده.‏
‏ شما را فرا می خواند.‏
‏ به اینکه نافرمانی نافرمانی بکنید، نافرمانی مدنی بکنید.‏
‏ کنید، شما را فرا می خواند که در برابر دستور و فرمان بایستید.‏
‏ تسلیم و برده نباشید.‏
‏ حالا شما با دریایی از باور و ایمان می توانید هر حرکتی را به پیش ببرید.‏
‏ همان طور که در سراسر جهان اتفاقات بزرگی افتاده.‏
‏ هر زمانی که مردم ایمانی داشتند به واسطه ایمانشان هر کاری رو تونستن انجام بدن.‏
‏ و این نقطه راه حلی است که ما به هر موضوعی که نگاه می کنیم در نهایت به یک ایمان واحد می رسیم.‏
‏ یک ایمان واحد مشخص که یک آینده روشنی رو تصویر می کنه.‏
‏ اون آینده روشن در دل ما امید به وجود میاره.‏
‏ ما با نگاه به آرزوهای در آینده مون از جونمون هم می گذریم.‏
‏ برای اینکه خودمون، خانواده مون فرزندانمون در اون آرزوهای بزرگ زندگی بکنند، در اون هدف غایی زندگی بکنند که ‏دیگه قرار نباشه اون ها عذاب هایی که ما کشیدیم را بکشند.‏
‏ شما با تکیه به این ایمان هر حرکتی رو میتونید انجام بدید.‏
‏ هر اتفاقی در طول تاریخ افتاده اتفاق های بزرگ به واسطه ی ایمان بوده.‏
‏ اگر مردمی توانستند برده داری وحشیانه ی انسان ها رو از میان بردارند، به واسطه ی ایمانشان بوده.‏
‏ اگر توانستند حکومت های فاشیستی و وحشیانه ی جهان و حکومت های استبدادی و خونخوار رو شبیه به جمهوری اسلامی از ‏بین ببرند، به واسطه ی قدرت ایمانشون به یک فردای روشن بوده، به واسطه ی دست آویزی به آرزوهای در آینده شون بوده، ‏به واسطه این بوده که خواستند دنیایی بسازند که در اون همسرشون، عشقشون، فرزندشون، آیندگان شون درست زندگی بکنند، ‏راحت زندگی بکنند، به دور از تبعیض و ظلم و جنایت زندگی کنن و باز هم به ما نوید این رو میده که ما باید یک ایمان ‏جمعی داشته باشیم.‏
‏ اون ایمان جمعی است که ما رو به فردای روشنی می رسونه.‏
‏ در باب دلایل شکست باز هم میشه صحبت کرد.‏
‏ در باب هر کدوم هم میشه مثال هایی زد.‏
‏ اما طبق معمول برنامه هایی به نام جان ما سعی می کنیم در باب اصول صحبت کنیم.‏
‏ و به مثال ها کاری نداشته باشیم و مصداق ها رو زیر نظر نگیریم که می شد دربارش صحبت کرد.‏