خب دوستان در این ویژه برنامه ی شناخت اسلام که چند قسمتی هست و احتمالا قسمت های زیادی هم خواهد داشت، ما قراره ‏که پیرامون اسلام با هم صحبت بکنیم و اسلام رو بیشتر بشناسیم و زوایای مختلف به این دین نگاه کنیم و مورد نقد و بررسی ‏قرار بدیمش.‏
‏ این ویژه برنامه قاعدتا قسمت های زیادی خواهد داشت.‏
‏ احتمالا نزدیک به سی قسمت و یا شاید حتی بیشتر.‏
‏ چون قرار هست که ما توی این ویژه برنامه نکات مختلفی که در باب اسلام هست رو مورد نقد و بررسی قرار بدیم و سعی ‏بکنیم از زوایای مختلف به این دین نگاه بکنیم.‏
‏ خب در ابتدای امر دوست دارم که در باب این صحبت بکنم که هدف از این برنامه چیه؟
‏ چرا قرار هست که ما یک ویژه برنامه بلندی رو پیرامون اسلام داشته باشیم؟
‏ خب قاعدتا دوستان همه ما در کشور ایران به دنیا اومدیم و دین اسلام و مذهب تشیع رو به وراثت به ارث بردیم.‏
‏ دینی که جبرا به ما تحمیل شده و ما در انتخاب اون هیچ نقشی را ایفا نکردیم.‏
‏ قاعدتا هیچ کدوم بر پایه تحقیق به سمت این دین نیومدیم و خیلی از ماها این انتخاب رو سر بسته قبول کردیم و حالا در ‏زندگی شخصی و اجتماعیمون به شدت این عناوین نقش بازی میکنن.‏
‏ یعنی شما با اسلامی رو به رو هستید که به شدت سیاسی هست.‏
‏ قانون تصویب میکنه یعنی قوانین کشور ما چه از نظر مدنی، چه از نظر جزایی.‏
‏ حتی قانون اساسی ما برگرفته از تعاریف و باورهای اسلامی هست.‏
‏ پس قاعدتا اسلام به شدت در زندگی ما نقش داره و ما باید نسبت به این باوری که زندگی ما را تحت پوشش خودش قرار داده ‏چیزهایی بدونیم و ما قرار هست که در این ویژه برنامه بیشتر در باب اسلام صحبت کنیم.‏
‏ پس هدف شناخت اسلام هست.‏
‏ شناخت باوری هست که زندگی ما را تحت پوشش خودش قرار داده.‏
‏ یک دین سیاسی که امروز قدرت اصلی کشور شده و حکومت را در اختیار گرفته، وضع قوانین را در اختیار گرفته، قوه اجرائیه ‏مملکت را بدست گرفته و اصولا تمام عناوینی که در کشور ما اتفاق می افتد به واسطه قدرت اسلام هست.‏
‏ حتی فرای آن در زندگی شخصی ما هم به شدت ایفای نقش می کند.‏
‏ حتی در اتفاقات غیر مستقیم هم در زندگی ما نقش ایفا می کند.‏
‏ در زندگی عادی و روزمره بیشتر ایرانیان همین قواعد اسلامی هست که نقش ایفا می کند.‏
‏ اخلاقیات مردم را ساخته، ارزش های مردم را ساخته ولی در بیشتر اشکال زندگی ما حقیقتا اسلام نقش ایفا کرده.‏
‏ پس هدف از این برنامه این هست که ما حالا با این باور قدرتمندی که ریشه دار در بین مردم مستحکم است و به نوعی خط و ‏ربط میده به زندگی مردم ایران، ما بیشتر درباره اش صحبت کنیم و بیشتر و بهتر بشناسیمش.‏
‏ قاعدتا ما نیاز داریم که این باور رو مورد کنکاش قرار بدیم و ما توی این برنامه چند قسمتی این ویژه برنامه قرار هست که به ‏زوایای مختلف این دین بیشتر و بیشتر نگاه بکنیم.‏
‏ قاعدتا برنامه کاملی نخواهد شد که بخواد همه عناوین رو تحت پوشش قرار بده.‏
‏ اما تا جایی که ممکن هست سعی میکنم که برنامه کاملی باشه.‏
‏ حالا دلیل اینکه اعتقاد دارم نمیتونه صد در صد برنامه کاملی باشه و به تمام عناوین و به نوعی تمام عناوین رو تحت پوشش ‏قرار بده این هست که هر کدوم از این مباحثی که ما قرار هست توی قسمت های مختلف دربارش صحبت بکنیم قاعدتا نیاز به ‏زمان خیلی زیادی داره.‏
‏ یعنی مثلا وقتی شما با یک مقوله ای مثل تاریخ اسلام رو به رو میشید، داری در باب یک تاریخ 1000 ساله صحبت میکنید و ‏اگر بخواید به صورت اجمالی و کامل تمامی این موضوعات رو مد نظر قرار بدید خب نیاز به یک برنامه های بسیار طویل ‏مدتی هست.‏
‏ حالا باید با نگاه های مختلف هم در باب این مسائل صحبت بکنید و قاعدتا یه عمر خیلی درازی می خواد برای اینکه بخوایم ‏همچین رفتاری رو انجام بدیم.‏
‏ یعنی ما سعی میکنیم که یک نگاه اجمالی داشته باشیم.‏
‏ سعی بکنیم موجز در باب هر کدوم از این عناوین صحبت بکنیم.‏
‏ پس این برنامه تا جایی که ممکن هست قرار هست که به زوایای مختلف اسلام نگاه بکنه و تا جایی که ممکن هست مفصل ‏درباره اش صحبت بکنه.‏
‏ اما عناوینی که مثل تاریخ اسلام که خب نیازمند یک زمان بیشتری هست، هدف بیان تاریخ نیست.‏
‏ هدف برآیندی است که ما از این تاریخ به دست می‌دهیم.‏
‏ خب حالا فرای اینکه هدف این برنامه چی هست، یکی از سئوالات دیگه ای هم که در این پیشگفتار به نوعی برای دوستان ‏شاید پیش بیاد این هست که چرا این برنامه در باب نقد اسلام هست؟
‏ چرا ما این نوک پیکان رو به سمت اسلام گرفتیم؟
‏ به عنوان مثال شاید خیلی ها صحبت از این بکنند که ادیان بسیاری در جهان وجود داره و ما می‌تونیم که در باب این ادیان هم ‏صحبت بکنیم.‏
‏ چرا این نقد رو در باب مسیحیت به عنوان مثال یا در باب یهودیت استفاده نکردیم؟
‏ من در همون ابتدای برنامه هم دربارش توضیح دادم.‏
‏ اینکه ما در یک کشور مسلمان به دنیا اومدیم با مذهب شیعه و این رو جبرا به ما دادند.‏
‏ به واسطه وراثت این دین و باور در اختیار ما بوده و کسانی در این باب تحقیق لازم رو نکردند برای اینکه بخوان این دین رو ‏انتخاب بکنند، تحقیق و تفحص انجام ندادند و اکثرا به واسطه وراثت این دین رو برگزیده اند.‏
‏ به نوعی برنگزیده اند.‏
‏ حتی انتخابی هم در کار نبوده.‏
‏ یعنی شما با این دین به دنیا اومدید؟
‏ در این دین پرورش پیدا کردید و تمامی معانی و ارزش ها هم به واسطه این دین به شما داده شده.‏
‏ پس نکته اولی و ابتدایی که چرا ما در باب اسلام قرار هست صحبت بکنیم و نقد اسلام رو بکنیم این هست که ما در این کشور ‏به دنیا اومدیم.‏
‏ یعنی شما با یک جماعت بسیاری رو به رو میشید که مسلمان زاده هستند اما تا به حال حتی قرآن رو هم نخوندن که جماعت ‏بسیار زیادی هست.‏
‏ یعنی در ایران تعداد بیشماری هستند که مسلمان زاده هستند و حتی خود رو مسلمون می دونن.‏
‏ حالا چون تفاوت زیادی هست بین این دو معقوله.‏
‏ یعنی شما یک جا مواجه هستید با کسانی که مسلمان هستند و یک جا مواجه هستید با کسانی که مسلمان زاده هستند.‏
‏ حالا مسلمان زاده هایی که خودشان را مسلمان نمی دانند به نوعی مرتد شدند و از دین برگشته اند.‏
‏ حالا یا به دین دیگری یا بدون دین به خداوند و یا اصلا حتی به وجود خدا هم اعتقادی ندارند.‏
‏ اما ما در این بستر به دنیا آمدیم و زندگی کردیم و قاعدتا نوک پیکان نقدمان هم باید نسبت به آن قدرت فائقه ای که در ‏برابرمان هست باشد.‏
‏ یعنی اگر قرار است ما در باب مسئله ای سیاسی به عنوان مثال از خودمان اعتراضی نشان بدهیم، خب حق هم می توانیم در باب ‏تمامی مباحث جهان صحبت بکنیم.‏
‏ اما در آن نقطه ابتدایی آن ظلم در برابر را باید نقد بکنیم و در برابرش بایستیم.‏
‏ یعنی باید در برابر آن حکومت دینی، در باب آن حکومت استبدادی دینی صحبت بکنیم کنیم که زندگی ما رو تحت الشعاع ‏خود قرار داده.‏
‏ زندگی ما و آن هموطنانی که در کنار ما زندگی میکنند.‏
‏ وقتی قرار هست نقدی به ادیان داشته باشیم، خب قاعدتا باید در گام نخست در باب اسلام صحبت کنیم که زندگی اجتماعی و ‏حتی زندگی شخصی ما درگیر این باور است.‏
‏ پس یکی از دلایل عمده ای که ما به سراغ اسلام رفتیم این است که مشکل و معضل اجتماعی و فردی که ما با آن دست به ‏گریبان هستیم اسلام است و به نوعی ما مسلمان زاده هستیم و این حق ماست که در باب این باوری که به ما به ارث گذاشته شده ‏در طول این سالیان دراز بدانیم و بیشتر درباره اش صحبت بکنیم و نقدش بکنیم.‏
‏ فرای آن شاید ما در این کشور اسلامی به دنیا می آمدیم اما قدرت فائقه و قدرت سیاسی در اختیار این باور نبود.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیرید که ما در همین ایران به دنیا آمده بودیم.‏
‏ دین اسلام از نظر فرهنگی قدرتمند بود اما از نظر سیاسی قدرتی نداشت.‏
‏ شاید آنجا هم نقد ما کمتر به این سمت می رفت.‏
‏ یعنی شاید آن روز مثلا اگر ما در یک کشور کمونیستی به دنیا آمده بودیم، نقدمان را سمت کمونیسم و اعتقادات کمونیستی ‏می‌گرفتیم.‏
‏ چون آن نگاه سیاسی نگاه غالب بود.‏
‏ اما موضوع مهم این است که ما در ایرانی زندگی می کنیم که نه تنها قدرت اول مذهبی و دینی که به وراثت مردم ایران به ارث ‏برده اند اسلام است که قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی هم در اختیار همین دین است.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با قوانین بیشماری که از نظر ما ظلم هست.‏
‏ در کشور جریان دارد، روز به روز دارد انسان های زیادی را از بین می برد و می کشد.‏
‏ بی دست و پا می کند.‏
‏ هزاران وحشیگری و سبوعیت را به بار می آورد.‏
‏ و همه و همه از یک مأخذ مشترک به نام اسلام گرفته شده.‏
‏ پس قاعدتا این مسئولیت ما را دو چندان می کند.‏
‏ دلیل این که ما قرار است اسلام را نقد کنیم هم دو برابر می کند.‏
‏ یعنی فرای آن دین وراثتی که ما به ارث بردیم.‏
‏ فرای آن قدرت غالب سیاسی هم در اختیار همین باور است.‏
‏ پس ما باید نوک پیکان نقدمان را به این سمت بیشتر و بیشتر بکشیم.‏
‏ قاعدتا دلایل بیشماری دارد.‏
‏ این که ما چرا به سمت نقد اسلام می رویم.‏
‏ اما عمده ترین دلایلش همین دو دلیلی بود که من درباره اش صحبت کردم.‏
‏ قاعدتا این نقدها در باب مباحث و مسائل دیگر هم هست.‏
‏ یعنی همان طوری که من نقد دارم نسبت به اسلام.‏
‏ نسبت به حکومت دینی.‏
‏ نسبت به بقیه باورها هم نقدهایی دارم.‏
‏ اما عقل سلیم حکم می‌کند که ابتدائا در باب آن ظلمی که مستقیما خودم و نزدیکانم را درگیر کرده صحبت بکنم.‏
‏ یعنی باید در ابتدا آن مشکلی که در خانه خودت هست را حل کنی و بعد به فکر تغییر جهان باشی.‏
‏ قاعدتا وقتی در باب این مسئله هم صحبت می‌کنم و خیلی اوقات هم بد تعبیر می‌شود که ابتدا باید در خود تغییر ایجاد بکنی تا ‏این تغییر تبدیل به یک تغییر جمعی و اجتماعی بشود.‏
‏ این تعبیر در حقیقت حقیقت امرش در همین است.‏
‏ یعنی اگر شما قرار هست که در باب قدرت صحبت بکنید، در باب قدرتی که این گونه جهان را به فساد کشانده.‏
‏ قرار هست که آن نکته ابتدایی، آن نقطه اولیه را در باب آن مسائل پیرامون خودتان بگذارید.‏
‏ و مایی که ایرانی و مسلمان زاده هستیم قاعدتا باید این نوک پیکان رو در ابتدای امر در برابر اسلام بگیریم.‏
‏ بیشتر از این لازم نمی دونم که در باب این چرایی ات صحبت کنم ولی پر واضح است ما در این کشور و با این قوانین بزرگ ‏شدیم و قاعدتا نقد ابتدایی مون هم در باب همین مسائل هست.‏
‏ اما موضوع دیگه ای که مطرح میشه در باب راه های شناخت اسلام هست.‏
‏ ما یک دینی داریم به اسم اسلام.‏
‏ یک راه هایی برای شناخت وجود داره که ما برای صحبت کردن پیرامون اسلام و نقد کردن اسلام باید از یک سری از مآخذ ‏استفاده بکنیم تا بتونیم این عناوین رو مطرح بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا بزرگ ترین و مهم ترین این مشخصه ها قرآن هست.‏
‏ همه می دونیم که قرآن به نوعی تنها معجزه پیامبر به حساب میاد یعنی متفاوت تر از ادیان دیگر که این کتاب های آسمانی ‏خودشان از جمله تورات و انجیل را منتسب به خداوند می دانند اما این را بزرگ ترین معجزه آن پیامبر نمی دانند و به نوعی ‏این پیامبر در طول عمر خودش به صورت مستقیم این ها را بیان نکرده.‏
‏ یعنی مثلا به عنوان مثال شما با انجیلی روبه رو می شوید که اصلا به دست مسیح نوشته نشده و به دست یاران مسیح، حواریون ‏مسیح نوشته شده.‏
‏ یا در تورات که حالا موسی بخش عمده ای از تورات را به نوعی گفته یک فاصله زمانی طولانی وجود داره دیگه بین موسی و ‏بین شکل گرفتن این کتاب و اینکه این کتاب به صورت تاریخی در یک دوره بزرگ تاریخی نوشته شده.‏
‏ اما وقتی در باب اسلام صحبت می کنیم و قرآن داریم در باب یک پیامبری صحبت می‌کنیم که این قرآن را با دیگران در میان ‏گذاشته و در عین حال در دورانی که زنده بوده قدرت را به دست گرفته و بعد با یک فاصله کوتاهی تمامی این آیاتی که از ‏زبانش نقل شده جمع آوری شده و تبدیل به یک کتاب شده و این کتاب معجزه این پیامبر بوده و قرار بوده که تمامی عناوین ‏زندگی نه تنها برای آن برهه از تاریخ که برای تمام تاریخ بشریت در همان کتاب گنجانده شود.‏
‏ سر فصل هایی را بده تا مسلمان‌ها بتوانند تا آخرین روزی که دنیا وجود دارد از این کتاب استفاده کنند.‏
‏ پس قاعدتا بزرگترین و مهم ترین راه شناخت اسلام، قرآن است.‏
‏ یعنی ما برای این شناخت قرار است که از اسلام، برای شناخت اسلام قرار است که از قرآن استفاده کنیم.‏
‏ اما فرای قرآن ما مباحث دیگری هم در اسلام داریم یکی از این مباحث حدیث هست.‏
‏ خب قاعدتا حدیث هایی هم که نقل شده حالا چه از پیامبر اسلام و چه از شخصیت های دیگه ای که در اسلام مورد قبول حالا ‏مسلمون ها هستند به ویژه اهل تشیع که این ائمه رو دارند، این ائمه معصوم رو دارند که به نوعی به حرف های اونها هم استناد ‏می کنند.‏
‏ یک راه دیگری است برای شناخت اسلام.‏
‏ احادیثی که قرار هست جملاتی برگرفته شده از زبان این اشخاص مختلف باشه.‏
‏ حالا به ویژه محمد پیامبر مسلمین که این هم یک نوعی راه و چاه هست دیگه.‏
‏ این هم یک راهی است برای شناخت اسلام.‏
‏ پس قاعدتا حدیث هم یکی دیگر از این راه هاست.‏
‏ دیگر راه هم مطمئنا تاریخ اسلام است.‏
‏ تاریخ اسلام هم متفاوت است با دیگر تواریخ ادیان مختلف.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو می‌شوید با یهودیت به عنوان مثال پیامبر برجسته ای به اسم موسی، پیامبر برجسته در یهودیت.‏
‏ شما با زندگی تاریخی این فرد روبرو نیستید.‏
‏ یعنی تاریخ نگارانی نبودند که در باب این مساله صحبت بکنند.‏
‏ چیزهایی که ما در باب زندگی او داریم در همان کتاب تورات گنجانده شده است.‏
‏ یا در باب مسیح به همین شکل.‏
‏ شما تاریخ نگارانی را نداشتید که در باب زندگی مسیح چیزی نوشته باشند.‏
‏ زندگی مسیح خلاصه در همان اناجیل می‌شود و زندگی نامه مسیح را شما در همان اناجیل چهارگانه ای که وجود دارد ‏می‌توانید رویت بکنید و یک تاریخ مدونی نیست که شما قابلیت رجوع داشته باشید.‏
‏ اما این موضوع در اسلام متفاوت است.‏
‏ شما با اسلام روبرو روبه‌رو هستید که تاریخ‌نگاران در باب زندگی محمد چه در صدر اسلام، چه قبل از قدرت گرفتن، چه حتی ‏قبل از بعثت و چه بعد از آن و حتی بعد از مرگش هم درباره‌اش نوشته‌اند و شما مطمئنا یک بخش مهمی از راه شناخت اسلام، ‏همین تاریخ اسلام است.‏
‏ این تاریخ اسلام که معروف به سیره نبوی هست و حالا توی بخش بعدی که ما قرار هست صحبت بکنیم، تو همین بخشی که ‏داریم صحبت می‌کنیم یعنی فقه.‏
‏ خب تو این بخش می‌بینیم که یک سری ارکانی رو در کنار هم گذاشته‌اند تا این فقها به یک شناخت کاملی از اسلام برسند و ‏به نوعی راهکارهای اسلامی رو از یک سری عناوین بدند که یکی از این عناوین هم همین سیره نبوی هست، همین تاریخ ‏اسلام هست.‏
‏ پس یکی از راه های مهم شناخت هم همان تاریخ اسلام است.‏
‏ اما فقهی که حالا یک اشارت کوچکی بهش کردم فقط میشه نهادینه شدن این مباحثی که درباره‌اش صحبت کردم در کنار هم.‏
‏ یعنی حالا یک آدمی هست که این عناوین را در کنار هم می‌گذارد.‏
‏ یعنی آیات قرآنی را در کنار آن تاریخ و سیرت نبوی میذاره.‏
‏ اون احادیثی که وجود داره میذاره تا به یک برآیند کاملی نسبت به این دین برسه و به نوعی راهکارهای عملی داشته باشه در ‏باب هر مسئله ای.‏
‏ حالا چه این مسائل، مسائل شخصی و کوچک باشه مثل سوال هایی که شما می بینید از فقها می کنند که حالا مثلا نمی دونم ‏من این کار رو کردم چی کار بکنم؟
‏ این مباحث خیلی جزئی شخصی تو مباحث کلی و بزرگتری که در باب سیاست و زندگی اجتماعی انسان هاست تا قانون ‏گذاری تمامی این ها رو اون فقیه مورد نظر قرار است که در کنار هم بگذارد.‏
‏ آن مباحثی که در باب قرآن و حدیث و تاریخ سیرت نبوی هست را تا به یک برآیند کلی برسد و ما یکی از راه های شناخت ‏مان هم نسبت به اسلام، شناخت این مباحث است.‏
‏ مباحث مطرح شده توسط فقها حالا توسط امام هایی که به نوعی به مفهوم آن راهنما و راهنمای این مسلمان ها و مومنین هستند ‏و شناخت بهتری نسبت به اسلام دارند و قرار است که راهکارهایی بدهند و یکی از راه ها هم برای شناخت اسلام مطمئنا مطالعه ‏متون این افراد است و در نهایت قوانین اسلام.‏
‏ قوانین اسلامی هم یکی از ارکان مهم و قدرتمند در شناخت اسلام است.‏
‏ خب قاعدتا یک بخشی از این قوانین از خود قرآن گرفته شده به صورت مستقیم و برخی دیگر هم به واسطه تاریخی که از ‏اسلام گذشته و به نوعی آن منش و زندگی محمد و حالا دیگر یارانش و آن احادیثی که از آنها گفته شده و در نهایت جمع ‏آوری این مجموعه توسط آن فقیه و در نهایت تصویب قوانین و مطمئنا قوانین هم یکی از راه های مهم شناخت اسلام است.‏
‏ من در باب این مسائل صحبت کردم تا بدانید که قرار است در این قسمت های آتی ما وقتی داریم در باب این مساله صحبت ‏می کنیم از کدام از این عناوین مختلف به نوعی رفرنس گرفتیم.‏
‏ اما همان طوری که در قسمت های گذشته هم من صحبت کردم، من قرار نیست که توی برنامه ای به نام جان زمان این برنامه را ‏به نوعی برنامه ریزی بکنم که قرار باشد ما از کتاب های مختلف موضوعات مختلف را بیان کنیم.‏
‏ شاید در آتی برنامه هایی را به این شکل هم بسازیم اما در حال حاضر قرار است که ما ساده و راحت با هم صحبت کنیم.‏
‏ قرار است اگر من موضوعی را بیان می‌کنم این یک رفرنسی نسبت به یک کدام از این عناوینی که گفتم خواهد داشت.‏
‏ اما اینکه من در همان برنامه بخواهم آن رفرنس را بیان کنم نه شدنی نیست چرا که قرار است این برنامه یک برنامه بداهه باشد.‏
‏ اما این راه هایی بود برای شناخت اسلام.‏
‏ یعنی هر کدام از این عناوین مطرح شده از یکی از این موضوعات مطمئنا گرفته شده.‏
‏ حالا یا از طریق قرآن که خب قاعدتا قرآن بیشتر خاطره آدم هست و بیشتر این عناوین هست.‏
‏ اما باز هم به این شکل نیست که ما قرار باشد بگوییم آیه فلان سوره فلان.‏
‏ قرار است ما یک کلیتی را درباره‌اش صحبت کنیم.‏
‏ و این برنامه هم قرار است که به زبان ساده و راحت در باب این مسائل صحبت کند.‏
‏ اگر نیازی بود در آینده رفرنسی داده بشه خوب قاعدتا داده خواهد شد و اگر قرار بود و یا نیاز بود شاید برنامه ای هم به این ‏شکل ساخته بشه.‏
‏ اما در اینجای برنامه دوست دارم که یه مقداری هم در باب یه سری آثاری صحبت بکنم که به شما کمک میکنه در راه ‏شناخت این اسلام و دین اسلام و این روش و منش زندگی.‏
‏ این که ما گفتیم توی این برنامه قرار هست به زبان ساده با هم صحبت بکنیم، بداهه صحبت بکنیم و راحت باشیم و به نوعی ‏این دین رو مورد نقد قرار بدیم با عناوینی که در خاطرمون هست و مدام خودمون رو درگیر این مباحث نکنیم که حالا در فلان ‏کتاب در صفحه فلان گفته شده که من یک بار دیگه هم این موضوع رو گفتم.‏
‏ این ذهن در این حد جایی برای این کارها نداره که شما تمام ذهنیت خودتون رو معطوف به این بکنید که صفحه ها و آیات و. ‏حفظ بکنیم.‏
‏ این ذهن و مغز قرار هست که کارهای بزرگتری انجام بده تا اینکه به عنوان یک حافظه جانبی ازش استفاده بشه.‏
‏ قرار هست که موضوعات مهم رو درک بکنه و به راهکار برسه.‏
‏ اما مطمئنا نیاز هست که آدم با این عناوین آشنا بشه.‏
‏ خب قاعدتا خود کتاب ها بهترین مأخذ هستند.‏
‏ برای اینکه شما بتونید این عناوین رو به دست بیارید و اسلام رو بهتر بشناسید.‏
‏ یعنی خوندن خود قرآن راهگشا هست که اولین مرحله هست.‏
‏ یعنی شما اگر خودتون رو مسلمون می دونید خب قاعدتا باید کتاب مقدس خودتون رو مورد مطالعه قرار بدید اون هم نه به ‏زبانی غریب که شما چیزی ازش نفهمید.‏
‏ یعنی قرار نیست که مثلا شما اگر قرار هست با فلسفه کانت مثلا آشنا بشید برید و کانت رو به زبان مثلا آلمانی بخونید.‏
‏ قرار هست که به زبان فارسی بخونید تا بتونید بفهمید چی میگه.‏
‏ پس در باب اسلام و قرآن هم به همین شکل است.‏
‏ یعنی شما باید به زبان فارسی قرآن را چندین بار بخوانید تا بتوانید این عناوین را بفهمید.‏
‏ و گام نخست مطمئنا قرآن هست.‏
‏ فرای قرآن شما می توانید به کتاب های حدیث مراجعه کنید.‏
‏ کتاب های حدیثی که در هر کدام از این مذاهب یک سری کتاب هایی هستند که خیلی مورد وثوق هستند و به نوعی بهشون ‏لقب صحیح هم می‌دهند.‏
‏ یعنی مثل صحیح مسلم و صحیح بخاری کتاب هایی هستند که در بین اهل تسنن اینها کتاب های مرجع به حساب می آیند و ‏اعتقاد دارند که این کتاب ها صحیح هستند و تمامی این احادیث استفاده شده در این کتاب به نوعی سند تاریخی دارد.‏
‏ در بین اهل تشیع هم به همین شکل است.‏
‏ ما یک صحاح اربعه داریم و یک صحاح سته داریم که در بین شیعه و سنی این کتاب ها، کتاب های مرجع است و اعتقاد ‏دارند که در این کتاب های حدیثی روایات با سند های درست و صحیح گفته شده و قاعدتا شما می توانید به این کتاب ها هم ‏برای درک احادیثی که از چه محمد و چه از ائمه ی اطهار شیعیان وجود دارد استفاده کنید.‏
‏ پس قاعدتا یک راه بهتری هم برای شناخت در کنار قرآن، قاعدتا کتاب های حدیثی است.‏
‏ فرای آن به کتاب های تاریخی می شود مراجعه کرد.‏
‏ کتاب های تاریخی که در باب اسلام وجود دارد، هر چه قدر سال نگاشته شدن آن کتاب نزدیک تر به وقوع حوادث تاریخی ‏در صدر اسلام باشد، خب قاعدتا کتاب، کتاب معتبرتری هست.‏
‏ کتاب های زیادی هم وجود دارد.‏
‏ همان طور که باهاتون صحبت کردم، این یکی از نقاط قوت برای شناخت اسلام این هست که شما با یک سری تاریخنگاری ‏روبه رو هستید که در باب مسائل تاریخی اسلامی به وضوح صحبت کرده اند و دیگر شما مواجه نیستید با یک سری افسانه و ‏اساطیری که در باب مسیحیت و یا یهودیت صحبت شده و هیچ تاریخ مدونی از آنها وجود ندارد و شما نمیتوانید مراجعه کنید ‏برای شناخت.‏
‏ به عنوان مثال زندگی موسی یا ابراهیم یا عیسی به کتاب های تاریخی تا زندگی آنها را بشناسید.‏
‏ اما در باب محمد و در باب اسلام قاعده به این شکل نیست.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با کتاب های تاریخی که حالا با یک فاصله دویست ساله از صدر اسلام نوشته شده و فرای آن ‏تمامی این عناوین تاریخی که در این کتاب ها گفته می شود دهان به دهان چرخیده.‏
‏ حتی سند این گفتارها هم در خیلی از این کتاب ها گفته شده که من از فلان کس شنیدم و فلان کس از فلان کس که اینها بر ‏میگرده به همون صدر اسلام و از خیلی از انصار و یاران محمد که نقل کردند و یا ائمه و یا دیگر شخصیت هایی که در صدر ‏اسلام وجود داشتند.‏
‏ پس قاعدتا کتاب های تاریخی هم میتونه به شما کمک بکنه.‏
‏ فرای اون در باب کتاب های فقهی هم خب ما یک سری فقهای مطرح داریم در بین اهل سنت که همون مذاهب رو تشکیل ‏دادند، کتاب های اونها قابل دسترس هست.‏
‏ حالا فرای اینکه خیلی از اونها به زبان عربی است و باید یه تسلطی نسبت به زبان عربی داشت اما عناوینی از این کتاب ها به ‏زبان فارسی هم وجود داره که میتونید با مراجعه به اون به نوعی یک دانش بیشتری رو نسبت به اسلام داشته باشید.‏
‏ در بین اهل تشیع هم که خب با توجه به این عناوینی که وجود داره در بین اهل تشیع و این مرجع تقلید و مقلد بودن، خب تا ‏همین امروز هم فقهای بسیاری هستند که خب باورها و برآیند شان نسبت به اسلام را به رشته ی تحریر درآورده اند.‏
‏ این هم می تواند به شما بسیار کمک کند.‏
‏ فرای این ها قوانین هم می تواند راهگشا باشد.‏
‏ برای شناخت قوانین شما چه از طریق تاریخی و اتفاقاتی که در طول تاریخ افتاده و قوانینی که جاری و ساری بوده که در کتاب ‏های تاریخی بیان شده.‏
‏ می توانید به قوانین کشورهای اسلامی که امروز هم وجود دارند مراجعه کنید و به نوعی بدانید که حالا برآیند کلی این اسلام ‏که در نهایت قرار است در سیاست و حکومت و زندگی اجتماعی شکل بگیرد به چه صورت است؟
‏ یعنی شما می توانید با مراجعه به عنوان مثال با قانون جزایی ایران مواجه بشوید که حالا این نهایت این دین قرار است که به ‏عنوان مثال در قانون جزا چه کار بکند؟
‏ حالا این قانون را می شود مقایسه کرد با دیگر کشورها، حالا چه با کشورهای لاییک، چه با دیگر کشورهای اسلامی و یا ‏کشورها با اعتقادات مختلف.‏
‏ این قوانین هم خب قاعدتا اون هسته و مغز اصلی این دین هست دیگه.‏
‏ در نهایت قرار هست که این کار رو انجام بده.‏
‏ پس قاعدتا قانون هم میتونه به شما کمک کنه در این شناخت.‏
‏ ما گفتیم راه های شناخت اسلام چه شکلی هست؟
‏ و گفتیم که باید با این آثار مختلف روبرو بشید تا بتونید به نوعی شناخت بهتری رو نسبت به این دین داشته باشید تا بتونید این ‏دین رو نقد کنید.‏
‏ و ما قرار هست که تو این برنامه همین راه رو پیش بریم.‏
‏ با مطالعه ای که نسبت به این آثار داشتیم حالا قرار هست که با زبان ساده و راحت با شما مطرح بکنیم.‏
‏ اما من می تونم یک معرفی دیگه ای هم در کنار این داشته باشم برای اینکه میشه یک برنامه مجزا گذاشت و به نوعی این آثار ‏رو معرفی کرد.‏
‏ شاید یه همچین کاری بکنم که آثاری که در این عناوین مختلف مثل کتاب های تاریخی، مثل کتاب های فقهی هست.‏
‏ به نوعی با شما مطرح کنم که چه کتاب هایی میشه استفاده کرد تا بهتر شناخت بهتری داشت.‏
‏ اما فرای اون من یک معرفی دیگه ای هم در کنارش با شما مطرح میکنم.‏
‏ اونم کتاب هایی هست که توسط خود من گردآوری شده.‏
‏ در یه کتابی به اسم گواه ظلم من از سه کتاب اصلی آسمانی که در بین ادیان ابراهیمی مرجع هست و همه مومنین به نوعی به ‏اون ها باور دارند یعنی انجیل، تورات و قرآن.‏
‏ سعی کردم اون آیاتی که بیانگر این ظلم خداوندی هست رو گردآوری کنم.‏
‏ جلد سوم گواه ظلم در باب قرآن هست.‏
‏ یعنی آیاتی که نشانه هایی از ظلم در خودش جای داده و به نوعی ما نسبت به اونها نقد داریم.‏
‏ این آیات گرداوری شده.‏
‏ شما میتونید این کتاب رو دریافت کنید و مطالعه کنید این کتاب یک برآیندی نسبت به تمامی ترجمه هایی که وجود داشته ‏رو در خودش جای داده و اون عناوینی که اضافه شده توسط مترجم هم در خیلی از بخش های این کتاب گنجانده نشده.‏
‏ یعنی شما وقتی مطالعه میکنی کتاب های قرآن رو به زبان فارسی خیلی از جاها میبینی که داخل پرانتز یه سری کلمات رو ‏مترجم اضافه کرده که به نوعی خواسته خط و ربط خودش رو در اون آیات معنا گر بشه.‏
‏ اما من سعی کردم که این برآیند های شخصی رو بگیرم از این.‏
‏ این نظریات شخصی و سمت و سو دادن رو جدا بکنم.‏
‏ و این کتاب گواه ظلم و.‏
‏ حالا مثلا جلد سومش که در باب قرآن هست، جلد دومش در باب انجیل هست و جلد اولش هم در باب تورات هست.‏
‏ این ها سعی شده اون کلام رو با صراحت در اونجا بیان کنیم.‏
‏ آن آیاتی که بیانگر این ظلم است، فرای آن کتاب دیگری هست که یک کتاب چهار جلدی است که آن هم گرداوری شده ‏توسط خود من هست به اسم الله جبار الظاهر.‏
‏ این کتاب از آن چهار رویه دیگری که ما درباره‌اش صحبت کردیم و سعی کردیم که اسنادی را جمع آوری کنیم که بیانگر ‏این ظلم ها در دین اسلام هست.‏
‏ جلد اول این کتاب پیرامون تاریخ اسلام هست که من از طبری سعی کردم استفاده بکنم از تاریخ صدر اسلام.‏
‏ از موقعی که محمد به بعثت می رسد تا.‏
‏ فکر می‌کنم تا زمانی که حسن بن علی و معاویه با هم صلح می‌کنند.‏
‏ یعنی توی این برهه تاریخی من سعی کردم نمادها و نشانه هایی که بیانگر این ظلم خداوندی هست و دین اسلام هست را ‏گردآوری بکنم.‏
‏ جلد اول به این شکل هست است.‏
‏ جلد دوم در باب حدیث است و من سعی کردم از کتاب های مرجع حدیث و احادیثی که بیانگر این ظلم است را گردآوری ‏کنم.‏
‏ از همان کتاب های صحاح سته و صحاح اربعه از برخی از این کتاب ها.‏
‏ الان حضور ذهن ندارم که دقیقا از کدام کتاب ها استفاده شده اما شما می توانید از این کتاب هم استفاده کنید.‏
‏ جلد سوم هم در باب فقه هست که من سعی کردم در آن کتاب هم نظریاتی از فقه های مختلف را گردآوری کنم.‏
‏ حالا فرض اینکه این فقه ها، فقه های ابتدایی باشند، من سعی کردم که بیشتر نزدیک به زمان حال ما باشد.‏
‏ یعنی از فقه هایی مثل خمینی یا مثلا مفتی هایی که در عربستان سعودی حضور دارند.‏
‏ از آن ها سعی کردم که به نوعی اسنادی را نشون بدم که بیانگر این ظلم های خداوندی هست.‏
‏ و جلد چهارم هم قوانین مختلف کشورهای اسلامی هست.‏
‏ شما میتونید با مراجعه به کتاب الله جبار زار هم یک چکیده ای از این عناوین و سند ها رو در اختیار داشته باشید تا اسلام رو ‏بهتر بشناسید.‏
‏ فرا اینکه میتونید به خود کتاب ها رجوع بکنید و مطالعه بکنید میتونید از این کتاب هم استفاده کنید.‏
‏ شبیه به کتاب الله جبار زار یا کتاب گواه ظلم.‏
‏ قاعدتا کتاب های دیگری هم وجود داره که دوستان دیگری سعی کردن با گردآوری آیات و نشانه های.‏
‏ حالا در باب های مختلف شاید کسی در باب زنان کتابی رو گردآوری کرده باشه یا در باب مسائل دیگه ای که همواره اسلام ‏باهاشون مشکل داشته و یا نقدهایی نسبت به اسلام در این موضوعات بوده جمع آوری شده و میتونید با مطالعه اونها هم عناوین ‏مختلفی رو بدست بیارید.‏
‏ قاعدتا شما نیاز دارید به باوری که زندگی تون رو تحت شعاع خود قرار داده.‏
‏ دربارش بدونید و باید از همین طرقی که باهاتون صحبت کردم به این دانش لازم برسید تا اعتقادی که دارید جنبه ی تحقیقی ‏داشته باشه.‏
‏ چیزی که بهش معترف هستید رو بشناسید.‏
‏ باید از این راه های مختلف این دانش لازم رو بدست بیارید.‏
‏ خب دوستان این ویژه برنامه ای که ما درباره اش صحبت کردیم در باب شناخت اسلام که این پیشگفتار اون هست و به نوعی ‏آشنا شدن شما هست با این برنامه.‏
‏ شاید در آتی به نوع دیگه ای هم باز دوباره درباره اش صحبت بشه چون موضوع، موضوع مهمی هست.‏
‏ یعنی ما در باب اسلام باید که صحبت بکنیم.‏
‏ اسلام مهم ترین موضوعی هست که زندگی ما رو درگیر خودش کرده.‏
‏ یعنی شما اگر امروز مواجه میشید با بدترین اتفاقات در ایران ریشه ها ریشه های اسلامی هست.‏
‏ یعنی شما اگر مواجه میشید با این حجم از کشتار، غارتگری و دیوانگی و جنون.‏
‏ قاعدتا ریشه های فکری همه و همه تغذیه شده از اسلام هست.‏
‏ پس ما نیاز داریم که در باب اسلام بیشتر صحبت کنیم، اسلام رو بیشتر بشناسیم و بیشتر نقد کنیم، بیشتر در برابرش بایستیم.‏
‏ هر نوع نگاهی که به نوعی نگاه ترقی خواهی باشه در برابرش همواره دشمن بزرگی به اسم اسلام رو داره.‏
‏ یعنی شما هر نوع نگاهی که داشته باشید برای ترقی و پیشرفت به عنوان مثال ایران خودتون قاعدتا اسلامی وجود داره که تا ‏دندان مسلح در برابرش صف آرایی خواهد کرد.‏
‏ پس ما نیاز داریم که در باب اسلام بیشتر و بیشتر صحبت کنیم.‏
‏ این ویژه برنامه قرار هست که طبق معمول برنامه هایی به نام جان، ساده، صریح، رک، بی پرده و بداهه در باب اسلام صحبت ‏بکنه.‏
‏ در باب عناوین مختلف اسلام.‏
‏ اما شاید در آینده ما برنامه ای رو طراحی کنیم که حالا قرار باشه به نوعی با اسناد مختلف تاریخی در باب اسلام صحبت کنیم.‏
‏ به عنوان مثال در باب همون کتاب الله جبارزاده و یا کتاب گواه ظلم برنامه ای رو تدارک ببینیم که در باب اون آیات هر کدوم ‏صحبت بکنن و نقدها رو هم همونجا مطرح بکنم و یا وقایع تاریخی رو مطرح بکنم و در باب اون وقایع بیشتر و بیشتر صحبت ‏بکنم و توضیحات لازم رو بدم.‏
‏ شاید این اتفاقات در آینده بیفته اما در حال حاضر قرار هست که ما در این ویژه برنامه در باب اسلام صحبت بکنیم.‏
‏ در باب موضوعات مختلف اسلام، در باب قوانین اسلام، در باب تاریخ اسلام، در باب احادیث اسلام.‏
‏ اما گفتم موضوع این هستش که در این برنامه قرار هست که یک نگاه اجمالی و موجز داشته باشیم.‏
‏ قرار هست که ما در باب این مسائل مختلف به عنوان مثال در باب تاریخ اسلام ما نمی تونیم که بیاییم و در باب تمام مسائل ‏تاریخی صحبت بکنیم اگر برنامه ای هم در آینده وجود داشته باشه قاعدتا هر برنامه در باب یک واقعه مثلا میشه صحبت کرد.‏
‏ حتی شاید یک اتفاق در یک واقعه تاریخی.‏
‏ اما اینجا سعی میشه که یک نگاه اجمالی داشته باشیم و یه توضیحاتی رو بدیم که بیشتر و بیشتر در بابش بدونیم تا شاید در ‏آینده بشه راحت تر در باب موضوعات صحبت کرد.‏
‏ اما در کنار این قاعدتا در باب مسائل مختلفی صحبت میکنیم.‏
‏ در این ویژه برنامه در باب کارها صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اینکه نگاه اسلام نسبت به کار چی هست، نسبت به زن چی هست، نسبت به همجنس گرایی چی هست؟
‏ این اسلام سیاسی با ما چه کرده؟
‏ در باب توهین به مقدسات صحبت خواهیم کرد.‏
‏ در باب عناوین مختلفی صحبت میکنیم و هر قسمت از این برنامه قرار هست که در باب یک موضوع صحبت بشه.‏
‏ یک موضوع به صورت اجمالی و قاعدتا موجز و اینکه شاید در آینده ما در باب هر کدوم از این مباحثی که صحبت کردیم باز ‏هم صحبت کنیم و یا این بار با سند صحبت بکنیم و یا واقعه های مختلفی رو در بابش صحبت بکنیم.‏
‏ اما در حال حاضر قرار هست که در این برنامه در باب مضامین مختلف اسلامی، موجز، ساده و روان و بداهه صحبت بکنیم.‏
‏ عناوین این قسمت ها در آینده به مرور زمان شما باهاش روبه رو میشید.‏
‏ من توضیح خاصی رو فکر نمیکنم که نیاز باشه دربارشون بدم.‏
‏ اما گفتم در باب موضوعات مختلف هست.‏
‏ یعنی الان عناوینی که در برابر من هست بهشون نگاه میکنم یه چند تایی رو با شما در میون بزارم.‏
‏ مثلا در باب نواندیشی دینی، در باب همین روشنفکری دینی که خیلی هم باب شد در یه چند سالی موضوع مهمی بود در باب ‏اون صحبت خواهیم کرد در باب نگاه اسلام به عنوان مثال به علم، به هنر، به کار، به زن به موضوعات مختلف سعی می کنیم ‏در باب این مسائل در هر برنامه به صورت مجزا صحبت کنیم.‏
‏ در باب برده و کنیز در اسلام.‏
‏ در باب جنگ و جهاد.‏
‏ در باب بهشت و جهنم و.‏
‏ در باب موضوعات مختلفی که همواره ازشون شنیده ایم و به نوعی بخش مهمی از زندگی ما شده.‏
‏ خب دوستان این یه پیشگفتاری بود پیرامون این برنامه و امیدوارم که توضیحات لازم رو باهاتون در میون گذاشته باشم که ‏بدونید در آینده قرار هست که ما در باب چه مسائلی صحبت بکنیم.‏
‏ سعی میکنیم که این برنامه ها بین 10 تا 15 دقیقه باشه و بیشتر از 10 دقیقه نشه و سعی میکنیم که چکیده و موجز باشه تا راحت ‏تر باهاش ارتباط برقرار کنیم.‏
‏ این برنامه ها به صورت هفتگی و متداول منتشر خواهد شد و از این قسمت ابتدایی که پیشگفتار هست قاعدتا قسمت بعدیش ‏هفته بعدی و به همین شکل جلو خواهیم رفت.‏
‏ قسمت های زیادی خواهد داشت و ما سعی میکنیم که در باب مسائل مختلف اسلام صحبت بکنیم.‏
‏ خب دوستان در این انتهای برنامه هم دوست دارم دوباره با شما در میون بزارم.‏
‏ اینکه یک راه و طریقتی رو من آغاز کردم که قاعدتا دوست دارم منجر به یک تغییر بزرگی در بین انسان ها بشه.‏
‏ در بین تک تک انسان ها و یا فرای اون در بین زندگی اجتماعی ما ایرانی ها و یا همه جهان.‏
‏ خب قاعدتا برای اینکه این تغییر بخواد اتفاق بیفته نکته ابتدایی و پله ابتدایی این هستش که انسان های بیشتری با این عناوین و ‏با این مباحث رو به رو بشن و بشنوند.‏
‏ برای این کار شما میتونید در کنار من باشید.‏
‏ شما میتونید با به اشتراک گذاری این آثار با دیگران در این راه در کنار من باشید.‏
‏ وقتی من صحبت از آثار می کنم منظورم خلاصه به برنامه ای به نام جان نمی شود.‏
‏ برنامه ای به نام جان هم یک بخشی از این آثار هست.‏
‏ اما فرای برنامه ای به نام جان.‏
‏ من آرا و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.‏
‏ تمامی این کتاب ها هم به صورت رایگان در وب سایت جهان آرمانی در اختیار شما هست.‏
‏ عناوینی از جمله شعر، داستان، داستان های کوتاه، کتاب های تحقیقی و مقالات.‏
‏ شما می توانید با مراجعه به وب سایت جهان آرمانی به تمامی این عناوین در بخش کتب، در بخش اشعار دسترسی داشته باشید ‏و فرای دریافت و مطالعه خودتان می توانید برای اینکه در کنار من باشید، برای اینکه این راه به جریان بیفتد، برای اینکه ما به ‏یک اتحاد و در کنار هم بودنی برسیم، این آثار را با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ مطمئنا بزرگترین کمک شما به من به اشتراک گذاشتن این صدا با دیگران است. ممنون دوستان.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏