خب دوستان در این برنامه پیشگفتاری که پیرامون شناخت اسلام با هم صحبت کردیم من باهاتون چند موضوع رو مطرح کردم ‏که میشه اسلام رو باهاشون شناخت.‏
‏ یکی از این موضوعات هم حدیث بود.‏
‏ یکی از راه هایی که ما رو میتونه به شناخت بهتر اسلام برسونه خب قاعدتا حدیث هم یکی از این عناوین محکم و قدرتمند در ‏بین مسلمون ها هست.‏
‏ در ابتدای امر هم بهتر هست که ما در باب اینکه اصلا حدیث چیست یه صحبتی با هم داشته باشیم.‏
‏ حدیث رو به مجموعه روایاتی میگن که از یکی از این بزرگان دین بیان شده باشه.‏
‏ حالا بین اهل سنت این بزرگ دین عموما برمیگرده به محمد پیامبر اسلام محمد ابن عبد الله.‏
‏ یعنی این احادیث غالبا از زبان محمد بیان میشه.‏
‏ اینکه محمد در باب موضوعات مختلف چه نظری داشت و چه صحبت هایی داشت.‏
‏ حالا اینکه اهل سنت محمد رو به نوعی معصوم قلمداد نمیکنند و اون رو هم بنده خداوند میدونند باعث میشه که این احادیث ‏جنبه همتای قرآن نداشته باشد اما خوب قاعدتا با ارزش است یعنی یکی از راه هاییست که بهش اتکا میکنن.‏
‏ پس ما حدیث رو کلامی می دونیم که از زبان محمد روایت شده باشه.‏
‏ حالا در بین اهل سنت در بین شیعیان هم هم محمد هست و هم دیگر ائمه و معصومین.‏
‏ که حالا شیعیان بهشون معتقدن.‏
‏ حالا که چهارده معصوم یعنی در نظر بگیرید بهتر و کامل تر هست.‏
‏ یعنی اون ائمه ای که همه می شناسند از امام علی شیعیان در نظر بگیرید تا امام زمانی که.‏
‏ باورمند به غیابش هستند.‏
‏ پس این کلام هایی که این سخنانی که راوی اون و بیانگر اون یکی از این افراد باشند رو حدیث می دونه.‏
‏ دانیم این احادیث اصولا سینه به سینه نقل شده.‏
‏ یعنی غالب این احادیث رو به این شکل می گن که به عنوان مثال حسن به قاسم مثلا نمی دونم قاسم به رضا گفت که اون رضا ‏از مثلا حضرت محمد شنیده بود.‏
‏ یعنی یک سندی رو هم در کنار این احادیث همواره ذکر می کنند.‏
‏ این راویان حدیث که من از کی شنیدم و اون آدم از کی شنیده بود تا این آدم ها به هم وصل بشن تا در نهایت برسند به اون ‏شخصیتی که در ابتدای امر اون حدیث رو ذکر کرده بوده.‏
‏ یعنی مثلا می خوام یه حدیثی رو از محمد بگن میگن که فلان شخصیت حسن آقای مثلا بوده که از آقای مثلا نادر شنیده، نادر ‏از قاسم شنیده و ابن قاسم از.‏
‏ به عنوان مثال عایشه همسر پیامبر شنیده که عایشه هم از خود محمد شنیده.‏
‏ و این سند همواره در کنار این حدیث نقل می شود و این حدیث ها را ما به دو دسته می شناسیم یکی حدیث های صحیح است ‏و یکی حدیث های غلط و اشتباه است.‏
‏ حالا به این هم داره که ما خیلی نمی خوایم وارد این تکنیک ها بشیم چون قرار نیست که ما اینجا درس مذهبی بدهیم.‏
‏ قرار است که بشناسیم این احادیث چی هستند.‏
‏ این که حدیث های صحیح به چه شکلی راستی آزمایی می شوند؟
‏ این که کسانی که ناقلین این حدیث بودند باید یک سری شرایط داشته باشند، مسلمان باشند، عادل باشند و یه همچین شرایطی ‏رو داشته باشند تا در نهایت این احادیث به احادیث صحیح منجر بشود.‏
‏ یعنی اولا که باید این ها وجود داشته باشند، حضور داشته باشند، یک شخصیت تاریخی باشند در عین حال باید انسان هایی ‏باشند که کذاب و دروغگو نباشند، مسلمان باشند، باورمند باشند، دشمن اسلام نباشند و عناوینی از این دست باعث می شود که ‏آن حدیث به عنوان حدیث صحیح و یا حدیثی که اشتباه و غلط است قلمداد شود.‏
‏ پس ما در مجموع فهمیدیم که حدیث چگونه و چه شکلی هست.‏
‏ اما این حدیث چه کارایی داره؟
‏ خب این حدیث نه همتای قرآن ولی شاید با درجه ای تفاوت در بین مسلمان ها دارای ارزش و اعتبار هست.‏
‏ حالا چه حتی اون اهل تسنن که قائل به معصومیت محمد هم نیستند باز هم این احادیث براشون دارای اعتبار و ارزش است.‏
‏ چرا که این رو کلام و پیام محمد میدونن.‏
‏ پیامبر خودشون میدونن و به نوعی با این احادیثی که از این پیامبر ذکر می کنند راه و چاه هایی رو به دست میارن و در نهایت ‏قرار هست که اون مجتهدین و فقهایی که در این ادیان وجود دارند.‏
‏ راهکارها را با استفاده از همین احادیث و سیره نبوی و تاریخ اسلام و قرآن و سنخیت این ها با هم و نزدیکی این ها با هم به ‏عنوان متر و میزانی که قرآن را قرار می دهند و تا چه اندازه این احادیث با آن همپوشانی دارد و در نهایت مثلا آنها را به یک ‏حکمی، به یک اجتهادی، به یک راهی، به یک قانونی برسانند.‏
‏ پس از این احادیث برای اهداف مذهبی به شدت استفاده می شود.‏
‏ یعنی خیلی از احکامی را که شما در اسلام با آن مواجه هستید، خیلی از اینها ریشه های حدیثی دارد یعنی از یک حدیث ‏مشخصی به یک همچین نتایجی رسیده.‏
‏ فرای آن در زندگی هایشان هم می بینید که به کرات از این استفاده می کنند.‏
‏ در باب موضوعات اخلاقی، در باب موضوعات اجتماعی، در باب رفتارهایشان با دیگران، در باب موضوعات فرهنگی همواره از ‏این احادیث استفاده شده و آن چارچوب های اسلامی شاید حتی بشه گفت که بیشتر از قرآن بر پایه احادیث شکل گرفته چرا ‏که قرآن یک مجموعه کوچکی است از این موضوعات.‏
‏ اما در احادیث بیشماری که وجود داره شما مواجه میشید با یک دریای بیکرانی از این موضوعات که خب برای موضوعات ‏کوچکتر هم راهکار داره.‏
‏ و یا نزدیک تر به موضوعات کوچک است.‏
‏ یعنی شما موضوعات عینی که امروز در جهان پیرامون خودتون می بینید.‏
‏ خب خیلی از این ها در جهان اون برهه از تاریخ اسلام و صدر اسلام معنایی نداشته.‏
‏ اما سعی میکنم با یک جور نزدیک کردن و همپوشانی به یک نتیجه مشخصی برسم.‏
‏ یعنی اگر قرار هست که در باب به عنوان مثال رانندگی زنان مثلا صحبت بکنند که در عربستان سالیان سال این کار حرام بوده ‏و قانونی نبوده، خب این رو با یک موضوعی نزدیک به اون همپوشانی میدند.‏
‏ یعنی مثلا سوار حیوانات شدن.‏
‏ مثلا زنان در اون دوره از تاریخ.‏
‏ حالا یک سری المان های رو در کنار هم می ذارن تا به یک اتحادی برسن.‏
‏ یکی از اون ها حدیث است.‏
‏ چه احادیثی در این موضوع وجود داره؟
‏ پیامبر چه حرف هایی رو در این باب زده؟
‏ حالا این احادیث تا چه اندازه صحیح و درست هستند؟
‏ و بعد این ها را در کنار واقعه های تاریخی و سیره نبوی می ذارن و در نهایت به یک موضوع مشخص می رسیم.‏
‏ پس ما فهمیدیم که حدیث چیست و در کنار این حدیث به چه دردی می خوره.‏
‏ یعنی در بین مسلمون ها از اون برای چه کارهایی استفاده میشه؟
‏ قاعدتا برای اعتقادات مذهبیشون استفاده می کنن و برای رسیدن به قوانین و قواعد و اجتهاد هایی که انجام میدن.‏
‏ اما فرای ما باید مهم ترین کتاب های حدیثی رو هم دربارش صحبت کوتاهی بکنیم.‏
‏ این که چه کتاب هایی در بین مذاهب مختلفه اسلامی دارای ارزش و اعتبار است که از این کتاب ها بیشتر از کتاب های دیگر.‏
‏ استفاده می کنند.‏
‏ در این نگاه های مذهبی برای اجتهاد کردن، برای قانونگذاری و برای.‏
‏ عناوینی از این دست.‏
‏ در بین اهل سنت ما صحاح سته ای داریم.‏
‏ شش کتاب صحیحی که اهل سنت به آن باور دارند که این کتاب ها مملو از احادیث صحیح و درست است.‏
‏ اعتقاد دارند که در بین صحیح بخاری و صحیح مسلم که دو کتاب اصلی اهل سنت در زمینه حدیث است، هیچ حدیث غلطی ‏وارد نشده و این ها صحیح بخاری و صحیح مسلم هستند.‏
‏ یعنی تمامی این احادیث، احادیث صحیح هستند که از نظر سند هم مورد انطباق قرار گرفته اند و روش تحقیق شده و از نظر ‏سندی مشکلی ندارن.‏
‏ خب اینها رو به عنوان صحیح بخاری و صحیح مسلم میشناسیم.‏
‏ حالا هر چند که برخی هم به اون ها هم ایراداتی گرفته اند اما موضوع مهم ما نیست و ما در باب غالب این ها داریم صحبت ‏میکنیم.‏
‏ پس در بین اهل سنت شش کتاب حدیثی صحیح وجود داره که بهش به نوعی ارجاع داده میشن.‏
‏ یکی صحیح بخاری هست یکی صحیح مسلم که خب قاعدتا معروف ترین ها هست، صحیح ترین ها هست، قابل وثوق ترین ‏ها هست و بیشتر این مکاتب مذهبی حالا اجتهاد هاشون قوانینشون رو از این کتاب ها میگیرن.‏
‏ به جز اون سنن ابی داوود هست، سنن ابی داوود هست، سنن ابن ماجه هست، سنن ترمذی هست و سنن نسائی.‏
‏ این شش کتاب، شش کتاب اصلی اهل سنت است که صحیح بخاری و صحیح مسلم رو گفتم که بیش تر و بیش تر مد ‏نظرشون هست.‏
‏ اما در مذهب شیعه هم چهار کتاب هست که به عنوان کتاب های منبع و مرجع حساب میشه و حالا اهل تشیع هم به نوعی به ‏صحیح بودن این احادیث باور دارند.‏
‏ یک کتاب کافی هست.‏
‏ ملا یزره فقیه هست.‏
‏ تهذیب الاحکام هست و استبصار و فیما اختلاف هم الاخبار هست و این چهار کتاب هم نزد شیعیان کتاب های اصلیه حدیثی ‏به حساب میاد.‏
‏ اینکه تا چه اندازه در بین این کتاب ها.‏
‏ حدیث صحیح وجود داره و حدیث اشتباه وجود داره هم مورد اختلاف است و گفتم این ها یک ضوابطی دارند برای اینکه ‏یک حدیثی رو صحیح بدونن و یا اشتباه بدونن که بر میگرده به راویان این احادیث.‏
‏ اینکه این ها تا چه اندازه راویان اصلا وجود داشته اند، این که مسلمان بودند، این که کاذب بودند، این که صادق بودند و ‏عناوینی از این دست باعث می شود که حالا یک حدیثی را صحیح بدانند و یا غلط بدانند.‏
‏ اما این ده کتابی که در بین اهل سنت و تشیع دربارش صحبت شد، جزء صحیح ترین این کتاب ها هستند که متفق القول حالا ‏مسلمانان و مومنان به این دو مذهب به این کتاب ها باور دارند.‏
‏ پس این کتاب ها مهم است.‏
‏ اما این که ارزش این کتاب ها تا چه اندازه هستند من برایتان توضیح مختصری دادم اما باید در همین حد بگم که ببینید شما با ‏یک کتاب قرآنی مواجه هستید که سیصد و خورده ای صفحه است.‏
‏ خب این کتاب قاعدتا قدرت این رو نداره که در باب تمام موضوعات صحبت بکنه و من بهتون گفتم که برای فقها و اصولا ‏این مکتب فکری اسلامی چندین راه و طریقت وجود دارد تا به یک اجتهادی برسند و یک موضوعی را تبدیل به حرام و حلال ‏بکنند.‏
‏ یک چیزی را تبدیل به قانون و قاعده بکنند.‏
‏ یکی از این بنیان های قدرتمند شاید بعد از قرآن مطمئنا حدیث است.‏
‏ یعنی تاریخ و سیره نبوی یکی از این ارکان هست.‏
‏ و قاعدتا حدیث هم یکی از این ارکان هست.‏
‏ شاید با یک درجه اختلاف بعد از قرآن این احادیث هست که میداندار هستند.‏
‏ حالا کسانی که مورد وثوق این باورها هستند، به ویژه محمد به عنوان پیام آور این دین در باب موضوعات مختلف هم صحبت ‏کرده و نظر داده.‏
‏ یعنی شما در باب مثلا خیلی از موضوعات جزئی که امروز می بینید بر پایه یک سری از احادیث به یک سری از قوانین رسیده ‏اند.‏
‏ پس این ارزش بسیاری دارد.‏
‏ در این احادیث راویان بی شماری هم داره.‏
‏ اما یکی از بزرگترین راویان این احادیث خوب، همسر پیغمبر هست.‏
‏ یعنی شما با عایشه ای روبرو میشید که بیشترین راوی احادیث از محمد هست.‏
‏ خب قاعده ی منطقیش هم همین هست دیگه.‏
‏ یعنی شما با یک همسری رو به رو هستید که سوگولی محمد به حساب میاد؟
‏ محمد از همه ی همسرانش نسبت به او علاقه بیشتری داره.‏
‏ زمان بیشتری رو با اون میگذرونه و اون بیشتر صحبت میکنه.‏
‏ خب قاعدتا اون احادیثی که قرار هست از محمد هم بیان بشه توسط همون همسر محبوبش هم بیان میشه که در بین اهل سنت ‏هم شما مواجه میشید با احادیث بیشماری که از عایشه نقل شده و راوی این احادیث عایشه بوده.‏
‏ حالا این در بین شیعیان اختلاف هست و اونها حدیثی رو از عایشه نقل نمی کنند چرا که عایشه جنگید در برابر علی و این ‏اختلافی که بین شیعه و سنی وجود دارد یکی از پایه های قدرتمند همین جنگ بین علی و عایشه است.‏
‏ پس ما با یک راویانی هم روبه رو هستیم که اینها راویان این احادیث هستند.‏
‏ کسانی که به محمد نزدیک بودند، از انصار بودند، از یاران پیغمبر بودند، از اصحاب پیغمبر بودند و اینها همواره همراهش ‏بودند و این صحبت ها را نقل کردند و اینها یک راهکاری دارد برای مسلمان ها، برای قانونگذاری هایشان و برای اجتهاد ‏هایشان در باب موضوعات مختلف دنیا.‏
‏ این احادیث هم موضوعات مختلفی دارد یعنی شما با بعضی از این کتاب ها روبه رو می شوید که در باب موضوعات مختلف ‏مثل ایمان، مثل بهشت و جهنم.‏
‏ حالا احادیث مختلفی را روایت کرده و با کتاب هایی روبرو میشید که احادیث بیشمار و بسیاری داره که در باب موضوعات ‏مختلف صحبت شده.‏
‏ یعنی از موضوعات قانونی صحبت شده تا موضوعات خیلی جزئی زندگی شخصی.‏
‏ عناوین مختلفی هست که برای هر کدوم هم استناد می کنن بهش و ازش استفاده می کنن.‏
‏ یعنی در جایی که آیه قرآنی وجود نداره از این احادیث صحیح استفاده میکنن.‏
‏ برای اینکه یک معنی رو بقبولانند و مسلمون ها رو به نوعی باورمند به اون باور و اون ارزش بکنند.‏
‏ نمونه های بیشماری هست از این احادیث و احادیثی که گفتم دیگه.‏
‏ یعنی ما داریم در باب ده کتابی صحبت میکنیم که کتاب های قطور و بزرگی هم هستند.‏
‏ حالا کافیه اصول کافی رو شما در نظر بگیرید که جزء جز چهار کتاب مهم حدیثی اهل تشیع هست.‏
‏ اما مثلا یکی از کتاب ها هم کتاب مجلسی هست. مجلسی.‏
‏ تعداد جلد خیلی غیر طبیعی بالایی داره.‏
‏ فکر کنم بالای 100 جلد هست.‏
‏ شما با 100 جلد کتاب حدیثی روبه رو هستید.‏
‏ پس قاعدتا در بین این احادیث احادیث بیشماری پیدا میکنید که حالا چه بی معناست چه پر از مفاهیم خشونتبار و وحشیانه ‏است.‏
‏ چه نمیدونم پر از تناقض.‏
‏ و هزاران معانی دیگه.‏
‏ اما خوب قاعدتا اگر بخواهید در باب این مسائل صحبت کنید باید از همون کتاب های مهم و ارزشمندشون صحبت بکنید که ‏برای خودشون دارای اعتبار و ارزش و مقام هست که بتونید از اونها استناد بکنید برای این موضوعات.‏
‏ در این راستا می‌توانید به کتاب الله جبار زار هم مراجعه کنید.‏
‏ در جلد دوم این کتاب این احادیث گردآوری شده از چند کتاب مهم کتاب هایی که توی همین ده کتاب ها نام بردم، سعی ‏شده که نمونه هایی بیان بشه.‏
‏ یعنی حدیث های صحیح که خب مسلمانان و باورمندان به این مذاهب به آن معترف هستند و در اینها عناوینی از ظلم های ‏خداوندی و این نگاه مسموم و دیوانه وار بیان شده.‏
‏ شما می تونید با مراجعه به اون کتاب هم از این احادیث استفاده بکنید و مطالعه بکنید.‏
‏ فراوان به خود این کتاب ها هم می تونید مراجعه کنید.‏
‏ البته کتاب هایی که برای اهل سنت هست نسخه های فارسیش کمتر موجود هست و باید با همون کتاب ها با زبان عربی ‏مراجعه بشه.‏
‏ اما نمونه هایی از همان صحیح بخاری و صحیح مسلم هم به صورت فارسی ترجمه شده و می توانید به آنها هم رجوع کنید که ‏راه حل بسیار درست و کاملی است برای شناخت بهتر اسلام.‏
‏ و این حدیث ها هم مطمئنا می تواند راهگشا باشد چرا که راه زندگی مسلمان ها رو همین احادیث هم ساخته.‏
‏ ما در این قسمت نمی خواهیم نمونه هایی را از این احادیث بیاوریم.‏
‏ شاید باز در برنامه ای مجزا سعی کردیم در باب این احادیث به صورت موردی یا چند مورد در یک موضوع خاص صحبت ‏کنیم که اونجا میشه نمونه آورد و صفحه و آدرس داد تا هم دوستان بروند و مطالعه کنند هم در باره اش نظر بدیم، صحبت ‏کنیم، بدونیم که چه نتایجی رو به بار آورده، چگونه گفته شده، در چه تاریخی و توسط چه راویانی؟
‏ شانش به نوعی چه شکلی بوده؟
‏ برای چه اتفاق این گفته شده و در نهایت چه برآیند و چه نتیجه ای داشت.‏
‏ شاید در برنامه ای مجزا در باب این موضوع هم صحبت کردیم اما در این برنامه خاص قرار است که یک کلیاتی در باب ‏حدیث گفته بشود تا باز در آینده ما در باب این اصل و اصالت چیزهایی بدانیم.‏
‏ اما قاعدتا نمونه های بیشماری هست.‏
‏ یعنی شما از سنگسار در احادیث می توانید پیدا بکنید که صحبت های بسیاری از زبان محمد و دیگران گفته شده تا برده داری ‏و رفتار با کنیز ها این رسوم وحشیانه و وحشی خویان تا جنگ و جهاد و حکم های اسلامی و قوانین وحشتناک اسلامی تا ‏کارهایی که محمد در قبال دیگران کرده که به شکل حدیث روایت شده، حالا چه اینکه از آن خاطرات صحبت کرده و چه ‏این که در باب آن خاطرات کسی از او سئوال کرده.‏
‏ شما مواجه می شوید با رفتارهای وحشیانه ای که با مخالفینش انجام داده در همان صحیح بخاری یا صحیح مسلم بود.‏
‏ فکر می کنم که در باره دو تن از این کافرانی که در برابر.‏
‏ محمد بودند صحبت می کرد و یا کثیر کسانی که دزدی کرده بودند که چگونه آنها را به بدترین شکل شکنجه داد و کشت و ‏اینکه آنها را زنده زنده در آفتاب رها کرد تا حیوانات و حشرات آنها را بکشند و بخورند و این شرایط وحشتناک و دهشتناکی ‏را بوجود آورد.‏
‏ احادیث بیشماری هست در راستای این ظلمت های بی پایان که می توانید به هر کدام مراجعه بکنید و مطالعه بکنید.‏
‏ در باب تمامی موضوعات هم هست.‏
‏ یعنی شما از بهشت و جهنم می توانید احادیث بیشماری رو باهاش مواجه بشید که به بدترین شکل داره ترسیم می کنه.‏
‏ این جهنم خون خوارانه و این عقوبت وحشتناک و این انتقام طلبی و خون خوارگی.‏
‏ خداوند رو تو آیاتی که تا احادیثی که پیرامون احکام وحشیانه ی خداوندی هست در باب اعدام و قصاص و سنگسار و بریدن ‏دست و پا و الی آخر هست تا در باب رفتارهایی که در قبال مخالفین، معترضین، مشرکان و کافران انجام شده تا جنگ ها و ‏جهاد هایی که انجام شده تا قوانینی که در جنگ ها و جهاد ها به پیش رفته و احادیثی که در باب بردگان و کنیزان به وحشیانه ‏ترین شکل ممکن صحبت میشه، در باب موضوعاتی لخت و عور صحبت میشه که واقعا شنیدنش هم منزجر کننده است.‏
‏ و احادیث بیشماری که در این راستا و در این ظلمت راه گذاشته.‏
‏ شاید در آینده در باب این مضامین هم صحبت کردیم و نمونه هایی رو هم بیان کردیم.‏
‏ اما در این برنامه در همین حد باید بدونید که در این راستا میشه به این کتاب ها رجوع کرد و با موضوعاتی منزجر کننده هم ‏روبرو شد.‏
‏ اما ارزش این احادیث در زندگی.‏
‏ اسلامی خیلی بالاست.‏
‏ یعنی فرای اینکه ما با قانون های بیشماری روبه رو میشیم که مأخذ و ریشه ی خودشون رو از این احادیث اسلامی گرفته اند.‏
‏ فرای اجتهاد های مختلفی که از طرف فقها روبه رو میشیم که مرکز و بنیان شون رو از همین احادیث اسلامی گرفته اند، شما ‏مواجه میشید با روش و منش زندگی که از همین احادیث به پیش رفته.‏
‏ یعنی شما یک جور سیره نبوی رو می بینید دیگه شما احادیثی رو می بینید از پیامبر که در باب موضوعات مختلفی صحبت ‏میکنه و به مردم راهکار میده.‏
‏ یعنی به عنوان مثال رفتار مردم در قبال بردگان و کنیزان و این نگاه وحشیانه و مستدام پیرامون حفظ این نظام و این ارزش بیمار ‏برده داری در این احادیث بیشمار است.‏
‏ پس یک زندگی و یک نوع روش زندگی را هم به مردم و به مسلمان ها خورانده.‏
‏ شما با احادیثی روبه رو میشید که مدام براتون تکرار میشه برای اینکه در زندگی فلان کار رو انجام بدید.‏
‏ و این برآیند کلی که شما امروز می بینید از همین گفته ها و این صحبت هاست.‏
‏ خیلی از این ریشه های رفتاری ای که شما میبینید و احساس میکنید که شاید در قرآن گفته نشده در احادیث به کرات گفته ‏شده.‏
‏ من یک نمونه ای رو هم در فکر کنم قسمت قرآن زدم و گفتم که به عنوان مثال پیرامون سنگسار در قرآن به صورت مستقیم ‏صحبتی گفته نشده.‏
‏ برعکس چیزی که در باب قطع عضو دست ها گفته شده و این که باید شما دست دزد رو ببرید که این به صراحت در قرآن ‏آیه ای دربارش اومده.‏
‏ اما در باب سنگسار به عنوان مثال صحبتی به میان نیامده.‏
‏ اما وقتی شما با احادیث رو به رو می‌شوید مواجه می‌شوید با احادیث بیشماری که حالا چه در باب ستایش، رجم و سنگسار ‏توسط محمد هست، چه بر پایه انجام این رفتار توسط محمد و یارانش هست و حالا این ها هستند که مهر تصدیقی نسبت به این ‏اعمال وحشیانه می‌زنند و ما با اسلامی روبه رو هستیم که همه چیز خودش را از قرآن نمی‌گیرد.‏
‏ مآخذ بیشمار دیگری هم دارد که آن را سیراب می‌کنند.‏
‏ یک سرچشمه خالصی نداره که قرآن باشه و تمامی این رودها از قرآن جاری بشند.‏
‏ شما در کنار قرآن با احادیث بیشماری هم روبه رو هستید که خط مشی و خط فکری میدند، قوانین رو می سازند، راه ها رو به ‏پیش می برند.‏
‏ پس این ارزش احادیث بسیار بالاست.‏
‏ در بین مسلمان ها روش و منش زندگی اون ها رو مشخص می کنه.‏
‏ فرای اون میشه به این تعداد بی شمار احادیث هم فکر کرد.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با این احادیث من بهتون گفتم مثلا به عنوان مثال مجلسی بالای 300 جلد کتاب داره.‏
‏ کتاب حدیثی داره تا کتاب روایی داره که در باب این احادیث هست.‏
‏ کتاب هایی که بالای 100 جلد به عنوان مثال همین کتاب مجلسی 100 جلد کتاب حدیثی است.‏
‏ یعنی شما تصور کنید که چند حدیث رو در خود جای داد.‏
‏ یا کتاب هایی که مثلا همین کتاب های ششگانه ای که بین اهل سنت معقول هست، کتاب های صحیحی که بهش جنبه صحیح ‏بودن هم میدن.‏
‏ خوب این ها چه تعدادی داره؟
‏ این ها رو جمع و ضرب کنید با اون چهار کتاب اصلی که اهل تشیع قبول دارند.‏
‏ در کنارش کتاب های بی شمار دیگری که وجود دارد و من یک نمونه اش را به عنوان مثال مجلسی با آن تعداد جلدهای بی ‏شمارش مثال زدم.‏
‏ همه این کتاب ها را اگر در کنار هم بگذارید و این احادیث را بنویسید و به این تعداد بی شمار از احادیث برسید، واقعا فکرتان ‏هم منقلب می شود که چگونه ممکن است این تعداد حدیث وجود داشته باشد؟
‏ یعنی اگر ما محمد را در نظر بگیریم که در طول تمام زندگی در طول تمام ساعات نشسته یک گوشه و حرف می زده و یک ‏تعدادی احادیث را می نوشتند، باز هم به این تعداد نمی رسیم.‏
‏ این که مدام در حال صحبت بودن بوده و یک عده ای فقط و فقط این ها را می نوشتند تا از دل آن یک احادیثی را به وجود ‏بیاورند.‏
‏ یا تک تک این حرف ها فقط و فقط حدیث بوده که او به زبان می آورده و کسانی هم این ها رو می نوشتند.‏
‏ اگر حتی فرض را بر این هم بگذاریم باز هم به این تعداد ماورایی نخواهیم رسید و این واقعا ما را به فکر فرو می برد.‏
‏ اما همان طور که در برنامه های پیش تر هم صحبت کردم، ما در این برنامه ها قصد نداریم که در باب انکار وجودیت اسلام و یا ‏خدا صحبت کنیم چرا که در جهان واقعی ما وجود دارد، داعش هم وجود دارد، طالبان هم وجود دارد، جمهوری اسلامی هم ‏وجود دارد.‏
‏ تمامی این باورها قدرتمند وجود دارند و اسلام وجود دارد.‏
‏ خدا در بین مردم وجود دارد و ما در باب واقعیات باید صحبت بکنیم.‏
‏ باید این واقعیات رو تغییر بدیم و قاعدتا هیچ راهی نداریم مگر اینکه در برابر این واقعیاتی که در برابرمان به زشت ترین شکل ‏ممکن ظهور کرده و زندگی ما رو تحت شعاع قرار داده، بایستیم و بجنگیم.‏
‏ در برابر این نگاه های بیمارگونه و وحشیانه بایستیم و پرچم مخالفت خودمون رو علم کنیم.‏
‏ پس ما قرار نیست با بیان کردن این موضوعات در باب رفع و رد خدا صحبت بکنیم یا نفی اسلام بکنیم.‏
‏ ما قرار هست که اسلام رو نشون بدیم.‏
‏ اسلام رو بشناسیم تا چه اون هایی که قرار هست به آن معترف و معتقد باشند با این جنبه های نهان اسلام هم روبه رو بشوند و ‏چه آن هایی که در برابرش هستند، همصدا و یکصدا فریاد خودشان را بلند بکنند.‏
‏ برای این که این نگاه مسموم و دیوانه وار و کم رنگ بکند، دست تحمیل و زور آن را بردارند.‏
‏ دست آزار این نگاه رو از سر جهان کم بکند.‏
‏ پس ما قرار هست که در برابر این زور و جبر و ظلم بایستیم.‏
‏ ما قرار هست که با صحبت های خودمان پرچم مخالفت را در برابر این تحمیل و آزار به دست بگیریم.‏
‏ ما قرار هست که با نگاه به آزادی و آزار نرساندن به دیگران این مسیر و طریقت را هموار کنیم.‏
‏ خب فراز این چیزهایی که گفتم در کنارش یک موضوع دیگری رو هم میشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ این حدیث های شیعی که وجود داره هم موضوع قابل بحثی هست.‏
‏ خب احادیثی که در باب اهل سنت هست خیلی نزدیک از تاریخشون به اتفاقات و ماوقع افتاده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با کتاب های حدیثی و روایی که در بین اهل سنت قدرتمند و مستحکم هست که تاریخ نظری و ‏نزدیکی داره نسبت به اتفاقاتی که در اون سال ها افتاده.‏
‏ اما وقتی با این احادیث در بین شیعیان روبرو میشید میبینید که فاصله بسیار زیادی هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با یک اتفاقی به اسم اتفاقی که انقلاب صفویان در ایران شکل داد و این حکومت و این خاندان صفویان ‏قدرتمند شد.‏
‏ در ایران و شیعه گری به نوعی قدرت اول هم از نظر سیاسی و هم از نظر مذهبی رو در ایران به دست گرفت.‏
‏ از اون تاریخ هست که شما روبرو میشید با این قدرت نقل و روایت حدیث.‏
‏ یعنی شما با این کتاب های حدیثی در این تاریخ روبه رو می شوید و بعد تعداد بی شمار و سرسام آوری هست.‏
‏ یعنی نسبت به اهل تسنن خیلی بیشتر هست و خیلی راحت هم می بینید که اینها به سادگی از این احادیث برای خودشان ‏استفاده می کنند.‏
‏ به راحتی نقل به مطلوب خودشان می کنند.‏
‏ یعنی بلافاصله در باب هر موضوعی که صحبت می کنید حدیثی دارند تا از آستین در بیاورند و درباره اش صحبت کنند.‏
‏ به دلیل تعداد بی شمار این احادیث که در این تاریخ صفویان شکل گرفت و تاریخ صفویان که سالیان سال با صدر اسلام و ‏زندگی آن افرادی که ازشان روایت می شود فاصله داشته و به نوعی کارخانه حدیث سازی شکل گرفته برای استفاده کردن از ‏منابع و عناوینی که نیازمند آن بودند یعنی اگر در باب یک موضوعی احساس می‌کردند که نیاز هست که حدیث وجود داشته ‏باشد، حالا می‌توانستند در این کارخانه خودشان به تولید حدیث بپردازند و این را در این سالیان دراز و مدید ما همواره داریم ‏می‌بینیم.‏
‏ اما گفتم هدف این برنامه این نیست که ما بخواهیم نفی بکنیم، حتی وجود شیعی و شیعی گری را.‏
‏ چیزی که امروز وجود دارد در ایران ما همین شیعه و شیعی گری هست و اینکه آیا در حقیقت و واقعیت این باور وجود دارد یا ‏ندارد، موضوع قابل بحث ما نیست.‏
‏ امروز در واقعیت دنیای ما وجود دارد و قدرتمند است و ما باید در برابر آن ایستادگی بکنیم.‏
‏ اما موضوعاتی بود که هم تفکر به این تعداد بالای حدیث ها در بین هر دو قشر چه اهل تسنن و چه اهل تشیع و اینکه تا چه حد ‏می‌تواند واقعی باشد و هم در کنار آن.‏
‏ این کارخانه حدیث سازی که از بعد از صفویان شکل گرفت و قدرتمند شد و تعداد بی شماری حدیث را همواره تولید کرد و ‏برای مطلوب هایی که در اختیار این شیوخ بود، همواره محتوای تازه ای را تولید کرد.‏
‏ موضوعاتی هست که قاعدتا وقتی به معقوله حدیث می رسیم فکر ما را درگیر می کند.‏
‏ قاعدتا موضوعات بیشماری هست.‏
‏ حدیث های بیشماری هست که ما می توانیم درباره اش صحبت بکنیم و این باور های بیمارگونه و ترویج این نگاه وحشتناک ‏و وحشیانه را هم در آنها بجوییم.‏
‏ اما قرار نیست که توی این برنامه به این سمت و سو برود.‏
‏ شاید در آتی در باب این موضوع هم برنامه ای داشتیم.‏
‏ در این برنامه مشخص ما سعی کردیم در باب حدیث و تاریخچه پیدایش آن و ارزش و اعتباری که دارد بیشتر صحبت بکنیم ‏تا یک راهکاری باشد برای برنامه های آتی و آینده.‏
‏ من در همان ابتدا و در پیشگفتار هم گفتم که در قسمت های آتی که ما قرار هست در باب اسلام صحبت بکنیم، راهکارهای ‏شناختمان مشخص است.‏
‏ تاریخ اسلام هست، قرآن هست، حدیث هست، فقه هست.‏
‏ این عناوین در کنار هم ما رو به این نقد میرسونه و در قسمت های آتی شما مواجه میشید با عناوینی که قرار نیست من تک ‏تک مأخذ ها را به شما بگم.‏
‏ مأخذ ها همین عناوینی هست که در این قسمت های ابتدایی گفته شد و در آتیه ما مواجه میشیم با صحبت هایی که در باب این ‏مسائل گفته میشه بدون اینکه مأخذی بخواد براشون بیان بشه.‏
‏ شاید در آتی در باب این مأخذ ها هم بیشتر صحبت بشه.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم باز هم باهاتون به اشتراک بگذارم که آثار من در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما هست.‏
‏ کتاب هایی که در باب باورهای من نوشته شده و به دست من نوشته شده و به رشته ی تحریر دراومده.‏
‏ شما میتونید این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و برای کمک و در کنار من بودن هم میتونید این آثار رو با دیگران به ‏اشتراک بگذارید.‏
‏ حالا چه کتاب ها و چه همین برنامه ای به نام جان.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏