سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان است.‏
‏ با شما هستم.‏
‏ این قسمت اول از ویژه برنامه مسخ انسان هست و ما قراره توی این قسمت در باب رسانه ها با هم صحبت کنیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب تسخیر کردن انسان ها صحبت بکنیم و عواملی که در جهان ‏مدرن امروزی وجود دارند و به واسطه اون ها به انسان ها تسخیر شدن، تسلیم شدن، مورد استثمار قرار گرفتن، ارزش های تازه ‏ای در دلشون گنجونده شده که خب قاعدتا به واسطه نگاه هایی است که از طرف حکومت ها شکل میگیره.‏
‏ یعنی حکومت ها و کسانی که حالا این قدرت رو در اختیار دارند به وسیله یک سری از عوامل انسان ها رو به تسخیر خودشان ‏در میارن.‏
‏ خیلی قرار نیست ما توی این ویژه برنامه بال و پر بدیم به اون تئوری توطئه هایی که در باره یک موجودات و یک گروه ‏خاصی هستند که بر جهان حکومت دارند و دارن این افکار رو جلو میبرن.‏
‏ نه، قاعدتا هر کسی در هر گوشه ای از دنیا، هر حکومتی که قدرت رو داره از این اسباب و ابزار ها استفاده میکنه برای تسخیر ‏انسان ها، برای تسخیر انسان ها به واسطه اون نگاه که خودش داره.‏
‏ یعنی شما وقتی در باب این عوامل فکر میکنید وقتی نزدیک مثلا جمهوری اسلامی میشید مواجه میشید با استفاده و سوء استفاده ‏از این عوامل در راستای باورها و اون ایدئولوژی خاص خودش.‏
‏ حالا اگر نزدیک بشید مثلا به جوامع غربی یا اون حکومت هایی که بیش تر و بیش تر در چهارچوب باورهای مثلا سرمایه داری ‏دارن اداره میکنن مردم رو، حالا میبینید که از همین ابزارها برای سلطه فکری خودشون دارن استفاده میکنن.‏
‏ پس قاعدتا هر گروهی که در مسند قدرت هست از این ابزار برای خودش استفاده میکنه.‏
‏ اما در مجموع داریم یک نگاه کلی به این مفهوم تسخیر انسان میکنیم که اصولا ابزاری وجود دارند که به واسطه آن سعی بر این ‏است که انسان ها تسخیر شوند.‏
‏ در نهایت ما شاهد تصویری هستیم که در آن انسان ها برده و اسیر و عبد و عبید این نگاه و این ابزار ها شده اند.‏
‏ در این ویژه برنامه مشخص ما سعی می کنیم به نمونه هایی از این ابزارآلات مراجعه کنیم و درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ قاعدتا تمام این عناوین را در بر نمی گیرد و شاید در آتی هم بیشتر درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ اما در این قسمت ابتدایی قرار است ما در باب رسانه ها صحبت بکنیم.‏
‏ منظور از رسانه هم تمامی رسانه های جمعی است که می شناسیم.‏
‏ یعنی از اون نقطه ابتدایی که مثلا اگر بخواهیم روزنامه ها رو در نظر بگیریم، مجلات رو در نظر بگیریم جزو این رسانه ها به ‏حساب می آیند تا شکل های امروزی تر که در مدیوم هایی مثل مثلا اینستاگرام و تلگرام و این ها به عنوان رسانه های جمعی ‏شناخته می شود، تمامی این رسانه ها رو در بر میگیره.‏
‏ یعنی به صورت تخصصی نیامدیم در هر قسمت در باب یکی ازین ها صحبت بکنیم و تاثیراتش به صورت کلی رسانه ها و این ‏مفهوم رسانه تا چه اندازه می می‌تواند در مسیر انسان تاثیرگذار باشد.‏
‏ رسانه هایی که گاها در طول تاریخ هر کدوم و نوعی از اونها قدرتمند بوده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با برهه ای از تاریخ که در آن روزنامه ها میدان‌دار اصلی بودند.‏
‏ حالا در زمان شما با تلوزیون ها روبه رو شدید که تمام نگاه ها رو به سمت خودشون آوردن و امروزه که این رسانه های ‏اجتماعی و این شبکه های مجازی هست که به نوعی قدرت بیشتری دارن و بیشتر جولانگاه ایست برای همین تفکرات و همین ‏مسخ انسان ها در نهایت.‏
‏ پس در این قسمت مشخص ما سعی میکنیم در باب کلیت رسانه ها صحبت بکنیم و اگر صحبتی میکنیم قاعدتا شما میتونید ما به ‏ازایی در هر کدوم از این پلتفورم ها داشته باشید.‏
‏ در هر کدام از این مدیوم ها به نوعی این نوع نگاه ها در جریان هست.‏
‏ هدف کلی هم صحبت پیرامون این موضوع مشخص هستش که ابزارآلاتی وجود دارند که به واسطه اون ها انسان ها به تسخیر ‏در میان.‏
‏ اون تسخیر نمادینی که در نهایت انسان ها رو برده ارزش های تازه ای میکنه.‏
‏ سوءاستفاده ای که مدام داره شکل میگیره تا در نهایت انسان مبدل به موجودی بشه که حکومت ها، ساختارهای سیاسی، ‏ساختارهای مذهبی و هر نوع نهادی که در پی برده سازی انسان ها هست بهش برسه.‏
‏ در این قسمت اول هم که بیشتر باید در باب رسانه ها صحبت کنیم اما رسانه ها خب قاعدتا رسانه ها برای بهره وری و بهره ‏برداری و سوءاستفاده با توجه به عناوینی که حکومت متبوعشان داره از عوامل بیشماری بهره میبرند و در نهایت به هدف های ‏مشخصی میرسند که ما در این قسمت سعی میکنیم به چند نمونه از اون ها اشاره کنیم.‏
‏ قاعدتا صحبت اصلی و نهایی در تمام قسمت های به نام جهان پیرامون مفاهیم هست و ما خیلی قرار نیست در باب مصادیق ‏صحبت کنیم و نزدیک بشیم.‏
‏ قرار هست همون عناوین اصلی مفاهیم اصلی رو مطرح بکنیم.‏
‏ تا حالا هر کسی بتونه در ذهن خودش ما به ازاء هایی برای این موضوع بدست بیاره و به اون نتیجه و تحلیل نهایی درست ‏برسه.‏
‏ وقتی شما نزدیک میشید به مساله رسانه ها، یکی از اون تصاویر قدرتمندی که در ذهن ما نقش میبنده و به نوعی انسان ها رو ‏مسخ خودش کرد مساله ای است که پیرامون زیبایی و استانداردهای زیبایی در بین انسان ها ساخته شده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشوید با مساله رسانه ها و این تصویری بودن به خصوص در رسانه ها و این استفاده از قوای بصری در ‏میان انسان ها که حالا مبدل به ساختن استاندارد ها و هنجارها و ارزش های زیبایی شناختی شده.‏
‏ یعنی شما میتونید به راحتی ببینید که چگونه طی این سالیان دراز این حس و این تمایل زیبایی شناختی انسان ها تغییر کرد.‏
‏ تمام این تغییر هم به نوعی برگرفته از همین رسانه ها بوده.‏
‏ در این موضوع مشخص وقتی صحبت میکنیم در باب این نوع نگرشی که در رسانه ها وجود داره و به نوعی سوءاستفاده ‏می‌کنند و در نهایت انسان ها را مسخ میکنن تا به اون زیبایی که خودشون تعریف میکنند برسن.‏
‏ در زمینه هنر به ویژه در هنر سینما هم شاهدش هستیم که حالا در اون قسمتی که پیرامون هنر هستن باز اشارت هایی به این ‏موضوع خواهیم کرد.‏
‏ یعنی شما میتونید ببینید که چگونه استاندارد هایی ساخته میشه و حالا این استاندارد های زیبایی شناختی مبدل به اون هنجار ‏جمعی و ارزش جمعی بین انسان ها میشه و اون رو مبدل میکنن به ارزشی که در راستای زیبایی میشناسن.‏
‏ اگر مثلا در فلان تاریخ یک مدل موی مشخصی به عنوان اوج زیبایی در نظر گرفته شده، حالا شما شاهد این یکپارچه کردن ‏انسان ها هستیم که خودشون رو نزدیک به اون تصاویر بکنن.‏
‏ امروز دیگه در جهان ما این خیلی مشهود هست دیگه.‏
‏ یعنی به عنوان مثال اگر لاغری زنان یا مردان حتی لاغری گاها بیش از اندازه هم مبدل به یک نوع مد و فشن بشه حالا شما ‏شاهد هستید که این مسخ شدگی چگونه تمام مرزها را در می‌نوردد و همه را دچار خودش میکنه و مبتلا به این جنون جمعی ‏میکنه.‏
‏ یعنی حالا شما میتونید ببینید که تا چه اندازه این رسانه ها میتونن قدرتمند باشن.‏
‏ در انتقال این پیام حتی گاها دیگه مرزها هم در برابرشون جایی نداره.‏
‏ یعنی ما صحبت کردیم در ابتدا که بله وقتی در باب هر کدوم از این عوامل پیرامون برده سازی انسانها صحبت میکنیم بیشتر ‏اوقات مواجه میشیم با اون ساختار حکومتی و اون ساختار محلی که وجود داره برای تسخیر کردن.‏
‏ یعنی اون عواملی که در راستای برده کردن انسان ها مثلا در آمریکای سرمایه داری وجود داره با جمهوری اسلامی شیعی ‏متفاوت هست.‏
‏ هر دو دارن از این ابزارها استفاده میکنن تا مردم رو به نوعی مسخ و در اختیار خودشون قرار بدن.‏
‏ اما گاها شما مواجه میشید با عواملی که حالا دیگه مرزی رو هم نمیشناسه.‏
‏ یعنی اگر یک ارزش جمعی در راستای زیبایی شناختی اتفاق افتاده توسط رسانه ها حالا دیگه در بین تمام حکومت ها و اشکالش ‏هم در جریان هست و فراگیر.‏
‏ شما می‌توانید به یک نکته مهم دیگر هم برسید.‏
‏ نکته مهم این است که شما وقتی به مساله رسانه مثلا می‌رسید می‌بینید که این قدرتی که رسانه در اختیار دارد حرف اول و آخر ‏را می‌زند.‏
‏ یعنی در زمینه مسخ شدگی.‏
‏ حالا موضوع مهم مفاهیم مطرح شده نیست، معانی نیست.‏
‏ موضوع بردی است که به واسطه قدرت رسانه ها وجود دارد.‏
‏ یعنی اگر قدرت اعظم را مثلا در صنعت سینما در اختیار امریکا می‌بینید، حالا امریکا است که میدان داری می‌کند و تمام این ‏احساسات را برای تمام مردم دنیا هم می‌سازد.‏
‏ پس اینجاست که باز بیشتر و بیشتر به این مفهوم نزدیک می‌شوید که چگونه عوامل مختلفی در راستای تسخیر انسان ها کمک ‏می‌کند و رسانه ها هم قاعدتا یکی از این عوامل مهم هستند که به همین سادگی می‌توانند یک تصویر مشخصی ارائه بدهند و ما ‏شاهد این متحدالشکل شدن انسان‌ها باشیم.‏
‏ یعنی دیگه به یه جایی رسیدیم که انگار اون ارتش گذشته، اون تصویر گری از ارتش ها دارای یک دارای جنبه های تازه ای به ‏خودش میگیره.‏
‏ از یک سو ما شاهد بودیم که ارتش ها لباس های متحدالشکل می پوشیدند تا در نهایت یک نظم نوینی رو به وجود بیارن و در ‏کنار هم با این نظم و یک رنگی و یکپارچگی بتونن اون عوامل مهم و اصلی که در نوک پیکان وجود داره رو به پیش ببرن.‏
‏ هدف اصلی از این ساختن نظم ها قاعدتا همین بوده.‏
‏ حالا وقتی می رسیم به رسانه ها مثلا در باب مذهب، در باب مسئله مشخصه زیبایی، حالا دارید این تصویر رو می بینید.‏
‏ حالا به همین سادگی انسان ها اون جامعه متحدالشکل رو پوشیدند و این نظم رو بوجود آوردند.‏
‏ حالا دیگه اینجا حتی از اون مرحله جبری هم خارج شده.‏
‏ حتی در نگاه ابتدایی به نوعی اختیار هست که این انسان ها خودشون انتخاب کردن.‏
‏ اما این فشار جمعی که داره قدرتمندانه به پیش میره که اون جبر رو در نهایت میسازه.‏
‏ اون جبری که دیگه در اون حد قابل رویت محسوس نیست.‏
‏ یعنی شبیه به اون فرمان های متداولی که در بین ارتشیان وجود داره که شما باهاش رو به رو نمیشید.‏
‏ حالا شما شاهد این نوع نگاه تازه هستید که قرار هست مرموز در جریان و رگ های شما شناور باشه و به شما اون فرمان اصلی ‏رو زیر پوستی ارائه بده.‏
‏ قرار نیست مستقیما بیاد و چکشی به شما بگه بله شما باید این کار رو بکنید اما شاهد این قدرت گیری هستید.‏
‏ شاهد این استثمار هستید و این نگاه و این مسخ شدگی جمعی که مثلا در موضوعی مثل زیبایی تا چه اندازه قدرتمند هست.‏
‏ فارغ از اون وقتی در باب رسانه ها صحبت میکنیم در باب این کلیشه های جنسی هم باهاش روبرو میشیم.‏
‏ ساختن ابزارآلات جنسی هم رو به رو میشیم که حالا وقتی ما نزدیک به مفهوم رسانه ها میشیم میبینیم که چگونه انسان رو و ‏اصولا معنا و مفهوم بزرگ جان رو که تمام موجودات رو در بر میگیره رو از معنا تهی میکنن.‏
‏ یعنی شما شاهد این هستید که همه چیز مبدل به ابزار میشه در این نگاه حالا دیگه انسان، حیوان، گیاهان، تمام موجودات زنده و ‏اصولا مبحث جان مبدل به ابزاری شده.‏
‏ حالا می تونه این ابزار گاها مبدل به یک ابزار زیباییشناختی بشه برای ساختن یک زیبایی جمعی و در نهایت رسیدن به اون نوع ‏نظمی که زیرپوستی بین مردم جریان داره و اون نگاه رو می سازه یا حالا میتونید در کنار اون مواجه بشید با ابزاری که مبدل به ‏تحریکات جنسی میشه به سادگی میتونید مواجه بشید.‏
‏ با این استفاده ابزاری از نوع انسان در راستای تبلیغاتی که ساخته میشه، تبلیغاتی که همه و همه بر پایه میل و امیال جنسی ‏انسانهاست و حالا میبینی که به سادگی در این نگاه ساخته شده در راستای مسخ انسان ها.‏
‏ خود انسان مبدل به همین ابزار ساخته شده میشه و خودش هم مبدل به نوعی از این ابزار و پیش روندگی این ابزار میشه.‏
‏ یعنی خود رسانه رو ما به عنوان یک ابزار در جهت تحمیق انسان ها در نظر میگیریم و حالا خود انسان مبدل شده به یکی از ‏این چرخ دنده ها.‏
‏ این ابزار ساخته شده و این در نهایت و رسیدن به اوج آن قله‌ای از ابزار شدگی است.‏
‏ اصولا فارغ از این ابزار شدن انسان ها مثلا در راستای مسائل جنسی شما شاهد ساخته شدن کلیشه های جنسی هستید.‏
‏ ساخته شدن ارزش های جنسی هم هست.‏
‏ اصولا موضوع مهم در دل این مسخ شدن انسان و اصولا استثمار انسان ها در همین موضوع ساختن ارزش ها خلاصه می شود.‏
‏ یعنی شما وقتی به این مفاهیم نگاه می کنید موضوع مهمش ساختن یک ارزش جمعی، ساختن یک فشار اجتماعی حداکثری است.‏
‏ یک موضوعاتی به وجود می آید که اینقدر تکرار شونده برای مخاطبین خودش تکرار میکنه که از اون مرحله ابتدایی که شاید ‏در یک نوک پیکانی در اختیار یک فرماندهی در اختیار یک امیری پادشاهی امپراطوری رییس جمهوری بوده، حالا مبدل به ‏ارزش های جمعی خود انسانها میشه.‏
‏ حالا خود انسان ها هستن که تکرار شونده دارن دارند این رو ادامه میدن و این اون نقطه ی اپیدمی است که در این موضوعات ‏وجود داره و باعث به وجود اومدن این مسخ همگانی میشه.‏
‏ یعنی بیاید یک مقدار این موضوع رو بیشتر باز بکنیم.‏
‏ ما در نظر میگیریم حکومتی است که حالا سعی داره که با استفاده از یک سری از این نگاه ها یک ارزشی رو در بین اجتماع ها ‏جا بندازه.‏
‏ در باب مثلا مسائل جنسی، در باب این که انسان ها بیشتر نزدیک به مسائل جنسی بشن تا کمتر به موضوعات عمیق خودشون ‏فکر بکنند.‏
‏ شما وقتی مثلا مواجه میشید با یک کشوری که در اوج فقر و نداری و ناداری و هزاران مشکل ریز و درشت هست میتونه یکی ‏از این ابزار مشخص برای در خود ماندن انسان ها همین استفاده ی بیش از حد از موضوعات و کلیشه های جنسی باشه.‏
‏ حالا این ها میان و این موتور ابتدایی رو روشن میکنن.‏
‏ خب قاعدتا ما مثالی که داریم میزنیم یک مثال خیالی است و خیلی هم روش مانور نمیدیم.‏
‏ یه مثال خیلی ساده که همین الان به ذهنم رسید رو مطرح میکنیم.‏
‏ اما با توجه به همین مثال میشه براش مابه ازاء های بیشتری هم گذاشت.‏
‏ با توجه به این موضوعی که ما مطرح کردیم حالا تصور کنید که این استارت ابتدایی توسط حکومت زده شده و این استارت ‏ابتدایی در نهایت باعث میشه که هزارانی باشند که اون رو ادامه بدن.‏
‏ حالا شما شاهد این اپیدمی و فراگیری اون میشید.‏
‏ حالا میبینید که نه تنها اون نقطه ابتدایی بیش تر و بزرگ تر شده، حالا هی هر روز داره بال و پر بیشتری هم میگیره، مردم ‏بیشتری تکرارش میکنن.‏
‏ به خصوص بعد از این انقلاب های تکنولوژیک که در جهان شکل گرفت.‏
‏ به عنوان مثال اومدن این شبکه های اجتماعی.‏
‏ حالا دیگه شبکه های اجتماعی قرار هست که نقش رسانه ها به دست خود مردم هم اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه.‏
‏ خیلی ساده میبینید که یکی از اون ارزش های ابتدایی ساخته شده حالا مدام داره بازتولید میشه توسط خود مردم.‏
‏ یعنی شما اگر بتونید در این ساختار مشخصی یکی از اون نقطه های ابتدایی هرم رو در نظر بگیرید، حالا میتونید اون هرم ‏زیرین خودش رو هم تحت پوشش قرار بده.‏
‏ یعنی تصور کنید شبیه به این شرکت های هرمی که در گذشته وجود داشت زیر شاخه هایی که وجود داشتند.‏
‏ یعنی شما اگر یک تصویر رشته ای در کنار هم ببینید که یک نوک هرمی که قدرت مرکزی و اصلی است که حکومت را در ‏نظر گرفته را در نظر بگیرید، حالا زیر شاخه هایی داره.‏
‏ شما با نشانه رفتن یکی از این نکات ابتدای هرم در زیرشاخه ها میتونید کلیت اون زیرشاخه رو تحت پوشش قرار بدید و اینگونه ‏هستش که مدام در حال تکرار شدن هست و این ارزش ها مدام ادامه پیدا میکنه و اون جنبه فراگیری و اپیدمی خودشو حفظ ‏میکنه.‏
‏ و حالا شاهد هستید که یک نقطه ای که در اون ابتدا توسط یکی از این ارکان اصلی نوک هرم داده شده بود داره هی مدام تکرار ‏میشه تا همه رو در بر بگیره.‏
‏ شما در دل رسانه ها به عنوان مثال رو به رو هستید با این ترویج بی حد و حصر از مصرف گرایی و مصرف گرایی که دیگه ‏انتهایی براش قائل نیستیم.‏
‏ خب همه اینها عناوینی است که ما به ازاء های بیشتری هم داره.‏
‏ یعنی شما میتونید عنوان های دیگه ای هم بهش اضافه کنید.‏
‏ اما وقتی با موضوع مشخصی مثل مصرفگرایی هم روبرو میشید میبینید که تا چه اندازه داره مدام تکرار میشه.‏
‏ از یک نقطه ابتدایی آغاز میشه و هی مدام توسط خود مردم داره بازتولید میشه.‏
‏ ارزش هایی که بین اون مردم ساخته شده.‏
‏ به عنوان مثال مثلا وقتی نزدیک به همین معانی ای مثل استفاده از تلفن همراه میشید، حالا خیلی ساده است که این رسانه ها ‏چگونه مدام دارن با تکرار اون مفهوم ابتدایی در راستای مثلا داشتن و مالکیت تلفن همراه مدام این رو تکرار کنن.‏
‏ یک شرکت ثالثی میاد یک موبایل جدیدی رو به وجود میاره و با یک تبلیغ کردن باعث میشه این اپیدمی از اون نقطه ها شروع ‏بشه و زیرشاخه ها شروع به تکرار اون بکنن.‏
‏ حالا این تکرار شدن مبدل به یک ارزش جمعی میشه که هر کسی از این غافله عقب بمونه و دسترسی به اون گوشی همراه ‏مشخص نداشته باشه حتی شاید محکوم به عقب ماندگی، تحجر و عناوینی از این دست بشه. خیلی سادست.‏
‏ یه نوک پیکانی وجود داره.‏
‏ نوک هرمی وجود داره که فرمانی رو میده.‏
‏ عواملی در کنار هم باعث میشن اون نوک هرم های در زیرشاخه های این عوامل رو بگیرن و اون ها بتونن با نشر و گسترشش ‏مدام باز برای خودشون مبلغ دینی بسازن.‏
‏ مبلغین که دوباره مبلغ بوجود میارن.‏
‏ و حالا میبینید کسانی که در زیرشاخه ها هستند مبلغ اون نقطه ابتدایی نوک هرمی میشن و این اپیدمی مدام در حال گسترش و ‏بزرگ شدن هست.‏
‏ حالا ارزش های متفاوتی میتونه هر بار نقش داشته باشه.‏
‏ مثلا ارزش های مشخصی تحت عنوان مصرف گرایی که نیاز اصلی حکومت های سرمایه داری است.‏
‏ برای ساختن بیشتر ابزار برای اینکه مصرف کننده ای در نهایت باید داشته باشه و در نهایت قرار است لذتی که به نوک پیکانی ‏برسه که سرمایه دار مثلا بزرگ از یک ثروتمندی که صاحب کارخانه است، کسی که داره موضوعی رو تولید میکنه باید ‏مصرف کننده ای داشته باشه.‏
‏ پس حالا پالس ها فرستاده میشه.‏
‏ برای اینکه این جماعت بیشتر و بیشتر کارها رو انجام بدن، بیشتر و بیشتر بتونن این چرخه رو به پیش ببرن و در نهایت باید ‏مصرف کننده هایی بوجود بیاد.‏
‏ حالا این مصرف کننده ها با رسیدن این فرمان ها میتونن تکرار کنن و این فرمان ها رو به دیگران هم برسونن.‏
‏ ما مواجه هستیم در دل این رسانه ها با انتشار اطلاعات نادرست و دروغ که خیلی هم زیاد هست اصلا بدل شده به نوعی فرهنگ ‏عامه خودشون.‏
‏ حتی گاها رو به رو هستید که بین چند خبر درست چند خبر غلط رو هم ارائه میدن یا اینکه بر عکس هست خیلی خبرهای غلطی ‏رو میدن و در نهایت چنتا خبر درست هم بینش میدن.‏
‏ حالا اینکه تا چه اندازه مخاطبین اونها درگیر این موضوعات شدن و به آنها اعتماد کردن یک اعتماد ابتدایی ساخته میشه و حالا ‏برپایه اون اعتماد ابتدایی ساخته شده.‏
‏ رسانه مشخصه مذکور میتونه هر کاری برای خودش بکنه.‏
‏ میتونه عناوین بیشماری رو دستکاری کنه، میتونه اطلاعات نادرستی رو به مخاطبش ارائه بده.‏
‏ شما در دل این اقیانوس بزرگ و بی انتها هر روز شاهد نوآوری ها و ابداعات تازه ای هستید.‏
‏ رسانه ها حالا مخاطبینی در اختیار دارند.‏
‏ مخاطبینی که به واسطه عقبه ای که این رسانه ها داشتند کاملا به آنها وابسته هستند و خیلی ساده یک تصویر تازه ای برای شما ‏ساخته میشه که در دل اون مواجه میشید با جماعت بی شماری که دارن هر روز از یک منبع خبری مشخص تغذیه میشن و حالا ‏می بینید که دنیای اینها چقدر با هم متفاوت هست.‏
‏ یعنی شما اگر نگاهتون و تصویری که دارید میگیرید رو از یک منبع خبری مشخص بگیرید اصولا دنیا رو متفاوت میبینید.‏
‏ یعنی شما تصور کنید مثلا یک موضوع مشخص برای نزدیک شدن به این مفهوم رو باهاتون مطرح میکنم.‏
‏ مساله ای مثل اسراییل و فلسطین که اتفاق می افته.‏
‏ خب قاعدتا دو جبهه متفاوت خبری وجود داره.‏
‏ یک جبهه که پشت اسراییل و نگاه های اسراییلی هاست.‏
‏ یک جبهه که پشت نگاه های فلسطین و فلسطینی هاست.‏
‏ حالا این دو نگاه و این دو تصویر ارائه دهنده اخبار صد و هشتاد درجه با هم متفاوت هستند.‏
‏ قاعدتا بینشون بین هر دوی این گروه ها انتشار اطلاعات نادرست هست.‏
‏ نمایش نادرست و جایگزینی تصاویر وجود داره و حالا هر دو دارن این رو مدام تکرار میکنن.‏
‏ و وقتی شما شاهد این دو تصویر و این دو تحلیل متفاوت میشید اصلا باور نمیکنید اینا دارن در باب یک موضوع مشخص ‏صحبت میکنن.‏
‏ اینقدر که با هم متفاوت هستن و اینها حالا مخاطبین خاص خودشون رو دارن که این مخاطبین خاص دنیا رو جور دیگه ای ‏میبینن و حالا شما می بینید که چگونه در تسخیر انسان ها دست بالا رو میگیره و چگونه از رسانه استفاده میشه برای تحمیق ‏انسان ها.‏
‏ یعنی به سادگی هر رسانه ای به واسطه عقبه ای که داره میتونه اطلاعات نادرست رو منتشر کنه و مخاطبینی داشته باشه که ‏اون رو گوش و چشم بسته قبول کنن، قبول کنن حرف رو به واسطه اینکه یک منبع خبری مشخصی که اتفاقا خیلی هم از نظر ‏اون طیف ارزشمند هست داشته باشه.‏
‏ و خیلی جالبه که حالا میتونه به سادگی این جماعت گروه مقابل و اون گروه خبری مقابل رو سراسر کذب و ریا و دروغ بدونه و ‏همین موضوع بلعکس برای گروه دیگه ای هم اتفاق بیوفته.‏
‏ هر دو باور و ایمان به منبع خبری خودشون داشته باشن.‏
‏ همون تصویر مشخص سیاه و سفید خیر و شر یعنی دوباره تصویرگری از خدا و شیطان اینبار در رسانه ها.‏
‏ حالا در رسانه شما رسانه خودتون رو منبع الهی و به دور از دروغ و واقعیت مطلق میدونید.‏
‏ منبع روبه رویی رو پر از دروغ و فریب و ریا و اینقدر ساده شما میبینید که این تسخیر انسان ها اتفاق افتاده و مردمی که وابسته ‏این نوع نگاه ها هستن دارن شکل میگیرن، به سادگی اطلاعات نادرست رو میگیرن و قبول کنن و در زندگی هم بهش بال و پر ‏میدن.‏
‏ به سادگی نمایش نادرستی از واقعیت ها رو میبینن.‏
‏ تصاویر جایگزین میشه، تصاویر عوض میشه.‏
‏ یعنی شما مثلا به همین مساله اسراییل و فلسطین که نگاه میکنید میبینید تا کجا این ها با هم متفاوت هستن.‏
‏ خب قاعدتا واقعیت که یکسان هست اما حقیقت برای اینها متفاوته.‏
‏ همون بحثی که من بارها و بارها پیرامون واقعیت و حقیقت کردم هم اینجا باز به کار ما میاد.‏
‏ ما در دنیا واقعیتی داریم که اون چیز عینی و ملموس است که در دنیا قابل رویت است ولی وقتی نزدیک به مفهموم حقیقت ‏میشیم، حقیقت اون چیزی است که انسان فکر میکنه درسته و این انسان به واسطه باور و عقیده و ایمان خودش هست که این ‏حقیقت رو میسازه.‏
‏ حالا اینجاست که شما وقتی نزدیک به مفهوم رسانه ها میشید میبینید که چقدر ساده به واسطه حقیقتی که خودشون ساختند حالا ‏مسائل رو وارونه تصویر میکنند.‏
‏ تمام تصاویر رو مخدوش میکنن، تصاویر نادرست به شما ارائه میدن و حتی مخاطبی که باورمند به این نوع تفکر و این ایمان ‏جمعی هم هست اون رو به سادگی قبول میکنه و باهاش کنار میاد.‏
‏ و حالا میبینید که این دومینو در حال تکرار شدن هست و هر بار مفاهیم تازه ای هم در دلش ساخته میشه.‏
‏ ما وقتی نزدیک رسانه ها میشیم موضوع تبلیغات هم همه وجودمون رو در بر میگیره به نوعی.‏
‏ حالا شما شاهد یک تصویرگری مدام هستید که رسانه ها با استفاده از اون خیلی از عناوین و ارزش ها رو به پیش میبرن.‏
‏ مثلا وقتی ما در باب همون حس زیبایی شناختی در ابتدای بحث صحبت کردیم گاها با همین تبلیغات استفاده میشه و اون به پیش ‏میره.‏
‏ حالا اون زیبایی جمعی که قرار هست تبدیل به مدل بشه تبدیل بشه به اینکه انسان های متحد الشکل سعی کنن خودشون رو به ‏اون اوج زیبایی به اون قله ی نهایی زیبایی برسونن.‏
‏ حالا بواسطه همین تبلیغات هست که اون رو قبول میکنن.‏
‏ وقتی شما مواجه میشید با ساختن کلیشه های جنسی و ساختن ابزار های جنسی باز میبینید که در تبلیغات هست که نقش بسزایی ‏داره.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید که حالا در راستای این تبلیغات انسان ها رو مبدل به سوژه ها و ابژه های جنسی میکنن.‏
‏ حالا اینها مبدل میشند به ابزاری برای مسائل جنسی هستند و به نوعی با استفاده از همین ابزار جنسی است که در آن کالا ‏فروخته می شود.‏
‏ حالا شما اوج مصرف گرایی را در دل این تبلیغات میبینید.‏
‏ هر جایی نیاز به این مصرف گرایی باشد تبلیغ است که میدان دار میشود.‏
‏ حالا به سادگی همه دنیا رو به دست میگیرند و با تبلیغ مکرر موضوعات و عناوین و ارزش ها و مفاهیم سعی میکنند جماعت را ‏همرنگ و همسو با خودش کند.‏
‏ قاعدتا تبلیغات عنصر جدایی ناپذیری از رسانه هاست و رسانه ها هم با مانور بر آن است که خیلی از باورهاشون رو دارن به ‏خورد مردم میدن.‏
‏ شما شاهد این تصویر گری از ارزش های تازه هستید و در نهایت نزدیک به یک شکل تازه ای میشوید که تمام زشتی ها مبدل به ‏زیبایی ها بشه.‏
‏ تمام ضد ارزش ها مبدل به ارزش ها بشه.‏
‏ حالا همه چیز در اختیار حاکمیتی است که گاها این حاکمیت وحشی خوی است، دیوانه خوی هست، رفتارهای غیرطبیعی داره، ‏رفتارهای وحشیانه ای از خودش نشون میده.‏
‏ مثلا جمهوری اسلامی مثلا حکومت امریکا مثلا خیلی از حکومت های جهان، تمامی حکومت هایی که دل در گرو زشتی و ‏وحشی گری داره.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با رسانه هایی که نقش اصلی رو برای تغییر ارزش ها ایفا میکنن.‏
‏ حالا به میدان اومدن تا ارزش هایی رو که درست نمیدونن رو از بین ببرن.‏
‏ مدام با تکرار، با تبلیغ کردن، با تصویر تازه ای ساختن و در نهایت با انتشار این ویروس ساخته شده.‏
‏ حالا دیگه اون شکل ابتدایی که ما در گذشته نسبت به رسانه ها داشتیم تغییر کرده.‏
‏ یک رسانه مرجعی که اون بالا ایستاده بود و از بالا با یک خط کشی در دستش داشت عناوین رو به مردم میداد نقش بسزایی ‏بازی کرد.‏
‏ در نهایت این بردگان رو همون تصاویر ساخته شده در رسانه ها ساخت اما حالا این رسانه ها تغییر کردن.‏
‏ حالا اون نوک هرم باز هم شاید یک سری رسانه های مرجع وجود داشته باشن با همون چکش در دست.‏
‏ اما دیگه وظیفه ندارن کلیت مردم رو آموزش بدن.‏
‏ جبر به موضوعی بکنن.‏
‏ حالا قراره که به نوک هرم هایی که در پایین وجود دارن به زیرشاخه های خودشون عامل رو برسونن تا اونها نقش دستشون رو ‏بازی کنن.‏
‏ حالا این ها مبدل به یک مغزی درون بالا شده اند که حالا قراره فرمان ها رو به دیگران و دست و پای خودشون ارائه بدن.‏
‏ تمامی این عناوین و ابزار ها در نهایت داره اون نقطه ای رو پدید می آورد که بتونن قدرت های مختلف، ارزش های جدید ‏خودشون رو جایگزین کنن یا ارزش های قدیم و زننده خودشون رو تکرار کنن.‏
‏ یعنی شما شاهد این هستید که جمهوری اسلامی با اون نگاه متحجرانه و اون ارزش های عقب مانده ای که از اسلام به عنوان ‏مثال داره میگیره و وامدار اون نگاه های مریض و بیمار هست، حالا با استفاده از همین ابزار تازه بتونه این رو گسترش بده تا چه ‏اندازه موفق هست؟
‏ بسته به اینکه تا چه اندازه تونسته در این رسانه ها حرفی برای گفتن داشته باشه، جایی برای خودش باز کرده باشه و اصولا ‏قدرت گیری در این ساماندهی به رسانه ها آن نقطه ای است که در نهایت می تواند ارزش های آن ها را میدان دار کند و بتواند ‏این نقطه را از آن نقطه ابتدایی و فرمان ابتدایی در نوک هرم به تمام اقشار جامعه برساند.‏
‏ امروز تصویرگری از رسانه ها مطمئنا متفاوت هست.‏
‏ امروز رسانه ها بدل به ابزاری برای خود مردم و تکرار حرف هایی شده اند که خیلی اوقات همه رو از همان نقطه ابتدایی می ‏گیرد.‏
‏ همان فرامین هست که داره تکرار میشه از جنبه های مختلف و قاعدتا می تونه تاثیرگذاری بیشتری هم داشته باشه.‏
‏ اما در نهایت شکل و شمایل همان شکل و شمایل گذشته هست و حالا شما مدام دارید این تسخیر شدن انسان ها رو در این تصویر ‏مشخص در برابر تون میبینید.‏
‏ میبینید که چجوری ارزش ها تبدیل به ضد ارزش میشن و ضد ارزش ها تبدیل به ارزش میشن.‏
‏ شما دوباره اون بازبینی نگاه های تاریخی و سنتی و نگاه های متحجر رو دارید میبینید.‏
‏ خیلی از عناوینی که در گذشته وجود داشتند دوباره بازتولید میشه.‏
‏ تمام اون چیزهایی که میتونه به این حکومت و به قدرتمندانی که در اون اریکه نشسته اند توان بده و بهشون مشروعیت بده یا ‏هر عنوان دیگه ای که بهش نیازمند باشن در نهایت دارن سواستفاده می کنن برای تسخیر جماعت در برابر.‏
‏ میتونید این تصاویر رو شما در کشورهای اروپایی و غربی ببینید.‏
‏ در کشورهای اسلامی هم ببینید.‏
‏ هر کشوری به فراخور خودش داره این عناوین رو به دست میگیره تا قدرت خودش رو حاکم بر ملت و تسخیر مردمان رو در ‏نهایت به پیش ببره.‏
‏ باز میایید در اون نوک بالاتر و بالاتر از اون نگاه محلی شاهد به نوعی یک نگاه فدرالی و کلی هستید که حالا رسانه ها دارن ‏استفاده و سوءاستفاده میکنن برای اینکه روی تمام مردم اون تاثیر بذارن تا چه اندازه قدرتمند هستن؟
‏ تا چه اندازه رسانه هاشون قدرت داره، تاثیر گذاری بیشتری هم خواهند داشت.‏
‏ قاعدتا وقتی در باب تسخیر انسان صحبت میکنیم مساله پیچیده و بزرگیست و ما سعی میکنیم در این عناوین مشخص در این ‏ویژه برنامه در باب برخی از این مصادیق صحبت کنیم.‏
‏ اما خیلی بیشتر از این‌ها می‌شود در باب هرکدام از این‌ها صحبت کرد که حالا من در اشکال مختلف سعی کردم در کتاب‌های ‏خودم هم دربارشون صحبت کنم.‏
‏ در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه، این راه تغییر شکل بگیره، ‏می‌تونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه برنامه به نام جان نمیشه.‏
‏ من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا، افکار، عقاید و باورهای خودم رو تحت عناوین ‏کتاب‌هایی به رشته تحریر در آوردم.‏
‏ تمامی این عناوین به صورت رایگان در وب‌سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ می‌تونید با مراجعه به وب‌سایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدای تغییر شکل بگیره ‏اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.‏