سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هست با شما هستم.‏
‏ این قسمت هفتم از ویژه برنامه مسخ انسان هست و ما قراره توی این قسمت در باب تکنولوژی با هم صحبت کنیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص که ما در باب اسباب و ابزاری که پیرامون کنترل انسان ها ساخته شده و وجود داره ‏صحبت کردیم، توی این قسمت مشخصا در باب تکنولوژی صحبت خواهیم کرد.‏
‏ قاعدتا خیلی موضوع، موضوع فنی و پیچیده ای نخواهد بود و ما در باب مصادیق صحبت نمیکنیم و سعی میکنیم در باب کلیات ‏صحبت بکنیم.‏
‏ همتای تمام قسمت هایی که در ویژه برنامه های بنام جان و اصولا بنام جان وجود داره.‏
‏ در این قسمت مشخص هم سعی میکنیم در باب این معنای مشخص تکنولوژی و پیشرفت های انسانی و فن آوری هایی که انسان ‏دارد صحبت بکنیم که چگونه دلیلی شده برای تسخیر و مسخر انسان ها.‏
‏ اینکه چجوری با استفاده از این ابزار حکومت های متنوع و متفاوت در جای جای جهان سعی کردن کنترل زندگی انسان هارو به ‏دست بگیرن و انسان ها رو مست کنن و به واسطه اون بتونن اون اهدافی که در ذهنشون دارن رو به پیش ببرن.‏
‏ اینکه چجوری این تکنولوژی مبدل به ابزاری شده برای کنترل دیگران.‏
‏ در قسمت های مختلف این ویژه برنامه صحبت کردیم که قاعدتا تمام حکومت های جهان به اشکال مختلف در حد و اندازه های ‏متفاوت قصد و هدفشون کنترل انسان ها هست و ما در باب یک گروه مشخص در یک گوشه ای از جهان صحبت نمی کنیم که ‏یک تئوری توطئه ای باشه که اون ها میخوان انسان هارو مسخ بکنن و در اختیار بگیرند و این حرفا.‏
‏ نه تمام حکومت ها.‏
‏ یعنی شما حکومت اسلامی در ایران همین جمهوری اسلامی رو هم در نظر بگیرید.‏
‏ قصد و هدفش این هست که مردم رو کنترل کنه و اصولا مسخ بکنه، در اختیار خودش داشته باشه و انسان ها رو استثمار کنه تا ‏اون اهداف خودش رو به پیش ببره.‏
‏ چه حکومت های مدرنی که در جای جای جهان و در جهان غرب هم وجود دارن همین رویه رو به پیش می برن.‏
‏ اما به اشکال مختلف و گاها در یک حکومتی مثل مثلا جمهوری اسلامی میاد و مستقیما این رو جار میزنه و فریاد میزنه و حالا ‏با وسیله های مختلف مثل دین و مذهب و اون المان هایی که در اختیار داره این رویه رو پیش میبره.‏
‏ در یک جایی مثل حکومت های غربی سعی میکنه این رو در پستو نگه داره و به صورت غیر مستقیم به پیش ببره.‏
‏ اما تمام این حکومت ها به اندازه ای دارن از همین رویه استفاده میکنن برای تسخیر انسان ها، برای کنترل کردن انسان ها.‏
‏ برای اینکه به اون سمت و سویی که میخوان اونا رو ببرن.‏
‏ اهدافی که دنبالش هستن گاها میتونه. این اهداف.‏
‏ قدرت داشتن در جهان مبدل به ابرقدرت شدن، ابرقدرت شدن منطقه ای یا جهانی باشه میتونه برای اهداف الهی و آسمانی و ‏موضوعاتی از این دست باشه.‏
‏ رسیدن به بهشت.‏
‏ مسلمان کردن تمام مردم جهان می‌توانند متفاوت باشند اما همه و همه، تمام این قدرت ها و زورمندان در جهان سعی در تسخیر ‏انسان ها دارند.‏
‏ سعی در کنترل ذهن انسان ها دارند و از اسباب و ابزار های متفاوتی استفاده می کنند.‏
‏ یکی از این ابزار ها هم قاعدتا همین مسئله تکنولوژی و فن آوری هست.‏
‏ وقتی ما در یک نگاه ریشه ای وارد این مبحث تکنولوژی و فن آوری میشیم، برمیگردیم به انسانی که ما تحت عنوان انسان ‏ابزار ساز میشناسیم.‏
‏ یعنی قاعدتا ما انسانی رو میشناسیم که به واسطه داشتن اون میزان از عقل و خردی که در خود داشته، در اون دوران باستان و ‏ماقبل از اینکه انسان ها به این مرحله بلوغ فکری خودشون برسند تونستن ابزاری بسازن که غلبه ای داشته باشن نسبت به دیگر ‏جانداران پیرامون خودشون.‏
‏ جاندارانی که از اون ها قدرتمند تر بودن گاها در دویدن از اون ها سریعتر بودند.‏
‏ گاها در شجاعت از اونها بالاتر بودن، در دریدن از اون ها، بالاتر بودن یا هر عنوان دیگه ای که ما میدونیم.‏
‏ اما انسانی که قاعدتا ضعف های بیشتری داشته و حالا سعی کرده از این نقطه قوت خودش استفاده بکنه و به واسطه ابزارهایی ‏برتری رو بدست بیاره.‏
‏ خب ما انسان رو به این واسطه میشناسیم.‏
‏ یعنی این انسان ابزار ساز رو ما میشناسیم.‏
‏ اما موضوع مهم هستش که در برابر ما شکل گرفته که حالا این انسان ابزار ساز در این ابزار های ساخته شده به دست خود غرق ‏شده یعنی جهانی رو ساخته که حالا غرق در این ابزار ها ساخته هست.‏
‏ در اون روز ابتدایی از این ابزار ها استفاده کرد برای اینکه بتونه بقا داشته باشه، زندگی خودش رو به پیش ببره و حالا داره با ‏یک تصویری روبه رو میشه که درون اون غرق شده در این دنیای ابزاری که ساخته.‏
‏ حالا دیگه همه دنیاش رو همین ابزار ها مال خود کردند.‏
‏ حالا او مبدل به برده ای شده تا این ابزار رو بسازه.‏
‏ اصلا به واسطه ساختن همین ابزارها هست که ارزش و اعتباری هم کسب میکنه.‏
‏ همون بحثی که ما در قسمتی که پیرامون اقتصاد و کار بود هم درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ در نهایت ما را به این ریشه مشخصی که انسان، انسان ابزارسازی است که حالا یک ارزش مشخصی را برای خود پدید آورده که ‏ما به واسطه این ابزارسازی برتر شدیم نسبت به دیگر جانداران و حالا باید در این معنای تازه ساخته شده هر روز و هر روز ‏بیشتر به پیش بریم و بتازند و همه معنای زندگی را نهفته در همین ابزارسازی های خودمان بدانیم.‏
‏ پس حالا ما یک نقطه تلاقی ابتدایی در برابر داریم.‏
‏ انسانی که به واسطه داشتن عقل از نقطه ابتدایی شروع به ابزار ساختن کرده و این ابزار وسیله ای برای رفاه خودش بوده و حالا ‏این رو مبدل به آن هدف نهایی کرده، حالا این ابزار ساختن رو تبدیل به معنای زندگی خودش کرده و این نقطه تلاقی ابتدایی ما ‏هست که پیرامون تکنولوژی و فناوری وقتی بهش نزدیک میشیم میتونیم بفهمیم که چگونه تکنولوژی و فن آوری و اصولا ‏ابزاری که قرار بوده تبدیل به یک وسیله ای برای رفاه جمعی انسان ها بشه.‏
‏ حالا مبدل به یک ستونی برای اسارت انسان ها شده.‏
‏ چرا که جای خودش رو به جای معنا به نوعی مسلط بر مردم کرده.‏
‏ حالا در دل دنیای ساخته شده ی انسان ها این ابزار هست که خودش مبدل به یک معنای مشخص شده.‏
‏ حالا شما در این جهان مدرن شاهد این هستیم که این تکنولوژی حالا جایی برای خودش باز کرده تا خودش مبدل به یک معنای ‏مشخص بشه.‏
‏ حالا انسان هایی باشن که زندگی خودشون رو اسیر در همین تکنولوژی ساخته به دست خود ببینن.‏
‏ حالا دیگه قرار نیست اون تبدیل به ابزاری بشه تا زندگی بهتری بکنن، رفاه بیشتری داشته باشن، کارهای نشدنی را بهتر به پیش ‏ببرن.‏
‏ نه دیگه قرار هست مبدل به یک ارزش غیر قابل کتمان بشه و مردمانی باشن که همه زندگی خودشون رو غرق شده در این ابزار ‏ببینن.‏
‏ برای ساختن این ابزار ببینن حالا تمام انسان ها مبدل به وسیله میشن برای ساختن اون ابزارها.‏
‏ حالا جای این ابزار و انسان ها هم تغییر میکنه.‏
‏ یعنی اون نقطه ابتدایی که انسان، انسان ابزارساز بود حالا مبدل به یه نقطه میشه.‏
‏ یه ابزاری وجود داره که انسان ها مبدل به ابزار براش میشن.‏
‏ حالا خود انسان ها مبدل به این ابزار شدند تو اون ابزار رو تبدیل به ارزش کلی در دنیای خودشون بکنند.‏
‏ پادشاهانی که بر تخت های خود نشسته اند.‏
‏ تعداد بیشماری انسان رو دارند به پیش می برند و زندگی هاشون رو از بین می برند و معنای زندگی رو ساقط میکنن تا یک ‏ابزار تازه و نوین و با ارزشمندی دیگه ای رو خلق بکنند.‏
‏ حالا ابزاری که ارزش خودش هم بالاتر از ارزش وجودی انسان ها و جهان اونها و جان تمام موجودات هم میشه که ما باهاش ‏روبرو هستیم دیگه.‏
‏ یعنی شما به جهان پیرامونتان نگاه بکنید.‏
‏ نه تنها ابزارهای عجیب و خیلی غیر قابل فهم که کار های بزرگی میکنند.‏
‏ نه حتی شما وقتی به اتومبیل نگاه میکنید یک ابزار ساخته به دست انسان هاست و اصولا به وجود اومده برای این که رفاه ‏انسانها رو فراهم کنه در جای جای جهان رو به رو میشید که ارزش یکی از این اتومبیل ها از زندگی صدها انسان بیشتر هست.‏
‏ یعنی اینجا شما فرمانروایی ابزار رو بر زندگی انسان میتونید درک کنید.‏
‏ میتونید ببینید که چگونه این ابزار هست که بر زندگی انسان احاطه پیدا کرده.‏
‏ سوار بر زیست اونها شده.‏
‏ حالا این ابزار هست که داره پادشاهی میکنه.‏
‏ انسان هست که مبدل به ابزار دربرابر ابزار شده.‏
‏ دیگه معنایی زندگی اون نداره.‏
‏ تمام ارزش ها و معانی در همون ابزار ها خلاصه شده اند.‏
‏ حالا میبینید که یک ماشین لوکسی رو به وجود میارن که زندگی هزاران انسان در به وجود اومدن اون تباه شده.‏
‏ فرای اون، اون اثر در نهایت به وجود اومده توسط این انسان ها ارزش بالاتری داره از زندگی صدها انسان در برابرش.‏
‏ یعنی شما به تصویر داخل ایران نگاه بکنید.‏
‏ میتونید در یک قاب یک عکس رو به وجود بیارید و در کنارش یک اتومبیل آخرین مدلی که صدها کارتن خواب و کودک کار ‏باشن.‏
‏ ارزششون خیلی مشخصه دیگه.‏
‏ این ابزار مبدل به یک ارزش والایی شده که به تمام زندگی های اونها ارزش و ارجحیت بیشتری داره.‏
‏ این غرق شدن و در خود ماندن در معانی خودساخته احمقانه ی انسانی است که انسان ها را غرق در خود کرده.‏
‏ غرق در یک دنیای پر از اسارتی کرده که همه معانی رو بی ارزش کردن.‏
‏ ما این ابزار سازی رو از اون نقطه ابتدایی داشتیم و انسان ها سعی کردن به مرور زمان این ابزار رو مبدل به این تکنولوژی ‏بکنن.‏
‏ یعنی وقتی ما به این تصویر در برابر نگاه میکنیم از اون نقطه ابتدایی انسان رو در نظر میگیریم که به واسطه تمام کمبود ها و ‏ناتوانی های خودش دست به ساختن ابزار هایی زده تا لذت رو برای خودش فراهم بکنه تا زندگی بهتر و رفاه رو برای خودش ‏فراهم بکنه.‏
‏ حالا میبینیم که این سیر دوار ادامه پیدا کرده تا ما شاهد به وجود اومدن این تکنولوژی ها و این ابزار های مدرن امروزی باشیم.‏
‏ همون چرخه از ابتدا که مدام در حال تکرار شدن و ادامه پیدا کردن بوده اما در طول این مسیری که ما شاهدش بودیم این بوده که ‏ارزش رو جایگزین کرده.‏
‏ یعنی دیگه انسانی نبوده که ابزاری رو بوجود بیاره برای رفاه خودش.‏
‏ حالا دیگه ابزارها خودشون مبدل به ارزش های نهادینه در خود شدند.‏
‏ حالا خود این ابزارها بودن که ارزش بالاتری داشتند در اشل بزرگتر.‏
‏ در نگاه جهانی هم به همین شکل هست.‏
‏ موجودات بی شماری که در حال از بین رفتن هستن برای بوجود اومدن و بیشتر شدن ابزارها.‏
‏ یعنی شما با یک نگاه زیست‌محیطی وقتی به جهان نگاه میکنید میتونید به این رو به سادگی درک کنید که چگونه کشور های ‏مختلف قدرت های مختلف در پی ساختن ابزار ها هستند در صورتی که میدونن دارن به محیط زیست صدمه میزنن.‏
‏ جان بسیاری از موجودات زنده رو دارن به خطر می اندازند که انسان هم شامل تمامی موجودات زنده هم میشه و حالا به سادگی ‏همه و همه دارن از بین میرن به خاطر رسیدن به اون شهوتی که درون رسیدن به اون تکنولوژی و فناوری مدرن جدید وجود ‏داره.‏
‏ حالا انگار همه این مردمان و موجودات زنده بردگان رسیدن به آن ابزارهای فراحسی هستند.‏
‏ قاعدتا در نوک پیکان یک انسان قدرتمند و ثروتمند و هیولایی است که نشسته و این فرامین را می‌برد.‏
‏ اما با یک نگاه دورتر و محتضر تر و از دور نگاه کردن به آن، ما را به این سمت و سو می‌رسونه که انگار تمام ما برده ی این ‏تکنولوژی شده‌ایم.‏
‏ ما می‌رسیم به اون مرحله ای که حالا می‌بینیم.‏
‏ این ابزارها، این ماشین های ساخته شده به دست بشر اصولا انسان رو هم دارند از میان می‌برند.‏
‏ معانی انسان رو هم از میان می‌برند.‏
‏ چه در اون دوره های گذشته وقتی بهش نگاه می‌کنید که کارها رو از بین برده اند، چه در این دنیای امروزی که فکر کردن رو ‏از میان می‌برند.‏
‏ یعنی شما اگر مثلا به مبحث هوش مصنوعی نگاه بکنید، در نهایت شما با یک ابزار و تکنولوژی یک ماشین روبه رو هستید.‏
‏ حالا شاهد این هستیم که هر روز داره جایگزینی با انسان بیشتر و بیشتر در دل این ابزار ها اتفاق می افته.‏
‏ گاها شما رو به رو میشید با این ارزش گذاری که در دل این ابزارها وجود دارد و ارزش بالاتری را این ابزارها نسبت به انسان ‏ها دارند، حالا دارند جایگزین می شوند تا حتی ارزش وجودی بالاتری هم داشته باشند چرا که کارایی های بالاتری هم دارن.‏
‏ اون نگاه احمقانه ای که وجود داره و اصولا انسان رو به شکل ابزار میبینه حالا میتونه ابزار جایگزین داشته باشه.‏
‏ یعنی شما نگاه بکنید در اون نظام های متفاوت چه کمونیستی باشد چه کاپیتالیستی باشه تفاوتی نیست خیلی با این خط میزان ها ‏دنیارو نگاه نکنید چون در نهایت هر دوی این نگاه ها در پی یک معنای مشخص اون هم تسخیر انسان ها هستن.‏
‏ کنترل انسان ها هستند برای اهداف احمقانه ای که در سر دارن.‏
‏ حالا شما وقتی روبرو میشید به تمامیت وجودیت تمام جان ها و انسان ها به شکل این ابزارها نگاه میشه.‏
‏ برای ساختن، برای پیشرفت جمعی احمقانه، رسیدن به نوک اون هرم قله ها و رسیدن و فتح کردن اون جهان نادیده.‏
‏ تمام انسان ها ابزارهایی هستن.‏
‏ حالا این ابزارها میتونن جایگزین بشن چرا که ماشین های بهتری هستن که با خطای کمتر کار میکنند، کارایی بیشتری دارند.‏
‏ دیگه صدایی ندارن، دادی نمیزنن، فریادی نمیزنند، اعتراضی ندارن، گوش به فرمان تمام اون خواسته هایی که در راستای ‏کنترل هست رو دارن به پیش میبرن.‏
‏ حالا فرای اینکه این ماشین ها کم کم جای انسان رو میگیرن.‏
‏ خود انسان ها هستن که دارن مبدل به این ماشین ها میشن.‏
‏ اصلا ارزش گذاری ها داره به نوعی پیش میره تا انسان مبدل به یکی از ماشین ها بشه.‏
‏ کارایی بهتر برای ماشینی است که بدون هیچ خدشه ای، بدون هیچ چموشی، بدون هیچ زیر فرمان زدنی، بدون هیچ یاغی گری ‏و طغیان و نافرمانی تمامی فرامین رو به پیش ببره.‏
‏ و حالا انسان میدونه اگر قرار هست در این رقابت شرکت بکنه باید همه ماشین ها باشه.‏
‏ باید سعی کنه مثل اونها دنیا رو به پیش ببره.‏
‏ اینها ارزش گذاری ها و استانداردسازی هایی هست که در طول تاریخ داره اتفاق می افته به اشکال مختلف از اون نوک پیکان در ‏بین ادیان و نگاه خداوندی شما در نظر بگیرید تا بیاید و به همین جهان مدرن و امروزی خودمان برسیم.‏
‏ همواره در حال تکرار کردن هست.‏
‏ مدل سازی هایی داره اتفاق می افته تا انسان هر بار از اون حیطه معنایی خودش خارج بشه وارد یکسری معانی تازه سازی بشه.‏
‏ مثلا در این جهان مدرن در نهایت قرار هست که ماشین ها بیان و جای انسان رو بگیرند و در نهایت انسان ها هم مبدل به همان ‏ماشین ها بشن.‏
‏ با ارزش گذاری ها و استانداردسازی هایی که برای اونها اتفاق افتاده، انسان ها هم خودشون رو تبدیل به همون ماشین ها ببینن.‏
‏ فرای این شما مواجه میشید با این دنیای ساخته شده تازه ای که در دل اون قرار هست که تمام این ابزارها به جای انسان فکر ‏بکنن.‏
‏ این تکنولوژی های به وجود اومده در نهایت داره به جایی ما رو میبره که انسان دیگه حتی فکر هم نکنه.‏
‏ یعنی شما یک بار به هوش مصنوعی نگاه بکنید؟
‏ به این هوش مصنوعی که امروز داره جهان رو به تسخیر خودش در میاره.‏
‏ شما نگاه بکنید که داره در این دنیا کار رو به سمتی میبره که انسان ها دیگه فکر نکنن نیازی به فکر کردن نداشته باشند.‏
‏ شما در حیطه رسانه ها میدانید که قاعدتا از چندین سال پیش این نگاه هوش مصنوعی وجود داشته و اصولا با استفاده از همین ‏هوش مصنوعی ها با استفاده از همین الگوریتم ها بوده که سلیقه سازی ها اتفاق افتاده.‏
‏ یعنی ما در قسمت رسانه ها، در قسمت هنرمندان، در قسمت ورزش، در قسمت سیاست در تمام قسمت هایی که در این ویژه ‏برنامه صحبت کردیم ردپا هایی را میتوانیم از همین اشکال مشخص ابزار سازی انسان ها ببینیم.‏
‏ یعنی شما وقتی با رسانه روبرو میشوید میدانید که پشتوانه یک هوش مصنوعی بوده که میتوانسته برای انسان ها تصاویری را ‏پدید بیاورد تا سلیقه ای برایشان ساخته شود.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشوید با مردمی که دنیا را به شکل مشخصی میبینند مثلا همه این جماعت جهان را سیاه می بیند در ‏برابرشان یک قوه تازه ای هم هست که همه جهان را سفید میبیند.‏
‏ این به واسطه رسانه هاییست که این ها دارند دنبال میکنند.‏
‏ این حرف را قاعدتا همه شماها شنیدید به نوعی تبدیل به یک حرف کلیشه ای شده.‏
‏ یعنی آدم میتونه ببینه که اگر شما یه اعتقادات مذهبی خاصی داشته باشید، اعتقادات سیاسی خاصی داشته باشید و به فراخور اون ‏رسانه های خاصی رو ببینید.‏
‏ اصولا دنیا رو شبیه به همون باورهای خودتون میبینید.‏
‏ دیگه چیز تازه ای نخواهید دید چرا که الگوریتم های از پیش تری ساخته شده.‏
‏ برای اینکه سلیقه ها ساخته بشه برای اینکه سلیقه ها به پیش بره.‏
‏ حالا شما در این جهان مدرن دارید همواره این بازتولید رو میبینید.‏
‏ حالا در دل این نگاه تازه مثلا هوش مصنوعی چیزی که ما به عنوان همون ابزار، همون ماشین و همون تکنولوژی و پیشرفت ‏نهادینه شده و نهایی خود میبینیم، حالا شاهد این موضوع هستیم که قرار هست اصلا انسان فکر نکنه همه چیز رو در اختیار ‏ماشین بذاره.‏
‏ یعنی همون چیزی که ما در قسمت های مختلف دربارش صحبت کردیم.‏
‏ حالا دیگه یک میز آماده ایست که همه چیز رو هم در برابر داره.‏
‏ تمام زورمندان هم میتونن نهایت استفاده رو بکنن چرا که دیگه نیازی نیست انسان در دل این‌ها فکر بکنه.‏
‏ اگر در دل اقتصاد نهایت اون کار این هستش که مردمی باشند که زمانی برای فکر کردن نداشته باشند.‏
‏ حالا شما در دل این ابزار تازه میتونید برای سلطه بر مردم فکر اونها رو تغییر بدید.‏
‏ اصلا جوری دنیارو بچینید که کسان دیگه ای به جای اونها فکر بکنن.‏
‏ به جای اون ها آرزو بکنن آرزو های اون ها سلیقه های اون ها رو بسازن.‏
‏ همون اتفاقی که در اشل هنری هم داره میوفته در شکلی مثل ورزش هم داره می افته.‏
‏ هر بار داره می افته و حالا میتونه نهادینه تر می تونه قدرتمندانه تر در دل این ابزارها و به وسیله این تکنولوژی ها قدرتمند تر ‏به پیش بره.‏
‏ حالا میتونه در دل این تکنولوژی ها شما فکر رو هم به جای انسان به پیش ببره.‏
‏ حالا انسان غرق در این تنبلی و بدون فکر بودن و از کار افتادگی و در خود ماندگی ها هم بشه هر روز هم بیشتر و بیشتر دور ‏از معانی درست و واقعی جهان بشه دیگه هیچ معنایی برای او در میان نباشه.‏
‏ اویی باشه که در این دنیای ساخته شده غرق بشه و در این منجلاب و مرداب رها بشه.‏
‏ به جای او فکر میشه.‏
‏ به جای او تصمیم گرفته میشه، سلیقه برای اون ساخته میشه، رسانه ها دارن بهش فشار میارن و هر بار هر چیزی که خواستن ‏رو در اختیارش میزارن.‏
‏ حالا به واسطه اقتصاد کار کردن هر روز بیشتر و بیشتر قرار هست که دور بشه از اون کار فکری کردن، از اون تلاش فکری ‏کردن، از اون زندگی کردن و به دنبال معنای زندگی بودن.‏
‏ هر روز استانداردهای تازه ای براش ساخته میشه و در نهایت اگر نقطه ای برای اون وجود داشته باشه، برای فکر کردن هم ‏قرار هست که ابزاری بجای اون فکر بکنه.‏
‏ ابزاری تمام فکرها رو از پیش بدونه و این فکرها رو به پیش ببره.‏
‏ فرای تمام این مسائل و مصادیقی که برخی در باب مثلا هوش مصنوعی و تکنولوژی صحبت میکنن که گاها هم حقیقی است، ‏گاها هم میتونه پارانویایی باشه.‏
‏ اینکه مثلا جهان رو هوش مصنوعی بگیره و از بین ببره و این مسائل.‏
‏ اما فارغ از این خود قدرتمندان و زورمندان هم میتونن به سادگی از این ابزار استفاده می کنن که می کنن که اتفاقا موضوع مهم ‏این هست که کار فکری کم بشه.‏
‏ نگاه انتقادی کم بشه.‏
‏ مدام یک سری صحبت ها هی تکرار بشه.‏
‏ شما الان خیلی ساده است.‏
‏ وقتی مراجعه می کنید به هوش مصنوعی میبینید که همون تفکر غالبی که در اون نگاه های احمقانه حکومت ها وجود داره در ‏دل این هوش مصنوعی ها هم وجود داره.‏
‏ همون تفکرات دوباره داره بازتولید میشه.‏
‏ یعنی شما اگر برید به سمت نقد کردن مثلا ادیان میبینید که الگوریتم ها به نوعی ساخته شده در راستای اینکه نخواد اون نقد رو ‏انجام بده.‏
‏ یعنی مثال و مصداق هم داره دیگه.‏
‏ حتما شما هم تصاویر و صحبت هایی از این دست رو شنیدید.‏
‏ من چند وقت پیش تصویری دیدم در این راستا که هوش مصنوعی بودش که وقتی در باره قرآن باهاش صحبت میکردی و ‏میگفتی یک آیه همتای قرآن بیار این خیلی سفت میگفت نه من همچین قابلیتی ندارم چرا که این نوع عجیبی گفته شده.‏
‏ یعنی همون الگوریتم ها بهش داده شده همون داده ها.‏
‏ اصولا این هوش مصنوعی قرار داره که همه چیز رو از داده هایی که در اختیارش قرار گرفته بخونه.‏
‏ یه چیزی نیست که ماورای داده ها قرار باشه تصمیماتی بگیره، داده های مداومی که داره بهش داده میشه و حالا اون با اون ‏تصویری که بهش در اختیارش گذاشته شده به شما یه مضامینی رو در اختیارتون میذاره.‏
‏ حالا میبینید که چقدر ساده میتونن استفاده و سوءاستفاده ببرن برای تحمیق انسان ها، برای بیشتر و بیشتر کردن انسان ها به این ‏مرداب بی پایان و غرق شدن در این مسیر بی پایان در این هزارتویی که فردایی نخواهد داشت.‏
‏ حالا می بینید که همون معانی بی معنا دوباره داره تکرار میشه و باز تولید میشه.‏
‏ اینبار توسط ابزار، اینبار توسط تکنولوژی، اینبار توسط مثلا هوش مصنوعی.‏
‏ این بی معنایی که داره مدام برای انسان تکرار میکنه انسان رو از معنا تهی میکنه از معنای زندگی، از اینکه اصلا زندگی دیگه ‏براش معنا و مفهومی نخواهد داشت.‏
‏ از این غرق شدن غرق شدنی که نهایتش هم یک مرگ و نیستی و زندگی در مرگ کردنه.‏
‏ یعنی گاها شما رو به رو میشید با مرگ و مردن.‏
‏ اما خیلی از اوقات دارید زندگی میکنید.‏
‏ همتای مرگ به مراتب بدتر از مرگ.‏
‏ زندگی ای که از هزار بار مردن هم میتونه بدتر باشه.‏
‏ انسانی که فکر نمیکنه که کار فکری انجام نمیده، که نگاه منتقد نداره، که روحیه پرسشگر نداره.‏
‏ گویی که زنده نیست.‏
‏ گویی که مرده.‏
‏ و حالا به هزار شکل مختلف این انسان ها به سمت و سوی مردن و مردگی ها سوق پیدا میکنن.‏
‏ و اصولا وقتی ما در باب این مسخ شدن صحبت کردیم، در کلیت این ویژه برنامه صحبت نهایی پیرامون همین موضوع مشخص ‏مردن و مردگی کردن بود.‏
‏ اینکه زندگی معناش تهی از تمام ارزش ها شده، تمام معانی بی معنا شدن و ما به جایی رسیدیم که دیگه معنایی درش وجود نداره ‏که در قسمت آتی سعی میکنم بیشتر در باب این معانی صحبت کنم و بیشتر و بهتر نزدیک به این مفاهیم بشم تا در نهایت ما به ‏اون نقطه ای برسیم که بتوانیم گذر بکنیم.‏
‏ در کنار گفتن تمام این درد ها باید به نقطه درمان برسیم.‏
‏ قرار بر ذکر مصیبت و تکرار این مصیبت ها نیست.‏
‏ هرچند که این مصیبت ها، مصیبت های بی پایانی است که در زندگی دچارش هستیم.‏
‏ وقتی ما به این جهان امروزی و جهان مدرن نگاه می کنیم و به این عصر برده داری مدرنی که این گونه زندگی همه را در خود ‏خفه کرده و غرق کرده، هر بار با این عناوین رو به رو میشیم و داریم باهاش زندگی می کنیم با این جهان مدرنی که حتی اجازه ‏فکر کردن را هم از انسان ها میگیره.‏
‏ به جای انسان ها فکر می کنه.‏
‏ به جای انسان ها آرزو می سازه.‏
‏ تمام حرف ها رو از پیش تری داره تعیین می کنه و مدام تکرار می کنه و با شنیدن و تکرار کردن مداوم همین افکار و صحبت ‏هاست که انسان ها همون ها رو دوباره تکرار می کنند و بعضی هم بعضی اوقات بعضی از اون ها هم احساس می کنن که خیلی ‏به جاهای بزرگی رسیدن و دارن حرفهای تازه ای میزنن.‏
‏ حتی باری هم به این فکر نمیکنن که این حرف های تازه هم از کمی پیشتر ساخته شده و بهشون خورانده شده و اصولا همه ‏مصرف کننده ی همین تفکرات از پیش تعیین شده هستن.‏
‏ وقتی ما نزدیک به مفهوم ابزار میشیم، مواجه میشیم با انسانی که از نقطه ی ابتدائی ابزار سازی غرق در این ابزار ساخته شده، ‏این مسیر را به پیش رفته تا به این تکنولوژی های امروزی رسیده.‏
‏ انسانی که به واسطه ماشین ها انسان را از میان برده و در نهایت مبدل به ماشین ها شده.‏
‏ انسانی که در نهایت ماشین ها را به جایی رسانده که به جای انسان ها فکر بکنند.‏
‏ و ما حالا شاهد این تصویر مخدوش در برابر هستیم که انسان ها کنترلشان را در اختیار همین ابزار ها داده اند و در نهایت این ‏ابزار ها هم در اختیار قدرتمندانی هستند که جهان را به پیش ببرند.‏
‏ این ابزار هایی که گاها از وجود جان انسان ها و همه موجودات زنده هم باارزش تر شده اند و مبدل به ارزش ها شده اند و تمام ‏ارزش ها بی معنا شده اند و اصولا ما در یک دایره ی بی معنایی غرق شده ایم و زندگی میکنیم.‏
‏ قاعدتا در باب این مسئله میشه ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ در قسمت آتی هم سعی میکنم بیشتر در باب این مسئله صحبت کنم و قاعدتا در قسمت های آتی در ویژه برنامه های بیشتری که ‏در برنامه ای به نام جان هم اتفاق خواهد افتاد.‏
‏ ما در باب مسائل مختلفی صحبت می‌کنیم که قاعدتا پیرامون برده داری و برده داری مدرن هم بیشتر و بیشتر نزدیک می‌شویم.‏
‏ در این ویژه برنامه بیشتر سعی کردیم در باب کنترلی که در اختیار دارند و این مسخ کردن انسان ها به صورت جمعی است به ‏المان هایی از آن اشاره کنیم.‏