خب دوستان در این قسمت از برنامه ما قرار هست که در باب نگاه اقتصادی اسلامی صحبت بکنیم.‏
‏ اینکه اسلام اصولا در باب اقتصاد چه نگاه و نظری داشته؟
‏ در طول این تاریخ 1400 ساله که ازش گذشته.‏
‏ از اون ابتدا تا امروز نکته اول و کلیدی و مهمی که در زمینه اقتصادی باید بهش اذعان کنیم این هستش که اصولا از نظر اسلام ‏نگاه اقتصادی نگاه بی ارزشی بوده.‏
‏ مثال های بسیاری هم از ابتدا درباره اش میشه زد تا امروز و جهان امروزی ای که داریم میبینیم.‏
‏ یعنی به عنوان مثال در قسمتی که پیرامون کار هم صحبت کردیم در اسلام گفتیم که اصولا در قرآن به عنوان نماد اصلی ‏شناخت اسلام و راهبر اصلی برای مسلمون ها در جهان صحبتی از کار به میان نیامده و به همین شکل در باب اقتصاد و اصولا ‏قوه محرکه ی اقتصاد کار هست، تولید هست، تولید و کار هست که ما رو به یک اقتصاد شکوفا میرسونه و اصولا این مساله کار ‏و تولید توامان شده با اقتصاد.‏
‏ یعنی اقتصاد چیزی فراتر از تولید هم نیست در حقیقت.‏
‏ و خب وقتی اسلام و قرآن در باب این مساله و مساله کار صحبتی نکرده، قاعدتا برایش موضوع بی ارزشی بوده و اصولا این ‏نگاه اقتصادی همواره در بین مسلمان ها بی ارزش بوده.‏
‏ نمونه های ساده ای که برای ما ایرانی ها هم قابل لمس است همین نگاهی است که خمینی به عنوان مثال نسبت به اقتصاد دارد.‏
‏ آن مثال معروفی که همه شنیدن در باره اش که اقتصاد مال خر است و این حرف ها یعنی این ها داره به ما نوید این رو میده که ‏اقتصاد اصولا برای اسلام یک موضوع بی ارزش و پیش پا افتاده ای است.‏
‏ موضوعی که زندگی بشری رو امروز درگیر خودش کرده و زندگی ما به عنوان یک انسان مدرن در این جهان وابسته به مسائل ‏اقتصادی هست.‏
‏ همه انسان ها نیازمند هستند که از شرایط از نظر اقتصادی خودشون رو به یک مرتبتی برسانند.‏
‏ فرای اینکه اقتصاد موضوع مهمی هست و زندگی ما رو به نوعی در این شریان اقتصادی معنا گرم می‌شود و ما برای ادامه حیات ‏نیاز داریم به این مسائل اقتصادی.‏
‏ خب می بینیم که جرم و جنایت هایی که در جهان هم اتفاق می افتد به دلیل همین بحران های اقتصادی هست.‏
‏ به فراخور اینکه این مسائل اقتصادی در کشورها بیشتر می شود، مسائل جنایی هم در این کشورها بیشتر و بیشتر می شود.‏
‏ پس این مسئله اقتصادی موضوع بغرنج و مهمی هست در جوامع بشری.‏
‏ اما برای اسلام و نگاه اسلامی اصولا این موضوع موضوع قابل اهمیتی نبوده و همان شکلی که در نماد اصلی که قرآن هست ‏صحبتی به میان نیامده، در باب این مسئله صحبتی در باب کار به میان نیامده، در باب تولید به میان نیامده که بخواهد اصلا ارزش ‏و وقعی بگذارد برای مسائل اقتصادی به همین شکل.‏
‏ به مباحث اقتصادی هم در همین حد ساده انگارانه نگاه شده و بی ارزش از کنارش گذشته اند. گذشتند.‏
‏ ما اولین مواجهه با مسائل اقتصادی در اسلام بر می گردد به زمانی که محمد یک حکومتی را تشکیل داده در مدینه یعنی از ‏دوران بعد از هجرت.‏
‏ ما مواجه می شویم با اولین نگرش محمد در قبال مباحث اقتصادی.‏
‏ در آن دورانی که آن ها در مکه وجود داشتند و زندگی می کردند.‏
‏ خب مسئله اقتصادی هم به آن شکل نداشتند چرا که هر کدام در همان زندگی فردی و شخصی ای که داشتند در آن جامعه ‏کوچک اسلامی که هنوز شکل نگرفته بوده، مسئله مهمی به اسم مسئله اقتصادی نداشتند.‏
‏ حالا هر کدام به فراخور کاری که انجام می دادند از یک شرایطی هم بهره مند بودند و هنوز جامعه شان به نوعی شکل نگرفته ‏بود.‏
‏ اما بعد از اینکه محمد هجرت می کند و به مدینه می رسد، حالا دارای یک اجتماعی رو تشکیل می دهد و مواجه می شود با ‏این مسئله اقتصادی که قرار است اقتصاد این کشور و این اقتصاد این جامعه کوچکی را که تشکیل داده را پیش ببرد و اولین ‏مواجهه محمد را با مساله اقتصادی دارد.‏
‏ حالا قرار نیست که کاری بکنند.‏
‏ قرار نیست که تولیدی بکنند.‏
‏ قرار نیست که یک شکوفایی در این اقتصاد شکل بدهند.‏
‏ قرار نیست که یک چارچوب و بندهایی را تشکیل بدهند برای اینکه قرار باشد رفتارهای اقتصادی از خودشان بروز بدهند.‏
‏ قرار است که یک راهکار ساده ای را برای رسیدن به ثروت پیش بگیرند که آن هم به معنای راهزنی و دزدی است.‏
‏ شما مواجه می شوید با این غزوه ها.‏
‏ در باب این مساله در آن قسمتی که پیرامون کار بود هم صحبت کردم.‏
‏ اصولا کار و اقتصاد به هم گره خورده و می توانست این دو تا برنامه یکی بشود.‏
‏ اما حالا سعی کردیم که در این برنامه باز به یک اشکال دیگری از این نگاه به نوعی تحت پوشش قرار بدیم و بهش نظر ‏بیندازید.‏
‏ خب اولین مواجهه محمد با مسائل اقتصادی در همان جامعه کوچکی که در مدینه شکل داد اتفاق افتاد.‏
‏ حالا بعد از اینکه این جامعه کوچک اتفاق افتاد، حالا نیاز داشت که از یک بهره مندی اقتصادی هم برخوردار بشود.‏
‏ نیاز داشت که حالا یک ثروتی هم در اختیار داشته باشند برای همه کارهایشان و اصولا این چرخه اقتصادی هم پیش برود و ‏راهکاری که محمد و الله در اختیار مسلمان ها قرار داد و در قرآن هم به آن اذعان کرد، غزوه ها بود.‏
‏ اینکه حالا قرار بود در برابر کاروان های تجاری بایستند و اموال این ها را سرقت بکنند، با راهزنی به نوعی اقتصاد خودشان را ‏شکل بدهند.‏
‏ اقتصادی که بر پایه سرقت و دزدی قرار بود که شکل بگیرد و ما مواجه می شویم با این نوع نگرش اقتصادی که محمد شکل ‏داد.‏
‏ این غزوه ها آغاز شد و این طریقت اقتصادی را در دل اسلام به وجود آورد.‏
‏ ما مواجه می شویم با محمدی که حالا قصد دارد این چرخه های اقتصادی را به حرکت در بیاورد و راهکار و راه حلش چه در ‏قرآن، چه از زبان خدا و چه از طریقت خودش و سیرت خودش و آن نوع زندگی و آن تاریخی که در اسلام ساخت گره خورد ‏با این راهزنی.‏
‏ با این سد کردن راه تجاری که قصد رد شدن از آن خطه ی سرزمین ها را داشتند، قرار بود که از مدینه رد بشوند و به مکه ‏برسند.‏
‏ کالاهای تجاری را به سمت مکه برای فروش ببرند و یا کالاهایی که خریده بودند را به سمت کشور های خودشان ببرند.‏
‏ خب ما گفتیم که در زمانه پیش از اسلام و اصولا در دورانی که محمد ظهور کرد، تجارت مهم ترین بخش اقتصادی این ‏مردمان بود.‏
‏ یعنی در مکه، مکه یک مرکز تجاری بود که حالا قبایل مختلف میومدن کالاهاشون رو در اونجا میفروختند و یا میخریدند.‏
‏ و این مبادله و معامله هایی که شکل میگرفت باعث رونق اقتصادی در این کشورها میشد و اصولا یکی از دلایل عمده ای که ‏در برابر محمد هم ایستادگی کردن همین بود که این ترس و واهمه رو داشتند که شاید این اقتصاد لطمه بخوره چرا که خیلی از ‏این اقوامی که به مکه میومدن فرای کارهای اقتصادی که داشتند برای معاملاتی که میومدن، برای پرستش بت های خودشون، ‏خدایگان خودشون، الهگان خودشون که در همون کعبه هم نگهداری میشد میومدن و اونها میترسیدن از این وحدانیت و ‏یگانگی که حالا قرار بود این نظام رو از بین ببره و شاید نگاه ها رو تغییر بده نسبت به کعبه و نبودن این خدایگان و الهگان ‏باعث بشه که این اقتصاد هم از بین بره.‏
‏ و محمد راهکاری رو که در مدینه باب نوعی یاران و انصار و حواریون خودش مطرح کرد این بود که حالا شما می توانید با ‏راهزنی با غزوه ها این ثروت را به دست بیاورید و این چرخه اقتصادی را پیش ببرید.‏
‏ اولین مواجهه همین نگاه سرقت آلود و دزدی کردن است.‏
‏ کافران و قریشیان و مشرکان بود که این اقتصاد را شکل بی ارزش بود.‏
‏ از همان ابتدا هم بی ارزش بود برایشان.‏
‏ نگاه به سمت کار و تولید نبود و قرار نبود که چیزی تولید بکنند، تجارتی بکنند، کاری را پیش ببرند، ابزاری بسازند و به نوعی ‏رونق اقتصادی برای خودشان به وجود بیاورند و در نهایت هم این بی ارزش انگاشتن اقتصاد به این منجر شد که با سرقت اموال ‏مشرکان به آن ثروت دست پیدا بکنند.‏
‏ چرا که خدا از پیشتر هم به آنها گفته بود که اموال این مشرکین نه تنها اموالشان که حتی همسران و فرزندانشان و حتی جان ‏خودشان هم بر شما حلال است، هست. مباح هست.‏
‏ ریختن این خون ها برای شما حلال هست؟
‏ خب اموال این ها هم برای شما حلال هست دیگه.‏
‏ شما میتونید به راحتی اموال این مشرکین رو تصاحب بکنید و بین خودتون تقسیم بکنید غنائم رو.‏
‏ خب این اولین مواجهه ای بود که یک برآیندی رو هم در خودش داشت.‏
‏ یکی از بزرگترین برآیند های این مسلما گدا پروری بود.‏
‏ گدا پروری به چه معنا؟
‏ به این معنا که ما مواجه شدیم با یک حکومت وقتی که حالا در اختیار محمد هست قرار هست که این نگرش های اسلامی رو ‏پیش ببره.‏
‏ راهکار اقتصادیش این راهزنی هست.‏
‏ خب با این راهزنی حالا یک ثروت بادآورده ای به دست میاد.‏
‏ این ثروت بادآورده یه بخشیش سهم پیامبر خدا میشه.‏
‏ سهم امام میشه.‏
‏ این بخش رو به اون میدم و اون زندگی خودش رو پیش میبره و قدرتمند تر میشه و میتونه ارتش قدرتمند تری را پدید بیاره.‏
‏ میتونه برای اهداف خودش از اونها استفاده بکنه.‏
‏ یه بخشی هم خب مسلما بین کسانی که جنگجویان محمد لقب میگرفتند و در این غزوه ها شرکت میکردند تقسیم میشد.‏
‏ یک بخشی که بیشتر مسلما از مردم بود و بعد مابقی این غنایم قرار بود که بین مردم و مسلمین پخش بشه.‏
‏ حالا مردم و مسلمینی که یک بیت المال بادآورده ای رو میگرفتند و این منجر به این گداپروری میشد و اصولا فلسفه اقتصادی ‏اسلامی چه کمک کردن و چه نوع.‏
‏ اصلا این نگاه اقتصادیشون بر پایه گداپروری است.‏
‏ یعنی شما حتی در این جوامع امروزی اسلامی هم وقتی روبرو میشید با این مسئله روبرو میشید که اینها میان و مثلا اون پول ‏نفت رو بینشون تقسیم میکنن.‏
‏ قرار نیست کاری تولید بشه، قرار هست همون ثروتی که هست رو بینشون تقسیم بکنن و اونو بخورن از بین ببرن و اصولا ‏مصرف کننده باشن تا تولید کننده و اصولا کار ارزش و اعتباری نداره.‏
‏ تولید ارزشی نداره و این اقتصاد همواره بر پایه این سرقت و دزدی پیش رفته و این گداپروری رو بال و پر بهش داده.‏
‏ در ایران خودمون هم مواجه شدیم دیگه.‏
‏ یعنی مثلا برای اولین بار با این یارانه ها وقتی روبرو شدیم دیدیم که قشنگ حکومت در راستای این داره قدم برمیداره که این ‏گداپروری رو پیش ببره.‏
‏ قرار هست که مردم یه تحفه ای رو بگیرن از حکومت.‏
‏ در صورتی که در جوامع مختلف دنیا برعکس هست.‏
‏ قرار هست که مردم یه مالیاتی بدن برای اینکه نظم و ترتیبی داشته باشن، برای اینکه به عنوان مثال آموزش رایگانی داشته ‏باشن، خدمات درمانی رایگانی داشته باشن، از یک سری نعمات اجتماعی برخوردار باشن، یک هزینه ای رو میکنن برای ‏اینکه به این آرامش برسن.‏
‏ اما در جوامع اسلامی برعکس هست.‏
‏ قرار هست که حالا حکومت یک ثروتی رو به دست بیاره که حالا بیشتر هم این ثروت یا از طریق دزدی و غارت دیگران ‏هست و یا در نهایت از اموال طبیعی که به صورت به صورت طبیعی در جهان وجود داره از این اموال استفاده می کند و این را ‏بین مسلمانان و هم باوران خودشان تقسیم می کنند و این گداپروری شکل می گیرد.‏
‏ حتی وقتی به کمک کردن هم می رسیم در بین اینها فلسفه به همین شکل به پیش می رود.‏
‏ اینکه قرار است ما با کسانی که نیازمند هستند و مستضعفین هستند در این شرایط فقر اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی قرار ‏دارند.‏
‏ قرار است که در مقابله با آنها اگر کمکی بکنیم این است که ما مثل گدا به آنها فدیه و هدیه ای بدهیم.‏
‏ قرار نیست که کاری تولید بکنیم تا این ها بتوانند تولید بکنند و از دسترنج خودشان معاشی ببرند و ثروتی کسب بکنند و ‏زندگیشون رو تغییر بدن.‏
‏ قرار هست که مثل گداها در پی فدیه و هدیه ما باشند، در پی هبه ما باشند تا به یک جایی برسند و این جاها همواره هم زودگذر ‏و گذرا هم هست و همواره هم باعث میشه که درخودماندگی رو همیشه ما در بین این جوامع اسلامی هم می بینیم چرا که از ‏همان نقطه ابتدایی هم به کار و تولید بها داده نشده.‏
‏ نگاه اقتصادی همواره در پی همین گدا پروری بوده.‏
‏ فراتر از این گدا پروری در پی به دست آوردن مال مفت بوده.‏
‏ یعنی شما وقتی با این قزوه ها روبه رو میشید داره به شما یک پیامی میده.‏
‏ پیامی که داره به صراحت به شما میگه که نیازی نیست تا چیزی تولید بکنید تا کاری بکنید قرار هست که از دسترنج دیگران ‏دزدی بکنید، سرقت بکنید و این اموال رو برای خودتون بکنید.‏
‏ پس فلسفه اقتصادی که اسلام تصویر کرد به نوعی یک غارت اموال دیگران بود و بعد در کنار اون حالا تقسیم این غنائم بین ‏دیگر مسلمانان بود که تعبیر و تفسیر به این بیکاری و بیکارگی و در نهایت گدا پروری شد.‏
‏ ملتی که قرار بود همیشه دست به آسمان داشته باشه تا کمک دیگران رو بگیره خودش از تولید همواره محروم باشه، چیزی ‏تولید نکنه، کاری رو به وجود نیاره، پیشرفتی نکنه، همواره ایستا باشه و در جای خودش بمونه.‏
‏ و در این گداپروری هم راه رو ادامه بده.‏
‏ این در کمک کردن هم به همین شکل ادامه پیدا کرد و در چرخه اقتصادی هم به همین شکل پیش رفت.‏
‏ ما در نهایت در جوامع اسلامی این بازماندن کار و تولید رو داریم می بینیم.‏
‏ امروز هم در جهان پیرامونمون داریم این رو به وضوح می بینیم.‏
‏ از همون ابتدا هم این وجود داشت.‏
‏ یعنی حکومت اسلامی زمانی که شکل گرفت.‏
‏ در ابتدای امر ما گفتیم که محمد با غزوه ها این راه رو پیش می رفت.‏
‏ کم کم قدرت بیشتری گرفت، نیروی بیشتری گرفت، ارتش بزرگتری رو پدید آورد و سعی کرد با جهاد این ثروت رو به ‏دست بیاره.‏
‏ این ثروت باد آورده حالا حمله کرد به یهودیان، حمله کرد به قریشیان، حمله کرد به دیگر ممالک و روستاها و قومیت هایی ‏که در اطراف آن زندگی می کردند، حالا با قدرت ارتش بیشتر به جای اینکه یک راهزنی را انجام دهد و اموال این کاروان ‏های تجاری را به یغما ببرد.‏
‏ حالا به روستاها و اقوام دیگر حمله کرده و این اموال را به دست آورد.‏
‏ در آن جنگی که با اقوام یهود هم انجام داد در پی گنجی بود که حتی به خاطرش حاضر به شکنجه دیگران می شد تا آن یهودی ‏ها را شکنجه بدهد و جای آن غنائم و جنگ ها را به دست بیاورد و بعد یک سهمی برای خود و بعد هم یک سهمی برای ‏جنگجویان و در نهایت یک سهمی هم برای این مسلمانانی که قرار بود تبدیل به گدای هایی بشوند که نه تولید می کنند، نه ‏اقتصاد را به پیش می برند و تنها و تنها دست آویزانی دارند و در پی هدیه و فدیه و کمک.‏
‏ و ما مواجه شدیم با این دور ماندن از کار و تولید در بین جوامع اسلامی که تا امروز هم ادامه دارد و شما شاهد این دور ماندن از ‏کار و تولید هستید.‏
‏ فرای آن در نظام اقتصادی که اسلام به وجود آورد، یکی از موضوعات دیگری که وجود داشت این علاقه وافر به نظام سرمایه ‏داری بود.‏
‏ ما یک نظام سرمایه داری داریم که امروز نظام حاکم بر جهان است.‏
‏ در زمینه مباحث اقتصادی بر چند اصل استوار است.‏
‏ حالا اصل ها و اصولی که به عنوان آزادی های فردی تصویرش می کنند که منافات کامل با آزادی دارد.‏
‏ چرا که ما آزادی را تعریف کردیم که آزادی به مفهوم انتخاب قانون مشخص و مورد نظر ما است.‏
‏ یعنی آزادی را که ما به بی بند و باری تفسیر نمی کنیم و حالا برای این انتخاب قوانینی که ما به آن را به عنوان آزادی می ‏شناسیم باید به یک چارچوب کلی که آزار نرساندن به دیگران هست باورمند باشیم و این نظام سرمایه منافات کامل دارد چرا ‏که این ثروتمند شدن به بهای فقیر شدن دیگران هست، به بهای بهره کشی از دیگران هست.‏
‏ حالا در این برنامه مشخص خیلی نمی خوایم وارد مباحث سرمایه داری بشیم چرا که در باب این مسائل هم قطعا برنامه هایی ‏رو خواهیم ساخت و بیشتر با هم صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما این علاقه وافر مسلمون ها به نظام سرمایه داری رو از همون ابتدا هم میشه بهش نظر انداخت و در نظر گرفته شه.‏
‏ یکی از مهم ترین این المان های که در نظام سرمایه داری قدرتمند هست بها دادن به مالکیت هست.‏
‏ یعنی شما صاحب بودن و مالک بودن رو در نظام سرمایه داری به کرات می بینید.‏
‏ یکی از موضوعاتی که باعث پیدایش نظام سرمایه داری شده همین مالک بودن و صاحب بودن هست که در اسلام هم به شدت ‏پاس داشته شده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این که حق مالکیت مردم رو پاس میدارن.‏
‏ این که انسان ها میتونن صاحب اراضی بیشماری باشند، این که صاحب کارهای بیشماری باشند.‏
‏ صاحب خانه های بیشماری بدون اینکه اصولا مالک باشند و این نگاه صاحبخانه و مالک خانه یکی از بخش های جدانشدنی ‏از اسلام هست.‏
‏ نه تنها خلاصه در مباحث اقتصادی که در مباحث دیگر هم میشه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با نظام فکری ای که پدر را صاحب فرزند میدونه.‏
‏ شوهر را صاحب زن میدونه، انسان رو صاحب حیوان میدونه.‏
‏ خدایی که صاحب این بندگان و این موجودات زنده بر زمین و این خلایق هست.‏
‏ به نوعی ما مواجه میشیم با این تفکر صاحب خانه و مالک خانه ای که یک بنیان فکری قدرتمند در اسلام هست و این ریشه ‏دار در به وجود آوردن این سرمایه داری هست.‏
‏ یعنی شاید بزرگترین المانی که ما سرمایه داری رو امروز در جهان می بینیم همین حق دونستن مالکیت و تصاحب هست.‏
‏ این هست که ما باعث شده که سرمایه رو قدرتمندتر و با ارزش تر از کار بدونیم.‏
‏ خب این ها ریشه هایی هستش که باعث شده سرمایه داری به وجود بیاد و این همراستایی و همداستانی اسلام و سرمایه داری از ‏همین جا شکل گرفته.‏
‏ این که اسلام به کرات به این صاحب بودن و مالک بودن ارج گذاشته، اینکه خود پیامبر اسلام صاحب ثروت هنگفتی بوده، ‏همواره در پی این صاحب بودن به پیش میرفته.‏
‏ گفتم نه تنها این صاحب بودن در باب مسائل اقتصادی که حتی ریشه داره و به مسائل دیگه هم میرسه.‏
‏ این تصاحب حتی به تصاحب انسان ها هم میرسه و کار بیشتر و بیشتر به پیش میره فرای این تصاحب.‏
‏ موضوع دیگه ای هم که ریشه های این اقتصاد سرمایه داری رو پیش میبره این بهره کشی از دیگران هست.‏
‏ اینکه قرار هست دیگرانی کار بکنند و شما به واسطه ی سرمایه ی خودتون ثروتمند بشید.‏
‏ ریشه ابتدایی از همون تصاحب و مالکیت برگرفته میشه.‏
‏ حالا قرار هست که شما نه تنها صاحب اون اموال باشید، نه تنها اموال و سرمایه شما ارزش بیشتری رو نسبت به نیروی کار ‏داشته باشه که شما قرار هست صاحب این نیروی کار هم بشید و این هم همون ریشه های صاحب خانه شدن و مالک خانه شدن ‏هست که از ریشه های اسلامی هم بر میاد و در اعتقادات به عنوان مثال سرمایه داری هم قدرتمند هست.‏
‏ حالا این نیروی کار رو هم استثمار میکنه که به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکلش توسط اسلام هم به پیش رفته و اون هم ‏مساله برده داری هست.‏
‏ اینکه شما مواجه میشید با این برده داری لجام گسیخته ای که در بین مسلمون ها جاه داره، مقام داره، ارزش داره، اعتبار داره.‏
‏ شما با میادین بزرگ فروش بردگان در مدینه رو به رو میشید.‏
‏ اینکه من در اون قسمتی که در باب کاربود هم در این باره صحبت کردم.‏
‏ این که اسلام تبدیل به یک کارخانه ای برای برده سازی می شود نه تنها این که برده داری را محترم می داند بهش بال و پر می ‏دهد، بلکه خودش در تولید این برده ها هم تبدیل به یک کارخانه می شود.‏
‏ حالا حمله می کند.‏
‏ به عنوان مثال به کاروان های تجاری.‏
‏ این کاروان های تجاری را مال خود می کند.‏
‏ طبق کلام خدا و قرآن این اموال که برای او هست هیچ، حتی این کافران و مشرکین و این کسانی که در برابر خدا ایستادند هم ‏خودشان، همسرشان و فرزندانشان هم برای اسلام هست و این ها تبدیل به برده و کنیز برای مسلمان ها می شوند و این کارخانه ‏به نوعی فعالیت خودش را این گونه آغاز می کند.‏
‏ حالا کار از این غزوه ها بالاتر می رود، به جهاد می رسد، حالا می رسند و کشور های دیگر را تحت سلطه خودشان قرار می ‏دهند و بردگان بیشماری را در این جنگ ها اسیر می می‌کنند و در این میادین به فروش می‌رسد.‏
‏ یعنی این نظام سرمایه داری که یک بنیان اصلی به عنوان مالکیت و تصاحب دارد که در تصاحب اموال نقش دارد، حالا در ‏تصاحب انسان ها هم به عنوان برده نقش ایفا می‌کند و این سوءاستفاده از گرده های نیروی کار قدرتمند می‌شود و شما مواجه ‏می‌شوید با یک اسلامی که به نوعی نظام سرمایه داری قدرتمندی است و همچنان هم در بین کشورهای مختلف اسلامی قدرت ‏دارد و جایگاه دارد.‏
‏ نظام اقتصادی اسلامی برگرفته از همین نظام فکری سرمایه داری هست.‏
‏ قدرت خودش رو داره از همین موضوع می‌گیره.‏
‏ در وهله اول به کار از همون ابتدای امر هم ارزشی نمیده.‏
‏ یعنی شما قرآنی رو دارید که یک کلمه در باب کار کردن توضیحی نداده که بخواد حالا نیروی کار رو محترمشون از همون ‏ابتدا با اسلامی روبه رو هستید که مالکیت و حق مالکیت را ارج دارد، برایش محترم می‌شمارد و اجازه می‌دهد که هر کسی ‏صاحب اموال بسیاری باشد.‏
‏ شخصیت های بزرگ اسلامی همه شان ثروتمند بودند.‏
‏ همه شان در طول این دزدی ها و راهزنی هایی که کردند ثروت کلانی به دست آوردند.‏
‏ در آینده با جنگ هایی که کردند و کشور ها و اقوام دیگر را به نوعی به غارت بردند و یغما کردند و از آن خود کردند و در ‏این بیدادگری هرچه آنها داشتند را تصاحب کردند، تبدیل به ثروتمندان و سرمایه داران شدند.‏
‏ و این نگاه اسلامی سرمایه داری را تکریم کرد و بزرگ داشت و شما مواجه شدید با این سیل بزرگی که از این سرمایه داران ‏در این کشورهای اسلامی دیدیم.‏
‏ در کنار این، این ترویج برده داری باعث شد که یک نیروی کار مفتی را در اختیار مسلمان ها بگذارد که برده بودند.‏
‏ نه تنها این ها مفت در اختیار آن ها قرار گرفته اند که به نوعی برده و فرمانبردار آن ها هم بودند و باید به فرامین آن ها هم ‏گوش می دادند.‏
‏ سرشان به زیر تیغ می رفت و هر رفتاری هم می شد که از طرف این صاحبان بر آن ها اعمال شود و این صاحب خوانده شدن و ‏این حق مالکیت تا آنجایی قدرتمند و بالا در بین مسلمان ها جا گرفت که حتی حق مالکیت دیگر انسان ها را هم به آن ها داد.‏
‏ هر چند که از پیشتر حق مالکیت بر دیگر جانداران حیوانات را هم داده بود.‏
‏ در زندگی های شخصی حق مالکیت را در برابر زن ها هم به مردها داده بود.‏
‏ به پدران در برابر فرزندان هم داده بود و کم کم به همین جایی هم رسید که وجود داشت و قدرتمند تر شد.‏
‏ حالا جایگاهی گرفت که حالا در پی تولید هم بر آمد.‏
‏ گفتیم حالا این کارخانه ای را داشتند که با توجه به این موضوعات هر روز دارد بردگان بیشتری را هم تولید می‌کند و در این ‏چرخه بیمار از آنها بهره کشی می‌کند و اقتصاد بیمار اسلامی هم به همین شکل پیش رفت و قدرتمند شد.‏
‏ اما ما یک شکل امروزی هم داریم از این اقتصاد اسلامی که هر چند قدرت فراوانی هم در جهان نداشته و ندارد، اما گهگاه ‏می‌شنویم که نگاه های مارکسیستی و نگاه های اقتصادی مارکسیستی را به نوعی همسو کردن با نگرش های اسلامی از بعد ‏اقتصادی و نگرش های اقتصادی اسلامی را نزدیک می خواهم بکنم به نگرش های مارکسیستی که با آن اصالت و بنیان اسلام ‏در تضاد است.‏
‏ شما حتی گاها می‌بینید که در همین جمهوری اسلامی هم سعی می‌کنند یکسری رفتار هایی که همسو است با اعتقادات ‏کمونیستی و سوسیال سوسیالیستی ببینید.‏
‏ یعنی دولت هایی هم روی کار آمدند که سعی کردند به نوعی.‏
‏ یک سری سیاست های اقتصادی را پیش ببرند که جنبه های مارکسیستی داشته باشد که خیلی جالب هست.‏
‏ به واسطه این نگرشی که نگرش سرمایه داری و این نگاه اقتصادی سرمایه داری را در اسلام همواره فریاد می زند، در نهایت به ‏یک جایگاهی می رسد که ما یک دولت کاپیتالیستی حالا داریم.‏
‏ حالا قرار هست که اگر طرز تفکری در راستای اقتصاد مارکسیستی پیش برود به نفع دولت مارکسیستی به نفع دولت ‏کاپیتالیستی بشود.‏
‏ یعنی در نهایت تمامی این اموال گرفته می شود و در اختیار دولت قرار داده می شود.‏
‏ تنها سرمایه دار قرار هست که دولت باشد.‏
‏ یعنی قرار هست که هر چیزی که در اختیار مردم قرار نگرفته همه و همه در اختیار دولت قرار بگیرد و این بلبشو را به وجود ‏آورد.‏
‏ چرا که در ماهیت و در اصالت وجودی ات اصولا اسلام و نگرش اقتصادیش گره خورده با نگرش اقتصادی سرمایه داری ‏هست چرا که مالکیت رو ارج میزاره به کار ارزش و اعتباری نمیزاره نیروی کار رو به عنوان برده در اختیار داره و خب با توجه ‏به این عناوینی که در خودش جای داده هیچ سنخیتی با نظام کمونیستی و مارکسیستی نداره و نمیتونن با هم جمع شدنی به ‏نوعی نیستن و هر وقتی هم که سعی کردن این دو را با هم جمع بکنن در نهایت تبدیل به یک دولتی شده که به مراتب بدتر از ‏نظام سرمایه داری حاکم در جوامع کار رو به پیش برده.‏
‏ یعنی شما یک دولت کاپیتالیستی دارید که حالا رفتارهای مارکسیستی رو به نفع خودش انجام میده.‏
‏ یعنی اون اموالی که شاید در اختیار مردم گاها وجود داشته رو هم تصاحب میکنه تبدیل به یک حکومتی شبیه به امروز ما ‏می‌شود که ما مواجه هستیم با نظام سرمایه داری که در اختیار فقط و فقط دولت هست.‏
‏ یعنی شما با حکومت های سرمایه داری در جهان روبه رو میشید.‏
‏ این ها در پی تولید.‏
‏ اختلاف طبقاتی بین ثروتمند و فقیر هستند.‏
‏ این فقیر و غنی مدام دارن در بین این جوامع سرمایه داری قدرتمند تر میشن.‏
‏ جایگاهشون فقیران فقیر تر و ثروتمندان ثروتمند تر میشن.‏
‏ اما وقتی این نگاه رو میارید در جوامع اسلامی به عنوان مثال یک اشل قابل لمس و درک برای ما ایرانی ها یعنی جمهوری ‏اسلامی.‏
‏ حالا این غنی بودن و ضعیف بودن تبدیل به یک حکومت ثروتمند و یک مردم فقیر میشه.‏
‏ یعنی نقش اون سرمایه دارانی که در جامعه های کاپیتالیستی مردم بازی میکنند حکومت بازی میکنه.‏
‏ حتی سیاست هایی که اتخاذ میشه هم در راستای این هست که هر روز این حکومت رو قدرتمند تر و قدرتمند تر بکنه و تمامی ‏ثروت رو در اختیار این ها بذاره و تمامی انحصار تمامی صنایع رو به دست بگیرن.‏
‏ اتفاقی که امروز در ایران به وفور قابل رویت هست.‏
‏ تمامی صنایع در انحصار مثلا سپاه هست در انحصار اشخاص سیاسی و دولتی ایران هست.‏
‏ این ها هستن که اقتصاد رو در اختیار گرفتند و نقش اون سرمایه داران رو دارن بازی میکنن.‏
‏ یک حکومت کاپیتالیستی شده که حتی اجازه این رو نمیده که مردم نقش اون سرمایه داران رو بازی کنن و سرمایه دار اصلی ‏همواره دولت هست.‏
‏ هر کدوم از این نگرش هایی که در باب به نوعی تجمیع نگاه مارکسیستی و اسلامی سعی کرده صحبتی بکنه کاملا راه رو به ‏بیراهه رفته چرا که منافات داره با اصالت اسلامی.‏
‏ اصالت اسلامی همواره در راستای مالکیت قدم برداشت.‏
‏ همواره همه چیز رو مالک شده.‏
‏ یعنی از اون نگاه که در خدا وجود داره که مالک تمام انسان ها هست تا طبقاتی که طی میشه و انسان های مختلف در این ‏جایگاه ها قرار میگیرن و همه صاحب دیگران میشن.‏
‏ به ما نوید این رو میده که ما صاحب بودن رو در این نگاه تا چه اندازه قدرتمند و وسیع قرار دادیم.‏
‏ حالا با توجه به این نگاهی که ما نسبت به این موضوعات داریم نمی تونیم که به حق مالکیت رو به نوعی از بین ببریم و ‏بخواییم نگاهمون رو نزدیک به نگاه های مارکسیستی بکنیم.‏
‏ از اون طرف کاری که در بین حالا مارکسیست ها از نوع نگاه اقتصادی خودشون دارای ارزش هست و بزرگترین ارزش همون ‏کار هست رو نمیتونی در بین مسلمون ها ببینی چرا که از همون ابتدا هم در قرآن حتی اشارتی هم به این کار نشده.‏
‏ حتی قدمی هم برداشت نشده برای تولید، برای کار کردن و خب نمیتونید این دو تا رو با هم جمع کنیم.‏
‏ شما داری در باب نظامی صحبت میکنی که کار بی ارزشی درش و این صاحب بودن و سرمایه دار بودن راه گشا هست.‏
‏ برای اینکه شما به هر چیزی برسید در کنار اون مواجه بودید با یک تاریخ بلندبالایی در راستای ترویج برده داری و استفاده و ‏به نوعی سوءاستفاده از برده های این بردگان و این نیروهای کار و اینها با هم جمع شدنی نیست.‏
‏ اما یک بلبشویی رو در این ساختار اقتصادی اسلامی در جهان اسلام میبینید که گاها سعی میکنن.‏
‏ به نوعی برخی اوقات به سمت سرمایه داری و برخی اوقات به سمت نظام های مارکسیستی برن و از این بلبشو یک معنی بی ‏محتوایی رو به نوعی تولید میکنن که هیچ سنخیتی با هیچ کدوم از این دو معنی نداره و یک چیزی بین این دوتا هست یعنی ‏ساختار اقتصادی که امروز در ایران وجود داره نه تابع حکومت سرمایه داری هست.‏
‏ نه تابع حکومت مارکسیستی هست.‏
‏ یه چیزی بین این دو تاست.‏
‏ در بنیان های فکری نزدیک به کاپیتالیسم هست و گاها سعی میکنه که از اون عدالت مثلا عدالتخواهی و برابری طلبی ‏اقتصادی به نوعی سوسیالیستی هم استفاده بکنه که بی معنا هست چرا که همواره مصادره به مطلوب میشه.‏
‏ برای حکومت و حکومت قرار هست که نقش اون سرمایه دارها رو ایفا بکنه.‏
‏ امروز در اقتصاد کشورهای اسلامی هم تمام این موضوعاتی که دربارش بحث کردم رو میتونید ببینید.‏
‏ یعنی شما این بی ارزش انگاشتن کار رو میتونید در تمام این جوامع اسلامی ببینید؟
‏ اینکه تا چه اندازه ای در این راستا قدم بر میداره.‏
‏ اینکه تا چه اندازه ای کار براشون بی ارزش هست.‏
‏ اینکه چگونه در این راستا حتی ذره ای هم قدم به پیش برنداشتند.‏
‏ اینکه چگونه در این گداپروری پیش رفتند.‏
‏ اینکه تا چه حد ملت هایی را پدید آوردند که ملت های گدایی هستند که نه تولیدی دارند، نه کاری دارند، نه پیشرفتی دارند و ‏همواره در این ایستا بودن خودشان درجا زدن و ماندن.‏
‏ اینکه ما هیچ پیشرفتی در این جوامع نمیبینیم، اینکه تا چه حد این جوامع دو پارگی بینشون زیاد هست شما به این جوامع ‏اسلامی عربی نگاه بکنید.‏
‏ ببینید این تفاوت هایی که وجود دارد بین فقیر و غنی و همین جامعه امروزی ایران خودمان نگاه بکنید و این خط فقر را نگاه ‏بکنید.‏
‏ اینکه تا چه اندازه بین فقیر و غنی در ایران ما فاصله هست تا چه اندازه نظام سرمایه داری در اینجا دارد قدرتمند به پیش می ‏رود؟
‏ تا چه اندازه این حق مالکیت قدرتمند در این جوامع اسلامی وجود دارد؟
‏ تا چه اندازه این برده داری ترویج پیدا کرده.‏
‏ تک تک این موضوعات رو میتونید ببینید.‏
‏ اینکه تا چه اندازه این بلبشو به سود حکومت های اسلامی در راستای اقتصادی پیش رفته، این بلبشویی که ترکیبی از مارکسیسم ‏و کاپیتالیسم رو سعی کردن به خورد مردم بدن.‏
‏ اینکه در نهایت تبدیل شده به یک حکومت کاپیتالیستی که حالا قرار است همه چیز رو برای خودش بکنه، تنها سرمایه دار اون ‏جهان خودشون باشن.‏
‏ تک تک این موضوعات رو در اقتصاد امروز کشور های اسلامی میتونید ببینید.‏
‏ این درجا زدن رو میتونید ببینید.‏
‏ و در نهایت میتونید ببینید که تا چه اندازه در این باتلاق فرو رفتن.‏
‏ اقتصاد اسلامی به نوعی گره خورده با نظام سرمایه داری. این مالکیت.‏
‏ این ترویج برده داری.‏
‏ و این نگاه ها از همون ابتدا هم به همین شکل پیش رفته و ما دربارش سعی کردیم که صحبت بکنیم.‏
‏ باز هم میشد درباره‌اش صحبت کرد.‏
‏ شاید هم در آینده درباره موضوعاتی از این دست باز هم صحبت کنیم.‏
‏ اما فکر می‌کنم که تا همین اندازه این قسمت هم کافی هست.‏
‏ در انتهای برنامه هم باز هم باهاتون در میون می‌گذارم که شما می‌تونید در این راه در کنار من باشید.‏
‏ می‌تونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم مختص برنامه به نام جان نیست.‏
‏ برنامه به نام جان تهیه شده تا ما در اون به زبان ساده، صریح، رک و بداهه با هم در باب موضوعاتی که بهش اعتقاد داریم ‏برامون مهم هست صحبت کنیم. فرای برنامه.‏
‏ به نام جان.‏
‏ من اعتقادات و باورهام رو پیشتر از این تحت عناوین کتابهایی به رشته تحریر در آورده.‏
‏ کتاب های داستانی، داستان های کوتاه، اشعار، مقالات، کتاب های تحقیقی.‏
‏ میتونید با مراجعه به وب سایت جهان آرمانی این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید ‏در کنار من باشید این آثار را با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.‏