خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص عوامگرایی ما سعی کردیم یه توضیحی نسبت به این موضوع مهم داشته باشیم و بعد ‏در قسمت های آتی هم در باب مصادیق این موضوع صحبت کنیم.‏
‏ و حالا در این قسمت انتهایی از این ویژه برنامه مشخص قصد داریم که در باب ثمره به نوعی عوام گرایی صحبت بکنیم.‏
‏ ثمره ای که قاعدتا میتونه اشکال مختلفی داشته باشه و حالا سعی میکنیم در باب یکی از اشکال مهمش که جنگ و جنگ ‏طلبی است صحبت بکنیم و در نهایت هم اشارتی نسبت به ثمرات دیگرش هم داشته باشیم و این عوامگرایی را در نهایت ببینیم ‏که چه برآیندی می‌تواند برای یک جامعه مشخص داشته باشد.‏
‏ جامعه ای که قاعدتا به واسطه همین عوام گرایی، قدرت سیاسی را در اختیار گروه خاصی داده و در نهایت قرار است که از این ‏چه برداشتی داشته باشد از این کاشتی که نسبت به این موضوع مشخص داشته.‏
‏ خوب قاعدتا موضوعات مختلفی می‌شود در باب این برآیند ها صحبت کرد.‏
‏ همان طوری که در قسمت های گذشته هم درباره اش صحبت کردیم و گفتیم مثلا این عوام‌گرایی در نهایت ما را به یک ‏سمت و سویی می کشاند تا شاهد نگاه های نژادپرستانه باشیم.‏
‏ عوام‌گرایی سیاسی که در نهایت گره خورده با نگاه های ملی گرایانه است، در نهایت آن قوم و آن کشور را به جایگاهی ‏می‌رساند که خود را قوم برتر و برگزیده و منتخب و والاتر از دیگران تعبیر کند و به واسطه اش دیگران را تحقیر و کوچکتر ‏بشمارد و در نهایت با یک نگاه نژادپرستانه برسد و یا مثلا وقتی شما مواجه می‌شوید با این عوام‌گرایی که گره خورده با سیاست ‏است.‏
‏ در نهایت قرار است که جامعه را به سمت و سویی بکشاند که یک اکثریت مستبد قدرت را در اختیار بگیرند و تمامی اقلیت ها ‏را از میان ببرند و آن نگاه فاشیستی در نهایت میدان‌دار این جوامع بشود.‏
‏ همان طوری که در کشور های مختلف این اتفاق افتاده، چه در دوران گذشته و چه در حال حاضر و حتی همین امروز هم در ‏حال اتفاق افتادن است.‏
‏ پس اصولا وقتی ما در باب این ثمرات صحبت میکنیم که نگاه نگاه عوام‌گرایانه میتواند چه ثمراتی بدهد؟
‏ خب در قسمت های مختلف هم دربارش صحبت کردیم و اشاراتی هم میکنیم.‏
‏ اما یکی از این ثمرات و یکی از این برآیند ها قاعدتا جنگ و جنگ طلبی است.‏
‏ اصولا در پی بزرگ کردن قلمروها است.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با این عوامگرایی ای که در نهایت در پی آن است که شما خود را بزرگتر و قدرتمند تر تعبیر و ‏تفسیر کنید و در نهایت هم راهی به جز این که بخواهید قدرت را در اختیار بگیرید و با جنگ آوری کشور های مختلف را ‏مستعمره خودتان بکنید ندارد.‏
‏ قاعدتا در جهان امروز ما به واسطه این که انسان ها سعی در پیشرفت و میل به پیشرفت داشتند و سعی کردند آن عناوین دهشت ‏ناکی که از گذشته با آن درگیر بودند را کمرنگ تر کنند، کمتر شاهد این تصاویر هستیم اما باز هم شاهدش هستیم.‏
‏ یعنی باز هم شما می بینید که مثلا روسیه در همین شرایط امروزی و در همین جهان امروزی هم داره همین رفتارها رو انجام ‏میده.‏
‏ یعنی امروز هم شما شاهد این تصاویر هستید اما کمرنگ تر.‏
‏ یعنی اگر در گذشتگان ما روبه رو می شدیم با تصاویر وحشتناکی که یک کشور بلند می شد از یک گوشه تمام کشور ها را به ‏جنگ و تاراج می برد و ثروتشان را از آن خود می کرد و قدرت را در اختیار می‌گرفت و مردمان را به برده و کنیز مبدل می ‏کرد.‏
‏ حالا ما کمتر با این تصاویر روبه رو هستیم اما باز هم با آن روبه رو هستیم و یکی از ثمرات اصلی این پوپولیسم در نهایت ‏جنگ طلبی است.‏
‏ در نهایت رسیدن به قدرت است برای برتری طلبی و در نهایت همین جنگ افروزی هایی که در جهان از گذشته دیدیم هم ‏شاهد آن خواهیم بود.‏
‏ یعنی مثلا یک مثالی پیرامون محمد و اسلام بزنیم.‏
‏ موضوعی که ما به شدت با آن درگیر هستیم.‏
‏ من بارها و بارها درباره اش صحبت کردم که مثلا وقتی ما قرار است در باب مشکلات جهان صحبت بکنیم باید در برابر ‏مشکلی که در برابر ما صف‌آرایی کرده صحبت کنیم.‏
‏ یعنی مایی که در ایران جمهوری اسلامی و تحت این نگاه های فاسد و پوسیده اسلامی قرار گرفته ایم و همه زندگی ما تحت ‏تاثیر همین نگاه اسلامی است.‏
‏ حالا اگر قرار است نقدی بکنیم باید نسبت به اسلام نقد بکنیم.‏
‏ باید نسبت به جمهوری اسلامی نقد بکنیم.‏
‏ قرار نیست که ما برویم و نوک پیکان را مثلا در برابر کمونیست ها بگیریم.‏
‏ قاعدتا اگر ما هم در یک کشور کمونیستی به دنیا آمده بودیم، بیشتر نقد ما نسبت به همان نگاه های کمونیستی بود.‏
‏ پس اگر مثالی را در تمام قسمت های برنامه ای به نام جان یا در کتاب ها پیرامون اسلام مطرح میکنم، به واسطه همین درگیری ‏است که ما با موضوع مشخص و مشکلی که زندگی ما را به بطالت برده یعنی اسلام باید داشته باشیم و عقل سلیم هم حکم ‏میکند قاعدتا انسان در برابر مشکلی که در برابرش صف آرایی کرده مبارزه کند و نسبت به آن نقد بکند و سعی در کمرنگ ‏کردن تغییر آن و از میان بردن همان نگاه مشخص داشته باشد.‏
‏ خب خیلی دور از بحث نشویم.‏
‏ ما وقتی در باب این موضوع مشخص و این پوپولیسم صحبت میکنیم که در نهایت قرار است ما را به سمت و سوی جنگ ببرد.‏
‏ یکی از مثال های مشخصش همان نگاه اسلامی است.‏
‏ ما در باب محمدی صحبت کردیم که آمد و قدرت را در اختیار گرفت.‏
‏ به شدت هم عوام‌گرایانه این کار را کرد.‏
‏ ما در باب این موضوع مشخص.‏
‏ در ویژه برنامه همین پوپولیسم.‏
‏ بر قسمتی که پیرامون پیامبر آن بود صحبت کردیم که چگونه پیامبران با استفاده از عوام گرایی قدرت را در اختیار گرفتند.‏
‏ یک باور خاصی که در بین مردم وجود داشت و بر همان موج سوار شدن تغییری در دل آن ایجاد کردند، اما عصر را نگه ‏داشتند و با همین عوام گرایی سعی کردند حداکثر را همسو با خود ببرند، میل به رسیدن به قدرت داشتند و در نهایت مثلا وقتی ‏شما با محمد روبه‌رو می‌شوید در نهایت به همان قدرت سیاسی می‌رسد که در نهایت حکومت را در اختیار می‌گیرد و حالا ‏تحت عنوان خلیفه خلیفه ای که همپایه پادشاه و حتی خیلی قدرتمند تر از پادشاه است.‏
‏ همانطور که در قسمت های مختلف صحبت کردیم که ما وقتی در باب دیکتاتوری صحبت می‌کنیم، در باب این استبداد ‏صحبت می‌کنیم، وقتی وارد وادی دینی می‌شود یعنی به استبداد دینی کشیده می‌شود، خیلی وحشتناک تر از تمام استبدادهای ‏جهان است.‏
‏ چرا که مثلا شما مواجه می شوید با دیکتاتوری که یک دیکتاتور زمینی است، مردمی هستند که با این در حال مبارزه هستند، با ‏همین شخصیت مشخصی که بر زمین هست ادعای خدایی نکرده.‏
‏ حالا شما با یک دیکتاتوری دینی روبه رو می شوید که همه قدرت را در اختیار گرفته و به نوعی خود را نماینده خدا و یک ‏قدرت لایزال در آسمان ها می داند.‏
‏ حالا مبارزه با آن هم سخت تر است.‏
‏ ما با محمدی روبه رو می شویم که با این عوامفریبی همه قدرت را در نهایت از آن خود کند.‏
‏ حالا ثمره این قدرت طلبی در نهایت چیست؟
‏ در نهایت ما با محمدی روبه رو می شویم که به فرمان خدا در سوره ای که تحت عنوان جهاد میشناسیم و در آیه های بیشمار ‏قرآن و احادیث زیست، پیامبر در نهایت هدف را گره می زند با جهاد و جنگ.‏
‏ حالا قرار است که این نگاه فاسد و آلوده را به واسطه همین جنگ به سراسر جهان هم منتشر کند و این ویروس مرگ افزار را ‏مبدل به یک نگاه جمعی بکند همان طوری که انجام داد و در نهایت هم مردمان هزاران سال الان که درگیر همین نگاه آلوده ‏هستند.‏
‏ هزار و چهارصد سال است که همین ایران خودمان آلوده به این ویروس مهلک و کشنده است.‏
‏ در نهایت این نگاه عوامفریبانه تحت عنوان نگاه های اسلامی به این سمت و سو کشانده شد که جنگ رو میدان‌دار بکنه.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با غزوه ها و جهادها.‏
‏ حالا پیامبری است که وارد این میدان پر تلاطم شده تا قدرت سیاسی خودش را گسترش دهد.‏
‏ همان طوری که اگر امروز هم به جهان نگاه بکنید تمامی این حکومت های عوام‌گرایانه هم به دنبال همین نگاه ها هستند.‏
‏ قدرت خود را تکثیر کنند، قدرت خودشان را به اثبات برسانند، با خوار و خفیف کردن دیگران با از میان بردن دیگران این ‏قدرت را برای خود بکنند.‏
‏ در همان دوران محمد هم اوضاع به همین شکل است.‏
‏ حالا محمدی است که ابتدا با همان غزوه ها سعی می کند این قدرت را به دیگران نشان بده و حالا وقتی یک اکثریتی را با ‏خود همراه کرده حالا سعی می کند کشور ها را از میان ببرد و همین میراث را هم برای خلفای راشدین و کسانی که بعد از ‏محمد قدرت را می گیرند که همان ابوبکر و عمر و عثمان و علی.‏
‏ و چه بعد از آن در دوران امویان و عباسیان و حتی بعد از آن صفویان و عثمانیان و تمام این نگاه ها حتی امروز در نهایت این ‏فدیه و این ارث را برای آنها به جای خود به جای می گذارد تا در نهایت با همین قدرت طلبی به پیش بروند و با جنگ و جهاد ‏و جنگ آوری سعی کنند برتری خودشان را ثابت کنند و قدرت را در اختیار بگیرند.‏
‏ شما مواجه می‌شوید با این نگاه که امروز هم در جهان به همین شکل داره پیش میره.‏
‏ یعنی اگر امروز هم به جهان پیرامون خودتان نگاه کنید می بینید که همین گونه هست.‏
‏ یعنی اگر آمریکا روزی قدرت را در اختیار داره، حالا سعی می کنه با حمله کردن به کشور های دیگه اینگونه قدرت خودش ‏رو ثابت کنه.‏
‏ باز هم با همون نگاه های عوام‌گرایانه.‏
‏ یعنی شما مثلا مواجه میشید با آمریکایی که به واسطه همین نگاه عوام‌گرایانه و اینگونه خود رو همراه کردن با اون نگاه آلوده ‏ای که در بین عوام مردم وجود داره و اکثریت بهش باورمند هستند.‏
‏ مثلا به عراق هم حمله میکنند با یک خیالی که مطرح کرده، با یک فریبی که مطرح کرده تحت عنوانی که حالا این کشور ‏داره به قدرت اتمی میرسه وارد جنگ میشه و این همه کشته و مجروح و مصیبت را به بار می آورد.‏
‏ چرا که اصولا با یک نگاه عوام فریبانه ای وارد این وادی شد که ما باید از ملت خودمان دفاع کنیم.‏
‏ یا مثلا در افغانستان اتفاقی که افتاد و القاعده آمد و آن اتفاق یازده سپتامبر را رقم زد، حالا شما مواجه می شوید نگاه های عوام ‏گرایانه ای است که میداندار می شود و مدام دارد درباره اش صحبت می شود که ما باید از ملت خودمان دفاع کنیم و وارد یک ‏جنگ فرسایشی می شود و این همه هم تبعات وحشتناکی را به بار می آورد.‏
‏ باز هم گره خوردن در نهایت نگاه های عوام فریبانه و عوام گرایانه است.‏
‏ با جنگ فارغ از این شما مواجه می شوید با این که هدف در نهایت و یا برآیند کلی در نهایت همین جنگ و جهاد و از میان ‏بردن دیگران است.‏
‏ این نگاه های عوام گرایانه ای که برای میل به قدرت وارد میدان شده.‏
‏ همین میل را هم به پیش می برد.‏
‏ در نقطه ابتدایی قرار بوده.‏
‏ میل به قدرت در همان ساختار سیاسی کشور خودش شکل بگیرد.‏
‏ اما در نهایت با ادامه قرار است که این قدرت را در سطح جهان هم به پیش ببرد.‏
‏ همان اتفاقی که مثلا در آلمان نازی می افتد.‏
‏ حالا هیتلر است که ابتدائا قدرت را در مملکت خودش به دست می گیرد.‏
‏ حالا به واسطه عوامگرایی که وارد این میدان شده به واسطه غرور له شده مردمان آلمان به واسطه بیدار کردن این غرور.‏
‏ به واسطه اینکه اینها را مبدل به نژاد برتر در جهان بکند وارد این میدان شده و حالا وارد این میدان می شود و جنگ آوری را ‏هم به پیش می برد.‏
‏ حالا شما شاهد هستید که همین نگاه پوپولیستی میداندار هست که یک جنگ جهانی و جنگ جهانی دوم و اون فجایع غیر ‏قابل درک رو هم شکل بده.‏
‏ مثلا وقتی به جمهوری اسلامی و یا هلال شیعی نگاه میکنیم، چیزی که ما در ویژه برنامه هایی که پیرامون جمهوری اسلامی ‏داشتیم فکر میکنم در ویژه برنامه هژمونی جمهوری اسلامی پیرامون این موضوع هم صحبت کردیم.‏
‏ این که جمهوری اسلامی.‏
‏ و این نگاه اسلامی که وجود دارد تحت عنوان اسلام شیعی در همین خاورمیانه.‏
‏ حالا شما مواجه هستید که این نگاه عوام فریبانه ای که دقیقا آن جامعه هدف خودش را دارد یعنی جامعه شیعی.‏
‏ یعنی شاید در ایران امروز ما این خیلی خریداری نداشته باشد اما در یک بخشی از همین مردم ایران و همان مردم مثلا عراق و ‏سوریه و لبنان حالا طرفدارانی دارد و برای همین جامعه هدف است که اینها عوام‌گرایانه دارند حرکت می کنند تا اینها را با هم ‏همسو کنند تا در نهایت به چه نقطه ای برسند تا در نهایت چه برآیندی را برای جامعه بشریت داشته باشند.‏
‏ چیزی فارغ از جنگ است.‏
‏ جنگ آوری است.‏
‏ اتفاقات وحشتناکی که می افتد حالا یا خرابکاری هایی می کنند که منجر به جنگ می شود، یا جنگ هایی را آغاز می کنند یا ‏در نهایت دارند تلاش می کنند تا به آن نقطه مشخص و جنگ‌آوری هم برسند.‏
‏ در نهایت شما می‌بینید که چگونه نگاه‌های عوام‌گرایانه گره می‌خورد با همین موضوعات، چرا که نقطه ابتدایی‌اش میل به ‏قدرت است.‏
‏ میل به قدرتی که قرار است در همان کشور مشخص اتفاق بیفتد اما در نهایت حالا هواخواهان بیشتری هم خواهد داشت.‏
‏ همان طور که مثلا جمهوری اسلامی در ایران با یک تعداد مشخصی مردم مذهبی شیعه.‏
‏ حالا هوادار هایی در جاهای دیگر دنیا هم برای خودش کسب می‌کند.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شوید با یک جمعیتی که در عراق هم اینگونه شیعه هستند.‏
‏ همین نگاه های آلوده را دارند.‏
‏ در لبنان هم به همین شکل هستند.‏
‏ در سوریه هم به همین شکل هستند.‏
‏ حالا اینها سعی می‌کنند با عوام‌گرایی نسبت به آنها این قدرت را گسترش دهند و در نهایت هم چیزی فارق از جنگ و جهاد ‏نخواهد داشت.‏
‏ فارغ از این که شما مواجه می‌شوید با عوام فریبی که برای تزریق جنگ اتفاق می‌افتد.‏
‏ مثلا شما نگاه بکنید به شرایطی که ایران جمهوری اسلامی در مواجهه با عراق داشت.‏
‏ خب شما این عوامفریبی ها را می‌دیدید.‏
‏ یعنی مدام داشت تکرار می شد جنگ حق علیه باطل، جنگ با کفار.‏
‏ حالا این مردمی که قرار بود وارد این میدان بشوند با چه فریبی وارد این میدان جنگ شده بودند؟
‏ خب عراقیان و ایرانیانی که هر دو مسلمان هستند، بخش زیادی از این عراقی ها حتی مذهب تشیع را هم دارند.‏
‏ حتی هم مذهب با مردم ایران هستند.‏
‏ اما تعابیر پوپولیستی در این راستا به این شکل بود که به واسطه وجود مثلا صدام حسین در نوک این هرم.‏
‏ خیلی ساده اینها تعبیر به لشکر کفار شدند و حالا با این عوام فریبی وارد میدان شدند.‏
‏ حالا برگردیم به عقب تر.‏
‏ یعنی برگردیم به همان دوران صدر اسلام و آن نگاه های عوام فریبانه ای که در دل نگاه های اسلامی وجود داشت.‏
‏ ما از یک سمت در باب اسلام وقتی صحبت می کنیم در باب خود اسلام صحبت می کنیم.‏
‏ یعنی می رویم در قالب کسانی که باورمند به اسلام هستند.‏
‏ در ویژه برنامه ای که تحت عنوان شناخت اسلام داشتیم هم در باب این مسائل صحبت کردیم.‏
‏ حالا یک بار از خارج از این نگاه یعنی نگاه دومی که نسبت به این موضوعات داریم این است که شما خارج از این نگاه ‏اسلامی بخواهید به اسلام نگاه کنید.‏
‏ حالا وقتی مواجه می شوید با محمد می بینید که حجم عوامفریبی تا کجاست.‏
‏ حالا مواجه می شوید که او داره در باب مثلا بهشت و حوریان صحبت می کنه.‏
‏ حالا داره به مردمان مردمان با فریب وارد میدان می کنه که همه چیز براشون تعبیر و تفسیر به پیروزی بشه.‏
‏ وارد میدانی میشن که قرار هست در میدان جنگ لذات بیشمار ببرن دیگه.‏
‏ قرار هست که در این میدان جنگ پیروز بشن و زنان بیشمار رو تصاحب کنند.‏
‏ قرار است بردگان و بندگان بی حد و حصری رو در اختیار داشته باشند، قرار است که به آن شأن و شخصیت اجتماعی برسند.‏
‏ قرار است که به ثروت بی حد و حصر برسند.‏
‏ در برابرش اگر کشته شوند.‏
‏ حالا قرار است که با این عوامفریبی محمد وارد این میدان بشود تا اینها را ترغیب کند به جنگیدن و حتی کشته شدن.‏
‏ حالا قرار است در بهشت تمامی این نعمات در اختیارشان باشد.‏
‏ قرار است که حوریان بیشمار در اختیارشان باشد برای لذت و شهوت.‏
‏ قرار است به تمامی لذاتی که در جهان وجود دارد حتی مشروبات هم دسترسی داشته باشند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با این عوام فریبی هایی که برای تزریق جنگ وجود دارد.‏
‏ از سوی دیگر حالا مواجه می شوید با اینکه محمد داره در باب این صحبت میکنه که شما قوم برگزیده خدا هستید، حالا شما ‏قرار است که این دین خدا را به پیش ببرید.‏
‏ قرار است که ترویج کننده و مروج این نگاه های خداوندی در جهان باشید.‏
‏ قرار است که مردمان را مسلمان بکنید.‏
‏ حالا مردم مردمان وارد این میدان مشخص می‌شود.‏
‏ یا مثلا باید در بابش جمهوری اسلامی نگاه کنید.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی داره در باب این صحبت میکنه که شما باید برید کربلا رو بگیرید و تا برسید به قدس قدس و آزاد ‏کنید.‏
‏ همون نگاه هایی که در جنگ ایران و عراق وجود داشت و این عوام فریبی که شکل گرفته بود برای اینکه این جنگ رو به ‏پیش ببره و این دقیقا برگرفته از همون نگاه های پوپولیستی بود.‏
‏ یعنی بخش عمده اش به واسطه باورهای پوسیده ای که در دل مردم وجود داشت اینها میتونستن سوار بر این امواج بشن.‏
‏ چه در دوران محمد و چه در دوران مثلا جمهوری اسلامی.‏
‏ این همون نگاه عوام گرایانه ای است که در نهایت به واسطه وجود باورهای پوسیده در دل مردمان، یک جماعتی مفتخوار ‏هستند که سوار بر این امواج میشن و مردم رو با خود همراه می کنن.‏
‏ قرار نیست نسبت به این نگاه های آلوده نقدی داشته باشند، صحبتی بکنند.‏
‏ قرار نیست که اینها را مورد کنکاش قرار بدهند.‏
‏ تنها قرار است که از این باور های عبث و بیهوده استفاده و سوءاستفاده کنند تا امیال خودشان را به پیش ببرند.‏
‏ امیالی همتای جنگ و جنگاوری همان طور که در جای جای جهان.‏
‏ حالا ما مثال‌هایی که می‌آوریم وابسته به اسلام است چرا که با آن درگیر هستیم.‏
‏ وابسته به جمهوری اسلامی است چرا که چشم در همین سیستم ظالم و فاسد باز کردیم.‏
‏ اما این مثال‌ها می‌تواند در سراسر جهان هم به همین شکل باشد.‏
‏ یعنی اگر شما به آمریکا هم نگاه کنید، باز هم مواجه می‌شوید با همین عوام‌گرایی و همان عوام فریبی در راستای تزریق جنگ ‏و جنگ است.‏
‏ در نهایت تمامی این نگاه های عوام فریبانه و عوام گرایانه برآیندی همتای جنگیدن خواهد داشت.‏
‏ شما مواجه می‌شوید با تمایل به قدرت و سیاست.‏
‏ برآیند دیگری که داره.‏
‏ خب ما گفتیم هدف از این عوام گرایی قاعدتا رسیدن به قدرت است و یکی از ارکان مهم آن هم رسیدن به قدرت سیاسی ‏است.‏
‏ حالا در دل این شما روبرو می شوید با این.‏
‏ ملی گرایی و ملی گرایی که قرار است در نهایت.‏
‏ یا ما را به جنگ برساند یا قرار است این.‏
‏ ملی گرایی در نهایت مبدل به همان نژادپرستی شود.‏
‏ یعنی شما وقتی روبه رو می‌شوید با چیزی تحت عنوان نازیست چیز دیگری را که فارغ از این نگاه‌های ملی گرایانه در دل آنها ‏نمی‌بینید، آنها هم وارد میدان شده‌اند که به واسطه جنگ جهانی اول و اتفاقاتی که افتاده بود، یک ملت شکست خورده بودند.‏
‏ ملتی بودند که غرورشان پایمال شده بود.‏
‏ حالا با این نگاه ملی گرایانه کسی وارد این میدان شده بود که قرار بود این را تغییر بده.‏
‏ قرار بود این نگاه ها را متفاوت بکند.‏
‏ حالا وارد این میدان شد و در نهایت به کدام نقطه ختم شد؟
‏ در نهایت ما شاهد جنگ های بزرگ بودیم.‏
‏ پس وقتی ما تمایل به قدرت سیاسی را در نظر می گیریم و گره خوردن این تمایل و قدرت با موضوعات ملی گرایی، می بینیم ‏که ثمره این پوپولیسم در نهایت چیزی همتای نژاد پرستی است.‏
‏ حالا اگر بخواهیم همین تصویر را در دل سیاست باز هم به پیش ببریم و این عوام گرایی رو بیشتر و بیشتر دربارش صحبت ‏کنیم، ما را به آن نقطه ای می رساند که درباره اش در قسمت گذشته صحبت کردیم.‏
‏ این نگاه سیاسی که در نهایت در دل این عوام گرایی در پی آن است که دیگران را حذف کند، در نهایت ما را به نقطه ای ‏می‌رساند که اقلیت ها را بخواهد از میدان به در کند و ما شاهد این نگاه وحشتناک فاشیستی هستیم.‏
‏ حالا یک اکثریت خونخواری که قرار است همه چیز را در اختیار داشته باشند.‏
‏ حالا پوپولیست هایی که این قدرت را در اختیار گرفته اند به واسطه اینکه سوار بر امواج باورهای پوسیده مردمان شده اند، حالا ‏اینا وارد این میدان میشن تا تمام باورها رو ریشه کن بکنن.‏
‏ حالا وارد این میدان میشن تا تمام اقلیت ها رو ریشه کن بکنن.‏
‏ همون طور که در جای جای جهان هم اتفاق افتاده و هر جایی هم که پای این نگاه های عوام فریبانه وجود داشته باشه باز هم ‏اتفاق خواهد افتاد.‏
‏ چرا که اصولا در این نگاه های عوام فریبانه شما شاهد یک موضوع مشخص هستید که در بازه های نقد قرار است بسته بشه.‏
‏ قرار است که به این مشکلات هیچ وقت نگاهی انداخته نشه.‏
‏ قرار هست که این نگاه ها و باورهایی که ما رو به این قدرت رسونده رو شما ستایش بکنید، بپرستید و حالا با ستایش این نگاه ‏ها که جا برای نقد کردنشون نخواهد بود.‏
‏ این نگاه های مقدس، این باورهای مقدس قرار است که شما را به اون نقطه ای برسونه که شما قدرت رو در اختیار داشته باشید.‏
‏ حالا هر نوع نگاهی که در برابرش باشه و یا بخواد روزی مبدل به رقیب براش بشه رو از میان برمیداره.‏
‏ حالا قرار است که تمامی اقلیت ها را از بین ببرد.‏
‏ وقتی این نگاه ها یک نگاه های ناسیونالیستی هست، حالا شما تمام اعتبارتان را به واسطه همین ملیت و خون و نژاد گرفتید.‏
‏ هر خون و نژاد دیگری باید از میان برداشته شود و ما شاهد همین نگاه های اسفناک هم هستیم.‏
‏ ما در نهایت وقتی یک نگاهی نسبت به این موضوعات پوپولیستی داریم، به واسطه همون برتری طلبی که دربارش صحبت ‏کردیم، در قسمت های مختلف قرار است که آن قدرت را میدان دار کنند و قرار است که قدرت خود را به نمایش بگذارند و ‏قدرت خود را قاعدتا به واسطه ضعف دیگران تصویر خواهند کرد.‏
‏ و خیلی ساده است که ما در نهایت شاهد جنگ ها باشیم.‏
‏ حالا جماعتی میداندار شده به واسطه این عوامگرایی قدرت سیاسی را در اختیار گرفته و حالا باورمند به این است که این ‏جماعت همراه با آن قدرت بزرگ و بزرگ جهان است.‏
‏ این قدرت را چگونه می‌تواند تصویر کند؟
‏ با ضعف دیگران این ضعف را در میدان جنگ می‌تواند تصویرگری کند.‏
‏ همان اتفاقی که مثلا در روسیه می افته.‏
‏ حالا روسیه میاد و این قدرت خودش رو به تمام کشورهای اروپایی و کشورهای عضو ناتو ثابت می‌کند.‏
‏ مثلا با اتفاقی که در اوکراین رقم می‌زند، حالا پیشاپیش وارد میدانی می‌شود که با تضعیف دیگران و قدرت نمایی خودش، جا ‏برای پای خودش سفت تر و سفت تر کند.‏
‏ با همان نگاه های عوام‌گرایانه سعی می‌کند عوام را همراه خود بکند، با فریب آنها جنگ آوری را تزریق کند.‏
‏ مثلا صحبت از این بکند که ما در خطر هستیم و باید اینگونه قدرت نمایی کنیم.‏
‏ حالا مثال‌های بی‌شماری هم میشه درباره اش داشت و بهش فکر کرد.‏
‏ در نهایت تمام این نگاه های حق طلبانه ما در باب همین عوام گرایی صحبت کنیم.‏
‏ در باب فاشیسم صحبت کنیم، در باب نگاه های مذهبی مثل اسلام صحبت بکنیم، در نهایت دارای یک تعبیر و تفسیر مشخص ‏رو با ما مطرح میکنه.‏
‏ اون هم این هستش که حقیقت در اختیار من است.‏
‏ همه حق مال من است.‏
‏ یعنی شما اگر وارد نگاه های نژادپرستانه بشوید حق در اختیار همان نژاد است که همه چیز برای آن نژاد است.‏
‏ حالا فاشیست ها قرار است که آن گروه و حزب و هر چیزی که پدید آورده اند، ملیت شان یا هر چیز دیگری را با حذف ‏دیگران همه چیز را از آن خود بکنند.‏
‏ اگر شما وارد نگاه های اسلامی بشوید، حالا مواجه می شوید با محمدی که همه حقیقت را از آن خود می داند.‏
‏ حقیقت برای اوست و اصولا بعد از او هم هیچ حقیقتی قرار نیست به وجود بیاید و او خاتم النبیین است و نه قرار است که ‏تمام حقیقت تا آخرین روزی که جهان وجود دارد در اختیار او و باورمندان به او باشد.‏
‏ تمام صحبت این نگاه های مشخصی که همه و همه هم برگرفته از همین نگاه های عوام فریبانه است و به واسطه همراهی ‏اکثریت با هاشون به قدرت رسیدند.‏
‏ در همین داستان مشخص خلاصه می شود که همه حقیقت از آن اوناست و کس دیگه و دیگران همه و همه باطل هستند و این ‏یک مفهوم و یک معنای ساده خواهد داشت و آن هم نابودی همگان است.‏
‏ یک برآیند مشخص خواهد داشت نابود کردن دیگران است.‏
‏ اگر این اتفاق نمی افتد به واسطه قدرتی است که در اختیار آنها وجود ندارد.‏
‏ یعنی اگر امروز این نگاه هایی که حق را انحصارا برای خود می دانند و به واسطه همین عوام گرایی هم قدرت را در اختیار ‏گرفته اند، اگر قدرت نظامی به اندازه کافی داشتند همه جای جهان از بین می رفت.‏
‏ همان طوری که اگر هیتلر قدرت را در اختیار داشت و می توانست ادامه دهد، قاعدتا همه جهان را مستعمره خودش می کرد و ‏همه جهان را برای خودش می کرد.‏
‏ در تمام این نگاه های عوام فریبانه هم در نهایت ما گره خوردن با نگاه های نژادپرستی را می بینیم و با نگاه های فاشیستی را می ‏بینیم و در نهایت میل به این قدرت است که این نگاه را به وجود آورده و در نهایت هم قاعدتا جنگ را به وجود خواهد آورد و ‏این جنگ هم در نهایت برای از میان بردن همگان پدید می آید و ما شاهد نابود کردن دیگران و همگان هم خواهیم بود.‏
‏ قاعدتا در باب این نژادپرستی میشه برنامه های مشخص مجزایی داشت و قاعدتا هم در آینده خواهیم داشت.‏
‏ یا در باب این نگاه های فاشیستی.‏
‏ اما قاعدتا اینها به سادگی با موضوع عوام گرایی قابل جمع شدن هست و به نوعی ریشه های همسان و همسو دارند.‏
‏ و ما در نهایت به یک نقطه مشخصی می رسیم که نگاه هایی که انحصارا حق را برای خود تعبیر و تفسیر می کنند، در هر جای ‏جهان، تحت هر شرایطی، با هر نوع تفکری و چنین تفکرات و تفکرات فلسفی باشد، چه تفکرات مذهبی باشد و یا هر نوع نگاه ‏دیگری که حق و حقیقت را انحصارا برای خود تعبیر می کند، در نهایت می خواهد به نقطه ای برسد که با نابودی همگان حق ‏را در اختیار داشته باشد و نگاه های عوام‌گرایانه هم دقیقا به همین شکل است.‏
‏ حق و حقیقت را در اختیار خود و جماعت باورمندان به خود می داند و در نهایت در همین راستا و در همین داستان حرکت می ‏کند که بخواهد همگان را از میان ببرد و نابودی همگان را پدید بیاره.‏
‏ حالا اگر قدرت به اندازه داشته باشه قاعدتا این کار رو میکنه اما موضوع فقدان اون قدرت است و حالا نقطه خطرناک آن ‏جاییست که این قدرت افزایش پیدا کند و دانایی ها و توانایی ها افزایش بیشتری پیدا کند و آنجاست که می تواند باعث از ‏میان بردن تعداد بیشماری و به وجود آمدن فجایع بزرگ بی همتای جنگ جهانی دوم هم بشود.‏
‏ قاعدتا پیرامون عوامگرایی باز هم میشه صحبت کرد.‏
‏ من در این ویژه برنامه مشخص سعی کردم در باب کلیتش صحبت کنم.‏
‏ در باب مصادیقی که وجود دارد و در نهایت هم در باب این برآیند صحبتی بکنیم.‏
‏ شاید در آتی باز هم درباره اش صحبت کردیم و یا موضوعاتی که مرتبط با این عوامگرایی بود هم صحبت کردیم.‏