در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در قسمت چهل و نهم پادکست به نام جان، نیما شهسواری به واکاویِ مفهومی میپردازد که آن را برآیند تمام چارچوبهای اخلاقی میداند: کمک کردن. او با نگاهی به فجایعِ جاری در جهان و ظلمتِ حاکم بر زیستِ حیوانات، استدلال میکند که چرا کمک به این جانهای بیصدا، نه یک انتخابِ احساسی، بلکه یک ضرورتِ منطقی و اخلاقی برای انسانی است که به دنبال معنای واقعیِ زندگی میگردد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست پیرامون کمک به حیوانات صحبت کنیم.
اصولا کمک کردنی که مهم ترین چارچوب اخلاقی ما میتونه در جهان باشه برآیند تمام چارچوب های اخلاقی ما میتونه باشه.
یعنی قاعدتا ما به عنوان انسان وقتی میخوایم پیرامون این چارچوب اخلاقی صحبت بکنیم، بارها هم صحبت کردیم، در برنامه های مختلف صحبت کردیم.
اینکه ما وقتی میرسیم به مسئله ی اخلاق، حالا قرار است یک سری المان های اخلاقی داشته باشیم.
یعنی ما آزادی رو تحت عنوان یکی از ارکان اصلی چارچوب های اخلاقی خودمون می شناسیم.
این ایمان و اعتقاد به برابری رو که اصلا تضمین کننده وجود آزادی هست رو تحت عنوان یکی از المان های مهم اخلاقی خودمون می شناسیم.
ما مهر و محبت رو یکی از المان های مهم اخلاقی خودمون میشناسیم که وجودی پر از مهر و عاطفه و محبت و مهربانی داشته باشیم.
حال با توجه به این چهارچوب های مشخص اخلاقی، برآیندی که از دل این نگاه اخلاقی بخواد بربیاد قاعدتا کمک به دیگران خواهد بود.
یعنی شما تصور کنید انسانی که قرار هست باورمند به آزادی باشه، آزادی ای که هیچ گونه تعریف شدنی نیست مگر باور داشتن به قانون آزادی.
اینکه شما باور داشته باشید جان دیگران مهم هست، با ارزش است.
شما نمی توانید به دیگران آزار برسانید.
آزار به دیگرانی که ما همتایی با برابری تعریفش می کنیم.
همتایی با برابری که به ما صحبت از این همه جانان جهان میکند.
همه جانان جهانی که شامل انسان، حیوان و گیاهان می شود.
حالا ما با توجه به این آزادی و برابری که تعریف کردیم، حالا قرار است که در این چارچوب اخلاقی نگاهی به مهر، عاطفه و محبت داشته باشیم.
حالا قرار است که ما خودمان را از این دریای بیکران از مهر سیراب کنیم.
حالا با توجه به این المان های مشخص در دل چارچوب ها و قواعد اخلاقی ما، برآیندی که از دلش بیرون بیاید قاعدتا کمک کردن به دیگران هست.
حالا قرار هست مایی که پر از مهر و عاطفه و محبت هستیم، با نگاه به آزادی و آزار نرساندن به دیگران با این برابری که این چارچوب اخلاقی را تصویر می کند، مستحکم کند و پایه هایش را شکل میده.
حالا قرار هست که ما به دیگران کمک بکنیم.
برآیندی از دل این قواعد اخلاقی فرای نخواهیم داشت.
پس وقتی ما نزدیک میشیم به این نگاه به کمک کردن می فهمیم که این ارزش تا چه اندازه بالا و والاست.
در قسمت های پیرامون این مسئله صحبت کردیم که یگانه ارزش جهان قاعدتا همین کمک کردن هست.
میتونیم پا رو فراتر بزاریم.
شما تصور بکنید که یک انسان اگر قرار باشه بالاترین ارزش زیسته ی خودش رو همین کمک کردن تصویر بکنه ما با چه جهانی روبرو میشیم؟
آیا جهانی که در اون ظلمتی وجود خواهد داشت؟
آیا جهانی که در اون نابرابری و نابسامانی و تبعیض و زشتی و ظلمت وجود خواهد داشت؟
پس وقتی ما داریم در باب این ارزش والا صحبت میکنیم، ارزشی که باید مبدل به یگانه ارزش جهان والاترین ارزش جهان بشود، قاعدتا جهان ما را تغییر می دهد، دنیای ما را تغییر می دهد.
ما در باب والاترین ارزش یعنی کمک کردنی صحبت می کنیم که می تواند شمایل جهان ما را تغییر بده.
تمام زشتی ها و نیستی ها و نابودی ها و جنگ ها و ظلمت ها و الی آخر.
بدبختی هایی که در جهان وجود دارد با وجود ارزشی همتای کمک کردن از میان برداشته خواهد شد.
حالا شما امروز جهان را تصویر بکنید.
شما نگاه بکنید که چگونه امروز جهان در این ظلمت و تاریکی و وحشت فرو رفته.
چرا که کمک کردن ارزشی به حساب نمی آید.
یک ارزش مازادی به حساب می آید که اگر کسی داشته باشد حالا کاری هم کرده اما ارزش جهان نیست.
حالا شما تصور بکنید که اصلا هدف زیست ما دلیل زیستن ما همین کمک کردن باشه.
جهان چگونه تصویر خواهد شد؟
ما با چه جهانی روبه رو خواهیم شد؟
آیا دیگه خبری از این زشتی ها و ظلمت ها از این جنگ های وحشیانه و وحشتناک در سراسر جهان از خاورمیانه بگیرید؟
تا اروپا وجود داره اتفاق خواهد افتاد؟
آیا ما شاهد این جنون انسان خواهیم بود؟
اگر قرار بر این باشه که هدف ما از زیستن کمک بر دیگران باشه، هدف ما از زیستن خدمت به خدا نباشه، خوار و پست کردن خودمون در برابر یک قدرت ماورایی نباشه.
هدف ما ساختن جهان مدرن و پیشرفته و رسیدن به بالاترین امکانات نباشه.
هدف ما کمک کردن باشه در تمام وادی ها.
حالا شما تصور کنید جهان به چه سمت و سویی میره؟
آیا ما با جهانی روبه رو خواهیم شد که در دل اون سلاحی در راستای پیشرفت بسازن؟
برای نابود کردن دیگران.
یا قرار هست که اون دانشمندان در پی به وجود آوردن دارو و درمان و علاجی برای دردها و رنج های موجودات باشن.
حالا تصور کنید که این جهان به چه سمت و سویی خواهد رفت.
پس وقتی ما در باب کمک کردن صحبت میکنیم، داریم در باب والاترین ارزشی که باید در جهان حاکم بشه صحبت میکنیم.
داریم در باب طریقتی صحبت میکنیم که جهان رو دگرگون خواهد کرد.
پس اینگونه هست که تا این اندازه برای ما باارزش است.
ما به کرات دربارش صحبت میکنیم و صحبت خواهیم کرد چرا که وظیفه ما امروز همین هست.
وظیفه ما بیدار کردن این برآیند اخلاقی در جهان هست.
ما باید تصویرگری داشته باشیم تا انسان ها به این سمت و سو کشانده بشن تا بشه جهان رو از این مرداب و لجنزار متعفن و بدبو بیرون بیاریم. قاعدتا.
پس ما وقتی در باب این کمک کردن و ارزشی که در دل این کمک کردن وجود داره صحبت میکنیم، میخوایم در نهایت یک تصویری به جهان ارائه کنیم که هدف زیستی ما همین کمک کردن باشه برای تغییر دادن تمام دنیا، برای تغییر دادن و به سامان بردن سراسر جهان.
زندگی آزاد و آرام برای همه موجودات.
حالا وقتی ما این تصویر مشخص پیرامون کمک کردن رو ارائه میدیم و اینگونه این ارزش رو والا و بزرگ خطاب میکنیم، حالا باید نزدیک بشیم به مسئله مهم جان و برابری.
مسئله ای که دربارش صحبت کردیم اما در ویژه برنامه های مشخصی که در آینده هم پخش خواهد شد، بیشتر و بیشتر دربارش صحبت میکنیم.
در کتابی که تحت عنوان جان من منتشر کردم هم پیرامون این مسئله و این نگاه و خصوصا در باب این نگاه نسبت به حیوانات هم بیشتر صحبت کردم و در کتاب ها و آثار دیگری که از من وجود دارد بارها و به کرات صحبت کردم و تا زمانی که وجودیت در این جهان داشته باشم هم پیرامون همین موضوعات صحبت خواهم کرد که بزرگترین و مهم ترین ارزش ها به نزد من است.
حالا ما نزدیک به این مسئله جان می شویم.
این قداستی که ما باید برای جان قائل بشویم تنها هستی.
تمام موجودات، تمام انسان ها با تمام تفکرات، از بزرگ ترین انسان هایی که در ذهن شما تداعی می شوند و پر از افکار و صحبت های عجیب و ذهن پیچیده بودند، بدون داشتن جان چه بودند؟
تمامی ارزش های خودساخته ی انسانی در برابر این جان بی ارزش است.
بی محتوا است.
درسته که ما حاضریم از جان خودمان بگذریم برای اینکه جهان را جای بهتری بکنیم.
اما چیزی فرای این جان که در جهان وجود ندارد که ما بخواهیم برایش مبارزه کنیم و بجنگیم.
صداقت، شجاعت، تمامی تعاریف خودساخته ی انسانی، تمامی ارزش هایی که ساخته شد باز هم بدون بودن جان بی معناست.
پس ما باز هم بیشتر و بیشتر نزدیک به این مفهوم جان میشیم.
حالا وقتی تصویر و تصوری نسبت به این موضوع داشته باشیم که جان با ارزش ترین و.
باارزش ترین چیز برای تمام جانداران و موجودات است.
یعنی شما اگر به این مسئله واقف بشید که چیزی باارزش تر از جان برای موجودات تصویر نشده و انسانی که حالا خودش رو بخواد متفاوت از دیگر موجودات بدونه، عقل رو به باعث این تفاوت و تمایز بدون ناطق بودن رو باعث این تفاوت و تمایز بدونه.
باز هم به این دریچه مشخص برمیگرده که او بدون داشتن جان بی معنا و بی مفهوم هست.
زندگی او به واسطه ی همین جان تعریف میشه.
تمامی رفتارهای او تمامی ارزش های خودخوانده او هم به واسطه همین جان تعریف میشود.
حالا اینجاست که میتواند نقطه اشتراک بین خودش و دیگر جانداران را درک کند.
چیزی که برای او همه هستی است همان جانش است.
برای تمام موجودات هم همتای او هست.
همه موجودات هم به واسطه همین جان هست که وجودیت دارن.
بدون جان هیشکی هیچی نیست.
همه موجودات از میان میرن.
چه دانشمند ترین دانشمندان.
انسان ها بدون داشتن جان از میان خواهد رفت.
اصلا قدرتی نخواهد داشت که بخواد تفکری رو ارائه بده و الی آخر.
و چه اون حیوانی که در جهان وجود داره هم باز هم همتای او.
حالا با نگاه به این جان قاعدتا با نگاه داشتن این جان میتونیم این مسئله رو بفهمیم.
نقطه اشتراک میان ما جانداران همین جان هست و همین جان هست که قرار هست کلیدی برای ما برای رسیدن به برابری باشه.
حالا قرار هست که ما تکیه با تکیه داشتن به همین مبحث جان به اون برابری و به اون نگاه برابر برسید.
نگاه برابری که قرار هست برابری رو برای همگان یکتا و یکسان به میان بیاره.
برابری که قرار هست برای یک بار عدالت رو در جهان حاکم بکنه.
حالا قرار هست که ما ارزش رو در دل جان ببینیم و به واسطه این ارزش گذاری که جان ها برابر هستند حالا وارد وادی برابری بشیم.
حالا قرار هست که دیگه قسم کردنی در میان نباشه.
حالا دیگه قرار نیست انسان ها دوباره خط کش رو به دست بگیرن.
این موجودات رو از این موجودات تفکیک بکنند.
حیوان رو از گیاهان.
حیوان رو از انسان ها.
انسان رو از انسان ها.
زن رو از مرد و الی آخر.
دیگه قرار نیست قسم کردنی در میان باشه.
چرا که ما باورمند به این ارزش مشترک بین جانداران هستیم و حالا با تکیه بر این ارزش مشترک که بالاترین و والاترین ارزش در دل وجودیت این جانداران هست.
حالا قرار هست به سمت و سوی برابری بریم و همه موجودات رو برابر و یکتا ببینیم.
حالا با توجه به این تعاریفی که ما پیرامونش صحبت کردیم ما به این مساله مشخص رسیدیم.
برآیند تمامی چارچوب های اخلاقی که ما در جهان میشناسیم ما رو به سمت کمک کردن به دیگران میبره.
برای داشتن جهانی بهتر که در اون آرامش و آزادی برای همه موجودات وجود داشته باشه.
قاعدتا ما نیازمند این هستیم که کمک کردن رو مبدل به والاترین ارزش در دلمون و در دنیامون بکنیم.
حالا ما قرار هست فرهنگی رو بسازیم که در دل اون والاترین ارزش ها کمک کردن باشه.
اگر قرار باشه کسی رو تمایزی براش قائل بشیم، به او ارزش و اعتباری بدیم.
به واسطه همین کاری که انجام داده، به واسطه کمکی که برای دیگران کرده.
حالا اگر اون روز تصویر بشه که انسان ها در وادی این کمک کردن به دیگران در حال رقابت با هم هستند.
حالا میتونیم جهان بهتری داشته باشیم.
حال با توجه به این نگاه به برابری و جان ها.
حالا ما به این سمت و سو میرویم که حیوانات هم همتای ما هستند.
پس حالا در این وادی ساخته شده به ارزش والای همتای.
کمک کردن به دیگران و با نگاهی به برابری.
و مبحث جان.
حالا ما میتوانیم به سمت کمک کردن به حیوانات بریم.
حالا اینجا بر میگرده به اولویت انسان ها.
اولویت انسان ها برای کمک کردن به دیگر انسانی هست که برای این کمک کردن دوست داره به کسی که هم درد و هم رنج خودش بوده کمک کنه.
انسانی که به عنوان مثال درگیر مثلا اعتیاد بوده و یک عمر درازی رو در این اعتیاد گذاشته و حالا بعد از اینکه به اون سلامت و بهبود رسید حالا میخواد که به همدردان خودش کمک کنه.
حالا میخواد بره و این درد مندانی که گرفتار مساله اعتیاد شدند رو نجات بده.
قابل ستایش هست.
قابل احترام هست.
ستودنی و قابل احترام هست.
ولی این انتخاب انسان هاست که انسان ها میتونن اولویت های متفاوتی داشته باشن.
انسان میتونه خودش رو درگیر زندگی و زیست کودک های انسانی بکنه چرا که اونها رو دردمند تر از دیگران عاجزتر و ناتوان تر از دیگران تصویر کرده.
او احساس کرده که باید در جهان برای اونها خدمت بکنه و کمک به اونها بکنه.
باز هم قابل احترام.
در کنار این هم ما مواجه میشیم با انسان هایی که تمام این کمک رو برای حیوانات می کنند.
چرا که باور دارند این حیوانات تمام زیست خودشون رو از آب و ظلمت کشیدن.
انسانی که به مانند هیولایی چند سر تمام عمر و هستی در جهان رو پی ظلم رساندن به این موجودات وجودیت انسانی که گره خورده با این ظلمت بیکران در قبال حیوانات بوده.
ما مواجه میشیم با حیوان که در تمام طول زیستنش در کنار انسان ها زیر رنج و عذاب و ظلمت بیشمار بوده.
حالا جماعتی از دل انسان ها بیرون میان که اولویت اصلیشون برای کمک کردن به دیگران کمک کردن به حیوانات باشه.
قاعدتا وقتی ما وارد مبحث مشخصی پیرامون این کمک کردن میشیم بارها هم دربارش صحبت کردیم.
به اولویت انسان ها بر میگرده.
اینکه انسان ها برای چه کسی می خوان کمک کنن احساس میکنن باید به چه کسی کمک بکنن.
شاید گاها شما مواجه بشید با انسانی که در این اولویت و انتخاب نگاه میکنه ببینه چه قشر نیازمندی در جهان وجود دارن.
در کشورش، در روستاش، در شهرش، در خونه اش یا هرجایی که قشری هستند که نیازمند این کمک هستند.
حالا میره و یک جماعتی رو پیدا میکنه مثلا از بیماران به فلان بیماری مشخص به واسطه ای که اونها کمک کمتری دیدند هست که میخواد کمک کنه.
هر کس با منطق و استدلال و احساس خودش هست که انتخابی رو به پیش میبره.
در این بین هم ما مواجه میشیم با کسانی که به حیوانات کمک میکنن.
پس قاعدتا ما وقتی در باب این کمک صحبت میکنیم قاعدتا داریم در باب انتخاب انسان ها صحبت میکنیم.
انتخابی که برگرفته از منطق، استدلال و گاها احساس انسان ها هست.
با هم با منطق تصمیم میگیرن که یک جماعتی بیشتر به کمک نیاز داره.
پس ما باید به این ها کمک کنیم.
گاها با احساسشون تصمیم میگیرن چرا که خودشون دردمند به اون درد بودن و حالا سعی میکنن به کسانی که شبیه خودشون در اون درد مشترک دچار بودن کمک کنن.
پس ما در ابتدای امر مواجه میشیم با این اولویت ها و این انتخاب ها که قابل درک و لمس و احترام هست.
اما در کنار این ما روبه رو میشیم با یک اولویتی که اولویت، اولویت منطقی در بین همه ماست.
یعنی ما روبرو میشیم با جهانی که حالا داره به ما یک ندای مشخص میده.
یک ندایی که هر کس با هر نوع تفکری اگر بهش نگاه بکنه میتونه به این معنا نزدیک بشه.
میتونه اون رو درک بکنه.
این واقعیتی است غیر قابل انکار.
یعنی شما وقتی به جهان پیرامون خودتون نگاه میکنید، وقتی به این حجم از زشتی ها و تبعیض ها و ظلمت ها دارید نگاه میکنید، حالا یک برآیند کلی نسبت به این جهان در برابر شما نقش بسته.
حالا شما با توجه به نگاه به این جهان مشخص میتونید یک واقعیتی را درک بکنید.
واقعیتی که برای همه همسان و یکسان خواهد بود مگر اینکه نگاهشون متعصبانه باشه مگر اینکه نگاهشون پر شده از این افکار بیمار و آلوده باشه.
در غیر این صورت جهان داره به ما نشون میده که حیوانات بیشتر از هر موجود دیگر زنده ای در جهان نیازمند کمک هستند.
شما با موجوداتی روبرو هستید که به طول تمام بودن مورد ظلمت انسان ها قرار گرفته اند.
شما تصور کنید جهانی که برای حیوانات ساخته شده از اون دیر بازان، حیوانی که مدام قربانی این راه پر شهوت و پرقدرت و اسفناک و وحشتناک و وحشیانه ی انسانی قرار گرفت.
حیوانی که در قربانگاه ها ذبح شده سرش بریده شده.
گاها برای شهوت یک خدایی در آسمان، گاها برای شهوت افکار آلوده ای در زمین.
حیوانی که شکار شده.
حیوانی که پوست تنش مبدل به کیف و کفش برای انسان های بیمار و آلوده شده.
حیوانی که حالا داره ازش سوءاستفاده های فراوان گرفته میشه.
حیوانی که به بند در میاد تا انسان ها از آن بهره کشی کنند.
حیوانی که بدنش پر از تازیانه و شلاق برای بار بردن حتی برای تفریح و تفرج وحشیانه انسانی است.
حیوانی که دارد با گوشت تنش، با جانش، با همه موجودیتش خون در دهان این جماعت بی شمار و دیوانه می ریزد.
حالا اینها برای سیر شدن حاضر هستند که جان و تن این حیوانات را لگدمال بکنند.
حیوانی که از هیچ حقوقی بهره مند نیست.
حالا شما مواجه می شوید با یک کشور مجنون زده همتای ایران.
حالا فرای همه این نگاه های آلوده ای که ما صحبت کردیم، داریم می بینیم که از سمتی حکومت دارد وحشیانه با حیوانات رفتار می کند.
جنون را تا حدی می برد که می افتد با تفنگ تو خیابان دنبال سگ هایی که در خیابان ها هستند.
اینها را می کشد.
چند وقت پیش از این جنون های وحشتناک ما چیز هایی میشنویم که واقعا اصلا قابل درک نیست.
اصلا قابل فهم نیست.
این حد از جنون و وحشیگری و قساوت اصلا قابل شنیده شدن نیست.
شما مواجه میشید با قتل عام.
با اعدام کردن حیوانات.
یعنی فقط مارو میبره به سمت اون ابتدای یهودیت و اون جنون در دل یهودیت که گاو ها رو سنگسار میکرد.
یعنی همتای همون حجم از حماقت و وحشی گری و قساوت در دل اینها جا باز کرده.
حالا این منطق جهان هست.
این واقعیت جهان هست که باید به حیوانات کمک کرد.
امروز اون قشری که از همه بیشتر و بیشتر نیازمند به کمک هست همین حیوانات هستن.
حالا این دیگه بحث بحثه اولویت ها و انتخاب نیست.
یعنی ما وقتی در باب کمک به حیوانات صحبت میکنیم اینجا اون بخشی نیست که حالا شما اولویت دارید بر پایه احساساتتون می خواید به فلانی کمک بکنید.
کسی که وارد این وادی طلب کمک به حیوانات میشه داره در راستای واقعیت جهان قدم بر میداره.
حالا داره قدم هاش رو به سمتی میبره که در برابر این ناملایمات و این وحشیگری های بی حد و حصر به طول تمام تاریخ بودن انسان ها جبران میکنه.
حالا اوست که داره مرهمی میشه در برابر این حجم بی حد و حصر از ظلمتی که انسان ها دارن در طول بودنشون به حیوانات میرسونن.
انسان هایی که همه بودنشون گره خورده با ظلمت و آزار به دیگر موجودات و به ویژه حیوانات بودن.
حالا اینجاست که منطقا ما به این سمت و سو کشیده میشیم که با توجه به ایمانی که پیرامون برابری داریم، با توجه به ایمانی که پیرامون جان داریم، با توجه به اعتقادی که به ارزش والا و برآیند تمام نگاه های اخلاقی مون داریم و اون هم کمک کردن هست، حالا منطق جهان مارو میبره به سمتی که باید به حیوانات کمک کنیم.
حیوانات هستند که از همه موجودات بیشتر نیازمند این کمک ها هستند.
حیوانات هستند که باید از زیر تیغ تیز این وحشیان زندگی شان در امان بماند و جانشان در امان بماند.
یعنی شما مواجه می شید با جنون بی حد و حصری که در ایران حاکم است؟
این فرهنگ بیمار و وحشی و غیر قابل تحملی که نفس کشیدن را در کنار این مردم برای شما سخت کند.
شما نمی توانید با این مردم نفس بکشید.
مواجه می شوید با مجنونی که طرف دارد برای یک حیوانی غذا می ریزد تا توی زمستان و سرما غذا بخوره تا تلف نشه.
میاد میگه تو چرا این کارو داری می کنی؟
تو چرا داری کمک می کنی به این که تو نباید کمک کنی.
میره به پلیس زنگ میزنه تا پلیس بیاد پادرمیانی کنه که چرا یک انسانی داره به یک حیوان کمک میکنه.
یعنی شما اصلا این منطق و فلسفه ی مجانین رو نمیتونید درک کنید؟
اینا دیگه قابل درک و فهم نیستن.
اصلا موجوداتی هستن که حتی تفکراتشون رو تکرار کردن هم قابل فهم نیست.
اصلا نمیشه حتی تکرارش کرد.
واقعا آدم احساس میکنه اینها یه شوخی اند. در جهان.
احساس میکنه اینها تا کجا خودشون رو وا نهادن در این نگاه های متعصبانه و وحشیانه.
اصلا اینها تبدیل به چه موجوداتی در جهان شده؟
پس حالا وقتی شما دارید مواجه میشید با حیوانی که در اون کشور فرای تمام ظلمت هایی که در سراسر جهان از بهره کشی و سود بردن و قربانی کردن و از گوشت و خون و تن و جان و پوستشون استفاده کردن و سوء استفاده کردن هست، مواجه می شید با کشوری که در دل اون حیوانات رو آزار می دهند.
حیوانات رو آتیش می زنن، با سنگ دنبال حیوون ها می افتن، تجاوز به حیوون ها می کنن ولی شما مواجه می شید با یک جهان مجنون وار.
حالا منطق جهان به شما حکم می کنه که باید در کنار این حیوون ها باشید.
باید کمکتون رو در ابتدا به این حیوانات بکنید که از همه بیشتر و بیشتر در این حجم حجم از ظلمت و وحشیگری و وحشی خویی هستن.
پس این اون اولویتی است که منطق جهان داره به شما حکم می کنه نه اولویتی که شما بر پایه احساساتتون و یا منطق فردی تون به اون رسیده.
پس ما وقتی پیرامون این کمک به حیوانات صحبت می کنیم قاعدتا داریم در باب مسئله ای صحبت می کنیم که واقعیت جهان ما رو به این سمت و سو می بره.
فرای اینکه ما باورمند به جان باشیم.
فرای اینکه ما باورمند به برابری باشیم و حیوانات رو برابر بدونیم یا ندونیم.
فرای تمام مباحثی که پیرامونش صحبت کردیم، واقعیت جهان داره ما رو به این سمت میکشونه.
یعنی هر کسی با منطق فردی خودش میتونه در باب این مسائل صحبت کنه و به این نتیجه برسه که زنانی که سرپرست خانوار هستند در ایران مورد ظلم بیش از حدی هستند.
ما هم این رو قبول میکنیم و بهش احترام میزاریم.
اما این منطق جهان نیست.
این منطقی نیست که برای همه قابل لمس باشه.
چه موجودی در.
به عنوان مثال ایران بیش از همه موجودات در ظلم و پستی و وحشی گری و وحشی خویی داره زندگی میکنه؟ قاعدتا حیوانات.
پس حال که ما انتخاب کردیم تا به دیگران کمک کنیم، منطق جهان منطقی که برای ما از واقعیت برگرفته شده هم ما رو به این سمت و سو میبره که باید به حیوانات کمک کنیم.
حالا با توجه به این مباحثی که پیرامون این موضوع صحبت کردن باز هم نباید ارزش کمک کردن رو زیر پا گذاشت.
نباید به این فکر کرد که حال که حتی منطق جهان هم به ما حکم میکنه که باید به حیوانات کمک کنیم، کسانی که کمک های دیگه میکنن کارشون بی ارزش هست؟ خیر.
موضوع مهم اینجا این هست که ما باید ارزش کمک کردن رو مبدل به بالاترین ارزش بین انسان ها بکنیم.
اون روز، روزی است که ما به همه خواسته هامون رسیدیم.
اون روز، روزی ست که جهان در پی آرامش و آزادی گام بر خواهد داشت.
یعنی اینجا اون وظیفه جماعتی که خود رو یاغی بدونن و آزاده بدونند، آزادیخواه بدونن یا هر تعریف و هر اسمی که بر خودشون بذارن این هست که در بزرگداشت کمک به دیگران بنویسند، بگن، صحبت بکنن و با هر نوعی که میتونن این ارزش رو والا و والاتر بکنن.
حالا که این کمک کردن به هر کسی، به هر نوع فکری، به هر انسانی، به هر موجودی، به هر جایگاه و پایگاهی که هست رو باید پاس بده.
یعنی ارزش این کمک کردن رو باید بزرگ و والا قلمداد کرد.
پس اصولا ارزش در دل کمک نهفته هست.
یعنی ما باید ارزش رو در دل کمک کردن پیدا بکنیم.
ما باید خود اون کمک کردن رو.
به ارزش اصلی بدل بکن.
اما فرای تمام اینها، ما وقتی داریم در باب انسان صحبت میکنیم و کمک به حیوانات یک موضوع خیلی بزرگ و مهم در دل این جهان وجود داره.
شما اگر قرار باشه که جهان رو معنا بکنید، اگر قرار باشه در دل جهان یک معنا رو جست و جو بکنی، برای اینکه همه ما از اون ابتدا انسان از اون وجودیت و اون بدو وجودیت بر این کره خاکی به دنبال معنا جستن برای زیست خودش بوده، همواره بزرگترین سوال بشری همواره بزرگترین سئوال فلسفی انسان همین جستن یک معنا برای زیستن بوده، حال گاها آن را گره زده با عناوینی مثل خدا و آسمان و بهشت و جهنم و.
که بیشتر از همه افکار هم همین افکار بوده که روی تفکرات انسانی سایه انداخته و تا امروز هم گریبانگیر ما است.
اما اگر ما بخواهیم به واقعیت جهان نگاه کنیم، ما در جهانی زندگی میکنیم که به عنوان تنها موجود ناطق در جهان، تنها موجودی که قدرت تعقل و تفکر دارد پا به این جهان گذاشته ایم.
حالا ما میتوانیم فکر بکنیم.
حالا ما میتوانیم با فکر هامون ابزاری بسازیم برای آرامش، برای آزادی، برای رهایی، برای کمک به دیگران.
حال این موجود عاقل و ناطق چه وظیفه ای به دوش دارد؟
حال میتواند معنا را در دل چه موضوعی جست و جو کرد؟
حالا این معنای زیستی را آیا نمی تواند به سمت و سویی برای کمک به دیگران ببیند؟
حالا با توجه به این ارزشی که مبدل به معنای زیسته او بشود، آیا وظیفه ای به دوش ندارد تا دیگر جانداران و همتایان خود را در امان بدارد؟
به واسطه عقلی که دارد، به واسطه شرایطی که دارد، به واسطه قدرتی که در این راستا در دلش وجود دارد؟
آیا حال انسانی که به واسطه این تفکر می تواند ابزار بسازد می تواند دارو بسازد؟
می تواند درمان بکند؟
می تواند جهان را بهتر از پیش بکند؟
آیا وظیفه ای در قبال دیگر جانداران ندارد؟
تصور بکنید در دنیا و در زیست خودتان، در زندگی خودتان، شما در یک خانواده.
آیا شما به عنوان برادر مثلا بزرگتر آیا وظیفه ای به دوشتون نیست که یک برادر دردمندی که در فقر و نیستی و نابودی داره زندگی میکنه رو کمک کنید.
حال این رو هم در کنار ذهنتون داشته باشید.
مسبب این فقر هم خودتون بودین.
چند سال پیش خودتون ازش کلاه برداری کردید.
خودتون همه اموالش رو بردید.
خودتون اون رو در این تنگنا قرار دادید.
خودتون اون رو به زندان انداختید.
خودتون شلاق به تنش زدید، خودتون گوشت تنش رو خوردید.
حالا این وظیفه به دوش شما نیست.
حال که ذره ای عاقلتر شدی ذره ای بالغ تر شدی.
ذره ای فکر کردید در تنهایی تون به این معنای زیستن فکر کردید؟
الان وظیفه شما نیست که اون برادر دردمند رو در آغوش بگیرید.
آیا حالا که همه چیزش رو ازش گرفتید هستیش رو ساقط کردید؟
او رو به این لجنزار کشاندید؟
وظیفه ای به دوش ندارید تا زندگی بهتر برای اون آن بسازید.
قاعدتا جهان برای ما فریاد های بیشمار داره.
در دل طبیعت یک ساعت نشستن و نگاه کردن به جنگل های عظیم و نگاه کردن به درختان افرا، صدای رودخانه و دریا، ماه و خورشید، همه و همه ندا دارند براتون که معنای زیستن در همین کمک کردنه و وظیفه ای که به دوش انسان نهاده شده.
کمک کردن به دیگر جانان هست.
ساختن زندگی بهتر برای حیوانات هست.
برای گیاهان هست، برای خویشتن خودش و ابنای خودش هست.
قاعدتا انسان وظیفه ای به دوش داره در راستای کمک کردن به حیوانات. سالیان دراز.
سالیان بیشمار از ظلمت کردن ها.
حال اگر انسان قرار باشه که از این عقلی که به نابودی و فنا رفته، این عقل منفی که انسان را در این وادی وحشتناک اسیر کرده بیرون بیاید.
حالا اگر قرار باشد این عقل را دوباره تسخیر کند تا از دل آن بتواند قد علم کند، حالا وظیفه ای که به دوشش هست قاعدتا کمک به حیوانات است.
باز هم باید این ارزش بزرگ و والا را در جهان محترم شمرد.
به هر گونه ای این کمک جاری و ساری شد را بزرگداشت کرد تا آن را مبدل به معنای زیستی انسان کرد.
آن روز، روز رهایی است.
آن روز، روزی است که انسان این وظیفه را به دوش احساس می کند تا در کنار هم جانان خودش در کنار حیوانات به آنها کمک برساند و زندگی بهتری را برای آنها و خودش بسازد.
قاعدتا پیرامون این مباحث ما بیشتر و بیشتر در آتی صحبت می کنیم و ویژه برنامه های پیرامون جان گیاهخواری.
موضوعات مختلف وجود داره که در آتی هم بهشون پرداخت خواهیم کرد.
در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه و این صدای تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه به این برنامه به نام جان و یا.
ویژه برنامه های به نام جان نمیشه.
من بیشتر از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم آرا و افکار، عقاید و باورهای خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در آورده اند.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید به وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید و این آثار رو دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
نیما شهسواری در این اپیزود، کمک به حیوانات را از دریچهی «قانون آزادی» و «برابری جانها» بررسی کرده و آن را به عنوانِ قطبنمای اخلاقیِ انسان معرفی میکند:
شهسواری معتقد است اگر «کمک به دیگران» به جای «کسب قدرت» یا «خدمت به خدایان ماورایی»، هدفِ غاییِ بشر میشد، جهان امروز عاری از سلاح و لبریز از دارو و درمان بود. او کمک را برآیندِ مهر، عاطفه و ایمان به آزادی میداند؛ ارزشی که میتواند تمام زشتیهای جهان را بشوید.
نویسنده با تأکید بر اینکه هیچ ارزشی فرای «جان» وجود ندارد، تبیین میکند که تمامی تفاوتهای خودساختهی انسانی (عقل، نطق، ملیت) در برابر حقیقتِ جان رنگ میبازند. او میگوید: «بدون جان، دانشمند و حیوان هر دو هیچ هستند.» لذا برابریِ واقعی، یعنی برابری در حقِ حیات برای همهی جانداران (انسان، حیوان و گیاه).
در حالی که کمک به هر دردمندی ستودنی است، شهسواری «منطقِ جهان» را به سمت حیوانات سوق میدهد. او استدلال میکند:
شهسواری در تمثیلی درخشان، انسان را به «برادر بزرگتری» تشبیه میکند که خود مسببِ فقر و شکنجهی برادرِ کوچکتر (حیوانات) بوده است. او میپرسد: حال که عاقلتر شدهای، آیا وظیفه نداری این جانهای دردمند را در آغوش بگیری و زندگیِ بهتری برایشان بسازی؟ از نظر او، عقلِ واقعی یعنی استفاده از قدرت تفکر برای کاهش رنجِ همجانان.
این اپیزود، فراخوانی است برای تبدیلِ «کمک به حیوانات» به یک فرهنگِ جمعی و معنایِ نوینِ زیستن در مسیر رسیدن به جهان آرمانی.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.