خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب این توهمی که پیرامون انقلاب در ایران وجود داره صحبت ‏بکنیم و عواملی که باعث شده ما دور بمونیم از انقلاب و رسیدن به انقلاب و کنار گذاشتن جمهوری فاسد اسلامی.‏
‏ خب قاعدتا یک سری عواملی وجود دارند که باعث شدند این انقلاب در ایران به تعویق بیفته.‏
‏ حالا من اون رو اسمش رو به نوعی گذاشتم این توهم رهایی ایران.‏
‏ یه سری موضوعاتی که باعث شده ما در برابر جمهوری اسلامی کارهای لازم رو انجام ندهیم مثل مثلا همین تکیه به فروپاشی.‏
‏ یعنی موضوعی که مطرح میشه پیرامون این که جمهوری اسلامی خودش از درون فاسد میشه و از میان میره و به واسطه همین ما ‏به یک فروپاشی می رسیم تا در نهایت بتونیم جمهوری اسلامی رو کنار بزنیم.‏
‏ یا به عنوان مثال تکیه به قدرت های خارجی.‏
‏ اینکه حالا قرار هست یک قدرت خارجی برای مردم ایران انقلابی رو بوجود بیاره، همتای همون باوری که نزد شیعیان وجود ‏داره و تکیه میکنن به یک امام زمان موهومی که حالا قرار هست تمامی اتفاقات مثبت رو در زندگی این افراد همون امام زمان ‏با ظهورش رقم بزنه.‏
‏ حالا ما همتای این در دل کسانی که در برابر جمهوری اسلامی دارن تلاش میکنن هم همون امام زمان رو اینبار در قامت کشور ‏های خارجی کشور های قدرتمند مثل آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی داریم می بینیم یا به عنوان مثال این که ما قدرت در ‏برابر خودمون که جمهوری اسلامی باشه رو به شدت دست کم می گیریم یا یک خودبزرگ بینی نسبت به معترضین و به ‏نوعی انقلابیون و اپوزوسیون جمهوری اسلامی در نظر می گیریم که این عوامل و عواملی از این دست باعث شده که ما بیشتر و ‏بیشتر دور بمونیم از اون انقلابی که قرار باشه در ایران شکل بگیره.‏
‏ در این ویژه برنامه حالا سعی میشه در قسمت های مختلفش در باب هر کدوم از این عوامل موجود صحبت بشه.‏
‏ مثل بقیه برنامه هایی به نام جان سعی میشه به صورت موجز و بداهه در باب این مسائل صحبت بکنیم تا به یک برآیند مشخصی ‏نسبت به این موضوعات برسیم و در راه رسیدن به یک انقلاب جمعی و کنار گذاشتن جمهوری اسلامی به یک نتایجی برسیم.‏
‏ خب مقدمه ای که پیرامون این ویژه برنامه در ابتدا توضیح دادیم.‏
‏ حالا ما رو باید وصل کنه به خود ویژه برنامه.‏
‏ و این قسمت ابتدایی که در باب تکیه به فروپاشی هست.‏
‏ پیش از اینکه وارد این مبحث مشخص تکیه به فروپاشی بشویم بهتر هست که در باب اینکه چرا دقیقا در ایران انقلاب نمیشه ‏بیشتر صحبت بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا ما با مطالعه جامعه شناسی و اتفاقات تاریخی که در راستای انقلاب ها در جهان افتاده چه در خود ایرانمون انقلاب ‏مشروطه یا انقلاب سال 57 و جمهوری اسلامی و پیروزیش میتونیم به یک برآیند مشخصی برسیم و حالا این رو در اون بوته ‏آزمون قرار بدیم با شرایط فعلی که در ایران وجود داره تا بتونیم برسیم به این مشکلاتی که امروز وجود داره و باعث شده که ‏ما به اون برآیند نهایی که میخوایم نرسیم.‏
‏ خب قاعدتا بیشتر ما شنیدیم که بیشتر جامعه شناس ها در تحقیقاتی که انجام دادن یک جمعیتی رو مشخص کردن، یک ‏جمعیت سه و نیم تا ده درصدی که اگر این ها به صورت فعال حاضر باشند برای انقلاب در یک کشور هزینه بدهند و وارد ‏میدان بشن، هر قدرتی با هر اندازه توانایی نظامی که در اختیار داشته باشه رو میتونن از میان ببرن.‏
‏ حالا یک سری عوامل دیگری هستش که باعث پیروزی ها میشه.‏
‏ اینکه تا چه اندازه این حرکت انقلابی خشونت‌پرهیز باشه که خب یکی از اون عوامل مهم برای پیروز شدن انقلاب ها هست.‏
‏ خب این ها همه این نوع تحقیقات وجود داره در سطح اینترنت، در کتاب های مختلف جامعه شناسی که می تونید مراجعه ‏بکنید و مطالعه بکنید.‏
‏ اما برآیند کلیش همین هست که شما تا هر اندازه که این حرکت انقلابی تون خشونت‌پرهیز پرهیز باشه میزان موفقیت بالاتر ‏میره.‏
‏ ما نیازمند یک جمعیت سه و نیم تا ده درصدی هستیم.‏
‏ برای اینکه این اتفاق بیفته.‏
‏ این سه و نیم تا ده درصد موضوع این هستش که جماعتی باشند که نه در کلام، نه همتای قشر خاکستری که حالا یک نق و ناله ‏ای هم نسبت به مثلا جمهوری اسلامی داره.‏
‏ ما داریم در باب یک جمعیتی صحبت میکنیم که حالا قراره وارد میدان بشن از جون و دل مایه بذارن، حتی حاضر باشن در ‏این مسیر از جون خودشون هم بگذرن تا یک انقلابی شکل بگیره و عواملی از این دست که در نهایت باعث انقلاب بشه.‏
‏ خب ما حالا رو به رو هستیم با یک جماعتی که مدام در باب ایران صحبت میکنن.‏
‏ صحبت حتی از یک ارقام خیلی بالایی است.‏
‏ نود درصد مردم ایران به عنوان مثال با جمهوری اسلامی مشکل و معضل دارن.‏
‏ خب اگر این اعداد نزدیک به واقعیت باشه پس انقلاب کردن هم باید خیلی ساده باشه.‏
‏ باشد اما ما می بینیم که در عمل این اتفاق نمی افتد.‏
‏ حتی با اینکه در این سالیان اخیر ما شاهد اعتراضات زیادی هم بودیم.‏
‏ یعنی شما از نود و شش در نظر بگیرید.‏
‏ 2016 و 2017 ما شاهد سه حرکت جنبشی انقلابی در ایران بودیم که حالا هدفش به نوعی کنار زدن جمهوری اسلامی بوده به ‏ویژه این آخری 2017 و اتفاقاتی که پیرامون مهسا امینی افتاد.‏
‏ ما شاهد یک حرکت انقلابی بودیم که خب خیلی ها هم از همین واژه مشخص انقلاب هم صحبت کردن.‏
‏ حتی گفتن جنبش را هم جایز نمی دانستند و دیگر فراتر از این ها به این یک مفهوم انقلابی داده بودند.‏
‏ هر چند که از نظر معنایی میشه بهش واژه انقلاب رو اعطا کرد.‏
‏ چرا که خب هدفی که در نهایت در برابر داشت یک هدفی بود که در راستای انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی بود یعنی ‏هیچ نوع المانی رو در خودش نداشت که ما بتونیم مثلا ربطش بدیم به رفورم و اصلاح طلبی اما در نهایت باعث اون اتفاق ‏نهایی نشد.‏
‏ چرا که خوب همون عوامل مشخص رو در خود نداشت.‏
‏ یعنی عواملی همتای اینکه بتونه این حرکت سه و نیم تا ده درصد از مردم رو وارد میدان بکنه.‏
‏ اینکه بتونه این روند رو خشونت‌پرهیز به پیش ببره، اینکه ما نیازمند بودیم بالاخره گروه هایی داشته باشیم، احزابی داشته باشیم ‏که حالا بتونن وارد میدان بشن تا با هر نوع اعلانی که میکنن یک جماعتی رو وارد میدان بکنن.‏
‏ اگر قرار بر این باشه که حالا این جماعت مثلا اعتصاب بکنن، حالا یک تشکل قدرتمند هماهنگی داشته باشیم که با اعلام ‏کردن این اعتصاب یک اعتصاب سراسری قدرتمندی رو شکل بده که این اعتصاب نه اعتصاب مثلا بازاریان باشه، احتساب ‏کسانی باشد که برای دولت کار می کنند تا دولت را زمین گیر کنند و عواملی از این دست که من در ویژه برنامه های مختلف ‏هم پیرامونش صحبت کردم.‏
‏ ویژه برنامه ای تحت عنوان انقلاب ایران بود که در باب این عوامل هم صحبت کردیم.‏
‏ اما در این ویژه برنامه بیشتر سعی داریم که در باب عوامل و مشکلاتی که سد راه ما برای رسیدن به این انقلاب شده صحبت ‏کنیم.‏
‏ همین توهم رهایی که در ایران وجود دارد.‏
‏ این توهمی که به نوعی دارد به انسان ها می گوید که حتی شما نیازی نیست کاری بکنید، این جمهوری اسلامی خودش از بین ‏خواهد رفت.‏
‏ این یکی از عوامل مهمی است که باعث شده ما دور بمانیم از رسیدن به این هدف غایی.‏
‏ پس مهم ترین موضوع این ویژه برنامه قاعدتا شناخت دلایل و گذر از این مشکلات است که حالا هر چه قدر پیش تر برویم ‏بیشتر این موضوعات را مطرح می کنیم تا در نهایت به یک برآیند مشخص پیرامون این موضوع انقلاب برسیم.‏
‏ یکی از موضوعات که به عنوان این قسمت ابتدایی از توهم رهایی ایران هست، همین تکیه به فروپاشی است.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شوید با جماعتی که دارند صحبت از این می‌کنند که جمهوری اسلامی به فروپاشی خواهد رسید.‏
‏ حالا شما حتی نیازی نیست که وارد میدان بشید، کاری انجام بدید، فشاری بیارید، احزاب مشخصی داشته باشید، یک ایمان ‏جمعی ساخته باشید تا جماعت بی‌شماری همسوی با شما باشند و وارد این میدان بشوند، بلکه قرار هست که این جمهوری ‏اسلامی به واسطه این اضمحلال که دارد، در نهایت خود به خود از میان برداشته شود و یک فروپاشی داخلی هم اتفاق بیفتد.‏
‏ همتای اتفاقی که در شوروی سابق افتاد و ما شاهد این بودیم که اتحاد جماهیر شوروی دچار این فروپاشی شد و این حکومت ‏بدون خونریزی، بدون شلیک کردن گلوله ای و بدون اینکه مردم بخواهند خیلی زیاد و در میدان باشند، این حکومت به کنار ‏رفت.‏
‏ اما موضوع مهم این است که ما شناخت اشتباهی نسبت به جمهوری اسلامی داریم.‏
‏ شناخت از جمهوری اسلامی همتای شناخت ما با در رابطه با مثلا شوروی سابق نیست.‏
‏ یعنی این دو گونه، این دو گونه حکومت مختلف زمین تا آسمان با هم فرق دارند.‏
‏ ما در این نقطه ابتدا باید یک شناخت درستی نسبت به جمهوری اسلامی داشته باشیم که حالا وقتی در باب فروپاشی صحبت ‏می‌کنیم ببینیم تا چه اندازه عقلانی هست.‏
‏ این فروپاشی تا چه اندازه ممکن هست.‏
‏ ما وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت می‌کنیم مواجه می‌شویم با یک حکومت اسلامی که بعد از هزار و چهارصد سال ‏حالا تونسته قدرت رو به دست بگیره.‏
‏ خب ما تاریخ اسلام رو با هم توی این ویژه برنامه های مشخص درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ از ویژه برنامه شناخت اسلام تا حمله اسلام به ایران و.‏
‏ ویژه برنامه هایی از این دست در باب اسلام صحبت کردیم.‏
‏ ما میدونیم که اسلام در این هزار و چهارصد سال گذشته، سالیان درازی هم در قدرت بوده و اصولا اسلام یک دین سیاسی ‏است و این دین سیاسی هم همواره میل به رسیدن به قدرت داشته و همواره خود را در این عرصه های سیاسی میدان دار کرده تا ‏قدرت را در اختیار بگیرد.‏
‏ اما وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت میکنیم حالا قاعده یک مقداری حتی از اسلام هم متفاوت تر میشه.‏
‏ چرا که حالا ما داریم در باب یک حکومت شیعی صحبت میکنیم.‏
‏ یک شکلی از این نگاه اسلامی که حالا این شکل از نگاه اسلامی برای اولین بار داره قدرت رو در اختیار میگیره.‏
‏ خب قاعدتا ما در دوران صفویان و پیدایش این نگرش مشخص از اسلام شیعی قدرت را در اختیار شیعیان داشتیم اما قدرت در ‏اختیار طبقه روحانی نبود.‏
‏ طبقه روحانی همین آخوندهایی که می بینیم.‏
‏ خب قاعدتا آنها در این قدرت سیاسی یک نقشی داشتند اما همه نقش برای اینها نبوده.‏
‏ یعنی شما مواجه می شدید چه در اسلام شیعه و چه در اسلام سنی.‏
‏ همواره آن اشخاصی که ما تحت عنوان روحانیون می شناسیم که همان مفتی های مذهب سنی است و یا همین شیوخ و ‏آخوندهای مذهب شیعی همواره در قدرت نقش داشتند، چرا که حکومت یک حکومتی بوده که پایه اسلامی داشته و برای ‏قانون گذاری اش نیازمند مثلا این علمای دینی خودش بوده.‏
‏ اما هیچ وقت قاعده به این شکل نبوده که حالا قرار باشد آن شخصیت مذهبی قدرت را در اختیار بگیرد.‏
‏ قدرت سیاسی، قدرت اجرایی و قدرت قانونگذاری.‏
‏ همه قدرت در اختیار می باشد.‏
‏ پس ما مواجه می شویم با یک حکومتی که بعد از هزار و چهارصد سال برای اولین بار هست که دارد قدرت را تمام و کمال در ‏اختیار می گیرد.‏
‏ حالا هیچ شریکی نداره که بخواد با هاش رقابتی بکنه.‏
‏ حالا هیچ میدان رقابتی در برابرش نیست که بخواد با پادشاه و سلطان و خلیفه گلاویز بشه.‏
‏ همه قدرت رو در اختیار گرفته.‏
‏ پس یکی از اون عوامل مهم برای شناخت جمهوری اسلامی همین موضوع مشخص است که اینها یک فرصت تاریخی رو در ‏اختیار گرفتند.‏
‏ فرصت تاریخی که به واسطه باورهایشان حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی از دستش بدهند.‏
‏ این یکی از اون نکاتی است که ما رو به این نقطه مشخص می رسونه که فروپاشی در دل یک همچین حکومتی امری باطله غیر ‏قابل اتفاق افتادن هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با یک نگاه مذهبی تحت عنوان اسلام شیعی.‏
‏ این اسلام شیعی باور دارد که یک امام زمان ظهور خواهد کرد.‏
‏ حالا قرار است که پرچم جمهوری اسلامی تا زمان ظهور امام زمان و امام مهدی شیعیان افراشته باشد تا این پرچم را در اختیار ‏امام زمان بدهند.‏
‏ یعنی از نظر ایدئولوژیکی و اعتقادی اینها باور دارند که باید این حکومت را حفظ بکنند تا امام زمان قدرت را بدست بگیرد.‏
‏ پس حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی تن به این فروپاشی بدن.‏
‏ شما مواجه هستید با یک اعتقاد و باوری که برای اولین بار قدرت را تمام و کمال در اختیار گرفته و حاضر نیست به این ‏سادگی ها قدرت را از دست بدهد.‏
‏ حالا قدرت قانونگذاری دارد، قدرت اجرایی دارد، قدرت سیاسی در اختیارش است، تمامی ارکان حکومتی در اختیارش هست.‏
‏ رهبر این کشور را یک شخصیت مذهبی گذاشته اند مثل خمینی که حالا بنیانگذارش بوده یا خامنه ای که امروز قدرت را در ‏اختیار گرفته.‏
‏ پس ما مواجه هستیم با یک همچین اتفاقاتی که باعث شده جمهوری اسلامی هیچ وقت تن به این فروپاشی ندهد.‏
‏ اما فارغ از این، حالا شما نزدیک بشوید به این جمهوری اسلامی.‏
‏ جمهوری اسلامی قاعدتا برای بعد از خودش و گذر از خودش هم تصاویری رو در برابر داره.‏
‏ اینکه اگر اینها از قدرت به کناری بروند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
‏ خب قاعدتا می دانند که این فرصت تاریخی اگر از میان برود دیگر همچین فرصتی در اختیارشان قرار نخواهد گرفت.‏
‏ حتی خیلی بالاتر از این ها. موضوع.‏
‏ موضوع مرگ و زندگی برای آن ها بدست به حساب می آید.‏
‏ هرچند که گروه های مختلفی وجود داشته باشند و اپوزیسیون را شکل بدهند و دم از رواداری بزنند و دم از این بزنند که ‏حاضرند با این ها کنار بیایند، اما باز هم جمهوری اسلامی این مساله رو و همتای مرگ و زندگی برای خودش می داند.‏
‏ اصلا میدانی که او واردش می شود برای مقابله و ستیزه با معترضان میدان مرگ و زندگی است.‏
‏ یعنی احساس می کند که اگر نکشد کشته می شود.‏
‏ پس این هم یکی از اون عوامل مشخصی است که داره به ما ندای این رو میده که جمهوری اسلامی حاضر به فروپاشی نیست.‏
‏ پس این ها سعی می کنند که به نوعی تا آخرین قطره خون باز هم در کنار هم باشند چرا که از وجودیت خودشان دفاع کنند.‏
‏ از این مرگ و زندگی ای که گریبان این ها رو گرفته، زندگی رو برگزینند و باعث نشه که با یک مرگ همه چیز رو از بین ‏ببرند.‏
‏ اینها می دونند که اگر این فروپاشی اتفاق بیفتد چیزی برای آنها باقی نخواهد ماند.‏
‏ فرای اون شما مواجه هستید با این هلال شیعی، با این توهماتی که جمهوری اسلامی و این نگاه شیعی در جهان درباره اینکه ‏حالا یک فرصت تاریخی را در اختیار گرفته تا همه قدرت را در اختیار داشته باشد و بتواند یک هلال شیعی را در این خاورمیانه ‏شکل بدهد و خاورمیانه را برای خود بکند و با این قدرت گیری منطقه ای در نهایت مبدل به یک قدرت جهانی بشود و حتی ‏میل و آرزوی به این را داشته باشد که با آویزان شدن به قدرتی مثل چین و روسیه در نهایت مبدل به یک قطب قدرت در جهان ‏بشود و به نوعی حاکم و پادشاه بر جهان بشود.‏
‏ این هم یکی دیگر از عواملی است که باعث می شود جمهوری اسلامی میل به فروپاشی قاعدتا نداشته باشد.‏
‏ اما موضوع فقط میل به فروپاشی نیست که قاعدتا شوروی هم این میل را نداشته.‏
‏ اما وقتی شما اینها را با هم مقایسه می کنید، موضوع مرگ و زندگی ای که جمهوری اسلامی در برابر دارد او را به این راستا می ‏رساند که هر نوع اختلافات درونی رو کنار بزنه.‏
‏ یعنی یه عده ای هستن که دارن تصویر میدن از اینکه قاعدتا جمهوری اسلامی دچار فروپاشی میشه چرا که مشکلات درونی ‏بیشماری هم با هم دارن.‏
‏ اینها با هم هم سر سازش ندارن و در نهایت باعث میشه این جنگ قدرت اینها همدیگه رو از میان ببرن و در نهایت به فروپاشی ‏برسن.‏
‏ اما موضوع مهم این هستش که اینها در نهایت میدونن بدون وجود جمهوری اسلامی هیچ چیزی برای ابراز ندارن که حالا ‏بخوان این جنگ رو، این جنگ قدرت را تا اون مرحله ای ببرن که برسن به فروپاشی خودشون.‏
‏ یعنی حاضر به این موضوع مشخص نیستن.‏
‏ یک بار شما به همون جمله معروف خمینی گوش بدید حفظ نظام از اوجب واجباته.‏
‏ یعنی شما با روبه رو شدن با این جمله هم میتونید به متن این موضوع برسید که تا چه اندازه برای جمهوری اسلامی مهم هست؟
‏ تا چه اندازه برایش موضوع حیاتی است و حالا حاضر است به خاطر حفظ این نظام سیاسی که به وجود آورده و این شانس ‏تاریخی که به دست آورده و می داند که تکرار شدنی نیست و با کنار رفتن تمام شدنی است، حتی حاضر نماز و فرامین شرعی ‏را هم کنار بگذارد.‏
‏ این را بنیان گذار جمهوری اسلامی گفته و خیلی ها هم تکرارش کرده اند.‏
‏ پس شما حالا با شنیدن این موضوع هم بیشتر و بیشتر می توانید برسید.‏
‏ به این مفهوم که قاعدتا جمهوری اسلامی برایش موضوع مرگ و زندگی است.‏
‏ این رو نمیشه با شوروی مقایسه کرد.‏
‏ هیچ وقت نمیشه مقایسه اش کرد.‏
‏ ما مواجه هستیم با جمهوری اسلامی که برای اولین بار همه قدرت رو در اختیار گرفته حالا توانسته اسلام شیعی رو میداندار بر ‏ایران بکنه.‏
‏ حالا میل بر این داره که قدرت های بزرگتری برای خودش تشکیل بده.‏
‏ حالا میل بر این داره که در لبنان پایگاه داشته باشه، در عراق پایگاه داشته باشد.‏
‏ حالا تمام این شیعیان رو زیر پرچم هلال شیعی جمع کنه و خودش رو مبدل به یک قدرت منطقه ای و در نهایت قدرت جهانی ‏بکنه.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی تصویر در برابرش برای آینده این هستش که در صورت اتمام این جمهوری اسلامی و فروپاشی همه ‏چیز براشون تموم میشه.‏
‏ دیگه قدرتی در تاریخ نخواهند داشت و فرای اون حتی جونشون رو هم از دست خواهند داد.‏
‏ پس قاعدتا ما وارد مبحثی میشیم که این تکیه به فروپاشی تا چه اندازه عبث و بیهوده هست و تا چه اندازه سدی است در برابر ‏ما.‏
‏ ما برای اینکه دور بشیم.‏
‏ اینها برگرفته از شناخت اشتباه ما نسبت به جمهوری اسلامی است.‏
‏ جمهوری اسلامی یک حکومتی است که میشه به راحتی شناختش.‏
‏ میشه نسبت بهش یک برآیند درستی داشت.‏
‏ اینکه جمهوری اسلامی برای اولین بار در تاریخ قدرت سیاسی، اجرایی، قانون گذاری و همه قدرت های در کشور را در اختیار ‏گرفت.‏
‏ حال پادشاه و سلطان همون خلیفه هست همون خلیفه مذهبیست حالا تجمیع کرده.‏
‏ قاعدتا ایران بعد از حمله اسلام همواره به نوعی دین زده بوده.‏
‏ همواره حکومت های ما سر تعظیم در برابر ادیان داشتند.‏
‏ یعنی شما حتی به دوران پهلوی هم که رجوع بکنید مواجه میشوید با این سر تعظیم در برابر ادیان.‏
‏ یعنی به عنوان مثال شما مثلا با رضا شاهی روبه رو میشوید که به عنوان یک کاراکتری شناخته میشه و مدام دارن دربارش ‏صحبت میکنن که این شخصیت یک شخصیت لامذهب یا بی دین یا ضد مذهب حتی بوده.‏
‏ اما دلیلی که برای قبول کردن پادشاهی و رد کردن جمهوریت هم برایش میزنند.‏
‏ همین است که این آخوندها بودند که بهش فشار آوردند.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید؟
‏ این رو یک مثالی براتون گفتم که خب قاعدتا بیشترین حکومت تاریخ ایران که میل به مدرنیته داشته هم تا چه اندازه درگیری ‏مذهبی داشته.‏
‏ پس قاعدتا ما میدونیم که ایران بعد از حمله اسلام کشوری بوده که مذهب زده بوده اما هیچ وقت در طول این تاریخ نبوده که ‏این قدرت تمام و کمال در اختیار مذهبی ها باشه.‏
‏ در حکومت های مختلف تا حد امکان دخالت هایی داشته اند.‏
‏ گهگاه ما روبرو بودیم با آخوند هایی که قدرت رو در اختیار میگرفتند و نظرشون میتونسته راهگشا باشه.‏
‏ مثل دوران صفویان که حالا تا چه اندازه این ها نزدیکی داشتند با پادشاهان صفوی و اصولا اون درباری که باعث شد این طیف ‏مشخص از روحانیون شیعه شیعه اثنی عشری که امروز هم با آن روبه رو هستیم رو به وجود میاره.‏
‏ اما حالا داره در باب یک فرصت تاریخی صحبت میکنه که قانون گذاری، روابط خارجی، حکومت سیاسی، شکل و ساختار ‏حکومت و همه ارکان حکومت رو در اختیار گرفته پس این فرصت تاریخی رو قاعدتا از دست نخواهد داد.‏
‏ پس ما نیازمند شناخت مشخص از جمهوری اسلامی هستیم و این شناخت به ما فریاد میزنه که فروپاشی اتفاق نخواهد افتاد.‏
‏ یعنی اگر ما بخواهیم المان هایی رو در نظر بگیریم که حکومت های مختلف دچار این فروپاشی ها شده اند، یکی از اون المان ‏های پر نور و پرقدرت قاعدتا همین مبحث مشخصی است که ما تحت عنوان درگیری سر قدرت میشناسیم.‏
‏ حالا یک قدرتی در میانه هست و یک جنگی پیرامون این قدرت شکل میگیره و این باعث میشه که این جنگ قدرت قدرت ‏را تضعیف بکنه و تا در نهایت ما شاهد این باشیم که یک حکومتی به فروپاشی برسه و یا فساد بیش از حدی که اتفاق افتاده و ‏یا عوامل دیگری که در نهایت باعث فروپاشی حکومت ها میشه.‏
‏ اما وقتی این قاعده رو ما نزدیک به جمهوری اسلامی میکنیم میبینیم که اینها حاضرن هر کاری انجام بدن تا در نهایت اون ‏حکومت حفظ بشه.‏
‏ همون جمله معروف خمینی که در نهایت داره به ما یک خط و ربطی رو مشخص میکنه که جمهوری اسلامی در قبال این ‏فروپاشی چه ری اکشنی از خودش نشون خواهد داد.‏
‏ مبارزه ما با جمهوری اسلامی یک مبارزه رودر روست.‏
‏ یک مبارزه ایست که نمیتونه به نوعی ما نمیتونیم این مبارزه رو به روی دوش خود جمهوری اسلامی و عوامل داخلی جمهوری ‏اسلامی بذاریم.‏
‏ ما نمیتونیم امید وار به ریزش های روزافزون از جمهوری اسلامی باشیم چرا که خیلی از این ریزش ها اصلا برای ما جنبه ‏عقلانی و منطقی نداره.‏
‏ یعنی حتی نمی تونیم برای این ها منطقی بتراشیم که چگونه این افراد مثلا ریزش کردند.‏
‏ و همواره با اون تئوری های توطئه همراه هستیم.‏
‏ هیچوقت نمی تونیم اطمینانی داشته باشیم.‏
‏ فرای اون شما خودتون به یک واقعیتی تحت عنوان جمهوری اسلامی نگاه بکنید.‏
‏ حالا جمعیتی که از دل جمهوری اسلامی ریخته اند و قرار هست که وارد یک میدان بشن چه ری اکشنی رو در برابرشون می ‏بینند؟
‏ آیا مردم حاضرند به اونها میدان بدن؟
‏ آیا اون آسودگی ای که در جمهوری اسلامی داشتند رو به همین سادگی حاضرند از میان ببرن تا همسوی با مخالفین جمهوری ‏اسلامی بشن که حتی حاضر به صحبت با اونها نیستند؟
‏ همواره تکرار میشه که قرار نیست شما میدان دار باشید.‏
‏ قرار نیست که در آینده سپهر سیاسی ایران نقشی داشته باشید.‏
‏ حالا جماعتی هستند که در این تصویر امروزی ایران نقش دارند، نقش های قدرتمند دارند و این ریزش تا چه اندازه می تواند ‏منطقی باشد؟
‏ حالا این ها باید شامل عرفی بشوند که شاید از جونشون گذشته باشه نه اینکه قرار باشه وارد عرصه سیاسی بشه.‏
‏ به نوعی این دو قطبی که بین مخالفین جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی وجود داره که باید وجود داشته باشه برای رسیدن ‏به انقلاب به ما داره هشدار این رو میده که نمی تونیم تکیه به فروپاشی داشته باشیم.‏
‏ این جماعت می دونه که فردایی نخواهد داشت نه فردایی در قدرت، حتی فردایی که زندگی اون هم تحت الشعاع قرار خواهد ‏گرفت.‏
‏ پس با این اوصاف میدونه که یک مبارزه رودر رویی رو داره و حالا برای این مبارزه رودررو حاضره از جان خودش بگذره.‏
‏ حالا به واسطه ایدئولوژی ای که داره، به واسطه باورها و ایمانی که برای خودش ساخته میدونه که فردایی که جمهوری اسلامی ‏وجود داشته باشه.‏
‏ دیگه قرار نیست این اسلامی باشه که میدان دار باشه.‏
‏ میدونه که قرار هست اسلام از سپهر سیاسی حذف بشه.‏
‏ میدونه که قرار هست لائیسیته وارد ایران بشه.‏
‏ قرار هست قدرت قرار هست مذهب از حکومت به طور کلی هم جدا بشه.‏
‏ حالا با توجه به این موضوعات حاضره از جان خودش هم بگذره.‏
‏ پس این مبارزه یک مبارزه رودر روست و ما با شناخت درست از جمهوری اسلامی میتونیم به سادگی به این موضوع برسیم ‏که نمیتونیم تکیه ای به فروپاشی داشته باشیم و یکی از اون عواملی که باعث شده ما دور بمونیم از اون انقلاب نهایی هم همین ‏موضوع مشخص هست.‏
‏ این توهمی که از رهایی و آینده ایران بعضی از افراد به دست میدن که قرار هست ریزش های بزرگی اتفاق بیفته.‏
‏ همه سران جمهوری اسلامی به نوعی از کرده های خودشون پشیمون بشن برگردن به صف انقلابی ها و وارد این جماعتی بشوند ‏که میداندار برای انقلاب کردن هستند و در نهایت هم یک فروپاشی اتفاق بیفتد و بدون خونریزی و حکومت در اختیار ‏معترضین قرار بگیرد.‏
‏ یکی از موضوعات مشخص این دست کم گرفتن قدرت حریف مقابل است.‏
‏ حالا من در این ویژه برنامه مشخص در یک قسمت مجزا در باب این موضوع صحبت می کنم چون یک موضوع خیلی مهمی ‏است و من در جای جای موضوعاتی که در این باره صحبت می شود و افراد مختلفی که صحبت می کنند، دارم این را به ‏وضوح می بینم که تا چه اندازه جمهوری اسلامی دست کم گرفته می شود و قدرتش و تا چه اندازه بزرگنمایی می شود ‏پیرامون معترضین و مخالفین و اپوزیسیون.‏
‏ برعکسش هم هست.‏
‏ جمهوری اسلامی هم به همین شکل و با همین رویه دنیا را می بیند.‏
‏ یعنی معترضین را به شدت کم قدرت و کم توان می بینه و خودش رو یک قدرت ماورایی الهی در نظر می گیره.‏
‏ اما این یک موضوع دو طرفه است.‏
‏ ما داریم در هر دو طرف این موضوع رو می بینیم که اشتباه بزرگیه و ما رو از اون هدف غایی دور می کنه.‏
‏ در اون قسمت مشخص از این ویژه برنامه سعی می کنم بیشتر در بابش صحبت کنم اما در این قسمت مشخص دست کم ‏گرفتن رو پیرامون همین فروپاشی دارم درباره اش صحبت می کنم.‏
‏ اینکه شما می بینید این دست کم گرفتن و این فکر عبث داشتن به واسطه این که جمهوری اسلامی رو با یک مابه ازای ‏خارجی مثلا تحت عنوان شوروی سابق مقایسه می کنیم تا شادمان از این موضوع بشیم که بله شوروی با اون قدرت لایتناهی که ‏در اختیار داشت به یک فروپاشی حکومت رو از دست داد و این همه قدرتی رو که در این سالیان اندوخته بود و به یکباره از ‏بین رفته دید.‏
‏ اما این به واسطه همان دست کم گرفتن جمهوری اسلامی است چرا که جمهوری اسلامی المان هایی داره که شوروی نداشته.‏
‏ المانی که ما تحت عنوان ایدئولوژی در جمهوری اسلامی می بینیم المانی است تحت عنوان اسلام اسلامی که هزار و چهارصد ‏سال قدمت دارد.‏
‏ اسلامی که در کره زمین دو میلیارد و خورده ای میلیون مسلمان دارد.‏
‏ حالا هر چند که اینها جماعت بی شماری هم مسلمان های وراثتی هستند و شاید از دین هم برگشته باشند اما بالاخره یک ‏جماعت بی شماری را در کنار خودش دارد.‏
‏ حالا اینها قاعده بر این است که فرامین را از خدا می گیرند، دارند برای خدا می جنگند.‏
‏ شما نمی توانید ایدئولوژی ای که وابسته به مذهب و دین هست را با ایدئولوژی های زمینی و انسانی مقایسه کنید.‏
‏ فرصت تاریخی ای که اینها در اختیارشان دارند و می دانند با از دست دادنش همه چیز رو تموم شده میبینه.‏
‏ مرگ و زندگی ای که در برابرشون هست.‏
‏ اینکه میدونن انتهای این راه و از میان رفتن این حکومت.‏
‏ مرگ رو برای این ها به بار میاره.‏
‏ حالا ما بخوایم امیدوار به جنگ داخلی بین این ها باشیم و جنگ بر سر قدرت باشیم تا به فروپاشی برسن.‏
‏ اینکه شاید این فسادهای روزافزون در نهایت این ها رو به یک مرحله ای برسونه که دچار فروپاشی بشن، قاعدتا جنگ قدرت ‏رو به کنار خواهند زد.‏
‏ قاعدتا با هر موضوعی کنار خواهند اومد.‏
‏ چرا که می دانند اگر کسی در این دایره امروز بر سر قدرت بخواد بجنگه و در نهایت جمهوری اسلامی رو از میان رفته ببینه، ‏خودش به کنار خواهد کشید.‏
‏ چرا که بدون جمهوری اسلامی اصلا میدانی نداره و نمیتونه وارد کارزاری بشه که همه هویت خودش رو داره از همین ‏جمهوری اسلامی میگیره به واسطه ایدئولوژی ای که داره میدونه که می خواد این حکومت رو در اختیار امام زمان بذاره.‏
‏ حالا حاضر هست از دل و جون از همه چیز خودش بگذره تا تا در نهایت این مسیری که برای خودش تصویر کرده رو به ‏نهایت برسونه.‏
‏ ما در این ویژه برنامه سعی می کنیم در باب عواملی که باعث شده انقلاب ایران به تعویق بیفته صحبت بکنیم.‏
‏ در این قسمت سعی کردیم در باب این تکیه به فروپاشی صحبت بکنیم و در قسمت های آتی هم سعی می کنیم در باب ‏موضوعات دیگری که این توهم رهایی ایران رو ساخته و در نهایت عامل بزرگی برای نرسیدن به انقلاب شده صحبت بکنیم.‏
‏ قاعدتا تنها راه ما برای گذر از جمهوری اسلامی انقلاب هست.‏
‏ یک انقلاب مردمی همه گیر، یک انقلاب بدور از خشونتی که بتونه یک جمعیت بالایی رو درگیر بکنه.‏
‏ جمعیت بالایی که نه فقط در حرف و صحبت، نه فقط در حد ناله و نق زدن در تاکسی وارد میدانی بشن که حاظر باشن از جون ‏خودشون بگذرن.‏
‏ تنها راه عبور از جمهوری اسلامی رسیدن به یک همچین پتانسیل جمعی هست.‏
‏ این پتانسیلی که قرار هست به واسطه داشتن ایمان جمعی، به واسطه داشتن یک هدف غایی در نهایت و به واسطه داشتن گروه ‏ها و احزاب و اصناف و تشکل ها شکل بگیره و در نهایت وارد میدان بشه و مارو به انقلاب برسونه و در این ویژه برنامه هم ‏سعی میکنیم در باب عواملی که مارو دور گذاشته، فرای اون موضوعاتی که میدونیم که ما یک ایمان جمعی نداریم و آینده ‏مشخص رو تصویر نمیکنیم، یک هدف غایی جمعی نساختیم تا به یک اتحاد برسیم.‏
‏ اینکه میدونیم احزاب امروز در ایران وجود ندارن و من در ویژه برنامه های مختلفم دربارش صحبت کردم.‏
‏ اما فارغ از این ها در باب این عامل مشخص توهم رهایی ایران سعی میکنیم بیشتر صحبت بکنیم.‏