خب دوستان در این قسمت ما قرار هست که در باب نگاه اسلام به زن صحبت بکنیم و خب در این نکته ابتدایی و در این بخش ‏ابتدای برنامه بهتر هست که در باب آفرینش زن و توضیحات و تأثیراتی که اسلام در باب آفرینش زن داده صحبت کنیم تا ‏بیشتر با این مقوله در اسلام آشنا بشیم.‏
‏ خب ادیان ابراهیمی هر کدوم یک تعریفی در باب این آفرینش داشتن.‏
‏ یعنی شما وقتی به تورات مراجعه می کنید یک تعریف مشخصی داره دیگه.‏
‏ حتما همه شنیدین این که زن رو از دنده چپ مرد آفرید.‏
‏ این نگاه ادامه پیدا می کنه و در قرآن هم به نوعی این تکرار میشه.‏
‏ حالا با یک گونه و رویه دیگری.‏
‏ نکته مهمی که در قرآن بهش ذکر شده و ما باید اون رو مد نظر قرار بدیم این هستش که زن از همون داستان آفرینش و از ‏همون ابتدایی ترین موضوعی که در بابش صحبت شده به این شکل در قرآن مطرح شده که زن به عنوان جنس دوم هست.‏
‏ یعنی ما خدایی رو داریم که حالا قرار هست که یک جاندار تازه ای رو پدید بیاره و بعد جهان رو بر پایه اون آن جاندار به پیش ‏ببرد.‏
‏ که حالا نام آن انسان است.‏
‏ و بعد از خلق انسان.‏
‏ که آن انسان اتفاقا انسان مذکور است.‏
‏ و به عنوان مرد به حساب می آید.‏
‏ حالا برای آن قرار است که یک همدمی هم به وجود بیاره و خلق بکنه.‏
‏ چون میشه اون زن.‏
‏ یعنی همون ریشه های ابتدایی هم در اسلام در باب این هست که زن جنس دومه یا جنس اولی هست که حالا برای اون این زن ‏رو آفریدیم؟
‏ گفتم توی ادیان ابراهیمی و این ادیان سامی، ادیان توحیدی که حالا ریشه ی همه شون یکسان و برابر هست و تعریف از یک ‏خدای یکتا می کنند.‏
‏ و خب ما بیشتر داریم در باب اسلام توی این ویژه برنامه صحبت می کنیم.‏
‏ وقتی نگاه می کنید بهشون.‏
‏ خب ریشه ی اول همشون میشه تورات.‏
‏ میشه دین یهودیت و کتاب مقدس تورات برای یهودیان.‏
‏ خب اونجا شما مواجه میشید با این پیدایش و آفرینش که در حدی زن رو خفیف و کوچکتر از مرد میدونه که حالا حتی زن ‏رو از بخشی از مرد خلق میکنه.‏
‏ یعنی مرد به نوعی زن رو از دنده چپ مرد خلق میکنه و پدید میاره.‏
‏ داستان در قرآن هم همین شکلیه دیگه و با این تفاوت که حالا بعد از خلق مرد به عنوان اون جانداری که بهش افتخار میکنه و ‏قرار هست که دنیا رو بر پایه این خلیفه خودش پیش ببره و اون محور خلقت هست و محور آفرینش در جهان هست، برای اون ‏یک همدمی رو خلق میکنه که اون زن هست.‏
‏ پس این داستان آفرینش زن از همون ابتدای امر هم به همین شکل بوده که جنس دوم لقب بگیره و این نگاه اسلامی از همین ‏جا ریشه داره.‏
‏ گفتیم که قرآن مهم ترین بخش برای شناخت اسلام هست.‏
‏ یعنی بیشتر مراجعاتی که داده میشه برای فتوا دادن، اجتهاد کردن، قوانین اسلامی و رفتارهای اسلامی برگرفته از قرآن هست.‏
‏ خب قرآن در باب تمام مسائلی که در جهان وجود داره یک نوع خط مشی فکری ای رو برای مسلمانان به وجود میاره.‏
‏ یعنی به عنوان مثال ما صحبت کردیم در قسمت گذشته در باب کار در اسلام که وقتی شما مواجه میشید با قرآنی که در باب ‏کار صحبت نکرده، یعنی میزان مهم بودن این مسئله در بین مسلمانان مشخص شده، این که قرآن به اون نپرداخته پس این از ‏اون میزان اهمیت این موضوع هست در بین مسلمانان.‏
‏ و وقتی هم داریم در باب زن در اسلام و نگاه اسلامی نسبت به زنان صحبت می کنیم، وقتی به قرآن می رسیم مواجه میشیم با ‏این نگرشی که حالا زن اسبابی است برای مرد خلق شده تا مرد تنها نباشه، یک یار و همدمی برای مرد خلق شده در کنارش و ‏این داره به شما نوید این رو میده که این جنس دوم هست.‏
‏ جنس بی ارزش هست.‏
‏ یعنی شروع داستان داره به شما یک راهی رو نشون میده که شما در نهایت قرار هست که چه چیزی برداشت بکنید از این ‏کاشتی که در این ابتدای امر داشتید.‏
‏ پس نگاه به زن توسط اسلام از همون ریشه ابتدایی و قرآن قابل فهم هست.‏
‏ هرچند که در قرآن ادامه پیدا میکنه و این نگاه ادامه پیدا میکنه.‏
‏ حالا ما هر چه قدر که در برنامه پیش بریم بیشتر هم درباره اش صحبت میکنیم.‏
‏ اما در همین نکته ابتدایی باید این رو در نظر داشته باشیم که از همون ابتدای امر هم نگاه قرآنی و نگاه اسلامی نسبت به زنان ‏جنس درجه دوم بوده.‏
‏ خب ما اصولا در فلسفه وجودی اسلام و در فلسفه ای که در قرآن، در باب انسان، در باب چیستی انسان، در باب چیستی جهان ‏بحث شده، مواجه میشیم می‌شویم با اینکه یک خداوندگار یکتا و قدرتمندی است که حالا یک موجودی را خلق می‌کند و ‏این موجود محور خلقت می‌شود اشرف مخلوقات می‌شود خلیفه خدا بر زمین می‌شود.‏
‏ اصولا داستان پیدایش و آفرینش نزد تمام ادیان ابراهیمی بالاخص در اسلام بر این مبناست که انسان ریشه و مبدأ و مأخذ جهان ‏هستی است و این انسان خلق شده هم اتفاقا ذکور و مرد است و هر چیزی که در جهان وجود دارد اسبابی است برای لذت او، ‏همان طوری که خود این انسان هم اسبابی است برای لذت خداوند یعنی اسبابی که قرار است با آزمودن آن جهان را پیش ببرد ‏و قرار است که آن را مورد آزمون و امتحان قرار بدهد و در نهایت با قضاوت او جهان را به پیش ببرد.‏
‏ این دومینویی که تصویر می‌شود توسط خدا، خدایی که در آن آسمان‌ها یکتا و بزرگ است.‏
‏ و بعد خلق می کند که انسان پدید می آید.‏
‏ انسانی که یک جنسیت دارد و ذکور است.‏
‏ و این اسباب ها در اختیار او قرار می گیرد که از این ها لذت ببرد و استفاده بکند.‏
‏ و به نوعی همه چیز نعماتی است برای او در این مرحله بعدی.‏
‏ این دومینویی که تصویر می شود یعنی بعد از انسان انسان ذکور، حالا انسان مونث می آید، زن می آید، زن قرار می گیرد که ‏یک ابزاری بشود برای این انسان.‏
‏ مرد که بتونه از زندگیش لذت ببره تنها نباشه و به نوعی اسبابی برای تنها نموندن این انسان خلق میشه و بعد مراتب پیش میره.‏
‏ حالا حیوانات می آیند.‏
‏ حیواناتی که قرار هست ابزاری برای استفاده این ابنای بشر باشد.‏
‏ و این فلسفه وجودی از همین جاست که شکل میگیره.‏
‏ پس ما باید این رو مد نظر داشته باشیم با این نگاه ابتدایی که نسبت به قرآن داریم یک خط مشی برای ما به وجود میاد که ‏بفهمیم در آینده قرار است که اسلام چه نگاهی نسبت به.‏
‏ این جنس از انسان ها داشته باشد.‏
‏ این انسان هایی که همتا و برابر هم هستند در نگاه کلی تر و بزرگ تر با همه جان ها در زمین برابر و یکسان هستند.‏
‏ اما قرار است که ما یک تقسیماتی را داشته باشیم.‏
‏ تقسیماتی که از همین نگاه های اسلامی حتی پیش تر از آن هم شکل گرفته، حتی پیش تر از ادیان ابراهیمی.‏
‏ این تقسیمات شکل می گیرد و در دل اسلام هم این تقسیمات جنسیتی هم اتفاق می افتد.‏
‏ فرای این نگاه به آن نقطه ابتدایی و آفرینش زن در اسلام، با موضوعات دیگری هم روبرو می شویم.‏
‏ یکی درد زایمان هست و یکی خون حیض و ماهیانه یا پریود.‏
‏ حالا چیز هایی هست عادت ماهیانه که همه حتما باهاش آشنا هستید.‏
‏ این دو مسئله هم دو مسئله ای هستند که حالا خیلی رک تر و صریح تر در انجیل بهش اشاره شده و در قرآن هم به نوعی ‏اشارت هایی بهش شده.‏
‏ اینکه شما در انجیل مواجه میشید با اینکه این درد زایمان و حیض مجازاتی است که خدا برای زن در نظر گرفته.‏
‏ یعنی بعد از اون اتفاقی که ما داریم در ارتباط با اون داستان آدم و حوا که حالا یه اشارتی هم باید بهش بکنیم و بیشتر دربارش ‏توضیح بدیم.‏
‏ حالا با خدایی روبرو میشیم که قرار هست زن ها رو مجازات بکنه.‏
‏ در همین جای بحث میتونیم وارد این قضیه هم بشیم.‏
‏ پس ما یک شروعی دادیم که آفرینش زن اسبابی برای مرد بوده.‏
‏ جنس درجه دوم بوده.‏
‏ نگاه ادیان ابراهیمی و اسلام بالاخص اسلام در باب زن اینگونه بوده.‏
‏ در باب پیدایش و آفرینش.‏
‏ فرعون با یک داستانی رو به رو میشیم که این داستان رو همه شنیده ایم.‏
‏ تو تورات مفصل تر اومده و در قرآن هم بهش اشاره شده.‏
‏ این که حالا خدا بعد از خلق این دو جاندار، این زن و مرد اینها را در بهشت برین و در فردوس خودش رها می‌کند تا زندگی ‏بکنند.‏
‏ داستان پیش می‌رود تا اینکه یک درخت معرفتی بوده.‏
‏ حالا درخت آگاهی و درخت معرفت.‏
‏ هر اسمی که بهش بدیم خدا این رو بر اینها حرام می‌دونه که به اون نزدیک نشن.‏
‏ یعنی همون مبحث فرماندهی و فرمانبرداری، همون ارباب و برده بودن خدا و بنده بودن حاکم و محکوم بودن عناصر ‏تشکیل‌دهنده نظام فکری خداوندی.‏
‏ در این داستان ابتدایی هم به همین شکل پیش می‌ره.‏
‏ شما مواجه می‌شید با این درخت معرفتی که قرار هست از اون استفاده نکنند.‏
‏ این انسان‌ها و این درخت وجود داشته و اینها زندگی می کردند تا اینکه حالا به گفته ی قرآن توسط شیطان این زن که اتفاقا ‏حوا بوده گول میخوره و اون هم باعث میشه که باعث گول خوردن آدم میشه و خلاصه اینکه از اون درخت معرفت می کنند و ‏می خورند و خدا رو ناراحت می کنند.‏
‏ خب این داستان کلیشه ای که همه دربارش شنیدیم آغازگر این موضوع هستش که حالا نگاه خدا نسبت به زن تغییر می کنه.‏
‏ یعنی نگاه خدا نسبت به زن یک نگاهی است که توامان با این هست که زن رو فریبکار، زن رو نزدیک به شیطان، شبیه به ‏شیطان، اغواگر، حیله گر مکار قلمداد می کنه.‏
‏ یعنی نگاهی که شما می تونید در بین چه یهودیت، چه مسیحیت و چه اسلام ببینید این هستش که زن یک موجود اغواگر ‏هست.‏
‏ و نزدیک به شیطان است کاری که شیطان انجام میده و اونجا داره دربارش صحبت میشه که در اون داستان معروف آدم و حوا ‏و اون سیب ممنوعه شما مواجه هستید با یک شیطانی که قرار هست انسان رو از راه به در بکنه و این شیطان تاثیر خودش رو ‏روی زن میزاره و بعد اون زن نقش شیطان رو در برابر اون مرد بازی میکنه.‏
‏ یعنی این همسویی و همرنگی که خدا در این داستانش بین زن و شیطان قرار میده خبر از این فلسفه فکری میده که حالا ما ‏مواجه هستیم با خدایی و با منش و طرز فکر و فلسفه فکری ای که زن رو همتای شیطان میبینه و بعد اینجوری هستش که پیش ‏میریم و مثلا به صراحت در انجیل مواجه میشیم.‏
‏ با اینکه درد زایمان و یا حیض مجازاتی است که خدا در قبال این رفتار زنان در اون اتفاق معروف سیب ممنوعه انجام دادن، ‏حالا در ازای اون رفتاری که انجام دادند مجازاتی باید بشن و این مجازات برای همه نوع به نوعی جنس زن هست.‏
‏ در تمام تاریخ اینکه اینها به دنیا میان در این دنیا زندگی میکنن و قرار هست که ماهیانه درد بکشن و در کنار این درد زایمان رو ‏هم داشته باشن.‏
‏ این به نوعی مورد تایید قرآن هم قرار میگیره و مورد تایید نگاه و طرز تفکر خدا پرستانه.‏
‏ و شما مواجه میشید با این نگاهی که زن رو نه تنها جنس دست دوم در همون ابتدای امر در آفرینش قلمداد میکنه که در عین ‏حال زن رو موجودی خطاکار میدونه، فریبکار میدونه، اغواگر میدونه، شبیه به شیطان میدونه و حتی براش مجازات هایی رو هم ‏در نظر میگیره مثل این درد حیض و زایمان.‏
‏ پس ما با این فلسفه فکری و وجودی و با این نگاه نسبت به زن در اسلام مواجه میشیم.‏
‏ حالا میتونیم یه مقداری فراتر بریم از این نگاهی به نوعی انتزاعی به مبحث وجودیت زن و نگاه ادیان و قرآن و اسلام به زن و.‏
‏ بیاییم و یه مقدار زمینی ترش بکنیم.‏
‏ یعنی مواجه بشیم با اجتماعاتی که توسط مسلمون ها شکل گرفته.‏
‏ همون اجتماع ابتدائی که در دوران محمد و در صدر اسلام شکل گرفته.‏
‏ شما اگر موضوع رو وارد دنیای حقیقی و واقعی خودتون بکنید هم میتونید این ها رو ببینید.‏
‏ اثرات این اتفاقات و این نوع نگاه رو ببینید.‏
‏ یعنی اینکه شما مواجه میشید با زنانی که بهایی ندارن در این اجتماع ارزشی ندارن در این اجتماع.‏
‏ یعنی به همون دوران صدر اسلام نگاه بکنیم.‏
‏ قرار نیست که کاتبی حافظه ای یاری و همراهی برای محمد در نظر گرفته بشه که از زنان باشه.‏
‏ قرار نیست که ادامه دهنده ی راه محمد زنان باشند.‏
‏ قرار نیست که یک کار مهم اجتماعی رو انجام بدن.‏
‏ قرار نیست که رسول خدا به عنوان مثال زن باشه.‏
‏ و در نهایت اگر هم زنانی وجود داشته باشند که قدرتی داشته باشند به واسطه نزدیکی که با محمد برقرار میکنن، مثلا به واسطه ‏این هست که همسر محمد هست و این شاید برای اون ها ارزشی رو به وجود بیاره که باز هم ارزش اجتماعی قدرتمندی نیست.‏
‏ شاید به واسطه اینکه فرزند محمد باشند حالا دارای ارزش و اعتبار میشن که باز هم ارزش و بهای اجتماعی نیست.‏
‏ یعنی این ها درگیر مسائل و مباحث اجتماعی نمیشن.‏
‏ قدرتی رو ندارن.‏
‏ قدرت انجام دادن کاری رو ندارن.‏
‏ قدرت تصمیم گیری و یا انتخاب و یا پیش بردن راهی رو ندارن.‏
‏ و شما از همون ابتدای امر، از همون دوران صدر اسلام هرچقدر هم که به پیش میرید این بها ندادن به زن ها رو بیشتر و بیشتر ‏هم میتونید لمس و درک کنید.‏
‏ یعنی شما با یک شبه جزیره ای مواجه بودید به اسم عربستان که پیش از اینکه اسلام ظهور کنه زنان قدرتمندی رو در خودش ‏دیده.‏
‏ حتی وقتی به این تاریخ هم مراجعه می کنید می بینید که بزرگان اقوامی هم بودند که از زنان بودند.‏
‏ حتی پادشاهان و یا نیمه پادشاهانی هم داشتند که از زنان بودند.‏
‏ حتی در بین اون خدایگانی که در کعبه مورد پرستش مردم بوده، الهه هایی بودند که زن بودند.‏
‏ یعنی یک جایگاهی داشتند هرچند کم تر از مردان که قاعدتا همواره به همین شکل بوده.‏
‏ فرای اون برهه تاریخی ای که به عنوان مادرسالاری در تاریخ گذشتگان و باستانی جهان شناخته میشه که کمرنگ هست، در ‏همه تاریخ جایگاه زنان کم تر بوده نسبت به مردان.‏
‏ ولی با دوران اسلامی که قابل مقایسه نیست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید مثلا با زن خود پیغمبر، زن اول پیغمبر، خدیجه ای که خب یک قدرتی داشته دیگه.‏
‏ یک شخصیت قدرتمندی بوده از نظر اقتصادی در جامعه بوده، تاثیرگذار بوده، فرای اون قدرت اجتماعی داشته، قدرت فعالیت ‏داشته، قدرت تصمیم گیری داشته اما بعد از ظهور محمد و به نوعی قدرت گرفتن اسلام مواجه میشید با این سکون و سکوت.‏
‏ همواره زنان و طی ادوار هم این سکوت و سکون قدرتمند تر میشه.‏
‏ یعنی هرچقدر ما پیش تر میریم مدام داریم میبینیم که کمرنگ و کمرنگ تر میشه جایگاه زنان.‏
‏ حالا شاید در ابتدا و در صدر اسلام زنانی بودند که به واسطه نزدیکی با محمد جایگاه و پایگاهی داشتند مثل عایشه، مثل فاطمه، ‏مثل همسر پیغمبر، مثل دختران پیغمبر.‏
‏ شاید یه جایگاه کوچکی رو داشتن در اونجا هرچند که جایگاهشون قابل قیاس با اصحاب پیغمبر، انصار پیغمبر و افرادی که ‏نزدیک به پیغمبر بودند نبوده اما باز هم جایگاه داشتند.‏
‏ اما طی مرور زمان می بینید که هی کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود.‏
‏ چرا که این نوع نگرش نوید یک زیست و یک نوع زیستن و یک فرهنگ و یک ساختار اجتماعی خاص را به شما می دهد.‏
‏ یعنی شما آن نگاه ابتدایی و آن آفرینش زن را در اسلام مد نظر قرار دهید.‏
‏ در کنار آن به آن داستان.‏
‏ سیب ممنوعه هم نگاه بکنید و بعد خدای را در نظر بگیرید که حالا این زن را.‏
‏ به عنوان یک شیطان قلمداد می کند و حالا هر چقدر باز جلوتر بروید بیشتر هم در باب موضوعاتی که چه در قرآن و چه در ‏افکار اسلامی وجود داشته هم صحبت می کنیم.‏
‏ تمام اینها دست به دست هم میده تا این جایگاه زنان بیشتر و بیشتر کمرنگ بشه و به نوعی در اجتماع نقش خاصی رو ایفا ‏نکنن.‏
‏ حالا باز هم بر می گردیم به این بها ندادن به زن و جایگاه شان و درگیری شان در اجتماع.‏
‏ اما بهتر است که باز یک مقدار پیش تر برویم و یک مساله دیگر را هم مطرح کنیم.‏
‏ یکی از مسائل مهم و عمده ای که در اسلام وجود دارد در باب زنان این نگاه شهوت آلوده به زن هست.‏
‏ یعنی زن را نوعی ابزار جنسی قلمداد می کنند.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با نگاهی که از طرف محمد جاری و ساری می شود و قدرت می گیرد که یک نگاه کامل جنسی ‏هست نسبت به زن.‏
‏ خب شما وقتی زندگی محمد رو زیر نظر داشته باشید و مطالعه بکنید این بیست و سه سال از حکومت و به نوعی رسالت محمد ‏رو مواجه می شید با محمدی که هر چقدر قدرتمند تر می شده در این خواستن زنان در همون اندازه هم وسعت می گرفته.‏
‏ این خواسته‌اش نسبت به زنان بعد از مرگ خدیجه.‏
‏ خب تا قبل از اینکه خدیجه بمیره که همسر دیگه ای رو اختیار نکرد چون خدیجه جایگاه بزرگی داشت، جایگاه رفیعی ‏داشت، جایگاه اجتماعی داشت.‏
‏ این قدرت اقتصادی که خدیجه داشت قاعدتا بهش قدرت رو هم می‌داد.‏
‏ دیگه در رابطه هم بهش قدرت می‌داد.‏
‏ یعنی به جهان امروزی خودمون هم نگاه بکنیم.‏
‏ هر چقدر که زنان کمتر درگیر مسائل اجتماعی بشن، کمتر بتونن کسب درآمد بکنن و به نوعی خودشون رو قاطی اجتماع ‏بکنند، بیشتر هم تحت سلطه مردها قرار دارن.‏
‏ هر چقدر درگیری اجتماعیشون بیشتر بشه خب قاعدتا قدرت بیشتری هم دارن و کمتر هم میشه در قبالشون ظلم و بیدادگری ‏کرد.‏
‏ تا پیش از اینکه خدیجه از دنیا بره، محمد زنی رو اختیار نکرد.‏
‏ به واسطه قدرتی که خدیجه داشت، از نظر سیاسی، از نظر اقتصادی و از نظر جایگاهی که در کنارش داشت، کمک هایی که ‏داشت بهش می کرد و خب محمد نمی تونست همچین کاری بکنه.‏
‏ اما بعد از اینکه خدیجه مرد خب شما مواجه می شید با محمدی که حالا شروع به اختیار زنان شما از اختیار کردن زنه.‏
‏ دختر بچه ی هفت ساله در نظر بگیرید که عایشه باشه.‏
‏ شما در نه سالگی مواجه می شید با همخوابگی با اون.‏
‏ واقعا منزجر کننده و غیر قابل فهم هست.‏
‏ یا رفتاری رو که به عنوان مثال با زینب زن زید پسرخوانده خودش می کنه؟
‏ اینکه حالا یک زنی رو می خواد که تصاحب بکنه حتی با اینکه این زن همسر شرعی و قانونی پسرخوانده خودش هست، حتی ‏آیات قرآن هم در این موضوع دخالت می کنه و رفتارهایی از این دست.‏
‏ حالا کنیزانی که اختیار می کنه و باهاشون رابطه برقرار می کنه.‏
‏ در یکی از جنگ ها از زنی که خوشش میاد حاضر هستش که شوهرش که در بین اسیران بوده رو بکشه و اون زن رو اختیار ‏کنه.‏
‏ حتی مواجه میشید با رفتار هایی که اگر زنی رو بهش به نوعی پیشکش میکردن، هدیه میدادن یا فدیه میدادن و در جنگ ها ‏براش میاوردن از اندام اون ناراضی بود و اون رو قبول نمیکرد.‏
‏ مواجه میشید با رفتار های کاملا شهوانی محمد در قبال زنان و در اختیار گرفتن این زنان بیشمار.‏
‏ محمد در طول زندگی خودش با این که قانونی که خودش وضع کرده بود از طرف خدا در اختیار داشتن چهار همسر عقدی ‏بود، مواجه میشد با یازده همسری که در اختیار گرفت و در کنارش کنیزان بسیاری هم داشت.‏
‏ حالا اهل سنت که به نوعی متعه کردن و صیغه کردن اعتقادی ندارند.‏
‏ اما در بین اهل تشیع روایاتی هم وجود داره در باب این که زنان بیشماری رو هم صیغه کرده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با یک شخصیت شهوت پرست.‏
‏ حالا این نگاه شهوت آلود و شهوت پرستانه در قبال زنان هست و این خط و مشی میده برای نگاه جمعی مسلمانان نسبت به ‏زنان.‏
‏ یک موضوع قابل عرضی هم که در این بین صحبت کردیم و باید بیشتر هم دربارش صحبت بکنیم و شاید هم در برنامه های ‏آتی دربارش یه برنامه مجزایی هم بسازیم همین قضیه عایشه هست.‏
‏ عمق فاجعه و نابودی به نوعی اخلاقیات و اصلا ساختار زیستن انسان هست.‏
‏ اینکه شما با یک آدم پنجاه و خورده ای ساله ای روبرو میشید که دندان طمع برای در اختیار گرفتن کودک هفت ساله داره ‏حتی شش ساله.‏
‏ در روایاتی که در این باب در تاریخ اسلام گنجونده شده بین شش تا هفت سال سن عایشه را در آن زمان مطرح می کنند.‏
‏ این شما مواجه می شوید با یک جنون وحشتناک و بعد شما مواجه می شوید با این سن تکلیفی که بین ما مرسوم هست.‏
‏ حتی امروز هم در بین مدارس ما دارند این سن تکلیف را جشن می گیرند.‏
‏ سنی است برای عزاداری ما.‏
‏ یعنی ما باید برای این 40 سالگی کودکان خون گریه کنیم که شما این سن رو قرار دادید.‏
‏ یعنی محمد به همراه اون خداوند آسمانی خودش الله این سن رو برای همخوابگی با یک کودک در نظر گرفته.‏
‏ اینکه حالا این محمدی که دندان تیز کرده دندان طمعی داشته برای در اختیار گرفتن یک کودک هفت ساله تا نه سالگی صبر ‏می کنه تا نه سالگی باهاش همخوابه بشه و این واقعا زمانی است که ما باید عزاداری به پا بکنیم تا اینکه بخوایم جشن بگیریم و ‏اسمش رو جشن تکلیف بگذاریم و سنی باشه که ما بخوایم کودکان نه ساله رو به عقد دیگران در بیاریم و اونها رو بالغ بدونیم.‏
‏ این نهایت جنون و دیوانگی است و همین موضوع میتونه ما رو به این برسونه که تا چه اندازه محمد درگیر مباحث شهوانی ‏بوده و تا چه اندازه این دین بر پایه نگاه های شهوانی هست و نگاهی که نسبت به زن دارن تا چه حد شهوت آلوده هست.‏
‏ اما در کنار این ما باید همراستا با این به موضوع حجاب و خفقان زنان هم نگاه بکنیم.‏
‏ یک موضوع قابل بحثی که خیلی ساده میشه بهش فکر کرد این هست که.‏
‏ حتما شنیدید یک ضرب المثل ساده ایرانی هم هست که ما مدام میشنویم که کافر همه را به کیش خود پندارد.‏
‏ این بر میگرده به اینکه شما هر جوری که دنیا رو نگاه بکنید بقیه رو هم شبیه به همون میبینید.‏
‏ یعنی در نظر بگیرید که شما وقتی یک انسان دور از شهوتی هستید همه رو بدور از این نگاه شهوت آلود می بینید.‏
‏ شاید وقتی ازتون در باب بقیه هم سوال بکنند بقیه رو هم شبیه به خودتون ببینید.‏
‏ این یک برداشت کلی است که انسان ها نسبت به موضوعات پیرامون خودشون دارن.‏
‏ این که تا چه اندازه دور از واقعیت هست، این که تا چه اندازه این فیک فکر احمقانه ای هست، موضوع قابل بحث ما نیست اما ‏چیزیست که وجود داره.‏
‏ یعنی انسان ها این حالت رو دارن که از اتفاقاتی که برای خودشون می افته قانون و قاعده ای می سازن و جهان رو شبیه به اون ‏تفسیر و معنا می کنن.‏
‏ این اون بخش ذاتی انسان نیست که انگار شما همیشه باهاش مواجه هستید و وقتی من صحبت از این ذاتی بودن می کنم به این ‏مفهوم نیست که منظورم این هست که این رو ما می تونیم در بین همه انسان ها ببینیم.‏
‏ به نوعی تبدیل به یک باور جمعی و کلی بین همه انسان ها با هر نوع تفکری شده.‏
‏ شما وقتی به این موضوع نگاه می کنید حالا بر می گردید و محمد رو هم مورد کنکاش قرار میدید.‏
‏ یعنی ما یک اصل رو داریم اینکه انسان ها بر پایه اون نگاه خودشون به جهان بقیه رو هم قضاوت میکنن.‏
‏ بقیه رو هم شبیه به همون نگاه های خودشون در نظر میگیرن.‏
‏ خب اینو که براش مثال و نمونه آوردیم و واقعا قابل بحث و قابل عرض هست.‏
‏ یعنی هر کسی میتونه این رو توی زندگی خودش هم حتی لمس بکنه.‏
‏ شما اونجوری که دنیا رو نگاه میکنید قاعدتا بیشتر مردم رو هم همینگونه قضاوت میکنید.‏
‏ حالا ما یک محمدی رو داریم که دنیای شهوت آلوده ای داره.‏
‏ دنیای غرق در این مسائل شهوانی داره.‏
‏ دنیایی داره که حتی اگر همسر فرزند خودش رو ببینه در حالی که داره استحمام میکنه، حمام میکنه.‏
‏ این غلیان احساسات شهوانی در وجودش رسوخ میکنه و اون رو به یک جایی میرسونه که حتی حاضر هستش که زن.‏
‏ زنه فرزندخوانده خودش رو از چنگ اون در بیاره، اون رو به طلاق بکشونه و خودش اون رو به عقد خودش دربیاره تا باهاش ‏همخوابه بشه.‏
‏ شما با پیامبری رو به رو هستید که برای دختر هفت ساله دندان طمع تیز میکنه و تا نه سالگی صبر میکنه و نه سالگی با اون به ‏اتاق زفاف میره و باهاش رابطه جنسی برقرار میکنه.‏
‏ حالا شما با یک همچین پیامبری روبرو هستید با یه همچین طرز تفکری روبرو هستید و بعد با مراجعه به همون کافر همه را به ‏کیش خود پندارد و با اون نگاهی که حالا قرار هست شما اگر خودتون غرق در این شهوات هستید دنیا رو تا همینگونه شهوانی ‏ببینید.‏
‏ یعنی یک آدمی که خودش به دنبال دختر ها راه می افته حالا نگاه میکنه و فکر میکنه که همه دارن این کار رو میکنن دیگه.‏
‏ یعنی بلافاصله میاد و به خواهر خودش میگه که مواظب باش که شاید همه در جست و جوی تو باشند.‏
‏ حالا این نگاه بر میگرده به محمد و محمدی هم هست که دقیقا با همین نگاه جهان را تعبیر و تفسیر می کند و بعد می رسد به ‏اینکه حالا باید زنان را در یک پستویی و در یک خفقانی قرار داد که مردها تحریک نشوند تا مردها نخوان آنها را در اختیار ‏بگیرند.‏
‏ حتی کار از اینجا هم فراتر می رود.‏
‏ یعنی شما نگاه بکنید به زندگی محمد.‏
‏ محمد زنانی را در اختیار گرفت.‏
‏ گفتیم یازده زن عقدی را در اختیار گرفت.‏
‏ خب برای اینها خانه و کاشانه ای داشت که همین قبری که برای محمد ساختند و مسجد نبی جایی بود که او در مدینه داشت ‏با اینها زندگی می کرد در همان خانه.‏
‏ حالا تعداد مختلفی در زمان های مختلف باهاش داشتند زندگی می کردند.‏
‏ محمد در طول حیات خودش قاعده رو به این شکل گذاشت که اگر قرار هست که مردم بیایند و با همسرهای او صحبت ‏بکنند، در وهله اول که نیازی نیست با همسر من صحبتی بشود ولی اگر هم قرار هست کسی باهاشون صحبت بکنه باید از پشت ‏پرده یعنی نه تنها اون حجاب کاملی که باید رعایت بشه حتی باید یک پرده ی حائلی بین این دو فرد قرار بگیره که کسی به ‏اونها نظری نداشته باشه.‏
‏ خب این بر میگرده از اون نگاهی که در خود می بینه.‏
‏ این نگاهی که به سادگی با دیدن یک زنی در حال حمام کردن بلافاصله عاشقش میشه و می خواد باهاش ازدواج کنه.‏
‏ نگاهی که حاضر هست به خاطرش آدم ها را بکشه و زنانشون را در اختیار بگیره.‏
‏ نگاهی که حتی به دختر هفت ساله هم رحم نمی کنه.‏
‏ خب قاعدتا با این نگاه و با این طرز فکر قاعدتا هم باید دنیا رو به همین شکل ببینه و همه رو به همین شکل ببینه و وقتی بر می ‏گرده به قاعده خودش امر می کنه که باید زنان اون از پشت پرده ی حایل با مردم صحبت کنن و یا امر می کنه که زنان من ام ‏المومنین هستن.‏
‏ مادر مومنان هستن.‏
‏ مادری که حرام هست.‏
‏ ازدواج با اونها یعنی حتی برای بعد از مرگ خودش هم یک حریمی برای خودش می سازه که کسی نزدیک به زنان خودش ‏نشه.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با این دنیای جنسی محمد که حالا قرار است که یک ساختاری رو به صورت فرهنگی و اجتماعی برای ‏تمام دوران برای این مسلمون ها بسازه.‏
‏ حالا وقتی ما داریم در باب محمد صحبت می کنیم این محمد و الله از هم جدا نیستند، یکتا و یکسان و برابر هستند.‏
‏ چه برای آنهایی که باورمند به حقانیت محمد هستند.‏
‏ خوب آنها باور دارند که اینها کلام خداوندی است و چه برای مایی که داریم درباره اش صحبت می کنیم.‏
‏ اینکه این طرز تفکرات و این رفتارها و این فکر ها و نوع زیستن محمد تاثیر گذار بوده بر این سخنانی که از الله شنیده میشه.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با آیاتی که در باب مسائل زنان محمد مطرح میشه، در باب آیاتی که در باب مثلا زید و زینب ‏اومده، اینکه حالا خدا داره درباره این صحبت می کنه که ازدواج با همسر فرزندخوانده حرام نیست چون اون فرزندخوانده تو ‏هست یعنی داره بهش یک اجازه و یک اجازه شرعی و یک مهر تاییدی الله میده که این کار رو انجام بده.‏
‏ و یا وقتی در باب روابطی که بین زنان پیغمبر هست خدا یکباره مداخله می کنه و میاد صحبت می کنه که بله.‏
‏ محمد می دونه خودش داره چی کار می کنه.‏
‏ اینها به معنی این همفکری و هم پوشانی محمد و الله هست دیگه.‏
‏ و شما می تونید این نگاه رو برابر ببینید.‏
‏ یعنی اگر من دارم در باب محمد صحبت می کنم و اسم الله رو نمیارم منظور یکسان و برابر هست؟
‏ خوب حالا ما تا اینجا در باب این مسائل صحبت کردیم.‏
‏ حالا شما در نظر بگیرید که کسی که با یک همچین نگاهی به دنیا می نگره و به نوعی جهان رو تا این حد شهوانی و جنسی می ‏بینه، حالا در قبال زنان و زندگی اجتماعی اونها چه فکری می کنه؟
‏ خوب یک انسانی است که خودش مدام داره با دیدن این ها تحریک میشه.‏
‏ خب نتیجه گیریش این هست که همه دارن با دیدن زنان تحریک میشن.‏
‏ حتی شما امروز هم مواجه میشید با این آخوند هایی که وقتی دارن صحبت میکنن باور دارن کسانی که به نوعی زنان رو میبینن.‏
‏ حتی طالبان هم فکر میکنم یک همچین موضعی گرفته.‏
‏ چند وقت پیش درباب این موضوع صحبت کرده بود.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید که طرف داره به صراحت اذعان میکنه اگر کسی در برابر زنان حس تحریک پذیری نداشته یا ادا در ‏میاره یا بیماره.‏
‏ یعنی مرد نیست.‏
‏ یعنی از این دو حالت خارج نیست.‏
‏ یعنی قرار نیست که نوع دیگری باشه.‏
‏ این همون نگاهیست که برمیگرده.‏
‏ دربارش صحبت کردم و گفتم محمدی که خودش تا این حد دنیا رو جنسی میده و خودش تا این حد اسیر در مسائل جنسی و ‏شهوانی بوده، قاعدتا دنیا رو هم به همین شکل میدیده و باقی مردان رو هم به همین شکل میدیده و بعد قانون ها و قواعدی که ‏حالا توسط الله، توسط محمد در اسلام و قرآن بیان می‌شود در باب همین است.‏
‏ یعنی شما زنان رو در یک حجاب و پستویی باید قرار بدید که مردان نبینند و تحریک نشن.‏
‏ یک کتابی چند وقت پیش میخوندم در ارتباط با اقوام ابتدایی، انسان ها و انسان های اولیه خیلی قواعدش شبیه به همین قواعد ‏اسلامی بود.‏
‏ یعنی شما مواجه میشدید توی اون کتاب.‏
‏ حالا اسمش هم خاطرم نیست.‏
‏ اسم نویسنده اش هم خاطرم نیست.‏
‏ یه کتابی بود که داشت توضیح میداد که حالا اون اقوام ابتدایی چه رسوم و چه رفتارها و چه فرهنگ هایی داشتند.‏
‏ قاعده به این شکل بود که اگر مردی از کنار مادر همسرش رد میشد، این مادر، همسر و این مرد باید هر دو فریاد میزدند و از ‏کنار هم میدویدند و رد میشدند.‏
‏ یعنی حتی حاضر نبودند که برای چند ثانیه هم با همدیگه بنشینن و صحبت بکنند.‏
‏ خیلی شبیه به این تفکر اسلامی هست.‏
‏ یعنی شما قرار هست که حتی رو به رو با هم نشید.‏
‏ قرار هست که با هم صحبت نکنید.‏
‏ یعنی قرار هست که شما در یک پستویی قرار بگیرید.‏
‏ با یک چادری، با یک کیسه ای خودتون رو بپوشونید تا مبادا تحریک بشید تا مبادا مرد تحریک بشه و این فلسفه فکری شبیه ‏به همون فلسفه ای که در ارتباط با قانون گذاری هم صحبت کردیم و گفتیم که اصلا هدف از این قانون گذاری های اسلامی ‏پاک کردن صورت مسئله بوده.‏
‏ همیشه پاک کردن صورت مسئله بوده یعنی شما مواجه نمیشدید با اینکه قرار باشه پیشگیری بکنید، درمان بکنید، راه حل داشته ‏باشید، این جرم و جرایم رو کم بکنید قرار بوده که صورت مسئله رو پاک بکنید.‏
‏ در ارتباط با مسائل جنسی و شهوانی اجتماعی هم به همین شکل بوده.‏
‏ قرار بوده صورت مسئله پاک بشه.‏
‏ قرار بوده که زنان در پستو باشند.‏
‏ زنان اصلا بیرون نیان.‏
‏ مثلا مردها زن ها رو نبینن که حس جنسی هم وجود نداشته باشه.‏
‏ قرار بوده در همون سنین پایین در سن پنج سالگی و نه سالگی و ده سالگی و دوازده سالگی دختر و پسر با هم ازدواج کنن و ‏رابطه ی جنسی داشته باشن که دیگر جامعه درگیر این مسائل نشود.‏
‏ یعنی طرز تفکر و راه حل ها در همین حد ساده و ابتدایی و در راستای پاک کردن صورت مساله بود.‏
‏ حالا شما روبرو می شوید با این نگاه شهوت آلودی که قرار است زنان رو در خفقان قرار بده و این حجاب اجباری.‏
‏ خیلی از دوستان میان صحبت میکنند.‏
‏ این حجاب اجباری ارتباطی با اسلام ندارد.‏
‏ خیلی از این دوستانی که قصد در تطهیر اسلام دارن آیه صریح قرآنی هستش.‏
‏ حجاب آیه صریح قرآنی است.‏
‏ یعنی کسی نمیتونه معتقد به اسلام باشه و حجاب رو قبول نکنه.‏
‏ آیا شما چیزی فراتر از قرآن رو بهش باور دارید؟
‏ حالا در باب این نواندیشان دینی هم صحبت میکنیم.‏
‏ یک برنامه کامل و مستقلی رو درباره اش میزاریم.‏
‏ در همین ویژه برنامه شناخت اسلام قاعدتا یه برنامه ای رو درباره اش می سازیم و بیشتر نمیخوام وارد این قضیه بشم اما برآیند ‏کلی ای که ما میتونیم دربارش صحبت بکنیم در نهایت این خفقان عمومی هست که باز هم کمک میکنه به بها ندادن به زنان.‏
‏ درگیر نشدن در اجتماع یعنی این حجاب دست و پا گیر دیگه یعنی همین.‏
‏ امروز هم که بهش نگاه می کنید برای فعالیت زنان دست و پا گیره.‏
‏ یعنی شما مواجه می شید مثلا با گرمای تابستان که قرار هست این زنان زیر این چادرهای سیاه زندگیشون رو به بطالت در گرما ‏تلف بکنند و این درگیری اجتماعی کمتر میشه.‏
‏ مثلا در ورزش بهش نگاه می کنید می بینید این حجاب چقدر دست و پا گیر هستش و چقدر دور میندازه.‏
‏ اینها اشل های کوچکی هست که خیلی راحت میتونید بسطش بدید به موضوعات بزرگتر و این درگیر نبودن زنان رو با یکی از ‏این موضوعات هم در نظر بگیرید.‏
‏ فلسفه فکری اینجوری بوده که یک محمد نامی به عنوان پیامبر وجود داشته که حالا سخنان خدا بهش الهام شده و اینها رو با ‏مسلمون ها درمیون می گذاشته.‏
‏ این آدم غرق در این احساسات جنسی و شهوانی بوده.‏
‏ خودش با دیدن هر موجود مونثی به نوعی تحریک میشده.‏
‏ دختر هفت ساله رو هم بهش رحم نمیکرده.‏
‏ حالا این آدم قرار هست که قانون گذاری بکنه.‏
‏ خب راه حل رو در این میبینه که اگر من این زنان رو نبینم، اگر این ها رو در یک حجابی ببینم، اگر چیزی نبینم که قابل ‏تحریک باعث تحریک من باشه.‏
‏ خب مشکل حل میشه دیگه.‏
‏ پس باید مردم نبینند این ها و این ها در پستو نگه داشته بشه تا ما در امان بمانیم از این مشکلات و معضلات.‏
‏ و شما مواجه میشید با این خفقانی که در قبال زنان اتفاق می افته.‏
‏ حتی وقتی به این احادیثی که وجود داره هم میرسید حتی میبینید که جایی گاها میگن که تمام اعضای بدن زن هم عورت به ‏صورتی که به عنوان آلت تناسلی و آلت جنسی مرد قلمداد میشه حالا در زن هم قلمداد میشه.‏
‏ حالا شما مواجه هستید که این تمام بدن اون رو این آلت جنسی مردانه فقط صورت و دست ها را فارغ از این آلت جنسی ‏قلمداد می کند.‏
‏ پس یعنی باید همه این پوشیده بشه تا مبادا باعث تحریک بشه؟
‏ یعنی اون نگاه بیمارگونه ای که گفتم صحبت کردم گفتم شبیه به همون اقوام ابتدایی و تمدن های پیشین و دوران کهن هست ‏که دور از جوامع بشری بودند که قرار بوده فریاد بزنند از کنار هم بگذرند.‏
‏ قرار بوده که در کنار هم نشینن.‏
‏ قرار بوده خودشون رو در پستوها قایم کنند و امروز هم مواجه می شیم باهاش.‏
‏ تا چند سال پیش عربستان حتی اجازه نمی داد که عکس سه در چهار زنان هم روی شناسنامه ها و مدارک شناسایی شون چاپ ‏بشه.‏
‏ یعنی تا این حد نگاه دگم و دیوانه وار.‏
‏ همین الان هم اگر اینها رها بشن و در شرایطی که خودشون مد نظرشونه زندگی کنند، قاعدتا شبیه به همون دورانی که محمد ‏فکر می کرد قرار بود که با زنانش از پشت پرده صحبت کنند.‏
‏ باید با زنان از همان زوایا صحبت میکرد توی خونه ها حصر میموندن.‏
‏ اما یه مقدار اگر از این ها فاصله بگیریم و بیشتر بخواهیم در باب مسائل زنان درگیر بشیم، یکی از موضوعات مهم هم این ‏حقوق زنان هست.‏
‏ خب در ابتدا قبل از این که بخواهیم در باب حقوق زنان در نگاه اسلامی صحبت بکنیم خوب هستش که ما یک نکته ای رو ‏هم اینجا به نوعی یک پرانتزی رو باز بکنیم.‏
‏ یک مقدار در باب حقوق و وظایف صحبت بکنیم.‏
‏ نکته اول و مهم این هستش که پایه های اعتقادی اصولا ادیان و مذاهب در بین تمامی ادیان و مذاهب بخصوص ادیان ابراهیمی ‏و بخصوص اسلام همواره در طول تاریخ بر پایه وظیفه بوده.‏
‏ یعنی ما یک خدایی رو داشتیم که به شما وظایفی رو می داده، وظیفه داشتید که نماز بخونید، وظیفه داشتید که روزه بگیرید، ‏وظیفه داشتید که خدا رو بپرستید، به بندگی و اطاعت اون سر بسپارید.‏
‏ قرار بوده که فرمانبردار باشید و اصولا شما پر از وظیفه بودید و حق و حقوقی برای شما تعریف نمی‌شده.‏
‏ ما بعد از اتفاقاتی که در رنسانس می‌افتد و بعد از این انسان‌گرایی و این نوع نگاه‌ها مواجه می‌شویم با حق و اصولا واژه حق و ‏اینکه انسان‌ها هم دارای حق و حقوقی هستند.‏
‏ پس اصولا مباحثی که در باب حق و حقوق هست در ادیان و به ویژه اسلام کار عبث و بیهوده ای است.‏
‏ اما اصولا یک بخشی از حقوق تعریف شده برای مثلا انسان‌ها.‏
‏ حالا این‌ها در قیاس این دو جنس یعنی زن و مرد هست که معنی و مفهوم پیدا می‌کند.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شوید با حقوقی که برای زنان در نظر گرفته شده.‏
‏ به عنوان مثال در ازدواج و طلاق شما با زنی روبه‌رو هستید که نکته اول این هست که یک معامله داره اتفاق می‌افته.‏
‏ یعنی اصولا شما با عقد روبه‌رو هستید.‏
‏ عقد ریشه کلمه اش به نوعی برمیگرده برای قرارداد.‏
‏ یعنی شما برای عقد قرارداد هستش که اصلا ازدواج رو شکل میدید؟
‏ حالا فارغ از اینکه این کلمه نکاح تا چه اندازه کلمه ای دور از عشق و مهر و محبت و عاطفه است، فارغ از این که قرآن حتی ‏یک بار هم نزدیک به این معانی و این مفاهیم نشده، مفاهیمی شبیه به عشق، شبیه به مهر، شبیه به دوست داشتن، شبیه به علاقه، ‏اصلا به این موضوعات نزدیک هم حتی نشده.‏
‏ فارغ از این ها شما مواجه هستید با این نگاه کثیفی که به ازدواج میشه.‏
‏ حالا گفتم به جز این که به نکاح بخوایم فکر بکنیم و به ریشه لغویش بخوایم فکر بکنیم.‏
‏ شما با یک قراردادی روبه رو هستید که در حقیقت زن رو خرید و فروش میکنه.‏
‏ یعنی یه مهری میدید که این زن رو بخرید.‏
‏ قرار هست یه پولی بدید تا این برده رو خریداری کنید.‏
‏ نگاه برگرفته از همون نگاه برده داری هست.‏
‏ یعنی اصولا نگاه اسلامی در رابطه با ازدواج برگرفته از همین نگاه برده داری هست.‏
‏ زنان به نوعی برده اسباب و وسیله و مال مردان هستند.‏
‏ از همون نقطه ابتدایی که دربارش صحبت کردند یعنی آفرینش زنان اسبابی برای مردان بوده.‏
‏ برای این بوده که مردان تنها نباشند.‏
‏ حالا این رویه ادامه پیدا کرده وقتی به جایگاه قانونگذاری می رسه قرار هست که مرد این مال رو بخره.‏
‏ قرار هست که این مال رو برای خود بکنه.‏
‏ قرار هست که حالا یه پولی پرداخت بکنه تا این برای خودش بشه.‏
‏ و این نگاه بیمارگونه در ارتباط با رابطه انسانی و ازدواج برگرفته از همون نگاه برده داری هست و برگرفته از همون نگاهی ست ‏که از همون ابتدا در باب آفرینش زن در اسلام و قرآن درباره اش بحث شده و ما درباره اش بحث کردیم.‏
‏ فرای مبحث ازدواج شما می رسید به طلاق گفتیم یعنی قرار است که شما برده ی طرف مقابلتون باشید؟
‏ خب این هر وقتی که این برده و نخواست می تونه طلاقش بده.‏
‏ یعنی شما وقتی با این قواعد اسلامی روبرو میشید، قواعد اسلامی به این شکل هست که مرد هر زمانی که اراده کرد می تونه با ‏گفتن طلاق طرف رو طلاق بده.‏
‏ حالا امروز به جوامع اسلامی نگاه نکنید که یک رفتارهایی از خودشون نشون دادن.‏
‏ چهار تا دادگاه هم درست کردند و چهار نفر رو به عنوان قاضی نشاندند اونجا و مثلا اومدن شمایلی از این تمدن رو به ‏خودشون گرفتن که ما هم متمدن شدیم و ما هم دادگاه داریم.‏
‏ ما هم قوه قضاییه داریم.‏
‏ در ابتدای امر و در صدر اسلام قضیه به این شکل بوده که شما ازدواج می کردید و این مال رو خریده بودید.‏
‏ این زن به نوعی مال شما بود، در اختیار شما بود.‏
‏ حالا هر روزی هم که نمی خواستید می می‌گفتید من طلاقت دادم با گفتن این تموم بود و این قرارداد از بین می‌رفت و در ‏برابرش زن همچین حقی نداره.‏
‏ زن اصلا نمی‌تونه طلاق بگیره.‏
‏ شما حتی امروز هم به این مسائل نگاه می‌کنید.‏
‏ در ایران و یا در دیگر کشورهای اسلامی می‌بینید که زنان هیچ حقی در موضوع طلاق ندارن.‏
‏ مرد می‌تونه به راحتی طلاق بده حتی با گفتن یک کلمه بدون دلیل و زن با داشتن هزاران دلیل هم موفق به گرفتن طلاق ‏نمی‌شه.‏
‏ خب این از اون حقوق پایمال شده زنان هست.‏
‏ این حقوق پایمال شده یکی دو تا نیست.‏
‏ اینقدر زیاده که می‌شه درباره‌اش ساعت‌ها صحبت کرد.‏
‏ مثلا یک نمونه دیگه ای هم که می‌شه دربارش صحبت کرد دیه هست.‏
‏ البته قبل از این که من درباب دیه صحبت بکنم به خاطرم اومد که ما وقتی در باب ازدواج صحبت کردیم، خب خیلی مسئله ‏ازدواج خیلی موضوع مهمی هست.‏
‏ من سعی می‌کنم در یک برنامه مجزایی هم در این باره صحبت بکنم چون موضوعات قابل بحثی درش هست که باید در ‏موردش بیشتر صحبت بشه.‏
‏ این پرانتز رو اینجا باز کردم که بدونیم در باب این مسائل ازدواج در باب مسائل مرتبط با ازدواج یعنی نه صرفا ازدواج در ‏اسلام.‏
‏ اینکه مثلا تا چند زن رو در اختیار میگیرن، اینکه صیغه چه شکلی وجود داره و موضوعاتی از این دست، باید یه برنامه مجزایی ‏هم بسازیم و درباره اش صحبت کنیم که حتما این کار رو هم خواهیم کرد.‏
‏ اما برگردیم به ادامه بحثمون و دیگه به عنوان مثال در باب حقوق زنان دیگه هم یکی از این بخش ها هست که دیگه هم که ‏میدونید چیه.‏
‏ اینکه حالا یک نفری اگر یک مصدومیتی ببینه به واسطه درگیری که بینشون چه عمدا چه سهوا اتفاق افتاده خب یه مقداری ‏پولی رو به عنوان دیه بهش تعلق میگیره.‏
‏ شما مواجه میشید با زنانی که نصف مردان این دیه رو دارند.‏
‏ یعنی اگر قرار باشه مردی.‏
‏ کشته شود و یا زنی کشته بشه.‏
‏ اون زن نصف اون دیه ی مرد رو می بره.‏
‏ یعنی به واقع اعتقاد این هستش که اون زن نصف این ارزش رو داره، نصف اون ارزش مرد رو داره.‏
‏ حتی کار از اینجا سخیف تر و وحشتناک تر هم میشه.‏
‏ دیگه حتی به این کتاب های فقهی و آثار اجتهادی که از این.‏
‏ شیوخ وجود داره و از این مجتهدین وجود داره مراجعه کنید.‏
‏ میرسید به یک معانی کثافت بار به معنای واقعی کلمه میشه گفت کثافت بار که دیگه حتی بیضه چپ یک مرد هم با ارزش تر ‏از یک زن هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این معانی که واقعا منزجر کننده است.‏
‏ دیگه قابل بحث و عرض هم نیست.‏
‏ یعنی شما در قانون دیه وقتی می خواید در باب حقوق زنان صحبت بکنید سرتون سوت می کشه.‏
‏ اصلا با این نگاه های وحشیانه این البته فقط و فقط برنمی گرده به زنان در کنار اونها.‏
‏ کافران رو دارید؟
‏ مشرکین رو دارید.‏
‏ باورمندان به دیگر ادیان رو دارید.‏
‏ یعنی چون می دونید که اسلام اهل کتاب رو به نوعی.‏
‏ قبول کرده تا حدی اونها رو جزو کافرین و مشرکین قبولشون نمی کنه.‏
‏ یعنی مسیحیان و یهودیان و بخشی هم زرتشتیان هایی که دارای کتاب هستن به نوعی حالا به گفته خودشون که در طول تاریخ ‏به عنوان اهل کتاب ازشون یاد می شده اینها رو قبول دارن.‏
‏ دیگه اونها رو جزو مشرکین و کافران نمی دونن که حالا قرار باشه خونشون رو بریزن اموالشون رو تصاحب کنند.‏
‏ اما در باب موضوعاتی که بر می گرده به قانون دیگه خب شما مواجه میشید با این جنون و این نابرابری و بی عدالتی که در این ‏طبقه بندی بیمارگونه مرد مسلمان رو در اون نوک هرم قرار میده و حالا میاد زن مسلمان رو قرار میده بعد میاد اهل کتاب رو ‏قرار میده بعد میاد مثلا کافران و مشرکین رو قرار بده و این طبقات بیمارگونه مدام در حال تکرار هست که نشون بده چگونه ‏پایبند به این نظام بیمار است.‏
‏ فرایندی که گفتم اگر ریز بشی درش با این بوی تعفن بیشتر آشنا میشید و بیشتر و بیشتر از این منجلاب ناراحت تر میشید به ‏نوعی و مواجه میشید با این تمایزات و تفاوت هایی که در مساله زنان وجود داره و چه در باب دیگر انسان ها و موجودات فرا ‏این.‏
‏ در زمینه ارث هم به همین شکل هست دیگه.‏
‏ یعنی شما در باب حقوقی که در زمینه ارث هم اتفاق می افته همین شکلی هست؟
‏ زنی که حالا همسرش رو از دست میده تا چه حد سهم میبره در برابر فرزندان؟
‏ این خودش یه بحثی هست یه پدری که مرده حالا بین فرزندان دختر و پسرش تا چه اندازه تفاوت وجود دارد؟
‏ و چگونه نصف آن پسرها ارث می برند؟
‏ هم موضوع قابل عرضی است و شما مواجه می شوید با این نابرابری که در حقوق زنان وجود دارد.‏
‏ شاید حق مطلب را علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان در نهج البلاغه بیان کرده که آدرسش خاطرم نیست و اصلا مهم نیست و ‏اگر کسی خواست می تواند مراجعه کند و چندین بار این را اذعان کردم که مغز انسان سطل آشغالی نیست که پر بشود از این ‏دری وری ها که حالا تاریخ ها و زمان ها و صفحات و آدرس ها را بدانید.‏
‏ امروز با یک سرچ ساده می شود همه این ها را به دست آورد و زمان و انرژی و وقت و این ذهن که قرار هست کارهای بزرگتر ‏و بهتری بکند و به راه حل های بهتری برسد، قرار نیست که خودش را درگیر این زندان ها بکند.‏
‏ اما فکر می کنم در نهج البلاغه بود که علی ابن ابی طالب درباره اش صحبت کرده.‏
‏ امام اول شیعیان، خلیفه چهارم اهل سنت که گفت زن ها بی ارزش هستند.‏
‏ نقل به مضمون می کنم چون باز هم مهم نیست این که حالا دقیقا چی گفته اما نقل به مضمون می کنم که به این شکل است.‏
‏ مضمون حدیث به این شکل بود که زنان بی ارزش و بی اعتبار هستند و بعد مصداق ها و مثال هایی را هم برایش می آورد.‏
‏ این که حالا در دیه نصف ما سهم می برند و در ارث نصف مردان سهم می برند و با تکیه به این مضامین اسلامی داشت این ‏باور و استدلال خودش را همسو برای مردم بیان می کرد که بله زنان تا این اندازه بی ارزش و بی اعتبار هستند چرا که نگاه خدا ‏و قرآن و اسلام بهشون این شکلی است.‏
‏ یعنی حق مطلب آنجا بیان شده که تا چه اندازه نگاه اسلام نسبت به زنان نابرابر و زشت و کثیف است.‏
‏ در باب حقوق موضوعات بیشمار دیگری هست که میشه درباره اش صحبت کرد.‏
‏ اما لپ مطلب دقیقا همینه که همواره نگاه اسلامی جنس درجه دوم زن رو دانسته و در باب حقوق هم به همین شکل پیش رفته.‏
‏ اما بستر فرهنگی ای که برای زنان ساخته شده و این ها رو جنس دوم قرار داده باعث این بی بها بودن زنان شده دیگه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با کشور های مختلفی در جهان اسلام و در جهان پیرامونمون که زنان واقعا در اون بی ارزش اند.‏
‏ مواجه میشید با این زندگی سختی که برای زنان ساخته شده.‏
‏ اینها هیچ حق انتخابی ندارند، هیچ حق زیست اجتماعی ای ندارند.‏
‏ هیچ حق پیشرفتی ندارند.‏
‏ شما مواجه میشید با این درماندگی که براشون شکل گرفته.‏
‏ هر چقدر هم این کشور ها ضعیف تر باشند مثل پاکستان و افغانستان بیشتر و بیشتر می بینید این درماندگی زنان را که چگونه ‏در این اسارت مذهبی به تنگ اومدن و زندگی براشون سخت و دهشتناک است.‏
‏ هیچ نوع قدرتی در اختیار ندارن و هیچ نوع حق انتخابی ندارن و نمی تونن در جامعه پیشرفت کنن.‏
‏ نمی تونن گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون.‏
‏ مورد بدترین ظلم ها و شکنجه ها و آزارها و نابرابری ها قرار می گیرن.‏
‏ نه حمایت قانونی در کنارشون هست که بتونن ازش استفاده کنن، نه جامعه و اجتماع پذیرا شون هست که بتونن از خودشون ‏کاری بکنن و محکوم به این درماندگی و سکوت هستن.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید در همین ایران خودمون؟
‏ زنان بیشماری که همسرانشون هر زشتی و ظلمی رو دارن در قبالشون انجام میدن اما قدرت اینکه در برابرشون بایستند رو ندارن.‏
‏ حالا چه از نظر فرهنگی و اقتصادی که خب نتونستن جایگاه و پایگاهی برای خودشون بوجود بیارن که بتونن کار بکنن.‏
‏ بتونن شرایط شون رو پیش ببرن که زیر دین اینها نباشند، استقلال داشته باشند.‏
‏ هر نوع کثافت کاری را می بینید که باهاشون می کنند اما این ها قادر نیستند که در برابر این بایستند.‏
‏ از نظر قانونی هیچ نوع حمایتی براشون نیست.‏
‏ تمامی حقوق مختص مردان هست.‏
‏ این اشرف مخلوقات الله ذکور که حالا همه چیز رو هم برای مردان می دونه و برای مردان به حساب میاره.‏
‏ شما مواجه میشید با این جنون اسلامی و این شرایط سخته برای زنان.‏
‏ مورد بدترین شکنجه ها.‏
‏ آزار های خانگی مورد تجاوز جنسی.‏
‏ یعنی اینقدر این جنون بیمارگونه در بین این ها زیاد هست؟
‏ چند وقت پیش بود فکر کنم یک خبری رو خونده بودم که در عربستان به یک زنی تجاوز کرده بودند و بعد اون زن رو هم ‏محاکمه کردند به دلیل رابطه نامشروع.‏
‏ شلاق زدن یعنی واقعا باید خون گریه کرد به حال این بشریت و این انسان ها که از این تفکرات بیمارگونه دست نمی کشند و ‏در این جنون و جهالت دست و پا میزنند.‏
‏ یعنی شما مواجه میشی؟
‏ در همین ایران خودمون هم بود.‏
‏ چند وقت پیش کسی که برای دفاع از خودش در برابر متجاوزی که قصد هتک حرمت بهش داشت و میخواست بهش تجاوز ‏کنه از خودش دفاع کرد و اون طرف رو کشت.‏
‏ در اون درگیری ای که بینشون پیش اومد و بعد اینها در نهایت دیوانگی و جنون این آدم رو اعدام کردند شما مواجه میشید با ‏این جنون و جهل مواجه میشید در اشکال مختلف شما مواجه میشید با.‏
‏ نگاه بیمارگونه ای که دارند.‏
‏ این خشونت های خانگی که بخش مهمی از این اتفاقاتی که در جهان اسلام می افته.‏
‏ امروز شما شاهد این خشونت های خانگی هستید.‏
‏ یعنی شما در برابرتان میبینید زنانی که زیر مشت و لگد قرار میدید یک آیه صریح قرآن داره.‏
‏ خاطرم نیست در سوره سوره نساء هست فکر کنم یا آیه 13 یا 14.‏
‏ دقیق یادم نیست که داره توی اون تصویر نقل به مضمون می کنم.‏
‏ یک تصویری داره به شما میده که بله زنان باید از شما فرمانبردار باشن.‏
‏ بله خدا فرموده که زنان باید فرمانبردار از مردان باشند.‏
‏ این تفکر مسموم و بیمار فرمانبرداری قرار هست که در تمامی اشکال خورانده بشه به مردم.‏
‏ حالا در این تصویر قرار هست که زنان فرمانبردار این خدایگان بر زمین باشند.‏
‏ اون خدای در آسمان دارای اون خدایی که بر زمین تصویر کرده که مردان مسلمان هستند.‏
‏ این خدایگان در برابرشون این زنان رو دارن.‏
‏ این زنان باید در برابر اینها تسلیم باشند و به فرمان اونها گوش بدن.‏
‏ حالا اگر روزی زد و یکی از اینها خبط و خطایی کرد و در برابر این فرمان های الهی ایستادگی کرد، اینجا به شما سه راهکار ‏رو میده.‏
‏ میگه در وهله اول شما باهاشون پرخاش بکنید بهشون گوشزد بکنید که نباید این کارو بکنید، نباید اینجوری شما باید ‏فرمانبردار باشید.‏
‏ شما باید مطیع باشید.‏
‏ من فرمانده و شما فرمانبردار هستید. خب؟
‏ اما میگه اگر تکرار کرد شما لحاف تشک تون رو جدا میکنید، باهاش رابطه جنسی برقرار میکنید، تنبیهش میکنید به این شکل.‏
‏ و اما در مرحله سوم داره اقدام میکنه که شما باید این زنان رو کتک بزنید. باید بزنید.‏
‏ نفس نفس زدن هست و آیه، آیه قرآنی هست و این قرار هست که راهگشای انسان ها در جهان هستی باشه و این جنون و ‏دیوانگی رو شما میبینید.‏
‏ به کرات در جوامع اسلامی میبینید که حالا دارن زن ها رو کتک میزنن.‏
‏ این خشونت خانگی بیداد میکنه دیگه.‏
‏ شما مردان دیوانه ای رو دارید که به راحتی زنان رو زیر مشت و لگد میگیرن و بدترین رفتارها رو باهاشون دارن.‏
‏ هیچ قانونی نیست که از این ها حمایت بکنه.‏
‏ حالا امروز در جهان مدرن به واسطه این اتفاقاتی که افتاده گاهی دولت های اسلامی سعی می کنند برای ظاهر سازی هم که ‏شده یک رفتارهایی رو از خودشون نشون بدن اما در باطن کلام، کلام خداوند هستی قرآن هست.‏
‏ آیه صریح قرآنی هست که زنان خود را بزنید.‏
‏ حتی یک باری هم بود که من یه کسی رو شنیده بودم که منظور از این زدن نمی دونم زدن با دست نیست.‏
‏ زدن با یک پرکاهی است و یک سری حرف های اراجیفی که زده بود.‏
‏ حالا میگم در قسمتی که قرار باشه در باب نواندیشان دینی صحبت بکنیم و در باب این نگاه اصلاح طلبانه نسبت به اسلام هم ‏صحبت بکنیم، در اونجا بیشتر درباره اش توضیح میدیم.‏
‏ اما ما دنیای واقع داریم با دنیای واقعیت داریم.‏
‏ یعنی در طول این سالیان دراز به واسطه همین آیات و همین خط مشی دادن ها این فرهنگ بیمار ساخته شده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید وقتی با پزشکی قانونی های ایران که در اون زنان رو به بدترین شکل مورد آزارهای جسمی و جنسی ‏قرار می دهند.‏
‏ همسرانی که فرزندان خود را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، اینها برگرفته از همین آیات قرآنی است.‏
‏ آیه قرآنی که به صراحت داره دستور به زدن زنان میده.‏
‏ حالا قرار هست اون مسلمانی که باورها و اعتقادات خودش رو از اینجا می گیره از این آیه چه برداشتی بکنه؟
‏ قرار هست که به این فحوای کلام بزرگ شما شیوخ برسه که شما به این نتیجه رسیدید که این با پر کاهی باید اون رو بزنه و با ‏برگ می باید اون رو بزنه.‏
‏ خوب قاعدتا وقتی خداوند سبحان شما خداوند رحمان و رحیم شما در قرآن به صراحت اذعان به زدن می کنه سرانجامش این ‏فرهنگ بیمار اسلامی هست که مواجه میشیم با خشونت علیه زنان.‏
‏ خشونت افسار گسیخته، خشونت دیوانه واری که داره اعمال میشه.‏
‏ بستر فرهنگی به نوعی ساخته شده که زنان در یک اسارتی غرق هستند.‏
‏ اون از حجاب و خفقانی که قرار هست زنان در اسارت باشند که مردان مبادا تحریک بشن.‏
‏ نگاه بیمار و مسموم اسلامی نگاهی که فقط قرار داره که صورت مسئله رو پاک کنه اگر دزدی و دزدی کرد دستش رو قطع ‏میکنه.‏
‏ اگر زنی باعث تحریک هست اون زن نمیاد بیرون میره تو خونش میشینه روش کیسه میکشیم دیگه هیچ کس تحریک نمیشه.‏
‏ نگاه ها نگاه های بیمارگونه ای هست این خفقان وحشتناک.‏
‏ این بها ندادن به زنان.‏
‏ زنانی که قرار هست هیچ جایگاه و پایگاهی نداشته باشن.‏
‏ از همون ابتدا نگاه اسلامی به این شکل بوده که این زنان جنس درجه دوم هستن.‏
‏ این زنان ریاکار و فریبکار و دغل کار و شیطان هستند.‏
‏ اینها رو خدا مجازات میکنه از همون ابتدای امر.‏
‏ و اینها دست به دست هم میده.‏
‏ این حقوق پایمال شده، این حقوق نصفه و نیمه.‏
‏ این جنس دوم قلمداد شدن، این شهروند درجه دوم بودن تبدیل به یک رکن اصلی میشه.‏
‏ حالا در کنار شما مواجه میشید با خشونت های بی حد و حصری که در قبال اینها انجام میشه.‏
‏ و این دیوانگی و جنون رو بیشتر و بیشتر هم به پیش میبره.‏
‏ در کنار این یک اشارتی هم میشه کرد در باب این فاحشگی شرعی که در جوامع اسلامی وجود داره، به ویژه در جوامع شیعی ‏و به ویژه در همین ایران خودمون.‏
‏ شما مواجه میشید با این فاحشگی شرعی و نگاه رقت باری که نسبت به زن دارن.‏
‏ ما گفتیم که نگاه، نگاه شهوت آلود بوده.‏
‏ نگاه پیامبر اسلام نسبت به زنان شهوت آلود بوده.‏
‏ شما وقتی مواجه میشید و این داستان ها رو در کنار هم می زارید.‏
‏ ازدواج های پیامبر رو کنار هم می زارید.‏
‏ مواجه می شید با یک پیامبری که زندگی خودش رو غرق در شهوت دیده و رفتار هایی که در طول زندگیش کرده به همین ‏شکل بود.‏
‏ حالا مواجه می شید با این نگاه شهوانی بیمارگونه و این فاحشه گری که جنبه های شرعی و الهی و دینی به خودش گرفته.‏
‏ یعنی شما با مسئله ای مثل صیغه وقتی روبرو میشید با این خانه های عفاف روبرو میشید، می بینید که نگاه این ها نسبت به زن تا ‏چه اندازه کثیف و بیمارگونه است.‏
‏ حالا یه عده ای هم بلند می شن و در باب نگاه به زنان در جوامع اروپایی و غربی صحبت.‏
‏ شما در باب همون مسائل خودتون صحبت بکنید تا جوامع غربی رو رها بکنید.‏
‏ ما در باب همین موضوعی مثل صیغه صحبت بکنیم که معنی این یعنی چی که یک زنی رو شما با احتساب زمان و قیمت در ‏اختیار بگیرید برای چند ساعت و باهاش رابطه جنسی برقرار کنید.‏
‏ تفاوت این با فاحشه خانه های غربی در چیه دقیقا؟
‏ دقیقا این نگاه چه تفاوتی داره؟
‏ یعنی شما در جوامع غربی اصلا پیش از جوامع غربی در بین انسان ها مواجه شدید با این صنعت بیمار و کثیفی که قرار است ‏انسان ها رو برده جنسی بکنه؟
‏ خب این از همون ابتدا هم به همین شکل بوده.‏
‏ یک مبلغی رو معین میکرده، یک زمانی رو معین میکرده اینها با هم رابطه جنسی برقرار میکردن.‏
‏ حالا وقتی کلاه شرعی روش بزارید و جمع بهش بدید چه چیزی به جز فاحشگی شرعی اسم میگیره؟
‏ یعنی این صیغه چه چیز دیگری به جز فاحشگی است؟
‏ شما یک زمانی مشخص میکنید یک مبلغی مشخص میکنید و این دو نفر قرار است که با هم رابطه برقرار کنند و این زن ها ‏قرار است که دستاویزی برای مردان بشن، برده جنسی بشن و در قبال پول جان و تن و شرف و آبرو و هستی خودشون رو در ‏اختیار شما بذارن.‏
‏ و این چه مفهوم دیگه ای رو داره؟
‏ حالا در یک قسمت جداگانه ای که گفتم حالا باید در باب عشق، در باب ازدواج و در باب این مسائل صحبت کنیم.‏
‏ بیشتر به این موضوع اشاره می کنم.‏
‏ اما اینها هم بخشی از اون نگاه اسلامی نسبت به زن هست.‏
‏ اینکه تا چه اندازه این زنان رو اسباب و ابزاری برای لذت مردان تصویر می کنند.‏
‏ اینکه چگونه در ازدواج زن رو معامله می کنند، می خرند، شما پولش رو میدید و شما صاحب و مالک بر اون هستید.‏
‏ حالا این مالک می تونه هر روز این زن رو طلاق بده.‏
‏ میتونه با گفتن طلاق اون زن رو به دور بندازه.‏
‏ فرزند هم برای اون مرد هست.‏
‏ حقوق هم برای اون مرد هست.‏
‏ اگر دیه ای قرار هست مرد و زن بگیرند زن قراره که نصف اون مرد بگیره.‏
‏ قرار هست که از یک بیضه اون مرد هم کمتر باشه.‏
‏ اون دیگش اگر ازدواج می کنند زن حق طلاق گرفتن نداره ولی مرد داره اگر ارثی می برند قرار هست که زن نصف آن مرد را ‏ارث ببرد.‏
‏ قرار است که در این چادرها خفه بشود، در زیر پای این استبداد بدنش له و لورده بشود.‏
‏ قرار است که در این جامعه جایگاهی نداشته باشد.‏
‏ قرار است هیچ وقت به استقلال اقتصادی نرسد.‏
‏ قرار است همیشه دستش در برابر مردان دراز باشد و در این بدبختی و مصیبت بماند.‏
‏ قرار است که بدترین خشونت ها در قبالش انجام بشود و لب از لب باز نکند.‏
‏ هیچ حامی نداشته باشد.‏
‏ قانون بر علیه اش باشد.‏
‏ مردمان و فرهنگ بر علیه اش باشند و زندگی سختی را به پیش ببرد.‏
‏ قرار است در نهایت نگاه مردان شهوت آلوده به زنان باشد.‏
‏ زنان را به عنوان ابزاری برای ارضای شهوات خودشان ببینند.‏
‏ و شما مواجه می شوید با این فاحشگی شرعی و این نگاه بیمارگونه ی اسلامی در قبال زنان.‏
‏ در نهایت همه این ها شما مواجه می شوید با یک جامعه های شهوت پرست و آلت پرستی که در این جوامع اسلامی به کرات ‏در برابر شماست.‏
‏ نگاهی که به زنان می شود را نگاه کنید.‏
‏ رفتاری که در قبال زنان میشه رو نگاه بکنید.‏
‏ شما مواجه میشید با این مجنون هایی که حالا حتی قربانیان خودشون رو عامل بدبختی و مصیبت می دونند.‏
‏ یعنی شما نگاه بکنید نهایت این تفکرات مسموم ما رو به اونجایی میرسونه که حالا اگر زنی مورد تجاوز قرار گرفت متجاوز ‏رو قرار نیست که مورد مواخذه قرار بدن.‏
‏ قرار هست که این قربانی رو مورد مواخذه قرار بدن که تو چرا فلان لباس رو پوشیدی؟
‏ این تفکر بیمار قرار هست که یک سری مجنون رو بار بیاره که در نهایت قربانیان رو مورد مواخذه قرار بدن.‏
‏ این جنون اسلامی ما رو تا نهایت قهقرا میبره و ما در این قعر دیوانگی و این جنون واقعا دیوونه شدیم.‏
‏ یعنی اصلا وقتی بهش فکر میکنم، وقتی به بعضی از موضوعات نگاه میکنم چندین سال پیش بود در یک مصاحبه تلویزیونی ‏بود که پخش می کرد.‏
‏ از همین شبکه های جمهوری اسلامی، از این صدا و سیمای احمقانه جمهوری اسلامی، از این نشر دیوانگی و جنون که به ‏دختری تجاوز جنسی شده بود به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل که طرف با چاقو این کار را انجام داده بود.‏
‏ یعنی با چاقو این جنایت را مرتکب شده بود و به زور این کار را انجام داده بود و در مصاحبه ای که داشت جمهوری اسلامی ‏نشان می داد و تهیه کرده بود.‏
‏ اینجوری بود که داشت نشون می داد اون پسره که متجاوز بود صحبت می کرد.‏
‏ بله این به دلیل پوششی که داشت من تحریک شدم و اصلا دوربینی که اینها گرفته بودند به سمتی بود که داشتند تطهیر می ‏کردند.‏
‏ کار این جانی دیوانه رو که قاعدتا در این نظام فکری پرورش یافت و فرزند خلف این نظام جنون آمیز هست.‏
‏ این نوع نگرش و این نوع استدلال کردن ها در نهایت قرار هست که این مجانین رو به بار بیاره و شما مواجه بشید با متجاوزین ‏دیوانه ای که حالا حکومت داره ازشون حمایت میکنه که بعله شما اگه تجاوز کردید دلیلش این هستش که اینها بد لباس ‏پوشیدن.‏
‏ یعنی ما اجازه شرعی می گیریم از پیامبری که به زن پسرخوانده خودش رحم نمی کنه؟
‏ ما این اجازه شرعی رو از اون خداوندی که در آسمانها نشسته و مدام هم در باب مسائل جنسی و جسمی محمد آیه نازل می کنه ‏می گیریم که بله شما می تونید اگر زنی لباسی پوشید که شما رو تحریک کرد شما بهش حمله بکنید.‏
‏ قبلا میتونستید کتکش بزنید میتونستید بخرینش صاحبش بشید.‏
‏ حالا می تونیم بهش تجاوز هم بکنیم.‏
‏ فکر کنم اگر این فرمان تفکرات مسموم اسلامی پیش بره در نهایت ما به یک همچین جایگاهی هم برسیم که اجازه تجاوز رو ‏هم بدن دیگه و اجازه تجاوز هم بخشی باشه.‏
‏ هر چند که تجاوز هم دارن انجام میدن.‏
‏ تجاوز به شرافت، به وجودیت، به آزادی، به فردیت این زنان داره مدام انجام میشه.‏
‏ در این جوامع بیمار اسلامی.‏
‏ بحث در باب این موضوع خیلی زیاد هست و ما میتونیم ساعت ها درباره اش صحبت بکنیم.‏
‏ قاعدتا در باب این جوامع اسلامی و این نگاه آلت پرستانه و شهوت پرستانه، فرای اینکه من یک کتابی هم تحت عنوان آلت ‏پرستان به رشته ی تحریر درآوردم که به نوعی این نگاه بیمار و آلوده رو هم دربارش صحبت کردم.‏
‏ اما فرای اون ویژه برنامه ای هم تحت این عنوان خواهم داشت که دربارش بیشتر صحبت بکنیم چون موضوعاتی است که ‏حقیقتا قابل بحث و عرض هست.‏
‏ در این قسمت سعی میکنیم در همین جا برنامه رو ببندیم.‏
‏ اما صحبت در باب زنان در اسلام و این نگاه بیمارگونه ای که اسلامی ها نسبت به زنان دارند هم بسیار طولانی هست.‏
‏ گفتم در برنامه های آتی سعی میکنیم در باب موضوعات مختلفی صحبت کنیم که قاعدتا در باب زنان هم ادامه پیدا خواهد ‏کرد.‏
‏ در این انتهای برنامه هم دوست دارم باز هم با شما در میون بزارم که اگر دوست دارید همراه من باشید و این صدا شنیده بشه و ‏یاران بیشتری به من و در این راه همراه من باشن.‏
‏ برای این تغییر می تونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ وقتی هم صحبت از آثار می کنم منظورم فقط این برنامه به نام جان نیست.‏
‏ پیش تر از این که من برنامه ای به نام جان رو با شما مطرح بکنم و پخش بکنم و منتشر بکنم.‏
‏ برنامه ای که قرار هست در باب موضوعات مهم به زبان صریح، رک، ساده و بداهه صحبت بکنه.‏
‏ فرای من عقاید و باورهام رو تحت عناوین کتاب هایی هم به رشته ی تحریر درآورد.‏
‏ به عنوان مثال همین کتاب آلت پرستانه که توی این برنامه در این انتها هم بهش اشاره کردم.‏
‏ کتاب های داستانی، داستان های کوتاه، اشعار، مقالات، آثار تحقیقی.‏
‏ این کتاب ها به صورت رایگان در اختیار شما هست.‏
‏ می تونید به وب سایت جهان آرمانی یا شبکه های اجتماعی مراجعه کنید و این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر ‏دوست داشتید در کنار من باشید این آثار رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏