خب دوستان در این قسمت مشخص از برنامه شناخت اسلام ما قرار هست که در باب حیوان و طبیعت و نگاه اسلام نسبت به این ‏موضوع ها با هم صحبت بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا باز هم باید نگاهمون رو ببریم و به قرآن ختم بکنیم.‏
‏ فرای قرآن ما در باب مسائلی که در باب اسلام صحبت میکنیم در قسمت ابتدایی هم صحبت کردم و گفتم منابعی که صحبت ‏می شه پیرامونش حالا یا ریشه های قرآنی داره که بیشتر ریشه های قرآنی داره.‏
‏ فرای ریشه های قرآنی، احادیثی هست که خب در بین اهل سنت و تشیع مورد وثوق هست.‏
‏ به عنوان احادیث صحیح مثل کتاب های شبیه به صحیح بخاری و صحیح مسلم.‏
‏ در عین حال کتاب های تاریخی و سیرت نبوی هست و در کنار اون هم فتاوی ای که توسط مجتهدین و فقهای حالا چه شیعه ‏و چه سنی اعمال شده و دربارشون صحبت شده.‏
‏ یعنی ما ریشه هایی که درباره اش صحبت می کنیم از این موضوعات هست.‏
‏ ما سعی میکنیم که حالا در باب این مسائل صحبت بکنیم.‏
‏ خب بزرگترین و مهم ترین نکته ای که در باب نگاه اسلام به حیوان میشه درباره اش صحبت کرد.‏
‏ خب نکته اول که همه می دونیم یعنی حیوان از نظر اسلام و قرآن یک موجود بی ارزشی هست و اصلا دلیل اتفاقاتی که در.‏
‏ تاریخ اسلام نسبت به حیوانات اتفاق افتاده هم همین نگاهی است که مدام در پی این است که بی ارزش بودن حیوانات و ‏طبیعت را به نوعی بازگو کند.‏
‏ ما اولین مفهومی که در قرآن با آن روبه‌رو می‌شویم که باعث پیدایش این تفکرات مسموم شده، اشرف مخلوقات بودن انسان ‏است.‏
‏ اینکه ما مواجه می‌شویم چه در اسلام و چه در دیگر ادیان، ادیان ابراهیمی بالاخص حالا این ویژه‌برنامه که پیرامون اسلام ‏هست.‏
‏ اما تقریبا شما می‌توانید با این مفهوم در بین تمامی اعتقادات و اعتقادات مذهبی روبه‌رو شوید.‏
‏ حتی در بین اعتقادات فلسفی و اخلاقی و فکری که بعدتر ها مثل انسان‌گرایی هم اتفاق افتاد.‏
‏ اما حالا این ویژه برنامه صرفا در باب اسلام هست.‏
‏ شما با یک مفهومی روبه رو می‌شوید به اسم اشرف مخلوقات.‏
‏ یعنی یک انسانی وجود دارد که اشرف مخلوقات است، خلیفه خدا بر زمین است.‏
‏ ای خداوند سبحان و رحمان و رحیم بوده که حالا خواسته یک موجودی را خلق کند.‏
‏ این موجود انسان نام داشت.‏
‏ پیشتر از آن موجودات دیگری هم خلق شدند.‏
‏ حالا طبق گفته قرآن موجوداتی از قبیل حیوانات از قبیل طبیعتی را که ما داریم می بینیم، نباتات که داریم می بینیم، فرشتگان و ‏جن یعنی پیش تر از انسان این موجودات خلق شدند و حالا اشرف تمام این ها را خداوند خلق می کند و قرار است که این ‏خلیفه و پادشاه این ها باشد.‏
‏ بر این ها به نوعی حکومت بکند، همه چیز برای آن باشد.‏
‏ و ما این فلسفه فکری بیمار و مسموم را از همین نقطه می گیریم.‏
‏ در دل اسلام این که شما مواجه می شوید با یک نگرشی که انسان را برتر از دیگران می داند.‏
‏ خب نکته اول قابل عرض که من خیلی هم دربارش صحبت کردم و اصولا هم درباره اش صحبت می کنم چون به نظرم ‏بزرگترین تفکری که ما را امروز در این وادی جنون بار چه در جوامع اسلامی و چه در جهان هستی و در بین تمامی افکار ‏کشانده، این نگاه نابرابری است.‏
‏ این اتصال نگاه نا برابرانه است که در همه جا هم رنگ و بو پیدا می کند.‏
‏ این نگاهی که حتی برای بیشتر انسان ها بعد از جدا شدن از این نظام های فکری و دینی و مذهبی و وابسته به خدا هم، باز هم به ‏همان قدرت جاری و ساری هست چرا که یک نقطه ابتدایی داشته.‏
‏ این نقطه ابتدایی باعث شده که همواره در همان وادی حرکت بکنند.‏
‏ یعنی شما حتی وقتی می رسید به نظام فکری که خارج از این ادیان و مذاهب هست و نظام فکریش که امروز جهان مدرن ما را ‏ساخته هم آلوده به همین نگاه ها هست.‏
‏ نگاهی به اسم خدا.‏
‏ نگاه نابرابری خواهان نگاه برتری طلبانه، نگاهی که توامان شده با این ظلم و زور.‏
‏ و این موضوع خیلی مهمی هست.‏
‏ پس شما مواجه میشید با یک نگاه اسلامی که یک خداوندی رو داره که برتر از برتران هست، پادشاه پادشاهان هست، یکتا و ‏همه چیز برای او هست.‏
‏ قدرت بلاعزل و بزرگ این جهان هستی هست.‏
‏ حالا این یک خلقی میکنه که این خلق هم قرار هست این سلسله دومینو وار نابرابری و برتری طلبی و این نگاه مسموم رو ادامه ‏بده و اون قرار هست که یک موجودی رو بیافرینه به اسم انسان که این انسان مرتبتی بالاتر از دیگران داره.‏
‏ یعنی یک خدای درون نوک هرم وجود داره که حالا یک موجودی خلق کرده که اون موجود هم قرار هست که بعد از خدا ‏در اون نوک هرم قرار بگیره و این طبقات ساخته بشه و این نگاه نابرابری طلبانه هم شکل بگیره و این اون مشکل بزرگیست که ‏در بین تمامی تفکرها هم جاری و ساری است.‏
‏ امروز هم که شما در جوامع مختلف با آن روبه رو میشوید باز هم همین نظام فکری است که نظام فکری غالب در جهان است.‏
‏ یعنی حتی مثلا با یک مفهومی به اسم دموکراسی شما روبه رو می شوید که دیگر بزرگترین پیشرفت بشری به حساب میاد.‏
‏ امروز همه و همه در به نوعی در دست و پا زدن هستند که به این مفهوم بزرگ بشری و انسانی برسند.‏
‏ در همین نگاه هم شما رده ها و رگه های باور به خدا رو میتونید ببینید چرا که قرار هست یک شخص جای خدا رو بگیره.‏
‏ حالا با این تفاوت که در اعصار گذشته یک خدایی بوده که خودش، خودش رو خدا دونسته و پادشاه دیگران شده.‏
‏ در دوران گذشته یک پادشاهی به واسطه یک جنگی که کرده یا کودتایی که کرده، یک کشتاری که کرده، حمله ای که ‏کرده شده، پادشاه و خود خوانده خود رو پادشاه دونسته و قدرت رو در اختیار گرفته.‏
‏ در این نگاه های دمکرات و به نوعی دمکراسی خواهانه.‏
‏ حالا قرار هست که ما جمعا انتخاب بکنیم که خدامون کیه؟
‏ یعنی در نهایت قرار هست که باز هم به همون نظام فکری مسموم پایبند باشیم.‏
‏ پس این ها ریشه ریشه ی مذهبی داره.‏
‏ اسلام هم بخشی از اون هست.‏
‏ این نگاه وحدانیت و این نگاه توحیدی که اگر ما بخوایم سردمدارانش رو به نوعی ادیان ابراهیمی بدونیم و یهودیت بدونیم و ‏این تکامل این رو در ادیان مختلف مسیحیت و اسلام هم ببینیم حتی پیش تر از اون حتی در دل زرتشتیت ببینیم حتی در دل ‏دیگر ادیان و باورها هم ببینیم.‏
‏ این هست که اون به نوعی تخم لق رو شکسته و باعث شده که تا این حد نظام های فکری مختلف در جهان بیمارگونه پیش ‏بره.‏
‏ حالا شما در فلسفه اسلامی هم باز به همین شکل پیش می رید.‏
‏ یک خدایی که برتر از دیگران هست در اون نقطه و اون نوک قله قرار داره و بعد از خودش یک موجود دیگه ای رو می ‏آفریند که قرار است او هم جانشین این خدا باشد و در نوک هرم باشد.‏
‏ این نظام نابرابری طلبانه اینجا شکل می گیرد.‏
‏ حالا انسان اشرف مخلوقات است.‏
‏ دیگر جانداران بی ارزش تر و بی اعتبار تر هستند.‏
‏ انسان برتر از دیگر موجودات است.‏
‏ حالا در کنار این باور و این نگاه برتری طلبانه که در برابر برابری هست، یک مفهوم دیگری هم ناخودآگاه به وجود می آید ‏اینکه این برتری و این بزرگ صاحب بر دیگران هست همانگونه که خدا صاحب بر انسان ها هست.‏
‏ این مفاهیم در کنار هم معنا پیدا می کنند.‏
‏ و این اوج بدبختی و بیچارگی انسان ها در طول تاریخ شده است.‏
‏ نه تنها انسان ها که تمامی جانداران هم به واسطه این نگاه بیمارگونه وارد این جنون شده اند.‏
‏ این صاحب بودن هست که ما را تا بدینجا در این خفقان و بدبختی که شد یعنی شما اون نگاه رو نگاه کنید.‏
‏ این دومینوی ساخته شده رو نگاه بکنید که در نوک هرمی خدایی وجود داره که صاحب بر دیگران هست.‏
‏ حالا یک انسانی رو خلق می کنه که اون هم از دیگران برتر هست و صاحب بر دیگران هست.‏
‏ خودش صاحبی به نام خدا داره و این دومینو شکل گرفته.‏
‏ حالا انسان به همین جا کار خودش رو ختم نمی ده.‏
‏ حتی در دل خودش هم سعی میکنه که تقسیمات بیشماری رو به وجود بیاره.‏
‏ این تقسیمات به واسطه جنسیتشون می تونه باشه.‏
‏ به واسطه ملیتشان می تونه باشه، به واسطه افکارشون و عقایدشون میتونه باشه و ما مواجه میشیم با تقسیمات بیشمار.‏
‏ حالا یک مسلمان با ارزشتر از کفار هست، از مشرکین هست، یک مرد با ارزش تر از زنان هست، یک ایرانی با ارزش تر از ‏یک افغانستانی هست و الی آخر.‏
‏ و این تقسیمات شروع به جریان پیدا کردن میکنه.‏
‏ در دلش یک صاحب شدنی هست.‏
‏ حالا یک مردی قرار هست که صاحب زن خودش باشد.‏
‏ یک مومن دیندار مسلمانی قرار هست که صاحب بر کافران باشه، صاحب بر اموالشان باشه، صاحب بر همسرشون باشه، بر ‏فرزندانش باشه، صاحب بر جانش باشه و حتی کار فراتر میره.‏
‏ حالا قرار هست که یک نیرویی رو که ضعیف تر هستند به واسطه قدرت خودشون، به واسطه کثرت خودشون یا به هر واسطه ‏دیگری.‏
‏ قرار هست که صاحب اونها بشن.‏
‏ نظام برده داری شکل میگیره.‏
‏ اینکه حالا حاضر هستن که این بردگان رو تصاحب کنن و این نظام فکری بیمار قرار هست که به همین شکل پیش بره.‏
‏ حالا ما این پیش درآمد رو گفتیم برای اینکه برسیم به اینکه این نگاه بیمارگونه در قبال حیوانات هم به همین شکل بوده.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با این اشرف مخلوقاتی که بردگانی داره صاحب بر دیگران هست.‏
‏ حیوان ها بخشی از اون مال اون به حساب میاد.‏
‏ یعنی اون یک صاحبی است که یک سری اموال داره، اموالش حیوانات هستند، گیاهان هستند، نباتات هستند و آن تقسیمات ‏دیگری که گفتم زنش هستش.‏
‏ نمیدونم کافر هستش.‏
‏ و الی آخر.‏
‏ و حالا ما مواجه میشیم با این نظام بیمارگونه ای که در برابر حیوانات بدترین و وحشیانه ترین رفتارها رو انجام داده.‏
‏ پس شروع امر از اینجا نشات میگیره که انسان خود رو اشرف مخلوقات میدونه.‏
‏ به واسطه این باور اسلامی فراتر از باور اسلامی همواره در دل انسان ها به همین شکل بوده و این نگاه بیمارگونه تا امروز هم ‏ادامه پیدا کرده و ادامه پیدا میکنه و ما باید مد نظرمون.‏
‏ در حقیقت برای تغییر جهان در پی همین تغییر این فکر بیمار و مسموم باشه که ریشه تمام اتفاقات است.‏
‏ یعنی شما مواجه میشی با اتفاقات ریز و درشتی که تو جهان داره می افته.‏
‏ اینها یک ریشه مشترک داره.‏
‏ اون ریشه مشترک رو باید دریابیم و اون ریشه رو باید تغییر بدیم که مواجه بشیم با اون تغییر بنیادینی که همه چیزمون رو تغییر ‏بده و اینکه بخوایم اتفاقات ریزی که در کنارمون می افته رو و به صورت فرادا هر کدام را تغییر دهیم.‏
‏ قاعدتا دوباره این نظام فکری بیمار می تواند باز آفرینی کند و اشکال دیگری را از خودش به وجود بیاورد.‏
‏ وقتی در باب حیوان در اسلام هم صحبت می کنیم بر می گردیم به همین ریشه و این اشرف خوانده شدنش به نوعی انسان ها ‏توسط قرآن و خدا و این صاحب بودن انسان ها که حالا صاحب بر وجودیت حیوانات می شوند، هر دیوانگی و جنونی را ‏حاضرند که انجام بدن.‏
‏ خب تا اینجا با این مفهوم آشنا شدیم، می رویم و به مصادیقش می رسیم.‏
‏ حالا چه مصادیقی را به بار آورده؟
‏ مصادیق دهشتناکی که حقیقتا منزجر کننده است.‏
‏ شما مواجه می شوید با مضامین مختلفی که در قبال حیوانات.‏
‏ حالا این برنامه ی مختص ما در باب حیوانات است و نگاه اسلامی در باب حیوانات.‏
‏ شما مواجه می شوید با یک مصادیقی که حقیقتا منزجر کننده است پر از ظلم و زشتی و.‏
‏ که همه اینها به واسطه همان نگاهی که در این پیش‌درآمد درباره‌اش صحبت کردیم به وجود آمده.‏
‏ حالا انسانی هست که صاحب بر جان و وجودیت حیوانات است.‏
‏ و بعد خدایی را داریم که شروع می‌کند به فرامین وحشتناک.‏
‏ یکی از آن فرامین قاعدتا قربانی کردن حیوانات است.‏
‏ من در باب این مساله قربانی کردن در باب عید قربان هم صحبت کردم و ویژه‌برنامه ای هم ضبط شده و پخش شده با عنوان ‏عید کثیف که شما در آن هم می‌توانید با این مصادیق و با این موضوع مشخص بیشتر آشنا بشوید.‏
‏ اما در اینجا هم سعی می‌کنیم که یک اشارتی به آن داشته باشیم.‏
‏ فرای اینکه حالا ریشه‌های این تفکر قربانی کردن از کجا آمده، از ترس انسان آمده است.‏
‏ ترس انسان که خدایی را به وجود آورده و بعد در کنار آن ما مواجه می‌شویم با این قربانی کردن که در ابتدا انسان ها را قربانی ‏می‌کردند که تفاوتی در بنیان اصل این موضوع ندارد.‏
‏ یعنی ما تفاوتی در این موضوعات نمی‌توانیم لمس کنیم.‏
‏ وقتی ما یک تفکری داریم بر پایه برتری طلبی، وقتی یک تفکری داریم بر پایه صاحب خوانده شدن ما وقتی قبول میکنیم ‏موضوعی به اسم مالکیت رو، حالا اینکه چه اتفاقی در قبال چه کسی می افتد در اختیار ما نیست.‏
‏ این جریان ها هست که این اتفاقات را شکل می دهد.‏
‏ اینکه امروز در بین انسان ها قربانی کردن حیوانات تا این اندازه رایج هست معمول هست و قبول کردن همه و کسی نسبت به ‏آن هیچ اعتراضی ندارد.‏
‏ می توانست خیلی ساده در قبال انسان ها همین اتفاق بیفتد و امروز هم ما مواجه شویم با قربانی کردن انسان ها و آبی هم از آب ‏تکان نخورد چراکه ما با یک مفاهیمی روبه رو هستیم.‏
‏ مفاهیمی که این مصادیق را می سازند.‏
‏ یعنی شما باید اول به یک درک درستی برسید.‏
‏ وقتی یک مفهومی وجود دارد، آن مصادیق به سادگی قابل اتفاق افتادن هست.‏
‏ تا زمانی که آن مفهوم تغییر نکند، شما نمی توانید انتظار این را نداشته باشید که مصادیق اتفاق نیفتد.‏
‏ یعنی به عنوان مثال به صورت ساده اگه بخوایم درباره اش صحبت کنیم ولی ما اعتقاد داریم به این صاحب خوانده شدن ‏قربانی شکل میگیره چرا که صاحب میتونه یک روزی به این نتیجه برسه که من میخوام قربانی داشته باشم.‏
‏ حالا اینکه این قربانی امروز میتونه حیوانات باشه فردا میتونه به عنوان مثال یهودیان باشن.‏
‏ همون کاری که مثلا هیتلر انجام میده دیگه در اختیار شما نیست.‏
‏ این شرایط هست، این کثرت هست، این قدرت هست که تعیین کننده است در این موضوع و پیدایش این موضوع از این ریشه ‏بر میگرده به این اشرف خوانده شدن انسان ها، به قبول کردن مالکیت از تصاحب دیگران و این نظام بیمار شکل میگیره و حالا ‏روزی در دل اسلام، در عقاید بیمارگونه اسلامی، در این باورها قربانی حیوانات موضوع اصلی میشه و حالا شما مواجه هستید با ‏قرآنی که به کرات داره در باب قربانی کردن و وحشی گری صحبت میکنه.‏
‏ از داستان ابراهیم و اسماعیل که همه حتما می‌دانید.‏
‏ این که حالا قرار هست که فرزند خودش را قربانی کند و در نهایت به قربانی کردن حیوانات می رسد و این تبدیل به یک عید ‏خونین و وحشتناک می شود.‏
‏ گفتم در باب عید قربان من توی اون قسمت به صورت کامل صحبت کردم در باب اینکه چه نتایجی داره و چگونه به وجود ‏اومده و چه اتفاقاتی افتاده.‏
‏ اما در این برنامه داریم در باب این صحبت می کنیم که حالا این صاحب خوانده شدن انسان ها و این اشرف مخلوقات بودن ‏در نهایت نگاه اسلامی رو به جایی رسانده که این موجودات بی ارزشی که برای انسان ها ساخته شدند در اختیار انسان ها هستند ‏و انسان ها صاحبان آنها هستند.‏
‏ هر کاری هم می تونن باهاشون بکنن و خدایی در راس این نگاه اسلامی وجود داره که از این بندگان خودش قربانی می خواد ‏تا اونها رو در برابرش از بین ببرند و بکشند، به خواری بکشند و بدترین شکنجه ها رو در قبالش انجام بدن.‏
‏ و شما مواجه میشید با این قربانی کردن بی حد و حصری که در اسلام اتفاق می افته.‏
‏ پیش تر از اون در یهودیت هم به کرات اتفاق افتاده و در مسیحیت هم اتفاق افتاده در خود یهودیت.‏
‏ در تورات بخش های بیشماری داریم.‏
‏ در تورات که مواجه می شویم با قربانی کردن چگونه قربانی کردن.‏
‏ خدا ناراضی بوده از قربانی کردن فلان حیوان.‏
‏ چرا اینگونه او را قربانی کردی؟
‏ چرا گوشتش رو اینجوری تیکه تیکه کردی؟
‏ چرا اینجوری آتیش زدی؟
‏ و تقاضاهای بی حد و حصری می کنه از این که باید برای من قربانی بکنی.‏
‏ و در اسلام هم به همین شکل.‏
‏ حالا به واسطه ی کوچک تر بودن کتاب قرآن در برابر تورات که حالا صفحات بیشتری داره، در طول زمان بیشتری هم نوشته ‏شده، اینها درجاتش کمتر است.‏
‏ اما به کرات شما می بینید که عید قربانی وجود داره.‏
‏ داستان ابراهیم و اسماعیل وجود داره.‏
‏ مدام خدا از بندگان خودش قربانی می خواد.‏
‏ در دل این باورهای اسلامی وقتی میرید مواجه میشید با فتاوی بی شماری از طرف این فقها چه شیعه و چه سنی تا حالا در قبال ‏رفتارهای کوچک فقط و فقط قربانی می خوان.‏
‏ مثلا شما مواجه میشید با چمیدونم رابطه جنسی برقرار کردن یک زن و مرد در ماه رمضان که این رو حرام میدونه.‏
‏ مثلا اسلام در اون دوره ای که در اون زمان در اون بازه زمانی که مثلا روزه دار هستند و قرار هست که غذا نخورن.‏
‏ حالا یک زن و شوهری با هم رابطه جنسی برقرار میکنن.‏
‏ خب راهکار خدا در قبال این کفاره اش این هست که یک حیوانی را قربانی کنه.‏
‏ چمیدونم در مثلا طوافی که در کعبه داشتند یک دور را اشتباه میرن یک چیزی رو فراموش میکنن، قرار هست که در قبالش ‏یک حیوانی رو قربانی بکنند و مصادیقی از این دست که به کرات دربارش صحبت شد.‏
‏ در احادیث به همین شکل تا چه اندازه در باب این قربانی کردن صحبت شده و یا رفتارهای محمد در باب قربانی کردن تا چه ‏اندازه خودش قربانی ها رو انجام داده؟
‏ چه کارهایی انجام داده؟
‏ در دورانی که به طواف کعبه آمده، چقدر قربانی انجام داده و چه موجوداتی رو از زیر تیغ گذرونده و به بدترین شکل و ‏وحشیانه ترین شکل ممکن این موجودات رو از بین برده.‏
‏ در باب این مصادیق میشه ساعت ها صحبت کرد و موضوعات بی شماری رو به عنوان مثال آورد.‏
‏ چه از دل قرآن، چه از دل احادیث، چه از دل فتاوی و چه از دل سیرت و تاریخ اسلام و سیره نبوی.‏
‏ تمام این ها مصادیق و مثال های بسیاری دارد و این یک اصل مشخص و مبرهن در اسلام هست که به آن معترف هستند و شما ‏می توانید در جای جای اسلام این موضوع را به چشم ببینید که چگونه حیوانات را به بدترین شکل ممکن قربانی می کنند.‏
‏ قربانی کردنی که قرار است در پی قدرت یک دیوانه و مجنون اتفاق بیفتد، یعنی جان یک حیوانی را فقط و فقط به واسطه ‏یک قدرت در آسمان ها و یک فرمان دیوانه وار از بین ببرید.‏
‏ شما با یک فرماندهی و فرمانبرداری روبه رو هستید.‏
‏ یک فرمانی دارد می آید که یک حیوانی را بی هیچ دلیلی قرار است که از بین ببرید و بکشید.‏
‏ فقط و فقط به واسطه شادمانی آن خدا.‏
‏ یعنی این خدایی وجود دارد که حالا به خاطر اینکه شادمان باشد باید خون دیگران ریخته بشه یا به واسطه اینکه قرار است ‏اشتباه شما را ببخشد گناه شما را ببخشد.‏
‏ قرار است که شما خون حیوانی را به زمین بریزید.‏
‏ همان مثال هایی که در باب روزه داری و این حرف ها زدم.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با این نظام فکری بیمار که حالا یک فرمانده ای را در آن بالا دارد.‏
‏ این فرمانده خشمگین می شود به واسطه این که خشم او را فرو بنشینید.‏
‏ باید حیوانات را از بین ببرید و قربانی کنید به واسطه اینکه اخلاص خودتان را به او ثابت کنید.‏
‏ قرار است که حیوانات را از بین ببرید.‏
‏ برای اینکه عبادت بکنید خدا را قرار است که حیوانات را بکشید در قبال اشتباهاتی که انجام دادید و گناهانی که کردید برای ‏بخشوده شدنش قرار است که حیوانات را به بدترین شکل زجر بدهید و از بین ببرید.‏
‏ عیدی دارید که قرار است در آن میلیون ها حیوان را از بین ببرید و بکشید.‏
‏ یعنی شما مواجه بشوید با عید قربان و به آن فکر بکنید و ببینید که چه جنایت بزرگی در این عید اتفاق می افتد.‏
‏ در یک کشور مثل پاکستان در همان عید قربان نزدیک به ده میلیون حیوان را اینها از بین می برند و به وحشیانه ترین شکل ‏ممکن می کشند.‏
‏ این را مقایسه بکنید با بزرگترین فاجعه های انسانی که در طول تاریخ اتفاق افتاده.‏
‏ بزرگترین فاجعه هایی که مثل جنگ جهانی اول و دوم بوده و یا مثل طاعون و وبا و بیماری ها و سوانح طبیعی که اتفاق افتاده.‏
‏ شما اینها را با هم مقایسه بکنید ببینید به صورت سازمان یافته هر سال چه جنایتی در قبال حیوانات انجام می شود و چه رفتار ‏بیمارگونه ای دارد در قبال حیوانات انجام می شود.‏
‏ حیوانات را چگونه قلع و قمع می کنند و چگونه در این وحشیگری پیش می برند؟
‏ در باب اینکه اینها چه برآیندی دارد؟
‏ چه نتایجی دارد؟
‏ از این مسلمان ها چه موجوداتی می سازد؟
‏ در آن برنامه بیشتر صحبت کردم و در این برنامه سعی نمی کنم که درباره اش صحبت بکنم.‏
‏ اما در مجموع شما می توانید به این معنا برسید که چه رفتار وحشیانه ای در طول تاریخ از گذشته تا امروز در قبال حیوانات در ‏همین مراسم قربانی کردن اتفاق می افتد.‏
‏ فرای آن شما مواجه می شوید با مقوله ای به اسم بهره کشی.‏
‏ حالا بیشتر از اینکه در باب این بهره کشی هم صحبت بکنیم یک آیه قرآنی هست که اینکه خدا به کرات در قرآن.‏
‏ حالا فارغ از اون آیه داره در باب این صحبت می کنه که شما اشرف مخلوقات هستید و فرا اینکه حالا شما اشرف مخلوقات ‏هستید.‏
‏ من این حیوانات رو برای به نوعی نعمتی برای شما آفریدم، برای آسایش شما آفریدم.‏
‏ یعنی شما برای آسایش تون می تونید از این حیوانات استفاده بکنید و این حیوانات تنها و تنها به وجود اومدن که به شما ‏استفاده برسونن.‏
‏ همون مبحثی که درباره اش صحبت کردم و مالکیت رو درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ یعنی خدایی هست که خود صاحب این انسان ها هست؟
‏ این مومنین هست و این مومنین صاحب بر جان این حیوانات هستند و این ندای نفرت آلود و وحشیانه اسلامی از همین جا ‏شکل میگیره و به پیش میره.‏
‏ حالا شما مواجه میشید باز با مصادیق وحشیانه دیگه مثل بهره کشی ای که داره از حیوانات انجام میشه.‏
‏ در طول تاریخ داشته انجام میشده.‏
‏ رام کردن حیوانات برای سواری گرفتن ازشون نمیدونم استفاده ای که از حیوانات میشه به عنوان مثال از مرغ ها در این ‏مرغداری ها و این رفتارهای وحشیانه ای که انجام میدن برای استفاده از تخم مرغ شون.‏
‏ نمیدونم گاو هایی که دارن توی گاوداری ها به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل زندگی میکنن برای اینکه از شیرشون ‏انسان ها استفاده کنن و ازشون بهره کشی بشه.‏
‏ پوست حیوانات چگونه کنده میشه و تبدیل به لباس و چرم و کفش و اینها میشه برای استفاده این مومنین و مسلمانان از سراسر ‏جهان.‏
‏ حالا اینها فقط و فقط به نوعی مربوط به مسلمانان نیست.‏
‏ این تفکری است که ریشه های باوری و اعتقادی و باور به خدا داشته که در جهان جاری و ساری هست یعنی مرتبط با اسلام ‏هست.‏
‏ همان اندازه که مرتبط با اسلام هست به یهودیت و مسیحیت هم هست، ورای آن به باقی باورها هست، حتی به باورهایی که ‏امروز فارغ از نگاه های دینی هم بوده هم مرتبط هست.‏
‏ در انسان‌گرایی هم هست.‏
‏ در نگاه های مدرن هم هست.‏
‏ تفاوتی نمی کند چرا که ریشه ی فکری از یک نقطه ی مشخص و آن هم برتری طلبی، نگاه به یک قدرت واحد و یکتا و در ‏عین حال حق مالکیت و تصاحب دیگران هست که نشأت می گیرد.‏
‏ یعنی اینها موضوعاتی است که ما در این ویژه برنامه داریم، در باب اسلام صحبت می کنیم و در باب باقی باورها هم می توانیم ‏صحبت بکنیم و این بهره کشی از حیوانات به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل در بین انسان ها رایج است بدون این که ‏حتی به آن فکری بشود، بدون این که حتی باری کسی به این فکر بکند که آن ها هم جان هستند و برابر با ما حق زیستن دارند و ‏علاقه به زیستن دارند، اصلا اینکه علاقه دارند یا ندارند حق زیستن دارند همانگونه که ما حق زیستن داریم.‏
‏ قرار نیست که این قدرت تعقل باعث شود که ما خودمان را از آنها برتر بدانیم.‏
‏ قدرت تکلم باعث شود که ما خودمان را از آنها برتر بدانیم.‏
‏ کثرت ما باعث می شود که ما خودمان را از آنها برتر بدانیم و دلایل دیگری باعث بشود که ما خودمان را از آنها برتر بدانیم.‏
‏ چرا که اگر ما استدلال مان بر این موضوعات باشد، هر آن در این جهان هستی می تواند قدرتی فراتر از ما به وجود بیاید که چه ‏در زمینه کثرت، چه در زمینه قابلیت و چه در هر زمینه دیگری از ما قدرتمند تر باشد.‏
‏ بعد آن روز است که ما باید خودمان را به دستان آنها بسپاریم چرا که ما این ارزش تصاحب و این ارزش یگانگی و قدرت و ‏این برتری طلبی و این نفی برابری و این نابرابری را قبول کردیم و بعد می توانیم مواجه بشویم با این نگاه بیماری که هر اتفاقی ‏ممکن است برای ما و برای اطرافیان ما هم بیفته فرای بهره کشی.‏
‏ شما مواجه میشید با گوشتخواری.‏
‏ گوشتخواری هم به همین شکل.‏
‏ این خونخواری و جنازه خواری و این گوشتخواری وحشیانه ای که در اسلام هم وجود داره به شدت هم دربارش صحبت شده ‏و توصیه شده.‏
‏ حتی شما با حدیثی روبرو میشید که اگر مسلمانی چهل روز گوشت نخوره اصلا دیگه مسلمان نیست.‏
‏ یعنی حتی با این احادیث دیوانه وار هم روبرو میشید و این که تا چه اندازه ای در این راستا قدم برداشتن و پیش رفتن.‏
‏ اینکه چگونه خون حیوانات بیشماری در طول تاریخ همین امروز داره ریخته میشه برای خونخواری این جماعت دیوانه و ‏چگونه به این بال و پر داده شده و این نگاه اسلامی تا چه اندازه در این راستا پیش رفته؟
‏ حالا ما سعی میکنیم که یک برنامه ویژه برنامه ی مفصلی هم پیرامون گیاهخواری داشته باشیم که حالا در اون برنامه سعی ‏میکنیم خیلی جامع و کامل در باب این موضوعات صحبت کنیم.‏
‏ اما در این ویژه برنامه و نگاه اسلام به حیوان هم باید در باب گوشتخواری هم صحبت کنیم.‏
‏ فارغ از این موضوعی که همه درباره اش می دانید، این که چگونه دارند انسان ها برای زیست خودشان زیست دیگران را خدشه ‏وارد می کنند و نابود می کنند و این ها برگرفته از همان نگاه های اسلامی، اسلامی و انسانی و اصولا این نگاه دنباله دار در بین ‏تمامی باورها است که ریشه در همان وحدانیت و نگاه به قدرت یکتا پرستانه خداوندی دارد.‏
‏ یک موضوع دیگه ای هم داره که در زمینه گوشتخواری اسلامی متفاوت با دیگر نگاه ها هست و اون هم ذبح وحشیانه اسلامی ‏هست.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با یک ذبح وحشیانه ای که قرار هست گردن حیوان رو ببره و چهار رگ نمایان بشه، این رگ ها رو ‏هم از بین ببره و بزاره تا خون اون حیوان از تنش خارج بشه.‏
‏ به هوای اینکه مثلا ما خون خوار نیستیم و خون نمی خوریم و در وحشیانه ترین شکل ممکن قرار هست که حیوانات رو از بین ‏ببرید و بکشید و جانشان رو از بین ببرید.‏
‏ رنج بهشون بدید، آزارشون بدید و بعد ازشون استفاده کنید و گوشتشان رو تناول کنید و برای زیستن خودتون تا این حد ‏مدیون جنون و دیوانگی و خشونت باشید و این اون نقطه ی متمایزی هست که نسبت به دیگر باورها وجود داره.‏
‏ یعنی شما امروز شاید مواجه بشید با کشورهایی که حالا سعی کردند از این جنون بکاهند و سعی کردند که حالا به عنوان مثال ‏جان این حیوانات رو بگیرند.‏
‏ یعنی باور به این داشته باشند که جان با ارزش ترین انسان ها دارند و این مفاهیم رو قبول کرده باشند اما در زمینه آزار دادن حالا ‏سعی میکنند کمتر بهشون آزار برسونند، رنج کمتری بدن، درد کمتری به حیوانات بدن و.‏
‏ بعد شما مواجه میشید با اسلامی هایی که نه اعتقاد دارند چراکه خدای ایستای ما یک امری کرده.‏
‏ این که باید در زمانی که میخواید حیوانی رو بکشید گردنش رو ببرید، شاهرگش رو نمایان کنید، رگ ها رو قطع کنید بزارید ‏خون جاری بشه و بعد نام خدا رو هم در این عمل وحشیانه و جنون آمیز خودتون ببرید.‏
‏ به واسطه این موضوع ما یه چیزی مثل گوشت حلال و حرام هم داریم و امروز هم می بینیم.‏
‏ یعنی باید اون دوستان بدونن که دارن چه کاری انجام می دن.‏
‏ اگر گوشتی به عنوان گوشت حرام به شما داده میشه تمایز و تفاوتش در این هست که اون گوشت اون حیوان رو کشته اند اما ‏مثلا اون حیوان رو پیش از اینکه بکشند به نوعی مثلا با داروی بیهوشی بیهوشش کردن سعی کردن با داروی اون رو بکشند که ‏حالا درد و رنج کمتری ببره در خواب اون رو از بین ببرند.‏
‏ اما در باب اسلام داریم صحبت می کنیم که این حلال بودن گوشت بر این پایه است که نام خدا رو ببرند و گردن اون رو ‏ببرن، درد و رنج رو تماما به اون موجود بدند و در عذاب بسیار اون حیوون رو از بین ببرند.‏
‏ پس شما فرای این زمینه گوشتخواری که خب این نگاه وحشیانه ای که در بین انسان ها جاری و ساری هست و ریشه هاش ‏دربارش صحبت کردیم.‏
‏ اما متاسفانه در تمامی باورها و اعتقادات خیلی انگشت شمار در مثلا باوری مثل جین یا حالا بودیسم که اون هم نه به صورت ‏اینکه صرفا و صد در صد در باب این موضوع صحبت کرده و این رو تبدیل به قاعده و قانونی کرده باشه.‏
‏ اما به نوعی تشویق شدن به گیاهخواری و یا هندوئیسم اون هم خیلی خیلی خیلی کمتر.‏
‏ فرای این باورها شما مواجه میشید با باورهای بی شماری که سرتاسر جهان و سلطه جهانی رو به دست گرفته و در این افکار ‏غرق هست و ما در باب ریشه هاش هم صحبت کردیم.‏
‏ اما نقطه تمایزی که با این نگاه های اسلامی داره حالا برخی از این باورها که کمی متمایز شدند و سعی کردند این آزار و درد ‏و رنج حیوانات رو کمتر بکنند در این هست که این نگاه ایستا و وحشیانه به این باور داره که باید این حیوانات در درد و رنج ‏بسیار جان می دهند و آنها گوشت و خونشان را تصاحب کنند و در این خونخواری و وحشی گری خودشان هم پیش بروند.‏
‏ فرای آن مواجه می شوید با یک موضوعی مثل شکار و آزار حیوانات.‏
‏ در این موضوع در باب این موضوع هم شما مواجه می شوید با نگاه اسلامی که چه در احادیث، چه در سیره نبوی و چه در ‏اجتهاد هایی که وجود دارد به کرات در باب این موضوع صحبت کرده اند.‏
‏ این که گفتم ریشه ی موضوع مهمی که در این قضیه وجود دارد همان نکته ی ابتدایی و آن پیش درآمدی بود که درباره اش ‏صحبت کردم.‏
‏ شما وقتی صاحب بر دیگران هستی، شما وقتی صاحب بر این طرز تفکر را قبول کردید و به این تصاحب دیگران و به این برتر ‏بودن و به این نابودی برابری ایمان آوردید، هر رفتاری از شما سر می زند و هر کاری را حاضرید که انجام بدهید.‏
‏ همانگونه که ما وقتی به تاریخ زندگی شرم آور انسانی نگاه می کنیم، وقتی با یک مقوله ای مثل برده داری رو به رو می شویم، ‏ما داریم با یک موضوعی روبه رو می شویم که انسان ها را خرید و فروش می‌کردند.‏
‏ چیزی که شاید برای امروز ما انسان‌ها خیلی دور از ذهن باشد و اصلا قابل قبول نباشد.‏
‏ ما نمی‌توانیم فکر کنیم که یک میدانی وجود داشته که انسان‌ها را می‌آوردند و می‌فروختند.‏
‏ یعنی امروز الان داریم این موضوع را در قبال حیوانات می‌بینیم دیگه.‏
‏ اون روز الان برای ما خیلی عادیه.‏
‏ یعنی برای تمام انسان‌ها خیلی موضوع عادیه و موضوع خیلی طبیعی.‏
‏ خب این هم یک بخشی از زندگی و زیستن ما انسان‌هاست.‏
‏ حیوانات رو میارن میفروشن میکشن میخورن.‏
‏ حتی تو بعضی از این بازارها حیوانات رو همونجا زنده زنده می‌کشند و این‌ها از گوشت و خونش استفاده می‌کنن.‏
‏ به همین شکلی که امروز برای ما ساده و سطحی و گذرا هست.‏
‏ به همین شکل هم برای انسان هایی که در اون روزگار زندگی می‌کردند، این خرید و فروش انسان ها عادی بود.‏
‏ یه بخشی از زندگی روزمره شون بود.‏
‏ یعنی وارد بازار می‌شدن که می‌دیدن دارن انسان ها رو خرید و فروش می‌کنن و از کنارش به سادگی می‌گذشتند و اعتقاد ‏داشتند که این بخشی از زندگی هست.‏
‏ یا اینکه مثلا وقتی در اون دوران می‌رسیم به اینکه یک برده ای.‏
‏ حالا یه فرزندی آورده فرزندشون رو از مادر جدا میکردن برای فروختن.‏
‏ شما وقتی با این موضوعات روبه رو میشدید حالا در قسمتی که در باب برده و کنیز است در باب همین اسلام هم صحبت ‏میکنیم که این نگاه اسلامی تا چه حد بیمارگونه در این زمینه هم بوده.‏
‏ اما ریشه ها این تماما برمیگردد به یک موضوع واحد.‏
‏ آن هم این است که شما قبول کردید که صاحب بر دیگران باشید.‏
‏ شما قبول کردید که به برابری اعتقادی ندارید.‏
‏ شما قبول کردید که در این نابرابری غوطه خوردید.‏
‏ شما قبول کردید که یک قدرت یکتا در آسمان ها وجود دارد و حالا خودتان جای آن قدرت یکتا را بر زمین میگیرید، خودتان ‏بر کرسی قدرت خدا بر زمین می نشینید و حالا این دوار گردون بیمارگونه ادامه پیدا میکند و در نهایت به اینجا میرسیم که به ‏این راحتی هر کاری را در قبال این فرودست هایی که در برابر شما هستند انجام میدهید.‏
‏ در میادین شهرتان به راحتی حیوانات را معامله کنید، سرشان را ببرید، بچه هایشان را قتل عام بکنید، به جنگل ها برید برای ‏شکارشان و هر کسی که در برابرتان هست.‏
‏ هر کدام از این حیوانات را از زیر تیغ بگذرانید.‏
‏ حتی حیوانی که باردار هست را هم بکشید.‏
‏ حتی صحبت از این شد که در اسلام که شما با احادیثی روبه رو هستید و یا با فتاوی روبه رو هستید که داره در باب این ‏صحبت میکنه که اگر شما حیوانی رو کشتید در شکار به عنوان مثال و بعد آن حیوان باردار بود، حالا باید اون جنینی که اون ‏بچه ای که از آن کودک را به دنیا میتوانید بیاورید و همانجا گردنش را ببرید یعنی دیگر در اوج جنون و دیوانگی است و این ‏انتهایی ندارد.‏
‏ شما این سرمنشا را اگر قبول بکنید تا نهایت این جنون به پیش میروید و این شما را به این جنون مفرط به پیش میبرد و شما ‏مواجه هستید.‏
‏ یعنی میشود در باب این موضوع ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ اما چون این موضوعی هست که برای من به شدت دردآور هست و دوست ندارم در موردش صحبت و فکر بکنم این هست که ‏من خیلی نزدیک به این موضوعات نمیشود.‏
‏ منظور اینکه میتونم هزاران هزار مثال هم در باب این موضوعات بیارم.‏
‏ شما اگر به کتاب الله جبار زار هم مراجعه بکنید در بخشی که در باب احادیث است و یا در جلد دوم و سوم این کتاب که از ‏فتاوی استفاده شده و یا از احادیث شما میتونید مواجه بشید با این نمونه ها.‏
‏ حالا اینها نمونه های کمی هستش که من در همون کتاب الله جبار زار سعی کردم که نمونه های مختلفی رو از این مسائل بیارم ‏اما فرای اون با مراجعه به کتاب های اسلامی میتونید مواجه بشید با دریایی از این جنون لجام گسیخته ای که در بین مسلمون ها ‏وجود داره.‏
‏ در باب این آزار و اذیت حیوانات که تا چه حدی به پیش میره و تا چه اندازه ای در این جنون پیشی میگیرن.‏
‏ فرای اون فرای اینکه بخوایم به این کتاب ها رجوع کنید به همین دنیای امروز خودتون و دنیای پیرامون خودتون نگاه بکنید.‏
‏ اینکه ما داریم در باب مثلا موضوعاتی صحبت میکنیم که انسان ها در پی خوردن جوجه کباب هستند مثلا همین ایرانی های ما ‏یه چیزی به اسم جوجه کباب دارن.‏
‏ گوشت بره دارن گوشت گوساله دارن.‏
‏ یعنی شما دارید در باب کودک حیوانی صحبت می کنید که حالا دست و پا می زنن تو سر و کله ی خودشون می زنن که به ‏این گوشت دسترسی داشته باشن.‏
‏ شما دارید در باب کودک حیوانی صحبت می کنید که این ها رو به دهشتناک ترین شکل ممکن سر می برید و این گوشت و ‏خون رو تناول می کنید و این اون دریچه ی جنون آمیزی هست که شما رو وارد این وادی کرده و نهایت و انتها هم نداره.‏
‏ شما وقتی قبول کنید این نابرابری رو قبول کنید وارد این وادی غیر قابل تغییر میشید و حاضرید هر جنونی رو به پیش ببرید.‏
‏ چرا که این اعتقاد بیمارگونه به شما اجازه داده در برابر شما هیچ ایستادگی نکرده، هیچ چارچوب اخلاقی رو برای شما ‏مشخص نکرده.‏
‏ شما به هیچ چارچوبی معتقد نیستید و اینقدر ساده حاضرید که گوشت کودکان حیوانات را بخورید.‏
‏ و به این سادگی از کنار این جنون و خشونت بگذرید.‏
‏ در باب این موضوعات میشه ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ در باب اون نگاه کلی که گفتم موضوع مهم همون هست که فقط و فقط هم به اسلام بر نمی گرده.‏
‏ اما ریشه ی تفکر یکتاپرستان جهان رو تا به این حد بیمارگونه به پیش برده و باید در برابر این نگاه فقط و فقط ایستاد.‏
‏ در برابر این نگاه به خدا ببینید موضوع سر یک خدای واحدی نیست که ما الان بخواییم در برابرش بجنگیم بگیم الله بده از ‏بین بره.‏
‏ ما موضوع مون فقط الله باشه.‏
‏ موضوع این تفکر الله وار هست.‏
‏ موضوع این تفکری است که بر میگرده به این یکتا پرستی که شما رو برتر از دیگران می کنه.‏
‏ موضوع مهم ما، موضوعی که ما باهاش درگیری داریم این نگاه بیمارگونه هست که به شما تا این حد اجازه میدید که از ‏دیگران بزرگتر باشید به شما این اجازه رو میده که دیگران رو تصاحب کنید و صاحب دیگران باشید و این منافات داره.‏
‏ یعنی وقتی شما واژه ای به اسم برتری طلبی رو قرار میدید، این مترادف با نابود کردن برابری هست.‏
‏ هر جایی که صحبت از برتری به میان باشه یعنی برابری دیگه وجود نداره و این اون معضل بزرگی ست که ما در برابرش باید ‏ایستادگی بکنیم.‏
‏ اون نگاه به خدای واحد و قدرتمند هستش که ما حکومت استبدادی رو پدید میاره، نگاه استبدادی رو پدید می آورد و این ‏زورگویی رو پدید میاره، این تصاحب دیگران رو پدید میاره.‏
‏ تمام این ها نوادگان این نگاه هستند.‏
‏ از برده داری تا گوشتخواری، نوادگان این نگاه بیمارگونه هستند و ما میتونیم ساعت ها درباره اش صحبت بکنیم اما تا همین ‏حد بس هستش که درباره اش صحبت بکنیم.‏
‏ موضوعات دیگری که در زمینه حیوان و نگاه اسلامی هم میشه بهش دربارش صحبت کرد یکی از موضوعات مثلا نجس ‏خوانده شدن سگ و خوک است که درباره اش احادیث بسیار هست، فتاوی بسیار هست و نگاه های بسیاری هست که منجر به ‏این نگاه بیمارگونه شده.‏
‏ این مختص فقط و فقط هم اسلام نیست.‏
‏ یعنی فقط شما برنمی گردید این نگاه را به اسلام برگردانید.‏
‏ موضوع ها متفاوت هست.‏
‏ ریشه ها برابر.‏
‏ یعنی شما مثلا به عنوان مثال همین نگاه غضب آلود را نسبت به مار در مسیحیت دارید.‏
‏ به عنوان مثال نمی دانم مثلا فلان نگاه را نسبت به فلان حیوان در فلان باور دارید تفاوتی نمی کند.‏
‏ آن ریشه ابتدایی به شما این اجازه را می دهد که شما در این جنون غرق بشوید.‏
‏ اما حالا که در باب اسلام صحبت می کنیم بد نیست که در باب این موضوع هم صحبت بکنیم.‏
‏ این نگاه و این نجس خوانده شدن سگ ها باعث این نگاه بیمار آلودی شده که در جوامع اسلامی شما به کرات دارید می ‏بینید.‏
‏ این رفتار وحشیانه ای که با سگ ها انجام می شود در همین ایران اسلامی که امروز داریم می بینیم در این تاریخ چهل و ‏خورده ای ساله چندین بار این اتفاقات جنون آمیز را ما دیدیم.‏
‏ فرای اتفاقات جنون آمیزی که به کرات می افتد و گفتم به واسطه همان نگاه برتری طلبانه هست، از بین بردن برابری هست.‏
‏ این صاحب خانه شدن هست که هزاران هزار رفتار بیمارگونه را ما دیدیم و شاهدش بودیم.‏
‏ اما در قبال سگ ها به واسطه همین فتاوی و این احادیث احمقانه تا چه اندازه این خشونت لجام گسیخته را دیدیم؟
‏ همین چند وقت پیش بود که باز ریخته بودند.‏
‏ بیش از هزار سگ را سلاخی کرده بودند و کشته بودند.‏
‏ این نگاه بیمارگونه است که باعث به وجود آمدن این خشونت های افسار گسیخته جنون آمیز می شود.‏
‏ منزجر کننده می شود که حتی فکر کردن بهش هم آدم رو به جنون می کشونه.‏
‏ چند وقت پیش بود من شنیده بودم که توی یکی از شهر های ایران سگ ها رو اعدام کرده بودن و دار زده بودن.‏
‏ یعنی این جنون غیر قابل درکه؟
‏ من فکر کردن بهش هم برام کشنده ست.‏
‏ حتی فکر کردن بهش هم آدم رو از ادامه زندگی باز میداره.‏
‏ از اینکه انسان هست شرم میکنه به خودش.‏
‏ از اینکه در بین انسان ها نام گرفته و بخشی از این انسانیت نام گرفته حقیقتا آدم رو بیزار میکنه.‏
‏ آدم دوست نداره بخشی از این جنون انسانی باشه، بخشی از وجود انسانی باشه.‏
‏ و شما مواجه میشید با این حیوان آزاری.‏
‏ حالا به ویژه سگ آزاری در همین بخشی که داریم صحبت میکنیم در جوامع اسلامی.‏
‏ حالا این خوانده شدن اینکه شما سگ ها رو نجس بدونید رو جمع ببندید با اون نگاه هایی که در ابتدا درباره اش صحبت ‏کردم یعنی همون مصادیقی که نمیخوام دیگه تکرار کنم خداوند و یکتا پرستی و این حرف ها.‏
‏ حالا این ها را شما جمع ببندید با این نجس خوانده شدن حیواناتی که هیچ حقوقی نداشتند از هیچ برابری برخوردار نبودند.‏
‏ حالا یک کسی هست که داره به اینها یک انگی به اسم نجس بودن میزنه.‏
‏ حالا یک پروانه ای صادر میشه، یک مجوزی داده میشه که هر رفتار وحشتناک و وحشیانه ای رو هم بتونن باهاش داشته باشن.‏
‏ فرا اینکه این مالکیت به آنها اجازه ی هرگونه رفتاری رو میده.‏
‏ رفتار خشونت بار بیشتری رو هم این نجس خوانده شدن و این منفی بودن اونها هم به این جماعت دیوانه و مجنون میده و شما ‏مواجه میشید با رفتارهای وحشیانه ای که در قبال این سگ ها داره تو ایران انجام میشه.‏
‏ نه تنها ایران که دیگر کشورهای اسلامی جنون بار هم این رفتارهای خشونت آمیز رو انجام میدن و شما مواجه میشید با این ‏رفتارها که حتی فکر کردن بهش هم منزجر کننده است.‏
‏ حقیقتا انسان از انسانیت خودش شرمنده میشه و دوست نداره جزو این انسان ها نام بگیره و بخشی از این انسان های بیمار باشه و ‏این ها هم تشکیل دهنده اون فرهنگ های انسانی هست مختص اون دوستانی که خیلی انسانگرا هستند خیلی به انسان باور دارند ‏و انسان رو مد نظر خودشون قرار میدن و وقتی صحبت میکنن در باب انسان و انسانیت مدام دارن به این چنگ میزنن که این ‏رفتار رفتاری غیر انسانی است.‏
‏ رفتارهای انسانی در تمامی این ابعاد در کنار هم معنا پیدا میکنه.‏
‏ حالا در باب این موضوع هم شاید در آتی صحبت بکنیم.‏
‏ در باب این انسانگرایی از مبحث اصلیمون دور نشیم.‏
‏ این نجس خواندن باعث شده که خیلی رفتارهای دهشت انگیزی رو در قبال این حیوانات داشته باشیم.‏
‏ فرای اون این نگاهی که ما دربارش صحبت کردیم از ابتدا باعث شده که این حیوان آزاری رو شما در جوامع اسلامی به کرات ‏ببینید.‏
‏ حیوان آزاری های وحشتناک و جنون باری که قاعدتا برآیند این نگاه جنون آمیز هم هست.‏
‏ یعنی کسی اگر از دور قرار بود که این نگاه رو از ابتدا داشته باشه، این تفاسیری که من نسبت بهش دادم و گفتم از ابتدا رو در ‏کنار هم بچینه در نهایت به این نگاه جنون آمیز میرسید.‏
‏ این حیوان آزاری که نماد های به شدت دیوانه واری دارد.‏
‏ اما این را شما جمع و تفریق کنید.‏
‏ با این کشتار وسیعی که داره از حیوانات هر روز اتفاق می افته و این انسان ها هر روز و هر روز دارند حیوانات رو می خورند و ‏می کشند و به راحتی هم از کنارش میگذرن.‏
‏ در پی کودکان حیوانی هستند تا از گوشت اونها تناول کنند و در این جنون دیوانه وار خودشون هم پیشی بگیرن از همدیگه.‏
‏ در پی گوشت تازه تر و ترد تری هستن که یک بچه حیوانی رو سر ببرند و بخورن.‏
‏ این ها هم همون حیوان آزاری است.‏
‏ تفاوتی نداره اون حیوان آزاری یک تصویر وحشتناک تری رو به شما میده.‏
‏ و در نهایت برآیند کلی این نظام فکری بیمارگونه همین نظامی است که شما باهاش رو به رو می شید و این حیوان آزاری رو تا ‏چه اندازه پیش میگیرید.‏
‏ فرضا این شما مواجه هستید با این آموزش در راستای حیوان آزاری.‏
‏ شما مواجه هستید با این آموزشی که مدام داره این جوامع اسلامی به مردم می دهد.‏
‏ یعنی یک موضوعی مثل عید قربان.‏
‏ آموزشی است برای آزار حیوانات.‏
‏ شما از یک بچه پنج شش ساله ای که مواجه می شود با دیدن بریدن سر حیوانات چه انتظاری دارید که فردا چه رفتاری با ‏حیوانات بکند؟
‏ آیا قرار است چیزی فراتر از یک حیوان آزار باشد؟
‏ کسی که قرار است من در باب این مساله توی همان برنامه عید کثیف عید قربان صحبت کردم و کامل بازش کردم که چه ‏اتفاقی قرار است برای اون آدم بیفتد.‏
‏ حالا اینجا هم یک اشارت کوچکی بهش می کنم.‏
‏ این که شما یک کودکی را در نظر بگیری که در سن هفت سالگی شش سالگی مواجه میشه با عید قربانی که حالا در خیابان ها ‏حیوانات بی شماری گوسفند هایی را دارند سر می برند و آنها را می کشند.‏
‏ بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل حمام خونی در اون شهر راه افتاد و جای جای شهر پر شده است از این حیوان آزاری و ‏این کشتار وحشیانه فردای آن کودک قرار است چه اتفاقی براش بیفته؟
‏ قرار است افسرده بشه و در خونه بیفته.‏
‏ قرار است از دیدن این رفتارهای وحشیانه از خودش دور بشه، از جهان دور بشه و یک مسیری دور از انسان ها رو به دست ‏بگیره.‏
‏ یا قرار است به واسطه اون تعالیمی که دیده تبدیل به یک وحشی خوبی بشه که فردا شما مواجه میشید با همین کودک که به ‏عنوان مثال خانه و لانه مورچه ها رو آتیش میزنه، سگ ها رو با سنگ می زنه، حیوانات رو آزار میده و در نهایت به اون حیوان ‏آزار تبدیل میشه و یا فراتر از اون در نهایت به یک انسان آزار هم تبدیل میشه و در نهایت تبدیل به همون عناصری میشه که به ‏عنوان مثال حاضرند انتحاری به خودشون ببندند و انسان ها رو از بین ببرند.‏
‏ حاضرند گردن انسان ها رو ببرند، تبدیل به اون سربازان گمنام امام زمان در جمهوری اسلامی میشه.‏
‏ تبدیل به اون بازجو هایی میشه که قرار هست انسان ها رو کتک بزنند، تجاوز جنسی بکنند و هزار رفتار وحشیانه دیگه انجام ‏بدن.‏
‏ این آموزش هست که کم کم اون ها رو به این وادی می کشونه.‏
‏ آموزشی که مدام در کنارش داره از اشرف بودن شما صحبت می کنه.‏
‏ یک بچه ای که مواجه میشه با اینکه شما اشرف مخلوقات هستید، شما از دیگران باارزش تر و با اعتبار تر هستید.‏
‏ در کنارش داره به اونها مدام خورانده میشه که شما صاحب بر حیوانات هستید.‏
‏ حالا این صاحب بر حیوانات با این آموزش هایی که دیده در خیابان با دیدن اون سر بریدن حیوانات در عید قربان در فردای ‏آینده هم قاعدتا تبدیل به یک حیوان آزار هم خواهد شد و شما این تدریس و این آموزش همگانی رو مدام دارید.‏
‏ در شرایط جوامع اسلامی به واسطه باورهایی که دارند می بینید و در نهایت مواجه میشید با این سیل خشونت باری که نسبت به ‏حیوانات انجام میدن.‏
‏ شما مواجه میشید با این حیوان آزاری لجام گسیخته ای که در ممالک اسلامی وجود داره.‏
‏ خیلی میشه در باب این مسائل صحبت کرد و موضوعات ریز و درشتی هست که بشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ این که می تونیم ده ها و صدها نمونه از احادیث بیاوریم که در این راستا ذکر شده می‌توانیم هزاران فتوا بیاوریم که در راستای ‏این جنون وجود دارد.‏
‏ میتوانیم هزاران هزار نمونه بیاوریم که در ایران در کشور های اسلامی رفتارهای وحشیانه انجام شده و میتوانیم ساعت ها در ‏باب این ظلم های بیکرانی که نگاه اسلامی نسبت به حیوانات انجام میدهد مثال و نمونه بیاوریم.‏
‏ در باب حیوان آزاری صحبت کنیم.‏
‏ مثال های بیشماری در باب این جنون های انسانی که به واسطه ی باور های اسلامی هست میتوانیم برایش نمونه و مثال بیاوریم.‏
‏ اما حقیقتا این ها موضوعی هست که منزجر کننده هست.‏
‏ موضوعی هست که آدم رو بیشتر و بیشتر در این غم و اندوه فرو میبره و ما قرار هست که این نظام بیمار جهانی رو تغییر بدیم ‏و فقط و فقط در پی ذکر مصیبت نباشیم.‏
‏ پس سعی میکنیم تا همین جا موضوع بیان شده به اندازه کافی درباره اش صحبت کردیم و قاعدتا همه مصداق ها و مثال هاش ‏رو هم میدونن و میتونن دربارش بیشتر بدونن.‏
‏ اما در این انتها هم یه اشارات کوچکی هم در باب حقوق حیوانات بکنیم و در باب اینکه حالا برخی که به دنبال تطهیر کردن ‏اسلام هستند و یه همچین مفاهیمی رو دنبال میکنن و سعی میکنن یه سری حقوق حیوانات رو بتراشند از دل این مفاهیم پر ظلم ‏و دهشتناک برای اینکه به نوعی تطهیر کنن.‏
‏ اسلام در باب تمام زمینه ها هم سعی می کنن همچین موضوعاتی رو بیان کنن.‏
‏ نکته اول اینکه من سعی می کنم به قسمتی از یکی از قسمت های این برنامه شناخت اسلام و قسمت انتهایی اش فکر می کنم ‏باشه.‏
‏ قسمتی است که من در باب این نواندیشان دینی سعی می کنم که صحبت کنم.‏
‏ فرای اون یک مقاله ای به نام کیمیا هم دارم که در کتاب کیمیا وجود داره.‏
‏ می تونید اون رو هم مطالعه کنید.‏
‏ اون پیرامون همین نگاه نواندیشان دینی و کسانی که در پی اصلاح و یا تطهیر کردن اسلام هستند از من وجود داره که میتونید ‏اون رو هم مورد مطالعه قرار بدید.‏
‏ و سعی میکنم توی اون برنامه ای که در همین ویژه برنامه شکل میگیره هم بیشتر در باب این موضوع صحبت کنم.‏
‏ در این انتهای برنامه سعی میکنم اشارات کوچکی هم به این موضوع داشته باشم که برخی در پی حقوق حیوانات و تراشیدن ‏این حقوق حیوانات هستند.‏
‏ این حقوقی که اینها بر میشمارند و سعی میکنند یک سری احادیثی رو در بابش صحبت بکنند که مثلا محمد در طول زندگیش ‏این حرف رو زد و گفت که باید در قبال حیوانات این کار رو بکنید، اون کار رو بکنید و یا اینکه حالا فتاوی وجود داره یا در ‏باب سیره نبوی سعی میکنند یک موضوعاتی از این دست بیارن.‏
‏ یا مثلا نمیدونم به عنوان مثال اون ضامن آهویی که در بین ایرانی ها در باب امام هشتم شیعیان هم باب شده و دربارش صحبت ‏میکنن، یه عده ای هستن که در پی این هستن که با این روش ها در پی تطهیر باشند.‏
‏ این موضوع چندین جای بحث داره.‏
‏ یک نکته ابتدایی که وجود داره این هستش که اینها تا چه اندازه با دنیای واقعی به نوعی سنخیت دارد؟
‏ یعنی به عنوان مثال کسی که این احادیث رو میاره تا چه اندازه این احادیث جنبه صحیح دارن؟
‏ آیا این احادیث، احادیث صحیحی هستن که خود این مسلمون ها اعتقاد دارن اینها حدیث صحیح بودن یا خیر؟
‏ این روایاتی که تعریف میکنن مثل این روایتی که در باب امام هشتم شیعیان هست تا چه اندازه سند تاریخی داره و تا چه اندازه ‏درست هستش و صحیح هست؟
‏ یعنی یک بخش این موضوع هست.‏
‏ این بخش رو هم میتونیم به کناری بذاریم.‏
‏ فرای اینکه شما دارید در باب یک موضوعی صحبت میکنی که در برابر این دریای از جنون هیچ هست.‏
‏ یعنی مثل این هست که یک کسی بیاد یک بندی یک صحبتی از هیتلر بیاره که در باب مثلا برابری صحبت کرده، در باب ‏برابری نژادها یک صحبتی کرده گفته مثلا شما باید یهودیان رو هم دوست داشته باشی.‏
‏ این جمله رو مثلا در کودکی خودش با مادرش مطرح کرده بود.‏
‏ یا مثلا یه همچین مثالی در باب افکار هیتلر پیدا بشه و یه کسی این رو صحبت بکنه.‏
‏ این در برابر دریای رفتارهایی که انجام داده در برابر دریای مفاهیمی که بهش معتقد بوده، فلسفه ای که بهش پایبند بوده، ‏رفتارهایی که انجام داده و اتفاقاتی که به واسطه باورهای او رخ داده هیچ و بی معنا هست و فرای اون حتی اگر این رو هم در ‏نظر بگیریم در نهایت ما به این نتیجه می رسیم که ما داریم در باب مفهومی صحبت می کنیم به اسم برابری.‏
‏ موضوع ما هبه و بخشش و ترحم نیست که شما بخوای در باب این صحبت بکنی که فلان پیامبر و فلان امام اومده صحبت ‏کرده که حالا شما با حیوانات هم مدارا بکنید یا به اون ها آزار کمتر برسونه.‏
‏ اون ها رو اگه میخواین بخورین بخورین ولی مثلا قبل از خوردن دندوناتون رو مسواک بزنید.‏
‏ موضوع ما سر بخشش و هبه نیست.‏
‏ موضوع ما سر حق و حقوق هست.‏
‏ ما داریم در باب برابری ای صحبت می کنیم که این جان ها ژانرها برابر و یکتا هستند.‏
‏ تمام حیوانات، تمام جانداران، نباتات و انسان ها حق زیستن دارند.‏
‏ همه در زیستن برابرند.‏
‏ بر جان برابرند.‏
‏ ما داریم در باب این مبحث صحبت می کنیم.‏
‏ این با ترحم و هبه و بخشش جمع شدنی نیست که انسان قرار باشد خودش را در آن جایگاه والا بداند و بعد به جانداران ترحم ‏بکند.‏
‏ انسان اصلا در این جایگاه قرار نگرفته و نمی گیرد.‏
‏ اینکه اگر به این موضوع معتقد و معترف باشد هر روز می تواند در برابرش امثال هیتلر را ببیند، فردایی می تواند وجود داشته ‏باشد که کسی قدرتمند تر از هیتلر باشد.‏
‏ همانگونه که امروز دارید می بینید در سرتاسر جهان داریم این نظام بیمار را می بینیم که چه برآیندی را از خودش به وجود ‏آورده.‏
‏ در جای جای جهان داریم می بینیم که هر بار یک دیوانه ای سر بر می آورد و چه رفتار های جنون آمیزی را انجام می دهد ‏چرا که همه وابسته به همین نظام فکری بیمارگونه هستند، همه در خدمت قدرت هستند.‏
‏ همه باورمند به تصاحب هستند.‏
‏ همه سر فرود آوردن در برابر یک قدرت یکتا.‏
‏ و این نظام فکری بیمار همواره در پی بازتولید این افکار مسموم و این اشخاص متفاوت است.‏
‏ پس اگر کسانی به دنبال این حقوق حیوانات و آویزان شدن به نوعی به این ظلم کرار هستند، باید رویه شان را عوض کنند.‏
‏ اگر صحبتی پیرامون این مسایل دارند می توانند جسورانه، با جسارت، با شجاعت بیان درباره اش صحبت بکنند.‏
‏ من باورمند به حقوق برابر حیوانات هستم.‏
‏ من باورمند به برابری جان ها هستم.‏
‏ من باورمند به آزادی ای هستم که یک قانون و یک قاعده دارد و آن هم آزار نرساندن به دیگران هست.‏
‏ در برابر باور های من اسلام وجود دارد.‏
‏ در برابر باور های من یهودیت و مسیحیت وجود دارد.‏
‏ نیازی نیست که من خودم را آویزان به این ظلم ها بکنم.‏
‏ برای اینکه در برای باورهای خودم به نوعی یک سندیتی بیارم حالا برخی مجبور بودن شاید این جسارت رو در خودشون ‏نمیدیدند.‏
‏ شاید شرایط فرهنگی و اجتماعی رو در اون شرایط نمیدیدند که کسی قبول کنه.‏
‏ یا هر دلیل دیگه ای باعث شده که حتی شاید اعتقاد داشتند و سعی کردند از این منابع هم استفاده بکنند و به نوعی آویزان این ‏ظلم کرار بشن برای این مفاهیم.‏
‏ اما ما داریم در باب این برابری صحبت میکنیم.‏
‏ در باب برابری جان ها، در باب آزار نرساندن.‏
‏ در باب این مفهوم کلی از آزادی صحبت میکنیم که این ها با هبه کردن و ترحم کردن هیچ سر سازگاری نداره.‏
‏ ما انسان و حیوان رو برابر بر جان میدونیم.‏
‏ جانی که مقدس ترین و باارزش ترین دارایی هر جانداری هست.‏
‏ ما به یک آزادی باور داریم و اون هم آزار نرساندن به دیگر جانداران هست و در این راستا و در این راه اسلام هیچ بار و هیچ ‏زمانی صحبتی نکرده.‏
‏ صحبت اسلام مشخص است.‏
‏ صحبت اسلام خداوند یکتایی است که اشرف مخلوقاتی را خلق کرده و این اشرف مخلوقات صاحب بر دیگر جان ها هستند.‏
‏ صاحب بر حیوانات هستند و در طول زیستن خودشون بدترین رفتار ها رو باهاشون کردند.‏
‏ از شکار تا قربانی، از گوشتخواری تا بریدن سر اونها به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل ممکن.‏
‏ از بهره کشی تا شکار، از آزار دادن، از نجس خواندن حیوانات، از بدترین رفتارها.‏
‏ حالا یک حدیثی که معلوم نیست از نظر روایی تا چه اندازه صحیح و درست هست و اینکه در نهایت امر هم قرار هست که ‏هبه بکنه حق زیستن اون ها رو.‏
‏ قرار هست که ترحم به اون ها بکنه.‏
‏ هیچ ارزش و اعتباری نداره و هیچ حقوقی در اسلام در قبال حیوانات اتخاذ نشده و هیچ معنا و مفهومی ندارد.‏
‏ شما دارید در باب مذهب و دینی صحبت میکنید که حاضر هست حیوانی رو بکشه و فرزند داخل شکم اون رو هم سر ببره.‏
‏ در باب چه حقوقی دارید صحبت می کنید؟
‏ فقط مصداق و مثالش این هستش که شما در باب برابری از زبان هیتلر صحبت بکنید.‏
‏ هیچ مصداق دیگه ای نداره.‏
‏ در باب این مساله میشه ساعت ها صحبت کرد و در باب مبحث حیوانات و این نگاه بیمارگونه خداوند ما می تونیم ساعت ها و ‏سال ها حتی صحبت بکنیم.‏
‏ کتاب های بیشمار می تونیم بنویسیم که حتی زمان زیست ما به نوشتن این کتاب ها هم قد نده.‏
‏ اما سعی می کنیم که در باب این مسائل در آینده هم صحبت بکنیم و این برنامه رو تا همین جا هم به اتمام برسونم.‏
‏ اما نوید این رو بهتون میدم که برنامه مفصلی ویژه برنامه مفصلی پیرامون گیاهخواری باور به جان خواهد بود.‏
‏ من کم کم بعد از اینکه این برنامه ها سمت و سوی این رو گرفت که حالا بیشتر در باب مباحث صحبت کردیم، میریم سمتی ‏که حالا در باب باورهای خودمون صحبت بکنیم.‏
‏ در این انتهای برنامه هم دوست دارم که با شما در میون بذارم.‏
‏ همین جا بحثش هم شد در باب باورها.‏
‏ اینکه من پیشتر از این که این برنامه به نام جان رو می خوام ضبط بکنم و منتشر بکنم، باورهام رو از سن پونزده سالگی به رشته ‏تحریر درآوردم.‏
‏ تحت عناوین کتاب هایی در قالب شعر در قالب داستان، داستان های کوتاه، مقالات، آثار تحقیقی.‏
‏ این آثار در وب سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست به صورت رایگان منتشر شده تا شما این ها رو دریافت کنید ‏و مطالعه بکنید.‏
‏ میتونید این آثار رو هم مطالعه بکنید.‏
‏ سعی می کنیم در برنامه به نام جان هم پیرامون باورها کم کم نزدیک بشیم و صحبت بکنیم.‏
‏ ما به یک پیش پیش‌درآمدی نیاز داریم که در باب این مسایل مثل اسلام، مثل مسایل ایران، مثل مسائلی که تا الان مطرح شده ‏صحبت بکنیم و کم کم وارد اون وادی که در باب اعتقادات و باورهای خودمان هست بشویم.‏
‏ یعنی ابتدا باید یک تصویر مشخصی را با شما مطرح بکنیم پیرامون این مباحث.‏
‏ اینکه بدانیم ما داریم در باب چه موضوعی صحبت می کنیم، در قبال چه موضوعی موضع داریم و چه موضعی داریم و بعد ‏کم کم وارد این اعتقادات بشویم.‏
‏ اما اگر دوست دارید می‌توانید بیشتر از این که برنامه ای به نام جان رو دنبال کنید با این کتاب ها روبه رو بشید و قاعدتا من ‏مهم ترین فعالیت خودم رو در نوشتن این کتاب ها انجام دادم و سعی کردم که باورها و اعتقادات خودم رو در این کتاب ها ‏بگنجانم و در کنار این اگر دوست دارید که این صدا شنیده بشه این راه ادامه پیدا بکنه و به نوعی دوستان بی شماری وارد این ‏طریقت برای تغییر بشوند، می تونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بگذارید و به نوعی صدای من رو منتشر بکنید تا با هم و ‏در کنار هم برای تغییر تلاش کنید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏