خب در ابتدای بحث وقتی می خوایم پیرامون این امر به معروف و نهی از منکر صحبت بکنیم، قاعدتا به یک فلسفه و یک ‏نگاه مشخصی در نگاه های اسلامی می رسیم.‏
‏ به یک اصلی که پیرامون حق پنداشتن خود هست و نا حق پنداشتن دیگران هست.‏
‏ در باب این مسئله در قسمت های دیگه ای که هم صحبت کردیم هم بهش اشاره کردیم و اینکه نگاه اسلامی برگرفته از نگاه ‏مشخصی است که خود را حق بر زمین می داند و حقیقت را به نزد خود می داند و فرای اینکه حقیقت را خیلی از نگاه ها در ‏جهان در خود ببیند و اصولا این پیدایش باورها و اعتقادات بر همین پایه است که شما حقیقی به حقیقتی رسیدید و به نوعی خود ‏را حق می دانید.‏
‏ اما گاها می تونید با باورهایی روبه رو بشید که این حق پنداشتن خود را مترادف با پوچ بودن و باطل بودن دیگران نبینند.‏
‏ اینکه دیگران را ناحق نپندارند، خود را حق بدانند و دیگران را هم برای حقیقت دیگران هم به نوعی ارزش قائل بشن.‏
‏ اما در نگاه های یکتا پرستانه حالا چه در اسلام و چه در دیگر نگاه های یکتا پرستانه همیشه مواجه با این هستیم که خود را حق ‏و دیگران رو ناحق استنباط میکنن و به نوعی این حق پنداشتن خود مترادف با نا حق پنداشتن دیگران می شود.‏
‏ هرچند که در معنی مشخص نگاه این گونه که شما حقیقت را به نزد خود ببینید، قاعدتا این نا حق پنداشتن دیگران هم شکل ‏می گیرد.‏
‏ اما این که تا چه اندازه در باور خودتان به این موضوع به نوعی دامن بزنید هم موضوع مهمی است.‏
‏ یعنی شاید شما حقیقتی را مطرح کنید به عنوان باور.‏
‏ اما در کنار این باور داشته باشید و اذعان بکنید و به نوعی به صورت صریحی در باره اش صحبت کنید که دیگران هم حق ‏هستند و حقیقت آن ها را هم کتمان نکنید.‏
‏ اما در این نگاه های یکتا پرستانه اصولا به واسطه وجودیت خودشان به دلیل این که این نگاه شکل گرفته بر همین پایه بوده ‏است.‏
‏ یعنی شما وقتی به اسلام نگاه می کنید ما بارها و بارها درباره اش صحبت کردید.‏
‏ یک خدای یکتا را تصویر کرده که اصلا واسطه حضور آن از بین بردن دیگر خدایان بود.‏
‏ یعنی وقتی به خود اسلام نگاه می کنید به آن نگاه ابتدایی نگاه می کنید، به کعبه نگاه می کنید، خدایگان دیگر را از بین برده تا ‏این خدای یکتا را به نوعی میداندار میکند.‏
‏ شما مواجه میشوید با کعبه ای که حالا سیصد و یا بیشتر از سیصد بت و خدا و به نوعی افسانه و فرشته و الهه در خود دارد.‏
‏ حالا همه این خدایان قرار است به کناری بروند تا یک خدای واحدی قدرت را به دست بگیرد و این نظام را به وجود بیاورد و ‏این نظام فکری این گونه است که شکل میگیرد با به نوعی نفی دیگران شکل میگیرد.‏
‏ و اصولا این نگاه یکتا پرستانه از همان ابتدا هم دربارش صحبت کردیم که این بزرگی خود را در کوچک انگاشتن دیگران ‏میبیند و در نهایت ما را به یک معنایی میرساند که خود را حق و دیگران را نا حق ببینیم و این شروع قضیه ای است که ما را به ‏آن امر به معروف و نهی از منکر میرساند.‏
‏ پس اصول ابتدایی اش در همین حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران میرسد.‏
‏ این که در نهایت این نگاه حالا یک به نوعی دستاوردی داره که حالا باید چه رفتاری را با دیگران بکند؟
‏ به واسطه این حق پنداشتن خود و نا حق دانستن دیگران چه رفتاری را با دیگران داشته باشد؟
‏ خب در ابتدا اما مواجه می شویم با رفتارهایی که در ارتباط با کفار انجام می دهد.‏
‏ حالا یا کفار و مشرکین هستند که در برابر این نگاه وجود دارند.‏
‏ خب این اسلام و این نگاه اسلامی که خود را حق پنداشته، از همان ابتدا به واسطه وجودیت این خدا دیگر خدایگان را از بین ‏می برد و نابود می کند.‏
‏ دیگران را کوچک می پندارد که خود بزرگ شده در این برتری به پیش برود.‏
‏ پس از همان ابتدای امر هم شما مواجه می شوید با این نگاه و حالا در ارتباط با کفار و مشرکین.‏
‏ آن کسانی که اعتقادات و باورهایشان در برابر این نگاه هست هم به همین شکل رفتار را به پیش می برند.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با زندگی پیامبری که حالا قرار هست این کافران و مشرکین را از بین ببرد.‏
‏ آیات صریح قرآنی درباره اش گفته میشه.‏
‏ اینکه اینها رو باید از بین برد.‏
‏ اینها را باید کشت.‏
‏ اینها را به خواری باید از میان برداشت.‏
‏ و باید با اینها جهاد کرد و تا از بین نبردن اینها جهان به آن حقیقتی که اسلام دارد تصویر می کند نمی رسد.‏
‏ پس ما می رسیم در ارتباط با رفتاری که در قبال این کفار و مشرکین انجام می شود.‏
‏ مرگ و قتل بزرگترین دستاورد است.‏
‏ بزرگترین و به نوعی این نهایت این نگاه است.‏
‏ این نگاهی که خود را حق پنداشته در نهایت ناحقی در برابر خود را می خواهد که از بین ببرد.‏
‏ خب پس ما تا اینجای مبحث به این نتیجه رسیدیم که پس ما یک فلسفه وجودی اسلامی داشتیم.‏
‏ این فلسفه وجودی بر پایه این یکتاپرستی شکل گرفته.‏
‏ اینکه خود را حق و دیگران را ناحق مورد حالا ناحق آن تصویر شدن که در برابر آنها مرگ و قتل را تصویر کرده بود.‏
‏ اینکه حالا کسانی که در برابر این اعتقاد این اعتقاد بنیادین قرار می‌گیرد، محکوم به مرگ و نابودی هستند.‏
‏ محکوم به این هستند که اموالشون باید مصادره بشه.‏
‏ همسرشون و فرزندانشون باید به عنوان برده و کنیز فروخته بشه.‏
‏ همون عواملی که ما دربارش خیلی هم صحبت کردیم و ریشه در قرآن داره.‏
‏ اما این فلسفه حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران ادامه پیدا می‌کنه و این غیر قابل تغییر هست.‏
‏ حالا به یک مرحله ای میرسه که همه به اون باور اعتقاد پیدا می‌کنند.‏
‏ همه اون یکتاپرستی رو قبول می‌کنند.‏
‏ حالا یک خدایی هست در آسمان که این تصویر رو به شما داده و شما به اون معترف و معتقد شدید، به نوعی اون اشهد ‏خودتون رو خوندید، شهادت دادید به اعتقاد به خدا و یگانگی و یکتایی خدا.‏
‏ اما خب قاعدتا باز هم تفاوت ها و تمایز های فکری وجود داره دیگه.‏
‏ یعنی باز هم در بین این ها ما در باب این مسائل هم صحبت کردیم.‏
‏ در قسمت های مختلف در باب برداشت های مختلفی که نسبت به اسلام هست.‏
‏ پس حالا ما مواجه می شویم با کسانی که در فروع با همدیگه مشکل دارن، در فروع نگاهشون با هم متفاوت هست و یا یک ‏رفتاری که مشخص شده رو حاضر نیستن انجام بدن یا پشت گوش میندازن انجام نمیدن.‏
‏ اصولا یه سری اختلافاتی که اجتناب ناپذیر هست شکل میگیره.‏
‏ در این باور تازه به وجود اومده یک فلسفه مشخصی داره در قبال رفتار با این ها اصولا یک فلسفه ای رو با شما مطرح کرده، ‏یک نوع نگاهی رو، یک نوع نگاه بنیادینی رو با شما مطرح کرده اون هم حق پنداشتن خود بوده و نا حق پنداشتن دیگران.‏
‏ حالا وقتی بر میگرده و مواجه میشه با مومنینی که باورمند به این نگاه هستن، ایمان آوردن به این نگاه یکتا پرستانه در قبال اون ‏ها هم باید یک دستاوردی داشته باشه.‏
‏ باید یک واکنشی رو نسبت به اون ها هم نشون بده و حالا شما مواجه میشید با یک معنایی به اسم امر به معروف و نهی از ‏منکر.‏
‏ پس ریشه های ابتدایی آن برگرفته از همین حق پنداشتن است.‏
‏ حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران در ارتباط با کفار و مشرکین رفتار مشخص است.‏
‏ در قرآن به آن اشاره شده اذعان شده و حالا وقتی این مراحل فکری پیش میرود گسترده تر میشود.‏
‏ یک حواریون را به دور خود پیدا می کند که در نهایت اینها معترف می شوند حالا در دل خود هم باید یک رفتاری را داشته ‏باشد در قبال کسانی که متناقض دارند رفتار می کند و ما مواجه می شویم با این امر به معروف و نهی از منکر.‏
‏ یعنی در نهایت قرار است رفتاری که در قبال مومنینی که حالا این ارزش ها را گاها پشت گوش می اندازند و قبول نمی کنند و ‏یا در برابرش ایستادگی می کنند هم باید یک رفتاری انجام بشود.‏
‏ و ما مواجه می شویم با امر به معروف و نهی از منکری که در قرآن، در آیات، در احادیث، در سیرت نبوی هم باهاش روبه رو ‏شده و قرار هست که حالا با توجه به این حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران یه رفتارهایی رو نشون میده و در دل مومنان ‏با این فلسفه روبرو می شویم.‏
‏ در دل کفار و در مواجهه با کفار با قتل و مرگ روبرو شویم.‏
‏ در دل مومنان و در بین این ارتباط درون خانوادگی شکل گرفته هم با امر به معروف و نهی از منکر.‏
‏ یعنی حالا قرار هست که یک عده ای از این مسلمان ها راه بیفتند و دیگران را امر به معروف بکنند.‏
‏ یعنی امر و فرمان بدهند به یک رفتاری که مشخص شده در دل اسلام هست.‏
‏ در دل همان حقیقتی است که به آن باور دارند.‏
‏ باید این نا حق را به سمت حق بیاورند، به سمت حقیقت مشخص شده بیاورند.‏
‏ اصولا این معنای امر به معروف و فرمان دادن به رفتارهای مشخص شده ی اسلامی از همین جا شکل می گیرد.‏
‏ در ارتباط با مومنان و این رفتاری که درون خود قرار هست که انجام بدهیم و یا قرار است دیگران را نهی بکنیم از منکر هایی ‏که اعلام شده در دل اسلام اگر مضامینی اعلام شده در اسلام که به عنوان منکر هست.‏
‏ مثل شرب خمر.‏
‏ حالا قرار است یک عده ای راه بیفتند و به این مومنان در میون بذارن که آقا جان شما نباید این کار رو بکنید و یا اونها رو امر ‏بکنن به اینکه شما باید نماز بخونید چرا که این یک واجب الهی هست و اصولا ما مواجه میشیم.‏
‏ پس در ارتباط با کفار قرار بوده که بکشند و از بین ببرند و حق آنی که در برابر هست و در بین مومنان قرار بوده که با حرف و ‏عمل حالا اینها رو به سمت اون راه و طریقت خود بیارن و ما مواجه میشیم با این امر به معروف و نهی از منکر.‏
‏ امر به معروفی که قرار هست اینها رو امر و فرمان بده به رفتارهای مشخص شده و مورد قبول اسلامی و نهی از منکری که قرار ‏هست اینها را نهی بکنه از کارهایی که نباید بکنند و منکراتی که اسلام بهش اذعان کرده و در برابرش به نوعی گارد داشته.‏
‏ حالا این تبدیل به یک فرهنگ اسلامی میشه، تبدیل به یک رفتار اسلامی میشه.‏
‏ یک رفتاری که ریشه های خودش را برگرفته از همان نگاه حق پنداری خود و نا حق پنداشتن دیگران و در مجموع رفتارهای ‏خود را هم از همان قرآن می گیرد.‏
‏ از دل احادیث بیشمار می گیرد.‏
‏ از دل نوع زیست پیامبر در طول حیات خودش می گیرد و حالا قرار است یک رفتارهایی را نسبت به این ارزش ها انجام بدهد.‏
‏ یک معنای مشخصی که پیرامون حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران شکل گرفته، یک سری رفتارهای مشخصی دارد ‏که این ها از پیش تعیین شده و حالا سعی می کنند این ها را به پیش ببرند.‏
‏ پس ما تا اینجای بحث به این معانی مشخص رسیدیم.‏
‏ آن معنای مشخصی که درباره اش صحبت کردیم و حالا در قبال رفتارهای متفاوتی که در قبال کفار و در دل مومنین وجود ‏دارد.‏
‏ اما خود این امر به معروف در نهایت قرار است که چه رفتاری را به پیش ببرد.‏
‏ قرار است که چه کاری با زندگی انسان ها بکند؟
‏ حالا همان مومنینی که معترف و معتقد به این نگاه هستند قرار است که دخالتی در نوع زیست و زندگی آنها داشته باشیم.‏
‏ قرار است که آن ها را در اختیار رو از آن ها سلب کند.‏
‏ چرا که اصولا این نگاه در برابر اختیار است، در برابر آزادی است.‏
‏ ما آزادی را درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ فرای آن قانون کلی که درباره اش صحبت کردیم و گفتیم تنها دلیلی که می تواند آزادی وجود داشته باشد پایدار باشد و دلیل ‏وجودیت آزادی است و پایداری و استقامت آن است یعنی آزار نرساندن به دیگران.‏
‏ اما خود آزادی را ما معنا کردیم به اختیار.‏
‏ حالا قرار است با توجه به این نگاه اسلامی اصولا آزادی دیگر در میان نباشد.‏
‏ قرار است که به جبر و تحمیل همه در زندگی هم دخالت بکنند.‏
‏ به واسطه جبر و تحمیل، دیگران را وادار به یک رفتارهایی بکنند و اصولا اختیار را از میان بردارند.‏
‏ همان صحبت هایی که پیرامون اسلام در باب موضوعات مختلف هم کردیم.‏
‏ این که حالا این اسلام قرار هست با توجه به معنی که میسازه در نهایت ما رو از اون آزادی که بهش باور داریم و اون آزادی که ‏مشخص شده دور و دورتر بکنه.‏
‏ و وقتی ما مواجه میشیم با این موضوع و می بینیم که حالا قرار هست یک دخالتی در نوع زیست همدیگه داشته باشن و این ‏مروج این دخالت در زیست همدیگه هست.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه بشید با جوامع اسلامی قاعدتا با این موضوع مهم رو به رو هستید که تبدیل به یک فرهنگ و ارزش ‏اسلامی شده.‏
‏ ارزشی که قرار هست با دخالت در زندگی دیگران به پیش بره.‏
‏ شما می بینید که در بین جوامع اسلامی تا چه حد این دخالت وجود داره.‏
‏ این که هر کسی هر کاری که میکنه به نوعی همگان در اون دخیل هستن و همگان میتونن در باب اون نظر بدن، دربارش ‏صحبت بکنن، راه حل جدیدی رو در میون بذارن.‏
‏ چرا که این برگرفته از همون نگاهیست که شکل گرفته.‏
‏ وقتی ما به امر به معروف و نهی از منکر می رسیم، فرای اون اتفاقاتی رو که داریم پیرامون زندگی خودمون می بینیم و می ‏بینیم که تا چه اندازه به زندگی ما فشار میاره.‏
‏ قاعدتا یک فرهنگ عمومی رو هم در کنار خودش می سازه.‏
‏ فرهنگ عمومی که برگرفته از این نگاه هست و در نهایت همه رو به دخالت در زندگی دیگران در نوع زیست و زندگی ‏دیگران می رسونه و ما مواجه می شیم با این فرهنگ غالبی که در جوامع اسلامی وجود داره و اصولا بر پایه دخالت در زندگی ‏دیگران هست.‏
‏ حالا کار پیش تر و بالاتر هم می ره دیگه.‏
‏ این امر به معروف و نهی از منکر در اون نقطه ابتدایی شکل گرفته برای اینکه در دل مومنان اون نظمی که بهش معترف هستند ‏رو پدید بیاره و همه رو به سمت اون حقی که بهش باور دارند بکشونه.‏
‏ همه رو امر بکنه به اون حق و حقیقتی که بهش باور داره همه رو بکنه از اون منکراتی که وجود داره و در این دخالت نوع ‏زیست اون ها رو تحت تاثیر قرار بده، آزادی و اختیار اون ها رو سلب بکنه.‏
‏ اما کار در همین جا که قرار نمی گیره به همین جا ختم نمیشه.‏
‏ قرار باشه فقط و فقط از طریق صحبت این کار رو بکنه قاعدتا این ریشه مثل تمام ریشه های دیگه ای که دربارش صحبت ‏کردیم، وقتی به وجودیت اعتقاد داشته باشید قاعدتا هر روز تصویر عوض میکنه و مصادیق بیشتری رو در خودش میبینه و هی ‏پیش تر میره به پیش میره و جلوتر میره و به نوعی تکامل پیدا میکنه.‏
‏ این اصل وجود داره.‏
‏ شما به این اصل معترف هستید، معتقد هستید؟
‏ حالا میتونید اشکال مختلف اون رو ببینید.‏
‏ یک اشکال یک شکل مشخصی داره.‏
‏ مثلا در ارتباط با رفتاری که در قبال کفار قرار هستش.‏
‏ خب این شکل مشخص به شما یک نهایتی رو تصویر کرده.‏
‏ اینکه کسی که مخالف و به نوعی نا حق در برابر شما هست رو به نوعی مجوز مرگش رو صادر کرده.‏
‏ حالا گفته که شما اگر کافرین و مشرکین در برابر شما هستند آنها رو باید به خواری بکشید و از میان بردارید.‏
‏ حالا وقتی در دل خودتون و در بین مومنین همچین امری هم حکمفرما میشه این یک شروع ابتدایی هست پیرامون این دخالت ‏در زندگی دیگران با امر به معروف و نهی از منکر و یک تصویر نهایی داره که قتل و مرگ کافران و مشرکین هست.‏
‏ حالا شما میتونید در این میانه حرکت بکنید.‏
‏ حالا این بستر برای شما فراهم شده تا شما با این نگاه به این امر به معروف.‏
‏ یک روز دیگران رو امر به معروف بکنید با گفتنتون با صحبت کردنتون با اینکه دیگران رو امر به این موضوع بکنید فرمان ‏بدید با دخالت خودتون در نوع زیست اونها به نوعی اختیار رو از آنها سلب کنید و آزادیشون رو خدشه دار بکنید بهشون آزار ‏برسونید و حتی میتونه پارا فراتر و فراتر هم بزارید.‏
‏ میتونید وارد یک درگیری فیزیکی بشید.‏
‏ میتونید اون رو مورد ضرب و شتم قرار بدید.‏
‏ میتونید با زبان تحقیر باهاش صحبت بکنید.‏
‏ میتونید اون رو خوار و پست بشمرید.‏
‏ و در نهایت میرسیم به اون نگاه افسار گسیخته ای که حالا وجود داره و در نهایت مثلا به یک معنایی مثل اسید پاشی میرسه که ‏حالا اینها هم در دل همین مسلمانان و مومنین شکل گرفته.‏
‏ دیگه وقتی شما به یک بستری به این معنا اعتقاد دارید یک حد ابتدایی دارید، یک حد نهایی دارید بین این حدود دارید ‏حرکت میکنید.‏
‏ در نهایت این بستر شما رو به جایی میرسونه که به اون حد نهایی هم برسید.‏
‏ یعنی اون جایی که خدا با شما در میون گذاشته که شما حق بر زمین و دیگران ناحق هستند و شما میتونید این ناحق رو در برابر ‏خود بکشید و از بین ببرید.‏
‏ اونهایی که کفار و مشرک هستند شما در نهایت میتونید در بین این معانی که در برابر شما هست و این حد فاصلی که تعیین ‏شده یک روز به این نتیجه برسید که حالا اون کسی رو که دارید امر به معروف میکنید که در وادی مومنین قرار داره شاید ‏کافر شده باشه شاید اصلا مشرک شده باشه.‏
‏ یعنی شما در نهایت میتونید به یک اجتهاد شخصی برسید که حالا به اون نهایی نه برسید و یا در این بین حرکت کنید.‏
‏ یک روز طرف رو با صحبت کردن و سلب اختیار از اون و دخالت در زندگی اون از زندگی ساقط کنید.‏
‏ یک روز میتونید با تحقیر کردن این کار رو به پیش ببرید.‏
‏ یک روز با توهین کردن و افترا زدن میتونید این کار رو بکنید.‏
‏ یک روز با ضرب و شتم میتونید این کار رو بکنید و در نهایت هم میتونید به مرحله ای برسید که حالا اسید پاشی بکنید، قتل ‏بکنید، جنون و خشونت رو به پیش ببرید.‏
‏ جنون و خشونتی که ریشه در این ذات اسلامی داره در قبال کافران و مشرکین قرار بوده که انجام بده و در نهایت هم به خود ‏بازگردید.‏
‏ و شما در باب تمام معانی هم من وقتی باهاتون صحبت کردم گفتم که وقتی این اصل وجود داره میتونه اشکال مختلف به خود ‏بگیره.‏
‏ میتونه مصادیق مختلف به خود بگیره و میتونه مدام تکرار بشه تا به اون پویایی و شکوفایی خودش برسه.‏
‏ هر چند که در معانی اشتباه و بد هست اما اصولا داره به یک پویایی پیش میره دیگه.‏
‏ یعنی شما با این امر به معروف رو به رو شدید که در قبال مومنان پیرامون حرف زدن و فرمان دادن به اونها بوده اما در نهایت ‏رسیده به اون مرتبه ای که با کفار و مشرکین انجام میشده و شما مواجه میشید با این معانی در برابر که به شدت هم پیشرونده ‏است و میتونه هر روز هم قدرتمند تر از دیروز شکل بگیره.‏
‏ اما اصولا وقتی شما در باب این امر به معروف و نهی از منکر.‏
‏ دارید نزدیک میشید به این معنا و دارید در باب این صحبت میکنید.‏
‏ به واسطه یک ارزش های معینی است که مشخص شده در دل مسلمون ها یعنی مثلا ارزش های اسلامی که شکل گرفته و به ‏اینها بال و پر داده.‏
‏ ارزش های مشخصی که همه میشناسیم.‏
‏ اسلام به کررات در باره اش صحبت کرده.‏
‏ مثلا اینکه نماز یک واجب الهی هست.‏
‏ اینکه به عنوان مثال شرب خمر یک منکر الهی هست، یک حرام الهی هست، نباید کسی نزدیک به اون باشه.‏
‏ خب این معانی رو همه ما میشناسیم.‏
‏ در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر یک همچین مصادیقی وجود داره که حالا در اون دایره ای که ما تصویر کردیم اون ‏راهی که داریم گفتیم از یک نقطه کوتاه تا یک نقطه انتهایی وجود داره، هر کسی میتونه واردش بشه.‏
‏ مرور زمان، شرایط، مکان ها، قدرتی که اون اشخاص دارند میتونه تعیین کننده باشه که یک کدوم از اون رفتارها رو انجام بده.‏
‏ یعنی شاید اگر شرایط به ضعف و در نقطه ضعف آن ها قرار داشته باشند، فقط و فقط افاقه کنند به اینکه حالا یک توصیه ‏کوچکی بکنند اما شاید قدرت را در اختیار گرفته باشند و قدرت غالب باشند.‏
‏ بروند و آن ها را با همان چوب کفار برونن.‏
‏ وقتی از نظر مکانی در یک شرایطی باشند که شرایط برایشان ایجاب کند، شاید این رفتار را از خودشون نشون میدن و عوامل ‏مختلفی باعث این رفتارهای اون ها میشه.‏
‏ این ها پیرامون اون ارتش های معینی است که به عنوان مثال در قرآن دربارش ذکر شده.‏
‏ این که مثلا بدحجابی و کم حجابی نکنید.‏
‏ رفتاری که امروز در جمهوری اسلامی هم شما باهاش مواجه هستید.‏
‏ حالا در راستای این امر به معروف و نهی از منکر این ها به یک ساختار قدرتمندی رسیده اند که به سادگی حاضرند در همین ‏راستاست.‏
‏ یعنی گشت ارشاد یک چیزی در همون راستای امر به معروف و نهی از منکر هست دیگه حتی سازمان ها.‏
‏ این ها هم همچین نام هایی رو به خودشون میگیرن چراکه این مبنای فکری برگرفته از همین نگاه مشخص است.‏
‏ اما وقتی این ها رو در وادی قدرت میزارید حالا یک قدرت سیاسی رو در اختیار دارند.‏
‏ حالا وقتی وارد این معنا می شوند مواجه می شویم با این که حالا مثلا زنان را هم کتک هم می زنیم.‏
‏ به وحشیانه ترین شکل هم باهاشون رفتار می کنند.‏
‏ تحقیر هم می کنند.‏
‏ توهین هم می کنند.‏
‏ حتی آزار جسمی هم این ها را قرار می دهند.‏
‏ شاید به فردایی برسید که این رفتارها را وحشیانه تر و وحشیانه تر هم بکنند.‏
‏ حتی شما مواجه می شوید با انسان هایی که حالا به عنوان آدم هایی که تحت تسلط مثلا حکومت نیستند و خودمختار هستند ‏هم رفتارهای وحشیانه بدتری را هم ببینید.‏
‏ امثال نمونه های بی شماری هم داشت که همان اتفاقاتی که مثلا در اصفهان افتاد به عنوان اسیدپاشی.‏
‏ این ها هم در همین راستا امر به معروف و نهی از منکر بود یا قتل های وحشتناکی که اتفاق افتاد.‏
‏ یک نمونه اش فکر کنم تو مشهد بود که یک نفری اومد و یک تعدادی از زنان رو که از نظر خود بدکاره و کارگر جنسی می ‏دونست رو زیر تیغ برد و همه رو قلع و قمع کرد و کشت و به وحشیانه ترین شکل به پیش برد.‏
‏ این ها همه در همون وادی امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیره به واسطه یک ارزش های معینی که مشخص شده یک ‏رفتارهایی رو انجام میدن.‏
‏ یک نقطه ابتدایی داره و یک نقطه انتهایی.‏
‏ نقطه ابتدای اون رفتار با مومنین در همون وهله اول هست.‏
‏ نقطه انتهایی رفتار با کفار و مشرکین هست.‏
‏ حالا میتونن در این راستا حرکت بکنن.‏
‏ میتونن فتاوی مختلفی داشته باشند.‏
‏ میتونن اجتهاد بکنن که در نهایت یکی از این مومنین تبدیل به اون کفار و مشرکین شده و بعد اون رفتار رو باهاش انجام بدن.‏
‏ و ما میبینیم که این سیر حرکتی دائما در حال تغییر هست.‏
‏ شرایط و ضوابطی که در کنار اون وجود داره باعث میشه که حالا رفتارها هم تغییر بکنه.‏
‏ وقتی حکومت میخواد این رو انجام بده به واسطه شرایطی که درش هست.‏
‏ میبینید یک بار سفت تر و محکم تر و یک بار شل تر و راحت تر و منعطف تر هم باهاش برخورد میکنه.‏
‏ اما فرای این ارزش های معینی که در دل اسلام وجود داره و به اون معتقد هستن و یک نوع چارچوبی داره مثل همون ‏موضوعات، مثل حجاب، مثل شرب خمر و عناوینی از این دست فرای این ها می تونه ارزش هایی هم ساخته بشه.‏
‏ با توجه به همون مفهومی که ما بارها و بارها درباره اش صحبت کردیم، وقتی به یک ارزشی معترف هستید، این ارزش ها دائما ‏در دل خود بازآفرینی می کند و اشکال مختلفی را بوجود می آورد و شما نمی توانید جلوی این را بگیرید چرا که این ارزش ‏مستحکم را شما در ابتدا به وجود آوردید.‏
‏ نمونه های بسیاری هم درباره اش صحبت کردیم تا امروز.‏
‏ قاعدتا اگر کسی برنامه ها را شنیده باشد باهاش آشنا است.‏
‏ مثال ساده اش بیشمار است.‏
‏ مثلا کسی که به مفهومی مثل اعدام اعتقاد دارد، قاعدتا نمی تواند کنترلی بر اشخاصی که قرار است اعدام شوند داشته باشد.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با این اصل وحشتناکی که شکل گرفته در راستای خشونت، خشونت طلبی و پیشبرد این خشونت ‏افسارگسیخته و وحشیانه.‏
‏ یک روز می تواند کفار را در این وادی دیوانه وار به مرگ بفرستند.‏
‏ یک بار می توانند مومنین را رو بفرستند.‏
‏ یک بار میتونند زناکاران رو بفرستند.‏
‏ حتی یک بار هم میتونند حیوانات رو در این وادی جنون آمیز خودشون بفرستند.‏
‏ یعنی تفاوتی نمیکنه وقتی این اصل قبول شده است دیگه.‏
‏ حالا در انتخابات شما کنترلی بهش ندارید و میبینید که هر روز میتونه یک تصویر منفی هم به خودش بگیره.‏
‏ وقتی در باب ارزش های معین اسلامی هم صحبت میکنیم این ارزش ها میتونه تغییر بکنه.‏
‏ درسته در مفهوم یکسان هست، یکتا هست، برابر هست اما میتونه اجتهاد ها تغییر بکنه.‏
‏ میتونه در فروع متفاوت نگاه بشه.‏
‏ یعنی به عنوان مثال اگر یک مفهومی مثل همون اتفاقی که زنان و کارگران جنسی دارن انجام میدن اینکه به بدترین شکل داره ‏بهشون تعرض میشه، اینکه به واسطه فقر چه جنایتی داره در این ممالک اتفاق می افته.‏
‏ چه ممالک اسلامی و چه ممالک غیر اسلامی.‏
‏ حالا کسی که از این حدود شرعی دور میشه، کسی که حاضر نیست تن به این فاحشگی مثلا اسلامی بده و تحت عنوان صیغه ‏مثلا این کار رو بکنه.‏
‏ شما مواجه میشید با کسانی که اجتهاد های متفاوت و مختلفی داشته باشند.‏
‏ اینکه این کار زننده و زشت هست رو قلمداد کردن این ارزش رو در ابتدا که بتونن رفتارهای متفاوتی رو داشته باشن در قبال ‏این انسان های خطاکار و خاطی قلمداد کردند.‏
‏ حالا شما میتونید رفتارهای متفاوتی داشته باشید.‏
‏ در نهایت میتونید به اجتهادی برسید که این افراد کافر هستند.‏
‏ یعنی من نهایتش رو گفتم.‏
‏ خب شما وقتی به یک همچین اجتهادی برسید با توجه به این ارزشی که ساخته شده میتونید در نهایت به این مرحله برسید که ‏این ها رو از زیر تیغ هم بگذرونید.‏
‏ میتونید به اون مرحله ای برسید که حالا اسیدپاشی بکنید و این ها رو داغدار بر زمین بزارید و بدترین زخم ها رو بر جهان ‏گسترش بدید و اصولا در این معنی میتونید حرکت های متفاوتی رو بکنید.‏
‏ اون تصویری که دادیم در باب اون ارزش مشخص، اون حق پنداشتن خود و نا حق پنداشتن دیگران.‏
‏ با توجه به اون تصویر ابتدایی که دادیم حالا در قبال این ناحق در برابر که کافرین و مشرکین هستند.‏
‏ مرگ و قتل جای جایگزین هست و راهکار هست در ارتباط با عاملین امر به معروف و نهی از منکر.‏
‏ حالا در خود این امر به معروف و نهی از منکر شما مواجه می شوید با این تفاوت های نگاه با این تفاوت ها.‏
‏ اجتهاد می تونه اون شخص رو به نوعی در نهایت به یک کافر و مشرکی قلمداد کنه و نهایت اون رفتارها رو باهاش داشته باشه ‏و میتونه در این وادی ای که براش تشکیل شده در این راه راهی که براش شکل گرفته از اون نقطه ابتدایی که صحبت کردن ‏باشه، دخالت در زندگی دیگران باشه، از بین بردن آزادی ها باشه، تحمیل کردن باشه و زیست او رو خدشه دار کردن باشه، ‏شروع بشه تا در نهایت به یک جهل و جنون وحشتناکی هم برسه.‏
‏ اصولا وقتی نگاه میکنید به این موضوع ها و این مباحثی که در دل اسلام وجود داره گفتم به یک معنای مشخص و واحدی ‏میرسید.‏
‏ اون هم همه و همه برگرفته از این حق پنداشتن خود هست.‏
‏ در این حق پنداشتن خود، در نهایت ما را قرار است که به یک مرحله ای برساند تا به نابودی دیگران این حق بودن خود را ‏تصویر کنیم.‏
‏ همان طور که در آن نقطه ابتدایی نیست.‏
‏ یعنی همه این ها برگرفته از یک اصل مهم اسلامی و یکتا پرستانه است فرای اسلام.‏
‏ شما وقتی اعتقاد به یک خدای یکتا و واحد دارید که به واسطه وجود خود دیگران را از بین می برد، به واسطه بزرگی خود ‏دیگران را کوچک می شمارد و به واسطه برتری خود، دیگران را کهتر به حساب می آورد.‏
‏ این روند مدام در حال ادامه پیدا کردن است.‏
‏ شما حالا مواجه می شوید با مصادیق مختلفی که در خودش شکل می دهد.‏
‏ حالا وقتی به اسلامی ها می رسیم با توجه به این فلسفه ای که مدام برایشان تکرار شده، حالا مواجه می شوید با مسلمانی که ‏خود را برتر از دیگر ادیان و با و یا بی باوران و مشرکان و کافران می داند، حالا حاضر هست که در قبال آن ها هر رفتاری را ‏بکند چرا که اصلا دستور مستقیم قرآنی و اسلامی دارد.‏
‏ حالا در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر هم قضیه به همین جا می رسد.‏
‏ اینکه شما خود را حق می دانید، دیگران را نا حق می دانید و در نهایت قرار است که دیگران را به نابودی برسانید تا این حق و ‏حقیقت خودتان را پدیدار کنید.‏
‏ در نهایت شما به این نگاه می رسید که قرار است در یک مملکتی مثل ایران نا حقی به اسم مثلا بی حجابی وجود نداشته باشد ‏چرا که نهایت حقیقت در همین حجاب است.‏
‏ حالا دست می برید به شمشیر دست می برید، به وحشیانه ترین رفتار دست می برید، به خشونت بارترین رفتارها و بدترین ‏خشونت ها را بر علیه زنان شکل می دهید.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید برای اینکه خود را حق دانستید، دیگران را نابود کنید، آن معنا را نابود کنید.‏
‏ حتی ارزش ها هم در برابر هم قرار می گیرند و اصولا کمر همت بسته می شود تا هر ارزشی از بین برود.‏
‏ هر ارزشی در برابر هر انسان، در برابر هر قدرت، در برابر از بین برود تا این قدرت تصویر بشه.‏
‏ همون اتفاقی که در همون ابتدای امر وقتی در باب اسلام صحبت میکنیم شکل گرفت.‏
‏ همون اتفاقی که محمد رقم زد.‏
‏ همون تصویری که از کعبه ما در برابر دیدگانمان وجود داره.‏
‏ همون تصویری که حتی پیش تر از اون در دل ابراهیم و یهودیت وجود داشت.‏
‏ ابراهیم بت شکن رو حتما همه شنیدید.‏
‏ تصویر و تصوری که نسبت به ابراهیم دارید چه تصویری است؟
‏ اینکه من یک قدرت برتر و بزرگی دارم که قرار است تمام بت ها را از میان بردارد و همه بت ها را بکشم و از بین ببرم و نابود ‏کنم.‏
‏ حالا قرار است با نابود کردن دیگران من به اون حق و اون حقانیتی که بهش معترف هستم برسم.‏
‏ قرار هست که دیگران رو کوچک و پست کنم تا اون بزرگی من به عرصه ظهور برسه.‏
‏ همین اتفاق در اسلام می افته و این فلسفه یکتا پرستانه شکل میگیره.‏
‏ حالا وقتی در نهایت به یک موضوعی مثل امر به معروف و نهی از منکر و ارتباطی که با مومنان داره و رفتاری که قرار هست ‏در بین خود این خانواده شکل بگیره هم شکل میگیره، در نهایت ما رو میتونه به این معنا برسونه.‏
‏ اینکه دیگران رو نابود کنید تا خودتون رو به نوعی قدرتمند بر جای خود بگذارید.‏
‏ اینکه دیگران را کوچک کنید تا خودتان را بزرگ تصویر کنید.‏
‏ دیگران را کهتر بشمارید تا خودتان برتر بر دیگران باشید و این حق پنداشتن و حق پنداشتن دیگران در نهایت یک همچین ‏تصویری را بوجود می آورد.‏
‏ در باب امر به معروف و نهی از منکر بیشمار مثال ها و نمونه ها و مصداق هایی وجود داره که میشه درباره اش صحبت کرد.‏
‏ اما ما در باب معانی داریم صحبت میکنیم و در باب کلیات که یک نگاه درست و یک شناخت درستی رو نسبت به اسلام ‏داشته باشیم.‏
‏ شاید در آتی خواستیم در باب این مصادیق هم صحبت کنیم که اونجا میتونیم بیشتر و بهتر و کامل تر در باب این صحبت در ‏باب این موضوعات صحبت کنیم.‏
‏ اما اینجا سعی شده که به صورت موجز در باب معانی و در باب کلیات صحبت بشه.‏
‏ فکر میکنم تا اینجا هم در باب امر به معروف و اتفاقاتی که پیرامون امر به معروف میتونه بیوفته صحبت کردیم و میتونیم با ‏این تعاریف داده شده هزاران مصداق رو براش در نظر بگیریم.‏
‏ در بین جوامع اسلامی در همین ایران خودمون که آلوده به این جمهوری اسلامی هست، در کشورهای دیگه و حتی در نگاه ‏هایی که فراتر از نگاه های اسلامی هست، در نگاه هایی که حتی فراتر از نگاه های مرسوم مذهبی هست، دینی هست.‏
‏ یعنی حتی میشه این ها رو در نگاه های مذهب های دیگه در ادیان دیگه هم نگاه کرد.‏
‏ اما میشه حتی فراتر از اون در هر جایی که این نگرش یکتا پرستانه وجود داشته هم در نظر گرفت.‏
‏ یعنی حتی وقتی به یک جهانی به اسم انسان گرایی هم شما نزدیک بشید مواجه میشید.‏
‏ چرا که این ریشه های فکری یکتا پرستان همواره برابر و یکسان بوده و همواره نتایج برابری هم داشته.‏
‏ حالا من یه اشارتی پیرامون این انسان گرایی هم کردم که من در آتی حتما یه ویژه برنامه ای رو پیرامون جهان مدرن و این نگاه ‏های مدرن هم خواهم داشت و در باب اون ها هم صحبت خواهم کرد.‏
‏ فرای اینکه برنامه ی این ویژه برنامه ی شناخت اسلام هم ادامه پیدا خواهد کرد و عناوین مختلف را مورد بررسی قرار خواهیم ‏داد و سعی می کنیم در برنامه ای به نام جان در باب عقاید، باورها و دغدغه هامون رو کوثری با زبان ساده و بداهه صحبت ‏کنیم.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم بازهم باهاتون درمیون بزارم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل ‏بگیره می تونید به من کمک کنید.‏
‏ با به اشتراک گذاشتن صدای من با دیگران می تونید این راه رو به پیش ببرید.‏
‏ منظور از صدا هم مختص به برنامه ای به نام جان نیست.‏
‏ پیش از این که من بخوام برنامه ای به نام جان رو بسازم و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید و باورهای خودم رو تحت عناوین ‏کتاب هایی به رشته تحریر در آوردم.‏
‏ این کتاب ها در وب سایت جهان آرمانی وب سایت شخصی من در اختیار شما هست.‏
‏ می تونید با مراجعه به این وب سایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این صدا ‏شنیده بشه.‏
‏ این راه تغییر شکل بگیره می‌تونید این آثار رو با دیگران به اشتراک بزارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏