سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان با شماست.‏
‏ این قسمت چهارم از ویژه برنامه نقد ادیان هست و ما قراره تو این قسمت در باب رفتارهای اسلامی صحبت کنیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص نقد ادیان سعی کردیم در باب عواملی صحبت بکنیم که پیرامون مبحث نقد ادیان ‏وجود داره و مفاهیمی که در راستای نقد ادیان وجود داره و در این ویژه برنامه ما سعی در نقد ادیان نداشتیم و در قسمت های ‏دیگه در کتاب های دیگه ای که از من چاپ شده، من در باب ادیان و نقدی که نسبت به این موضوعات مذهبی داشتم همواره ‏صحبت کردم.‏
‏ اما این ویژه برنامه مشخص پیرامون معانی ایست که ما با نقد ادیان باهاش برخورد می کنیم و در این قسمت مشخص هم قرار ‏هست ما در باب رفتار های ادیان و به ویژه رفتار های اسلامی صحبت کنیم.‏
‏ در همین ابتدا باید مشخص کنم که اگر من دارم در باب رفتارهای اسلامی صحبت می‌کنم و موکدا پیرامون اسلامی بودن این ‏رفتارها صحبت می‌کنم، به واسطه شرایطی است که ما در آن زندگی کرده‌ایم و رویارویی است که ما نسبت به اسلام داشتیم.‏
‏ هر وقت ما داریم در باب اسلام صحبت می‌کنیم قاعدتا نوک پیکان در باب تمامی ادیان است.‏
‏ اما عقل سلیم حکم می‌کند که در باب اسلامی صحبت کنیم که در زندگی ما تاثیرگذار بوده.‏
‏ یعنی مثلا من اگر قرار باشد در باب ادیان صحبت کنم و بیام در باب یهودیت صحبت کنم، خب قاعدتا ارزش و اعتباری نخواهد ‏داشت چرا که ما نه با دین یهودیت با هامون درگیری داشته و نه ما زندگی شخصی و اجتماعی مون با اون درگیر بوده و اصولا ‏جماعت ایرانی همواره با مباحث اسلامی درگیر بوده.‏
‏ پس این تاکید موکد من در تمام ویژه برنامه ها و قسمت ها پیرامون اسلام همین موضوع مشخص است.‏
‏ اما قاعدتا نوک پیکان پیرامون تمامی ادیان است.‏
‏ اما اسلام به عنوان یکی از نمونه های بارزش که اتفاقا آخرین هست به نوعی به گفته خود کاملترین هست و نقطه خوبی هم ‏هست برای اینکه ما بخواهیم مثالی درباره اش داشته باشیم.‏
‏ اما رفتارهای اسلامی پیرامون این نقد ادیان حالا چی هست که ما میخوایم درباره اش صحبت بکنیم؟
‏ خب قاعدتا همه ما با عناوینی تحت عنوان محاربه و ارتداد و سب النبی و اینها روبه رو هستیم و قرار هست که در این قسمت ‏مشخص هم پیرامون این مباحث بیشتر صحبت بکنیم.‏
‏ در قسمت گذشته ای که ما در باب مباحثی پیرامون توهین به مقدسات و آزادی بیان صحبت کردیم، نشد که در باب این رفتارهای ‏اسلامی کامل صحبت بکنیم و این قسمت هم به نظرم لازم بود که ما در باب این رفتارهای اسلامی بیشتر و بیشتر هم دقیق بشیم.‏
‏ خب ما با دینی روبه رو هستیم که اصولا نه تنها انتقاد رو نمی پذیره، یعنی مثلا صحبت کردن پیرامون توهین که دیگه کاملا ‏یک چیز رویایی و خیالی است.‏
‏ حتی ما در باب نقد صحبت کردن هم در دل اسلام برامون یک چیز رویایی و خیالی است.‏
‏ چرا که ما با اسلامی روبه رو هستیم که حتی فکر کردن رو هم برنمی‌تابد.‏
‏ حتی طالب اینکه شما فکر بکنید هم نیست.‏
‏ فارغ از اون صحبت های کلیشه ای و احادیث خودساخته ای که وجود داره که نمی دونم یک ساعت تفکر کردن مساوی است با ‏هفتاد سال عبادت، این رو معیار و ملاک قرار ندید.‏
‏ یعنی مواجه بشید با دینی که اصولا مخالف هرنوع فکری است، مخالف بدعت است، مخالف هر نوع بدیعی بودن هست، ‏نوگرایی هست، آلوده به این سنت ها هست.‏
‏ اصلا قرار هست خودش رو در این تحجر غرق بکنه.‏
‏ قرار هست هرچه بیشتر دامن بزنه به گذشته و گذشتگان.‏
‏ اصولا در راستای همین گذشته گرایی است که قدرت گرفته.‏
‏ حالا وقتی شما مواجه با این تفکر میشید حالا مواجهه تون با این موضوع هست که اینها مخالف هرگونه فکر کردن هستند.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید که شک رو تا چه اندازه در برابر میدونن در برابر دین و ایمان میدونن شما مواجه میشید تا چه ‏اندازه این ایمان رو قوی می کنن؟
‏ این ایمان کورکورانه ای که قرار هست همه چیز رو اطاعت کنید.‏
‏ حالا مواجه میشید با این مباحث که فکر کردن هم در این ادیان فاقد اعتبار هست.‏
‏ اما وقتی دیگه وارد مباحثی تحت عنوان نقد میشیم، حالا دیگه اون تیغ تیز ادیان و به ویژه اسلام از نیام خودش بیرون میاد برای ‏گردن زدن، برای از میان بردن.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با خود محمد خود محمد که به عنوان یک پیامبر حالا میاد و ادعای این رو میکنه که با الله در ارتباط هست و ‏جبرئیل میاد باهاش صحبت میکنه میره غار حرا از اون این موضوعات رو میگیره و میاد و با مردم مطرح میکنه.‏
‏ حالا اگر جماعتی در برابر محمد وجود داشته باشن و نسبت به گفته های اون تشکیک بکنن، نقدش بکنن و بخوان ازش دنبال ادله ‏بگردن چه مواجهه ای؟
‏ ما داریم در باب این موضوع یعنی ما با چه محمدی روبه رو هستیم؟
‏ با چه الهی روبه رو هستیم؟
‏ الله پریشان و خشمگینی که حاضر به به عنوان مثال معجزه کردن نیست.‏
‏ اصلا حاضر نیست این جماعت را آدم حساب نمی کند که بخواد بهشون یه معجزه ای نشون بده.‏
‏ اگر جماعتی هستن که میگن محمد جان ما شما رو میتونیم به عنوان پیامبر قبول کنیم اما شما یک معجزه ای برای ما نشون بده.‏
‏ حالا بیا یه معجزه ای بکن.‏
‏ ما قبول بکنیم.‏
‏ شما پیامبر خدا هستی.‏
‏ خدایی هست که اینجا حاضر به همچین کاری نیست.‏
‏ این جماعت رو در حد و اندازه و در شأن خودش نمیدونه که بخواد بهشون ثابت بکنه وجودیت خودش رو.‏
‏ فارغ از این.‏
‏ حالا اگر بیاد و این محمد در باب این صحبت بکنه که من پیامبر خدا هستم جماعت روبه رو بگن شما ادله و برهان پیرامون این ‏موضوع چیست؟
‏ حالا محمدی هست که از کوره در خواهد رفت و اصولا خود رو حق بر جهان و جهانیان خواهد دونست و اصولا با تیغ تیزی در ‏برابر این منتقدین خواهد ایستاد.‏
‏ حالا اگر شاعری باشه همدوره او که در باب محمد صحبت بکنه.‏
‏ حالا اگر رقیبی باشه که بیاد و اون هم ادعای پیامبری بکنه، اگر زن باشه مرد باشه تفاوتی برای محمد نیست.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با اون چهره ی خشمگین و وحشتناکی که از محمد میشناسیم برای تقابل با مخالفین خودش.‏
‏ اتفاقات ریز و درشتی که در همون صدر اسلام می افته.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با محمدی که دستور قتل مخالفین خودش منتقدین خودش رو میده.‏
‏ خب من هزاران بار صحبت کردم و گفتم که ذهن آدم جایگاهی است برای تفکر، برای تعقل، برای استدلال کردن، برای رسیدن ‏به موضوعات تازه و جدید، برای درمان پیدا کردن پیرامون درد های بیشمار و اصولا سطل زباله ای برای مدفون کردن ‏اطلاعات نیست.‏
‏ خصوصا در این دنیای امروزی که همه چیز با یک جست و جوی ساده قابل رویت و نمایش است شما مواجه میشی و نیازی در ‏این نمیبینم که بخوام این موضوعات رو یک به یک هم مثال بزنم که مثلا صغرا ابن فلان رو محمد اینگونه از میان برد با یک ‏جست و جوی ساده میشه در باب تمام این موضوعات هم رسید در همون کتابی که من تحت عنوان الله جبار زار هم دارم به ‏عناوینی از این دست هم اشاره شده است.‏
‏ کتاب طبری از احادیثی که در صحیح بخاری و یا کتاب های حدیثی شیعه وجود داره هم در باب این ها صحبت کردم.‏
‏ فارغ از این در محیط اینترنت هم میشه به سادگی به این ها رسید و ما حقیقتا خودمون رو ملزم به این نمی دونیم که قرار باشه ‏هر بار برای این ها سند های تاریخی رو بیرون بیاریم و کتاب ها رو باز کنیم بگیم طبق این سند چیز های کاملا قابل رویت و ‏مشاهده ای است که حالا شما مواجه میشید با محمدی که به عنوان بنیان گذار این باور چه مواجهه ای با منتقدین خودش داشته، چه ‏مواجهه ای با شخصیت هایی داشته که در برابرش ایستادگی کردند و به نوعی رقیب اون بودن.‏
‏ اون ها هم ادعای پیامبری کردند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با فرستادن اعضای اون و گروه خودش که این ها رو از بین ببرند و بکشند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با محمدی که به سادگی منتقدین خودش رو از میدان به در میکنه و رقبای خودش رو که همتای او ادعای ‏پیامبری داشتند رو میکشه و از میدان به در میکنه و این تبدیل به سرلوحه و سرمشقی میشه برای رفتارهای بعدی مسلمونها.‏
‏ این رفتارها قاعدتا پیش از اسلام در یهودیت و مسیحیت هم وجود داشته و این به نوعی تصویریست که اینها از هم به ارث برده ‏اند و مسلمانها هم قاعدتا این تصویر رو از گذشتگان خودشون به ارث بردند و دنبال دادند و حالا ما مواجه میشیم با این رفتاری ‏که تبدیل به یک رفتار پرتکرار در بین این باورمندان شده که در برابر منتقدین خودشون بدترین رفتارها رو داشته باشند.‏
‏ چرا که اصولا پایه های ابتدایی و اصلی و ریشه اصلی این تفکرات بر پایه اون وحدانیت هست و بر پایه توحید هست.‏
‏ در برابر هرگونه منتقدی قاعدتا ایستادگی خواهد کرد.‏
‏ ما داریم در باب یک تصویری صحبت میکنیم که خود را به عنوان قدرت عظیم و برتری تصویر می کند و قاعدتا این قدرت را ‏به واسطه ضعف ها و ترس ها سایرین به دست میاره و حالا سعی می کنه همه رو از میدان به در بکنه تا خودش مبدل به اون ‏یکتا و وحدانیت و قدرت عظیم در جهان بشود.‏
‏ پس اینها دور از ذهن نیست که به سادگی در برابر هر کسی که در برابر او صف آرایی کند بایستد و آنها را هم از میان ببرد و ‏بکشد.‏
‏ پس ما شاهد این صحنه ها هستیم چرا که ریشه های این تفکر برگرفته از همین نکاتی است که درباره اش صحبت کردم.‏
‏ این وحدانیت است که به آن باورمند هست.‏
‏ این قدرت گرایی هست که بهش به نوعی اعتیاد دارند و وابسته به آن است که دارند رفتارهای خودشان را به پیش می برند.‏
‏ ما تقابل ادیان را از همان نقطه ابتدایی و نقطه صفری که تحت عنوان محمد مثلا در اسلام می شناسیم باهاش روبه رو هستیم و ‏رفتارهایی که او در قبال منتقدین خودش داشته و این مبدل به یک رفتار جمعی برای مسلمان ها در آتی و آینده هم می شود.‏
‏ چرا که آنها حتی مجاز به فکر کردن هم نبودن.‏
‏ حتی مجاز نبودن که در باب صحبت هایی که خدا در میون میذاره فکر بکنن، شک بکنن.‏
‏ اصلا قرار باشه این ایمان خودشون رو خدشه دار بکنن.‏
‏ چرا که اینها مواجه بودن با بدترین مجازات ها و شکنجه ها در قبال این تفکر کردن.‏
‏ اگر در نهایت قرار بود این فکر کردن ها و این تشکیک کردن ها به اصل این باور ها، اون ها رو به یک نقطه ای برسونه که ‏باعث بشه دین خودشون رو تغییر بدن، بیخدا بشن، آتئیست بشن یا دین تازه ای برای خودشون انتخاب کنن؟
‏ خب مواجه بودن قاعدتا با مبحثی مثل ارتداد که ما میشناسیم حالا دربارش بیشتر هم در آتیه صحبت میکنن.‏
‏ پس ما مواجه هستیم با یک ریشه فکری که در نهایت این تفکر رو به این نقطه رسونده که در برابر هر نقدی چه واکنشی نشون ‏داده بشه.‏
‏ واکنش قهری و وحشیانه نسبت به تمام منتقدین خودش.‏
‏ و این حالا مبدل به اون اصل رفتاری در بین مسلمون ها و پیش تر از اون ها در بین تمام دینداران هم شده ما مواجه می شویم ‏مثلا با سب النبی که خب قاعدتا مثلا در ایران هم ما با آن روبه رو هستیم.‏
‏ حتی در همین چند سال اخیر هم پیرامون این مسئله سب النبی حکم هایی هم داده شده، حتی حکم هایی هم اجرا شده و ما شاهد این ‏رفتار های وحشیانه هم بودیم که ما تحت عنوان سب النبی رو به رو هستیم.‏
‏ با این که اگر کسی به ساحت قدسی پیامبر اسلام توهینی بکند به سادگی می تواند جان خودش رو از دست بده.‏
‏ یعنی می تونن این رو بکشند و از میان بردارن.‏
‏ نقطه ابتدایی این هست که اصلا این توهین چگونه تعریف میشه؟
‏ چه کسی تعریف کننده این توهین هست؟
‏ خط و مرز و قاعده و قانونی که قرار هست این توهین رو تعبیر به توهین بکنه چیست؟
‏ اگر کسی اومد و در باب محمد و شهوت رانی صحبت کرد در باب قاتل بودن او صحبت کرد، در باب جانی بودن او صحبت کرد، ‏در باب رفتار های وحشتناک و وحشیانه او صحبت کرد و در نهایت مثلا صفتی به محمد داد پیرامون این که او شهوت رانی بوده، ‏پیامبر شهوت رانی بوده، آیا این توهین کرده و سب النبی کرده؟
‏ حال اینکه ساعت ها در صفحات بیشمار کتاب ها این مدعای خودش رو اثبات کنه اینکه محمد شهوت ران بوده، اینکه محمد با دختر ‏هفت ساله ازدواج کرده، دختر نه ساله ای را مبدل به زن کرده و شب زفاف با هاش داشته.‏
‏ این بیانگر این روحیه شهوت ران اوست.‏
‏ این بیانگر هست که محمد یازده همسر داشته حتی در شرایطی که خودش هم چهار همسر را قانونا توسط خدا اعلام کرده بوده.‏
‏ این که محمد مثلا در یک واقعه ای وقتی یک برده ای رو براش میارن یا کنیزی رو میارن تا او بپذیره، به واسطه اندامی که داشته ‏و رنگ پوستی که داشته نمیپذیره و دست رد به سینه اون کنیز میزنه، این ها بیانگر اون نشانه های شهوت رانی محمد هست.‏
‏ حالا کسی اومد و گفت که محمد شهوت ران هست.‏
‏ حالا این تعبیر به توهین خواهد شد.‏
‏ حتی با وجود تمام ادله ها و به سادگی به واسطه سب النبی.‏
‏ همه ما میتونیم شاهد این باشیم که سر این فرد را هم از تن جدا و او را اعدام کنند.‏
‏ اگر در عربستان سعودی باشد مثلا سرش را از تنش جدا بکنند یا در دوران صدر اسلام باشد، قاعدتا سرش را از تنش جدا میکنند.‏
‏ و یا وقتی در جمهوری اسلامی همچین رفتاری رو از خودش انجام بده ما مواجه میشیم با صبر النبی و اعدام کردن این فرد.‏
‏ حالا شما شاهد این رفتار های وحشتناک هستید که داره دومینو وار اتفاق می افته.‏
‏ شما مواجه میشید با مبحثی مثل محاربه.‏
‏ حالا این محاربه تعبیر و تفسیر میشه به کسانی که در برابر خدا شمشیر بیرون آوردند.‏
‏ یعنی مثلا ما مواجه میشیم با جماعتی از این طایفه.‏
‏ این طایفه دینداران رو که صحبت دربارشون مثلا فقها و مجتهدین که اینگونه فتوا دادند که ما وقتی در باب محاربه صحبت ‏میکنیم به کسانی اشاره میکنه که در برابر خدا جنگیدند یعنی کسانی که در برابر خدا جنگ رو آغاز کردند.‏
‏ ما تحت عنوان محارب میشناسیم.‏
‏ در دین اسلام.‏
‏ حالا تعبیر و تفسیر این جماعت از محارب کسانی است که به صورت مثلا در دنیای حال خودمان یعنی جنگ مسلحانه با ‏حکومت اسلامی کرده باشند.‏
‏ در دنیای پیشین هم همینگونه بود اما این حد و مرز را می‌بینید که چگونه به سادگی قابل شکستن هست.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید که جمهوری اسلامی به سادگی می‌تواند به یک کسی که مثلا سطل آشغالی هم آتش زده حکم محارب بدهد؟
‏ به سادگی می‌تواند این کار را بکند.‏
‏ حتی در تلویزیون وحشتناک و مروج وحشیگری خودش هم میاد و یک نفری میشینه و برای ما از احکام اسفناک و وحشتناک ‏اسلامی صحبت میکنه که باید اینها رو دست و پاشون رو ضربدری برید و اینا رو تیکه تیکه کرد و خورد و در یک فیلم ‏وحشتناک و تریلر رو هم برای شما تعریف میکنه.‏
‏ اینها واقعیات اسلامی است که در دل اینها نهفته هست.‏
‏ حالا میتونه تعابیر مختلفی داشته باشه اما در نهایت ما رو به یک نقطه مشخص میرسونه.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با این تقابلی که دین اسلام به عنوان مثال در قبال منتقدین خودش کرده تا چه اندازه دهشتناک بوده.‏
‏ منتقدی که ما تحت عنوان یک معترض در خیابان می‌شناسیم که یک سطل آشغال را آتش زده، به خاطر محافظت از خودش یا به ‏هر دلیل دیگری به راحتی حکم ارتداد و حکم محاربه می‌گیرد و اعدام می‌شود.‏
‏ به همین سادگی کشته می‌شود.‏
‏ یا کسی که مثلا در باب محمد صحبتی کرده و یا نقدی داشته به سادگی کشته می‌شود.‏
‏ و اینها آن عناوینی است که ما را در تقابل با دین اسلام و تقابل دین اسلام با نقد و انتقاد نسبت به خودش درگیر می‌کند.‏
‏ یکی از مباحث مهم دیگر هم مسئله ارتداد است.‏
‏ خب ما قاعدتا در باب ارتداد می‌دانیم اما من موجه سعی می‌کنم در موردش صحبت بکنیم.‏
‏ فارغ از اینکه ما ارتداد دو نوع مشخص داریم که مرتد فطری و ملی هست.‏
‏ فارغ از اینکه بخواهیم خیلی وارد این مباحث بشویم، یک چیز مشخصی است که ما می‌دانیم و باید در موردش صحبت بکنیم این ‏هست که اگر کسی قرار باشد از دین اسلامی که خود پذیرفته یا به واسطه موضوع وراثتی مسلمان زاده بوده بخواد این دین رو ‏تغییر بده مواجه است با حکم مرگ.‏
‏ حالا شما به این سادگی دارید رو به رو میشید که اصلا موضوع یک موضوع نقد نیست.‏
‏ موضوع سر اون تحکمی است که قرار هست اسلام نسبت به شما داشته باشه.‏
‏ همون مبحثی که من در موردش صحبت کردم.‏
‏ گفتم فارغ از توهین، فارغ از اینکه ما چیزی به عنوان نقد رو بشناسیم، ما داریم در باب دینی صحبت می کنیم که حتی تاب فکر ‏کردن هم نداره.‏
‏ تاب تشکیک کردن هم نداره.‏
‏ یعنی حتی به مومن خودش اجازه این رو نمیده که فکر بکنه به موضوعات.‏
‏ اصلا قرار نیست فکر بکنه قرار هست دیگرانی باشن که به جای اون فکر میکنن.‏
‏ در اون نقطه ابتدایی خدائیست که به جای او فکر کرده پیامبری است.‏
‏ ائمه ای که فکر کردن و حالا این مراتب هی ادامه پیدا میکنه مجتهدی است که به جای او فکر کرده پدر و مادری است که به ‏جای او فکر کرده و این داستان سر دراز و بی انتهایی دارد.‏
‏ و اصولا موضوع اصلی این هست که از او قدرت فکر کردن رو گرفته، قدرت تشکیک داشتن رو گرفته.‏
‏ و همین نقطه ایست که ما رو به این موضوع مشخص میرسونه.‏
‏ حالا مواجه میشیم با ارتداد.‏
‏ ارتداد که به سادگی دیگه حق زیستن و حق حیات رو هم میگیره.‏
‏ نه به واسطه نقد.‏
‏ نه به واسطه توهین.‏
‏ تنها و تنها به واسطه فکر کردن.‏
‏ به واسطه تغییر دادن.‏
‏ به واسطه اینکه ذره ای قرار باشه که انسان اختیار داشته باشه، آزادی داشته باشه، آزادی عمل داشته باشه، آزادی انتخاب داشته ‏باشه.‏
‏ حال اینکه اون فرد موروثی این دین رو به ارث برده یا اینکه سرش به تخته خورده بوده یک بار مسلمون شده و حالا قرار بوده ‏که دوباره دین خودش رو عوض کنه.‏
‏ حالا شما مواجه میشید که رفتار اینها چگونه هست؟
‏ به سادگی او رو از بین میبرند، میکشند و این رفتار وحشتناک رو شما باهاش مواجه هستید.‏
‏ و حالا وقتی ما داریم در باب نقد ادیان صحبت میکنیم، وقتی داریم ریز میشیم نسبت به تمامی این ادیان و به ویژه دین اسلام.‏
‏ حالا مواجه با این تصویر مشخص میشیم که دیگه صحبت از نقد و توهین هم گذشته.‏
‏ صحبت در باب حق فکر کردن هست.‏
‏ حق انتخاب هست.‏
‏ هیچ حق و حقوقی دیگه به جای نمی مونه.‏
‏ ما مواجه هستیم با رفتارهای وحشیانه تاریخی که از ابتدا تا امروز.‏
‏ یعنی شما وقتی ریز میشید در باب تاریخ صدر اسلام می خونید می بینید که چگونه محمد دستور قلع و قمع کردن مخالفین خودش ‏رو داد.‏
‏ به سادگی حتی زنی که مخالف خودش بود رو هم از میان برد.‏
‏ حالا با یک سرچ ساده هم میشه در باب اون هم صحبت کرد.‏
‏ شاید در آتی.‏
‏ من در باب این مسائل هم به صورت موجز و دقیق هم صحبت کردم و اومدم چون قرار هست یه ویژه برنامه ای تحت عنوان ‏گواه ظلم و الله جبار داشته باشم که در اون دو کتابی که پیرامون مباحث مختلف دینی مطرح شده صحبت کنم.‏
‏ اون کتاب ها دارای حاشیه ای نیست و در باب هیچ کدوم از اون مسائلی که مطرح کردم یعنی مثلا به عنوان مثال جلد اول کتاب ‏الله جبارزاده که پیرامون تاریخ اسلام هست و از طبری هم استفاده شده.‏
‏ اون بخش هایی رو که من بیانگر جبار بودن خدا و ظالم بودن خدا و دین اسلام میدونستم رو فقط و فقط بریدم.‏
‏ اونجا نقل کردم اما شاید در آتی من در باب هر کدوم از این ها سعی کنم یک ویژه برنامه ای داشته باشم که در باب هر کدوم هم ‏صحبتی بکنم.‏
‏ اونجا قاعدتا در باب این مسائل تاریخی بیشتر و بیشتر هم صحبت بکنیم و یا در باب مسائل دیگه.‏
‏ اما وقتی شما نگاه می کنید به این رفتار های وحشیانه تاریخی که اتفاق افتاده، حالا شاهد هستید که از ابتدا چگونه این رفتار ها ‏دومینو وار اتفاق افتاده، چگونه مخالفینش رو قلع و قمع کرده تا امروز تا امروز در جای جای جهان یعنی ما یک جا روبرو هستیم ‏با یک حکومت پلید و وحشی مثل جمهوری اسلامی که به سادگی مردم رو به جرم محاربه به واسطه این که سطل آشغال آتیش ‏زدن اعدام می کنه، به واسطه سب النبی چون صحبتی در باب محمد کرده اعدام می کنه، به واسطه ارتداد به خاطر اینکه دین ‏خودش را تغییر داده، بدترین و وحشیانه ترین رفتار ها رو انجام میده.‏
‏ یعنی شما مثلا در باب همین جمهوری اسلامی وقتی نزدیک میشید به مسئله 11 حالا روبرو میشید با زنانی که اذان به اذان ‏شلاق خوردن فقط به واسطه این که کمونیست بودن، بیخدا بودن، آتئیست بودن به خدا باور نداشتن، به اسلام باور نداشتن.‏
‏ ما شاهد رفتارهای وحشیانه در همین جمهوری اسلامی هستیم که یک برهه کوچکی از تاریخ است.‏
‏ حالا شما این رو بزرگ بکنید و بسط بدید.‏
‏ مثلا به جهان امروز نگاه میکنیم.‏
‏ حتی اگر حکومت هایی هم وجود نداشته باشند باز شاهد رفتار های خود مسلمان ها هستیم.‏
‏ در فلان کشور اروپایی کسی در باب محمد یا هر کس دیگه ای از این شخصیت های اسلامی صحبتی کرده.‏
‏ حالا ما میبینیم مردمی هستند که با قمه و قداره بلند میشن میرن سر طرف رو میبرن، بمب منفجر میکنن، پنجاه نفر رو میکشن تا ‏نشون بدن که مثلا اینقدر آدم های وحشی خویی نیستن تا نشون بدن به جهانیان و ثابت کنن که نه ما اصلا آدم های قاتل و جانی ‏نیستیم و با قتل این رو ثابت میکنم. معلومه جان.‏
‏ و حالا ما شاهد یک دریاچه و یک اقیانوس و یک دریای عظیمی از این رفتارهای وحشتناک در طول تاریخ هستیم که میشه ‏دربارش ساعت ها و ساعت ها برنامه ساخت و مستند ساخت و در بابش صحبت کرد.‏
‏ اما ما فارغ از این رو به رو هستیم با این سواستفاده هایی که مسلمون ها برای خاموش کردن میکنن.‏
‏ حالا فارغ از این ما میبینیم که گاها هم مسلمون ها شروع میکنن در باب همون مساله ای که در قسمت گذشته صحبت کردم یعنی ‏توهین به مقدسات این رو بزرگ میکنن مظلوم نمایی میکنن ما جریحه دار شدیم حالا فارغ از اینکه چه رفتارهایی در قبال این ‏انجام میدن حالا سعی میکنن با جریحه دار کردن دیگران احساسات اون ها هدف خودشون رو به پیش ببرن.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید که سعی میکنن تصاویری بدن؟
‏ اگر فلان کسی یک رمانی نوشت یا کتابی نوشت یا تصویرگری کرد یا آهنگی ساخت یا هر کار دیگه ای کرد و در اون نقدی ‏نسبت به فلان پیغمبر یا فلان ائمه داشت یا هر کاری از این دست کرد، این رو شروع می کنن با مظلوم نمایی و نشون دادن این ‏که چگونه این ها بهشون توهین شده، این رو بولد کردن رو بزرگ کردن و سوءاستفاده از این موضوع می کنن و از احساسات ‏دیگران میکنن فارغ از اینکه چه رفتار هایی در قبال اونها کرد.‏
‏ یعنی ما فارغ از اینکه شاهد رفتارهای وحشی گویانه ای از این نگاه های اسلامی نسبت به تمام معترضین و مخالفین هستیم، یک ‏رفتار دو سویه اون سویه ای هم دارن که به سادگی استفاده می کنن و با سوءاستفاده کردن از تهییج احساسات دیگران هم سعی ‏میکنن رفتارهای خودشون رو به پیش ببرن.‏
‏ حالا سعی میکنن یک خفقانی هم در سطح جهانی به وجود بیارن.‏
‏ یعنی حتی سعی میکنن تاثیرگذاری داشته باشن.‏
‏ گاها به واسطه وحشی خویی هایی که میکنن.‏
‏ مثلا در کشور های اروپایی دولت های کشور های دیگه رو به اون سمت و سویی ببرن که در برابر هر گونه انتقاد و اعتراضی ‏نسبت به باورهای اسلامی.‏
‏ هم جبهه نشون بده چرا که گاها امنیت اونها تحت الشعاع قرار میگیره و حاضرن به سادگی آزادی رو قربانی امنیت بکنن.‏
‏ بواسطه مثلا وحشی خویی هایی که مسلمان ها انجام داد یا از اون سمت دیگه سعی میکنن با این مظلوم نمایی هایی که انجام ‏میدن نشون بدن که چگونه احساساتشون هم جریحه دار شده و احساسات دیگرانی رو هم جریحه دار کنن که حتی در جبهه هایی ‏که همسو هم هستن ما شاهد درگیری هایی باشیم.‏
‏ یعنی به عنوان مثال منی که خودم به شخصه هیچ وقت باور به توهین و تمسخر و تحقیر دیگران نداشتم و یکی از اون خط ‏قرمزهای بزرگ اخلاقی خودم میدونم اما در قسمت گذشتم پیرامونش صحبت کردم.‏
‏ وقتی ما در باب جان داریم صحبت میکنیم اینکه کسانی به واسطه صحبتی که توهین تلقی شده اولا به واسطه نبود مرز مشخص ‏هر چیزی رو تعبیر به توهین میکنن.‏
‏ حتی اگر من باورمند به این هم باشم که فلان صحبتی توهین آمیز هم بوده حالا ما شاهد از بین رفتن جان اونها هستیم.‏
‏ خب قاعدتا نمیشه اصلا ما در یک سمت و سویی قرار بگیریم که بریم و پشت اون ها رو خالی بکنیم.‏
‏ جماعتی که قرار هست با جونشون در قبال این نگاه های آلوده ایستادگی بکنن.‏
‏ اما حالا مسلمون ها با این سوء رفتارهاشون و سوءاستفاده از احساسات دیگران راهی رو رقم میزنن که حتی این جماعت به جون ‏خودش هم می افته.‏
‏ حتی جماعتی که اخلاقی این کارها رو ایراد میدونه درباره اش حالا در برابر کسی می ایسته که با جونش قرار هست که تاوان ‏بده.‏
‏ خب قاعدتا راه رهایی و ایستادگی و مقاومت در برابر این زورگویی ها.‏
‏ قرار هست که ما ایستادگی کنیم در برابر این رفتارهای دهشتناکی که این ها انجام میده.‏
‏ قاعدتا هیچ گاه همچین توانی در وجود هیچ حکومتی، هیچ باور و ایدئولوژی ای در جهان نبوده و نخواهد بود که در برابر مردم ‏ایستادگی کنه.‏
‏ اما موضوع سر اون نزدیک شدن مردم در کنار هم هست.‏
‏ اون اتحاد و عوض کردن اون آن ارزش ها است.‏
‏ یعنی تا این اتفاق نیفتد، قاعدتا هر حکومتی، هر ایدئولوژی حاکم بر مردم خواهد بود، تمام قدرت را برای خود خواهد داشت و ‏حالا هر رفتاری را هم به پیش خواهد برد.‏
‏ مثال های ساده دنیوی اش را هم شما می توانید ببینید.‏
‏ یعنی تصور کنید که مثلا در یک گروهی، در یک مدرسه ای، در یک گروه ورزشی، در هر جایی مثلا اگر دو تا قلدری وجود ‏داشته باشند که به سادگی دارند حق دیگران را می خورند تا زمانی که این جماعت در کنار هم نباشند و با هم متحد نباشند، این ها ‏می توانند پادشاهی بکنند.‏
‏ به سادگی تمام حقوق این ها را هم از آن خود بکنند.‏
‏ اما به محض اینکه اتحادی شکل بگیرد، این جماعت حقوق خودش را در نقطه ابتدایی بشناسد و فرای آن سعی کند با هم بودن و ‏در کنار هم بودن آن قدرت را به دست بیاورد.‏
‏ حالا می بیند که به سادگی می تواند آن قلدرها را هم به کنار بزند و اصولا آن ها هیچ حق و حقوقی نخواهند داشت و اصولا این ‏قدرتی که آنها در اختیار دارند به واسطه ضعف است.‏
‏ بارها و بارها در باب این مساله صحبت کردم که ما وقتی در باب قدرت صحبت میکنیم، در باب ضعف دیگران داریم صحبت ‏میکنیم.‏
‏ اصولا قدرت به خودی خود معنایی نخواهد داشت.‏
‏ بزرگی معنایی نخواهد داشت.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با تعداد بی شماری از کوچکان که یک بزرگ رو پدید آورده اند.‏
‏ تعداد بیشماری از ضعیفان که یک قدرتمند رو پدید آورده اند.‏
‏ حالا وقتی وارد این وادی مشخص میشیم، تعداد بیشماری از مسکوت ها هست که این قدرت اسلامی رو پدید آورد.‏
‏ تعداد بیشماری از بردگان و بندگان هست که این خدای با قدرت لایه انتزاعی رو به وجود آورده.‏
‏ حالا شما مواجه هستید برای تقابل و در نهایت گذر کردن باید در برابر این زورگویی ها ایستاد.‏
‏ باید قاعدتا روشنگری کرد.‏
‏ باید در کنار این روشنگری، اون اتحاد رو به وجود آورد و یک نقطه ی مشخصی رو پدید آورد تا در نهایت ما شاهد اون قدرت ‏گیری باشیم.‏
‏ قدرتی که هیچ ابرقدرتی در جهان تاب ایستادگی در برابرش نداره، هیچ ارتشی تاب ایستادگی درش رو نداره و دربرابرش رو ‏نداره.‏
‏ قاعدتا وقتی این دست ها در کنار هم قرار بگیرن، ما شاهد یک قدرت عظیمی هستیم که هر ناممکنی رو هم ممکن خواهد کرد و ‏تنها راه رهایی هم قاعدتا ایستادگی و مقاومت هست و کنار زدن این زورگویی ها هست.‏
‏ حالا باید وارد میدان شد تا این نقد ها اصولی تر و بیشتر انجام بشه.‏
‏ دانایی رو بیشتر کرد، آگاهی رو بیشتر کرد، به طیف بیشتری رسوند این صدا رو تا در نهایت همه در کنار هم، در برابر هم، در ‏برابر اون قدرت حاکم ایستادگی کنن.‏
‏ حالا قدرت حاکم که میتونه جمهوری اسلامی باشه میتونه تفکرات اسلامی باشه، میتونه تفکرات هر دین و مذهب و ایدئولوژی ‏احمقانه ی دیگه ای باشه که در برابر آزادی های ما ایستادگی کردن.‏
‏ پس قاعدتا ما تنها و تنها با ایستادگی و مقاومت می‌توانیم به اینها برسیم و به این مهم برسیم و در باب رفتارهای اسلامی هم ‏می‌شود ساعت‌ها صحبت کرد.‏
‏ قاعدتا من در ویژه برنامه های آتی که دارم در باب اینها صحبت می‌کنم، گفتم یک ویژه برنامه ای تحت عنوان گواه ظلم دارم که ‏در باب کتاب گواه ظلم که از آیات کتب آسمانی و انجیل و تورات و قرآن هست در این کتاب جمع آوری شده.‏
‏ آیاتی که بیانگر ظلم خدا هست.‏
‏ حالا من سعی می‌کنم در یک ویژه برنامه ای در باب این کتاب هم صحبت بکنم و این آیات را به نوعی تفسیر هم بکنم.‏
‏ چون در این کتاب ها تنها و تنها آیات مطرح شده و یا در کتاب الله جبار زار که ویژه در باب اسلام بوده و سعی شده در باب آن ‏چهار عنصر مهمی که دین اسلام را پدید آورده یعنی تاریخ اسلام، حدیثی که ما تحت عنوان حدیث های نبوی می‌شناسیم، فقها و ‏نظر مجتهدین و در نهایت قوانین اسلامی که حاکم بر کشور های مختلف بوده که نشانه بارزش را من در مذهب شیعه جمهوری ‏اسلامی گرفتم و در مذهب اهل تسنن هم از چند کشور عربی و سعی میکنم در یک ویژه برنامه پیرامون این مباحث صحبت بکنم.‏
‏ در آنجا قاعدتا در باب این رفتارهای اسلامی در طول تاریخ هم صحبت خواهد شد و موضوعاتی از این دست.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح بکنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره، میتونید ‏آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.‏
‏ من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر بکنم، آرا و افکار و عقاید خودم رو تحت عناوین کتاب هایی ‏به رشته تحریر در آورد.‏
‏ تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل بگیره اون ‏رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.‏