‏ خب دوستان قراره که ما توی این قسمت در باب نگاه اسلام نسبت به موضوعی مثل فرزند آوری و اصولا موضوعاتی که ‏پیرامون فرزند و والدین هست با هم صحبت کنیم.‏
‏ خب در ابتدای امر مهم ترین موضوعی که ما باهاش مواجه هستیم این توصیه وحشتناک اسلام به فرزندآوری است.‏
‏ این که تا چه اندازه این موضوع را مقدس شمرده اید که باید فرزند بیاورید و این فرزند آوری را به پیش ببرید.‏
‏ خب این بر میگرده به اون اصل بقای انسانی که شما وقتی مواجه میشید با نگرش های مختلفی که در بین مردم و انسان ها وجود ‏داشته، از همون نکته ی ابتدایی هم همواره در پی همین فرزند آوری بوده اند.‏
‏ این اون بخشی است که باعث بقای انسان ها شده و باعث پیشرفت انسان ها شده.‏
‏ این که با این فرزندآوری اصولا نه تنها در دل انسان ها که شما در بین تمام موجودات هم رو به رو میشید و اصولا این ذات ‏طبیعت که تا چه اندازه در پی این بقا هست و در پی این ادامه دادن بقا هست، این که تا چه اندازه وقتی به یک مفهومی مثل ‏تولید مثل می رسه درش وحشتناک عمل میکنه.‏
‏ این که تا چه اندازه حریصانه به پیش میره که حالا حتما این بقا ادامه پیدا کنه و این تولیدمثل شکل بگیره.‏
‏ یعنی اصولا این یک موضوع ذاتی ست که در بین موجودات و جانداران وجود داره.‏
‏ شما در دل حیوانات در دل گیاهان هم همین موضوع رو می بینید و در دل انسان ها هم قاعدتا این موضوع رو خواهید دید.‏
‏ چراکه این یک بخش ذاتی از طبیعت است که طبیعت مدام در حال بازآفرینی خود است.‏
‏ مدام اصولا این پیشرفت جهان رو در دوباره زایش می بینه و اصولا تمام تلاشش رو هم در این بازتولید دوباره داره.‏
‏ وقتی مواجه می شیم با انسانی که حالا قرار هست در یک رابطه جنسی تا چه تعداد اون مرد اسپرم بفرسته تا این عمل به نوعی ‏تولیدمثل اتفاق بیفته مواجه می شیم با این نگرشی که انگار در دل طبیعت وجود داره برای اینکه این تولیدمثل اتفاق بیفته.‏
‏ پس یعنی یکی از این دلایلی که ما باهاش مواجه هستیم که اسلام هم قاعدتا پیش برده این نگاه رو.‏
‏ اینکه فرزندآوری رو تا این اندازه مقدس شمرده و در باره اش توصیه کرده.‏
‏ خب قاعدتا این نگاهی است که در دل طبیعت هم وجود دارد.‏
‏ پس این موضوعی است غیر قابل کتمان که گفتیم در طبیعت وجود دارد و شما با هر نوع نگرشی که در جهان رو به رو شوید ‏هم همواره در پی همین فرزندآوری و تولیدمثل و بقا بوده چرا که یک نوعی انسان و انسانیت و اصولا فرای انسان فرای انسان ‏ها جان.‏
‏ و اصولا مبحث جان وابسته به همین موضوع بقا و تولیدمثل است.‏
‏ پس این یکی از نکاتی است که مشترک است بین تمام باورها که در باب فرزندآوری صحبت بکنند و توصیه بکنند.‏
‏ اسلام هم از این قاعده مستثنی نیست.‏
‏ اما نکته مهم تر و بزرگ تری که اسلام نسبت به این فرزندآوری دارد، پیرامون این است که باور دارد که حالا قرار است از ‏این فرزندآوری و به نوعی از این بقای نسل یک ارتش قدرتمندی را برای خودش به وجود بیاورد و پدید بیاره.‏
‏ یعنی قرار هست که حالا از این تعداد بی شماری که زاد و ولد می کنند یک ارتش قدرتمندی به وجود بیاد، یک مومنینی ‏برای خدا به وجود بیاد.‏
‏ روایاتی هم در این باب وجود داره.‏
‏ احادیثی هم وجود داره که حالا محمد داره چگونه انسان ها رو ترویج و ترغیب می کنه که فرزندان بی شمار بیارید که همه ‏جهان رو پر کنند؟
‏ همه ی جهان هستی هم پر بشه از این مسلمون ها.‏
‏ یعنی یک بخشی فرای اون توحیدی که حالا ما دربارش صحبت کردیم که توصیه ای که به نوعی در دل طبیعت وجود داره ‏یعنی در دل جان ها وجود داره و این ارزش والایی که پیرامون تولید مثل وجود داره و اصولا دلیل حیات موجودات در جهان ‏هستی هم همین تولید مثل و به نوعی درگیر شدن برای فرزندآوری هست که باعث میشه حالا اصلا ما با موضوعی مثل جان و ‏انسان هم در ارتباط باشیم.‏
‏ اما فرای این موضوع ما یک نگاه متفاوتی هم در دل اسلام داریم که حالا این نگاه متفاوت داره در باب این صحبت میکنه که ‏این فرزند آوری انجام بشه تا قدرت اسلام هم بالاتر بره.‏
‏ فرزندانی پدید بیایند که حالا اینها ارتش اسلام رو بسازند.‏
‏ چرا که این نگاه و این ریشه نگاهی برمی‌گرده به اون نگاه تحمیلی که در دل اسلام وجود داره و اصولا اینکه ما با یک چیزی ‏به اسم ارتداد روبرو میشیم.‏
‏ خب ابتدائا که ما بحث رو تا اینجا پیش بردیم بهتر است که یه مقداری پیرامون این مبحث ارتداد هم نزدیک بشیم تا شناخت ‏بهتری نسبت به این موضوع داشته باشیم چرا که به هم وابسته و مرتبط هستند.‏
‏ یعنی ما یک دلیلی رو مطرح کردیم اینکه حالا نگاه اسلامی فرای اون نگاه طبیعت که به نوعی وحشتناک درباره تولیدمثل ‏نظر داره، یک نظر مجزایی هم داره که حالا قرار است یک ارتشی رو برای خودش پدید بیاورد و این نگاه برگرفته و به نوعی ‏گره خورده با یک مبحثی مثل ارتداد است.‏
‏ خب در باب ارتداد شاید بدانید که ارتداد به مفهوم این است که حالا کسی که به این دین باور دارد اگر از این دین برگردد ‏مرتد اعلام می‌شود، خونش حلال است و می‌توانند او را بکشند.‏
‏ اینکه ما بخواهیم نزدیک بشویم به مفاهیم فقهی که پیرامون این موضوع وجود دارد، راهگشا برای ما نیست.‏
‏ اینکه حالا برخی ها اعتقاد دارند که با چه نگاهی.‏
‏ اینکه تفاوت بین مرتد فطری و مرتد ذاتی در چیست هم موضوعی نیست که برای ما اهمیت داشته باشد.‏
‏ اینکه حالا فقهای مختلف چگونه اجتهاد کردند هم موضوع قابل بحث ما نیست.‏
‏ اینکه ما یک مفهومی را داریم به اسم ارتداد این یک مفهوم مشخصی در اسلام هست که همه نگاه های اسلامی هم چه شیعه و ‏چه سنی و چه هر فرقه ای که در دل اسلام شکل گرفته باشد به آن معتقد است.‏
‏ این مفهوم هم دارد با ما مطرح می‌کند.‏
‏ نکته اول و ابتدایی این هست که این دین، دین وراثتی است.‏
‏ این یک دینی است که حالا شما به ارث این را می‌برید.‏
‏ یعنی شمایی که به دنیا می آید مسلمون زاده هستید و تبدیل به یک مسلمان می شوید.‏
‏ شما اگر پدر و مادرتان مسلمان باشند.‏
‏ تبدیل به مسلمان شدید و یک مسلمان به دنیا می آیید.‏
‏ حالا اگر پدر و مادر شما شیعه باشند شما شیعه شدید.‏
‏ اگر پدر و مادر شما سنی باشند، شما سنی می شوید.‏
‏ خب این نگاه برگرفته از همان نگاه ابتدایی است که در یهودیت هم شکل گرفته و یهودیت را ما درباره اش صحبت کردیم و ‏چند باری بهش اشاره کردیم که یک دینی است که بر پایه نژاد اصولا شکل گرفته.‏
‏ یعنی شما مواجه می شید با این قوم بنی اسراییل.‏
‏ این نژادی که حالا نژاد برگزیده خدا هست، دینی است که دین نژادی است.‏
‏ نه تنها این دین را به نوعی به ارث می برند شبیه به همون کاری که در اسلام اتفاق افتاده.‏
‏ دریچه ها رو هم حتی بستند که دیگرانی هم وارد این نگاه و باور بشن و قرار هست که این دین همواره جریان در دل همین نژاد ‏داشته باشه.‏
‏ و حالا شما مواجه میشید با اسلامی که حالا دریچه ها رو باز گذاشته از این مبحث دینی فاصله گرفته.‏
‏ این که شما می تونید با هر نگاهی، با هر نژادی، با هر قومیتی وارد این دین بشید حتی شما قرار هست که به زور شمشیر وارد ‏این دین بشید که حالا در باب اون هم صحبت کردیم.‏
‏ قرار هست که شما با جنگ و جهاد و خونریزی راهی رو در برابرتان داشته باشید که چیزی فرای این دین نباشه.‏
‏ یعنی شما قرار هست یا کشته بشید یا به این دین باور پیدا کنید.‏
‏ اما فرای این نگاهی که حالا دربارش صحبت کردیم ما مواجه میشیم با این وراثتی بودن این دین یعنی همتایی با یهودیت.‏
‏ این که شما وقتی به دنیا می آید شما مسلمان هستید، شما مسلمان شیعه هستید.‏
‏ شما به واسطه پدر و مادری که داشتید حالا مومن به اون دین به حساب میاید و اصولا جزئی از این دسته به حساب میاد و در ‏برابرتان هم یک موضوعی وجود داره به اسم ارتداد.‏
‏ اینکه اگر قرار باشه بعد از اینکه بزرگ شدید، بعد از اینکه حق انتخابی پیدا کردید، بعد از اینکه تونستید به نوعی خوبی رو از ‏بدی تشخیص بدید و بتونید مطالعه بکنید و خودتون تحقیق بکنید.‏
‏ اگر به یک باوری رسیدید که حالا به نوعی رستگاری خود را در یکی دیگر از ادیان ابراهیمی مثلا دید.‏
‏ حالا مثلا شما دری به تخته خورد و شما مسیحی شده دیگه یا خواستید که یهودی بشید؟
‏ حالا هر چند که در باب یهودیت هم صحبت کردیم و نژادی بودنش رو گفتیم.‏
‏ اما اصولا اگر شما خواستید نگاهتون رو تغییر بدید، حالا اگر حتی خواستید یک دین دیگری رو انتخاب کنید مثلا برید و ‏بودایی بشید برید بهایی بشید، برید هر دینی رو برای خودتون انتخاب بکنید.‏
‏ شما مواجه هستید با ارتداد، ارتداد که حالا حکم قتل شما رو صادر کرده و شما قرار هست که کشته بشید.‏
‏ به این واسطه اگر بیخدا هم بشید که خب قاعدتا مشخص هست که چه سرنوشتی رو خواهید داشت.‏
‏ پس ما با یک مفهومی به اسم ارتداد روبرو شدیم که تا این اندازه قدرتمند کرده که وراثتی بودن این دین رو.‏
‏ یعنی اگر ما در این قسمت از برنامه سعی کردیم پیرامون یک مبحثی مثل ارتداد نزدیک بشیم به واسطه این قدرتمند بودن نگاه ‏وراثتی دین اسلام هست.‏
‏ یعنی حالا بر می گردیم به موضوع بحث این برنامه که همون فرزند آوری بود ما گفتیم که پس مسلمون ها اون نگاه اسلامی، ‏اون نگاه دگم اسلامی پیرامون فرزند آوری به شدت توصیه کرده که شما باید فرزند بیارید.‏
‏ احادیث و روایات بیشماری در این راستا وجود داره.‏
‏ محمدی که حالا داره در باب این میگه که شما باید کل جهان رو پر از مسلمون ها بکنید و با همین زاد و ولد خودتون هم همین ‏کار رو انجام بدید.‏
‏ حالا با توجه با این نگاهی که ما پیرامون این وراثتی بودن دین کردیم و در عین حال در کنارش یک معنایی مثل ارتداد رو هم ‏مطرح کردیم، داره به شما نوید این رو میده که قرار هست با زاد و ولد و فرزند آوری و تولید مثل ارتش اسلام ساخته بشه.‏
‏ قرار هست که به واسطه وراثتی بودن این دین هر فرزندی که از این مسلمون ها به دنیا میاد مسلمون باشه و راهی هم به جز باور ‏به اسلام نداشته باشه چرا که جون خودش رو در برابر میزاره.‏
‏ حالا فرضا این که ما میتونیم حمله بکنیم و کشور های دیگه رو به زیر پا له بکنیم و مردمش رو از زیر تیغ بگذرونید به ‏وحشیانه ترین شکل این ها رو بکشیم و به استثمار بگیریم.‏
‏ به عنوان برده و کنیز بفروشیم تا در نهایت یک تعدادی از این ها به زور شمشیر باورمند به دین ما بشن.‏
‏ در کنار این می تونیم فرزند آوری بکنیم.‏
‏ می تونیم مسلمون ها با هم ازدواج بکنند و بچه بیارن و تعداد بیشماری بچه بیارن تا همه این ها هم تبدیل به مسلمانان آینده ‏بشن.‏
‏ و اگر قرار باشه این ها نظرشون رو تغییر بدن، مواجه بشن با یک مفهومی به اسم ارتداد و یک حکم مشخصی که در قبال این ‏مرتدان شکل میگیره.‏
‏ این که این ها فقط و فقط در یک کشور اسلامی به دنیا اومدن توسط یک پدر و مادر اسلامی به دنیا اومدن به نوعی دلیلی است ‏برای این که تا آخر عمر وابسته به این دین باشن و باورمند به این دین باشن و جون خودشون رو در برابر این تغییر دین بذارن.‏
‏ و شما مواجه میشید با این مفهوم به اسم ارتداد.‏
‏ در کنار این، اعتقاد به این فرزندآوری در راستای اینکه در نهایت یک ارتش قدرتمندی را برای اسلام به وجود بیاورد.‏
‏ پس شما مواجه می‌شوید با این توصیه بزرگ و عظیمی که مدام اسلام در باب فرزندآوری دارد.‏
‏ یک دلیلش قاعدتا آن نگاه طبیعی است که در جهان وجود دارد.‏
‏ در بین تمامی نگرش ها گفتم یک نگاهی است که شما وقتی در باب مقوله تولیدمثل و فرزندآوری صحبت می‌کنید، با هر ‏نگاهی که تقریبا آشنا می‌شوید، به جز یک نگاه های محدودی که وجود دارد در جهان که مخالف فرزندآوری باشد.‏
‏ اما نگاه غالب جهانی همواره چه از نظر سیاسی، چه از نظر دینی و فرهنگی، چه از نظر اجتماعی، چه از نظر مذهبی، حتی از نظر ‏طبیعی همواره در همین راستا بوده که انسان ها باید فرزندآوری کنند.‏
‏ اما در کنار این دلیل مشخصی که برای همه یکسان هست، اینکه طبیعت دارد به ما مدام نشان می‌دهد که باید فرزندآوری کنید.‏
‏ دارید به نوعی وحشیانه ترین شکل ممکن در باب این فرزندآوری قدم برمی‌دارد.‏
‏ فرای این، وقتی به مفهومی مثل اسلام میرسید مواجه میشوید با ساخت یک ارتش قدرتمندی برای اسلام به واسطه این وراثت ‏و در عین حال با نزدیک شدن به یک مفهومی مثل ارتداد دارای یک قفسی را می سازد.‏
‏ از این فرزندان بیشماری که ساخته میشوند و قرار است که تصویری از این ارتش اسلامی بکنند تا نهایتی که زنده باشند ‏مجبورند که باورمند به این دین باشند.‏
‏ در این تحمیل باید به پیش بروند و اصولا این ارتش را خواهند ساخت.‏
‏ حالا اینکه از آن نگاه ابتدایی بود که در باب به نوعی نگاه در نگاه به فرزندآوری در اسلام صحبت کردیم و دلایلش را گفتیم.‏
‏ اما فرای این حالا مواجه میشویم با یک چیزی به اسم فرزندآوری.‏
‏ حالا قرار است که این فرزند به دنیا بیاید، یک مقداری نزدیک بشویم به دنیایی که بعد از به دنیا آمدن برای این فرزند اتفاق ‏می افتد.‏
‏ آن نکته ابتدایی که گفتیم یعنی شما با یک فرزندی روبه رو هستید که محکوم به مسلمان بودن است.‏
‏ به واسطه این وراثت او اصولا مسلمان زاده میشود و فرای اینکه حالا مسلمان زاده شده هیچ حق انتخابی هم نداره.‏
‏ هیچ حق تغییری هم نداره.‏
‏ این که اون ابتدایی ترین امری هست که دربارش صحبت کردیم و مشخص هست که نگاه اسلامی نسبت به انسان ها اصولا ‏چگونه در شکل یک ابزاری که حالا قرار هست که این نگاه اسلامی را بسازد، از همان ابتدا هم او شمایان را به عنوان بنده و ‏برده خود قبول می کنه دیگه.‏
‏ حالا شما بندگان و بردگانی هستید که این نگاه رو از همون ابتدا گرفتید، هیچ راهی هم ندارید که بخواید باور خودتون رو ‏تغییر بدید.‏
‏ شما تبدیل به اون سربازانی میشید که حالا فقط و فقط باید فرمانبردار باشید.‏
‏ یک فرمانی هست از آسمان میاد توسط نایبان و نمیدونم نشانه های او قرار هست که گفته بشه و شما فقط و فقط باید ‏فرمانبردار باشید.‏
‏ اما فرای این شما مواجه میشید با فرزندی که حالا هیچ حق و حقوقی نداره.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با فرزند و اصولا قاعده فرزند و فرزند آوری در اسلام مواجه با این میشید که خب فرزندان هیچ ‏حق و حقوقی ندارند و اصولا موضوع مهم وظیفه ایست که بر دوش این فرزندان گذاشته می شود.‏
‏ آنها وظیفه دارند که مسلمان باشند.‏
‏ وظیفه دارند که در برابر پدر و مادر خود به نیکی رفتار کنند و اصولا قاعده دینی همواره هم بر همین پایه بوده.‏
‏ یعنی شما با ادیانی روبرو شدید در طول تاریخ که همه چیز را بر پایه وظیفه قلمداد کرده اصولا چیزی به اسم حق برای کسی ‏قائل نشده.‏
‏ ما با معانی حق بعد از این تکاملی که در بین نظام های فکری انسانی شکل گرفته مواجه می شویم.‏
‏ اصولا حق پنداشتن و حق قائل شدن برای انسان ها یک موضوعی مثل حقوق بشر از دستاوردهای دنیای انسانی است و از ‏دستاوردهایی است که انسان و نظام فکری انسانی به این معانی رسیده.‏
‏ اما وقتی شما با معانی مذهبی رو به رو می شوید، وقتی با معانی اسلامی رو به رو می شوید، چیزی به اسم حق برای شما در نظر ‏گرفته نشده.‏
‏ شما پر از وظیفه هستید.‏
‏ یک بنده سراسر وظیفه است در برابر خدا.‏
‏ و حالا این شکل و این رویه تغییر پیدا می‌کند که حالا ما جلوتر که برویم می‌توانیم بیشتر هم در باره اش صحبت بکنیم و این ‏به نوعی تصویری که دارد داده می‌شود و ما چندین بار هم درباره‌اش صحبت کردیم.‏
‏ اصلی به اسم خدا نگاه یکتا پرستانه که مدام در حال بازتولید است و این نظم را به چرخه در می‌آورد.‏
‏ در خود نگاه اسلامی هم درباره‌اش صحبت شده.‏
‏ ما مثال‌هایی زدیم و در این قسمت هم سعی می‌کنیم بیشتر هم نزدیک بشویم به این معنا.‏
‏ پس اصولا ما پس روبه‌رو شدیم با یک فرزندی که حالا هیچ حق و حقوقی ندارد و سراسر وظیفه است و قرار هست که ‏وظایف خودش را به پیش ببرد.‏
‏ در برابر پدر و مادر پر از وظیفه است، در برابر خدا پر از وظیفه است، در برابر این دین پر از وظیفه است.‏
‏ اصولا وظیفه دارد که مسلمان باشد و وظیفه دارد که دین خودش را تغییر ندهد.‏
‏ هیچ حقی ندارد برای اینکه بخواهد دین خودش را تغییر بدهد.‏
‏ نگاه خودش را تغییر بده.‏
‏ قرار باشد یک نوع دیگری جهان را ببیند در برابر حتی یک نگاه اسلامی هم قرار بگیرد.‏
‏ قاعدتا تمام این ها مساوی است با مرگ.‏
‏ پس حقی برایش قائل نمی شوند و در برابرش فقط و فقط وظیفه است که شکل بگیرد.‏
‏ اما فرای ایمان ما روبرو می شویم با یک موضوعی به اسم آموزش.‏
‏ ما در باب آموزش و تعلیم هم بارها صحبت کردیم.‏
‏ اینکه قاعدتا بزرگترین راهبر انسان ها در جهان هستی آموزش و تعلیم است.‏
‏ نمونه هایش بیشمار.‏
‏ شما امروز به جهان پیرامون خودتان نگاه بکنید.‏
‏ به کشور ها، به انسان ها، انسان هایی که مورد تعلیم قرار گرفته اند.‏
‏ این تعلیمات اجتماعی تا چه اندازه در این جوامع مختلف نقش ایفا کرده؟
‏ امروز اگر با یک کشوری مثل سوئیس روبه رو می شوید به واسطه این نیست که این ها انسان هایی هستند که خوش ذات اند، ‏ذات خیلی خوبی دارند و این حرف ها به واسطه آن تعالیمی است که این ها دیده اند.‏
‏ به واسطه تغییر این تعالیم است که در نهایت از این ها این انسان ها را ساخته و در نهایت آنها را به این مرتبه فرهنگی رسانده.‏
‏ این تعالیمی که موضوعات بی شماری دارد.‏
‏ من درباره تعلیم هم صحبت کردم.‏
‏ حالا در آینده هم قاعدتا در بابش بیشتر صحبت می‌کنیم چون یک اصل مهمی است در زیستن ما.‏
‏ ما وقتی به مفهومی مثل تعلیم نزدیک می‌شویم، خب گفتن اینکه پیشترها هم فکر می‌کنم درباره‌اش گفته باشم.‏
‏ اگر نگفتم هم خب حالا الان درباره‌اش صحبت کوتاهی می‌کنم.‏
‏ اینکه وقتی شما در باب تعلیم دارید صحبت می‌کنید، مختص به تعلیم و آموزش و پرورشی که می‌شناسید و دانشگاه و مدرسه ‏و اینها نیست.‏
‏ اصولا انسان‌ها از موضوعات مختلفی تعلیم می‌بینند.‏
‏ همین مبانی فکری مستحکمی که شکل می‌گیرد یکی از عوامل بزرگ تعلیم دهنده در زندگی انسان هاست.‏
‏ حتی رفتارهای کوچکی که شما در زندگی‌تون می بینید توسط دوستتون اتفاق می افته، توسط همکارتون اتفاق می افته هم ‏یک تعلیم است.‏
‏ حتی دیدن جهان هستی، دیدن طبیعت و دیدن رفتارهای حیوانات هم تعلیم هست.‏
‏ یعنی انسان ها قاعدتا همواره در پی این تعلیم هستند و این تعالیم مختلف روشون تاثیر های مختلفی هم می ذاره.‏
‏ اما فرای این ها ما یک تعلیم مشخصی هم داریم که در جهان هستی درباره اش صحبت شده و یکی از ارکانی که میتونه جوامع ‏رو تکون بده یعنی همین تعلیم هایی که به عنوان آموزش و پرورش شناخته شده است.‏
‏ این تعالیمی که به عنوان مصادیق مستحکم فکری شکل گرفته، چه در بین فیلسوفان و این مکاتب فلسفی که در جهان شکل ‏گرفته، چه در بین اخلاق گرایان، چه در بین نگاه های سیاسی و در عین حال در نگاه های مذهبی که خیلی هم قدرتمند بوده، ‏شما مواجه می‌شوید با مصادیق بی شماری که در دل مذهب دربارش صحبت شده در باب صحبت های بی شماری که در باب ‏احکام کردن، در باب قوانین کردن و.‏
‏ ما توی این قسمت های مختلفی که پیرامون شناخت اسلام هم بود دربارش صحبت کردیم.‏
‏ اما همتای همان گونه که در باب عشق صحبت کردیم، در باب مهر صحبت کردیم، در باب کار صحبت کردیم، در باب ‏اقتصاد صحبت کردیم و گفتیم که اسلام هیچ صحبتی پیرامون این موضوعات نداره و براش موضوع مهم نیست.‏
‏ وقتی هم به مرحله فرزندآوری می‌رسیم، قاعده همین شکلی هست.‏
‏ شما هیچ آموزشی پیرامون فرزندآوری ندارید.‏
‏ اصلا قرار نیست که این مسلمانان یاد بگیرند که با فرزندشان چگونه رفتار کنند، در قبال آنها چه رفتاری داشته باشند، چه ‏کرداری داشته باشند.‏
‏ قرار نیست که آنها هیچ پیش درآمدی برای داشتن این فرزند داشته باشند.‏
‏ قرار نیست که به هیچ قاعده ای باورمند باشند.‏
‏ قرار نیست که هیچ کار مهمی را انجام بدهند.‏
‏ بعد از اینکه او به دنیا آمد، قرار نیست که یک شرایطی را از پیش برای خودشان فراهم بکنند تا این فرزند را بیاورند.‏
‏ فقط قرار است که فرزند را به وجود بیاورند و به نوعی پس بیندازند.‏
‏ قرار است که آن ارتش قدرتمند خداوندی را به وجود بیاورند.‏
‏ این ارتش چشم و گوش بسته ای که قرار به فرمانبرداری دارد، قرار است یک رفتاری را فقط و فقط انجام بدهند.‏
‏ یک فرزند آوری اتفاق بیفتد بدون اینکه هیچ آموزشی ببینند.‏
‏ این فرزندان هیچ حق و حقوقی ندارند که حالا قرار باشد آموزشی پیرامون رفتار شما با آنها داده بشود.‏
‏ قرار است آنها سراسر وظیفه باشند و به نوعی در خدمت شمایی که حالا پدر و مادر آنها هستید قرار بگیرند.‏
‏ پس ما مواجه می شویم با این که هیچ معنایی که مترادف با آموزش پیرامون فرزندآوری در اسلام مطرح نشده است.‏
‏ مصداق دیگر موضوعاتی که ما درباره اش صحبت کردیم که هیچ وقت برای اسلام مهم و ارزشمند نبوده.‏
‏ پیرامون این فرزندآوری و شرایط و آموزش هایی که قرار است ببینند و والدین هم هیچ وقت صحبتی نشده و به نوعی برایشان ‏هیچ اهمیتی نداشت.‏
‏ این فرزندان در عین حال هیچ گونه حق و حقوقی هم نداشتند.‏
‏ اما در کنار این ما مواجه می‌شویم با یک مفهوم دیگری به اسم قداستی که برای والدین شکل گرفت.‏
‏ گفتم پیرامون این هم صحبت می‌کنم.‏
‏ قبلا هم درباره اش اشاره کرده بودم.‏
‏ گفتیم ما یک معنایی داریم به اسم خدا که حالا این خدای یکتا قدرتمند تر از دیگران در نوک هرم قرار گرفت.‏
‏ گفتیم که این مدام در حال بازتولید خود هست، حالا چه توسط خود آن دین مشخص که اسلام باشد و صحبت هایی که ‏پیرامون این ساختن به نوعی نظم هایی در کنار این نظم مطلق قلمداد کرده و درباره اش صحبت کرده، فرای آن در دل خود ‏مسلمان ها و باورمندان و این تفکری که در نهایت باور به آن یکتایی و قدرت دارد هم شکل می گیرد.‏
‏ اما در باب یک موضوعی مثل والدین به صراحت در قرآن و در خود نگاه اسلامی صحبت شده یعنی این طبقات یک به یک ‏برشمرده می شود.‏
‏ شما با یک خدا در آسمان رو به رو هستید.‏
‏ این خدا بندگانی دارد، بندگان و بردگانی که فرمانبردار فرمان های او هستند.‏
‏ فرای این خدا و این بندگان.‏
‏ حالا خود این بندگان هم مرتبتی می گیرند.‏
‏ مرتبت آنها اشرف بودن آنهاست.‏
‏ اشرف مخلوقات بودن است و ارزش بالاتر و فراتری که نسبت به دیگر جانداران، حیوانات و گیاهان دارند و به نوعی ارباب بر ‏آن ها هستند.‏
‏ این ها برای لذات آن ها به وجود آمدند.‏
‏ این مرتبت را اگر به پیش بریم در نهایت به یک مفهوم می رسیم به اسم والد که حالا به خصوص والد هم به عنوان والد پدر و ‏آن والد مذکر است.‏
‏ همان طور که وقتی در باب جنسیت هم نگاه می کنیم مرد را بالاتر و با ارزش تر می داند.‏
‏ نوک هرم قرار می دهد، فرمانده قلمداد می کند و به نوعی فرمانبردار در برابر او زن می داند.‏
‏ حالا در زمینه والد هم اصولا کلیت این والد قرار است که فرمانده بر او فرزند باشد.‏
‏ فرزندی که فرمانبردار است، فرزندی که بنده و عبد و عبید در برابر او خدایگانی است که به عنوان والد تصویر شده اند و در ‏خود والت ها هم باز طبقه ای را قرار می دهد که حالا قرار است مرد و آن والد مذکر و آن پدر در نوک هرم قرار بگیرد.‏
‏ حتی این جنسیت تا جایی پیش بره که پدر اون پدر هم به نوعی جایگاه بزرگتر و والاتری رو نسبت به اون مادر داشته باشه و ‏این نگاه طبقاتی و شکل گرفتن این طبقات بیمارگونه رو می بینی که چگونه در این سیستم فکری اتفاق می افتد و شما مواجه ‏هستید با این لایه لایه کردن و این دایره ای که شکل می دهد و مدام اینها رو از این دایره بیرون می کند و داخل این دایره می ‏میکنن و هی این دایره رو تغییر شکل میدن و شما مواجه میشید با این طبقات ساخته شده در این نظامی که همواره در حال ‏بازتولید خود است.‏
‏ فرای این که این نگاه ها در دل اسلام شکل بگیره.‏
‏ شما میتونید مواجه بشید با این طبقاتی که بدتر از اون توسط مسلمون ها و یا توسط دیگران هم شکل میگیره.‏
‏ کسانی که به این نظام و به این نوک هرم باورمند هستند و این نظام رو اصولا با همین نگاه شکل دادند و به پیش بردند.‏
‏ پس شما مواجه میشید با این قداستی که پیرامون والدین ساخته میشه و ما یک خدایی بر زمین داریم که والد هست و فرزندی ‏که در برابر او هیچ حقی نداره و سراسر وظیفه است.‏
‏ یعنی همه ارکانی که ما دربارش صحبت کردیم یکتا و یکسان میشه.‏
‏ همانگونه که ما خدایی داریم در آسمان که قدرتمند هست که یکتا هست که همه چیز برای اوست که فرمانده هست و اصولا ‏همه حق و حقیقت به نزد اوست و هر که در برابر او قرار داره تمامی بندگان قرار هست که در قبال او وظیفه داشته باشند.‏
‏ حالا همان تصویر در قبال این خدایگان ساخته شده بر زمین هم شکل میده.‏
‏ حالا ما یک والدی رو داریم که پر از قداست هست.‏
‏ این یکتا هست، قدرتمند هست، توانا هست، دانا هست، همه چیز از آن اوست، تمام حقیقت به نزد اوست و هر چه به نوعی ‏فرزند در برابر این خدای بر زمین خود دارای وظیفه هست یعنی همان ساختار با همان اشکال حالا شکل گرفته در قبال دو ‏موجود دیگر در قبال والد و فرزند و ما مواجه میشیم با این وظیفه ی بیشماری که فرزندان در قبال او دارند.‏
‏ گفتیم که همه حقیقت.‏
‏ پس به نزد این خدای بر زمین و این خدای تازه ساخته شده است.‏
‏ یعنی این خدایی که به عنوان والد ما میشناسیم حالا کار به جایی میکشه که این والدی که همه حقیقت به نزدش هست، حتی ‏خون و ریختن خون اون فرزند هم حقی است در اختیار اون فرزندی که سراسر وظیفه است.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این نگاه بیمارگونه ای که همان نگاه یکتا پرستانه و همان نگاه نوک هرمی است که خدا نسبت به ‏بندگان خود دارد، بر زمین هم هویدا می‌شود.‏
‏ یعنی همان نگاهی که ما درباره‌اش صحبت کردیم.‏
‏ خدا در قبال بندگان خود پاسخگو که نباید باشد.‏
‏ این خدا پر از قدرت است، قدرت همه چیز از آن اوست.‏
‏ خب این خدایی را ما داریم که پاسخگو پس در برابر دیگران نیست.‏
‏ جان آنها هم در برابر او بی ارزش و بی معناست.‏
‏ به راحتی حاضر است که فرمان بده تا حتی فرزند خود را هم قربانی راه او بکنید.‏
‏ همه جان شما برای او.‏
‏ شما قرار است که در جنگ‌ها برای او به نام او شهید بشوید، از بین برید، کشته بشید، دیگران را بکشید، فرمان های او را به ‏پیش ببرید.‏
‏ حالا همین نگاه دگم بر می گردد و والد را در این جایگاه قرار می‌دهد.‏
‏ خدای بر زمین می‌شود.‏
‏ حالا والد نرینه و مذکر و پدر حتی حاضر هست یعنی قانون و قاعده و این حق را در اختیارش قرار می‌دهد که فرزند خودش را ‏سر ببرد.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید.‏
‏ امروزه در جوامع اسلامی هم این قوانین وجود داره و در ایران خودمون هم حتی وجود داره.‏
‏ اینکه یک پدری میتونه به راحتی فرزند خودش رو سر ببره و بکشه، از بین ببره داغدارش بکنه، بدترین و وحشیانه ترین رفتارها ‏رو باهاش بکنه.‏
‏ چرا که همه حقیقت در اختیار اوست و هرچه فرزندان دارند وظیفه در برابر اوست.‏
‏ و ما مواجه میشیم اگر در کشور ما، در بین مردم ما این فرهنگ کمتر حاکم هست و قدرت کمتری داره یک دلیل واضح و ‏مبرهن اون تغییر جهان هستش.‏
‏ تغییر نگاه ها در جهان هست.‏
‏ این هیچ ارتباطی به نگاه های اسلامی نداره.‏
‏ نگاه های اسلامی در نقطه ضعف هستند چرا که داره جهان تغییر میکنه و نگاه های غالب داره تغییر میکنه.‏
‏ فرای اون به واسطه اون فرهنگی ست که در بین مردم وجود داره.‏
‏ فرهنگ عرفی که فارغ از نگاه های به نوعی اسلامی در دل این مردم شکل گرفته در طول این تاریخ فرهنگی که ماورای این ‏نگاه های اسلامی بوده، اینها باعث شده که شاید اینها کم رنگتر باشه.‏
‏ این نگاه هر چند که وجود داره باز هم قدرتمند هست.‏
‏ باز هم این ریشه های فکری در بین مردم ایران هم جاری و ساری بوده.‏
‏ در طول این تاریخی که از ما گذشته در گذشته بیشتر و وحشتناک تر در امروز شاید کمرنگ تر اما باز هم شاید کمرنگ تر.‏
‏ شما مواجه میشید با نمونه های افسارگسیخته ای از این نگاه بیمار که تمام حق و حقیقت رو در اختیار این به پدر و مادری داده ‏که خدایگان بر زمین هستند و شما مواجه میشید با این حقیقتی که به نزد خود دارند و حاضرند هر رفتاری رو با فرزندان ‏خودشون انجام بدن و این حقی است که در اختیار اینها قرار گرفته، قانونی است که حامی این ها هست و موضوع مهم بحث ‏هم همین جاست.‏
‏ یعنی ما در باب موضوعات دیگه هم صحبت کردیم، گفتیم شاید یک سری رفتارهای غیرعادی رو انسان ها انجام بدن اما ‏اونجایی که خیانت تبدیل به قانون می شود.‏
‏ در دل اسلام تبدیل به چند همسری میشه و این رفتار وحشیانه میشه.‏
‏ که موضوع قابل بحث و عرض ماست.‏
‏ و در باب این فرزندآوری و نگاه به فرزندان هم موضوع قابل عرض این هست که ما با یک فرزندی روبرو میشیم که هیچ ‏حقی رو در اختیار نداره.‏
‏ هیچ قانونی نیست که به نوعی حامی او باشه.‏
‏ او سراسر وظیفه هست.‏
‏ هیچ آموزشی در قبال این والدین انجام نمیشه.‏
‏ هیچ شرایطی رو از اونها نمیخوان که فراهم بکنن برای این فرزند آوری اگر از نظر مالی مشکل دارن تشویق میشن به اینکه باز ‏هم فرزند بیارن فرزندهای بیشمار بیارن.‏
‏ اگر مهر و محبتی در وجود اینها نیست، اگر هیچ آموزشی پیرامون تعلیم و تربیت درست کودکان ندیدند، اگر نمیدونم باید ‏چه رفتاری رو بکنن مدام به اینها گفته میشه که باید فرزند بیارن.‏
‏ اگر جهان امروز با علم به این نتیجه رسیده که فرزند باید یک تعداد کمی داشته باشه که بتونن اصولا فردایی که علم میخواد ‏برسونه، اینکه انسان میتونه به راحتی و سادگی به این موضوع نگاه می کند.‏
‏ اینکه اگر چندین کودک رو شما در اختیار داشته باشید قاعدتا نمی تونید اونها رو مورد آموزش قرار بدید و آموزش درست ‏قرار بدید، نمی تونید بینشون اون رفتار عادلانه و برابرانه رو به وجود بیارید.‏
‏ نمی تونید مهر و محبتی به در اختیار اونها بذارید.‏
‏ نمی تونید از نظر مالی حتی اونها رو تامین کنید و هزاران عناوینی از این دست.‏
‏ اما قرار نیست که شما این شرایط رو داشته باشید.‏
‏ قرار هست که فقط و فقط شما فرزند بیارید چرا که قرار هست اینها تبدیل به یک ارتشی بشن.‏
‏ ارتشی که حالا چشم و گوش بسته قرار هست که فقط و فقط فرمانبردار باشند.‏
‏ اونها قرار نیست که حق انتخابی داشته باشن.‏
‏ در جبر و تحمیل قرار هست که مسلمان و در عین حال سرباز خدا و فرمانبردار خداوند باشند.‏
‏ حالا یک قداستی همتای اون قداستی که برای خدا تصویر شده ساخته میشه و این والدین رو در این جایگاه قرار میده که ‏خدای اونها بر زمین بشن.‏
‏ این بچه ها و این کودکان سراسر وظیفه در برابر این خدای بر زمین هستند و به نوعی تمام حق و حقیقت به نزد این والدین ‏هست.‏
‏ حالا میتونن به سادگی اونها رو ضرب و شتم بدن، بکنند، بکشند، بدترین رفتارها رو باهاشون انجام بدند تا سر ببرند و.‏
‏ شما مواجه میشید با این نگاه های بیمارگونه.‏
‏ و اصولا تشابه خدا با والدین بر روی زمین و اینکه همان نگاه است که شکل گرفته و به پیش رفته.‏
‏ در باب این ها خیلی خیلی می شه صحبت کرد.‏
‏ نمونه های بیشماری هست، مثال هایی هست ولی ما خواستیم که کلیات رو با هم مطرح کنیم و بیشتر نزدیکی به این معانی در ‏کلیات بشیم.‏
‏ اما ثمره این نگاه ها در جوامع امروزی هم شما میتونید ببینید.‏
‏ اینکه تا چه اندازه این جنون بی حد و حصر جوامع بیمارگونه بی شماری رو بوجود آورده.‏
‏ یعنی با هم نزدیک بشیم به تک تک این معانی که دربارش صحبت کردیم و بعد دستاورد هایی که در این جوامع اسلامی به ‏نوعی شکل دادند.‏
‏ یعنی شما نگاه بکنید امروز در جوامع اسلامی که به واسطه این توصیه وحشتناکی که نسبت به فرزند آوری شده تا چه اندازه ‏مواجه می شوید با فرزندآوری؟
‏ این ها هر چه قدر معتقد تر باشند، چگونه بیش تر و بیش تر فرزند می آورند و بیش تر و بیشتر انسان های بیش تری را وارد ‏این دنیا می کنند بدون اینکه هیچ آموزشی دیده باشند که چگونه با این فرزند ها رفتار بکنند بدون اینکه در نظر بگیرند آیا ‏شرایط لازم را برای این فرزندآوری در اختیار داشتن در فقر و فلاکت دارند زندگی می کنند اما به سادگی بچه می آورند.‏
‏ بچه ها را به دنیا می آورند بدون اینکه بدانند اصلا باید با این ها چه رفتاری بشود بدون اینکه حتی احتیاجات ابتدایی آن ها را از ‏نظر مالی داشته باشند، بدون اینکه حتی در وجودشان ذره ای و یا قطره ای مهر وجود داشته باشد، عاطفه وجود داشته باشد یا ‏حتی بدانند که باید چگونه مهر و عاطفه را گسترش بدهند، چگونه با دیگران در میان بگذارند، چگونه بتوانند در این مهر و ‏عاطفه این ها را سیراب بکنند.‏
‏ هیچ شرایطی برای اینکه بتوانند این فرزندان را به نوعی تعلیم بدن تربیت بکنند.‏
‏ حتی برخی اینطور به مدرسه بفرستند حتی شرایط این را داشته باشند که به نوعی شکم اینها را سیر بکنند.‏
‏ باز هم مواجه می شویم با این فرزند آوری های بی حد و حصر و مواجه می شویم با این جوامعی که حالا دارد به بدترین شکل ‏این فرزند ها را تعلیم و تربیت می دهد، اینها را تبدیل به یک سری بیمار می کند که فرمانبردار در برابر آن فرمانده بزرگ ‏هستند.‏
‏ یعنی نمونه هایش را نگاه بکنید.‏
‏ مثلا در پاکستان نگاه بکنید که چگونه این کودکان را در استثمار خود می گیرند و با مغزشویی تبدیلشون می کنند به مجاهد ها ‏و مجاهد های راه خدا.‏
‏ چگونه اینها را تبدیل به جماعتی می کنند که حالا انتحاری می کنند؟
‏ چگونه از این کودکان استفاده می کنند در جنگ ها تا گلوله بزنند و دیگران را بکشند و یا کشته بشوند؟
‏ شما مواجه می شوید با این نگاه بیمارگونه.‏
‏ در همین جمهوری اسلامی نگاه بکنید که رفتاری که با این کودکان می شود چگونه دارند اینها را مغزشویی می کنند تا یک ‏ارتش احمقانه ای را برای یک قدرت ابلهانه تر شکل بدهند.‏
‏ چگونه دارند دارم با این نگاه های بیمارگونه آن ها را از زیستن از کودکی خودشان دور میکنند.‏
‏ از اینکه بتوانند حتی زندگی کنند.‏
‏ چگونه مدام داریم مواجه می شویم با این عطش به فرزند آوری برای ساختن آن ارتش بیمارگونه در کشوری که حتی از پس ‏زندگی و زیست اجتماعی و اقتصادی همین مردمی که امروز هم حضور دارند هم برنمی آید.‏
‏ حالا این ها مدام دارند تکرار می کنند که شما فرزندان بیشتری بیاورید که در این فقر و فلاکت بیشتر و بیشتر له شوند.‏
‏ به هزاران هزار جرم و جنایت کشیده بشوند.‏
‏ به فراخور این فقری که وجود دارد هی جرم و جنایت بیشتر بشود.‏
‏ حالا اینها قربانیان این فقر بشوند و در نهایت به هزاران جنایت کشیده بشود.‏
‏ بدترین رفتارها با آن ها بشود در کنارش مواجه می شوید با این پدر و مادرانی که ذره ای تعلیم و تربیت ندیدند برای مواجهه.‏
‏ یعنی مبحثی مثل دختر آوردن در دل مسلمان ها که حالا قرار است از این ها برای این ها چه دنیایی رو بسازه.‏
‏ دنیای آلت پرستانه ای که قرار هست اینها رو تا چه اندازه دور از معانی زیستن بکنه.‏
‏ تا چه اندازه اینها رو دردمند بذاره؟
‏ تا چه اندازه اینها رو تبدیل به انسان های درخودمانده و درمانده بکنه و انسان های افسرده بکنه و اینها رو فراری بده از خونه ها، ‏اینها رو به دامان وحشتناک و وحشیانه اجتماعی بفرسته که حالا دندان تیز کردن به واسطه این آموزه ها برای دریدن که حالا ‏در باب این مسائل هم صحبت خواهیم کرد.‏
‏ در یک ویژه برنامه جدای پیرامون آلت پرستان و این دنیایی که ساختند هم صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما مسلما هر کسی مصداق های بی شماری که در باره این فرزند آوری اسلامی وجود داره باهاش روبرو شدیم.‏
‏ با اینکه چگونه پدر و مادرانی وجود دارن که فرزندان خود رو تباه میکنن، فرزندان خود رو دستاویزی برای خود قرار میدن تا ‏به آرزوهاشون به عنوان مثال برسن.‏
‏ آرزوهایی که از پیشتر ها داشتن رو حالا به نوعی اسباب بازی هایی رو ساختن برای خودشون تا این آرزوها رو به پیش ببرن.‏
‏ اینها رو قربانی راه خودشون میکنن.‏
‏ اینکه اینها رو قربانی راه خدا میکنن، اینکه حالا برخی اینها رو سر میبرن در این نظام فکری بیمارگونه و این آلت پرستی که در ‏بین مسلمونها جاری و ساری هست.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با جماعتی که فرزند دختر خودش رو مثلا سر بریده به واسطه که با کسی رابطه ای داشت.‏
‏ شما مواجه میشید با این مدرسه های جنون سازی که حالا قرار هست در کشورهای مختلف یک جماعتی رو بسازه برای اینکه ‏از اون مبانی اسلامی دفاع بکنن، خودشون رو پرپر بکنن در آتش.‏
‏ فردا این مواجه بشید با فقر و فلاکت سرشاری که وجود داره.‏
‏ این عدم مهر و عاطفه ای که در این خانواده ها وجود داره، این خانواده ها و این کودکانی که در نهایت در بدبختی و مصیبت ‏بدون مهر و عاطفه بزرگ میشن بدون اینکه تعلیم درستی ببینن، بدون اینکه حتی پدر و مادران اونها تعلیم دیده باشن تا این ها ‏رو بخوان باور بارور بکنن.‏
‏ و شما مواجه میشید با این جوامع وحشتناکی که در این جنون گیر کرده و میشه دربارش ساعت ها صحبت کرد و مصداق های ‏بیشماری رو دربارش بیان کرد.‏
‏ و در نهایت هم شما یک نگاهی بکنید به این جنونی که در بین این مسلمون ها وجود داره.‏
‏ با توجه به این تفاسیری که ما دربارش صحبت کردیم که چگونه انسان ها رو توصیه میکنن به این فرزندآوری؟
‏ چگونه مادامی که دارید میبینید وجود یک مسلمان توامان شده با اینکه دیگران رو ترغیب بکنه به این فرزندآوری بی هدف و ‏بی نتیجه؟
‏ اینکه قرار نیست به اینها تعلیم داده بشه، قرار نیست که اون ها رو باور بکنید که اصلا چگونه قرار هست که با اون با این بچه ها ‏رفتار بکنید؟
‏ آیا شما در خودتون شرایط لازم و کافی رو میبینید که بخواید بچه دار بشید؟
‏ آیا شما در این جایگاهی قرار گرفتید؟
‏ به این بلوغ فکری رسیدید؟
‏ به این بلوغ احساسی رسیدید؟
‏ آیا از نظر مالی برای تامین زیستن این بچه ها شرایطی دارید؟
‏ آیا حالا قرار هست که شما دو فرزند داشته باشید یا اینکه 10 فرزند به دنیا بیاورید؟
‏ اصلا مشخص نیست.‏
‏ در بهترین شرایط هم باز هم آنها در فلاکت بزرگ خواهند شد و در بی مهری بزرگ خواهند شد و در بدترین شرایط بزرگ ‏خواهند شد و در نهایت فقط و فقط نگاه ابزاری به این انسان ها که فقط پدید می آیند تا آن ارتش بزرگ را بسازند و شما ‏مواجه می شوید با این چهره لخت و عور که حالا مسلمان ها مدام دارند در باب فرزندآوری صحبت می کنند بدون اینکه ‏درباره اش راهکاری داشته باشند و درباره اش صحبتی کرده باشند، تعلیم داده باشند و اصولا برای آنها فقط ابزاری است که ‏قرار است پدید بیاید.‏
‏ این انسان ها همه و همه ابزاری هستند برای آن خدا و خود.‏
‏ این طبقاتی که مدام در حال ساخته شدن است دارد مدام برای شما ابزارهای تازه ای را می سازد.‏
‏ حالا یک خدایی در آسمان وجود داشت، حالا یک خدایی هم در تخت قدرت به عنوان مثال در جمهوری اسلامی نشسته.‏
‏ این خدای قدرتمند فرمان می‌دهد به اینکه شما باید کودک آوری بکنید.‏
‏ باید فرزند آوری بکنید.‏
‏ باید به فرامین اسلامی گوش فرا بدهید و مدام فرزند به دنیا ببرید که قرار است این به نوعی.‏
‏ اسباب های ساخته شده این ابزار های ساخته شده این بردگان پدید آمده فرمانبردار راه خداوند خداوند بر زمین خودشان.‏
‏ خداوندی که بر ایران حکومت می‌کند را هم به پیش ببرند.‏
‏ خدای در آسمان ها فرامینی داده که حالا این خدای بر زمین که جایگاه او را گرفته بر تخت او نشسته و همان فرامین را تکرار ‏می‌کند.‏
‏ و حالا این بردگان پدید آمده قرار است که همان فرامین را به پیش ببرند و برده و عبد و عبید این خدای قدرتمند باشند.‏
‏ و شما مواجه می‌شوید با این تبلیغ بی حد و حصر و جنون‌آمیزی که توسط مسلمان ها در سرتاسر جهان پیرامون این فرزند ‏آوری انجام می‌شود و این جهان را تا این اندازه به بدبختی و فلاکت و مصیبت می‌کشونه.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شید با هزاران هزار مصیبتی که در جهان شکل گرفته.‏
‏ گاها روبه‌رو میشید با سطل آشغالی که حالا پر شده از یک جنینی که به دور انداختن یک فرزندی که در سر راه ول کردند تا ‏بمیره و سطل آشغال ها.‏
‏ اما امروز پر شده است.‏
‏ کودکان بیچاره ای که فقط و فقط به واسطه آموزه های احمقانه ای که مدام در گوششون تکرار شده، پدر و مادری داشتند که ‏فقط و فقط در پی فرزند آوری بودند بدون اینکه بخوان هیچ راهی رو به پیش ببرند.‏
‏ این فرزندان بی حدی که قربانی این راه ها میشن قربانی جنایت میشن.‏
‏ قربانی خشونت های خانگی میشن.‏
‏ قربانی جنایت پدر و مادری میشن که اونها رو میکشند و از بین میبرند.‏
‏ قربانی جامعه ای میشن که حتی هنوز به اون سطح فرهنگی نرسیده که بتونه وجود اونها رو بشناسه و بتونه وجود اونها رو درک ‏بکنه.‏
‏ یعنی شما وقتی با یک مسئله ای مثل دخترها رو به رو میشید در دل اسلام روبه رو با این امر میشید که هنوز از نظر فرهنگی اینها ‏به جایگاهی نرسیدند که بخوان بتونن حضور این دختر ها رو و این زن ها رو درک کنند، حس بکنند و حتی هنوز به آن نقطه ‏درک نرسیده اند که بتوانند زیستن این ها را قبول بکنند.‏
‏ وجود این ها رو تن این ها رو درک و قبول بکنند که این ها حق زیستن داشته باشند.‏
‏ اگر قرار بود روزی پیامبری در جهان راه و طریقتی را به وجود بیاورد تا دختران را زنده به گور نکنند، به فردای شما روبه رو ‏میشدید.‏
‏ با دخترانی که زنده به گور نشدند اما زنده به گور زندگی کردن.‏
‏ تنها تفاوت دفن نشدن در خاک بود اما دفن شدن در زندگی و زیستن هست.‏
‏ امروز شما مواجه میشید با این نگاه های دیوانه وار و میشه دربارش ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ اما هدف این ذکر مصیبت نیست.‏
‏ قاعدتا هدف تغییر است.‏
‏ هدف نگاه دوباره ای به زیستن هست.‏
‏ هدف تغییر باورها هست و ما در کنار هم می خواهیم که این تغییر را شکل بدهیم.‏
‏ فکر می کنم در باب این موضوع و فرزند آوری در اسلام میشه ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ اما اون ریشه های اصلی که قرار بود درباره اش صحبت بشه رو دربارش صحبت کردیم.‏
‏ در نهایت هم باز با شما در میون میذارم که اگر دوست دارید این راه تغییر شکل بگیره و در کنار من باشید میتونید این صدا رو ‏با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از صدا هم مختص به برنامه ای به نام جان نیز بیشتر از اینکه من بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و انتشار بدم، آراء و ‏عقاید و باورهام رو تحت عناوین کتبی به رشته ی تحریر درآورد.‏
‏ این کتابها در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ میتونید به صورت رایگان این اسامی کتاب ها رو دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید در کنار من باشید تا این راه تغییر ‏شکل بگیره.‏
‏ میتونید این آثار رو با دیگران به اشتراک بزارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏