خب دوستان عنوان این قسمت و موضوعی که قرار هست ما توی این قسمت دربارش صحبت بکنیم یک موضوعی هست که ‏قاعدتا بیشتر شما باهاش مواجه شدید.‏
‏ این که وقتی با یک مسلمانی شروع به بحث می کنید و یک موضوعی رو مطرح می کنید در نهایت مواجه میشید با این که ‏حالا اون یک مثالی میاره که دیگری وجود دارد در جهان که بدتر از من رفتار کرده، بدتر از نگاه ما رفتار کرده و در نهایت با ‏استدلال و به نوعی با مثال آوردن از بدی دیگران سعی می‌کند که خود را خوب جلوه بده.‏
‏ این رو قاعدتا باهاش روبه رو شدید.‏
‏ در هر بحثی که با مسلمون‌ها انجام بدید، در نهایت به یک همچین نقطه‌ای خواهید رسید که ما حالا سعی می‌کنیم در باب این ‏موضوع، در باب کلیاتش و اصولا این نگاه و فلسفه وجودی این نگاه بیشتر و بیشتر با هم صحبت بکنیم.‏
‏ خب ما تا اینجا در این قسمت های که از برنامه شناخت اسلام گذشت، موضوعات بی شماری را در باب اسلام مطرح کردیم ‏که همه و همه بیانگر این بدی نهفته در دل اسلام بوده.‏
‏ مثال های بیشمار این برنامه به نام جان در آثاری که من نوشته ام، در کتاب های مختلفی که آوردم از کتاب آیات ظلم که حالا ‏گردآوری شده از آیاتی است که نشان دهنده این ظلم خداوندی در ادیان ابراهیمی هست و یا در کتاب الله جبار زار که این ‏نمونه ها در اسلام بیان شده و یا در دیگر کتاب هایی که حالا نوشتم.‏
‏ شما با این عناوین رو به رو شدید که پس ما با یک معنای پر از زشتی رو به رو هستیم و بدی های نهفته ای که در دل اسلام ‏وجود دارد، بدی های بی حد و حصری که دربارش میشه ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ در باب نگاهی که مثلا به عنوان مثال با کفار میشه.‏
‏ نگاهی که در برابر این کفار وجود داره، این نگاه وحشیانه و خشونت آلودی که حالا قرار هست که این کفار رو از بین ببره و ‏بکشه و مالشون رو تصاحب بکنه.‏
‏ در برابر محاربین قرار هست که دست و پاها رو ببره، اینها رو به دریا رها کنه، اینها رو بکشه زنده زنده.‏
‏ در باب مسائلی که پیرامون حقوق هست، در باب مسائلی که پیرامون احکام هست، شما مواجه میشید با حالا دزد هایی که قرار ‏هست دست اینها بریده بشه.‏
‏ قرار هست محاربین دست و پاشون بریده بشه.‏
‏ قرار هست که خیانتکاران با سنگ های مردم به بدبختی و مصیبت برسند.‏
‏ قرار است که خشونت در بین این ها ترویج داده بشه.‏
‏ قرار هست که در خیابان ها و در دل مردم بدترین شکنجه ها و شلاق زدن ها اتفاق بیفته.‏
‏ مردم مواجه بشن با این چهره ی لخت و عور از وحشیگری و خشونت.‏
‏ شما مواجه میشید با اون سنگسار که حالا قرار است مردم در این خشونت شرکت بکنند.‏
‏ عناوین بی شمار وقتی نگاه می کنید به زنان، نگاهی که اسلام نسبت به زنان داشته، این نگاه نابرابری خواهانه ای که مدام ‏باهاش روبه رو می شوید.‏
‏ حالا نگاه خشونت باری که نسبت به زنان می شود.‏
‏ این نگاه که از ابتدا خدا نسبت به زنان داشته، این که این ها را جنس دوم قلمداد کرده و شما مواجه میشید با این جهل و جنون ‏سرشاری که در دل اسلام در قبال موجودات مختلف شکل گرفته.‏
‏ در باب نگاه این ها نسبت به حیوانات، نسبت به جان ها، اتفاقاتی که در طول تاریخ در قبال این ها انجام دادند و می دهند.‏
‏ عید قربانی روزگاری که در آن به وحشیانه ترین شکل ممکن دارند در قبال حیوان ها رفتار میکنند.‏
‏ مواجه می شوید با سیلی از گوشت خواری و خون خواری و مرده خواری وحشتناکی که بین مسلمان ها جاری و ساری است.‏
‏ شکار قربانی عناوین بی شماری که با آن روبه رو هستید، رفتار اینها در قبال طبیعت.‏
‏ شما مواجه می شوید با این خون خوارگی که در وجود اینها وجود دارد.‏
‏ این که خود را برتر و اشرف مخلوقات می دانند، این که همه چیز را برای خود قلمداد می کنند.‏
‏ حالا مواجه می شوید با هر کاری که در قبال طبیعت، در قبال جان ها، در قبال حیوانات انجام می دهند و همه و همه را هم از ‏همین نگاه اسلامی بهره می گیرند.‏
‏ شما مواجه می شوید با رفتارهایی که می شود نگاهی که اینها نسبت به عشق دارند چگونه عشق را پایمال کردند؟
‏ چگونه خیانت را تبدیل به یک قاعده و قانون کردند؟
‏ موضوعات بی شماری در طول این برنامه ها، در طول این سی و سه برنامه گذشته ای که ما درباره اش صحبت کردیم، مثال ها ‏و نمونه هایش را زدیم.‏
‏ باز هم درباره اش صحبت کرد.‏
‏ مثال های بیشماری میشه در بابش آورد و میشه ساعت ها، سال ها، روز ها، ماه ها، کتاب های بی شمار، کتابخانه های بی شماری ‏در باب ظلم های نهفته و بدی های نهفته در اسلام صحبت کرد و مثال و نمونه آورد.‏
‏ پس ما مواجه شدیم با یک تصویر مشخصی نسبت به اسلام که پر از این زشتی ها و دیوانگی هاست.‏
‏ در باب تاریخ اسلام وقتی شما نزدیک می شوید به زندگی پیامبر اسلام نگاه می کنید.‏
‏ جنگ ها و خشونت هایی که در طول زیست خود انجام داده، نگاه شهوت آلودی که به جهان داشته، رفتاری که در قبال عایشه ‏داشته، این که حالا یک دختر نه ساله رو به عقد خودش دربیاره و باهاش همخوابگی بکنه، شما مواجه میشید با نمونه های ‏بیشماری که بدی های سرشاری در دل اسلام نهفته است.‏
‏ میشه گفت در بابش ساعت ها صحبت کرد.‏
‏ همین جوری که فکر می کنید باز موضوعات به ذهنتون میاد باز درگیر این موضوعات خشونت بار و وحشتناکی که در دل ‏اسلام شکل گرفته میشید.‏
‏ هر ثانیه فکر کردن باعث به وجود اومدن افکار بیشتری در شما میشه که می تونید در بابش ساعت ها صحبت بکنید.‏
‏ در مجموع منظور صحبت این هستش که شما مواجه شدید با یک نگاه دردآلود و خشونت بار و وحشتناکی در جهان به نام ‏اسلام که حالا این نگاه اسلامی پر از بدی های نهفته در دل خود است مواجه می شید با بدی های بی حد و حصری که میشه در ‏بابش صحبت کرد و ساعت ها زمان گذاشت.‏
‏ دلایلش رو آورد، مصداق ها و نمونه هاش رو بیان کرد.‏
‏ اصولا مواجه می شید با این فکر آلوده ای که حالا همه انواع و اقسام بدی ها و زشتی ها رو در خود جای داده.‏
‏ اما خب قاعدتا فرای این نگاه اسلامی، نگاه های دیگری هم در طول تاریخ بشریت شکل گرفته و امروز هم شکل داره و به ‏نوعی قدرتمند هستند و وجود دارن.‏
‏ نگاه هایی در برابری که هر کدام هم دچار زشتی ها و مشکلات بیشماری هستند.‏
‏ چرا که این نگاه آلوده در بین انسان ها جاری و ساری بوده و همواره وجود داشته.‏
‏ این نگاه برتری طلبانه، این نگاه مالکیت، این نگاه یکتاپرستی، نگاهی که به خدا شده و اصولا نگاه های متفاوتی که باعث ‏پیدایش این اتفاقات زشت در جهان پیرامون ما شده یعنی اگر مثال و نمونه بخواید همون قدری که در باب اسلام داریم صحبت ‏میکنیم میتوانیم در باب یهودیت صحبت بکنیم گاها بدتر گاها بیشتر حتی در بابش میشه صحبت کرد.‏
‏ شما مواجه میشید با احکام وحشتناکی که در دل اونها هم جاری و ساری هست.‏
‏ نگاه غضب آلودی که به جهان دارند، رفتارهایی که در طول تاریخشان انجام شده مواجه میشید با پیامبرانی که کارهای ‏غیرمعقول و غیر عقلانی و وحشیانه ای از خودشون انجام دادند.‏
‏ مواجه میشید با پیامبری که حالا برای تصاحب زن شوهردار شوهرش رو به جنگ میفرسته تا بمیره و اون زن رو تصاحب بکنه.‏
‏ شما مواجه میشید با یک پیامبری که در جنگ همه چیز رو از بین میبره.‏
‏ یعنی شما وقتی به موسی نگاه میکنید که حالا قرار هست در جنگ در برابر نه تنها انسان ها، نه تنها زنان، نه تنها کودکان که ‏حتی حیوانات و گیاهان رو هم معدوم بکنه از بین ببره و همه چیز رو هر چیزی که از جان و زیستن هست رو در اونجا پایمال ‏کنه. تاریخ وحشتناک. احکام وحشتناک.‏
‏ نگاه وحشت ناک.‏
‏ در دل یهودیت هم به کرات اتفاق افتاده.‏
‏ در دل مسیحیت هم اتفاق افتاده و فرای تمام این نگاه های مذهبی یکتا پرستانه، نگاه های مختلف عرفانی، هر نگاهی که در ‏جهان وجود داشته در خود زشتی ها و بدی هایی رو هم جای داده که میشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ وقتی به جهان مدرن نگاه می کنیم به این انسان گرایی پیش اومده نگاه می کنیم.‏
‏ مصداق های بیشماری از این وحشیگری و خشونت رو باهاش روبرو میشیم.‏
‏ رو به رو میشید با جنگ جهانی دوم که نهایت خشونت و دیوانگی در طول تاریخ بشریت است.‏
‏ به این نگاه آلوده و سمی که مثلا هیتلر نسبت به جهان داشته.‏
‏ این نگاهی که همتا و همسو با همون نگاه های اسلامی و همون نگاه های یهودی و اصولا همون نگاه های یکتا پرستانه است، ‏ریشه در همون افکار داره.‏
‏ این که خود را حق بپندارید و دیگران رو نا حق از همون برداشت گرفته شده.‏
‏ اینکه خود رو ارباب بر دیگران بدونید.‏
‏ اینکه خود را فرمانده.‏
‏ ببینید و اینکه دیگران رو برده و بنده و فرمانبردار خود ببینید برگرفته از همون نگاه یکتا پرستانه است.‏
‏ همون نگاه به خداست و شما مواجه میشید با این نگاهی که در بین انسان ها جا افتاده، قدرتمند شده و به پیش رفته.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با اینکه رفتارهای وحشتناکی رو انسان ها در طول تاریخ از خودشون نشون دادن و بروز دادن.‏
‏ مواجه میشید با این تاریخ بشری که حالا پر از زشتی و وحشت هست.‏
‏ حالا این نگاه عرفی که در برابر نگاه های مذهبی و شرعی قرار گرفته اما ثمرات وحشتناکی رو داشته که حالا من در بابش در ‏قسمت هایی که پیرامون جهان مدرن هم صحبت میکنم در آینده ویژه برنامه ای که قرار هست پیرامون جهان مدرن باشه بیشتر و ‏بیشتر دربارش صحبت میکنم.‏
‏ اما منظور و مفهوم این هست که پس در برابر نگاه اسلامی نگاه های وحشتناک دیگری هم وجود داشته.‏
‏ هر کدوم از این نگاه های مختلف کار های وحشیانه ای رو کردن، مصداق های بیشماری دارن.‏
‏ مثال های بیشماری دارن.‏
‏ اگه شما فکر میکنید به یک آمریکایی که میاد و از بمب اتمی استفاده میکنه اینگونه وحشتناک و وحشیانه انسان ها رو به کام ‏مرگ میبره.‏
‏ نه تنها انسان ها که جانداران رو در این وحشت و خون رها میکنه که حتی امروز هم ثمره هاش رو در جهان دارید.‏
‏ میبینید که چگونه جان و اصولا مبحث جان رو زیر پا گذاشته اند که جنگ های بیشماری رو در جهان میبینید و کشتارگاه های ‏بیشماری رو در جهان میبینید.‏
‏ همون رفتاری که نسبت به حیوانات و جان ها توسط مسلمونها اتفاق افتاده به همون شکل حتی گاها وحشیانه تر هم در دیگر ‏افکارها شکل گرفته گاها بهتر و گاها بدتر.‏
‏ گاها در این وادی که در برابرشون بوده وحشیانه تر عمل کردن برخی اوقات بهتر عمل کردن و سعی کردن تغییراتی رو به ‏وجود بیارن.‏
‏ گاها در این تغییر هم ظلم های سرشاری رو در قبال همه جان ها اعمال کردن و در مجموع وقتی که ما داریم در باب این ‏صحبت می‌کنیم، پس در برابر این فکر واحدی که به عنوان اسلام وجود دارد، ما یک افکار دیگری هم داریم، جهان پیرامونی ‏هم داریم که در برابر این است و در خود هم زشتی ها و بدی های بی حد و حصری هم جای داده و می‌شود در باب آنها هم ‏صحبت کرد و در مجموع تمام اینها ما را به آن نقطه ای می‌رساند که حالا اسلامی ها قرار دارند که خود را خوب جلوه بدهند.‏
‏ در اینجا یک فلسفه ای را به پیش می‌برند برای اینکه خود را حق بر زمین بدانند.‏
‏ با توجه به آن باورهایی که به آن معترف و معتقد هستند، با توجه به آن چارچوب فکری ای که به آن معتقد هستند، حالا قرار ‏است که خود را خوب در جهان جلوه بدهند.‏
‏ قرار است که در باب خوبی خود صحبت بکنند.‏
‏ خب قاعدتا در باب این خوبی ها می‌آیند و صحبت می‌کنند و موضوعاتی را مطرح می‌کنند و حالا در باب آن هم مانورهایی ‏می‌دهند و گاها می سازند و به آن اضافه می‌کنند تا یک تصویر خوب و مشخصی را نسبت به خود داشته باشند.‏
‏ اما شما به محض اینکه با این ها وارد بحث میشید حالا قرار هست که در باب یک موضوعی صحبت بکنید در باب بدی های ‏نهفته در این باور، اتفاقاتی که رقم زدند صحبت میکنید، با یک فلسفه ای روبرو میشید که یک توجیه مشخصی در باب این بد ‏بودن خود داره.‏
‏ این که دیگران رو بد تصویر کنن تا خود به یک تصویر خوبی برسن.‏
‏ شما حتما با این موضوع مواجه شدی و اصولا بحث کردن با مسلمون ها در نهایت ما رو به همین نقطه می رسونه.‏
‏ این که شما در باب کشتارهای وحشتناک و وحشیانه در دوران صدر اسلام توسط محمد بن عبدالله پیامبر اسلام صحبت می ‏کنی و در برابرش به عنوان مثال در باب هیتلر صحبت می کنید؟
‏ این که شما در زشتی هایی که جمهوری اسلامی داره در جهان شکل میده و بدترین کشتارها و جنایات رو انجام داده صحبت ‏می کنید و بعد در نهایت در برابر شما صحبت می کنن.‏
‏ از مثلا بمباران اتمی که توسط آمریکا اتفاق افتاده و یا عناوینی از این دست.‏
‏ یعنی به محض این که شما نزدیک به یکی از این بدی های درونی اسلام بشید، بدی های ذاتی اش بشوید، موضوعات و ‏مصداق ها را بیان کنید و در باب این مسائل صحبت بکنید.‏
‏ اینها بلافاصله نمونه هایی دارند در باب اینکه دیگران هم در جریان بودند.‏
‏ حالا جهان مدرن و یا مثلا به عنوان مثال در دل یهودیان.‏
‏ حالا شما به محض اینکه در باب تاریخ اسلام بخواهید صحبت بکنید در باب رفتارهایی که محمد کرده مثلا به عنوان مثال اگر ‏من طی بحث هایی که داشتم به این نکات بسیار بسیار رسیدم اینکه بلافاصله بعد از اینکه شما در باب عایشه صحبت می کنید و ‏ازدواجی که حالا انجام شده یا در باب زید صحبت می کنید و زینب و اتفاقاتی که محمد رقم زده و یا تصاحب زنان شوهر زن ‏شوهرداری که در جنگ برای خود کرد و من اسمش را الان از خاطرم بردم.‏
‏ شما مواجه می شوید با این مثال و نمونه ای که براتون میارن از به عنوان مثال همون یهودیت.‏
‏ اینکه در دوران زیست پیامبران آنها هم این اتفاقات افتاده.‏
‏ این مثال، این مثال، این نمونه، آن نمونه برای اینکه در نهایت نشان بدهند اگر ما بد هستیم، دیگران هم بد هستند.‏
‏ اگر ما بد هستیم آنها هم همین بدی ها را انجام دادند.‏
‏ اگر ما کشتار کردیم و قتل کردیم، آنها هم کشتار و قتل کردند و به واسطه بدی دیگران بدی ما کمرنگ و کمرنگ شد یا در ‏نهایت به واسطه بیشتر جلوه دادن آنها در بدی ما در نهایت به خوبی برسیم و ما خوب تلقی بشویم در جامعه و ما مواجه می ‏شویم با این فلسفه فکری که در بین این ها وجود دارد و قاعدتا فقط به دنبال همین هستند که در هر بحثی، در هر صحبتی ‏دیگران را بد قلمداد بکنند تا خود به آن درجه از خوبی برسند و همواره در بحث ها از همین رویه استفاده می کنند.‏
‏ اینها برگرفته از همان نگاهی است که برای خوب جلوه دادن خود دیگران را در برابر داشته باشیم.‏
‏ هر چقدر از این بدی های مستدل آنها بیشتر و بیشتر صحبت بکنیم، قاعدتا از بدی ما کاسته می شود.‏
‏ همان اتفاقی که در مثلا حکومت جمهوری اسلامی هم می افتد.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با یک اخباری که مدام داره در تلویزیون پخش میشه برای اینکه نشون بده جهان در این بدبختی و ‏فلاکت قرار گرفته.‏
‏ اگر در کشور ما بدبختی هم وجود داره نگاه کنید ببینید در جهان چه اتفاقاتی داره میفته.‏
‏ یعنی شما وقتی اخبار جمهوری اسلامی رو نگاه میکنید و باز میکنید مواجه میشید با اینکه الان امریکا مردن همه در امریکا همه ‏به بدبختی افتادن کارتن خواب هاشون بیشتر شده، منفجر شده، فلان جا آتیش گرفته و.‏
‏ بدترین اتفاقات داره مثلا در امریکا و اروپا می افته به واسطه اینکه حالا ما فکر نکنیم در ایران چه اتفاقی میفته.‏
‏ یعنی این فلسفه ای که اصولا وجود داره در هر نقطه ای که باهاش روبرو میشیم اگر بحث باهاشون بکنیم استدلال همین هست.‏
‏ اگر ما صحبت از این میکنیم که چه جنگ هایی در اسلام اتفاق افتاده امروز دارن چه رفتار هایی رو انجام میدن.‏
‏ کشتار شصت و هفت که به عنوان مثال جمهوری اسلامی انجام داده، بلافاصله در برابر کشتار سال شصت و هفت روبه رو ‏میشید با زندان هایی که مثلا امریکا به وجود اورده و قتل و جنایت هایی که امریکا کرده.‏
‏ حالا این چه معنایی داره؟
‏ آیا اون طرفی که داره صحبت میکنه باورمند به نگاه های آمریکا هست؟
‏ آیا معیار و الگوی او برای زیستن آمریکا هست؟ نمی دونم.‏
‏ اعتقادات او برگرفته از اعتقادات آمریکا هست که با این مثال ها سعی در نابود کردن باورهای اون دارن و یا اینکه فقط و فقط ‏به این دلیل هست که نشون بده که در جهان چه زشتی های بیشتری هم وجود داره و یا چه زشتی هایی همپایه و هم پیاله ماست.‏
‏ در نهایت ما رو به یک مرحله ای برسونید.‏
‏ اگر اونها زشت هستند اینها هم زشت هستند و اصولا جهان، جهان زشتی و یا در نهایت با تعبیرات و تفسیرات بی حد و حصری ‏که در باب زشتی دیگران بدند، اینقدر این زشتی دیگران و بدی های دیگران بزرگ و بزرگتر بشه که ما در نهایت بدی اونها رو ‏از یاد ببریم و فراموش کنیم.‏
‏ و یا در همین اخباری که دربارش صحبت کردم و این نوع از خوراک دادن به مردم هم مواجه با همین نگاه میشیم.‏
‏ حالا قرار هست که در این تلوزیون، در این اخبار، در این برنامه ها، در این جعبه ی جادویی که قرار هست انسان ها رو ‏شستشوی ذهنی بده.‏
‏ مواجه بشیم با اخبار بی حد و حصری در باب فلاکت و بدبختی و مصیبت در کشورهای دیگه که در نهایت به مصیبت و ‏فلاکت کشور خود فکر نکن یا اینقدر بدی اونها رو بزرگ ببینیم که به خوبی خودمون هم ایمان بیاریم.‏
‏ با این فلسفه فکری روبه رو میشیم و این فلسفه مستحکمی ست برای پیش بردن بحث هاشون، برای پیش بردن اهدافشون، برای ‏خوب جلوه دادن خودشون و برای بد تصویر کردن دیگران.‏
‏ گاها به واسطه این هست که حالا طرف مقابل باورمند به اون باور باشه.‏
‏ خب در این به نوعی مباحثه و یا در این نوع نگاه مشکلی وجود نداره.‏
‏ اینکه شما به عنوان یک یهودی با یک مسلمان دارید صحبت می کنید، شما زشتی ها و بدی هایی که در دین خود در دین ‏مقابل داشتید رو مطرح می کنید.‏
‏ او هم از این زشتی ها در برابر میگه اما باز هم در نهایت این راه به جایی نمی بره.‏
‏ اینکه شما اگر قرار باشه در باب یک موضوع، در باب یک زشتی، در باب یک انتقادی که نسبت به باورهای شما وجود داره ‏صحبت نکنید و فقط و فقط اتکا کنید به اینکه باورهای دیگران هم زشت است و راه به جایی نخواهد برد.‏
‏ حتی اگر دو طرف مخاصمه ای که در برابر هم قرار گرفته اند هم باورهای متنوعی داشته باشند و در برابر باور های یکدیگر ‏هم بدی ها را اذعان کنند، باز هم در نهایت ما قرار است که یک جهان بدی تصویر بکند.‏
‏ قرار است که در نهایت به این نتیجه برسیم که همه باورها بد و زشت و نامفید است و رفتارهای بدی را ثمر داده ایم.‏
‏ نگاه های مختلف.‏
‏ اگر قرار است که ما در باب یک موضوع مشخص مثل شهوت پرستی محمد به عنوان پیامبر اسلام صحبت بکنیم، نمونه ‏بیاوریم در باب عایشه صحبت بکنیم.‏
‏ باید قاعده به همین جا ختم شود.‏
‏ این که این اتفاق برایش افتاده و این اتفاق برای چه ادامه دار شکل گرفته و در نهایت ما به یک معنای زشت و کثیف و غیر ‏قابل درکی مثل کودک همسری در نگاه های اسلامی رسیدیم.‏
‏ امروز مواجه می شویم با این نگاه مریض و آلوده و وحشتناک و وحشیانه ای که حالا قرار است کودکان را به همسری در ‏بیاورند که حتی فکر کردن بهش که حتی برنامه ساختن دربارش حتی صحبت کردن بهش هم برای آدم منزجر کننده است.‏
‏ حتی ذره ای به این موضوع نزدیک شدن و فکر کردن هم آدم رو به جنون میکشونه.‏
‏ اینکه شما مواجه بشید با انسان هایی که دندان طمع تیز کردن برای اینکه دختر نه ساله رو به چنگ بیارن، برای اینکه با دختر نه ‏ساله رابطه برقرار کنن.‏
‏ این اینقدر وحشتناک و غیر قابل فکر کردن هست که حتی نمیشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ نمیشه بهش فکر کرد.‏
‏ نمیشه نزدیک به این معنا شد.‏
‏ حالا ما داریم در باب این صحبت میکنیم که چرا پیامبر اسلام باید به یک دختر هفت ساله نظر بکنه؟
‏ چرا باید نسبت به او احساس جنسی داشته باشه؟
‏ چرا باید دست و پا بزنه تا این اتفاق زودتر بیفته و در نهایت تبدیل به این ازدواج در نه سالگی بشه؟
‏ و چرا باید در نه سالگی با زنان با دختری نه ساله همخوابه بشه و اون شب زفاف اتفاق بیفته و شما مواجه بشید با رابطه جنسی ‏بین یک پیرمرد پنجاه و هشت ساله با یک دختر نه ساله و بعد این تبدیل به یک مبنای فکری مریض در دل اسلام بشه که حتی ‏پیش تر بره حتی وحشیانه تر بشه.‏
‏ حتی به یک مرحله ای برسه که یک ملای کینه ای مثل خمینی در باب این نظریه ای صادر بکنه که حتی رابطه جنسی و به ‏نوعی.‏
‏ ارضا کردن خود با نوزاد هم حلال هست.‏
‏ یعنی شما برسید در نهایت به این معنای منزجر کننده که حالا حتی یک نوزاد انسانی هم راهی است برای ارضا شدن شما در ‏این نگاه شهوانی، در این رفتار جنسی وحشتناک و وحشیانه.‏
‏ یعنی اینها اون بخشی است که دیگه حتی نمیشه بهش فکر کرد.‏
‏ نمیشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ اینقدر خارج از دنیای ذهنیه.‏
‏ انسانی که اصلا نمیشه درباره اش فکر کرد.‏
‏ نمیشه بهش نزدیک شد.‏
‏ این معانی ای که دیگه همه چیز رو به نهایت رسونده.‏
‏ حالا شما اگر قرار هست در باب این موضوع صحبت بکنید شاید در برابرتان در باب تجاوزات جنسی ای که در جهان اتفاق ‏می افتد یا توسط فلان رهبر سیاسی اتفاق افتاده بخوان نمونه و مثال بیارن.‏
‏ اینکه آیا طرف بحث شما اصلن معتقد به اون نگاه احمقانه در جهان بوده یا نه موضوع هست؟
‏ و یا حتی اگر اون آدم به اون نگاه هم معتقد باشه، اینکه شما بد هستید، اون بد هست چه تاثیری در اصل موضوع می کنه؟
‏ اینکه ما داریم در باب مثلا کودک همسری صحبت میکنیم شما میخواید مصداق و مثالی بیارید که در فلان جا یک کسی یک ‏رفتاری رو با یک دختر زیر هجده سال داشته و به نوعی تجاوز درجه دو کرده.‏
‏ حالا شما با این مثال به چی میرسید؟
‏ آیا این اصلی که در نگاه شما وجود داره تغییری درش به وجود میاد؟
‏ پاسخی بهش داده میشه؟
‏ اینکه شما امروز قرار باشه در کشور این همه مواجه بشید با ازدواج های وحشتناک و وحشیانه با کودکان این تاثیری تغییری به ‏وجود میاره که فلان کسی در جهان این کار رو انجام داده، فلان وحشی هم در این وحشی گری و وحشی خویی راه رو به پیش ‏برده و این تجاوز وحشتناک رو انجام داده.‏
‏ اینکه ما معتقد باشیم این یک تجاوز جنسی است به کودکان.‏
‏ اینکه این نهایت دیوانگی و جنون آدمیزاد است که بخواهد به یک مرحله ای برسد که به کودکان بخواهد با کودکان بخواهد ‏رابطه جنسی برقرار کند.‏
‏ این تفاوتی به وجود میاره که در دیگر جاها هم همچین دیوانگانی وجود داشتند و شما مواجه میشید با این نگاه بیمار و آلوده ‏که حالا قرار هست همه رو بد جلوه بده و همه چیز رو زشتی تصویر بکنه که در نهایت مخاطب در برابرش فکر بکنه.‏
‏ خب جهان، جهان زشتی است.‏
‏ ما دیگه راهی نداریم و قرار است در همین جنون پیش بریم.‏
‏ اما در برابر این باید تصویر کرد.‏
‏ باید نشون داد که اگر در گذشتگان، در بین گذشتگان ما حتی کسانی که قرار است این رو توجیه به این بکنن که در دوران ‏محمد این یک رسم بوده، اینکه قرار بوده با یک دختر نه ساله ازدواج بکنه این یک رسم بوده که در اون دوران اتفاق می ‏افتاده.‏
‏ اگر قرار باشه با این هم این موضوع رو توجیه کنم باید در کنارش به این.‏
‏ این موضوع هم بیان بشه که انسان به اون مرحله ای رسیده که امروز با عرف، با اون تفکر عرفی خودش به یک مرحله ای ‏رسیده که حتی رابطه جنسی با یک دختری که زیر 18 سال یا زیر هجده سال هست حتی اگر تمایل داره هم به نوعی تجاوز به ‏حساب میاد.‏
‏ چرا که ما باید قائل باشیم به بلوغ اون آدم.‏
‏ قائل باشیم به اینکه اون آدم باید عقلش کامل بشه تا بتونه انتخاب درستی داشته باشه تا در دو فردای دیگه ناراحت و ناراضی از ‏این اتفاق افتاده نباشه.‏
‏ اینکه به یک سنی برسه برای اینکه این رفتار رو انجام بده حالا شما مواجه میشید با این نگاه وحشتناک و وحشیانه ای که قرار ‏هست دختران کودک رو به استثمار بگیره و استثمار جنسی از اینها بکنه و اونها رو به عنوان برده جنسی در اختیار داشته باشه ‏قرار هست اینها رو مورد تجاوز قرار بده.‏
‏ قرار هست دختر نه ساله، ده ساله، دوازده ساله، سیزده ساله، نمونه هاش امروز هم داره توی ایران اتفاق می افته.‏
‏ سر و کله می زنن تا اینکه یک سال یا دو سال این سن رو بالا و پایین ببرن.‏
‏ دارن خودشون رو در این جنون و دیوانگی بارور و بارور تر می کنن که حالا یک سال بالا و پایین بشه.‏
‏ اینکه یک دختر ده ساله، دوازده ساله و سیزده ساله مورد تجاوز جنسی قرار بگیره.‏
‏ اینکه او تبدیل به یک برده ی جنسی بشه که همه و همه برگرفته از همون نگاه اسلامی و همون ریشه ی اسلامیست.‏
‏ اگر در گذشتگان و پیش تر از محمد این رفتار وحشیانه وجود داشته چرا تغییری در قبال این انجام نشده که نه تنها تغییر نشده؟
‏ اینکه این نگاه بزرگداشت شده، اینکه خود محمد این روش رو پیش برده و قدرتمند کرده تبدیل به قاعده و قانون کرده.‏
‏ چطور در قبال مشرکان و این نگاهی که در برابر خدا به خدا اعتقاد داشته باشند تا این حد شمشیر را از رو کشیده گردن ‏مشرکین رو قطع کرده، تا این حد نزدیک شده که کفار از بین برن؟
‏ اینکه یک خدا در آسمان باشه یا پنجاه خدا وجود داشته باشه چه معنایی داره؟
‏ اینکه یک کودک مورد تجاوز قرار میگیره.‏
‏ اینکه قرار هست زندگی اون کودک رو شما از بین ببرید.‏
‏ این موضوع مهم نیست یا اینکه صد و پنجاه تا خدا رو در آسمان بپرستند؟
‏ یک عده چه تفاوتی تو نوع زیست این ها قرار هست که اتفاق بیوفته؟
‏ قرار هست اون عده ای که دویست تا خدا رو میپرستن یا این عده ای که یک خدا رو می پرستند به کجا برسند.‏
‏ در نهایت نوع زندگی اونها در این واقعیتی که در برابر ما هست چه تغییری درش به وجود میاد؟
‏ ما امروز همه داریم توی این دنیا زندگی میکنیم.‏
‏ اینکه تا این حد آلوده به جهانی در فرا تر بشیم، اینکه نگاهمون همه و همه در گرو جهان آتی باشه تا چه اندازه ما رو از زیست ‏درست ما در همین دنیا دور میکنه؟
‏ و حال اینکه اگر ما به همین دنیا به واقعیت این جهان نگاه بکنیم، اینکه اگر قرار باشه به خدا اعتقاد داشته باشیم و یا یک خدا ‏را بپرستیم چه تفاوتی در نوع زیستمان در همین جهان خواهد کرد؟
‏ اینکه حالا قرار باشه یک دختر نه ساله ای که هنوز هیچ چیزی از زیستن نمیدونه رو به استثمار بگیرن، به وحشیانه ترین شکل ‏ممکن بهشون تجاوز بکنن و اصولا زندگی این انسان رو از بین ببرن و دیگه اون چیزی به اسم زندگی رو نداشته باشه.‏
‏ حالا مواجه بشه با یک اتفاقی که در نه سالگی افتاده و مجبور باشه که تمام عمرش در این اشتباه بزرگ زندگیش رو سپری ‏بکنه.‏
‏ مواجه میشید با این زنانی که در این وحشت و دیوانگی زندگی گذروندند.‏
‏ وقتی هنوز سن و سالی نداشتن، بچه ای به دنیا آوردن، هنوز چیزی از دنیا و زیستن نمیدونستن.‏
‏ هنوز خودشون مورد تعلیم و تربیت قرار نگرفتن که قرار شده باز کودکانی رو تربیت کنن و در این جنون دوار راه رو ادامه ‏بدن.‏
‏ دوباره این نگاه بیمارگونه دوباره فرزندانی رو به دنیا بیاره.‏
‏ دوباره اون کودکی که خود درگیر این جنون و جهل شده.‏
‏ باعث این جنون و جهل و ادامه ی این جنون و جهل بشه.‏
‏ حالا اون مادر، اون دختر نه ساله که به این تجاوز رسیده در ده و یازده سالگی چمیدونم بچه ای به دنیا آورده در اون فلاکت، ‏در اون بدبختی با اون همه مشکلات که از نظر جسمی و بهداشتی میتونسته متحمل بشه.‏
‏ حالا قرار هست که باز دختر خود رو هم قربانی این مسیر جنون آمیز بکنه و دوباره این چرخ گردون در خشونت و وحشیگری ‏رو به پیش ببره.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با پیامبری که به وجود آورنده و قانونمند کردن این نگاه دیوانه وار و خشونت آمیز هست.‏
‏ حالا شما با هر رویه ای، با هر روشی، با زشت قلمداد کردن کل جهان هستی نمی تونید این زشتی و این نجاست رو پاک ‏بکنید.‏
‏ این نجاستی که تا این حد جهان ما رو در بر گرفته.‏
‏ این نگاهی که امروز شما مواجه میشوید با بخش هایی از خود ایران خودمان که بیشتر و بیشتر غرق در این نگاه‌های مسموم ‏اسلامی هست.‏
‏ این نگاه‌های وحشتناک اسلامی هست.‏
‏ شما مواجه می‌شوید که این‌ها بیشتر و بیشتر هم غرق در این نگاه‌ها هستند.‏
‏ بیشتر دختران کم سن و سال را به عقد.‏
‏ دیوانگان در می‌آورند و بیشتر در این جنون پیشی می‌گیرند.‏
‏ بیشتر انسان را از بین می‌برند.‏
‏ بیشتر مهر و عاطفه را به دار می‌آویزند و این جنون را به پیش می‌برند و این خشونت افسار گسیخته را جلو می‌برد.‏
‏ حالا قرار است این کودکانی که به عقد این وحشی ها دراومدند در نهایت با این تعالیم بیمارگونه اسلامی درباره اش صحبت ‏کردیم.‏
‏ در باب سوره نساء، در باب راهکاری که حالا خدا و محمد در باب رفتار ما با زن ها داده، اینکه قرار هست در نهایت اگر اونها ‏فرمانبردار نبودند و در برابر این خدای زمینی که مرد هست فرمان را به پیش نبردند و نقش محکوم رو بازی نکردند.‏
‏ حالا قرار است اینها رو بزنید.‏
‏ حالا با این تصویری که دختر نه ساله رو با تجاوز به خونه میبرید و همسر خود میکنید در نهایت وقتی پونزده سالش هم میشه ‏اگر فرمان شما رو به پیش نبرد حالا شما میتونید کتکشون بزنید.‏
‏ حالا اگر دست از پا خطا کرد میتونید اینها رو از بین ببرید.‏
‏ حالا یک نگاه بیمارگونه ای وجود داره که میگه شما به عنوان یک مرد میتونید خیانت کنید.‏
‏ میتونید چهار زن رو در اختیار بگیرید.‏
‏ حالا اگر اون زن با کسی رابطه برقرار بکنه محکوم به سنگسار هست.‏
‏ این جنون ادامه دار در دل این مسلمون ها وجود داره که گردنش رو ببرند و توی خیابون بچرخونن.‏
‏ این اون جنون وحشتناک هست که شما هر چقدر بخواید جهان رو هم زشت تصویر بکنید.‏
‏ این زشتی وحشتناک اسلامی قابل پاک شدن نیست.‏
‏ با زشت نشون دادن کل جهان هستی هم نمیتونید این زشتی رو از بین ببرید.‏
‏ و موضوع همون موضوع مشخصی هست که در بابش صحبت میشه.‏
‏ همون اصول ابتدایی است که ما داریم دربارش صحبت میکنیم.‏
‏ حالا از موضوع اصلی خیلی دور شدیم.‏
‏ خیلی دوست نداشتم در باب این موضوع و مسئله کودک همسری صحبت بکنم چون موضوعی است که به شدت تاثیر گذار ‏هست و واقعا نمیشه که دربارش صحبت کرد.‏
‏ نمیشه به این معنای جنون آمیز اسلامی نزدیک شد و بهش فکر کرد.‏
‏ قاعدتا که زیست انسان رو در شرایط عادی هم مورد تاثیر خودش قرار میده.‏
‏ اما مطرح کردیم برای اینکه بهتر و بیشتر بفهمید و بیشتر بهش نزدیک بشید.‏
‏ اینکه شما مواجه میشید با این نگاه که حالا قرار هست همه جهان رو زشت تصویر بکنه برای اینکه خود رو زیبا تصویر بکنه و ‏این فلسفه بزرگی است که شکل گرفته برای اینکه در نهایت برای خوب جلوه دادن خود همه جهان زشت بشن و یا نهایت برای ‏این زشتی متداولی که در خود وجود داره.‏
‏ همه جهان رو باید زشت تصویر کرد تا در نهایت در این زشتی غوطه خورد.‏
‏ در نهایت این نگاه اسلامی به شدت وجود دارد.‏
‏ در جای جای هم با آن روبه‌رو می‌شویم.‏
‏ چه در مباحثاتی که اتفاق می افتد و چه در این نگاه کلی که مسلمان ها به پیش می برند برای مهار جامعه و برای پیشبرد اهداف ‏خودشان، برای آموزش و تعلیم مردمان.‏
‏ یعنی شما مواجه می‌شوید با این نگاهی که دائما دارد زشتی جهان را فریاد می‌زند که همه باور داشته باشند.‏
‏ اگر در این شرایط دهشتناک زندگی می‌کنند، جهان هم به همین شکل است.‏
‏ قرار نیست که حد مقایسه ما با کشور های بهتر با نگاه های بهتر با جهان بهتر باشد.‏
‏ قرار است یک ایرانی خودش را با پاکستانی مقایسه کند.‏
‏ با شرایطی که یک پاکستانی دارد در آن زندگی می‌کند و قرار نیست در نهایت خودش را با یک زندگی در یک کشوری در ‏حوزه اسکاندیناوی مقایسه بکند.‏
‏ در سوییس و سوئد و نروژ بخواهد خودش را مقایسه کند و زندگی آنها زیست اجتماعی که آنها دارند، شرایطی که برای آنها ‏موجود است، مقایسه بکند.‏
‏ قرار است در نهایت با زندگی ای که امروز افغانستانی ها در آن اسیر مانده اند، پاکستانی ها در آن اسیر مانده اند مقایسه کند و ‏در نهایت این زشتی جهان مدام تکرار شود.‏
‏ همه جای دنیا هم زشت تصویر شود تا این زشتی ما هم قابل قبول باشد.‏
‏ در مجموع در باب این موضوع هم می شود به کرات صحبت کرد و ما مواجه می شویم و این فلسفه برگرفته از همین نگاهی ‏است که باور دارد در نقطه ابتدایی باور دارد که نگاه، نگاه زشت و بیماری است.‏
‏ من در باب این موضوع صحبت کردم.‏
‏ این که خوبی خوبی است، بدی بدی است.‏
‏ شما در هیچ جای جهان با هیچ کسی نمی توانید مواجه بشوید که بگوید گیاهخواری یک بدی است.‏
‏ اما در همه جای جهان در بین تمام نگاه های جهان اگر موضوع از کودک همسری به میان بیاید، اگر تعصبی در میان نباشد، اگر ‏ترسی در میان نباشد و اگر منافع راهگشا نباشند.‏
‏ هیچ کس در جهان هستی نیست که به کودک همسری، بدی و زشتی و جهالت و وحشی گری و خشونت نگیرد.‏
‏ هیچ کسی که فارغ از ترس منافع و تعصب باشه نمی تونه بگه کودک همسری چیز خوبی است.‏
‏ نمی تونه بگه که کودک همسری وحشیگری نیست.‏
‏ اما در عین حال هر کسی در جهان پیرامون موضوعی مثل صلح به این باور می رسه که این نهایت خوبی و زیبایی است.‏
‏ در مجموع میشه در باب این موضوع بیشتر صحبت کرد اما به نظرم تا همین جا هم درباره اش به اندازه کافی صحبت کردیم.‏
‏ در نهایت هم دوست دارم باز هم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل بگیره، می ‏تونید صدای من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از صدا هم برنامه ای به نام جان نیست.‏
‏ پیش تر از برنامه ای به نام جان من آرا و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.‏
‏ می تونید با مراجعه به وب سایت جهان آرمان این آثار رو به صورت رایگان دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این ‏صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره و ما در کنار هم برای این تغییر تلاش کنیم؟
‏ میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بزارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏