در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی رویا با پیشگفتاری تکاندهنده آغاز میشود که در آن نیما شهسواری، نویسنده و شاعرِ جانگرا، منشورِ اخلاقیِ خود را بنیان مینهد. او با شعار “آزادی یگانه منجی جانداران”، استفاده از کاغذ برای نشر کتب را ننگ دانسته و فناوری را ابزاری برای پایان دادن به قتلعام درختان معرفی میکند. پیشگفتارِ “رویا”، سفری است از تاریکیِ غارهای تاریخ تا طلوعِ خردی که در آن هیچ جانی، مالکِ جانی دیگر نیست.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "رویا" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
سخنی با شما
به نام آزادی یگانه منجی جانداران
بر خود وظیفه می¬دانم تا در سرآغاز کتابهایم چنین نگاشته¬ای به چشم بخورد و همگان را از این درخواست باخبر سازم.
نیما شهسواری، دست به نگاشتن کتبی زد تا بهواسطه آن برخی را به خود بخواند، قشری را به آزادگی دعوت کند، موجبات آگاهی برخی گردد و اینچنین افکارش را نشر دهد.
بر خود، ننگ دانست تا بهواسطه رزمش تجارتی برپا دارد و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازد.
هدف و آرمان، من از کسی پوشیده نیست و برای دانستن آن نیاز به تحقیق گسترده نباشد، زیرا که هماره سخن را ساده و روشنبیان داشتم و اگر کسی از آن مطلع نیست حال دگربار بازگو شود.
بپا خواستم تا برابر ظلمهای بیکران خداوند، الله، یهوه، عیسی، انسان و یا هر نام دیگری که غایت و هدف را هماره باقدرت تلاقی داده است، فریاد برآورم و آزادی همه جانداران را فراهمسازم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است و آن احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسانها است.
بر خود ننگ می¬دانم که در راستای رسیدن به این هدف والا که همانا آزادی است قانون رهایی را نقض و باعث آزار دگر جانداران شوم.
با مدد از علم و فناوری امروزی، می¬توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر چون گذشته برای نشر کتب از کاغذ استفاده نکرد، زیرا که این کاغذ از تن والای درختان زیبا غارت شود و موجبات مرگ این جاندار و تخریب طبیعت را حادث گردد.
من خود هیچگاه نگاشته¬هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم و تنها خواسته¬ام از ناشران کتب نشر ندادن این نگاشته¬ها بر کاغذ است. حال چه از روی سودجویی و چه برای ترویج و اطلاعرسانی.
امروز می¬توان با بهره¬گیری از فناوری در برابر مرگ و تخریب درختان این جانداران والا ایستادگی کرد، پس اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی
میدانید که بی¬شک بی¬مدد از این نگاشته نیز هیچگاه به قتل طبیعت دست نخواهید زد. اگر هم تنها هدفتان سودجویی است و بر این پیشه پا فشارید بی¬بهره از کشتار و قتلعام درختان می¬توانید از فناوری بهره گیرید تا کردارتان از دید من و دیگر آزاد اندیشان بهحق و قابلتکریم گردد.
به امید آزادی و رهایی همه جانداران
بر جهان و جان تلاوت میکند جان جهانی را
جهان در جان بیاراید همه بودن نشانی را
اگر جان در میان ناشد جهان را هیچ بینامی است
بگو دنیا خودش جان است و جانانی است
چه گویم تا جهان باشد همه جان است و این جامی است
که همتای نفس بودن همه جان است و پرسانی است
چرا اینگونه دنیا را پدید آورد و او آن کیست
چرا انسان پدید آمد چگونه او جهان را زیست؟
به پرسش صدهزاری پرسش پرسان که تو دانی
جهان در چیست و این جام جهان بر کیست ارزانی
پر از صد پرسش و صد گفتن بی سود این انسان
که دنیا را به بودن دور و از زیدن همه دور است او پرسان
ازای این چگونه چیست بودن را چرا هرسان
به کام مرگ داده او نفس جان و تن ایمان
به کام مرگ در کام همه رؤیای خود او کیست
چرا اینسان به مرگ آورده خود را و در این تن چیست
بگو جام جهان انسان به خود دارد هزاری جان دیگر آن
همه را تحفه خواند او به کام خویشتن انسان
بلد از ترس و مولود از دل اوهام او زاییده خود را سان
که سان غول بربر در میان آورده دندان جان
بگوید او قضا از آن من دنیا برای من همه دنیای را دستان
که ترس پیشتر او را به خود خوانده در این بدشکلیاش انسان
و شاید صدهزاری راه دیگر در دلش او را چنین انگاشت
که بدسیماتر از دیوان به رو گشت و خودشرا دیو درتنکاشت
هزاران سال در راه هم از پیش هم از تکرار در پیشاند
و این انسان که ملکش خوانده دنیا و به مرگ جان تو خویشاند
به دل غار است او را بین که در آن خانهی تاریک
نگاهی برد بیرون راند و او را دید او خاری است
به چوب ناتوان در پیش خود چشمی و بیند پیشترراهی است
به سوی جانِ در بر رفت و او را خار پنداری است
به ضرب جهل اول او تنش را خون به جان در خاک
به خاک پشت تن زد در امانی کشت او را باک
به باک و ترس من در این فساد افتادهام ای وای
بیا دریاب این تن را بیا فرسوده را ما رای
به دندانی برای آسیابان روی کرد و دید
که بیجا کشته آن جان را و در سوگش به خود لرزید
شتابان همهمه سر داد آری کشتهام من جان
که چشمش در پی آن تن حریم من شدا او ران
بکشتم خوب کردم من چنین از خاک خود تقدیر
منم آن پاسبانانان و آری آسیابانان و دندان دلم لرزید
کسی در آن حوالی نیست تا بیند که اینسان جان
به کام مرگ در آمد به خونش غره شد انسان
خودش را دید بر خود لعنت و آری هزاران آفرینها گفت
خودش را او ستود و از دلش رختی به دور از مهر تن او خفت
هزاری بار بر خود خوانده و آن چهره را او دید
تکاپوها و بودنهای او را خواب رؤیا دید
به گلگون چهرهاش نقشی و تصویرش بر آن تصویر
همه تن خود به خون دید و به خون آغشتنش را زید
همه زیدن به کام مرگ بودن بود تا آنجای
به غارش او برون آمد بدیدا یک تنی تن چید
به تعقیب نفس جانی بدو در باد او با سنگ
به پشت سر نشاندست او همه زهر خودش را ننگ
به روی و بر زمین او دید او اینسان که جانی در جهان بیداد
به مرگ و در تکاپو جان دهد بیمار و او بیزار
به لعن و کینهها او جان به جان خود نفس لرزید
زمین افتاد و اشکش جاری و چهره از آن دیرین خود را دید
بدیدا کشته یک تن را به چوب و درد در بیزار
به مرگ او خجسته بال گشتا لیک جان بیمار
به بسط فکر در اوهام و در این کام وهم آفاق
بگفتا در کنارش گوشت خواهی تازه خونی دارما در باغ
نظر بر تیره رویش دید او کشت است حالا جان
تناول میکند میخواند از خوردن به خون انسان
ز یادش دور او آن تن به دندان آسیابان راه در تن بود
به کامش برد از خون و به سختی آن فرو در گور
یکی در دست بود و کشت او در کام خاکی جان
یکی در گور معده برده او اینسان به خاک انسان
به خاک سر به رو آویزد و هر دم بخواند باد
به خاموشی خود خواند به یادآورده او این داد
به باران و به دریا و به کوه و هر چه در هستی است
نظر را دور افکنده به قعر مرگ او هستی است
به کام جهل شد او از جنون و هر دمی را خواند
سر آخر کودکش را در دل تعلیم خود او راند
به راندن او به تیغ از دست هرباری به او این گفت
بدر جان را بدر با این دریدن خوی کن آری پدر
خوی او را ساخت این دیوانگی و جهل در آن خاک دور
تمدن زایشش از قلب این دیوانگی دیوانه بود
او یکی را کشت دیگر تن به او آموخت
خون خروشیدن به او دیوانگی را کوفت
هر تنی در قلب این دیوانگی از خود برون با خشم
کز همه دانستن آنان هر چه دانایی بدانند و خرد در رشک
هر چه باد و خاک و طوفان سنگ آسان گفت
هر چه حیوان داد کرد و آن نباتان رُفت
هیچ تن را آن صدا در آن میانه نیست
هیچ کس آن قلب فریاد هزاران رای را نشنید
نیست دیگر آن صدا هر چه صدا در پیش آید چیست
جز ندای جهل فریاد همه دانندگی در این میانه کیست
هیچ تن را در دل شبگردی آنان به راهی نیست
کز همه راهی به دوران دار راهی برده در این زیست
باز خواندند و کسی فریاد آنان را شنیدا سنگ
سنگ با صد داد فریادش یکی او را به خود در چنگ
سنگ شادان روی بر باد و به باران گفت
او شنیدا این صدا از جای خود آشفت
تا به شادی در میان سنگ راهی بود آری دید
او تراشیدن بدیدا قلب خود را چید
دید سنگی را به تخت شاه در پیشاند
به ترس خود نیایی را پرستیده بدین کیشاند
سنگ تصویر خودش را دید در آن کام بد رویی و اینسان خام
او به کام خویش مالک خوانده را قی کرده بادا باد از آن جام
زبانش بست او ساکت خموش و دیگر او هیچ است
جهان بیکرانی او خودش را خوانده از پیش است
خود دگر هیچ و جهان در روی او بیش است
جمع انسان در برابر خاک و سجده در چنین کیش است
سنگ مسکوت از پی این جهل و اینسان هیچ
در پی مرگ است او هر دم به کام خویش
فوج فوج این آدمان بهر همان سنگاند
هیچ تن از او صدا را ناشنیده در پی جنگاند
جنگ این عزم و عظیمان در پی هر دم از این آفاق
در پی آن ذره بر کرا و در این دولت از عشاق
یا به خاکاند و پی ایمان خود در پیش
یا به عزم ساختن یزدان دیگر روی هم در بیش
یک به یک اجسام و اجرام و همه دنیای را اینان
برای کوته و کوچک شمردن خار هر تن در دلا ایشان
کز تنی در خاک در آن قلب آسان آستان خورشید
بوی قدسی میتراود هر تنی در شمع خود او اینچنین چرخید
دام پردازان از این وهم و از این آلودگی در وجد
یک به یک را در دل آن تن فریبا خورده از تن سنگ
سنگ دیرین بت بر این معبد به کام هر تنی در کیش
صد هزاری مرد با هم همدل و همراز و آن هم ریش
باد دید و درد دریا در دلش غریده فریاد است
رودها جاری به این مسکوت ماندن درد بیداد است
هر چه از طغیان و از بودن به این زیدن در آنان بود
مرگ بر کام و به جهل شاد آنان خوانده این بر پود
تار و پود این نسان را او غلام و وای حوری داد
هر تنی را خورد در این ناجوانی جان جانی داد
بر دل تحقیر خود را فضل او سیل دگر را کشت
نه که تیغی داشت لیکن با همه کوچک شمردن خار کردا رشد
رشد از او را غنیمت روز در روز دگر پیش است
حال او افضل ز دیگر مردمان آری همو خویش است
در بر آن برکه با هر راهداری روی در نیش است
وای زیباتر کمال فضل دنیا از همو خویش است
یک به یک سلطان و یزدان و خدا ارباب این دنیا است
شاه از شاه دگر والد خدا در پیش رو آنها است
خاک در پیش و همه تن هر چه در پیشان بگو قدسی است
هر چه در روی و به کام من بگو آن شهد ما سمی است
زهر این نوشان به روی کام او بلعید آن تن خار
به خاری از خودش او شاه را شادان از این انکار
مکر دادار از دلش او زاده هر تن را در این حیران
به کام خود چنین بلعد به شادی مست او انسان
آمد از غار و به سنگا او تراشیدا هزاران تار از ایمان
همان رای از دلش خواند به زشتی تنش در خون آن دیوان
یکایک را به صرف خویشتن او خواند هر دم روی
که کامش را پر از جهل و جنون بر تیرهاش افزوی
تو بخوانا این طریقت زشتی آری برتری را پیش
بخوان و از منا باشا قبیله من در این بد کیش
یکایک محترم بشمار هر تن را خدایی ناب
برای زیستن در این جهانا بایدا پر تاب
به خاک پاک پای آن خدا بر سورمهای در چشم
برای طاعتش ریختن به خون هر تنی پر خشم
خودش را او گلاویز چنین بازی بدمستان
به کام این جنون خود را فریبی داد او ترسان
خودش را او فرید و خود در این بازی مهیا شد
برای خویشتن او در چنین بدطینتی را او پذیرا شد
به تخت دور چشمانش بدوزد هر تنی پر ترس
بخواند روز فردای خودش را دید او پر بزم
که هر چه تخت شاهی و خدایی و تنی در روی
همه از آن او باشد همه دنیای باشد اوی
بدینسان او در این دیوانگیها ماند و آن دیوانه شد
او خودش را خواند در این جهل و با این وهن هم خانه شد
یکایک در برش بر او شمارند اینچنین را رای
تویی آن مالک و ملک جهانت پیش تن برسای
امر کن فرمان تو فرمانبران بسیار در میزد
فوج بسیاری برای ترس او در خویشتن خیزد
آن یکی در دورتن راهی تو را او چید
ترس جانت را به غوغایی به دیگر راهها را دید
دیدهای او را و این کین را به کام خویش
برکن و برخوان و برجایش نشان کن طینت بدکیش
کینه را از انتقام و آز تن هر تن خودش را دید
خود شد و از آن شد و اینگونه بادی آسمان لرزید
باز هم تنهایی بسیار باد و هر چه در دنیا است
هر چه جان از بهر این دیوانگی لرزان و او تنها است
هیچ تن را خوش نیامد از چنین دیوانگی و جهل آری راه
لیکن او جبر و به فرمان خوانده خود را هر تنی از شاه
باز جبر است و به تحمیل و همه مرگ تن از آزاد
مرگ هر تن را درستی از پی آزادی و بسط همه بیداد
شاه سلطان شد خدا بر این زمین انسان بخواند راز
هر چه میخواند بگوید هر تنی را او است در آن ساز
ساز خوش کوکش به کار و خواند آرام از دلش اینسان
به کام من درآی و خود به کام من در آمیزی چنین آسان
به دستش سنگ بود و باز در پیش دلش جانی
به زخم سنگ او دردا بریدا سر ز انسانی
یکی را کشت تا او را نثار شاه باشد در چنین فانی
دگر تن را بکشته با همان سنگی است ارزانی
سنگ پیشین را خموش و خوش به بادی او به رویش دید
باد بر چنگال انسان بود آری او ز خود ترسید
از دل رعد و به قلب آسمان در خود به خود پیچید
من از این دور و دگر بازا نیایم در دل این زشتسان بد زید
سنگها در دست و چوبان در بر روی است
حمله از جمع نسان آنها به دنبال نفس کوی است
آن هوا را بین که فریاد و به دور از این نسان جوی است
مرگ میخواند به جای زندگی این مرگ از خوی است
به سر کوبند و با چوبی که در جان دگر رخشید
مرگ را خوانده به ماه و انتحاری گشت آن خورشید
وا مصیبت هر دم از دمهای دیگر میتراود مرگ
مرگ را اینان پرستیدند و در این مرگ پیشه بردن جنگ
در دل قعر زمین و بر دل آن کوی
او چنین جستا یکی از تیره روزان روی
جان آهن را برون داد و یکی را کشت
هر چه میسازد برای اینچنین مرگ است او را کشت
کشت هرسان هر تنی انسان و آهن دید خود لرزید
داد زد فریاد کرد و آسمان را او به خود دردید
آسمان چشمان خود را بست و بدینسان آدمی فریاد کرد
آهن و سرب و همه دنیای را بیمار کرد
هر تنی آیات بر گوشش بخواند و یک به یک را خواند اوی
از نو تکرار و به تکرارش بخواند و مرگ را او راند پوی
به راندن در میان سیل جانها هر تنی را دید
ز تیغ تیز او کشت و نفسها را به کین او چید
یکی را کشت چون او را به خوردن میل آری داشت
یکی را کشته چون او زشت تن بود و بدنمایی کاشت
تن دگر را او درید و خواند او طرد است
مرتد از باور نها ایمان ما او زشت تن مرد است
آن تن دیگر به تیغ تیز او رقصید
سر ز اندامش برید و خواند این شعر عبث را چید
باید او کشتن به قربانی برای شاه شاهان شاد
او مقامش را به تنفیذ منا در این جهان او داد
او همه دنیا بداد و داد از داد همو آزاد
زاد و بی زاد و همه نازاد گر او اینچنین او زاد
هر چه مهمل ناگهان دیدی که بیسان از شمارش روی در رویاند
دیدهای فرمان قتل و مرگ کشتن هر تن به جان پویند
دیدهای گردن بریدن سهل و آسان تیره روزی کشت
دیدهای فکری میانه نیستن باید همه تن را به تن آن کشت
کشتن ارباب جهان از دور و دوردستان خود او خواند
باید از کشتن گذر در این جهان و کشتن از کشتار ما او شاد
شاد و شادان از چنین دد سیرتی و مرگ
ملک خود را او پرستیدن به کام جنگ
هر چه در پیش است و هر چه اوپدید از این جهان آورد
از دل این آفریدن مرگ را او حکمتی بر خویشتن پر کرد
جنگ در پیکار جنگ دیگری در خویشتن فریاد
باز بر پیش و بخوان بر جنگ دیگر جنگها از داد
هر تمدن خوانده یک دیوانگی را از پی جهل دگر با کوش
هر تنی آید بخواند آن حدیث زشتیات را روی
آن همه حافظ شدا در این چنین کام جنون و جهل
کز یکی منشأ هزاری زشت رویی آفریده قهر
کینه هر سان میتراود او شکوفه میزند در دشت
دشت جهل این خرابان از همین خوانده خودش را خشم
خشم میسازد یکی از راه دیگر راه را ایمان
دین دیگر میخرابد از جنون دیگری بر جان
هر تنی خواند یکی در درد دیگر آن صدای زور
زور میخواند همه دم از برای کشتن تن گور
عارفان هذیانگران و شاعران و کاسبان
این چنین آن عالمان صنعتگران و خالقان
هر تنی از علم اینان کز همه جهل و جنون خواند است
میتراود بهر هر چه او به دیرین آن زمان گفت است
میشنید و شادمان هر دم به تکرارش چنین خواند است
من همه چیز جهان دانم به قدرت مست او هر دست
هر چه از فرهنگ و از دانش به عرفان و تمدن بود
یک به یک در کام آن جهل سترور خانهها بر رود
کشت هرسان جان آنان را به این کشتار خود دانای کرد
زهر از آز و حماقت خواند و آنها را در این دیوانگیها نای کرد
باز در پی پیش این جهل قدیمین روز پر بگشای
او تراود مست تو شادان از این جهل خودت زیبای
از دل آهن به سرب و از دل آن سرب یک تن دید
بمب دیدا وای دیدی با یکی کل جهان لرزید
میتراود هر دمی از جهل آری جنگهایی ناب
هر تنی در این جنون خواند است اینسان او بهایی تاب
با دلش با خون و با جانش همه دنیای را ویرانه دید
باز دید و این جنون را در دل این خانه دید
دید هر تن در دل این صد جنون و کاست زید
دید و پرسان در پی بیداری این رای دید
به باد در خفا او گوش تن جان برد
به سنگ در حماقت مانده از انسان همو سر خورد
به تابان نور در آن آسمان خورشید جان را گفت
بر دل آن ماه او از تارکی و هر چه زیبایی جهان را گفت
دید آن تن جان زیبا را و آن اشجر به زیبا زنده است
دید و از او، او شنیدا درد بودن را که تن بیننده است
از دل مهر همه حیوان به جان خود همه جانهای دید
به جان خود درید و جان خود را او دوباره جان خود آزاد زید
به جا از پیش او بیشی و در آن پیش تن رو رای
بیامد در بر دیگر نفس او از دلش برپای
به مغز و در دل اینسان خرد او هر چه تیره روزیا را راست
به حصر این خرد اینسان به کام مرگ آری هر تنی برخاست
هر چه بودا کز تنی دور از دل اینسان پلیدی راه
او شنید و شادمان فریاد راهی جستهام من رای
داد زن در قلب معبر او هواری شادمان خواند است
پیش آیید ای نفس جاندارگان در پیش من جان است
من جهان جان بدیدم جان من آری جهان را دید
جان بدیدم اینچنین آزادی جان و جهان رخشید
احترامی را که از آن اینچنین آزادگی برپای برخیزد
من بدیدم نشر در این سام و سامان را بپا خیزید
خیز در پیش و بخواند و او همه افضل به کهتر خواندنا را کاست
داد فریادش برابر بودنی بودا که ایشان خواست
باد او را هم صدا آواز تندی او به رو تن داد
خواند بر هر تن که پیش آی و بدان از تن رهایی را فزانِ باد
تندر دریا به طوفان خواند و آرام در دل دنیا نفس چرخید
آز کینه دور بادا انتقامان محو از این تیره روزی دید
بیشماران از دل جانان به پا فریاد گردان رود
ما همه با هم جدا این تیره روزی را چه باشد سود
ما بخوان یک تن همه هم جان و از هم کیش
راه ما را یک بخوان راه همه ما در دل هم خویش
راه را این جام جسته کز دلش فریاد خوانده هر دمی
هر دمی خواند است این جان را تلاوت جان ما بیش از کمی
گر به ایمان و رهایی و به این بندا بلندی باد رای
ما چنین فریاد دنیا دار بر دنیای دادار است جای
بشنو این فریاد جام و جان دنیای است پای
بشنو از آن دیربازان دور دستی داده فریادی است نای
من هزاری خواندم و او خواند در این دور ماندن راه خویش
حال فریاد بلندش را بگو با خود بخوان از راه پیش
جان به فریاد و به طغیان او تو را خواند است پیش
او تو را فریاد آورد است در اینسان رزم خویش
او تو را میخواند و بر آرمان این جهان
آرمان شهر تو را او اینچنین پنداشت جان
جان همه دنیا همه زیدن همه تن جان بُد است
بر دلش اینسان جهیدن آسمانها را خوش است
آسمان در پیش و این خاک و همه جام جهان
در دل ما پیش آید کز جهانم دلخوش است
اینچنین شادان هزاری صد هزاران تن به پیش
آمده در پیش فریادی رساندا بهر بیش
بهر دریابیدن و دریافتن در این سرای
بهر بودن در کنار یار و در جان و به پای
بهر اینسان خواندن از جان هر چه معنا دار آن
خوانده او یک تن برابر جان هر تن جانمان
دیدهای از اینچنین فریاد آزادی نشان
احترامی کز همه معنای آن ای شادمان
باز تن صدها هزاران در دل معبر به پیش
در دل طغیان برای اینچنین بودن تو بیش
باز فریاد و به ارزش صدهزاری راه ساخت
از دل فریاد خود او آن جهان را داشت کاشت
باز در پیش است و زایش صدهزار آزاد زاد
زادمان روز و بدین بودن هزار آزاد باد
باد از چنگال زشتی او رها در پیش بود
هر تنی را خواند از این بودن و آری کیش بود
او به کیش مهر او از قلب جان در بیش بود
او به بیداری صدای آنچه دریا خویش بود
هر چه دریا خواند خورشید و جهان تکرار کرد
جان بگفت و اشجر و سنگ و همه فریاد کرد
لب گشوده سنگ از اینسان جهان بیدار جان
شادمانا او دگر آن سنگ دیرین نیست پای
لب بر این بیداری بسیار از سیل نسان تکرار کرد
هر چه او گفت و دگر گفتند را این جام انسان ناب کرد
او دگر آن دوردستان جان بد زی نیست جان
او همه هم جان دیگر جان دنیا بود آن
شادمانانِ همه در اینچنین رؤیای زید
آن همه رؤیای خود را در دل این جام و این دنیا کشید
او کشید و صد به تکرار همه نقشش هزاری راه دید
آن هزاران تن به صف اول تغییر در این جام دنیا او رسید
حال دنیا را دگرگون و جهان دیگری در پیش باد
باید از فریاد این جام جهان را پیش زاد
زادگاهش قلب این دنیا به بیداری است جان
او به بیداری جهان دیگری را بسط زان
زان همه فریاد بیداری و اینسان راه دار
این جهان در پیش باید خواندنش را پیش دار
دست در دستان و فریاد بلندی آسمان
جام دنیا را به تغییر جهان از خویش جان
هر تنی فریاد آن رؤیا خود را پیش کرد
هر تنی از بهر رؤیا خودش درگیر کرد
آرزوها را به هم در پیش تن فریاد بود
هر تن از آن اوج در آن ساختن برداد بود
داد خود را او به فریادی بلندا جار کرد
جار کردا راه خود را او طریقت باز کرد
جان چنین والا و با ارزش چه تن والای زید
هر تنی بر جان خود رخشید و او را آفرید
باز دنیا بین که اینسان هر چه تغییر است پیش
با توان ما چنین دنیا دگرگون باد بیش
با هم و یک دل به فریاد بلندی خواند جان
باز سازم این جهان را با دل و این خشت جان
جان من در پیش از بهر همه تغییر پیش
بایدا این جام را سازم بدین ساز عزم بیش
من نه فریاد همه جان جهان این است خوان
من به دوری خوان و این فریاد را از جان بدان
اینچنین فریاد دنیا و همه از جان به پیش
اینچنین دنیا به زیبایی رود او راه بیش
حال دنیا آن همه جان جهان در پیش رو
چشم دوزد بر دل و بر جان و بر اندام او
او تویی آن تن تویی کز قلب تو فریاد راد
این جهان را آن همه تغییر در پیش است داد
در واکاوی پیشگفتار کتاب صوتی رویا، با دو بخشِ بنیادین روبرو هستیم: بیانیهی «نفیِ کاغذ» و منظومهی «تبارشناسیِ جهل». نیما شهسواری در بخش نخست، با رویکردی رادیکال و اخلاقمدار، اصالتِ اندیشه را با صیانت از طبیعت پیوند میزند. او معتقد است ترویجِ آزادی نمیتواند بر پیکرِ بیجانِ درختان (کاغذ) استوار باشد؛ لذا «فناوری دیجیتال» را به عنوان تنها راهِ مشروعِ نشرِ آگاهی معرفی میکند تا رزمِ پاکِ او به ثروتِ مادی و تخریبِ محیطزیست آلوده نشود.
در بخش منظوم، نویسنده با نگاهی اسطورهشناختی و تاریخی، سیرِ سقوطِ بشر را ترسیم میکند. او از انسانی میگوید که در غارِ جهل، ترسهای خود را به “خدا” و “سلطان” بدل کرد و برای تثبیتِ قدرت، خونِ جانداران و همنوعان خویش را ریخت. شهسواری در “رویا”، تمدنِ بشری را مولودِ دیوانگی و جهلی میداند که دندانِ طمع در جانِ جهان فرو کرده است. اما این پایانِ ماجرا نیست؛ چرا که در بطنِ همین اشعار، “جامِ جهان” نویدبخشِ بیداریِ سنگی است که روزی بُت بود و اکنون فریادِ یگانگی سر میدهد.
تحلیل نهایی پیشگفتارِ کتاب صوتی رویا نشان میدهد که هدفِ نویسنده، رسیدن به “آرمانشهری” است که در آن «قانونِ نفیِ آزار»، جایگزینِ تمامِ جبرها و دینهای ساختهی دستِ بشر میشود. او مخاطب را به “رزمِ خویش” فرا میخواند تا با تغییرِ درون، جهان را از نو بنا کند. “رویا” داستانی است که از «من» آغاز شده و به «جانِ جهانی» ختم میشود؛ جایی که آزادی، نه یک واژه، بلکه نفسِ زندگی است.
برای پیوستن به آرمانِ رهایی از جهل و محافظت از جانِ زمین، از پیوندهای زیر استفاده کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.