در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
برساختهای انسانی در پنجمین پرده خود، به کالبدشکافیِ مفهومی میپردازد که مرز میان «ما» و «دیگران» را ترسیم کرده است: «هویت و ملیت». انسان در جستوجوی معنا، همواره به دنبال آویختن به ریسمانِ هویتی جمعی بوده تا بیمعنایی زیستِ انفرادی خود را بپوشاند. اما این هویتها تا چه اندازه محصولِ خرد و انتخابِ ما هستند و تا چه حد میراثِ تلخِ جنگها و اتفاقاتِ جبری؟
نیما شهسواری در این اپیزود از پادکست به نام جان، با نگاهی رادیکال به نقدِ «فخرِ ملی» میپردازد. او تبیین میکند که چگونه ملیت به ابزاری برای تبعیض، تحقیرِ ملل دیگر و بازتولیدِ نابرابری بدل شده است. در جهان آرمانی، هویت نه از خاک و خون، بلکه از باورهای انسانی و انتخابی آگاهانه سرچشمه میگیرد. ما در این قسمت، از توهمِ بزرگی به قیمتِ کوچکسازیِ دیگران عبور میکنیم.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
این قسمت پنجم از ویژه برنامه برساخت های انسانی ست و ما قراره توی این قسمت در باب هویت و ملیت صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما سعی کردیم در باب برساخت انسانی صحبت بکنیم.
از اون قسمت ابتدایی که یک مقدمه ای پیرامون این بحث داشتیم و تعریف مشخصی که پیرامون مساله برساخت ها وجود داره رو دادیم و در قسمت های بعدی هم سعی کردیم در باب عناوین مهم این موضوع صحبت بکنیم و در این قسمت هم سعی میکنیم در باب هویت صحبت کنیم.
یکی از برساخت های مهم انسانی و مهمترین برساخت ساخته شده در دل هویت که ملیت را نقش میده یعنی انسان ها سعی میکنند هویت خودشون رو اکثرا از همین مفهوم ملیت اتخاذ کنند.
در ابتدا بهتر است که یک توضیح مختصر و موجزی در باب برساخت داشته باشیم تا بعد وارد بحث اصلی این قسمت بشویم.
ما وقتی در باب این برساخت صحبت میکنیم منظورمان تمام عوامل، باورها، نهادها، نگاه ها، نحله های فکری که انسان به وجود می آورد و به نوعی به آن پایبندی دارد، ارزش ها و هنجارها را با آن همسان می کند که می تواند برگرفته از ذات و طبیعت انسانی باشد و یا می تواند چیزی فراتر و یا در تضاد با این ذات باشد.
گفتیم خاستگاه این ریشه ابتدایی شکل گرفتن قاعدتا منافع از زندگی، بهتر کردن از سود و فایده ای است که در دلش وجود دارد و می تواند منفعت شخصی باشد یا منفعت در یک قالب جمعی.
ما این رو تحت عنوان برساخت میشناسیم و خوب قاعدتا این برساخت مشخصی که امروز میخواهیم دربارهاش صحبت بکنیم مبحث هویت است.
یعنی شما مواجه میشوید با انسانی که قاعدتا برای زیست خود نیازمند معناست.
برای زندگی معنادار کردن نیازمند ساختن هویتی است برای خود.
قاعدتا همه ما در زیست شخصیمان با این مضامین روبهرو بودهایم در جستوجوی معنا برای زندگی بودن.
اینکه انسان در جستوجوی رسیدن به یک معنای مشخصی است برای اینکه به زندگی خودش مفهوم مشخصی بدهد، برای اینکه بخواهد در راستای آن معنای بهوجود آمده حرکت بکند.
و خب قاعدتا پیش شرط رسیدن به این معنا در وهله اول هویتبخشی به خویش است.
یعنی ما نیازمند هستیم که برای خودمان هویتی تعریف کنیم.
به نوعی یک من خارج از آن چیزی که حتی داریم درش زندگی میکنیم رو برای خودمان به وجود بیاوریم.
یک هویتی که دارای یکسری مضامین مهمی است و حالا با این هویت است که ما به خودمون و زندگیمون معنا میدیم.
یعنی یک پیششرطی است برای ورود به زندگی معنادار.
این چیزیست که ما باهاش روبه رو هستیم و وقتی در باب برساختی همتای مثلا هویت صحبت میکنیم که مهم ترین المان در این هویت را ما ملیت قرار دادیم تا بتوانیم بحث معناداری در این قسمت داشته باشیم.
منظور همین کلیتی است که به صورت سلسله مراتب ما رو میرسونه به زندگی معنادار.
در مجموع این هویت یک بخش عمده ایست در زندگی انسانی برای زندگی معنادار کردن و به نوعی به هم گره خوردن زندگی معنادار با داشتن هویت.
یعنی شما اگر در اون نقطه ی ابتدایی هویتی برای خود تعریف نکنید، نمیتونید نگاهی به زندگی معنادار داشته باشید.
به نوعی لازم و ملزوم هم هستند.
در این دنیایی که ما داریم زندگی میکنیم و خب قاعدتا انسانی که از همون نقطه ابتدایی به دنبال جستن معنا در زندگی بوده، قاعدتا دستاویزی همتای هویت هم برای خود پیدا کرده.
اما موضوع مهم این هست که حالا ما با شناخت این هویت به عنوان یکی از عوامل عمده برای زندگی معنادار معنادار انسان مواجه میشویم با انسانی که هویت خودش را به مضامین مختلفی گره میزند یعنی در فردیت خودش نمیخواهد این هویت را تعریف کند.
حالا سعی میکند دستاویز هایی رو قرار بده که در یک همپوشانی با یک جماعت بزرگ تری معنا بشه.
همون نگاه قبیله گرا که انگاری که ذاتی هم هست.
انگار یک میل ذاتی در وجود انسان ها و همه موجودات وجود داره برای زندگی جمعی و به فراخور آن زندگی جمعی یک هویت جمعی هم داشتن.
حالا ما مواجه میشیم با انسانی که برای رسیدن به اون هویت و در نهایت رسیدن به معنا برای زندگی یک هویتی برای خودش میتراشه و علاقه اصلیش هم این هست که در یک جمع بزرگی تعریف بشه.
حالا اون قبیله ای که توش زندگی میکنه و این قبیله مسلما در حال گسترش پیدا کردن هست و در نهایت ما رو در جامعه مدرن به سمت و سویی می رسونه که ما هویت را با ملیت خودمان گره بدیم.
یعنی شاید اگر ما برگردیم به سالیان گذشته و در تاریخ باستان به نوعی جستجو و کنکاشی در باب این مسأله بکنیم.
در اون دوران قاعدتا این هویت ها برگرفته از زندگی محلی، عشیره ای، قومیتی، قبیله ای که درش زندگی میکردند بوده.
یعنی قائدتا این هویت ها خیلی بسته تر و خیلی کوچکتر بوده.
اما امروز به واسطه این تعریف مدرنی که پیرامون دولت و ملت شکل گرفته، حالا انسان ها سعی میکنند هویت را بسته به اون ملیت بزرگ قرار بدن.
حتی وقتی شما نزدیک به جوامعی میشید که داخل جوامع بزرگ تر وجود دارند، یعنی به عنوان مثال داخل ایران ما یک جامعه بزرگ و متشکلی تحت عنوان ایرانی داریم.
حالا هرچقدر بریم و کوچیکترش بکنیم مثلا در یک بخشی جامعه ای که مثلا ترک هستند، جامعه ای که کورد هستند حتی اگر از اون ها هم کوچکتر بکنیم بریم داخل یک روستای مشخصی، باز هم می بینیم که این هویت ها هی مدام داره تغییر می کنه.
یعنی هویت کلی و بزرگی تحت عنوان ایرانی تعریف میشه.
بعد میره یک هویتی مثلا تحت عنوان تورک یا کورد تعریف میشه بعد حتی میتونه در قالب یک روستا این هویت تعبیر بشه و حتی کوچکتر در قالب خانواده ای.
این هویت مدام در حال گسترش پیدا کردن هست.
مدام این حالت سلسله خودش رو حفظ میکنه و انسان دوست داره که انگار دستاویزی برای هویت بخشی خودش پیدا بکنه.
خودش رو در یک جامعه بزرگتری تعریف بکنه و به واسطه این بتونه به زندگی خودش معنا بده.
یعنی ما اون نقطه ابتدایی رو میدونیم که این برساخت به نوعی به واسطه اون زندگی جمعی تعریف شده.
به واسطه میل ما برای زندگی معنادار به وجود اومده و قاعدتا هم هر بار میتونه بازتعریفی بشه و این میل انسان در راستایی که هویت خودش رو در یک جمعی معنا بده براش باارزش هست.
پس قاعدتا خاستگاه مفهوم مشخص هویت گره خورده به این موضوع عمده و بزرگ است و بیشتر ما مواجه می شویم با این زدایش هویت فردی در برابر هویت جمعی.
یعنی ما خیلی نمی بینیم که اشخاص به دنبال کسب هویت فردی باشند.
شاید در زندگی شخصی تکیه ای به هویت فردی خود داشته باشند اما در بازتعریف کلی همواره رفرنس هاشون به همون هویت جمعی خودشون میدن.
یعنی حتی اگر در زندگی شخصی دارن صحبت میکنن در باب یک مساله ای از هویت فردی خودشون که خیلی متفاوت از هویت جمعی هست صحبت میکنن.
وقتی نقطه حساسی در اون بحث رقم میخوره باز هم میان از هویت جمعی خودشون مثلا از ایرانیت خودشون از کورد بودن خودشون لر بودن خودشون استفاده میکنن، به نوعی کسب امتیاز میکنن، به نوعی معنا می بخشند به زندگی خودشون.
خب این اون تصویر کلی هست که ما پیرامون هویت میشناسیم.
این هویت میتواند از عناوین مختلفی سرچشمه بگیرد.
تنها در مفهوم ملیت هم خلاصه نمیشود.
هر نوع نگاه جمعی میتواند به انسانها هویت بدهد.
مثلا مشاغل به انسانها هویت میدهند.
یعنی انسانها در این به نوعی برهوت از بیمعنایی از زندگی میبینند که مثلا مدارج تحصیلی ای که طی کردند هم برای خودشان هویت سازی میکنند.
اینکه خودرو مثلا در راستای پزشکان قرار میدن در راستای مثلا اندیشمندان قرار دادن در راستای هویتی را برای خودشان بتراشند، از مدرک تحصیلی ای که گرفته اند، از خانواده ای که درش رشد کرده اند، از شغلی که در اختیار دارند و تمام اینها را برای خودشان تعبیر به هویت اینکه آیا اینها حقیقت و واقعیت زندگی آنهاست؟
خب قاعدتا هست که بخشی از زندگی اون ها رو تشکیل میده.
اما اون هویتی که ما امروز باهاش روبه رو هستیم به نوعی خودرو وارد یک وادی جمعی کردن هست و امتیاز گرفتن از اون وادی است که حتی به اون ها مرتبط هم نیست.
یعنی شما وقتی تصویر می کنید و می بینید که کسی رو به ایرانیت خودش مفتخر میدونه و بعد حالا دلایل این افتخار به ایرانیت هم خلاصه شده.
مثلا به ده تا شخصیت ده تا شخصیت تاریخی یا فردوسی یا حافظ و سعدی نمی دونم یا کوروش کبیر و الی آخر.
این ده نفر رو می شناسه و این ده نفر رو بعنوان هویت ملی خودش در نظر میگیره و وقتی داره میگه من ایرانی هستم یعنی من از نوادگان و نتایج و همخون ها و هم مرز ها و هم محلی های اونها هستم و برای خودش یک هویت و اعتباری میگیره.
این اون نقطه ایست که باز در دل این ساخت هویت ما رو دچار اشکال و نقصان میکنه.
یعنی اون هویت فردیست که اینجا از میان میره و بی معنا میشه.
اصولا مفهومی که داره در موردش صحبت میشه مفهوم بی معنایی است.
اصولا اینکه شما یک کاراکتری یک شخصیتی داشته باشید که قابل احترام باشه کار درستی در تاریخ کرده باشد و شما بخواهید نسبت به یک محیط جغرافیایی بکنید خب عبث و بیهوده و احمقانه است.
یعنی با هیچ منطق و استدلالی معنایی نخواهد داشت.
شما به چه دلیل این تقسیم بندی را قائل هستید؟
به واسطه خاک که به آن ها چیز خاصی داده، به واسطه فرهنگ جمعی که آن ها را پدید آورده.
شما نمی توانید یک دلیل مشخص در این داستان برای خودتان به وجود بیاورید که قابل اتکا باشد.
تنها یک موضوع مدام در حال تکرار هست.
همان اشتباه مصطلحی که همه می دانیم و حالا داریم تکرارش می کنیم.
اما فارغ از این مسائل، ما در باب این خاستگاه مفهوم هویت صحبت کردیم و گره خوردنش با ملیت.
اینکه انسان ها به نوعی خود را در این چهارچوب مشخص شده قرار می دهند و حالا ما مواجه میشیم با.
در این معنا و در این بازتعریف نسبت به هویت، همه چیز توامان گره خورده با یک جبر نه هدفمندی در خود دارد، نه هوشمندی دارد، نه انتخاب و اختیار و آزادی در خود دارد، بلکه همه چیز منتج شده به جبر است.
یعنی شما تصور کنید یک انسانی که هویت فردی خودش را دارد از ایرانی بودن خودش یا مثلا چمیدونم سوئیسی بودن خودش میگیره، انتخابی برای این کار انجام نداده، تلاشی برای این کار انجام نداده و شما میتونید این حجم عبث بودن رو لمس بکنید.
اینکه شما میتونستید در اینجا به دنیا نیایید میتونستید در یک نقطه دیگه ای از کره زمین به دنیا برید و تمام هویت تون بر فنا بود.
پس این هم باز عبث بودن رو داره نشون میده.
همتای تمام موضوعاتی که در این برساخت های انسانی درباره اش صحبت کردیم و گفتیم برساخت های انسانی به واسطه هایی به وجود می آید، یک سرچشمه هایی دارد که سرچشمه ها به واسطه اون نیاز انسان هست به واسطه رسیدن به لذات هست.
رسیدن به سود و فایده ای است که طلب میکنه برای زندگی بهتر و بهزیستی حالا چه شخصی و چه جمعی است.
اما بعد از یک نقطه ای رها میشه کسی دیگه کاری بهش نداره و هوشمندانه پیش نمیبره.
این برساخت و این برساخت به وجود اومده و داره تکرار میشه.
داره جلو میره بدون برنامه ریزی، بدون فکر کردن.
حالا وقتی میریم و نزدیک به مفهوم هویت و ملیت میشیم باز داریم این رو به چشم میبینیم.
تقسیمات کورکورانه ای که اتفاق افتاده، تقسیماتی که جبرا اتفاق افتاده و شما به نوعی محکوم به بودن در اون هستید و تمام هویت خودتون رو هم دارید از همین جبر پیش آمده بدست میارید و اتخاذ میکنید.
یعنی شما یه لحظه تصور بکنید که ما وقتی داریم در باب این مرز ها صحبت میکنیم چگونه این مرزها شکل گرفته؟
خیلی از این مرزها در جنگ هایی مدام تصاویرشون تغییر کرد.
خیلی از کشور هایی که ما امروز در جهان میشناسیم دویست سال پیش وجود نداشتن به اشکال دیگه در اسم های دیگه ای بودن و حالا ما میتونیم بفهمیم تا چه اندازه این هویتبخشی ها عبث و بیهوده است.
یعنی شما وقتی ریشه یابی میکنید میبینید که خیلی اوقات خیلی از بخش هایی که وارد این سرزمین و این هویت جمعی شده، به واسطه جنگی است که آن جنگ هم دلیل های عبث و بیهوده ای داشته.
به واسطه چشم پشت نازک کردن کسی است به واسطه عاشق شدن، کسی است به واسطه زندگی بی عقلانه کسی است و تمامی این هویت زیر سوال میرود و حالا شما شاهد این تصویر جبری هستید که یک تقسیماتی شکل گرفته و شما مجبور به زیستن در آن هستید و حالا شما مجبورید تمام هویت تان را از همین جبر ساخته شده هم به دست می آورید.
همتای خیلی از این برساخت های انسانی که فقط به وجود اومده و هیچ وقت تکاملی نداشته و پویایی را در خود نداشته.
وقتی ما در باب این هویت و ملیت صحبت میکنیم و این گره خوردن این دو معنا باهم یعنی مواجه میشویم با این عدم عقلانیت، با اینکه انسان ها برای این کار درستی نکردن.
فکر درستی نکردن و سعی در پویایی اش هم نداشتن.
یک معنایی رو بهش رسیدن و از اون به نوعی تغذیه کردن و حالا با این تغذیه کردن مدام همین رویه رو که رویه ی راحتی بود رو تکرار کردن.
همتای تمام موضوعات دیگه ای که صحبت کردم گفتم انسان همواره نیازمند یک عادت و تکرار متوالی است حتی اگر بدون اون پر از زشتی هاست، حتی اگر بدون آسیب زننده است اما باز هم این تکرار متوالی رو می پسنده و ترجیح میده نسبت به یک تغییری که شاید خیلی هم خوبی ها داشته باشه.
اما میل به این تغییر در وجود انسان به نوعی انگار ذاتا هم وجود نداره و علاقه ای نداره برای این تغییر کردن.
حالا با تمام این تصاویر ارائه داده در نهایت به نقطه ای می رسیم که انگار انسان زاییده ی اتفاق نه فکر.
انگار بیشتر مباحث زندگی خودش رو برساخت های خودش رو بر پایه ی اتفاقات به وجود اومده آمده دیده حتی رشد و نمو هم بر پایه اتفاقات است.
این تنها منحصر به برساخت های انسانی نمی شود.
حتی شما وقتی نزدیک می شوید ریز میشوید به مثلا اکتشافات علمی و اتفاقات علمی هم که افتاده دارید رد پای همین نوع نگاه را می بینید.
یعنی می بینید که خیلی از موضوعات مهم علمی به واسطه اتفاقات پیش رفتن یه کار دیگه ای داشتن می کردن یک آزمایش دیگه ای می کردن اما به یه جواب دیگه رسیدن.
این جواب دیگه اومده و پاسخ یکی از پرسش های بزرگ حل نشده رو داده.
حالا وقتی شما ریز میشید به این مثالی که در نه تنها برساخت های انسانی که در جای جای زیست ما وجود داره به اون نقطه ای می رسید که انگار انسان ها زاییده اتفاقات هستن.
حقیقتا پشت اتفاقات خودشون، پشت موضوعات و برساخت ها و اندیشه ها و باورهای خودشون فکری هزینه نکردن، خردی نداشتن، نظام مند خواست نخواستن که کار رو به پیش ببرن بلکه حاصل اتفاقاتی بوده که به پیش رفته و به اون تصویر کلی به اون ساختمان ساخته شده سر و شکلی داده.
شما تصور همین مبحث ملیت رو در برابر خودتون داشته باشید.
ما داریم در باب یک مساله صد در صد جبری و اتفاقی صحبت میکنیم.
یعنی شما سفر پیدایش خودتون رو بر اساس اتفاق میبینید؟
یعنی هیچ نظامی در این وجود نداره؟
اتفاق شما میتوانستید در ایران به دنیا بیاید یا در مثلا آمریکا بدنیا بیاید؟
خب این نقطه صفر ابتداییش هست فرای اون.
خود این چیزی که ما تحت عنوان ایران میشناسیم یا امریکا میشناسیم هم بر پایه اتفاق شکل گرفته.
چه نقطه ابتدایی چه تحولات.
یعنی شما میتونستید برگردید به دوهزار و پانصد سال پیش و مواجه بشید با یک ایران بزرگ و عظیمی که یک بخش عمده ای از جهان رو هم زیر پای خودش داشته.
حالا شما میتونید مثلا برید به دویست سال بعد و مثلا ایرانی وجود نداشته باشه یا داشته باشه، بزرگتر باشه یا کوچیکتر شده باشه و همه اینها بر پایه اتفاقات هست.
حالا این گردهمایی، این انسان ها زیر این پوسته ای که ما تحت عنوان مثلا ایران میشناسیم یا امریکا میشناسیم هم باز بر پایه اتفاق هست.
چرا که پیدایش ابتدایی اش بر پایه اتفاق بوده و مدام در همین اتفاقات داره همه چیز پیش میره.
انتخاب و اختیار و آزادی در دل خودش نداشته و حالا شما مواجه میشید با این تصویر مشخص که انسان ها زاییده اتفاقات هستند نه فکر و دانش و خرد و راهبردی که بخوان برای زندگی بهتر خودشون بسازن و این نقاط اصلی است که ما رو دور و دورتر میکنه.
وقتی ما در باب این برساخت انسانی صحبت میکنیم دقیقا نقطه تضاد همین نقاط هست.
اینکه چگونه انسان در پی ساختن یک نظام قانونمند نیست.
اینکه این برساخت ها رو چرا درست به پیش نمیبره؟
چرا براش فکر نمیکنه؟
چرا در پی پویایی و شکوفایی اش نیست؟
فارغ از این مضامینی که ما تحت عنوان این مباحث هویت و ملیت صحبت کردیم، یکی از عوامل عمده در دل خود ملیت، قضیه تبعیض است.
این هم بر کسی پوشیده نیست.
یعنی شما وقتی به تاریخ بشر نگاه میکنید، حالا مواجه میشوید با برساختی تحت عنوان هویت و ملیتی که ساخته شده با تمام موضوعاتی که دربارهاش صحبت کردیم.
اما حالا باید این را در یک کفه ترازو قرار دهیم که چه منفعتی برای ما داشته و چه ضررهایی برای خودمان و دیگران داشته.
خب قاعدتا به نوعی یک معنای تهی به انسان برای زیست خود میدهد.
به نوعی به انسان ها یک معنایی برای زندگی کردن، یک هویتی برای خودشناسی و تا جایی بر تحقیر های درونی و بیرونی سرپوشی قرار میدهد.
شاید این ها رو بشه فایده برای اون قلمداد کرد اما در کنار اون شما مواجه میشید با دریایی از ناعدالتی ها، کینه ها، خشونت ها، زشتی های بی پایان.
یعنی شما وقتی دارید در باب این هویت و ملیتی صحبت می کنید که به فراخور وجودیت خودش نفی دیگران را در خود دارد، شما مواجه با این خشونت ها و زشتی ها میشوید.
بارها درباره اش میشه فکر کرد.
میشه درباره اش مثال های بی شماری زد.
وقتی شما خود رو بزرگ میدونید ناچارا باید دیگران را کوچک بشمارید چرا که بزرگی شما معنایی نخواهد داشت.
من در باب این مساله در قسمت های مختلف کتاب های مختلف هم صحبت کردم.
اینکه شما اصولا وقتی در باب بزرگی صحبت میکنید به خودی خود بزرگی نمی تونه معنا داشته باشه.
شما باید یک مجموعه ای از کوچکی ها رو داشته باشید که یک بزرگتری معنای بزرگ به خودش بگیره.
شما وقتی در باب خدا صحبت میکنید این خدا در عدم و نیستی و اینکه خودش بخواد تنها موجود جهان باشه معنایی بزرگی نخواهد داشت.
این نیازمند و عاجز هست در برابر اینکه موجودات بی شماری رو در برابر داشته باشه که کوچک و خرد و حقیر باشن و حالا بزرگی او معنا دار بشه.
حالا وقتی میریم و نزدیک به مساله هویت و ملیت میشیم هم همین قضیه صدق میکنه.
اگر ما یک هویت ساخته جمعی داریم تحت عنوان ملیت، حالا اگر مدام داریم به خودمون فخر میفروشیم، باور داریم که هنر فقط برای ماست.
باور به بزرگی و بااخلاق بودن خودمون داریم و تمامی صفات خوب و بارز جهانی رو به خود نسبت میدیم.
حالا باید یک جماعتی، یک ملیتی، یک قومیتی در برابر ما باشه که بی ارزشه که کوچکه که کهتر هست که بی اخلاقه.
حالا باید ما اینگونه معنا پیدا بکنیم.
یعنی در این تضاد هست که معنا به وجود میاد.
پس قاعدتا با نگاه کردن به همین تصویر ارائه شده ما میتونیم زشتی های نهفته در دل این هویت و ملیت رو بهش برسیم.
اینکه چگونه میتونه ساختن این هویت و بال و پر دادن باعث نیست انگاری دیگران بشه، باعث تحقیر دیگران بشه، باعث تبعیض در برابر دیگران بشه.
نمونه بارز است.
شما در هر نقطه ای در این جهان که زندگی کنید مواجه با این تبعیض ها میشید.
تمام ملت های جهان، تمام قومیت ها، قبیله ها از کوچک ترین تصویر تا بزرگ ترین تصویر برای بزرگ شدن نیازمند دشمن فرضی هستند.
نیازمند کوچکان و حقیران در برابر هستند.
یعنی بیایید من ساده باهاتون صحبت کنم.
شما الان به عنوان یک ایرانی خود را بزرگ و نمیدونم والا و تمام این ها تصویر میکنید.
ملت هایی رو در برابر دارید که با تحقیر اون ها به این بزرگی رسیدید.
مثال افغانستان، پاکستان و کشور های دیگه.
حالا حتی اگر این رو کوچکتر بکنیم یعنی بیاییم و بریم مثلا در یک قومیت ایرانی در یک منطقه از ایران هم نگاه بکنیم باز این وجود داره؟
اگر شما مثلا رشتی باشید یک تقابل و جنگ و جدالی مثلا با انزلی ها دارید که بتونید اون رو برای خودتون تعبیر کنید.
اگر مثلا در آذربایجان شرقی باشید و مثلا اهل ارومیه باشید، حالا این تقابل رو مثلا با کردها دارید این تضاد شکل میگیره و اگر کرد باشید باز در دلتون تضاد های دیگه ای رو بوجود میاره.
مدام دارید این دو نیرو رو تشکیل میدید برای اینکه بتونید خود رو برتر قلمداد کنید.
این در همه جای جهان هم صادق هست.
در هر ملیت و کشوری هم باشید وجود داره.
هر چقدر هم قبیله رو کوچیک بکنید باز هم شاهد این تصویر گری هستید.
حتی اگر خیلی کوچکتر و کوچکتر و کوچکترش بکنید و حتی به خانواده هم برسید میتونید شاهد این باشید چرا که اصولا گفتیم قدرت معنایی نخواهد داشت مگر با ضعف دیگران.
بزرگی معنایی نخواهد داشت مگر به کوچکی دیگران.
پس ما حالا مواجه میشیم با هویت و ملیتی که میتونه تا این اندازه تبعیض ها رو به وجود بیاره.
و حالا اینکه دریایی از خشونت ها و زشتی ها و بدی ها بوجود اومده هم قابل لمس هست.
از نمونه های افراطی همچون نازی ها و المانی ها تا نمونه های دیگری که می بینیم.
همین رفتاری که مثلا ما به عنوان ایرانی با بقیه مردم میکنیم مثلا با افغانی ها میکنیم همه این رو دیدیم.
یعنی تمام کسانی که در ایران زندگی کردن حالا به خصوص در شهر هایی که افغانی ها بیشتر هستن دیگه این رو دیده اند.
حالا خود ایرانی که بلند میشه میره یه کشور اروپایی این تحقیر رو میبینه و این تبعیض رو میبینه فرقی نمیکنه.
یعنی این دومینو داره مدام بازتولید میکنه.
میتونه یک زمانی به اون شکل وحشتناک و وحشیانه بشه که در نهایت با کشتار و قتل و غارت به انتها برسه.
همتای چیزی که نازی ها انجام دادن و یا میتونه در شکل کوچیکترش وجود داشته باشه اما یک تحقیر سراسری باشه، از بین بردن زندگی افراد بیشماری باشه که مدام در این تحقیر دارن زندگی روزمره میکنن میکنند.
حتی به مراتب شاید بدتر از اون تصویر کلی جنایت آمیز هم باشه.
حالا این ها باز دوباره کسانی رو پیدا میکنن، کسانی که تحقیر شدن تا اونها رو تحقیر کنند.
و این دومینو مدام تکرار میشه.
در تمامی این مباحث هم قضیه به همین شکل هست و حالا ما مواجه با این برساخت انسانی شدیم که براش فکری نشده و ما این گونه وارد این حیطه از زشتی ها شدیم.
قاعدتا انسان نیاز به تعلق داره.
قاعدتا ما وقتی نگاه میکنیم حتی ذاتی هم انسان ها نیاز به اون تعلق دارند.
نیاز دارند که در یک چهارچوب قرار بگیرند.
گفتیم اینها انگاری که میل هایی هست که در وجود انسان ها وجود دارد و ذاتی است.
اینکه ما میخوایم اجتماعی زندگی کنیم انگار تبعاتی داره که یکی از تبعاتش همین هویت جمعی است که ما نیاز داریم داشته باشیم.
اما برای داشتن این نیاز و این تعلق ما باید فکر شده عمل کنیم.
ما نباید همه چیز رو بر پایه اتفاق به پیش ببریم.
اینکه یک فردی هویت خودش رو مثلا از یه کشوری بگیره به واسطه ی چهار تا هنرمندی که اون کشور داشته و چهار ادیب و دانشمند و الی آخر که در اون کشور داشته این رابطه ی معنایی با اون فرد اصلا نداره.
اینقدر میتونه این موضوع عبث و بیهوده باشه که شاید یک مرهم کوچکی در یک نقطه ی خاصی از زندگی برای اون آدم باشه اما به فراخور اینکه اون مرهم به وجود میاد به فراخور اون هم میتونه به سادگی از بین بره.
مثل یک بادکنکی که باد میشه و به سادگی با یک سوزن هم از بین میره.
همتای چیزی که ما میبینیم اگر کسی به این هویت جمعی ایرانی خودش میباله در برابر افغانی ها مثلا در ایران فردا که بلند میشه میره یه کشور اروپایی، حالا وقتی اون ها تحقیرش میکنن تمام اون هویت بادکرده ای رو که به دست اورده رو از بین رفته میبینه.
حالا خودش دچار همون نقصان و همون احساسات وحشتناکی که افغانی بوده میشه.
پس این به ما نشون میده که ما نیاز به تعلق داریم اما باید عقلانی این تعلق رو به وجود بیاریم.
بیاوریم اما باید به واسطه داشته های خودمان یا جمعی که به آن باورمند هستیم، جمعی که خودمان پدید آوردیم و اصولا در نهایت ما باید به آن نقطه ای برسیم که اگر قرار بر مرزهاست مرزهای عقلانی و با خردی بوجود بیاید.
اگر نیاز به تعلق هست، به واسطه کسانی که هم باور و همفکر هم هستند این تعلقات را بوجود بیاورند و بعد آنجا ما مواجه بشویم با یک رابطه معنایی داری که در نهایت می تواند به ما کمک بکند در راستای این تعلق.
خب قاعدتا ما در باب این مسائل در کتاب جهان آرمانی صحبت کردم و در آینده هم سعی می کنم در ویژه برنامه هایی که به آن برسیم صحبت می کنم.
در باب باورهای خودم پیرامون این هویت جمعی و ملیت.
اما در اینجا سعی کردیم که خیلی موجز فقط سر فصل ها را باز کنیم.
در نهایت ما باید عقلانی به این نتیجه برسیم که نیازمند وجود عقلانیت در دل این تقسیمات، در دل این تعلقات، در دل ساختن این هویت ها هستیم.
شما وقتی نزدیک به این برساخت هویت و ملیت میشوید، میتوانید دوباره بازتولید مفاهیم را در دل خودش ببینید.
همتای تمام برساخت های دیگر انسانی.
یعنی همان طوری که ما در باب طبقات در باب خدا صحبت کردیم و گفتیم این طبقات میتوانند مدام شکل بگیرند و هر روز شکل تازهای به خود بگیرند.
در داستان هویت و ملیت هم همین شکلی است.
شما هر روز شاهد ساخته شدن برساخت های تازه هستید.
از دل هویت، از دل تبعیضها.
شما میبینید که در دل تبعیضها هر روز رنگ و نمای تازهای به میدان میآید.
یک روز یک قومیتی کهن تر و زشت تر و ناپسند تر و وحشی تر و بربر تر هست.
یک روزی به واسطه رنگ پوستشون هست، یک روزی به واسطه نژادشان هست و قس علی هذا.
هر روز میتوانید ببینید که یک تصویر تازه ای هم در برابر شما نقش بسته و شما دیگر نسبت به این موضوع هیچ کنترلی ندارید.
اصلا در اختیار شما نیست.
یک مبنای به وجود آمده و مستحکمی هست که حالا میتواند هر بار به اشکال مختلفی بازتولید بشه و شما تنها و تنها شاهد این تولیدات تازه باشید.
قاعدتا این تولید مداوم برساخت ها نه تنها در مبحث هویت که در باب تمام برساخت های انسانی اتفاق می افته.
وقتی اون چهارچوب اصلی و اون پی و بنای اصلی ساخته میشه حالا این که درون اون هر بار میتونه رنگ آمیزی جدیدی داشته باشه در اختیار معماران فردای اون ساختمان هست.
شما ساختمان رو ساختید.
فردا میتونه یک معمار تازه ای بیاد و نقشه ی داخلی رو کلا عوض کنه.
اگر روزی نژاد رو برتر دونستن، امروز رنگ پوست رو کهتر بدونن و یا عناوینی از این دست.
پس ما شاهد این خواهیم بود در دل طبقات به همین شکل هست و تمام برساخت های انسانی میتونه اینگونه تغییر پیدا کنه.
در نهایت ما باید یک بازاندیشی نسبت به مساله هویت و ملیت داشته باشیم که ما رو به سرمنزل برسونه که در نهایت آزادی به ما می رسونه.
اگر ما آزادی رو انتخاب و اختیار در نظر بگیریم همان انتخاب و اختیار قوانین.
اما در نهایت آزادی مترادف با اختیار و انتخاب هست.
هر گونه مباحث جبری باید ازش دور بشه.
وقتی ما حالا داریم در باب هویت و ملیت صحبت میکنیم، میدونیم که مرزبندی ابتدایی تمام این کشورها جبری بوده.
میدونیم که به دنیا اومدن ما در این سرزمینها جبری بوده.
پس قاعدتا اینها نمیتونه راه حلی برای ما باشه.
راه حلی آزادانه باشه.
راه حلی که به واسطه انتخاب و اختیار شکل گرفته.
پس راه حل ما باید میل به آزادی و انتخاب اختیار باشه.
باید به سمتی رفته باشه که ملیت رو بسازیم، سرزمین رو بوجود بیاریم، مرزها رو خودمون شکل بدیم.
همون مباحثی که من در جهان آرمانی در کتاب جهان آرمانی دربارش صحبت کردم و اصولا نگاه من پیرامون مسئله هویت و ملیت هست.
درباب نگاه به جهان و ساختار نظام مندی که باید تمام این جبرها رو از بین ببره و جهان تازه ای رو بوجود بیاره.
قاعدتا ورود به بحث جهان آرمانی و نگاهی که پیرامون مساله هویت و ملیت دارم در این ویژه برنامه در این قسمت نمیگنجه.
در آتی دربارش صحبت میکنم و در کتابهای مختلف هم دربارش صحبت کردم.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بذارید.
منظور از آثار هم خلاصه به برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار، عقاید و باورها رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآورده.
تمامی این عناوین به صورت رایگان در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به وبسایت جهان آرمانی این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودی.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.
در پناه آزادی
تحلیل برساختهای انسانی در ساحت هویت، ما را با حقیقتی عریان روبرو میکند: اکثرِ آنچه ما «خود» مینامیم، محصولِ «اتفاق» است نه «اراده». نیما شهسواری در این بخش از ویژهبرنامه، به تضادِ عمیق میان آزادی و هویتهای جبری اشاره میکند. ملیت، به عنوانِ قدرتمندترین برساختِ هویتیِ عصرِ حاضر، ریشه در مرزبندیهایی دارد که اغلب حاصلِ جنونِ حاکمان و تصادفاتِ تاریخی بودهاند. این هویتهای بادکرده، تنها با تحقیرِ «دیگری» (افغانستانی، پاکستانی یا هر قومیتِ مقابل) معنا پیدا میکنند.
در واقعیت، برساختهای انسانی زمانی که از عقلانیت تهی شوند، به باتلاقی از تبعیض بدل میگردند. شهسواری استدلال میکند که بزرگیِ ملی، زمانی که بر پایه دستاوردهای هزاران سال پیش (مانند کوروش یا حافظ) بنا شود بدون آنکه فرد در آن نقشی داشته باشد، تنها یک «مسکنِ کاذب» برای حقارتهای درونی است. ما نیازمندِ بازتعریفِ تعلق هستیم؛ تعلقی که نه بر اساسِ اتفاقِ تولد در یک مرز، بلکه بر پایه همباوری و همفکریِ آزادانه شکل بگیرد.
گزارههای کلیدی این تحلیل عبارتند از:
راهِ رهایی، در پویایی و گذار به سمتِ مرزهای عقلانی است. در کتاب جهان آرمانی، طرحی نو برای تقسیماتِ انسانی بر پایه آگاهی پیشنهاد شده است که تمامی این جبرها را پس میزند. برای دریافتِ نسخهی رایگانِ آثارِ نیما شهسواری، به وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید. هویتِ شما، همان چیزی است که میسازید، نه آنچه به شما ارث رسیده است.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.