در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی، حکایت گذار از یک «نماد ملی» به یک «حاکم مطلقالعنان» است که در میان دو لبه قیچی استعمار خارجی و خفقان داخلی گرفتار شد. در این قسمت از ویژهبرنامه ایران صدساله، ما به دنبال فکتهای خشک تاریخی نیستیم؛ بلکه میخواهیم بدانیم چگونه استبداد سیاسی در اوج شکوفایی اقتصادی، راه را برای سقوط یک سلسله هموار کرد. این متن، واکاوی دورانی است که در آن آرمانهای مشروطه بار دیگر در پای جنون قدرت ذبح شد و پیوند نامیمون میان نهاد سلطنت و مذهب، بذرهای انقلابی را کاشت که ثمره آن دههها پسرفت بود.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان ما تا اینجای برنامه و این ویژه برنامه ای که در باب ایران صد ساله و تاریخ ایران صد ساله تهیه شده، در باب پیش تر از مشروطیت صحبت کردیم و از مشروطیت گفتیم و در باب پهلوی اول و رضا شاه هم موضوعات را بیان کردیم و حالا باید برسیم به دورانی که پهلوی دوم بر سر کار بود.
و همان طوری که توی قسمت های قبلی هم دربارش صحبت کردیم، این برنامه یک برنامه تاریخی نیست که صرفا بخواهد حقایق تاریخی و فکت های تاریخی رو با شما مطرح بکنه.
قرار هست که ما از نگاه به این تاریخ به یک برآیندی نسبت به جهان حال امروزمون و شرایطی که ایران درش قرار داره برسیم و به نوعی ریشه کاوی بکنیم که چگونه ما به این شرایط رسیدیم.
کشوری که بیشتر از 200 سال هست به دنبال آزادی هست و سرانجام این دنباله روی و به نوعی تلاش کردن در راه آزادی امروزی که پر از خفقان هست رو نصیب خودش کرد.
یه توضیح خیلی کوتاهی در باب پیش تر برنامه میدم تا اگر دوستانی در حال حاضر به نوعی اضافه شدن به این برنامه یه برآیندی داشته باشن تا اینجا بدونن که ما داریم درباره چی صحبت میکنیم.
ما از یک دورانی صحبت کردیم دوران قاجاری که پیش تر از مشروطه یک حکومت فاسدی داشت.
پادشاهان عیاشی داشت.
شرایط ایران به شدت در تنگنا بود.
ما از فقر فرهنگی، از فقر سیاسی، از فقر اقتصادی رنج میبردیم و مردمانی که این جهان پیرامونشون رو دیدند، جهان اروپا رو دیدند و دیدند که چگونه با این اقوام مختلف جهان، با این انقلاب فکری که درشون به وجود اومده و کنار گذاشتن به نوعی دین و در عین حال تقسیم کردن قدرت به پیشرفت های قابل توجهی رسیده و این جرقه ای شد برای انقلاب مشروطه و مردمی که با آمال و آرزوهای این انقلاب را پیش بردند و اتفاقاتی که افتاد و دشمن خارجی به همراه آن قدرتی که در داخل وجود داشت به همدستی هم در برابر این انقلاب مردم ایستادگی کردند و بعد از آن هم در باب رضاشاهی صحبت کردیم که به قدرت رسید.
قلدر مآب بود، دیکتاتوری بود که خودش را دیکتاتور صالح می دانست.
برای ایران خدماتی را هم انجام داد.
چند نمونه و بارزه در خودش داشت.
یکیش قاعدتا ضدیت با روحانیت همان نهاد دین بود اما در نهایت به پادشاهی رسید و اتفاقاتی از این دست را برای مردم رقم زد.
مردمی که ناراضی بودند و بعد از اینکه رضاشاه به نوعی مخلوع شد، شادمان بود.
از اینجای داستان به نوعی ادامه می میدیم.
اینکه یه مقداری در باب اون حال و هوای ایران باید صحبت بکنیم.
اینکه ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بیطرفی کرد و وارد جنگ نشد.
اما به نوعی میشد درک کرد که سمپاتی با آلمانها داره.
این قابل لمس و درک بود و حالا به واسطه اون نگاه هیتلر به نژاد آریایی و اینکه ایرانی ها هم به نوعی جزو اون نژاد آریایی به حساب می اومدند.
اما خوب برگه تاریخ تغییر کرد و هیتلر هم قدرت رو از دست داد و در همون گیر و داری که وجود داشت ایران اشغال شد توسط متفقین.
اون سه کشور قدرتمندی که با هم همراه شدند برای از بین بردن هیتلر یعنی آمریکا، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی و این سه کشور قدرتمند آن روزگاران از سه جبهه مختلف ایران رو اشغال کردند.
و اولین کاری که انجام دادند این بود که پادشاه ایران را مخلوط کردند، از پادشاهی خلع کردند.
پادشاهی که رضاشاه بود.
حالا به دلایلی که آنها این نزدیکی و سمپاتی رضاشاه و هیتلر را احساس میکردند و به نوعی میخواستند دندونی نشان بدهند و قدرت خودشان را ثابت کنند، ما با یک پادشاه مخلوع روبهرو شدیم که یکی از شروطش این بود که این سلسله ادامه پیدا بکند و آنها هم به نوعی قبول کردند تا پسر رضاشاه، محمدرضاشاه به قدرت برسد و این خاندان پهلوی ادامه پیدا بکند.
خب شروع پادشاهی پهلوی پهلوی دوم این شکلی رقم خورد و خب اونها هم در خودشون در فکر خودشون به نوعی یه آینده ای رو برای ایران تصور میکردند.
یا آینده ای که یک پادشاه نه چندان قدرتمندی سر کار بیاد که بتونن در رفتارها و کردارهای اون به نوعی مدیریتی داشته باشن و بتونن آرزوها و آرمان های خودشون رو پیش ببرن.
در ایران که خب ایران هم یک کشور همواره استراتژیک در منطقه و جهان بوده حالا به دلایل عمده.
پس ما با پهلوی رو به رو شدیم.
پهلوی دومی که پادشاهی خودش رو اینگونه به دست آورد و ایران هم به نوعی یک کشور اشغال شده به حساب می اومد.
اینکه ما بخوایم در باب اون دوران صحبت بکنیم و اینکه چرا مردم ایران در برابر این هجوم دشمنان ایستادگی نکردند هم قابل درک است.
یعنی شما دارید در باب سه قدرت عمده جهان صحبت می کنید که در کنار هم قرار بوده به یک کشوری حمله بکنند و قاعدتا ایران هم در هر حالتی به این اشغال می رسید و در این جنگ شکست خورده بود.
از پیش تر شکست خورده بود و در عین حال مردمی که ناراضی بودند یعنی ما یک تصویری داریم.
در قسمت قبل در باب اینکه این ضدیت با روحانیت نه از جنبه اصولی و نه از جنبه و مبنای فکری و نه از توده ها به سمت بالا که از بالا داشت این قدرت نشانه می رفت روحانیت را و این مذهب در جایگاه مظلوم قرار گرفته بود و با آن تعریفی که دادیم انسان ها ناخودآگاه همواره جبهه نگاهشان به سمت مظلومین هست.
این قدرت مذهبی هم قدرتمند تر داشت می شد.
یعنی از نهاد اجتماعی بیشتری داشت برخوردار می شد.
این در صورتی بود که در دوران مشروطه این نهاد مذهب توسط روشنفکران و به نوعی مشروطه خواهان در حال تضعیف شدن بود.
اما سیاست هایی که رضاشاه اتخاذ کرد از جمله غیر قانونی دانستن مجالس ختم و یا حجاب را به نوعی اجباری کردند که کسی حجاب نداشته باشد و کشف حجاب معروف این قدرت نهاد دین را بیشتر و بیشتر کرد و نهاد مذهب دوباره تبدیل به یک قدرتی شد.
در ایران در صورتی که به صورت تاریخی هم همواره این نهاد مذهب در ایران قدرتمند بود.
حتی پیش تر از اسلام هم این نهاد همیشه قدرتمند بود و به نوعی در کنار نهاد پادشاهی قدرت دوم هم به حساب می آمد.
اما برگردیم به دوران پهلوی دوم و اینکه پهلوی دوم به قدرت رسید.
ما میتونیم دوران حکومت پهلوی دوم رو به دو بخش تقسیم کنیم.
این یک تقسیم بندی کلی میشه این دوره حکومت رو در نظر گرفت.
یک دوره، دوره سلطنت این پادشاه است.
سلطنتی که در نظامهای پادشاهی پارلمانی تعریف میشه.
این پادشاه قدرت اجرایی نداره.
قدرت قانونگذاری نداره.
و در مجموع وظیفه اش به نوعی سلطنت کردن هست و یک مقامی فارغ از مقام های اجرایی کشور به حساب میاد.
این یک دوره از حکومت پهلوی دوم هست.
دوره اولی که بعد از اشغال ایران به دست متفقین اتخاذ میشه.
پهلوی دوم تاجگذاری میکنه و پادشاه رسمی کشور میشه اما قدرت اجرایی نداره.
قدرت قانونگذاری نداره و فقط به عنوان یک نماد برای کشور به حساب میاد.
این دوره اولش هست تا زمانی که مصدق ظهور میکنه نفت را ملی میکنه و اون اتفاقات بعد از مصدق رخ میده.
تا اون دوران شما میتونید حکومت پهلوی اول رو در این بخش تقسیم بندی بکنید که فقط سلطنت میکرد.
سلطنت مشروطه قرار بود که بکنه.
قرار بود که قدرت خاصی نداشته باشه و یک مقامی فارغ از مقام های اجرایی کشور باشه.
اما بعد از این دوره، دوره دوم حکومت پهلوی دوم شکل میگیره و به نوعی پادشاه تبدیل به مقام اول اجرایی کشور میشه و تمامی نهادهای قدرت را به دست میگیره.
پس باید در باب حکومت پهلوی دوم وقتی میخوایم صحبت بکنیم حتما این تقسیم بندی رو داشته باشیم.
دورهٔ پیش از کودتای 28 مرداد و دوره ای پس از کودتای 28 مرداد.
حالا در باب هر کدوم از این دو بخش میتونیم صحبت بکنیم و با نگاه به این تقسیم بندی دوران پهلوی را بهتر از پیش مد نظر قرار دهیم.
در وهله ی اول باید اذعان بشه که میشد یک برنامه ی مجزایی هم در باره مصدق در پیش گرفت و درباره اش صحبت کرد چرا که جزو اتفاقات مهم تاریخی ما هست.
اما ما به خاطر اینکه این برنامه خیلی طولانی نشه و در قسمت های کمتری هم بتونیم جمعش بکنیم و به اون برآیند کلی برسیم.
گفتم هدف از ضبط کردن این برنامه تعریف کردن وقایع تاریخی نیست و اینکه قرار نیست فکت های تاریخی اینجا بیان بشه و به نوعی یک برنامه ی مرجع باشه.
قرار هستش که ما یک برآیندی نسبت به این اتفاقات داشته باشیم و موجز درباب هر کدام از این اتفاقات مهم تاریخی صحبت بکنیم.
پس از این دست هستش که ما توی این قسمت سعی میکنیم در باب مصدق و اتفاقاتی هم که پیرامون نهضت ملی اتفاق افتاده صحبت هایی بکنیم و در همان تقسیم بندی حکومت پهلوی دوم هم قرار میگیرد و این اتفاقات به نوعی در همان دوره ی تاریخی و اون برهه ی مهم تاریخی شکل گرفته.
پهلوی زمانی که به قدرت رسید خب سن و سال خیلی کمی داشت.
قاعدتا تجربه خاصی که نداشت هیچ، نوع تجربه اجرایی که نداشت و خب با اون سن و سال کم در برابر سیاستمداران کم سن و سالی که در ایران حضور داشتند، با تجربه ای که در ایران وجود داشتند نمیتوانست عرض اندامی بکند و در عین حال خاندان پهلوی هم به شدت.
ضعیف شده بود، هم از نظر نگاه جمعی و مردم ایران به واسطه کارهایی که رضاشاه کرده بود و آن بنیان را از دست داده بود یعنی در بین مردم عامه آن هواداری را نداشت، حتی بیشتر بر علیهش بودند.
خب وقتی که به اتفاق خلق شدن رضاشاه نگاه میکنیم، در آن دوران مردم ایران ابراز شادمانی میکنند.
یعنی در خیابانها شیرینی پخش میکنند، مجسمه رضاشاه را به پایین میکشند.
این دوره به ما این پیام را میدهد که خاندان پهلوی در این برهه از تاریخ هیچ پایگاه اجتماعی درستی نداشتند و بیشتر پایگاهی که بوده بر علیهشان بوده، به واسطه رفتارها و در عین حال قدرت بیگانه ای هم در ایران حاکم بوده که این قدرت هم اعمال نفوذ های مختلفی میکرده و نگاه کردن به تاریخ حکومتداری داری پهلوی اول هم نشون میده که رضا شاه خیلی سر سازشی هم با این حکومت های غربی نداشته.
خیلی همپوشانی هم با اونها نداشته.
این دو عامل دست به دست هم میداده و در عین حال نگاه به سن و سال خود محمدرضاشاه و این نداشتن تجربیات و در برابرش تعداد بیشماری مردان سیاسی که تجربیات زیادی داشتن دیگه اینها همه در برابر هم یک دوره ی کم فروغی رو از محمدرضا شاه تصویر میکنه که این دوره، دوره ی سلطنت مشروطه این پادشاه است که ناخواسته در یک وادی ای قرار گرفته بود که نمیتونست قدرت اجرایی درستی داشته باشه.
در این دوره از تاریخ مجلس دو باره به کار می افته.
هر چند که در مجلس همواره انسان های خودفروخته ای وجود داشته اند که از عوامل غربی حالا به نوعی خوراک گرفته اند و این اعمال نفوذ و قدرت بیگانگان همیشه در این کشور و بخصوص در این برهه تاریخی قدرتمند بوده است.
شما امروزه که با یک جهانی روبه رو هستید که این دست استثمار کمرنگ تر شده حتی امروز هم وجود دارد و در همه جا هم سعی میکنند که قدرت خودشون رو نشون بدن.
اما در حد فاصل پیش تر از جنگ جهانی اول و همینطور بعد از جنگ جهانی اول و حتی در زمان جنگ سرد، شما این اعمال قدرت کشورهای قدرتمند و بیگانگان رو در کشورهای مختلف میدیدید.
پس ایران هم از این قاعده مستثنی نبود.
درباره عثمانی ها صحبت کردیم.
اینکه اونها کشورشون تجزیه شد و یک کشور به اسم ترکیه کنونی از دل اون کشور عظیم از اون امپراطوری بزرگ دراومد.
بعد از جنگ جهانی اول.
خب این در ایران هم به همین شکل بود.
یعنی این قوای بیگانه مترصد این بودند که چه در دوران رضاشاه اول و چه در دوران محمدرضاشاه.
در این راه قدم بر میداشتند که این ایران را تضعیف بکند.
یعنی قدرت رو زیر سلطه خودشون بیارن و به نوعی دستنشانده خودشون بکنند.
در این تردیدی نیست.
اما اینکه ما بخواهیم نگاه بکنیم و در نظر داشته باشیم که این حکومت ها همه حکومت های خودفروخته بودند و خودشون رو تسلیم قدرت های بزرگ غربی کرده بودند هم دور از انصاف و دور از عقل هست، حتی دور از منطق و استدلال هستش.
اما این رو میشه بهش نگاه کرد که اینها همواره در تکاپو بودند.
یعنی سعی میکردند که در مجلس ایران نمایندگانی داشته باشند.
به خصوص انگلستان سعی میکرد که نمایندگانی سر کار بیایند که همپوشانی فکری با این قدرت استثماری بزرگ داشته باشید.
اسناد و مدارک زیادی هم توی این زمینه پیدا شده که چگونه برخی از نمایندگان مجلس به عنوان مثال ارتزاق شان از طریق همین کشورهای غربی بوده، از طریق همین انگلستان بوده.
و یا اینکه حتی در دوران پهلوی اول هم ما حرکات مختلفی رو دیدیم که ایران در یک قدمی تجزیه شدن بوده.
یعنی میدیدیم که روس ها عواملی دارند برای اینکه این کشور رو تجزیه بکنند و بخشی از ایران رو به اتحاد جماهیر شوروی مربوط بدونند.
اون اتفاقاتی که در تبریز می افته و اتفاقاتی از این دست.
با تمام این تفاسیر در اون دوران کم رونق و کم فروغ پهلوی دوم ما شاهد اتفاقاتی هستیم که نقطه بزرگ و روشن اون رو در دوران مصدق می بینیم.
حالا مصدقی که یک پیر کهنه کاری در سیاست هست از دوران قاجار در این سیاست نقش داشته.
تا دوران پهلوی دوم و در پهلوی دوم به نوعی به اون بلوغ سیاسی می رسه و نخست وزیر یک کشور میشه و یک آرمان و آرزوی بزرگ ملی رو سعی میکنه که به سرانجام برسونه.
قاعدتا این شخصیت کاریزمای بالایی داشته و به واسطه کارهایی که کرده به واسطه تجربه ای که داشته، به واسطه چهره ای که از خودش ساخته و مهم تر و بزرگ تر از اون به واسطه آرزویی که در دل مردم ایران شکل داده و اون هم ملی کردن صنعت نفت بوده.
صنعت نفتی که در اختیار انگلستان بوده و انگلستان بهره لازم رو از این ثروت ملی ما می برده و حالا یک آرزوی جمعی و ملی شکل می گیرد که ما می خواهیم که این صنعت پر رونق و این ثروت ملی را از آن خودمان بکنیم.
خب قاعدتا با توجه به این آمار و آرزویی که می توانسته جنبه عمومی پیدا بکند، مصدق چهره عمومی رو به خودش می گیره و تبدیل به یک.
قدرت اجتماعی می شه یک پایگاه عظیم اجتماعی برای خودش می سازد.
در باب اتفاقاتی که مصدق رقم زده هم میشه ساعتها صحبت کرد.
در باب معایبش میشه صحبت کرد.
در باب خدماتی که رسونده میشه صحبت کرد.
اما گفتم ما قرار هستش که توی این بحثی که داریم در باب ایران میکنیم به یک برآیندی پیرامون امروزمون برسیم.
پس خیلی نیاز نیست که در باب این مسائل ریز بشیم و نگاه بکنیم.
در همین حد می تونیم بهش نگاه بکنیم که یک شخصیت پخته سیاسی که حالا نخست وزیر کشور شده یک آرزوی جمعی و ملی رو میخواسته پیش ببره و در راه اون کار های بزرگی هم انجام داده.
حال اینکه در این دوره از رفتارها چه رفتارهای اشتباه و غلطی هم داشته قاعدتا غیر قابل کتمان هست اما در کنارش رفتارهای به شدت مثبتی هم انجام داده.
بزرگترین رفتاری که میشه به عنوان یک مثال تاریخی ازش یاد کرد و همواره در ذهن ها خواهد موند و تاریخ رو به نوعی پررنگ و قدرتمند در چشمان ما خواهد کرد، همین ملی کردن صنعت نفت بوده و اینکه شما با مصدقی رو به رو میشید که دکترای حقوق داشته، اولین ایرانی بوده که دکترای حقوق داشته از یک کشور اروپایی مثل سوییس و.
حالا این آدم میره و در مجامع بین المللی از حقوق ایران دفاع میکنه و آن رای معروفی که قاضی انگلیسی به نفع ایران میده.
یعنی در یک مخاصمه ای که دو طرف یک طرف انگلیسی هستند و یک طرف ایرانی.
رای قاضی انگلیسی به نفع مردم ایران هست.
و این هم از اون نقاط روشن تاریخ ایران هست.
با توجه به این موضوعات در کنار این جماعتی هم بودند که دوست داشتند ایران رو در همون برهه از تاریخ تبدیل به یک جمهوری بکنند.
چون وقتی نگاه میکنیم به جهان پیرامون خودمون و گفتم این نگاه های مشروطه خواهی یک نگاه هایی هست که در پی تکامل هست.
یعنی شما اگر تمام جهان رو زیر نظر داشته باشید میبینید که این اتفاقات از یک نقطه ابتدایی شروع میشه و کم کم پیش میره و تکامل پیدا میکنه تا به یک سرمنزل مقصود برسه.
و اصولا اتفاقاتی از این دست ایستا نیستند و پویا هستند و مدام در حال تغییر کردن هستند.
در این برهه هم اگر ما بخواهیم جمعی از این انسانهای پیشرو رو به عنوان مشروطهخواه در نظر بگیریم یا حالا آزادیخواه و یا هر عنوان دیگه ای، در پی این بودند که گام بعدی رو هم در این پیشرفت بردارند و ایران رو تبدیل به یک نظام جمهوری بکنند که دیگه ترسی از این قوای سلطنت نداشته باشند که مدام خفقان سیاسی رو به بار بیاره.
اطرافیان مصدق هم برخی از این دست بودند دیگه.
مثالش همون دکتر فاطمی معروف هست که خب دوست داشته که برای ایران یک آینده جمهوریت رو به ارمغان بیاره و خب همه حتما در باب 28 مرداد و اون کودتا میدونید.
اینکه تا چه حد دولت انگلستان و یا دولت آمریکا نقش داشتن در این کودتا و چه کارهایی کردند برای اینکه محمدرضا شاهی که از ایران رفته بود رو دوباره برگردوند دوباره بهش قدرت بدن.
چه کارها و چه اقداماتی انجام شده؟
همه درباره اش می دونیم.
درباره اون لمپن هایی که در این دوباره به قدرت رسیدن محمدرضاشاه نقش ایفا کردند.
همه در باب این مسائل می دونیم و اگر نمی دونیم باید دربارش بخونیم و باز هم نگاه های چندسویه رو مورد نظر قرار بدیم که چه کسانی که دلباخته مصدق هستند.
در این باب کتاب های متعددی نوشتند و چه کسانی که به محمدرضاشاه پهلوی سمپاتی داشتند.
در این باب کتاب های مختلف تاریخی نوشتند و به نظر من باید از هر دو دست خونده بشه تا یک برآیند مناسبی رو نسبت به این موضوع داشت.
هر دو طرف مخاصمه صحبت هایی کردند که مطمئنا موضع مشخصی نسبت به این انسان ها و این اتفاق مهم تاریخی داشتند.
باید هر دو مورد مطالعه قرار بگیره و ما یک تصمیم و یک تصویر درستی نسبت به این موضوع داشته باش.
در نهایت این هستش که ما وارد دوره دوم حکومت پهلوی میشیم.
یعنی اون بی اقتدار بودن و کم فروغ بودن و اون کم قدرت بودن.
محمدرضاشاه پهلوی تا پیش تر از کودتای بیست و هشت مرداد به یکباره تغییر میکنه و اون رو تبدیل به یک پادشاه قدرتمند میکنه.
تبدیل به یک پادشاه مستبد میکنه.
حالا هم سن و سالش بیشتر شده هم بزرگترین رقیب سیاسی خودش که به نوعی میشه مصدق اسمش رو گذاشت از میدون به در شده و هم در عین حال.
حالا با توجه به اون اتفاقاتی که در بیست و هشت مرداد می افته احساس میکنه شاید یک پایگاه اجتماعی هم داشته باشه.
و ما با دوره دوم قدرت محمدرضا شاه پهلوی روبهرو میشویم.
از پادشاه گوشه نشینی که هیچ قدرت اجرایی نداشته، کم کم بدل به یک پادشاه مستبد و قدرتمند میشود.
حالا پادشاهی که همه چیز را به دست میگیرد دوست دارد تمام عوامل به دست خودش اتفاق بیفتد.
من در باب این رویارویی مصدق و محمدرضا شاه در باب این موضوع و اینکه ما یک مقداری موشکافی بکنیم در قسمت بعد صحبت خواهم کرد.
چون اینجا قرار است که ما در باب انقلاب صحبت بکنیم و طیفهای مختلف فکری و آنجا بهتر و بیشتر میشود صحبت کرد.
در این برنامه خاص قسمت سوم قرار است که بیشتر در باب خود پهلوی صحبت بکنیم.
پس از این دسته است که ما از موضوع تقابل فکریای که بین مصدق و محمدرضاشاه هست میگذریم و بیشتر نگاهمان را زوم میکنیم روی همان اتفاقاتی که در دوره پهلوی افتاده.
حالا پهلوی قدرت رو به دست گرفته.
رقبای خودش رو از صحنه به دور کرده.
به نوعی پیروزمندانه به ایران برگشته.
حالا با اون کودتا.
با اتفاقاتی که افتاده.
حالا با اینکه ما بخوایم صد در صد این رو در نظر بگیریم که همه اتفاقات توسط قدرت های خارجی اتفاق افتاده، این کودتا صد در صد توسط اون ها بوده.
اما اگر بخوایم نقطه اعتدال رو در نظر بگیریم، فرای اینکه بخشی از این چماق به دستانی که برای برگردوندن محمدرضا شاه به میدان اومده بودند قاعدتا به واسطه پول بوده که این میدان رو پر کردند.
اما خب برخی هم بودند که شاید علاقه ای داشتند.
یعنی باید اون نقطه تعادل رو در نظر گرفت.
حالا احساس میکنه که پایگاه اجتماعی هم داره و کلا روحیات محمدرضا شاه در این دوره دوم قدرت مندی اش تغییر می کنه.
از اون پادشاه در پستو به میدان می آید اما به شکل دهشتناکی به میدان می آید.
دیگه قرار هست که همه چیز رو خودش مد نظر داشته باشد.
قرار است که تبدیل به یک دیکتاتور کلاسیک بشود که از ریزترین تا درشت ترین موضوعات کشور و تمامی تصمیم گیری ها را خودش به شخصه انجام بده.
و اینجا هست که اون دوره ی دوم حکومت پهلوی دوم شکل می گیرد.
اما باید در این قدرت مندیش و این دورانش فرای.
حالا اتفاقاتی که منجر به انقلاب می شود چند موضوع را هم مد نظر داشت.
یکی اینکه محمدرضاشاه پهلوی روحیه مذهبی ای داشت.
یعنی شما اگر روبه رو بشید با گفتارهایی که ازش هست، اتفاقاتی که در طول زندگیش افتاده می تونید به این نتیجه برسید که نقطه برابر پادشاه قبلی هست.
یعنی پدر خودش یه شخصیتی بوده که یه ضدیتی با اون نهاد روحانیت داشته اما حالا در برابر یک پادشاهی به قدرت می رسه که نگاه های مذهبی داره با اون بخش از روحانیت احساس همذات پنداری می کنه. گهگاه.
از نجات پیدا کردنش به دست ائمه صحبت می کنه.
یعنی اون نگاه های مذهبی رو شما می تونید در این دوره از تاریخ ببینید.
در وجود این شخصیت تاریخی ببینید و این بزرگترین تناقض و تضادش با پدرش است.
حالا شما یک نظام فکری رو به وجود آوردید و قرار بوده که به وسیله قوه قهریه یک اتفاقی رو پیش ببرید.
یعنی به عنوان مثال قرار بوده که قرار قرار بر این نبوده که توده ها یک تغییرات فرهنگی رو به وجود بیارن.
یعنی اگر قرار هستش که اون اتفاقی که توی کشور های اروپایی افتاد خب مردم اروپا به یک بلوغ فکری رسیدند الیتی در اون جامعه بوجود اومد که حالا به واسطه نوشتن، به واسطه فلسفه، به واسطه هنر و به واسطه هر ابزاری که می توانست فرهنگ مردم را تغییر بدهد، فرهنگ عامه مردم را تغییر دادند و نگاه ها را نسبت به دین و مذهب چرخاندند.
اما در ایران ما قرار بر این نبود یعنی نگذاشتند که این اتفاق بیفتد.
چون من صحبت کردم و گفتم مشروطه خواهان این نگاه ها را داشتند و اگر زمان پیدا می کردند، اگر جهان به نوعی آرام تر از این دوران پیش می رفت، این اتفاقات می توانست از توده ها بیفتد و قدرت در بالا را تغییر بده.
اما این اتفاق در ایران ما برعکس این موضوع افتاد و از بالا این اتخاذ این نوع تغییر فرهنگی اتخاذ شد.
اما برای استمرارش قاعدتا نیاز است که همان راه ادامه پیدا کند.
هر چند که ما می دانیم به جبر نمی شود چیزی را تغییر داد نمی شه نگاه های عموم رو تغییر داد به موضوعی.
مگر اینکه این نگاه جمعی تغییر کنه مگر اینکه از طریق فرهنگی این اتفاق بیفته.
یعنی اگر شما قرار باشه که با اسلام و خرافات اسلام مثلا به عنوان مثال مبارزه کنید، اگر این اتفاق از توده ها بیفته و حالا یک جمع روشنفکری پیدا بشن که برای مردم سخنوری بکنن، این اتفاق به مرور زمان افتادنی هست.
اما اگر قرار باشه که یک کسی در نوک هرم قدرت بشینه و به جبر قرار باشه این خرافات رو از بین ببره قاعدتا نتیجه عکس میده.
حالا شما این رو در نظر بگیرید که این جبر قرار باشه بعد از یک مدت نقطه عکس خودش رو پیش بره.
یعنی در یک بخشی از تاریخ قرار باشه که یک پادشاهی و پادشاه پدری در برابر این خرافات جبهه بگیره و حالا پادشاه پسری بیاد اون قشر مظلوم رو قدرتمند هم بکنه.
خب قاعدتا همه چیز از بین میره دیگه به هیچ وجه نمیشه این رو پیش برد.
پس ما باید در باب پهلوی دوم به یک نقطه ای که نقطه عکس و در برابر پدرش هست هم اشاره بکنیم.
رضاشاهی که ضدیت با روحانیت داشته و به نوعی این پیشرفت و تعالی مردم ایران و کشور ایران رو در کم قدرت نشون دادن این نهاد پرقدرت می دونسته و به واسطه رفتارهایی که کرده اونها رو تبدیل به بخشی مظلوم جامعه کرده که حالا مردم با اونها سمپاتی بیشتری دارند و بعد از مدتی وقتی پسرش قدرت اول رو به دست میگیره و در اون دوره دوم حکومتش یک حکومت استبدادی رو پدید میاره، با اون قشر مظلوم خودش احساس سمپاتی میکنه و بهشون میدون بیشتری میده.
پس حالا همه چیز رو در اختیار دارند.
همون پایگاه اجتماعی که به واسطه مظلوم واقع شدن در طول اون سالها براشون رفتن و به دست آوردن و هم یک میدونی که یک پادشاهی که نگاه متفاوتی داره براشون اتفاق افتاد.
حالا در باب این نگاه های مختلف سیاسی که در اون دوران وجود داشته چون من از بیشترشم نگفتم حتی در دوران رضاشاه و یا در دوران مشروطه چون نگاه های سیاسی کم کم شکل گرفتند.
اما من صحبت نکردم چراکه دوست داشتم در یک قسمت مجزا که پیرامون انقلاب قرار هست صحبت بکنیم در باب این نگاه های مختلف سیاسی بیشتر صحبت بکنیم.
اما در همین حد باید در باب دوران رضاشاه در باب دوران محمدرضاشاه صحبت کرد که این تفاوت و تمایز وجود داشت.
اما در عین حال باز هم باید در باب خدمات این دوران هم صحبت کرد.
در باب خدماتی که می تونست دو سویه و دوطرفه باشه یعنی شما با پادشاهی رو به رو میشید که دقیقا به مثال پدر.
اگر آرزوها و آرمان هایی رو مردم داشتند و دوست داشتند خودشون طی مرور زمان به اونها برسند رو قرار بوده که خودش به تنهایی انجام بده.
همون اتفاقی که در دوران پهلوی اول هم افتاد.
من گفتم آمال و آرزوهایی که مشروطهخواهان داشتند هم قاعدتا.
به عنوان مثال تحصیل رایگان و یا اجباری مثلا کودکان این سرزمین بوده.
ساختن دانشگاه بوده.
ساختن راه آهن بوده و عناوینی از این دست.
قاعدتا در ذهن هر آزادی خواه مشروطه خواه هم شکل گرفته بوده و اینها جزو آمال و آرزوها بوده.
اما یک دیکتاتور مصلحی قرار بوده تمام این کارها رو بکنه.
حالا این که چقدر این کارها در چشم مردم زیبا بیاد، این موضوعیه که باید بیشتر دربارش فکر کرد و پهلوی هم.
پهلوی دوم هم از همین قاعده پیش رفته به نوعی در جهان پیرامون خودش میدیده که انقلاب های مختلفی در حال وقوع است.
جهان در حال تغییر است.
مردمان مثال مردمان گذشته نیستند که همه چیز را قبول کنند.
حالا انسان ها خواسته های زیادی دارند.
تا قبل از آن دنیا به نوعی تعریف می شد که شما سراسر وظیفه بودید.
یعنی اگر ما ملاک و معیار را بیشتر مذهب قرار دهیم، دین و مذهب همواره در پی تعریف وظایف است.
نسبت به خدا حقی را برای شما قائل نمی شود.
اما نظام فکری نوین در جهان، انسان ها را محق می دانست و برایشان حقی را تعریف می کرد و اصولا چهره و تصویر دنیا در حال تغییر بوده، مدام در حال تغییر بوده، انسان ها آرزوها و آمال های جدیدی را به دست می آوردند و در راه احقاق آن حرکت می کردند و به نوعی محمدرضا شاه هم با این جهان و پیرامون خودش آشنا بوده و سعی می کرده پیشدستی بکند.
یعنی شما مواجه می شوید با انقلاب سفید و انقلابی که شاه و مردم به اسم انقلاب شاه و مردم شکل گرفت.
یعنی سعی کرد اون خواسته های عمومی رو به نوعی جوابگو باشه.
اون اتفاقاتی که در باب کشاورزان افتاد تا حالا چه مقداری نتیجه عکس داد جای بحث داره اما به نوعی خواسته های انسان ها رو سعی کرده که خودش پیش دستی بکنه و انجام بده که از اون انقلاب به نوعی جلوگیری بکنه.
خواسته هایی که مردم دارند رو خودش بهشون بده.
حالا این که سپاه دانش شکل میگیره و سپاه های مختلفی که شکل میگیره.
اما این رو باید همیشه مد نظر داشت.
من در باب این مسئله هم صحبت کردم.
حالا در قسمت آتی هم که در باب انقلاب هست باز هم بیشتر صحبت میکنم.
در باب همین سپاه ما سپاه دین رو هم داشتیم.
یعنی اون دوستانی که در باب دوران محمدرضا شاه صحبت میکنند باید این رو هم مد نظر داشته باشند.
وقتی ما داریم در باب این صحبت میکنیم که روحیات محمدرضا شاه عکس پدرش بوده و این تضادی که بین این دو بوده، این نهاد را قدرتمندتر کرده.
این موضوع اینکه یک کسی که با ضدیت با روحانیت مدام در گلاویز بوده و به واسطه رفتارهایی که کرده این نهاد را تبدیل به یک نهاد مظلوم کرده و انسانها باهاشون سمپاتی برقرار کردند، حالا در دوران پسرش روبه رو میشه با میدون دادن بسیار بدی که حتی تحت عنوان سپاه دین قدرت این را دارند که بروند و با مردم در باب این اعتقادات صحبت بکنند.
پس این قاعدتا نتیجه عکس رو خواهد داد.
این رو نمیشه کتمان کرد که چه رضاشاه و چه محمدرضا شاه برای ایرانیها کارهایی رو انجام دادند و به نوعی اهدافشون در راستای کمک کردن بوده اما همواره این رو باید در نظر داشت که کمک کردن به این نیت انسان ها.
راهگشای امور نیست.
شما نیاز به تخصص هم دارید.
نیاز به استدلال هم دارید.
نیاز به محاسبات درست هم دارید.
یعنی تنها و تنها نیت درست داشتن گره گشا نیست.
مثال ساده اش هم این هستش که من نیت کمک کردن به انسان ها رو دارم.
اگه انسانی که مریضی قلبی داره و نیازمند جراحی هست و من با نیت خوب خودم نمی تونم درمان بکنم نمی تونم بگم چون من نیت خوبی دارم پس سینه این آدم رو می شکافم و قلبش رو عمل می کنم و نیاز دارم که تخصصش رو داشته باشم تا بتونم بهش کمک کنم.
پس در مورد اول باید اذعان بکنیم که چه رضا شاه و چه محمد رضا شاه نیت مثبتی رو برای مردم ایران داشتند.
افکاری رو داشتند که دوست داشتند ایران پیشرفت کنه و به تعالی و رستگاری برسه.
اما اینکه تا چه اندازه در این راستا تخصص داشتند، راه حل داشتند و رفتارهای درستی انجام دادند.
این موضوع مورد بحث ما است.
تا چه اندازه اجازه دادند که توده های مردم به این تغییر برسند؟
این موضوع قابل بحث است.
این موضوعی است که ما را به این سکون و سکوت رسانده و در نهایت به آن شورش انسان ها را کشانده.
در باب دوران پهلوی باید در باب دوران پهلوی دوم باید گفت که من وقتی این حکومت را به دو بخش تقسیم کردم، در بخش دوم چه طریقتی داشت که مدام و مدام رو به سمت استبداد بیشتر کشانده می شد.
یعنی شاید بعد از.
زندانی شدن حصر خانگی مصدق این قدرت کمرنگ تر بود اما مدام در حال قوت گرفتن بود.
به جایی رسید که ایران را در یک خفقان و یک ایست لیست کامل سیاسی قرار داد.
هر نوع تفکر سیاسی نفی شد.
همه اتفاقات و تصمیمات با یک نفر بود.
این هم در دورانی بود که ما باید این را در نظر داشته باشیم که آن دوران تاریخی ما یک دوران پر رونقی از نظر اقتصادی بوده.
دورانی بوده که حالا فروش نفت راحتتر اتفاق میافتاد و قیمت نفت چندین برابر شده بود و حالا ما رونق اقتصادی را داشتیم و در کنارش نیازمند به این آزادی های سیاسی هم بودیم.
اما این آزادی های سیاسی به هیچ وجه به مردم داده نمیشد و استبداد حاکم بر سپهر سیاسی ایران بود و این دو با هم جمع شدنی نیستند.
در تمام کشورهای جهان در کنار هم سعی میکنند رونق سیاسی و اقتصادی را پیش ببرند.
وقتی مردم از نظر اقتصادی قدرتمندتر میشوند در کنارش نیازمند این هستند که از نظر سیاسی هم آزادانه تر بتونن رفتار بکنن.
جای بیشتری رو داشته باشن برای اذعان نظراتشون.
اما این سانسور، این خفقان، این استبداد سیاسی و این راکد شدن وضع سیاسی مردم به این نارضایتی دامن میزنه.
ما در نهایت به پهلوی میرسیم که حالا قرار هست یک حزب در ایران به عنوان یک حزب سیاسی و حزب رستاخیز باشه که همه امور در اختیار همین حزبی که به نوعی سرسپرده به نظام پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی هستن.
همه امور رو به دست بگیرند.
قرار هست که مجلس ایران تبدیل به یک مجلس یک سویه ای بشه که بیشتر از اینکه کاری انجام بده و یا قانونی رو به نفع مردم تصویب بکنه، مجیز پادشاه رو بگه.
اطرافیان پادشاه باید افرادی باشند که مجیز پادشاه را بگویند.
قرار نیست نقدی صورت بگیرد.
قرار نیست که این قوه محرکه سیاسی کشور تکون بخوره.
قرار نیست ما اشکالات و مشکلات رو بشناسیم و در راستای برطرف کردن اون گام برداریم.
قرار هست که هر اتفاقی که می افته تعبیر به بلند فکری و بلند نظری پادشاه بشه.
حتی اگر اتفاق بد و اشتباه هست.
و این استبداد سیاسی ما رو به مراحل بعدی میرسونه که منجر به انقلاب میشه.
در دوران پهلوی دوم همونطور که گفتم اتفاقات مثبتی هم افتاد.
اما حتی این اتفاقات مثبت هم تعبیر به معنای منفی میشد.
چرا که انسان قاعدتا دوست داره چیزهایی رو که آرزو می کنه رو خودش به دست بیاره.
دوست داره در راه اون خواسته ها تلاش بکنه و به نوعی در اختیار گذاشتن آن حتی میتونه نتیجه عکس بده و فرای آن.
حقیقتا در دوران پهلوی اجازه داده نشد به مردم که مردم خودشان بخواهند که این چرخه را به گردش در بیاورند.
اجازه داده نشد تا مردم بتوانند خودشان تصمیم بگیرند فرهنگ را تغییر بدهند.
اگر مردم ایران قرار بود که.
به نوعی به عنوان مثال همان مثالی که قبلتر هم صحبت کردم حجاب را از سر بردارند، این نیاز به یک تحول فرهنگی داشت.
این نیازمند این است که تفکر مردم تغییر پیدا بکند تا به این مرحله برسند که حجاب از سر برود.
اما اگر قرار باشد این اتفاق به زور و با قدرت باتوم و دشنه و شمشیر اتفاق بیفتد، قاعدتا جواب عکس میدهد حتی اگر رفتار درستی باشد.
در باب تمام اتفاقات به همین شکل بود.
اتفاقات مثبت فراوانی در دوران پهلوی دوم هم می افتد.
مثلا شما به این.
این رو در نظر داشته باشید که حق رای به زنان در دوران پهلوی دوم اتفاق می افتد.
خیلی جلوتر و پیش تر از خیلی از ممالک پیشرفته ی اروپایی این قابل تقدیر هست.
این اتفاق مهم و روشن هست.
توسط یک دیکتاتور صالح اتفاق می افتد.
اما اینکه چقدر این مردم با این موضوع نزدیکی دارند و چقدر این اتفاق از برآیند تفکرات این مردم پیش رفته و چقدر فرهنگ این در وجود انسان ها وجود داشته، چقدر مردم تلاش کردند که این فرهنگ را تغییر بدهند و به این جایگاه برسند، موضوع مهمی هست.
چون قاعدتا خیلی از اتفاقات بزرگ و قانون های پیشرونده ای که در جهان وجود دارد اگر از دل خواست مردم اتفاق نیفتد نتیجه عکس میده.
مثالهاش هم بسیار هست.
در مجموع در باب دوران حکومت پهلوی دوم هم میشه ساعت ها صحبت کرد.
اما من سعی میکنم که صحبت رو ببندم و در همین جا بهش خاتمه بدم.
چرا که ما قرار هست که یک موضوعات مهمی رو بگیریم و بتونیم درک بکنیم که چرا ایران ما به این شرایط رسیدیم.
قسمت بعدی قاعدتا در باب انقلاب صحبت خواهد شد.
من سعی میکنم یک مقداری بیشتر در باب انقلاب ایران صحبت بکنم و ریشه هاش رو بیشتر موشکافی بکنم.
چرا در دوران محمدرضا شاه پهلوی، با وجود رشد اقتصادی و اصلاحاتی نظیر حق رای زنان، جامعه به سمت انفجار متمایل شد؟ پاسخ را باید در فقدان آزادی سیاسی و سرکوب الیت جامعه جستجو کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، شاه از یک مقام تشریفاتی به مرکز ثقل تمام تصمیمات کشور بدل شد. او با ایجاد یک سیستم «مجیّزگو» و حذف هرگونه نقد ساختاری، قوه محرکه سیاسی کشور را فلج کرد. در حالی که مردم به واسطه درآمدهای نفتی به رفاه نسبی رسیده بودند، نیاز به مشارکت در سرنوشت خود را بیش از پیش احساس میکردند؛ نیازی که با دیوار بلند استبداد و حزب واحد رستاخیز روبرو شد.
تضاد بزرگ پهلوی دوم با پدرش، در رویکرد او به نهاد مذهب نهفته بود. برخلاف رضا شاه که با جبر فیزیکی به جنگ با روحانیت رفت و آنها را در موضع مظلومیت قرار داد، محمدرضا شاه پهلوی با روحیاتی مذهبی، میدان را برای نفوذ مذهبیون باز کرد. ایجاد «سپاه دین» و تقویت باورهای سنتی از بالا، نه تنها به سکولاریسم عمق نبخشید، بلکه ابزارهای قدرت را به دست قشری داد که در نهایت بر علیه خود او شوریدند. این پارادوکس، نشاندهنده نبود تخصص و محاسبه در پیشبرد اصلاحات فرهنگی است.
در این مقاله تحلیلی، محورهای زیر بررسی شدهاند:
تاریخ محمدرضا شاه پهلوی به ما میآموزد که توسعه، پکیجی تفکیکناپذیر از اقتصاد و سیاست است. وقتی حاکمیت، آگاهی را فدای امنیتِ کاذبِ خود میکند، عملاً در حال ساختن بنایی بر روی ماسههای روان است.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.