در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی سبوعیت در اپیزود «نیش»، ما را به ضیافتی خونین در میانهی اقیانوس میبرد. این اثر، نه یک داستان ساده، بلکه یک محاکمهی فلسفی است؛ محاکمهای که در آن انسان مدعیِ اخلاق، در برابر غریزهی کوسه قرار میگیرد. نیما شهسواری با ترسیمِ صحنههایِ عریانِ نسلکشیِ ماهیها و مثله کردنِ کوسهها برای «سوپ باله»، نشان میدهد که چگونه تمدن مدرن، قساوت را در قالبِ «حرفه» و «شرافت» بزک کرده است. «نیش» فریادی است بر سرِ بشریتی که برای تقویت شهوتِ خود، دریاها را به خون میکشد و وجدان خود را با موسیقیِ آرامِ ملوانان میفریبد.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی داستان کوتاه جهت مطالعهی همراه با شنیدن.
آروارههای بزرگ و خشن، سیصد دندان نیش در کنار هم
خون
استشمام بوی شکار در دل کیلومترها آب
پاره کردن و دریدن
کوسه
کوسه در آب بود و انسان در خاک، سبوعیت را میزان کردند تا برگزینند آنکه وحشیترین جانداران بر زمین است، خیال میکنم در همان اوصاف و میان همین تقسیمات بود که بسیاری بر آن شدند تا بخوانند از ظلمهای بیکران انسانها و انسانها بر آمدند تا به مکتب انسانگرایی تطهیر کنند آدمی را و بر آنچه کوسه است بتازند
نجواها شنیده میشد، هر دو طرف بحث استدلال میکردند آنان به کنار دریایی نشسته بودند و امروز بر آن شدند تا سبوعترین جانداران را برگزینند، فریادها شنیده میشد، هر دو دلیل و برهان و استدلال میتراشیدند تا به دیگران ثابت کنند وحشی بودن دیگری را، باید در این رقابت برتری میجستند و خویشتن و باورشان را تطهیر میکردند
در میان ساحل دریا با آفتابی آرام جماعتی به دور میزی نشسته بود و مدام دلیل و برهان میتراشید، اما از این گفت و شنودهای بیسرانجام هر دو طیف خسته شده بود، به دریا نظر میانداختند و در پی جستن راهی برآمدند تا آنچه خستگی این مباحثات بیسرانجام است را طی کنند، اینگونه شد که ملوانی آنان را دید،
شاید آنان ملوان را دیدند و به پای او نشستند تا در این مسافرت نیم روزی به دل دریا ما را نیز به همراه خود ببر،
ملوان کلافه پاسخ گفت:
ما برای شکار به دریا میرویم، این کشتی که مکان تفریح نیست،
جماعت برای راضی کردن او گفتند:
ما به تفریح نیامدهایم آمده تا دربارهی سبوعیت انسان و کوسهها به مناظره بنشینیم، در میان این گفتن بود که یکی از شرکتکنندگان در بحث فریاد زد:
شما ببخشید ما در میان دیوانگان به حصر در آمده که دندان نیش سیصدتایی کوسه را ندیده است، خون در میان دریاها را ندیده و این دریدن را نشنیده است و کماکان در پی جستن سبوعترین جانان بر آمده است
ملوان از شنیدن سخنان آنان عاصی شده بود، او حوصلهی سخن گفتن زیاد را نداشت، سرش سوت میکشید، ناراحت میشد و نمیتوانست اعصابش را جمع و جور کند از این رو بود که برای خاتمهی بحث رو به جماعت اینگونه گفت:
همراه ما بیایید اما در طول مسیر حق سخن گفتن نخواهید داشت، تنها نظاره کنید و در انتها هر جا که خواستید دور از ما دربارهی آنچه بحث شما است به نتیجه برسید
همراهان به همدیگر نگاه کردند و ظرف چند ثانیه هم رأی خواسته و شرط ملوان را پذیرفتند، آنان خسته شده بودند و حال نیاز به زمانی برای استراحت داشتند، آنان با قبول این شرط عازم سفری کوتاه به دل دریا شدند
چندی نگذشت که اسباب سفر شکار آدمیان به قلب دریا آماده شد و گروه همراه در کنار شکارچیان و ملوان عازم دریا شدند، کسی در طول مسیر حق سخن گفتند نداشت، محیط کشتی جز صدای پرندگان دریایی و صدای امواج هیچ صوتی را به درون نمیپذیرفت، بیشک ملوان رخصت به چنین امری نمیداد و اینگونه سفر در آرامش به پیش میرفت
به پیش رفت و حرفه آدمیان آغاز شد، ماهیگیران، شکارچیان بر آن شده بودند تا آنچه فن آنان در جهان است را به پیش برند، آنان در دل آب به تعقیب حرکتی بر آمدند
گاه تورها را به آب رها کردند و در چشم برهم زدنی هزاران ماهی را صید کرده در قلب کشتی به کام مرگ فرستادند، همراهان میدیدند، اعمال ماهیگیران را به چشم میدیدند
به یاد میزها و سفرههای غذای خود میافتادند، آنجا که ماهی را به دهان میبلعیدند، اما این بار تصویری متفاوت از ماهی در دهان در برابر بود، این بار ماهیهای در دهان، جان میدادند، تکان میخوردند، بالا و پایین میرفتند، در کام دهان آنان دمها را تکان میدادند، خود را به دیوارههای دهان آدمیان میکوفتند تا محفظهای برای رهایی دریابند، اما آدمیان آنان را به سبوعیت تکه و پاره میکردند
گاز میزدند و میخوردند، در عرش کشتی ماهیها به زمین و هوا میپریدند، مردمان در میان کشتی در حال مشاهدهی قتلعامی بزرگ بودند، هزاران هزار ماهی جان میکندند، بالا و پایین میرفتند و با زجر تهماندهی جان مانده در بدن را به بیرون پرتاب میکردند
همراهان همه را دیدند و جان کندن ماهیها را به چشم نظاره کردند، بسیاری از آنان خواستند تا صحبت کنند، اما میدانستند در برابرشان سد بتنی مقاومی چون ملوان ایستاده است که اولین اشتباه را به آخرین تعبیر خواهد کرد پس هر چه سخن داشتند را به قلب و درون خوردند و لب از لب باز نکردند
حرفهی آدمیان ادامه داشت، نسلکشی ادامه پیدا میکرد، کشتی هربار به گوشهای از دریا میرفت تا قتلعام را آغاز کند، کشتار نسلی به نسل دیگر، تمام اعضای خانوادهها را از آب برون میکشیدند، آبششها در میان خشکی و نبود آب منهدم میشد، نفس تنگ میآمد، احساس خفگی گریبان را میگرفت
یکی از همراهان به یاد صحنهی اعدامی افتاده بود که انسانی را به دار آویخته بودند، پاهایش را تکان میداد، ضربات عصبی مدام میزد، میخواست جان بکند، میخواست جان را برون تراود، میخواست تا هر چه بند است را بدرد، در دل ماهیها تکان پا را به دم دید، تکان میخوردند، جان را به کف دست فشردند و با ترکیدن آنچه آب شش بود منفجر شدند،
رنج که تمامی نداشت، چشمهای ماهیها بدل به خون میشد و باز تکان میخوردند، باز خود را به در و دیوار میزدند تا شاید جان را زودتر برون کنند، آخر نفس بالا و پایین نمیشد، یکی از همراهان برای چندی نفسش در سینه حبس شد، تکانی نخورد، به چشمان یکی از ماهیها چشم دوخته بود قرمزی خون چشمان او که انگار هوای مورد نیاز را از محفظههای چشم به درون میطلبید او را به جای خود خشک کرد و آنقدر نفس نکشید تا پاها را تکان داد، بی اراده دهان را باز کرد، نفس را به درون داد و آرام شد، اما ماهی آرام نشده بود و کماکان دست و پا میزد تکان میخورد تا سر آخر جان کند
نسل کشی باز هم ادامه داشت، آدمیان در حرفهی شریف از دید آدمیان در شرافت نسلها را یک به یک به مرگ فرا میخواندند، این بار هم تور به میان عرش رسید و دوباره مرگ آغاز شد، اما شریف تنی از آدمیان آمده بود تا در راه شرافت از درسی که شنیده بود درسی به دیگران فرا بخواند، او فریاد کنان به جماعت گفت:
این ماهیها حلال نخواهند بود، من از عالمی شنیدهام که باید آنها را ذبح کرد،
ملوان کلافه به او نگاهی کرد و مرد شریف با تیغی به دست آمد تا نسل کشی را حلال کند
تیغ حلال میکرد، گردن را میبرید، خون نباید به درون اندام باقی بماند،
آخر ما که از خون خواران نیستیم، ما را اندرز دادهاند به آنکه از خون تناول نکنیم و جنازهخوار باشیم
همراهان به عرش چشم دوختند، برخی از دیدن سبوعیت چشمها را بستند و برخی چشم دوختند چگونه مرد شریف ماهیگیر یک به یک حیوانات را ذبح کرده است
گردنها را بریده است، خونی به زمین جاری کرده است، اما دانسته است که کار او اشتباه خواهد بود
کسی فریاد کنان گفت:
آنچه کردی راستین نبود و باید گذاشت تا ماهی خود جان بکند، آنان گلاویز هم بودند که باز ماهیها جان دادند، برخی به قرمزی خونی که تیغ آفرید و برخی به خونی که چشم در انتظار آب کشید
باز هم کشتی پیش میرفت تا حرفه را ادامه دهد، نسلکشیها انجام شده بود، اینان را با تعداد نمیکشتند، به وزن میکشتند، یکی گفت، چند کیلو شده است
دیگری پاسخ داد:
سیصد کیلو تا به حال
سیصدکیلو زندگی
سیصد کیلو جان
سیصد کیلو آرزو
سیصد کیلو آینده
سیصد کیلو فرزند
سیصد کیلو سبوعیت انسان
یکی از همراهان کلافه برخاست و رو به ملوان گفت:
آیا این دریا کوسه ندارد؟
ملوان با سر به نشانهی تأیید سری تکان داد
همراه ادامه داد آیا به سمت آنان نخواهیم رفت؟
ملوان پاسخ گفت:
ذرهای صبر پیشه کن
همراهان نشستند و دوباره سکوت حاکم بر دنیایشان شد تا شکارچیان بر جای ماهیگیران جا خوش کردند، حال نوبت آنان بود، دریا را به طول پیش رفتند آنجا که اعماق آب زیستگاه دیگر آبزیان بود
یکی از شکارچیان فریاد زد، او را دیدهام، حال دیگر ملوان گوشیهایی را به گوش کرده بود تا صدای فریادها را نشنود، او از صدای زیاد خوشش نمیآمد، دوست نداشت فریادها را بشنود پس موسیقی را به آنچه صدای شکارچیان بود ترجیح داد و فریاد شکارچیان آغاز شد
همراهان از صدای شکارچی به وجد آمدند و خود را به نزدیکی دریا رساندند و دانستند کوسهای طعمه شده است
تیغها رها شد، یک به یک جان او را در نوردید و خون را در میان دریا جاری ساخت، خون دریا را پوشاند و توری روی تن خونین کوسه را فرا گرفت تا او را به عرش بیاورند،
همراهان از وحشت دندانهای نیش، آن سیصد دندان مرگآور خود را دور کردند و پس از گذشت چندی کوسهای روی عرشه کشتی به زمین افتاد با تنی پر از تیغ و خون
با افتادن کوسه بر سطح عرشه کشتی شکارچیان زنجیرها را پاره کردند حمله بردند و هر کس با تیغی در دست ضربهای به ماهی بزرگ کوفت، کوسه تکان میخورد، ضربه میزد، چشمانش به رنگ خون در آمده بود و همراهان نفسها را به درون میخوردند، با او دست و پا میزدند تا شکارچیان او را تکه و پاره کردند، یکی بعد از دیگری ضربه زد، کوسه دردناک به رنج خون فوران کرد و بدنش به زخم آلوده شد، در چشم برهم زدنی از او زندگی و هر آنچه جانش بود هیچ به جای نماند جز رنجی دردآلود
نفسها در سینه حبس شده بود کسی نفسی نمیکشید که شکارچی دیگر فریاد کنان به تور خود اشاره کرد، همراهانش او را احاطه کردند و دوباره کوسهای به صحن عرش افتاد،
تکانهای تندی میخورد، توان نفس کشیدن نداشت، چشمانش خونی شده بود که دوباره شکارچیان با تیغهای در دست او را تکه تکه کردند
زنده بود نفس میکشید، آبششهایش در تمنای آب بود و خون در پاسخ میشنید
تیغ میشکافت پوستش را در مینوردید و او را به رنج آلوده میکردند، کوسه چشم به یکی از همراهان دوخت همراه نگاهش را دزدید اما کوسه به اعماق نگاهش او را فریاد زد، رنجش را بلند خواند و باز ملوان به آهنگ رؤیایی از چیره دستان هنر گوش سپرده بود
کوسهی دوم هم پاره پاره شد و چندی نگذشته بود که تعداد کوسههای در رنج مانده و بی آب تلف شده با تیغهای بسیار بر جان به پنج تن رسید،
پنج تن بودند یا وزنشان پنج تن بود؟
همراهی آب دهان را قورت داد و خواست از باقی سؤال کند که شکارچی دیگر تور دیگری را با کوسهای در بند به عرشه رساند، ماشین کشتار به راه افتاده بود، آمده بود تا نسل کشی را آغاز کند، آمده بود تا هر چه زندگی است را از میان بردارد و اینگونه بود که سؤال را پرسیده و نپرسیده دوباره فریادهای کوسه را در میان عرش کشتی دید
یکی از شکارچیان فریادکنان گفت:
دیگر جایی برای حمل کوسهها نخواهیم داشت، باید بالهها را بدرید
ما تنها بالهی آنها را میخواهیم
این فرمان کافی بود تا کوسه در دل عرش با جماعتی تیغ بر دست مواجه شود که آمده تا بالهی آنان را بدرند، آمده بودند تا آنچه فرمان است را به جان و دل بپذیرند و اینگونه بود که همراهان دیدند جماعتی از شکارچیان را که کوسه را دوره کردند
کوسه با همان چشمان خونی در تمنای آب به آنان چشم دوخت و یکی به نزدیکش رفت، دیگران او را دوره کردند و از تکانهای شدیدش جلوگیری کردند تا او آرام در حالی که حیوان جان داشت، نفس میکشید رنج را میشناخت بی باله شود
بالهاش در دست شکارچی بود، باله را میبرید، کمی تیغ کند شده بود، آرام آرام فشار میداد، تیغ را فرو میبرد و سرآخر تمام فشارها با تکان محکمی در دست همانند شکستن استخوان مرغی در حال تمیز کردن باله را شکست و از جای کند، دو باله را بریده بودند که یکی فرمان خروج داد
کوسه را به آب رها کنید ما برای بقایای او در عرشه جایی نخواهیم داشت
تور بالا رفت، کوسه بی باله بود، چندی پیش به رنج با تیغی کند بالهاش را دریده بودند و حال زمان رها کردن او در میان آبها بود،
کوسه با همان دندانهای نیش با چشمی که خونین شده بود به همراهان نگریست و همراهان او را دیدند که بی باله در آب رها شده است و باز داستان قساوت ادامه داشت
او را به آب رها نکرده دومی را برون آوردند، او را نبریده سومی را به دریا رها کردند و چندی نگذشت که هشتاد کیلو بالهی کوسه را بریدند
چند کوسه بود؟
همراهان هم تعداد آنان را نمیدانستند تنها تصویری را دوره میکردند، چشمانی به رنگ خون
نبود آب
مرگ در بی آبی
نفس تنگ آمده
رنج در تیغی کند
بریدن بالهای در جان و به زنده بودن
نفسهای تنگ و دردآلود
فریادهای کوسهها
و باز در میان آب
یکی از همان همراهان بود که تصویر کوسهای بی بال را در میان آب ترسیم کرد
او بی باله است، توان شنا کردنش نیست، رنج بسیار برده است، با درد به آب رها شده است
چند روز زنده خواهد ماند؟
بی غذا چگونه زندگی خواهد کرد؟
انتهای زندگیاش از رنج بی باله بودن است یا از نخوردن غذا و بی حال شدنش
یکی از کوسههای بی باله را دید که بی غذا مرده است دیگری را دید که در رنج بالههایش جان کنده است، دیگری را دید که چند روز بی حرکت به جایی مانده است، تمام تقلاهایش در همان آب و میان همان لجنزار به مقصدی نامعلوم او را رسانده است
همراهان یک به یک را دیدند، بر وزن بالهها مدام افزوده میشد، صد کوسه دویست کوسه قتلعام کوسهها نسل کشی از کوسهها هربار بر تعداد بالهها نه فراتر از آن بر وزن بالهها میافزود، یک به یک با تیغ دریده میشدند و این وزن را بیشتر میکردند و همراهان همه را دیدند
یکی از همراهان کوسهی بی بال را دید او دیگر شکاری نکرد، او را نگریست و دانست چگونه جان داده است، از خود در باب دندانهای نیش او پرسید
چند تعداد دندان داشت؟
تیغههای پولادین را دید
تبر را نگریست
چاقوها دشنهها شمشیرها، زنجیرها، گیوتین، صندلی الکتریکی، تجاوز در خون، جماع با کودکان، شلاق، بمب، اسید، شکنجه، بریدن بالهها، صید ماهی، قربانی حیوان، خونخواری، همه را دید و به آخر گفت:
کوسه سیصد دندان نیش داشت و تنها برای سیر ماندنش دیگران را درید، درید به آنچه غریزه به زندگی او را امان نداد و انسان …
انسان، انسان چیست؟
انسان کیست؟
انسان، انسان،
کار انسان تمام شده بود، حرفهایش به اتمام رسیده بود، او به دریا رنج داد، دریا را کشت، داغدار کرد، اشک دریا را خشکاند، دریا خشک شده بود، همه خود را از میان میبردند، انسان میآمد و جانداران خود را به مرگ میسپردند انسان کارش را با دریا تمام کرده بود و ملوان در حالی که موسیقی آرامی گوش میداد جماعت را به ساحل میرساند
ساحل انسان بود، همه جا انسان بود، آمده بودند انسانها تا ساحل را بپوشانند، آمده بودند تا بخواهند، آنان آمده بودند و فریاد میزدند، بر دستان خونین شکارچیان شریف، ماهیگیران با شهامت بوسه میزدند، بر تیغهای آنان زبان میکشیدند، خون مانده را با لیس زدن پاک میکردند و همه با هم میخواندند
سوپ بالهی کوسه طعمی محصورکننده خواهد داشت،
این سوپ قوای جنسی و شهوت را در تو تحریک خواهد کرد
از تو مرد خواهد ساخت
تو را قدرتمند و شهوتران خواهد آموخت
بدرید و بکشید و بخورید به راه شهوت و در اسارت قدرت زندگی کنید.
همراهان به انسانهایی چشم دوخته بودند که شکارچیان و ماهیگیران را میپرستیدند، بر آنان سجده گذار دست و پاها را میبوسیدند و شکارچیان تکههای باله از جان کوسه را در برابر آنان پرتاب میکردند،
تکه باله به زمین و روی شنها میافتاد جماعت آدمیان خود را به خاک و شن میانداخت آرام آرام در خاک لول میخوردند و از روی شن آن را میبلعید، آنگاه به آلت تناسلی خود نگاه میکرد و شادمان فریاد میزدند
قدرت جنسیام افزوده شد، من امروز مرد مردانم
اما همه در ساحل نبودند، گاه در میان آشپزخانهای مدرن، هتلی با شکوه، کافهای متمدن و در دل آنان که تمدن را ساختهاند، تکهای از بالهی کوسه در میان سوپی سرو شد که قدرت و شهوت را در انسان هر بار بازمیآفرید او را در این وادی مستی و در پیمانهی دیوانگی بارور میکرد
حالا جماعت همراه در حالی با یکدیگر بحث میکنند که چندی بالهی کوسه به سوپ جنین انسان به دندان کشیدهاند و با آن دندانهای آسیابی که برای خوردن میوه ساخته شده بود در حالی که خون را به جای شراب و جان را به جای نان بلعیدهاند از سبوعیت کوسه گفتند که سیصد دندان نیش داشت و تنها برای زنده ماندن درید…
در مقاله تحلیلی کتاب صوتی سبوعیت (داستان نیش)، با تقابلِ بنیادین میان «نیازِ غریزی» و «شهوتِ تمدنی» روبرو هستیم. کوسه با سیصد دندانِ نیش، نمادِ غریزهای است که تنها برای بقا میدرد، اما انسان در این داستان، موجودی است که با تیغههای پولادین و گیوتین، نه برای بقا، بلکه برای لذت و «قدرت جنسی» دست به نسلکشی میزند. نیما شهسواری با هوشمندی، ملوان را به عنوانِ نمادِ «بیطرفیِ کرختشده» معرفی میکند که با موسیقی، صدایِ ضجهی جانداران را خفه میکند؛ استعارهای از نهادهایی که با ابزارِ هنر و فرهنگ، بر جنایاتِ علیه جان سرپوش میگذارند.
تحلیل ساختاری اثر نشان میدهد که چگونه ساختار قدرت، مفاهیم را وارونه میکند. ماهیگیری که هزاران جان را به کام مرگ میفرستد، «شریف» خوانده میشود و بریدنِ بالهی کوسهی زنده، بخشی از یک «صنعتِ مدرن» تلقی میگردد. نویسنده در اینجا لایههای زیرینِ نقدِ تمدن را باز میکند:
در پایان، کتاب صوتی سبوعیت تصویری از ساحلی را ترسیم میکند که در آن انسانها بر خونِ شکارچیان بوسه میزنند. این تصویر، هشدارِ نهاییِ نیما شهسواری است: ما در حال بلعیدنِ اقیانوس هستیم تا خلأهایِ درونیِ خود را پر کنیم. «نیشِ» واقعی، نه دندانِ کوسه، بلکه تفکرِ بیماری است که جان را فدایِ شهوتِ قدرت میکند. بیداری، تنها زمانی آغاز میشود که بفهمیم دندانهای آسیابیِ ما برای دریدنِ بالهها ساخته نشدهاند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.