در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
بخش چهارم قضاوت خدا، ترسیمگرِ غایتِ رویاروییِ «سوژهی آزاد» با «قدرتِ مطلق» است. در این فراز، نیما شهسواری ما را به تماشای برزخی میبرد که در آن، انسانها هویتِ فردیِ خود را در چرخهای دوار و عبث از دست دادهاند. اما در میان این جمعیتِ مسخشده، حضورِ «پاشا» به عنوان نمادِ عصیان و آگاهی، لرزه بر ارکانِ عدالتی میاندازد که تنها بندگی را ارج مینهد. این بخش، مرثیهای است بر جهان آرمانی که اکنون در پیشگاهِ خدایی جبار، به جرمِ «بالغ شدن» مورد محاکمه قرار گرفته است.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "قضاوت خدا" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
دنیایی پر از گرد و غبار طویل و بزرگ، بیابانی برهوت،
نه بیابان نیست
چیزی شبیه به بیابان است
نه شبیه به زمین است و نه آسمان
جایی برای گذاشتن پای بر روی آن نیست لیک انگار در زمینِ بیابانی پا نهادهای
هوای گرگ و میشی که معلوم نیست آیا گرد و غبار آن را احاطه کرده و یا جسم و تن فرشتگان
دیدن سیل بیشماری از انسانها که دیگر همدیگر را نمیبینند و قادر به سخن گفتن با یکدیگر نیستند لیک شمارشان اینقدر زیاد است که گویی گاهی روی هم سوارند
به هر کجا چشم میبری، انسانهایی هستند منگ و گنگ که به این سو و آنسو نگاه میکنند و به دنبال جایی آشنا برای شناختناند
خاطراتی گنگ و کوتاه از ذهنشان میگذرد که نمیدانند از چه زمانی و مکانی است که در این برهوت بیآب و علف اسیر ماندهاند
انسانها به کنجکاوی به هر سو میروند و گهگاه از هم رد میشوند و هیچ احساس نمیکنند که کسی در نزدیکی آنهاست
راه انسانها در این برهوتِ طویل به سوی دالانی عظیم میرسد که دور و اطرافش را دیوارهایی بزرگ و ارغوانی احاطه کرده است، انسانها با عجلهی بیشتری راه میپیمایند تا شاید چیز تازهای بجویند و از رسیدن به این دالان احساس خشنودیکنند
گویی خاطرهای برای آنان زنده شده، شاید در ضمیر ناخودآگاهشان در گذشتهای دور این راه را دیدهاند و به تعقیب انتهایش در کنکاشاند
لیک انتهایی نیست برای جستن و این چرخه بار دیگر آنها را به همان برهوت و در ادامه به میان همین دالان ارغوانی میکشاند و این سیر دوار همینگونه راه میپیماید
گروهی باز میایستند و گروهی راه عوض میکنند که هیچ فایدهای در آن نیست و باز هم آنان را به همین چرخ گردون رهسپار میدارد.
عجلهی آنان برای به پایان رساندن این راه سرآغاز همین مسیر و انتهایش بار دیگر به سرچشمه همین راه است
انسانهایی گنگ و منگ که چیزی را به یاد نمیآورند و توان سخن گفتن با کسی را ندارند لیکن برخی از آنان با خود در ذهن سخن میگویند و برخی آرام به گوشهای خزیده و فکر میکنند
عدهای فریاد زنان با خود با جهان پیرامونشان در حال سخن گفتناند لیک از هیچجا و هیچکس صدایی نمیآید و آنان دیوانهوار فریادها را از نو سر میدهند و گهگاه پژواک صدایشان به گوش خویشتن میرسد و سرمست به آن گوش فرا میدهند تا شاید این جواب گمشده آنان و یا پاسخ تازهای باشد، لیک صدایی نیست.
این سیر دوار و عبث کماکان ادامه خواهد داشت تا خسته به گوشهای بنشینند
خسته، شاید آنها خسته نیستند و احساسی ندارند که در آن خستگی را تعریف کنند،
برخی باز سراسیمه برمیخیزند و به جست و خیز میپردازند
گاه از خود میپرسند دنبال چه میگردیم و پاسخی برای این سؤال در وجودشان نیست
حس انتظار در نگاهشان موج میزند
انسانهای زیادی که یک به یک با حس انتظار در پشت دربهای بسته بدون دیدن هیچ درب و راه و چاهی نشستهاند و به آسمان مینگرند و زمین میبینند
بر آسمان عروج میکنند نه به زمین آمده فریاد میزنند و هیچ از پیش نبرده بازهم در شرف همان راه نخستیناند
صدایی از آسمان بلند و رسا به جملگیِ آدمیان رسیده است
گویی جماعتی از فرشتگان در حال ستایش خدایند و بلند فریاد میزنند:
خدا بزرگ است
و شاید این همان صدای خداست که امروز جلوهای تازه به خود گرفته،
بلند فریاد بزنید، بگویید که چه کسی بزرگ است
چه کسی صاحب تمام جلال و جبروت این جهان هستی است
چه کسی صاحب این دادار عظیم و خالق آن است
رو به تمام فرشتگان میگفت و آنان فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
دیدید چگونه دنیای ساخته شده به دست انسانها را به چشم برهم زدنی نابود کردم
دیدید چگونه به جهان ساخته شده به دستشان نیشخند زدم و عصارهی سالیانی ساخت و سازشان را به یک لحظه کنفیکون ساختم
آری این است قدرت بیحد و اندازه خدا
این است خدا که مالک روز جزاست
و این احمقها نفهمیدند که به سرعت خداوند کریم با قدرت عظیمی که دارد میتواند زندگی آنان را برهم زند و نظم و نظامشان را نابود سازد
آری این خداست که آنان را به وعدهی دیرینش کشت و دوباره زنده کرد و به عرش پرجلالش کشاند تا آنان را مورد قضاوت قرار دهد
آری به راستی خداوند عادل و حکیم است
تقاص گستاخیهایشان را خواهند داد و خواهند دانست که با خداوند هیچکس یارای مقابله و ایستادگی ندارد
به همین زودی خواهند دید، آن همه والایی و بزرگی خدا را
خواهند دید و سر سجده بر پای این شاه بزرگ جهان، شاه شاهان فرو خواهند نشاند
جبرئیل رو به فرشتگان با اشارتی آنان را به فریاد وا میداشت و فرشتگان فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
و خدا پیروزمندانه از این سوی قصر به آن سو میرفت
اشتباه از خود من بود، آنجا که اینان را امان دادم، آنجا که بر آنان تخفیف قائل شدم
آنجا بود که اینان از خود بیخود شدند و در برابرم جهان ساختند،
جهانِ آرمانی
آرمان یعنی خدا و جهان آرمانی یعنی جهان خدا
و همگان باز فریاد زدند:
خدا بزرگ است
هر اتفاق به زمین تنها به اذن من هموار شد و هیچ در این دنیا انجام نخواهد یافت مگر به اذن من
فرشتهای که در کنار اسرافیل بود رو به او گفت:
همهاش به اذن توست، پس این کارهای انسانها هم به اذن تو بوده، دگر مجازات برای چه
اسرافیل رو به او کرد و گفت:
این سخنها را نزد خود نگهدار، خاطرت نیست از دیگر فرشتگانی که در برابرش سخن گفتند، از سرانجامشان آگاهی؟
خدا فریاد زد:
بدانید و آگاه باشید که جبرِ من این جهان و هر چه در آن هست را نابود خواهد کرد و هیچتن یارای برابری با خدا را نخواهد داشت و امروز دوباره همگان دیدید که صاحب و بزرگ دنیا کیست،
به همین زودی قضاوتِ انسانها شروع خواهد شد و خداوند بزرگ به وعدهاش جامهی عمل خواهد پوشاند
در همین بین همگان فریاد زدند:
خدا بزرگ است
و خدا شادمان و رضایتمند از این روزگار آرام خویشتن به اندرونِ قصرش رفت.
در میان برزخ که انسانها سرگردان و گنگ در حال راه رفتن بودند، ناگهان صدای صوری بلند شد و از میان خاک انسانهای بیشماری سر برآورند و به مثابهی دیگران به آرامی و بیصدا راه رفتند،
گویی مسخ شده بودند، در این دالانِ بیانتها به پیش رفتند و ناگه صدای صور دوم خداوند شنیده شد،
گویی در همین نزدیکی اتفاق دیگری در حال وقوع بود، در میان این سیل از انسانها که همچون همدگر گنگ و منگ در حال پیشروی بودند، مردی آرام در گوشهای خزیده بود و به اطراف نگاه میکرد و چشمان جستجوگرش در پیِ کنکاش طریقتی تازه بود
به هر سو و مکان چشم میدوخت تا راهی بجوید، گویی او مثال دیگران مسخ نشده بود و شاید در میان مسخ شدن خویشتن را میجست
بیقرارتر از همه گاه و بیگاه به اطراف نگاه میکرد و بایدی برای خود صرف کرده تا حتماً طریقتی بجوید و از دیگران بیشتر بر این خواسته پافشاری میکرد،
سیمایی آشنا داشت، مثل بیشتر انسانها، گوشهای نشست و آرام به آسمان چشم دوخت و زیر لب آرام زمزمه کرد
اینجا، من، آرام، دنیا، آرمان، جهان، سکوت، جهنم، خدا
آری، خدا
کلمات گنگی در میان لبانش شنیده میشد، گویی از میان آنها در پی جستن حقیقتی بود و باید به همین زودی آن را بجوید و بر آن ریسمان چنگ زند که سرانجام زیر لب گفت:
پاشا
آری پاشا و اینجا برزخ است،
پاشا خود را جسته بود و حال میدانست به کجا آمده و تا زمانی دیگر چه اتفاقی در کمین او و دیگر انسانهاست
بیمهابا و سراسیمه از جای برخاست و به سوی دیگر آدمیان که حال او میتوانست آنها را ببیند شتافت
یک به یک را صدا میزد و در برابرشان فریاد سر میداد:
برخیزید اینجا قیامت است، باید به پا خیزید و آرام ننشینید
اما آنان مسخ شده و هیچ صدایی از او نمیشنیدند
هر چه او بیشتر فریاد میزد، آنها آرامتر و بیصداتر، بی هیچ واکنشی از کنار او میگذشتند
در همین بین صدای شیپورهایی بلند به گوش رسید، صورها دمیدند و آهنگی از مرگ در آسمان پیچید
همه انسانها در جای خویش ایستادند و از حرکت بازماندند
پاشا از این واکنش انسانها فهمید که قضاوت خدا نزدیک است
دیگر تقلا نکرد و آرام بر جای خود ماند،
انسانها آرام ایستاده و بیحرکت در جای مانده بودند و فرشتگان به پیشاروی آنان میآمدند و به رخسارشان مینگریستند و آنان بیهیچ واکنشی تنها به آسمان چشم دوخته بودند
صدایی رسا از آسمان بلند شد که:
خدا بزرگ است
همه به خاک افتادند، جز یک نفر
پاشا
فرشتگان دورهاش کردند و او را به چنگ گرفته و به آسمان بردند و دیگران بیتفاوت و آرام در خاک افتاده فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
در قصری پرجلال و جبروت که دیوارهایش به رنگ ارغوانی بود، بر تختی بزرگ و عظیم، خداوند عادل و یکتا نشسته بود و دور و اطرافش را فرشتگان گرفته بودند، همه در اطرافش در حال حمد و ثنای این قدرت مطلق بودند، برخی کرنشی کرده تعظیم میکردند و برخی به خاک افتاده و همه فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
و خدا با نگاهی مسرت بار به آنان چشم میدوخت و شادمانه لبخند رضایتی در گوشه لبانش جا خوش کرده بود،
در برابر خدا در زمینی بسیار کوتاهتر از جایگاه والایش، پاشا ایستاده بود، خدا پس از نگاهی به اطراف، چشم به پاشا دوخت و فریاد زد:
بیوجود، چرا در برابر جبروت و والاییِ خداوندت به خاک نیفتادهای، به خاک بنشین و سجود و طاعت و عبادتِ این والامقام کن که والاترین ارزش در جهان، پرستش او است
پاشا گفت:
والاترین ارزش در این جهان، همانا آزادی است و احترام به قانون والای آن
خدا فریاد زد:
گستاخ دهانت را ببند تا سرب داغ درونش نریختهام، حمد و ثنای خدا گوی که این زبان تنها برای همین منظور ساخته و پرداختهشده است.
جبرئیل نجواکنان در گوش خدا زمزمه کرد:
بارالها این همان گستاخی است که در صور شیپور قضاوت نیز به خاک نیفتاد
و خدا فریاد زد:
میدانم این بیوجود کیست،
تو تا چه حد گستاخ و بیپروا شدهای که در برابر خالق زمین و آسمانها بر خاک نیفتادهای، آیا خویشتن را والاتر از او میبینی
و تا پاشا خواست کلامی بگوید، خدا فریاد زد:
تمام تار و پود تو از برکت وجود و خواستن من است، تو چیزی جز ذرهای خاک نیستی
پاشا بلند فریاد زد:
همین مشتی خاک توان مقابله با تو خواهد داشت و میتواند، تمام ساختههایت را …
و خدا دیوانهوار از جای برخاست و به سمت پاشا رفت و فریاد زد:
سرانجامی سخت در انتظار توست، در پیش و در برابرت روزگارانی خواهی دید که سرورت شیطان نیز همانند او را ندیده بود این میلیون سال عذاب شیطان در برابر تو و عاقبتت هیچ نخواهد بود تا بدانی خدا تا چه حد بزرگ و با جلال است و توان رام کردن هر حیوان و حیوان صفتی را خواهد داشت
پاشا با شنیدن نام حیوان، به فکر فرو رفت و در افکار از هم گسیختهاش به دنبال حیوان بود
کجایند آنان که بیهیچ درکی به جهان آمده و روزگاران درازی به عذاب زیستهاند، حال فرجامشان چه خواهد بود
و در همین افکار بود که ناگه خدا فریاد زد:
این یاوهگو باید درس عبرت تمام آدمیان گردد تا همگان بدانند پاسخ ناسپاسی و تمرد از نعمت و فرمان خدا چه خواهد بود تا جهان هست او باید در عذاب بیکران و عقوبت دردناک خدا بماند نه در میان جهنم که در میان آدمان و در میان افکار آنان، باید ببینند و بدانند عقوبت خدا تا چه حد دردناک خواهد بود این عذاب پایان نخواهد داشت هر چه به آدمیان وعده دادم بیشتر از آن را به او فدیه خواهم داد تا از بودنش و ماندنش در جهان بیشتر احساس مرگ کند و چه بسا بیشتر و بدتر از مرگ احساس درد کند
امروز، روز عدالت الهی است و خدا قضاوت میکند میان تمامیِ آدمان و کیفر بدکاران را خواهد داد و جایگاهی آرام برای دینداران در نظر گرفته که همانا بهشت برین خواهد بود که نهر شیر در میان آن جاری است تا از نعمات خدا سیراب شوند و بدانند که خدا با نیکوکاران است
خداوند با جلال و جبروت بر تختی عظیم نشسته و در برابرش انسان میپذیرد و انسانی که به درگاه او رسیده سر به خاک میساید و نالان و مغموم از او طلب عفو و بخشش میکند و این یزدان بزرگوار از زشتی و گناهش شاید گذشت کرد و به او جایگاه والا بهشت فدیه داد که بخشش و کیفر همه آدمیان در دستان و ارادهی خداوند بزرگ آسمانهاست
و آن تنی که در برابر خدا به خاک ننشیند، چه فرجامی خواهد داشت
آتش سوزان و سرب داغ و چه دردناک است عقوبت خدا
جبرئیل به آرامی کنار خدا نشسته نجوا میکرد
هر تن به سوی خدا میآمدند جبرئیل از آن شخص میگفت، از کرده و نکردههایش و خدایی که فرمان میداد تا اعضا و جوارح بدن او سخن بگویند
از کارهای او سخن به میان میآمد و عدل الهی از وجودش حکم بر برائت یا مجازات او میداد و اینگونه قضاوت پاک خدا بر جهانیان تداعی میشد،
هر کس به جایگاهی که برای آن زاده شد بود میپیوست، خدا فریاد میزد:
من سرنوشت و مبدأ مأخذ جهانم
و باز کمی بعد میفرمود:
من سرنوشت شما را بدین گونه نوشتهام تا در جهان زندگی کنید و به کیفر و پاداش در این جهان برسید
این طوماری عظیم از پیش نوشته شده است بدین گونه که جبرئیل میخواند و هر کس به سوی راهی که خداوند کریم از دیرباز برای او مقدر کرده میرفت بی هیچ حرف و سخنی
و محاربانی به سوی خدا بیدست و پا آمده و حال باید بسوزند و درد بکشند که پاسخ به دیوانگیهایشان است
آنان بودند که در برابر خدا قد علم کردند و خواستند ذرهای از جلالش بکاهند و پاسخ خدا چه دندانشکن است
جبرئیل:
خداوندا این موجود خاکی در زمین کارهای زشت و ناپسند کرده او در زندگی باعث قتل و جنایت و پرورش این دیوانگیها شده است و زنان و کودکان را بیعصمت وعفت ساخته پدران از فرزندان و فرزندان از پدران جدا ساخته لیک اوست که برای طریقت راه شما از جانگذشتگی کرد و به فرجام جان را برای راه شما ارزانی داد
و خدا رو به جبرئیل فریاد زد:
ای احمق، او فرزند ماست، جایگاه رفیعش همانا بهشت برین خواهد بود که جایگاه سربازان خداست، دگر از این زشتیها چیزی پیش من مگوی که آنها شاید وسیلهای برای رسیدن به ارزشی والاتر بود و از این کردهها هم او و هم من تبری میجوییم که این زشتیها کار خدا و یاران خدا نیست و نخواهد بود،
بهشت برین جایگاه توست فرزندم
جبرئیل:
آن دیگری در زندگی آرام و به دور از هر کژی به درازای عمر طولانیاش تلاش کرده تا جایی که توانسته به دیگران کمک کرده لیک امروز در برابر شما به خاک نیفتاده و در آن دنیا طاعت و عبادت شما نکرده است،
خدا فرمود:
خاموش باش ابله، جایگاه ابدی او همانا جهنم خواهد بود و باید سالیان دراز بسوزد و بداند که والاترین اصل در دنیا همانا پرستیدن روح بیانتها و در خاک بودن در برابر خالق جهان است.
جبرئیل:
بارالها، چه حکمی در باب آرمان جهانیان خواهید کرد؟
بیوجود در برابر من از آن فرومایگان دم مزن، آنان همگی در آتش دوزخ خواهند ماند و سوخت بیآنکه به هیچ کردارشان رسیدگی کنم، جایگاه ابدیشان جهنم سوزان خواهد بود و هر که در از بین بردن نام من تلاش کرده و برای آن جهان کذایی و پیشبردش کاری کرده است در قهقرای دوزخ منزل خواهد کرد،
این حکم جمعی را برای آنان عملی سازید، همه را به جهنم بفرستید که لایق همان جایگاه هستند
ساعات طولانی و دراز، شاید روزها و ماهها به این عدل الهی ادامه دادند تا قضاوت خدا بر همه آدمیان روان شود
خدا خود به تنهایی حکم بر انسانها میداد و جبرئیل از زندگیشان میگفت و خدا که گهگاه حکم دسته جمعی برای عدهای میداد و در این پیشبرد و زودتر به منزل نشاندن قضاوت چه کمک ارزندهای کرد و خدا از این همه تدبیر و حکمیت به خویشتن میبالید و فرشتگان از داشتن چنین خدایِ دانا و حکیمی به خاک میافتادند و سجدهکنان فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
گهگاه میشد که کسی از انسانها در برابر خدا به خاک بیفتد و سجده شکر به جای آورد و از او طلب عفو کند، وابسته به شرایط و حالِ خدا در آن لحظه واکنشی میدید، گاهی بهشت برین و گاهی فریادهایی بیامان نصیبشان میشد که خدا عادل و حکیم است
در میان این قضاوت خدا که نه،
کمی پیشتر گهگاه میشد فرشتگان به سخن بایستند و از حکم اشتباه دربارهی همجنس و دیگر جانداران سخن برانند اما حال که خداوند بزرگ آسمانها جلال و جبروت دیرینش را باز پس گرفته و شاید از همیشه قدرتمندتر بود فرشتگان تمامیِ محاکمهها را میدیدند و اگر سخنی هم داشتند لب میگزیدند و لام از کام نمیگشودند که حال نجوای سمیع و بصیر بودن خدا در گوشهایشان طنینانداز بود و در برابر این خالق باید خاموش بود که او عادل و حکیم و سمیع و بصیر و مختار و بزرگ است.
ابتدای این قضاوت مسیح هم در کنار خدا نشسته بود لیکن بیشتر از چند صباح کوتاهی تاب دیدن و شنیدن نداشت و آرام و زیر لب از خدا شکوائیه میکرد جوری که تنها صدایش را خودش میشنید، با ادامه یافتن این قضاوت و عدالت خدا، دیگر تاب از مسیح ربوده شد و از قصر و دالان بیرون رفت و خدا با اقتدار بر این حکم و قضاوت پایان داد و همهی انسانها را مورد عَدالت قرار داد و برخی به بهشت و برخی به جهنم راهدار شدند.
و در پایان این قضاوت بزرگ خدا، همه بر خاک افتادند و آنهایی که نمیافتادند هم افتاده شدند و همه یکصدا و بلند فریاد زدند:
خدا بزرگ است
و خدا آرام به درون اندرونیِ قصر خویش رفت.
در تحلیلِ انتقادی بخش چهارم قضاوت خدا، با مفصلبندیِ دقیقِ مفهوم «جبر و اختیار» در ساختارهای توتالیتر روبرو هستیم. نویسنده با زیرکی، پارادوکسِ قدرت را فاش میکند؛ خدایی که مدعی است هر برگی به اذن او میافتد، اما همزمان انسان را برای کارهایی که «به اذن او» انجام شده، مجازات میکند. این نقد قدرت، ریشهی خفقانِ نظاممندی را هدف قرار میدهد که در آن، قانون نه برای نظم، بلکه برای تثبیتِ جلالِ حاکم وضع شده است.
شخصیت پاشا در این اثر، تجسمِ «جانِ بیدار» است. او حتی در میانهی قضاوت خدا، از کلمه «آزادی» دست نمیکشد. دیالوگِ میان پاشا و خالق، تقابلِ دو جهانبینی است: یکی که والاترین ارزش را «پرستش و خاکساری» میداند و دیگری که آن را در «آزادی و قانونِ برابر» میجوید. نویسنده نشان میدهد که چگونه در یک سیستمِ مستبد، حتی «نیکوکاری» اگر خارج از دایرهی بندگی باشد، با سربِ داغ پاسخ داده میشود و «جنایت» اگر در رکابِ قدرت باشد، به پاداشِ بهشت نائل میگردد.
تصویرِ نهاییِ این بخش، یعنی سکوتِ فرشتگان از ترسِ «سمیع و بصیر» بودنِ خدا و خروجِ ناباورانهی مسیح از تالارِ قضاوت، گویای فروپاشیِ اخلاقیِ عدالتی است که تنها بر مدارِ «خودستایی» میچرخد. قضاوت خدا در اینجا به ما میآموزد که در برابرِ قدرتی که آرمانهای والای انسانی را «هرزگی» مینامد، تنها سلاحِ باقیمانده، حفظِ آگاهی و ایستادگی بر حقِ آزادی است، حتی اگر به قیمتِ عذابی ابدی تمام شود.
برای مطالعهی تحلیلهای بیشتر پیرامون نقد ساختارها، به بخش مقالات مراجعه کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری