در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
عقل، این مزیتِ غریبِ آدمی، گاه نردبانی برای صعود به قلههای انسانیت بوده و گاه چاهی برای سقوط در مردابِ وحشیگری مدرن. در این قسمت از پادکست به نام جان، نیما شهسواری با نگاهی رادیکال به نقدِ عقلی میپردازد که قرنهاست در خدمتِ غرایز و قدرت قرار گرفته است. این متن، دعوتی است به بازپسگیری قدرتِ تفکر از چنگالِ تعالیمِ موروثی و نظامهایی که عقل را تنها برای اطاعت یا انباشتِ ثروت میپسندند. ما از عقلی میگوییم که باید نگهبانِ تمامِ جانها باشد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
عقل این مزیت بزرگ انسانی.
این نقطه تفاوت ما با دیگر جان ها.
چیزی که باعث شده ما متفاوت از دیگر جانداران باشیم.
بتونیم حرف بزنیم.
بتونیم کارهامون رو پیش ببریم.
خب همه ی ماها مسلما در باب عقل میدونیم و این تفاوت خودمون رو میشناسیم.
اما اگر به پیش فرض های وجودیت جانداران نگاه بکنیم و انسانی رو تصور بکنیم که در بین دیگر جانداران هیچ قابلیت بهتر و بیشتری از دیگران نداشت و به نوعی در اون چرخه در نقاط پایین قرار میگرفت، حالا به واسطه اینکه نمی تونست خیلی خوب بدوئه نمی تونست خیلی خوب شکار بکنه.
درنده خویی نبود.
دندان های عظیمی نداشت.
چنگال های قدرتمندی نداشت.
سرعت ماورایی نداشت.
اما در این چرخه به دنبال این بود که از دیگران مسلما بالاتر قرار بگیره و این میل به بقا و این میل به تغییر در تمام جانداران هویدا هست و همه ی جانداران در حال این هستند که خودشون رو به اون مرتبت بالا برسونند که هم بتونن بقای راحت تری داشته باشن و بتونن زندگیشون رو ادامه بدن و حالا ما انسانی رو داریم که از هیچ برتری نسبت به دیگر موجودات بهره ای نبرده.
در بیشتر المانهایی که در بین موجودات مختلف جهان وجود داره و باعث زندگی بهتر اونها و بقای بهتر اونها میشه هیچ بهره ای نبرده، سرعت زیادی نداره، دندون های قدرتمندی نداره، عضلات توانمندی نداره، در جنگ ها نمی تونه پیروز بشه و این ناخوداگاه اون رو به اون مراتب پایین میبره و بقایش رو متزلزل میکنه.
اما قدرت فکر کردن و این عقله متفاوت از دیگر جانداران در وجودش.
این حجم بزرگتر و این کارایی بیشتری که داره به نوعی کمک کننده میشه برای انسان و انسان رو به یه جایگاهی می رسونه که حالا میتونه با استفاده از عقل و خرد خودش اون کارهایی که دیگر جانداران نمیتونن انجام بدن رو انجام بده.
شروع و جرقه این استفاده از عقل با همون ابزارسازی شکل میگیره و انسان مبدل به اون موجودی میشه که حالا میتونه راه حل داشته باشه.
برای مشکلات پیش اومده میتونه ابزاری بسازه تا به واسطه اون کمی ها و کاستی های خودش رو جبران کنه.
اگر عضلات قوی نداره میتونه چوب رو تیز کنه تا براش نوعی راهبر باشه.
اگر سرعت زیادی نداره تا مثلا در شکار ازش استفاده کنه میتونه دام بوجود بیاره.
میتونه حیله بکنه، میتونه مکر بکنه و از این طریق به اون خواسته اش برسه.
پس این نقطه تحول انسانی از همون به نوعی بارور شدن عقل شکل میگیره.
حالا ما توی این برنامه ی خاص نمی خوایم در باب تاریخ عقل صحبت بکنیم و مراحلش رو به نوعی با همدیگه مرور کنیم.
ما یه پیشینه ای دادیم در باب اینکه بدونیم عقل مزیت انسانی بوده و انسان به واسطه ی این عقل تونسته به نوعی خودش رو از دیگر موجودات بالاتر بکشه.
یعنی اگر ما به جهان پیرامون خودمون نگاه بکنیم و تمام جانداران رو در کنار هم طبقه بندی بکنیم، هر کدوم از جاندارانی که در این طبقات در نقطه ی بالاتری در این هرم قرار می گیرند به واسطه ی یکی از قدرت های نهفته درونشون هست.
مثلا کوسه ای که در دریا ها پادشاه دریا به حساب میاد یا مثلا شیری که در جنگل پادشاه جنگل به حساب میاد.
البته از دید انسانی البته در نوک هرم اون بقا هم قرار میگیرد.
به واسطه قدرت سرشاری که داره به واسطه آرواره های قوی و دندان های تیزش است.
به واسطه سرعت بالا است.
اما انسان از این مزیت عقل استفاده میکنه و در برابر این موجودات از عقل خودش استفاده میکنه که از دیگران بالاتر قرار بگیره.
اما موضوع این هستش که از همون ابتدایی که این عقل در وجود انسان ها شکل گرفته و به نوعی بهش بال و پر دادن و کم کم تونستن ازش به بهترین شکل استفاده کنند، همیشه با غریزه توامان بوده.
یعنی همیشه ما عقل و غریزه مون رو با هم استفاده کردیم.
به نوعی در اون ابتدای راه ما از عقل استفاده کردیم که به غرایض مون پاسخ بدیم.
عریضه ای که دائما در حال تکرار کردن اون نیازهای درونی ماست.
نیاز به شهوت.
نیاز به خوراک.
ادغام این نیاز و غریزه توأمان و به نوعی دستاویزی به مغز باز شده که ما بتونیم به این غرایض خودمون پاسخ بدیم.
پس یعنی مغز رو انسانها استفاده کردند برای پاسخگویی به غرایض شان به نیازهایشان.
و این شروع اتفاقات بوده یعنی مغز انسان که در حال مرور زمان در پی تکامل بوده و امروز این شکل تازه خودش را گرفته.
و به نوعی ما امروز دیگه قرار نیستش که از مغزمون سوءاستفاده بکنیم.
در اون روزها توامان در پی سوءاستفاده بوده.
یعنی ما از مغزمون سوءاستفاده می کردیم برای پاسخ دادن به غرایض و نیازهایمان.
تصور بکنید ما از مغزمون برای به اسارت کشیدن دیگر موجودات استفاده می کردیم، برای کشتار اونها استفاده می کردیم، برای سیر شدن خودمون استفاده می کردیم.
ما هم یک موجودی مثل بقیه جانداران به حساب می آمدیم اما با این تفاوت که حالا قدرت تعقل و مغزی داریم که میشه از اون استفاده کرد برای اینکه به اون غرایض پاسخ داد.
پس این سوءاستفاده از مغز شروع شده.
حالا ما یه مغزی داریم که دائما در حال سوءاستفاده ازش هستیم تا توی این چرخه و این طبقات به بالاترین رتبه ها برسیم.
مغزی که قراره ما رو به قهقرا ببره قراره ما رو از ما یک وحشی خوی بدتر بسازه.
قراره برای وحشی خویی های ما پاسخ بده.
قراره ما از این مغز استفاده کنیم تا خونخوار تر باشیم تا وحشی تر باشیم.
یعنی نقطه تقابلی است با اون عقلی که امروز داریم تعریف می کنیم و اون عقل رو راه و دریچه ای برای این می دونیم که قراره ما رو زیبا تر دنیای ما رو زیباتر بکنه در اون روزگاران اولیه.
خب قاعدتا مغز ما رو به قهقرا میبره دیگه.
یعنی غرایز رو در برابر داشته نیازها رو داشته.
حالا این مغز کمک میکرده که ما به این ها جواب بدیم و جواب دادن به این نیازها و غرایز قاعدتا قراره که ما رو به وحشی خویی نزدیکتر بکنه.
خب تا اینجای موضوع که ما در باب این مسائل صحبت کردیم و به نوعی طبقاتی رو مشخص کردیم. میشه دربارشون.
حالا یکم ریزتر شد و مثال هایی هم دربارشون زد.
مثلا در باب اینکه عقل ما مزیت انسانی ماست یا تعریفی که انسان ها و سایر موجودات دارند و اینکه انسان ها و موجودات مختلف برای رسیدن به اون مرتبت بالا نیاز دارند که یک نقطه قوتی درون خودشون داشته باشند.
انسان هم سعی میکنه از همین نقطه قوت خودش از مغز خودش برای رسیدن به اون بالای هرم استفاده بکنه.
اینکه ما مغزمون رو با غریزه مون و نیاز هامون ادغام کردیم از همون دیرباز دنیا قابل مشاهده است تا امروز.
یعنی در اون دیرباز های گذشته ما سعی میکردیم که مثلا یک چوبی رو تیز بکنیم تا راحت تر بتونیم یه حیوونی رو بکشیم.
حالا امروز به یک مرتبه ای رسیدیم که کارخونه ها و سلاخ خانه های بزرگی رو بسازیم تا حیوون ها رو دسته جمعی بکشیم، از بین ببریم، از گوشت و خون شون استفاده بکنیم.
یعنی دائما ما در حال سوءاستفاده از مغز فقط برای خودمون هستیم.
مغزی که برای ما تعریف کرده که همه چیز رو برای خودت ببین.
همه چیز رو برای خودت بخواه.
مغزی که ما رو داره دائما به اون قهقرا میرسونه.
ببینید ما یک مغزی داریم که با تعلیم و تربیت دائما در حال تکاپو و پیشرفت هستش.
یعنی امروز اصلا مزیت انسان ها نسبت به سایر موجودات چیه؟
تحقیقات گسترده ای میشه مثلا در باب حافظه کوتاه مدت شامپانزه ها صحبت میکنن که از انسان قدرتمند تره یا اینکه شامپانزه ای رو میزارن و در باب حل بعضی از مسائل از انسان ها پیشرفته تره.
یعنی مثلا با یک کودکی میان مقایسه اش میکنن و میبینن که توی حل کردن اون موضوع مشخص از انسان قویتر و بالاتر میره.
اما نقطه ی تفاوت بین انسان و حیوان و به ویژه مثلا همون حیوان مشخص توی این نیست که ما عقل خیلی سرشارتر و فوق العاده تری داریم.
گاهی اوقات و دلیل اصلیش این انتقال این دانسته هاست به دیگران.
یعنی امروز انسان رو میبینی که دائما در حال پیشرفت است.
دلیل ساده و روشنش این هست که این داشته ها و دانسته هاش رو داره به همدیگه انتقال میده.
قرار نیست که یک انسان دوباره چرخ را اختراع بکنه.
مثال همیشگی که همه شنیدیم.
حالا چرخی وجود داره.
شما قراره به اون بال و پر بدید.
دانش گذشتگان رو می گیرید و قراره به اون بال و پر بیشتری بدید و انسان شروع به پیشرفت میکند.
پس یعنی ما یک قاعدهای داریم به اسم انتقال، به اسم تعلیم، به اسم تربیت که آن نقطه کلیدی استفاده از مغز در انسان هاست.
این نقطه کلیدی دانش گذشتگان را دائما در حال گرفتن است و اضافه کردن به آن و انتقال دادن آن به دیگران و این نقطه تمایزی میشود که انسان را از حیوان جدا میکند و باعث پیشرفت میشود.
پس یعنی ما به یک نقطه کلیدی می رسیم به اسم تعلیم و تربیت.
این تعلیم و تربیت است که امروز جامعه بشری را ساخته.
اکثریت رفتارهای انسانی در طول این دوران به واسطه آن تعلیم و تربیتی است که دائما در حال گرفتنش هستند.
حالا تو این برنامه خاص قرار ما بر این نیست که در باب ذات و تربیت صحبت بکنیم.
در باب ذات و تعلیم و این مبحث عمده ی فلسفی صحبت بکنیم و نظر بدیم.
اما این بدون اغراق برای هر کسی مشخصه که تربیت و تعلیم از انسان ها اون مغز های بارور رو میسازه و این مغزها تشنه ی تعلیم و تربیت هستند و امروز ما برداشتی که داریم در جهان پیرامونمون میکنیم به واسطه ی اون تعالیم هست.
هر چیزی که امروز برداشت میکنیم ثمره کاشت های دیروزمون هست.
کاشت های دیروزی که هزاران ساله است.
انسانها در پی تغییر اون کم تر بر میان خیلی از ریشه ها و ریشه های گذشتگان هست.
از گذشتگان و صحبت ها رو گرفتند و حالا به نوعی با وسواس در پی ادامه دادن همون راه گذشته هستند.
ما گفتیم نقطه تمایز مون همین انتقال هست اما این انتقال میتونه جاهایی اشتباه باشه.
اما انسان به نوعی وابسته به اون گذشتگان شده و حالا دیگه حتی حاضر به تغییرش نیست.
ما مغزهایی را امروز داریم که دائما از گذشتگان حرفهایی را گرفتهاند و در پی به نوعی نشخوار حرفهای گذشتگان هستند.
آن تعالیم گذشته را مدام تکرار میکنند و یا در برابرش یک موج از دیوانگی را داریم که همه چیز گذشته را نفی میکند و این هم شدنی نیست.
این دو در کنار هم.
نه آن سرسپردگی به گذشتگان و آن تعالیم مدام تکرار شونده و نه آن بی بند و باری که به نوعی تمام حرف های گذشتگان را بخواهد نفی بکند و باز از دوباره و از نو چرخ را بسازد.
اینها یک حد وسطی میخواهد، یک تعادلی میخواهد برای اینکه ما بتوانیم به یک نقطه ای برسیم که درست ازش استفاده بکنیم.
حالا این تعلیم و تربیت ها ما باید در باب این تعلیم و تربیت ها یک مقداری صحبت بکنیم که از این عقل امروزی ما چه چیزی رو ساخته؟
ببینید تعالیم در طول این دوران مدام به ما یک امر رو فریاد میزده و اون استفاده ی همه چیز برای خود هست.
یعنی ما در هر تفکری بزرگترین تعلیمی که مدام میگیریم این هستش که ما از این مغز باید برای خودمون استفاده بکنیم.
نهایتا این خود یک مقدار بزرگتر بشه و به خانواده برسه، از خانواده به شهر برسه، از شهر به کشور و هموطن برسه و در همین قالب ها قرار بگیره.
این قالب ها بزرگتر نشه.
یعنی ما مغزی رو با تعلیم و تربیت مدام داریم بهش چیزی رو میخونیم که به شما میگه همه چیز رو برای خودت بخواه.
استفاده برای توست.
از این مغز باید استفاده و سوءاستفاده بکنی که همه چیز رو برای خودت نگه داری.
اینگونه است که مغز ما دائما در حال رفتن به قهقرا است.
اینگونه است که ما شروع به ساختن سلاخ خانه ها می کنیم.
بمب می سازیم.
یعنی این عقلی که قرار مشخصش این هست که همه چیز رو برای خودش بخواد.
حالا این عقل بارور میشه و مثلا ما رو به ساختن بمب اتم میرسونه، ما رو به ساختن بمب هیدروژنی میرسونه.
ما رو به ساختن ادوات کشتار میرسونه.
ما رو به ساختن سلاخ خونه های مدرن میرسونه.
ما رو به راهکارهایی میرسونه که مدرن تر و پیشرفته تر از عقلمون استفاده کنیم و دیگران رو مثلا شکنجه بدیم و ازشون حرف بکشیم.
اما این یه ریشه ی ابتدایی داره.
ریشه ی ابتدایی همون تربیت اولیه است.
اون تربیتی که همه چیز رو برای خود میخواد.
دایره ی نزدیکانی که تعریف میکنه.
دایره ی طبقاتی که شما قراره است برای خود و آنها بخواهید یک طبقات بسته ایست.
همانطور که در مبحث برابری در باره اش صحبت کردیم، قرار بر این نیست که این طبقات رو همه موجودات در نظر بگیره.
قرار بر این هستش که یک دایره کوچکی رو دور خودت و حالا اون خانواده ات و در نهایت هموطنانت مثلا تصویر بکنه و شما دارید از این مغز بهره میبرید برای آزار رساندن به دیگران و فقط و فقط برای مالکیت و پیشبرد اهداف خودتون.
اما فرای این دست به کارهای دیگه ای هم میزنه.
در این تعلیم و تربیت شما به مغز مدام یک عده ای رو باید ساکن بکنید.
باید در سکوت نگه دارید، عده ای رو به این استفاده نکردن از مغز سوق بدید.
باز همون تعالیم ابتدایی.
یک کسی را یک کسانی رو به نوعی در بر میگیره که اون کسان خاص قراره به جای دیگران فکر بکنند، به جای دیگران از مغزشون استفاده بکنند و دیگرانی که قرار بر تقلید صحبت های دیگران دارند.
این جوری ست که ما فلسفه مراد و مرید رو در برابر داریم فرمانده و فرمانبردار رو داریم.
اینجوری است که ما با یک دریای تازه ای روبرو میشیم که ریشه در گذشتگانمون داره.
تعلیم و تربیتی است که شانه به شانه دهان به دهان گشته و از ما موجوداتی به این شکل رو ساخته، مقلد ساخته، مرید ساخته بنده و برده ساخته.
خدا در آسمان بندگانی بر زمین بردگانی بر زمین امر از آسمان فرمانبرداری بر زمین.
اینگونه عقل ما پرورانده شده.
حالا به جهان پیرامون خودتون نگاه کنید.
حالا می بینید که یه عده ای فکر میکنن ریشه همون ریشه گذشتگان هست.
یعنی شما وجود پیامبری رو در پیرامون خودتون دارید که به جای دیگران فکر میکنه اوامر و فرمان ها رو از آسمان میگیره.
اوامر و فرمان هایی که غیر قابل تغییر هستند.
حالا از این انسان ها چه چیزی به جز مطیع بودن؟
به جز فرمانبردار بودن، به جز مرید بودن چه چیز دیگه ای ازشون توقع میتونید داشته باشید؟
حالا امروز به جهان پیرامونمون وقتی نگاه میکنیم مثلا مواجه میشیم با اینکه هفتاد در صد هشتاد درصد مردم یک کشور اصلا عقل ندارند.
اصلا از عقلشون استفاده نمیکنند.
به نوعی عقل رو آکبند گذاشتن در یک کنار و اصلا براشون استفاده کردنش مهم نیست.
همه چیز رو میدونن.
کسانی هستند که همه چیز رو میدونند و اینها تنها فرمانبردار آن موضوعات هستند.
مبحث مقلد بودن و این قدرتش در بین شیعیان خیلی قابل لمسه.
اصلا معنی این یعنی چی که یک نفری اون بالا ایستاده به جای دیگران فکر کرده مباحث رو خونده.
حالا یه سری مقلد داره تقلید میکنن به جای دیگران فکر میکنه و دیگران.
اصلا مهم نیست که فکر بکنن.
این تعلیم چندین هزاران باره ای که از گذشتگان به انسان رسیده به ارث رسیده مدام براشون تکرار شده.
عقل انسان رو زایل کرده.
یعنی شما با مذاهب مختلفی روبرو میشید که به عنوان مثال به شما میگن فکر نکنید در باب موضوعات تعقل نکنید، شک نکنید در بازه کفر و شرک به شعور به روی شما باز میشه یعنی شما وارد اون مرحله کفر میشید، بی ایمانی میشید.
حالا قراره که اصلا شما فکر نکنید این فقط به ادیان خلاصه نمیشه.
میای در مکاتب دیگه، در مکاتب انسانی، در مکاتب فلسفی، در مکاتب اقتصادی، در مکاتب سیاسی، در همه جا به همین شکل هست.
دوباره یک فرماندهی در اون بالاست.
به جای بقیه فکر میکنه و حالا بقیه خورنده ی اون خوراکی هستند که او به وجود آورده.
اصلا نیاز نیست که اون ها فکر بکنن.
در باب تک تک مسائل اون آدم صحبت میکنه، اون آدم نظر میده و دیگران بدون فکر، بدون تعقل، بدون شک کردن هر چی که دریافت کردن رو فقط عمل بهشون کنن.
در صورتی که این مخالفت ذاتی با وجودیت عقل داره.
یعنی وجودیت عقل ساخته و پرداخته شده که خودش موضوعات رو بشکافه خودش دربارشون فکر کنه.
این عقل قرار بوده که ذاتا موضوعات رو خودش در بر بگیره و خودش به یک راه حل درست برسه اما تعالیمی که داره مدام از طرف انسان ها از طرف گذشتگان خورانده میشه به انسان ها در برابر این ذاتیات مغز قرار میگیره.
انسان های فرمانبردار ساخته میشن.
انسان هایی که در سکوت و سکون هستند.
انسان هایی که از مغزشون استفاده نمی کنند، فکر نمی کنند تعقل نمی کنند.
اینگونه بهشون مدام خورانده شده.
اینگونه بهشون فهموندن که از عقل نباید استفاده کرد.
حالا دیدن این جماعت بیشمار از بی عقلی من دور از ذهن نیست.
غیر قابل تفکر و تصور نیست.
غیر قابل پیش بینی نیست.
مطمئنا همون برداشت چیزهاییست که گذشتگان کاشتند.
چیزی فراتر از اون چیزی که به ما تعلیم دادند رو امروز برداشت نمیکنیم.
عده ای فرمانبردار در سکون و سکوت، آماده به بردگی و اطاعت.
مغز را اینگونه پروراندند.
از مغز همچین برداشت و همچین خواسته ای رو داشتند و امروز مغز ما منتظر موضوعات از قبل جویده شده است.
یعنی شما وارد مثلا دانشگاه میشید برای اینکه موضوعاتی که از قبل جویدند رو به خوردتون بدند.
قرار ما بر این نیست که دوباره چرخ رو از نو بسازیم اما قرار بر این هست که در باب وجودیت این چرخ فکر بکنیم.
قرار بر این هست که موضوعاتی که بهتون گفته میشه رو بهش شک بکنید.
قرار بر این هست که در بارشون تفکر بکنید اما در باز این از همون ابتدا بسته شده.
تعلیم به نوعی داده شده که شما نیازی به فکر کردن در باب این موضوعات نداشته باشید.
شما از قبل همه چیز دانانی وجود دارند که موضوعات رو از قبل دونسته اند و شما فقط و فقط خورنده ی اون ها هستید.
شما فقط اون خوراکی که بهتون میدن رو باید بخورید و صحبتی دربارش نکنید.
دربارش تعقل و تفکری نکنید.
از مغزی که دائما در حال تعلیم و تربیت هست چیزی فراتر از این نمیشه برداشت کرد.
مغزی که از اون امتداد داره هر چیزی که بهش تعلیم داده میشه رو میفهمه.
با همین تعالیمش هست که هر روز گسترده تر میشه.
حالا یه نقطه ای داره که در این تعالیم شما رو از فکر کردن باز میرسونه.
به جای شما فکر میکنه، به جای شما تصمیم میگیره و شما حالا یک ذهن و یک فکر تنبل دارید که از قبل کارهاش رو براش کرده اند و اون فقط باید قبول کنه.
فقط باید تکرار کنه.
اما ما داریم از یک مغزی صحبت میکنیم که باید خودمون بپرورانیم.
باید خودمون در پیش بردش تاثیر گذار باشیم.
قرار است که در باب موضوعات از نو شروع نکنیم و حد وسط رو داشته باشیم.
قرار نیست که همه چیز رو خودمون اختراع بکنیم.
قرار نیستش که دوباره به به نوعی ساختن چرخ فکر بکنیم و چرخ دوباره ای بسازیم.
اما قرار هستش که در باب وجودیت اون چرخ آیا باید وجود داشته باشه یا نداشته باشه؟
آیا به درد بقیه میخوره یا نمیخوره؟
آیا باعث آزار دیگران میشه یا نمیشه؟
در باب این موضوعات باید فکر بکنیم.
این عقل قرار نیست که فرمانبردار باشه.
قرار نیست که فرمانده هم باشه.
قرار هست که فکر بکنه قرار هست که ازش استفاده بشه.
قرار نیست دوباره ببینید.
هر تفکر انسانی مدام در حال نقض گذشتگان خودش هست.
شما یک تفکری رو میارید در پی این نیستش که فرمان رو از بین ببره.
در پی این هست که جای فرمانده رو تغییر بده.
تمام تفکرات انسانی همین شکلی است.
مثلا شما نگاه کنید به کمونیسم.
کمونیسم داره از چی صحبت می کنه؟
قرار بر این هست که طبقه کارگر حاکم بشوند؟
به چه دلیل؟
یعنی ما تمام هدف و تلاشمون رو بر این می ذاریم که جای حاکمان رو تغییر بدیم؟
قرار نیست که این حکم رو عوض بکنیم.
مغز اینگونه پرورانده شده.
یعنی از ابتدای امر مغز رو به نوعی پرورش داده اند که مدام در راه تکرار همین دومینوی مداوم باشه.
همین چرخ دوار رو تکرار بکنه فقط و فقط به دنبال تغییر دادن جای حاکم و محکوم باشه.
شرایط ایران رو در نظر بگیرید.
امروز در ایران ما تفکر غالب چی میگه؟
خب قاعدتا می خواد اون قدرت بالای دست رو از بین ببره، اون تبدیل به طبقه فرودست بشه و فرودستان بیان جای اون ها رو بگیرند.
دوباره چرخه دوار بیمار به وجود بیاد.
دوباره جای حاکم و محکوم عوض بشه اما حاکم و محکوم دائما وجود داشته باشه.
ما مشکلمون الان در جوامع مختلفی نیست که از وجود حاکم، از وجود حکم ناراضی باشیم.
در پی از بین بردن این نظام بیمار باشیم.
ما فقط و فقط در پی تغییر جایگاه ها هستیم.
قرار هست که بازیگران رو از بالا به پائین از پائین به بالا ببریم.
اما تفکری که ما داریم دربارش صحبت میکنیم قرار بر این داره که حکم رو از بین ببره.
قرار بر این هست که این نظام حاکم رو از بین ببره.
قرار بر این هست که ما از مغزمون دوباره استفاده کنیم، از قدرت تعقل اون دوباره استفاده کنیم.
اگر بمب در جهان وجود داره، اگر عده ای در حال ساختن بمب هستند ما باید تعقل کنیم.
قرار بر این نیست که ما دوباره هر کاری که اونها کردند رو تکرار کنیم در راه پیشرفت و ساختن بمب ها از بمب اتمی برسیم به بمب هیدروژنی.
از هیدروژنی برسیم به میکروبی فردا.
مثلا من بیام تمام تعقل و تفکرم رو در این راه بگذارم که از مثلا هیدروژنی یا میکروبی برسم به یک مرحله بالاتری که مثلا اسمش نیتروژنی.
مثلا قرار بر این هست که بگم اصلا چرا باید همچین پمپی وجود داشته باشه؟
این بمب قراره چه سودی به بشریت بده؟
چه سودی به جان ها بده؟
قراره چه کار مثبتی بکنه؟
اصلا این تعقل ما قراره به ما چه چیزی اضافه بکنه؟
در باب تمام مسائل.
پس قراره که این تعقل ما راهگشا باشه.
یعنی اون تعقلی که اون عقلی که ما رو به قهقرا برده در طول تمام این سالیان از ما وحشی خو های بدتری ساخته.
شما در نظر بگیرید که انسان به جای تا این حد غرق شدن در مغز غرق می شد در همون غریزه.
اما برای غریزه و نیازهاش دست آویزی به اسم مغز نداشت.
قاعدتا دنیامون اینقدر زشت نبود که الان هست.
قاعدتا میلیونها نفر در جنگ جهانی دوم کشته نمیشدند.
قاعدتا همین امروز جنگها شکل نمیگرفت و مردم بیگناه رو به آتش بکشند.
مطمئنا اگر ما از غریزه مون استفاده میکردیم، دنیامون شبیه به دنیای حیوانی بود.
نهایت امر ما این بود که به واسطه یکی از نیاز هامون مثل غذا یک جاندار دیگه رو از بین ببریم اما دست به کشتار دسته جمعی جانداران نمیزدیم.
شکنجه شون نمیکردیم، اعدامشون نمیکردیم، دست و پاشون رو نمی بریدیم.
پس این عقلی که به قهقرا رفته و به نوعی تبدیل به یک اسلحه برای از بین بردن شده.
این عقل رفته در اعماق دیوانگی و جنون رو ما قراره دوباره بازتعریف بکنیم.
قراره ازش یه قوه ای بسازیم برای بهتر زندگی کردن.
نه برای بهتر زندگی کردن خودمون و اطرافیانمون و اون طبقاتی که مدام بهمون تکرار میشه.
نه برای اینکه مادر من بهتر زندگی کنه.
پدر شما بهتر زندگی کنه.
برای اینکه تمام جان ها بهتر زندگی بکنند.
پس ما قراره عقل رو وسیله ای برای رسیدن برای زندگی بهتر همگان بکنیم.
با توجه به اون تعاریفی که در آزادی و برابری و تمامی این اصول تا الان داده بودم.
ما همه ی جانداران رو جان میدونیم.
حیوانات، گیاهان، انسان ها همه قراره بهتر زندگی بکنند و حالا ما یک موجود داریم به اسم انسان.
انسان هست که عقل داره.
انسان هست که میتونه از این عقل استفاده بکنه.
و وظیفه ی اخلاقی ما داره به ما فریاد میزنه که از این عقل برای زندگی بهتر دیگران استفاده کن.
قرار است که تو به دیگران کمک کنی.
قرار است که مددرسان به دیگران باشی.
حالا یک تعریف دوباره ای از عقل است و حالا دوباره قرار است که عقل زنده بشه، دوباره کار بکنه، از اون قهقرا به اون نقطه ی طلایی برسه، به اون قله ی قله برسه.
حالا تصور بکنید که ما انسانی رو داریم که تا این حد قدرتمند هست.
در زمینه ی عقل تا این حد کارهای بزرگی کرده.
کارهای شگرفی کرده.
یعنی شما به جهان پیرامونتان نگاه بکنید.
مثلا به وجود اومدن همین گوشی های تلفن همراه.
به این فکر بکنید انسان تا چه حد از این قدرت تفکر استفاده کرده؟
اما دقیقا در چه راهی استفاده کرده؟
انسان امروز به یک جایگاهی رسیده که با انداختن مثلا ده تا از ابزاری که خودش ساخته، پنجاه تا از ابزارهایی که خودش ساخته، قادره که کل کره ی زمین رو از بین ببره.
این دستاورد بشری است.
مطمئنا بشری که در ابتدای امر غارنشین بوده و حتی قدرت دفاع از خودش رو هم در برابر دیگر جانداران نداشته، امروز به یه جایگاهی رسیده که میتونه با ده تا از ابزارهای ساخته به دست خودش کل جهان هستی رو از بین ببره.
اما این تفکر دائما در حال از بین بردن بوده و در حال نابودی بوده و در حال آزار رسوندن بوده.
حالا شما تفکر بکنید که این قاعده، این المان اصلی، این چهارچوب تغییر بکنه.
تصور بکنید که به جای آزار رساندن به دیگران، ملاک و معیار کمک به دیگر جان ها بشه آزار نرساندن به دیگر جان ها بشه.
حالا تصور بکنید ما چقدر میتونیم در علوم مختلف پیشرفت بکنیم.
چه کارهای مفید و مهمی میتونیم در جهان بکنیم؟
شما مقایسه بکنید پیشرفت های جامعه بشری در زمینه های مختلف رو.
در باب کمک به حیوانات.
کمک به طبیعت.
ما کجائیم هیچ جا در باب حتی علم پزشکی در برابر اون نقطه، مثلا اسلحه سازی. ما کجاییم؟
خب قاعدتا هیچ جا نیستیم. دلیلش چیه؟
دلیلش این هست که حکومت های مختلف جهان بزرگ ترین و با ارزش ترین به نوعی بودجه هاشون رو در اختیار اون دانشمندانی میدن که توی این زمینه ی خاص در باب کشتار و قتل عام دارن تحقیق می کنند.
خیلی ساده ست اگر دو تا دانشمند در جهان باشند که یکیشون برای مثلا کمک کردن به حیوانات مثلا یک تحقیقی رو داشته باشه که مثلا حیوانات کمتری کشته بشند، آزار کمتری ببینند، بودجه لازم رو می گیره.
یا مثلا یکی یک دانشمندی باشه که یک بمب جدیدی رو ساخته باشه که مثلا با اون بمب تمام ابنای بشر از بین میرن.
کدوم بودجه ی بیشتری میگیره؟
این بهایی ست که ما داریم میدیم اون چارچوب فکری ای هستش که ما تصویر کردیم و اون آموزش های مکرر از گذشتگان هست که امروز ما رو به اینجا رسونده.
این مغزی که ما امروز ازش صحبت میکنیم قراره که از انسان ها موجوداتی بسازه که به واسطه داشتن مغز و این ارجحیت شون نسبت به دیگر جانداران در راستای کمک به دیگر جان ها در راستای آزار نرساندن به دیگر جان ها تلاش بکنند.
پس این مغز میتونه اون نقطه طلایی ما باشه.
میتونه ما رو به اون جایگاه های والا و بزرگ برسونه.
میتونه به اصول اخلاقی مون جواب بده.
میتونه به نوعی تضمین کننده آزادی و برابری باشه.
میتونه بزرگترین ابزار برای رسیدن ما به تمام ارزش هامون باشه.
همونطور که امروز بزرگترین اسلحه در راستای از بین بردن دیگران هست.
دوستان این برنامه به نام جان هست و من قراره توی این برنامه در باب موضوعات مهم، دغدغه ها، باورها در باب تمام موضوعاتی که به نوعی به ما تلنگر می زند صحبت کنم اما به زبان ساده، محاوره ای و بداهه.
اگر از این برنامه خوشتون میاد به دیگران هم معرفیش کنید تا دیگران هم در راستای این تغییر و این تفکرات قرار بگیرند.
فرای این برنامه ای به نام جان من تمام تفکرات و باورهایم را در قالب کتاب، شعر، مقاله، کتاب های تحقیقی گرد هم آوردم.
آثار من به صورت رایگان منتشر شده.
شما می توانید به وب سایت جهان آرمانی مراجعه کنید و یا دیگر شبکه های اجتماعی که از من به صورت رسمی وجود دارد آثار را دریافت کنید، مطالعه کنید، با من صحبت کنید، نظراتتون رو با من مطرح کنید و اگر دوست دارید به من و به این صدا کمک کنید تا دیگران هم این صدا رو بشنوند و این راه تغییر به نوعی آغاز بشه.
مطمئنا با در میون گذاشتن این صدا با دیگران بزرگترین کمک رو میتونید به من بکنید.
این برنامه به نام جان بود و من نیما شهسواری با شما همراه بودم.
ممنون که همراهم بود.
در پناه آزادی.
عقل در تاریخِ بشری، همواره در تقابل میانِ آگاهی و غریزه سرگردان بوده است. انسانی که به واسطهی نداشتنِ چنگال و دندانهای تیز، در زنجیرهی بقا آسیبپذیر مینمود، از مغز به عنوانِ ابزاری برای جبرانِ ضعفهای جسمانی بهره برد. اما فاجعه از آنجایی آغاز شد که این تواناییِ شگرف، به جای آنکه در خدمتِ کمالِ جان قرار گیرد، به اسارتِ غریزه درآمد. ما از عقل سوءاستفاده کردیم تا سلاخخانههای مدرن، بمبهای اتمی و ساختارهای شکنجه را بنا کنیم؛ یعنی عقل ابزاری در خدمتِ وحشیگریهایی قرار گرفت که حتی در دنیای حیوانات نیز بیسابقه است.
بحرانِ اصلی در تمدنِ امروز، ریشه در «تعلیم و تربیت» مسمومی دارد که از گذشتگان به ارث رسیده است:
برای عبور از این بنبستِ تاریخی، نیازمندِ بازتعریفِ عقل هستیم. عقلی که نه به دنبالِ تغییرِ جایِ حاکم و محکوم، بلکه به دنبالِ فروپاشیِ اصلِ «حکم» و سلطه باشد. اگر علم و تعقلِ ما به جای ساختِ ابزارهای کشتار، صرفِ کاهشِ آزار به جانها و صیانت از طبیعت میشد، امروز در جهانِ دیگری میزیستیم. وظیفهی اخلاقیِ انسانِ صاحبِ خرد، مددرسانی به تمامِ جانداران است. ما باید از این قدرتِ تمایز بهره ببریم تا آزادی و برابری را نه به عنوانِ شعار، بلکه به عنوانِ برآیندِ منطقیِ یک ذهنِ بیدار محقق کنیم. عقل باید از قهقرای جنون به نقطه طلاییِ آگاهی بازگردد تا جان، دوباره حرمت یابد.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.