در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی سبوعیت در اپیزود «گرد است»، به بررسی یکی از ریشهدارترین رفتارهای سبعانهی بشری یعنی اعدام و انتقام جمعی میپردازد. نیما شهسواری در این داستان، شهر را به یک تماشاخانهی بزرگ تشبیه میکند که در آن، اشیاء (مانند سطل زباله) از ترسِ تکرارِ فاجعه فرار میکنند، اما انسانها برای تماشایِ جانکندنِ همنوعِ خود، هلهله میکشند. «گرد است» هشداری است دربارهی هندسهی خشونت؛ دایرهای که هر نقطه از آن، هم میتواند شروعِ یک جنایت باشد و هم پایانِ یک قربانی.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی داستان کوتاه جهت مطالعهی همراه با شنیدن.
مردم گوش تا گوش صحنی را پر کرده بودند، اینجا پیش از این بخشی از خیابانهای شهر بود لیک امروز به میدان نمایشی بزرگ بدل شده است.
خیابان همان خیابان پیشین نیست، دیوارها بر جای خود نماندهاند، مغازهها، بیلبوردها، نورها و تصاویر همه از صحن شهر دور شدهاند، دیدم آنان را که با پای نداشته چگونه صحن را ترک کردند، هیچ کدام بر جای خود باقی نمانده بود که میدانستند امروز، روز نمایش بزرگی است
کیست در این شهر که از این نمایش بی خبر مانده باشد؟
چه کسی ندانسته امروز میدان شهر را به نمایشی مزین کردهاند که محتوایی برای اندرز دیگران، عبرت و آیندهنگری داشته است
چه قدر این دیوارها و اجسام در خیابانها بی وجود و ناجاناند،
از چه تا این اندازه هراس دارند؟
اینان چرا خود را برای رویارویی با این مصیبتها آماده نکردهاند؟
آیا نمیدانند که آموزش ما انسانها اینگونه آغاز شده است؟
آیا به قدرت این تعلیم واقف نیستند؟
دیدم چگونه ظرف بزرگ زبالهای پیش از شروع شدن مراسم خود را از صحن دور کرد، با همان چهار دست و پای بر زمین که همه به مانند پا بود پا به فرار گذاشت، میچرخید و لغزان از صحن شهر دور میشد، شنیدهام که در میان شورشی از آدمیان خود را به آتش کشیده است، شنیدم که به یکی از معترضان التماس کرده بود او را به آتش بکشد،
او میخواست بسوزد
آیا پیشتر از این هم چنین مراسمی را دیده بود؟
آری بیشک دیده بود، همه دیده بودند، این شهر تعلیمش را اینگونه به آدمیان آغاز کرد و در جای جای این خاک اینگونه آدمیان را بارور کردند و این اجسام خرد و بی معنا حداقل دهها بار این نمایشها را به چشم دیدهاند، اما به آن عادت نکردند، با آن غریبی کردهاند
مردمان چه آیا آنها همه چیز از این مراسم را دیدهاند؟
آیا در زندگی دهها بار با این صحنهها روبرو شدهاند؟
حتماً دیدهاند، این تفریح آنان است، این آموزشی است که به تفریح بدل شده است، این دیدنها به جای هر چه نمایش و هنر است قدرتمند یکهتازی میکند
اما من چرا این صحنهها را من تا کنون ندیدهام؟
این نمایش چرا تا این اندازه از دنیای من دور است؟
چرا تا به این هیچگاه در دل شهر خونبار خون را ندیدهام؟
شاید هم دیدهام، شاید در کودکی این رقص را دیدم و انکار همهی وجودم را گرفت، اما اخبارش را چگونه انکار کردهام؟
اخبارش را که هر چند روز یکبار میشنیدم، میخواندم، برایم نقل میکردند، انکار واقعه مرا به انکار اخبار رساند و چندی نگذشت که هر چه از واقعیت تا حقیقت بود را انکار کردم
اصلاً نام من هم انکار است، مرا به انکار میشناسند، دوستانم در جمعهای نزدیکمان مرا انکار خطاب میکنند، نمیخواهم اینچنین ببینم، شاید دلم هوای کوری را کرده باشد، نمیدانم اما تا کنون ندیده و هیچ از این شنیدنها را قبول نکرده مترسد جستن انکار بودهام
امروز چه؟
امروز را نیز میتوان انکار کرد؟
این واقعیت در برابر را نیز میتوان کتمان کرد؟
سطل آشغال قویهیکل هم در جستجوی انکار بود، یا او این وقایع را پذیرفته بود؟
شاید او دید و دانست و خواست نبیند، شاید او دید و دانست و خواست نپذیرد
این صحن نمایش را بیشمار آدمیان پر کردهاند، بیشمار آنانی که دلشان مسخ این نمایش شده است، آنان این واقعیت را پذیرفتهاند، آنان به سینما آمدهاند، آنان به تئاتر گسیل شدهاند، آنان در برابر هنر ایستادهاند
آیا همهی این نمایش را به هنر بدل نمیکنند؟
آیا باور ندارند که این معنای هنر است؟
هنری فاخر و عظیم که به تأثیر خواهد رسید،
اما چه تأثیری خواهد گذاشت؟
مخاطبان را به چه روزی خواهد رساند؟
شاید این جماعت همانند من به انکار دل خوش کنند، شاید بخواهند تا زمان زیستن هر چه از این واقعه است را به دست فراموشی بسپارند، شاید …
با صدای پای جمع و کوفتنش بر زمین جماعت آهنگی را آغاز کرده است، این هنر با آمیزش مخاطبان معنا خواهد گرفت، این هنر در پی درگیر کردن مخاطبان با آنچه ساخته و خلق او است بر آمده است، او آمده تا هر چه تأثیر ممکن را به مخاطبین برساند
شاید از همین رو بود که بسیار هنرمندانی را از خود برون داد، شاید اینگونه بود که پدری را مجری آنچه هنر در برابر پسرش بود کرد،
آیا او در این فن زبردستتر از دیگران نشد؟
آیا آنان با به تصویر کشیدن این حرفه و درگیر کردن مخاطبان با دنیایش در پی تعلیم چنین کاربازانی نبودند، آیا حال به آنچه آرزو میکردند نرسیدهاند؟
صدای پا حضار و کوفتن مدامشان بر زمین ریتمی را پدید آورده که همه را به انتظار فرا میخواند، انتظاری برای سیراب شدن، قدرت گرفتن، بارور شدن و تعلیم دیدن، همه در انتظارند و با کوفتن این انتظار را به دیگران الهام کردهاند
دور میدان صحن شده است، میدان جایگاه نمایش، قاعدتاً همه نمیتوانند از این هنرمندی و عبرتآموزی بهرهای یکسان ببرند، برخی پشت به تصویر قرار خواهند گرفت و برخی در برابر واقعه، برخی دید کمتری خواهند داشت و برخی همه چیز را خواهند دید،
تقلا را باید به چشم ببینی، باید ببینی که چگونه این دستآموزان نظام فکری تقلا میکنند، چگونه بر سر و صورت دیگران میکوبند تا خود را به برابر جایگاه برسانند،
اما مجریان این حماسه برای آنان نیز تفکری کردهاند، تصاویر بزرگی را نمایش خواهند داد تا هر کس در هر جای این مراسم بتواند به وضوح آنچه در شرف اتفاق است را ببیند و این عدالت در آموزش آنان است، آنان میدانند با این آموزش به کجا خواهند رسید، چگونه قلبها را در اختیار خواهند گرفت و چگونه همه چیز را تصاحب خواهند کرد، پس از این رو بود که جایگاه را فرای آن تصاویر بزرگ بی در و پیکر ساختند تا باز از نزدیک و نزدیکتر، فرای آنچه تصاویر در حصر نشان داده است، همه چیز را به واقع ببینند،
جایگاه متشکل از ستونی مستحکم بود، پایههایی پولادین و صندلی بر آن،
این نمایش بزرگ هنرپیشه داشت، کارگردان و نمایشنامه نویس برای آن زحمت کشیدند و فرایند همهی اقدامات تأثیر بر مخاطبان بود، آنان باید عبرت میکردند، نه فراتر از عبرت آنان باید بر حذر مینشاندند، حذر را به آغوش میبردند و با باک وصلت میکردند، آنان باید از این وصال فرزندی در خود میپروراندند که سبوعیت بود، آنان مبدل به دیگری میشدند،
به کارگردان گفتند نمایشنامه نویس را در جریان گذاشتند و همه دانستند باید از آنان تسلیم شدگان را بیافرینند، تسلیم به طاعت، به خشونت، به دانستن آنچه آنان میدانستند و آن هنرمندان قابل دانستند که چگونه باید بر آنان دانستن بیاموزند
داستان آفریدن آدمیان تازه به جریان افتاد و پرده از نمایش گشوده شد،
صدای کوفتن پاها بر زمین پر رنگتر و با قدرتتر به گوش میرسید و بالاخر با آمدن بازیگران بازی آغاز شد
دستها و پاهای بازیگر اصلی را با زنجیر بسته بودند، خود را به زمین میکشید، مقاومت میکرد تا او را به جلوی صحن نبرند، تلاش میکرد تا برجای خود بماند اما قدرتش کفاف این ایستادگیها را نمیداد، او را باید میبردند و اینگونه او را بردند،
مردمان در صحن، تماشاگران و مخاطبان، با آمدن او فریاد کشیدند، نعره زدند، گویی با دیدن او پرده از ماندن آنان نیز دریده شد، میدیدم که میخواهند از جای کنده شوند، میخواهند یورش ببرند و به پیش روند، پاها را محکمتر به زمین میکوفتند و ریتم کوفتنشان سریعتر شده بود و بازیگر اصلی در نقش بیشتر در خود فرو میرفت، بیشتر خود را سنگین کرده بود، همهی وزن را بر زمین هموار کرد تا شاید دیرتر به مقصد برسد اما توانی برای باز ایستادن راه نداشت،
دیدم که جماعت چگونه هلهله میکشد، برخی سوت میزدند، گاه برخی دست زدند و همیشه صدای فریادها در گوشم طنین میانداخت،
پرده افتاده بود، پرده از بالای صندلی جایگاه افتاد،
طنابی بود گرد
آویزان بود، از سقفی در امتداد صندلی آویزان بود، کابوسم بود، کابوس تمام دوران کودکیم،
آنچه همواره انکار کردم،
انکار، انکار برخیز اتفاقی نیفتاده است
این صدای مادرم بود، اما چرا موهای او نیز به مانند همان طناب در امتداد گرد است؟
او با این طناب بر سر چه خواهد کرد؟
انکار صبحانه حاضر است، باید به مدرسه بروی
چرا قاشق به مانند همان طناب گرد است، چرا سر دوستانم در مدرسه به مانند همان طناب گرد است؟
توپ بازیمان هم گرد است، لیوانی که در آن آب میخورم نیز در نقطهی اتصال به لبانم گرد است، چشمهایم نیز به مانند همان طناب گرد است، همه چیز گرد است، لعنت این زمین بی صاحب هم گرد است
آن کرهی بیماری که به من نشان دادن هم گرد است، همه چیز به مانند آن طناب گرد و است و صدای فریادهایی را شنیدهام که میخوانند:
این طناب گرد است و روزی گریبان شما را نیز خواهد گرفت
وا مصیبتا مرا انکار بخوانید این گردی همهمان را در مصیبتش فرا خوانده است، او به گردیاش آمده تا ما را در دواری بیسرانجام غرق کند، او آمده تا ما در این دیدنها بارور شویم و لب به اعتراضمان را به همان گردی برداریم، وای او میخواهد به آموختن دوباره باز پس دهیم و در این گردی بی پایان بیسرانجام دور خود دور بزنیم و به مقصد نرسیم
به دالانی گرد در آمده هر بار از هر مسیر که به پیش رفتم دوباره همان راه ابتدایی را به چشم دیدم، دوباره پس ساعتی تلاش و راهپیمایی به همان نقطهی شروع رسیدم،
باز باید درجا و در خویش ماند
پرده افتاده بود و طناب گرد در بالای صندلی پایین افتاده بود،
لحظهای که طناب افتاد را به خاطر دارم، با افتادنش شوری در جماعت آغاز شد
فریاد زدند، سوت کشیدند، فریادها را میشنوم
طناب گرد است،
طناب گرد است
بازیگر نقش اول با دیدن آن طناب گرد خمیده شد، دیدم که افتاد نتوانست بر پای خود بایستد، تمام عضلات بدنش سست و بی رمق شد و با دیدن آنچه طناب گرد میخواندند بر زمین نقش بست، اما او را آورده بودند تا این بازی به تعلیم را به پیش برد، او توان ایستادن نداشت، ماندن و بودن نداشت، او باید به پیش میرفت تا مردم بخوانند، این طناب گرد است
بازهم باید ببینم که بسیاری در این وادی گرداگرد به گرد هم در آمده تا باز جماعتی را به درون بکشند، این سیلاب گرد کسی را در امان نخواهد داشت، همه را به درون خواهد کشید و در چشم برهم زدنی همه را در خود فرو خواهد خورد
بازیگر پاهایش دیگر رمق ایستادن نداشت او را به زمین میکشیدند و جماعت شادمانتر فریاد میزد
طناب گرد است، این طناب گرد است
آیا در میان این جماعت بودند کسانی که با این اتفاق گلاویز شوند؟
آیا بودند آنانی که بر این نگاه قیام کنند؟
آری اما گردی طناب را فریاد میزدند، آنان از دیرباز این تعلیم را آموختند و اینگونه بود که باز برای آنان که این مصیبت را ساختهاند آرزوی همان گردی طناب را میکنند
اینان بارور شدهاند در این تفکر ماندهاند این تفکر را سورمهی چشمان کردهاند و به فروع در گلاویزی به اصلی یکسان باور خواهند کرد، اما من که اینگونه نبودهام، از همان دوران انکار برآشفتم، به پا خواستم، طغیان کردم و پرشور به شورش در آمدم،
من به نظم حاکم اینان به اصل آنچه باور داشتند، به دنیای که ساخته بودند، به ارزشها و باورشان تاختم، من تاختم تا دیگر نبینم
فاجعه بود چه برای آنان و چه برای اینان، هر کس خود را به طناب واگذاشت به فاجعه لبخند زد و باز صدای مردمان در گوشم طنین میانداخت که به کینه به خشم، به طغیان و به قیام، به آزادی حتی به پاکی و به هر چه رذایل و فضایل بود هوار میزدند:
طناب گرد است
نمایش را به هم زدم، از صدای دیوانهوار آنان کلافه شده بودم، اینان به این آموزش مفتخر شده بودند، هر روز در کلاسهایش شرکت میکردند، گاه در دل سیاهچالی نمایش دادند، گاه در سینما، گاه در خیابان و گاه در ورزشگاه، همه جا را به نمایش و هنر خود آلوده کردند تا همه بیاموزند و اینگونه بود که همه آموختند و در این سیاهکاری از هم پیشی گرفتند، همه در درس خشم و خون و جنایت، در کینه و انتقام از هم پیشی گرفتند و برای گردی طناب و سری در میان آن فریاد زدند،
سر هر کس، مرگ بر هرکس، آزاده و یا جنایتکار، جانی یا پاک، قاتل یا سیاستمدار، تفاوتی نبود، فریادها شنیده میشد،
مرگ بر…
رنج بر…
درد بر…
مرگ نزدیک است
آتش در کمین است
اعدام باید گردد
من به روی صحن رفتم، تنها باید یک کار میکردم، باید طناب گرد را از هم میگسستم، باید به آنان نشان میدادم که این گردی بی پایان و نامحدود به پایان خواهد رسید، میتوان دیگر به گردی بی نهای آن هم نظر نبود، میتوان در برابر آنچه نظم از اینان است ایستادگی کرد، آری میتوان هر چه اینان ساختهاند را دگرگون و از نو ساخت، باید اینگونه کرد و من هم کردم
به روی صندلی طناب را پاره کردم، چند سالم بود؟
کودک بودم، آن طناب پاره شد اما باز طناب دیگری ساختند و من همه را انکار کردم، هر چه دیده و ندیده بودم را انکار کردم، دیگر نخواستم ببینم اما باز هم دیدم، دوباره شنیدم، دوباره نظام حاکم همه را در این نظم بیمار کرد، به این ویروس کشنده همه را مبتلا کرد و از همگان یکسان دیوانهای ساخت که فریاد میزدند طناب گرد است
میشنیدم، هر بار میدیدم و در برابرم بود، هر کس با هر تفکر بر خلاف نظم حاکم، بر خلاف فرع حاکم، اصل حاکم، نا هنجاری و زشتی هر کس در هر جایگاه فریادی یکسان داشت
طناب گرد است
همه در تعقیب همان انتقام بودند، انتقام سرایت کرده بود، بینشان ریشه دوانده بود و آنان را به بند خویش در آورده بود، اما من که آرام نبودم
من در جای نماندم و دوباره فریاد کشیدم، طنابها را از هم گسستم، افکار را در هم شکستم، طرح نوئی بر انداختم و همه چیز را از نو سرآغاز کردم، فریادم اینگونه بود:
قتل دیگران قتل است
اعدام قتل است
کشتار است
جنایت است
من برایشان خواندم و آنان از آنچه خوانده بودند آنچه به طول هزاری سال آموخته بودند خواندند، آنان دورهام کردند برایم خواندند:
طناب گرد است
پاها را محکم به زمین میکوفتند، چشمهایشان به گردی طناب شده بود، شادی میکردند، میخندیدند، ذکر میگفتند، به یکدیگر شیرینی تعارف میکردند، نوید میدادند که همه چیز با مرگ او تمام خواهد شد
دیگری گفت:
اگر او را بکشیم همه چیز درست خواهد شد و این گفتنها آنقدر چرخید و پیش رفت که فهرستی طول و دراز از تعداد قربانیان ساخت، طناب گرد به فرمان آنان همه را دار زد، میدان شهر از اعدامیان بیشمار پر بود، بر همه جا آدمیان را دار زده بودند
بر روی تیرهای چراغ برق بر هر کدام یک نفر بر دار بود
روی درختها
از نوک ساختمانها
برجها
بیمارستانها،
بر درب ورودی تئاترها، سینماها، مدارس،
بر جایگاه پرچمها،
از تیر دروازههای فوتبال بر روی جرثقیلها، همه جا همگان بر طنابی گرد در حال مرگ بودند، دار زده میشدند و مردم میخواندند طناب دار گرد است
حتی آنجا که به پیروزی رسیدند، انقلاب کردند، دگرگون ساختند هم باز تعالیم برایشان خواند، آنچه به طول همهی عمر دانسته بودند را تکرار کردند و اینگونه دوباره همه جا را جنازگان بر دار فرو گرفت، در هم خورد و چهرهی شهر، شهر دار زدگان شد
پا میکوفتند، محکم و سریع پا میکوفتند، در میانش با صدای بلند و یکپارچهای فریاد میزدند
هو
چندی نگذشت که شعاری همه جا را فرا گرفت
طناب گرد است
باز همه خواندند و ادامه دادند تا یکی فریاد زد
انکار را اعدام کنید
من بر روی جایگاه بودم، طناب را از هم میگسستم، طناب را به دست در برابر دیدگان نشان میدادم، آنان دیدند که طناب دیگر گرد نیست، از هم متلاشی شده و خطی صاف را ساخته است، اما جماعت به گردی طناب ایمان داشت، پس با فریاد اعدام باید گردد از دور صحن به جایگاه آمدند،
دور و اطرافم را آدمیان فرا گرفته بودند، همه جا را پر کردند، این بار آنچه آموخته بودند را با نمایشی از خود نشان میدادند، آنان آمده بودند تا خود آنچه آموختهاند را تصویر کنند و اینگونه شد که همه جا را آنان فرا گرفتند،
من فریاد زدم:
طناب گرد را گسستم، دیگر نیازی به ماندن در این دایرهی بی پایان نیست، میتوان نظم تازهای پدید آورد
لبخندها بر لبان جماعت حاضر شد، همه با چهرهای خندان نزدیک و نزدیکتر شدند تا یکی طناب را از دستم گرفت، طناب را به دست بالا برد و به دور گردنم انداخت به سرعت از برابرش کسی طناب را گرفت و تعداد بیشمار از هر سوی طناب را به دست گرفتند و از هر سوی فشار دادند،
طناب گرد بود، دوباره گرد شد و به دور گردن من چسبید، نفسم را در خود بلعید و جماعت پایکوبان فشار دادند،
فریاد زدند و شادی سر دادند، طناب را دوباره گرد کردند و اینگونه شهر دارزدگان آنی را دار زد که در برابر دار زدن ایستاده بود…
تحلیل محتوایی کتاب صوتی سبوعیت (داستان گرد است) ما را با مفهوم آموزش از طریق نمایش خشونت روبرو میکند. نویسنده به درستی اشاره میکند که اعدام در ملاء عام، نه برای عبرت، بلکه برای «تولیدمثلِ افکار بیمار» طراحی شده است. شخصیت اصلی که دوستانش او را «انکار» مینامند، نمادِ وجدانِ جمعی است که ابتدا با ندیدن و سپس با اعتراض، سعی در شکستنِ این ساختار دارد. اما نیما شهسواری پایانِ تلخی را رقم میزند تا نشان دهد که «ویروسِ انتقام» چگونه حتی پاکترین نیتها را در خود میبلعد.
در این اثر، «گرد بودن» استعارهای از تکرارِ تاریخ است. وقتی مردم فریاد میزنند «طناب گرد است»، در واقع بر این باور صحه میگذارند که تنها راهِ پاسخ به خون، خونِ دیگری است. نویسنده با ظرافت نشان میدهد که چگونه حتی پس از تغییرِ حکومتها یا وقوعِ انقلابها، اگر «تفکرِ طناب» تغییر نکند، تنها جایِ جلاد و قربانی عوض میشود و شهر همچنان «شهرِ دارزدگان» باقی میماند. لایههای تحلیلی این اثر عبارتند از:
در نهایت، کتاب صوتی سبوعیت در اپیزود «گرد است» به ما میگوید که اعدام، قتلِ سازمانیافته است. تا زمانی که جامعه به «گردیِ طناب» ایمان داشته باشد، هیچ عدالتی برقرار نخواهد شد. بیداریِ حقیقی، شکستنِ این دایره و خروج از دالانی است که هر بار ما را به نقطهی صفرِ خشونت بازمیگرداند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری