در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
نقض آزادی، نه یک خطای گذرا، که ریشه در توهمِ «اشرفیت» انسان دارد. در این بخش از کتاب صوتی کیمیا، نیما شهسواری ما را به سپیدهدمِ خلقت میبرد؛ آنجا که جانداران در تعادل زیستی و بیمدد از عقلِ ویرانگر، در آرامش میزیستند. اما با ظهورِ میل به پادشاهی، جهان به ورطهی جنون و اسارت کشیده شد. این مقدمه، مانیفستی است علیه هر آنچه که حقِ زیستن را به بهایِ قدرت، هبه یا تحفه میپندارد. ما از آزادی سخن میگوییم؛ حقی که در جانِ هر جاندار نهفته است و هیچ قدرتی، چه در زمین و چه در آسمان، مجاز به ستاندن آن نیست.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی این مقالهی صوتی جهت مطالعه و ارجاع مستقیم به متن اثر.
از دیربازی بسیار دور زمینی پدید آمد و این دایره سرگردان در جو و خویشتن زندگی آفرید و جانداران بسیار در آن زندگی کردند، آنان به غریزه بیمدد از قوهی تعقلی که ما میشناسیم آرام در کنار هم زندگی میکردند و هر کدام صاحب دیار و در کنارش منزلتی بودند.
گاهی اوقات یکدیگر را میدریدند و این چرخه از پیشترها برایشان رقم خورده بود و خویشتن در آن نقشی نداشتند و برای زنده ماندن باید شکار میکردند و زندگی میگذراندند لیک به حقوق یکدیگر فرای این جبر تخطی نمیکردند و در آرامش کنار هم زندگی میگذراندند.
هر چند دنیا، دنیای نابسامانیها و زشتیها بود، لکن آنها عشق میورزیدند، فرزندانشان را از آب و گل در میآوردند و به طول زندگی گاه به هم نوع و فرای هم نوعشان به جانِ دیگری جان میبخشیدند و کمک میرساندند و این دنیای آرامشان در حال گذر بود.
تا اینکه جهان جاندار تازهای به خود دید همانند آنان بود اما با تفاوتهایی ملموس، هر چند که نخستین روزهای پیدایشش بر زمین تا این حد با دیگران تفاوت نداشت و مثال دیگران زندگی میکرد اما این تفاوت انگاریها و این قصهی شوم از روزی شروع شد که در وجودش چیزی فراتر تر از دیگر جانداران شکل گرفت، هر روز بر این قوه تازه ظهور در جانش اضافه کرد مدت زیادی نگذشته بود که احساس فخر تمام جانش را در نوردید و حال میخواست فراتر از دیگران باشد.
نه به چابکی جانداران دیگر بود نه قدرت و درندگی آنان را داشت و حال میخواست با همان قوهی نو ظهور از دیگرِ هم سانان خویش، پیشی گیرد و در این رقابت خود ساخته پادشاه جهانیان شود
در دل ترسها داشت از صدای رعد به خود میلرزید گاه چیزهایی میدید که قدرت درک آن را با مدد از همین قوه نو ظهور نداشت و هر روز بیشتر به این گرداب عظیم از ترس فرو میرفت
اما باید به کمی پیشترها هم نگریست آنجا که هنوز در این سرگردانی فرو نرفته بود و آرام مثال دیگر جانداران زندگی میکرد، نه حریص خوردن تن دیگران بود و نه خون میریخت که او به ذات از این ددمنشیها بر حذر بود،
بیشتر دوست داشت تا کنار آتشی که تازه از نبوغ خود کشف کرده به دیگر هم جانانش گرمایی عطا کند، درد تنهایی را با آنان در میان بگذارد و دستی از روی نوازش به سر هم جانانش بکشد و آن جانِ زیبا هم با کرشمهای آرام او را به زیباییهای این دنیا نزدیکتر کند.
اما حال دیگر زمان تغییر کرده بود این قوهی نوظهور که آن را عقل میدانست قرار بود بر جانش بیشتر از تمام قوههای دیگر جانداران کار کند و قدرت به او بیفزاید،
ریشه این برتری طلبی را در میان همان ترسهای دیروزش باید جست، آنگاه که در کنار آتش از صدای دیگر جانداران میترسید و به خویشتن میلرزید، با خود دور میکرد این توان اندوخته در جانش را، میگفت باید فراتر از هم جانان به پیش رود و این سکان کشتی را به دست گیرد کشتی بسازد و دریاها را فتح کند فاتح جهان شود و همه جانداران در برابرش به خاک بیفتند،
نه اینها فکر آن روزهای او نبود و شاید بود، نمیتوان درک کرد که او با چنین احساسی دست به خلق قدرتی بزرگ زد و یا خالقی قدرتمند او را به این ورطه از دیوانگی رساند هر چه که بود چیزی نگذشت تا او خویشتن را در این رقابت خود ساخته در برابر قدرتی بزرگ دید،
قدرتی که مالک همه چیز بود، پاسخ تمام پرسشهایش را میداد و هر چه که در این دنیا با قوهی نو ظهورش پاسخ نداشت نزد آن قدرت بزرگ نهفته بود، قدرت بزرگ هر روز بیشتر از پیش جولان میداد و خواستهی تازهای داشت، او تمام جهان را میخواست، همه را مملوک خود میدانست و چیزی نگذشته که همان جانهای تنها و آرام تبدیل به بردگانی در برابر قدرت متعال شدند و دست و پا بسته در برابرش به خاک افتادند و او فرمان راند،
از او امر بود از اینان اطاعت،
پادشاه بزرگ خودساختهای که بر تخت قدرت تکیه زده بود و دیری نگذشت که اینان از این همه حقارت به تنگ آمدند و باید که چارهای میجستند،
آری آنان هم میخواستند تا فرمانروا شوند، آخر کمی دورترها همچنین فکری به این قوهی نوظهور رسیده بود میخواستند به واسطهی همین قدرت تازه، پادشاه جهانیان شوند،
حال که آنها خویشتن را در بردگی و حقارت میجستند باید بردگان و حقیران در پیش رو داشتند تا این چرخهی حقارت را به آنان باز پس دهند و در سر آخر این قصهی شوم، خویشتن را اشرف و بزرگ جهانیان باید که میخواندند و به آمال پیشترها چنگ و از حقارت امروز کم میکردند.
در این حقارت و بازار حقیر و بردهداری جهان، خویشتن بردهی قادری دور از دنیا و قدرتی لایزال شدند و بر زمین هر چه بود باید حقیر و بردهی اینان میشد و اینگونه دنیا آراممان رو به جنون گرفت.
حال آنان باید قدرت خویشتن را به اثبات میرساندند و بر تختهای زرین ساختهشده به دست دیگران بر عظمت و شکوه مینشستند و سوار بر گرده دیگران فخر میفروختند،
این احساس را به آنان داده بود قدرتی بزرگ که در آسمانها به ایشان حکومت میکرد و حال خلیفه و جانشین بر زمین را همین تن خاکیان قرار داده و هر جان زمین را برده این بزرگ منصبان میدانست، حیوانات به زیر یوغ اینان در آمدند، کشتند، آتش زدند و قربانی کردند، گاه به شکار رفتند، گاه به اسارت گرفتند، گاه شکنجه دادند و گاه برای تناول خون خوردند.
خویشتن را صاحب و مالک میدانستند و این جماعت هم جان خویش را کهتر از خود پنداشتند،
آخر آنان از خون و کشتن هراس داشتند، به ذات درنده نبودند، لکن مگر میشد به قوهی نو ظهور اینان و فریادهای آسمان، مالکی آرام و دور از این وحشیخوییها به میان آورد؟
پس خون خواستند، کشتند و خونها را مکیدند و هر روز در این دیوانگیها بیشتر به پیش رفتند، حال باید پا را فراتر گذاشت، آن قدرت در آسمانها که اینان را به حقارت برده بود و هر روز میگفت تا به پایش بوسه زنند، هر روز از آنان مجیز و ثنا و مدح میخواست،
درد این همه حقارت را اینان به کجا میبردند، حال باید به هم نوعشان هم غره میشدند و آنان را نیز به زیر چتر اسارت خویش در میآوردند باز دیوانگیها به پیش رفت
جان بیارزش شد و مالکان بیشتر از گذشته خویش را در پوستین آن قدرت در آسمانها جا زدند و در این دیوانگی از همه پیشی گرفتند،
زن اسیر شد و برده اینان بود، طفلها را به اسارت در آوردند و میدانهایی ساختند که همه را بفروشند و بخرند، جان همه بیارزش بود یک جان در اسمان صاحب همهی جانها و کمی دورتر بر زمین جانشینی که اشرف بود و مالک همهی جانها و این سیر دوار بیشتر پیش رفت و این دیوانگیها در جان آدمیان لانه کرد و جهان را سوزاند و خاکستر کرد.
هر روز بدتر ا ز پیشترها بود، مادری که فرزندش به دنیا نیامده طعمه دیوانگان میشد و آن را میفروختند، حیوانهایی که نه جان بودند و نه ارزش و این اشرف دیوانه هر گاه به هر طریقی به زشتی جان آنان را درید و در این حمام پر از خون هر روز دیوانهتر شد،
در این روزگارانِ دیوانگی بود که جانِ آرام و به دنبال صلح و آرامش برخی از این جانها به درد آمد،
آنها نه خویشتن را اشرف خوانده، نه به قدرتی والا چشم دوختند که خویش را به خاک انداختند و هر روز در این یکسان انگاری پیشتر رفتند، نه کاری فراتر از خویشتن نکردند که در واقع خود را به اصل جوهره پیشترها رساندند، باز همینان بودند که در برابر این زشتیها قد علم کرده و هر روز برای پیشبرد و بهتر شدن دنیای جانداران تلاش کردند، جانهایشان را تقدیم کردند تا جان دیگر انسانها آزاد باشد و بردهداری از میان برود، هر روز در برابر این دیوانگیهای ساخته به دستان بشر، اشرف شده در خون و زشتی گام برداشتند تا دنیای بهتری بسازند، باید در این راه مقدس و پاک در کنار هم بود و هر روز به پیشرفت نگاه کرد و برای جانها ارزشی والاتر از همهی جهان قائل شد.
در راستای همین پیشرفتها و سامان بخشیدن به دنیا خواستیم دنیای بهتری برای جانِ والا و مقام حیوانات بسازیم، لیک خیلی از روزگاران پیشتر دور شدهایم و باید بیشتر از گذشته تلاش کنیم،
باید این قوانین در سراسر جهان قوت گیرد و اجبار شود، برای ساختن جهانی ارمانی و آزاد، بیشتر و فراتر از این قوانین باید نگاشت، باید جان را ارزش والای جهان کرد و برای جان، جان داد تا همه به آزادی در نهای معنایش دست یابند و این گامهای کودکانه و بر دست و پا رفتنها آغاز کار ما است،
باید در این راه پر سنگلاخ در کنار هم بود، هرچند که من به این قوانین با همهی وجود نقد دارم و آن را سراسر اشکال میبینم و آن را تحفه میدانم که جهان و جانها هبه نمیخواهند، این آزادی حق همهی جانها است، نه تحفه و لطفی از سوی ما،
لیک در این برهوت و ظلمات سراسری جهان، بازهم باید به این شمعهای کوچک و کم سو چشم دوخت و خواست با همهی جان آتش مشتعل این راه گران شد.
قانون حمایت از حقوق حیوانات در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است
این قانون که رسماً در تاریخ 15 اکتبر 1978 در شورای مرکزی یونسکو اعلان گردید
و در سال 1989 مورد تجدید نظر قرار گرفت و در سال 1990 با بازبینی نهای به رئیس مجمع عمومی یونسکو ارائه گشته دارای 10 ماده است.
این قانون حکم همان شمع کم سو را در جهان دارد که باید در کنار هم و برای آزادی همه جانداران همه در پیشبرد آن در سراسر جهان و در عین حال برای بهبودی و پویاییاش تلاش کنیم، در ابتدا متن کامل این قانون را عرضه میدارم تا با هم و در کنار هم بیشتر با این قوانین آشنا شویم و در انتها به موادی که در آن زشتی و ظلمهای دنیا کماکان نقش دارد و حقا باید این موارد از این متن جدا شود و جایگزینهای درخوری برایش بجوییم، میپردازم،
باشد که به ارمان بزرگمان، جهان پاک و آزاد دست یابیم و روزی را شاهد باشیم که هیچ جانداری در هیچ جای جهان مورد ظلم قرار نگیرد به امید آن روز که نزدیکتر از جانهای ما است.
بیانیه جهانی حمایت از حقوق حیوانات (به طور کامل)
ماده 1
تمامی حیوانات دارای حقوق مساوی برای زندگی کردن تحت عنوان تعادل زیستی هستند، این حقوق مساوی، گونههای مختلف و خاصی را تحتالشعاع قرار نمیدهد
ماده 2
به حق زندگی تمامی حیوانات باید احترام گذاشته شود.
ماده 3
حیوانات نباید در معرض برخوردهای بد و اعمال بیرحمانه قرار گیرند،
اگر نیاز به کشتن حیوانی باشد این عمل باید آنی، بدون درد و بدون درک حیوان صورت گیرد
با جسد یک حیوان با شایستگی باید برخورد شود.
ماده 4
حیوانات وحشی حق زندگی و تولیدمثل آزادانه در محیط طبیعی زیستگاهشان را دارند
محرومیت طولانی مدت از آزادی برای حیوانات وحشی، شکار کردن و ماهی گرفتن تجربی به عنوان سرگرمی و نیز هرگونه استفاده از حیوانات وحشی به دلایلی که حیاتی نباشد مغایر با این حق بنیادی است.
ماده 5
هر حیوانی که به انسان وابسته است باید به شایستگی نگهداری و مراقبت گردد
حیوانات وابسته به انسان تحت هیچ شرایطی نباید بهطور غیرمنصفانهای ترک و یا کشته شوند
هر گونه ازدياد نسل و استفاده از حیوانات باید طبق احترام به ساختار ویژه فیزیولوژی و رفتاری آن گونه باشد.
در نمایشگاهها، نمایشها و فیلمهایی که حیوانات در آن شرکت دارند باید منزلت آنها محترم شمرده
شود و عاری از هرخشونتی باشد.
ماده 6
هرگونه آزمایش زجرآوری بر روی حیوانات چه بهصورت فیزیکی و چه روحی تجاوز به حقوق
حیوانات محسوب میگردد
روشهای جایگزین باید پیشرفته بوده و اصولی انجام گیرند
ماده 7
هرگونه عمل غیرضروری که باعث مرگ حیوانی گردد یا هرگونه تصمیمی که منجر به این عمل
گردد جنایت علیه زندگی تلقی میگردد.
ماده 8
هرگونه عمل مغایر با بقای گونههای حیوانات وحشی و یا هرگونه تصمیمی که منتهی به این امر
گردد کشتار دستهجمعی تلقی میگردد
کشتار حیوانات وحشی، آلوده کردن و نابودی زیستگاههایشان قتلعام محسوب میگردد.
ماده 9
شرایط قانونی ویژه حیوانات و حقوق آنان توسط قانون مشخص میشود
محافظت و حفظ امنیت حیوانات بر عهده سازمانهای دولتی است
ماده 10
مراکز تربیتی و مدارس مکلف به آموزش مطالبی مبتنی بر احترام گذاشتن، مراعات و درک حیوانات از دوران طفولیت به شهروندان خود هستند
بیانیه جهانی حمایت از حقوق حیوانات (بندهای مورد نقد)
ماده 3
اگر نیاز به کشتن حیوانی باشد این عمل باید آنی، بدون درد و بدون درک حیوان صورت گیرد
با جسد یک حیوان با شایستگی باید برخورد شود.
گهگاه که به غار تنهایی خویش پناه میبرم و در آن سکوت و در تنهایی خویشتن به یاد دنیای انسانی و جهان پاک حیوانات میافتم، تمام جانم درد میشود و احساس رخوت و مرگ تمام دنیایم را فرا میگیرد، چگونه در این شورهزار دیوانگیها فریاد بر آورد که آدمی چندی است در این دیوانگیهای خودساخته خویشتن را محق به جان دیگری میپندارد،
چندی است که صاحب همه جانها شده است حال در این دیوانگیها لطف و مرحمت و تحفهای به ضعیفتر از خویش میبخشد گاه بر جان انسانها مالک میشود و در قدرتش جماعتی را به اسارت میکشاند، حاکم شرع فریاد میزند که جان و اسارت و آزادی آنان در اختیار همین دیوانگان در قدرت است و حال اوست که با عصای پادشاهی در دست فرمان به قتل صادر میکند و گاه کودکان و زنان و سیل مردان بیشمار را به کنیزی و بردگی میکشاند و در بهترین حالت جهان انسانی، به آنان فدیه میدهد آزادی مدفون در ذهن خویشتن را و چه سزاوار جماعتی، شکوه و بخشایش و بزرگیِ او را تمجید خواهند کرد،
کیست که این دیوانگان را از خواب غفلت هزاران ساله برخیزاند که او آزاد بود و تو به زشتی او را به اسارت کشاندی و هیچگاه به واسطهی قدرت بیشترت مالک کس نخواهی شد که اگر دنیا را بر پایهی قدرت بیشتر، قانون نهیم چندی نخواهد گذشت که همه به اسارت دیوصفتان در خواهیم آمد.
هر روز به طریقتی این زشتیها، رنگ و روی تازه گرفت، هر روز قدرتی بزرگتر به پیش آمد و یک روز به واسطه شمشیر بران تر و کمی بعدها به واسطهی علم جنگ افزاری پپیشرفتهتر، مالک جان دیگران شد و باز در این مرداب حماقت کشتند و اسیر بردند و هبه کردند جانِ از آن خودشان را و بزرگ و با وقار به تخت صلح و دوستی و در جایگاه مهر چنبره زدند.
وا مصیبتا حیوان، جان والا و پر ارزشم که تا این حد انسان و انسانیت بیمارگونه در توهمی هزاران ساله اسیر است و هر روز تو را صاحب میشود و نمیخواهد بپندارد که کسی صاحب دیگری در این جهان نیست و قدرت چیزی بر کسی نخواهد افزود که ما به واسطه تعقلمان باید جانبخش دنیا باشیم و حال با این تعقل، خویشتن را به دیوانگیهای انسان و انسانیت تسلیم کرده و قدرتمندتر از هر پیشتری با وحشیگری و زشت صفتی در حال سلاخی دنیا به پیش میرویم.
چند سال باید سخن گفت و فریاد زد جان باخت و زندگیها را در رنج و عذاب به پایان رساند تا که انسان به معنای برابری دست یابد و بداند این قدرت به کسی چیزی نخواهد افزود، این معنای بازگشت به دیوانگیهایی هزاران بار زشتتر از قانون جنگل گذشتههای دور ما است.
حال انسان هر روز خویشتن را محقتر بر جان دیگر جانداران میپندارد و حق زیستن را از آنان ربوده است و در بهترین حالات دنیایش و از میان افکار روشنترین آنها باز هم کشتن دیگران را حق پنداشته و تحفهای برای کمتر درد کشیدن جان جانان ارزانی میدارد و با ردایی از کبر و غرور و بزرگواری به تخت سلطنت خویش باز میگردد و باز هم فرمانروایی خواهد کرد،
لیک حال دگر آن روزهای حماقت بشری گذشته است، حال آزادگانی پا به جهان گذاشته که فریادشان، واژگونی این تاج و تخت است،
از ریشه برکنده خواهد شد هر نامی که در خویشتن قدرتی را به اسارت درآورده و به واسطه این قدرت کثیف به جانِ همگان غره شده است، هر روز کسی را میدرد و باز کسی را به اسارت کشیده و سر آخر برای تصدق و زکات ایمان مریض و دیوانهوارش به کسی جان خویشتن را تحفه میدهد که ای دیوانگان، این جان از آن او و مال خویشتن است.
باید این کورسوی امید را واژگون ساخت، اگر لفظی به کشتار جانها از خویش بر آورد، باید بدانند حیوان مثال انسان به دنیا آمده، جان با ارزشی دارد و همانند ما تمامیِ احساسات را درک میکند.
درد، ترس، هیجان، عشق، اضطراب و همه و همه را بیشتر از ما شناخته و در ک کرده است.
مادر میشود و عاشق همسرش خواهد بود و اصلاً فرای اینها هر چه که باشد هیچ انسانی حق گرفتن زندگی آنها را نخواهد داشت که اگر به واسطه قدرت اینگونه میکنید به قدرت پیش رفتن، جهان را ویرانهای خواهد ساخت، همانگونه که به سوگ دیوانگان پیشترها مینشینید و خرده میگیرید از آنانی که به واسطه قدرت کشتند و سوزاندند، خویشتن هم این دیبای قدرت را به کناری افکنید همتای دیگر جانداران به قدر منزلت همانان لیک به واسطه احترام بیشتر به جانهای آنان و حمایت از حقوق حقه و پاکشان خدمت کید تا بزرگتر از دیگران باشید و این بار رقابت را میان مهر و دوستی آورید و چندی پادشاه این طریقت پاک باشید.
ماده 4
محرومیت طولانی مدت از آزادی برای حیوانات وحشی، شکار کردن و ماهی گرفتن تجربی به عنوان سرگرمی و نیز هرگونه استفاده از حیوانات وحشی به دلایلی که حیاتی نباشد مغایر با این حق بنیادی است.
هر گونه اسارت و به بند کشیدن حیوانات و شکار کردن آنها تحت هر لوایی و در عین حال هر گونه دخل و تصرف در زندگی حیوانات با هر دلیل و برهانی مغایر با حقوق حقه حیوانات است.
باید برای این قانون جنگید و در کنار هم این دیبای قدرت و غرور کاذب را از تن انسانیت برکند تا همه یکسان، در آرامش و آزادی که از آن خویشتنمان است زندگی کنیم.
هر لفظ را در لفافهای نگاه داشتن همان زشتی و هبه کردن حقی از حقوق حیوانات است و این خیانت به روان پاک آزادی و روشن گره دریچهای رو به فردایی زشت و در اسارت نگاه داشتن همه جانداران و به ویژه انسانها خواهد بود.
ماده 5
حیوانات وابسته به انسان تحت هیچ شرایطی نباید بهطور غیرمنصفانهای ترک و یا کشته شوند، هرگونه ازدياد نسل و استفاده از حیوانات باید طبق احترام به ساختار ویژه فیزیولوژی و رفتاری آنگونه باشد.
ترکیب دو واژه تحت هیچ شرایطی با به طور غیر منصفانه از سوی قانونگذار چه معنایی خواهد داد آیا باز هم به دنبال دریچهای برای کشتار حیوانات میگردیم تا باز، با بازی الفاظ به میان آید طریقت زشتی و حقوق حقهای پایمال شود،
آیا بس نیست این هزاران ساله عذابهای ما به روح و روان حیوانات که در قانون و حمایتمان نیز دوباره دریچهای برای دیوانگانیها بگشاییم تا با تفاسیر وهمآلودشان از انصاف و عدالت کمر به کشتن جانداران زنند،
آیا امروز دیگر زمان آن فرا نرسیده تا این بازی با الفاظ را به کناری زنیم و یکبار هم که شده در کنار هم و با هم فرای بازی با کلمات، محکم و قدرتمند اذعان کنیم که تحت هیچ شرایطی آدمی نمیتواند به هیچ جانداری آزار برساند،
در گفتنها و فریاد زدنها محکم و استوار باشیم که چشمان منتظر این سیل جانداران امروز به همجانشان بسته و میخواهند آزادی خویش را با پیشرفت انسان در مهر یکجا ببینند،
در کنارمان در جشن احترام به جانها شرکت کنند و نترسند از اینکه شاید روزی دیوانهای انصاف را در قتلعام جانها دید و یکبار به واسطه گشنه بودن و لذت بردن از خون دست به کشتار زد و بار دیگری …
این بار باید مجلسی ترتیب داد که همهی همجانان، به کنار هم آزاد و بیترس گام بردارند،
مثال دنیای امروزمان نباشد و حیوانات از دیدن شمایل این موجود دو پا فراری نشوند و گوشه خلوتی را برای دوری جستن از ما نجویند، یکبار بدانند ما همجان و همراه، برای احقاق حقوق والایشان آمده که با هم در آزادی جهان جشن شادمانی بگیریم،
حال زمان آن است که بگوییم انسان نمیتواند از حیوانات سوءاستفاده کند نمیتواند از آنها نسل بکشد و این تحت هیچ عنوان و لوایی حق نخواهد بود، ما برای رهایی دادن آنان و کمک رساندن آنها از هیچ فروگذار نخواهیم بود که همجانِ ضعیفتر از ما در انتظار یاری رساندن ما است
کسی چنین حقی نخواهد داشت که به هر واسطهای در زندگی، زیستگاه، ازدیاد نسل، آزادی، جان و همه و همهی حقوق حقهی حیوانات تخطی کند، این بدان معناست که حقوق حیوان بیهیچ کم و کاست از سوی انسان ادا خواهد شد و هیچ سخن در لفافهای در این میان جای نخواهد داشت و انسان جز از راه خدمت و یاری رساندن به حیوان چیزی برای حیوان از حق و قوانین وضع نخواهد کرد.
ماده 6
هرگونه آزمایش زجرآوری بر روی حیوانات چه بهصورت فیزیکی و چه روحی تجاوز به حقوق حیوانات محسوب میگردد
روشهای جایگزین باید پیشرفته بوده و اصولی انجام گیرند
باز هم همان دریای کبر و غرور انسانی که خویشتن را محق و مالک میداند و حال با چهرهای آرامتر و معقولتر، رخت دیوانگی پیش را به لباسی از مکر و فریب امروز بدل ساخته تا باز هم حیوانات را زجر دهد و جان، والاترین ارزش زندگی آنها را بستاند و فدیهای برای رنج کمتر بردن آنها بدیشان ببخشد که او سراسر سخاوت و رفعت است؟!
اما بیایید با هم دور کنیم، آنان هزاری است که فریاد میزنند ما زندگی را دوست داریم، خیلی فراتر از انسانهایی که آمار بریدنشان از دنیا، تحت بیماریهای روانی و خودکشیهای گاه و بیگاهشان اثبات کرده که به واسطه ساختن چنین دنیای مریضی تا بدینسان از جهان و زندگی بیزارند.
لکن حیوانات پاکجان، عاشقانه زندگی را دوست دارند و این تلاش مداومِ آنها را برای زیستن میتوان به این عشق و زندگی گره زد،
آنجا که پرندهای برای تصاحب عشق جاودانهاش به زمین و اسمان چنگ میزند و از هیچ تلاشی فروگذار نیست خانهای میسازد، خویشتن را میآراید تا همسر آرزوهایش گام در این خانه پر عشق نهد و با هم به درازای همه عمر وفادارانه زندگی کنند و در برابر قدرت آسمانها به ایشان داشتن چهار همسر عقدی و بیشمار کنیز و متعه را ارزانی داده است که معنا کنند درس وفاداری را؟!
که وفادارانه برای همسر زنده است و فرزندانش را با همه عشق از آب و گل بیرون خواهد آورد و در کنار هم پرواز میآموزند و سیل بیشماری از هم نوعانشان در این ضیافت مهر و عشق در کنار آنان خواهند بود و همه یکصدا فریاد میزنند ما عاشق زندگی کردن هستیم،
حال انسان باید همه زشتیها را از دنیا بیمارش دور کند، شاید کمی این آدمیان به غل و زنجیر مانده در دیوانگیها از پوستین پر نفرت در آمدند و به زندگی امید داشتند،
برای رسیدن به دنیایی بهتر باید که دستِ ظلم و قدرت از گردههای نحیف حیوانات و تمام مظلومان برداشته شود که این نخستین گام ما است برای تصاحب و ماندگاری آزادی،
هر روز در پیشبرد و بهتر شدن دنیا و کمک رساندن به هم در تلاش باشیم و ثمرهی این تلاشها را نسلهای آینده خواهند دید و روزی از این روزگاران دیوانگی ما، تحیر خواهد کرد، به مثال باور ما از سیمرغ و آن اژدها تنها به کتابهای طویل خاطرنشان میکنند و آنها را در خیالاتش هر روز به یک سیما در آورده و هیچ باور نخواهند کرد سر بریده بینها حیوان را به دستهای ما
ماده 7
هرگونه عمل غیر ضروری که باعث مرگ حیوانی گردد یا هرگونه تصمیمی که منجر به این عمل گردد جنایت علیه زندگی تلقی میگردد
باز هم دیوانگی انسانها و نا امید شدن ما از حمایت حقوق حیوانات،
باز هم همان ردا و باز هم همان تکبر و مالک بودنها که ضرورت را ما به وجود آورده و در شناخت آن دستانمان باز و آسوده است که ما صاحب همه جانها بودیم و این مالکان دیوانگی، گاه ضرورت را به قربان تفسیر خواهند کرد و گاه به سیر شدن و خونخواری یک روز شکار و یک روز …
باز هم همان داستان دیروز است و این بار قصه گوی تازهای، آرام و ملایمتر از کشته شدن برادرمان برایمان گفت، باز ما مسخ شده به اندرزهای دیوانگان گوش فرا دادیم، شاید شاد شدیم و دست به هم زدیم و صدای عربدههای شادیمان خویشتن را کر کرده است، اما این کر شدن چه ارتباط به ندیدن داشت، داشتهی آن را باید از میان این توهم هزاران سال دریافت، آنقدر به ما افزودند و خود به خود پیش رفتیم که دیری نپایید خود را صاحب جهان دانستیم و حال اگر ضرورت داشت میکشیم و اگر نداشت، شاید هم که نه لطف میکنیم و همه باید به خاک و سجده افتند از این همه بزرگواری ما
حقا دیگر باید به این دیوانگیها خاتمه داد، باید برای جانها ارزش قائل شد و جهانی لایق زندگی همگان ساخت و به ارمان پاکمان افزود و هر روز برای رسیدنش همه در کنار هم تلاش کنیم،
باید برای دستیابی به آزادی که حق مسلم همه جانداران است، از جان بگذریم و امید داشته باشیم همچون همان پرندهی وفادار و زیبا که در همهی عمر، امیدش به عشق سرشارش میان خویش و همسرش بود و عاشقانه زندگی را دوست داشت،
ما هم به واسطه ساختن دنیایی بهتر و آزادی همگان دنیا را دوست بداریم.
به امید دوست داشتن خویش و همهی جانهای دنیا
در واکاویِ مفهوم نقض آزادی، باید ابتدا به این پرسش بنیادین پاسخ دهیم: چه زمانی «عقل» از مسیرِ مهر منحرف و به ابزارِ بردهداری بدل گشت؟ نیما شهسواری در مقاله کیمیا، ساختار قدرت را به چالش میکشد؛ قدرتی که خود را جانشینِ نیروهای لایزال پنداشته و زمین را ملکِ طلق خویش دانسته است. این دیوانگی هزاران ساله، نه تنها حیوانات را به زیر یوغ اسارت برد، بلکه مفاهیمی چون زن، کودک و حتی همنوع را در بازارِ حقارت به کالا بدل کرد.
تحلیلِ منتقدانه بر بیانیه جهانی حمایت از حقوق حیوانات (۱۹۷۸)، لایههای پنهانِ این تفکرِ استیلاگر را فاش میکند. وقتی در ماده ۳ سخن از «کشتنِ آنی و بدون درد» به میان میآید، در واقع نقض آزادی در لفافهای از کلماتِ اخلاقی پنهان شده است. نویسنده به درستی میپرسد: کیست که به انسان مجوزِ مالکیت بر جانِ دیگری را داده است؟ واژگانی چون «ضرورت» یا «انصاف در کشتن»، تنها فریبهایی هستند تا انسانِ مدرن، ردایِ کبر و غرورِ خود را بر تن نگاه دارد و همچنان فرمانروایِ خونریزِ زمین باقی بماند.
حقیقتِ جهان آرمانی، در گروِ واژگونی این تاج و تخت است. آزادی، تحفهای نیست که از سویِ قدرت به جانداران هبه شود؛ بلکه جوهرهای است که باید از دستبردِ هر قانونِ خودساختهای مصون بماند. ما نیازمندِ بازگشت به آن جوهره پیشترها هستیم؛ جایی که مهر و دوستی، جایگزینِ رقابت برای بقا میشود. این راهِ سنگلاخ، با احترام به رنج، ترس و عشقِ تمامی جانداران آغاز میشود. تا زمانی که جانِ یک پرنده یا یک جاندارِ وحشی، کمتر از جانِ انسان ارزشگذاری شود، نقض آزادی در اشکالِ مختلفِ سیاسی و اجتماعی تداوم خواهد یافت.
برای درکِ عمیقترِ این مانیفست و شنیدنِ طنینِ آزادی، به پرتالِ آثار مراجعه کنید:
https://idealistic-world.com/portal/
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
«اندساس» اثر نیما شهسواری، بیانیهای بنافکن علیه مسخ شدن «جان» در چرخدندههای تمدن، آموزش و سنت است. این کتاب با کالبدشکافی مفاهیم «ناذا» و «ساذا»، پرده از نقابهای مصلحت برمیدارد تا راه رهایی در جهانی که اصالت جانداران را به قربانگاه برده، نمایان کند. اثری برای بازپسگیری حق زیستن و بیداری در برابر ساختارهای قدرت.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.