در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
قضاوت خدا در بخش سوم خود، نقطه برخوردِ سهمگینِ «آگاهیِ بالغانه» با «خشمِ بدویِ قدرت» را به تصویر میکشد. در این فصل، نویسنده با بیانی حماسی و منتقدانه، فروپاشیِ جهان آرمانی را زیر ضرباتِ پیدرپیِ قدرتی ترسیم میکند که تنها در سایهی ترس و قربانی، احساسِ بزرگی میکند. این متن، واکاویِ لحظاتی است که در آن صلحطلبیِ جانداران، در برابر هجومِ بیرحمانهی دیوان و آتش، به مسلخ برده میشود؛ جایی که فریادهای استبداد بر پیکرِ نیمهجانِ آزادی طنینانداز میگردد.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "قضاوت خدا" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
این چه روزگار احمقانهای است ای بیوجودان، ای حرامزادگان
این چه دنیایی است که ساختهاید؟
پاسخ تمام خوبیهای من به شما اینگونه بود؟
پاسخ آنهمه وجود دادن به شما، خلق کردنتان از هیچ، به قدرت و مرتبه رساندنتان،
همهاش تقصیر خودم است، این هرزه شدن انسانها، تقصیر خودم است، به این بیوجودها بیشتر از وجودشان بها دادم
مگر نه اینکه ذرهای خاک بودند و هیچ از خود نداشتند؟
مگر نه اینکه من خالق و بزرگ و آفریننده شما بودم؟
مگر نه اینکه به جسم بیجانتان جان دادم و از هیچ شما را خلیفه خود بر زمین قرار دادم؟
چگونه قدر و منزلت من را به جای نیاوردید؟
ای بیوجودان دونمایه
از هیچ به شما جایگاهی دادم، والاتر از فرشتگان که همواره مریدم بودند، بی اذن من نفس نکشیدند و من به شما والاتر از آنها مقام و منزلت دادم
اشرف مخلوق نامیدمتان تا از این بزرگی لذت ببرید و جهان را زیر پایتان قرار دادم تا بی هیچ زشتی در آن فرمانروایی کنید
حال کارتان به جایی رسیده است که در برابر من قد علم میکنید؟
حال به آنجا رسیدهاید که نام مرا از صفحه روزگار محو میکنید و قدرت از من میستانید؟
ای هرزگانِ پست
خداوندا آرام باشید شما همواره اینگونه فرموده بودید، شما خویشتن امر بر چنین دنیا کردید
خفه شو ای هرزهگو، نمیخواهم صدایت را بشنوم،
جبرئیل، تویی که همواره اخبار نادرست از زمین برایم مخابره کردی و مرا در این جهل و گمراهی قرار دادی، اگر از آن ابتدا میدانستم کار این بیوجودان را خاتمه میدادم تا بدانند قدرت مطلق در جهان کیست و ارباب این دنیا چه کسی است
ولی والاحضرت شما خویشتن در گذشته فرموده بودید جهان به دست کفار خواهد افتاد و آنان حکمران به جهان خواهند بود، اینها همه پیشبینی شما است سرورم
گزافه نگو احمق، میدانم من قدرت مطلق هستم، خود آینده را میسازم، من خواستم که اینگونه شد اما این بیشرمان بیشتر از حدشان خویشتن را بزرگ انگاشتند و در برابرم قد علم کردند و جهانی با قانون خویش ساختند
نه سرورم، شما رحیم و مهربانید، شما بزرگ و لایزالید شما …
خفه شو، دیگر نمیخواهم بشنوم، خود میدانم که کیستم، بارها و بارها گفتم جهان یعنی من و من یعنی جهان، پاسخ این احمقها را خواهم داد، از جایگاهی که خود به آنان دادم عزلشان خواهم کرد و به جایی که متعلق به آن هستند خواهم فرستادشان
اسرافیل: سرورم، امروز خبر رسیده است که دیگر از باورمندانتان حتی یکتن هم در زمین باقی نمانده است
جبرئیل: خاموش باش، حال زمان مناسبی نیست
خدا: آری حال زندگی من به جایی رسیده که شما احمقها دورهام کنید و بگویید چه به سرم آمده است، دیگر زمان فرستادن فرزندم به زمین است باید پسرم برخیزد و انتقام پدر را آنگونه که سزاوار است بگیرد
جبرئیل: عالیجناب، سرورمان عیسی مسیح روزهای درازی است که انتظار میکشند، ایشان منتظر امر شما هستند تا شما فرمان دهید و ایشان اجرا کنند
اسرافیل: چرا گزاف میگویی، او که…
جبرئیل: خفه شو
خدا: میدانم او فرزند خلف ماست، به او بگویید در همین روزها امر خواهم کرد
اسرافیل: آری به خاطر همین است که رو در رو با هم سخن نمیگویند
جبرئیل: بیعقل جانت اضافی کرده، باز هم هوس شکنجه کردهای کام در دهان بگیر
خدا: بیرون بروید، میخواهم تنها باشم، مگر نه اینکه من تنهای تنهایان هستم
مگر نه اینکه من فرمانروای عالمم؟
مگر نه اینکه…
اسرافیل: بیا برویم باز هم دیوانه شده است تا ساعتها باید یکریز سخن بگوید
جبرئیل: دهانت را ببند و آرام خارج شو
ای بیهمهچیزها مگر نه اینکه من شمایان را آدم کردهام؟
مگر نه اینکه من شما را وجود دادم؟
حال دیگر مرا از یاد بردهاید؟
لیاقتتان همین است که خویشتن را تا درجات حقیر حیوانی پایین بکشید و با آن فرومایگان همسان و همتراز گردید
من بودم که شما را بالا بردم، جاه و مقام دادم و گرنه چه تفاوت بود میان شما و آن فرومایگان، چه تفاوت بود میان شما و حیوانها
آری دست و پا زدید تا آن حد پایین روید، احمقها از خشم من بترسید، بترسید که خدا جبار است
کمی بیرونتر از اندرونیِ قصر در جایی طویل، دالانی بزرگ با سقفی بلند با دیوارهای ارغوانی وجود داشت، از زمین بخاری بلند میشد که گهگاه با جسم فرشتگان اشتباه گرفته انگاشته میشد، جمعی از فرشتگان به دور هم جمع شده بودند و اسرافیل فریاد زد:
باز هم این احمق فریادهایش را شروع کرد، معلوم نیست چند ساعت باید این صداهای ناهنجار را تحمل کنیم،
جبرئیل گفت: خاموش باش دیوانه، میدانی اگر بشنود چه به روزت خواهد آورد؟
از آن سو یکی از فرشتگان گفت: او سمیع و بصیر است
همه فرشتگان زیر خنده زدند و صدایشان تالار را برداشت
خدا با عصبانیت زیادی به این سو و آن سو میرفت فریاد زد:
تا دیروز قربانی به پایم میکشتید، از همان خلقی که من آفریده بودم، به خاک میافتادید و دست بر آسمان التماس میکردید، حال برای من آدم شدهاید؟
گوشت نمیخورید؟ که چه،
من آنها را خلق کردم، من اذن میدهم، حال خود به زمین قانون وضع میکنید،
برایتان پیامآورانی فرستادم تا ذرهای در صراط مستقیم زندگی کنید، راه و طریقت آنان را به فراموشی سپردهاید، زندگی را به کامتان زهر خواهم کرد.
از آتش دوزخ من نترسیدید؟
یک به یکتان را به آتش خواهم افکند و از پوستتان جامهای خواهم ساخت و به تن دوستانتان میپوشانم،
نمیدانستید چه آیندهای در کمین است؟
آن همه فریادهای مرا نشنیدید؟
روزهای سختتان در پیش است، دوباره به خاک میاندازمتان تا در برابرم ملتمسانه خواهش کنید تا مرا بپرستید
به خاک بیفتید
روز جزا نزدیک است
آنقدر این صداها و فریادها به گوش فرشتگان رسید تا کمکم کوتاه شد و یکباره فرو نشست.
اسرافیل گفت: بالاخره خوابش برد، حال باید کابوس آدمیان را ببیند و وای به حال ما که ساعتی دیگر باز هم فریادهای گوشخراش او را خواهیم شنید
جبرئیل گفت: چه خبر از دستورات سرورمان،آنها را انجام دادهای؟
اسرافیل: به سختی در نقشت فرو رفتهای، چه خبر است؟ حال که او خواب است نکند تو هم به سمیع و بصیر بودنش ایمان آوردهای، ذرهای با ما باش
جبرئیل: ای بیخرد، سعی کن دهانت را ببندی
اسرافیل: نکند میخواهی خبر گفتارهای مرا به ارباب برسانی؟
جبرئیل: خفه شو و جواب سؤالم را بده
اسرافیل: آری انجام شده، کمی کار دارد تا پایان نهایی، یک یا دو امر نیست که هفتخان ساختنش زمان میبرد
زمانی بود که خداوند فرمان داده تا فرشتگان هفت دیو بسازند، هر کدام با خصوصیات و برای حملهای به زمینیان، خدا چند سالی بود که به فکر قیامت افتاده بود و گهگاه از شروع قیامت در همین نزدیکی سخن میگفت و فرشتگان به سختی مشغول کار بودند تا دیوانی سازند که جهانیان را نابود سازد
ای بیوجودان
اسرافیل: یا حضرت خضر، دوباره برخاست، این فریادها کی خاموش میشود؟
حال دیگر به من دهان کجی میکنید، حال قوانین مرا منسوخ میکنید، بیعقلان
همان عقلتان هم مدیون من است، من به شما قدرت فکر دادم، حال از فکر خود علیه من استفاده میکنید؟
چه میخواستید که در اختیارتان نبود، دیگر اعدام نمیکنید، یک به یکتان را در این دنیا به دار میآویزم و از دیدنش لذت میبرم
دیگر بس است تمام رحم و مروت یزدان،
دیگر بس است تمام مهربانیهای من
جبرئیل کدام گوری هستی زودتر به اینجا بیا
جبرئیل: سرورم امر کنید؟
میخواهم پیشرفت کارها را ببینم، به همین زودی میخواهم حمله آغاز شود، وعده قیامت رسیده
جبرئیل: سرورم، همه چیز به سرعت در حال پیشرفت است میخواهید پیشرفت ما را به چشم خود ببینید؟
آری پس برای چه تویِ احمق را صدا زدم، نکند فکر میکنی از همکلامی با تو خوشحال میشوم
جبرئیل: سرورم، اربابِ بزرگ جهان، این مرحله اول است، همان تعداد ملخی که خواسته بودید همه را گرد هم آوردهام و فرشتگان چه زحمتها کشیدهاند
خفه شو احمق، چقدر حرافی میکنی، میدانم
جبرئیل: سرورم آنسوتر دیوی که دستور داده بودید تا مرحلهای دیگر …
این چیست دونمایه؟ چه کسی مسئول این دیو بود
جبرئیل: سرورم عفو کنید، به بزرگیتان قسم
خفه شو، تنها اسمشان را بگو
جبرئیل: سرورم …
همهشان را به سیاهچال و سلاخخانه بفرستید تا سه روز باید تنبیه شوند
جبرئیل: ولی سرورم…
دوست داری خودت هم به جمعشان بپیوندی بیوجود، تخت مرا رو به روی سلاخخانه ببرید میخواهم ببینمشان
جبرئیل: چشم سرورم، میخواهید به اتاقهای دیگر برویم و باقی رویدادها را به سمع و نظرتان برسانم؟
نه دیگر بس است، به پسرم بگو چند صباحی دیگر در قصر باشد، میخواهم با او سخن بگویم
جبرئیل: چشم سرورم
خدا با کلافگی از آنجا دور شد و به سمت اندرونی قصر رفت تا منتظر پسرش شود و جبرئیل با شتاب به سوی مسیح رفت تا او را از خواسته پدر آگاه سازد و چندی بعد مسیح نزد پدر آسمانها بود
سلام پدر بزرگ و با جلال و جبروتم، خدا
سلام، دیگر زمان آن رسیده تا جهان انسانها را تمام کنیم و وعدهام را عملی سازم و در همین روزها تو، پسرم، باید به زمین بروی تا قیامت را آغاز کنی، چند باری صدای صورها دمیده شده و انسانها ذرهای عبرت نکردند، حال برای آخرین بار نوای صور را به صدا در آورید و تو باید کار را تمام کنی، از زمانی که وارد زمین بشوی تا ظهورت بر آدمیان هفت حمله مرگبار دچارشان خواهد شد و قدرتی برایشان باقی نخواهد ماند و پس از آن همه چیز در دستان توست تا آنان را تأدیب کنی و به قیامت و عرش خداوندی بیاوری، ای یگانه فرزندم
پدر اینگونه نگو، آنان به آرامی در حال زندگی هستند، درست است که نام و یاد تو از میانشان رفته اما آنها در دلهایشان باز هم به تو ایمان دارند
بس است، بس است پسرم، دیگر سخن مگو، تمام قوانین مرا در زمین از بین بردهاند، دیگر از من هیچ یادی به جای نمانده
اما پدر آنها آرام و با آرامش زندگی میکنند، دیگر به کسی آزار نمیرسانند، مگر نه اینکه تو اینگونه میخواستی
بس کن، تمامش کن، آنها در آرامش زندگی نمیکنند، آنها به من دهنکجی کردند، فرمانهایم را زیر پا گذاشتند، دیگر ذرهای برایم احترام قائل نیستند
اما پدر، آنها دیگر بالغ شدند، راه درست در زندگی جستهاند
دیگر تمام کن و خفه شو، اگر توان رفتن به زمین را نداری و نمیخواهی در رکاب من با دشمنانم بجنگی، چه بسیار هستند که آرزوی جایگاه تو را میکنند
پدر من برای این کار هزاران بار…
تمامش کن، تنها یک پاسخ، میروی یا نه؟
بله سرورم، امر امرِ شماست و من هم سرباز شما
صدای بلندی در آسمان و زمین به گوش میرسید، صدای ناله یا چیزی شبیه به آن، به قدری بلند بود که در سراسر جهان شنیده میشد و هرکس حتی کسانی که خواب بودند نیز از شدت صدا بیدار شدند
آدمیان بر زمین در آرامشِ جهان آرمانی، هرکدام آن را به چیزی تعبیر میکردند، لیک هیچیک آن را به صدای صور خداوند که وعده آن را از دیرزمانی پیشتر داده بود تعبیر نکردند، چون تمام افسانهها را به دست فراموشی سپرده بودند
و اینگونه بود که این صور و این صدا به هر چیز تعبیر میشد، جز صدای پیشین قیامت و مردمان بیآنکه بدانند چند صباحی دیگر قیامت بر زمین خواهد شد به آرامی در کنار هم زندگی میکردند.
آتش از آسمان بارید، سنگباران شد، سنگسار آدمیان بر زمین و چه خونها که بر زمین ریخت و دریای خون به پا داشت بیهیچ رحم و مروتی همگان سوختند و خاکستر شدند، چه سالهای درازی بود که آدمیان خون و خونریزی ندیده بودند، آتش ندیده بودند و جنازه در میدان جنگ را از یاد برده بودند و بار دیگر قیامت خدا و بار دیگر خون، خون بازی و کشتن و مردن و محو شدن در آتش
زمین به لرزه در آمد، از میان دریاها آب به زمین رسید و همه غرق شدند و دست و پا زدند، کوهها آتشفشان برون دادند و انسانها سوختند، از آسمان یک به یک بلا نازل میشد، حملات خدا بیپایان و بیرحمانه بود
حشرات ناقل بیماری انسانها را گزیدند و به خون نشاندند، طفلان را زخمی و بیمار کردند و مادرها به بالای سرشان هقهق اشک سر دادند و زیر سنگباران خدا جان سپردند
هر بیماری و امراضی که انسانها سالیان سال برای محو و نابودیشان تلاش کرده بودند خدا دوباره به آنان فدیه داد، حتی بیشتر از آن و بدتر از آن
مردمان به درد خود میپیچیدند و فریاد میزدند،
تنهای پر از تاول و درد، به خون پیچیدن انسان و ناله سر دادنها
بچشید، این طعم انتقام خداست،
این است خدای قهار و جبار
آنکه از او قدرتمندتر وجود نداشته و نخواهد داشت
آری این است خدا، حال طعم آن همه کفر را ببینید و بچشید
ببینید چگونه خدا تقاص این همه زشتیهایتان را داد و اینگونه شما را به خاک و خون نشاند
آری حال زمان خداست
قیامت دردناک خداست
همان که به شما وعدهاش را دادهام و از آن نهراسیدید
خدا به یکباره به رویتان آتش گشود
صدای فریادهای سرمستانه خدا بر آسمان میرسید و سرتاسر قصرش را پر کرده بود
زمان بسیاری بود که کسی خدا را اینگونه پر هیجان و شاد ندیده بود، فرشتگان و دیگر مقربان خدا، از این حالت و این سرانجام انسانها به هراس افتاده و گهگاه از ترس به خود و گوشهای میخزیدند
پس از آن سالیان سکوت، عربدههای خدا از خشم به آدمیان و دگرباره خدا جلال و جبروتش را باز ستاند و سرمست فریاد پیروزی سر داد
از هر سوی زمین و آسمان بلایی به سوی آدمیان سرازیر بود، از آسمان سنگ و از زمین آتشفشان، حشرات و امراض و دیوان به سوی آدمیان میآمدند و آنها را یک به یک میسوزاندند و میکشتند و اجسادشان را همچو کوهی به روی همدگر میفشردند و آوار میکردند در برابر دیدگان همهی جانداران
آنقدر این حملات خدا ناگهانی و یکباره بود که تاب دفاع کردن از انسانها ربوده و کسی یارای دفاع نداشت
سازمانی بینالمللی که مسلح برای دفاع از جان جانداران بنا شده بود سالیانی بود که به واسطهی آرامش بیحد و حصر انسانها دیگر سلاح و قدرت چندانی نداشت و به کنارهای رفته بود، این خوی جنگ گریزی سالیانی بود که قوت بیشتر از ساختن اسلحه و مجهز کردن در میان جوامع و دنیا داشت و آدمان دیگر نه جنگ بلد بودند و نه دفاع نه شکار و نه …
به همین منوال آرام و در صلح به آرامی زیر تیغ خدا جان دادند و سوختند بیهیچ دفاعی، آنقدر به یکباره به رویشان آتش گشوده شد که تنها توانستند آرام بسوزند و هیچ نگویند
آری سوختند و دم نزدند، آن همه ساختههایشان به یکباره سوخت و خاکستر شد
حریم پاک حیوانها از خدا و لشگریانش در امان نبود و نابود شد،
همه و همه تاوان خودخواهی و ددمنشی خدا را با خونشان باز پس دادند تا خدا فریاد زند:
این است خالق عالم، قدرت مطلق جهان، خداوند
و خدایی که بزرگ است و فریاد فرشتگان در آسمان که:
خدا بزرگ است
از آن زمین و آن همه زیبایی و آرامش، هیچ به جای نمانده بود جز مشتی خاکستر و خرابههایی عظیم و اجسادی چون کوه
مسیح موعود پای بر زمین نهاد و آمد تا از هر ده تن به جای مانده ده تن را به کام مرگ بفرستد تا دگر در جهان جانی نباشد و قیامت پدر را به سرانجام برساند
از آن دنیا هیچ باقی نماند
آری سوختند و خاکستر شدند و مسیحی که در زمین نائب لبخند رضایت خدا در آسمانها بود تا زمانی دگر همگان را در برابر خدا به خاک بنشاند و به همین نزدیکی قضاوت خدا آغاز شود و حال میتاخت و سر از تنهای باقیماندگان میدرید که چه بسیار از آنان خویشتن را به این شمشیر میسپردند که شرمسار از دیدن خون و زشتی شده بودند، دیوانهوار به سر روی خود میکوفتند
و خدا در آسمان هلهله سر میداد و از این سوی تالار به آن سو میدوید و بلند بلند فریاد میزد:
این بود جواب قوم ظالمین که اینگونه در برابر خالقشان قد علم کردند و حال پاسخش را چنین چشیدند
جمع کثیری از فرشتگان در برابر خدا به خاک مینشستند و ستایش او را میکردند و مجیزش را میگفتند و بلند فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
خدا سرمستانه نگاه میکرد و آن جلال از دست رفته را باز پسگرفته میدید
زمین برهوتی بود بیآب و علف، بیهیچ جان و جانداری که زنده در آن به سودای زندگی نفس بر آورد و به زیستن عشق بورزد
گویی نه کمی پیشتر بیشمار جاندارانی در آن بیهیچ کژی و زشتی زندگی میکردند و از آرامششان لذت میبردند و حال دیگر هیچ از آن روزگاران خوش پیشتر به جای نمانده و به جز اجساد و خاکستر از جانِ همهی جانداران
زمین پر شده است از بوی نفرت و آتش و مرگ و خاکستر
خدای آسمانها پر از قدرت و جبروت دوباره تاج و تخت دیرینش را به دست آورده و برای نخستین بار پای بر زمین میگذارد و مغرورانه جای جایِ این کرهی خاکی مأخذ سالیان دراز زندگی و فراز و نشیبهای بی حد و حصر انسانها و فراتر از آن جانها را زیر پای میگذارد و سرمستانه و شاد از والاییاش خویشتن را ستایش میکند و فرشتگانی که در پی او آرام و خرابان به راه افتادهاند و از بزرگی و شکوهش میگویند و بر او تکبیر میفرستند و فریادِ (خدا بزرگ است) سر میدهند.
هر از چند گاهی در زمین به خاکستر نشسته صدای (خدا بزرگ است) شنیده میشود و این کلام در زمین طنینانداز است
خدا بزرگ است
زمین سوخت و جانها همه سوختند و بازهم
خدا بزرگ است
در تحلیلِ فلسفی بخش سوم قضاوت خدا، با پدیدهی «اضطرابِ قدرت» روبرو هستیم. متن به وضوح نشان میدهد که چگونه یک ساختارِ قدرتِ مطلقه، از بلوغِ فکریِ زیردستان خود به هراس میافتد. در این روایت، نقد قدرت به اوج خود میرسد؛ جایی که خالق، تکاملِ اخلاقیِ انسان و منعِ اعدام و کشتار را نه یک پیشرفت، بلکه یک شورش علیه ذاتِ جبارِ خویش تلقی میکند. این تضاد، ریشهی اصلیِ فاجعهای است که بر زمینِ بیدفاع نازل میشود.
نویسنده با ظرافتی تلخ، خفقان حاکم بر دربارِ آسمانی را به تصویر میکشد؛ فرشتگانی که در غیابِ قدرت، به پوچیِ فرامین میخندند اما در حضورِ او، مجیزگوی ویرانی هستند. این بازنمایی، نقدِ عمیقی بر ساختارهای توتالیتر است که در آنها «ارادهی فردی» فدای «بقای صنم» میشود. فاجعهی نهایی در این بخش، نه فقط مرگِ آدمیان، بلکه نابودیِ جانِ جانداران و حریمِ پاکِ حیواناتی است که بیگناهترین قربانیانِ این اعادهی حیثیتِ خونین توسط خدای جبار هستند.
تحلیل نهایی اثر بر این پرسش استوار است: ارزشِ قدرتی که بر «برهوت» حکم میراند چیست؟ وقتی زمین از «جان» تهی میشود و تنها خاکستر و بوی نفرت باقی میماند، ستایشهای مکررِ کارگزاران، تنها پژواکی توخالی در یک ویرانه است. قضاوت خدا در این لایه، سوگوارهای برای آزادی است که به جرمِ اصالت و پیراستگی از زشتی، توسطِ منشأِ خویش به بند کشیده و سوخته میشود.
برای واکاوی بیشترِ ریشههای این تفکر، به پرتالِ وبسایت «جهان آرمانی» مراجعه کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
«اندساس» اثر نیما شهسواری، بیانیهای بنافکن علیه مسخ شدن «جان» در چرخدندههای تمدن، آموزش و سنت است. این کتاب با کالبدشکافی مفاهیم «ناذا» و «ساذا»، پرده از نقابهای مصلحت برمیدارد تا راه رهایی در جهانی که اصالت جانداران را به قربانگاه برده، نمایان کند. اثری برای بازپسگیری حق زیستن و بیداری در برابر ساختارهای قدرت.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.