در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
مقاله «سودای آزادی»، سفری است تحلیلی به عمقِ صبوری و شکیباییِ تاریخیِ ملتی که همواره در جستجویِ ناجی بوده است. نیما شهسواری در این بخش از کتاب صوتی کیمیا، به واکاویِ این پرسشِ سهمگین میپردازد که چرا نخستین آجرِ بنایِ آزادی که در انقلاب مشروطه گذاشته شد، امروز به آواری از استبداد بدل شده است؟ او با بررسی دورههای قاجار، پهلوی و وقایع منجر به سال ۵۷، نشان میدهد که چگونه «مکرِ قدرت» و «افیونِ دین»، مسیرِ پیشرفتِ ملی ایران را به بیراهه کشاندند.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی این مقالهی صوتی جهت مطالعه و ارجاع مستقیم به متن اثر.
ایران، کشوری با مردمانی صلحجو، آرام صبور و شکیبا با تاریخی طول و دراز که بیانگر این نوع زندگی آنها است.
وقتی به اوراق تاریخی رجوع میکنیم و سرگذشت ایرانیان را میخوانیم، میبینیم که مثال دیگر کشورهای جهان آنچنان خبری از جنگ در برابر دشمن در خاک مانده نیست، نه گروههای پارتیزانی به آن شکلی که در جهان وجود دارد، موجود است نه جنگهای داخلی علیه دشمنان و نه شورش طغیان بسیار که صبر پیشهی ایرانیان است.
زمانی که کشوری به آنها حمله میکرد و خاکشان را متصرف میشد، ایرانیان در برابر سکوت میکردند و با صبر و شکیبایی آنها را کمکم شبیه به خود میساختند، در مثالش حملهی اسکندر مقدونی به ایران و تشکیل سلسلهی سلوکیان است و یا از حملهی اسلام و آن سالیان مدید در سکوت و آرام ماندن و دیگر اتفاقات ریز و درشت تاریخی،
ایرانیان از آن دسته انسانهایی نبودند که با شورش و طغیان به سرعت به خواستههای خود برسند و همیشه این به دست آوردن خواسته توأم با صبر و شکیبایی بود و پروسه انقلاب هم در ایران به همین شکل پیش میرفت و باید که زمان درستی در اختیار ایرانیان قرار میگرفت تا با این خصیصهی ملی در وجودشان با صبر و تحمل آن را پیش ببرند، لکن اینگونه نشد و عوامل بیرونی درونی دست به دست هم داد تا مسیر انقلاب راستین ایران و ایرانیان تغییر کند.
در این نگاره سعی شده تا مسیر انقلاب ایران از روز نخست مورد بررسی قرار بگیرد تا با هم بدانیم، با چه هدف و سر آخر به چه هدفی کشیده شد، با نگاه به تاریخ کهن میتوان فهمید که ایرانیان هم مثال تمام کشورها طالب دگرگونی و ساختن جهانی بهتر بودند، اما با روشهای خود، نمیخواهیم نگاهی به کسانی که تاریخ ایران را متحول ساختند بیندازیم، مثال مصلحان اجتماعی چون زردشت و یا مزدک و باید که تحولات را به سمت دوران قاجار و انقلاب مشروطه برسانیم،
داستان این انقلاب حماسی ایران از کجا آب میخورد و شروع این انقلاب به واسطهی چه چیزی بوده است؟
در گام نخست باید دانست که سلسلهی قاجار، بیکفایتترین نظام حکومتی در طول تاریخ ایران بود، پادشاهانی عیاش و ناکارآمد که ملتی افسرده و فقیر به بار آوردند، مردمانی که از هیچ حقی در حکومت برخوردار نبودند، به درازای تاریخ ننگین حکومت قاجاریان در ایران، ایرانیان همواره در فقر و بدبختی غوطه میخوردند، نه نظام واحد و درستی سر کار بود تا ایران را از مخاصمهی دشمن در امان دارد نه ارتش واحد و یکپارچهای که در برابر مهاجمان از خاک دفاع کند و نه سیستم آموزشی تا ایرانیان را با دانش و اطلاع کند، نه نظام اقتصادی درستی که فقر را میان مردمان ریشهکن کند و همه و بیشتر از اینها هدیه قاجاریان به ایران بود،
در کنارش و به موازات وطنفروشی آنها هم بیشتر ایرانیان را بدبین و مضطرب میکرد، آن خاک پهناور در هر لحظه امکان داشت به جایی فروخته شود یا به باج داده شود و تکه تکه شدن ایران را مردمان هر روز به چشم میدیدند و لمس میکردند، پادشاهانی که به خال یار در حصر اجانب شهر مال پدری را هبه میکردند و هر روز خبر از بخشش و فروش بخشی از خاک ایران به گوش میرسید، این عقبماندن و در واقع عقب نگه داشته شدن ایرانیان دلیل بزرگی شده بود که همواره به دنبال ناجی باشند، حکومت از قاجاریان بستانند و شاید که دوباره سلسلهای تازه تأسیس شود و ایرانیان دست بر آسمان آرزو کنند، او مصلح جامعه باشد و شرایطشان را تغییر دهد.
اما باید به این معادله دیگر ایرانیان را نیز افزود که به خارج از مرزها رفتند، جهان پیرامون را دیدند، دیدند اروپایی که تا حد بسیاری پیشرفت کرده و فاصلهی زندگی و آسایش آنها با مردمان ایران فاصلهای از زمین تا آسمان بود، حالا ایران در خود مردمانی داشت که به واسطهی تحصیل یا شاید تجارت اروپا رفته و جهان را بیشتر از هموطنانشان دیده بودند و میدانستند که میتوان از این زندگی نکبتبار رها شد،
این جماعت تحصیل کرده و دنیا دیده حال به ایران بازگشته بودند و بعد از دیدن دنیا، میخواستند راهی را که آنها رفته، بپیمایند، به دنبال تغییر و پیشرفت ایرانزمین بودند، از دانستهها، دیدهها و شنیدههایشان با دیگران سخن میگفتند، حالا وقتی از انقلابهای بزرگ دنیا میخواندند، میدانستند که تحقق هر رؤیایی قابل لمس است، وقتی میخواندند چگونه اروپاییان زندگی سرتاسر فلاکتبار خود را با کوشش و عزمشان تغییر دادند، ایمان میآوردند که ایران هم چیزی برای رسیدن به آزادی از آنان کم ندارد و باید به راه پیشرفت خویش، خویشتن تلاش کرد.
این اولین نمو از خواستهی دگرگونی برای ایران بود و از آن پس میان ایرانیان ریشه دواند، لیک همیشه با افسانهها توأم شد و دنیای صادقِ را از یاد برده بود و آن صبر ایرانیان به درازای آن کمک کرده و سر آخر شاید این دیدن جهان کمکی شایسته به نمو و نشر این باورهای کهن در سینههای خستهی ایرانیان داشت.
جماعتی که به دورتر از این خاک رفته و دیدهاند و میدانند یکی از عوامل بزرگ شکست ایرانیان، استبداد حاکم است، این قدرت که همواره در اختیار یک نفر و همهچیز از ریز و درشت زندگی انسانها در دستان او است و جماعتی که باید دست به آسمان دعا کنند تا او مرد بخشنده و درستکاری باشد و تمام سرنوشت آنان در اختیار یک تن است و این بستگی دارد که او چگونه آدمی است،
آنها با دیدن شرایط حاکم بر جهان، دانستند که راه پیشرفت و داشتن نظام مطلوب به واسطهی تقسیط قدرت امکانپذیر است، کشوری توان پیشرفت و مواجهه با هر مشکلی را دارد که قانونمند باشد، قوانینی وضع و همه را پایبند به آن کند، بدین معنا که دیگر یک شخص خوب و بدش مهم نباشد و قانون خوب بد را تشخیص دهد و اختیار را نه در چنگال آن قدرتمند که قانونمند قرار دهد.
مردم ایران میدانستند که یکی از عوامل مهم پیشرفت اروپاییان به کنار گذاشتن دین از سیاست بود، میخواندند که چگونه دین، کشورهای آنها را به طول هزاران سال به عقب نگاه داشته و مانع پیشرفت آنها شده است، میخواندند با کنار نهادن دین از بنیان قدرت تا چه حد توان پیشرفت انسانها وجود دارد و کمکم در دلهایشان نور امیدی به راه میافتاد که با جدایی دین از حکومت، راه تازهای برای ایرانیان هموار سازند و اینگونه تعدادی پیدا شدند تا بیشتر از ماهیت دین بدانند و بخوانند و اسباب رهایی مردمان را در روشنگری فراهم آورند،
اما این اقدامات نیاز به زمان فراوان داشت، باید کمکم به آنها فهمانده میشد و باورهای پوسیده به کنار میرفت و اگر راه درست و راستین خود را پیش میگرفت به سادگی رسیدن به آن رؤیا قابل روئیت بود، آهستهآهسته این صحبتها و باورها در میان ایرانیان نشر داده میشد، آنها با اتفاقات روز جهان آشناتر میشدند و میخواندند و میدانستند که چه راهی را دیگران رفته و آنها باید بپیمایند تا به خواستهها و آرزوهایشان برسند، این افکار آرامآرام میانشان پیش رفت و ریشه دواند، فکرشان به بنایی بود که در آن بتوانند سخن بگویند، مجلسی فراهم آورند که دیگر نه یک قدرت مطلقه که جمعی از میان همین ایرانیان که به واسطهی آرای مردمی نماینده آنها شده بتوانند آزادانه فریاد بزنند و دادخواهی کنند،
قانون وضع کنند و بر رفتار شاه نظارت داشته باشند، به این آرمان بزرگ دیگر سر و پا شور بودند، به میدان میآمدند، فریاد میزدند و طلبشان آزادی و تقسیط قدرت بود، برکناریِ این استبداد دیرین و پر زور که به طول هزاران سال خون ایرانیان را به شیشه کرده بود، مردمی که درد آزادی داشتند، درد زندگی بهتر تمام جانشان را درگیر هدفی کرده بود تا برای رسیدن به حق تلاش کنند و آن را باز پس گیرند، برای این آمال بزرگ از پای ننشستند و فریاد زدند، جان بر کف به میدان آمدند و برای احقاقش از همه چیزشان گذشتند،
این مسیری بود رو به آزادی نهایی که هر روز پویاتر و زیباتر ادامهی راه میداد و هر روز در طلب آرزویی تازه سر برمیآورد و اینگونه راه را با مسیری هموار طی میکرد، سرانجام این خواستنها و فریاد زدنها این شد که ایرانیان آن قدرت بدکاره را به کناری بزنند و مجلسی برای خود تأسیس کنند
مجلس شورای ملی که متشکل از نمایندگان مردمی برای احقاق حقوقشان باشد و اینگونه انقلاب مشروطه در ایران شکل گرفت و حکومت برای حاکمان جلاد شرطی شد، یک اتفاق مردمی با هدفی از آن مردم برای پیشبرد زندگیِ مردم و اینگونه نخستین آجر بر پیکرهی بنای آزادی در ایران گذاشته شد.
مجلسی از میان مردم با نمایندگانی دلسوز برای پیشبرد اهداف ایرانیان، مجلس اولی که میتوان به جرأت آن را نشانهای از آزادی و آزاداندیشی ایرانیان دانست، وقتی نمایندهای به میان میرفت ارزشِ جایگاهش، ارزش کرسیاش را میدانست و میدانست برای روی این تخت نشستنِ او چه خونهایی از جوانان این مرز و بوم به زمین ریخت و خودش را مسئول به جانهای آنان میپنداشت تا حق را از جلادان بگیرد، حق مظلومان از ظالمان بستاند، قانون وضع کند، جامعه را نجات دهد و نمایندگانی که همهی جانشان برای این هدف والا در گرو بود، اولین و آخرین مجلس به حق ایرانیان شکل گرفت، نمایندگانی راستین که حرف میزدند، فریاد میکشیدند، فکر میکردند و بر کار شاه نظارت، شرط کرده بودند، این حکومت مشروط به آرای مردمی و فکر آنها بود، به واقع این مجلس تنها دورهی بیآلایش و راستین مجلس به طول تاریخ ایران زمین بود و تنها زمانی که ایرانیان با شجاعت میان مجلس فریاد زدند و حقطلب کردند و در این فریادها و نظارتها هیچگاه به مذاق ظالمان و جلادان خوش نیامد و نخواهد آمد.
بازهم لکهی ننگین دیگری از قاجاریان با نام خود بر صفحهی تاریخ این سرزمین به جای ماند و دست در دست اجانب مجلسی که با خون مردمان بنا شده، آجرهایش تن زخمی و جنازههای آزادگان بود را به توپ بستند، باز هم پاسخ فریاد آزادی خون بود و آتش، پاسخ تمام خواستههای بر حق ایرانیان، دندان بود و دیوانهای که تاج را به خون و در خطر دیده و در راهش خون میریزد و میکشد، اما باز هم روح آزادگی در ایران از بین نرفت، سنگرهای بیدفاع تغییر کرد، به جایی دورتر رفت، باز هم فریادها همان بود، دفاع از همان راه بود، حال چه با شاه ددمنش قاجاری یا با هر اجنبی که تیغ بر ایران کشیده باشد، اینجا آن نقطهی عطف تلاش ایرانیان است، آنجایی که دفاع میان مردم تبریز میرود، مدافعان سرتاسر این خاک را گرفتند و به سلاح غیرتشان به میدان آمدند، چه قدر زیباست آنجایی که کسی حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد، نداند هیچ از جهان نداند که دیوها او را بر چنگال و اسارت ندانستن نگاه داشتهاند، لیکن او به قلب و در جانش سودایی داشته نیازی به خواندن و نوشتن ندارد، نمیخواهد لغت را هجی کند، نیازی ندارد، این لغت به طول تاریخ و در تار و پودش تنیده شده، هماره آن را لمس کرده و میداند، میداند برای چه سودایی چه ارزش پاک و والایی میجنگد، همهی جانش را به کف دست گرفته نمیگذارد دست اجنبی و پادشاه به این ارزش والا برسد و این گوهر جاودان را به سینه و در قلب به زبان میآورد.
فریاد میزند: آزادی
چندهزاری از ایرانیان دور هم جمع آمدند و تا آخرین قطرهی خون جنگیدند و از حق و آزادیشان دفاع کردند و اینگونه حماسهی تبریز شکل گرفت و آن دفاع بزرگ در برابر زشتی به سرانجام نشست و ایرانیان در این جنگ نابرابر پیروز شدند، اما دیگر قدرت اول حکومت و اجانب به راه شمشیر پیش نیامد که میدانست ایرانیان برای دفاع از آرمانشان آمادهی جانفشانیاند، این بار راه مبارزه و ریشهکن کردن این آزادی را در خدعه و نیرنگ دید،
از آن حماسه هیچ باقی نگذاشته بودند، آن مجلس تاریخی و نمایندگانی که از دل مردم سر برآورده بودند باید که از میان برداشته میشدند، باید توان حرف زدن از آنها ربوده میشد، حالا به هر راه پر مکری که شده، اگر میشد به زور شمشیر و اگر شده با حصر و تبعید این راه عملی بود، مکر چارهساز بهتری است تا با بدنامی آنها و استفاده از دینداران و جریحهدار کردن باورهایشان اینگونه آنها را از صحنه حذف کنند، ادامهی این خدعه اخته کردن همان مجلس بود که با جانفشانی به دست آمده، دیگر از آن فرزندان سرزمین خبری نبود و حال زمان آن بود تا دستنشاندههای خودشان را به میدان بفرستند، مزدورانی که بر کرسی بنشینند و نه از حقوق مردم کشور که از حقوق اجانب و قدرتمندان دفاع کنند و این حماسه کمکم بدل به عادت شود، مثال دیگر اتفاقات دیرین کشور،
مجلس شورای ملی هم بخشی از کشور شد، بخشی خنثی مثال دیگر اتفاقات حکومتی یک حضور زائد و ناکارآمد و مردمی که به خیمهشببازی این خدعه گران تن میدادند و تنها نظارهگر این دیوانگیها بودند، کسی به کرسی مینشست که گهگاه به دستور بزرگانش حرفی میزد، شوری به پا میکرد و دوباره با ترفندی تازه و مکری جدید آن را آرام میکرد، این خیمهشببازی شاید، ایرانیان را به این فکر وا میداشت که مجلسی دارند و راهی باز کردند تا قدرت تقسیط شود، اما به واقع تنها تماشاگر داستانی بودند که چندی پیش به دست قدرتمندان نوشته و حال در حال بازبینی است،
این خنثی شدن و اخته کردن مردم با اتفاقات روز دنیا در حال پیشرفت بود، باز هم زورگویی و تحمیل به ایران سرنوشت تازهای داد که نه از مردم و به خواست آنها که به خواستِ قدرتپرستان و اجانب بود و سلسلهای تازه را در ایران پایهگذاری کرد و اینگونه دفتر جدیدی در برابر ایرانیان باز شد تا روزگار آنان را به پیش برد و فرجام سختی در برابر رویشان باز باشد،
رضاخانی که شاید به دلش درد ایران داشت، به سر سودای بزرگی و پیشرفت ایران را میپروراند و میخواست ایران را به بالاترین درجات در تاریخ خود برساند، شاید میخواست که شکوه گذشته را به مردم ایران بازگرداند و همهی فکر و ایمان و دغدغهاش ایران بود، اما فقط اینها برای رسیدن به هدف کافی نیست، باید که راه را شناخت و از راه درست به این اهداف والا رسید،
رضاخان، میدانست که باید برای پیشرفت ایران اسلام را کمرنگ کند و اسلام از حکومت کنار زده شود، این را میدانست و راهش برای رسیدن به آن نه میدان دادن به ایرانیان و احترام بر آن عادت تاریخی و گام به گام پیشرفتن آنها که یکباره این طریقت را نه در میان مردم با سخن و بشارت دادن که به زور و عامرانه آن را از بین بردن بود و این طریقت شوم آغاز گر به انحطاط رفتن تاریخ ایران و سرنوشت تا سالیان بعد در ایران بود.
آن روز که فرمان کشف حجاب داد و برداشتن حجاب را از سر برای زنان ایرانی اجباری کرد، شاید به فکرش میرسید که با این کار لطف بزرگی به ایرانیان میکند، راهی که شاید ایرانیان خودشان آرام آرام طی سالها طی میکردند و اگر زور و قدرتی بر سرشان نبود میتوانستند خودشان با تصمیم و خواندن و دیدن، بگیرند و به چیزی که میخواستند برسند، رضاخان نگذاشت این مسیر هموار به سوی خواستهها و توسط خود مردم ایران و مثال دیگر ملتهای پیروز شکل گیرد و بیراههاش زور بود و سری از مردم موی بیرون آمده که فریاد وامصیبتای خشک مذهبان در پیش داشت،
تا چه حد میتوانست هم چهرهی رضاشاه را منفور کند و هم عمل کردن به این کرده را رذیلت پندارد و هم چهرهی اسلام را مظلوم در نگاه عوام قرار دهد، نه فقط همین کشف حجاب که منع عزاداری مسلمانان شیعه و در مضیقه قرار دادن آنها در مناسک مذهبیشان، هر طریقتی وقتی با زور و قدرت شکل گیرد تا چه حد پاسخ عکس خواهد داد،
باید از خود پرسید در طول تاریخ چه چیزی وقتی با زور به جان آدمیان خورانده شده دوام آورده است؟
پاسخش اتفاقات زیادی در جهان پیرامون است، لکن دلیل این نوع پیروزی از زورها استمرار همان شمشیر و زور است که کمکم آن را بدل به عادت و طریقتی درست خواهد کرد، استمراری که به روحیهی آدمان بستگی دارد و موضوع در برابرشان و استمرار حکومت تا کی باید پیش برود و در ذهن آدمیان تبدیل به عادت و سرانجام حجت شود،
خلاصه که ایرانی بود با رضاخانی قلدر در پیش که هر روز قانونی را وضع و یک تنه به پیش میبرد، مجلسی که کاری برای انجام نداشت نه فقط به دوران رضاشاه به طول تاریخ دیگر در خواب بود و هست و تا به امروز همان دست نشاندهها و مزدورها در حال خیمهشببازی بوده و هستند و شاید در این میان هر چند سال یکبار کسی فریادی بزند و حرفی براند که شنونده باز هم نمیداند آیا این از همان هوچیگریها برآمده یا آنکه به فریاد آمده و درد ما دارد،
رضاخانی قلدر پیش بردن ایران به قهقرایی که نه آن روزها، سالیان بعد باید که سر برمیافراشت و خود را نشان میداد، اسلامی در مخاطره افتاده، اسلامی مظلوم شده، حجاب به زور از سر زنان در آمده و به اینسان به دین ظلم روا میشد، از مناسک مذهبی آنها جلوگیری شده و آنها در مضیقهاند و رضاخانی که با همین فرمان راه را در پیش گرفته و در بیراههی پر سنگلاخ که مقصدی نامشخص دارد به پیش است و در این بین اشتباهی برای از بین بردن اشتباه گذشتهاش میکند و این مسیر ناهموار را پیش میرود تا بار دیگر تغییر در دنیا و جنگهای سرشار آدمیان سرنوشت ایران و ایرانیان را به دست بگیرد و باز هم شروع تازهای نوشته به دست اجانب برای روخوانیِ مردمان درماندهی ایران
پادشاه قلدر عزلشده و ولیعهدش پادشاه آرام و جوانی به روی کار آمده که روح لطیف و آرامی دارد، نه مثال پدر قلدر است و نه چیزی از حکومت و حکومتداری میداند، فرنگرفته و درس خوانده و شاید به ذهنش میخواهد کشوری بسازد همانند آنها، اما بازهم نه به اتکای باور مردم با رأی و آرای آنان و به تقسیط قدرت که باز هم با همان شور شخصی، با رأی خودش و بیراههای تازه در پیش روی او است،
هر چند که باید دوران حکومت محمدرضا را به دو دسته تقسیم کرد قبل از کودتا و بعد از کودتا، ما هم کوتاه به آن اشاره میکنیم، باید باز هم خاطر نشان کنم که این چکیدهای بسیار خلاصه از اتفاقات و وقایع است و دیدگاهی شخصی از چند و چون آن دوران و نباید از این نگاره توقعی فرای این داشت و برای دانستن بیشتر صد البته که باید دانست و خواند و آرای همهی جبههها را مطالعه کرد،
بازگردیم سر موضوع اصلی، محمدرضا شاه پهلوی به عنوان آخرین پادشاه تاریخ ایران به تخت نشست و به واقع حکومتش به دو پاره تقسیم شد، قبل از کودتای 28 مرداد و پس از آن، دو شخصیت کاملاً متفاوت از هم، ابتدای حکومتش سن و سال کمی داشت، قدرت چندانی به دست نگرفته و قدرت شاید در اختیار رجل سیاسی قدرتمند آن دوران بود، شاید به همین علت است و دور ماندن از آن بازیهای شاهنشاه که از دید برخی مجالس آن روزها از شور بیشتری برخوردار بود و نظر عکس آن هم قدرت اجانب و برپایی همان خیمهشب بازیها است،
باید دانست که محمدرضا پهلوی در ابتدای به تخت نشستن قدرت چندانی نداشت و شاید همان انتظار از پادشاه در نگاه مشروطهخواهان هم همین بود و با کمی تلاش و تغییر میشد به اصل مشروطه بازگشت، حتی اجانب را دور راند و پادشاهی نمادین به روی کار گذاشت و کمکم پلههای طرقی را پیش رفت، همان کاری که مصدق برای انجام آن عمر به خزان برد و در این راه تلاشهای بسیار کرد و در این هدف مهم به پیشرفتهای کلانی هم رسید و اینگونه در ذهن خیلی از ما شکل گرفته که مصدق میتوانست مشروطه را کامل کند و به واقع بزرگترین کار برای تحقق این رؤیا کوتاه کردن دست اجانب از این کشور بود،
شاید متفقالقول تمام ایرانیان باور داشته باشند که یکی از اهداف مصدق هم همین بود و تا حدی هم به این رؤیا دست یافت و ایران را مستقل کرد، تلاشهای مصدق و یارانش ایران را تا جایی پیش برد که بزرگترین ثروت نهان در ایران را از شر طمع اجانب کم کند و این صدای صور جنگ در برابر اجانبی تا دندان مصلح به دوز و کلک بود، اجانبی که دست در دست هم برای بازپسگیری منافع خودشان پیش میروند و از هیچ کردهای فروگذار نیستند و دیدن این روزها فریادهای آزادیخواهان برای بپا کردن حکومتی ملی و سرنگونی شاهنشاهی شاید شاه را آنقدر جریح کرد که با بازگشتش و پیروزی خدعهی اجنبان و کودتای ننگین آنها کمر به اعدام و کشتن آزادگان زند،
مصدق به حصر خانگی در آید و شاه دور دوم حکومت خود را آغاز کند، دور دومی که میخواست مثال پدر باشد، قدرتمند و مستبد و زورگو و ایران را به پیروزی رساند که چهبسا اینها همان بیراهههای دیروز است، اما متفاوتتر و از بین بردن ریسمانهای بسته به دیروز ما
چندی پیش در باب رضاخان سخن گفتیم و محدودیتها و مظالمی که با اسلام در آن روزها رفت و اسلامی که به طول هزار و چهارصد سال در ایران ریشه دوانده بود و فرجامش نه با تفکر مردم که با زور پادشاهی قرار بود که عملی شود و این راه مستمر نبود،
با از میان رفتن رضاخان و روی کار آمدن محمدرضا این راه نه تنها مستمر نماند، بلکه بیشتر از پیش به مسلمانان میدان داده شد، آن ظلم دیروز را اگر در معادلهای در برابر میدان دادن بیحد و حصر محمدرضا شاه به اسلامیون دوران حکومتش قرار دهیم پاسخ این دگرگونیها را خواهیم گرفت، اما دلیل این میدان دادن شاه به مسلمانان چه بود؟
شاید بخشی از آن به واسطهی اعتقادات شخصی خودش بود و وابستگی زیادش به دین اسلام که صحه بر این گفتار نامگذاری فرزندانش، به زیارت معصومین رفتن، پیشاپیش همکلامی گاه و بیگاه با آیات دین و داستانهای افسانهوار نقل شده از زبانش، لیک این تمام ماجرا نبود همه میدانند آن برهه از تاریخ ایران با نشر یکباره کمونیسم و مارکسیسم همزمان بود، باوری تازه و نو که در همه جای جهان ریشه دوانده بود، کشورهایی که در این راه افتاده و تصویر دورنمای تازهای در برابر همهی قدرتهای جهان و شاه جوان نشان میدادند، حال اینکه خود شاه از این اتفاق ترس داشت که حتماً داشت و قدرت بزرگ جهان و بزرگترین همپیمان و اجنبی حاضر در ایران از این اتفاق میترسید و خلاصه باعث میشد تا علمی در برابر این آتش رخ بجوید و خلق و دوستانی که در دست بیرق، بیخدایی و دوری از ادیان و افیون بودن این دین در میان تودهها را فریاد زدند چه دشمنی بزرگتر و قدرتمندتر برای خنثی کردن آنها در پیش بود به جز همان دین،
مسلماً دین قدرتمندترین راه و طریقت برای مبارزه با این باور نوپا در جهان بود و ایران هم به دام همین اتفاق افتاد و شاه جوان حال با اختیارات شخصی یا به امر اجانب میدان را برای دینداران باز گذاشت تا سرخ و سیاه در برابر هم قرار بگیرند و قدرت سیاه سرخ را از میان بردارد و این خطر حتمی برای شاه و همپیمانانش از بین برود،
آن دیرینه زمان و رضاخان و در برابر این شرایط حاضر و میدان عظیمی که در برابر مسلمانان بود، آن دین در پستو مانده و مورد ظلم قرار گرفته که خواه و نا خواه هم به طول تاریخ در دل ایرانیان ریشه دوانده و قدرت گرفته و حال به میدان آمده و آیتی میخواهد تا سوار بر این موج خروشان به ساحلی امن دست یابد،
اینگونه شد و تمام اینها دست به دست هم داد تا ملتی که سالیان دراز پیشتر، هدفی برای جدایی دین از حکومت داشت، هدفشان آزادی و رسیدن به آن آرمان والا بود حال یکصدا فریاد میزدند، آزادی را به اسلام بدل کرده و تقسیط قدرت هم نمیخواستند، ولایت مطلقهی فقیه آرمانشان بود تا دوباره یکی به تخت بنشیند و همان راه هزاران ساله را، این بار و دوباره با رنگی از دین به خوردشان بدهد،
دلیل این رنگ عوض کردن چندسالهی ایرانیان چه بود که برای مشروطه فریادشان آزادی و در 57 به سودای اسلام جان بر کف گرفته بودند، آیا به جز رفتارهای رضاخان بود؟
اسلامی مظلوم که به دوران محمدرضا بال و پر گرفت، فریاد زد و این فریاد میتوانست ملت نیازمند به ایمان را بیدار کند، متحد کند، زیر یک بیرق بیاورد، برای هدفی واحد، شاید همهچیز از خاطرشان رفته بود، پسرفت و ظلمهای اسلام جایش را به چهرهای معصوم و مظلوم آیات دینی داده بود که به جوخههای دار سپرده شده بودند، حال اسلام مظلوم سر برافراشته تا خروش کند فریاد بزند، حق از ظالمان بستاند و جماعت تشنه بر تغییر که آرمانشان به طول سالیان تغییر کرد و رنگ باخت،
آزادی اسلام شد و دوباره به چاهی افتادند که شاید اگر خودشان از خود میپرسیدند اینقدر در این خیمهشببازی خوب نقش بازی کرده که دیگر نمیدانستند چه میخواهند و چه بر سرشان آمده، شاید اگر یکی در تمام این دوران زندگی کرده باشد نتواند بگوید آن شعارهای آزادیخواهانه چگونه به طول چندین سال رنگ باخت،
فریادهای ایران آزاد به جمهوری اسلامی بدل شد، چگونه یاد روزهای رضاخان میافتاد، شاید کشف حجاب را به یاد میآورد لیک خاطرش نبود که چگونه چندی پیش مردمی میخواستند چادر از سر بر دارند و فرداهایی دورتر به زور توسری و روسری به سرشان نشاندند، شاید هم چادر، چادر بود یا کلاه، چه کلاه گشادی به طول این همه سال بر سرشان آمد و امروز این کلاه تا روی چشمانشان را گرفته و باز دوز این مکر پرستان را میخورند که چهرهای تازه با عبایی خوشرنگتر و ریشهایی رنگ شده به خوردشان دهند و شاید هم به همین زودی این کلاه گشاد را به کنار زدند و بلند و یکصدا همه در کنار هم فریاد زدند به راه آزادی
آزادی حقیقین که این بار آن را کامل میشناختند حتی بیشتر از خویشتن
در مقاله سودای آزادی، نیما شهسواری میانِ «صبرِ ایرانی» و «طغیانِ انقلابی» تمایز قائل میشود. او معتقد است که ایرانیان همواره با جذبِ مهاجمان در فرهنگِ خود، بقایِ خویش را تضمین کردهاند، اما در دورانِ معاصر، عواملِ بیرونی و درونی، مسیرِ طبیعیِ تکاملِ سیاسیِ ایران را منحرف کردند. نویسنده، سلسله قاجار را بیکفایتترین نظامِ تاریخ میداند که فقر و عقبماندگی را به ارث گذاشت و زمینهسازِ عطشِ مردم برای تغییر شد؛ تغییری که در مشروطه به «حاکمیتِ قانون» ختم شد اما دیری نپایید که به توپ بسته شد.
تحلیلِ شهسواری از دوران پهلوی، نقدی دوگانه است. او رضاشاه را پادشاهی میبیند که هرچند سودایِ پیشرفت داشت، اما با «زور و تحمیلِ کشفِ حجاب»، اسلام را در موضعِ مظلومیت قرار داد و اجازه نداد جامعه به صورتِ طبیعی و آگاهانه به سوی سکولاریسم حرکت کند. از سوی دیگر، محمدرضا شاه با میدان دادنِ بیحد به مذهبیها برای مقابله با خطرِ سرخ (کمونیسم)، ناخواسته بستری فراهم کرد تا «قدرتِ سیاه» بر اریکهی قدرت تکیه زند. این تضادها باعث شد تا در سال ۵۷، شعارِ «آزادی» جای خود را به «حکومتِ مطلقهی مذهبی» بدهد.
نویسنده در نهایت، وضعیتِ کنونی را نتیجهی «کلاهِ گشادی» میداند که مکرپرستان بر سرِ ملت نهادهاند. او معتقد است که ایرانیان امروز، بیش از هر زمانِ دیگری معنایِ آزادیِ حقیقی را میشناسند. راهِ رهایی، نه در تکرارِ خیمهشببازیهایِ قدرت، بلکه در بازگشت به آرمانِ اصیلِ تقسیطِ قدرت و جداییِ مطلقِ دین از سیاست است. سودایِ آزادی، تنها زمانی محقق میشود که ملت، رختِ بردهوارِ سنتهایِ تحمیلی را برکند و آگاهانه برایِ حقِ خویش قیام کند.
برای شنیدن نسخه صوتی و مطالعه دیگر مقالاتِ تحلیلی، به پرتالِ جهان آرمانی بشنوید:
https://idealistic-world.com/portal/
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.