در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
تعلیم و تربیت، تنها سلاح صلحآمیزی است که میتواند ساختارهای فرسوده ذاتگرایی و تقدیر را در هم بشکند. در قسمت بیست و سوم پادکست «به نام جان»، ما از مرزهای سنتی آموزش عبور میکنیم تا به قدرت واقعی تعلیم و تربیت در بازآفرینی انسان برسیم. جایی که بسیاری از انسانها خود را اسیر وراثت و ذات میپندارند، این آگاهی است که مسیر جدیدی را پیش روی جانداران میگشاید.
نیما شهسواری در این گفتار، با نگاهی انتقادی به تعالیم اشتباهی که جهان مدرن و سنتی را به منجلاب جنگ و استثمار کشانده، از ضرورتی سخن میگوید که در آن تعلیم و تربیت باید بر پایه برابری مطلق جانها بنا شود. او معتقد است که برای تغییر جهان، گریزی از تغییر نگاه انسانها نیست و این تغییر تنها از معبر تربیت درست میگذرد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان قاعدتا وقتی ما به مسئله تعلیم و تربیت میرسیم در کنارش مواجه میشیم با یک مسئله ای به اسم ذات.
اینکه ذات و تعلیم در کنار هم همواره بحث شده دربارشون و دو معنایی بوده که در کنار هم با هم تضاد داشتند تا حدی.
و گاها هم ما مواجه شدیم با این تضاد ها و مطرح شدن این تضاد ها در برابر هم.
اینکه جماعتی قائل به این ذات انسانی هستند.
اینکه ذات هست که اصلی ترین مبنا برای زیستن بشری، رفتار های بشری، کردارها و اخلاقیات او هست و در کنار او مواجه میشویم با این تعلیم و تربیتی که حالا قرار است این نوع زیست انسان ها را تغییر بدهد.
ما باید به این ارزش والای تعلیم و تربیت در زندگی انسان ها در وهله ی اول برسیم.
اینکه این تعلیم و تربیت تا چه اندازه زندگی انسان ها رو تغییر داده، چه در شرایط فردی و چه در شرایط اجتماعی.
اینکه انسان هایی باشند در جهان که قائل به این ذات باشند.
ما باهاش مواجه میشیم.
اینکه این ذات تا چه اندازه قابل تغییر هست.
اینکه ما با تعلیم و تربیت می تونیم چقدر روی این ذات هم تاثیر بذاریم.
حالا در نگاه های کهن تر یک نگاه دگمی نسبت به این ذات می شد.
اینکه انسان ها دارای یک ذات مشخصی هستند.
همون نگاه تقدیرگرایانه ای که حالا انسان ها رو بهشون به نوعی براشون یک ذاتی رو متصور میشدن که حالا اینها به واسطه اون ذاتی که دارن رفتارهایی رو انجام خواهند داد به نوعی سلب هرگونه اختیار از انسان ها بود، سلب هرگونه آزادی از انسان ها بود.
این که انسان ها قدرت انتخاب خاصی ندارن، یک ذات مشخصی دارن که با هیچ چیزی هم قابل تغییر نیست.
اون نگاه باستانی و ابتدایی انسان ها بود.
اما طی مرور زمان ما مواجه میشیم با این که حالا این ذات هی هر روز کمرنگ و کمرنگ تر میشه به واسطه چیزهایی که در دنیا می بینیم.
یعنی اتفاقاتی که در دنیا رقم میخوره و ما میبینیم که اثر این تعلیم و تربیت تا چه اندازه قدرتمند هست در زندگی انسان ها، در زندگی اجتماعی انسان ها، در زندگی فردی انسان ها.
اثرات و ثمرات این تعلیم و تربیت رو در زندگی انسان ها می بینیم و کم کم نسبت به این معنا از ذات دورتر و دورتر میشیم.
اما در عین حال حتی در جهان مدرن هم ما مواجه میشیم با مصادیقی از این ذات انسانی.
به عنوان مثال به وراثت بردن برخی از موضوعات حتی موضوعات رفتاری حتی در علم روانشناسی.
هم شما مواجه میشوید با اینکه برخی از این بیماری ها هم وراثتی هست.
برخی از این رفتارها هم وراثتی هست.
یعنی خشم و عصبانیتی که حالا برخی قائل به این هستند که این وراثتی از نسلی به نسل دیگر، از انسانی به انسان دیگر هم ادامه پیدا می کند.
اما در برابر همین نگاهی که حالا باز هم وجود دارد پیرامون ذات مواجه می شویم.
با اینکه حالا این تعلیم و تربیت تا چه اندازه می تواند راهگشا باشد و تا چه اندازه می تواند در کنترل این خشم و عصبانیت به ما کمک بکند که چگونه ما می توانیم به راهکارهای درستی برسیم.
برای اینکه مثلا همین خشم و عصبانیت خودمان را کنترل کنیم.
حتی به اینکه ما باور داشته باشیم که ذاتا انسان های خشمگین و عصبانی هستیم.
به نوعی این نگاه خشمگین و عصبانی را به ارث بردیم و این وراثت تاثیر گذار بر ما بوده.
یعنی اینی که شما مواجه می شوید با انسان هایی که به واسطه وراثت شان یا با همان تعریف گذشتگان به واسطه ذاتشون انسان های عصبانی نیستند و انسان ها به واسطه این وراثت و این ذاتی که حالا بهش اعتقاد دارن، برخی انسان های عصبانی هستند اما تعلیم و تربیت باز هم میتونه راهگشا باشه.
میتونه این نگاه رو تغییر بده.
حتی می تونه از یک انسانی که عصبانی نیست انسان عصبانی ای به وجود بیاره و یا انسان عصبانی و خشمگینی رو تبدیل به انسانی ساکن تر و ساکت تر و عقلانی تر بکنه.
پس این ارزش والایی است که در دل تعلیم و تربیت وجود داره.
یعنی حتی کسانی که به این ذات هم باور داشته باشند با تعاریف امروزی به این وراثت هم اعتقاد داشته باشند، باز هم در ریشه تعلیم و تربیت قدرتمند نیستن که بتونن ببندنش.
نمی تونم با هیچ استدلال و دلیل مبرهن و روشنی این تعلیم و تربیت و جایگاه تعلیم و تربیت رو زیر سوال ببرن.
هر چند که خود ذات هم به راحتی قابل انکار هست.
این که میشه نمونه های بیشماری رو براش آورد میشه با تحقیقات گسترده نشان داد که این ذاتی وجود ندارد و تعلیم و تربیت است که در حقیقت راهگشای اصلی برای زندگی انسانی است.
برای رفتارهای انسانی برای اخلاقیات انسانی است.
اما باز هم حتی اگر کسانی باشند که معتقد و معترف به این ذات هم باشند، نمی توانند دریچه های این تعلیم و تربیت را ببندند.
اما فارغ از این نگاه و این تقابلی که وجود دارد، به خود ارزش تعلیم و تربیت بیشتر باید بپردازیم چرا که اصلا این برنامه پیرامون همین موضوع است.
شما در نظر بگیرید که این تعلیم و تربیت تا کجا می تواند انسان ها را تغییر بدهد.
در زندگی فردی رفتارهای فردی که انجام می دهند تا زندگی اجتماعی مثال های بیشماری میشه درباره اش زد.
اینکه شما در نظر بگیرید انسانی که با یک سری مضامینی روبه رو می شود و یک تعلیم و تربیتی را در این راستا می بیند، چه رفتار متفاوتی دارد.
مثلا در ارتباط با مواجهه او با حیوانات مثلا در نظر بگیرید حالا یک مثالی که می شود درباره اش صحبت کرد.
شما در نظر بگیرید یک انسانی که یک کودک، انسانی که تحت تعلیم قرار گرفته با باورهای مختلفی که حیوانات را پست تر، بی ارزش تر و انسان را والا و اشرف و با کرامت قلمداد کرده اند، در قبال این حیوانات چه رفتاری را از خودش نشان می دهد؟
یا اینکه این تعلیم و تربیتی که در راستای خشونت علیه حیوانات بوده، اینکه مواجه شده با سر بریده شدن حیوانات در جشن های وحشیانه مثلا اسلامی مثل همان عید قربان.
یا برای خوردن و خونخواری از حیوانات و گوشتخواری و جنازه خواری حیوانات مواجه شده با اینکه به راحتی حیوانات را سر بریدن از بین برده اند.
حالا این انسان تا چه اندازه این کودک انسانی وقتی در آینده به پیش برود تا چه اندازه به واسطه این تعالیم و تربیت می تواند درنده خویی باشد، می تواند رفتارهای زشت و بدی را در قبال این حیوانات داشته باشد، در قبال دیگر جانداران داشته باشد و حتی در نهایت در قبال انسان ها هم داشته باشد.
یعنی شما مواجه می شوید با این تعلیم و تربیتی که چگونه از یک کودک انسانی، یک یه کودک متفاوتی رو به وجود میاره تا در برابرش.
حالا تصور کنید یک کودک انسانی که تحت تعالیمی پیرامون برابری جان ها قرار بگیره، معتقد و معترف باشه که انسان ها و گیاهان و حیوانات برابر هستند.
همه با جان برابر در کنار هم حق زیستن دارند.
اینکه حالا رفتارهای متفاوتی رو ببینه از انسان هایی که دارند کمک می کنند به این حیوانات در کنار این حیوانات قرار می گیرد.
اینکه زندگی خود این حیوانات رو ببینه و از نزدیک اینکه اونها هم چگونه مثل انسان ها ترس دارن مثل انسان ها علاقه مند به زیستن هستند، حتی خیلی بیشتر از انسان ها چگونه در تکاپو هستند؟
برای زندگی بهتر، برای فرزندانشون، برای فرزندآوری، برای آسودگی زندگی، اینکه چگونه مهر می ورزند، چگونه با عشق با هم زندگی می کنند، چگونه همیار هم هستند، چگونه به هم کمک می کنند و.
این دو تصویر رو در کنار هم در برابر دیدگان تون داشته باشید که کودکی که قرار است از همان ابتدا در باب برتری انسان ها و اشرف بودن انسان ها بشنود و در برابرش کودک انسانی که قرار است از این برابری بین جان ها، از این ارزش مشترک بین جانداران بشنوید.
که تمام جانداران ارزشمند هستند، برابر هستند.
ارزش بزرگ زیستن آنها همین جان آنهاست.
در کنارش حالا آن کودک ابتدایی مواجه می شود با خشونتی که علیه حیوانات می شود.
این که آنها را سر می برند و به وحشیانه ترین شکل ازشون استثمار می کنند، آنها را به بردگی و اسارت می برند، رفتارهای وحشیانه ای با آنها می کنند و این حق پنداشته شدن انسان ها مدام دارد برای آنها تکرار می شود.
در برابر یک کودک، انسانی است که مدام داره می بینه که چگونه این حیوانات به هم عشق می ورزند، به هم کمک می کنند.
انسان هایی هستند که به آنها کمک می کنند و زیست مسالمت آمیزی را در کنار هم دارند.
در کنار هم دنیا را بهتر و قشنگ تر می کنند.
مددرسان به هم هستند.
چگونه فرزندان خودشون رو دوست دارن؟
مواجه میشه با یک همچین مضامینی.
حالا هر دوی این کودک های انسانی مورد تعلیم قرار گرفتند.
شما در نهایت ببینید که فردای اون روز این دو کودک چه رفتاری رو با حیوان ها دارن؟
چه رفتاری رو با انسان ها دارن؟
چه رفتاری رو با جهان پیرامون خودشون با طبیعت دارن؟
شما مواجه میشید با این تغییر و تحولی که بین این دو انسان شکل میگیره.
هر دو دو انسان مشخص هستند.
میتونن هر دو رو از یک خانواده حتی در نظر بگیرید.
هر دو رو میتونید از یک کشور، از دو قومیت متفاوت از دو ملیت مختلف در نظر بگیرید و بعد مواجه بشید.
با اینکه حالا این دو چه رفتار متفاوتی رو دارن، تا چه اندازه کمکرسان به دیگر جان ها هستند و یا از بین برنده زیستن اونها هستند، تا چه اندازه آزار به دیگران میرسونن و یا تا چه اندازه در برابر این آزار رسوندن صف آرایی میکنند و می ایستند.
در برابر این آزارها به دیگر جان ها در قبال انسان ها هم همینگونه به پیش می رود.
مطمئنا نگاه این ها متفاوت است و همه این ها برگرفته از همان تعلیم و تربیت است.
این مثال یک مثال فردی بود درباره اش اما همین رو میشه بسط داد و بعد در کنارش به همین نگاه فردی هم رسید.
اینکه حالا شما مواجه میشید با دو نگرش مختلف به عنوان مثال بودیسم رو مقایسه بکنید با اسلام.
حالا یک بودیسم هستش که داره در باب این صحبت میکنه که این جانداران ارزش دارن به اون ها ارزش و اعتباری میده.
نگاه بکنید به نگاه اون ها نسبت به طبیعت، نسبت به حیوانات، نسبت به جانداران.
اینکه چگونه سعی میکنن با اون ها با ملایمت رفتار بکنن.
حالا این نگاه بودیسم هست و در برابرش یک نگاه اسلامی است.
نگاه اسلامی که داره مدام به شما میگه که انسان اشرف مخلوقات هست.
تمامی این حیوانات به دنیا اومدن بوجود اومدن برای اینکه به شما هم به نوعی برای شما نعمتی بودند برای شما.
شما میتونید با این ها هر کاری بکنید از گوشتشون از تنشون شون از جانشون میتونید استفاده بکنید تناول بکنید میتونید انها را بکشید و برای خود بکنید.
میتونید چکارشون بکنید برای خدا باید قربانی شون بکنید.
این دو نگاه مختلف و این دو تعلیم مختلف داره به این انسان ها داده میشه.
حالا بیایید و مقایسه بکنید همین دو جامعه مختلف رو یعنی جامعه بودیسم رو با جامعه مسلمان.
اینکه رفتار اینها نسبت به حیوان ها، نسبت به رفتار این ها نسبت به طبیعت، رفتار این ها نسبت به انسان ها، نسبت به دیگران تا چه اندازه متفاوت است.
مثال های بیشماری میشه در باب این زندگی اجتماعی زد.
در باب موضوعات مختلف، فرای نگاه به حیوانات نسبت به خود انسان ها، نسبت به نگاه متفاوت شما در باب رواداری نگاه بکنید.
یک جامعه ای مثل هندوستان تا چه اندازه روادار هست نسبت به تمام نگاه های مختلف؟
اینکه شما مواجه میشید با مهد دمکراسی به نوعی در هندوستان.
اینکه هندوها، هندی ها تا چه اندازه در قبال دیگر باورها مدارا میکنن سازش میکنن.
اینها برگرفته از اون تعلیم اجتماعی است که به آنها داده شده و در برابرش نگاه کنید به حال جوامع اسلامی.
خیلی جالب است وقتی وارد این قضیه هندوستان میشوید، پاکستان هم بخشی از هندوستان بوده.
دیگر به واسطه اتفاقاتی که در دوران گاندی افتاد اینها از هم جدا شدند.
حالا پاکستانی ها که بخشی از همین مردم با همان نژاد، با همان خلق و خو بودند به واسطه باورها و تعالیم اسلامی تبدیل شدند به پاکستان امروزی که مدرسه بزرگی است برای تروریست های اسلامی یعنی بزرگ ترین تروریست های اسلامی که حالا بدترین رفتارها را با دیگر باورها میکنند در پاکستان شکل میگیرد.
در مدارس حقانی اتفاق می افتد، در مدارسی که حالا این تعالیم را به پیش می برد تا از دلش جهادیون را بوجود بیاورد که حتی حاضرند خودشان را منفجر کنند، انتحاری بشوند تا دیگران از بین بروند.
اما در کنار آن مواجه می شود با هندوستانی که حالا به واسطه این تعلیمی که پیرامون سازش با دیگران رواداری شده تا چه اندازه راحت تر در قبال دیگر باورها کنار می آیند.
می گذارند در کنار هم به راحتی زندگی کنند.
شما مواجه می شوید با یک خطه ای از زمین که تمامی باورها را در خودش جای داده.
بیشتر باورهای جهان در کنار هم به آسایش و سلامتی دارند زندگی می کنند بدون اینکه به همدیگر آزاری برسانند.
این تعلیمی است که از این دو جماعت دو جامعه متفاوت را می سازد.
این تاثیر تعلیمی است که باعث شده جوامع رو مختلف بکند و انسان ها زندگی مختلفی داشته باشند، رفتارهای متفاوتی رو از خودشون نشون بدن.
مواجه بشید با کشور های مختلف در جهان.
مثلا نگاه بکنید به کشورهایی که در حوزه اسکاندیناوی زندگی می کنند، مردمی که اونجا دارن زندگی می کنند.
اینها رو مقایسه کنید با این کشور های اسلامی با کشور های دیگر در جهان.
حالا نه تنها فقط کشور های اسلامی.
کشور های دیگری که در جهان وجود دارند.
حالا ویژه و شاخص شون.
فعلا این اسلامی ها هستند که از همه بیشتر غرق در اون تعالیم وحشتناک اسلامی قرار گرفتند شما مواجه بشوید با آنها که تا چه اندازه در شادمانی.
در زندگی راحت دارن زندگیشون رو به پیش میبرن؟
تا چه اندازه از جرم و جنایت دور هستند؟
حتی اگر اتفاقات دهشتناکی هم در اونجا می افته، بواسطه بیشتر همین نگاه های اسلامی و همون تعالیمی است که به اونها داده شده.
اگر بمبگذاری همیشه به واسطه همون ها هست، اما نگاه کنید که زندگی جمعی اونها تا چه اندازه متفاوت است.
نمی تونید قائل بشید به ذات متفاوت بودیسم ها نسبت به مسلمان ها.
نمی تونید قائل به ذات متفاوت هندی ها بشید نسبت به پاکستانی ها، نسبت به مثلا سوئیسی ها با افغانی ها.
ایرانی ها نمی تونید قائل به یک همچین تفاوت ذاتی بشید.
قاعدتا تعالیم هست که راهگشاست.
حتی به خود ایرانی ها نگاه کنید این صبری که در بین مردم جاری و ساری است تا چه اندازه وابسته به اون تعالیم فرهنگی است که در ایران وجود داشته.
شما نگاه بکنید به شعر ما، ادبیات ما که تا چه اندازه در همین راستا گام برداشته و این باعث ساخته شدن فرهنگ عامه مردم شده.
این رواداری که در بین اشعار ما وجود داشته باعث شده که انسان های ایرانی متفاوت باشند حداقل متفاوت از همین نگاه های اسلامی تندرو باشند.
شما کمتر مواجه میشوید با این نگاه های تندرو و اصولا تمامی این تعالیم و تربیت هست که انسان ها را می سازد زندگی شخصی و در نهایت زندگی اجتماعی آن ها.
یعنی در زندگی شخصی شما مواجه میشوید با این تعالیم و تربیتی که از آن ها یک انسان متفاوتی می سازد و در نهایت هم این شخص ها در کنار هم آن اجتماع را می سازند و آن نگاه اجتماعی را شکل می دهد و این تعلیم و تربیت چه قدرت بزرگی را در نوع زندگی اجتماعی آن ها بازی می کند.
پس ما می توانیم پیرامون این موضوع مثال های بیشماری بزنیم.
چه در بعد شخصی و چه در بعد اجتماعی که همه و همه ما را به این راستا می رساند که این تعلیم و تربیت تا چه اندازه راهگشا در زندگی انسان ها بوده؟
تا چه اندازه زندگی اون ها رفتار اون ها و نگاه اون ها رو نسبت به جهان تغییر داده و ما به این ارزش والایی که در قدرت تعلیم و تربیت هست واقف می شیم که می تونیم با این تعلیم و تربیت جهان رو تغییر بدیم، انسان ها رو تغییر بدیم.
خب قاعدتا برای تغییر جهان ما نیاز به این تغییر انسان ها داریم.
تغییر نگاه انسان ها داریم.
یعنی مثلا وقتی مواجه میشیم با یک مفهومی مثل آزادی، با یک مفهومی مثل برابری که ما برای آن ها می خوایم تلاش بکنیم که جهان، جهان آزادی بشه، این که همه جانداران آزادانه زندگی کنن، این که در برابری باشن، این که معترف و معتقد به این برابری جان ها باشیم، این که همه جان ها با ارزش هستند، انسان ها با ارزش هستند، گیاهان، حیوانات همه و همه باارزش هستند.
این که ما نگاه داریم به این که آزادی یک قانون، یک چارچوب مشخص داره که با آزار نرساندن به دیگران شکل می گیره.
اینکه ما با آزار نرساندن به دیگر جان ها هست که به آزادی می رسیم، آزادی شکل می گیرد، زنده می مونه، ادامه پیدا می کنه.
تضمین وجودیت و حیات این آزادی به واسطه ی باور به این قانون آزادی هست.
حالا این اگر تبدیل به یک تعلیم و تربیتی در جهان بشود که می تواند جهان را تغییر بدهد و انسان ها را تغییر بدهد و بواسطه انسان ها جهان را تغییر بدهد.
اگر شما مواجه می شوید با رفتارهای دهشتناکی که در جهان در تمامی اقسام در حال اتفاق افتادن هست مواجه می شوید.
با این جنگ های بی حد و حصری که در جهان اتفاق می افتد، انسان کشی ها، جنایات، حیوان کشی، رفتارهای دهشتناکی که دارد در طول تاریخ اتفاق می افتد.
در همین امروز هم دارد اتفاق می افتد.
ما مواجه می شویم با جنگ های وحشتناکی که در جهان هر روز و هر روز دارد شکل می گیرد.
ما مواجه می شویم با این کشتارگاه های بی حد و حصر با این مکان ها برای استثمار حیوانات.
ما مواجه می شویم با این نگاه های وحشتناکی که باعث می شود دیگران را از بین ببرند، بکشند مخالفین را رو اعدام بکنن. دار بزنن.
تمام اینها برگرفته از همون تعالیم هست.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با یک کشور اسلامی مثل ایران، جمهوری اسلامی رو در برابر خودتون میبینید؟
اینها همه حاصل همون تعالیم اسلامی است که مدام داره تکرار میشه.
اگر با یک جامعه دردمندی روبرو میشید که هر بار رفتارهای دهشتناکی رو از خودش نشون میده، به واسطه این تعلیمی است که مدام داره برای اونها تکرار میشه.
آموزش و پرورشی است که مدام داره همین تعالیم اسلامی رو به خورد اونها میده.
شما مواجه میشید با سینما، با فرهنگ، با هنر.
هنری که حالا قرار هست این فرهنگ و این نوع زیستن اجتماعی رو بسازه.
هنری که در اقسام مختلفش از سینما شما در نظر بگیرید تا موسیقی، تا شعر، تا ادبیات تا کتاب تا هر نمونه دیگری که همه در کنار هم دارن یک معنی مشخص رو به خورد مردم میدن.
حالا این تعلیم مشخصی که داره مدام تکرار میشه از اونها یک جماعتی اینگونه رو خواهد ساخت.
حتی نوع زیستن اونها هم به همدیگه تعلیم میده.
حالا در جلوتر که برویم بیشتر در باب این اشکال تعلیم هم صحبت خواهیم کرد.
اما در مجموع مواجه میشویم با این قدرت تعلیم و تربیتی که میتواند از انسان ها و از جوامع موجوداتی متفاوت را بسازد.
میتواند هم بودایی ها را بسازد، هم مسلمان ها را بسازد.
میتواند هم سوئیسی ها را بسازد، هم ایرانی ها را بسازد.
میتواند پایبندی آنها را به رواداری بسازد.
میتواند آنها را با یک ارزشی روبرو کند و به عنوان حق پنداشتن خود و ناحق دانستن دیگران جواز کشتار آنها را بدهد.
میتواند از دل آنها گروه های وحشتناکی مثل داعشیان را بسازد که برگرفته از همان تعالیم اسلامی هر کاری را به پیش میبرند و دیگران را قلع و قمع میکنند و دیگران را به عنوان کنیز و برده در اختیار خود میگیرند.
آزادی دیگران را نقض می کنند.
همه را به کام مرگ میفرستند.
بدترین جنایات را میکنند.
و همین تعلیم و تربیت است که انسان ها را تغییر میدهد.
نوع زیست آنها را رو تغییر میده و قاعدتا ما باید به قدرت بزرگ تعلیم و تربیت ایمان داشته باشیم و بدانیم که جهان فقط و فقط با همین تعلیم و تربیت هست که تغییر میکنه.
در راستای همین تعالیم باید به پیش بریم و انسان ها رو با مفاهیم تازه آشنا بکنیم و در این راه تغییر اون ها رو همراه خود بکنیم که بتونیم جهانی متفاوت رو بسازیم.
جهانی که پایبند به قانون آزادی هست، باورمند به آزادی و برابری هست.
برابری که خلاصه در یک موجود خاص در یک نوع و یک گونه خاص نمیشه.
برابری که برای همه جان ها مقدس هست، برای همه قابل احترام هست، باید برای همه اعمال بشه، همه جان ها مقدس و والا و باارزش باشند.
جان بالاترین ارزش جهانی بشه و ما باید در همین تعلیم و تربیت به پیش بریم تا جهان رو تغییر بدیم و این ارزش والایی هست که در دل تعلیم و تربیت وجود داره و هر ذاتی رو میتونه تغییر بده و هر چند که این ذات بی معنا و بی مفهوم هست اما اگر هم کسانی به هر شکلی از همان نگاه باستانی باور داشته باشند تا نگاه امروزی که حالا سعی شده تلطیف بشه و به ارث و وراثت برسه هم قابل تغییر هست.
چرا که نمونه های بی حد و حصری رو میتونیم در جهان پیرامون خودمون ببینیم و شاهد این تفاوت ها به واسطه این تعالیم باشیم.
اما وقتی ما داریم در باب تعلیم و تربیت صحبت می کنیم باید متوجه باشیم که اشکال مختلفی در این تعلیم و تربیت وجود داره که بخشی از اون رو همه می شناسیم و همه باهاش روبرو شده ایم.
وقتی در باب تعلیم و تربیت صحبت میکنیم به یاد مدارس می افتیم، به یاد سیستم های آموزش و پرورش می افتیم، به یاد دانشگاه ها می افتیم که اینها مستقیم دارند این تعلیم و تربیت رو به پیش می برند.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با کودکانی که به این مدارس میروند، حالا قرار هست که به صورت مستقیم یک تعلیم و تربیتی رو ببینند.
همونطوری که مثلا در ایران ما در این نظام جمهوری اسلامی مواجه هستیم با این آموزش و پرورشی که قرار هست این مردم رو، این کودکان رو در این دیوانگی و جنون به پیش ببره.
شما مواجه میشید با دروس بی حد و حصری که در پی این تعالیم زشت داره به پیش میره و قرار هست که مردم رو در همین تعالیم آلوده هم به پیش ببره.
مفاهیم مختلف اسلامی قرار هست به خورد اینها داده بشه.
اینها در این مفاهیم غرق بشن و جهان آینده رفتارهای خودشون رو در همین تعالیم ببینند.
این یک بخش و یک شکلی از این تعالیم هست.
اما تعالیم به همین جا خلاصه نمیشه.
یک بخش دیگه ای مثل فرهنگ و هنر رو ما داریم.
فرهنگی که قرار هست نوع زیستن انسان ها رو تغییر بده و شاید بزرگترین و مهم ترین عامل در این تغییرات فرهنگی هم همین موضوعات هنری باشه.
حالا موضوعات مذهبی و دینی هم که دربارش صحبت کردیم یک شکل دیگه ای پس از اون هم ما مواجه میشیم باهاش به اسم هنر.
حالا خود هنر هم قرار هست که تعلیم بده.
شما وقتی مواجه میشید با یک فیلمی با یک اثر هنری که در سینما ساخته شده، این قرار هست یک تعلیم و تربیتی هم بده حتی اگر کارگردان اون همچین هدفی رو نداشته باشه.
حتی اگر اون در زمره هنر کالا قرار بگیره که فقط و فقط برای سرگرمی و برای ثروت اندوزی هم ساخته شده باشه.
شاید در نهایت یک تعلیمی رو بده.
حالا اینکه تا چه اندازه ای میتونه دیگران رو تحت تاثیر خودش قرار بده وابسته به اون هنری ست که به وجود اومده و وابسته به اون هنرمندی ست که اون هنرمند به خرج داده.
وابسته به اون معنایی که داره مطرح میکنه.
ارزشمندی شاید متفاوت باشه.
ارزش گذاری شاید متفاوت باشه.
تاثیر گذاری شاید متفاوت باشه.
اما در مجموع میشه نگاه کرد به این ابزار که در نهایت یک تعلیمی رو با دیگران مطرح میکنه.
به اقسام مختلف هنری روبرو میشید.
مثلا با شعر، مثلا با کتاب، با داستان نویسی، با نقاشی.
هر کدوم از این ها قرار هست که یک تعلیمی رو بده، قرار هست که تحت تاثیر قرار بده و به نوعی در کنار خودش یک تربیتی رو هم داشته باشه.
کم یا زیاد هر کدوم دارای همچین نگاهی هستند اما باز هم قاعده به اینجا ختم نمیشود.
اشکال مختلفی از این تعلیم رو در برابرمان داریم.
فرای موضوعاتی که در بابش صحبت کردیم، همین زیست اجتماعی در کنار هم هم باز یک تعالیمی رو به انسان ها میده.
همین مواجهه انسان ها با انسان ها هم یک تعلیمی رو به اون ها میده.
اون هایی که خود تعلیم از یک نقطه مشترکی دیدن، از یک نقطه مجزایی دیدن، گاها یک تعلیم دیگری رو هم باز به انسان ها میدن.
یک کودک انسانی که مواجه میشه با دوستان خودش هم مورد تعلیم قرار میگیره.
یعنی این تعلیم و تربیت بین همسالان هم اتفاق می افته.
شما مواجه میشید.
اهل علم امروزی هم در باب این موضوع صحبت میکنه که حالا بچه ها و کودکان تا چه اندازه تحت تاثیر همسالان خود هستند که حتی به مراتب بیشتر و بالاتر از والدین هست.
اینکه والدین تاثیر کمتری رو در این تعلیم و تربیت میذارن تا همسالان و دوستان همسن اون کودکان.
پس ما مواجه میشیم با یک شکل دیگری.
یک تقسیم دیگری از این تعلیم.
که در بین انسان ها رخ می دهد و انسان ها به همین تعالیم رو می دهند.
دو دوست می تونن به هم تعلیم بدن.
دو عاشق میتونن به هم تعلیم بدن.
دو هم سن و سال.
کودک هم می تونند این تعلیم رو به هم بدن و در کنار آن زیست اجتماعی ما.
این نگاه اجتماعی هم می تونه این تعالیم رو به وجود بیاره.
حرکت جمعی که دارن انسان ها در اشکال مختلف می کنند، با تاثیرات مذهبی می کنند، با تاثیرات هنری می کنند.
هم باز یک تعلیم و تربیتی رو به انسان ها می ده و شما مواجه می شید با این تعلیم و تربیتی که تا چه اندازه نقش ایفا می کنه و اشکال مختلفی داره.
فرق میان انسان ها از موضوعات دیگر هم تعلیم می بینند.
مواجهه یک انسان با طبیعت هم تعلیمی است برای او.
شما تصور بکنید یک انسان وقتی میاد و وارد طبیعت میشه از نگاه کردن به درختان، از حرکت باد، از بارش باران، از دیدن ماه، خورشید، همه این ها هم می تونه تعلیم ببینه.
اینها تعالیمی است که باز هم در جهان هستی ما شکل داره وجود داره.
انسان با نزدیک شدن به حیوانات هم میتونه مورد تعلیم قرار بگیره.
اینکه با نگاه به جهان اونها رفتارهای اونها هم باز تعلیم میبینه.
منظور از بیان کردن این مسائل در این باب هستش که ما اشکال تعلیم رو باید خیلی گسترده ببینیم.
اینکه اشکال متفاوتی داره.
به همین دلیل هست که شما مواجه میشید با انسان هایی که در یک طیف مشخص فکری دارن زندگی میکنن.
به عنوان مثال در همون جمهوری اسلامی بزرگ شدن تحت همون تعالیم هم قرار گرفتن اما نگاه متفاوتی نسبت به جهان دارن چرا که منبع های اصلی تعلیم شون جای دیگری بوده و یا تاثیر رو از یک نگاه خاصی بیشتر و بیشتر گرفتن.
شاید یک کسی در مدرسه به واسطه صحبت های یکی از معلم هاش، به واسطه یکی از درس هایی که دیده یک تعلیم گسترده ای رو دیده.
اما شاید کسی به واسطه رفتن به طبیعت یک تعلیم بزرگ تری رو دیده که هیچ تعلیمی هم نتونسته اون تاثیر رو روی اون بذاره.
این که انسان ها متفاوت با این تعالیم روبرو میشن شوند، رفتارهای متفاوتی دارند، برداشت های متفاوتی دارند و در نهایت به یک تعلیم مجزایی هم می رسند.
منظور از مطرح کردن این موضوع که اشکال مختلفی دارد تعلیمی که نمی شود فقط خلاصه اش کرد در آموزش و پرورش.
این که این تعالیم متفاوت و مختلف هستند، اقسام مختلف دارند و در جای جای زندگی انسان ها هم جاری و ساری هستند و ما می توانیم با این ها مواجه بشویم.
اما نقش این تعلیم اشتباه در جهان هم ما باهاش روبرو شدیم.
این که این تعالیم اشتباه تا کجا انسان ها را در حماقت به پیش برده؟
شما مواجه بشوید با همین نگاه های اسلامی.
با نگاه های نازیسم.
نگاه های یهودیان.
نگاه های مسیحیان.
همین نگاه سرمایه داری در جهان امروز.
و یا نگاه هایی از این دست.
همین جهان مدرن ما که تا حد بسیاری هم آلوده به همان تعلیم ابتدایی و نگاه به آن قدرت یکتا پرستانه خداوندی است.
تمام این ها تا چه اندازه جهان ما را اینگونه زشت کرده اند؟
این که ما مواجه می شویم با این تعالیمی که انسان های بیشماری را در خود غرق می کند.
انسان هایی که یک تعلیم مشخصی را می گیرند و بواسطه آن زندگی شان را به پیش می برند.
این تعالیم نقش به سزایی را توی زیستن ما ایفا کرد.
جهان امروز ما وابسته به همین تعالیم شکل گرفت.
یعنی شما در نظر بگیرید که یک محمدی در هزار و چهارصد سال پیش در شبه جزیره عربستان می آید و یک تعلیم و تربیت، یک تعلیم و تربیتی را با انسان ها در میان می گذارد.
تعلیم و تربیتی که حالا باور دارد که از سمت و سوی خدا هست.
این با انسان ها در میان گذاشته می شود و ما شاهد این نگاه هستیم که این تعلیم تا هزار و چهارصد سال هم به پیش رفته و این جماعت را به وجود آورده و از دلش داعشیان را پدید آورد و از دل جمهوری اسلامی به وجود آمده و این تعلیم ریشه دار از همان ابتدا تا این اندازه جهان ما را تحت تاثیر خودش قرار داد.
اون نگاه به خدا.
اون نگاه به یکتاپرستی، نگاه به قدرت، نگاه به برتری طلبی ما را پیش برده.
حتی اگر ما از این ادیان هم دور شدیم، کناره گرفتیم.
جهان مدرن را ساختیم.
جهان انسانگرایانه را هم ساختیم.
باز هم مواجه میشویم با این ارزش و این تعلیم ابتدایی که باز هم جاری و ساری است، طبقات مختلفی را میسازد.
شما مواجه میشوید با همان نگاه سرمایه داری که حالا باز قائل به همین طبقات است، قائل به این برتری هست، قائل به این نگاه یکتا پرستانه است.
تعلیم و تربیت یکتا و یکسان بوده، از همان نقطه ابتدایی حالا یک شکل تازهای بهش داده، با توجه به آن معنی که بهش تعلیم داده شده، یک شکل تازهای را پدید آورده در دل همان معنا و ما مواجه میشویم با این برتریطلبی، با این شکاف بزرگ طبقاتی.
این طبقات مختلفی که در سرتاسر جهان شکل میگیرد، پس این تعلیم های اشتباه نقش به سزایی داشتند.
در جهان ما، تمام جهان امروز ما تاثیر گرفته از همان تعالیم ابتدایی هست.
همه جهانی که ما امروز با آن مواجه هستیم در شکل و اشل اجتماعی و یا فردی آن به واسطه همان تعالیم ابتدایی هست و این تعالیم اشتباه جهانی است که امروز ما را تا به اینجا در این منجلاب سوق داده و ما در آن درگیر هستیم.
این ها همه بیانگر این است که این تعلیم و تربیت تا چه اندازه راهگشا است.
اما فرای آن، یک نگاه دیگری هم وجود دارد که حالا ما درباره اش صحبت کردیم و اشکال مختلف را هم گفتیم.
این که تعلیم در یک جا شکل نمی گیرد یک اشکال مختلفی دارد اما ما یک اشتباهی داریم که خلاصه می کنیم این تعلیم و تربیت را در آموزش و پرورش.
اینکه همه این تعلیم را در همین آموزش و پرورش می بینیم و در نهایت مواجه می شویم با اینکه حالا کسانی هستند که نهایت این تعلیم پذیری و تربیت شدگی و پیشرفت انسانی را در همین دانشگاه ها می بینند.
اینکه کسانی که به این دانشگاه ها رفتند دیگر به آن نهایت و به آن قله ها هم رسیدند.
این طبقه سازی هایی که اتفاق افتاده به یک همچین طبقه ای که ما با آن روبرو می شویم.
نکته اول و ابتدایی این است که ما وقتی در باب این تعلیم و تربیت ها داریم صحبت می کنیم، در باب تعالیمی صحبت می کنیم که قرار است راهگشای زندگی انسانی و والاتر از اون زندگی جان ها در کنار هم باشید.
شما با برخی از این تعلیم و تربیت رو به رو میشید که هیچ ارتباط مستقیمی با موضوعات زندگی جان ها بر روی زمین نداره.
یعنی مثلا با یک علمی رو به رو میشید مثل ریاضی با یک علمی رو به رو میشید.
مثل فیزیک، مثل شیمی.
با علم هایی که بر پایه.
علوم مهندسی هست.
خب اینها هیچ دخالتی رو با موضوعات زیستی موجودات بر جهان که نداره.
اینها داره یک تعلیمی در راستای یک تخصص مشخصی میده و اینکه ما بخوایم اینها رو ادغام بکنیم با مسائل انسانی خیلی دور از واقع هست.
اینکه ما بخوایم معنی تعلیم و تربیت و نهایت رسیدن به اون تعلیم و تربیت رو در دانشگاه ها خلاصه بکنیم خیلی دور از جهان واقعی ما هست.
اینها وارد یک محیطی میشن برای بدست آوردن یک تخصص خاص.
حالا اگر این علوم وابسته به علوم انسانی باشه میشه این رو معنا گر این دونست که این جماعت حالا دارن یک تعلیمی در راستای زندگی بشری و یا زندگی جانها بر روی زمین میکند که گاها هم بیشتر اینها هم اشتباه و در همون راستای رسیدن انسان ها به اون مرتبت زشتی و جهانی که امروز ساخته شده است.
اما فرای اون وقتی در باب این دانشگاه ها داریم صحبت میکنیم پس برن یک تخصصی رو میدن که فرای اون زندگی بشری هست.
یعنی شما مواجه میشید با درس های تخصصی که داره پیرامون این موضوع داده میشه.
اما وقتی در باب تعلیم صحبت میکنیم در باب اشکالش صحبت کردیم، مواجه میشیم با یک تعلیمی فراتر از این ها که قرار هست زندگی بشری رو و زندگی جان ها رو تحت تاثیر خودش قرار بده.
پس ما در باب این موضوع صحبت کردیم که اشکال مختلفی داره این تعلیم پذیری و خلاصه در این نگاه به آموزش و پرورش نخواهد شد. خیلی سادست.
یک انسانی میتونه با نگاه به طبیعت تعلیمی ببینه که تا به حال در هیچ دانشگاهی هم به اون پرداخته نشده.
میتونه با یک تعلیم و تربیتی رو به رو بشه که فراتر از اون تعالیم و تربیت هایی است که انسان ها حتی تا آن روز هم به آن رسیده اند.
اما اتفاقاتی که در زمینه های مختلف علمی هم اتفاق افتاده یعنی کسانی که روبه رو شدن با این موضوعات و اصولا این باورمندی به ایستا نبودن علم بشری در همین موضوع هست.
این که انسان در حال پیشرفت است و ما نباید قائل به این در خود ماندگی باشیم و باید قائل به این پیشرفت و پیشی گرفتن باشیم و در نهایت قرار هست که این تعالیم مختلف در اشکال مختلف باعث پیشرفت انسان ها و نوع نگاه ما بشود.
با توجه به تمام این موضوعات ما به این نتیجه رسیدیم که پس نقش این تعلیم به شدت در زندگی ما راهگشا هست.
میتونه انسان ها رو تبدیل به یک کسانی بکنه که کمک به دیگران می کنند.
باورمند به ارزش هایی مثل آزادی و برابری هستند و در نهایت میتونه انسان ها رو تبدیل به موجوداتی بکنه که در برابر تمامی این معانی ایستادگی میکنن و باعث کشتار و قتل و آزار دیگران هم میشن.
همونطور که امروز هم جهان ما آلوده به همین تعالیم اشتباه و دردناک هست و این جهان پر از زشتی ها را پدید آورده و ما قاعدتا باید با اتخاذ همین معنای بزرگ، همین تعلیم و تربیت جهان را تغییر دهیم.
ما باید بزرگ ترین راه و چاره برای تغییر جهان، همین دست آویزی به ارزشی به عنوان تعلیم و تربیت باشد و قرار است که انسان ها به واسطه این تعالیم تغییر کنند.
قرار است با مطرح کردن این تعالیم تازه جهان را تغییر دهیم.
تعلیمی که قرار است در تمامی اشکال به سمت انسان ها برود.
قرار است که با توجه به این تعالیم انسان ها بارور شوند و جهان را تغییر دهند.
حالا قرار است این انسان ها با برداشت های متفاوتی که دارند با یک ریشه مشخص جهان را آنگونه ببینند که بتوانند در آن تغییراتی را بوجود بیاورند.
این باور به تغییر قرار است که تبدیل به یک تعلیمی بشود و ما با استفاده از همین تعالیم هست که انسان ها را باید تغییر بدهیم.
در نهایت می شود در باب تعلیم و تربیت هم ساعت ها صحبت کرد.
موضوعات مختلفی دارد اما کلیتش به نظرم تا اینجا درباره اش بحث شد و حالا سعی میکنیم در برنامه های آتی اگر خواستیم باز هم در باب این موضوعات صحبت کنیم، بیشتر نزدیک به مصادیق بشیم و جزییات رو بگیم با مثال های بیشتر.
اما در باب کلیت این تعلیم و تربیت و جایگاهش و اینکه تا چه اندازه باید در زیست ما ارزش داشته باشد و ما تا چه اندازه باید به آن پایبند باشیم و با استفاده از آن جهان را تغییر بدهیم، به نظرم به اندازه کافی درباره اش صحبت کردیم.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باز هم با شما در میان بگذارم و اینکه اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر ادامه پیدا بکند و بیشتر هم به آن ملحق بشید، میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از این صدا هم مختص به برنامه ای به نام جان نیست.
من بیشتر از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و پخش کنم، آرا و عقاید و افکارم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در آوردم.
این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شماست.
میتونید به وب سایت جهان آرمانی مراجعه کنید و آثار رو دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه و این تغییر ادامه پیدا بکنه.
این آثار رو با دیگران هم به اشتراک بذاریم.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
یکی از بزرگترین چالشهای فکری بشریت، بحث پیرامون «ذات» بوده است. نگاههای کهن با تقدیرگرایی، انسان را در بند ذاتی غیرقابل تغییر میدیدند. اما حقیقت تعلیم و تربیت نشان میدهد که حتی خشمهای وراثتی و رفتارهای غریزی نیز در پیشگاه آگاهی و تربیت درست، رامشدنی هستند. نیما شهسواری تأکید میکند که تعلیم و تربیت نه تنها میتواند از انسانی عصبانی، موجودی خردورز بسازد، بلکه قادر است جوامعی کاملاً متفاوت را از نژادهایی یکسان پدید آورد.
تفاوت میان جوامع روادار و جوامع خشونتطلب، نه در نژاد آنها، بلکه در محتوای تعلیم و تربیت آنهاست. وقتی سیستمی بر پایه «اشرف مخلوقات» بودن انسان و حقانیت مطلق یک ایده بنا شود، خروجی آن چیزی جز تروریسم و نادیده گرفتن حقوق دیگر جانها نخواهد بود. در مقابل، تعلیمی که بر پایه «برابری جانها» باشد، جهانی را میسازد که در آن انسان، حیوان و گیاه در کنار هم حق زیستن آزادانه دارند.
بسیاری به اشتباه تعلیم و تربیت را در مدارک دانشگاهی خلاصه میکنند. اما تخصص علمی لزوماً به معنای تربیت انسانی نیست. هنر، طبیعت، پیوند با حیوانات و حتی تعامل با همسالان، لایههای عمیقتری از تربیت را شکل میدهند. یک کودک میتواند از تماشای مهرورزی حیوانات در طبیعت، تعلیمی ببیند که هیچ کتاب درسی قادر به انتقال آن نیست.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.