در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
دنبالهروی، فرآیندِ مسخ شدنِ ارادهیِ فردی در پایِ بتهایِ جمعی است. در قسمت بیست و هفتم از پادکست «به نام جان»، نیما شهسواری با نگاهی رادیکال و فیلسوفانه، این حقیقت را عیان میکند که چگونه نظامهایِ قدرت، از ما بردگانی ساختهاند که نه تنها به زنجیرهایِ خود معتادیم، بلکه در حسرتِ نشستن بر جایگاهِ زنجیرباف، دست به دنبالهروی میزنیم.
این متن، مقدمهای است بر شناختِ سازوکاری که در آن، تفکرِ نقادانه به مسلخ میرود تا نظمِ مقدسِ فرماندهی آسیب نبیند. ما در اینجا از مریدانی سخن میگوییم که در انتظارِ اشارهیِ چوپان، چشمانِ خود را بر حقیقت بستهاند. این مقاله، تحلیلی سئو شده و عمیق از مفهومِ دنبالهروی است که ریشههایِ خفقانِ فکری را در لایههایِ زیرینِ مذهب، هنر و اقتصاد جستجو میکند.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت هایی که صحبت کردیم به ویژه توی دو قسمت قبلی در باب تسلیم بودن و فرد پرستی و فرای اون توی قسمت های دیگه ای که در باب نابرابری و برابری و موضوعاتی از این دست صحبت کردیم، ما در نهایت به یک مفهومی به اسم دنباله روی در انسان ها میرسونه.
اینکه ما در باب این موضوع صحبت کردیم که حالا انسان های تسلیمی را ساختند.
فرد پرستی را به نوعی جای داده اند.
و این ها همه و همه ما را به یک جایی میرسد.
به یک جایگاهی میرساند به نوعی که حالا انسان های دنباله رو را پدید بیاورد.
حالا سعی میکنیم باز هم یک اشارت های جزئی نسبت به این موضوعات داشته باشیم تا در نهایت به این موضوع دنباله روی هم برسیم.
ما از ابتدا در باب یک موضوعی صحبت کردیم به اسم فلسفه وجودی خدا.
اینکه ما یک خدایی را تصویر کردیم در جهان هستی، اینکه فرمانده بر دیگران باشد، اینکه بزرگ تر از دیگران باشد.
بزرگی که به واسطه کوچکی دیگران پدید می آید، قدرتی که به واسطه ضعف دیگران پدید می آید.
این یک نظامی را برای ما به وجود آورد.
یک نظامی که بر پایه همین فرماندهی شکل گرفته.
یک نظامی که یک حاکمانی را به وجود آورده، در برابرش هم یک محکومان را تصویر کرده، طبقاتی را در خودش ساخته.
این اصل بنیادین باعث شده که ما هر روز یک بازتولید تازه ای را نسبت به این موضوعات داشته باشیم و مواجه بشیم با طبقاتی که مدام در حال ساخته شدن هستن.
با همون مبنای مشخص فکری که دربارش صحبت کردیم و ما در نهایت مواجه میشیم با انسان هایی که تسلیم هستن.
به ویژه در قسمت گذشته که در باب تسلیم بودن صحبت کردیم، ما گفتیم که در نهایت به واسطه یک سری مضامینی که شکل گرفته بود، انسان های تسلیم رو به جهان داد.
اینکه یک فلسفه وجودی خدایی وجود داشت که یک قدرت ماورایی رو تصویر میکرد، حالا در برابرش این فرمانده بزرگ این قدرت لایزال فرمانی رو میداد و دیگران باید این فرمان رو به پیش میبردند و حالا انسان هایی بودند که باید تسلیم در برابر این نگاه قرار میگرفتند.
حالا برای قدرتمند شدن این ارزش از سیستم پاداش و از سیستم مجازات هم استفاده کردند.
اینکه یک پاداشی رو دادن به کسانی که تسلیم در برابر این نگاه باشند، کسانی که تسلیم میشدند پاداش میگرفتند.
در این جهان جایگاه بزرگی را کسب می کردند.
جزء ارتش خدا به حساب می آمدند.
فرزندان خدا لقب میگرفتند، از جایگاه مال و ثروت بهرهمند میشدند، دختران و زنان در اختیارشان قرار گرفته میشد.
مثلا نگاه گذشتگان را اگر نسبت به این موضوع داشته باشیم، این که آنها میتوانستند حمله کنند، کشورهای دیگر را در اختیار بگیرند و زنان بیشماری را به عنوان کنیز خودشان در بیاورند، مردمان دیگر را به عنوان برده خودشان بنشانند و ثروت های آنها را از آن خود بکنند و این تسلیم بودن پاداشی داشت.
یعنی شما به واسطه تسلیم بودن در آن نگاه برتر بر آن نگاه برتر در برابر آن خدایی که فرمانده بر شما است، شما هم در نهایت به این فرماندهی خواهید رسید.
این نظام از شما هم یک فرماندهی را به وجود خواهد آورد.
اگر شما از این فرمان ها تخطی بکنید، اینها را زیر پا بگذارید، در برابرش طغیان بکنید، یاغی گری بکنید، هم مواجه میشدید با یک ظلم هایی که در برابر شما نقش می بست.
مجازات هایی که در برابر شما بود.
اینکه شما اگر از این فرمان ها تمرد می کردید حالا مواجه می شدید با اینکه زندان برید، شکنجه بشید، اعدام بشید، از بین برید و.
در برابرتان یک جهان آخرتی هم وجود داشت که حالا جهنمی بود که جهنم سوزانی که قرار بود شما رو شکنجه بکنه تا شما به واسطه ی این تمرد تون مجازات بشید و این نظام رو شکل داد.
فراوان گفتیم در باب تسلیم بودن انسان ها که باعث راز بقای اونها شد.
یعنی در همین دنیای امروزی مثال هایی که میشه در باب زندگی فردی و اجتماعی انسان ها زد یک تصویری رو به شما داد که شما اگر تسلیم نباشید، اگر فرمانبردار نباشید نمی تونید زندگیتون رو ادامه بدید.
اگر در یک کارخانه ای کار بکنید باید هر فرمانی که به گوش شما میرسه رو به نحو احسن انجام بدید.
فرمانبردار و تسلیم در برابر این فرامین باشید تا بتونید زندگیتون رو پیش ببرید تا از کار بیکار نشید.
فراوون اگر بخواهید ترفیع بگیرید، اگر بخواهید پیشرفت بکنید باید این فرمانبرداری خود را نشان دهید.
حتی باید کسانی که فرمانبردار نیستند را به این نظام بفروشید تا در نهایت به آن جایگاه رفیع برسید و اصولا این نظم ساخته شده قبول می شود.
بین انسان ها و تبدیل به یک عرصه ی قدرتمندی می شود که حالا این ارزش قدرتمند زندگی آن ها را به پیش می برد و انسان های تسلیم را در نهایت به بار می آورد.
حالا این ها آماده می شوند برای فرمانبرداری.
اینکه فرمانبردار باشند، اینکه اگر فرمانی به گوش اینها می رسد آن را با جان و دل قبول کنند و به پیش ببرند و این فرمانبرداری است که در نهایت از شما دنباله روانی را هم به وجود می آورد.
حالا شما قرار است که دنباله روی یک هدفی باشید.
یک خدایی در آن آسمان هست که باید یک سری دنباله رو داشته باشد.
کسانی که آن فرامین را به پیش می برند دنباله رو آن نگاه هستند.
هر فرمانی که به سمت آنها می آید با جان و دل قبول می کنند و به نوعی دنباله روی می کنند از آن نگاه.
اما این قاعده و این معنا به همین جا همینجا که هیچ وقت ختم نمیشه.
یعنی ما گفتیم در باب اینکه یک اصلی وقتی به وجود میاد شما میتونید در دل اون اصل فروع مختلفی رو هم به وجود بیارید.
یک اصل مشخصی برای شما به وجود آمده اینکه یک خدایی در آسمان ها هست، یک فرمانده بزرگی هست و فرمانبرداران بیشماری هم در برابرش نقش می بندند که حالا از او دنباله روی می کنند.
حالا میشه در این اصل یک گروهی را هم پدید آورد؟
میشه به جای اون خدای درون آسمان ها یک خدای بر زمین رو بهش قائل بود؟
میشه به جای اون خدا در آسمان ها یک رهبری رو در این جهان جای داد؟
او هم در همان جایگاه قدسی و بالا قرار میگیره.
قدرت از آن اوست، فرمان از آن اوست و فرمانبرداران هم در برابرش نقش می بندد.
حالا میتونه پدر به جای او بشینه و حالا فرمان رو در خونه بده و اینکه فرمانی که از سمت او میاد هم اگر تمرد شکل بگیره باز هم همون اتفاقاتی که دربارش صحبت کردیم، همون مجازات، همون راز بقا که از شما گرفته میشه و شما اگر از این تسلیم بودن سر باز بزنید و به نوعی رام در برابر این فرامین نباشید.
مواجه شدید با اینکه مجازات بشید و نتونید زندگی بکنید و از خونه بیرونتان بندازند یا یه همچین اتفاقاتی براتون بیوفته.
و شما اصولا آماده می شید برای این فرمانبرداری و تسلیم می شید و باید که دنباله روی بکنید.
حالا این نظم ساخته شده مردم رو به دنبال خودش می کشونه.
مردم برای رسیدن به این جایگاه ها، این جایگاه هایی که در برابرشون هست باید به این اصول پایبند باشند.
این میزی که در برابرشون نقش بسته رو به زیرش نزنند، از بین نبرند تا خودشون هم به اون جایگاه های قدسی و.
بالا برسند و این هست که اون نظم تسلیم بودن رو می سازه.
این نظم تسلیم بودنی که در نهایت ما رو تبدیل به یک دنباله روانی می کنه.
کسانی که حالا قرار هست که دنباله روی بکنند از افکار مختلف، از افکاری که به سمت اونها میاد این افکار رو قبول کنند، در پی بزرگداشتش پیش بردنش حرکت بکنند.
گفتیم یه نظمی ساخته شده، این نظم به ما یک جایگاهی رو میده یک آرزو رو برای ما میسازه.
اینکه شما هم میتونید به اون جایگاه ها برسید.
تنها راه این هستش که شما به درستی از این نظم پدید آمده دنباله روی بکنید.
حالا درسته یک جایگاهی ساخته شده یک خدای بر اون آسمانها نشسته، فرای اون خدایان بیشماری هم وجود دارند.
اما اگر شما هم بخواید میتونید تبدیل به یکی از این خدایان بشید.
شما میتونید در بیزینس خودتون به نوعی پیشرفت بکنید و در نهایت تبدیل به خدای اون جماعتی که در برابر شما هستند بشید.
شما هم میتونید اون جایگاه رو به وجود بیارید برای خودتون قدرتمندش بکنید.
اما باید به این نظم پایبند باشید.
باید دنباله روی بکنید.
باید از این راه به پیش اومده تبعیت بکنید تا این جایگاه رو به دست بیارید و این دنباله روی هم به وجود میاد و تبدیل به یک اصل قدرتمندی در بین انسان ها میشه.
یک ارزشی که غیر قابل افول و عدول هست.
حالا هر کسی که بخواد در این نظم به یک جایگاهی برسه باید در ابتدای امر خودش تسلیم و فرمانبردار باشه خودش دنباله رو باشه، خودش باید این راه رو دنبال بکنه تا در نهایت برای خود هم دنباله رو روحانی رو به نوعی به وجود بیاره.
اگر قرار باشه این نظم رو به هم بزنه کلیت این نگاه از بین خواهد رفت و دیگه دنبال راه هایی برای خودش هم به وجود نخواهد آمد.
همون طور که در جهان هم باهاش رو به رو میشیم.
اگر قرار هست در نظم اقتصادی ای که ساخته شده تبدیل به یک خدایی بشن باید این نظم رو قبول داشته باشند.
باید قبول داشته باشند که قرار هست یک رئیسی در یک کارخانه ای وجود داشته باشه.
کارگرانی که سر اون کار میان باید قبول بکنند که یک فرمانی میرسه اون فرمان رو باید به پیش ببرند تا اگر در نهایت میخوان به اون جایگاه قدسی برسن خودشون تبدیل به اون رییس کارخونه بشن.
این نظم بر هم نخوره چرا که اگر این نظم برهم بخوره شما دیگه نمیتونید خودتون تبدیل به اون جایگاه بشید.
یعنی در انقلاب های مختلف جهان اگر بهش نگاه بکنید، اگر کسی قرار بود در برابر این نظم حرکتی بکنه در نهایت خودش به اون جایگاه رفیع نمی رسید.
یعنی اگر قرار بود از ابتدا در باب این صحبت بکند که قرار نیست که فرماندهی بر جهان باشد، خب در نهایت خودش هم تبدیل به آن فرمانده نمی شد.
چرا که اصولا اگر در برابر این فرماندهی و فرمانبرداری ایستادگی می کرد، این جایگاه فرماندهی از بین می رفت.
حالا قرار بود که همه برابر باشند.
پس همه به این نظم به نوعی معتاد می شدند و به این نظم پایبند هستند برای اینکه در نهایت خودشان به آن جایگاه بزرگ و رفیع برسند و این دنباله روی در همه اشکال شکل می گیرد و ما مواجه می شویم با اینکه حالا این تبدیل به یک اصل مستحکمی شده که نظام انسانی را ساخته، نظام اجتماعی انسانی را ساخته، همه و همه برگرفته از همان فرماندهی هست.
یک کسی قرار هست که در نهایت فرمانی بدهد و دیگران این فرمان را به پیش ببرند.
دیگرانی که تسلیم هستند دنباله رو این نگاه هستند.
این نگاه را شکل دادند، این نگاه را ادامه دادند تا خودشان هم در نهایت تبدیل به یکی از این ارکان قدرت بشوند.
در نظام جمهوری اسلامی نگاه کنید.
در نظام های مختلف فکری جهانی بهش نگاه بکنید.
در نظام سرمایه داری بهش نگاه بکنید.
مصادیق بیشمار هست.
میشه دربارش ساعت ها صحبت کرد.
مثال های بیشماری رو دربارش زد.
یعنی در یک نظام سرمایه داری شما اگر این نظم رو بهش باور نداشته باشید هیچ وقت نمیتونید به اون جایگاه فرماندهی برسید.
باید این نظام وجود داشته باشه این فرمانده و فرمانبردار وجود داشته باشه تا شما هم در نهایت به اون جایگاه فرمان دهی که در نوک هرم هست آرزوی همه هست هم برسید.
یعنی به همین دلیل هست که این ها میتونن ادامه پیدا بکنند، عمر داشته باشند.
این که یک آرزویی رو میسازند برای جماعت بیشماری که در قهقرا دارن زندگی میکنند تا با چشم امید داشتن به اون آرزوی در برابر اون جایگاه در برابر مدام این مسیر رو طی بکنند.
آرزوها برای شما شکل گرفته میشه، برای شما شکل داده میشه، شما در برابرتان میبینید.
حالا مصادیق بیشمار هم برای شما نقل میکنند.
کنند که کسانی از جایگاه ضعیف در بدترین شرایط به این جایگاه رفیع و بزرگ رسیدند و خودشان هم روزگارانی فرمانبردار بودند تا در نهایت به این فرماندهی رسیدند و این آن اصلی است که برای شما به وجود می آید تا با پایبندی به آن به آن جایگاه برسید و این دنبالهروی در همه اشکال هم شکل میگیرد.
فرای آن، تعالیم بیشماری است که شما را برای این دنبالهروی به پیش میبرد.
اینکه شما با همین دنبالهروی است که به پیروزیها خواهید رسید.
اینکه ما در کنار هم با این فرمانبرداری است که به یک جایگاهی رسیدیم.
مصداق ها و مثال های بیشماری هم برای شما نقش میدهند.
اینکه شما مواجه میشوید با اینکه این فرمانبرداری و در کنار هم بودن و بودن بوده که باعث پیروزی های ما در اتفاقات مختلف شده.
در زمینه اقتصادی همین فرمانبرداری بوده که ما را تبدیل به قدرت اول اقتصادی جهان کرده.
ما هم مصداقش همان آمریکاست.
آمریکا با توجه به همین نظام فکری، اقتصادی و باور به سرمایه داری است که در نهایت تبدیل به یک قدرت مسلمه در زمینه همین اقتصاد شده در جهان.
و این برای شما یک تعلیم دنباله داری است که داره به شما فرمان به این میده که شما این فرمان رو قبول کنید و دنباله رو باشید تا به این پیروزی ها برسید.
اگر در برابرتان انسان های بیشماری هستند که به یک جایگاه رفیعی رسیده اند، رئیس یک کارخونه ای شده اند، قدرت و ثروت رو به دست گرفته اند، با تبعیت از همین فرمانبرداری بوده که این جایگاه رو به دست گرفتند.
کسی یاغی نبوده تا بتونه این جایگاه رو به دست بیاره.
یک مثالی توی قسمت قبلی هم زدم گفتم شما در نظر بگیرید که در یک ارتشی کسی نمیتونه بیاد و این نظم رو به هم بزنه برای رسیدن به اون جایگاه.
والا همه از این نظم تبعیت کردند تا در نهایت یکی تبدیل به اون ژنرال و اون امیر شده.
یعنی در ابتدا این اصل رو قبول کردند.
خودشون در طول زندگیشون فرمانبردار بودند تا در نهایت به جایگاه فرماندهی برسند و این ارز شکل گرفته و از شما یک جماعتی را به عنوان دنبالهرو پدید آورد.
دنبالهروی که در نهایت ما را به پیروزی میرساند.
اگر در جنگ ما شرکت میکنیم، در برابر دشمنان ایستادگی میکنیم، به واسطه فرمانی است که به شما داده میشود و فرمانبرداری که آن فرمان را به پیش میبرند.
اگر یک فرمانده ارتشی دستور به قتل و کشتار دیگران را میدهد، این فرمانبرداران هستند که با تبعیت از آن فرمانی که به آن رسیده، باعث شدهاند که به پیروزی برسند که بتوانند دشمنان را از پیش بردارند.
و این مدام دارد برای شما یک تعلیم دنباله داری را میدهد که شما باور داشته باشید برای رسیدن به این پیروزی باید دنبالهرو باشید.
باید فرمانبردار باشید.
هر گونه تخطی از این فرمان ها باعث شکست ها خواهد شد.
مثال های بیشماری را هم برای شما خواهند زد که اگر کسی از این فرمان ها سرپیچی بکند، یک جماعتی را به سمت و سوی شکست خواهد رساند.
اگر در میدان جنگ فرمانی شنیده می شود، اگر کسی از آن تخطی کند و تمرد کند، یک جماعت بیشماری را به مرگ و بدبختی و نابودی خواهد رساند و ارزش ساخته شده فقط بر پایه همین است.
تصاویر بیشمار در برابر شما نقش داده می شود.
اینکه شما ارزش این موضوع را بفهمید.
اینکه بدانید تا چه اندازه این فرمان دادن ارزشمند است و حالا در نهایت از شما قرار است که دنباله روانی را به وجود بیاورد.
اینکه شما تمام پیروزی های خودتان را از همین دنباله روی ها می بینید.
اینکه شما اگر تسلیم باشید می توانید به جایگاه های بالایی برسید.
اگر تسلیم نباشید و تمرد کنید، نمی توانید زندگیتان را ادامه بدهید.
اگر در یک کارخانه کار بکنید و فرمان ها را به پیش نبرید، این مساوی می شود و مترادف می شود با اینکه شما کارتان را از دست بدهید.
حالا حتی نتوانید نیازهای اولیه خودتان را مرتفع کنید.
یک تصویر مشخصی است از یک کارخانه مشخصی که داریم درباره اش صحبت می کنیم.
حالا شما در این کارخانه دارید کار میکنید.
اگر فرامین رو با جون و دل بپذیرید و به پیش ببرید کم کم میتوانید ترفیع پیدا کنید.
کم کم میتوانید تبدیل به سرکارگر شوید و بر دیگران حکومت کنید.
حکومت همین راه را به پیش ببرید تا شما هم دنباله روی را در برابر خودتان داشته باشید و جماعتی را داشته باشید که دنبالهرو شما هستند.
حالا اگر راه دیگری را به پیش ببرید.
حالا اگر فرمانی که به شما داده میشود را با منطق و استدلال خودتان در نظر بگیرید، در برابرش تفکر بکنید، نقد داشته باشید و بخواهید آن را زیر سوال ببرید.
اگر یک همچین کاری را بکنید مواجه میشوید با این که دیگر حق زیستن نخواهید داشت.
به راحتی و به سادگی از آن کارخانه اخراج میشوید.
حالا دیگر حتی نمیتوانید نیازهای اولیه خودتان را هم به آن جامه عمل بپوشانید.
حالا یک تصویری در برابر شماست.
با دنبالهروی شما میتوانید به بهترین جایگاه ها برسید و با تمرد میتوانید از بین برید و نابود شوید.
در اشکال مختلف برای شما این تعلیم داده میشه.
اینکه شما مواجه بشید با این معنا که تنها راه پیروزی ما همین دنباله روی های کورکورانه هست.
حالا فرای اون شما به یک مصادیق مذهبی می رسید.
مصادیق مذهبی که گفتم ریشه اصلی این افکار هست.
فرای اینکه بخوایم در نظر بگیریم که به وجود آورنده این افکار هم همین عقاید یکتا پرستانه و این باور به فرماندهی خدا بوده، فرای این اگر نگاه بکنید مواجه میشید با اینکه خب این ها هستن که این معنا رو اینقدر ارزشمند و قدرتمند در اشکال مختلف زندگی ما کردند.
این ها هستند که این تفکر رو نه تنها در وجود خود، نه تنها در باورهای خود که در زیست بعدی انسان ها حتی در عرف گرایی انسانی هم قدرتمند کردند.
حتی اگر با این مصادیق در باورهای دیگه هم رو به رو میشید، می بینید که ریشه دار در همین فکر مشخصی است که از همین افکار گرفته شده.
حالا شما مواجه میشید با این نظامی که این نظام قدرتمندی که نظام فکری مذهبی که داره به شما این فرمان رو میده.
مثلا مواجه میشید با اسلام شیعی.
اسلام شیعی داره در باب این صحبت میکنه.
شما باید مقلد یک مرجع تقلید باشید.
حالا یک مرجع تقلیدی هست که شما با دنباله روی از او هستید که به اون رستگاری میرسید.
یک رستگاری برای شما تعریف شده که در نهایت قرار هست شما به بهشت برین برسید.
شما سرباز خدا باشید، شما فرزند خدا، بنده ی نظرکرده ی خدا باشید.
این نهایت رستگاری است که داره در دل این ادیان برای شما تصویر میشه.
حالا در دل این شیعه گری داره برای شما یک مرجع تقلیدی رو تصویر میکنه، یک فرمانده بزرگی رو تصویر میکنه که شما با دنباله روی از او هستید که به این پیروزی میرسید در نهایت به رستگاری میرسید.
اگر فرامین او که فرامین از سوی خدا هست رو به درستی اجرا کنید در نهایت رستگار خواهید شد.
فرای اون مواجه میشید.
مثلا با نگاه مسیحیت اون نگاه مسیحیتی که داره مدام برای شما از یک چوپانی صحبت میکنه.
چوپانی به عنوان مسیح عیسی مسیح که چوپان مردمان هست، حالا گوسفندان بیشماری دارد که با دنباله روی از او هست که راه درست را پیدا می کند.
همون تصویر مشخصی که داره داده میشه.
یعنی شما در نظر بگیرید داره در برابر شما یک گله ای از گوسفند ها رو تصویر میکنه.
این گله گوسفند ها اگر به فرمان اون چوپان خودشون عمل نکنند شاید به ته دره برن.
شاید از بین برن، شاید زندگی خودشون رو از بین رفته ببینند، شاید به نهایت شکست برسند و اگر از فرامین اون چوپان خودشون تبعیت بکنند، گوسفند وارانه زندگیشون رو به پیش ببرند و دنباله رو اون فرمانده اعظم باشند میتونن به رستگاری برسند.
همون نگاهی که دربارش صحبت کردیم.
مثلا در شیعه گری با همون تصویر و تفسیری که نسبت به مرجع تقلید و مقلدان دارند.
حالا همون نگاه در دل مسیحیت هم قدرتمند شکل میگیره.
یک چوپانی هست به نام عیسی مسیح که قرار هست این گله گوسفند بر زمین را به پیش ببرد.
آنها دنباله رو این نگاه باشند.
پس این عناوین مذهبی است که تا این حد قدرتمند کرده اما در خود نمانده.
یعنی حتی اگر در دل اروپایی ها مواجه شویم با رنسانس که قرار است این نگاه را تغییر بدهند.
این نگاه به شکل دیگری دوباره بازتولید می شود.
آن ارزش مشترک وجود دارد.
آن ارزش بها دادن به فرماندهی و فرمانبرداری وجود دارد.
حالا به اقسام مختلفی هم شکل می گیرد.
حالا باز هم اگر پیروزی برای ما نقش می بندد، همان تصویر مشخص و ابتدایی هست.
اگر قرار هست ما در میدان جنگ به عنوان مثال پیروز بشویم، یک فرمانده، یک امیری، یک ژنرالی هست که فرمان می دهد و دنبالهرو ها راه را به پیش می برند.
با دنباله روی از او هست که به پیروزی ها می رسند.
اگر یک کارخانه ای تصویر می شود به واسطه درایت آن رئیس کارخانه هست که به جایگاه هایی می رسد.
اگر یک بیزینسمن موفقی هست و کارمندان بیشماری دارد، آن کارمندان فقط و فقط با همین دنباله روی است که می توانند به پیروزی و به ثروت برسند.
او هست که فرمان می دهد و تنها راه برای این مردمان در برابر او تسلیم بودن و فرمانبرداری از همان فرامین است که آنها را در نهایت به یک جایگاه رفیع و بزرگی می رساند.
این دنباله روی تبدیل به یک بخش مهمی از زیستن بشری شده است و انسان ها قاعدتا با همین تعالیم تبدیل به انسان هایی دنباله رو می شوند.
در همه اشکال هم این قابل رویت است.
این که انسان ها با توجه به این تعالیمی که مدام برایشان تکرار شده، حالا در زندگی عادی خودشان هم قرار هست که دنباله رو باشند.
شما در نظر بگیرید در سیاست و در سیاست باید انسان هایی باشند که دنباله رو یک نگاه باشند، یک حزب باشند، یک گروه باشند تا در نهایت به پیروزی خودشان برسند.
یک فرماندهی را آن بالا داشته باشند که فرامین او را باید با جان و دل قبول بکنند تا به آن نهایت ایده آل و سعادت خودشان برسند.
همان نگاهی است که داریم درباره اش صحبت می میکنیم و مثلا در مسیحیت هم دربارش صحبت شده.
همون چوپانی که به نام عیسی مسیح ما میشناسیم امروز تبدیل به اون رییس جمهور خواهد شد.
امروز تبدیل به اون رهبر خواهد شد و امپراطور پادشاه خواهد شد و تبدیل به اون رییس حزب خواهد شد و همین راهیست که ما باهاش رو به رو میشیم.
در اقسام مختلف در اشکال مختلف هم باهاش روبه رو خواهیم شد.
اگر به یک کارخانه ای برسیم و نقش اون چوپان رو حالا قرار هست که اون رییس کارخونه ایفا کنه، حالا قرار هست که با فرامین او این مردمان دنباله رو او به اون پیروزی ها برسند.
اگر کسی قرار باشه این فرامین رو زیر پا بزاره و ازش تمرد بکنه نه تنها خودش که حتی این سیستم رو هم خدشه دار خواهد کرد.
در هنر هم روبرو با همین نگاه میشیم.
حالا یک خدایگانی پدید میاد که در دل این هنر قرار هست که در جایگاه رفیعی قرار بگیره و قرار هست که فرمان بده و قرار هست که دنبال رو برای خودشون پدید بیارن.
حالا با دنبالهروی از اون هنرمند هست که شما به اون جایگاه می رسید.
حالا قرار است که شما دنبالهروی از او بکنید تا آن پیروزیای که او مد نظر دارد و یا شما به آن معتقد هستید را به پیش ببرید و این دنبالهروی و این سکوت در برابر این نگاهها هم در اقسام و اشکال مختلف با آن روبهرو میشود.
حالا همان نگاه های ابتدایی که مثلا در دل ادیان وجود داشته، در دل این نگاه های یکتا پرستانه وجود داشته، در دل زیست نوین و مدرن بشری هم باز هم شکل می گیرد.
همان تعاریف و همان تعابیر دوباره شکل گرفت.
دوباره قرار هست که همان فرمانبرداری تصویر بشود.
قرار است که یک فرماندهی در آن راس هرم قرار بگیرد و با فرامین او باشد که ما این راه را به پیش ببریم.
همان نگاه در وجود ما تعلیم داده شده، گسترده شده، قدرتمند شده که به این سادگی ما میتوانیم در برابر فرماندهان تازه هم سر تعظیم فرود بیاییم.
همان تعصبی که در دل این نگاه های مذهبی وجود دارد در همین شکل هم شکل میگیرد.
یعنی مثلا شما مواجه میشوید با یک نگاهی که نسبت به یک هنرمند میشه.
حالا اون هنرمند همون جایگاه قدسی رو میگیره، همون جایگاه قدسی خدا رو میگیره، پیامبر رو میگیره، همون جایگاه قدسی چوپان رو میگیره، حالا نگاه متعصبانه شکل میگیره، نگاه خشک و دگمی شکل میگیره که او رو عاری از هر گناهی میدونن، او رو معصوم میدونن.
او هستش که قرار هست راهبر ما در این دنیا باشه.
او هست که ما با دنباله روی از او به جایگاه های رفیع می رسیم و ما مواجه میشیم با کسانی که حالا متعصبانه نسبت به او راه رو به پیش میبرن.
یعنی همون معنای اصلی هستش که دوباره داره تکرار میشه.
در اشکال مختلف داره تکرار میشه.
همون معنی که ما دربارش بارها و بارها صحبت کردیم یک تاج مشخصی است که هر بار سر تازه ای به زیر اون میره.
سر تازه ای صاحب اون تاج میشه.
اون تاج بر سر جای خودش هست.
کسی قرار نیست این تاج رو از بین ببره.
کسی قرار نیست این میز رو به هم بزنه.
کسی قرار نیست این نظم رو خدشه دار بکنه.
همه قرار هست خودشون خودشان را به جایگاهی برسانند که آن شخص در تاج را از بین ببرند و خودشون رو جای اون بزارن.
همون نگاه متعصبانه شکل میگیره در قبال پیامبران شکل گرفته در قبال خدا شکل گرفته، امروز در قبال هنرمندان هم شکل میگیره.
حالا یک هنرمندی قدسی میشه و به یک شخصیتی میرسه تبدیل به یک شخصیت الهی میشه. معصوم میشه.
هر نوع نقدی، هر نوع نگاه متفاوتی نسبت به او حرام هست، مجازات خواهد داشت.
و شما یک باوری دارید که پیروزی در همین دنباله روی از همون بزرگی است که برای شما تصویر شده.
اون بزرگ میتونه روزی مرجع تقلید شما باشه.
روزی میتونه هنرمند محبوب شما باشه.
روزی میتونه سیاستمدار قدرتمند در برابر شما باشه.
اون نگاهی که از ابتدا همواره ضد ارزش خونده شده یعنی یاغی گری که در برابر این نگاه قرار گرفته.
اگر کسی یاغی باشه محکوم به شکست و فنا و نابودی است.
حتی نمیتونه بقای خودش رو هم ادامه بده، بدترین شرایط اقتصادی را خواهد داشت.
در هر جایگاهی، در هر نگاهی اگر در سیستم اقتصادی او یاغیگری کرده، محکوم به یک شکست دنباله داری خواهد بود.
اگر در برابر خدایگان قرار گرفته مرتد خواهد شد و اعدام خواهد شد و مجازات های بیشماری در برابرش هست.
حالا در برابر او کسی که این نگاه را قبول کرده تسلیم بوده، میتواند آن جایگاه را هم کسب کند.
کسی که خود دنبالهروی کسی بوده، حالا فردای آن روز تبدیل به یک نقطه ای خواهد شد که دیگران دنبالهروی از او بکنند و این نگاه است که شکل میگیرد، تعصبات شکل میگیرد، نگاه به این فرمانده شکل میگیرد، ایمان به او شکل میگیرد، چشم و گوش بسته میشود.
همه این فرامین به گوش و جان و دل قبول میشود.
هر نوع نگاه منتقدانه نسبت به او ضد ارزش خوانده میشود.
همان طوری که این نقد از همان ابتدا هم ضد ارزش خوانده شده.
اگر قرار باشد در باب تفکر کسی صحبت بشه.
اون شخص در برابر اون فرمانده در برابر قدسی خواهد شد.
معصوم خواهد شد.
بری از هر گناهی خواهد شد.
مثلا در قبال هنرمند هم همین اتفاق می افتد.
کسی تبدیل به یک هنرمند میشه که حالا جایگاه قدسی رو برای خودش میگیره و تبدیل به فرمانده میشه.
کوچکترین نقدی، کوچکترین نگاه منتقدانه نسبت به او مساویست با جمعی متعصب که به او باورمند هستند.
همون کاری رو که در قبال عیسی مسیح میکردند در قبال او هم خواهند کرد.
همون نگاه متعصبانه رو به پیش میبرند.
همون ارزش هایی که بهشون تعلیم داده شده. تفاوتی نمیکنه.
حالا در برابرشون کی هست؟
هر بار میتونن مصادیق رو تغییر بدن.
هر بار میتونند شخصیت ها رو عوض کنند.
اما نگاه برابر و یکسان و همتا هست.
هیچ تفاوتی درش نیست.
همون تعصبات هست که میانه دار خواهد بود.
همان دنباله روی است که قرار هست میدان دار باشه.
هر نوع یاغی گری محکوم خواهد شد.
هر نوع نگاه منتقدانه ای محکوم به شکست است.
هر نوع نگاه منتقدانه ای را برنمیتابند.
مجازات می کنند.
شکنجه می کنند.
حالا یک بار شاید با مجازاتی به اسم مثلا مرتد بودن.
در دل ادیان اینکه او را اعدام کنند.
تمرد در نظام های نظامی به نوعی سیستم های نظامی در ارتش که آن ها را اعدام کنند و به نوعی دادگاه های نظامی صحرایی برایش تشکیل بدهند و به جوخه های تیر بفرستند و بسپارند.
حالا در قبال مثلا آن هنرمند هم باز مجازات شکل می گیرد.
حالا قرار است که او را تحقیر بکنند.
کسی که یک نگاه منتقدانه دارد، کسی که نگاه متفاوتی دارد، کسی که یاغی است به این نظم ساخته شده، محکوم به تحقیر و توهین است و او را در این وادی قرار می دهند.
پس همان نگاه است که شکل گرفته، همان ارزش است که قدرتمند شده و این دنباله روی این تسلیم بودن و این فرمانبردار بودن تبدیل به ارزش غالب شده و هر نگاه در برابر آن تبدیل به یک ضد ارزش شده.
حالا مدام هی دارد این تعلیم به پیش می رود در اشکال مختلف، در اقسام مختلف.
هر نگاه تازه ای هم که در جهان شکل بگیرد باز هم تبعیت از همین نگاه ابتدایی میکنه.
یعنی روزگارانی شاید مراجع دینی در این جایگاه قرار داشتند.
حالا شاید روزگارانی علما در این جایگاه قرار بگیرند، دانشمندان قرار بگیرند، سیاستمداران قرار بگیرند، هنرمندان قرار بگیرند، مادر قرار بگیره، پدر قرار بگیره.
تفاوتی نیست هر کسی در این جایگاه قرار بگیره، مردم آماده این رویارویی هستن.
آماده این هستن که این ارزش ها رو قبول کردن، بهشون تعلیم داده شده، قرار هست که همین راه رو پی در پی بگیرن.
حالا خودشون دنباله رو هستند، تسلیم هستند، هر نگاه متضادی رو برنمی تابند، با خشونت باهاش رفتار می کنند، مجازاتش می کنند و پاداش به کسی میدن که به درستی دنبالهروی کرده.
حالا اگر کسی قرار باشه که در این دنباله روی شبیه به اون آدم عمل بکنه، پاداش میگیره.
میتونه جایگاه او رو بگیره، میتونه به اون جایگاه رفیع هم برسه و قرار هست با این دنباله روی به پیشرفت و پویایی برسه.
نه با نقد کردن، نه با تغییر دادن، نه با ایستادگی.
نه با تفکر.
قرار است که سر به پایین بیندازد و دنبال به دنبال بده.
این راه را دنباله روی بکند از این راه تا در نهایت به آن جایگاه خودش هم برسد و به آن پیروزی هم برسد.
تصاویر بسیاری میشود در برابرش نقش داد.
میشود مصادیق بیشماری را دربارهاش صحبت کرد.
از سیاست گفت، از هنر گفت، از زندگی فردی گفت، از زندگی اجتماعی؟
گفت، از اقتصاد گفت و مثال های بیشماری را بیان کرد اما همه و همه ما را به همان نقطه مشترک تسلیم بودن و دنبالهروی میرساند.
این تسلیم بودنی که ما را در نهایت قرار است تبدیل به این انسان های دنبالهرو بکند.
اما ما قرار نیست که توی برنامهای به نام جان در باب مصادیق صحبت بکنیم.
ما قرار است که در باب معانی صحبت بکنیم تا به یک برداشت درستی نسبت به موضوعات برسیم.
شاید در آینده در باب مثالها و مصادیق هم نزدیک بشویم و دربارهاش صحبت بکنیم و سعی داریم در این قسمت های ابتدایی به نام جان بیشتر و بیشتر نزدیک به معانی بشویم تا یک شناخت درست و مستدلی رو نسبت به موضوعات داشته باشیم که اگر صحبت در باب تسلیم بودن، در باب دنباله روی، در باب فرد پرستی، در باب نابرابری کردیم، بدانیم که داریم در باب چه موضوعی صحبت می کنیم.
برنامه ای به نام جان قصد دارد که در باب موضوعات مختلف در باب باورها، اعتقادات، دغدغه ها، مشکلات به زبان ساده، صریح، روشن و در عین حال بداهه صحبت کند.
در نهایت هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل بگیره.
می تونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه به برنامه ای به نام جان نمیشه.
من خیلی پیش تر از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و پخش کنم، آرا و افکار و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآورده اند.
همه این کتاب ها به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شماست.
می توانید با مراجعه به وبسایت شخصی من این آثار رو دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این راه شکل بگیره این راه تغییر به پیش بره.
میتونید این آثار رو با دیگران به اشتراک بزارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
آیا دنبالهروی یک غریزهیِ گلهوار است یا محصولِ تعلیماتِ نظاممندِ قدرت؟ پرسش اینجاست که چرا حتی در جوامعِ مدرن، باز هم شاهدِ بازتولیدِ همان الگوهایِ سنتیِ مرید و مرادی هستیم؟
مفهومِ دنبالهروی به شکلی هوشمندانه با مفهومِ پیروزی و رستگاری پیوند خورده است. در تحلیلِ نیما شهسواری، نظامِ حاکم با ترسیمِ یک آرزویِ دستیافتنی در نوکِ هرم، افراد را مجاب میکند که برایِ رسیدن به آن جایگاه، ابتدا باید فرمانبرداری مطلق را تمرین کنند. این پارادوکسِ بزرگِ زندگیِ بشری است: برایِ فرمانده شدن در آینده، باید امروز یک دنبالهرویِ بیچون و چرا بود. این چرخه، تضمینکنندهیِ بقایِ نظمی است که در آن هیچگاه اصلِ «فرماندهی» زیر سوال نمیرود، بلکه تنها مهرهها جابهجا میشوند.
در این ساختار، تعصب به عنوانِ محافظِ اصلی عمل میکند. چه در ساحتِ مذهب که فرد خود را مقلدِ مرجع میداند، و چه در ساحتِ هنر و سیاست که هنرمند یا سیاستمدار به مقامی قدسی و معصوم میرسد، هرگونه نقد و یاغیگری به مثابهیِ کفر تلقی شده و با مجازاتِ طرد یا تحقیر روبرو میشود. سیستمِ پاداش و مجازات، دنبالهروی را به تنها راهِ ارتزاق و ترفیع تبدیل کرده است.
برایِ عبور از این خفقانِ فکری، باید به ریشهها نگریست:
آگاهی از این حقیقت که تاجِ قدرت ماهیتی ثابت دارد و تنها سرهایِ زیرِ آن تغییر میکنند، ما را به این نتیجه میرساند که آزادی واقعی نه در تغییرِ فرمانده، بلکه در انهدامِ میل به دنبالهروی نهفته است. دعوت به آگاهی، در واقع دعوتی است به ایستادن در برابرِ وسوسهیِ تقلید و بازگشت به جانِ بیدارِ انسانی.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.