حقوق بشر،

‏ حقوق ابتدائی زندگی آزاد برای انسان که به سبب تلاش‌های خود انسان خلق شده و خط بطلانی بر ‏اهداف خداوندی در کتب اسمانی، سرچشمه گرفته از قتل، کشتار، بردگی، تبعیض، ارتداد و بسیاری ‏زشتی‌های دیگر و اعمال وحشیانه گذاشت.‏
خدایی که طی سالیان دراز سخن از هر چیز به زبان راند جز حقوقی ابتدائی برای زندگی کردن ‏انسان‌ها و نه جانداران که فقط انسان‌ها این اشرف مخلوقات او و خلیفه خداوند بر زمین که حتی حقوق ‏ابتدائی زندگی را از آنان نیز دریغ کرد،
در جای‌جای کتب آسمانی‌اش هیچ حقوقی را بر آدمی محترم نشمرد و اگر هم حقی بر کسی قائل شد ‏این حق با تبعیض به بیراهه رفت و موجبات ظلم بیش از پیش را فراهم ساخت
‏ بیشتر کسانی که علاقه‌مند بر حقوق بشرند و احقاق این حقوق را برای خود و دیگران وظیفه می‌دانند و ‏چه بسا بسیاری از مردم دیگر با هر تفکر و ایده الی منشأ و مبدأ این حرکت عظیم را آدمی می‌دانند و ‏می‌دانند که جرقه این افکار حق طلبانه و دادگستر از کجا و چه کسانی سرچشمه می‌گیرد پس قسط ‏این مقاله توضیح و تفسیر پیرامون پیدایش حقوق بشر و سیر تکاملی این پدیده ژرف نیست
اما به شرح مختصر برای آنان که از پیدایش این تفکر و طریقت آشنا نیستند می‌گویم
‏ آن زمان که خدا و یهودیت یکی از سه‌گانه ادیان اصلی خداوندی (ادیان ابراهیمی) تنها در زمین ‏سلطنت می‌کرد و جهان هنوز نشانه‌های ظلم دیگر خدا را به خود ندیده بود زمانی که یهودیت بر اعمال ‏کثیفی چون برده‌داری، تاراج، تبعیض، جنگ، کشتار و … صحه می‌گذاشت و بر این طریقت زشتی پا ‏می‌فشرد و آن را ترویج می‌داد پادشاه پارسیان کورش کبیر در نهای قدرت پس از تسخیر بابِل بی‌جنگ ‏و خونریزی منشوری تهیه دید و حقوقی در آن برای انسان‌ها قائل شد و این منشور امروز به نام نخستین ‏منشور حقوق بشر شناخته‌شده است و کتب فراوانی مفصلاً به تشریح این عمل والای انسانی به رشته ‏تحریر در آمده است که گویای مفصلی از این کردار والاست
حقوقی که تا آن زمان هماره نادیده گرفته می‌شد و تا هزاران سال دیگر هم کسی در احقاق آن گامی ‏برنداشت و امروز است که برای کسانی محترم و قابل‌ستایش شده، برخی با جان و دل در احقاقش گام ‏بر می‌دارند و برخی آن را دستمایه‌ای برای جنایات کشتار و اهداف کثیف خود قرار می‌دهند و این ‏منشور راستین عدالت در پیش‌ترها و از زبان پادشاهی بیان شد.‏
سخنان کورش کبیر زمانی بیان شد و عملی گشت که یهودیت مورج اعمال کثیف خداوند بود و نه تنها ‏یهودیت که سال‌ها پس از سخنان والای کورش مسیحیت نیز بارها و بارها بردگی را ستایید و بر بردگان ‏امر کرد تا از دستورات صاحبانشان اطاعت کنند و نافرمانی از آنان را نافرمانی از خدا نامید و نافرمانی از ‏خدا را مستحق آتش سوزان جهنم و شکنجه دانست و اسلام نیز همین سخنان را ترویج داد و گفت ‏نافرمانی و فرار از دست ارباب ارتداد از دین اسلام است و این ادیان و راه خداوندی به طول تاریخ ‏مورج بردگی و برده‌داری بودند و وقتی امروز می‌شنویم که هنوز در عربستان، مهد و گهواره اسلام ‏کسانی با شوق دینی و الهی فریاد بازگشت به برده‌داری سر می‌دهند نه شوکه می‌شویم و نه تعجب ‏می‌کنیم که می‌دانیم، این‌ها از برکت خداوندی و ثمره‌های باور به این یزدان بزرگ جهان ارباب تمام ‏برده‌های زمینی است و این فلسفه فرجامی جز این نخواهد داشت،
باید در کنار این‌ها اذعان کرد که آنگاه که از کورش می‌گوییم یا از هر شخصیت قابل تکریمی منظور ‏این نیست که او قبله آمال ما و تمامی تخطی و زشتی‌های زندگی او مرتبط و قابل تکریم از سوی ماست ‏لیک این تنها به معنای ستودن آن کردار والای او در دوردست‌ها و فریادی از برای آزادی بوده و ما که ‏به طول عمر از مراد و مرید بیزاری جسته هیچ‌گاه در این نظام زشتی جای نخواهیم گرفت و اگر امروز ‏هم از حقوق بشر حرف می‌زنیم نه به معنای تصدیق کلی آن که این طریقت را کورسوی امیدی در راه ‏آزادی می‌انگاریم و باید بی‌پروا جنگید و به راه آزادی در پیش بود و هر روزنه‌ای در این راه را تکریم ‏کرد و اگر زشتی از آن دید اذعان داشت لیک اذعان زشتی‌های کسانی که خوبی روا داشته‌اند زشتی ‏است که در این سرای دیوانگان آن‌قدر هستند زشت رویانی که جای مجادله بر دیگران را نخواهند ‏گذاشت با بیان این نگاره که آن را در باب کلیات سخنانم از دیرباز تا کنون و در آینده لازم می‌دانستم ‏به بحث اصلی بازگردیم و بیشتر از حقوق بشر می‌خوانیم.‏
تمامیِ ادیان خداوندی هماره بر ضد حقوق ابتدایی بشر سخن به میان راندند و مورج اعمال و اهداف ‏وحشیانه خداوند بودند، حقوق بشر توسط بشر و برای بشر بنیان شد و به دست بشر تکامل یافت و جبهه ‏مقابل آن ادیان که ثمره خداوند است بود، نمونه‌ی ساده و قابل دسترس آن جهان امروز ما است که در ‏آن کشورهای دین محور هماره جبهه مقابل این منش انسانی بوده و هستند و از تمکین این قانون امتناع ‏می‌ورزند و نقض این حقوق ابتدائی انسان‌ها در این کشورها هماره تبدیل به ارزش شده و برایشان شأن ‏و بزرگی به بار می‌آورد و این خود تفسیری بر این حدیث مجمل است.‏
حال به جاست تا این قانون را مورد مطالعه قرار دهیم و بیش از پیش با آن آشنا شویم و در راهه احقاق ‏آن گام برداریم هماره در تلاش باشیم تا این قانون را تکمیل و در راه بهبود آن بر تلاش برآییم که ‏روزنه‌ای رو به آزادی در برابر انسان‌ها است و حقا در این ظلمات زشتیِ دنیا، این شمع‌های کم‌سو ما را ‏به سمت جهانی زیباتر خواهد رساند.‏

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر ‏
ماده 1‏
تمامی انسان‌ها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا می‌آيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و ‏همگان بايد نسبت به يکديگر چونان برادر رفتار کنند.‏

ماده 2‏
هرکس بدون هيچ‌گونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ‏ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادی‌هایی که ‏در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هیچ‌گونه تمايزی نبايد بر پايه‌ی موقعيت ‏سياسي، قضايی يا بین‌المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد نباید قائل شد، خواه مستقل ‏باشد، خواه تحت قیمومیت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی ‏تحت هرگونه محدوديتی باشد.‏

ماده 3‏
هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.‏

ماده 4‏
هيچ‌کس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده‌داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ‏ممنوع گردد.‏

ماده 5‏
هیچ‌کس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غیرانسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.‏

ماده 6‏
هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.‏

ماده 7‏
همگان در پيشگاه قانون يکسان‌اند و حق‌دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردار ‏شوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه ‏تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.‏

ماده 8‏
هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است ‏که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.‏

ماده 9‏
هيچ‌کس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.‏

ماده 10‏
هرکس حق دارد با مساوات کامل از امکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و ‏بی‌طرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.‏

ماده 11‏

بند 1)‏
هرکس که به ارتکاب جرمی متهم می‌شود اين حق را دارد که بي‌گناه فرض شود تا زمانی ‏که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که در آن تمامی ضمانت‌های لازم برای ‏دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود.‏

بند2)‏
هيچ‌کس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی و یا ‏بین‌المللی جرم محسوب نمی‌شده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آنکه درزمان ارتکاب ‏جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.‏
ماده 12‏
هيچ‌کس نبايد در معرض مداخله‌ی خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار ‏گيرد و يا اين‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در ‏برابر چنين مداخله‌ها و تعرض‌هايی برخوردار گردد.‏

ماده 13‏

بند1)‏
هرکس حق دارد در محدوده‌ی مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.‏

بند2)‏
هرکس حق دارد کشوری، ازجمله کشور خود را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.‏

ماده 14‏

بند 1)‏
هرکس که تحت پیگرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهندگی نمايد و يا اينکه از ‏پناهند‌گی برخوردار شود.‏

بند2)‏
اين حق در صورتی که پیگرد، حقيقتاً ناشی از جرم‌های غیرسیاسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول ‏سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.‏

ماده 15‏

بند 1)‏
هرکس حق بهره‌مندی از تابعيت (مليت) را دارد.‏

بند2)‏
هيچ‌کس را نمی‌توان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اين‌که حق تغيير تابعيت ‏‏(مليت) را از وی سلب نمود.‏

ماده 16‏

بند 1)‏
هر مرد وزن بالغی بدون هيچ‌گونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج و تشکیل ‏خانواده را دارند. مرد وزن در ازدواج، در طول دوره‌ی ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان ‏برخوردارند.‏

بند 2)‏
ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد.‏

بند 3)‏
خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را ‏دارد.‏

ماده 17‏

بند1)‏
هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد.‏

بند 2)‏
هيچ‌کس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.‏

ماده 18‏
هرکس حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب ‏يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها ‏چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.‏

ماده 19‏
هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرنده‌ی آزادی داشتن عقيده بدون مداخله و ‏آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر ‏گرفتن مرزها می‌شود.‏

ماده 20‏

بند1)‏
هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمت‌آميز را دارد.‏

بند 2)‏
هيچ‌کس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.‏

ماده 21‏

بند1)‏
هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه به‌طور مستقيم و خواه به واسطه‌ی نمایندگانی که ‏آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.‏

بند 2)‏
هرکس حق دسترسی يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد.‏

بند3)‏
‏ اراده‌ی مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز ‏شود که با حق رأی همگانی و يكسان و با استفاده از رأی مخفی يا روش‌های رأی‌گیری آزاد برگزار ‏شود.‏

ماده 22‏
هرکس به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق ‏تلاش‌های ملی و همکاری‌های بين‌المللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، ‏اجتماعی و فرهنگی را که لازمه‌ی منزلت و رشد آزادانه شخصيت اوست را عملی کند.‏

ماده 23‏

بند1)‏
هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانه‌ی شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايت‌بخش برای ‏کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد.‏

بند2)‏
هرکس بدون هيچ‌گونه تبعيض حق بهره‌مندی از دستمزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد.‏

بند3)‏
هرکس که کار می‌‌کند حق دارد تا از دستمزدی منصفانه و رضايت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که ‏تأمین‌کننده‌ی زندگی خود و خانواده وی به طريقی، شايسته‌‌ی منزلت اجتماعی باشد و در صورت لزوم ‏با ديگر شيوه‌های حمايت اجتماعی تکميل شود.‏

بند4)‏
هرکس حق دارد اتحاديه‌ای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديه‌هايی عضو ‏شود.‏

ماده 24‏
هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری از ‏تعطیلات ادواری با دريافت دستمزد را دارد.‏

ماده 25‏

بند1)‏
هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبيل خوراک، ‏پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره‌مند گردد و حق دارد به هنگام ‏بيكاری، بيماري، از کارافتادگی، بیوگی و سالخوردگی يا فقدان وسيله‌‌ی امرار معاش و گذران زند‌گی ‏که خارج از اختيار وی است تأمین گردد.‏

بند2)‏
مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ويژه برخوردار شوند. همه‌ی کودکان خواه ‏ثمره‌ی ازدواج باشند و خواه ثمره‌ی روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايت‌های اجتماعی يكسان ‏بهره‌مند شوند.‏

ماده 26‏

بند1)‏
هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی ‏بايد اجباری باشد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بايد در دسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد ‏برای همه و براساس شايستگی در دسترس باشد.‏

بند2)‏
آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی ‏باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليت‌های ‏سازمان ملل متحد در جهت پاسداری از صلح را تسريع بخشد.‏

بند3)‏
والدين در گزينش نوع آموزش فرزندانشان حق تقدم دارند.‏
ماده 27‏

بند 1)‏
هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفت‌های علمی و فوايد آن ‏بهره‌مند شود.‏

بند2)‏
هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پدیدآورنده‌ی آن ‏است استفاده کند.‏

ماده 28‏
هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بين‌المللی را دارد که در آن حقوق و آزادی‌های مورد ‏اشاره در اين اعلاميه به‌طور کامل قابل اجرا باشد.‏

ماده 29‏

بند1)‏
هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفه‌ای دارد.‏

بند2)‏
برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديت‌هايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به ‏هدف تأمین شناسايی و احترام به حقوق و آزادی‌های ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، ‏نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين می‌شود.‏

بند3)‏
اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.‏

ماده 30‏
هيچ‌يک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونه‌ای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل ‏شود که به‌موجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادی‌های مورد ‏اشاره در اين اعلاميه دست یابد.‏
‏ ‏

انسان به موجب داشتن تفکر و اندیشه می‌تواند تصمیم بگیرد که حقوق بشر را محترم بشمارد و در ‏احقاق آن تلاش کند و یا بر ضد آن جبهه بگیرد و پیرو اهداف و کلام خداوندی باشد و جهانش را ‏فراتر از حقوق بشر و الزام بر رعایت آن بداند که این را می‌توان در میان بسیاری از آدمان که گهگاه ‏تظاهرات هم می‌کنند دید،
شخصی پلاک کارتی به دست گرفته و در آن آزادی را به جهنم می‌راند و نفرتش را نسبت به آزادی ‏و حقوق انسانی ابراز می‌دارد باور همگان در نهایت سفاهت هم قابل احترام است تا بدان جا که قانون ‏آزادی جانداران نقض و پایمال نشود
مثال ساده، همین مطلب است و باید فریاد زد تا برپایی جهان آرمانی و شکل‌گیری آزادی همگانی
باید دانست که جهان از آن همه‌ی ماست کسی والاتر از دیگری نیست و باید جهان را به سمت و سوی ‏جهان آرمانی سوق داد تا در آن این اشخاص نیز به آسانی و در آرامش و آزادی خویش زندگی کنند ‏و جهان عاری از هرگونه تحمیل و جبر گردد.‏
جهان آرمانی مستوجب این است که قانون‌گذار و هر کس که این قانون را موظف به تمکین است ‏همه و همه این قوانین را قبول کنند و با عشق و علاقه و سلامت ذهنی دور از تحمیل و شستشوی ذهنی ‏بر آن صحه گذارند و آن را رعایت و حفاظت کنند و با عشق در پیشبرد جهان خویش و هم باورانش ‏کوشا باشد و این به معنای عزل کردن هر قدرت و تحمیلی بر جهان است.‏
در آن جهان پاک و آرمانی ما دگر نیازمند حقوق بشر نیستیم که انسان‌ها خویش برای خود حقوق ‏وضع می‌کنند و به آن پایبند خواهند بود، در آن دنیای پاک رؤیاها با تلاش ما به واقع بدل خواهد شد ‏قانون آزادی حکم‌فرما بر جهان خواهد بود، قانونی که در آن حقوق همه جانداران و آزار نرساندن به ‏همه جان‌ها ملاک و معیار است.‏
ما دگر جهانی نمی‌خواهیم که در آن بر دیگری تحمیل صورت پذیرد، حال با هر رویه و تفکری حتی ‏اگر این تحمیل از بهترین تفکرات تاریخی بشری باشد آنجا که حقوق بشر علم می‌شود تا به واسطه آن ‏جماعتی را به درد برانند، این دگر معنای آزادگی نخواهد داد که نابودی آزادی است پس باید دانست ‏که جهان محتاج رسیدن به جهانی آرمانی است تا در آن تحمیل و جبر از میان رود و برای آزادی ‏دیگران تنها به قدرت افکار و گفتار خویشتن ایمان بیاوریم و رخت بردگی را از تن خویش و تمام ‏آدمیان برکنیم که ما جهانی آزاد به وسعت ذهن همه انسان‌ها از جهان طلب داریم
باز هم باید پیرامون احترام بر قانون آزادی جانداران گفت و اجرای آن را برای همگان الزامی و ‏لازم‌الاجرا خواند که این از برای آزار به میان می‌آید و سپر و رزمش بر ضد آزار جانداران است،
‏ بر جانداران امر به روش زندگی نمی‌کند بلکه همگان را به احترام بر دیگر جانداران می‌شوراند و فرای ‏انسان که با مدد از ذهن و تفکر مختار بر تمکین و یا مقابله با قانون است و قوانین زندگانی خود را ‏مختار به وضع بوده و بر آن عشق می‌ورزد که این آزار نرساندن به جانداران برای تمام حیوانات گیاهان ‏مجانین کودکان و هر کس که قدرت و اراده تفکر و انتخاب را ندارد وضع خواهد شد تا حقوقشان ‏یکسان در سراسر جهان توسط همه انسان‌ها محترم شمرده شود.‏
با تمکین قانون آزادی جانداران و آزار نرساندن به دیگران چه زیبا جهانی می‌شود اگر انسان‌ها به جای ‏نگاشتن حقوق بشر حقوق جاندار را محترم بشمرند و به جای بند و ماده و تبصره یک قانون را سرمشق و ‏سرلوحه زندگی خویش قرار دهند، چه زیبا خواهد شد این دنیا و باید بدانند که آن قانون چیزی نیست ‏جز احترام بر آزادی جانداران، تمامیِ جانداران گیاهان و انسان‌ها حیوانات همه و همه موجودات زنده، ‏باید برای رسیدن به جهان آرمانی و بزرگمان تلاش صد برابری کنیم و از پای ننشینیم.‏
جهانی که با تجاوز کشتار غارت و … قلمروی انسان‌های بیمار شده و در آن به هزاران شکل و منظر ‏حقوق دگر جانداران زیر پای نهاده می‌شود و آنان را در نهایت ظلم و قساوت به خاک و خون ‏می‌کشند و جهانی که در آن عده‌ای آزاده بر می‌خیزند تا حقوقی برای انسان‌ها و نه جانداران که فقط ‏همنوعان خویش بر پا دارند با هجوم وحشیانه‌ای از همنوعانشان انسان‌ها مواجه می‌شوند و گاه این حق ‏بازیچه بعضی قرار می‌گیرد و عده‌ای به سودای کشتار دست به احقاق این حق برای دیگران می‌زنند و ‏عده‌ای در نقض آن مبتکرانه و قدرتمندانه عمل می‌کنند در چنین جهان مخروبه‌ای و با وجود چنین ‏انسان‌هایی که نطفه‌ای نارس از خداوند زشتی و پلیدند سخن از حقوق جانداران گفتن وهم است، در ‏جهانی که برای احقاق حقوق بشر، سر می‌برند و اعدام می‌کنند و شکنجه می‌دهند و به اسارت ‏می‌گیرند، محترم شمردن این قوانین برایشان مرگ است حقوق جانداران رؤیایی دست نیافتنی‌ است اما ‏ما بر خواسته‌ایم برای آزادی جانداران، حقوق بشر برایمان قابل احترام ولی هدف آزادی جانداران ‏است که بشر بخش کوچکی از آن خواهد بود.‏
به سودای آزادی و حقوق جانداران می‌نگارم و در راهه احقاق حقوق آزادی همه‌ی آن‌ها تا آخرین ‏قطره خونم خواهم جنگید هیچ‌گاه از تلاش دست نخواهم برداشت، پس باز هم به کرات باید که فریاد ‏زد، برپا باد جهان آرمانی به مدد از قانون پاک آزادی