در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
مالکیت، فدیهای منحوس است که هزاران سال است زندگی را به بردگی و مردگی فروخته است. در قسمت سی و دوم از پادکست به نام جان، با نیما شهسواری همراه میشویم تا نقاب از چهره این ارزش مستحکم اما ویرانگر برداریم. این متن، یک مانیفست برای بازپسگیری جانهایی است که در زیر یوغ تصاحب، از معنا تهی گشتهاند. ما از جهانی سخن میگوییم که در آن ریشه تمامی فجایع، از جنگهای خونین تا استثمار کارگران و شکنجه حیوانات، در همین حس مالکیت نهفته است.
در این اپیزود، تحلیل میشود که چگونه الگوهای مالکیت از آسمان به زمین هبوط کرده و در قالب نژادپرستی، مردسالاری و سرمایهداری، ساختار قدرت را بازتولید کردهاند. دعوت ما، دعوتی است به فروریختن هرم قدرت و رسیدن به برابری مطلق؛ جایی که هیچ جانی، ملکِ جانی دیگر نباشد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان در این ابتدای برنامه که قرار هست ما درش در باب مالکیت و تصاحب صحبت بکنیم قاعدتا با جهان امروز خودمون رو به رو میشیم.
اینکه تا چه اندازه این ارزش در بین مردم دنیا جاری و ساری هست و تا چه اندازه به اون بها میدن.
امروز ما با جهانی رو به رو هستیم که در جای جای جهان این مالکیت قبول شده است.
این تصاحب دیگران شناخته شده است.
حالا به نسبت در جاهای مختلف متفاوت نسبت به آن ما تصویر می بینیم.
متفاوت در برابر دیدگان ما به نوعی تصویر می شود.
اما همه جا وجود دارد.
اینکه به این مالکیت باور داشته باشند، اینکه صاحب بر دیگران خوانده شوند، حالا اینکه صاحب چه کسانی باشند و یا چه چیزهایی متفاوت است.
اما این ارزش شناخته شده است.
ارزش مستحکمی که در جهان وجود دارد و عاملیت بیشترین زشتی ها در جهان هم می تواند لقب بگیرد.
خیلی از زشتی هایی که ما در جهان داریم می بینیم، فجایعی که در جهان می بینیم به واسطه همین مالکیت و تصاحب دیگران است.
اینکه شما خود را صاحب بر دیگران خطاب بکنید و با این ارزش دنیا را به پیش ببرید و می بینید که جهان زشتی را هم پدید بیاورید.
اینکه شما شاهد جنگ های بی شمار می شوید، اینکه شما شاهد خشونت های وحشتناک میشود.
اینها برگرفته از همین حس مالکیت، این باور به مالکیت و تصاحب دیگران است.
اینکه شما مواجه با کشتارها و کشتارگاه های وحشتناک می شوید، سلاخ خانه های وحشتناک می شوید همه برگرفته از همین نگاه مالکانه است.
اما ریشه های این در کجا شکل گرفته؟
خب قاعدتا وقتی شما نزدیک به مفهوم مالکیت و تصاحب می شوید، مترادف با آن نام خدا هم در ذهن شما شکل می گیرد.
اینکه خدا و صاحب بودن و مالک بودن یکجوری با هم گره خورده.
اینکه اصلا نام خدا با این مالک بودن و ملک بودن به نوعی عجین شده و خدا را شما به نوعی صاحب این تفکر می بینید به وجود آورنده این تفکر می بینید.
این تفکری که حالا به واسطه او قدرتمند و قدرتمند تر شده از یک هزاری ساخته و از هزاری ده ها و صدها هزار پدید آورده از یک خدای در آسمان ها هزاران هزار خدای بر زمین را شکل داده، یک اصل را پدید آورده که دائم انسان ها در حال بازتولید آن هستند و اشکال مختلفی از آن را پدید می آورند.
ما با یک خدایی روبه رو هستیم که یکتای بر جهانیان است، در نوک هرم قرار می گیرد و مالک بر همه چیز هست.
مالک بر روز جزا و روز قیامت است، مالک بر زمین هست.
پادشاه شاهان هست.
اوست که صاحب بر همه خواهد بود.
اوست که صاحب بر انسان هاست.
و حالا این خدای صاحب و مالک و این تفکر واحد هایی که ساخته می شود هزاران مالک و صاحب را هم در دل خودش جای میده.
خودش هم این مالکیت رو به نوعی عطا میکنه به انسان.
اینکه حالا انسان را مالک بر دیگر جان ها قلمداد میکنه، اینکه انسان را مالک و صاحب حیوانات قلمداد میکنه.
خود را مالک و صاحب انسان میدونه و انسان رو مالک و صاحب حیوانات میدونه.
طبقات بی شماری رو به وجود میاره و این مالکیت رو به نوعی انتقال میده.
این ارزش واحده شکل میگیره.
ما بارها در باب این موضوع صحبت کردیم که وقتی یک ارزش واحدی شکل میگیره، فروع بی شماری در دلش شکل خواهد گرفت.
شما به این اصل پایبند هستید.
حالا یک فروعی رو هم خودتون به وجود بیارید.
یک بار خدا در آسمان ها صاحب هست.
یک بار انسان بر زمین، صاحب بر حیوانات و طبیعت است، یک بار مردی صاحب بر فرزندان و همسر خود خواهد بود.
یک بار شما به عنوان نژاد برتر صاحب بر دیگران خواهید شد.
مالک بر اونها، مالک بر زندگی اونها، صاحب بر جان اونها، صاحب فرزندان اونها خواهید بود.
این اصل یکسان دائما در حال بازتولید خودش است و شما نمیتونید کنترلی نسبت به این ساخته ها داشته باشید.
نسبت به این برساخته ها داشته باشید.
نمی تونید انتقادی نسبت به این موضوع بکنی چرا که این اصل رو خود به وجود آوردید.
خودتون این اصل رو به پیش بردید.
این عصر قدرتمند در جهان ادامه دادید، پدید آوردید و در نهایت میتوانید مواجه شوید با حالا بیشمار که با توجه به این اصل است که دارند این فرمول را برای خودشان به وجود میآورند.
پس وقتی ما داریم در باب این مالکیت و تصاحب صحبت میکنیم، همه و همه برگرفته از همان نگاه یکتا پرستانه ای است که یک خدایی که صاحب بر دیگران است را تصویر داده.
اینکه این خدا صاحب بر جان انسان ها هست، مالک به زندگی آنها هست.
وقتی شما مواجه میشوید با داستان های بیشماری که در دل این ادیان مطرح شده، همه و همه در باب همین صاحب خوانده شدن خدا هست که دارد مطرح میشود.
اینکه خدا می خواهد تا بیشماران از حیوانات را قربانی راه او بکنید، همه برگرفته از این صاحب بودن این خدا هست.
اینکه خدا این مالکیت انسان ها را تنفیذ میکند، بهش جاه و مقام میدهد که حالا انسان ها صاحب بر حیوانات باشند.
خب همه پدیدآورنده این نگاه است و در عین حال قدرتمند کننده ی این نگاه.
یعنی شاید بشود مصداق هایی در باب این موضوع پیش تر از اینکه ادیان حتی وجود داشته باشند هم داد.
این که انسان از همان ابتدا به واسطه ی خودپرستی ها، خودخواهی ها و آز پرستی هایی که در وجودش داشته، به سمت و سویی کشیده شده که خود را مالک بر دیگران بداند و تصاحب کند.
هر چند که نمونه های در برابر آن هم وجود دارد.
نگاه اشتراکی انسان ها از ابتدا پیش از این که ما با موضوعی به نام قدرت روبه رو شویم و این قدرت یکتا را در آسمان ها پدید بیاوریم روبرو می شدیم.
با آن دوران کمون و اشتراکی بین انسان ها که حالا انسان ها سعی می کردند با همکاری و همیاری دنیایشان را به پیش ببرند.
اما حتی اگر شما مصداق ها و نمونه هایی را هم پیش از این ادیان برای این موضوع بیاورید، آن چیزی که این نگاه را گسترش داد، تبدیل به ارزش کرد و قدرتمند کرد، همین نگاه مالکانه خدا بود.
همین نگاه یکتا پرستانه ای بود که مدام صحبت از این تصاحب و مالکیت می زد و امروز ما مواجه می شویم با اینکه این تبدیل به یک ارزش مثلثی در سراسر جهان شده با هر نگاهی.
یعنی شما به جای جای جهان نگاه بکنید شاهد این نمونه های تصاحب و مالک شدن می شوید.
همه جای دنیا هم به همین شکل است.
گفتم میشه در باب نسبیت صحبت کرد.
این که در مثلا یک کشور اسلامی مثل ایران خیلی بیشتر است در یک کشور مثلا حوزه اسکاندیناوی کمتر است.
این تصاحب و مالکیت.
یا در یک کشوری که سوسیالیستی اداره می شود کمتر است.
مثل همان کشورهای اسکاندیناوی که آنها هم نظام اقتصادیشان تا حدی متاثر از همین نگاه های سوسیالیستی و اجتماع گرایانه به نوعی است.
شاید در آنها نسبیت اش کمتر باشد اما در همه جا این مالکیت و تصاحب وجود دارد و این یک ارزش مسلطی است.
یک نظم جهانی ساخته شده است که همه انسان ها به آن پایبند هستند و به نوعی قبولش کرده اند.
شما با عناوین مختلفی روبهرو میشوید.
در باب این موضوع اما همه جا وجود دارد، همه جا حضور دارد، همه جا قدرتمندانه در حال پیش رفتن است، در جایی کمتر و در جایی بیشتر و وحشتناک تر.
امروز این ارزش ساخته شده در پیشینیان، در بین آن نگاه های یکتا پرستانه که در طول این سالیان دراز هر بار هم قدرتمند شده، بارها بازتولید شده، بارها شکل و شمایل تازه ای به خود گرفته.
وقتی شما به این تصاحب و این نگاه صاحبخانه ای که هیتلر مثلا به عنوان مثال در نازی ها داشت، این نگاه های فاشیستی در جهان دیروز و حتی امروز هم وجود دارد و دارند.
این ها همه برگرفته از همین حس مالکیت و تصاحب بر دیگران است.
این که آنها خود را برتر از دیگران می دانند و مالک بر آنها می دانند، این نژاد ها را پست تر از خود می دانند.
خود را حق بر زمین می دانند و در عین صاحب بودن و مالک بودن حاضر هستند که جان آنها را هم از بین ببرند.
حاضرند اینها را در کوره های آدم سوزی بریزند.
حاضرند کودکانشان را هم از بین ببرند.
و این ها همه برگرفته از همان نگاه است.
بارها بازتولید می شود.
به اشکال مختلف در می آید.
یک روز می تواند موضوع نژادی محوریت آن باشد.
یک روز می تواند موضوعات اعتقادی و باوری محوریتش باشد.
حتی روزی می تواند جنسیت باشد.
روزی می تواند نوع انسان و نوع بشر باشد و مدام در حال بازتولید و تکرار باشد.
گاها در باب این مسائل، در باب این موضوعات، در همان ادیان، در همان به وجود آورندگان و گسترش دهندگان این نگاه شکل گرفته و این طبقات و تقسیمات این نگاه های متفاوت پیرامون تصاحب شکل گرفته و گاها هم در نگاه های فرای آن ادیان با توجه به این اصل مشخص، این فروع شکل گرفته و ساختار تازه ای هم به خودش گرفته اما همه وابسته به همان نگاه است.
ما در باب این ارزش مالکیت و تصاحب وقتی می خواهیم نزدیک بشویم و نگاه بکنیم تا چه اندازه در جهان ما قدرتمند هست؟
می توانیم یک نگاه کوچکی به جهان پیرامون خودمان داشته باشیم.
می توانیم برویم به اعماق تاریخ.
از دیرباز بهش یک نگاهی بکنیم، مواجه بشیم با این برده داری دیوانه واری که بین انسان ها وجود داشته.
اینکه چگونه انسان ها در یک تاریخ طویل مدتی انسان های دیگر را به اسارت و بردگی گرفته اند.
اینکه خود را مالک و صاحب آنها دانستن اینکه برای آنها هیچ حقی قائل نشده اند، صاحب بر آنها بودن آنها جزئی از ملکشان بوده، مالک شان بوده.
شما مواجه می شوید با یک تاریخ طول و درازی که تا همین چند صد سال پیش هم قدرتمند بود.
حتی تا همین چند ده سال پیش.
حتی امروز هم داریم با همان نگاه ها دنیا را می بینیم.
حتی امروز هم همان برده داری یک شکل و شمایل مدرنی به خودش گرفته، یک پوشش و رویه و حجابی به خودش گرفته.
باز هم همون اصل هست که جاری و ساری هست.
یعنی شما وقتی به این نگاه مالکیت و تصاحب نگاه میکنید و ریشه این رو مورد کنکاش قرار میدید، وقتی به اون ریشه های ابتدایی میرسید که حالا ما داریم در باب کنیزان و بردگان صحبت میکنیم که به بدترین شکل اونها رو تصاحب میکردن و در میدان ها می فروختند، بچه هاشون رو تصاحب می کردند، حتی بچه هاشون رو می فروختند.
هر کاری میتونستن باهاشون بکنن، داغ دارشون بکنن، کتکشون بزنن، ازشون بیگاری بکشن، با یک لقمه نان اینها رو به اسارت خودشون دربیارن.
از کار و تولیدی که دارن میکنند هیچ حق و حقوقی بهشون ندن.
باز هم این نگاه دنباله دار ادامه پیدا کرده.
امروز به جهان مدرن رسیده.
امروز در جهان مدرن هم در قبال کارگران داره همین رفتار وحشیانه میشه.
حالا هر چند که در طول سالیان سعی شده این رفتار ها هی بهتر و بهتر بشه اما باز هم این وجودیت وجود داره.
این اصل وجود داره؟ دارد.
یعنی شما باز هم مواجه میشوید با همان بیگاری ها، با همان تصاحب دیگران و آنکه آنها را ملک و ملک خودشان میدانند، آنها را تصاحب کردند تا کار بکنند و از کارشان اینها استفاده بکنند، سوءاستفاده بکنند و بر گرده هایشان سوار شوند.
همان نگاه های وحشیانه است.
اگر در دیروز اینها را به بدترین شکل و وحشیانه ترین شکل شکنجه می دادند، امروز هم در قبال اعتراض کوچک می بینید که باهاشون چی کار میکنند.
اگر دیروز اینها حق و حقوقی نداشتند، به واسطه یک لقمه نان داشتند زندگی میکردند و از صبح و شب کار میکردند.
امروز حتی همان لقمه نون هم ندارند.
در بعضی از جاها که ما مواجه میشویم با اینکه فلان کارگر در فلان کشور خودسوزی کرد به واسطه این وحشیگری ها در همین ایران ما هم این اتفاقات وحشیانه افتاده.
این برده داری مدرن داره قدرتمند پیش میره.
هر چند که ایران نه کشور صنعتی بوده نشده حتی باز هم در این جنون به واسطه اون نگاه مشخص در اینجا هم حاضر نیست از جهان کوتاه بیاید.
حتی یک کشوری که به هیچ عنوان کشور صنعتی نیست باز هم شبیه به همان کشورهای صنعتی عمل می کند.
چرا که این ریشه های فکری از ابتدا از همین باورها گرفته شده است.
همین باورهای یکتا پرستانه از همین ایمان به تصاحب و مالک شدن بر دیگران گرفته شده.
حالا در یک کشوری که با این نگاه های اسلامی هم پیش می رود، قاعدتا باز هم همین نگاه دگم و مریض پیش خواهد رفت.
حتی با اینکه صنعتی نیستند.
حتی با اینکه این کشور های صنعتی در جهان مدرن بعد از انقلاب صنعتی بیشتر درگیر این موضوعات بودند، بیشتر یک جماعت برده ای را پدید آوردند به خاطر اینکه تمام ثروتی که به دست می آوردند به واسطه کار همین ها بود.
سوءاستفاده از همین ها بود.
اما این ها هم از یک اصل مشترک و مشخصی که ما درباره اش صحبت کردیم و برمی گشت به همان نگاه یکتا پرستانه ای که شما باور داشته باشید به این اصل.
این اصل را در آغاز صحبت های خودتون در آغاز افکار خودتون قرار بدید که یک قدرت ماورایی وجود دارد حالا می تواند صاحب باشد.
حالا این صاحب ها می توانند طبقات مختلفی داشته باشند، دیگرانی هم می توانند پا به پای او قدرت یکتا بگذارند.
دیگرانی هم می توانند ثابت شوند مدام در حال بازتولید بوده و حالا از این نگاهی که در سرلوحه خود قرار داده اند به این جا رسیده اند که بتوانند کارگران را هم تصاحب کنند.
آن ها را هم به عنوان موالی خودشان به حساب بیاورند و شما مواجه می شوید از این نگاه که از دیرباز در قبال برده ها چه رفتاری را انجام داده و انسان ها چگونه دیگر انسان ها که حالا ضعیف تر بودند در جنگ مغلوب شدند و یا یک همچین عناوینی به چنگ آن ها درآمدند را صاحب شده چرا که از همان نقطه ابتدایی هم به همین نگاه صاحب شدند.
ایمان داشته و حالا می توانسته هر بار هم این مرتبه تکان بخورد.
چقدر خود این ادیان و باورها هم در این نگاه ها نقش داشته اند.
در مسیحیت شما روبه رو می شوید با این عنوانی که مدام داره از سوی مسیح و مسیحیان بردگان دعوت میشن به این سکوت و سکون در برابر قدرتمندان و اینکه این اصل رو قبول کنن این نظام رو.
این نظام پدید آمده ای که به سمت خدا هست، با همون باور به خدا هست رو قبول بکنند و در اون حرکت بکنن.
همون تصویری که ما داریم دربارش صحبت میکنیم که خدای در نوک هرم قرار گرفته و بندگان بیشماری داره.
در مسیحیت به کرات دربارش اذعان شده که حالا این بندگان و بردگان بر زمین یک اربابی دارن، یک صاحبی دارن که بر اونها صاحب این برده ها هست و ازشون کار میکشه و اینها باید در برابر او ساکت و آرام باشن.
باید جایگاه قدسی او رو قبول کنن.
همونطور که این اربابان هم جایگاه قدسی اون خدای در آسمان ها رو قبول کرده.
همون نظامی که ما درباره اش داریم صحبت میکنیم.
در مسیحیت به کرات در بابش صحبت شده یا در اسلام تا چه اندازه این جایگاه رو ستایش کردن؟
شما میتونید برده داشته باشید با هزاران هزار حدیث روبرو میشید در باب اینکه برده ها حق شما هستند شما میتونید با این موالی خودتون چه کارهایی بکنید؟
با آیات قرآنی.
اینکه شما کنیزان رو میتونید بهشون تجاوز بکنید و تجاوز قانونی و شرعی بکنید.
حالا زنی رو که تصاحب کردید رو میتونید به زیر پا بزارید و بهش تجاوز بکنید.
در اختیار داشته باشید و این مالک شدن رو بر جان آدم ها و جهان بر همه چیزی که در دنیا وجود داره هی مدام بیشتر و بیشتر کرده.
و حالا حتی اگر به دنیای امروز هم میرسید باز هم همین اصل به نسبت در جای جای جهان دیده میشه.
اینکه باز هم دارن سوءاستفاده میکنن باز هم خود را صاحب و مالک بر دیگران می دانند.
باز هم دیگران و کارگران را به نوعی بردگان خود به حساب می آورند و هر کاری رو در قبال اونها می کنند.
مثال در باب این مسائل بسیار میشه زد.
در باب این صاحب خوانده شدن مصادیق بیشمار هست.
شما نگاه بکنید به نگاهی که انسان نسبت به حیوانات داره.
و اینکه خود را صاحب بر آنها می داند.
صاحب و مالک بر جان و زندگی اونها میدونه.
هیچ حق و حقوقی برای آنها قائل نمیشه.
این تقریبا در تمام دنیا جاری و ساری هست.
در بین تمام افکار.
شاید تا حد کوچکی بودائیان این ارزش رو قائل شدن به حیوانات که اون هم باز برگرفته از یک نگاه ترحم آمیز هست.
در نهایت امر که حالا خیلی نمیخوایم نزدیک بهش بشیم اما باز هم تبدیل به یک قاعده و قانون نشده.
و بیشتر بر میگرده به اینکه خود را بزرگتر و بالاتر و والاتر بدونید نه برابر و همتا.
نگاهی که برگرفته از این ترحم هست و بعد تبدیل به یک ساختار و یک نظم قانونمند نشده و فرای اون مثلا در یک خرده دینی به اسم جین.
که حالا در بین اونها مثلا یک موضوعی مثل گیاهخواری به پیروان.
امر شده چیزی که در بودائیت امر نشده تنها توصیه شده.
حالا خیلی دور نشیم از مساله اما در تمام نگاه های جهان، در تمام کشور ها، در تمام نظام های فکری، فلسفی، دینی، مذهبی، اقتصادی، در هر نگاهی که شما نزدیک به انسان ها بشوید مواجه می شوید با اینکه انسان خود را مالک بر حیوانات بوده، این موجودات را تصاحب کرده، جان و زندگی و همه چیز آن ها را تصاحب کرده، حالا هر رفتار وحشیانه ای را در قبال آن ها انجام می دهد.
به جنگل ها می رود، به محیط زیست آن ها می رود، به حریم زندگی آن ها می رود، آن ها را شکار می کند و وحشیانه ترین رفتار ها رو می کنه، باهاشون عکس می گیره، پوست تنشون رو می کنه و تبدیل به لباس و کیف و این موضوعات می کنه.
گوشت تنشون رو می خوره.
خونشون رو به زمین می ریزه، کشتارگاه های وحشیانه به وجود میاره و حتی به کودک حیوانی هم رحم نمی کند.
در آزمایشاتش بدترین رفتار ها را باهاشون میکنه چرا که اونها رو ملک خودش می دونه و جزو موالی خودش می دونه.
حالا صاحب اونها هست.
اگر دوست داره یک روز اونها را فلج کنه در آزمایشگاه هاش فلج می کنه.
اگر دوست داره اونها را بکشه می کشه.
هر رفتاری که دوست داره می کنه چرا که اون رو ملک خودش می دونه و ما مواجه می شیم با این نگاه بیمارگونه که چه در ادیان چه در تمام نگاه ها جاری و ساری هست.
به قدرت در حال پیش رفتن هست.
این نگاه یکتا پرستانه و این مالک بودن حالا قرار هست که در خود هی بازتولید بکنه یک صاحب تازه ای را پدید بیاره.
حالا در همون قرآن، در همون انجیل، در همون تورات، در نگاه های فلسفی، در حتی نگاه های امروزه انسانگرایی و پیشرفته و مدرن هم با همین مفهوم روبرو هستیم.
انسان یک مرتبت بالاتری داره که صاحب بر حیوانات و طبیعت هست.
مالک بر اونها هست.
در تمامی این نگاه ها هم همین صحبت داره.
گفته می شه یک روز اشرف مخلوقات هستند.
یک روز با کرامت هستند.
انسان با کرامت که کرامت بالاتری نسبت به حیوانات دارد.
در نهایت موضوع به یک نقطه ختم می شود و آن هم صاحب شدن انسان ها بر حیوانات است که بدترین و وحشیانه ترین رفتارها را هم رقم می زند.
مصداق ها بیشمار هست.
این نگاهی که نسبت به والد و فرزند دارند، اینکه والد را تا چه اندازه ای صاحب بر فرزند خود می دانند.
اینکه اصلا این حق را در اختیار والد آن گذاشتند.
اینکه شما وقتی در باب یک مسئله ای صحبت می کنید مثل فرزند آوری بیشتر نوک پیکان ها در این است که این شخصی ترین اتفاق و انتخاب انسانی است که این شخصی ترین نهایتا قرار است که به اجتماعی ترین اتفاق انسانی هم بدل شود.
یعنی این شخصی ترین اتفاق و نوع تربیت آن بچه در نهایت قرار است اجتماع آینده انسانی را بسازد و این شخصی ترین در نهایت تبدیل به اجتماعی ترین اتفاق میشه اما این رو حق بر اون ها می دونن.
این فرزند به نوعی ملک این ها هست.
این ها صاحب بر اون هستن.
از نگاه های دگمی که مثلا در همین باور های اسلامی وجود داره که حق کشتن اون ها رو میده به پدر و جد پدری که می تونن به سادگی این ها رو بکشن و از بین ببرن.
نه تنها بزنند، کتک بزنن، بدترین رفتار ها رو بکنن، هر گونه که دوست دارن تربیتشون بکنن.
حتی می تونن این ها رو بکشن.
چرا که ملک شون صاحبش هست.
همون طور که صاحب بر حیوانات هستن.
حالا این نگاه بیمار تا چه اندازه سعی میشه که در جای جای جهان در نگاه های مدرن کمرنگ و کمرنگ تر بشه؟
اینکه این نگاه آلوده ای که کودکان رو فقط و سراسر وظیفه قلمداد کرده تغییر بکنه.
حالا این فرزندان این کودکان پر از حق بشن و وظیفه در اختیار و بر دوش که والدین باشد.
اما این نگاه صاحبخانه در دل این موضوع هم به کرات در جهان اتفاق افتاده و شکل گرفته حتی امروز هم وجود داره در بین زن و مرد این نگاه.
شما مواجه هستید باهاش که مرد هم یک ملکی داره به اسم زن.
در همین نگاه های دینی، در همین نگاه های اسلامی که قاعدتا همه باهاش روبرو شدیم، زن ملک مرد هست، مرد صاحب زن هست و می بینید که به سادگی می تونه اون رو طلاق بده.
می تونه حق و حقوقش رو نده، می تونه اون رو کتک بزنه.
فرزند برای اون هست.
تمام حقوق در اختیار اون هست.
ارزش و ارث او دو برابر زن هست.
ارزش دیه او دو برابر با زن هست و زن اصولا هیچ ارزش و اعتباری نداره.
ملک مرد هست و حالا شما با همین نگاه در جای جای جهان هم به نسبه رو به رو هستید.
کم رنگ تر، پر رنگ تر اما همه برگرفته از همون نگاه مالکیت و تصاحب هست و ما داریم در باب این مصادیق صحبت می کنیم که مصادیق مسلما بی شمار است.
در هر جایی در بین هر کسی می تواند متفاوت باشد.
در هر نقطه از جهان، در هر نقطه از شهرها و روستاها و حتی بین خانواده ها.
چرا که ما بارها در باب این موضوع صحبت کردیم.
وقتی یک اصلی به وجود می آید، فروع متفاوتی را می تواند بازتولید کند.
یعنی شما وقتی به اصل مالکیت و تصاحب بر دیگران معتقد و معترف هستید، می توانید هزاران مصداق را برایش به وجود بیاورید.
هر بار می تواند مصادیق تازه ای شکل بگیرد.
برده داری یکی از آن مصادیق است.
رابطه زن و مرد یکی از مصادیق است.
روابط والد و فرزند، انسان و حیوان و بعد می تواند دوباره بازتولید بشود.
همان طور که یک مثال کوچکی هم درباره اش زدم اینکه نژاد هم می تواند تاثیرگذار باشد.
شما نژاد خود را برتر نسبت به دیگران می دانید و خود را صاحب بر دیگر نژاد ها می دانید.
حالا هر رفتاری را می توانید با آن ها بکنید.
می توانید آن ها را به کوره های انسان سوزی بفرستید و یا می توانید آن ها را به بردگی خودتان بگیرید و ازشون سوءاستفاده کنید.
حالا می تونه این طبقه ای که شکل گرفته این نظام صاحب خونه شدن به نوعی برای ثروتمندان شکل بگیره.
حالا ثروتمندان صاحب بر دیگران بشن و فقرا رو به استثمار بگیرن، به عنوان برده در خدمت خودشون داشته باشن.
همونطور که امروز هم در جهان باهاش رو به رو هستیم.
کارگران که به نوعی موالی این ثروتمندان به حساب می آیند و آنها می توانند با این حس تصاحب که نسبت به آنها دارند هر رفتاری رو در قبال اونها هم انجام بدن.
امروز جهان ما با این زشتی بزرگ گره خورده و اینگونه ما را با این حس وحشت ناک توامان کرده.
این حس وحشیانه مالکیت و تصاحب دیگران، این حسی که باعث به وجود آمدن این جهان پر از زشتی ها شده.
جهانی که ما درش غرق در این ناعدالتی ها و نابرابری ها هستیم.
هر بار به اشکال مختلفی باهاش روبرو میشیم و این مالکیت ما را در این مرداب وحشتناک هم غرق کرده.
هر روز شاهد رفتارهای زننده ای هستیم.
اگر جنگی در جهان به وجود می آید این است که حالا یکی از این.
صاحب منصبان و سیاستمداران و قدرتمندانی که تکیه بر جایگاه خدا زده اند می نشینند و به این فکر می کنند که فلان نقطه از زمین را ما باید مالک بشویم.
هزار دلیل و استدلال هم برایش می آورند.
در فلان تاریخ بخشی از کشور ما بوده، به ما تعلق داشته و به همین سادگی می بینید که در راستای همین تصاحب و مالکیت حمله می کنند و انسان های بیشمار بسیاری را قلع و قمع می کنند، بی خانمانی پدید می آورند، کودکان جنگ را پدید می آورند، جنگ و خونریزی سرشار، تجاوز، زشتی و پلیدی.
ما مواجه می شویم با این جهان زشتی که به واسطه همین مالک خوانده شدن و همین تصاحب دیگران است.
یعنی به سادگی به یک کسی اجازه این را می دهد که به دیگر کشور ها حمله کنند و کشور های دیگر رو تصاحب کنند چرا که این حق مالکیت را برای خودش قائل شده.
نمونه های بیشمار دارد.
در سراسر جهان این جنگ های بی حد و حصری که اتفاق افتاد.
این جنگ ها که امروز هم در حال وقوع هست، امروز هم با آن روبه رو می شویم.
از یمن تا اکراین.
هنوز هم این مجنونان دارند به پیش می روند.
با همین حس مالکیتی که در خود دارند و تصاحب دیگران و صاحب خواندن خود حاضرند که همه را به جنگ و جنون بفرستند.
همه را خونین بر زمین بگذارند و بدترین رفتارها را هم به پیش ببرند.
قاعدتا برای اینکه ما بخواهیم.
به یک جهان آزادی برسیم باید این حس مالکیت را از بین ببریم.
قاعدتا برای اینکه ما بخواهیم در برابری زیست کنیم باید این نگاه مالکیت را از میان برداریم.
تنها راه برای ما از میان بردن این حس مالکیت است و رسیدن به آن نگاه برابر است.
هیچ راه حل دیگری در برابر نداریم.
این مالکیت باید از بین برود.
باید کسی خود را صاحب بر دیگران نداند چرا که دوباره بازتولید خواهد شد.
و اصولا این اصل بیمارگونه است که ما را امروز در این منجلاب هم غرق کرده.
یعنی شما به بیشتر اتفاقات جهان بشری که نگاه میکنید ردپای این مالکیت و تصاحب را در آن میبینید.
این که تا کجا زندگی ها را به درد و نابودی کشانده و تنها راه از بین بردن این مالکیت و این حس مالکیت و این صاحب خانه شدن است.
باید تمام این نگاه های برتری طلبانه از بین برود تا بتوانیم برابر زندگی کنیم.
وجود این صاحب بودن مترادف با از میان بردن برابری است.
این دو با هم جمع نمی شوند.
در برنامه های پیشتر هم صحبت کردیم.
در باب این برتری طلبی هم صحبت کردیم.
اینکه هر جایی که ما در باب برتری صحبت کنیم قاعدتا هیچ ردپایی نخواهد ماند از برابری.
این دو معنا متضاد هم هستند.
پارادوکس در برابر هم هستند.
وجود یکی عدم وجود دیگری را تضمین میکند و در باب این مالکیت و تصاحب هم با وجودش همه اسارت ها شکل خواهد گرفت.
آزادی بی معنا خواهد بود.
این مالکیت باید از میان برداشته شود که هر بار شاهد بازتولید وحشیانه آن نباشیم.
یک بار انسان صاحب حیوانات نشود.
یک بار والدی صاحب فرزند خودش.
یک بار مردی صاحب زن خودش.
یک بار جماعت ثروتمندی صاحب کارگران و برده های بیشماری را به جهان ندهند که به خاطر فقر سرشار، به خاطر محرومیت ها خود را آتش بزنند، زنده زنده بسوزانند.
چرا که هر چه از دسترنج آنها بوده به شکم مفت خوارگان رفته تا از آن استفاده کنند.
صاحب خوانده شدن. مالک شدن.
حالا مالک کار او هم هستند.
همه چیز برای آنهاست.
همه زندگی برای آنهاست.
برای این صاحبان.
و باید این صاحبان صحنه روزگار را ترک کنند.
نه به مفهوم از بین بردن این صاحبان.
و دوباره باز تولید صاحبان تازه به مفهوم از میان بردن معنای صاحب بودن.
معنای مالک بودن یعنی دوباره قرار نیست به گردابی ما خودمان را بیندازیم که حالا این صاحبان را تغییر دهیم و صاحبان آن را برداریم و صاحبان را بگذاریم.
فلان قدرتی که بر سر کار هست را تغییر بدهیم و خودمان را جایگزین آنها بکنیم.
که این سیر دوار دوباره تکرار کند و دوباره بیشماران در این ورطه به نابودی کشیده شوند.
که این بار باید خود این صاحب بودن از میان برداشته شود.
خود این معنا از بین برود و در نهایت با از بین بردن این معنا هست که ما به این برابری خواهیم رسید.
در باب این مالکیت میشه ساعت ها صحبت کرد و مصداق ها و مثال های بیشماری هم زد.
اما کلیت این موضوع به نظرم به اندازه کافی درباره اش صحبت کردیم.
شاید در آتی هم بیشتر درباره اش با مصادیق و یا موضوعات دیگه ای که پیرامون مالکیت وجود داره صحبت کردیم.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون بازهم مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بگذارید و به من در این راه کمک کنید.
اما منظور من از این صدا مختص به برنامه ای به نام جان نیست.
من پیش تر از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و پخش کنم، آرا و افکار و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.
تمامی این کتاب ها در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید به وب سایت جهان آرمانی مراجعه کنید و این آثار رو به صورت رایگان دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل بگیره و ما قدرتمندانه تر در کنار هم به پیش بریم.
میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بزارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
آیا میتوان در جهانی که بر پایه مالکیت بنا شده، از آزادی سخن گفت؟ وقتی مفهوم «صاحببودن» به عنوان یک ارزش استعلایی پذیرفته میشود، اولین قربانی آن، مفهوم جان است. در تحلیل فلسفی این اثر، مالکیت نه یک حق حقوقی، بلکه یک بدعت هستیشناختی است که برابری را به مسلخ میبرد.
نیما شهسواری در این گفتار، ریشههای این تفکر را در نگاههای یکتاپرستانه جستجو میکند. وقتی خدایی در نوک هرم، خود را مالک مطلق بر زمین و روز جزا معرفی میکند، این الگو به سرعت در سطوح پایینتر تکثیر میشود. بدین ترتیب، انسان خود را مالک طبیعت و حیوانات میبیند، مرد خود را صاحب زن میپندارد و ثروتمند، کارگر را به مثابه ابزاری برای انباشت سرمایه تصاحب میکند. این زنجیره تصاحب، همان بردهداری مدرنی است که تنها پوشش آن تغییر کرده، اما ماهیت وحشیانه آن همچنان پابرجاست.
نکته کلیدی در این تحلیل، تضاد ذاتی میان مالکیت و برابری است. این دو مفهوم در یک اقلیم نمیگنجند؛ چرا که هر جا سخن از برتری و صاحببودن به میان آید، برابری از میان رخت برمیبندد. فجایعی همچون کوره های آدمسوزی نازیها، کشتارگاههای حیوانات و خودسوزی کارگران از سر فقر، همگی شاخ و برگهای یک ریشه واحد هستند: اعتقاد به حقِ مالکیت بر دیگری.
در نهایت، رهایی تنها زمانی رخ میدهد که ما از سودای مالکیت دست بشوییم. برای رسیدن به یک «جهان آرمانی»، باید از مرزهای تصاحب گذشت و به اقلیم برابری گام نهاد. این آگاهی، اولین قدم برای شکستن این سیر دوار و بیمارگونه است.
شما میتوانید جهت تعمیق این مفاهیم، به پرتال
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری