در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
هدف و امید، دو ستون اصلیِ بنای زیستن هستند که در غیابشان، زندگی چیزی جز یک مردگیِ دنبالهدار نخواهد بود. در این قسمت از پادکست «به نام جان»، ما از هدفی سخن میگوییم که نه از سوی نظامهای سلطه، بلکه از عمقِ آرزوهای سرکوبشدهی انسانی برمیخیزد. در جهانی پر از زشتی، داشتن هدف و امید والایِ تغییر، تنها سلاح ما برای دگرگونی این خاک کهن و ساختن آیندهای است که در آن آرزو کردن، دیگر مساوی با مرگ نباشد.
نیما شهسواری با نگاهی بداهه و صریح، لایههای تحمیق و تقلید را کنار میزند تا به ریشه اصیلِ رویا دست یابد. اگر به دنبال معنایی فراتر از موفقیتهای مادی و کلیشههای رایج هستید، این گفتار راهنمای شما در مسیر آگاهی خواهد بود. تمامی کتابهای صوتی و آثار مکتوب نویسنده در پرتال رایگان جهان آرمانی در دسترس شماست.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
امید و هدف.
قاعدتا این دو موضوع به هم گره خورده اند و نبودن و فقدان شون از زندگی یک مردگی دنباله دار رو خواهد ساخت.
اگر ما هدفی توی زندگیمون نداشته باشیم، برای چیزی هم امید نخواهیم داشت و این نبودن و فقدان هدف و امید باعث در جا ماندن و خاموشی ما خواهد شد.
قاعدتا برای پیشرفت توی زندگیمون نیاز به یک ترسیم و یک هدف مشخص داریم.
یعنی نکته ی اول و ابتدایی این هستش که هدفی رو در برابرمان داشته باشیم تا بتونیم به سودای رسیدن به اون هدف همواره در حال تلاش باشیم.
با امید به اون هدف کارهامون رو پیش ببریم.
اینها موضوعاتی است که قاعدتا همه شنیدین دربارش زیاد صحبت شده.
امروزه هم بازار گرمی داره.
این هدف داشتن توی زندگی و امید داشتن.
حالا اینکه این اهداف رو زمینی و قابل لمس و به نوعی مبتذل میکنند موضوع جداییست.
اما موضوعی است که مطمئنا دربارش صحبت شده و همیشه درباره اش شنیدیم.
پس نکته اول ما این هستش که باید وجود داشته باشه این هدف.
این هدف باید وجود داشته باشد.
حالا اینکه آن هدف، هدف غایی ما چه موضوعی است، موضوع در وهله دوم هست.
یعنی در ابتدا آن فرهنگ وجود داشتن هدف است که برای ما اولویت است.
این هدفی که می تواند یک موضوع ساده باشد اینکه مثلا هدفی که ما بخواهیم یک مدرک تحصیلی را بگیریم و بخواهیم یک کاری را شروع بکنیم یا هر چیزی از این دست، یک موضوع کاملا مادی که قابل لمس است و فقدانش باعث مردگی میشه، زندگی رو از بین میبره و داشتنش یک اصل حیاتیه برای ادامه زندگی.
برای اینکه زندگی رو بهش معنا ببخشیم ما نیاز به داشتن این هدف داریم.
خب چند تا نکته اینجا قابل عرضه توی این موضوع که ما داریم دربارش صحبت میکنیم.
یکی اینکه یک جاهایی ما مصادف می شیم با اینکه هدف رو در بین انسانها می کشند، از بین می برند، سعی می کنند که همه رو یکپارچه و یک شکل بسازند، یک شکل و یک اسم دیگه ای داره.
اینکه هدف رو از پیش برای شما تعیین می کنند، هدف های آماده شده رو به خورد شما می دهند.
ما همیشه با این دو تا دست به گریبانیم.
انسان هایی که بی هدف زندگی می کنند دائما یک فرهنگ پوچ گرایانه ای داره.
به شما تکرار می کنه که نیازی به هدف نیست و در کنارش اون اهدافی که اهداف شما نیستند، اهدافی که به خورد شما میدند، اهدافی که جامعه به شما تلقین می کنه، اهدافی که پدر و مادرتون براتون ترسیم و تصویر کردند، پدر و مادری که آرزوهای خودشون رو در رسیدن بچه ها به اون اهداف می بینند، اهداف از پیش تعیین شده شون رو به خورد بچه هاشون دادند که بچه ها در آینده اهدافی که اونا نتونستن بهش برسن و بهش برسند.
این دو وجه از وجود هدف ضربه زننده است که قاعدتا نبودن و فقدانش یا باعث اون مردگی میشه و این تلقین این هدف از لایه های دیگه ای به جز خود شما هم باعث دست و پا زدن بیمارگونه در یک مرداب بی سرانجامی است.
یعنی در نهایت حتی رسیدن به اون هدف هم چیزی رو در شما بیدار نمیکنه، احساسی رو در شما زنده نمیکنه.
حتی باعث به وجود اومدن یک امید هم نمیشه.
درتون چون هدف غایی شما نیست که بخواین بهش امید داشته باشین.
داشتن یا نداشتنش براتون موضوع مهمی نیست.
ما داریم در باب یک هدفی صحبت میکنیم که از خواسته ها و آرزوهای خودمون نشأت بگیره.
در جایی به دنیا اومدیم که آرزو کردن جرمه.
مطمئنا کسانی که آرزو دارند رو به دار می آویزند.
ما در کشوری زندگی کردیم، در فرهنگی به دنیا آمدیم که آرزو داشتند مساویست با مرگ، تباهی و نابودی.
تمام کسانی که آرزو داشتند را به دار سپردند.
ما در وحشتناک ترین سال های تاریخ خودمان زندگی کردیم.
این شرایط را شنیدیم.
حداقل ارزش انسان هایی که به خیابان ها آمده بودند در سال مثلا هشتاد و هشت، نود و هشت، نود و شش.
انسان هایی که توی سال شصت اومدن توی خیابون ها، همه آرزو داشتن دیگه همه برای یک هدف غایی داشتند تلاش می کردند و پاداش تمام این داشتن هدف و داشتن آرزو و رویا مصادف شد با مرگ.
به بدترین شکل بهشون پاسخ داده شد.
پس ما داریم توی یک شرایطی زندگی می کنیم که اون فرهنگ غالبه داره به ما دستور بر این می ده که شما یا هدفی نداشته باش یا اگر هدفی داری هدف از پیش تعیین شده ای که ما داریم بهت میگیم رو تکرار کن.
به اون اهدافی که تصور میکنند برس.
اگر اونها رو پیشه خودت بگیری و در راه اون تلاش بکنی، پاداش خوبی خواهی داشت.
اما اگر قرار باشه اون اهدافی که توی ذهن خودت هست، اون آرزوهایی که خودت پروراندی رو در مسیرش گام برداری، مساوی میشه با مرگ و کشتن و بدترین مجازاتها.
ما برای داشتن هدف.
نکته ابتدایی داشتن آرزوست.
باید در جایی زندگی بکنی، با تعالیمی زندگی بکنی که آرزو داشتن پاسداشت بشه.
فرهنگی وجود داشته باشه که آرزو داشتن رو نکو بدارند.
اما ما در شرایطی زندگی میکنیم که جواب آرزو داشتنمون مرگ و قتله.
آرزو داشتنمون رو به تمسخر میگیرند.
شرایطی است که آرزو نداشتن معقول تره.
و این مرگ آرزوها رو در جای جای زندگیمون میبینیم.
از یه سمتی فرهنگ داره بهمون هجوم میاره.
و این فرهنگ ما رو از آرزو داشتن دور میکنه.
با تمسخر های خودش.
با ساختن آرزوهای خودخواسته و خودخوانده اشت و خوراندن اون به ما.
و اینها دست به دست هم میده تا از ما موجوداتی بی آرزو و بی هدف در نهایت تصویر بکنه.
قائله دنباله داری است.
این نداشتن آرزو فقط قاعده به همینجا ختم پیدا نمیکنه.
ادامه پیدا میکنه و ما رو با راه های دیگری از این داشتن آرزو دور میکنند.
فقر یکی از دستاویز های قدرتمندی است برای دور کردن انسان ها از آرزو.
غرق شدن در دنیای مادی رسیدن به پول یکی از اون دست آویز هاییست که شما رو غرق در دنیایی به دور از آرزو و هدف میکند.
فقر سرشاری که باعث میشه شما فکر نکنید وقتی فکر نکنید آرزویی نداشته باشید، وقتی آرزویی نداشته باشید، هدفی در پیش روتون نیست و در نهایت به ناامیدی دنیا رو از بین میبرید، زندگیتون رو تباه میکنید و همه چیز در اون سیاهی غرق میشه.
فقر سرشاری که باعث میشه کودکان از کودکی به جای فکر کردن، به جای بازی کردن، به جای زندگی کردن همه دنیاشون خلاصه بشه در همون خواسته های دم دستی بزرگترین آرزوشون سیر شدن شکمشون باشه.
هر چه قدر دنیا رو کوچکتر بکنن، هر چه قدر خواسته ها رو کوچیکتر بکنن سقفی میذارن بر اون آرزوهای شما.
فرهنگ غالبی که داره در باب این صحبت میکنه که شما نباید آرزوی بهتر شدن جهان رو بکنید.
در ابتدا خودتون رو تغییر بدید.
این هم از اون دست صحبت هاییست که برای خاموشی داره مدام تکرار میشه.
فرهنگ غالبی که یک ارزش رو میسازه و مدام در پی تکرار کردن و بازآفرینی اش هست و در نهایت این ملکه ذهن انسان ها میشه و انسان ها مدام اون رو تکرار میکنند.
مصادیق خیلی زیادی داره.
یکی از اون مصداق های قابل لمسش که همه شنیدین و امروز نوعی روشنفکری و افکار خیلی پیش رونده ای هست.
همون دین من انسانیت من است و انسانیت بالاترین دین است و این صحبت هاست.
این ها هم هیچ پشتوانه ای نداره.
اینها مدام تکرار شده و تبدیل به یک ارزش شده و همه در حال تکرارش هستند.
همه در حال نشخوار هستند بدون اینکه بهش فکر بکنند.
این تحمیق و تحمیل رو شما در همه موضوعات پیرامون خودتون می بینید.
همیشه باهاش دست به گریبان است.
در باب آرزو و هدف هم همین شکلیه.
آرزوهایی رو ساختن و مدام به گوش شما می کنند.
یک بازاری رو بازآفرینی کردند برای رسیدن به اون هدف غایی که همه اش خلاصه در ثروتمند شدن هست، شما رو دستاویز قرار داده اند.
شما مدام در حال حرکت هستید که به اون موفقیت تعریف شده برسید.
راه های رسیدن به موفقیت در پنج دقیقه هفتاد و پنج راهکار برای رسیدن به موفقیت.
موفقیت هایی که از پیش تعیین شده است.
موفقیت هایی که تعریف و تعریف مشخصش این هست که مثلا شما ثروتمند بشید.
مثلا شما خونه ی زیادی داشته باشید، در اون شغل و فن تون پیشرفت کنید.
این ها اون ساختن اون آرزو هست.
حالا من یه اشارتی به اون قضیه دین من انسانیته.
من کردم که شاید برای بعضی ها سوال بوجود بیاد و براشون موضوع قابل عرضی باشه.
جاش اینجا نیست که من در باره اون موضوع بخوام صحبت بکنم اما در حد همین اشارت میشه گفت که آیا کسی فکر کرده در باب این انسانیتی که ما امروز داریم جایگزین اون اشرف بودن رو با کرامت انسانی و دین من انسانیت است جایگزین میکنیم؟
آیا ثمره بزرگی داشته؟
انسانیت توامان شده با تمام موضوعاتی که ما داریم پیرامونمون می بینیم.
یعنی وقتی ما از انسانیت صحبت میکنیم، اعدام هم داستان با این انسانیت است هم معنای با این انسانیت است.
اگر موجودات دیگری در جهان بودن که اعدام بکنند مگه موجودات دیگری بودند که شکنجه بکنند، سنگسار بکنند، دست و پا ببرند، قصاص بکنند؟
پس ما نمی تونیم تفاخر بکنیم به این انسان بودن.
ما اگر قرار باشه مهر رو از جهان پیرامون خودمان درک کنیم.
همه موجودات دارای مهر هستند.
اگر ما امروز به یک مرحله ای می رسیم که به عنوان مثال یک سری کارها رو خطا و زشت می دانیم مثل اعدام کردن.
این به دلیل انسانیت سرشار ما نیست.
به دلیل دیدن جهان پیرامونمون هست.
به دلیل مهر نهفته ای است که در تمام موجودات وجود داره.
یعنی باید به اون نقطه ای رسید که بدونیم ما این مهر نهفته رو از طبیعت پیرامونمون می گیریم.
از تک تک جانداران می گیریم.
اگر دوباره به برتری طلبی پا بدیم دوباره همون تصاویر جلومون نقش خواهد بست.
اگر دوباره دین من انسانیت و علم بشه، اگر دوباره به کرامت انسانی پناه ببریم دوباره ما یک برتری طلبی رو بوجود آوردیم و یک نظامی رو ساختارش رو شکل دادیم.
یک کسی در اون نوک هرم هست و باز نیاز هست که یک سری کوچکان باشند که به واسطه ی اون ها بزرگ بشه.
تحقیر شروع میشه و طبقات یک به یک شکل میگیرند.
حالا نیازی نیست که این موضوع خیلی باز باشد و از موضوع اصلی دور بشویم.
اما منظورم این است که ما یک سری فرهنگ های غالب داریم که به واسطه تکرار شدن به نوعی ملکه ذهن آدم ها شده و انسان ها بدون تفکر بهش مدام تکرارش میکنند.
برگرفته از همان فرهنگ تقلید است که همه جا هم جاری و ساری است.
این فرهنگ تقلید دوباره در پی بازخوانی همان موضوعات تکراری است که بهش گفتند اینقدر شنیده که اونها رو تکرار میکنه.
در همه زمینه ها به همین شکل است.
از موضوع اصلی اگر دور نشیم و دوباره برگردیم به اون هدف، ما داریم یه تصویری میدیم از این که انسانی هست که آرزو داره.
نقطه اولیه و ابتدایی داشتن آرزو هست.
آرزوی جهانی بهتر، کشور بهتر، زندگی بهتر، کار بهتر.
شرایط بهتر آرزوی این رو داره و بعد به واسطه اون آرزو حالا باید یک هدفی رو مشخص بکنه.
هدف می گیره که نظام سیاسی ایران رو تغییر بده.
هدف می گیره که جهان پیرامون خودش رو عوض بکنه.
نظام سلطه جهانی رو تغییر بده، به واسطه اون آرزویی که در دل داشته یک هدف مشخصی رو در برابر تصویر می کنه.
حالا به واسطه این دو در کنار هم یک امیدی در دلش زنده است که به واسطه اون امید مدام در حال تلاش و حرکت است.
یک دومینویی تصویر می شه از داشتن آرزو تا رسیدن به هدف و در نهایت به واسطه امید تلاش کردن در راه اون آرزو و هدف.
این تصویر کلی است که ما داریم درباره هدف امید در برابر شما می ذاریم.
وجود این امید همه زندگی ما میشه دلیل زندگی ما میشه دلیل نفس کشیدن ما میشه.
خود من به واسطه آرزوی داشتن جهانی بهتر هدفم رسیدن به اون جهان بهتره و تمام دلیلی که امروز زندگی میکنم و نفس میکشم رسیدن به اون هدف عالیه.
از هیچ تلاشی هم فروگذار نیستم.
هر تلاشی رو در راهش می کنم.
هر تلاشی که حتی شاید از نظر بعضی ها بی پاسخ باشه اما باز هم تلاش می کنم.
مدام در حال تلاش کردن هستم.
ریشه ی این تلاش مداوم من داشتن اون آرزو و هدف هست.
امید به رسیدن به اون هست.
یعنی اگر این تصویر به صورت کلی درست شکل بگیره، قاعدتا ما رو به اون تلاش مداوم میرسونه.
اما امروز با یک اهداف دیگه ای روبه رو هستیم.
با اهدافی که جامعه داره مدام بهمون می خونه.
حالا دیگه هدف یک انسان تغییر جهان پیرامونش، تغییر نظام سیاسی حاکم بر کشورش، تغییر مظالم بیشماری که به مردم میرسد به جانداران.
نیست، هدفش رسیدن به اون ثروت است.
هدفش رسیدن به آن جایگاه اجتماعی است.
این اهداف برایش تصویر می شود.
ایران خودمان را در نظر بگیرید.
مردم ایران تا چه حد غرق شدن در خواندن مثلا درس؟
اصلا نهایت این رسیدن به این درس چیه دقیقا؟
یعنی همه دارن دانشگاه درس میخونن؟
بلااستثنا همه درگیر این درس خوندن هستن.
در صورتی که با بقیه کشور ها اگر مقایسه اش بکنیم حتی کشور های خیلی پیشرفته تر می بینید که این درصد خیلی پایین تره.
چون یه هدفی براشون مشخص شده.
یک آرزوی دست جمعی بهشون داده شده که اون رسیدن به ثروت است.
حالا راه رسیدن به این ثروت از طریق این درس خواندن میگذره.
پس یک عده ی کثیری رو می بینید که دارن مدام تلاش می کنن در راه رسیدن به اون هدف غایی، اون آرزویی که برای خودشون نبوده.
آرزویی که بهشون تلقین شده.
آرزویی که بهشون تحمیل شده.
جهانی ساخته شده که مدام در حال تصویرسازی برای شماست.
مدام داره زندگی ایده آل و رویایی رو تصویر می کنه.
زندگی ایده آل و رویایی که درش مهر نیست.
درش عشق نیست.
درش آزادی نیست. برابری نیست.
بجاش پر شده از ثروت.
پول، قدرت، ماشین خوب. موبایل خوب.
این تصویری که در برابر شما مدام داره تکرار میشه در اجزای مختلف به هر واسطه ای داره بهتون تکرار میشه.
از طریق فرهنگ غالبی که در اختیار حکومت هاست بازنشرش در بین انسان ها این بازنشر باعث میشه که یک سری انسان هایی که تاثیرگذارتر هستند در این هرم ساخته شده در اون قله های بالا قرار دارند، در اون جایگاه های بالا قرار دارند هم این رو باز دوباره به شما باز نشر می دهند.
سلبریتی ها هم دارن این رو به شما نشون می دن.
هنرمندان هم دارن نشون می دن ورزشکار هر کسی که در اون جامعه وجود داره داره این رو بازنشر می ده.
داره به شما یک تصویری می ده.
هدفی که برای شما تصویر می کنه هیچ وقت رسیدن به آزادی نیست.
رسیدن به برابری نیست.
جهان بهتر ساختن نیست.
تصویر این است که شما یک ماشین خوب داشته باشید.
برای داشتن این ماشین خوب که می شه تمام هدف شما از زندگی چی کار باید بکنید؟
باید مثلا درس بخونید.
خب همه میرن درس می خونن، باید دزدی بکنید.
فردا همه هم میرن دزدی هم می کنن.
چون هدفی که در برابر هست و به راحتی اون هدف وسیله رو توجیه می کنه و قاعدتا بیشماران را خواهید دید که در راه رسیدن به اون هدف غایی که تصویر شده خورانده شده، مدام بازنشر داده شده هر کاری میکنن.
حالا ما قراره در باب یک هدف دیگه ای صحبت بکنیم که با توجه به تمام تعاریفی که کردیم داریم درباره یک موضوعاتی صحبت میکنیم مثل آزادی، مثل برابری.
قراره که اینها اون هدف غایی که آرزوی انسانی به اون مرحله ای برسه که برابری همگان رو بخواد، رسیدن به اون آزادی بی حد و حصر و برای همه جانداران بخواد.
وقتی هدف اون باشه دنیا تغییر میکنه، جهان تغییر میکنه و بعد در اون هدفی که ما صحبت میکنیم و اون آزادی ای که تصویر کردیم و مدام طی گفتارهای در تکرار خودمون داریم اذعان میکنیم که یک قانون داره که ضامن وجود داشتنش هست و اون آزار نرساندن به دیگر جانداران است.
با توجه به داشتن این چهار چوب شما نمی تونید راه رسیدن به اون هدف رو توجیه کنید.
هیچ چیزی برای شما وسیله نیست دیگه.
به شما یه تصویر میده یا چهار چوب میده.
شما از این چهار چوب که نمیتونید خارج بشید نمیتونید به دیگران آزار برسونید.
حالا هدفی دارید.
راه رسیدن بهش وسیله نیست.
جزئی از اون هدفه.
در راه رسیدن به اون هدف غایی که آزادی است نمی تونید آزادی دیگران رو سلب بکنید.
نمی تونید در برابر برابری دیگران بایستید.
برابری رو نمی تونید برای خودتون بکنید.
نمی تونید مالک دیگران باشید.
این چیزی است که ما داریم به عنوان اون هدف دربارش صحبت می کنیم و رسیدن به اون مرحله ای که جامعه ی انسانی یه همچین هدفی رو در برابر داشته باشه، مسلما تغییر جهان هستی است.
هیچ کدوم از این نظم ها و ارزش ها قدرت رویارویی باهاش را ندارند و مجبور هستند که از بین بروند.
مجبور به شکست هستند.
راه دیگه ای ندارند.
امروز و در دنیایی که ما در آن داریم زندگی میکنیم، صحبت کردن از این موضوعات رویاییه.
دور از دنیای واقعی ما هست.
یعنی شما اهدافی رو مدام بهتون اذعان کردند، مدام براتون بازنشرش دادند و شنیدید ملکه ذهنتون شده.
حالا یک کسی بخواد صحبت از آزادی و برابری بکنه و هدف غایی و این دو رسیدن به این دو موضوع بذاره خیلی دور از ذهن هست.
در کنار شما تصویر شده که همه چیز رو برای خودتون ببینید.
اون بها دادن به مالکیت اون بها دادن به خودخواهی و خود پرستی برای شما یک دایره ای به وجود آورده که شما خودتون و اطرافیانتون رو ببینید.
حالا چجوری میشه که از این لایه و این پوسته بیایم بیرون و قرار باشه زندگی جمعی همه جان ها رو ببینید؟
جان هایی که گاها براتون تصویر به نجاست و کثافت شدن کافران مثلا بی ارزش و خونشان حلال بوده.
حیوانات بی ارزش و دون مایه بوده اند.
نمی دونم مثلا هزاران تصویر براتون ترسیم شده.
حالا شما چه جوری میتونید توی این تصاویری که داده شده یه همچین موضوعی رو هدف خودتون قرار بدید؟
امروز جهان داره به شما دوره می کنه که شما خودتون رو ببینید، اطرافیان خودتون رو ببینید، در این نظم ساخته شده شرکت بکنید، روی گرده های دیگران برید تا به اون بالا و به اون نقطه عرش برسید.
وارد این بازی میشید.
حالا یک رئیسی اون بالاست.
شما غایت و هدف نهاییتون رو می زارید.
رسیدن به جایگاه اون رییس دورانی رو کارگر قرار می گیرید.
حالا رو دوش دیگر کارگران خواهید رفت تا برسید سرکارگر بشید از سرکارگر به معاونت برسید، از معاونت به ریاست برسید.
هر کاری که قرار باشه در راه رسیدن به این هدف می کنید همه رو زیر پاتون له می کنید تا در نهایت برسید به اون هدف غایی تون.
هدف غایی ای که برای شما مشخص شده بدون هیچ چارچوبی و همه چیز برای شما وسیله ای میشه و قابل توجیه برای رسیدن به اون هدف غایی.
هدف غایی که در جای جای زندگی ما رسیدن به ثروت تعریف شده.
جهان پر از رقابتی که مدام داره تکرار می کنه، زندگی رویایی آدم ها رو نشون می ده.
آدم هایی که در بهترین شرایط زندگی می کنن حالا به شما راه می ده.
وارد این بازی بشو، قوانینش رو قبول کن و در راه رسیدن بهش تلاش کن.
حالا خیلی راحت از کنار همه میگذرید.
حاضری دیگران گرسنگی بکشند و شما سیر باشید؟
حاضری دیگران در خواری و خفت زندگی بکنند تا شما بزرگ باشید؟
دیگران را کوچک و تحقیر میکنید که خودتان بزرگ باشید.
این قاعده بازی هست.
همه هم قبولش میکنند.
در تمامی جوامع جهان تقریبا این دارد شکل میگیرد و قدرت پیدا میکند.
در همه جا دارد این فرهنگ بازتولید میشود.
هدف مشخص در برابر همه رسیدن به آن جایگاه است.
حالا فرای آن، در بین این هدف، ما موضوع دیگری را هم در جوامع بشری داریم مدام میبینیم آن همان موضوع رقابت است.
حالا که برتر و کهتری برای شما تصویر میشود که شما در راه رسیدن به این برتری بقیه را باید کوچکتر از خودتان بدانید.
این رقابت دیوانه وار شروع میشود.
وارد این رقابت خونین میشوید.
همه را خونین و مالین میکنید.
بر گرده همه سوار میشی.
تا خودتون در نهایت اون جایگاه والا رو بدست بیارید.
این فرهنگ غالب جهان هست دیگه.
یعنی همه داریم می بینیمش.
چیزی فراتر از این که به ما آموزش داده نمیشه.
حتی وقتی ریز میشید.
اون کسایی که به این شرایط امروز هم به نوعی انتقاد دارند در اون نهایت قلب خودشون اگر جایگاه یکی از این قدرتمند ها رو داشته باشند به همون اندازه اگر نگیم بیشتر در همون اندازه ظلم میکنن حتی شاید بیشتر.
چون این فرهنگ غالبه بهشون مدام داره گفته میشه.
مدام طی تعالیم داره براشون بازنشر داده میشه و اون ها هم این راه رو تکرار میکنند.
چقدر راحت و ساده انسان ها دارند از کنار موضوعات میگذرند.
چقدر برای همه، برای عموم جامعه ساده شده از کنار مثلا یک کودک کار گذشتن نهایت امر میشه یک بازی برای یک عده ای که باهاش یه عکسی بگیرند خودشون رو بزرگ بکنند باز هم در همون چرخه اقدام میکنند.
خیلی ها بی تفاوت از کنارش بگذرند چون به این چرخه اعتقاد دارن.
دیگه حاضر نیستن این چرخه و این نظام رو تغییر بدن.
شما اگر بخواهید به یک جایگاهی در این هرم برسید باید در ابتدای امر به وجودیت اون هرم اذعان بکنید.
ایمان بیارید و بعد خیلی راحت انسان ها از روی گرده های این کودکان کار میگذرند.
از روی گرده های کارگران میگذرند، از روی گرده های معلمان میگذرند، تمام اقشار جامعه رو زیر پاشون له میکنند تا به اون جایگاهی که میخوان برسند.
تمام اعمال شنیع که می بینیم برگرفته از همین فرهنگ غالب است.
تمام اینها رو میتونیم ببینیم.
اونجایی که مثلا یک آدمی حاضره مواد مسموم وارد کشور بکنه و از این تجارت یک راه سودآور و ثروتمند شدن رو برای خودش بسازه.
این باز برگرفته از همون فرهنگ غالب هست که داره به شما میگه دیگه داره برای شما تکرار میکنه.
هیچ چارچوبی رو در برابرتان تصویر نمیکنه، یک هدف غایی رو تصویر میکنه و اون رسیدن به ثروت هست.
حالا شما در اون راه هر کاری انجام میدید و مطمئنا در آینده میتونه از شما وحشی بسازه، از شما خونخوار بسازه، از شما کسی بسازه که روی گرده های دیگران سوار شده.
امروز در جهان ما این تصویر به راحتی قابل مشاهده است.
یک موضوع خیلی قابل لمسه.
یعنی اون کسی که مثلا در یک جایگاهی قرار میگیره و یک پولی رو بهش میدن حتی وقتی خودش بهش فکر بکنه.
مثلا یک بازیگر وقتی داره یک پولی رو دریافت میکنه و وقتی خودش در خلوت خودش بهش فکر میکنه که این پول حق اون نیست.
وقتی کار خودش رو با کار مثلا یک کارگر در کنار هم بذاره میفهمه که اون کارگر بیشتر مستحق گرفتن اون پول هست و پول بیشتری باید دریافت کنه یا حداقل و دست کم برابر باید پول بگیره.
اما من مثلا دارم صد برابر اون پول میگیرم.
اما وقتی اون فرهنگ غالب مدام براش تکرار کرده و ملکه ی ذهن شده از کنارش میگذره به موضوع عادی بدل شده.
هدفی که امروز از انسان ها موجودات خونخواری پدید آورده.
موجوداتی که هر کاری حاضرند بکنند تا خودشون به اون هدف غایی خودشون برسند.
از روی گرده همه رد میشند.
همه رو اسباب و بازیچه ی خودشون قرار میدن تا رسیدن به اون ثروت یک روز میتونه اون اسباب کارگران یک کارخونه باشند از کار اونها استفاده بکنه.
شیره ی جون اونها رو بکشه.
مثل زالو از خونشون بخوره.
یک روز میتونه وارد کردن مثلا شیر خشک مسموم باشه به کشور و اصلا براش مهم نباشه که یه سری کودک دارن از این راه زجر میکشن.
یه سری کودک ها قراره که بمیرن و از بین برن تا اون به ثروتش افزوده بشه.
هر راهی رو استفاده می کنه چون هدفی رو در برابرش ترسیم کردن که هر اتفاقی وسیله ای است برای رسیدن اون به اون هدف غایی.
ما از هدفی صحبت می کنیم که آزادی همه جانداران باشد.
برابری همه ی جانداران باشه.
آزادی ای که داره فریاد می زنه به دیگر جانداران که همه جانداران رو در بر می گیرد از انسان ها، حیوانات و گیاهان آزار نرساند.
آزار نرساندن که باعث تضمین وجود این آزادی میشه.
شما آزاد نخواهید بود مگر دیگران هم آزاد باشند شما آزار نمی بینید؟
اگر دیگران هم آزار نبینند.
اگر قرار به شروع آزار دادن باشد، اگر قرار باشد شما برای رسیدن به آزادی تون دیگران رو برده ی خودتون بکنید و به دیگران آزار برسانید، این دومینوی در تکرار در نهایت به شما هم آزار خواهد رساند.
در نهایت آزادی شما هم به زندان تبدیل خواهد شد.
ما در باب هدفی صحبت می کنیم که از این آزادی حرف به میان می آورد.
برابری را در کنار آزادی تعریف می کند.
حالا با داشتن این هدف غایی در برابر راه های رسیدن بهش بسیار می شود.
یک روز طغیانگری و در خیابان بودن برای این تغییر می شود.
یک روز نوشتن کتاب میشه یک روز ساختن فیلم میشه یک روز تاثیرگذاری بر دیگران، میشه یک روز با دوستت درباره موضوع صحبت کردن میشه یک روز انتشار دادن صحبت های دیگران میشه که دارن در این راستا تلاش میکنند.
یک روز ایستادگی میشه مقاومت میشه یک روز.
اگر کسی در برابرتان داره میبینید که ظلم میبینه در برابرش ایستادگی همون هدف میشه، همون رسیدن به اون هدف میشه.
هدف غایی است که وسیله ها و راه هایی که داره ما رو میرسونه بهش، همه و همه در راستای رسیدن به همون هدف نهایی است.
یک روز اگر یک آزادی کوچکی به وجود بیاد، یک روز اگر یک برابری تصویر بشه مترادف میشه با اون، رسیدن به اون نهایت آزادی.
یک روز اگر یک موجودی که نیازمند کمک هست رو شما بهش کمک میکنید، آزادی اون رو تضمین میکنید.
در راستای برابری اون قدم برمیدارید، به اون هدف نهاییتون نزدیک شدید که اون تصویر نهایی رو در یک بخش خرده ای تصویرش کردید.
با نگاه به اون هدف میشه زنده بود.
میشه زندگی کرد؟
با امیدی که در ما زنده میشه ما پر از تلاش میشیم.
هر روز در راه رسیدن بهش تلاش میکنیم.
از هیچ چیزی فروگذار نخواهیم بود.
زندگی ما معنا میگیره با داشتن اون هدف غایی و نهایی.
مسلما در وهله اول داشتن هدف برای زندگی خیلی موضوع مهمیه.
هر هدفی که بخواد باشه یعنی بین موضوع بین همون بودن و نبودنه بودنش برامون خیلی مهمه.
باید وجود داشته باشه.
یعنی وقتی نبودش هست دیگه سراسر میشه مردگی میشه باور به اون پوچی داشتن، بی هدف موندن و اینجوریه که هیچ کاری پیش نمیره.
هیچ راهی درست نیست.
مدام در حال تکرار هستیم اما در عین اینکه نداشتن هدف ویرانگر باعث مردگی کردن میشه به نوعی تکرار اهداف و آرزوهای دیگران.
نشخوار آرزوهای دیگران فرهنگ غالبی که به شما یک سری آرزو رو داده، یک سری هدف رو مشخص کرده و تکرار کردن اون هم همون مردگی.
هیچ تفاوتی نداره.
مهم ساختن آرزو به دست خود هست.
فکر کردن و آرزو داشتن هست که خودتون به اون برسید.
یک انسانی که هدف داره که مثلا هنرمند بشه.
اون هدفی که خودش براش تلاش میکنه خودش تصویرش میکنه نه به واسطه پدر و مادرش، نه به واسطه جامعهاش، نه به واسطه فرهنگ غالب.
خودش هدفی رو مشخص میکنه، آرزویی رو داره بهش بال و پر میده از رویا.
برسونتش به آرزو و از آرزو برسونتش به هدف از هدف و با امید به اون هدف در راهش تلاش میکنه تا در نهایت به یک تصویر واقعی در جهان پیرامون خودش مبدل کنه.
در باب هدف خیلی میشه صحبت کرد و ما قراره که فقط موضوعات رو به صورت کلی دربارشون صحبت کنیم تا اگر در آینده خواستیم در باب موضوعات جزئی تر صحبت بکنیم، یک کلیتی رو شما داشته باشید.
برنامه ای به نام جان قصد داره که در باب موضوعات مختلف جهان دغدغه هامون به زبون ساده و بداهه صحبت بکنه.
اگر از این برنامه خوشتون اومده با دیگران به اشتراک بذاریدش.
فرای اون آثار من از قبیل کتاب ها و اشعار، تمامی باورهای من که امروز دارید به این زبان ساده می شنوید رو طی همون کتاب ها و آثار با شما در میون گذاشتم و همه هم به صورت رایگان در اختیار شما هست.
وبسایت جهان آرمانی دریچه ایست برای اینکه بتونید به این آثار دسترسی داشته باشید و با دیگران به اشتراک بذارید.
قاعدتا بزرگترین کمکی که شما میتونید به من بکنید به اشتراک گذاشتن این آثار با دیگران هست.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
ممنون که همراهم بود.
در پناه آزادی.
مفهوم هدف و امید در دنیای معاصر، به شدت تحت تاثیر ساختارهای قدرت و نظامهای مادی، دچار ابتذال شده است. وقتی از هدف سخن میگوییم، غالباً ذهنها به سوی موفقیتهای فردی، ثروتاندوزی و ارتقای جایگاه در هرم قدرت معطوف میشود. اما اینها اهدافی هستند که «به خورد ما داده شدهاند». در واقع، فرهنگ غالب با استفاده از ابزار فقر و تحقیر، سقف آرزوهای انسان را چنان کوتاه کرده است که بزرگترین غایت یک فرد، تنها زنده ماندن یا رسیدن به رفاهی لرزان میشود. در چنین شرایطی، هدف و امید اصیل که ریشه در تغییر جهان و نیل به آزادی دارد، به حاشیه رانده میشود.
نیما شهسواری در این تحلیل، به نقد جدی «فرهنگ تقلید» میپردازد. بسیاری از مفاهیم به ظاهر روشنفکرانه نظیر «دین من انسانیت است»، بدون پشتوانه فکری و صرفاً به عنوان یک ارزش تزریقی نشخوار میشوند. این برتریطلبیِ انسانی، خود ریشه بسیاری از مظالم علیه دیگر جانداران است. هدف و امید واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان از پوسته خودخواهی خارج شده و به برابری تمام جانها ایمان بیاورد. در این نگاه، هدف دیگر رسیدن به قلههای هرم قدرت نیست، بلکه ویران کردن خودِ هرم و از بین بردن رابطه فرمانده و فرمانبردار است.
ایران ما در دهههای اخیر، شاهد به دار آویختن آرزوها بوده است. از سال ۶۰ تا ۹۸، هر بار که هدفی والا برای تغییر شکل گرفت، با سرکوب عریان پاسخ داده شد. این خشونتِ سیستماتیک قصد دارد بذر ناامیدی را در دلها بکارد تا سکون و سکوت حاکم شود. اما باید دانست که هدف و امید یک ضرورت بیولوژیک و فلسفی برای ادامه حیات است. ما نیازمند بازتعریف آرزوهایی هستیم که چارچوب آنها «آزار نرساندن به دیگران» و غایت آنها «آزادی بیحد و حصر» باشد.
در نهایت، حرکت در مسیر این اهداف والا، خودِ زندگی است. راه رسیدن به آزادی، جدا از خودِ آزادی نیست. کسی که برای برابری تلاش میکند، نمیتواند بر گرده دیگران سوار شود تا به موفقیت برسد. هدف و امید در مکتب فکری جهان آرمانی، یعنی بیداری تکتک انسانها برای نقد مدام قدرت و ایستادگی در برابر ظلم، حتی در کوچکترین ابعاد زندگی شخصی. برای درک عمیقتر این مبانی، پیشنهاد میشود آثار موجود در بخش کتابهای جهان آرمانی را مطالعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.