در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
بخش چهارم کتاب صوتی دمحمحیسم، تجسمِ عینیِ هزینهای است که انسان برای بیداری و آگاهی میپردازد. در این قسمت، پسرک نجار که حالا در چشمِ حاکمان «شاه گدایان» و در قلبِ محرومان «سرور» نامیده میشود، با تقدیرِ محتومِ خود روبرو میگردد. نیما شهسواری با دقتی فیلسوفانه، مرز میان تسلیمِ درونی و طغیانِ بیرونی را ترسیم میکند؛ جایی که خونِ فرزند خدا بر صورتِ جلاد میپاشد تا نشانهای بر پایانِ دورانِ سکوت باشد. این مانیفستِ رهایی، از میان میخها و زخمهای صلیب عبور میکند تا به پیروزیِ جان بر ماده دست یابد.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "دمحمحیسم" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
این گرد هم آمدنها با هم شدنها و شور میان انسانهای بیبضاعت باعث شد تا دولت وقت، احساس خطر کند و به تکاپو بیفتد، فکر کند که این شروعگر طغیان و انقلابی جدید در کشور خواهد بود، همین احساسات ضد و نقیض باعث شد تا آنها به فکر بیفتند تا فریادهای شکل نگرفته را خاموش کنند
پسرک باز هم به میان آدمیان میرفت، ساعتها موعظه میکرد و از اجتماعی بیتفاوت امت پر شور پدید میآورد، از زشتیها سخن میگفت و چنان از عظمت و بزرگیِ خدا سخن میکرد که همه در برابرش به خاک میافتادند و خداوند بزرگ جهانیان را ستایش میکردند و پسرک بیشتر از پیش نیرو میگرفت، همهی اینها باعث میشد که دولت مرکزی بیشتر احساس وحشت کند،
اخبار بسیاری از سطح شهر و روستاها برایشان مخابره میشد به آنها اطلاع میدادند که آری گروهی در شهرها گرد هم آمده و میخواهند در کشور طغیان کنند و هر بار دولت اخبار تازهای میشنید از انسانی که باعث شورش و طغیان بسیاری شده است، هرچند تا آن زمان هیچ حرکت انقلابی اتفاق نیفتاده بود و تنها آن جماعت با هم و در میان هم سخن میگفتند و از خدا و راههای طریقت و رسیدن به او دم میزدند
اما اینها برای سران حکومت جور دیگری تعبیر میشد و موجبات وحشت آنها را افزایش میداد، آن جماعت چند نفره کوچک دیروز امروز بیشتر شده بودند و تقریباً غالب انسانهای بیبضاعت را با پسرک همراه کرده بود و همین بیشتر از هر چیزی موجبات ترس دولت را فراهم آورده بود، آنها از این قشر آسیبپذیر بیشتر از باقیِ انسانها میترسیدند چون باور داشتند که آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و اگر آنها طغیان کنند احتمال به بار نشستن و پیروزی برای آدمیان بسیار بالا و بزرگ است
درست است که تا آن موقع هیچ حرکت انقلابی از آنان سر نزده بود جز چند باری که به میان خانهی خدا مرسوم در آن حوالی رفته و بتها را شکسته بودند، چند باری پسرک هم به بالای صحن خانهی خدا رفته و موعظههای تند و آتشینی کرده بود و شدیدترین ترس حکومت از موعظهها و شکستن بتها شروع شد،
آنجا که پسرک فریاد میزد:
دین خدا را بازیچه قرار دادند، این صاحبان قدرت و ثروت برای خود کاخهای بیشتری ساختند و ایمان آدمیان را به بهای ناچیز خرید و فروش میکنند و اینها همه نماد شرک و بتپرستی است، خانهی خدایی که امروز مبدل به بتخانهای بزرگ شده
اینان دین میفروشند، یگانگی خدا را معامله میکنند و بسیاری دیگر سخنرانیهای قرایی که باعث شد تا درگیریهای کوچکی میان متمولان و فقرا شکل گیرد
انگار نه انگار این همان پسرک آرام و بیسر و صدای چندی پیش است، حالا با رشادت و جسورانه حرف میزد و موعظههای آتشینی داشت، همگان را چهارمیخ خود میکرد و هر لحظه قویتر از قبل پیش به سوی آینده میرفت،
او دیگر آن انسان سابق نبود، تبدیل به رهبر سیاسی برای مردمان بیبضاعت شده بود، از مالکان و صاحبان کسی همسویش نمیشد و حرفهای او را تعبیر به سرنگونیِ خود میدانستند و این بود که تمامیِ همراهانش مردمان بیبضاعت و فرودست جامعه بودند از همین رو بود که درباریان و ثروتمندان بر پسرک شاه گدایان نام گذاشته بودند و با ترس بسیار نگران لشگری که گردآوری کرده بود و میتوانست هر قدرتی را به زانو در بیاورد نشسته بودند
در همین روزها بود که پسرک به میدان شهر رفت و در حین ناباوری با جماعت کثیری روبرویش که بر علیه او جمع شده و فریاد مجازات او را سرمیدادند روبرو شد، آنها را دید و پیش رفت، دید که جماعت به سویش سنگ پرتاب میکردند، از کوچک تا بزرگ او را سنگباران کردند و حواریون پسرک میگفتند اینها را دولت اجیر کرده تا از همت او بکاهند
اما کسی از واقعیت ماجرا خبر نداشت،
آنها سنگ زدند و دوستداران پسرک دیدند و از این رودر رویی درگیریِ سختی شکل گرفت و این جرقه و راهی بود که در برابر حکومتیان سبز شد تا با خیال آسوده مراحل دستگیریِ او را فراهم آورند، اینگونه حکومت راسختر شد و در همه جا اعلام کرد
که موعظهها و حرفهای پسرک تبدیل به عمل شده است و موجبات ناامنی در کشور را فراهم ساخته است
اینگونه بود که کمر به اسارت او بستند،
حواریون و طرفدارانش به دور پسرک جمع شدند و گفتند باید راهی دریابی تا از گزند حکومت در امان بمانی، ما نمیخواهیم هیچگونه تو را از دست بدهیم،
پسرک با همان روح آرام سابقش سر به پایین انداخت و آرام گفت:
هر چه از سوی خداوند بزرگ مقدر باشد اتفاق خواهد افتاد، حتی اگر مرگ این فرزند خلف در برابر جلال و جبروت خداوند باشد
حواریون به شدت ناراحت شدند، زیر گریه زدند، شخص متمول که از ابتدا در کنار پسرک بود گفت:
شما باید از کشور دور شوید، من هر آنچه مورد نیازتان باشد را فراهم خواهم آورد تا شما از اینجا دور شوید و در دیگر ممالک جهان به نشر سخنان خداوند روی آورید و به دست حکومتیان نیفتید،
در برابر تمام این سخنان پسرک استقامت کرد و از تقدیر الهی دم زد که خدا هر چه صلاح بداند اتفاق خواهد افتاد و یارای مقاومت با او را در میان آدمیان نخواهد بود
از میان حواریون جماعتی همقسم شدند تا در برابر حکومتیان از سرورشان دفاع کنند، این لفظی بود که چندی پیش در میان هواداران جسته بود و بسیاری او را سرور خطاب میکردند، این جماعت خود را پاسبان جان سرورشان میدیدند و حاضر بودند هر از جان گذشتگی را برای او از خویشتن نشان دهند،
این از جان گذشتگیها نمودهای برونی داشت
مثلاً یکبار که حکومتیان بر آن شدند تا او را در خواب و در میان رختخوابش سر به نیست کنند با مطلع شدن همان جماعت از جان گذشته شخصی که بسیار به او و خدا ایمان داشت پیشقدم شد تا بر جای سرورشان در رختخواب بخوابد و خود را پیشمرگ پسرک کند و چنین هم اتفاق افتاد ولی او هم جان سالم به در برد زیرا حکومتیان نمیخواستند کس دیگری را به جای او از بین ببرند و هدفشان ریشهکن کردن او به عنوان مغز متفکر مؤمنان بود تا دیگر ایدهای از آنان در میان نباشد و آتش این طغیانها با خاموش کردن شعلهای به نام سرور فرو نشیند
این رویدادها یک به یک در حال اتفاق بود تا یک روز پسرک حواریون نزدیک را نزد خود جمع کرد و سر میز شام با آنها سخن گفت و اینگونه فرمود:
پدر آسمانی مقدر کرده تا به دست حکومتیان دستگیر و محاکمه شوم، شاید حتی جانم را هم از دست بدهم اما شما آگاه باشید که راه و طریقت خداوندی همواره زنده خواهد بود و شما وظیفهی پاسداری و نشر باورهای خدا را در میان آدمیان خواهید داشت
اینها را گفت و حواریون به شدت گریستند و شام خوردند و شراب بر هم کوفتند
از زمان خبر دار شدن حواریون به این رخداد تا اتفاق افتادنش مدت زیادی نگذشت و پسرک چندی بعد به دست حکومتیان دستگیر شد، او را گرفتند و به سیاهچال انداختند تا شاید با خاموشیِ او این آتش طغیان را رها کنند،
پسرکی که حال در زندان بود و دست از روشنگری حتی در زندان هم نمیکشید،
شاه گدایان لقبی که حکومتیان به او داده بودند و زندانیانی که او را اینگونه خطاب میکردند هیچ بر جای ننشست،
دست و پا بسته در زندان نگهداری میشد و به او شلاق میزدند تا از باورهای خود دست بکشد و آدمیان را به صلح و آرامش دعوت کند،
اما او حتی لحظهای هم از باورهایش دور نشد و هر ثانیه نام خدا را در عذابها میخواند، باز هم در تنهایی و اسارت با خدا همکلام میشد به او وحی میرسید و فرجامش در برابر چشمانش کلام خداوندی نقش میبست و حتی لحظهای هم از این فرجام دوری نگزید، قدرتمندتر از دیروز با روحیهای بالا در میان تمام شکنجهها به آیندهای روشن امیدوار بود
حال دیگر زمان به محاکمه کشیده شدن او رسیده بود، جماعت بیشماری از ثروتمندان، قدرتمندان و درباریان جمع شدند تا او را محاکمه کنند و به جزای حرفها و کردههایش برسانند، آنها میدانستند، این فریادها و طغیانها میخ بر تابوت قدرت آنها خواهد بود و به دوران پر جلال و جبروتشان خاتمه خواهد داد، پس با تمام وجود و جریحتر از سابق تنها خواستار اعدام و نابودیِ او بودند
آنها میخواستند که او دیگر نفس نکشد، حرفی نزند و با خاموشی جماعت بیشماری را آرام کنند و آنان بر تخت قدرت بیشتر از پیش در آسایش و ثروت زندگی کنند،
در صحن دادگاهی که برای او تشکیل دادند جمعی به عنوان شاکی که در رأس آنها حکومت وقت بود جرائم او را که همانا برهم زدن امنیت ملی و اختلال در حکومت وقت بود برشمردند،
پسرک آرام همه چیز را گوش میداد
آن روح قرا و جریح بار دیگر تبدیل به روح مادر آرام شده بود و مسکوت و خموش بیهیچ سخنی جرائمی را گوش میداد و سر به زیر میانداخت
مادر شکستهتر شده بود، اما باز هم همان روحیهی سابق را داشت، هنوز هم بیکلام و کمحرف بود، با همان آرامش سابق پس از باخبر شدن از دستگیری و محاکمهی فرزند اینگونه میگفت:
میدانستم فرزند خدا در جهان مورد ظلم قرار خواهد گرفت، اینگونه آرام از گفتار این موضوع میگذشت و دختر همان زن که دیگر شخصیتی شناخته شده در میان حواریون پسرک بود ناراحت و گریان نگران سرنوشت پسرک فریاد میزد
دور و اطراف پسرک همان طرفداران بسیار ناراحت و هماره گریان بودند اما هیچکدام هویتشان را بروز نمیدادند تا نکند شاید اسیر شوند و به فرجام پسرک و سرورشان برسند، ترس در وجودشان رخنه کرده بود و پسرک که در بند اسارت آرام به حرفهای شاکیان گوش میداد و حتی لحظهای هم لب به سخن نگشود تا زمانی که در میان دادگاه حکم او را قرائت کردند،
او به واسطهی جرائمی که همانا صحبت کردن و بیدارگریِ انسانها بود به اشد مجازات به صلیب کشیده شدن محکوم شد، وقتی این جمله را از زبان قاضیِ دادگاه شنید گویی زمان درازی است که منتظر شنیدن بود، حتی ذرهای هم بهتزده نشد،
او منتظر شنیدن همین حکم بود، میدانست، از ابتدای این دادگاه میدانست که حکمش چیست، با قرائت شدن حکم شوری در میان جماعت متمولان افتاد و همه از شادی فریاد زدند و پادشاه گدایان را به مرگ فرا خواندند.
و پسرکی که آرام به آنها نگاه میکرد و در طول زمان محاکمه نام خدا را بارها و بارها زیر لب زمزمه میکرد و سرآخر به سخن آمد و گفت:
این تقدیری از سوی خداوند بزرگ بوده و این حکم باید که برای من قرائت میشد اما از فرجام خویش بترسید که خداوند صاحب بر روز جزا است، به در گاه او توبه کنید
و جماعتی که نگذاشت کلامش کامل شود همه مرگ او را بلند فریاد زدند
خبر به صلیب کشیده شدن پسرک در میان آدمیان شهر و روستاها نشر داده شد و همه فهمیدند که او را در همین زودی به صلیب خواهند کشید و فرجام سختی در انتظار او خواهد بود،
حواریون این را فهمیدند و بر آن شدند تا او را نجات دهند و جلوی این عمل ظالمانه را بگیرند و مانع از آن شوند تا سرورشان به کام مرگ رود و بیچوپان بمانند
از این رو هر روز در حال نقشه کشیدن بودند، با هم همکلام میشدند، راهکارهایی به هم میدادند با هم یکصدا شده بودند که مانع مرگ او شوند، بارها به میان آدمیان و هواداران سرورشان میرفتند، آنها را بیدار میکردند و میشورانیدند تا در همین نزدیکی برای آزادی او دست به عمل شوند و باعث نجات پسرک شوند
و پسرک که آرام در انتظار تقدیرش بود، میخواست خونش را در راه پدر آسمانی قربانی کند و گناهان آدمیان را با این رشادت خود ببخشاند و حتی لحظهای هم از فرجام خویش ترسی به دل نداشت
بالاخره روز موعود فرا رسید، روز به صلیب کشیده شدن، او را از بین سیاهچال بیرون آوردند، مثال دیگر مجرمان دزدها، قاتلان و همه و همه به سوی میدان برای به صلیب کشیده شدن او را به راه بردند
مرسوم بود باید آنکس که به صلیب کشیده میشود صلیب را تا پای صحنهی محاکمه به دوش بکشد از این رو چوبها را بر دوش پسرک گذاشتند و او در میان شهر به سوی میدان جزا پیش رفت،
عدهای که او را میدیدند و بیتفاوت از کنارش میگذشتند، عدهای توف و لعن و نفرین به سویش میگفتند و پسرک که از میان آنها آرام بیهیچ سخنی رد میشد و صلیب را به تن میکشید تا چندی بعد خود را در میان جزا ببیند،
همهی زندگی و عمرش در برابر چشمانش بود، تمام روزها و ماهها به غار رفتنها، کار کردنها، با خدا همکلام شدن و همین بود که او را آرام میکرد، در همان حال با خدا صحبت میکرد
میگفت و میشنید، دلداریاش میداد درونش میگفت و فریاد میزد که تو فرزند خدا هستی،
آیندهای روشن و زیبا در انتظار تو است، این جهان پوستهای برای اندام قدسی تو است، زندگیِ اصلی تو در جهانی دیگر و در دوردستها است، آری میتوانی به فراتر از این جهان دست یابی، به جهان دیگر بروی و پادشاه همهی آدمیان باشی
درونش میشنید و دلش قرص میشد و بیشتر به آینده امیدوار بود،
حالا دیگر در میدان بود، اینها دیگر مجاز نبود، واقع از واقعیت در برابرش بود، به زمین نشست، چوبها را دوباره در برابر دید، حالا دستان را به هر سمت بردند، تنش کمی زخمی بود، زخم میخها را بر دستانش لمس میکرد،
میخ از بین دستش پیش میرفت و جانش را در هم میکوفت و فریادش را در گلو فرو مینشاند، کمی بعد پاهایش را به تنهی چوب میخ کردند و خون به صورت جلاد ریخت، از خون قدسیِ فرزند خدا صورت جلاد خیس از خون و رنگین شد و فریادهای مانده در گلوی پسرک هیچگاه به بار ننشست
تاجی از خار بر پیشانی سرور گذاشتند و او را با صلیب به زمین کوفتند،
حالا پسرک زیر تابش آفتاب بر صلیب آویزان بود، فرزند خدا بر روی صلیب به چهار میخ کشیده شده بود و تاجی بر سر از زخمهایش خون به زمین میریخت و آرام زیر لب یاد خدا میکرد
هر از چندگاهی آرام زیر لب میگفت:
من فرزند خدا هستم
جان، رمق سابق را نداشت، جماعت اندکی دور صلیب را گرفته و او را نظاره میکردند و مدام به او میگفتند:
تو که فرزند خدا هستی، از خدا بخواه تا تو را نجات دهد،
چگونه فرزند خدا هستی که خدا اینگونه تو را به حال خود رها کرده است
و پسرک که در میان تمام حرفها تنها ذکر خدا میگفت و چیز دیگری به زبان نمیآورد
در میان حواریون و هواداران پسرک شوری به پا شده بود، آنها میدانستند که در میدان جزا سرورشان به صلیب کشیده شده و چند زمانی بود که میخواستند او را از چنگال شیاطین نجات دهند و آزادش سازند این روح قدسی بلندمرتبه را
پس از چندی همه یکدل و یکصدا با هم همپیمان شده تا هر رشادتی را پیش گیرند و سرورشان را از چنگال این جزای وحشتناک رهایی دهند،
حواریون درجه اول قسم خورده نقشهی این طغیان کشیده و ساعتهای طویل برای به ثمر نشستن آن وقت صرف کرده بودند، همگی یکصدا به پیش رفتند تا چندی بعد در میدان جزا به داد پسرک برسند
پسرک مدام عرق میریخت، قطرات عرق بر زخمها و خونهایش ادغام میگشت و آرام به زمین میریخت، هوا بسیار گرم بود و این توان بیشتری از پسرک ربوده بود، نایی نداشت تا حرفی بزند و تکانی بخورد
اطرافش افراد بیشماری نیز به صلیب کشیده شده و درد میکشیدند و فریاد برمیآوردند، اما پسرک آرام گویی به رهایی رسیده منتظر مرگ بود که ناگهان از زیر چشمان دید که جماعتی چون سیل خروشان به سوی میدان جزا میآیند
در صف اول و نخستین همان متمول یار قدیمیاش بود، فهمید که آنها برای آزادی او رسیدهاند، زیر لب خدا را شکر کرد و با همان بیحالی صدایش را محکم کرد و رو به جماعت پایین صلیب گفت:
اینها فرشتگان خدا هستند، خدا هیچگاه فرزندش را رها نخواهد کرد،
چندی بعد جماعت بیشماری زیر صلیب بودند، جماعتی که با از جان گذشتگی برای رهایی پسرک و پیشبرد اهداف خداوندی از همه چیزشان گذشته و به جنگ سختی با نگهبانان درآمدند،
نگهبانان با تمام توان در برابر آنان ایستادند و در این جنگ مغلوب و کشته شدند، هرچند از میان حواریون که به صحابه نیز معروف بودند عدهای شهید شدند و این آغاز جنگ میان خداباوران و حکومتیان بود
در این جنگ هواداران و پسرک پیروز شدند و نگهبانان را کشتند و چندی بعد صلیب را به پایین کشیدند و سرورشان را از میان میخها رهایی دادند و او را روی دوش گرفته به فرجام رساندند و از این مأموریت شادمان مسرور شدند و حمد و ثنای خدا گفتند
و پسرکی که نیمه جان بود از دیدن این شور و حرارت خداباوران سرمست و شاد لبخند میزد و زیر لب میگفت:
من فرزندِ خدا هستم
و خدایی که در قلب او زنده و پر قدرت فریاد زد
تو فرزند خلف من هستی
آیا مصلوب شدن، پایانِ یک ایده است یا آغازِ یک ایمانِ خللناپذیر؟ در بخش چهارم کتاب صوتی دمحمحیسم، ما با عریانترین شکل از نقد ساختارهای قدرت روبرو هستیم. دولت وقت، نه از شخصِ پسرک، بلکه از «با هم شدنِ» فقرا و بیبضاعتان به وحشت میافتد. لقب «شاه گدایان» که از سوی متمولان به او داده شده، نشاندهندهی شکافِ طبقاتی عمیقی است که نیما شهسواری آن را ریشهی تمامِ خفقانهای تاریخی میداند.
در این روایت، سکوتِ پسرک در دادگاه، شباهتی عجیب به سکوتِ مادرش دارد؛ نوعی مقاومتِ منفی که از پذیرشِ مشروعیتِ دادگاهِ ظالمان سرباز میزند. لحظهی به صلیب کشیده شدن، تنها یک شکنجهی فیزیکی نیست، بلکه استعارهای است از به بند کشیدنِ آزادی بیان. تاجی از خار که بر سرِ او مینهند، نمادِ تحقیرِ آگاهی توسط قدرت است. با این حال، نویسنده با هوشمندی، پیروانِ او را از حالتِ منفعلِ «حواریونِ گریان» به «صحابهِ مبارز» تغییر میدهد. این چرخش، نشاندهندهی باور به کنشگریِ جمعی برای نجاتِ حقیقت است.
نجاتِ پسرک از روی صلیب توسط سیلِ خروشانِ هواداران، بازخوانیِ متفاوتی از تاریخِ اسطورههاست. در اینجا، معجزه نه از آسمان، بلکه از دستهای پینهبستهی کارگران و فقرا رخ میدهد. حقوق جان در این نبرد خونین، بر تیغِ نگهبانان پیروز میشود. نجوای پایانیِ «تو فرزند خلف من هستی»، تاییدی است بر اینکه هر انسانی که در راهِ بیداریِ تودهها قدم بردارد، پارهای از وجودِ خداوند بر روی زمین است.
در نهایت، این بخش به ما میآموزد که تقدیر، چیزی نیست جز آنچه انسانها با ایثار و همبستگیِ خود رقم میزنند. خونِ ریخته شده بر زمین، بذرِ جهانی را میکارد که در آن دیگر هیچ انسانی به جرمِ بیدارگری به چهارمیخ کشیده نخواهد شد.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.