در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
بخش ششم کتاب صوتی دمحمحیسم، کالبدشکافیِ هولناکِ قدرتی است که از تقدس تغذیه میکند. در این فصل، نیما شهسواری نشان میدهد که چگونه آرمانهای رهاییبخشِ «شاه گدایان»، پس از فتح قصر، به ابزاری برای سرکوب، غارت و کامجویی مبدل میشوند. نجوای «فرزند خدا بودن» که روزی تسلای قلبِ نجار بود، حالا مجوزی است برای بریدنِ دستها، سنگسارِ زنان و نکاح با کودکان. این بخش، سقوطِ اخلاقیِ یک آرمانگرا را در منجلابِ قدرتِ مطلق به تصویر میکشد و وجدانِ مخاطب را در برابرِ قوانینی که «ابدی و الهی» خوانده میشوند، به قضاوت فرامیخواند.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "دمحمحیسم" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
پسرک حالا پادشاه بلامنازع سرزمین خویش بود، با حمایت مردم او به تخت نشسته و اریکهی قدرت را به دست گرفته است، هیچکس در سراسر سرزمین یارای مواجهه با او را ندارد و همه و همه از ریز تا درشت آدمیان بر جایگاه والایش احترام میگذارند،
آری او پادشاه این سرزمین شده است، شاید کمی پیشتر کسی فکرش را هم نمیکرد که روزی در این سرزمین همین پسرک که جایگاه اجتماعی کوچکی داشت تا این حد بزرگ شود.
اما خود همیشه اینگونه میگفت:
من فرزند خدا هستم و والاترین جایگاهها از آن خدا و فرزندش خواهد در تمام اعصار خواهد بود
این اتفاق بزرگ در شهر و دیارش افتاد و همهی اینها باعث شد او مرگ مادر و همسرش را به فراموشی بسپارد و حتی لحظهای هم به یاد آنها نیفتد،
حال مالامال وجودش حس قدرت و فرمانروایی بود، به هیچچیز جز پادشاهی و عملی کردن دستورات خداوند فکر نمیکرد و هر لحظه منتظر فرمانی از سوی خداوند بزرگ جهانیان بود،
پس از این حمله و پیروزی پرهیزگاران همانطور که از چندی پیش پسرک قول داده بود دستور داد تا اموال ثروتمندان غارت شود و آنها تنها جان سالم از این معرکه به در ببرند و تمام ثروت آنها میان پرهیزگاران تقسیم شود و اینگونه بود که پسرک دستور غارت و به غنیمت گرفتن اموال کفار را داد،
پرهیزگاران شادمان با شمشیرهایی آخته در دست در میان شهر جولان میدادند، به خانهی متمولان وارد میشدند و هر آنچه میخواستند به یغما میبردند، حتی بعضی از آنها را از خانه و کاشانه بیرون انداختند و خانههای آنان را غصب میکردند،
در این بین بیشتر ثروتمندان بیهیچ دفاع و شکایت تن به غارت و یغما میدادند و با پرهیزگاران کنار میآمدند، اموالشان را به آنها میبخشیدند و از خانههایشان بیرون میرفتند به سودای آنکه بتوانند چند صباح دیگری نیز زندگی کنند، اما از میان آنها کسانی هم بودند که اینگونه آرام و خاموش نمانند و در برابر پرهیزگاران ایستادگی کنند، از این رو بود که با آنها درگیر شده و از خویشتن و خانواده، مال و اموالشان دفاع کردند و در راه این دفاع به سختی جان دادند.
پسرک فرمان داده بود تا تمام اموال ثروتمندان و درباریان به غنیمت گرفته شود و به ثروتمندان دستور داده بود که اگر میخواهید زنده بمانید در برابر مردان خدا نایستید
او و خدا به مؤمنان این قدرت عمل را داده بودند تا اگر ثروتمندان از خود دفاع کردند آنها را به هلاکت برسانند و همین دروازهای شد تا بسیاری از ثروتمندان در همین به غنیمت گرفتنها جان خود را از دست بدهند
باز هم به سختی جنگهای سختی میان مؤمنان و کفار شکل گرفت، اما نه این بار در میدان جنگ که در خانههای کفار و در دل حریم و حرمتشان و تلفات بسیاری هم داد،
خود پسرک سهمش از این غنیمت گرفتنها همان قصر درباریان بود، قصر بزرگ و عظیم با سقفهای بسیار بلند و طلاگون، تختهای بزرگ و ثروتی انباشته در خزانه
تمام سهم پسرک از این جنگ و پیروزی در راه خدا همین بود، حالا او صاحب قصر پادشاهی و این تخت بزرگ قدرت بود
کسی بود که او را همه فرزند خدا میخواندند و کس دیگری جز او در این جهان پسر خدا لقب نگرفت، او یکهتاز این قدرتمندی در میدان شهر بود و شاید برخی او را خدا نیز خواندند.
بالاخر هر چه در شهر و از آن ثروتمندان بود به دست پرهیزگاران غصب شد و به یغما رفت و حالا در این شهر باستانی مؤمنان ثروتمند شدند و اینبار ثروتمندان بیسرپناه زندگی کردند و این هم شروع تازهای از گذشتهی آدمیان بود
بعد از این اتفاقات، تاراج اموال و ثروت هنگفت بدست آمده برای پرهیزگاران هنوز انقلاب پسرک نوپا و جوان بود، از این رو ترس بسیاری میان خودش و یارانش دیده میشد، هر روز به کنار هم مینشستند با هم حرف میزدند، بسیاری از شایعات پراکنده شده میان مردم را بازگو میکردند که آنها از قدرت نهفته میان درباریان و ثروتمندان حرف میزدند و باور داشتند از شایعات اینگونه بر میآید که آنها ساکت نمانده و هر لحظه احتمال توطئهای در کار است
آنها در خارج از سرزمینها در حال تدارک ارتشی عظیم هستند تا در فرصت مناسب به سوی پرهیزگاران هجوم بیاورند و قدرت سابق و ثروتهای از دست رفتهشان را باز پس گیرند
این شایعات میان آدمیان نشر و نمو بسیار داشت همهی اینها را صحابه میشنیدند اما حقیقتش را کسی نمیدانست
آیا این درباریان قدرتمند و ثروت دیروز، حالا که دیگر هیچ قدرتی نداشتند و ثروت از دست داده و تمام لشگریانشان در میدان نبرد از بین رفته بودند میتوانستند کمی بعدتر باز هم ارتشی بیهیچ جیره و مواجب گرد هم آورند؟
این صحبتها میان دربار و بر تخت پسرک هم بسیار داغ و آتشین بود و در همین موقع پسرک به سختی تکانهایی خورد، عرق تمام وجودش را گرفت، چند باری از جای برخاست اما بیرمق دوباره به تختش بازگشت و در همین احوالات منقلب رو به جماعت جان و دل گوش فرمود:
خداوند بزرگ است،
خدای آسمانها از نقشههای شوم این پلیدان با خبر است،
او فرمود:
اینها در حال تدارک برای جنگ با ما هستند و در سر، نقشههای شومی میکشند باید بر آنها پیشدستی کنیم، باید یک به یک آنها را به کام مرگ بفرستیم که خون آنها حلال است، باید که این کافران را به خاری به قتل برسانید و نگذارید دیگر قدرت بگیرند
پسرک سخنان را مطرح کرده بود و همانهایی که چندی پیش مالامال از ترس بودند حالا پر شور و حرارت فریاد میزدند:
خدا بزرگ است
و با شوری مثال نزدنی به فکر تحقق این فرمان آسمانی بودند،
کافران را به خاری به قتل برسانید
این جمله در گوش چه بسیاری از مردمان که حال مؤمنان لقب داشتند هماره زنگ میزد و چه فرجامها که نساخت
جماعتی که چندی پیش با آمدن پسرک بخشیده شده اما مال و مکنتشان به یغما رفته بود حال خونشان حلال بود و این فرجامی که خدا و فرزندش برای آنان در نظر گرفته بودند
حواریون و صحابهی قسم خورده و درجهی اول پسرک دورش را گرفتند و اسامیِ بلند بالایی از تمام کفار برای او جمع کرده و قرائت کردند، از آن سیل بیشماری که در گذشته قدرت داشتند و حال در فلاکت و ترس اسیر مانده فقر سراسر زندگیشان را فرا گرفته بود تقریباً همه در بین این اسامی جای داشتند، نام تمام درباریان و ثروتمندان در آن بین بود و اگر هم کسی از قلم افتاده حتماً کمی پیشتر در به غارت بردنهای اموال کشته شده بود.
این اسامی در اختیار پسرک قرار گرفت و او پس از در میان گذاشتن نام آنها با خداوند فرمان قتل همهشان را صادر کرد و اینگونه بود که پرهیزگاران به آرامی و در خفا یک به یک آنها را از زیر تیغ گذراندند
پسرک تأکید کرده بود آنکسانی که در دستگیری و محاکمهی او دست داشتند هر کجا که دیده شدند به خاری به قتل رسانده شوند حتی اگر خود را به پردههای خانه خدا آویختند
در خیابانی خلوت از پشت به آنها خنجر زدند و در خانهشان شبانه به بالینشان آمدند و سر از تنشان جدا کردند و به ندرت در جایی شلوغ با جنگ رو در رو آنها را که به پردهها خویشتن را آویخته بودند به هلاکت رساندند
و اینگونه بود که از درباریان و ثروتمندان گذشته هیچکس به جای نماند و یک به یک آنها از زیر تیغ خداوند و فرزندش گذشتند،
با کشتن گذشتگان این انقلاب نوپای پسرک قدرت بیشتری گرفت، خبر این قتلهای دنبالهدار در میان مردمان شهر و دیار میپیچید و همه باعث و بانی این قتلها را میشناختند و به دل ترس راه میدادند، پر از وحشت تمام وجودشان اطاعت از اوامر خداوندی بود
میدانستند حتی اگر لحظهای از فرامین خدا سرپیچی کنند سرنوشت سختی در انتظارشان است و اینها باعث شد که پسرک زهرچشمی از همهی مردمان بگیرد و میخ این انقلاب را قدرتمند بر پیکرهی این شهر سوخته بکوبد
حالا دیگر انقلاب به بار نشسته بود، قدرت تام در اختیار پسرک و هوادارانش بود و زمان آن رسیده بود تا فرزند خدا قوانین پادشاه عالم را بر زمین این دیار عملی سازد
هر از چندگاهی تشنجهایی به او دست میداد، پیشانیاش غرق عرق میشد و در همین میان قوانین تازهای از خدا برایش قرائت شده بود و او وظیفهی عملی ساختن و به کرسی نشاندن اینها را داشت، قوانین صفت و سختی که این شریعت خداوندی را کامل میکرد و برای هر کرده و نکردهی انسانها قانونی وضع میکرد آن هم از آسمان و پسرک تمام اینها را از خداوند درون و بیرون و در آسمانها میشنید و یک به یک اینها تبدیل به قوانین عملی در کشور میشد
قوانینی که خداوند بزرگ برای تمام اعصار زندگی انسانها وعظ فرموده و باید که همهی آدمیان از روز ازل تا ابد آن را عملی سازند
مثلاً از سوی خدا اینگونه به او وحی شد:
اگر کسی مال دیگری را بدزدد حکمش بریدن دست خواهد بود، اگر باز هم این کار را تکرار کرد پای مخالفش را ببرید و اگر باز هم به همین رویه زندگی را گذراند او را به زندان ابد بفرستید و اگر در زندان هم مال دیگری را ربود باید که او را بکشید و سر از تنش جدا کنید
اینها از سوی خدا به فرزندش وحی میشد و او اینها را به قوانین کشور مبدل میساخت و همگان مجبور به اطاعت بودند
یک به یک قوانین بیشماری برای مردمان قرائت شد، لیست بلند بالایی داشت و تقریباً آنها به فراخور اتفاقات در کشور گفته میشد، مثلاً وقتی شخصی به خدا باور نداشت و علیه فرزند خدا طغیان و صحبت کرده بود از سوی پسرک نام خاصی میگرفت و حکم از آسمان یکبار دست و پایش و باری گردنش را بریده میداشت و اینگونه پیش رفتند و بدین طریقت قوانین از سوی خدا بر زبان پسرک جاری شد، اینها شریعت این دین و انقلاب را پایهگذاری کرد
تعداد این قوانین بسیار زیاد بود از سنگسار کردن زن زناکار تا قصاص چشم و دست و پا و سر بریدن کافر و مشرک همه و همه قوانینی بود که به فراخور اتفاقات در کشور از سوی خدا بر زبان پسرک جاری شد،
قوانینی محکم استوار ابدی و الهی
از نظر برخی بسیار وحشیانه بود و بعضی آن را لازمهی نظم بر جهان میدانستند، یکی از این قوانین مجازات این بود که هر کیفری در ملأعام و در میدان اصلی شهر انجام شود که این هم برای جماعتی تبدیل به تفریح و وقتگذرانی شد و برای بعضی مایهی نفرت و اشاعهی ظلم
چندی از این انقلاب تاریخی گذشته بود، حالا پسرک صاحب قدرت و پادشاه بود حرفش حتی برای لحظهای هم به زمین نمیماند و هر امر و فرمایشی بلافاصله اجرا میشد، چندی بود که حتی لحظهای هم به یاد و مادر و همسر نیفتاده بود، آنقدر مشکلات اداره کردن آدمیان و این چوپانی برایش سخت بود که تمام زمانش را در همین راه میگذراند و حتی ثانیهای هم به آنان فکر نمیکرد
پسرک صاحب قدرت اولین و قدرتمندترین شخص جامعه دلش زندگی کردن و لذت بردن هم میخواست، این احساسات تازه یکباره برایش اتفاق افتاد آن روزی که یکی از زنان شهر را دید، وقتی چشمش به چشم او افتاد هوش از سرش پرید و قلبش با سرعت بیشتری زد و تمام وجودش نزدیک شدن به او برای لحظهای لمس کردن آن زن زیبا بود
حتی شایعاتی از آن روز هم در میان آدمیان نقل بود که با دیدنش زمین هم به سخن آمد و تمجید آن همه زیباییاش را کرد، خلاصه او را دید و احساسی را تجربه کرد که حتی لحظهای هم تا آن روز به آن دست نیافته بود و فقط کمی از آن احساس را از دیرباز به خاطر آورد
آن حس هم از همین دست بود اما خیلی کم جانتر و بیرمقتر، حالا ضربان قلبش به شدت میزد، وجودش عرق میکرد و با تمام وجود میخواست با او باشد و به او نزدیک شود،
نام او را جویا شد، زن که او را میشناخت با حرارتی چندین بارِ نامش را گفت و همین شروع تمام روزگاران تازهی پسرک بود،
او را شناخت و فهمید که همسر یکی از نزدیکانش است و تنها به دل یک چیز را میخواست، آن هم وصال با او بود
باز با خدا سخن گفت، عرق ریخت و تشنج کرد، زن را از مردش جدا کرد و چندی بعد با هم در یک خانه و کنار هم با خدا سخن گفتند و این شروع گر لذت طلبیهای پسرک بود
او دیگر از معاشرت با زنان خسته نمیشد، دوست داشت از این بیشهزار پرگل و این گلهای زیبا که هرکدام رنگ و بوی خاصی را داشتند گلی بچیند، آنها را در آغوش بگیرد و این شروع خلوتهای تازهاش با خدا بود، حالا پسرک به میان هر جمعی که میرفت هرکسی که به دیدنش میآمد احتمال به وجود آمدن همان احساس درونش به گوش میرسید و هربار این زنگهای آشفته از غلیان احساسات را با تمام جان و تن لمس میکرد
از بسیاری خوشش میآمد، آنها را دوست داشت با آنها وصلت کرد و شاید یکی دیگر از این اتفاقات بزرگ هم روزی بود که به خانهی دوست قدیمی و یار وفادارش رفته بود همان متمول گذشته
آنکس که از روزگاران نخست با او همراه شد و در تمامیِ این مراحل به او کمکهای بسیار رسانده بود، حالا او هم دارای جاه و مقامی بود، جز درباریون به حساب میآمد و بسیار قدرتمند بود،
سرور تمام آدمیان در خانهاش بود، متمول دختر کوچکی داشت، برخی پنجساله، ششساله و بعضی او را هفتساله میدانستند، هنوز آن قدر کوچک بود که با عروسکهایش بازی کند،
اما سرور او را دید و همان احساس، همان تپشهای قلب به سراغش آمد،
به دوستش فرمود:
من دخترت را به همسری برگزیدم
این را گفت و حیرت دوست را نظاره کرد،
او هیچ نتوانست که بگوید فقط چند باری از سن پایین دخترش گفت و اینگونه پسرک فرمان داد تا از این پس دختران را از نهسالگی حلال بدانند و بتوانند با آنها نکاح کنند
همینگونه شد که تا نهسالگی سرور، برای به دست آوردن دختربچه صبر کرد و بعد از آن به وصال دختر و دخترها درآمد و چه دخترها که در آینده هم به وصال پسر و پسرکهای پنجاه و شصتساله در آمدند
نقل است که بعد از رفتن او در آن روز مرد متمول ساعتها گریه کرد و ناله و فغان سر داد اما آخر هم کسی ندانست از شادیِ این وصلت است یا فکر بر جان کوچک فرزندِ درماندهاش اما مهمتر از همه این بود که کسی یارای مقابله با فرزند خدا را نداشت، باید اوامر و فرمایشاتش هر چه که بود مردمان عملی میساختند و از خدا میهراسیدند که فرزند و سرور جهانیان اینگونه با خدا خلوت کرده و از او چیزها شنیده بود که کسی جز این روح قدسی و بلندمرتبه توان شنیدن نداشت و امر امر خدا و فرزندش بر زمین بود.
قوانین خداوند بر جهان جاری و ساری بود، پسرک قدرتمند بر تخت مینشست، فرمان به هر کاری میداد، زنان بیشماری را به عقد خود در آورده بود، حکمهایی بیشماری جاری میکرد، قضاوت میکرد
زنی را به سنگسار محکوم میکرد و دستور میداد در میدان شهر او را تا گردن به زیر خاک مدفون کنند و تعداد بیشماری از مردمان جمع شوند و سنگ بر دست بگیرند به جان در خاک ماندهی او سنگ بتازند و این شروع افسانهها و وحشیگریها بود
سرور فرمان قتل صادر میکرد، خونهای بسیاری به زمین ریخته میشد
درونش صدایی رسا فرمان میداد
اینها احکام خداوندی است و گناهکاران باید که جزا شوند
من فرزند خدا و عادلترین مردم در جهانم
قضاوت از آن خدا و فرزندش پاکش بر زمین است
و ندای درونش فریاد میزد که پرهیزگاران، صحابه و حواریون پاکترین انسانها در طول تمام اعصار تاریخ بشریت بوده و خواهند بود
و پسرکی که فرمان داده بود تا همیشه برای رضای خدا آدمیان قربانی کنند و در روزی مشخص انسانها هزاران حیوان را سر بریدند و خونهایشان را به زمینها ریختند و در برابر خانهی خدا دریایی از خون بپا کردند و پادشاه سرمست از رضایت خدا گفت
و از این گفت که رهایی و پیروزیِ آنها در همین راه و طریقت خدا است
وضعیت مملکت، به واسطهی کمتر کار کردن آدمیان و بیشتر زمانها در راه خدا عبادت کردن سخت شد و فقیرتر شدند، کمکم همه و همهی مردمان به فکر فرو رفتند، تعداد زیادی دور هم نشستند و از روزگاران پیشتر حرف زدند،
از آن روزهایی که آرامش بیشتری داشتند، روزهایی که بهتر میتوانستند زندگی کنند و عذاب کمتری میکشیدند، از عمر این انقلاب زمان زیادی نگذشته بود اما مردمان بسیاری از این شرایط و روزگار فعلی خود ناراضی بودند و به فکر گذشته افتاده و طالب همان روزهای پیشتر بودند
حتی برخی به پسرک شک کرده بودند و او را شهوتران میدانستند، بالأخص آن دو اتفاق اختیار کردن همسر یکی از همراهانش و به عقد در آوردن فرزند خردسال یار دیرینش، اینها باعث شده بود تا مردمان بیشتر به او مظنون شوند و بیشتر او را نالایق بدانند
و پسرک در تمام این روزها در میان قصرش با زنان بیشماری در حال فرمانروایی بود و هر از چند گاهی از خدا کلامی را جاری و ساری میکرد به شدت عرق میکرد و تشنجهای و گاه و بیگاهش نشانی از فرمانی از سوی خدا بود و هر کلام او فرمانی به طول تمام اعصار تاریخ بود.
چگونه یک مصلوبِ مظلوم به یک جبارِ مقتدر تبدیل میشود؟ در بخش ششم کتاب صوتی دمحمحیسم، نویسنده به بررسیِ مفهوم «فسادِ قدرت» در بسترِ مذهب میپردازد. پسرک که حالا پادشاه بلامنازع است، با استفاده از مکانیسم شایعه و ترس، دستورِ قتلعامِ مخالفان را صادر میکند. او با برچسبِ «کافر» و «مشرک»، خونِ کسانی را که پیشتر بخشیده بود، حلال اعلام میکند تا پایههای تختِ سلطنتش را با خونِ گذارِ تاریخی مستحکم کند.
نیما شهسواری در این قسمت، نوکِ پیکانِ نقدِ خود را به سمتِ قوانینی میگیرد که به نام وحی، خشونت را نهادینه میکنند. بریدنِ دست و پا، قصاص و سنگسار، نه به عنوانِ راهی برای نظم، بلکه به عنوانِ ابزاری برای ایجادِ وحشتِ عمومی (Terror) تحلیل میشوند. اما تکاندهندهترین بخشِ روایت، دگردیسیِ غریزیِ شخصیت اصلی است. او که روزی در حسرتِ دیدنِ یک زن ذوب میشد، حالا شریعت را به خدمتِ امیالِ شخصی درمیآورد. تغییر قوانینِ نکاح برای رسیدن به دختربچهی یارِ متمولش، اوجِ نقدِ نویسنده به سوءاستفاده از جایگاهِ قدسی برای توجیهِ رفتار پدوفیلیک و شهوترانی است.
تحلیل طبقاتی اثر نشان میدهد که جامعه در یک «چرخهی باطل» گرفتار شده است؛ فقرا ثروتمند شدهاند اما با غارت و جنایت، و ثروتمندان فقیر گشتهاند. نتیجهی این انقلاب، نه رفاه و آزادی، بلکه فقر عمومی و ترسِ مداوم است. تشنجهای پسرک که پیشتر نشانهی ارتباط با ملکوت بود، حالا بیشتر شبیه به واکنشهای عصبیِ بدنی است که میانِ بارِ سنگینِ گناهان و لذتهای مفرط گیر افتاده است. مردم، که روزی او را منجی میدیدند، حالا در خفا از «روزگارِ پیشتر» سخن میگویند؛ روزگاری که شاید خدا کمتر در آن دخالت داشت، اما آرامشِ بیشتری حکمفرما بود.
در نهایت، بخش ششم با تصویری از یک «شهر سوخته» به پایان میرسد؛ جایی که پادشاه در میانِ حرمسرای خود غرق است و مردم در میدانِ شهر، سنگسارِ زنی را تماشا میکنند. این همان فرجامی است که نیما شهسواری به عنوانِ هشدارِ تاریخی مطرح میکند: هرگاه قدرت با ادعای مالکیتِ حقیقتِ مطلق همراه شود، انسانیت اولین قربانیِ پیشگاهِ آن خواهد بود.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری