در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
بخش هفتم کتاب صوتی دارالمجانین، نقطهی عطفِ دراماتیکِ روایتِ نیما شهسواری است. در این اپیزود، تقابلِ نهایی میان "جهلِ سازمانیافته" و "آگاهیِ پرهزینه" به تصویر کشیده میشود. دارالمجانین که پیشتر با هنرِ فرمایشیِ حسین و زینب تزیین شده بود، اکنون با خونِ معترضان رنگآمیزی میشود.
این بخش، نمایشگرِ عریانِ تضادهای درونیِ یک سیستمِ سرکوبگر است؛ جایی که حتی داروهای تخدیرکننده (تسلاپام) دیگر کارگر نیستند و حاکمیت برای بقای خود، ناچار به عبور از خطِ قرمزِ کشتارِ جمعی میشود.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "دارالمجانین" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
از بعد از آن اتفاق بعد از ظهر شوم و آن تظاهرات یکبارهی مجانین دیگر خبری از اعتراضات در صحن دارالمجانین دیده نمیشد، شرایط در آرامش نسبی بود و به جز گاه و بیگاه نالهها و غر و لندهای مجانین چیز تازهای در میان نبود،
سجاد بعد از آن واقعه بیشتر زیر ذرهبین بود، مدام ناصر وظیفه داشت تا احوال او را کنترل کند، به او تسلاپام بیشتری بدهد و تمام رفتار و کردار او را زیر نظر بگیرد، سجاد هم بعد از آن واقعه دیگر هیچ طراوتی به جانش باقی نمانده بود، شکسته و پژمرده از صبح تا شام زمان را به منگی میگذراند، بیشتر اوقات به افقی در دوردستها خیره میشد و هیچ از جهان پیرامون هم نمیفهمید گویی در این دنیا و میان مجانین سیر نمیکرد، حتی دارالمجانین را هم به همان شکل همیشگی نمیدید و همه چیز جهان برایش هالهای از ابهام و توهم داشت،
سرنوشت سجاد به سکوت و برهوتی از گفتن و شنیدنها بدل شد، اما حسین و زینب در راهی گام نهادند که آنان را در درک انقلاب و حضرت داوود ذوب کرد، آنان در این مقام قدسی ذوب شدند و به ذرهای از او بدل شدند، زینب مدام شعر میگفت هر روز در این شعر گفتنها از همگان پیشی میگرفت، در مراسم شعرخوانی به حضور حضرت داوود میرسید و آنچنان از مقام قدسی او داد سخن میداد که همگان مرتبهی والا او را درک میکردند، برخی باور داشتند این قدرت سرودن از سوی خدا به زینب تنفیذ شده تا مدح حضرت کند و همگان را از این مقام والا با خبر سازد،
گاه شعرهای زینب مبدل به تابلوهایی با قابهای چوبی شکیل میشد و به سرتاسر دارالمجانین نصب میگشت، گاه ورد زبان خواص و عوام بود و آن را با خود تکرار میکردند، گاه در ابتدای عرایض انقلابیون و در خطابهها از آن استفاده میشد و به هر حال زینب از چنان جایگاه رفیعی در نظام بهره میبرد که بسیاری حصرت آن جایگاه را داشتند، دوست داشتند خودشان را تا آن حد به دل حضرت داوود جا دهند و از برکات این محبت و دوستی بهره برند و اینگونه بود که به تعداد این شعرا هر روز افزوده میشد، مجانینی که با هر چه در اختیار داشتند در مقام چاپلوسی به جنگ یکدیگر میآمدند و برای دستیابی به این دیبای خوشنقش و نگار در معیشت حضرتوالا بودن به جنگ میپرداختند،
حسین هم از سوی دیگر به جایگاه رفیعی دست یافته بود، او تقریباً نزدیکترین آدمان به محمد بود، به نوعی دست راست او محفوظ میشد، هر بار تمثیل تازهای میکشید و میتراشید، نقش و نگارهای بسیار از حضرت داوود از شکوه و بصیرتش از نگاه به افقش از آیندهی روشن و هزاری عناوین بیانتهای دیگر، در کنار اینها گاه از محمد هم تمثیلهایی میکشید، او را به جایگاه رفیعی میرساند اما این تصاویر بیشتر در محافل خصوصی و به نزد هنرمندان حکومتی به نمایش گذاشته میشد تا در میان عموم مجانین،
تمثیلها و پیکرههای ساخته به دست او در سرتاسر دارالمجانین نصب میشد، گاه بعضی در برابر این تمثیلها شکوه و عظمتش به خاک میافتادند و آن را پرستش میکردند، تصویر روح قدسی حضرتوالا این بزرگ مرتبت، این روح باریتعالی این شروعکنندهی قیام و انقلاب این ریشه و اصل تمام باورمندیها، تمثیلهای او ساخته میشد به سرتاسر دارالمجانین نصب میشد و بسیاری از مجانین در برابرش به خاک مینشستند، در کنارش رهبر با خرد و با بصیرت این یگانه منجی مجانین، پیکرههای باشکوهش نصب میشد و موردتکریم قرار میگرفت و حسین در کنار محمد هر روز پیشرفت و جایگاهش مورد رشک بسیاری در سراسر دارالمجانین قرار میگرفت.
اما آرمان، آرمان بعد از آن اتفاق و آن بعد از ظهر به حصر در آمد، به زندان انفرادی نشست و همهی روزها را به تنهایی فکر کرد، به همه چیز دنیا چشم دوخت، به روزگار در اسارتش، به روزگار پیشترش، به دارالمجانین به مجانین به انقلاب و انقلابیون، به حضرت داوود به حضرتوالا اما مصیبت آنجا بود که هیچچیز پیشتر از اینها را به خاطر نمیآورد، هیچ از آن دورترها در برابرش نبود، همه چیز به دست فراموشی سپرده شده بود، همه چیز تیره و تار بود و این ندانستن او را به دیوانگی میرساند، کلافه میشد، گاه سر به دیوار میکوفت تا شاید به واسطهی این ضربات چیزی از گذشته را به خاطر آورد، اما بینتیجه و بیثمر بود چرا که او هیچ از آن دورترها به یاد نداشت، اما به درستی به یاد میآورد که در این دارالمجانین چه به سر او و دیگر مجانین میآید، به خاطر میآورد که چگونه همه به بند در آمدهاند، جرأت هیچ کاری را ندارند، حقوق ابتدایی از آنها سلب شده است، به یاد میآورد که حتی نمیتواند از هوای آزاد استفاده کند، تمام چاپلوسیها را به خاطر آورد، این مقام و جاه حضرت داوود را به یاد آورد، نیروهای امنیتی رفتار وحشیانه همه و همه را به خاطر آورد، با خود عهد کرد که نباید در برابر این ظلمها ساکت ماند، نباید به سکوت همه چیز را در خود حل کرد، نباید دوباره سر فرود آورد تا آنها به گردهها سوار شوند و هر آنچه به خیال دارند از آنان طلب کنند،
از آن روز که او را به حصر در آوردند همه او را از خاطر بردند، هیچکس از او هیچ به یاد نیاورد، حتی سجاد هم که در کنار او بود حتی او که آرمان را بزرگترین حامی خود در آن بعد از ظهر شوم دید هیچ از او به یاد نداشت او را به کلی فراموش کرد،
جواد در همان روز او را به اتاق بازجویی برد، قدری او را مورد شکنجه قرار داد تا چیزی بگوید بعد با توسل به سلول انفرادی بر آن بود که مقاومت او را به هم بریزد، او به قدرت تنهایی بسیار باور داشت و عقیده داشت با انفرادی میتوان کاری کرد که هیچ کابل و شلاق و مشت و لگدی نکرده است، پس با توجه به این اعتقاد راسخ او را به حصر و انفرادی فرستاد اما وقوع اتفاقاتی برای دارالمجانین و وابسته به مسائل خارجی او را به کلی از مسئله آرمان دور کرد و او را به هیچکس نسپرد، ناصر هم مأمور نبود تا به او تسلاپام بدهد، کسی به او کاری نداشت و از همین رو بود که آرمان به تنهایی و در سکوت بدون هیچ مزاحمی چون تسلاپام توانست ساعتها و روزها فکر کند و همه چیز را در برابر دیدگان بگشاید، به همه چیز ریز شود و همهی مسائل را از نظر بگذراند،
در یکی از همان روزها و در میان همین فکرها بود که ناگاه دروازههای سلولش باز شد، نور به داخل آمد، همان نور سفید رنگ مهتابیها، حال با توجه به این روزها که او حتی از دیدن این نور مصنوعی هم محروم بود، نور مهتابی برایش بدل به نور پر فروغ خورشید شد، هوای مدفون و خفه در دارالمجانین برایش مبدل به هوای آزاد در جنگلها شد و با استشمام این هوا با نسیم در خیال با نور خورشید ساخته به ذهنش از سلول بیرون آمد و به بخش منتقل شد، حال او آزاد بود حال او دوباره به میان مجانین بازگشته بود و میتوانست همه چیز را از نو سرآغاز کند،
بعد از آزادی هر روز به نزد ناصر برده میشد، ناصر به کوی مینشست و ساعتها از بزرگی انقلاب و حضرت داوود میگفت، میگفت که اگر او نباشد چه روزگاری خواهیم داشت، از آن تیمارستان ملعون در دوردستها و امنیت از بین رفتهاش میگفت، به آرمان هشدار میداد که اگر دست از پا خطا کنیم به سرنوشت آنان محکوم خواهیم شد و هر بار داستان تازهای از انقلاب برای او شرح میداد، به آخر جلسات هم چند تسلاپام از جیب خارج میکرد و در اختیار او میگذاشت و آرمانی که با ولع بسیار آنها را به دهان میبرد، تنها کافی بود تا ناصر چند گامی از درب اتاقش فاصله بگیرد تا او هر چه خورده را بیرون بریزد، او در این مدت از شر تسلاپام آسوده بود و فهمیده بود که بدون در بند بودن به این مخدر و افیون میتواند بهتر فکر کند، پس در کنار همهی عهدها به خود قول داد که به هیچ روی تا زنده است دیگر تسلاپام نخورد.
بعد از اتفاقات تازهای که در دارالمجانین رخ داد و هرکدام از انقلابیون و حکومتیان به جز کارهای سابق دست به عناوین دیگری برای بدست آوردن پول زدند، نارضایتی میان مجانین بیشتر و بیشتر شد، دلیل این نارضایتیها اکثراً به واسطهی تعدادی از مجانین بود که با در اختیار گذاشتن مبلغی به نزد ناصر دسترسی به مستین پیدا کرده بودند، چندی از مجانین توانسته بودند با این نزدیکی و خوردن مستین حسهای تازهای به جامعه و دنیایشان داشته باشند، حال آنها به موضوعاتی اشاره میکردند که در دل مجانین هم وجود داشت اما کسی جرأت گفتنش را نداشت، شاید مستین این جرأت را به آنها داد و یا شاید این مستین چشم آنها را به این اتفاقات بیشتر باز کرد،
یکی از آنها که آتش تندی در این امور داشت مهدی نام داشت، مهدی یکی از کسانی بود که به ناصر نزدیک شد و با در اختیار گذاشتن مبلغی توانست به تعدادی مستین دست یابد، او مستینها را خورد و هر بار سخن تازهای به مجانین زد، یکبار در خلوت و برای یکی از هم بندیهایش اینگونه گفت:
این حکومتیان دارالمجانین را به فساد کشیدهاند، ناصر قرصهای ممنوعه میفروشد، اصغر مجنون به بیرون میفرستد، حسن ما را معامله میکند و هرکدام در این آبشخور برای خود کوزههای پر آب جمع کردهاند
یکبار دیگر در جمعی چند نفره از مجانین گفت:
ما نیاز به هوای تازه داریم ما باید ساعاتی را به هواخوری بپردازیم و یک روز دیگر در جمعی بیشتر از مجانین فریاد زد:
ما آزادی میخواهیم ما نیز باید به تفریحاتی که آنان دارند از جمله جعبهی جادویی و رادیو دسترسی داشته باشیم، ما برای عدالت و برابری انقلاب کردیم و حال چه برداشت کردهایم،
او هر بار به چهرهای و با حرفهایی تازه به میان مجانین میآمد و اینگونه سخن میراند، هر چند که او تنها مجنون اینگونه در فضای دارالمجانین نبود اما بیشتر از بقیه به چشم میآمد، شاید به واسطهی آن که از دیگران جسورانهتر سخن میگفت
در کنار او بسیاری دیگر هم آمدند و هر بار از مشکلات دارالمجانین گفتند، همهشان کسانی بودند که از طریق ناصر به مستین دست پیدا کرده بودند، هر چند که این نظر قاطع میان مجانین بود اما برخی هم باور داشتند که آنها از ظلم و فساد دربار به تنگ آمده و حرفهایشان هیچ دخلی به مستین و هیچ قرص دیگری ندارد،
فضای دارالمجانین پر شده بود از حرفهای معترضان:
چرا باید تا این حد کار کنیم، این کار بی جیره و مواجب برای چیست
سود این کار کردنها به جیب چه کسانی میرود
این بودجهی حکومتی برای چه کاری صرف میشود
چرا ما مجانین از هیچ رفاهی برخوردار نیستیم
هوای آزاد چرا از ما دریغ شده است،
تا به کی باید در این اسارت بمانیم و حتی هواخوری از ما دریغ شود
فساد حکومتیان ریشهی ما را خشکانده و هر روز به تعداد این سخنان و جمع معترضان افزوده میشد،
ناگاه در یکی از روزهای تاریک دارالمجانین جرقهای آغاز شد و یکی از همین مجانین معترض که اتفاقاً مهدی بود به صحن آمد و فریاد زد، ما طالب حقوق از دست رفتهمان هستیم
او اینگونه فریاد زد و جماعتی از مجانین شروع به شعار دادن کردند، شعارهای بسیاری به گوش میرسید اما عجیبترین و پرقدرتترین آنها شعار بازگشت مهدی به حکومت بود، مهدی تازه ظهور کرده را کسی خطاب نکرد که آنان از همان رئیسروسای سابق بر دارالمجانین یاد میکردند، بهت بسیاری از این شعار برانگیخته شد، از جمله انقلابیون و به ویژه حضرتوالا
حیدر به همراهی جواد با گروههایی بزرگ و تا دندان مسلح وارد صحن دارالمجانین شدند، همه را تار و مار کردند و شروع به قلع و قمع کردن آنان کردند، به پیش میرفتند هر که در برابر بود را نقش زمین میکردند، جماعت را متفرق کردند و اصل کاریها را دستگیر و قائله خاموش شد،
اما همهی ماجرا به همینجا ختم نشد، دوباره به فاصلهی چند روز تعدادی دیگر از مجانین شروع به فریاد در صحن دارالمجانین کردند، شعار دادند:
خانه را شستیم برگرد تو ای مهدی
جای تو چشم است برگرد تو ای مهدی
شعارها یک به یک اضافه میشد گاه مجانین فریاد میزدند:
خونمان را شیشه کردند و به ما
میفروشند این همان خون است، ای وای از شما
شعارها بسیار بود از همه چیز و خواستههایشان میگفتند از فساد حکومتی از آزادیهای از دست رفته از بازگشت حکومت مهدی و هر چه که به فکر مجانین میرسید، اینها را گفتند و حضرت به ایوان آمد و فریاد آتش داد
چهرهاش سرخ و برافروخته بود از چشمانش خون میچکید با صدای بلند رو به جواد و حیدر فریاد زد:
بکشید این اشرار پست را
این فرمان آتش کافی بود تا جواد به همراه یارانش تفنگهای سنگین و گرم را برون کنند و مجانین را به گلوله ببندند، حیدر هم برای آنکه از قافله عقب نیفتد به یارانش فرمان کشتار به سلاح سرد داد و حمامی از خون دارالمجانین را فرا گرفت، هر کس جانش را به آغوش کشید و میدان را ترک کرد همه با تنی خونین خود را از صحنه دور کردند و میدان خالی شد، تنها اجساد بیشماری از مجانین به زمین باقی ماند در این تظاهرات جمع کثیری از مجانین کشته شدند و تعداد بسیاری هم به اسارت در آمدند از مشهورترین زندانیان آرمان و مهدی بودند، مهدی در اعتراضات روز نخست و آرمان در تظاهرات خونین دوم به اسارت در آمد و تعداد کشته شدگان از 2 تا 80 نفر تخمین زده میشد، دو نفر را حیدر اعلام کرده بود که اذعان داشت یکی به دست عوامل خارجی کشته شده و حیدر خود شخصاً همان خاطی خود فروخته و جاسوس را به سزای عملش رسانده است و آمار هشتاد کشته هم توسط برخی از مجانین میان دیگران پخش میشد اما هر چه که بود بوی خون تمام فضای دارالمجانین را پر کرد، آنقدر خون از بیگناهان به زمین ریخته بود که صحن دارالمجانین تا چند سانت از خون پر شد و روزهای بسیار انقلابیون زمان صرف کردند تا محیط دارالمجانین را به شرایط سابق بازگردانند و رد خون را از در و دیوارها پاک کنند.
بعد از این اتفاقات جلسهی مهم و فوری سران انقلابی برگزار شد همه به دور صندلی که حضرت داوود نشسته بود به زمین نشستند و حیدر اینگونه جلسه را شروع کرد:
برادران همراهان و همرزمان، امروز گرد هم آمدهایم تا در برابر حملات دشمن ایستادگی کنیم، این دشمنان آمده تا دنیای ما را به هلاکت و نابودی برسانند، آمدهاند تا دنیای ما را به نیستی و نابودی برسانند، آمدهاند تا همهی ارزشهایی که ما در راهش خونها دادهایم و شهیدها به راهش تقدیم کردهایم را لگدمال کنند، امروز روز مبارزه و جنگ است، پس باید به پا خواست و …
در حالی که حیدر چشمانش سرخ شده بود و از کوره در رفته بود داشت حرفهایش را به حالت فریاد ادامه میداد که با دست بالا آمده حضرت داوود در میان صحبتها خاموش شد حضرت اینگونه فرمود:
امروز شما را به نزد خود فرا خواندهام تا راهحلهای عملی و اجرایی خود را برای مهار این ناآرامیها بشنوم، امروز نظام و حکومت ما زیر فشار است و این نابودی به معنای نابودی همهی ما است، در انتظار راهحلهای جدی و درست شما هستم،
اصغر در حالی که سینهاش را صاف میکرد رو به داوود گفت:
حضرت من ایدهای برای مهار اینان دارم که آن را در خلوت خدمت شما عرض خواهم کرد
داوود با بیمیلی رو به او کرد و گفت:
ما صحبت محرمانهای نداریم و کسی در میان ما نخودی محسوب نمیشود هر چه میخواهی را بهتر است حال بگویی
اصغر در حالی که خاضعانه به حضرت چشم دوخته بود گفت:
تمام فرمایشاتتان مثال همیشه حق است اما بگذارید تا در خلوت خدمتتان عرض کنم
داوود به نشانهی تأیید سر تکان داد و با نگاهی گذرا به بقیه چشم دوخت، در همین بین جواد گفت:
حضرت باید تعدادی از سران این اغتشاش را به دار بسپارید، باید اینها را بکشید تا بقیه حساب کار دستشان بیاید، ناگاه محمد به میان حرفش پرید و گفت:
این چه حرفی است که شما میزنید، کشتن و معدوم کردن آنها بیشتر به محبوبیتشان میافزاید، بیشتر آنها را در قلبها بزرگ میکند، فکرها و ایدههایشان پا برجا میماند و دوباره سر باز میکند و اینبار چه بسا محکمتر و ریشهدارتر
جواد در حالی که بسیار کلافه بود گفت:
اگر شما هم رازی ندارید و میتوانید حرفتان را در جمع بزنید به جای رجزخوانی برای من بهتر است راهکارتان را در اختیار عموم بگذارید، محمد به سرعت گفت:
نظر من دادن آزادیهای بیشتر به آنها است، من میگویم باید به برخی از خواستههایشان جامهی عمل بپوشانیم تا آرام شوند
حیدر با پرخاش فریاد زد:
تنها همین کارمان مانده است که این جماعت را وقیحتر کنیم تا به ریشهای داشته و نداشتهمان بخندند، دیگر با این کار چه ابرویی برایمان باقی خواهد ماند، چه کسی از ما حرف شنوی خواهد داشت و در کنار همهی اینها با این ضعف نشان داده چگونه میتوانیم به آنان حکومت کنیم
حسن به یکباره گفت:
حضرتوالا ما به میانمان خائنین داریم باید از شر آنها خلاص شویم، آنها راه و کار به اینان نشان میدهند و آنان عوامل بیگانگان و دشمناند،
ناصر در حالی که آب دهانش را قورت میداد خشک بر جای خود مانده بود که حضرت داوود را چشم در چشم برابر خود دید، نفسش بالا و پایین نمیرفت، حضرت گفت:
ناصر تو چیزی نگفتی نظرت را بگو
ناصر در حالی که عرق سردی به پیشانیاش نشسته بود گفت:
تسلاپام، دوای درمان این طغیانگری تسلاپام است
حسین گفت:
مگر تا به حال به آنها تسلاپام ندادهایم، مگر تا امروز این رویهی همیشگی ما نبوده است، راهکار جدید بگو اخوی این همان کارهای سابق ما است
ناصر گفت: باید دوز آن را بالاتر ببریم باید در اختیار من نیروی بیشتری قرار بگیرد من هم همتای جواد و حیدر در نظم و امنیت این دارالمجانین مؤثر هستم من نیاز به همراهانی دارم تا بیشتر مجانین را آموزش دهم،
حرفهای بسیاری میان انقلابیون رد و بدل شد و سرآخر بعد از ساعتها بحث و گفتگو این نشست هم به پایان رسید، بعد از این جلسه بود که کارهای انقلابیون آغاز شد، جمعی در برابر دیدگان مجانین به زمین نشستند و از روابط خود با بیگانگان و دشمنان گفتند، آنها اعترافات وحشتناکی میکردند، برخی میگفتند، با تحریک بیگانگان بر آن بودند تا این نظام مقدس را ریشهکن کنند، برخی از پولهای هنگفت گفتند که نیروهای خارجی در اختیارشان گذاشته بود، برخی از کودتا گفتند، برخی از نقشه قتل حضرت داوود گفتند، برخی در اعترافات متذکر شدند که مستین به آنها از بیگانگان رسیده و آنان را اینگونه یاغی کرده است، برخی از باورهای کفرآلود در باب حضرتوالا گفتند از توهین به جایگاه او، بیشتری آمدند و اعتراف کردند که پشت تمام این شلوغیها مهدی بوده است (همان رئیس الروسای گذشتهی دارالمجانین)، حتی برخی جای او را هم در همین نزدیکی دارالمجانین لو دادند و از آن مهمتر که جواد اعلام کرد روح منفور او را به درک واصل کرده است، اعترافات یک به یک در صحن دارالمجانین اقامه میشد، برخی اعدام شدند و برخی به مرحمت و بزرگی حضرت داوود بخشوده شدند، تعداد دیگری از مجانین در تظاهرات هم بدون اعتراف به جوخههای دار سپرده شدند و جنازهها تا هفت روز در دارالمجانین و صحن اصلی آن ماند و همهجا را بوی تعفن فرا گرفت، برخی در زندانها باقی ماندند و برخی آزاد شدند، سرنوشت مهدی و آرمان هم یکی زندان طویل مدت بود و دیگری آزادی بدون اعتراف و چهرهای قهرمانانه که بدون پست کردن خود به آزادی نائل شد، مهدی آزاد شد و آرمان باز هم روانه زندان و سلول انفرادی شد تا باز هم جهان دارالمجانین ادامه داشته باشد تا روزگار آنان بگردد و هر بار برایشان دنیای تازهای ترسیم شود.
بخش هفتم کتاب صوتی دارالمجانین را میتوان “کالبدشکافیِ یک سرکوب” دانست. نیما شهسواری در این قسمت، لایههای مختلف واکنشِ یک ساختارِ قدرت به بحرانِ مشروعیت را واکاوی میکند:
آرمان در سلول انفرادی، به دلیل “فراموشیِ سیستم” و نرسیدنِ دوزِ تسلاپام، به “هوشیاری” میرسد. این یک استعارهی قدرتمند است: گاهی فشارهای حداکثری و حذفِ ابزارهای تخدیرِ جمعی، منجر به بازگشتِ حافظهی تاریخی و فردی میشود. امتناعِ آرمان از خوردنِ تسلاپام پس از آزادی، نمادِ تولدِ یک “سوژهی مقاوم” است.
توزیعِ “مستین” توسط ناصر (برای کسب سود)، پیامدِ پیشبینینشدهای دارد. آگاهیِ ناشی از دارو، رنجِ موجود را از یک “امرِ طبیعی” به یک “امرِ سیاسی” تبدیل میکند. شعارِ “بازگشت مهدی” (رئیس سابق) نشاندهندهی نوستالژیِ مجانین برای وضعیتی است که شاید مطلوب نبوده، اما از استبدادِ فعلی قابلتحملتر به نظر میرسد.
جلسهی سرانِ انقلاب پس از کشتار، تنوعِ ابزارهای استبداد را نشان میدهد:
در نهایت، ترکیبی از همهی اینها (اعدام، اعتراف اجباری و تخدیر) برای مهارِ جامعه به کار گرفته میشود.
اعترافاتِ پایانی بخش هفتم، بازسازیِ کلیشههای همیشگیِ قدرت است: پیوند دادنِ اعتراضاتِ داخلی به “بیگانگان” و “جاسوسان”. سیستم با اعدامِ نمایشی و رها کردنِ جنازهها برای ایجادِ رعب، سعی میکند “حافظهی وحشت” را جایگزین “حافظهی آگاهی” کند.
نیما شهسواری در این بخش، با ظرافت نشان میدهد که چگونه “بوی تعفنِ جنازهها” در نهایت بر “بویِ خوشِ شعرهای زینب” غلبه میکند و حقیقتِ عریانِ قدرت را به رخ میکشد.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.