در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی مرداب در بخش سوم خود، ما را به عمقِ دنیای «حسین» میبرد؛ انسانی که در میان آینهکاریها و فرشهای دستباف مسجدی که خانهاش است، مسخ شده است. این متن، یک مانیفست انتقادی علیه تفکری است که رنج را تقدیس و خشونت را تحت لوای فرامین الهی توجیه میکند.
نیما شهسواری در این اثر، با لحنی گزنده و بیپروا، نشان میدهد که چگونه تکرارِ مدامِ روایتهای تکبعدی، قدرت پرسشگری را از جانِ آدمی میرباید. این بخش، روایتِ انسانِ تکساحتی است که در مرز میان عبادت و جنایت، تنها به تکرار آموختههایش مشغول است.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "مرداب" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
دیوارهای سبز کاشیکاری شده با سقفی بسیار بلند که از میانشان چلچراغهای بزرگی آویزان است و سقفش آغشته به هنر آینهکاری است. آدمی دوست دارد ساعتها به میان آینهکاریها چشم بدوزد و دلیل نقش و نگارها را میان آینهها جویا شود. معلوم نیست دلیلش چیست که آن هنرمند زمان بسیاری را برای زینت دادن به این سقف گذرانده است شاید برای خیل بسیاری نامفهوم باشد اما حسین که به درازای تمام عمرش این مکان را دیده دلیل به وجود آمدن این نقش و نگارها و همه و همه را میداند.
صحن مکان بزرگ را فرشهای دستبافی پر کرده که به هنر مردمان ایرانی مزین است، تمام صحنها با فرشهای گرانبها و زیبا پر شده است و دور تا دور آن را پشتیهای قرمز رنگ پوشانده تا وقتی مینشینند به آنها تکیه کنند.
گوش تا گوش صحن را قفسههای چوبی مختلف با اشکال گوناگون احاطه کرده است، در یکیشان مهر قرار دارد، همان خاک مقدسی که شیعیان برای سجده سر بر آن میسایند در گوشه دیگر کتابهای زیادی است تعداد بسیاری قرآن، زیارت عاشورا، دعای ندبه و خیل دیگر کتب دینی و آسمانی.
در زمین صحن مقدس پارچههای سبزی کنار هم با ردیفهای دقیق و منظم قرار گرفته است و زنی تقریباً مسن با جارویی قدیمی مشغول تمیزکاری است و به طور منظم و دقیق گرد و غبار را از روی صحن میرباید و به بیرون میفرستد.
در میان زدودن گرد و غبار بین همین صحن سبزگون کمی بالاتر جایی که پلههای کوچکی رو به بالا وجود دارد پسری نشسته است به نظر سن و سال بالایی ندارد و شاید در نگاه اول اینگونه به نظر میرسد، اما چهرهای مردانه به خود گرفته، پیراهن مردانهای به تن دارد که دگمههای یقه و آستینش را تا آخرین حد بسته است و شلوار مردانه طوسی رنگی نیز به پا کرده و در گوشهای آرام نشسته است، بر انگشتان دستش انگشتری نقره با سنگ فیروزهای جلو میکند با اینکه ریشهایش کامل نیست و کمی تنگی است اما آنها را بلند کرده، نه خیلی زیاد و نه خیلی کم اما همان موهای کرکی بیشتر صورتش را پوشانده است مگر آن قسمتهایی که اصلاً مویی رشد نکرده آن قسمتها هم بیشتر مرتبط به اطراف گونهها و کمی پایینتر از آن میشود.
صدایی او را خطاب میکند پسرک غرق در افکاری شده و صدا را نمیشنود اما درونش نهیبی میخورد و تا بخواهد متمرکز شود صدای دوم رشته خیالاتش را از هم میدرد و او را از افکارش بیرون میآورد.
میگوید: بله مادر؟
و مادر میگوید: حسین جان امروز حتماً برای کارهای لوله مسجد پیش آقا موسی برو، دیگر این چکههای آب حال و حوصلهای برایمان نگذاشته زندگیمان را آب دارد میبرد.
حسین و مادرش سالیان درازی است که مراقب و مواظب این مسجد بودهاند. این شغل را پدرش از همان جوانی به ارث برده بود و حالا این تجارت خانوادگی به او هم به ارث رسیده.
پدرش چند سال پیش در سانحهای جانش را از دست داد و از آن پس بیشتر وظایفش به دوش حسین افتاده البته بیشتر به دوش مادرش آری آن دو وظیفه پدر را به عهده گرفته و سعی در آرامش بخشیدن و محافظت و نگهداری از این بنای تاریخی را دارند.
کمی بالاتر از این صحن مقدس اتاقک کوچکی قرار دارد که آنها در آن زندگی میکنند حسین از همان بچگی این خانه را دیده بود، برایش برخی اوقات همان جنبه قدسی را داشت و بیشتر وقتها خانهاش بود، مثل خانه تمام انسانها اما همیشه بر این میبالید که خانه خدا خانه او و خانوادهاش است هر چند از بچگی تا به حال به واسطهی شغل پدرش و جایی که زندگی میکردند توسط دیگران مورد تمسخر قرار گرفته بود، اما خودش این را موهبتی از سمت خدا میدانست و نعمتی از جانب او که نصیب هرکسی نمیشود.
حالا که ساعت تقریباً دوازده ظهر بود مطابق معمول حسین در اتاق خودشان بالای مسجد نشسته و در حال خواندن کتاب قدسی است که به واسطهی زیاد خواندنش تقریباً تمام آن را حفظ کرده یعنی، هر وقت آن کتاب را به دست میگرفت همه را از بر و بدون نگاه کردن به متنش دور میکرد و البته زیر نگاهی هم هر از چند گاهی به متنش میانداخت، اما هر وقت برای مسابقه و یا در جمع دیگران بر این کار تلاش میکرد غیر ممکن بود بتواند بیشتر از سه سطرش را در یک زمان مشخص بخواند.
بیشتر روزش را در حال مطالعه کتب مقدس و الهی بود، هر وقت میتوانست یکی از کتب را در دست میگرفت و ساعتهای طولانی و مداوم از خواندن آن با صوت و قرائت خود لذت میبرد هرچند زبان این گفتار را به درستی نمیفهمید اما طنین کلمات و نوع بیان آنها در قرائت بینظیرش برایش لذتبخش و آرامشبخش بود.
خودش همیشه به همگان گوش زد میکرد که بهترین زمانهای زندگیاش لحظاتی است که در خلوتی با خدا در حال و راز و نیاز کردن است حالا اگر خواندن کتب قدسی باشد یا خواندن نماز جعفر طیار، حقیقتاً عاشق خواندن نمازهای بلند شبانه بود و همیشه اذعان داشت که همه وجودش را غرق در آرامش میکند وقتی خود را به خاک میانداخت دست بر آسمان بلند میکرد و دعا میخواند، اشک میریخت و نام خدا را زمزمه میکرد، تمام جانش مملو از آرامش میشد.
این نمازها، این عشق ورزیدنها حتی لحظهای هم خستهاش نمیکرد و هر بار مصممتر و قویتر از گذشته باز هم در برابر خدا حاضر شده خود را به خاک میانداخت و بر دست و پاهایش بوسه میزد و اذن باقی زندگی را از این والامقام میجست.
حسین شبها دیر زمان شاید تا اذان صبح در حال خواندن نماز شب بود وقتی صدای اذان را میشنید هر جا که بود خود را برای نماز مهیا میساخت و نماز میخواند، حالا اگر در خانه و نیمهشب در زمان اذان صبح بود یا در خیابان و در حال رفتن به سفر یا هرکاری، در هرجا که بود قبله را جویا میشد و خود را به نماز اول وقت میرساند.
در طول روز زمانهایی را باید برای تمیز کردن و مراقبت و تعمیر خانه خدا صرف میکرد هر چه در توان داشت را برای انجام این فریضه میگماشت زیرا باور داشت که این هم خود کم از عبادت نمیآورد و کار در راه خدا به مصداق جهاد در راه خداست.
این جمله را چند باری در ذهنش بالا و پایین کرد تا به خاطر بیاورد در میان کدام کتاب و کجا خوانده است و آیا حدیثی نبوی است؟ و یا گوینده و صدق این حدیث از کجاست؟
اما در حین فکر کردن به این موضوع یاد موضوعی دیگر میافتاد و همهچیز به یکباره از فکرش دور میشد. بیشتر روزش را در حال عبادت و کار کردن در همین حرم و بارگاه سپری میکرد و از کارهایش بسیار راضی و خشنود بود.
هر از گاهی تلویزیون، این جعبه جادویی را روشن میکرد و به آن گوش فرا میداد شبکهها را بالا و پایین میکرد جملات تیترواری را از این سو و آن سو میشنید در یکی از شبکهها یکی از علما نشسته و در باب فواید روزهداری صحبت میکند در شبکهای بالاتر یکی در حال شرح ماوقع تاریخی و جنگهای حماسی اسلام است و شبکه دیگر یکی از دعاهای پر فیض را با صوتی گوشنواز پخش میکند، باز هم پیش میرود و دیگری در باب پیشرفتهای ممالک اسلامی صحبت میکند و حسین با دل و جان به آنها گوش فرا میدهد و از شنیدنش احساس غرور و شعف میکند، دست به آسمان بلند کرده یاد و ذکر خدا را چندین بار به زبان میآورد و جعبه جادویی را خاموش میکند و بیرون میرود.
خیلی کم بیرون میرفت دنیایش را همان مکان مقدس، همان کتب آسمانی و قدسی، همان نجواها، همان راز و نیاز و هر چه در آن خانه خدا بود شکل میداد و گاهی برای امور مهمی بیرون میرفت، برای کارهای تعمیری مکان مقدس یا تهیه لوازم ضروری و بعضی اوقات هم برای تبادل اطلاعات با دیگر همفکران
و امروز هم مثال همان گذشته و همان اتفاقات سابق از خانه بیرون رفت. هوای بیرون را استشمام کرد به جهان پیرامونش نگاه میکرد و نشانههای بزرگی از حقانیت و وجود خداوند را میدید، شاید حتی لحظهای همفکر نکرده بود که در جهان انسانهایی وجود دارند که وجود خدا را انکار میکنند. دنیایی که پیرامون او ترسیم شده جهانی است که همه در برابر جلال و جبروت خداوندی به خاک افتاده و بزرگی و ارادهاش را میپرستند و ستایش میکنند در برابرش همه و همه در خاک افتادهاند، او حتی ذرهای هم فکر نکرده بود که شاید در جهان کسی باشد که او را قبول نکرده و به او ایمان نیاورده باشد آخر تمام دور و اطرافیانش را مادری پیر پر کرده که همه عمر همان داستانهای همیشگی را تعریف میکرد، پدری که در تمام زمانها و میان تمام کلماتش بزرگی خدا را ستایش کرد و از جهانی که متعلق به خداوند بود ذکر گفت، معلمانی که همه و همه همآواز با همین نوا اینگونه برایش خواندند، بزرگان و علما سخنوران در خانه خدا همه و همه همین قصهها را تعریف کردند و او چه چیزی فراتر از این تعاریف دید و شنید؟
فقط توانست همین رخت را به تن کند، با جامهای که از تمام باورها و قصهها شکل گرفت به میان جامعه رفت هر برگی که از شاخه درختان ریخت هر پرندهای که پر زد همه و همه و همه را تعبیری بر حقانیت خدا دانست و برای هر آنچه در جهان هستی بود و نبود تفسیر و توجیهی شنید و ذکر همه را بی کم و کاست پذیرفت.
هر وقت به میان دوستان و بزرگان میرفت برایش باز هم همان داستانها سروده میشد و او خوب به شنیدن عادت کرده بود و برهان دلیل تازهای را دنبال نمیکرد چرا که همه را بارها شنیده بود،
مثلاً اگر از کنار صحنهای که در آن مجرمی را برای شلاق زدن بیرون آورده بودند رد میشد در دل بزرگی خدا و راه جاودانهاش را درود میفرستاد؛ زیرا بارها و بارها شنیده بود و دانسته بود که مجازات مجرم، راه پاک ساختن عالم و جامعه بشریت است همیشه با دیدن این صحنهها یاد همان جمله معروف میافتاد که به راستی زمانی که یکی از اعضای بدن طی مشکلی فاسد شده باشد وظیفه اطبا این است که آن عضو را قطع کنند تا به دیگر اعضای بدن آسیب نرساند و او میدانست که وقتی کسی در جامعه مرتکب جرمی میشود، وظیفه حاکم و خداوند این است که نفس را از او بگیرد تا کل جامعه را همسان خود نسازد و بر این منطق والای پروردگار بارها و بارها درود میفرستاد و با دل و جان تمام وجودش اطاعت این امر والای خداوندی بود.
باز هم همان جعبه جادویی که حالا بار دیگر همان حرفها را با شکلی دیگر در گوش طنینانداز میکرد همان جمله معروف و هزارن جمله معروف دیگر، باری به همان صورت جملهوار به گوشش میرسید. یکبار در پستوی شعری طنینانداز میشد و یکبار با موسیقی رنگ و جان تازهای میگرفت و حسینی که هر بار با شنیدن و دیدن این داستانهای تکراری لاالهالاالله میگفت و بزرگی خدا را سپاس میکرد.
حسین و همان راه تکراری همیشگیاش، همان به پای منبر نشستنهایش یکبار در میان جعبه جادویی، یکبار در میان خانه قدسی خدا، یکبار از زبان معمم و بزرگ دین و یکبار در جمع دوستانه و باز هم همان راههای پرتکرار و همان زیر لب ذکر گفتنها، همان خواندنها، همان گریهها و اشکها، همان نمازهای بیوقفه و ادامهدار و همه و همه تکرار همان روز نخستین و همان حرفها بود.
در سال گاهی اوقات این فریادها و حرفها تغییر میکرد و شاید برای ذرهای دور ماندن از همان راه و طریقت گذشته، جان تازهای میگرفت. یکی از همین شمایل تازه حرفها و باورها ماه محرم و صفر بود آنجا که این قیام خونین و مظلومانه، این فریادها، طنین همان جملههای آشنا که محرم و صفر دین را زنده نگاه داشته است در گوشش میپیچید و باز هم شور و حرارتی پر فروغ را در جانش حس میکرد و باور داشت که برای زنده نگه داشتن این راه باید از همه جانش بگذرد.
وقتی صدای طبلها را که ندای شروع این ماه را میداد میشنوید به جانش طراوت تازهای میافتاد و تمام وجودش شور و حرارت میشد گویی دوباره زنده شده است و دوباره باید عزم تازهای در برابر ببیند و برایش تلاش تازهای کند.
آن زمان که علمها را از درون خانه قدسی پروردگار بیرون میآوردند حسین آنها را تمیز و آماده میکرد تا پهلوانی به زیر علم پروردگار برود و سیل بیشماری بر سر و رو بکوبند، خاک بر سر بریزند و بزرگی خدا و یارانش را ستایش کنند.
دیگهای بزرگی از نذری، از خون و جان حیوانات.
قربانیهای بیشماری که برای اطعام مسلمین در نظر گرفته شده تا برای قربانگاه آماده کنند و سر از تنهایشان جدا سازند و حسینی که آب آخر را به آنها مینوشاند و به یاد لبهای تشنه مانده سرور و سالارش ساعتها اشک میریخت، به یاد سر بریده از سرورش که ساعتی دراز در تنور خانهای ماند و سر از تن جداشده حیوانات بیزبان و بیشماری که گوشت و خون تنشان غذا و طعام شبزندهداران و عزاداران حسینی میشد.
و حسینی که پیشاپیش دستهها میایستاد با زنجیر به تنش میزد تا از درد بیکران سرورش حتی شده ذرهای را لمس کند و با او همقطار شود و شاید که از آن هفتاد و دو تن نبود اما حالا میتوانست هفتاد و سومین نفر باشد.
نه با زنجیر نه با سینه زدن نه با اشک ریختن که با قدارهای به دست قمهای خونین بر سر و سیل روان خون که به زمین میچکید و فریاد بلند یا حسین مظلوم جماعتی که از دنیایشان گذشته تمام جانشان مالامال از شور حسینی بود.
از شور کربلا، طفلان ششماهه بیشماری که مثال علیاصغر هیئتی از علیاصغران شیرخوار را شکل داده و به یاد مظلومیت سالارشان زخم شمشیر میخورند، شقیقههای شکافته شده از انسانها نه فقط بزرگترها که طفلان بیزبان ششماهه که فرق سرشان شکافته شده و همان پدر و مادرانی که از کرده خود شادماناند و این قربانی را پیشکش خداوندی برده که از اولاد و یارانش در خون در گذشت و حال که بیشمارانی در این صفهای طویل خاک بر سینههای سوخته تنهای پر از درد رد زنجیرهای گداخته، با سرهایی شکافته بر آتش میدوند و یا حسین میگویند نه فقط خود که کودکانشان آن نوزادان هم غرق در خون فریاد میزنند و اشکهایی که روان است تا حسین بدینسان مظلومانه و غریب جان ندهد و لشگریانی با خلوص در کنارش ببیند.
بوی گوشت تازه پر خون از حیوانات بیشماری که سلاخی شده تا این جماعت عزادار خونین تن سیراب از خون ریخته شده بخورند و بیاشامند و اسراف نکنند که خدا اسرافکاران را دوست نخواهد داشت.
و حسینی که امروز سیساله شده اما به خاطر نمیآورد آن روزی را که در میان این کاروان سیاهپوش کودکی ششماهه بر اثر اصابت ضربه قدارهای جان باخت مربوط به سه سال پیش میشود یا چهار سال پیش یعنی درست زمانی که بیستوشش ساله بود یا بیستوهفت ساله همه را از خاطر برده بود هیچکدام را به خاطر نمیآورد که آن جمله معروف از آنِ چه کسی بود آخر آن را از زبان بیشماری شنیده بارها و بارها هجی کردهاش اما نمیدانست چه کسی برای اولین بار لب به گفتن آن گشوده است و حتی خاطرش هم نمیآمد، اما میدانست تمام این جملات را نه یکبار و ده بار که صدها بار شنیده، به درازای طول عمرش کودکانی خونین به صحرای کربلا نه در میان همان آبادی را دیده که خونین بودن جماعت بیشمار را در جایجای دنیایش نظاره کرده است و تا صبح در میان نماز و قرآنی در دست گریه کرده و اشک ریخته و با خدا سخن گفته و بالاخر در میان آرامگاهش آرام به خواب رفته است.
آیا ایمانی که پرسش را برنتابد، چیزی جز یک مرداب فکری است؟ در بخش سوم کتاب صوتی مرداب، نیما شهسواری دست به کالبدشکافی شخصیتی میزند که «یقین» او را به بنبستِ آگاهی کشانده است. حسین، قهرمان (یا شاید قربانی) این روایت، نمونهای اعلا از انسانی است که در ساختارهای قدرت مذهبی ذوب شده است.
نویسنده با ظرافت، محیط فیزیکی (مسجد) را با محیط ذهنی شخصیت پیوند میزند. آینهکاریهای سقف، که حسین ساعتها به آنها چشم میدوزد، نمادی از تکثرِ حقیقت نیستند؛ بلکه بازتابهای مکرر و بیپایانِ یک «روایت واحد» هستند که به او تحمیل شده است. کتاب صوتی مرداب به ما نشان میدهد که چگونه خفقان نه از طریق میلههای زندان، بلکه از طریق تکرار جملات تیتروار در رسانهها و منابر، بر جانِ فرد مستولی میشود.
نقطه اوج این تحلیل در توجیه خشونت نهفته است. حسین با دیدن شلاق زدن یک مجرم، آن را به «قطع عضو فاسد توسط طبیب» تشبیه میکند. اینجاست که نیما شهسواری زنگ خطر را به صدا در میآورد: وقتی اخلاق تحتالشعاع جزماندیشی قرار میگیرد، انسان نه تنها ناظر خشونت، بلکه ستایشگر آن میشود. مفاهیمی چون قربانی کردن حیوانات و قمهزنی در ماه محرم، در این روایت به مثابه تولید خشونت مقدس تحلیل شدهاند که در آن حتی نوزادان ششماهه نیز از تیغِ تعصب در امان نمیمانند.
در نهایت، کتاب صوتی مرداب دعوتی است به بیداری از خوابِ هزارسالهای که با لالاییِ سنت و تکرار ساخته شده است. آیا میتوان از میان این همه «گرد و غبار موروثی»، راهی به سوی آگاهی و آزادی گشود؟ یا حسینها همچنان در آرامگاهِ باورهایشان آرام خواهند گرفت؟
برای مطالعه و شنیدن آثار بیشتر در این زمینه، میتوانید به بخش کتابهای صوتی در وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.