در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
بخش اول کتاب صوتی ناجی، با توصیفی بهشتگونه از دهکدهای آغاز میشود که در آن عدالت، نه بر اساس قانون، بلکه بر مبنای ارزشهای انسانی برقرار بود. اما نیما شهسواری به سرعت ما را با نقطهی عطف داستان روبرو میکند: ورودِ «کلامِ ناطقِ خدا». تغییری که خدا را از خلوتِ دلها به صحنِ قدرت میکشاند و با وعدهی بهشت و هراس از جهنم، زنجیرهای تازهای بر دست و پای مردمان میبندد تا نظمِ جدیدی به نام «ارباب و برده» متولد شود.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
نسخهی مکتوب و متنِ اصلیِ این بخش از کتاب صوتی "ناجی" جهت مطالعه و ارجاع مستقیم.
در دهکدهای دورتر از آنجا که ما میشناسیم، مردمانی در حال زندگی کردن با هم بودند، دهکدهی سرسبز و زیبایی بود و سرزمینی خوش آب و هوا که چهار فصل را در میان خود داشت،
بهارهایی دلنواز و روحبخش با بارانهای ملایم، نسیمهای آرام، فضای سرسبز و غنچههای شکفته شده.
آنقدر زیبا بود که هر کس ساعتهای دراز به این منظرهها دل ببندد و تابستانی گرم اما با برکت که درختان را بارور میکرد و محصولات زراعی این دهکده را میپروراند و ثروتی برای اهالی این روستا به بار میآورد، پاییزی عاشقانه با برگهای ریخته و زرد در سراسر دهکده و سرآخر زمستانی سرد که روح تازهای به دهکده میآورد و همگان را به این وا میداشت که هنوز زندهاند، این تغییرهای ناگهانی هوا به آنها زنده بودنشان را هشدار میداد،
این دهکده هرچند که کوچک بود اما اقلیمی پر از تفاوتها و زندگی در خود داشت، سودای بودن و زندگی در این دهکده در سر بود و همسایگان به طول تاریخ دوست داشتند همواره به این خاک دست یابند و در آن زندگی کنند، زیرا این خاک نه فقط به واسطهی آب و هوا و طبیعت زیبا که به واسطهی دُر و گوهری که در خاکش نهفته داشت همواره ثروت را برای اهالی آن به ارمغان میآورد و این آرزوی بسیاری از آدمیان بود که در این خاک زندگی کنند و از ثروتهای درونش لذت بجویند،
از آن دوردستها شرایط این دهکده چنین نبود، هرچند از ابتدا هم بودند کسانی که با رندگویی گوی سبقت را از دیگران میگرفتند و اینگونه جامعه را به دو دسته تقسیم میکردند، قشری که ثروت هنگفتی داشتند و در رفاه زندگی میکردند و قشری که از بضاعت کمتری برخوردار بودند و همواره در پی رزق و روزی جان میکندند و به هیچ منزلی دست نمییافتند، اما به واقع آن دورترها خیلی کم و غیر قابل لمس بود و این تفاوتهای طبقاتی کمتر و کمتر بود، اما حال دیر زمانی شده بود که دیگر زندگی آدمان این دهکده رنگ بوی سابق را نداشت،
دیگر تفاوت میان آدمیان این دهکده از زمین تا آسمان بود و این دو دستگی میانشان بیداد میکرد، آنها که در دورترها به نظام خاصی پایبند نبودند و آرام در کنار هم بدون هیچ نظم و یکپارچگی زندگی در آسایش توأم با رفاهی را تجربه میکردند، یعنی کسی نبود تا به آنان حکومت کند، قدرت کسی از دیگری بیشتر نبود و این ثروت عادلانهتر میانشان تقسیم شده و آرامتر زندگی میکردند،
بی قانون اما در هرج و مرج زندگی نمیکردند، زیرا از گذشتگانشان همواره ارزشهایی را آموخته و بر آن پایبند بودند، میدانستند چه کاری زشتی است و چه کاری نیکی و سعی در اجرای همین ارزشها داشتند،
درست است که درون این ارزشها هم برخی اوقات زشتیهایی پیش میآمد، لکن با ریش سپیدی و پا درمیانی هرگونه اختلاف و مشکلی میان آدمیان این دهکده مرتفع میشد و آرام در کنار هم زندگی میکردند، خلاصه که روزگاران نه بیعیب لکن آرام و در صلحی پایدار میگذشت و کسی امیر و پادشاه بر اینان نبود و نیازی هم به این پادشاهان نداشتند، تفاوت طبقاتی میانشان اندک و قابل درک بود و آن اندک تفاوتها هم شاید به واسطهی تلاشهای بیشتر خودشان بود،
اما روزی این روزگاران خوش، با تحولی بزرگ روبرو شد، روزی که دنیایشان را تغییر داد،
در آن دوردستها جایی که کسی فریاد یکتاپرستی و پرستیدن خدا را سر داد، آنها نیز شنیدند و به خود گفتند ما هم خدا را میپرستیم، اما حال در اشکال و آیات مختلف، این پرستیدنهای ما شخصی و در خانههایمان است، آنگاه که ظلمی به رویمان هموار میشود، به خلوت میرویم و ساعتها با خدا درد و دل میکنیم، به زمین میافتیم و از او کمک میخواهیم و او با آرامشش ما را آرام میکند، گهگاه دلمان میگیرد، با او همکلام میشویم، دست به دعا برمیداریم و دلتنگیهایمان را با اشک چشم از جان میشوییم و او چه صبورانه در کنارمان میماند و به حرفهایمان گوش میدهد، لیکن این خدایِ همواره نهفته در قلبهایمان را به صحن اجتماع نکشانده و نمیکشانیم،
اما حالا بوی صحبت تازهای به مشام میرسید، دیگر این خدا آن خدای درون قلبهای آدمیان دهکده نبود، دیگر این خدا، آن خدایی نبود که آرام گوشهای بنشیند و حرفی برای گفتن نداشته باشد، این خدای ناطق از زبان نمایندهاش حرف میزد، میگفت، میشنید، امر میکرد و خود را در کارهای شخصی و اجتماعیِ آدمیان دهکده دخالت میداد،
میخواست قانون وضع کند، ارزشهای تازهای برای آنان ترسیم کند، این ارزشها را به قانون و عمل کردن به آن را تکلیف هر تن بداند و سرپیچی و تعدی از این قوانین را کیفر سختی دهد،
حال خدا به زبان نمایندهاش، از دنیای تازهای سخن میگفت،
تا آن روزها در میان دهکدهی آدمیان برای همین روز و همین دنیایشان سخن میگفتند و زندگیشان در همین دنیا خلاصه میشد به واسطهی آن، برای زندگیشان تلاشها میکردند، هرچند در دلشان امید به جاودانگی داشتند، این زندگی را کم میدانستند و شاید در ضمیر ناخودآگاهشان یکی از آمال و آرزوها رسیدن به زندگی پس از مرگ بود و به جاودانگی و این بیپایان بودن دنیا که همهاش از حب به دنیا و زندگی طولانیتر نشأت میگرفت ایمان داشتند،
اما اینها شاید آرزو و خیالی در دلهایشان بود، شاید هیچگاه آن را به زبان هم نیاورده و فقط و فقط گهگاه در قلبهایشان به آن فکر میکردند، از این رو و چون میدانستند دنیای دیگری نیست، تمام عمر را صرف همین دنیا و بهتر زندگی کردن میکردند و باور داشتند که پاسخ کردار زشتشان را در همین دنیا خواهند گرفت و برای این مدعا هم مثالهای ریز و درشت بسیاری داشتند،
جوری که از این مثالها، افسانههای ریز و درشتی ساخته تا به همدیگر بفهمانند که دنیا دار مکافات است و پاسخ هر کردار در همین دنیا در پیش روی آنها است،
اما حالا خدا و نمایندهی ناطقش بر زمین دریچهای نو رو به آدمیان باز نهاده و به آنان از آخرت میگفت، از جاودانگی زندگی پس از این دنیا و خداوند و قضاوتش، آیندهای دور که در آن خداوند پاسخ کردار خوش و پلید انسان را خواهد داد و میگفت، پاسخ کردار شما در این جهان بیپاسخ نخواهد ماند، کیفر و پاداش آن را در جهان پیش رو خواهید دید، اگر توشهی این دنیایتان، کارهای نیک و اطاعت از اوامر خداوند متعال باشد به هر آسایشی که فکر میکنید خواهید رسید،
طعامی لذیذ، شراب شیرین، دختران و زنان زیبا و باکره برای همخوابگی و اگر از فرمان خدا تمرد کنید، آخرت سختی در پیش روی شما است،
آتش سوزان، سرب داغ و ملائک شکنجهگر، همهی اینها از زبان نائب خداوند زمین و آسمانها به گوش آدمیان رسید و آنهایی که به طول سالیان دراز در این دهکدهی آرام، در صلح و صفا زندگی کرده بودند هر روز با وسوسه، ترس، ذوق و هیجان تازهای روبرو میشدند،
به نزد پیامآور خدا میآمدند، از او میپرسیدند:
آخرت کی خواهد رسید؟
چگونه آخرت میشود؟
ما پس از مرگ چه میشویم؟
قوانین خدا چگونه است؟
و پیامبری که تکتک سؤالها را با اذن پروردگار پاسخ میداد، ولی شاید بزرگترین سؤالی که ذهن مردمان دهکده را پر کرده بود، این بود که کی و چگونه آخرت اتفاق خواهد افتاد و پیامآوری که با حالتی روحانی و خاص کلمات خدا را به زبان میآورد:
بدانید و آگاه باشید که جهان را زشتی فراوان خواهد گرفت، اتفاقاتی پیش روی شما است که کسی از زمانش باخبر نیست، به جز خداوند عزوجل، این رازی پوشیده برای شما است، اما آنگاه که جهان پر از کفر و شرک شد، آن روز که جهان آنقدر زشت شد که مؤمنان هر روز آرزوی مرگ کنند، آن روز است که خداوند ناجی را برای شما خواهد فرستاد تا تمام زشتیها را از میان بردارد.
و مردمی که این را شنیدند و تمام وجودشان کنجکاوی بود که این ناجی چه کسی است،
آیا انسان است؟
آیا دیو است یا پری؟
که پاسخ این سؤالها از جانب رسول نبود و در پاسخ اینها تنها به همین بسنده میکرد که عالم غیب تنها از آن خدا است و صلاح نمیداند که اینها را با آدمیان در میان بگذارد، اما به آنها خاطرنشان کرده بود که ناجی هم مثل رسول خدا انسانی است با همین وضع و حال که نجاتدهندهی همهی آدمها از زشتی و درد است،
حال مردمان این دهکده سخنها را شنیده و کمکم، به آن باور و ایمان پیدا میکردند، در میان جمعهای بزرگ و کوچکشان، به صحبت مینشستند و بحث میکردند، برهان میآوردند و کمکم دوست داشتند از آن زندگی بیهدف در گذشته به زندگی منوط بر آیندهای معلوم برسند و به هدفی بزرگ دست یابند،
دوست داشتند زندگی قدسی را پیشه کنند و به الوهیت بپیوندند و این آرامآرام میان مردمان در حال پیشرفت بود، هرچند کسانی هم بودند که رسول خدا و خدای ترسیم کردهی او را کذاب میدانستند که شمارشان هم کم نبود،
اما شاید آن روزی که یکی از آنها به میدان میآمد و از کذب پیامبر صحبت میکرد و بعد به بیماری مشکوکی دچار میشد و قدرت تکلم را از دست میداد و چندی بعد میمرد، خیلی از مخالفان دیگر صحبتی نکردند و مردم بیشتر از پیش به خدا و پیامبرش ایمان آوردند و خیلی دور زمانی نگذشت که مردم دهکده به حقانیت پروردگار و رسولش ایمان آوردند و یکصدا به راهی پیش رفتند که در آن به طول عمر پایبند بمانند و به راهش عشق بورزند و این شروع زندگی تازهی مردمان دهکده بود.
پیامبر به دستور خدا، حکومتی تشکیل داد تا نظم را به این جامعهی کوچک انسانی هدیه دهد، خویش به عنوان رسول و پیامآور خدا در مسند قدرت نشست و پادشاه آنان شد، البته خوب خاطرم نمیآید، به او امیر، خلیفه، پادشاه و یا ارباب میگفتند، اما او پادشاه آنان شد و خداوند که قوانین و احکامی را برای آدمیان به زمین میفرستاد و پیامبر آنها را به زبان میآورد،
برای هر کردار زشتی، کیفری در نظر میگرفت، قوانین مستحکمی برای هر کار انسانها وضع میکرد و پیامبری که به عنوان جانشین خدا مسئول برپایی این قوانین بود و در طول عمر هم به آنها عمل میکرد و نظام تازهای را به جهان آنان بخشید.
حال دهکدهای بود، قانون، پادشاه و نظم اجتماعی داشت، پیامبر در طول حیاتش برای مردمان نطقهای قرایی میکرد و آدمیان از روز قیامت میترسیدند، آدمیان را از کارهای زشت بر حذر میداشت، همواره از قدرت خدا سخن میگفت و اینکه انسانها، بندهی خداوند هستند و خدا ارباب به سراسر جهان
به آنها گوشزد میکرد که خدا را بپرستید و از او بترسید و در راهش کار نیک انجام دهید تا کامروا شوید، این بشارتهای هر روزهی پیامبر قبل از پادشاهی و بعد از پادشاهی بود و سرآخر عمر پر فیض ایشان به سرانجام رسید و در روزی تلخ برای مردمان دهکده جان به جان به آفریدگار تسلیم کرد و به سوی الوهیت شتافت،
پس از آن یک به یک جانشین برای او انتخاب شد و آنها وظیفهی اداره کردن مردم را به دست گرفتند تا قوانین خدا و رسولش همیشه در جهان پابرجا بماند و پیش رود و این جانشینیها دو بدعت جدید هم در خود داشت،
یکی اینکه پس از چندی این والی و امیر داشتن موروثی شد و در خانوادهای برای همیشه باقی ماند، آنها از پدر به پسر وظیفه را محول میکردند و دومین بدعت این بود که نام این والی و امیر دیگر مشخص شد،
همه او را ارباب خطاب میکردند و ارباب نام نهایی بر این پادشاه دهکده شد، هرچند به واقع هم نمیشد نام این دو اتفاق را بدعت گذاشت، زیرا بعد از مرگ رسول هم بسیاری میخواستند از همان ابتدا این امیر بودن را به خاندان و فرزندان رسول بسپارند که البته بدین گونه هم نشد و بر سرش جنگهای بسیاری اتفاق افتاد، پس این بدعت نبود لکن به جای خاندان رسول همین نوع از حکومت، ماندن این ریاست در یک خاندان اتفاق افتاد اما در خاندانی به دور از خاندان نبی، بدعت دوم هم شاید تازگی نداشت زیرا در زمان حضور رسول هم بسیاری او را با نام ارباب خطاب میکردند، اما شاید تنها تفاوتش این بود که در همه حال همگان مجبور بودند پادشاه را ارباب خطاب کنند و این به جای بیشمار اسامی در زمان رسول جایگزین شد.
پس از مرگ ارباب و گذشتن سالیان دراز فقط این اتفاق نبود که افتاد، طی سالیان دراز در این دهکده اتفاقات ریز و درشت فراوانی افتاد تا اینگونه اجتماعی ساخته شود،
امروز این دهکدهی کهن، اربابی قدرتمند در خود داشت که بر تمام اتفاقات دوران نظارت میکرد، حکم او ختم تمام سخنان بود، قانون وضع میکرد و مردمان موظف به اجرای آن بودند، قانونی که مطابق با شریعت و فرمودههای خدا و ارباب بود، از این رو در جامعه از همان سالیان نخستینِ بعد از مرگ ارباب، عالمان دینی به وجود آمدند، عالمانی که وظیفه داشتند انسانها را به راه راست هدایت کنند، آنها را بر حذر دارند و از فردایشان بترسانند و گاه و بیگاه کلام خدا و ارباب را به انسانها یادآور شوند، آنها با استفاده از اسناد و صحبت و اتفاقات گذشته شریعتی را پایهریزی کردند و در ساختمانهایی مجلل نشستند و جدال کردند و زندگی خوب و الهی را پیش بردند،
در این قصرهای با شکوه، پذیرای مردمانی بودند که دست به دعا برداشته با خدا صحبت داشتند و به درد و حرفهای آنان گوش فرا میدادند، هر هفته در روزی مشخص برای آدمیان موعظه میکردند و به جز آن صحبتهای همیشگی از شریعت و دیانت خدا، آنها را همیشه و همیشه به ناجی امید میدادند که ناجی در همین زودی ظهور خواهد کرد و ریشه ظلم را پاک خواهد ساخت و انسانها را، خدا در قیامت مورد قضاوت قرار خواهد داد،
نکتهی قابل توجه در زندگی این دو بخش از جامعه از روحانیون و عالمان دینی و ارباب بزرگ که به انسانهای این دهکده حکومت میکردند این بود که آنها کار و وظیفهشان همینها بود، ارباب اربابی کردن و عالمان دین بشارت دادن و آدمیان جز اطاعت کار دیگری نداشتند،
آنها مثال دیگران کشاورزی نمیکردند، تولید نمیکردند، نمیفروختند و مردم از حاصل دسترنجشان با عناوین مختلف به آنها روزی میرساندند و این جماعت در کاخهایی عظیم زندگی میکردند و از رفاه بسیار بالایی برخوردار بودند،
و اما مردم این دهکده، مردمی که به درازای سالیان قبل از ظهور این باورها، نه اربابی داشتند و نه عالمان دینی که آنها را راهنمایی کنند، همه در یک سطح کمی بالاتر و پایینتر در حال زندگی بودند،
به جز آن دو دسته، ارباب و علما در بین خودشان هم دو دسته ایجاد شده بود، هر چند که این اتفاق طی یک سال و دو سال نیفتاد و پس از ظهور این باور به درازای سالیانی با تغییرات ریز و درشت به اینجا رسید،
اکنون دهکده در دل مردمانش دو دسته داشت، کسانی که صاحب نام داشتند و صاحب همه چیز بودند و ثروت و مکنتشان به عالمان دینی و ارباب نمیرسید، لکن صاحب اراضی، خانهها، دکانها و تمام داراییهای دهکده بودند،
اینها را صاحب میگفتند و از زندگی مرفهی بهره میبردند، صاحبان خانوادههای بزرگی در اختیار داشتند، بعضی زنان بیشمار با فرزندان زیاد و برخی یک زن با چند فرزند و همهی اینها وابسته به خودشان و ثروتشان بود،
یعنی بعضی یک زمین، یک خانه و یک زن و چند فرزند داشتند، هرچند میانشان صاحبانی هم بودند که با داشتن ثروت هنگفت، یک زن اختیار میکردند و آن هم وابسته به کرمشان بود
در مجموع تعداد صاحبان نسبت به عالمان دین بیشتر بود اما در مقایسه با تمام اجتماع اقلیتی کوچک محسوب میشدند و اکثریت جامعه را انسانهایی پر کرده بودند که چیزی در این جهان برای خود نداشتند،
نه ملکی، نه زراعتی، نه دکانی و هیچ از مال دنیا به دست نیاورده بودند و طی مرور سالها این جماعت بیشتر و بیشتر شد و صاحبان هر روز قدرتمندتر و این نظم دنیای اینان بود،
هر روز صاحبانی که ثروت کمتری داشتند همان اندک ثروت را از دست میدادند و به جمع بیشمار بیچیزان اضافه میشدند،
اما این جماعت بیچیز برای امرار معاش و زندگی نیاز به کار داشت و مجبور بود برای صاحبان کار کند و لقمه نانی به دست آورد و اینگونه شد که صاحبان کمکم به واسطهی ثروت هنگفتشان، یک تن و کمکم صدها و هزاران نفر از بی چیزان را در اختیار گرفتند و اراضیِ خویش را آبادتر کردند و هر روز نداران را ضعیف و ضعیفتر به حصر در آوردند و بر ثروت خویشتن افزودند و در این نظم به پیش بودند،
بیچیزان را به جایی میرساندند که دیگر نیازمند به صاحبان بودند و شریعتی که اجازهی این کار را میداد و نظامی که اینگونه برای آنان تعریف شده بود، نظام قدرت و ضعف، قدرتمند و ضعیف
خدا و بنده، ارباب و رعیت و سرآخر صاحب و برده
این جامعه سرآخر به جایی رسید که خدایی در آسمان نشسته و بندگان بیشماری داشت، اربابی وظیفهی پیشبرد اهداف آن خدا بر زمین را بر عهده گرفته و پس از او عالمان و رهبران دین او را در راه پیشبرد این اهداف یاری میدادند و جامعهای که به واسطهی این آموزهها، خود را به دو دسته تقسیم کرده بود،
جماعتی که ثروتمند بودند و صاحبان نامیده میشدند و در کنار آنها بردگانی که هیچچیز نداشتند و به آن جماعت نیازمند بودند و آرامآرام آنقدر اینان پس و آنان پیش رفتند که صاحبان، صاحب بر اینان شدند و بردگان باید به اوامر آنها گوش فرا میدادند، طاعت میکردند تا زنده بمانند و کیفر نشوند و خدایی که همیشه ندای آمدن ناجی میداد تا جهان را به روزهای خوش بازگرداند،
صاحبان به واقع قدرتمند بودند، تمام نعمات این دهکده در اختیار آنها بود، تمام ثروت نهفته در خاکهایش، تمام زمینهای زراعی، دکانها، همه و همه در اختیار این صاحبان بود و بردگانی که برای بقای زندگی مجبور بودند به خواستههای آنان تن در دهند،
عرق میریختند، به میان کوهها؛ غارها و معادن میرفتند، چه بسیاری از آنها که در این راه جان دادند و در میان این معادن در خاک مدفون شدند و جماعتی که سرآخر گوهرها را بیرون آورده به صاحبان تقدیم میکردند و در ازای آن لقمه نانی میجستند تا خود و خانوادههای کوچکشان که در اختیار صاحبان و به اذن آنان نفس میکشیدند سیر بمانند
و صاحبانی که هر روز در رفاه بیشتر غوطه میخوردند، این گوهر و دُرهای گرانبها را به دیگر شهرها و دهکدههای اطراف میفرستادند، یا به دیگر اربابان در شهر میفروختند و پول بسیار به جیب میزدند و سهمی از آن را برای ارباب بزرگ دهکده با دستبوسی میفرستادند و از او متشکر بودند که چنین اجتماع پر از رفاه و امنیتی را برایشان ساخته بود و بخشی از این مال به دست آمده را به سوی عالمان دینی میبردند تا هم خدا را در راه بشارت انسانها یاری دهند و هم گناهانشان را به واسطهی این بخشش و کمک در راه خدا ببخشایند
و بردگانی که در بیغولهها و خاک و خاشاک با فرزندان سر رو سوخته و زر خریدهی صاحبان، با زخمهای بر دست و پاهایشان لقمه نان خشکی در آب غوطهور میکردند و از خداوند بزرگ به خاطر نعماتش سپاس میگفتند، بعضی اوقات به درگاهش ساعتها اشک میریختند و با التماس و نجوا کنان به یزدان عرض میکردند:
بارالها، ناجی ما کی خواهد رسید، کی به این جهان پا خواهد نهاد تا زشتی را از جهان ریشهکن کند،
آنان با خدا حرف میزدند و درد و دل میکردند، دنیا را در آن قصرهای عالمان دین میجستند تا روز موعود برسد و بتوانند دست در دست هم به محظر خدا مشرف شوند و در برابرش به خاک بیفتند و از این جهان پستیها دوری و برای جهان زیباییها و آسایش آماده شوند،
همهجای این دهکده در اختیار صاحبان بود، صاحبان قدرت و ثروت،
هرجا که نگاه میبردی بردگانی در حال کار سخت بودند و بالاتر از آنها کمی دورتر، صاحبی نشسته و پول میشمرد و انبارهایش را پر از غلات و گندم میکرد و هر روز از پیش ثروتمندتر و قدرتمندتر میشد،
اراضی کشاورزی بسیاری در این دهکده وجود داشت، خاک زرخیزی داشت، به گفتهی گذشتگان هر چه در آن بکاری حتماً روی میدهد و جوانه میزند، از این رو کشاورزی، در این خاک سود سرشاری داشت، وقتی به میان این اراضی میرسیدی، مردمانی ژندهپوش میدیدی که زیر آفتاب به سختی کار میکنند و رنگ و رخسارشان کاملاً دگرگون شده است و به سیاهی بدل میزند، از این رو صاحبان گهگاه آنها را کاکا سیاه هم خطاب میکردند،
آنها با تنهای سوخته، اندامی لاغر و نحیف میچیدند و میکاشتند، حرص میکردند و شخم میزدند اما کمی بالاتر در زیر سایهی درختی روی صندلی زیبا، مردی چاق و درشت اندام نشسته است و آرام به سیگار در میان انگشتانش پوک میزند، در همین بین است که یکی از بردهها به زمین میافتد و خوشهی گندمی که در دست دارد را به میان لجنزار میاندازد و صاحب که عصبانی و پرخشم است رو به بردگان در اطرافش فریاد میزند و سراسیمه از جایش برخاسته به سمت آن مرد لاغر اندام که گندمها را فنا کرده میدود و ضربات محکمی به پهلویش وارد میکند و پس از آن دست بر کمربند شلوارش میبرد آن را بیرون میکشد و مرد رنجور زیر تازیانه زجر میکشد و نفس در سینهی دیگر بردگان حبس شده و چیزی نمیگویند،
شاید این اولین بار نیست که این صحنه را دیدهاند اما شاید مثال اولین بار برایشان دردآور باشد و شاید چندی قبل این کار هیچگاه اتفاق نمیافتاد، اما اولین بار و این سکوت چنین پیش برد که این کارها عادتی برای صاحبان و تحمل این دردها بخشی از زندگی بردگان شده است.
در این بخش از کتاب صوتی ناجی، نویسنده با ظرافتی فیلسوفانه به کالبدشکافیِ استثمارِ مذهبی میپردازد. او نشان میدهد که چگونه یک جامعهی بدون پادشاه، با پذیرشِ یک «نایبِ خدا»، داوطلبانه به سویِ استبداد حرکت میکند. مهمترین ابزارِ این تغییر، جابهجاییِ پاداش و جزا از «دنیا» به «آخرت» است؛ ایدهای که به قدرتمندان اجازه میدهد زمین را تصاحب کنند و به بیچارگان وعدهی آسمان را بدهند.
نیما شهسواری ساختار قدرت در این دهکده را به چهار ستون تقسیم میکند:
تصویرِ پایانی این بخش، یعنی تازیانه خوردنِ بردهای که خوشهی گندمی را به لجن انداخته، نمادی از سقوطِ کرامت انسانی است. سکوتِ دیگر بردگان در برابر این خشونت، نشاندهنده سیستمی است که در آن «درد» به بخشی از «سرنوشت» بدل شده است. انتظار برای ناجی در این فضا، نه یک عمل آگاهانه، بلکه آخرین سنگرِ روانی برای دوام آوردن در برابرِ تازیانههای «صاحب» است.
برای شنیدنِ این روایتِ عمیق از تاریخِ سلطه، بخش اول را در لینک زیر دنبال کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری