وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

تعداد: 7 اپیزود
به‌روزرسانی: 23 اسفند 1404

پادکست به نام جان؛ ویژه‌برنامه آلت‌پرستان از نیما شهسواری | نقدِ اخلاقِ جنسی و تبارشناسیِ شهوت در دین

پروژه‌های مطالعاتی متمرکز و جستارهای صوتی در موضوعات بنیادین

واکاوی عمیق مفاهیم آزادی و جان در قالب سلسله برنامه‌های تحلیلی

در ویژه‌برنامه‌یِ «آلت‌پرستان» از پادکستِ «به نام جان»، نیما شهسواری ما را به تماشایِ فروپاشیِ اخلاقیاتی فرا می‌خواند که «جان» را به «عورت» تقلیل داده است. اینجا ساحتِ بیداری از خوابِ مسمومِ «آلت‌پرستی» و بازگشت به قدسی بودنِ تن است. این اپیزودها، افشاگرِ لایه‌هایِ پنهانِ «فاحشگیِ شرعی» و نظام‌هایِ مالکیت‌محوری است که زن را تنها بسترِ لذت و ابزارِ تولیدمثل می‌خواهند. ما با وفاداریِ مطلق به میثاقِ سبزِ مؤلف و نفیِ غارتِ ریه‌هایِ سبزِ زمین (درختان)، این مجموعه‌یِ صوتیِ متن‌باز را به صورتِ کاملاً رایگان منتشر کرده‌ایم؛ تا کلامِ رهایی، بی‌آزار و پاک، راه را برایِ تولدِ «انسانِ بیدار» هموار کند.

پادکست به نام جان؛ ویژه‌برنامه آلت‌پرستان از نیما شهسواری | نقدِ اخلاقِ جنسی و تبارشناسیِ شهوت در دین
پادکست ویژه
جستارهای متمرکز صوتی جهت واکاویِ ریشه‌ای ساختارهای قدرت.

عبور از منجلابِ شهوت؛ وقتی آگاهی، تقدسِ تن را بازپس می‌گیرد

هشیار باشید! شما را در پیله‌یِ «آلت‌پرستی» محبوس کرده‌اند تا «جان» و «عشق» را فراموش کنید. ویژه‌برنامه‌یِ «آلت‌پرستان» در پادکستِ «به نام جان»، جراحیِ بی‌رحمانه‌یِ نگاهی است که زن را «کشتزار» و مرد را موجودی بی‌اراده و «هیز» می‌بیند. نیما شهسواری در این مانیفستِ عریان، فاش می‌کند که چگونه تحتِ لوایِ «فاحشگیِ شرعی» و «مالکیتِ ناموسی»، انسانیتِ شما را به مسلخ برده‌اند. این صدا برایِ کسانی است که می‌خواهند از «شرمگاه» به سویِ «وصالِ دو جان» حرکت کنند و زنجیرهایِ بکارت‌پرستی و دگم‌هایِ جنسیتی را بگسلند. ما اینجا از «قانونِ رهایی» سخن می‌گوییم؛ جایی که تن، نه ابزاری برایِ تخلیه شهوت، بلکه معبدِ والایِ حیات است. بشنوید، پیش از آن‌که انجمادِ قوانینِ شهوت‌محور، آخرین شعله‌هایِ عشقِ اصیل را در وجودتان خاکستر کند.

مجموعه شنیداری: ویژه برنامه پادکست به نام جان آلت‌پرستان
در حالِ نیوشیدن:

انتخابِ یک روایت از «ویژه برنامه پادکست به نام جان آلت‌پرستان»

پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت هفتم ایمان به جان – با نیما شهسواری 11 تیر 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت ششم سرانجام – با نیما شهسواری 4 تیر 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت پنجم جنایات – با نیما شهسواری 28 خرداد 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت چهارم فرهنگ‌سازی – با نیما شهسواری 21 خرداد 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت سوم تناقضات – با نیما شهسواری 14 خرداد 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت دوم نگاه اسلامی – با نیما شهسواری 7 خرداد 1402
واکاوی
پادکست به نام جان – ویژه برنامه آلت‌پرستان – قسمت اول پیشگفتار – با نیما شهسواری 31 اردیبهشت 1402
واکاوی

شنیدن و دریافتِ تمامیِ قسمت‌هایِ پادکست ویژهِ آلت‌پرستان

تمامیِ آثارِ صوتی در این بخش به صورت رایگان، با لینک مستقیم و بدونِ سانسور جهت شنیدن و دانلود در دسترسِ جان‌هایِ آزاد قرار گرفته است.

دریچه‌یِ پیشِ رو، امکانِ تعاملِ بی‌واسطه با جهانِ آثار را فراهم آورده است. با مکث (Hover) بر رویِ هر قاب، نوارِ ابزارِ هوشمند فعال گشته و امکانِ شنیدن در اسپاتیفای، تماشایِ ویدیو در یوتیوب یا دریافتِ مستقیم را بدونِ گسست از آرشیو میسر می‌کند. همچنین، برایِ لمسِ جزئیاتِ عمیق‌تر، خوانشِ متنِ کامل و شناسنامه‌یِ هر اثر، می‌توانید به صفحه‌یِ اختصاصیِ آن قدم بگذارید.

39:08 قسمت هفتم: ایمان به جان

قسمت هفتم: ایمان به جان

ویژه‌برنامه آلت‌پرستان با اپیزود «ایمان به جان» به ایستگاه پایانی می‌رسد. نیما شهسواری در این بخش، پس از کالبدشکافی دردهای ناشی از تفکر آلت‌پرستی اسلامی، «درمان» را در شکوهِ جان و عزت‌نفسِ انسانی جستجو می‌کند. این قسمت نه فقط یک سخنرانی، بلکه ریل‌گذاری برای یک انقلاب فرهنگی و اجتماعی است که مبنای آن احترام به تمام جانداران و نفی هرگونه آزار است.
50:00 قسمت ششم: سرانجام

قسمت ششم: سرانجام

در این قسمت از ویژه‌برنامه آلت‌پرستان، نیما شهسواری به بررسی میوه‌های تلخ شجره زقوم اسلام در جوامع امروز می‌پردازد. سرانجام آلت‌پرستی چیزی جز مسخِ هویت انسانی نیست. ما با جامعه‌ای روبرو هستیم که در آن جان‌ها زیر یوغ نابرابری، خیانت‌های قانونی (چندهمسری) و سرکوب طبیعت انسانی، به بن‌بست رسیده‌اند. این اپیزود، نقشه راهی است برای شناخت تیپ‌های شخصیتی که این تفکر بیمار پدید آورده و یافتنِ تنها راه نجات: بیداری جمعی.
01:01:20 قسمت پنجم: جنایات

قسمت پنجم: جنایات

در قسمت پنجم از ویژه‌برنامه آلت‌پرستان، نیما شهسواری پرده از جنایاتی برمی‌دارد که تحت نام دین و شریعت، قرن‌هاست جان و تن انسان‌ها را به توبره کشیده است. جنایات جنسی در اسلام، از تجاوز سیستماتیک به کودکان (کودک‌همسری) گرفته تا برده‌داری جنسی (کنیز‌داری)، نه یک انحراف شخصی، بلکه بخشی از هسته سخت قانون و سنت اسلامی است. در این تحلیل، به بررسی این حقیقت می‌پردازیم که چگونه یک تفکر بیمار، پدوفیلی را مقدس و زن‌ستیزی را عدل الهی جلوه می‌دهد.
45:30 قسمت چهارم: فرهنگ‌سازی

قسمت چهارم: فرهنگ‌سازی

فرهنگ‌سازی جنسی در اسلام، فرآیندی است که در آن پست‌ترین غرایز بشری تحت لوای دین، به «قانون» و «عرف» تبدیل شده‌اند. در این قسمت از ویژه‌برنامه آلت‌پرستان، نیما شهسواری به تبیین این حقیقت می‌پردازد که چگونه نگاه آلت‌پرستانه، مفاهیمی چون عشق و وفاداری را سربریده و به جای آن، خیانت قانونی و خشونت علیه زنان را نشانده است. این فرهنگ، با تحقیر همزمان زن و مرد، جامعه را به باتلاقی از دشمنی جنسیتی بدل کرده که ثمره آن چیزی جز قتل‌های ناموسی و تجاوز به کودکان نیست.
48:34 قسمت سوم: تناقضات

قسمت سوم: تناقضات

تناقضات جنسی در اسلام، پرده از حقیقتی هولناک برمی‌دارد: سیستمی که از یک سو «پاکی» را در اسارتِ تن و پارچه تعریف می‌کند و از سوی دیگر، دروازه‌های بی‌بندوباری قانونی را از طریق صیغه و چندهمسری می‌گشاید. در این بخش از ویژه‌برنامه آلت‌پرستان، ما به سراغ ریشه‌های این تضاد بیدارکننده می‌رویم؛ جایی که عشق قربانی شهوت شده و مفاهیم اخلاقی تنها پوششی برای استمرار قدرت و مالکیت مردانه هستند. این مقدمه‌ای است بر شناختِ دنیایی که در آن، پاکیِ فکر جای خود را به تقدسِ بکارت داده است.
01:01:20 قسمت دوم: نگاه اسلامی

قسمت دوم: نگاه اسلامی

نقد نگاه اسلامی به زن و کالبدشکافی ساختاری که انسان را تا سطح یک «آلت جنسی» پایین می‌آورد، محور اصلی این قسمت از پادکست به نام جان است. در این مانیفست صوتی، ما با حقیقتی عریان روبرو می‌شویم؛ جایی که شهوت‌زدگی مذهبی جایگزین اخلاق شده و مفاهیمی چون حجاب اجباری و تجاوز قانونی (کنیزداری)، به ابزاری برای سرکوب هویت انسانی تبدیل گشته‌اند. این متن، نقدی صریح بر ریشه‌های خفقانی است که قرن‌هاست تحت نام دین، بر پیکره جامعه سنگینی می‌کند.
36:33 قسمت اول: پیشگفتار

قسمت اول: پیشگفتار

آلت‌پرستان، نه فقط یک واژه، که یک مانیفست انتقادی علیه فرهنگی است که «جان» را در پای «شهوت» قربانی کرده است. در این اپیزود از پادکست به نام جان، نیما شهسواری پرده از تناقضات دینی برمی‌دارد که در آن جنایت، ردای قانون به تن کرده است. این متن، پیش‌درآمدی است بر یک واکاوی عمیق؛ سفری از تاریک‌خانه‌های تفکر آلت‌پرستانه به سوی روشناییِ خیره‌کننده برابری و احترام به کرامت تن. اگر به دنبال ریشه‌های خفقان جنسیتی و مسیر آزادی هستید، این گفتگو نقطه شروع شماست.

کالبدشکافیِ مفهومی و تحلیلِ ژرفِ «ویژه برنامه پادکست به نام جان آلت‌پرستان»

جستاری در لایه‌هایِ پنهان، ساختارِ قدرت و تجلیِ باور به جان در این اثر

پادکست به نام جان؛ واسازیِ آلت‌پرستی در الهیاتِ جنسیتی

رادیکال‌ترین ایده‌یِ نیما شهسواری در ویژه‌برنامه‌یِ آلت‌پرستان، تبیینِ تقلیلِ کلِ نظامِ ارزشیِ دین به مسائلِ جنسی است. در پادکستِ «به نام جان»، استدلال می‌شود که تمرکزِ افراطیِ شریعت بر «قضیب و فراخ»، عملاً پیروانی «آلت‌پرست» تربیت کرده است که تمامِ سعادتِ زمینی و اخرویِ خود را در شهوت خلاصه می‌بینند. مؤلف معتقد است این نگاهِ ابزاری، «جان» را از کانونِ توجه خارج کرده و جایگاهِ انسان را تا حدِ یک «نر یا ماده» برایِ جفت‌گیری پایین آورده است. این تحلیل فاش می‌کند که چگونه حجاب، ارث و نکاح، همگی حولِ محورِ مالکیت بر آلتِ جنسی چیده شده‌اند.

کشتزارِ جنسی و فاحشگیِ شرعی؛ نقدِ ساختاریِ صیغه و متعه

نیما شهسواری در این مجموعه، به کالبدشکافیِ مفاهیمِ توهین‌آمیزی چون «کشتزار» (حرث) می‌پردازد که در آن زن فاقدِ اراده و تنها بستری برایِ تکثیرِ امت تصویر می‌شود. پادکستِ به نام جان با شجاعتِ تمام، نهادهایی چون صیغه را «فاحشگیِ شرعی» نامیده و فاش می‌کند که چگونه دین، بهره‌کشیِ جنسی را تحتِ پوششِ قانون، مشروعیت بخشیده است. این اثر نشان می‌دهد که چگونه «غیرت» به جایِ یک صفتِ اخلاقی، به حسِ مالکیتِ ارباب‌رعیتی تبدیل شده که ریشه‌یِ اصلیِ جنایاتی چون قتل‌هایِ ناموسی در جامعه است.

عشق در برابرِ شهوت؛ راهکارِ جان‌محور برایِ رهایی از دگم‌هایِ مذهبی

بخشِ نهاییِ این ویژه‌برنامه به ارائه‌یِ راهکارِ «بازگشت به قدسی بودنِ تن» اختصاص دارد. نیما شهسواری در پادکستِ به نام جان، میانِ «پاکیِ ذهن» و «پاکیِ تن» (بکارت) تمایز قائل شده و اخلاقِ مذهبی که پاکی را در یک پرده‌یِ فیزیکی خلاصه می‌کند، به چالش می‌کشد. در دکترینِ «جان‌محوری»، جایگزینیِ شهوت‌رانیِ بدوی با «عشقِ اصیل» و احترام به حریمِ جانداران، تنها راهِ نجات از منجلابِ آلت‌پرستیِ مذهبی است. این گذار، مستلزمِ بیداریِ آگاهانی است که تنِ خود و دیگری را نه یک ابزار، بلکه تجلیِ والایِ حیات می‌بینند.

میثاقِ سبز و بیداریِ دیجیتال؛ چرا سخن از پاکی نباید با قتلِ درختان آلوده شود؟

انتشارِ ویژه‌برنامه‌یِ آلت‌پرستان به صورتِ صرفاً دیجیتال، برخاسته از بطنِ فلسفه‌یِ «نفیِ آزارِ» نیما شهسواری است. مؤلف با صراحت اعلام می‌کند که «چاپِ کاغذی یعنی قتلِ طبیعت» و غارتِ تنِ درختان برایِ ثبتِ واژه‌هایی که از حرمتِ تن سخن می‌گویند، خود نوعی استبداد علیه حیات است. در پادکستِ به نام جان، انقلابِ اندیشه نباید به قیمتِ اسارت و مرگِ هیچ جانداری (درخت) تمام شود. به همین دلیل، این اثر به عنوانِ یک پروژه‌یِ متن‌باز (Open-Source) و رایگان عرضه شده است تا آگاهیِ جنسیتی، بی‌آزار و پاک، در دسترسِ همگان قرار گیرد.

نسخه‌یِ نوشتاری و متنِ کاملِ «ویژه برنامه پادکست به نام جان آلت‌پرستان»

قسمت اول : پیشگفتار

 

خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب آلت پرستان صحبت بکنیم و توی این قسمت اول هم قرار هست یک تصویر مشخصی بدیم که توی قسمت های آتی قرار هست در باب چه مسائلی صحبت بشه.

اول باید برسیم به همین کلمه آلت پرستان و این واژه ای که ما انتخاب کردیم برای این ویژه برنامه مشخص که برگرفته از اون نگاه آلت پرستانه اسلامیست نسبت به موضوعات جنسیتی.

موضوعاتی که توامان با شهوت و شهوت گرایی به نوعی گره خورده.

شما وقتی نزدیک میشید به مسائل جنسیتی در نگاه اسلامی توأمان روبه رو میشید با این تصویری که غرق در مسائل جنسی و شهوانی هست.

و خب این قاعدتا یک برآیندی رو هم خواهد داشت برای کل اون جامعه فرهنگی رو خواهد ساخت و قراره توی این ویژه برنامه در باب این مسئله مشخص و این نگاه شهوانی اسلامی نسبت به موضوعات داشته باشیم.

پیش تر از اینکه من بخوام این ویژه برنامه مشخص آلت پرستان رو ضبط و پخش بکنم، کتابی رو تحت عنوان آلت پرستان به رشته تحریر درآوردم که در اون هم با توجه به داستانی که مطرح میشه سعی شده که این نگاه از زاویه ای مشخص مورد نقد و بررسی قرار بگیره و در نهایت هم از گفتن این دردها به یک درمانی هم برسیم.

این کتاب هم در اختیار شما دوستان هست و میتوانید با مراجعه به وبسایت جهان آرمانی و یا صفحات رسمی من در شبکه های اجتماعی این آثار، این اثر مشخص یعنی کتاب آلت پرستان رو هم دریافت و مطالعه کنید.

هم به صورت صوتی این اثر موجود هست.

حالا در کانال تلگرامی که من دارم یا در یوتیوب یا در برنامه های پادکست گیر مثل اسپاتیفای، مثل گوگل پادکست مثل اپل پادکست و دیگر برنامه های پادکست گیر اثر به صورت صوتی هم موجود هست و هم به صورت پی دی اف که اون هم در وبسایت جهان آرمانی و دیگر صفحات رسمی من در شبکه های اجتماعی موجوده.

می‌تونید این اثر رو هم دریافت بکنید و مطالعه بکنید و یا اینکه گوش بدید.

اما حالا توی این ویژه برنامه مشخص هم ما قرار هست که به زبان ساده تر، بداهه و راحت تر در باب این مسائل صحبت بکنیم و از زوایای مختلف این موضوع رو مورد نقد و بررسی قرار بدیم و درد ها رو مطرح کنیم و در نهایت هم به اون درمان مشخص برسیم.

پس وقتی داریم در باب این آلت پرستی صحبت می کنیم یا کلمه نمادینی برای تعریف این نگاه اسلامی و این نگاه مشخص داریم، در باب این صحبت می کنیم که این نگاه جنسیتی اسلامی چه تصویری رو به ما داده و چه فرهنگی رو برای ما ساخته؟

وقتی نزدیک به مسئله جنسیت میشیم در دین اسلام به خصوص چون توی این برنامه آلت پرستان داریم به خصوص در باب اسلام صحبت می کنیم یه تصویری رو به ما میده دیگه از همون ابتدای وجودیت اسلام پیدایشش. قرآن.

احادیث زندگی پیامبر.

تاریخی که گذرونده و در نهایت ممالک اسلامی که امروز در جهان هستن و این فرهنگ رو دارن بروز میدن و این اون تصویری است که ما باهاش رو به رو میشیم که تا چه اندازه به زندگی ما لطمه زده، به زندگی اجتماعی ما لطمه زده.

برای ماهایی که توی ایران زندگی کردیم و اون شرایط رو پشت سر گذاشتیم تا چه اندازه لطمه برانگیز بوده و حالا قراره توی این ویژه برنامه هم در باب این مسائل و این مصادیق صحبت بکنیم.

تا جایی که امکانش هست توی این پیش‌درآمد و این قسمت اول هم سعی می کنیم موجز در باب قسمت های آتی یک اشارتی بکنیم که حالا به تفصیل در قسمت های پیش رو بیشتر و بیشتر دربارشون صحبت بکنیم.

پس نقطه ابتدایی همین واژه آلت پرستان هست.

واژه آلت پرستان به مفهوم کلی که حالا این نگاه اسلامی در باب مسائل جنسیتی به سمت و سوش می ره.

هر وقت که مسئله جنسیت رو ما داریم در اسلام مواجه میشیم با این طرز نگاه شهوت آلود و شهوت پرستانه ای که در باب این مسئله مطرح می کنه و اصولا هر مسئله ای رو در زمینه موضوع جنسیت گره شده با مسایل جنسی و شهوانی و خب قاعدتا یه تصویر وحشتناکی رو هم برای ما می سازه.

در گام نخست ما می رسیم به خود اسلام.

خود موضوعیت اسلام.

خود اصلی ترین باب برای شناخت اسلام یعنی قرآن.

شما با یک قرآنی رو به رو میشید که افسار گسیخته داره در باب این مسائل صحبت میکنه.

یعنی یک تصویر کلی به شما میده در باب این مسئله که حالا فرای نگاهش به زن و این نگاه جنسیتی که قاعدتا توی قسمت های آتی دربارش صحبت می کنیم، وقتی برسیم به قسمتی که در باب نگاه اسلامی در این زمینه مشخص جنسیتی باشه، بیشتر دربارش صحبت می کنیم.

اما در باب این مسئله شما روبرو میشید با قرآنی که حالا داره به شما یه تصویری میده از این که شما میتونید چهار زن در اختیار داشته باشید.

این که همون شروع کننده ی قانونی است برای ترویج این خیانت.

زیر پا گذاشتن عشق.

این همون مصدری ست که ما رو میرسونه به این نگاه شهوت آلود و آلت پرستانه ای که اسلام داره در باب مسائل مطرح می کنه.

قاعدتا مختص به اسلام هم نیست.

میشه در جاهای دیگه هم دربارش صحبت کرد.

اما در این ویژه برنامه مشخص ما بیشتر در باب همون نگاه اسلامی داریم صحبت می کنیم.

حالا می تونه هر کسی این رو با دیگر نگاه ها هم قیاس بکنه.

در ادیان مختلف، در باورهای مختلف و با این قیاسی که انجام می ده ببینه که این نگاه شهوت آلود و آلت پرستانه در نهایت چه لطمه هایی رو به اون زندگی اجتماعی می زنه و چه درد هایی رو می سازه و در نهایت با چه درمانی میشه در برابرش ایستادگی کرد و این فرهنگ آلوده رو تغییر داد.

اما وقتی با به نوعی به این مسئله با اسلام روبرو می شیم، قرآن اون مصدر اصلی است برای شناخت اسلام.

اون منبع اصلی است که تمام این تفکرات رو ساخته در همین زمینه مشخصی که گفتیم در باب این نگاهی که به عنوان چند همسری دارد توسط اسلام بیان می‌شود یا در کنار آن وقتی می‌خواهد برای شما زنان حلال را که می‌توانید با آنها رابطه جنسی برقرار کنید را اسم ببرد، از کنیزان هم اسم به میان میاره.

حالا ما داریم در باب کنیزی صحبت می‌کنیم که شما او را به زور در اختیار گرفتید.

حالا در یک جنگی پیروز شدید، خانواده او را قلع و قمع کردید و کشتید و یا اینکه به واسطه باورهایی که او داشته او را کنیز خودتان قلمداد کردید و او را خریدید.

اصلا وارد یک بازاری از این نگاه وحشی و وحشت انگیز می‌شوید که حالا قرار است که ما صاحب بر دیگران باشیم.

با دادن بخشی از ثروت مون، بخشی از دارایی مون صاحب بر جان دیگران بشویم و حالا این اجازه صادر می‌شود از این نگاه بیمار که شما میتوانید به او تجاوز کنید و این تجاوز هم بخشی از حق و حقوق شماست.

اینها اون راه هاییست که ما رو میرسونه.

تو که تا چه اندازه ای نگاه شهوت آلود و آلت پرستانه است، تا چه اندازه زن را در همان پوسته ی شهوانی خودش تصویر میکند؟

تا چه اندازه این حقوق رو زیر پا میذاره؟

شما مواجه میشید با این خیانت که بخش اصلی از این تفکرات رو میسازه.

فرای اون شما مواجه میشید حالا با یک پیامبری که در این وادی غرق شده.

یعنی در این نگاه آلوده و شهوت پرستانه تمام زندگی خودش رو پیش برده.

شما حالا با یک پیامبری روبرو هستید که کودک همسری میکنه برای به دست آوردن دختر هفت ساله دندان تیز میکنه منتظر میمونه تا او 8 سالش بشه تا باهاش همبستر بشه و شب زفاف رو با او داشته باشه.

حالا شما مواجه میشید با این شکل افسارگسیخته از این شهوت پرستی و آلت پرستی.

حالا شما روبرو میشید با یک پیامبری که پیام آور این آلت پرستی هست و حالا اگر از زن فرزند خوانده خودش خوشش میاد به واسطه این که او رو دیده ذره ای لخت و عور در بین حمام کردن و یا در هر تصویر دیگری.

با توجه به روایات حالا دندان تیز میکنه که او رو هم صاحب بشه.

حالا او رو صاحب میشه.

حالا شما با پیامبری روبرو هستید که برای به دست آوردن زنی که اسیر هست شوهرش رو فرمان مرگ میده تا او را بکشند و او تبدیل به کنیز و یا همسر او بشه.

حالا شما با داستانهای ریز و درشت بیشماری روبرو میشید.

در این چرخه حیات پیامبر اسلام حالا زنی رو براش به عنوان کنیز میارند و او قبول نمیکنه اون رو به خاطر اینکه در بدنش خالی داره.

یعنی تمام هدف او از داشتن این زنان همین همخوابگی و همبستری و همین نگاه شهوت آلود است.

گاها روبرو میشوید که در بابش صحبت میکنند که برخی از ازدواج های محمد به واسطه مسائل سیاسی بوده.

بعضی ها به واسطه این بوده که حالا یک قومی رو آروم بکنه، با خودش همراه بکنه، امتیازی بده و از این جور مسائل.

اما وقتی با چهره حقیقی و راستین اش روبه رو میشید، حالا شما مواجه میشید با پیامبری که برای دختر هفت ساله دندان تیز کرده تا نه سالگی صبر کنه.

حالا خدایی هست که در اون بالا به او قانون تازه ای رو عطا میکنه و اون خدا اصولا راه صاف کن این پیامبر هست که این پیامبر با کودکان هم همبستر بشه و یک سنی رو مشخص بکنه تا با او همبستری بکنه.

حالا این پیامبر هستش که به سادگی کسی که خالی بر تنش داشته باشه رو قبول نمیکنه چرا که اون لذت لازم رو از نظر جنسی به او نخواهد رسوند.

حالا به زن پسرخوانده خودش هم طمع می کند و او را هم در اختیار می گیرد.

حالا شما مواجه می شوید با قرآنی که آیاتی را می فرستد برای اینکه در بین روابط محمد و همسرانش حکمیت بکند.

حق را به محمد بده که خودش می دونه با کی همبستر بشه، کی همبستر بشه، چه روزی به خونه کدوم یکی بیاد و.

عدل و انصاف هم در اختیار خود محمد هست.

اینها اون تلنگری است که داره به ما زده میشه که این دین تا چه اندازه در مسائل شهوانی و در این آلت پرستی غرق هست و این واژه آلت پرستان واژه ای است که برازنده این نگاه شهوت پرستانه است.

غرق در مسائل جنسی هست.

حالا شما با یک قرآنی روبرو میشید که به پیامبر خودش اجازه میده تا یک همسران بیشتری رو هم اختیار بکنه.

خودش قانون میزاره در راستای این خیانت و این خیانت پروری و در راستای این شهوت پرستی که هر مردی بتونه چهار همسر بگیره اما محمد مستثنی نیست و می تونه تعداد بیشتری رو هم از آن خود بکنه، یازده زن رو بگیره و نه زن رو به صورت همزمان بگیره و قرآن هم این موضوع رو بهش به نوعی صحه بذاره.

آیه ای بفرسته برای تحکیم این اتفاق و این شکل گیری.

این نگاه شهوت آلود و بیمار هست و عواقب بی شماری رو هم در جامعه ما به وجود میاره.

عواقب این نگاه آلوده به شهوت.

حالا ما قرار هست که در این ویژه برنامه آلت پرستان در باب تک تک این موضوعات به تفصیل صحبت بکنیم.

یعنی اگر قرار هست که در باب این نگاه اسلامی صحبت بکنیم، در یک قسمت مجزا قاعدتا در بابش بیشتر و بیشتر صحبت میکنیم.

الان دارم یه پیش درآمدی میدم که حالا دوستانی که میخوان این برنامه رو دنبال بکنند بدونن که دقیقا قرار هست با چه موضوعاتی روبه رو بشن.

طبق سابق هم من در باب کلیات صحبت می کنم.

مثال و مصداق اگر بخواهید که من فلان آیه در فلان سوره را بیاورم در برخی از کتاب ها و آثارشان وجود دارد یعنی شما می توانید به کتاب گواه ظلم مراجعه کنید.

در کتاب گواه ظلم من آیاتی که بیانگر این ظلم سرشار خداوندی در ادیان مختلف در دین اسلام، مسیحیت و یهودیت بوده در کتاب های آسمانی شان مطرح کردم و در کتاب گواه که سه جلدی هست یک جلد مختص به تورات هست، یک جلد مختص به انجیل هست و یک جلد هم مختص به قرآن هست و یا اگر می خواهید در باب اسلام بیشتر بدانید و این مظالم بیشماری که در اسلام وجود دارد در یک کتابی تحت عنوان الله جبار زار در آن کتاب چهار جلدی ما از چهار جناح مختلف نگاه کردیم یعنی آمدیم از طریق احادیث نزدیک شدیم به این موضوع.

از طریق تاریخ نزدیک شدیم، از طریق فقه نزدیک شدیم و در نهایت از طریق قوانین کشورها و ممالک اسلامی در این کتاب چهار جلدی هم شما میتوانید مواجه بشوید با اسنادی که وجود دارد.

هر چند که برای درک بهتر و بیشتر باید بیشتر و بیشتر به کتاب ها و آثار مراجعه کرد.

وقتی میخوایم نزدیک بشیم به مسائل زیستن پیامبر که یکی از ارکان مهم شناخت اسلام را هم تشکیل میدهد، میتوانیم با کتاب های بیشماری که توسط خود مسلمین نوشته شده مراجعه کنیم.

از طبری که توی همین کتاب الله جبار هم ازش استفاده شده بگیرید تا خلدون و مغازی و دیگرانی که در این راستا کتاب نوشتند و شما میتوانید با مراجعه به آنها یک تصویر بهتر و مشخص تری نسبت به این موضوعات داشته باشید.

اما در این ویژه برنامه و اصولا در برنامه ای به نام جان هدف این نیست که ما بخواهیم تک تک فکت هاشو بیاریم و بگیم در کجا نوشته شده چرا که این برنامه قرار هست بداهه صحبت بشه.

قرار هست که ما ساده و راحت در کنار هم صحبت بکنیم کنیم.

در باب مسائلی که موضوعیت داره برامون.

دغدغه مون هست در باب ایمان و باورمون هست.

به زبان ساده، صریح و در عین حال هم بداهه صحبت بشه.

و بارها هم اشاره کردم که این ذهن سطل آشغال نیست که ما بخواهیم اون رو پر کنیم با نشانه های این آیات و این کتاب ها و این مسائل.

این ذهن ساخته شده برای اینکه ما تفکر بکنیم، اندیشه بکنیم، راه های تازه رو بسازیم، درمان داشته باشیم برای موضوعات.

و نباید اینگونه خودمون رو در این خفقان قرار بدیم که حالا ذهن ما پر بشه از آدرس های مختلف.

اما فارغ از اون سعی میشه که توی این قسمت های مختلف در باب موضوعات مختلف هم نگاه بشه.

مثلا عواقب این نگاه و این نقاط سیاهی که در جامعه و در زندگی اجتماعی ما ساخته.

اینکه تا چه اندازه حالا این نگاه مشخص باعث شده که این خیانت ترویج داده بشه.

این قتل های ناموسی اتفاق بیفته، این خشونت های افسار گسیخته بر علیه زنان شکل بگیره.

شما مواجه بشید با آموزشی که در این راستا هست.

تعالیمی که در این راستا هست.

فرهنگی که ما رو به این سمت و سو میاره.

کودک همسری که حالا تبدیل به یک بخشی از نوع زندگی اجتماعی ما شده.

این جنایت بزرگ تبدیل به یک قانون سراسری شده.

حالا داره اتفاق می افته بدون اینکه جماعتی در برابرش ایستادگی کنند چرا که ما جنایت رو تبدیل به قانون کردیم.

بارها درباره اش صحبت کردم.

اونجایی هست که جنایت همه جای دنیا داره اتفاق می افته.

خیانت همه جا داره اتفاق می افته.

رفتارهای کریه و وحشتناک و خشونت بار همه جا اتفاق می افتند.

اما نقطه ای که ما رو به وحشت میندازه اونجایی است که این جنایات و این خشونت تبدیل به قانون بشه و حالا قانون هستش که این خشونت و جنایت رو داره پیش میبره.

مثلا در باب کودک همسری.

در باب ترویج خیانت.

در باب قتل‌های ناموسی.

در باب خشونت علیه زنان.

حالا ما مواجه هستیم با قانونی که پشتوانه این رفتارهای وحشیانه است چرا که تمام ماخذ و منبع این قوانین برگرفته از همون نگاه وحشیانه اسلامی هست.

حالا شما وقتی در باب نقاط سیاهش دارید صحبت می کنید، در باب این عواقب، این نگاه در اجتماع و زندگی اجتماعی نگاه میکنید، مواجه میشید با این بی ارزش بودن مردان، لگدمال شدن جایگاه مردان که حالا ما سعی میکنیم توی قسمت های مختلف در باب این موضوعات کامل صحبت کنیم و اگر الان داریم به صورت تیتروار در باب کودک همسری، ترویج خیانت، قتل های ناموسی، خشونت علیه زنان، بی ارزش شدن جایگاه مردان صحبت میکنیم.

اونجا سعی میکنیم که به تفصیل بیشتر دربارشون صحبت بکنیم.

اما قاعدتا این نقاط سیاهی که برای ما به وجود اومده به واسطه این نگاه بی‌شمار هست.

شما شکافی که در این نگاه جنسیتی و نگاه شهوت پرستانه و آلت پرستانه در بین جنسیت مرد و زن به وجود آورده در جامعه ما رو نگاه بکنید.

در تمام جوامع مختلف اسلامی نگاه بکنید در تمام کشورهایی که آلوده به این افکار بیمارگونه و آلت پرستانه هستند رو نگاه بکنید که تا چه اندازه این اختلافات به وجود اومده، تا چه اندازه این نابرابری تبدیل به قانون شده؟

تا چه اندازه ما مواجه می‌شیم با تحقیر انسان؟

با تحقیر کلیت انسان به مفهوم کلی خودش.

چه در جایگاه زن و چه در جایگاه مرد.

ما وقتی روبرو میشیم با این فرهنگ بیمار آلت پرستانه حالا روبرو هستیم با انسان هایی که تحقیر میشن چه در جایگاه مرد باشن به واسطه اون تصویر بیمارگونه ای که حالا داره نشون میده که یک سری مرد بیماری هستن که به دنبال شهوت دارن، تمام زندگیشون دست و پا می زنن و با کوچکترین اتفاقی تحریک میشن.

تا چه اندازه این تحقیر در مردها هست؟

تا چه اندازه این نابرابری ها، این خشونت ها، این قتل ها، این خیانت، این کودک‌همسری در راستای تحقیر زنان هست؟

تا چه اندازه ما جایگاه و پایگاه زن رو زیر پا میزاریم؟

به واسطه این آموزه هایی که داره بهمون داده میشه.

یعنی شما مواجه میشید با این آموزش و تعلیمی که به واسطه ریشه های مذهبی و اسلامی داره مدام تو ذهن مردم جا انداخته میشه و شما نمیتونید چیز دیگه ای رو فراتر از این رو از مردم توقع داشته باشید.

قاعدتا همه دربارش شنیدیم.

شما هر چیزی که بکارید درو میکنید.

وقتی خشونت میکارید در نهایت هم خشونت درو می‌کنید.

وقتی تا این حد افکار بیمارگونه شهوانی و آلت پرستانه رو داری تو جامعه میکارید، در نهایت هم همین تصاویر رو خواهید دید.

این مردم قرار هست به واسطه همین تعالیم رفتارها رو از خودشون نشون بدن و شما مواجه میشید با این.

شکل وحشیانه ای که امروز هم شاهدش هستیم چه در ایران چه در کشورهای دیگه.

حتی شاید در ایران ما به واسطه اون فرهنگی که پیش از اسلام وجود داشته و بعد از اسلام هم سعی شده با یک دگرگونی یک نگاه دیگه ای رو تصویر بکنه بهتر باشه تا شرایطی که در کشورهای دیگر اسلامی وجود داره.

در کشور های همین اطراف ما که در اون ها حتی وحشیانه تر و وحشتناک تر هم وجود داره.

شما وقتی به این نقاط سیاه نگاه میکنید، وقتی در جامعه نزدیک میشید به عواقبی که این نگاه شهوت آلود داره مواجه میشید با این مانع بزرگی که در راستای پیشرفت انسان ها و به ویژه زنان و قاعدتا زنان وجود دارد که تا چه اندازه آن ها را در پستو و در پسرفت تصویر می کند.

ما قرار است که در این ویژه برنامه آلت پرستان در باب این مسائل کلی تر صحبت بکنیم، در باب تک تک این موضوعات صحبت بکنیم، از این نگاه اسلامی بگوئیم که چه برآیندی برای ما داشته در باب این نقاط سیاه تصویر گری بدهیم و بعد با یک دریایی از تناقضات روبرو بشویم.

تناقضاتی که توسط این نگاه اسلامی حالا دارد مطرح می شود.

یک تصویر کلی به شما می ده و درونش هزاران هزار تناقض را تصویر می کند.

از یک سو یک علمی را در اختیار گرفته به عنوان پاکی و بعد در برابرش ترویج گر این نگاه شهوت آلود هست.

حالا در این نگاه آلوده و مسموم شما از روبه رو میشید با یک تصویری که نهایت پاکی رو در پرده بکارت زنان تصویر میکنه.

حالا وقتی این نگاه تا این حد مسموم و آلوده هست شما مواجه میشید که پاکی رو نه در پاک بودن ذهن، نه در پاک بودن باورها، نه در پاک بودن ذهن از این دنیای شهوت آلود که همه و همه خلاصه میشه در یک پاکی تن که حالا اون پاک تن رو به اشکال مختلف در پی نابودیش هم برمیان.

از همون کودکی و از همون بدو تولد در پی نابود کردن این پاکی تن هم براومدن.

شما مواجه میشید با این نفی شهوت و در کنارش غرق شدن در دنیای شهوانی.

از یک سو داره صحبت از این میشه که حالا دور باشند از شهوت انسان ها دور باشن از اون طبیعت حقیقی خودشون و از یک سمت دیگه داره این نگاه بیمارگونه خیانت طلبانه تصویر میشه و شما مواجه میشید با دنیایی از تناقضات.

تمامی ارزش ها لگدمال میشن هر ارزشی که در جهان وجود داره.

من بارها در باب این صحبت کردم.

در این ویژه برنامه ای که پیرامون اسلام هم بود، شناخت اسلام هم بود صحبت کردیم.

گفتیم هیچ اخلاقی بیانگر هیچ وقت اسلام نبوده چرا که هر اخلاقی رو که بیان کرده به اشکال مختلف سعی کرده نابودش بکنه با تناقضاتی که داشته.

اگر در باب صداقت صحبت کرده مترادف با صداقت اومده یک معنایی رو تصویر کرده به عنوان تقیه و تقیه که حالا بیانگر نابود کردن این صداقت است.

یعنی دقیقا اخلاقی رو که تعریف میکنه رو یک ضد اخلاق در کنارش میذاره و وقتی ما در باب این صحبت میکنیم که ادیان به ویژه اسلام هیچ نسبیتی با مفهوم اخلاق ندارند دقیقا همین تناقضات هست.

یعنی شما مواجه بشید با یک مفهومی به اسم خیانت در کنارش یک تصویری داشته باشید نسبت به زنا.

یه تصویری رو داشته باشید نسبت به سنگسار و بعد این ها رو جمع بکنید با چند همسری با صیغه.

این تناقض ها چگونه قابل فهم و درک است؟

این تناقضی که بین عشق و شهوت وجود داره که حالا این نگاه آلوده ی اسلامی، این نگاه آلت پرستانه مدام در پی این هستش که با توجه به این تناقضات خودش رو به وجود بیاره و به نوعی خودش رو ادامه بده در دل همین تناقضات بی حد و حصر.

ما قرار هست که در این ویژه برنامه در باب فرهنگ سازی هایی که شکل دادن به واسطه این نگاه صحبت بکنیم.

در باب این ترویج خیانت، در باب این وحشی گری و خشونت نسبت به زنان، این قتل های ناموسی که برآیند همین نگاه ها هست.

یعنی اگر ما مواجه می شیم با قتل های ناموسی به واسطه این فرهنگی است که ساخته شده.

این فرهنگی که ما را به یک تصویر متناقضی می‌رساند در باب زنان، در نهایت مردان را صاحب و مالک زنان تصویر می‌کند، پدران را صاحب فرزندان می‌داند.

و حالا ما مواجه می‌شویم با قتل‌های ناموسی.

حالا این نابرابری که تبدیل به فرهنگ شده، این تحقیر زنان که تبدیل به یک بخشی از فرهنگ ما شده.

گفتم گاها به واسطه اینکه ما بخشی از فرهنگمان را از پیش از اسلام گرفتیم و بخشی از فرهنگمان را هم از کسانی گرفتیم که باورمند به آن معنای کامل به اسلام نبودند.

یک مبارزاتی داشتیم در این زمینه اما در نهایت یک فرهنگ بیمارگونه ای را ساختیم که حالا مواجه می‌شویم با اشکال مختلفش.

ما مواجه می‌شویم با یک مفهومی مثل اینکه جای قربانی و جانی را همواره داریم تغییر می‌دهیم.

به واسطه این تناقضاتی که مدام داره از این شکل مشخص از نگاه جنسیتی از دل اسلام میاد.

حالا شما مواجه میشید که جای قربانی و جانی رو هم تغییر بدید.

حالا شما یک دشمنی جنسیتی رو به وجود بیارید باعث میشید این دو بخش از هم دور و دورتر بشن.

حالا شما فرهنگی رو ساختید که در راستای نابود کردن مفهومی است به اسم عشق.

عشق جایی نداره در این نگاه شهوت آلوده و بیمار.

و ما هی هر روز دورتر و دورتر میشیم از مفهوم عشق و یک فرهنگ بیمارگونه ای رو می سازیم که در کشور خودمون ایران وجود داره و در کشور های اطراف ما، کشور های اسلامی هم که به مراتب بدتر و بیشتر که همه ریشه در همون نگاه اسلامی و وحشیانه داره.

حالا شما مواجه میشید با جنایات بیشماری که در این راستا اتفاق می افته.

از تجاوزات، از خشونت ها، از کودک همسری، از قتل های ناموسی، جنایاتی که داره زیر پوست همین شهری که ما زندگی می کنیم مدام در جریان هست.

زنانی که هیچ گونه استقلالی ندارند.

درماندگی این زنان، تحقیر این زنان، تحقیر این مردان، تحقیر انسان به مفهوم غایی خودش.

خیانتی که جنبه قانونی پیدا میشه میکنه برده سازی هایی که صورت گرفته و حالا شما مواجه میشید با یک جماعت بزرگی از بردگان.

اصلا نگاهی که بر همین مبنا هست که شما صاحب و مالک بر زنان باشی.

این فرهنگ سازی که در نهایت ما رو به این جنایت ها میکشونه.

جنایت هایی که جنبه قانونی به خودش میگیره تبدیل به بخشی از بدنه و فرهنگ ما میشه.

ما قرار هست که در این ویژه برنامه آلت پرستان در باب این مسائل در اشکال مختلف سعی کنیم بیشتر و بیشتر به تفصیل هم صحبت بکنیم.

سرانجام این نگاه چه تصویری رو به ما خواهد داد؟

آیا چیزی فراتر از جماعتی برده خواهد ساخت.

چیزی فراتر از افرادی بریده، افسرده و مرده خواهد ساخت.

آیا بیشتر ما جهانی را خواهیم ساخت در میان این فاحشگی؟

در میان این فاحشگی ذهنی؟

در میان این نگاه آلوده ی شهوت پرستانه.

سرانجامی که جنسیت ها در برابر هم ایستادگی می کنند.

حالا شما مواجه می شوید با جماعتی که خسته و بریده از این نگاه ها هستن.

حالا میرن نقطه مقابل اون نگاه وایمیستن به واسطه تناقضاتی که تعریف شده.

حالا شما روبه رو هستید با یک بی بند و باری بی حد و حصری که این بی بند و باری تعریف به آزادی میشه.

چرا که اینقدر محدودیت ها وجود داشته.

اینقدر در این محدودیت ها زندگی رو به کام همه تلخ کردند.

پا رو روی گلوها گذاشتن که حالا طرف میخواد در نهایت بی بند و باری زندگی کنه.

چرا که هیچ تعریف مشخصی نسبت به آزادی برای او اصلا مطرح نشده.

ما با سرانجام های دهشتناکی روبه رو میشیم.

با جماعت بی شماری رو به رو میشیم که در این بردگی و اسارت تن داده اند.

افسرده و ملول و بریده و دست به خودکشی می زنند.

یا نهایت در برابر این نگاه ها قرار می گیرند و حالا خودشون رو در یک دنیای بی بند و باری میدن.

حالا مواجه می شیم با یک جهانی در این فاحشگی ذهنی.

این نگاه آلت پرستانه ای که نهایتا چیزی فراتر از این نخواهد داشت.

شما مواجه میشید از این نفرتی که در برابر جنسیت و جنس به وجود میاد.

شما مواجه میشید با نفرتی که نسبت به حتی شهوت شکل میگیره در بین خیلی ها.

خیلی ها که دیگه حاضر نیستن اصلا تن بدن و وارد این مفهومی بشن که اون ها رو میتونه به عشق نزدیک تر بکنه، می تونه یک ابزاری برای رسیدن به عشق باشه.

و در نهایت هم قرار است که در این ویژه برنامه آلت پرستان ما به آن نگاه خودمان نسبت به جان برسیم.

به درمانی که ما به آن باور داریم، به این جان مقدسی که در وجود ما هست، والاترین ارزش وجودی ما را همین جان تشکیل می دهد.

آزادی و برابری ای که من در طول این سالها سعی کردم در اشکال مختلف به آن بپردازم، در کتاب های مختلف هم درباره اش صحبت بکنم.

این احترامی که باید به جان داده بشود به جانی که بالاترین و مهم ترین گوهر ما هست، مقدس ترین عنصر وجودی ما هست.

این جانی که قاعدتا ما را به آن احترام به تن و بدنمان هم خواهد رساند.

حالا روزگار این نیست که ما در باب وجود خودمان با دیده ی شرم نگاه بکنیم.

حالا قرار است که ما به وجود خودمان ببالیم.

قرار است ما تصویری را در برابر داشته باشیم که احترام جان را تصویر می‌کند.

آزادی و برابری تصویر می‌کند که در دل آن مرد و زن برابر و همتا و همسو در کنار هم خواهند بود.

همدیگر رو کامل خواهند کرد، به جان‌شان، به تنشان ارزش خواهند داد.

بدن خودشان را مقدس خواهند دانست.

جانشان باارزش ترین ذره ی حیاتشان هست.

هیچ چیزی همتا و برابر با آن نیست.

پس قاعدتا این تنی که این جان را ساخته باارزش است.

مقدس است، ستودنی است، قابل احترامه.

هیچ وقت مفهومی همتای شرم نخواهد داشت و شرمگاه نخواهد داشت.

حالا قرار است که ما با آموزش و تعلیم وارد این چرخه بشیم.

حالا قرار هست که ما انقلابی رو تصویر کنیم که درون اون تغییرات رو ببینیم، دگرگونی های فردی رو ببینیم، انسان های تازه ای که به واسطه این تعالیم به واسطه این آموزه ها حالا یک جهان تازه ای را تصویر می کنند، دردها را دیده اند، درمان در برابرشان هست، حالا باید تغییر کنند.

حالا نگاه آنها نسبت به مسئله عشق تغییر خواهد کرد.

حالا قرار است که با همین عشق جهان را زیبا بکنند.

حالا اگر نیازی در وجود آنها هست قرار است که با عشق به آن پاسخ بدهند.

نزدیک تر شدن به جنسیت خودشان، به وجود خودشان، به جان خودشان، به تن خودشان بها بدن، به جنسیتی که دارند.

حالا ما با یک تصویری باید روبه رو بشویم که همراهی این زنان و مردان را در کنار هم ببینیم.

به دنیایی در برابری نزدیک بشویم.

ارزش های تازه ای را بسازیم.

ارزش هایی که بر مبنای جان ما هست بر مبنای آزادی و برابری ما هست.

با نگاه به این مفاهیم هست.

حالا ما باید با تمام وجود در برابر تمام جنایات ایستادگی کنیم.

در برابر این شهوت رانی ها، در برابر این کودک همسری ها، در برابر این خشونت ها، در برابر این تجاوز ها، قتل های ناموسی، نابرابری ها، تحقیر ها و در نهایت درمان را در تغییر خویشتن و تغییر اجتماعی و انقلاب بزرگمان ببینیم.

ما سعی می کنیم در این ویژه برنامه آلت پرستان در باب تمام این مسائل صحبت کنیم و در این پیشدرآمد هم سعی کردم به صورت تیتروار در باب موضوعاتی که می خواهیم صحبت بکنیم یک اشاره ای بکنم که حالا بدانید که در باب چه مسائلی قرار هست که صحبت بشه.

گفتم پیش تر از این که من بخوام این ویژه برنامه رو هم ضبط بکنم، کتاب آلت پرستان رو هم نوشتم که می تونید به اون هم مراجعه بکنید هم قالب پی دی اف اش در اختیار شما هست به صورت رایگان و هم به صورت صوتی هم منتشر شده.

می تونید اون اثر رو هم دریافت و مطالعه بکنید تا بیشتر با این فاز و فضا نزدیک بشید.

شدم و در کنار اون در این ویژه‌برنامه هم سعی می‌کنیم با زبان ساده بداهه درباره این مسئله که دغدغه بزرگی برای زندگی ما هست هم صحبت کنیم و دردها را مطرح کنیم و در نهایت هم به درمان برسیم.

این دردها را از تمام زوایا سعی بکنیم که درباره‌اش صحبت بکنیم.

این چرخه بیماری که برای ما ساخته شده و ما را در این منجلاب و مرداب فرو کرده و این فرهنگ بیمار را امروز در کشور ما و دیگر کشورهای اسلامی ساخته را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت با انقلاب و تغییر تفکرها به آن نقطه ای برسیم که با تغییر خودمان جهان را هم تغییر بدهیم.

 

قسمت دوم : نگاه اسلامی

 

خب دوستان توی قسمت اولی که از این ویژه برنامه آلت پرستان پخش شد ما سعی کردیم که یک پیش درآمدی رو نسبت به کل این موضوع که قرار هست توی این چند قسمت مطرح بکنیم داشته باشیم و گفتیم که مفهوم این آلت پرستان و نگاه شهوت پرستانه و نگاه جنسیتی است که اسلام به موضوعات داره.

فرهنگی است که در این جوامع اسلامی به نوعی ساخته شده و ما با آن روبه رو هستیم.

نگاه نابرابری که نسبت به زنان دارند، نگاه تحقیر آمیزی که نسبت به مردان دارند و در مجموع این فرهنگی که ساخته شده که ما در ایران هم شاهدش هستیم و در کشورهای دیگری که با این فرهنگ دارند زندگی می کنند.

گفتیم فرای اسلام در دیگر نگاه ها هم قاعدتا حالا چه نگاه فلسفی باشد، چه نگاه مذهبی باشد، چه نگاه سیاسی باشد، چه نگاه عرفی باشد، شاهد یک همچین عناوینی هستیم.

اما به ویژه توی این ویژه برنامه قرار هست که در باب این نگاه اسلامی صحبت بکنیم و حالا قراره که توی این قسمت دوم بریم نزدیک بشیم به این مفهوم اسلامی که به نوعی داعیه دار این اتفاق هست.

یعنی این فرهنگ رو همین نگاه اسلامی هست که ساخته و قرار هست که توی این قسمت بیشتر در باب این نگاه صحبت بکنیم.

فارغ از این که می تونیم چشمه هایی از این نگاه را در دیگر ادیان هم داشته باشیم به ویژه در ادیان ابراهیمی.

در یهودیت هم که به نوعی پدر این دین اسلام به حساب می آید، شکل و شمایلی از آن دیده می شود.

در مسیحیت هم به همین شکل.

حالا شاید مسیحیت یک مقداری متفاوت تر باشد نسبت به خیلی از موضوعات به خصوص در باب مسائل شهوانی یک نگاه متفاوتی داشته باشد.

اما در یهودیت و اسلام خیلی شبیه هستند.

اما معطوف است نگاه ما به آن نگاه اسلامی.

شاید گاها نقاط مشترکی که بین این ادیان باشه هم مطرح بشه اما بیشتر ما باید نگاهمان را معطوف به این نگاه اسلامی بکنیم که این فرهنگ را در کشور ما و در دیگر کشورهای مذهب زده ی اسلامی شاهدش هستیم.

همین کشورهای اطراف خودمان، کشورهایی که حالا عرب هستند و یا دیگر کشورهایی از این دست.

اما پیش تر از این که وارد بحث بشویم باید طبق معمول که در باب مسائل اسلامی صحبت می کنیم یک موضوع را مطرح کنیم.

اینکه من بارها اذعان کردم برای شناخت اسلام ما یک چند دریچه در برابرمان داریم، چند بازو هست که ما می توانیم با استفاده از آنها نزدیک بشویم به معانی اسلامی.

یکی قاعدتا قرآن هست به عنوان کتابی که مقدس است برای این جماعت مسلمان و ازش بهره می برند.

پس یکی از موضوعاتی که ما باید بهش رجوع بکنیم همین کتاب قرآن هست.

در کنار آن احادیثی است که حالا روایت شده از زبان محمد، از زبان ائمه، از زبان بزرگان.

حالا دین اسلام چه در مذهب اهل سنت و چه در بین شیعیان.

از اینها هم باید به نوعی استفاده کرد و در کنار این باید به سیرت نبوی و زندگی محمد و بعد از اون حالا کسانی که دنباله روی محمد بودند نگاه کرد و در نهایت به اون فرهنگ و اون قوانین حاکم بر کشورهای اسلامی هم نظر کرد.

همان طور که در کتاب تحقیقی الله جبار زار.

من سعی کردم به این چهار نگاه.

به این چهار طیفی که ما را می رساند، به شناخت بهتر اسلام یعنی از تاریخ، حدیث، فقه و قوانین اسلامی استفاده کنم و در کتاب گواه ظلم هم سعی شده از کتاب های آسمانی مثل انجیل و تورات و قرآن نشانه ها و نمادهایی از این ظلم بیان شود.

پس ما اگر قرار است که در این قسمت صحبت بکنیم با نگاهی که نسبت به این موضوعات مختلف داریم سعی می کنیم موضوعات را مطرح بکنیم اما کمافی السابق سعی نمی کنیم که دقیق بگوییم در کدام آیه و در کدام سوره.

چراکه این برنامه بداهه است و قرار است ساده و صریح درباره موضوعات صحبت شود و من بارها هم اذعان کردم که ذهن ما زباله ای نیست برای اینکه بخواهیم آن را پر بکنیم از آدرس ها و این مسائل.

این ذهن قرار است که اندیشه بکند و فکر بکند و راه داشته باشد و راهکار به وجود بیاورد و قاعدتا باید ارزش و اعتبار بیشتری داشته باشد تا این که ما می‌توانیم امروز با یک سرچ ساده به آیات و مأخذ ها و مدارک معتبر هم دسترسی داشته باشیم.

پس در نهایت با نگاه به این چند طیف و چند بازویی که درباره اش صحبت کردم این موضوعات را مطرح می‌کنیم و حالا قرار است توی این قسمت خاص در باب این نگاه شهوت آلود و آلت پرستانه، نگاه جنسیتی که در کشور ما و در دیگر کشورهای اسلام زده وجود دارد از بعد نگاه اسلامی صحبت بکنیم.

در این ابتدا بهتر است که نگاهی داشته باشیم به مقوله زن که قاعدتا این نگاه به زن ما را بیشتر نزدیک می‌کند به این مفهوم.

خب قاعدتا ما وقتی می‌خواهیم در باب این موضوع جنسی صحبت بکنیم، یک جنسیتی داریم به اسم زن که خب بیشتر موضوعات معطوف به آن می‌شود و اصلا این ساختار و این ترکیبی که ما امروز باهاش روبه رو هستیم هم به واسطه نگاهی است که اسلام نسبت به این جنسیت از انسان دارد.

ما وقتی نزدیک می‌شویم به مباحث اسلامی، خب همان طوری که بارها هم درباره‌اش صحبت کردم با یک خدایی روبه‌رو می‌شویم که در نوک یک هرمی از قدرت ایستاده، پادشاه و ارباب و بزرگ دیگران است.

دیگران در برابر او برده و عبد و عبید هستند و این یک ساختاری را تولید می‌کند.

اما به فراخور این موضوع شروع می‌کند به ساختن طبقات مختلف.

یعنی به محض این‌که ما با خدا روبه‌رو می‌شویم، حالا این خدا یک‌سری خلایق دارد.

با فرشتگان روبه‌رو می‌شویم، با حیوانات روبه‌رو می‌شویم، با گیاهان روبه‌رو می‌شویم، با انسان‌ها روبه‌رو می‌شویم و حالا این طبقات را خدا برای ما می‌سازد.

این‌که وقتی انسان را خلق می‌کند، انسان را به عنوان اشرف مخلوقات هست که خلق می‌کند.

حالا او خلیفه الله است، نماینده خدا بر زمین هست، از دیگر جانداران باارزش تر و با اعتبار تر هست و می‌رود و نوک هرم بعد از خودش قرار می گیره.

یعنی حتما همه باهاش رو به رو شدید که خواستش این هست که تمام فرشتگان در برابر این موجودی که خلق کرده سجده بکنند و او را ستایش بکنند.

بزرگی او رو مرتبت او رو به جا بیارن.

و یا اینکه شما روبرو هستید با این اشرف مخلوقاتی که حالا داره صحبت میشه از این که موجودات خلق شدند تا به این انسان خدمت بکنند.

یعنی حیوانات بازیچه و اسبابی هستند برای انسان، برای رسیدن به لذات او حالا از گوشت تنشون میتونن استفاده بکنن به عنوان غذا می تونن از جانشون استفاده بکنند و بهره کشی بکنند برای کار از پوست و تنشون استفاده بکنند برای پوشاک و الی آخر و اصولا این بهره کشی آغاز میشه و اینگونه هستش که ما مواجه میشیم با این مفهوم که در این طبقات یک نوع که هرمی هست که بعد از خدا، خلیفه الله و جانشینش جای او را می گیرند.

اما کار به اینجا ختم نمیشه.

حالا فرای اون ما مواجه می‌شویم باز با طبقات دیگری که ساخته می‌شود.

حالا با یک انسانی روبه‌رو هستیم که دو جنس دارد.

یکی مرد است و یکی زن.

حالا مرد هست که باز می‌رود نوک آن هرم قرار می‌گیرد.

حالا مرد هست که جانشین خدا به حساب می‌آید.

باید فرمان بدهد و فرمانبرداری هم داشته باشد.

حالا یکی از این فرمانبرداران یک جنسی که ساخته می‌شود تا به نوعی مرد از آن لذت جویی بکند و استفاده بکند، زن هست.

این آن نگاه اسلامی است که ما باهاش روبه‌رو می‌شویم و پیش‌تر از اسلام هم باهاش روبه‌رو شدیم در ادیان مختلف.

این‌که مثلا زن از دنده چپ مردان آفریده شده برای مردان آفریده شده، این‌که باید زن‌ها به مردها مطیع مردها باشند، فرمانبردار باشند در برابرشان و اصولا یک اسباب و بازیچه ای برای مردان به نوعی به وجود آمده تا آن‌ها تنها نباشند تا لذت ببرند، تا جفت بشوند تا بتوانند زندگی بکنند.

وقتی شما مواجه میشید با این نگاهی که حالا زن ها به نوعی کشتزار شما هستند، این همون نگاهی است که داره به شما این فرمان رو میده که شما صاحب و مالک بر این زنان هستید.

وقتی شما روبرو میشید با جماعتی که به عنوان روحانیون به حساب می آیند حالا صحبت می کنند، در باب این مسائل صحبت می کنند.

وقتی یک کسی میاد لخت و عور صحبت میکنه و میگه که.

زنان اسباب و بازیچه ای هستند.

همتای حیوانات برای مردان که ازشون استفاده بکنند، لذت ببرند و به نوعی بهره برسونن به مردها.

شما نباید خیلی براتون دور از واقع باشه.

حرف های او رو دور از حقیقت بدونید.

اتفاقا حرف حقیقی و راستین رو او داره میزنه.

با توجه به نگاه های اسلامی اگر دیگرانی سعی می کنند این صحبت رو به این صورت آشکار نگن به خاطر این هستش که میخوان این نگاه دگم و وحشیانه خودشون رو ذره ای تلطیف کنم با فضای فعلی، با شرایطی که امروز داره با عرف جامعه ما هماهنگ بکنن.

اما این دور از اون واقعیت حقیقی نیست که در اسلام نهفته هست.

یعنی شما مواجه میشید حالا با یک جنسیتی در دل انسان ها که پدید میاد برای اینکه مردها لذت ببرند و اصولا برای فرمانبرداری در برابر مردها هست که اینها پدید می آیند.

یعنی شما وقتی به سوره نساء روبرو میشید این آیات رو میخونید؟

دقیقا خاطرم نیست.

فکر میکنم آیه.

فکر میکنم آیه 29 یا 30 سوره نساء باشه.

وقتی داره اون تصویر مشخص رو میده که بله زنان باید فرمانبردار در برابر مردان باشند.

اگر از فرمان شما اطاعت نکردن در وهله اول شما باید باهاشون صحبت نکنید و جاتون رو ازشون جدا بکنید و باهاشون همخوابگی نداشته باشید و در نهایت میتونید اونها رو بزنید.

این همون تعریفی است که ما رو داره به اون سمت میبره که این بخشی از ملک شما هستن و در برابر شما باید فرمانبردار باشند.

مطرح شدن این که زن به عنوان کشتزار شما هست همون تعریفی است که ما رو به این سمت و سو میبره که حالا مردها باید مالک بر زنان باشن، مالک بر جانشون باشن و عناوین بیشماری که حالا سعی میکنیم بیشتر و بیشتر در این قسمت دربارش صحبت کنیم.

وقتی شما روبرو میشید با این نگاه به زن در دل اسلام مواجه میشید با این نابرابری بی حد و حصری که مدام هم بهش داره تکیه میشه در اشکال مختلف.

یعنی با هر عنوانی که شما روبرو بشید مواجه میشید با این شکل افسارگسیخته از نابرابری.

این حدی که قرار هست زنان رو تا این اندازه پایین و بی ارزش تلقی کنه و تصویر بکنه، تنها یک ابزاری برای استفاده مردان تصویر بشه.

اینکه فرای اون یک نگاه خصمانه ای نسبت به زنان داره یعنی زنان رو همتا و هم پیاله شیطان تصویر می کنه.

حالا اون کسی که قرار هست از شیطان فریب بخوره و باعث برگشت انسان به زمین بشه همون داستان بچه گانه ای که در باب آدم و حوا حتما همه شنیدید.

حالا شما مواجه میشید با زنی که این فریب رو می خوره و حالا اینجا اون نگاه خصمانه ای است که شما باهاش روبه رو میشید حتی در انجیل.

شما مواجه میشید با این که به صراحت داره گفته میشه که اگر درد حیض و درد ماهیانه ای وجود داره و یا درد زایمانی وجود داره، به خاطر این گناهانی است که اینها کردند و به خاطر این هست که اینها تا چه اندازه نزدیک به شیطان هستند.

یعنی شما با این نگاه خصمانه چه در اسلام و چه در دیگر ادیان روبرو میشید؟

حالا به ویژه در اسلام این نگاه خصمانه نسبت به زنان، زنان رو مقصر دونستن زنان را بی ارزش تلقی کردند.

این افسارگسیختگی در نابرابری و نابرابری خواهی در برابر زنان، این نگاه بی ارزش به آنان که آنها را فرمانبردار می خواند، این که آنها را بخشی از ملک و.

مایملک به قولی مردها تلقی می کنند، یک موضوع قابل لمسی است.

در دل باورهای اسلامی دور از واقع نیست و می توانید برایش هزاران هزار مثال بیاورید.

می توانید از آیات مختلف نقل کنید تا احادیث مختلف.

حالا وقتی شما با یک حدیثی روبه رو میشید که نقل از علی هست در باب اینکه حالا دارد برمی شمارد که چرا زنان نصف مردان به حساب می آیند، اینکه رای آنها، شهادت آنها، حق ارث آنها، نیمه مردان است، همه و همه.

یا اینکه حتی اونجا صحبت می کنه از اینکه اگر عادت ماهیانه میشن و نجس به حساب میان و در چند روز از ماه نمی تونن وارد مساجد بشن و با خدا نزدیکی بکنند و دعا پیش خدا ببرند هم نشانه ای است برای این نقصان و این نیمه به حساب آمدن.

یعنی در باب این نگاه نابرابر اسلامی نسبت به زنان نگاه خصمانه ای به زنان می شه براش مثال های بیشماری آورد که در دل اسلام، در احادیث مختلف، در خود قرآن، در زندگی پیامبر، در فرهنگ و تاریخی که اسلام پدید آورده هم باهاش رو به رو شد و این نگاه دگم حاکم بر این نگاه اسلامی و در مجموع ساختن این فرهنگ مشخص است.

حالا در باب این نگاه اسلامی نسبت به زنان ما یک پیش درآمدی دادیم تا بیشتر هم باز دربارش صحبت بکنیم تو همین قسمت مشخصه.

اما حالا یه نگاهی هم داشته باشیم به این مرد هایی که تصویر کرده.

فرای اون تعاریفی که دربارش صحبت کردیم.

اینکه خلیفه الله از جانشین خدا هست به عنوان بنده ی نظرکرده ی خدا به حساب میاد.

میتونه حالا فرمانده باشه نسبت به زنان.

اما در کنار اون شما با یک نگاه وحشتناکی هم روبه رو میشید نسبت به مردان.

اینکه حالا این مردان رو یک موجودات هیز کثیف در پی شهوتی تصویر میکنه که هیچ چیز دیگه ای انگار که در برابر ندارن به جز اینکه زنان رو تصاحب بکنن، باهاشون رابطه برقرار کنن.

پر از این کثافت و شهوت هستن که میخوان همه رو در اختیار بگیرن و بهشون تجاوز کنن.

یعنی تقریبا تصویری که داره نسبت به مردان ارائه میشه.

در این فرهنگ اسلامی یک تصویری از یک قوم متجاوز هست که نسبت به تمامی حقوق زنان در حال تجاوز کردن هستند.

فرای اینکه حالا زنان رو بی ارزش می دونن هیچ برابری براشون قائل نیستن.

فرارین تمام ذهنیت و زندگی اونها توامان شده با اینکه اونها رو به دست بیارن و بهشون تجاوز کنن.

حالا باید اون زنان محبوس باشن در یک شرایطی که در امان بمونن.

در برابر این نگاه هیز و شهوت آلود مردان که تمام این فرهنگ ها و این عوامل در کنار هم این شرایط رو برای امروز ایران و دیگر کشورها می سازه.

یعنی شما وقتی روبرو میشید با مسئله حجاب که در قرآن هم بهش اشاره شده، من بعضی اوقات می شنوم که بعضی درباره این صحبت می کنن که نه این ارتباطی به قرآن نداره.

ما در باب حجاب اجباری نداریم.

حتی آیه صریح داریم، آیه مستقیم و غیر مستقیم داریم.

دقیقا خاطرم نیست چه آیه ای ولی میشه خیلی راحت حتی با یک سرچ ساده آیه حجاب در خود اینترنت هم رسید به این آیات که گفته شده برخی از این آیات به صورت مستقیم هست؟

برخی هم به صورت غیر مستقیم.

اونجایی که داره در باب این صحبت میکنه که باید یه پارچه ی بلندی روی سرشون بکشند که حتی روی سینه هاشون رو هم بپوشونه.

این همون آیه ی حجاب هست.

اما وقتی نزدیک میشیم به این معنای آیه ی حجاب بیشتر به تحقیر مردان میرسیم که حالا شما دارید یک تصویری از یک سری مرد هیز و غیر قابل فهم دور از تمدن و عقلانیت و انسانیت و هر تصویری که دارید میدید که این ها فقط در پی جستن شهوت و به دست آوردن زنان برای این شهوت بارگی هستند.

برای این آلت پرستی هستند.

یعنی در کنار اون نگاه وحشتناکی که نسبت به زنان مطرح میشه، در این نگاه اسلامی در کنار اون یک نگاه تحقیرآمیزی هم نسبت به مردان میشه.

مردان رو خرد و بی همه چیز به نوعی تصویر میکنند.

مردانی که در این باتلاق شهوت به نوعی غرق شدند هیچ راه دیگه ای ندارن.

حالا باید زن ها خودشون رو بپوشونن تا مردان مبادا بهشون نظر کنن.

تصویر داره از مردی به شما ارائه میشه که دائما در حال تحریک شدن هست.

یعنی شما به فرهنگ امروز ایران خودمون نگاه کنید.

حالا زنان باید حجابی رو داشته باشن که مردان تحریک نشن.

یعنی داره یک تصویری از مرد به شما میده که دائما در حال تحریک شدن هست.

حتی از موی زنان.

حتی از صورت زنانه.

حتی وقتی به نگاه های گذشته تر اسلامی رجوع می کنید.

حالا ما یک بخشی از این نگاه ها رو طی مرور زمان ها از طریق عرف اون از طریق فرهنگی که داشتیم تغییر دادیم.

اما وقتی به اون نگاه اصلی هم شما روبرو میشید میرسید به یک چیزی مثل بوق.

حتی صورت زنان هم باعث تحریک مردان خواهد شد.

یعنی بیشتر شما میرید وارد اون اقوام پیش از تمدن و پیش از تاریخ میشید که حالا مثال ها و نمونه هایی هم داشتند که اگر یک مرد و زنی از کنار هم رد می شدند باید فریاد میزدند و از کنار هم می گریختند که یک موقع به هم نزدیکی نداشته باشند.

یعنی داره نزدیک میشه به همون نگاه ها.

حالا قرار هست که اون زن ها خودشون رو در یک گونی بپیچند که مبادا مردی تحریک بشه و به سمت اون ها بره.

یعنی این یک نگاه دو لبه و پر از تحقیر هست هم نسبت به مردان و هم نسبت به زنان.

چرا که اصلا دنیا رو اینگونه تیره و تار می بینه.

وقتی شما نزدیک میشید به این مفهوم تا چه اندازه غرق در شهوت هست؟

تا چه اندازه اسیر مانده در شهوت هست؟

تمامی موضوعات زندگی رو توامان با شهوت معنا می کنه.

حالا تصویر از مردان و زنانی میده که فقط دنیاشون غرق در همین شهوت و شهوت پرستی هست.

انگار هیچ کار دیگه ای در این جهان ندارند مگر این که در راستای این شهوت دست و پا بزنند.

حالا مردان میان زنان رو تصاحب بکنند و بهشون تجاوز بکنند.

اگر ذره ای او را عریان دیدند، عنان از کف بدهند و به آن ها حمله کنند و آن ها را در آغوش بگیرند و باهاشون همخوابه بشن.

یعنی تصویری که در نگاه اسلامی با شما مطرح میکنه یک همچین تصویر عبث و احمقانه و ماقبل تاریخی است و شما مواجه میشید با این نگاه شهوت پرستانه.

اما این ها برمیگرده به اون زیست پیامبر.

حالا شما مواجه هستید با یک پیامبری که نماد این دین هست، این دین رو به وجود آورده.

زیست او تبدیل شده به راه و منشی برای زندگی مسلمانان در آینده.

خب شما میدونید که ما وقتی به مسائل اسلامی می رسیم یک کتاب قرآن داریم.

خب این کتاب قرآن منبع کاملی نیست برای اینکه بخواد تمامی قوانین رو از دلش استخراج کنه.

ما داریم در باب یک جهان مدرنی صحبت می کنیم که مثلا یک حکومت احمقانه ای مثل جمهوری اسلامی هم حاکم بر کشور ما هست.

حالا اینها قرار هست که تمام مبانی فکریشون رو از همین اسلام بگیرن.

یعنی شما وقتی قانون اساسی رو میخونید مدام دارید مواجه میشید با این کلمه اسلامی کشور اسلامیست.

قوانین باید مطابق با اصل اسلام باشه.

شورای نگهبانی وجود داره که اگر قانونی رو مجلس میخواد تصویب کنه باید ببینه که آیا با موازین اسلامی همسو هست یا نیست.

همه چیز خلاصه شده در این اسلام.

حالا قرار هست برای یک جامعه مدرن امروزی با هشتاد و پنج میلیون با این کثرت آرایی که وجود داره قوانینی نوشته بشه که بر پایه این نگاه اسلامی باشه.

خب قاعدتا یک کتاب 200 صفحه ای مثل قرآن که نمیتونه همچین کاری بکنه.

ما احکامی که در قرآن داریم خیلی جزئی هستند.

در باب بعضی از موضوعات به صراحت گفته شده مثل بریدن دسته دزدان که ما آیه به صراحت نسبت بهش داریم یا در باب محاربین که حالا قرار هست دست و پاشون بریده بشه یا تبعید بشن و یا کشته بشن یا آیاتی از این دست.

اینها آیات قانونی است که به نوعی آیاتی است که در آن احکامی داده شده برای اینکه قانون باهاش بنویسند.

اما در باب تمام مسائل به خصوص در باب مسائل مدرن و امروزی که هیچ قانونی وجود ندارد در دل قرآن حالا سعی می‌کنند از مبانی دیگر استفاده بکنند.

همان طوری که صحبت کردیم حالا میان سعی می‌کنند از سیره و زندگی پیامبر استفاده بکنند.

اینکه چگونه زندگی کرد، چه رفتارهایی کرد.

مثلا من در ویژه برنامه ای که در باب شناخت اسلام بود، حالا یک بخش هاییش را منتشر کردم.

نمی دونم حالا الان که شما دارید این رو می‌شنوید تا چه اندازه از اون منتشر شده اما اگر هم نشده باشه در آینده منتشر خواهد شد.

در اون قسمت های مختلف هم من مطرح کردم که وقتی مثلا با یک موضوعی مثل سنگسار شما روبرو میشید، خب سنگسار به صورت مستقیم در قرآن درباره اش صحبت نشده اما زندگی پیامبر و اون حکمی که در قبال یهودیان با استفاده از خود کتاب تورات که کسی را که می خواستند به جرم زنا محاکمه کنند، حکم به سنگسار او داد، مبنایی شد برای اینکه تبدیل به قانون بشود.

این سنگسار در دل اسلام یعنی منظور این است که قرآن به تنهایی خود نمی تواند راهگشا باشد برای این نظام و ساختن این نظام ها و این حکومت و این قوانین.

گاها از زندگی پیامبر، از نوع زیستش، از سیرت نبوی که ما می شناسیم استفاده می کنند.

از احادیث بیشماری که وجود دارد به عنوان احادیث صحیح ما میشناسیم در دل اهل تسنن و یا در بین شیعیان کتاب هایی که چند کتاب آن کتاب های اربعه هست که به عنوان کتاب های اصلی به حساب می آید، حالا سعی می کنند از این احادیث هم استفاده بکنند و در مجموع حالا توسط یک کسی که این دروس را یاد گرفته به عنوان فقیه شناخته میشه.

حالا میاد فتاوای مختلفی رو میده و این قوانین جدید رو می سازه.

پس موضوعی به اسم زندگی پیامبر یک موضوع مهم در ساخت فرهنگ اسلامی هست و اصولا اون بنیان اصلی هست.

یعنی شما اگر بخواید نگاهتون رو ذره ای زمینی بکنید فرای اون نگاه آسمانی بخواید به این موضوع نگاه بکنید.

حالا روبرو میشید با پیامبری که نوع زیستش، نوع نگاهش، نوع وجودیت خودش این فرهنگ رو ساخت، این تمدن رو به وجود آورده.

یعنی نگاهی که خودش باهاش درگیر بوده.

حالا شما با یک پیامبری روبرو میشید که به غایت در شهوت زندگی اش توامان شده.

غرق در شهوت شده.

حالا شما با یک پیامبری روبرو میشید که یک بخشی از زندگی خودش رو یعنی اون بخش ابتدایی تا پیش از فوت خدیجه، همسر اولش که از خودش چندین سال هم بزرگتر بود، یک زندگی عادی داشت با یک زنی که ثروتمند بود و قدرتمند بود.

حالا شما حتی با همین نگاه به موضوع خدیجه میرسید که اعراب پیش از اینکه اسلام بخواد در بینشون حضور داشته باشه تا چه اندازه به زنان اهمیت می‌دادند؟

تا چه اندازه زنان قدرت داشتند پیشرفت کنند؟

همتای مردان باشند؟

بالاتر از حتی مردان باشند؟

وقتی شما می‌رسید به موضوع خدیجه در کنار محمد، حالا ما یک خدیجه ای را داریم که چندین سال از محمد سن بیشتری دارد اما دارای یک.

مایملک بیشماری است به عنوان یک تاجر قدرتمند به حساب می‌آید و این جایگاه زن است.

در پیش از اسلام که بعد از قدرت‌گیری مسلمانان دیگر ما مواجه نشدیم با یک همچین زن قدرتمندی.

و وقتی به زندگی محمد نگاه می‌کنید، تا زمانی که خدیجه به عنوان این زن قدرتمند و حامی پیامبر زنده بود، محمد کاری نکرد و همان زندگی شخصی اش را داشت.

اما به محض اینکه ما مواجه می‌شویم با مرگ خدیجه، حالا محمدی هست که دست به این زندگی شهوانی و شهوت پرستانه خودش می‌زند.

این‌ها دیگر حقیقت جهان ماست.

اینها تاریخی است که نوشته شده.

یعنی شما سالیان سال بخواید تو سر خودتون بزنید هی مدام تکرار بکنید که این پیامبر معصوم ما، پیامبر پاکدامن ما صحبت بکنه.

این تاریخی است که درباره اش نوشته شده.

اینکه یک مردی نسبت به یک دختر هفت ساله میل جنسی داشته باشه و بخواد اون رو به دست بیاره.

این فقط و فقط نشان دهنده ی وحشی گری و وحشی خویی و شهوت پرستی یک انسان است.

یعنی شما فارغ بشید از موضوع اینکه این پیامبری است که مدام دارن با شما مطرحش میکنن به عنوان یک انسان بهش نگاه بکنید مثل دوستتون، مثل برادرتون، مثل پدرتون حتی.

حالا اگه با شما مطرح بکنن که پدر شما، برادر شما، دوست شما، پنجاه و خورده ای سالش هست، نزدیک به شصت سالشه، از یک دختر هفت ساله خوشش اومده و بعد قانونی وضع میکنه که در نه سالگی بتونه با اون همخوابه بشه.

شما نسبت به این انسان چه حسی دارید؟

او را چگونه تصویر می‌کنید؟

آیا این نهایت شهوت پرستی نیست؟

اگر نیست، شما تنها و تنها غرق در این تعصبات هستید.

یعنی می‌خواهید واقعیت را کتمان کنید.

در برابر واقعیت بایستید که بیشتر در این ورطه نابودی آدم را سوق می‌دهد.

این که آدم بخواهد در برابر واقعیت بایستد و در توهمات خودش زندگی کند و در این تعصبات زندگی بکند.

پس وقتی ما نزدیک می‌شویم به زندگی پیامبر، حالا بیشتر غرقه در این نگاه شهوت پرستانه می‌شویم.

حالا می‌بینیم که تا چه اندازه این نگاه شهوت پرستانه مبنای زیست پیامبر اسلام بوده.

حالا وقتی می‌رسیم به این موضوع که.

پیامبر اسلامی است که با دیدن یک بار همسر فرزند خودش، فرزند خوانده خودش زید که حتما درباره او هم شاید شنیده باشید.

اگر نشنیدید هم ما مختصرا داریم درباره‌ش صحبت می‌کنیم.

ما زیدی داشتیم که به عنوان فرزند خوانده محمد به حساب می آمده.

زنی داشته به اسم زینب.

حالا روایت به این شکل است که او را محمد یک بار می بیند در حالی که دارد استحمام می کند.

یعنی حالا ذره ای او را عور می بینه و همین دیدن مساوی میشه با این که او دل و دین و ایمانش را در اختیار همان زن ببیند و این نگاه شهوت پرستانه را به پیش ببرد و در نهایت باعث شود که هم آیه قرآنی نازل شود.

یعنی خدایی باشد در آسمان که حالا نشسته ببیند آیا این پیامبر به چه کسی وابستگی پیدا کرده و میل به کی داره تا بلافاصله آیه بده بلافاصله آیه بده در باب سن تکلیف که او بتواند در نه سالگی دختر نه ساله را ببرد به اتاق زفاف.

بلافاصله آیه بده که اگر محمد از زن فرزندخوانده خودش خوشش آمد شما اشکالی ندارد.

می توانید با زنان فرزندخوانده خودتان ازدواج کنید.

بر شما حلال است چون می دونید که ما یک محرمی رو می شناسیم در دل اسلام که یک سری عناوین رو داره دیگه.

یعنی شما به عنوان یک مرد نمی تونید عروس خودتون رو به عقد خودتون در بیارید.

حتی در بین اعراب.

ما درباره این موضوع هم در قسمت های شناخت اسلامی هم صحبت کردیم.

خیلی از قواعد و قوانینی که در دل اسلام وجود داره مربوط به همون عصر جاهلیتی است که اینها نام بهش میدن.

همون قواعدی است که در بین همون قوم عرب حاکم بوده.

برخی از اونها هم از دل یهودیت و برخی از دل زرتشتیت و برخی از دل مسیحیت گرفته شده.

در باب این مساله اینکه شما نمی تونستید با عروس خودتون ازدواج کنید یک قاعده ای بوده که در بین اعراب هم جاری بوده.

اما بلافاصله بعد از دیدن ذره ای شعور زینب در برابر محمد حالا ما مواجه می شیم با قانونی که داره مطرح می کنه در باب اینکه ازدواج با زن فرزند خوانده حلال است.

او دیگر به شما جزو محارم شما به حساب نمی آید و اینجاست که شما مواجه میشوید با این نگاه دگم و مریض و بیمار و شهوت پرستانه.

حالا وقتی نزدیک میشید به اون نگاهی که من صحبت کردم در باب مرد و زن، حالا براتون چهره و تصویر قابل لمس تر هست.

حالا میبینید که چرا باید زنان خودشون رو در گونی ها بپیچند؟

چرا باید تا این حد خودشون رو استتار کنن تا مردی نبینه؟

چرا که خب کسی که حالا داره بانی این اتفاق هست خودش تا چه اندازه در این شهوت غرق هست؟

تا چه اندازه زندگی خودش رو در این شهوت غرق دیده؟

حالا خودش با دیدن یک زن عور بلافاصله دین و دنیاش رو از دست میده یا وقتی رسید به اون داستانی که.

داره مطرح میکنه زن اسیری رو میبینه در بین اسرا و حالا با دیدن او دل و دنیا رو از دست میده و عباش رو میکشه روی سر اون زن و بعد میره و میجوشه ببینه این زن اسیرشده آیا همسری داره یا نه و بعد در بین اسرا شوهر او رو پیدا میکنه و فرمان به کشتن شوهر او میده.

اینها موضوعاتی است که درباره زیستن پیامبر در کتاب های تاریخی مطرح شده.

حالا به سادگی دستور قتل این شوهر رو میده که اون زن رو صاحب بشه.

اینها همه بیانگر این هست که چرا حالا به زن و مرد اینگونه نگاه میشه در دل مبانی اسلامی.

وقتی محمد با نگاه کردن به یک زن دل و دنیا و ایمانش رو از دست میده.

حالا اگر اون دختر هفت ساله باشه هم دندان طمع شهوت آمیز خودش رو براش تیز میکنه.

حالا حتی اگر زن فرزند خوانده اش هم باشه باز هم او رو میخواد به دست بیاره.

حتی اگر شوهر هم داشته باشه دستور قتل شوهر رو میده تا اون زن رو تصاحب کنه.

حالا شما مواجه میشید با این که قاعدتا این نگاه در نهایت یک نگاهی داره نسبت به مرد.

که این مردها تا این اندازه شهوت پرست و حقیر هستند که با دیدن زنان بلافاصله عنان از کف میدن.

حالا امروز شما مواجه میشید با یک نگاه اسلامی که داره مطرح میکنه.

اگر مردی از کنار یک زنی گذشت و به او حسی نداشت دو حالت خارج نیست یا دروغ میگه یا بیمار هست چون اصلا فهمی ندارند نسبت به اینکه دنیا فراتر از مسائل جنسی هست.

تمام زندگی این ها خلاصه در همین نگاه های شهوانی شده.

یعنی مرد و زن رو نر و ماده ای میبینن فقط و فقط برای اینکه با هم جفتگیری بکنن.

اصلا فهم درستی نسبت به دوستی، علاقه، مهر روابط خارج از مسائل جنسی ندارن.

حالا دو تا انسان فارغ از جنسیت میتونن دنیایی رو با هم داشته باشند فارغ از مسائل جنسی.

اما همچین فهمی وجود نداره برای جماعت مسلمان.

چرا که اون اصل و بنیانی که با اونها مطرح کرده مسائل رو تا همین اندازه هم جنسی تصویر کرده.

حالا این پیامبری ست که به یک دختر هفت ساله هم رحم نمیکنه.

خیلی ساده ست که تمام دنیا رو تا همین اندازه جنسی ببینه.

حالا وقتی شما میرید وارد زیست پیامبر میشید دو موضوع خیلی ساده رو باهاتون مطرح میکنم در همین زمینه مشخص.

محمد در قرآن ما مطرح میکنیم مطرح میشه این موضوع که زنان پیامبر ام المومنین هستند مادر مومنان هستند.

این تنها و تنها در همین باب مطرح شد که بعد از وفات محمد کسی نتونه این زنان رو در اختیار بگیره.

این هم باز ما رو میبره به همون نگاه که تا چه اندازه جنسی و جنسیتی و در شهوت خلاصه شده.

و یا اینکه وقتی ما مواجه میشیم حالا محمد اگر قرار بود کسی با زنان او صحبت کند.

قرار بود از پشت یک پرده ای با آنها صحبت کند.

حتی به چادر و کیسه ای بر سر آنها هم قناعت نمی کرد.

حالا قرار بود یک پرده ی حائلی بینشان باشه که نتونن همدیگه رو ببینن.

اینها همه برگرفته از همون نگاهیست که شما یه ضرب المثل ساده ای داریم که کافر همه را به کیش خود پندارد.

بر میگرده به همین نگاه.

حالا منی که تمام دنیام غرق در شهوت است با دیدن هر زنی عنان از کف میدم و حاضرم هر کاری بکنم تا او رو به دست بیارم حتی همسرش رو هم از بین ببرم و بکشم و روی هر حرم و محرم و نامحرمی هم پا بذارم.

به هر کسی برای به دست آوردن هر انسانی دندان تیز کنم.

حالا همه دنیا رو شبیه به خودم میبینم.

حالا احساس میکنم همه مردان تا این اندازه غرق در این نگاه شهوت آلود هستند.

و ما مواجه میشیم با این فرهنگ آلوده ای که ساخته شده.

پس وقتی در باب نگاه به زن، نگاه به مرد، نگاه شهوانی این نگاه آلت پرستانه صحبت می کنیم.

باید بریم در قعر اسلام.

از قرآن باید زیر و رو بکنیم.

وقتی به قرآن می رسیم، وقتی مواجه می شیم با اینکه به همین سادگی در اختیار داشتن کنیز رو برای شما قانونی تلقی می کنه، مفهوم این کنیز رو یکبار با خودتون دور بکنید.

نگاه بکنید کنیز چه کسی هست؟

شما در یک جنگ رو به رو تصویرها رو باید نزدیک به همین جهان امروزی بیارید.

مدام برای شما تصویر و تصور بدن که اون دنیا فرق می کرد.

اون روزگاران فرق می کرد.

ما در همون روزگاران مگه کوروش کبیر رو نداشتیم؟

مگه همین کوروش در ایران نبوده که در باب حقوق بشر، در باب مساوات حقوقی، در باب اینکه این بردگی در برابر این بردگی ایستادگی کنه مگه در همون دوران نبوده؟

مگه شما با آثار مختلفی رو به رو نمیشید؟

مگه افلاطون چند سال پیش از محمد بوده؟

دیگران فلاسفه، ادیبان هومر.

اینها مگه تفاوت داشته دنیاشون با دنیایی که در دوره اونها بوده؟

شما باید تمام این مباحث رو با جهان امروز خودتون مورد قیاس قرار بدید.

حالا شما تصور کنید در یک جنگی زنانی رو به اسارت گرفتید، این زنان حکم کنیز رو ایفا میکنن.

حالا این زنان رو شما میتونید بخرید، بفروشید، بهشون تجاوز کنید، در خونه خودتون نگه دارید و بهشون تجاوز بکنید.

این یک اصل اسلامیست دیگه.

یعنی وقتی میخواد زنان حلال بر شما رو بشمره گرفتن چهار زن عقدی رو برای شما حلال میدونه در همون قرآن و همبستری و همخوابگی با کنیزان.

یعنی حالا تجاوز یک بخشی میشه از قانون.

این فکر تا چه اندازه بیمارگونه است؟

حالا این کنیز میتونه اشکال مختلف داشته باشه.

یعنی بلافاصله بعد از این که شما به عنوان یک مرد مرتد بشید زنتون به شما حرام میشه.

حالا می تونن زن شما رو هم تصاحب کنن.

شما اگر کافر باشید میتونن زن شما رو از شما بگیرند و به او تجاوز کنن و او رو به شکل یک کنیز در بیارن.

امروز جهان مدرن زندگی انسان ها در طول این سالیان تفکر اون ها، اندیشه های اون ها رو به پیشرفت در برابر این آلودگی و فساد ما را به اینجا رسونده که ما در برابر برده داری ایستادیم.

در برابر این نگاه وحشیانه ایستادیم.

همین انسان ها بودند.

فارغ از این تفکرات بیمار و مسموم دینی تونستند این نگاه وحشیانه رو دور بدارند وگرنه تمام ادیان این بردگی و برده داری رو بهش صحه گذاشتند ستودند چرا که اصلا این فرهنگ رو خودشون بوجود آوردن.

شما وقتی رو به رو میشید با فرهنگی به اسم خدا حالا بندگانی داره خب از دلش قاعدتا انسانی که اشرف مخلوقات است، بردگانی برای خودش پدید خواهد آورد.

وقتی به این چرخه من بارها در باب این موضوع صحبت کردم، وقتی شما یک چرخه رو قبول کنید، حالا دائم در تکرارش میتونید جاها رو عوض بکنید.

وقتی به اعدام باور داشته باشید حالا میتونه هر روز یک گردنی اون به این باشه یک روز مسلمانان، یک روز بی دینان، یک روز کافران، یک روز مشرکان، یک روز یهودیان.

تفاوتی نمیکنه موضوع اون اصل است و در باب بردگی و بندگی و تسلیم بودن هم موضوع همین اصل است.

حالا شما مواجه میشید با این اصل تجاوز که بخشی از این قانون هست.

این نگاه شهوت آلود بیمار.

وقتی شما کتاب های احادیث رو زیر و رو میکنید حالا مواجه میشید با احکام بی شماری که در باب روابط با این کنیزان مطرح میشه.

این که چه جوری با این ها رابطه داشته باشید، بچتون اگر با این ها باشه چه اتفاقی می افته؟

با اون بچه میتونید چیکار بکنید و کثافتی از این دست که آدم رو منزجر میکنه تا چه اندازه آلوده و بیمار و مسموم کننده ست.

این اون فرهنگ بیماری ست که در نهایت امروز ایران و کشورهای اسلامی رو به بار آورده.

این اون نگاه اسلامی ست که تا این اندازه آلوده و غرق در شهوت است و هیچ اسمی فارغ از آلت پرستان نمیشه روش گذاشت چرا که تمام دنیا رو در همین آلت و عورت تصویر میکنه.

هیچ چیزی فرای این ها به شما نمیده.

شما نگاه بکنید به همین نگاهی که در باب خیانت وجود داره در دل قرآن.

اینکه شما میتونید چهار زن رو به عقد خودتون در بیاری.

این نهایت خیانته دیگه.

تصویر دیگه ای که ما نداریم.

حالا در قسمت های آتی در باب تناقضات هم صحبت خواهیم کرد.

اما در همین قسمت مشخص که ما میخوایم به این نگاه اسلامی نگاه بکنیم به همین موضوع مشخص نگاه بکنید. خیانت.

خیانتی که تبدیل به ارزش میشه تبدیل به قانون میشه.

بخشی از فرهنگ اون ها رو میسازه.

یعنی حالا شما به عنوان یک مرد می تونید چهار زن رو به اختیار داشته باشید.

این نهایت نابرابری است و در عین حال مفهوم از زیر پا گذاشتن عشق است.

از بین بردن و نابود کردن این عشق است.

عشقی که ما چیزی فراتر از عشق دو تن، دو نفر در برابر هم نمی دانیم.

ما نمی توانیم این عشق را تقسیم بندی کنیم و در چهار نفر تقسیمش کنیم و بین چهار نفر به اشتراک بگذاریمش.

این مفهوم در عین حال نابرابری است که اگر قرار به چندهمسری است، چرا زنان در این معادله سرشان بی کلاه می ماند؟

اگر قرار به این چند همسری است و بعد در عین حال فرای این نگاه نابرابری، ما مواجه هستیم با این ترویج خیانت.

حالا شما به عنوان یک مرد حق دارید که خیانت کنید.

می توانید با یک تن دیگر هم ازدواج کنید.

حالا این نگاه دگم و وحشیانه در دل شیعیان که وحشیانه تر هم می شود.

یعنی فارغ از اون کنیزها که دربارش صحبت کردیم، چهار زن عقدی که در باب خیانت و نابرابری صحبت کردیم.

حالا با یک بخشی هم روبه رو هستید که به عنوان صیغه شناخته میشه.

حالا شما میتونید زنان بی شماری رو برای چند دقیقه، برای چند ساعت، برای چند روز به عقد خودتون در بیارید و باهاشون رابطه جنسی برقرار کنید.

هیچ اسم دیگه ای به جز فاحشگی نداره.

همون مبانی فاحشگی رو داره.

یعنی اگر شما امروز در کشور های غربی مواجه هستید با فاحشه خانه ها و فاحشه خانه ها هم دارن همین کار رو میکنن.

دیگه تفاوتی نداره که شما یه زمانی مشخص میکنی یه پولی رو میدی و با یک نفر رابطه برقرار میکنی.

حالا همین شکل امروزیش در این نگاه وحشیانه اسلامی هم شما مواجه میشید با خانه عفاف.

حالا زنانی هستند که شما میتونید برید باهاشون ساعتی رابطه برقرار کنید و پول جنس و تن اونها رو بدید و تن اونها رو بدید در برابر پول بدون اینکه عشقی در میان باشد چرا که این نگاه آلوده و مسموم فقط و فقط در همین نگاه شهوانی خلاصه شده معنای این آلت پرستی است.

در همین زمینه هم گفتیم حالا اهل سنت به این صیغه باور ندارند چون این اتفاقات یعنی به عنوان مثال خود صیغه آیه مستقیمی در قرآن ندارد.

گفتیم وقتی به مفاهیم اسلامی نزدیک می شویم یک بخشی از قرآن هست و یک بخشی از احادیث و سیرت نبوی هست.

در دورانی که پیامبر زندگی می کرد در یکی از جنگ ها این صیغه را اجازه داد.

وقتی این یارانش رفته بودند در آن جنگ مدت زیادی از خانواده شان دور مانده بودند، اجازه داد تا در آن شهر زنانی را به صیغه بگیرند و بعد از این که عمر قدرت را به دست گرفت و محمد فوت کرد، حالا عمر این صیغه را به نوعی غیر قانونی اعلام کرد و گفت که آن دوران اگر محمد این کار را کرد به واسطه شرایط جنگی بود.

اما شیعیان اعتقاد داشتند که نه این یک بخشی از دین و آیین ماست.

یعنی ریشه ها بر میگرده به این اتفاقات.

یعنی این فقها و اجتهادی که میکنن با توجه به این مصادیق هست.

حالا در زمان محمد این چه کاری کرده؟

یک عده ای میگن چون این کار رو کرد ما این کار رو میکنیم و این کار رو نمیکنیم.

اما وقتی نگاه میکنید به این مبنای احمقانه، این همون مفهوم فاحشگی هست.

تن فروشی هست.

برده داری جنسی هست.

همون نگاه وحشیانه هست که به مراتب بدتر هم در دل اسلام داره بهش.

در دل شیعیان داره بهش بال و پر داده میشه.

حالا وقتی مواجه میشید با احادیثی که تو این زمینه همین شیعیان مطرح کردن اصلا به یک نهایتی از این بی بند و باری و دیوانگی و جنون میرسید.

حتی به یک حدیثی مثلا میرسید تو این زمینه که حتی اگر میخواید با زنی صیغه بکنید و او رو به صیغه خودتان در بیاورید.

نیازی نیست که ازش جویا بشید که آیا همسری داره یا نه.

یعنی دیگه اوج کثافت در کثافت که داره هی مدام هم تکرار میشه.

این احادیث هم ته نخواهد داشت مواجه میشید.

امروز هم داره گفته میشه دیگه در همین کشور های عقب مانده اسلامی در همین جمهوری اسلامی هم مواجه میشید.

فرهنگ ایرانی قبول نکرده این نگاه کثافت بار رو اما مدام داره از طریق سرانش هی اذعان میشه.

حالا احادیث میارن که این کار، کار خیلی خوبی است و فلان ائمه ما این رو گفت و اون رو نگفت و این نگاه وحشیانه رو به پیش میبرن و اینها هستش که دست به دست هم میده تا برای ما یک تصویری تا این اندازه آلت پرستانه از دل این فرهنگ اسلامی به وجود بیاره.

مبحثی مثل غیرت.

شما به این مفهوم غیرت هم دقت کنید.

غیرتی که مترادف شده با صاحب خوانده شدن.

با مالک خوانده شدن.

ما مفهومی داشتیم به اسم این صاحب خواندن و مالک بودن در دل باور اسلامی، در دل باور به خدا.

شما یک خدایی را دارید که حالا صاحب بر دیگران است.

حالا در این طبقات مردی را پدید آورده که صاحب بر دیگران است.

پیش از آن این اشرف مخلوقات را صاحب و مالک بر دیگر جانداران تصویر کرده.

حالا در قبال زن، مرد را صاحب و مالک آن می‌داند.

با توجه به احادیث بی‌شمار.

حالا شما مواجه می‌شوید با این نگاه دیوانه واری که هزاران هزار زشتی را به بار می‌آورد.

وقتی در باب همان آیه مشخص از سوره نسا صحبت کردیم که در نهایت فرمان می‌دهد اگر زنی تمرد از فرمان شما به عنوان مرد کرد، حالا در نهایت می‌توانید آن را بزنید.

حالا با یک دریای بیکرانی از خشونت‌های خانگی روبرو می‌شوید.

حالا یک عده ای که در پی ماست‌مالی کردن این تفکرات مسموم و وحشیانه اسلامی هستند، در پی این کیمیاگری هستند که این وحشیگری رو بپوشونن.

میان میگن نه!

منظور این هست که با یک برگ زیتون این ها رو بزنید.

خب ذره ای عقلانیت تو حرف شما وجود داشته باشه.

نکته ابتدا اینکه شما از خدا بیشتر میدونی.

خب اون خودش میتونست این برگ زیتون رو هم بیاره در بین کلماتش.

این نکته ابتدایی اش هست.

نکته دوم اصلا این برگ زیتون چه دردی رو میخواد ایجاد بکنه که همچین گفته ای رو گفته باشه؟

اصلا فرای اون شما چگونه میتونید به این همه اقشار مختلف جامعه، این همه زمان هایی که گذشته، این همه زنانی که زیر مشت و لگد بودند تو طول این تاریخ برید به شوهر هاشون بگید با یک برگ زیتون منظور بوده و اصلا فرای این قوانینی که وجود داره حالا در ممالک مختلف اسلامی چگونه در قبال این خشونت برخورد میکنه؟

اصلا پا رو فراتر بزارید این صاحب خانه شدن که در نهایت ما رو به این صاحب بودن پدران نسبت به فرزندان میاره و میرسونه.

حالا شما مواجه میشید با این قتل های ناموسی.

حالا رو به رو هستید با این صاحبانی که خود را مالک بر جان دیگران می دونند.

جان فرزند خودشون می دونن.

حالا به راحتی با تبر و داس و چاقو گردن فرزند خودشون رو می برن.

حالا قانونی حکمفرما است که اونها رو محق می دونه.

یه اتفاقی چند وقت پیش افتاده بود و خبرش هم اومده بود که حالا طرف حتی رفته بود.

از وکلا هم پرسیده بود که اگر من سر فرزند خودم رو ببرم چه اتفاقی برام می افته و وکلا هم بهش گفته بودن بله با توجه به این قوانین زیبای اسلامی که نوشته شده در راستای برده کردن و بنده کردن انسان ها در راستای این اسارت در راستای این صاحب خوانده شدن شما می تونید سرش رو هم ببرید.

نهایتا شاید شش ماه تا یک سال هم زندان برید و بعد از کشتن و سر بریدن و این وحشیگری به زندگی خودتون هم ادامه بدید.

حالا شما مواجه میشید با این سیل بی کران از این قتل های ناموسی که اتفاق می افتد.

حالا وقتی مدام روبه رو میشید با احادیثی که به کرات داره در باب این غیرت و این صاحب بودن صحبت می کنه، حالا مردم رو تشویق می کنه به اینکه کوچکترین رفتار زنان رو مصادف و مترادف با کشتن و از بین بردنشون بدونن.

وقتی رو به رو میشید با این کشور های مختلف اسلامی، با این قتل های ناموسی که اتفاق می افته، با این ضرب و شتم ها، خشونت های علیه زنان، اینها همه ریشه در همین نگاه دگم و بیمار اسلامی داره.

اینها از فضا نیامده.

اینها در میان نمونه مثال میزنن و صحبت میکنن.

بله خشونت اگر در کشور های اسلامی وجود داره در کشور های اروپایی هم هست.

خب قاعدتا هست.

خیانت اگر در کشور های اسلامی وجود داره، در اروپا هم هست.

موضوع این هست که چگونه ممکنه که این تبدیل به قانون بشه تبدیل به قاعده بشه؟

موضوع سر این هست که این دیوانگی ها، این جنون تبدیل به قانون و قاعده شده.

خیانت در همه جای دنیا وجود داشته و وجود خواهد داشت.

اما آنجایی که ما این را تبدیل به قانون بکنیم هست که موضوع مهم ماست.

ما داریم درباب یک فرهنگی صحبت می‌کنیم که خیانت را قانون خودش می‌داند.

کودک همسری را قانون خودش می‌داند.

زدن زنان و پرخاشگری نسبت به زنان را قانون و قاعده خودش می‌داند.

نابرابری و زیر پا گذاشتن حقوق زنان را قانون خودش می‌داند.

این نگاه شهوت پرستانه را قاعده خودش می‌داند.

این فاحشگی را قاعده خودش می‌داند.

حالا اینجا آن نقطه ای است که ما در برابرش باید بایستیم.

وگرنه مطمئنا همه جا این زشتی ها وجود دارد اما هیچ وقت تبدیل به قانون نمی‌شود.

شما مواجه می‌شوید با این نگاه بیمارگونه ای که در سراسر این کشور های اسلام زده هست و ما با آن روبرو میشیم.

یک روز خبر یک ازدواج با یک کودکی منتشر میشه.

کودک اصلا غیر قابل فهم هست.

غیر قابل درک هست.

غیر قابل فکر کردن هست که تا چه اندازه این جنون هزار و چهارصد ساله قرار هست که مردم رو در این حماقت نگه داره؟

تا چه اندازه قرار هست باعث آزار و اذیت و ظلم به انسان ها و موجودات زنده بشه؟

شما دارید در باب ازدواج با دختر ده ساله و دوازده ساله و سیزده ساله میکنید که نگاه امروزی جهانی نسبت به این موضوع تجاوزه.

یعنی اونایی که دارن در باب این صحبت میکنن که خیانت همه جا هست.

خشونت علیه زنان همه جا هست که بیشتر این هایی هم که اتفاق می افته حتی در کشورهای اروپایی به صدقه سر حضور همین مسلمونها در اون کشورها اتفاق افتاده.

یعنی شما به این آمارها هم وقتی می‌رسید می‌بینید که بله، این آمارها بخشی از همان خشونتی است که همین مسلمان‌ها در این کشورهای اروپایی نسبت به زنان خودشان انجام دادند.

حالا شما مواجه می‌شوید با اون کشوری که داره صحبت می‌کنه از این که ازدواج.

اصلا ازدواج که وجودیت نداره موضوعیت نداره.

رابطه جنسی که حتی اون دختر زیر هجده سال و حتی گاهی زیر بیست و یک سال حتی اگر با توافق خودشون هم انجام بدن حتی اگر خودشون هم راضی باشن تجاوز درجه دو به حساب میاد.

مجازات در کمین اون طرف است.

چرا که عرف امروزی عقل امروزی علم امروزی داره به ما میگه که اون دختر هنوز به اون درجه ای نرسیده که بتونه تمییز بده اتفاقات رو از هم.

شاید در سن شانزده سالگی و یا هفده سالگی حتی با رضایت خودش تن به چنین کاری بده.

اما شاید همون دختر در بیست و سه سالگی تازه به اون نهایت برسه و حتی اون معانی رو بتونه از هم تشخیص بده و تمییز بده.

حالا شما دارید دختر یازده ساله رو میفرستید که.

مورد تجاوز قرار بگیره و اینها.

اون قوانین و اون افکار بیمارگونه ایست که گریبان ما رو گرفته در این کشورهای آلوده به اسلام و وقتی ما داریم در باب این نگاه آلت پرستی صحبت میکنیم منظور همین موضوعات وحشت آور هست.

این خشونتی که نسبت به این دخترها داره اعمال میشه، اخبار وحشتناکی در این زمینه ها ما باهاش روبرو میشیم.

حتی یک خبرهایی وجود داره که فکر کردن بهش هم آدم رو به جنون میکشونه.

میشه ساعت ها در باب این ها صحبت کرد.

نگاه به زنی که از همون نقطه ابتدایی در نابرابری توامان شده.

نگاه به زنی که زن رو بی ارزش و جنس درجه دو به حساب میاره.

مردها رو صاحب بر اونها می خونه.

نگاه اسلامی که داره به ما فریاد می زنه تو این زمینه که زن ها بی ارزش هستن، حقوقی ندارن.

شما مواجه میشید با آیاتی که در باب حقوق زنان چگونه به صراحت این رو زیر پا می ذاره.

شهادت زنان نیم مردان به حساب می آید.

در قانون دیه وقتی شما روبرو میشید با این قوانین احمقانه ای که حتی.

بیضه مرد برابر با جان یک زن به حساب میاد حقیقتا دهشت انگیزه.

حتی تفکر بهش آدم رو به جنون می کشونه.

حالا این اون قواعدی است که داره در باب نابرابری تا چه اندازه به پیش میره؟

قوانین یک به یک بر علیه زنان نوشته می شود و این ها همه برگرفته از این نگاه اسلامیست.

شما روبه رو می شوید با این شهوت پرستی افسار گسیخته، با پیامبری که پیام شهوت در دل مردم بیدار کرده.

حالا کودک رو.

به عقد خودش درآورده.

حالا سن تکلیف رو به وجود آورده.

حالا قاعده ی این کودک همسری را تبدیل به قانون کرده.

با دختر نه ساله همخوابگی کرده.

حالا اینقدر در شهوت خلاصه شده که حتی اگر زنی را به سمتش می فرستند به خاطر داشتن یک خال هم حاضر است که آن زن را به حضور نپذیرد چرا که به دنبال یک شهوت افسار گسیخته ای است.

حالا کنیزان بیشماری در اختیار داشته.

حالا عربستان آن دوران را تبدیل به بزرگترین بازار برده فروشی و کنیز فروشی کرده و شما مواجه میشید با این نگاه وحشت آور اسلامی.

این نگاه توامان خلاصه شده در آلت پرستی که زن و مرد را نر و ماده ای فقط و فقط برای رابطه جنسی و برقراری این ارتباطات می بیند.

این نوع نگاه آلوده و مریضی است که از دلش این جهان آلوده ما ساخته شده.

این فرهنگ آلوده به این نگاه ها ساخته شده.

تا چه اندازه عشق لگدمال شده؟

تا چه اندازه همه دنیا خلاصه شده در خیانت، در شهوت پراکنی؟

در فاحشگی، در نابرابری، در شهوت پرستی، در کودک همسری در این غیرت بیمارگونه، در این خشونت طلبی، در این قتل های ناموسی، در این صاحب خوانده شدن، در این بیماری و دیوانگی و جنون، همه برگرفته از همین نگاه بیمار اسلامی است.

و وقتی ما داریم در باب این آلت پرستی صحبت می کنیم مأخذ و منبع برمی گردد فقط و فقط به اسلام.

تو قسمت های آینده هم سعی میکنیم در باب موضوعات دیگری صحبت بکنیم.

در همین راستا آلت پرستی که برگرفته از فرهنگ اسلامی هست و در نهایت ما بریم به سمت و سویی که در باب درمان و نگاه خودمون هم صحبت بکنیم.

اما باید این دردها مطرح بشه هر چند که بیشتر ما باهاش روبه رو شدیم.

بیشترمون از این نگاه های وحشت آور بیزار شدیم، مجنون شدیم، در خود ماندیم که این چه دنیاییست که اینها ساختند؟

این چه دنیای بیماریست که خیانت قاعده و قانونش، فاحشگی، قاعده و قانونش، تجاوز به کودکان، تجاوز به کنیزان، به اسیران، قاعده و قانونش است؟

این چه تفکر بیماری است که حالا در بین یک جماعتی دارای ارزش و اعتبار مقدس میشمارند؟

این جنون و این اون نقطه ایست که اصلا قابل فهم نیست.

قابل فهم است چرا که این تعالیم قرار است که قطره چکانی داده شود.

آیا کسی از اینها حاضر هست که در باب چهره ی لخت و عور این دین کثیف صحبت بکند؟

آیا کسی حاضر هست بیاد در باب این کنیز و کنیز داری صحبت بکند؟

نه، قرار هست که ماله کشان بیشماری داشته باشد در قالب شعر، در قالب داستان شروع بکنند به این ماله کشی.

ذره ای آزادگی در وجودشان نباشد که از این چهره ی زشت و کثیف و کریه صحبت بکنند.

اگر قرار هست یک تصویر مشخصی نسبت به عشق بدهند، نسبت به برابری بدن خود را پایبند ندانند به این نگاه بیمارگونه.

اگر قرار است فریادی از برابری سر بدهند، خود را ملزم ندانند که آویزان این نگاه کثیف بشوند.

با دست بسته در برابر این نگاه در پی گدایی، برابری و حقوق خودشان باشند.

آزادی خودشان را بخواهند هبه بگیرند توسط بخشش از سوی مسلمانان و اسلام.

به یک آزادی نسبی برسند.

بلکه باید فریاد بزنند در برابر این نگاه بیمارگونه.

پس قابل فهم چرا جماعت بیشماری در برابر آن واکنشی ندارند؟

به واسطه اینکه تعداد بیشماری وجود داشتند در طول تاریخ که سعی کرده اند با تصاویر موهوم و وصل کردن این نگاه به نگاه حقیقی اسلامی چهره اش را تغییر بدهند، قابل قبول تر بکنند و قابل هضم بکنند.

ما روبرو می شویم با این تصاویری که داده می شود.

هیچ وقت در باب عایشه صحبت نمی شود.

در باب اینکه هفت سالش بوده که صحبت نمی شود.

در باب اینکه در نه سالگی به شب زفاف رفته صحبت نمی شود.

وقتی در باب سن تکلیف صحبت می کنند نمیان بگن که این سنی است که یک دختر نه ساله رو پیامبر عظیم الشان اسلام باهاش همخوابگی کرده.

این دلیلی است که ما به عنوان سن تکلیف میشناسیم.

آیا مطرح کردن این به صورت عمومی حالا جایگاهی خواهد گذاشت برای این نگاه وحشیانه اسلامی؟

نه قرار هست که یک شکل و شمایل زیبایی بهش بدن آویزان موضوعاتی بشن که هیچ ربطی با واقعیت نداره.

وقتی میخوان در باب ائمه صحبت بکنن بلافاصله وصلش میکنن به ضامن آهو.

بلافاصله وصل میکنن به اساطیر ایرانی، به موضوعات گذشته.

به موضوعاتی که برای مردم، برای عوام قابل لمس باشه.

کسی حاضر نیست در باب کشتارها و قتل ها و جنایات صحبت بکنه.

همه سعی میکنن لاپوشونی بکنن.

همه سعی میکنن با سر خم کردن سر کج کردن در درگاه این قدسی عالم برای خودشون جاه و مقامی بخرند، آرام زندگی بکنند، دور از خدشه و ظلمت بتوانند زندگی برده وار خودشان را به پیش ببرند.

حالا اگر شد یک آزادی، یک برابری، یک حقی، یک حقوقی هم به اینها هبه بشود.

اما حقیقت و حقانیت اسلام در همین مفاهیمی است که داریم درباره اش صحبت می کنیم که این فرهنگ آلوده شهوت پرستانه را به وجود آورده.

کتابی هم تحت عنوان آلت پرستان به رشته تحریر در آوردم که این کتاب هم به صورت صوتی هم به صورت پی دی اف در وبسایت جهان آرمانی و در صفحات رسمی من در شبکه های اجتماعی موجود است.

می توانید به آن کتاب هم چه به صورت صوتی چه به صورت پی دی اف مراجعه بکنید و مطالعه بکنید و در قالب یک داستانی سعی کردم این نگاه دگم و وحشیانه را مطرح بکنم و در نهایت هم بعد از گفتن این دردها یک تصویری از آن درمان هم داشته باشیم و سعی می کنیم در این ویژه برنامه هم در باب این نگاه صحبت بکنیم.

در قسمت های آتی هم حالا به نقاط دیگرش هم برسیم و درباره اش صحبت کنیم.

قسمت سوم : تناقضات

 

خب دوستان توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما در باب نگاه جنسی اسلامی صحبت می کنیم.

توی این دو قسمت گذشته ای هم که از این ویژه برنامه ضبط و پخش شد، سعی کردیم یک پیش درآمدی نسبت به این موضوع داشته باشیم و در قسمت پیشین هم که سعی کردیم این نگاه اسلامی و ریشه ای این نوع فرهنگ ساخته شده رو مورد نظر قرار بدیم.

اینکه چگونه کشور خودمون و کشور های همسایه مان، کشور هایی که درگیری دارند و به نوعی اسلام زده هستند و درگیر این موضوعات هستند، ریشه اش از کجا می آید و از نگاه های اسلامی میاد از قرآن می آید، از احادیث می آید، از زندگی پیامبر می آید و در مجموع باعث ساخته شدن این ساختاری که ما باهاش درگیر هستیم میشه.

جنایات و اتفاقات بی شماری رو هم رقم میزنه.

حالا تو قسمت های آتی هم در باب موضوعات مختلفش هم سعی میکنیم باز هم صحبت کنیم.

اما توی این قسمت خاص حالا قرار هست که در باب این تناقضات صحبت بکنیم.

یعنی نگاه هایی که در این نگاه اسلامی و اصولا ساختن این نگاه آلت پرستی مطرح میشه و پر از تناقضات هست، یک موضوعاتی درش مطرح میشه که حالا نقطه ی عکس هم داره.

حالا سعی میکنیم توی این قسمت بیشتر در باب این تناقضات صحبت بکنیم.

خب وقتی ما مواجه میشیم با.

این نگاه اسلامی، فرهنگ اسلامی که تصویری رو به ما میده در ارتباط با پاکی و پاکدامنی که حتما باهاش مواجه شدید دیگه.

حالا سعی می کنه در عناوین مختلف خودش رو به نوعی آویزان این مفهوم مشخص بکنه.

در باب پاکی و پاکدامنی، عفاف و حجاب و مضامینی از این دست که حالا اینها رو سعی میکنه به نوعی مفهوم اصلی این پاکی قلمداد بکنه.

پاکی که توامان شده.

با اینکه حالا زنان حجابی داشته باشند و با توجه به اون حجاب دور بمونن از این مسائل شهوانی و خب این تناقض کامل داره با اون مفاهیمی که مطرح شده.

یعنی شما نمی تونید از یک طرف موضعی داشته باشید نسبت به این پاکی.

اما در عین حال در زمینه ازدواج مثلا با یک مسئله ای مثل چندهمسری روبرو باشید.

با یک مسئله ای مثل صیغه روبرو باشید.

صیغه ای که حالا یک تصور و تصویر عینی داره نسبت به همین موضوعی که ما به عنوان فاحشگی میشناسیم.

یعنی شما نمیتونید یک مطلبی رو بیان کنید که همتای صیغه که همون تصویر مشخص از فاحشگی هست همون تصویر مشخصی است که در کشورهای دیگه تحت عنوان خانه هایی که برای این کار در نظر گرفته شده.

حالا شما همون معنا رو داشته باشید تحت عنوان مثلا خانه عفاف و بعد حالا بیایید در باب پاکی هم صحبت کنید.

حالا با یک سری مضامینی به نوعی یک پرده ای رو بپوشونید برای دور شدن مردم از واقعیت.

واقعیتی که در تناقض کامل هست.

حالا اگر مساله ای پیرامون پاکی مطرح میشه هیچ نزدیکی با اون مفهوم حقیقی پاکی نداره.

حالا یک نوع ژست و شکل مشخصی است.

از اون پاکی که داره ارائه میشه که با تعریف واقعیش هم نزدیکی نداره.

شما به عنوان مثال با این پاکی روبه رو میشید که در نهایت قرار هست که پاکی انسان ها رو توامان گره بزنه با مثلا پرده بکارت زنان.

یعنی نهایت این پاکی که داره تصویر میشه گره خورده هست در همین پرده بکارت زن.

زنی که نهایت پاکی خودش رو در همین مفهوم میبینه.

وقتی شما میخواید با این موضوعی به نام پاکی روبرو بشید پاکی ها در همین اندازه.

بی اهمیت و بی معنا میشن و تهی از معنا میشن.

من در باب این تناقضات در ویژه برنامه ای که پیرامون شناخت اسلام هم داشتیم صحبت کردم و گفتم اگر موضوع اخلاقی در دل اسلام و یا دیگر ادیان به ویژه توی این ویژه برنامه داریم در باب اسلام صحبت میکنیم، مطرح میشن، به فراخور اون مواجه میشیم با نقطه تناقضی که حالا نقض میکنه.

اون نقطه اخلاقی که تصویر شده.

یعنی از یک سو شما مواجه میشید با مثلا تعریف کردن یک مبحثی مثل صداقت و در عین حال در کنار آن یک مفهومی به اسم تقیه هم مطرح می‌شود.

حالا اصالت این صداقت زیر سوال می‌رود.

یعنی شما قرار است که یا صادق باشید یا نباشید، حد وسطی نخواهد داشت.

همان طوری که من در باب همه مسائل هم همیشه اذعان کردم شما یا به اعدام باور دارید یا ندارید حد وسط ندارد.

با آوردن اولین، اما شما کلیت آن چیزی که مطرح کردید هم زیر سوال می‌رود.

مثل همان موضوعاتی که در دل اسلام و قرآن هم مطرح می‌شود.

یک آیه معروفی دارد که خیلی هم بهش می‌بالند و به عنوان یک نگاه خیلی.

لطیف و رحمانی اسلام را در نظر می‌گیرند.

این که کشته شدن یک انسان بی‌گناه مساوی است با کشته شدن کل بشریت.

اما موضوع سر این است که این یک امایی دارد.

این انسان به مفهوم کلی انسان نیست.

این کشته شدن به مفهوم کشته شدن همه ی انسان ها نیست.

این یک تعریف مشخصی داره نسبت به یک انسانی که داره تصویر میده.

در کنار اون شما مواجه میشید با اینکه میتونید کافرا رو بکشید یا باید بکشید.

یعنی شما دستور دارید برای کشتن کفار، برای کشتن محاربین، برای کشتن مرتدین، برای کشتن تمام این افراد شما وظیفه شرعی هم دارید.

پس این هیچ نزدیکی با این موضوعی که شما دارید بیان می کنید نداره.

اونجایی که شما میگید کشته شدن هر انسانی با هر عقیده ای با هر تفکری بود.

قتل کل بشریت هستش که موضوع قابل بحث و عرضی است.

اما وقتی که در کنارش یک تبصره ای میزارید یک اما و اگری میارید کلیت اون رو زیر سوال میبرید.

در تمام زمینه ها ما با همین نگاه رو به رو میشیم.

یعنی تناقضاتی که در مفاهیمی که اسلام داره مطرح میکنه در برابر شماست.

از یک سو داره در باب پاکی صحبت میکنه.

نقطه ابتداش این هستش که تا این اندازه مفلوک خانه مفهوم پاکی را تنها و تنها در موضوع تن و بدن خلاصه می کند.

این پاکی خلاصه می شود در پاکی تن و بدن.

حالا فرای این تعریف احمقانه و پیش پا افتاده، حالا به کرات در برابر این موضوع هم موضع دارد.

هزاران تبصره و اما و اگر دارد.

یعنی به شما یک تصویر مشخصی مثلا شبیه به نگاهی که حالا مسیحیت نسبت به این موضوع دارد که خیلی هم رادیکال و دگم در ارتباط با ازدواج نمی دهد.

این که شما باید با یک نفر ازدواج کنید و حتی طی هر شرایطی هم باید با او زندگی کنید.

یعنی شما در نگاه های رادیکال مسیحی با این تصویر روبه رو می شوید که ازدواج قرار است که با یک نفر اتفاق بیفتد و تحت هر شرایطی با او زندگی کنید.

حالا این یک تصویر خیلی مشخصی را ارائه می دهد نسبت به این موضوع و موضوع دیگه ای نداره یا اینکه مثلا کسی که وارد کار های دینی میشه و به نوعی جزو علمای دینی و روحانیون به حساب میاد، حالا در دین مسیحیت حق ازدواج نداره که میشه ساعت ها در باب این حماقت صحبت کرد.

این که تا چه اندازه این ها لطمه میزنن، تا چه اندازه تضاد دارن با حقیقت انسان ها، با طبیعت انسان ها، با ذات انسان ها چقدر در تضاد هستند و چه لطمه هایی رو در طول این وجود این باورهای احمقانه به انسان و انسانیت و جانداران زدن.

میشه در باب این ساعت ها صحبت کرد.

این که چه تجاوز هایی شکل گرفته به واسطه همین نگاه دگم مسیحیان که حالا قرار هستش که این ها از طبیعت خودشون دور بشن.

طبیعتی که اون ها رو به نوعی نیازمند این مسائل جنسی و شهوانی تصویر و تصور کرده.

خدایی که به قول خودشون حالا اگر اعتقاد و باوری دارند نسبت به اینکه این خدا وجود داره.

این خدا اینها رو به این شکل به وجود آورده با همین حس نیاز به دنیا آورده و حالا به خاطر مبارزه احمقانه و کورکورانه با این احساس موجب میشن که شما شاهد تجاوز های همین کشیش ها به کودکان باشید.

در کشور هایی که اتفاق می افته در طول این سالیان اخبار بیشماری هم در میاد و شما مواجه میشید با این بی آبرویی بزرگی که حتی پاپ های بزرگشون رو هم به صدا در میاره.

حالا ما کاری به این تفکر احمقانه نداریم اما وقتی یه همچین موضوع اخلاقی حالا مطرح میشه در دل مسیحیت شما دیگه تناقضی رو توش نمیبینید.

یعنی اعتقاد داره که پاکی در همین پاکی تن خلاصه شده.

حالا برای این پاکت یه قانون و قاعده ای میزاره.

اینکه شما باید با یک زن ازدواج کنید و تا آخر عمر هم به او پایبند باشید.

حالا اینکه تا چه اندازه این فکر احمقانه است میگم موضوع ما نیست.

اینکه این ازدواج چرا باید تبدیل به یک زندانی بشه که یک انسان تا آخر عمر هم درش درگیر باشه.

این موضوعی نیست که ما بخوایم تو این قسمت دربارش صحبت کنیم.

اما منظور این هست که یک خط و مشی مشخصی رو داره مطرح میکنه، یک چهارچوبی رو برای شما تصویر میکنه.

یا در باب همون موضوعی که مطرح کردیم در باب کشیش ها که نباید رابطه جنسی برقرار کنن از عبث و بیهوده بودن و تا چه اندازه بر خلاف طبیعت انسانی است و تا چه اندازه لطمه زده به انسان ها.

نمی خوایم تو این قسمت صحبت بکنیم اما این چارچوب مشخص شده پس یه تعریفی دارن نسبت به پاکی و حالا در همین راستا قوانین رو اعمال میکنن.

اما وقتی مواجه میشیم با همین نگاه در اسلام میبینیم تناقض داره درش بیداد میکنه.

حالا از یک سو داره در باب پاکی صحبت میکنه در کنارش مفهومی به اسم صیغه رو داره.

حالا در صیغه شما هر چقدر میتونید این رابطه رو ادامه بدید میتونید با چندین نفر چندین نفر رو به صورت همزمان صیغه کنید.

نمیدونم این زن ها میتونن برن از این صیغه به اون صیغه؟

یعنی یه تصویر مغشوش و غیر قابل تحملی رو داره به شما میده در همون معنایی که خودش داره مطرح میکنه.

یعنی خودش داره این پاکی رو با پاکی تن همواره قیاس میکنه دیگه.

یعنی اگر شما مواجه بشید با این مفاهیمی که داره مطرح میشه در زمینه مثلا حجاب، حالا داره به شما یه تصویر میده که شما باید حجاب داشته باشی.

شما باید تن خودتون رو از دیگران محفوظ بدارید.

تمام پاکی شما خلاصه در همون پرده بکارت میشه و حالا در کنار اون یه معنای دیگه ای رو برای شما مطرح میکنه که درش یک بی بند و باری بی حد و حصری تصویر شده.

مردانی که میتونن چندین همسر رو داشته باشن به صورت همزمان.

حالا میتونن برن صیغه بکنن میتونن با چندین زن رابطه داشته باشن.

زنا داره مدام بهشون تشویق میشه که باید حتما صیغه بشید.

این خیلی کار خوب و قشنگیه.

هزاران حدیث و روایت برای شما گفته میشه که شما باید این کار رو بکنید.

کار اینقدر به بی بند و باری می رسه که احادیث میاد در باب اینکه شما نباید جویا بشید که آیا او اصلا ازدواج کرده یا نکرده.

یعنی یک اختلال وحشتناکی رو داره به شما تصویر میکنه در این لول خوردن در شهوت و بعد در کنار اون داره این تناقض عیان رو مطرح میکنه در باب عفاف و حجاب و نمی دونم پاکی و پاکی احمقانه ای که تصویر شده در همون پاکی تن پاکی که میتونه مترادف با پاک شدن از این افکار بیمار و آلوده باشه.

پاک بودنی که قاعدتا به ذهن بر میگرده به فکر بر میگرده به اینکه شما بتونید در قبال نیازهاتون یک تفکر درستی داشته باشید، در برابر نیازهاتون بتونید ایستادگی کنید، راه حل های درستی داشته باشید که نه به خودتون و نه به دیگران آزاری برسونید.

حالا در قبال یک همچین تصویری شما مواجه میشید با یک پاکی که تصویر شده توامان خلاصه شده با همین پاکی تن.

و بعد در برابرش تناقضی که داره به شما این بی بندوباری رو مدام باهاتون مطرح میکنه.

حالا شما باید وارد این چرخه ی بیمارگونه از بی بند و باری بشید.

و این اون تناقض بزرگ هست.

شما مواجه می شید با این نفی شهوت.

یعنی فرهنگ عامه ای که داره اسلام می سازه.

دور بودن از این مبانی شهوانی هست.

یعنی حتی حاضر نیستن در باب این مسائل صحبت بکنن.

یعنی شما اگر به عنوان مثال الان مطرح بکنید واژه ی آلت پرستان رو، واژه آلت و عورت رو برای این ها یک سردرگمی بزرگی رو به وجود میاره.

حالا این ها اصلا نمی دونن چجوری با این مواجه بشن. ای وای!

دین خدا زیر سوال رفت و همه چیز کنفیکون شد.

ما به مشکل خوردیم چرا که یک موضوعی مطرح شده.

مثلا اگر شما بخواید یک کلاسی تشکیل بدید در باب این مسائل جنسی صحبت کنید.

حالا با کودکان با کسانی که در معرض این مشکل ها هستند صحبتی قرار شود اتفاق بیفتد.

حالا رویش هزاران سرپوش میزارن تا مطرح نشه.

اما در عین حال میبینید که خودشون غرق در این مسایل هستن.

یعنی جایی که قرار هست به صورت اصولی یک موضوعی اتفاق بیفته تا در برابر مشکلات ایستادگی بکنه، راهکار باشه اونجا در برابرش می ایستند.

شما مواجه میشید در همین کشور خودمون به واسطه کم دانشی که برای کودکان وجود داره مواجه میشید با این سوءاستفاده های وحشیانه جنسی به واسطه اینکه این کودکان این موضوعات رو باهاشون مطرح نشده.

خب پدر و مادر که قبح بزرگی دارند به واسطه این فرهنگ توامانی که داره با اونها مطرح میشه.

موضوعاتی که در پستو هست.

اصلا شما وقتی مواجه میشید با این فرهنگ اسلامی انگار دارند یک تصویری می‌کنند که یک سری موجودات دیگر هستند یعنی از فضا می‌آیند رابطه جنسی برقرار می‌کنند.

یعنی وقتی شما مواجه می‌شوید دیگر با یک مفاهیمی که انگار اون پدر و مادری که اون فرزند رو به دنیا آورده از طریق مثلا بکرزایی بچه رو به دنیا آورده.

اصلا انگار که تا به حال با همچین موضوعی روبرو نشدند.

مطرح کردن تا این حد براشون غیر قابل فهم هست.

اما در عمل حالا مواجه می‌شیم با یک دریا یا یک باتلاق و یک مردابی غرق در شهوت که حالا هر بی بند و باری و هر کاری رو حاضرند که انجام بدن.

اصلا آیین و مسلک شون در همین راستا داره اونها رو به پیش می‌بره.

جایی که قرار هست فکر اصولی بشه و حرف اصولی زده بشه.

حالا قرار هست که برای کودکان یک بستری فراهم بشه که با اونها مطرح بشه این موضوعات تا اونها در امان بمونن تا بدونند نقاط حساسش رو بشناسند.

اصلا مباحث جنسی را یک درک کلی حداقل نسبت به آن داشته باشند تا در نقطه ابتدایی این اخبار و اطلاعات را از جاهای اشتباه نگیرند و یا مورد سوءاستفاده قرار نگیرند.

اینجا شما می‌بینید که با شمشیر تیز در برابرش ایستادند که صحبتی نشود.

اما وقتی وارد مسائل جنسی و شهوانی می‌شوید، حالا می‌بینید یک باتلاقی برایتان پدید آورده که از دلش خانه عفاف در می‌آید.

صیغه کردن دخترهای زیر هجده سال در می آید.

صادر کردن دختران به کشورهای دیگر در می آید و الی آخر.

این فساد لجام گسیخته ای که با آن رو به رو می شوید یعنی شما مواجه هستید با تناقضات احمقانه ای که در همه جا داره تکرار میشه.

از یک سو پاکی رو در پاکی تن و بکارت تصویر می کنن، از یک سو حالا دارن فرمان میدن به این بی بند و باری از یک سو در برابر هر نوع اطلاع دادن در برابر هر نوع بیان پیرامون این موضوع ایستادگی می‌کند و آن را مترادف با بی‌بند و باری می‌دانند.

اما آیینی که برایشان تصویر می‌شود غرق در همین بی بند و باری هاست.

یعنی شما روبه‌رو می‌شوید با این تناقضات کمرشکنی که به شدت هم در فرهنگی که در نهایت می‌سازد، در جنایاتی که به وجود می‌آورد، در سرانجامی که برای انسان ها پدید می آورد تاثیرگذار هست.

شما وقتی در باب من در قسمت پیشین در باب این ریشه های نگاه اسلامی صحبت کردم، حالا وقتی این تناقضات را با او جمع و تفریق می کنی تا حالا روبه رو میشی.

یعنی وقتی ما می رسیم به مسئله ای مثل تجاوز به کودکان، شما مواجه می شوید با این تناقض بزرگ.

این تناقض بزرگی که در برابر آگاهی و بیداری عمومی ایستادگی می کنه نمی ذاره.

حالا ما در آموزش و پرورش مون شاهد این موضوع باشیم که کودکان یه اطلاعی بگیرن در باب این موضوعات.

پدر و مادرها!

به واسطه این هجوم فرهنگی احمقانه و عبث تو یک شرایطی قرار گرفتن که حاضر نیستن در باب این زمینه ها صحبت کنن.

اما همون کودک در فضای بعد توسط هم سن و سالان خودش یا بزرگتر از خودش یا توسط بیماران جنسی حالا مورد تجاوز و تعرض قرار می گیره.

چرا که این فرهنگ بیمار و آلوده وجود داره و اجازه این آگاهی دادن رو نمی ده.

چرا که عمل کردن به این موضوع یک بخشی از دین و آیین این نگاه آلت پرستانه است اما در عین حال مطرح کردنش نهایت قباحت و کثافت و الی آخر است.

یعنی این اون تناقضات ریشه ای است که شما باهاش روبه رو میشید.

حالا من سعی میکنم تیتروار دربارشون صحبت کنم و خیلی وارد مصداق‌ها نشم.

در باب کلیتش صحبت میکنم در صورتی که میشه در باب هر کدوم از این موضوع ها هزاران مثال زد، هزاران ساعت صحبت کرد.

اما ما سعی میکنیم باز هم مطابق معمول برنامه ای به نام جان در باب کلیات صحبت بکنیم.

یکی دیگه از این تناقضات گسترده ای که شما باهاش روبرو میشید این ارزش دادن به زن به صورت ابلهانه و احمقانه است که تبدیل به یک نوع فرهنگ شده.

ارزش دادن به زن که مترادف شده با تحقیر زنان.

یعنی شما مواجه میشید با این فرهنگ آلوده و بیماری که این نگاه اسلامی پدید آورده که حالا زن رو تحقیر می کنه، زن رو کوچک می دونه و بعد به واسطه این کوچک بودن و تحقیر شدنش هست که داره بهش بها میده.

یعنی دقیقا نقطه عکس هست.

یعنی این تناقضی است که باز هم ما نزدیک بهش میشیم.

اگر در این نگاه های اسلامی به عنوان مثال از آن حفاظت می کنند در راستای این هستش که زن رو ملک خودشون می دونن، خود را صاحب بر اون زن می دانند.

همین مفاهیمی که ما باهاش روبه رو میشیم تحت عنوان غیرت.

حالا این غیرت احمقانه ای که حتی اگر ما بریم سراغ اون تعریف کلاسیکی که میشه براش داشت به نوعی در امان داشتن کسی که حالا دوست داریم نزدیکمون هست از اغیار بر میگرده به این نقطه که حالا شما او رو میخواید لت و پار بکنید و نابود بکنید از بین ببرید.

حالا ما مواجه میشیم با این ضعیف خوانده شدن زنان در این فرهنگ احمقانه.

در این فرهنگ اسلامی که مدام داره تکرار میشه از این که زن نیمه مرد هست به کرات دربارش صحبت میشه.

گفتم یک حدیثی هست از علی که مفصل دیگه داره در باب این مساله صحبت میکنه و مثال میاره یا در غررالحکم هست یا در نهج البلاغه؟

حالا میشه پیدا کرد و عنوانش رو هم گذاشت.

حتی اگر جست و جو هم بکنید می تونید به این احادیث برسید.

طبق معمول هم می گم که ذهن ما سطل زباله ای برای به خاطر سپردن این آیات و احادیث نیست.

ما باید فکر بکنیم و راهکار داشته باشیم و اندیشه بکنیم.

نسبت به این ذهنی که در اختیار داریم وظیفه داریم که در نهایت به راه حل برسیم.

حالا از بحث اصلی خارج نشیم در همون حدیث شما روبه رو میشید با اینکه حالا داره یکی یکی بر میشماره.

نیازی هم به اون حدیث هم نیست.

شما اگر به قرآن هم نگاه بکنید مواجه میشید زنان بی ارزش خطاب میشن از همون نقطه ابتدایی، از زمان آفرینش شون.

حالا زنان موجوداتی هستند که فریب می خورند، فریب شیطان رو می خورند، همتای شیطان به حساب می آیند.

اصلا این درد و رنج گفتم توی تو انجیل هست باهاش روبرو میشید که داره مطرح میکنه که اگر رنجی می برند دوران قاعدگی و عادت ماهیانه و یا اینکه درد زایمان دارند به واسطه این هست که باید رنج ببرند به واسطه کارش و اون گناه اولیه ای هست که مرتکب شدند.

حالا شما مواجه میشید در این نگاه اسلامی که زن رو نیمه مردان به حساب میاره حتی پایین تر از نیمه مردان در زمینه دیه وقتی شما روبه رو میشید حالا میبینید قوانین تمام کشور های اسلامی رو ببینید و بخونید.

حالا شما مواجه میشید با زنی که هیچ ارزشی نداره.

حتی بیضه های مرد هم با ارزش تر از یک زن هست.

این اون نقطه ایست که داره به ما این تصویر رو میده که تا چه اندازه این زنان رو بی ارزش تصویر میکنن و بعد در کنارش یک احترام احمقانه ای رو تعبیر و تصویر میکنن که در راستای همون برده سازی هست.

وقتی شما مواجه میشید با این که حالا شهادت دو زن برابر با یک مرد هستیم داره فریاد میزنه که تا چه اندازه این زنان رو بی ارزش. تصویر کردن.

حالا در کنارش ما یه احترامی داریم که برگرفته از همون نگاه مالکانه است نسبت به زن.

حالا مرد خود رو مالک بر اون زن میدونه.

او رو ضعیف تر از خودش به حساب میاره و هر.

احترامی که داره نسبت به زن قائل میشه هم در همین راستاست.

گاها شما روبرو میشید با.

همین فرهنگ حجاب که دربارش وقتی میخوان صحبت بکنن میگن این حجاب و برای شما مصونیت.

میاره و از این تعاریف که دربارش صحبت کردم که تا چه اندازه در این نگاه شما.

مردها رو تحقیر میکنید که این مردها تا چه اندازه موجوداتی شهوت پرست هستن که هیچ چیزی در دنیا به جز اینکه در برابر زنان تحریک بشن ندارن.

مثال هم زدیم گفتیم وقتی شما مواجه میشید با پیامبری که حالا به دختر هفت ساله دندان طمع براش تیز میکنه و در نه سالگی باهاش همخوابه میشه.

وقتی به همسر فرزندخوانده خودش با دیدن او ذره ای او در میان حمام رحم نمیکنه.

زینب همسر زید.

وقتی با پیامبری روبرو میشیم که اگر از دل اسرا زنی چشمش رو میگیره دستور قتل همسرش رو میده و او زن را اختیار میکنه.

حالا با یک پیامبری روبرو هستیم که پر از شهوت و شهوت پرستی است.

خب قاعدتا تحریک میشه و همون ضربالمثل ساده ی قدیمی ما که میگه کافر همه را به کیش خود پندارد.

بلافاصله تصویری که داره این هست که مردانی هستند که با این نگاه آلوده به زنان نگاه میکنند بلافاصله تحریک میشن و این میشه قاعده ی کلی برای این نگاه.

عبث و بیهوده.

حالا تبدیل به یک قاعده و قانون میشه.

حالا این نگاهی که هم تحقیر مردان و هم تحقیر زنان رو در خودش داره حالا شما با یک تناقضی روبرو میشید که از یک سو ارزشی است که داره به زن داده میشه اما در دل این ارزش گذاشتن به زن کوچک شمردن و تحقیر زنان هست.

صاحب خوانده شدن مردان هست.

این مالک بودن هست که به اونها این احساس رو میده.

شما حتی در دل این تناقضات وقتی نزدیک میشید به مفهوم مرد هم باز هم با این تناقض روبرو میشید.

از یک سو داره مردها رو بهشون جا و مکان و بزرگ خطابشون میکنه، خلیفه الله و اشرف مخلوقات خطاب میشن اما در عین حال در این اندازه تحقیر میشن.

در این اندازه بی ارزش تصویر میشن موجوداتی شهوتران و شهوت پرست که هیچ قوه تعقل و تفکر و اختیاری در وجودشون نیست مگر اینکه با دیدن زنان تحریک بشن.

کوچکترین موضوعی که از زنان میبینند حالا به دنبالشون بیفتند و احتمال داشته باشه تجاوز بکنند.

حتی این فرهنگ آلوده و بیمار رو شما باهاش روبرو میشید تبدیل به یک بخش فرهنگی شده در جامعه ایرانی.

که حالا مردانی هستند که به واسطه دیدن حتی به خودشون اجازه میدن که تجاوز کنن.

حالا این تصویر تا چه اندازه تحقیر مردان رو در دل خودش داره؟

یعنی اون نقطه تناقض هیچ ارزش و بهای در حقیقت به مردان داده نمیشه.

به زنان داده نمیشه زنان رو تا این اندازه کوچک و حقیر تصویر میکنن، مالکان شون رو مردان تصویر میکنن و حالا خود این مردان رو جماعتی هیز و شهوتران و بی اختیار و تهی مغز تصویر میکنن که هیچ چیزی در جهان ندارن مگر اینکه وارد این وادی شهوت رانی و شهوت پراکنی بشن.

با دیدن کوچکترین نشانه ای از زنان و زنانگی حالا دیگه عنان از کف بدهند و بیفتن دنبال اونها برای تجاوز.

در نهایت هم تجاوز میکنن.

حالا ما باید یه کیسه ای به سر اینها بکنیم که این تصویر اتفاق نیفته و این اون ارزش های متناقضی است که مدام داره تکرار میشه.

ما تیتروار دربارشون صحبت می کنیم.

گفتم دربارشون میشه مثال های بیشماری هم زد اما تیتروار داریم در باب تناقضاتی که در این نگاه وجود داره و این فرهنگ بیمار رو ساخته صحبت میکنیم.

شما مواجه میشید با مساله خیانت.

حالا شما در دل اسلام مفهومی به اسم خیانت رو دارید؟

خب این مفهوم خیانت نه فقط در دل اسلام، در تمامی باورها و نگرش هایی که در طول تاریخ وجود داشتن، موضوع قبیحی بوده که همواره هم باهاش به شدت روبرو شده اند.

مجازات در نظر گرفتن شما در دل اسلام.

حالا روبرو میشید با مسئله خیانت در همین مسائل جنسی رو دارم صحبت دربارش میکنم.

حالا ما یه چیزی به اسم زنا رو میشناسیم که در نهایت میرسیم به زنای محصنه ای که حکمی همتای سنگسار داره.

خب خیانت رو همه باهاش می شناسیمش.

رو به رو هستیم.

حالا این یک تصویری است برای جامعه مسلمان و قرار است یه فرهنگی بسازه در این زمینه که خیانت تا چه اندازه قوی هست که اگر کسی که دارای همسر هست یه همچین رفتاری رو از خودش نشون بده زنای محصنه میشه و این زنای محصنه همتای مرگ است.

اون هم مرگ به وحشیانه ترین و دیوانه وار ترین و جنون آمیز ترین شکل ممکن که سنگسار یک انسان هست.

حالا قرار هست یک انسانی رو در خاک بکنند و جماعتی او رو سنگباران بکنند تا بمیره.

حالا با توجه به این موضوع شما تناقض بزرگ اسلامی در برابرتان هست.

حالا مردان اجازه دارند که چهار همسر اختیار بکنند.

یعنی همون خیانتی که تقبیح شده بود به شکل زنای محصنه اش.

مجازاتی هم اندازه یا سنگسار داشت به همین سادگی مورد تناقض قرار می گیرد و مردان را اجازه می دهد که چهار همسر داشته باشند.

یعنی خیانت تبدیل به قاعده و قانون می شود.

وقتی می گوییم این تفکر یک تفکر پر تناقض است که در نهایت یک فرهنگ بیمارگونه ای را تصویر می کند.

به واسطه همین اتفاقات است.

یعنی از یک سو وقتی شما نگاه می کنید به این پاکی که توأمان خلاصه می شود در پاکی تن در بکارت زنان.

حالا یک تصویر متناقض در برابرش هست.

پر از دریایی از شهوت و شهوت پراکنی.

از یک سو ما مواجه می شویم با نفی شهوت که حتی حاضر نیستند در باب مسائل جنسی کوچکترین صحبتی بکنند که ما از آن سر می رسیم.

وارد دریایی از صیغه و خانه عفاف و خرید و فروش زنان و تن و بدنشان می شویم.

از یک سو یک ارزش نهادن احمقانه ای به زنان هست که همه و همه برگرفته از تحقیر زنان هست.

این نابرابری در برابر زنان هست.

صاحب خواندن مردان از یک سو رو به رو میشوید با باز کردن مرد ها و رسوندن اون ها به اوج افرا و شاخ خواندنشان و خلیفه الله خواندن و اشرف مخلوقات بودن.

از سوی دیگر ما مواجه می‌شویم با مردانی که هیچ عقل و شعور و اختیار و قابلیتی ندارند به جز این که با دیدن کوچک‌ترین اتفاق، زنان عنان از کف بدن و بیفتند دنبال زنان.

حتی با این تصاویر احمقانه توی هنری هم که تصویر می‌کند.

کشورهای اسلامی روبه‌رو می‌شویم که گاهن تصاویر طنز و احمقانه ای که دردآور و گریه آور هست در حقیقت روبرو میشیم.

مردی که با دیدن یه همچین تصویری دیگه نمیتونه خودش رو نگه داره و خودش رو آتیش میزنه و دست خودش رو آتیش میزنه و با یه همچین تصاویری هم حتی روبرو میشیم که تا این حد احمقانه و در عین حال تحقیرآمیز و در عین حال گریه آور هست که یه همچین تصویری رو ما داریم در برابر.

از اون سو مواجه میشیم.

حالا با یک دینی که داره در باب خیانت.

شمشیر را از رو بسته و بسته خیانت رو تا این حد تقبیح می کنه.

در برابرش یک حکم سنگینی مثل سنگسار رو علم می کنه و بعد در کنارش.

حالا مردان اجازه دارن برن چهار تا همسر داشته باشن، چهار زن رو به صورت همزمان باهاشون ازدواج کنن.

قانون شما قانون خیانت است.

حالا این تناقض رو چگونه میشه فهمید؟

چگونه میشه درک کرد؟

از یک سو اگر کسی دارای همسر باشه و زنی همسری داشته باشه و بره با یک مرد دیگه ای رابطه برقرار کنه حکمش سنگسار هست.

اما همون مرد می تونه یک همسری داشته باشه و در عین حال به اون خیانت بکنه و با یک زن دیگه ای رابطه داشته باشه.

حالا این دریا ادامه پیدا می کنه.

شما وارد وادی میشید به اسم صیغه که گفتم دربارش صحبت کردم.

حالا تو دل این صیغه دیگه هیچ نهایتی وجود نداره.

یعنی شما حتی به مرحله ای می رسید که همون زنای محصنه رو هم میتونه زیر سوال ببره.

حالا تصور کنید که یک کسی احادیثی به شما مطرح میشه که بگه در باب اینکه اصلا شما نیازی نیست بدونید که آقا اون زنی که باهاش رابطه برقرار میکنید حتی جویا بشید که همسری داره یا نداره.

یعنی این در بازه های شهوت پرستی و این باتلاق و مرداب رو تا نهایت برای شما باز میکنه.

خیانت رو تا اندازه ای بی مفهوم و بی محتوا میکنه که شما نمیتونید درک کنید.

همون نقطه ای که من بارها دربارش صحبت کردم اگر چارچوب اخلاقی داره در دل ادیان مطرح میشه به فراخور اون چارچوب رو زیر پا میذارن، از بین میبرن و نابود میکنن.

همون طور که در باب مسئله خیانت شما دارید به وضوح میبینید.

شما مواجه میشید با یک تصویری نسبت به عشق که اصلا عشقی دیگه در اون میان نیست.

عشقی که قاعدتا مترادف شده با عشق یک تن به یک تن دیگه.

یعنی شما لگدمال میکنید مفهوم عشق رو.

مفهوم عاشقی رو.

عشقی که از روزگاری که انسان ها قاعدتا خودشان را شناخته اند.

همین معنا رو براش در نظر گرفتن.

نهایت عشق و علاقه ای که بین دو تن شکل میگیره.

قرار نیست یک تصویر همگانی که ما نسبت به این عشق داشته باشیم.

و حالا شما مواجه میشید با این پاره پاره شدن مفهوم عشق لگدمال شدن.

اصلا عشقی مطرح نمیشه.

همون طوری که بارها هم گفتیم در اون ویژه برنامه شناخت اسلام هم گفتیم که شما مواجه میشید با کتاب قرآنی که حتی یک کلمه در باره عشق صحبت نمیکنه، حتی یک کلمه در باره کشاورزی صحبت نمیکنه.

در باب موضوعاتی که زیست درست انسانی رو ساخته در طول این سالیان، در باب کار، در باب کشاورزی، در باب عشق صحبت نمیشه اما تا جایی که دلتون بخواد در باب کشتن، جهاد و قتل بیداد صحبت میشه و نهایتا همین فرهنگ رو از دلش بیرون میاره.

حالا فرهنگی که شما مواجه میشید با اشکال و اقسام وحشتناکش که این جوامع درمانده رو پدید آورده.

از جامعه ایرانی خودمون در نظر بگیرید تا دیگر جوامع افغانستان و عربستان و دیگر کشورهایی که اطراف ما هستند تا این اندازه درمانده هستند و در خود ماندن به واسطه این فرهنگ های بیمارگونه شما با دینی روبه رو میشید.

با نگاهی روبه رو میشید که مفهوم تناقض هست هرچند که نسبت به عشق هیچ موضعی نداشت.

یعنی از همون ابتدا هم این عشق رو بی ارزش دونسته.

نگاهش نسبت به رابطه زن و مرد یک نگاه نر و ماده ای ست که در نهایت به تولیدمثل ختم میشه.

نگاه یک نگاه ابزاری ست فقط برای اینکه شما بقا داشته باشید و تولیدمثل داشته باشید.

اصلا با مفهومی به اسم عشق شما نمیتونید روبه رو باشید در این نگاه آلوده و بیمار.

این نگاهی که قرار هست یک مرد چهار زن رو در اختیار بگیره و این ماشین کشت باشه برای اینکه حالا فرزندانی رو به دنیا بیارن.

حتی وقتی شما روبه رو می شوید که زنان کشتزار شما هستند، دقیقا همان نگاه بیمار و آلوده است.

شما روبه رو می شوید با این فلسفه احمقانه و بیمارگونه ای که حالا داره میگه ما باید اینقدر بچه دار بشیم که کل جهان رو مسلمونها پر کنن.

ملت و امت محمد رو بیشتر و بیشتر بکنن.

در باب و زمینه اش واقعا صحبت کردن هم پیرامون این نگاه آلوده، عبث و بیهوده است چرا که همه باهاش روبه رو شدیم و می دونیم که هیچ سنخیتی با مفهوم عشق نداره.

این نگاه های بیمار و آلوده ای که.

ما رو تا این حد غرق در این نگاه عبث کردن.

شما مواجه میشید با این شهوت پرستی بی حد و حصری که اسارت بی حد و حصری رو برای زنان پدید آورده.

زنانی که تبدیل به یک اسیر و برده جنسی میشن در این نگاه ابزاری هستند برای کشت، ابزاری هستند برای تولیدمثل.

مردان مالک و صاحب این ها در نظر گرفته شده اند.

حالا می توانند هر موقعی با این ها ازدواج بکنند.

مهری را هم به عنوان قیمتی که برای خریدشان پرداخت می کنند و هر موقع که دوست داشتن می توانند اینها رو طلاق بدهند.

امروز نگاه نکنیم حتی به شرایطی که در کشور ما ایران وجود دارد که تا چه اندازه وحشیانه و دور از عدالت و انصاف هست، حتی به مراتب وحشیانه تر و احمقانه تر در گذشته وجود داشته.

حالا امروز یک قاعده و قانونی رو مثلا در نظر گرفته اند و ما یک بیدادگاه رو به عنوان دادگاه می شناسیم.

قوانین و مقررات اسلامی حالا وجود داره و یک دادگاهی هست که شما به عنوان زن و شوهر برید و در اونجا صحبت بکنید.

در گذشته با گفتن کلمه طلاق شما زن خودتون رو طلاق می دادید.

یعنی بخشی از ملک شما بود.

قرارداد یک سویه ای بود که شما مطرح می کردید.

یعنی شما وقتی وارد این وادی شهوت آلود و این نگاه آلت پرستانه می شوید به هر سو که نگاه می کنید یک نگاه توامان جنسی جنسیت زده و وحشیانه است که زن را نمادی برای اسارت و صاحب شدن تصویر کرده.

زنانی که به نوعی خلق شدند تا مردان ازشان سوءاستفاده ببرند.

این فرهنگ غالبی است که ساخته شده.

زنان ملک شخصی مرد هستند.

می تونن برن صاحبشون بشن، باهاشون ازدواج کنن، به راحتی طلاقشون بدن، صیغه شون بکنن، کتکشون بزنن بکشن شون.

هر کاری که دوست دارن می تونن باهاشون بکنن.

شما در نظر بگیرید با یک مفهومی رو به رو میشید.

هر نگاه سالمی در جهان هستی مادر رو نزدیک تر به فرزند می دونه.

ما همچین نگاه عبث و دیوانه واری رو نمی تونیم تصور کنیم اما این نگاه اسلامی داره میگه این فرزند برای مادر نیست، برای پدر هست.

حالا حتی اگر اون پدر بمیره هم باز برای مادر نیست، برای پدر اون مرد هست.

یعنی تا این حد شما دچار جنون هستید؟

جنونی که اصلا قابل درک نیست.

قابل فهم نیست.

حالا این‌ها شده قاعده و قانون و مبنا همه ریشه اسلامی داره.

همه از همون نگاه اسلامی گرفته شده.

حتی گاها وقتی ما روبرو میشیم با بخش هایی از این فرهنگ که فرو ریخته به واسطه نگاه عرفی به واسطه مردمی است که در برابرش ایستادگی کردند.

اگر شما امروز مواجه می‌شید با مفهوم صیغه که در ایران کم رایج هست، به واسطه مردم هست که قبول نمی‌کنند این فرهنگ آلوده و بیمار و شهوت پرستانه رو.

وگرنه شما روبرو میشید با اسلام شیعی که به این با تمام وجود باور داره.

اگر می بینید امروز در ایران مثلا مردها این چهار همسر را در اختیار نمی گیرند، به واسطه فرهنگی است که خودشان تغییر داده اند.

نگاهی است که آنها دارند.

اما از نظر قاعده قانونی و اسلامی این اتفاق باید رایج بود.

این زیر پا گذاشتن عشق، این ترویج خیانت و وحشی گری بود که باید غالب بود.

این نگاه آلوده به شهوت باید غالب بود و شما این تفاوت ها و تمایزها را اگر می بینید تفاوت ها و تمایز های فرهنگی است که در بین مردم شکل گرفته و هیچ ارتباطی هم با این موضوع ندارد.

در مجموع شما در باب هر مساله ای که در دل اسلام هم نگاه بکنید با این تناقضات سرشار روبه رو میشید.

میشه براش مثال های بیشماری زد اما من سعی میکنم آخرین مثال رو هم بزنم و خیلی طولانی نشود.

در باب آخرین مبحث هم ما به مسئله آزادی می رسیم.

آزادی ای که بارها با هم صحبت کردیم درباره اش در قسمت های مختلف.

در کتاب هایی که من نوشتم در باب مساله آزادی صحبت کردیم.

گفتیم آزادی به مفهوم اختیار هست.

آزادی یعنی آرزوهای تو.

آزادی یک موضوع فردی و شخصی هست.

حالا میتونه در قالب اجتماعی هم دربیاد.

به واسطه اینکه یک جماعتی به یک نگاهی باور دارن.

حالا اون نگاه، نگاه فلسفی هست، نگاه اخلاقی هست، نگاه سیاسی هست، اقتصادی هست، مذهبی هست، هر نوع نگاهی که هست.

ولی آزادی بر مبنای آرزوها و باورهای اونهاست که ساخته میشه.

قاعدتا باید یک قانون مشخص داشته باشه که این موجودیتش تضمین پیدا بکنه.

اینکه ادامه دار باشه، اینکه برای همه باشه اون هم آزار نرساندن به دیگران هست.

ما در باب این معنی بارها صحبت کردیم.

این قاعده کلی ما هست برای شناخت آزادی، منع ظلم و آزار بر دیگران.

دیگران هم مفهوم کلی داره به مفهوم جان.

تمامی جان های بر زمین، انسان ها، حیوانات و گیاهان.

این تعریف مشخص هست.

حالا شما میتونید این آزادی رو تصویر کنید.

اما وقتی به مفهوم آزادی در دل اسلام می رسیم حالا آزادی در اختیار قدرت پرستان هست، در اختیار زور پرستان هست.

یعنی این آزادی تعریف میشه؟

حالا اون کسی که قدرت بیشتری داره، همه آزادی هم برای اون هست.

بارها دربارش صحبت کردیم.

شما اگر به این قاعده کلی منع ظلم و آزار نسبت به دیگران باورمند نباشید، شاید شما به آزادی برسید اما آزادی دیگران رو سلب می کنید.

شاید شما بتونید آزادانه زندگی کنید اما در ازاش اسارت دیگران رو ساختید.

اگر این منع ظلم و آزار نسبت به دیگران، همه دیگران، این مفهوم برابری در دل آزادی باورمند نباشید.

آزادی ای وجود نداره.

آزادی برای بخشی است که قدرت رو در اختیار دارن.

قاعدتا الان نهایت آزادی برای اون مرد مسلمان ثروتمندی است که میتونه.

حالا شیعه هم هست.

منظور در قدرت سیاسی هم وجود داره.

خب تمام آزادی برای اون هست.

او صاحب همه آزادی شده اما با آزادی خودش.

به عنوان مثال چهار زنی رو که گرفته رو در اسارت درآورده.

صدها زنی که به صیغه در آورده رو به اسارت گرفته.

حقوقی که از این ها پایمال میکنه.

فرزندی که از این ها میاره و صاحبش میشه صاحب خود زنان هست و با کتک زدن و تحقیر کردن.

با مالک شدن اینکه حق و اجازه خارج رفتن اونها دست اوست، کار کردن دست اوست، تحصیل در اختیار اوست.

حضانت کودکان در اختیار اوست.

از نظر بهای وجودی دیه دو برابر اونها به حساب میاد.

از نظر شهادت دو برابر اونها به حساب میاد.

همه چیز در اختیار اوست و او به نهایت آزادی رسیده و این آزادی تصویرگری است برای زورپرستان و قدرتمندان.

هر کسی که در کثرت باشه و در قدرت باشه آزادی رو به دست میاره.

همون مفهومی که در نهایت مفهوم اسارت رو تصویر میکنه و هیچ نزدیکی با مفهوم آزادی نداره.

گفتیم آزادی مفهومش اختیار هست.

هر جایی که جبر وارد میدان بشه آزادی از میدان به در میشه.

حالا شما مواجه میشید با این فرهنگی که با تناقض کامل در برابر آزادی ایستاده.

آزادی و برابری دیگران رو نقض میکنه.

در همه زمینه ها هجوم میاره برای نابود کردن این آزادی ها.

هر نوع آزادی.

حالا شکل های مختلفش رو هم میتونید ببینید.

این جبری که تا کجا دامنگیر ما هست.

این جبری که حتی تا پوشش ما رو هم درگیر خودش کرده.

این جبری که حتی اجازه پوشیدن لباس مطلوب رو هم به یک انسان نمیده.

این جبری که حتی اجازه ی ازدواج رو هم در اختیار یک دختر نمیزاره.

یعنی شما وقتی مواجه میشید با این تفکر مسموم و بیمار و احمقانه که تا این حد مردان را صاحب بر زنان پدر و مادران را مالک بر زنان می داند.

ما با یک تصویری روبه رو میشیم که حالا حتی اون دختر برای ازدواج خودش هم اجازه به اجازه ی پدر داره.

یعنی باید حتما مجوزی داشته باشه که پدر هم اجازه داده که او ازدواج کنه.

تا این حد روبرو میشیم با این تفکر بیمارگونه و در برابر آزادی لگدمال کردن آزادی، آزادی رو در اختیار زورپرستان دادن برای اسارت دیگران.

تمامی مفاهیمی که شما روبرو میشید باهاش از نظر اسلامی بعد اخلاقی اگر داشته باشه یا هر بعد دیگه ای داشته باشه، تناقضات سرشارش رو میتونید درک کنید.

این تناقضات در نهایت قرار هست که یک فرهنگ بیمارگونه ای رو بسازه.

فرهنگی که ما در کشورهای اسلامی باهاش روبه رو هستیم.

این فرهنگ آلت پرستی که تا این حد ما رو درگیر کرده تا این حد زندگی ها رو به خفقان برده.

تعاریفی که اگر مطرح میشه همه متناقض است.

اگر از پاکی صحبت بشه شما مواجه میشید با این دریا و مرداب شهوت و شهوانی است.

اگر در باب نفی شهوت داره صحبت میکنه یک مردابی رو براتون تصویر کرده از این غرق شدن در این کثافت شهوت.

قرار هست که فقط اصولی دربارش صحبت نشه.

قرار هستش که منطقی در باره اش فکر نشه اما قرار هست که در عمل شما غرق در این مرداب و کثافات باشید.

زنان رو پایمال بکنید.

حقوقشون رو وجودیشون رو تحقیر بکنید، مرد رو صاحب بدونید و در نهایت همون مرد رو.

فاقد هر گونه اختیار، عقل، شعور، انسانیت.

هر چیزی بدونید.

حالا حالا اون مرد تسخیر شده شما که صاحب هست یک موجود دور از عقلانیت و خرد و.

حیثیت و شرف و هر چیزی هست.

هیچ چیزی نیست به جز یک موجود در پی شهوت.

بدون عقل فقط مدام داره بو میکشه برای رسیدن به مقاصد شهوانی خودش.

حالا خیانت رو تبدیل به قاعده و قانون میکنید در برابر کسی که خیانت کرده.

سنگ ها رو به دست بگیرید تا او رو سنگسار کنید اما در کنارش حالا مواجه میشید با یک دریایی که ساختید از این خیانت های سرشار و هر روزه که این خیانت رو تبدیل به قاعده و قانون خودتون کردید.

عشق رو لگدمال کردید.

هیچ چیزی معنایی همتا و مترادف با عشق باقی نگذاشتید.

حالا یک تصویری از لولیدن انسان ها در هم برای تولیدمثل قرار هست که با یک مرد با چهار زن همخوابه بشه و این تصویر لگدمال و لجن مال است.

غرق شدن در شهوت را به شما تصویر کند در برابر آن عشقی که قاعدتا در وجود یک تن تصویر می شود.

قرار است که آزادی ها را از بین ببرید و آن ها را دو دستی تقدیم کسانی بکنید که در قدرت هستند، زور بیشتری دارند، کثرت بیشتری دارند و این آزادی را لگدمال و تیره و تار کنید.

در باب این تناقضات میشه ساعت ها صحبت کرد اما به نظرم به اندازه کافی اون سرفصل ها رو مطرح کردید.

در قسمت های پیش رو هم سعی می کنیم در باب موضوعات دیگری که وابسته به این نگاه آلت پرستانه و ساختن این فرهنگ بیمار اسلامی در کشورهای اسلام زده هست بیشتر صحبت کنیم.

 

قسمت چهارم : فرهنگ‌ اسلامی

 

خب توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما سعی کردیم در باب این فرهنگ اسلامی که با نگاه به موضوع جنسیت و شهوت داره صحبت بکنیم.

این نگاه اسلامی که توامان گره خورده با مسائل شهوانی و این نگاه آلت پرستی رو به نوعی ترویج داده و حالا قرار هست توی این قسمت در باب این فرهنگ سازی فرهنگسازی بیشتر صحبت کنیم که چه فرهنگی برای کشور ما، ایران و دیگر کشورهایی که اسلام زده هستند ساخته.

در قسمت‌های پیش‌تر یک پیش‌درآمدی دادیم این نگاه اسلامی را تصویر کردیم، در باب تناقضات گفتیم و حالا توی این قسمت قرار است که در باب این فرهنگی که حالا ساخته شده بیشتر صحبت بکنیم.

یکی از این فرهنگ های ساخته شده قاعدتا مسئله خیانت است.

نگاه به خیانت است.

یعنی شما مواجه هستید با یک نگاه اسلامی که مروج این خیانت است.

بارها دربارش صحبت کردیم.

توی همین ویژه‌برنامه گفتیم شما مواجه می‌شوید با یک نگاه اسلامی که این خیانت را بخشی از بدنه فکری خودش می‌داند، تبدیل به قانون و قاعده می‌کند.

این چند همسری که در اسلام مطرح شده، اینکه حالا مردها می‌توانند چهار زن را در اختیار داشته باشند و در مذهب تشیع می توانند با صیغه هزاران زن را هم در اختیار بگیرند و در کنار آن این نگاهی که نسبت به کنیزان داشته و برده داری داشته و این نگاه شهوت آلود تا چه اندازه مروج این خیانت در شکل فرهنگی آن بوده.

حالا شما مواجه می شوید با فرهنگی که توامان گره خورده با مسئله خیانت.

ما گفتیم، صحبت کردیم، بارها هم اشاره کردیم خیانت قاعدتا همیشه وجود داشته و خواهد داشت.

یعنی شما همیشه روبرو می شوید با مسئله خیانت به عنوان یک معضل اجتماعی.

ولی مشکل اونجاست که حالا این خیانت تبدیل به قاعده و قانون بشه حالا تبدیل به اون داد شما بشه تبدیل به اون قانون شما بشه و در نهایت قاعدتا این قانونی که مروج این خیانت هست یک فرهنگی توامان با خیانت خواهد ساخت.

حالا شما مواجه میشید با این چهره ی لخت و اوری که نسبت به خیانت باهاش روبه رو هستید.

خب قاعدتا می بینید این خیانت که بخشی از این فرهنگ هست.

حالا مردها میتونن به سادگی این کار رو بکنن.

میتونن قانونا خیانت بکنن به همسرشون، عشق رو پایمال بکنن، از بین ببرن و به سادگی در این خیانت زندگیشون رو بگذرونن، یه کار قانونی انجام بدن و این قانون هست که پشتوانه ی اون ها هست.

حالا قاعدتا این در مردها که خلاصه نمیشه.

قاعدتا این نگاه خیانت بار، این تقدیس خیانت، این قانون کردن خیانت یک جایی هم راه رو به جایی میبره که حالا زن ها هم خود رو در همین وادی ببینند.

هر چه قدر که در برابر شما بخواید قانون گذاری های وحشیانه هم بکنید، این بخشی از فرهنگ ساخته شده هست به دست این نگاه مسموم و بیمار حالا داره یک تصویر مشخصی به شما با شما مطرح میکنه در باب اینکه مردان میتونن به سادگی چند همسر رو در اختیار داشته باشن، خیانت بکنند، قانونا خیانت بکنند و قانون هم در راستای تقدیس این خیانت داره به پیش میره.

حالا این اون فرهنگی رو می سازه، اون زنانی که در این ظلم و ستم هستند هم خودشون رو مجاز بدونند برای این خیانت و این خیانت کردن و این اون فرهنگ عامه ی توامان شده با خیانت رو می سازه.

حالا شما اگر روبرو میشید با خیانت در کشور های دیگه یک ضد ارزش یک کار بی اخلاقی است.

اما حالا روبرو میشید با یک کشوری که توامان گره خورده نگاه ها و باورش با این نگاه خیانت آلود و حالا داره این ارزش باهاشون مطرح میشه که خیانت کردن یک ارزشه نه یک ضدارزش.

حالا شما مواجه میشید با این فرهنگ ساخته شده توامان با خیانت.

مردانی که خیانت می کنن کار قانونی انجام می دن و حالا مجوز و جوازی هم داده می شه که کسانی که زیر ستم خیانت هستند هم خیانت بکنند.

حالا مواجه می شید با جامعه ای که درگیر این مسئله خیانت هست.

در این کشورهای اسلامی، در کشور خودمون ایران نگاه بکنید به این آمار و ارقامی که درباره خیانت وجود داره تا چه اندازه تبدیل به یک فرهنگ شده؟

تبدیل به یک ارزش شده؟

خب ریشه در همین نگاهی داره که قانونا داره خیانت رو ترویج می ده.

قانونا داره اعلام موضع می کنه نسبت به این خیانت و خیانت رو.

بزرگداشت براش به وجود میاره.

تقدیس اش می کنه.

حالا قاعدتا روبرو می شید با فرهنگی که توأمان گره خورده با خیانت.

حالا هر کس خودش رو.

عاری از گناه و اشتباه و جرم.

می بینه که این خیانت رو بکنه.

گاها حتی به واسطه ظلمی که بهش شده و هم به واسطه فرهنگی که در برابرش ایستادگی کرده هم حاضر هست این خیانت رو بکنه.

این بی بند و باری رو بکنه.

فرهنگی که مدام داره در راستای این بی بند و بار این خیانت، این هرزگی پیش میره.

شما وقتی روبرو میشید با معانی همتای این چند همسری که مروج این خیانت هست تقدیس گرایی برای این خیانت حالا میتونید به سادگی هم روبرو بشید با جماعتی که به سادگی خیانت میکنن.

مردها که قانونا این کار رو میکنن و کسانی هم که به نوعی در برابر قانون دارن این کار رو میکنن، خودشون رو مجاز میدونن که این کار رو انجام بدن.

وقتی شما روبرو میشید با معانی مثل صیغه کردن حالا روبرو میشید با دریایی از این بی بند و باری و فاحشگی.

حالا همه خودشون رو مجاب میدونن وارد این فرهنگ ساخته شده بشن و این فرهنگ بیماریست که این نگاه وحشیانه رو داره هی گسترش میده، هی بیشتر و بیشتر میکنه و ما مواجه میشیم با فرهنگ ساخته شده ای که توامان با خیانت گره خورده.

یک بخشی از معنای خودش رو از همین تقدیس خیانت گرفته.

حالا فرهنگ عامه در جوامع اسلامی گره خورده با مفهوم خیانت است.

به شکل قانونی.

خیانت تبدیل به یک قانون و قاعده و عدل و انصاف شده.

مردها به سادگی میتونن خیانت بکنن در پرتو قانون با تکیه به قانون.

و زنهای رنجدیده ای هم که در این نابرابری زندگی میکنن خود رو مجاب میدونن و این تبدیل به فرهنگ عامه میشه.

حالا تا چه اندازه در کشور ما ایران این وجود داره؟

موضوعیه که میشه دربارش صحبت کرد.

تا چه اندازه ما این رو ضدارزش دونستیم؟

در برابرش ایستادگی کردیم در برابر معنایی مثل همین صیغه.

ما روبرو میشیم با این که مردم حاضر نیستند این فرهنگ احمقانه و وحشیانه را قبول کنند.

اما حکومت وقت این نگاه اسلامی سعی در گسترش این نگاه مسموم و آلوده و بی بند و بارانه را دارد.

در باب همین مسئله چند همسری و خیانت که قاعده و قانون است، مردم زیر بارش نرفتند، در برابر این ضدارزش ایستادگی کردند.

اما حالا شما روبرو هستید با حکومتی با نگاه اسلامی که این را ارزش تلقی می کند.

این چند همسری و این خیانت را ارزش تلقی می کند و مدام شاهد این مبارزه فرهنگی در برابرش هستیم.

گاها قدرت مردم بهش غلبه می کنه، در برابرش ایستادگی می کنه اما مدام شاهد این فرهنگ آفرینی هستیم که دارن در همین راستا خیانت به پیش میرن.

فارغ از مسئله خیانت، حالا شما روبرو میشید با یک وحشی گری و خشونتی که تبدیل به فرهنگ عامه مردم شده در این جوامع اسلام زده.

حالا وقتی رو به رو میشید با آیاتی که در این زمینه هست، وقتی شما روبرو میشید با آیه ای که در باب زدن زنان داره صحبت میکنه که زنان رو یک نوع برده شما تصویر میکنه، فرمانبردار در برابر شما تصویر میکنه و تمرد اونها از فرمان شما مساوی است با زدن شما.

اینکه حق دارید اونها رو بزنید.

حالا دارید مروج این خشونت میشید، این فرهنگ رو تزریق میکنید در جامعه که حالا هر مردی در هر جایگاهی خودش رو مالک و صاحب زن خودش بدونه بتونه اون رو کتک بزنه.

حالا این دریای بی کران از خشونت های خانگی در برابر شما هست.

حالا این اون نقطه ایست که این تبدیل به یک اتفاق فرهنگی شده.

تمامی این ناهنجاری ها در سراسر جهان وجود داره اما اون جایی که اینها تبدیل به قانون میشند که حالا دچار یک اتفاق فرهنگی میشیم.

حالا وارد تمام عرصه های زندگی اجتماعی ما میشه شاهد میشیم که این خشونت های خانگی تا چه اندازه علیه زنان وجود داره.

وقتی ما مواجه میشیم با یک تصویری که.

پدر رو صاحب و ولی و مالک فرزند خودش قلمداد میکنه حالا شما مواجه میشید با این قتل های ناموسی.

حالا اون پدر خودش رو مالک او میدونه.

مالک فرزند خودش میدونه.

تخطی از اون قواعد و قوانین پر تناقضی که تصویر شده.

در باب پاکی این پاکی که تنها و تنها توامان گره خورده با پاکی تن و بکارت.

حالا یک تصویری به دست ما میده که به سادگی مواجه بشیم با این قتل های ناموسی.

حالا روبرو میشیم با مالکانی که ملک خود را از بین می برند.

تصویر همان همتای همان ملک و مالک است.

تصویر فرمان و فرمانبردار است.

در زمینه زن و شوهر.

یک تصویر دارد به شما می دهد از اینکه شما فرمانده بر زنان خودتان هستید.

حالا اگر فرمانی می دهید.

مثال یک ارتشی درجه دار مثال یک کسی که در نیروهای نظامی دارد خدمت می کند.

فرمانش هر تمرد از فرمان مواجه است با تنبیه و مجازات و حتی مرگ.

حالا شما روبرو می شوید که مرد خودش را صاحب بر همسر خودش می داند، فرمان می دهد و اگر آن فرمان اطاعت نشد حالا می تواند او را کتک بزند.

می تواند خشونت بر علیه او به خرج بده و مواجه می شویم با این فرهنگ وحشی و خشونت باری که در جوامع اسلام زده هر روز شاهدش هستیم.

حالا یک تعدادی بخوان بنشینند و در پی تلطیف این نگاه وحشیانه و آلوده ی اسلامی باشند که بگن نه منظور این نیست که شما بخواید همسر خودتونو بزنید، شما روبرو میشید با این فرهنگ ساخته شده.

حالا هر چقدر شما دست آویزی بکنید برای اینکه این معانی رو تغییر بدید آیا در بین آحاد مردم می تونید این معانی رو تغییر بدید؟

دستاویز موضوعی شدید که منظور از زدن، زدن نمی دونم برگ زیتون نیست و زدن با.

مسواک در دست است و از این جور مفاهیم.

خب این ها قابل گفتن نبوده توسط همون خدایی که شما بهش باور دارید که شما بعد از هزار و چهارصد سال باید به این معانی برسید و اینها رو مطرح بکنید که دور از واقعیت است.

در طول این هزار و چهارصد سال تمام این زنانی که زیر این خشونت های خانگی بودن، این خشونت افسارگسیخته ای که اعمال شده نسبت به اونها.

ها پاسخ تمام آن ها را چگونه خواهید داد؟

این مبنایی که ساخته شده و این نگاه خشونت بار را ساخته.

چگونه می شود این تصویر را برهم زد؟

تصویری که وجود دارد در این فرهنگ را به مردم تزریق می کند.

همتای همان تصویری که نسبت به خیانت داریم مطرح می کنیم.

همتای آن این نگاه خشونت بار هم دارد تزریق می شود.

حالا شما شاهد این هستید که این تبدیل به بخشی از نگاه فرهنگی کشور های اسلام زده می شود؟

اینکه یک پدر صاحب و مالک بر فرزند هست، اینکه حتی بعد از کشتن او هیچ مجازاتی در برابرش وجود ندارد، اینکه او به عنوان مالک، او به عنوان صاحب، او به عنوان خدای بر او می تواند او را از بین ببرد.

حالا ما مواجه می شویم با این دریای بیکران از کشورهای اسلامی که فرزندان خودشان را کشته اند، این قتل های ناموسی را شکل داده اند.

در کنار این او معانی مطرح می‌شود.

مدام پیرامون این غیرت بیمارگونه ای که تنها و تنها در پی آسیب زدن به آن ناموسی است که برایش تعریف شده، حتی با معنی خود غیرت که به نوعی دفاع از ناموس خود در برابر دیگران است هم در تناقضه.

مثل تمام معانی پر تناقضی که مطرح شده.

حالا اون پاکی که توامان گره خورده با پاکی تن و بکارت.

مواجه می‌شویم با او که به سادگی یک پدری حاضر باشه فرزند خودش رو سر ببره و از بین ببره و حالا حتی تشویق می‌شه دیگه.

خب قاعدتا این توسط حکومت‌ها، توسط این نگاه اسلامی تشویق هم می‌شه.

این فرهنگ مدام داره تزریق می‌شه به جامعه که این نگاه خشونت‌بار و وحشیانه رو ادامه بده و ما شاهد قتل‌های ناموسی باشیم.

شاهد این خشونت های خانگی باشیم.

شما مواجه میشید با فرهنگ سازی پیرامون این کودک همسری.

پیرامون این تجاوز به کودکان.

امروز شما در یک جامعه متمدن، در یک جامعه ای که بر پایه عرف و بر پایه عقلانیت به قوانینی رسیده.

رابطه جنسی با یک دختر زیر هجده سال حتی زیر بیست و یک سال در برخی از این کشورها حتی در صورتی که رضایت اون دختر رو هم داشته باشه به عنوان تجاوز به حساب میاد.

حالا شما روبرو میشید با این تفکر بیمارگونه ای که ریشه در این تفکرات بیمارگونه اسلامی داره که به شما حق میده دختر نه ساله رو به عقد خودتون در بیارید.

تا چه اندازه روبرو میشید با اخبار وحشیانه ای که حتی گاها به خاطر این روابط جنسی متجاوزانه جان خودشون رو این کودکان از دست دادن.

این اون فرهنگ سازی بیمارگونه ایست که ما باهاش روبه رو شدیم.

این اون فرهنگی است که شما باهاش روبه رو میشید و می بینید که کودکان رو چگونه بدون اینکه حق انتخابی داشته باشند و حق اختیاری داشته باشند در اختیار متجاوزین می دهند.

این نگاه تجاوز به کودکان تبدیل به یک اصل و قانون و قاعده شده و این اون بدبختی است.

این نهایت بدبختی است.

یعنی شما یک جایی مواجه میشید با یک تصویری که یک دیوانه مجنونی که بیماری جنسی داره به یک کودک تجاوز کرده.

اما این سمت قضایا شما روبرو میشید با یک جماعتی که این رو قاعده و قانون میدونند.

تجاوز به کودکان رو قاعده و قانون و نوع زیست خودشون به حساب میارن.

حالا شما مواجه میشید با این کودک همسری هایی که داره اتفاق می افته در جای جای این کشور های ها اسلام زده، این کشور های غرق در نادانی و جهالت و خشونت.

خشونت بر علیه زنان.

خشونت بر علیه کودکان. کودک کشی.

قتل های ناموسی.

تجاوز به کودکان.

اینها آن فرهنگی است که ساخته شده.

فرهنگی است که شما باهاش روبه رو میشید.

تبدیل به یک بخش فرهنگی شده.

یعنی از اون جنبه جنایت خودش دور شده و تبدیل به فرهنگ شده.

ما درباره یک اتفاق صحبت نمی کنیم.

یعنی در باب یک موضوعی صحبت نمی کنیم که امروز می تونید مثالش رو در کشور های مختلف اروپایی هم داشته باشید که یک دیوانه ای مجنون بیمار جنسی به یک بچه ای تجاوز کرده.

دارید در باب این صحبت میکنید که به صورت قانونی و قانونمند تبدیل به فرهنگ میشه.

حالا شما می تونید دختر های ده ساله، نه ساله، دوازده ساله، سیزده ساله، پونزده ساله رو بفرستید به اتاق زفاف.

بفرستید برای تجاوز.

این بخشی از فرهنگ ساخته شده ی فرهنگی است که در آن کودک همسری ارزش به حساب می آید تشویق می شود.

توسط این حکومت های بیمار اسلامی تشویق می شود که شما کودکان را در همون سن پایین بهشون تجاوز بکنید، اونها رو باهاشون همبستر بشید.

نگاه بکنید به کتاب هایی که این فقها نوشته اند.

عناوین بیمارگونه ای که حتی به نوزادان هم رحم نکردند.

در یکی از کتبش هست که همین خمینی هم تو این زمینه صحبت می کنه که تو ایران ما هم یک بخش جنبه ی عمومی هم پیدا کرده.

خیلی ها هم به نظرم باهاش درگیر هستند.

این معنا رو شنیدن که حتی ارضا شدن یک مرد با.

نوزاد رو هم مجاز می دونه.

اصلا تفکر به این نگاه منزجر کننده است.

حتی نمیشه بهش فکر کرد که تا چه اندازه می تونه بیمار باشه و بعد قرار هست که یک سری بیمار جنسی قاعده و فرهنگ و قوانین یک کشور رو بسازن.

نوع زیست جمعی انسان ها را تصویر بکند.

انسان هایی که تا این حد بیمار هستن، بیمار جنسی هستن، در مسائل جنسی و شهوانی غرق هستند.

آلت پرست هستن.

این همون نگاه آلت پرستی است که ما داریم درباره اش صحبت میکنیم.

این فرهنگی است که ساخته شده که مروج خیانت است.

که وحشی گری و خشونت علیه زنان قتل های ناموسی را به بار آورده.

کودک همسری رو تصویر کرده.

شما با یک فرهنگی روبه رو میشید که صاحب بر زنان هستید.

زنان ملک شخصی شما به حساب میاد.

حالا این زن هیچ ارزش و اعتباری ندارد جز مایملک شماست.

شما به عنوان مرد مردی که درباره اش صحبت کردید، فرهنگ ساخته شده ای در باب مردان که مردان را تا این حد بی اختیار، بی شعور، بی عقل تصویر می کند.

به عنوان یک موجودی دارد تصویر می کند که هیچ قدرت اختیاری ندارد، هیچ قدرت تعقلی ندارند، هیچ مهری در وجودشان نیست.

هیچ نوع رابطه ای را به جز رابطه جنسی نمی فهمند.

یعنی با هر زنی که نزدیک می شوند، تنها چیزی که به ذهنشان می رسد فقط رابطه جنسی است.

هر زنی در کنارشان باشد نه به عنوان همکار، می توانند قبول کنند، نه به عنوان همراه می توانند قبول کنند، نه به عنوان دوست می توانند قبول کنند به هیچ عنوان فقط به عنوان مسائل جنسی می توانند به یک زن نگاه کنند و با دیدنش بلافاصله تحریک می شوند.

نهایت تحقیر مردان در این موضوع دارد اتفاق می افتد.

و شما دارید در باب این فرهنگ صحبت می کنید.

فرهنگ بیماری که زنان را ملک مردان به حساب می آورد، زنان را بی ارزش تصویر می کند و در عین حال خود مردان را تحقیر می کند و بی ارزش تصور می کند.

مردانی که هیچ قوه ای ندارند برای انتخاب بی اختیار، برای مهر، برای دوستی، برای عاطفه، برای زندگی تنها و تنها یک مسئله را می بینند، آن هم مسائل جنسی است.

حالا با اینکه یک زنی نمی دونم روسریش بیفته بلافاصله تحریک میشن و تمام مسائل جنسی جهان در ذهنشون تصور میشه.

وقتی ما داریم میگیم آلت پرستان مفعول این نگاه است، این فرهنگ است که در تمام جوامع اسلامی و اسلام زده ما باهاش روبه رو هستیم و به اشکال مختلف به اشکال مختلف که تبدیل به ارزش شده تبدیل به فرهنگ شده.

گاها روبرو میشیم با تضادهایی که وجود داره در عرف جامعه برای قبول این نگاه ها در همین ایران خودمون.

ما در ایران خودمون شاهد چهره افسارگسیخته ای از این خیانت نیستیم.

یعنی همه ی مردان حاضر نیستند که چند همسری بکنند.

به واسطه فرهنگی که توسط خود مردم ساخته شده گاها به مردم خیانت شده که این فرهنگ ساخته شده در برابر این نگاه دگم ایستادگی نکرده حتی گاها اون رو هم قبول کرده.

با سر پایین به واسطه ترس به واسطه وحشت قبولش کرده تقدیس اش کرده هر چند که در برابر او صحبت کرده.

یعنی ما گفتیم صحبت کردیم.

من خودم به عنوان مثال باورها و عقایدی که دارم در برابر نگاه اسلامیست.

یعنی اسلام در برابر من ایستادگی می کنه.

من باور به آزادی دارم، به جان دارم، به برابری جان ها دارم.

در برابر یک نگاه اسلامی وجود داره که تا دندان مسلح در برابر این نگاه ها ایستادگی خواهد کرد.

من جان رو برابر می پندارم.

انسان ها، گیاهان، حیوانات همه همتای هم حق زیستن و زندگی کردن دارند.

اما در برابر من یک نگاهی هست به اسم اسلام که انسان رو اشرف مخلوقات میدونه.

این انسان رو تسلیم در برابر خدا میدونه، طبقات رو میسازه پس این در برابر من ایستادگی میکنه.

حالا من میتونستم این نگاه خودم رو مطرح بکنم بدون اینکه نیم نگاهی نسبت به اسلام داشته باشم این تصور رو بدم و در کنارش یک تقدیسی هم نسبت به اسلام داشته باشم و از کنارش بگذرم.

بعد اونجا شاید حتی مقبول هم قرار میگرفت.

شاید هیچ ترس و واهمه ای هم نداشت.

شاید هیچ عواقب بدی هم نداشت.

اما این خیانت به اون بیداری عمومی بود.

خیانت به آگاهی بود.

خیانت به همون معنای آزادی و برابری و جان بود.

خیانت به تمام مفاهیمی بود که بهش معتقد بودیم.

چرا که این نگاه اسلامی آلوده در برابر ما تا دندان مسلح ایستاده ارزش هایی رو مطرح میکنه که تماما ضد ارزش ما هست.

ارزش هایی رو مطرح میکنه که مروج خیانت. مروج خشونت. مروج تجاوز. کودک همسری.

قتل های ناموسی.

صاحب بر زنان شدن.

تحقیر مردان هست.

فرهنگ امروز ساخته شده که در دل اون شما رو به عنوان یک مرد صاحب بر زنان و زنان رو بی ارزش تصویر میکنه و بعد به موازات او شما رو به عنوان یک مرد تحقیر میکنه و بی ارزش قلمداد میکنه.

تمام ذهنیت و باور و اعتقادات شما رو گره خورده در مسائل جنسی میدونه و شما رو تبدیل به یکی از اون سربازهای این فرقه آلت پرستی میکنه.

شما روبرو میشید با فرهنگ ساخته شده ای که در نهایت یک دشمنی جنسی به وجود آورده.

یعنی اصلا قرار بر این هستش که این زن و مرد در برابر هم باشن.

مردانی که همه زندگی رو فقط و فقط در دل همین رابطه جنسی می بینند و زنانی که تمام عمر مورد ظلم این مردان قرار گرفته اند حالا قرار است که در برابر هم بایستند.

قرار است که هیچ نزدیکی ای را نسبت به هم نداشته باشند.

از همان نقطه ابتدایی فرهنگ سازی دارد اتفاق می افتد و شما روبه رو می شوید.

این نگاه ها اگر قرار باشد در یک جامعه ای همسو و همدست با خودشان اتفاق بیفتد، شما شاهد این دیوار کشی بین انسان ها هم خواهید بود.

حتی خیابان ها را هم شاید دیوار کشی بکنند که با هم ارتباط نداشته باشند.

اشکال مختلفش را در کشور های مختلف اسلام زده هم شاهدش بودیم و می بینیم.

که سعی می کنند هر جایی که نزدیکی بین انسان ها هست به مفهوم کلی فارغ از مسائل جنسی و این طبقات احمقانه ای که ساخته شده.

شما می بینید که سعی می کنند اینها را از هم جدا بکنند.

اینها نزدیک هم نباشند، دشمن هم باشند.

در برابر هم باشند.

مردها در برابر زنانی تصویر می شود که گمراه کننده هستند.

مایه شرارت هستند.

مایه فریب هستند.

باید از آنها دوری کنند و زنان هم که در برابرشان یک دیو.

چند سری به اسم مرد تصویر شده که باعث تمام این ناکامی ها و نابرابری هاست.

حالا قرار است یک دشمنی جنسیتی تبدیل به فرهنگ بشود که در خیلی از کشورها هم شده.

قرار است ما شاهد یک دوری بزرگ باشیم نسبت به این دو جنسیت.

تصویر حقیقی ای که از این جنسیت ها در کنار هم همواره در کنار هم بوده.

یعنی شما به دو کودکی که فارغ از این تعالیم پوسیده و بیمار هستند نگاه بکنید.

چه دنیای زیبایی در کنار هم دارند.

تا چه اندازه نزدیک به هم هستند؟

فارغ از این مفاهیم ابلهانه ای که به آن ها داده می شود.

به محض این که نگاه آلوده ی شهوت پرستانه و آلت پرستانه اینها وارد این نگاه می شود، حالا قرار است اینها از هم دور بشن.

حالا قرار است که هر کدام در یک مردابی که براشون تصویر کردند غرق بشن و از بین برن.

هر روز از هم دور و دورتر بشن.

دنیایی که اونها در نزدیکی و در کنار هم می تونستن بسازن تبدیل به یک دنیای بیمار یک فرهنگ آلوده میشه که همه دنیا رو در مسائل جنسی خلاصه می کنه.

دنیای اونها که پر از مهر و محبت و در کنار هم بودن بوده.

تصویر دو کودک رو در کنار هم مجسم کنید که وقتی فارغ از این معانی آلوده، این فرهنگ بیمار، این تعالیم فرسوده و پوسیده هستن تا چه اندازه به هم نزدیک هستن؟

تا چه اندازه دنیا رو زیبا می بینن؟

نزدیک به هم می بینن.

به محض این که این فرهنگ بیمار وارد. موضوع می‌شود.

حالا قرار است اینها از هم فرسنگها دور بشوند.

قرار است یک جماعتی محکوم بشود به اینکه آلوده است.

نگاه شهوت پرستانه ای دارد.

تمام دنیا را مسائل جنسی می‌بیند.

فاقد هرگونه عقل و شعور و ادراک و اختیار است.

و در برابرش یک موجود اغواگری تصویر می‌شود که فقط به دنبال آلوده کردن آنهاست.

هیچ حقی ندارد. ضعیفه است.

نصف آنها به حساب می آید. باید ببینیدشون.

باید از بین ببریدشون.

و حالا شما مواجه می‌شوید با این فرهنگ آلوده و بیماری که این تصویر بیمارگونه را ساخته.

فرهنگی که قرار است توسط اسلام به خورد مردم داده بشود.

گاها هم روبرو می‌شویم باهاش که موفق شده و توانسته تا این اندازه بین انسان ها تفاوت بگذاره.

فرق بگذاره دنیای آنها را در این سیاهی غرق بکنه.

در این مرداب اونها رو اسیر نگه داره.

این دوری رو شما شاهدش هستید؟

این دشمنی رو شاهدش هستید.

حالا شما مواجه میشید با زنی که قاعدتا با توجه به این فرهنگ بیمارگونه باید دشمن خودش رو همین مردان ببینه.

مردانی که در برابر او تصویر شده اند.

مردانی که شاید کمی دور تر در اون دوردست ها زمانی که کودک بودند حاضر بودند جونشون رو بدهند تا خاری به پای خواهرشون دوستشون همراهشون همون کودک دختر نره.

اما حالا در برابر هم قرار میگیرن.

سالیان سال از هم دور و دورتر میشن.

فرهنگی که قرار هست در دل اون، در دل این دوری و دور کردن اون ها این موجودات رو از هم غریب بکنه.

این ها نسبت به هم هیچ شناختی نداشته باشن.

این اون فرهنگی ست که داره فریاد می زند تا این انسان ها را در این قالب تقسیم بندی که بهش باور داره از هم دور و دورتر کنه.

دو دنیای متفاوت برای اون ها بسازه.

در اشکال مختلفش روبرو هستیم دیگه در یک کشوری مثل افغانستان الان دوباره این طالبان و این افکار پوسیده و بیمار اسلامی قدرت گرفته حالا سعی میکنه نذاره حتی دختران به مدرسه برن.

اگر برن باید در این.

پوسته ای که براشون می سازه دور از دیگران این درس رو بخونند.

در ایران خودمون مواجه میشیم با این جداسازی ها در مقطع های مختلف مدرسه.

حالا اگر یک دریچه ای باز شد که در دانشگاه این دختر و پسر نزدیک هم باشن هم هر کاری میکنن خودشون رو به زمین و زمان میدوزن که این دوری و این دشمنی باز هم بیشتر و بیشتر اتفاق بیوفته.

اینها برگرفته از اون نگاه بیمارگونه ای است که تصویر شده.

همون نگاهی که من دربارش بارها هم صحبت کرده ام.

نگاه آلوده ای که تنها و تنها همین مسائل شهوانی را می بیند.

شما مواجه می شوید با فرهنگی که در راستای نابودی مفهوم عشق است.

اجازه این نزدیکی داده نمی شود که بخواهند حتی این دو جنس با هم ارتباطی داشته باشند که در نهایت این ارتباط قرار باشد عشقی اتفاق بیفتد.

چرا که تمام مسائل تصویر شده در راستای یک مسئله مشخص و آن هم آلت پرستی است.

همه چیز توامان گره خورده با شهوت و شهوت رانی و در نهایت کشتزاری که قرار است از دل آن تولیدمثل شود.

تصویری که در این نگاه اسلامی به شما می دهد همین معنای مشخص است.

زنان کشتزار شما هستند.

حالا شما باید با این ها ازدواج بکنید، بچه دار بشوید، رابطه برقرار بکنید.

مردها اگر به زن ها نگاه می کنند همه چیز را در همین مسائل جنسی می بینند.

همه چیز گره خورده در همین مباحث جنسی است.

آنها را به شکل.

یک سری آلت و عورت می‌بینند.

حتی مواجه می‌شویم که تمام بدن زنان هم عورت آنهاست به جز دست و پایشان و یک همچین مسائلی را مطرح می کنند چون این دقیقا باور حقیقی آنهاست.

موضوعاتی که دارد مطرح می شود.

پای بندی که از آنها مطرح می‌شود در راستای این دوری و دشمنی و در نهایت نابودی عشق.

عشقی که قرار است به واسطه شناخت به واسطه ارتباط به وجود بیاید.

حالا شما هیچ دریچه ای باز نگذاشتید تا این ارتباطات شکل بگیرد.

مدام در پی دور کردن این دو جنسیت از هم هستید.

مدام در پی این دشمن سازی نسبت به این دو جنسیت هستید و در نهایت هم شما هیچ وقت روبه رو نمی شوید.

با این شکل و ثمره ای که به اسم عشق ما بشناسیم که بر پایه شناخت و ارتباط است.

پس ما وقتی داریم در باب این فرهنگ سازی در زمینه آلت پرستی و این نگاه اسلامی صحبت میکنیم یک تصویر مشخصی است نسبت به همه این اتفاقات وحشیانه ای که در این کشور اسلامی می افتد.

به ایران امروز خودمان نگاه بکنیم گاها روبرو میشویم با فرهنگی از سوی مردم که متضاد با این تصاویری است که من دارم مطرح میکنم.

آره خب می بینیم مردم هم سعی کردند فرهنگ خودشان را تا جایی در برابر این نگاه های آلوده در برابر این تعالیم بیمار قرار بدهند، تغییر بوجود بیاورند.

اما اون حکومت وقت، اون نگاه اسلامی توأمان داره تلاش میکنه که این نگاه های بیمار خودش را تبدیل به ارزش بکند و تبدیل به فرهنگ عمومی بکند.

در برخی از این کشورهای اسلام زده هم بیشتر شاهد این نگاه ها هستیم چرا که این تعالیم قدرتمند تر بوده چرا که زمینه هایی برای تغییر فرهنگی کم تر فراهم شده.

شعر های کمتری بودن.

نویسندگان کمتری بودن.

کسان کمتری بودن که بخوان این فرهنگ آلوده رو تغییر بدن.

اما ما مثلا شاهد شعر های بیشماری بودیم که در زمینه عشق، صحبت کردن، در زمینه برابری، صحبت کردن، در زمینه آزادی صحبت کردن، سعی کردن یک تصویری رو هرچند مخدوش هرچند آلوده به این نگاه اسلامی در راستای تقدیس این نگاه وحشیانه کردن اما باز هم سعی کردن این فرهنگ رو تغییر بدن.

اما در نهایت شما روبرو میشید با همین تصاویری که قصد این نگاه آلت پرستانه اسلامی در راستای این هستش که فرهنگ غالب تبدیل به همین فرهنگ بشه.

فرهنگی که غرق در خیانت است اصل و قانون و قاعده اش بر پایه این خیانت است.

مردها رو محق میدونه برای اینکه بخواهند چند همسر در اختیار بگیرند.

این فرهنگ بر پایه نابودی عشق و محبت و عاطفه و مهر و رابطه است.

این فرهنگ در راستای وحشی گری، خشونت، جنایت است.

شما مواجه می شوید با این تزریق فرهنگی برای این خشونت.

ادامه این خشونت.

قتل های ناموسی.

صاحب خوانده شدن پدران و جد پدری.

حالا صاحب شدن اون همسر نسبت به زن خودش.

زن خودش رو به بدترین شکل میزنه چرا که قاعده و قانون در برابرش هست.

قانونی هست که او را محق میدونه برای این رفتار.

حالا فرهنگ ساخته شده برای اینکه این خشونت گسترش پیدا بکنه.

این خشونت به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل بشه.

قتل های ناموسی اتفاق بیفته.

خشونت علیه زنان اتفاق بیفتد.

زنان نیمه مردان به حساب بیایند.

این نابرابری ادامه پیدا بکنه.

زنان را ضعیفه خطاب کنند، زیر دست و پا له کنند.

این نابرابری به وجود بیاد نابرابری که تبدیل به یک نابرابری فرهنگی شده در نهایت.

حالا شما با مردانی روبرو میشید که خودشون رو برتر از زنان میدونند.

با زنانی روبه رو میشید که به واسطه این فرهنگ سازی از تمام پیشرفت ها در برابرشون مانع به وجود میاد.

نمیزارند که به اون جایگاهی که دارند و لایقش هستند برسند.

از طریق قانونی شما روبرو میشید از اون نوک هرم نگاه بکنید.

در این کشورها اسلامی که حاضر نیستند به زنان جایگاه و مرتبتی بدهند برای قاضی شدن، برای تبدیل شدن به همون علمای دینی، تبدیل شدن به رهبر به رییس جمهور تمام مبانی بسته میشه برای اینکه زنان نتونند به جایگاهی برسند در اختیارشون باشه.

اگر فرهنگ عامه اون جامعه مدنی در برابرشون ایستادگی نکنه به یک جایی میرسن که حتی اجازه ندن ندادند زنان از خانه هم بیرون بیایند.

همان طوری که ما شاهدش بودیم.

در همان کشور عربستان تا چندی پیش هم شاهد همچین موضوعاتی بودیم که حتما باید یک زن به همراه یک همراه مرد بیرون بیاید.

همین امروز مگر شاهد این اتفاقات نیستیم؟

تا چه اندازه مانع تراشی برای پیشرفت زنان در راستای نابرابری فرهنگی؟

این نابرابری که تبدیل به یک نوع فرهنگ شده و این فرهنگ آلوده را پدید آورده.

وقتی ما از این فرهنگ سازی اسلامی و این فرهنگ سازی و آلت پرستانه صحبت می‌کنیم، روبه‌رو می‌شویم با این تصویری که درش تحقیر زنان تبدیل به یک اصل و ارزش شده، گفتیم هر چه صحبت بکنند در باب ارزش دادن به زنان، به جایگاه زن هم در راستای همان تحقیر کردنشان هست.

همان تناقضاتی است که مدام داره تکرار میشه.

اینکه زنان رو بی ارزش تصویر می‌کنند برای فردیت، برای استقلال آنها هیچ ارزشی قائل نیستند.

برای اینکه آنها بتوانند پیشرفت کنند و به جایگاهی برسند.

برابری را به هیچ عنوان نمی شناسند.

زن را ابزاری برای مرد تصویر می کنند، کشتزاری برای مرد تصویر می کنند و شما مواجه می شوید با این نابرابری، با این تحقیر.

یکی از فرهنگ های بیمارگونه ای که در این جوامع اسلامی وجود دارد، تحقیر کردن جای قربانی و جانی است.

یعنی شما روبه رو می شوید با این شکل بیمارگونه ای که حالا قرار است در دل آن شما قربانی را مجرم بدانید.

امروز در تمام این کشورها اسلام زده ما مواجه با همین صحنه هستیم.

اینقدر این تهاجم فرهنگی بیمارگونه آلت پرستانه وجود دارد که یک زنی که مورد تجاوز قرار می گیرد خودش را قربانی نمی داند، خودش را جانی به حساب می آورد، خودش را گناهکار تصویر می کند، اینقدر زیر بمباران هست با اون تصویر احمقانه ای که نسبت به پاکی دارن حالا احساس میکنه پاکیش لگدمال شده.

حالا احساس میکنه که وارد این وادی از. ناپاکی شده.

حالا شما مواجه میشید با این نگاه بیمارگونه ای که داره برای شما تصویر میکنه.

تصور میکنه زن اغواگر در برابر شما چهره میده، در کنار اون میاد از یک مردی تصویر میده، یک مرد حقیر و پستی که هیچ قدرت انتخاب و اختیاری در خودش نداره.

هیچ عقل و شعور درستی نداره و مدام در حال تحریک شدن هست.

زنانی رو داره تصویر میکنه که اغواگر هستن.

حالا اگر یک مردی رفت به یک زنی تجاوز کرد، جای قربانی و جانی هم به سادگی عوض میشه.

یعنی شما مواجه میشید با این تصویر در برابر که حالا اون زن هست که مرتکب گناهی شده.

اون زن هست که گناهکار و مجرم هست.

این رو تبدیل به اون فرهنگ عامه میکنن.

باید اون زن یه پوشش مناسبی داشت.

این رو شما در اشکال مختلفش حالا دارید میبینید.

تبدیل به یک فرهنگ بیمارگونه ای میشه که از همون ابتدا زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرن حاضر نیستن از اتفاقی که در قبالشون این جنایتی که شده حتی صحبت بکنن.

این تبدیل به اون فرهنگ بیمارگونه آلت پرستی هست که ما باهاش روبه رو هستیم.

اگر زنی لباسی پوشیده.

که حالا یک نوعی باز هست حالا هر کسی مجاز هستش و اختیار داره و مجاز هستش که بتونه به او تجاوز بکنه.

حالا این تبدیل به یک فرهنگ عامه میشه که خیلی ها در هر جایگاهی که هستن بیان و درباره این اراجیف صحبت بکنن.

این خزعبلات رو دربارش اظهار نظر بکنن.

این تبدیل به فرهنگ عامه میشه.

جای قربانی و جانی تغییر پیدا میکنه.

کسی که قربانی این نگاه تجاوزکارانه هست تقبیح میشه چرا که لباس مناسبی نداشته.

با اون تعاریفی که دادند مردهایی هستند که با خوی وحشیگری، با خوی تجاوزگری در پی زنان هستند.

حالا اگر لباسی مناسب با اون تعاریفی که ما دادیم نپوشیده میتونه بهش تجاوز بکنه.

ما با این صحنه های وحشت بار روبرو میشیم حتی در همون صدا و سیمای جمهوری اسلامی.

من روبرو شدم با یک همچین تصاویری که ارائه میدن.

یک خونخواری که میشینه در برابر کسی که بهش تجاوز شده و بعد به او میگه که اگر شما لباس مناسب بپوشید اونجاست که باید واقعا به حال این سرزمین گریست به حال این مردمان گریست که چه فرهنگی و چه تعالیم بیماری قرار است که به آنها داده شود و قرار است از دل این جماعت چه انسان هایی پدید بیایند.

چه انتظاری میشه داشت وقتی درباره این فرهنگ بیمار داریم صحبت میکنیم؟

این اون نقاطی هستش که برای ما ساخته اند.

از اون ترویج خیانت، از اون وحشیگری، از اون قتل های ناموسی، از این نابرابری که تبدیل به فرهنگ شده، از این ذلیل کردن زنان، تحقیر زنان، تحقیر مردان، بی ارزش نشون دادن مردان، تحقیر جای قربانی و جانی، این دشمنی جنسی که به وجود میاد، این دور شدن دو جنسیت از کنار هم، این نابودی ای که از عشق تصویر میشه لگد مال شدن و لجن مال شدنه.

مفهوم و واژه ی عشق معنای عشق بی ارزش و بی اعتبار میشه و ما شاهد این فرهنگ امروزی هستیم که در جامعه ایران در خیلی از مواردش وجود داره.

در تعداد بی شماری وجود داره و در کشورهای اسلام زده دیگه هم که باهاش باز هم روبروش.

این فرهنگ بیماری که ثمره اش قاعدتا همین نگاه ها هست.

ثمره این آموزه ها، این تعالیم قاعدتا همین نگاه هایی هست که درباره اش صحبت کردیم.

میشه ساعت ها هم درباره اش صحبت کرد.

اما ما سعی میکنیم که در این ویژه برنامه آلت پرستان به صورت کلی درباره این موضوعات صحبت بکنیم و کمتر نزدیک به مصادیق بشیم و مصداق ها بشیم.

درباره این موضوع هم میشه ساعتها صحبت کرد در باب این فرهنگ بیماری که این نگاه اسلامی ساخته و ما امروز باهاش دست و پنجه نرم میکنیم چه در کشور ایران و چه در کشورهای دیگه ای که اینگونه اسلام زده هستند و در این تعالیم بیمار گونه در این ارزش های.

دور از زندگی به نوعی مطرح می کنند.

در قسمت های آتی هم سعی می کنیم در باب موضوعات دیگر صحبت کنیم.

پیرامون همین نگاه آلت پرستی و در نهایت هم به نگاه ما به جهان برسیم و درمان و تغییر و دگرگونی ای که ما را به آن سمت و سوی درست ببرد.

تعالیمی که باید جایگزین بشه به باورهایی که باید تغییر کنه و ارزش های دوباره ای ساخته بشه و ما شاهد این دگرگونی و انقلاب باشیم.

برای زندگی بهتر، برای زیستن، برای آزادانه زندگی کردن، برای برابری، برای مفاهیمی که بهش معتقد و معترف هستیم.

 

قسمت پنجم : جنایات

 

خب دوستان توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما در باب نگاه جنسی که مکتب اسلامی داشته صحبت کردیم توی قسمت های مختلفش.

قسمت اول سعی کردیم یک پیش درآمدی رو نسبت به این موضوع داشته باشیم.

در قسمت بعدیش این نگاه اسلامی رو مطرح کردیم.

در باب تناقضات صحبت کردیم و فرهنگ سازی که حالا نگاه اسلامی داشته و توی این قسمت بیشتر سعی داریم که در باب این جنایات صحبت بکنیم.

نکته ابتدا این هستش که خب قاعدتا تا اینجا ما خیلی از این مصادیقی که دربارش صحبت کردیم رو گفتیم و شاید هم به نوعی تکرار همون حرف های گذشته باشه.

اما موضوعات به حدی عمیق و وسیع هستند که در زندگی ما تاثیر های مخربی گذاشتند و یک شرایط نابسامانی رو برای زندگی ما به وجود آوردند و باید هم تکرار بشه.

بیشتر درباره این درد بزرگ گفته بشه تا در نهایت به یک درمان رسید.

شناخت این موضوعات کمک بزرگی رو به ما میکنه.

در باب این بیداری من بارها صحبت کردم.

ما وقتی در باب مسئله ای به اسم بیداری صحبت میکنیم دریچه اش آگاهی رسانی هست.

دریچه این آگاهی رسانی هم از دو طریق باز میشه.

یک مطرح کردن دردها و نقاط سیاه هست و بعد در برابر اون بیان کردن نقطه سفید و روشنایی و اون درمانی که ما باید بهش برسیم و این تعالیم بیمار رو تغییر بدیم.

پس در مجموع ما مواجه هستیم با این تصویری که باید ازش گفته بشه.

توی این قسمت خاص هم قرار هست توی این ویژه برنامه آلت پرستان در باب این جنایاتی که به وجود آورده، این نگاه اسلامی، نگاه جنسی و جنسیت زده که ما تحت عنوان آلت پرستی می شناسیمش با توجه به مصادیقی که دربارش صحبت کردیم حالا برسیم و این جنایات رو بیشتر و بیشتر مورد بحث قرار بدیم.

ما در کشورهای اسلامی در کشور خودمون که زیر سیطره این نگاه اسلامی قرار گرفته و دیگر کشورهایی که به نوعی اسلام زده هستند روبرو هستیم با این فرهنگ ساخته شده که توی قسمت گذشته هم دربارش صحبت کردیم.

اما این فرهنگ ساخته شده.

این تناقضاتی که دربارش صحبت کردیم در مجموع نگاه اسلامی حالا برای ما جنایاتی را پدید آورده، جنایاتی که همیشه با آن روبرو می‌شویم، جنایاتی که تبدیل به بخشی از زندگی ما شده.

درباره‌اش صحبت کردم گفتم که خب قاعدتا ما شاهد این نوع جنایات در همه جای دنیا هستیم.

هر جایی که انسان وجود دارد، این جنایات هم شکل می‌گیرد اما توسط جمعی بیمار، دیوانه و مجنون این اتفاقات در شرف وقوع هستند.

اما حالا ما با یک کشوری روبه رو هستیم، با یک مکتبی روبه رو هستیم که این جنایات را مبدل به قانون می‌کند و به نوعی قوانینش، طرز تفکرش تناقضاتش این باورها هست که این جنایات را رقم می‌زند و نقطه وحشتناک موضوع هم دقیقا همین نقطه کلیدی است که این جنایات مبدل به داد و عدل و قانون شدند.

تبدیل به ارزش شدند.

حالا ما مواجه هستیم با ارزش های جنایت آلود.

حالا ما مواجه هستیم با این باور پر از جنایت و مروج جنایت.

با تعالیمی که در این جنایات گره خورده.

یعنی شما وقتی روبرو میشید با این نگاه اسلامی نگاه آلت پرستانه جنسیتی حالا دارید با یک جنایتی روبرو میشید.

به عنوان مثال تحت عنوان کودک همسری که این قانونی هست.

این رو دارن تعلیم میدن.

دارن باز نشرش میدن.

دارن تبدیل و مبدل به یک فرهنگ جمعی میکنن.

جنایت بزرگی که حالا تبدیل به قاعده و قانون شده تبدیل به ارزش شده.

مدام دارن دربارش تکرار میکنن.

شما نگاه بکنید به این تصاویری که با شما مطرح میشه.

از همون ابتدای امر، از همون قرآن و سن تکلیف که حالا سن ازدواج رو تا مرز نه سالگی تعیین میکنه. کنه.

حالا یک مقداری رو به رو شدن با این شرایطی که در جهان وجود دارد، این تفکراتی که تغییر کرده، این باورها و این نگاه های آلوده ای که زیر سئوال رفته، حالا سعی می کنند آن سن را ذره ای کم بکنند.

شما مواجه می شوید در کشورهای اسلامی که حالا این سن را از 5 سال گاها تغییر می دهند بالاتر می آورند حتی می رسانند به مرز مثلا دوازده سال، سیزده سال در کشورهای مختلف.

اما در مجموع این ها در پی این فرهنگ سازی هستند.

در پی این تعلیم هستند، تعلیم جنایت هستند.

حالا قوانینی دارند که پشتوانه این جنایت باشد.

شما با مقوله کودک همسری روبه رو باشید.

در کشور خودمان ایران و یا در کشورهای دیگر که حالا شاید به واسطه فرهنگ در کشور ما کمتر و کمتر شده باشد و هر روز کمرنگ تر شده باشد چرا که حالا نگاه ها سعی میشه تغییر بکنه.

اما وقتی این نگاه رو می چرخانید به مناطقی که دور از اون مرکزیت هستند.

دور از اون مرکزی که حالا داره فرهنگ خودش رو تغییر میده، باز شاهد بیش تر از این جنایات هستید.

یعنی در شهر های اطراف ایران نگاه بکنید و ببینید که تا چه اندازه این نگاه آلوده مرزدار هست.

نگاه آلوده ای که تبدیل به یک تعلیم همگانی شده تبدیل به یک ارزش همگانی شده.

قانونی هست که در حمایت اون، در بزرگداشت اون، در اشاعه اون داره تلاش میکنه.

قانونی که نه تنها در برابر این جنایت وحشتناک نیست که در پی بزرگداشت اون هست و در پی انتشار دادن اون هست.

و این نهایت فلاکتی است که برای ما ساختند.

در کشورهای دیگر اسلامی نگاه بکنید.

در کشور هایی که به مراتب از ما بیشتر هم در این ننگ آلوده هستند.

ما داریم در باب کودکی صحبت میکنیم که قوه ی انتخاب و اختیار درستی نداره.

ما داریم در باب یک کودکی صحبت می کنیم که در یک نگاه دور از تعصب و آلوده به این افکار مذهبی اسلامی و الهی و شرعی، این دختر هنوز قادر نیست که انتخاب بکنه.

هنوز نمی تونه خوب رو از بد تشخیص بده.

هنوز به اون بلوغ لازم نرسیده.

مصونیت داره در برابر قانون.

یعنی وقتی ما داریم در باب یک کودکی صحبت می کنیم که زیر هجده سال هست، حتی هنوز نمیشه براش جرمی رو تعیین کرد.

هنوز اون یک مصونیتی داره نسبت به قانون که اگر کاری انجام بده به واسطه اینکه قوه ی تشخیص و انتخاب و اختیار درستی هنوز در اختیارش نیست، هنوز به حد نرمال به نوعی.

بالغ نشده به اون بلوغ فکری و انتخابی نرسیده، حالا حتی در برابرش نمی تونیم اعلان جرم بکنیم.

اما مواجه می شیم با این فرهنگ بیمار و آلوده اسلامی.

نگاه آلت پرستانه ای که حالا این دختر رو می تونن به عقد کسی در بیارن حالا می تونن باهاش همخوابه بشن.

می تونن بهش تجاوز بکنن و این تجاوز بعد قانونی داره.

در نوک این هرم ما مواجه می شیم با این فرهنگ و این باور آلوده و مریض که یک پدر رو صاحب این فرزند قلمداد می کنه.

حالا این پدر به عنوان مالک او می تونه اون رو هبه بکنه و ببخشه.

شما با این جنایات هر روز روبه رو می شید.

با پدری که فرزند خودش رو فروخته برای همخوابگی.

اینها بخشی شده از اون فرهنگ عامه.

فرهنگ عامه ای که مدام در پی انتشارش هستن، اشاعه اش هستن.

مدام با قانون دارن ازش حمایت می کنن.

مبدل به یک ارزش همگانی اش می کنن. کند.

حالا این صاحب خانه شدن در کنار آن تجاوز به کودکان تبدیل به یک ارزش شده و ما مواجه می‌شویم با این جنایات بی‌شماری که در جای جای کشورهای اسلامی و اسلامزده دارد با آن رو به رو می‌شویم.

حالا شما بخوانید این تعداد رو، این آمار رو که تا چه اندازه این کودکان را.

زیر این تجاوز به بند در می‌آورند.

به این جنایت دقت بکنید این تصویر این جنایت را یک بار برای خودتان دوره بکنید.

کودکانی که هنوز قدرت انتخاب ندارند، به بلوغ فکری نرسیده‌اند.

مصونیت قانونی باید داشته باشند حتی در برابر جرمی که مرتکب می‌شوند.

اما این‌ها به سادگی در اختیار متجاوزین قرار می‌گیرند.

حالا می‌بینید که عقد یک دختر سیزده ساله با یک پیر مرد اتفاق می افتد.

همان طوری که در خود اسلام اتفاق افتاده، وقتی شما می‌روید و به تاریخ اسلام بر می گردید، حالا مواجه می شید با پیامبری که نماد این تفکر مسموم هست و خودش به عنوان یک پیامبر دندان طمع برای دختر هفت ساله تیز می کنه.

در نه سالگی او رو به همخوابگی می کشونه و با دختر نه ساله همخوابگی می کنه.

حالا طبیعی هست که این تبدیل به قانون بشه.

حالا طبیعی هست که قانون در حمایت از اون هر روز ماده و تبصره ای رو اذعان بکنه.

حالا قرار هست که این نگاه مسموم و بیمار تبدیل به یک ارزش همگانی بشه.

حالا شما مواجه می شید با کودکانی که در این جنایت مورد تجاوز قرار می گیرند.

حالا مواجه می شید با این تصویر دهشتناکی که در برابر ما رقم خورده.

حتی کودکانی در این جنایات کشته می شوند بر اثر تجاوز جنسی.

شما در تمام این کشور های اسلام زده نگاه بکن.

کشور هایی که در اطراف ما هستند یا حتی در خود کشور ما چندین بار این جنایات اتفاق افتاده.

ما چندین بار روبرو شدیم با کودکانی که بر اثر تجاوز جنسی از سوی این بزرگسالان حتی جونشون رو از دست دادن.

فرای این جون شما تصور کنید که یک کودک نه ساله، ده ساله، پونزده ساله.

در اختیار از در زندان و اسارت و بردگی این افراد داره زندگیش رو به سر میبره.

حالا نگاه کنید که چه جنایاتی می تونه اتفاق بیفته.

چگونه می تونه زندگی یک کودک تحت سیطره.

این دجالان قرار بگیره و این جلادان قرار بگیره که به سادگی به اون ها تجاوز بکنند، صاحب اون ها خونده بشن و این جنایات را رقم بزنند.

در زمینه کودک همسری ما در این سالیان دراز از همان ابتدا که این باورهای آلوده شکل گرفته، این تعالیم و این قوانین حکمفرما بوده در جهان ما.

مواجه می‌شوید با این سیل بی‌شمار از این جنایاتی که اتفاق افتاده از همان نقطه ابتدایی اش.

اتفاقی که برای عایشه می افتد را در نظر بگیرید که چگونه کودک را مالک می‌شود پیامبر و حالا این پیامبر اسلام تجاوز به تن یک کودک نه ساله را تبدیل به یک قانون و عرف تبدیل به یک بخشی از این شریعت تبدیل به یک ارزش همگانی می کند و در طول این سالیان تا چه اندازه ما روبرو شدیم با این اتفاقات وحشیانه.

حالا شاید جماعتی بیان سینه سپر بکنند و بگن نه این یک اصلی بوده که در اون دوران وجود داشته.

در اون دوران هم همچین کارهایی می‌کردند خب بکنند.

این چه دلیلی است؟

آیا پیامبری که در قبال پرستیده شدن خدایگان بی شمار و این شرک حاضر بوده که به هر خشونتی دست بزند، حاضر بوده هر جنایتی را مرتکب شود.

آیا در قبال این کودک همسری نباید صدایی ازش در میامده؟

در قبال این برده داری و برده داری جنسی نباید صحبتی میکرده؟

آیا اینکه مردمی در کنار هم صدها خدا را بپرستند موضوع مهمی است برای یک انسان به دور از تعصب؟

یا اینکه یک کودکی در آزار به جسم و تنش تجاوز بشه، دختری رو زن بکنن و.

بعد ما مواجه هستیم نه تنها سکوت یک پیامبر در برابر این موضوع که خودش هم وارد این وادی وحشتناک و وحشیانه میشه.

حالا ما مواجه میشیم به خودش که منتشر کننده ی این نگاه جنایت آلود هست و خودش بانی این نگاه میشه و اون رو به قانون در میاره و اون رو تبدیل به شریعت میکنه و برای اون آیات الهی میاره.

و این جنایات از همون تاریخ تا گذشته سال ها هم ما شاهدش هستیم.

یا عده ای که حالا دست میزنن به این موضوع که دختران در اون زمان هیبت بزرگتری داشتن هیکل بزرگتری.

تا چه اندازه میشه آدم بی شرم و شرف باشه که بتونه به این سادگی از حماقت انسان ها استفاده بکنه از این حماقت و سادگی و.

ترس انسان ها تعصب انسان ها استفاده بکنه برای اینکه بخواد افکار آلوده ی خودش رو تطهیر بکنه.

حالا بخواد یک رنگ و بوی تازه ای بده به این نگاه های آلوده.

اگر شما نسبت به یک موضوع مشخص مثل کودک همسری موضع دارید باید نسبت به اسلام موضع داشته باشید.

باید در برابر این نگاه آلوده ی آلوده اسلامی قرار بگیرید.

قرار نیست دوباره با تطهیر اسلام یه معنی تازه ای رو به وجود بیارید برای تحمیق مردم.

دوباره مردم رو در این چاه از حماقت قرار بدید.

موضوع مشخصه تجاوز به حساب میاد.

تجاوز به کودکان که قبیح ترین کارها نزد تمام مردم جهان هست.

امروز با هر کشوری شما روبرو بشید با هر انسان آزاده ای که روبرو بشید قاعدتا کثیف ترین جرم جهان رو تجاوز به کودکان قلمداد میکنه.

من تصور نمیکنم هیچ انسان به دور از تعصبی وجود داشته باشه در جهان که همتای تجاوز به کودکان جرمی رو متذکر بشه نگاهی داشته باشه که این کثیف ترین کار جهان هست.

یعنی حتی شما به صورت ساده هم بخواید به موضوع نگاه بکنید در بین زندانیانی که در زندان هم هستند.

تجاوز به کودکان خط قرمزی ست که باهاش به شدت رویارویی می شه.

یعنی شما می بینید که حتی کسانی که زندانی هستند جرم های مختلفی را انجام داده اند.

برخی هم جرم هایی مثل قتل و کشتار هم مرتکب شده اند.

در برابر کسی که به کودکان تجاوز می کند بدترین نگاه را دارند.

بدترین کارها می دانند هیچ انسانی نمی تواند قبول کند و حالا شما مواجه هستید با این نگاه آلوده که یک قانون است، یک قاعده است، یک ارزش است.

داره مدام دربارش تکرار میشه.

داره مردم رو تعلیم میده به این سمت و سو.

آرزو و خواسته اش این هستش که کودکان رو در سن پایین به خونه بخت بفرستند، بهشون تجاوز بکنند، این تجاوز وحشیانه رو بهش رنگ و بوی قدسی و الهی میدن.

و این برگرفته از این نگاه اسلامی هست.

هیچ نگاه دیگه ای نیست. برگرفته.

حالا شاید مثال هایی در دیگر باور ها داشته باشه که تمام اون باور ها هم همتای اسلام آلوده و خشن و وحشیانه هستند.

تفاوتی نمی کنه هر کسی در هر جایگاهی که همچین نگاه آلوده ای رو مطرح کنه به همون اندازه وحشی خویی هست.

به همون اندازه جنایتکار هست. مثل امروزه.

شما همون طوری که به امروز جهان نگاه می کنید، همون طور که امروز اگر یک دختر ده ساله ای رو، نه ساله ای رو، دوازده ساله ای رو کسی مورد تجاوز قرار بده بهش نگاه می کنید باید به همین عناوین هم نگاه بکنید.

آیا در عقل شما دور از تعصب، دور از ترس و وحشت، دور از منفعت طلبی تصویر دیگه ای هست؟

یعنی شما نگاه می کنید به این که آیا اون کودک راضی بوده یا نه؟

آیا شما قائل به قوه انتخاب و اختیار برای اون کودک هستید که بتونه انتخاب بکنه تا این رابطه رو داشته باشه؟

کدوم انسان آزاده‌ای می‌تونه در برابر این نگاه آلوده این نگاه جنایتکارانه ساکت باشه؟

و ما مواجه هستیم با یک شکل سازمان یافته و سیستماتیک در باب این جنایت.

در نگاه اسلامی در کشورهای اسلامی که این جنایت رو بزرگ می‌کنند، مقدس می‌کنند و در پی انتشارش هستند.

حالا میشه تا صبح در باب مصادیق این جنایت صحبت کرد.

مثال آورد که چه کودکانی پرپر شدند؟

چگونه این کودکان در طول زندگی دچار این خشونت وحشتناک این تجاوز شدند؟

چه کودکانی که از بین رفتند، چه کودکانی که زندگی خودشون رو از بین رفته دیدند هزاران بار مردند.

حالا می‌شه دربارش ساعت‌ها صحبت کرد در باب دردها و رنج های اونها نسبت به این جنایت، این زندگی در بردگی.

اینکه شما از نه سالگی یک دختری رو به بردگی خودتون بگیرید.

اینکه تا چه اندازه این تجاوز های بزرگسالان به کودکان اتفاق افتاده و این تبدیل به یک راس قانونی شده، تبدیل به یک تقدس شرعی شده.

اما هدف این نیست که ما در باب جنایات و مصادیقش صحبت بکنیم.

ما داریم این معنا رو مطرح میکنیم که بدونیم، بشناسیم که این نگاه اسلامیست که داره این معنا رو منتشر میکنه و جنایت رو به وجود میاره و حالا ما شاهد این جنایت هم باید باشیم.

حالا باید ببینیم که این جنایت چگونه سر به فلک خواهد کشید و هر روز هم بیشتر و بیشتر خواهد شد.

اگر تعداد این جنایات کم هست به واسطه مردمی است که حالا خارج شدن از این نگاه آلوده فرهنگی است که تغییر پیدا کرده نه به واسطه اون قدوسیت وحشیانه و تجاوزکارانه ای که داره مردم رو دعوت به این نگاه آلوده میکنه. ممکنه.

در دل این تجاوز شما شاهد این بیداد های فراوان هستید.

هر بار میتونید این تصاویر منزجر کننده رو ببینید.

حالا حتی پا رو فراتر میزارن.

شما روبرو بشید با فقهایی که در باب این موضوعات صحبت میکنند.

یه بار هم دربارش صحبت کردم در کتاب الله جبار زار هم در اون جلدی که در باب فقها هست آوردم اون مطلبی رو که حتما خیلی ها هم شنیده باشن.

اینکه خمینی به عنوان یکی از این آیات اعظام و مجتهدین در ارتباط با ارضا شدن با نوزادان داره صحبت میکنه.

اینکه شما میتونید با لمس کردن تن این نوزادان هم حتی ارضا بشید و ارضای جنسی بشید.

این نهایت اون نگاه آلت پرستانه هست که همه موجودات زنده رو هم به نوعی تبدیل میکنه به یک شکل جنسی.

این چیزی فراتر از این آلت پرستی نیست و این نگاه مسموم و آلوده قرار است که تبدیل به تعلیم و روش و ارزش و قانون یک کشور بشود و تمام کشور های اسلامی هم که در این منجلاب اسلامی غرق شده اند محکوم به در ماندن در این نگاه آلوده هستند و ما شاهد این جنایت بزرگ هستیم.

یکی دیگر از این جنایاتی که شما مواجه هستید با آن در کشورهای اسلام زده خشونت های بیشمار بر علیه زنان هست، بر علیه کودکان هست.

این خشونت افسارگسیخته ای که شما باهاش روبه رو میشید.

قاعدتا الان جماعتی هم خواهند بود و مثال خواهند آورد از کشور های اروپایی، از کشور های آمریکایی.

در راستای این که بله این خشونت ها در اون جا هم اتفاق می افته.

نکته ابتدا این است که کسی منکر این خشونت ها در دیگر کشورها نمی شود چرا که این برگرفته از ذات انسانی است به واسطه تعالیم نابجایی است که در سراسر جهان هم وجود دارد.

کسی در پی تقدس سازی برای دیگر کشورها و دیگر انسان ها نیست.

قاعدتا اینقدر تعالیم زشت و نابجا در سراسر جهان وجود دارد که ما شاهد همچین اتفاقاتی هم باشیم.

اما این ها بر پایه یک اتفاق هستند.

نه قانون آن کشور، نه ارزش های ساخته و نه فرهنگ ساخته شده.

شما روبرو نیستید با کشوری که به این رفتارهای جنایت آلود وقعی بزاره اون رو بزرگ بکنه. مقدس بشماره.

اما در این نگاه آلت پرستانه اسلامی شما روبه رو هستید با بزرگداشت و مقدس شمردن این رفتارهای وحشیانه و خشونت های افسار گسیخته.

وهله دومی هم که در این زمینه ما باهاش روبه رو هستیم در این زمینه که مثال میارن و بلافاصله کشور های دیگه رو علم میکنن برای این مساله این هستش که یک باوری در بین مسلمون ها وجود داره که با تکیه بر بدی دیگران بدی خودشون رو میپوشونن.

من در یکی از قسمت هایی که توی همین به نام جان ضبط و حالا نمیدونم پخش شده یا نه پیرامون شناخت اسلام بود به این موضوع اشاره کردم و دربارش به تفصیل هم صحبت کردم.

اینکه با بد جلوه دادن دیگران سعی میکنن بدی خودشون رو بپوشونن.

آیا شما در باب یک باور مشخص دارید صحبت میکنید که قابل اعتماد باید باشه؟

باید یک عده ای بهش باورمند باشن.

چرا شما آویزان بدی دیگران میشید که بگید خب همه پس بدن ما هم بدیم اشکالی نداره.

در صورتی که هیچ کدوم از این باورهایی که در کشور های غربی وجود داره در باب این جنایات سر سازشی نشان نداده و تقدیس نکرده.

در صورتی که شما مواجه میشید با این نگاه اسلامی که حالا داره تقدیس میکنه حالا داره در باب این خشونت صحبت میکنه که باید زنان رو بزنید.

زنان بخشی از ملک شما هستن.

شما باید اینها رو بزنید.

آیه صریح قرآنی است.

فرای این فرهنگ ساخته شده که به کرات داره در باب پستی زنان در باب حقارت زنان صحبت میکنه.

تا چه اندازه این حقوق اونها رو پایمال میکنه؟

فرای این فرهنگ، آیه صریح قرآنی وجود داره در این زمینه که که به نوعی زنان باید فرمانبردار شما باشند.

اگر از فرمان شما تمرد کردن، حالا شما اجازه دارید که بعد از دو مرحله که با اون ها همخوابه نشدید و با آنها صحبت نکردید، ببینیدشون.

و این دروازه باز شونده به سوی خشونت های بی حد و حصر نسبت به زنان هست.

فرای اون شما در دل این خشونت ها روبرو میشید با قتل های ناموسی.

حالا این قتل هایی که یک به یک داره اتفاق می افته در تمام این کشورهای اسلام زده به عنوان یک جنایت بزرگ، این جنایت بزرگی که به عنوان یک تقدس به حساب میاد مقدس شمرده میشه.

چرا که شما روبه رو هستید با این مالکیت پدران بر فرزندانشون، جد پدری بر فرزند و نوادگان خودش.

حالا اونها رو صاحب یک حقی همتای خدا میدونه.

من بارها درباره اش صحبت کردم.

یک خدای در آسمان هزاران خدا رو بر زمین به وجود آورده، طبقات بی شمار رو شکل داده.

حالا یک خدا فرای اون خدای در آسمان ها که همه باید در برابرش بند و تسلیم و عبد و عبید باشند.

یک خدایی هم به اسم پدر تصویر میشه.

حالا این پدر مالک اون فرزند هست و میتونه فرزند خودش رو بکشه اگر به فرامینش گوش نداد، اگر از راه خداوندی دور شد، اگر ذره ای با او و همتای او نبود، حالا این در بازه ی خشونتبار قتل های ناموسی هم باز میشه.

حالا وقتی شما روبرو میشید با این جنایات بیشماری که در تمام این کشور های اسلامی داره اتفاق می افته، یک بعد قانونی داره، یک بعد حمایتی داره، فرهنگ سازی در این راستا داره.

حالا ما مواجه میشیم با این فرهنگ غیرت و غیرتمندی که تصویر میشه مدام دربارش تکرار میشه.

در احادیث مختلف در شکل و شمایلی که از اون زندگی اسلامی دارن مطرح میکنن که در دل اون شما باید اینها رو از بین ببرید.

همداستان و همتای او شما مواجه میشید با یک مساله ای مثل امر به معروف و نهی از منکر که در نهایت ما را به یک تصویر وحشیانه ای مثل ایران میرساند که یک جماعتی وجود داشته باشند که با اسید پاشی سعی کنند زنانی که حجاب رعایت نکرده اند را از بین ببرند یا با یک قاتلان زنجیره ای روبه رو شوید که حالا زنانی که به واسطه فقر، به واسطه این حقارتی که در کشوری مثل جمهوری اسلامی از نادانی، از بی شعوری، از ناکارآمدی به وجود آمده و فقر و.

همه گیر کرده به واسطه این فقر اینها دارند تن فروشی می کنند، برده جنسی شدند و یک دیوانه ای هم باید به واسطه این فرهنگ وجود داشته باشد که اینها را از بین ببرد و بکشد و به خودش افتخار بکند.

چرا که این ارزش ساخته شده دارد با شما همین تصویر را مطرح می کند و همین تصویر تا این اندازه جنایت آلود برای کشتن دیگران، برای از بین بردن، برای قتل و جنایت.

و شما مواجه می شید با یک جنایاتی که سیستماتیک و ساختارمند هست.

برگرفته از یک قانون و قواعد و فرهنگ و تفکرات آلت پرستانه ی اسلامی هست.

حالا شما این خشونت ها رو در اشکال مختلفش دارید باهاش مواجه میشید.

از قتل های ناموسی بگیرید تا این تفکرات برای پند و اندرز دادن به دیگران که موجب این قتل ها و این کشتارها و این اسیدپاشی ها و این ضرب و شتم ها و این بد دهنی ها و حتی تصویرهایی از این دست رو هم ما بسیار می بینیم.

در طول زندگی خودمون که یک احمقی خودش رو صاحب و مالک بر دیگران می دونه که در باب پوشش دیگران هم صحبت بکنه و نظر بده، حتی بد دهنی بکنه.

حتی کتک بزنه.

خودش رو محق میدونه که این افکار پوسیده و بیمار خودش رو به دیگران هم منتقل بکنه.

حالا شما شاهد این تصویر سیاه و نفرت انگیز هستید که در همه جا داره اتفاق می افته.

در تمام این کشورها اسلام زده که همه و همه برگرفته از همین فرهنگ ساخته شده و همین آلت پرستی هست.

فرای اون شما مواجه میشید با تجاوز های بی حد و حصری که داره اتفاق می افته.

در این کشورها اسلامی در این کشور های اسلام زده یک دلیل عمده همون نگاه هست.

من دربارش صحبت کردم در باب نگاه به کنیز این آیه قرآنی هستش.

آیه قرآنی که داره در باب ترویج این تجاوز صحبت میکنه.

همتای تجاوز به کودکان اینکه شما صاحب بر کنیزی میتونید بشید مفهوم این کنیز و برده و غلام چی هست؟

اینها کسانی است که شما به زور در اختیار گرفتید به واسطه جنگ، به واسطه بینی بی دینی، به واسطه ارتداد، به واسطه محارب بودن به هزاران دلیل شما اینها را تصاحب کردید، حالا دارید به اینها تجاوز میکنید و این بخشی از زنان حلال بر شما هستند.

یعنی شما وقتی با یک آیه قرآنی در راستای تجاوز به زنان رو به رو میشوید، در راستای این که فرای آن چهار همسری که شما میتوانید به عنوان همسر در اختیار بگیرید، حالا زنان کنیز رو هم میتونید صاحب بشید.

این در همون راستای تجاوز هست.

یعنی یک شکل سیستماتیک در راستای همین تجاوز که حالا به صورت مستقیم داره این تجاوز وحشیانه رو گسترش میده.

ما با این شکل در امروز در امروز جهان کمتر مواجه هستیم.

هر چند که مواجه هم میشیم.

یک گروهی مثل داعش به وجود میاد که با تکیه بر همین آیات قرآنی نه با تکیه بر وحشی خویی خودشون نه به واسطه نژادی که دارند، نه به واسطه خانواده ای که توش بزرگ شدن، نه به واسطه دیوانگی و جنون شون به واسطه همین آیات مشخصه قرآنی.

حالا حاضرن زنانی رو به عنوان کنیز خودشون در بیارن و بهش تجاوز کنن.

آیا این خلاف قرآنه؟

آیا این خلاف باورهای اسلامی هست؟

آیا نگاه اسلامی رو شما می خواین گره بزنید با اشعار مولانا؟

آیا مولانا پیامبر اسلام بوده؟

اصلا نقشی داشته که خود مسلمون ها اون رو قبول نداشتن؟

در دوران حیاتش تکفیر شده در کل زندگیش.

و دقیقا این نقطه ایست که ضربه زده.

یعنی این تصاویر فانتزی که داده شده که هیچ سنخیتی نداشته با حقیقت و واقعیت.

اسلام باعث شده که تا سالیان سال هم ما در گرو همین افکار احمقانه بمونیم و بیشتر و بیشتر غرق در این نگاه های آلوده بشیم.

در صورتی که اگر کسی صریح مستقیم در باب این تفکرات صحبت می کرد.

خیلی از مردم حاضر نبودند این شکل بیمارگونه و این فرهنگ احمقانه را ادامه بدهند.

در برابرش قاعدتا ایستادگی می کردند.

اما ما مواجه می شیم با تصاویری که در پی تطهیر این نگاه وحشیانه هست.

حالا شما مواجه میشید با دستان نقاشانی که خون در دست این ظالمان و قاتلان رو رنگ می کنند و تغییر میدن.

حالا این دیو بد صورت و بد طینت در برابر رو سرخاب سفیداب می زنند و در برابر عموم مردم برای تحمیق شون تصویر می کنن.

اما حقیقت در دل همین آیات قرآنی در دل همین زندگی پیامبر، احادیثی که وجود داره کشور های اسلامی فرهنگ اسلامی ارزش های اسلامی گروهک های اسلامی گروه های تکفیری جمهوری اسلامی عربستان سعودی عباسیان. امویان.

عمر، ابوبکر علی عثمان، محمد.

در دل همین ها نهفته است.

نه چیزی فراتر از این ها، نه دستاویزی به سخنان یک هنرمند.

که مشخص نیست اصلا داره چی رو تصویر میکنه، داره درباره چه موضوعی صحبت میکنه، در عالم خیال داره چه چیزی رو به چه چیزی نسبت میده و نزدیک میکنه.

چهره حقیقی و راستینی که از اسلام ما سراغ داریم در راستای همین تجاوز هست.

این جنایت بزرگ به اسم تجاوز که میتونه تحت عنوان کنیز برده داری شکل بگیره.

شما زنی رو صاحب بشید در جنگ در برابر کسانی که در برابر شما ایستادن رو شما جزو کافران میدونید.

حالا در همون قرآن اشاره میشه که این کافران رو به خواری بکشید زنان آنها را صاحب شوید.

اینها کنیزان شما هستند.

حالا شما در اختیارتان هست به عنوان زنان حلال.

می توانید این زنان کنیز را که اینگونه به دست آوردید اسیر کردید، بهشون تجاوز کنید و این تجاوز رنگ و لعاب قانونی، شرعی، الهی و مقدس به خودش میگیره و این جنایت تبدیل به بخشی از این فرهنگ آلت پرستانه اسلامی میشه.

فرای اون شما مواجه هستید با تجاوز هایی که داره به صورت غیر مستقیم از همین فرهنگ آلوده میاد.

از همین نگاه آلت پرستانه میاد.

حالا با این حجم از تفاوت گذاشتن و دور کردن زنان از مردان با این حجم از.

در یک حصاری نگه داشتن زنان چه تصویری عاید ما خواهد شد؟

حالا مدام شما روبرو میشید با این دور کردن زن و مرد از هم.

حالا زنان قرار است که در یک چادرهایی در یک کیسه هایی نگه داشته شوند که مردان آنها را حتی نبینند.

حتی نزدیک به آنها هم نشوند.

چرا که این مردها تصویر تحقیر شده ای از یک مرد احمق است که نه قدرت انتخاب دارد، نه قدرت اختیار دارد، نه قدرت و آزادی ای دارد، نه شرافتی دارد، نه.

مهری دارد، نه عطوفتی داره، نه رابطه رو میشناسه.

تنها و تنها زنان رو به شکل یک موجود جنسی میبینه که باید باهاش رابطه برقرار کنه.

این رو در چادر نگه میدارن، در کیسه نگهداری میکنن که او اونها رو نبینه تا مبادا با اونها رابطه برقرار کنه.

حالا اگر یک بخشی از بدن اون زن دیده شد، ما مواجه میشیم با تجاوزها.

حالا تجاوزها اتفاق می افته، یک به یک و در دل این فرهنگ بیمار ما شاهد این تجاوزها که به این صورت شکل میگیره هم هستیم.

مثالش ساده است دیگه.

یک ظرف شیری رو که شما روی گاز میزارید اگر زیرش رو کم کنید شاید بتونید تا زمانی باعث بشید که اون سر نره اما اگر زیرش رو زیاد کنید و درش رو بزارید به سرعت سر میره.

حالا شما مواجه هستید با یک جماعتی که مدام همه چیز داره ازشون دور نگه داشته میشه.

با موضوعات طبیعی زندگی خودشون روبرو نیستند.

در برابر طبیعت، در برابر ذاتشون داره باهاشون مقابله میشه، باهاشون جنگیده میشه.

یعنی زن و مردی که به عنوان یک زن و مرد قرار هست در کنار هم باشند، بخشی از زندگی اونها از طبیعت اونهاست.

ذات اونها از ارتباط برقرار کردن حالا قرار هست محصور از هم باشند، همدیگه رو نبینند.

در کنار هم نباشند.

و شما مواجه میشید.

با این غلیان احساسات مواجه میشید با تجاوز هایی که شکل میگیره. گیرد.

حالا جای قربانی و جانی هم عوض میشه.

حالا اون زنی که یک مقداری از لباس خودش را بیرون گذاشته عامل جنایت به حساب می آید.

دیگر قربانی نیست که مورد تجاوز و تعرض.

یک مشت وحشی صفت وحشی خوی قرار گرفته.

بلکه او جانی هست.

او نباید خودش را نشان می داد.

حالا مواجه می شوید با این فرهنگ سازی که دارد مدام هم اتفاق می افتد.

در تمام این کشورها اسلام زده ی بیمار.

در تمام این کشورهای آلت پرستانه که مدام دارم برایتان تکرار می کنم و جنایت را تقدیس می کنم.

ما در برابرمان جنایات وحشتناکی هست از این تجاوزها که چه به صورت مستقیم تحت عنوان کنیز و کنیز داری و چه به صورت غیر مستقیم با این چهره و تصویری که در برابر ما نقش داده اند.

باهاش رو به رو میشیم.

رو به رو میشیم با این تصویر وحشتناکی که حالا جای قربانی و جانی هم در نهایت تغییر پیدا می کند و مقصر اصلی آن زنی می شود که خواست آزادانه زندگی کند، خواست آزادانه لباس بپوشد، خواسته زیبا باشد، خواسته در راستای طبیعت خودش زندگی کند و تمام جنگ ها در برابر این طبیعت و ذات انسانی است.

برای دور نگه داشتن است.

برای در حصار و خفه کردن است.

حالا قرار است که این زن و مردها با هم نزدیکی نداشته باشند، همدیگر را نبینند و در نهایت اگر دیدند همان تصویر اتفاق بیفتد چرا که دارند یک تصویر مشخصی از یک سری مرد می دهند که هیچ عقل و شعور ندارند، هیچ قدرت انتخابی ندارند، هیچ اختیاری در کف ندارند، هیچ معنایی را به جز معنای رابطه جنسی اصلا نفهمیده اند.

یعنی یک زن را نه به عنوان همکار، نه به عنوان همراه، نه به عنوان دوست، نه به عنوان به او به هیچ عنوانی نخواهند دید.

تنها و تنها به عنوان یک ماده خواهند دید.

خود هم به عنوان یک نرینه به حساب می آیند و بلافاصله حاضرند که بهش تجاوز کنند.

پس این همان راستای جنایاتی است که شما باهاش روبه رو میشید.

و این اون نگاه وحشت ناکی است که داره اتفاق می افته.

در کنار اون جنایات بی شمار دیگه ای هم داره اتفاق می افته.

یکی از اون جنایات عدم استقلال مالی زنان هست.

اصلا عدم استقلال وجودی زنان هست.

یعنی این تصویر دهشتناکی که داره این فرهنگ اسلامی میده در نهایت ما رو به یک جنایتی میرسونه که زنان درش هیچ شخصیت و هویتی ندارند.

حالا قرار هست که تمام عمر بردگی مردان رو بکنن.

شما شاهد این تصویر وحشتناک هستید.

حالا زنی که یک شوهر.

نابکاری داره، یک شوهر خشنی داره، وحشی داره که او رو کتک می زنه.

به واسطه این که استقلال مالی نداره مجبور هست در بند و بردگی او زندگی بکنه.

حالا شما با یک فرهنگی روبه رو هستید.

با این نگاه آلت پرستانه وحشیانه روبه رو هستید که سعی میکنه زنان رو بی هویت بکنه، بدون قدرت بکنه، اونها رو دست بسته و اسیر در برابر مردان تصویر بکنه تا این زنان نتونن روی پای خودشان بایستند، نتونن استقلال داشته باشن، نتونن قدرتی داشته باشن برای رویارویی.

شما تصور بکنید در برابر ظالم در پیشتون وقتی قدرتی ندارید هیچ کاری ندارید به جز اینکه تمکین بکنید.

وقتی یک گردن کلفتی در برابر شما هست که می دونید که قدرتی ندارید تا باهاش تا در برابرش ایستادگی بکنید کاری ندارید به جز اینکه قبول بکنید ظلم او رو و فرمان او رو.

و حالا داره این فرهنگ آلوده همین تصویر رو می سازد که این زنان هیچ قدرتی نداشته باشن تا اگر همسری داره بهشون خیانت می کنه تا اگر همسری داره در برابرش خشونت اعمال می کنه و یا هر کار وحشیانه دیگه ای میکنه.

از خودشون استقلال داشته باشن تا در برابرش بایستن.

حالا شما مواجه هستید با این جنایتی که هر روز داره اتفاق می افته.

خیانتی که داره اتفاق می افته و باز هم باید این زنان مسکوت باشن.

خشونتی که اتفاق می افته و باز هم این زنان در سکوت هستن.

هیچ راه و چاره ای ندارن به جز این که سر خم کنن در برابر این نگاهه وحشیانه.

و این جنایت داره هی مدام بیش تر و بیش تر میکنه.

این درماندگی ای که برای زنان ساخته شده.

زنانی که حالا از تمام نقاطی که میتونستن پیشرفت بکنن باز موندن.

به واسطه زن بودن، به واسطه این تبعیض جنسیتی که براشون اعمال میشه حالا هیچ نقطه ای ندارن.

برای پیشرفت نمیتونن هیچ نقطه روشنی رو به دست بیارن.

این فرهنگ آلوده اسلامی که قرار هست زنان رو در قفس نگه داره.

شما هر چقدر به معانی حقیقی و راستین اسلامی بیشتر نزدیک می شود، بیشتر شاهد همین نگاه هاست.

یعنی هرچه قدر خواستند نزدیک بشوند به آن مفهوم کلی ما بیشتر شاهد این اتفاقات هستیم.

در یک کشوری مثل عربستان حالا تا چندی پیش نمی دانم الان واقعا تغییر کرده یا نکرده.

تو اخبار ما یک چیزهایی در باب اصلاحاتش می شنویم گهگاه.

اما نمی دانم تا چه اندازه واقعیت است یا نه.

اما تا چندی پیش در بابش همین مسائل را می‌دیدید و می‌شنیدید.

به سادگی این که حتی زن حق ندارد که به تنهایی از خانه بیرون برود.

باید حتما یک ولی و کفیلی همراه خودش داشته باشد یا یک مردی همراه او باشد.

در کشور خودمان ایران اگر یک زنی قرار باشد به خارج از کشور برود حالا باید اجازه اش از شوهرش بیاید.

حالا یک شوهری هست، یک مردی هست که صاحب او به حساب می آید.

حالا در زمینه های مختلف در کشورهای مختلف شما شاهد این قوانین ظالمانه و پر از تبعیض هستند که در برابر زنان هستند، در برابر پیشرفت زنان هستند، در راستای درماندگی زنان هستند، در راستای عدم استقلال زنان به عنوان یک جان به عنوان یک انسان هستند تا هیچ پیشرفتی نکنند و این نگاه های آلوده و نابرابری خواهانه و پر از تبعیض هر روز زنان را درمانده تر می کند.

اشکال مختلف دارد یک زن حق کار کردن ندارد، یک زن حق تحصیل ندارد، یک زن حق پیشرفت ندارد.

حتی حق رانندگی مثلا ندارد. حق.

ساده ترین حقوق در اشکال مختلف در کشور های مختلف اسلامی با آن روبرو هستید چرا که این بنیان از یک بنیان فکری مشخصی می آید که در آن بنیان فکری مشخص نابرابری در قبال زنان، تحقیر کردن زنان، درماندگی زنان.

عدم استقلال زنان فریاد میشه.

حالا هر کدوم به اشکال مختلف سعی میکنن این درماندگی را پدید بیارن، زنان رو درمانده بکنن، در برابر قدرتمندان اونها رو به عنوان یک برده تصویر بکنن در برابر قدرتی که وجود داره.

حالا شما روبرو میشید با این جنایتی که به عنوان تحقیر زنان ما میشناسیم.

من در باب تمام این موضوعات در تمام این قسمت ها صحبت کردم.

شاید هم از نظر برخی این تکرار همون حرف های گذشته باشه اما باید صد ها بار تکرار کرد گریبان ما رو.

در طول این سالیان دراز.

از همون روزی که این اسلام وجود داشته تا امروز گریبان همه ما رو گرفته.

چه به عنوان زن و چه به عنوان مرد.

اصلا تفاوتی نمیکنه.

موضوع سر یک جان مشخص هست.

موضوع سر احترام به این جان هست.

موضوع سر این آزادی و برابری هست.

تفاوتی نمیکنه که من مورد این ظلم قرار گرفته باشم یا نه.

اما این ظلم ریشه دار داره در قبال تمام جانداران اتفاق می افته و در این ویژه برنامه خاص ما داریم در باب این نگاه جنسیتی و جنسیت زده و این نگاه آلت پرستانه اسلامی صحبت می کنیم.

هر چقدر هم که تکرار کنیم باز هم کم هست.

هر کدوم از این اتفاقات حتی کوچیک ترینش می تونه ساعت ها درباره اش گفته بشه.

میشه درباره اش کتاب ها نوشت.

این داستان ها رو مطرح کرد.

از زنی گفت که به واسطه این عدم استقلال مجبور شده پنجاه سال با یک مرد خشونت طلب و وحشی خوی زندگی کنه.

آیا میشه در قبال اون پنجاه سال به سادگی گذشت؟

زندگی ای که از او پرپر شده، اون کودک ده ساله، دوازده ساله، پونزده ساله ای که یک مرد بزرگسال وحشی خوی بهش تجاوز کرده؟

آیا میشه از کنارش گذشت؟

آیا این تجاوزهایی که در طول این سالیان از همان ابتدا توسط تک تک این شخصیت های اسلامی از بزرگترینشان که محمد باشد تا دیگران به تمام این کنیزان شده میشه از کنارشون گذشت.

این جنایات اینقدر ریشه دار هستند؟

اینقدر بزرگ هستند که میشه دربارشون سالها صحبت کرد.

اگه بخواهیم وارد مصادیق بشیم میتونیم دربارش هزاران کتاب بنویسیم از این وحشی خویی.

در باب این جنایات شما روبرو میشید با یک تصویر وحشتناک از مردان.

هیچ تصویری از یک مرد بی شعور بی عقل که هیچ قدرتی نداره.

نه قدرت انتخاب داره نه قدرت اختیار داره.

یک مردی داره تصویر میشه که فقط و فقط آلوده به شهوت هست.

تمام جهانش گره خورده در همین مسائل جنسی هست.

انگار نه انگار که او یک انسانی است که میتونه کارهای مختلفی بکنه در ارتباط با زنان، در ارتباط با جنس مخالف هزاران رابطه رو میتونه تصویر کنه.

اما تصویری که داده میشه در باب این تاخیر و این جنایت این هستش که یک مردی تصویر شده که فقط و فقط یک نر هست و به دنبال ماده گان داره میچرخه.

ما مواجه میشیم با جنایاتی که در راستای خیانت داره اتفاق می افته.

شما یک بار تصور این رو بکنید که یک زنی است که داره با یک مرد خائن زندگی میکنه به همراه کسی که بهش خیانت کرده.

ولی تصور بکنید از اینکه یک زنی داره توی یک کشور اسلامی زندگی میکنه با هووی خودش.

حالا چهار زن دارن با یک مرد دیوانه زندگی میکنن.

من بارها صحبت کردم در کتاب های مختلف هم صحبت کردم و گفتم آزادی قوه انتخاب شماست. اختیار شماست.

آزادی یعنی آرزوهای شما.

بهش ایمان دارم.

آزادی یک موضوعی نیست که بشه به شما تحمیل کرد.

هر جایی که جبر وارد بشه آزادی از همون سمت هم بیرون خواهد رفت.

اما در کنار این ما به یک موضوع مشخص اعتقاد داریم که این آزادی یک تضمین کننده داره و اون هم احترام به جان دیگران هست.

حالا شاید جماعتی باشن که نهایت آزادی خودشون رو همین دیوانگی و جنونی که من تصویر می کنم ببینن.

یعنی آرزو داشته باشن یک مردی باشه چهار تا زن باهاش زندگی کنن.

این دیگه نهایت آزادیشون.

قاعدتا هم حق دارن.

باید زندگی کنن.

باید تو یک کشوری، تو یک فضایی، تمام اینها با هم زندگی کنن.

هم من اونها رو دیوونه حساب می کنم، هم اونها من رو دیوونه حساب خواهند کرد، هم اون چیزی که اونها دارن تصویر می کنن نهایت اسارت و بردگی و زشتی است.

هم شاید تصویری که من میدم برای اونها نهایت اسارت باشه و قاعدتا ما نباید در حریم همدیگه وارد بشیم.

قاعدتا هر دوی دو این طیف باید زندگی کنند اما ما مواجه هستیم با این تصاویری که جبرا به سمت و سوی مردم میره.

یعنی اگر این خیانت داره اتفاق می افته به واسطه اون قدرت قانونی است که وجود داره نه به واسطه انتخاب مردم.

یعنی فضایی نبوده که مردم انتخاب بکنن، میخوان با این قوانین احمقانه زندگی بکنند یا نه.

حتی تصویر درستی نسبت به این موضوعات هم داده نشده.

حتی شناخت درستی نسبت به اسلام برای مردم مطرح نشده.

سعی می کنند تمام نقاطی که می تونه مردم رو دور بکنه رو دور نگه دارن ازشون.

اصلا فرهنگ ایرانی ما فرهنگی که وجود داره خیلی کمتر به سمت و سوی این خیانت رفته و این خیانت رو قبول نکرده.

اما در کشور های دیگه در کشورهای اسلام زده بیشتر با اون رو به رو هستیم و حالا تو یک فضایی مثل فضای ایران سعی میشه در باب این موضوعات صحبت نشه.

در باب صیغه به اون صورت صحبت نمیشه.

در باب چند همسری به اون صورت صحبت نمی شود.

گاها سعی می کنند از این مصادیق استفاده کنند اما می بینند که جواب عکس می گیرند.

اما این خیانت این جنایت در قالب خیانت به صورت قانونی در دل اسلام وجود دارد و دارد اتفاق می افتد.

این چهره ی وحشیانه که هر روز هم اتفاق می افتد و اصولا این نگاه آلت پرستانه ی اسلامی در راستای همین ترویج این نگاه خیانت آلود است و در راستای این جنایت و شکل گرفتن این جنایت است که شما شاهد آن باشید در جای جای جهان که هر روز دارد به زنان خیانت می شود و مردان قانون مند تقدیس شده دارند این کار را می کنند به صورت شرعی دارند این کار را می کنند.

حالا می توانند زنانی را در اختیار بگیرند، باهاشون همخوابه بشن، چهار زن رو به اختیار بگیرند و یا در دل اسلام و شیعیگری هم صیغه بکنند.

تعداد بیشماری و این خیانت و این خیانت پروری بخشی از این قاعده و قانون باشه و این جنایت هر روز هم باهاش شما روبرو بشید. شوید.

شما روبه‌رو می‌شوید با این برده سازی.

این اسارتی که در فرهنگ ما بوجود اومده نه تنها ما تمام کشور هایی که اسلام زده هستند.

این قاعده و قانون برده بودن، تسلیم بودن.

در اسارت زندگی کردن.

قاعده ای که از همان نقطه ی نخستش از به وجود آوردن خدا در همین راستای بند و عبد و عبید سازی انسان ها به پیش رفته، تنها و تنها در یک راستا گام برداشته، آن هم همین عبد و عبید بودن هست، همین تسلیم بودن هست، همین سر سازش گذاشتن است، همین برده بودن هست، تحقیر هست.

چه زن باشید چه مرد باشید تفاوتی نمیکند.

در آن نقطه انتهایی همه برده و بنده و عبید و تسلیم هستند.

حالا جنایات می تواند اتفاق بیفتد.

حالا همه قبول می کنند این جنایات اتفاق بیفتد.

حالا همه در برابر این جنایات سکوت می کنند.

صدایی از کسی در نمی آید چرا که همه در نهایت تسلیم هستند.

حالا این فرمانبرداری روزی در برابر خدا بود و امروز در برابر خدای بر زمین است.

خدای بر زمین می تواند رهبر کشور جمهوری اسلامی باشد با تمام حماقت هایش.

یا می تواند یک مفتی اعظم عربستان سعودی باشد یا پادشاه یکی از این کشور های اسلامی عقب مانده باشد.

فرقی نمی کند.

روحیه تسلیم بودن به وجود آمده.

روحیه برده و عبد و عبید بودن اتفاق افتاده.

حالا در برابر خدای در خانه که پدر باشد همه عبد و عبید هستند.

حالا هر جنایتی اتفاق می افتد و در نهایت ما روبه رو می شویم با این گستره جنایت.

که در برابرش مظلوم هم ساکت می ماند.

صدایی ازش در نمی آید چرا که قبول کرده عبد و عبید و بنده و تسلیم است.

این فرهنگ بیمارگونه دارد مدام تکثیر میشه.

مدام داره در اشکال مختلف در زندگی او رسوخ می کند و در نهایت از او یک تصویری می سازد برای قبول کردن این بردگی و بندگی.

حالا شما مواجه می شوید با اینکه هیچ حس یاغی گری، هیچ حس طغیانی در برابر این حجم از ظلم وجود ندارد.

در این کشور اسلامی شما بیشتر از هر چیز این حس بردگی را می بینید.

این حسی که همه سر به زیر دارند، همه همه چیز رو قبول کردن.

بدترین اتفاقات داره میفته اما کسی حاضر نیست از خودش در بیاد و فریاد بزنه در برابر این نگاه آلوده سینه سپر بکنه.

اگر داره کودک همسری اتفاق می افته، اگر دارن کودکان تجاوز می کنن در برابرش سکوت می کنن.

در نهایت این برده ها قرار است که بنشینند و این تصویر وحشتناک و وحشیانه رو به نوعی آروم بکنن و زرق و برقی بهش بدن.

چهره این وحشی خوی این دیو بد صورت رو بزک بکنند، سرخاب سفید آبی بهش بزنن بگن نه اونقدر هم بد نیست.

حالا میشه باهاش کنار اومد.

حالا اگر داره این خشونت ها اتفاق می افته، اگر داره بدترین اتفاق می افته شما مواجه میشید با زنانی که در این خشونت ها زندگیشون رو به سر بردند.

حالا یکی باشه که بگه نه منظور خدا اون نیست که شما فکر میکنید نمیگه اونا رو بزنید.

داره در نهایت میگه با یک مسواک اونو بزنید.

با یک چوب درخت زیتون اون رو بزنید.

با یک برگ درخت زیتون بزنید.

حالا این روحیه بردگی و اسارت در تمام وجود رسوخ کرده که کسی حاضر نیست نوک پیکان رو در برابر این نگاه وحشیانه اسلامی بگیره.

در برابر این نگاهی بایسته که همه چیز ما رو از بین برده، زندگی رو از بین برده و جنایت رو تبدیل به قانون و قاعده کرده.

ما داریم در باب این جنایتی صحبت میکنیم که در نهایت شما رو به این سمت و سو می کشونه و این دقیقا اون اسارت در زندگی هست.

اسارت فرهنگی هست که برای ما ساخته.

شاید بزرگترین و وحشتناک ترین جنایتی که با ما کرده این نگاه اسلامی و نه فقط نگاه اسلامی.

نگاه به خدا، نگاه به این برتری، ذلیل بودن در برابر این بزرگی.

بزرگترین جنایتی که در طول تاریخ نسبت به تمام ابناء بشر کرده در تمام نگاه ها از اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشتیت و هر نوع نگاهی که وجود داشته گره خوردن در برابر این حقارت بوده.

این بزرگ پنداشتن بوده.

این بردگی بوده.

این بردگی بزرگترین اسارت ها رو برای ما ساخته.

این تسلیم بودن این سرخم کردن که باعث شده این ظلم ادامه پیدا بکنه.

این دریای پر ظلم بیشتر و بیشتر بشه.

تبدیل به یک اقیانوس ظلم بشه و ما هیچ صدایی رو از کسی نشنویم، فریادها رو نشنویم چرا که تعلیم در همین راستا بوده.

در همه جای جهان حتی امروز در کشور های غربی هم مواجه می شویم با همین سکوت، با همین سکون.

باز هم در خدا سازی باز هم دارد همین نگاه ادامه پیدا می کند.

ذره ای تلطیف میشه.

ذره ای تقسیم میشه.

ذره ای از اون وقاحت اش از اون خشونتش کم میشه اما در نهایت در همون وادی داره حرکت میکنه و این اون نوک پیکانی است که باید در برابر خدا گرفته بشه.

در برابر این معنای خدا گرفته بشه برای تغییر، برای تغییر این جنایات، برای اینکه قوانین رو دوباره بنویسیم، دوباره درباره شون صحبت بکنیم، تعالیم رو دگرگون بکنیم، انقلابی در این تفکر خودمون بوجود بیاریم که حالا قرار هست دنیا رو یک جور دیگه ببینیم.

حالا قرار هست که از ما یک روح طغیانگری پدید بیاد که در برابر این نگاه های آلوده ایستادگی میکنه، سینه سپر میکنه در برابر ظلم ها اگر کودک همسری وجود دارد نوک پیکان را نسبت به این فرهنگ آلوده می گیرد.

حالا در پی از بین بردن این نگاه وحشیانه هست.

حالا قرار هست که دیگه تسلیم نباشه.

قرار هست که با همه وجود بجنگد.

در برابر این نگاه ها خیلی از این جنایات وجود دارد که میشه درباره اش ساعت ها صحبت کرد.

از نمونه های کوچک تا نمونه های بزرگ.

ما سعی کردیم در باب این جنایات صحبت بکنیم نه به صورت این که حالا بیاییم مثال های مختلفی بیاریم که میشه درباره اش ساعت ها صحبت کرد.

سال ها حتی صحبت کرد، کتاب های بیشماری نوشت در باب یکی از این زندگی ها.

یکی از این اتفاقات ما میتونیم سال ها صحبت بکنیم اما هدف این هست که با این معانی آشنا بشیم برای تغییر، برای به وجود اومدن این انقلاب درونمون، برای پیدا کردن یک ایمان تازه ای که در برابر این نگاه های آلوده قرار دارد و سعی کردیم در این قسمت خاص هم به این ها اشاره بکنیم.

از آن مصداق هایی که در باب جنایت است شما یک تصویر هایی میگویم حتی موضوعات کوچک امروز در کشور ما، در همین ایران ما چقدر مواجه میشویم با این متلک های جنسی؟

با این فحش های جنسی؟

تا چه اندازه این ها به صورت غیر مستقیم از همین نگاه آلوده نشئت گرفته اند؟

تا چه اندازه همین نگاه آلوده ای که همه را در یک با یک چادری از هم دور کرده، در یک حصاری قرار داده، با یک حجاب احمقانه ای این دنیا ها را در برابر هم قرار داده، باعث به وجود آمدن همین نگاه آلوده است.

تا چه اندازه آن دستانی که دیروز دو کودک در کنار هم بودند با هم بودند، خودشان را جزئی از هم می دانستند، حالا در برابر هم قرار گرفته اند.

تا چه اندازه این نفرت زنان نسبت به مردان می تونه شکل بگیره؟

تا چه اندازه این مردان حریص تصویر می شوند؟

هر روز به این حریص بودنشان بیشتر بال و پر داده می شود.

شما با جنایات بی شمار رو به رو هستید.

ختنه زنان را نگاه بکنید.

اتفاقی که در خیلی از این کشور ها از بخشی از این کشور ها اسلام زده داره می افته.

جنایت رو به انتها میرسونن.

هر کاری حاضرند بکنن برای اینکه در برابر در برابر زندگی بایستند، در برابر طبیعت و ذات انسانی بایستند.

حاضرند درد و رنج رو فدیه بدن تا کسی لذتی نبره.

شما اینقدر داستان جنایت بی شمار در دل این فرهنگ بیمار و آلوده دارید که چه به صورت مستقیم چه به صورت غیر مستقیم اتفاق افتاده که می تونید دربارش ساعتها صحبت بکنید.

اما ما می خواستیم در این قسمت مشخص یک سر فصل هایی را مطرح کنیم برای شناخت بهتر تا در نهایت در قسمت های آتی هم بیشتر برویم به سمت و سویی که از ایمان خودمان بگوییم.

 

قسمت ششم : سرانجام

 

خب دوستان توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما در باب این نگاه آلوده اسلامی نسبت به موضوعات جنسی صحبت کردیم.

توی قسمت های مختلفی که تا اینجا منتشر شد ما سعی کردیم یک پیش درآمدی داشته باشیم نسبت به این موضوع.

بعد در باب خود این نگاه اسلامی صحبت بکنیم و تناقضاتی که در این نگاه وجود داره فرهنگ سازی ای که کرده و جنایاتی که شکل داده و در نهایت هم توی این قسمت قرار هست حالا به این سرانجام برسیم که حالا سرانجام این نگاه و این فرهنگ سازی، این جنایت و این تناقضات چه مردمی رو پدید میاره؟

چه دسته هایی رو شکل میده که حالا سعی میکنیم توی این قسمت در باب این دسته های شکل گرفته به واسطه این فرهنگ آلوده در کشور خودمون، ایران و یا در دیگر کشورهایی که به نوعی اسلام زده هستند صحبت بکنیم.

اما پیش تر از اینکه بخوایم بریم و وارد بحث این قسمت بشیم بهتر هست که یک توضیح مختصری داشته باشیم نسبت به موضوعاتی که تا اینجا مطرح شده.

تا حالا اگر کسی این قسمت خاص رو داره می شنوه بدونه که ما داریم دقیقا درباره چه موضوعی صحبت می کنیم.

هر چند که برای شناخت بهتر فرای حالا آثار دیگه ای که وجود داره در این زمینه ها تحقیقاتی که شده میتونید به همین ویژه برنامه آلت پرستان مراجعه کنید.

تمام قسمت هاش رو گوش کنید و در عین حال کتاب آلت پرستان که من در قالب داستان سعی کردم این نگاه اسلامی رو نسبت به این موضوعات مطرح بکنن و تصویری رو داشته باشیم نسبت به این برآیند و در نهایت نگاه کلی نسبت به این موضوع جنسیتی و جنسیت زده در اسلام.

شما دارید در باب یک نگاه آلت پرستانه ای صحبت می کنید که توامان همه ریشه و مبدا خودش رو از همین نگاه های اسلامی میگیره.

نگاه هایی که زن رو تا این اندازه حقیر میشمره تا این اندازه در برابر وجودیت او، در برابر برابری او ایستادگی می کنه.

از همون ابتدا و نگاه به ریشه های اسلامیش یعنی از خود قرآن این نابرابری آغاز میشه.

حالا زنان ارزش و اعتباری ندارند.

یک خدایی در آسمان ها هست به عنوان خدای بزرگ.

همه باید عبد و عبید و بنده و برده ی او باشند و بعد ما مواجه می شویم با این طبقات ساخته شده.

این طبقاتی که حالا یک انسان را در ابتدا در نوک هرم خلقت قرار می دهد و اشرف مخلوقات می خواند و خلیفه الله.

حالا باز طبقه تازه ای شکل می گیرد که بر پایه جنسیت هست.

حالا مرد هست که فرمانده به حساب می آید و زن هست که فرمانبردار باید باشد.

حالا شما مواجه می شوید با این نابرابری.

نابرابری ای که باعث می شود در ابعاد مختلف زندگی زنان لطمه بخورد.

این برگرفته از آن نگاه جنسیت زده ای است که ما داریم درباره اش صحبت می کنیم.

حالا زنان را مبدل به یک کالا می دانند.

مبدل به یک وسیله برای.

پاسخ به نیازهای شهوانی خودشان می دانند.

حالا شما مواجه می شوید با این تصاویر وحشتناکی که اتفاق می افتد.

با این وحشیگری که داره شکل میگیره یعنی شما با جنایاتی روبرو هستید که تبدیل به فرهنگ، ارزش ها و قانون شده و قانونی هست که حامی این نگاه های وحشی خویان و خشونت آمیز است.

قتل های ناموسی هست.

حالا ما مواجه هستیم با اینکه مردان رو پدر و جد پدری رو صاحب بر فرزند می دونه و حالا با توجه به اون تعاریفی که نسبت به موضوعات جنسی میده، اون تناقض هایی که ما دربارش صحبت کردیم، اون پاکی که خلاصه در پاکی تن میشه و تمام نگاه ها در اون پرده بکارت خلاصه شده حالا حق رو میده که اون پدر فرزند خودش رو بکشه.

ما شاهد قتل های ناموسی باشیم.

حالا این حق رو در اختیار همسر میزاره که اگر زنش به حرفاش گوش نداد و تمرد کرد از فرمان او به عنوان پادشاه و خداوند خونه حالا میتونه اون رو بزنه و شما مواجه میشید با این خشونت های دیوانه وار خانگی حالا شما دارید در باب یک نگاه مسمومی صحبت می کنید که مروج خیانت است.

حالا خیانت رو تبدیل به یک اصل ارزش و یک قاعده قانونی می کنه.

شما به چهار همسری نگاه بکنید.

به این چندهمسری دیوانه واری که در اسلام به عنوان یک ارزش تلقی میشه، قانونی است که حامی این خیانت است.

از یک سو ما مواجه هستیم با این تناقض یعنی در برابر خیانت ما علمی داریم به نام زنای محصنه و سنگسار و از سوی دیگه با مردانی روبرو هستیم که حالا خیلی راحت در پناه قانون می تونن این خیانت رو انجام بدن.

حتی به نوعی این ارزش تلقی میشه.

در بزرگداشتش صحبت ها میشه تا مردان این خیانت رو انجام بدن.

حالا ما مواجه میشیم با یک شکل لخت و عور نسبت به این خیانت.

از سوی دیگه ما مواجه می شیم با این هرزه پروری.

این هرزه داری، این نگاه فاحشگی، این نگاهی که توامان گره خورده با فروش تن زنان.

یعنی شما وقتی در اسلام شیعی روبه رو میشید با یک مفهومی به اسم صیغه.

حالا همون نگاهی هستش که داره زنان رو به واسطه تن و بدنشون مورد خرید و فروش قرار میده.

این نگاه پر تناقضی است که در برابر اون تصویر احمقانه و ابلهانه ای است که نسبت به پاکی دارن تصویر میکنن.

نسبت به دوری از شهوت دارند تصویر میکنند.

در قسمت های مختلف در باب این مسائل ما صحبت کردیم.

حالا داریم یک اشارت کوچکی میکنیم که در نهایت بدونیم وقتی ما میگیم این سرانجام شکل میگیره به واسطه چه اتفاقاتی هست.

یعنی شما وقتی مواجه میشید با این تصویر پر تناقض که اگر قرار است در باب این مسائل شهوانی صحبت بشه تا کودکان بیشتر بدونند تا با آگاهی بیشتری وارد این زمینه ها بشوند تا بزرگسالان حتی نسبت به این موضوعات شناخت درستی داشته باشند.

شمشیر این دینداران در هوا بلند شده است و در برابر این ایستادگی خواهند کرد که این عفت عمومی را لکه دار می کند.

اما در کنار آن شما مواجه می شوید با این غرق در مرداب شهوت بودن، این صیغه کردن، این فاحشگی اسلامی و شرعی، این همان تناقضات است.

در نهایت فرهنگ سازی می کند و در نهایت قانونی است که حامی اش باشد و در نهایت این جنایات را به وجود می آورد.

عناوین بی شماری دارد که حالا من در قسمت های مختلف سعی کردم درباره اش صحبت بکنم.

یعنی شما وقتی روبرو میشوید با این دشمنی جنسی که اینها پدید آورده اند، این دوری که بین انسان ها شکل گرفته، حالا از آن رابطه ی عاطفی و احساسی قرار است که انسان ها هر روز دورتر و دورتر بشوند.

یعنی دو کودکی که قرار بود تا این حد بی ریا در کنار هم باشند.

همدیگر و به نوعی مکمل هم باشند، وجودیت همدیگه رو قبول بکنند.

حالا مواجه میشید با حصارهایی که به واسطه این افکار مسموم کشیده میشه و دنیا رو توامان تصویر میکنه در آلت و عورت.

حالا کودکانی که بازی های کودکانه در کنار هم میکردند حالا مواجه میشن با یک سد بتنی به نام شهوت و آلت و عورت که براشون مدام تصویر میشه و اینها رو از هم دور و دورتر میکنه.

حالا قرار هست که اینها هرکدوم یک برآیندی داشته باشه، یک نتیجه ای داشته باشه، این دوری جنسیتی رو به وجود بیاره، این دشمنی ها رو پدید بیاره که در نهایت حتی کسانی باشند در دل زنان که باور داشته باشند با نابود کردن مردان حتی به اون آزادی و آرامش و برابری خودشون خواهند رسید.

اینها برآیند این تفکرات آلوده و بیمار هست که ما همیشه باهاش روبه رو میشیم.

در این کشورها اسلام زده ما روبه‌رو می‌شویم با مفهومی به اسم نابود کردن عشق.

جایی برای این عشق وجود ندارد.

یعنی شما مواجه هستید با خیانت. هرزه پروری.

زندگی در توامان در این آلت پرستی و شهوت پرستی دیگر جایی برای این عشق باقی نمی‌ماند.

زنان تبدیل به کشتزار هایی میشن که حالا مردان قرار هست که فقط و فقط از اینها استفاده ببرند، فرزند ازشون بیارن، نسل خودشون رو بقا بدن و هیچ جایگاهی برای اون عشق هم حفظ نمیشه.

نگاهشون رو نگاه بکنید.

این فرهنگی که ساخته شده در قبال ازدواج کردن، جنایاتی که شکل میگیره، کودک همسری که این ها تبدیل به قاعده و قانون کردن این برده داری، این تجاوز.

من در باب تجاوز صحبت کردم.

جنایتی که به اسم تجاوز داره شکل میگیره.

حالا شما روبرو میشید با اون مفهومی که ما تحت عنوان کنیز میشناسیم و در اسلام در قرآن آیه مستقیم دارد زنان حلال بر شما.

برای اون چهار زنی که در راستای خیانت می توانید به عقد خودتان در بیاورید حالا می توانید زنان کنیزی که به اسارت گرفتید هم بهشون تجاوز کنید.

حالا فرای اون با این جداسازی ها، با این تصویرگری توامان با شهوت، یعنی سرکوب احساسات و ذات انسانی و طبیعت انسانی روبه رو میشیم.

با تجاوز های بیکرانی که اتفاق می افته در دل این ممالک اسلام زده، در دل ممالکی که حالا اینقدر در این پستو زنان رو قرار دادن که مردان تصویر شده ی حقیر و بی ارزش در جستجوی به دست آوردن اونها هستن.

این تحقیر مردان هم بخشی از این جنایات است.

بخشی از این فرهنگ سازی بیمارگونه است.

مردان تصویر شده که هیچ قوه ادراک و اختیار و شعوری ندارند مگر این که زنان رو به عنوان یک ماده ببینند و نرینه وار به دنبال جفتگیری با اونها باشن.

حالا در نهایت این تصویر قرار هست یک تجاوزی رو بسازه و در نهایت یک فرهنگ بیماری رو بسازه که جای قربانی و جانی هم تغییر بکنه.

حالا کسانی که مورد تجاوز قرار میگیرن اون زنانی که مورد این تعرض قرار گرفتن به واسطه فرهنگ ساخته شده عمومی به واسطه این تعالیم پوسیده و بیمار حتی حاضر نیستن از جنایتی که بهشون شده صحبتی بکنن.

چرا که در نگاه کلی اونها محکوم هستن.

جای این قربانی و جانی تغییر کرده.

اونها محکوم میشن که چرا شما در پی جستجوی زیبایی بودی؟

چرا مثلا فلان لباس رو پوشیدید؟

و این عمق اون فاجعه ی فرهنگی ست که شکل گرفته توسط این نگاه آلت پرستانه.

در باب این نگاه ها ما صحبت کردیم به کرات در قسمت های دیگه.

الان هم فقط یک اشاره کوچکی کردیم که بدونیم داریم در باب چه مسئله ای صحبت میکنیم و تعریفی که ما نسبت به این آلت پرستی داریم این نگاه توامان جنسیتی جنسیت‌زده و شهوت پرستانه اسلامی دقیقا چه نقطه ای هست؟

اما در نهایت این نگاه ها و این فرهنگ سازی ها، این جنایات و این تناقضات یک سرانجامی هم خواهد داشت.

یعنی شما یک نمودی از این را در جامعه هم خواهید دید.

ما سعی می کنیم که یک بخش بندی نسبت به این موضوع داشته باشیم و ببینیم که در نهایت چه انسان هایی از دل این تعالیم بیمار پدید می آیند.

ما مواجه هستیم با یک بخش انسان های درمانده و برده همتای تفکر اسلامی.

فارغ از این نگاه آلت پرستانه و شهوت پرستانه که در راستای برده سازی است، در راستای بنده کردن انسان هاست.

در راستای تسلیم بودن و رام بودن انسان هاست در برابر یک قدرت واحد که بارها در قسمت های مختلف در کتاب های مختلف به آن اشاره کردم و صحبت کردم.

در دل این نگاه آلت پرستانه هم باز هم رو به رو هستیم.

با همین نگاه آلوده که قرار است مردم را درمانده و برده بکند.

یعنی نهایت این نگاه های بیمارگونه یک جماعت درمانده و برده ای را پدید می آورد که فرمانبردار هستند، که رام هستند که هیچ صحبتی برای انجام ندارند که باید قبول بکنند.

یعنی شما روبرو می شوید با زنانی که استقلال مالی رو ازشون گرفته اند.

تمامی قوانین بر علیه اونها هست.

تمامی قوانین در راستای این نابرابری و تحقیر زنان هست.

حالا این زنان هیچ راه و چاره ای ندارند.

هیچ پشت و پناهی ندارند.

فرهنگ ساخته شده، ارزش های ساخته شده، تناقضات موجود، جنایات همه چیز بر علیه اینهاست.

اگر ازدواج کردند محکوم به زندگی با آن جانی در برابرشون هستند.

اگر هم مورد هر ظلمی قرار می گیرند، فرهنگ ساخته شده از این نگاه آلت پرستانه و آلوده آنها را فرا می خواند که قبول بکنند.

وقتی شما روبه رو می شوید با این نگاهی که فرمانده و.

به نوعی مرد تصور می کند زن باید فرمانبردار باشد.

وقتی در برابر تمرد او حالا شما حکمی به عنوان زدن دارید، حالا آن زن باید درمانده و برده در برابر آن خدای در برابر باشد.

همتای آن تصویری که در خود اسلام توسط نامی به نام خدا و الله دارد تصویر می شود.

اصلا اسم اسلام مترادف با تسلیم بودنه.

یعنی شما باید تسلیم در برابر خدا باشید.

شما دست بسته به عنوان برده و بنده باید در برابر خدا زانو بزنید.

باید سجده بکنید، بزرگی او را مدام ستایش بکنید و این در راستای اون برده سازی است که حالا من در قسمت های مختلف در باب این موضوع صحبت کردم.

شما از هر بعدی که به این قضیه نگاه بکنید از موضوعات اجتماعی نگاه بکنید، موضوعات سیاسی نگاه بکنید، از همین بعد مشخص جنسیتی نگاه بکنید.

مردم را همواره در حال برده کردن هستند.

اون حس و روح طغیانگری، یاغی بودن، ایستادگی، مقاومت، شجاعت همه اینها دریغ میشه توسط این نگاه آلوده.

در نهایت قرار است که جماعتی فرمانبردار باشند، جماعتی باشند که در برابر ظلم ایستادگی نکنند، فریاد نزنند، شجاعت نکنند، اگر حقشون خورده میشه ساکت و مسکوت باشند، قبول بکنند.

یک قدرت بزرگتری هست.

یک خدایی هست که همه چیز رو در اختیار گرفته و ما موظفیم که به دستورها و اوامر او گوش بدیم و این اون روحیه برده وارانه و درماندگی هست که حالا در این موضوع مشخص برآیند کلی که این نگاه آلت پرستانه نسبت به این موضوعات دارد.

قرار است که از زنان جماعتی درمانده و برده را پدید بیاورد و ما شاهد این قشر هستیم.

در کشور های مختلف، در کشور خودمان، ایران در کشورهای اسلام زده دیگر که حالا زنانی هستند که درمانده بردگی و این یوغ اسارت رو قبول کردن به گردن میندازن و زندگی می کنند.

اگر همسری دارند که کتکشون می زنه بهشون خیانت می کنه، باید قبول کنن باید سر به پایین بندازن و زندگیشون رو ادامه بدن.

نه قانونی هست که حامی اونها باشه، نه مردمی هستند که حمایت بکنند، نه فرهنگی هست که به نوعی در کنار اونها باشه، نه ارزش هایی هست که این رفتارهای وحشیانه همسر رو تقبیح بکنه و در برابرش ایستادگی بکنه.

در نهایت همه اینها دست به دست هم میده و یک فرهنگ عمومی رو میسازه که حالا این فرهنگ عمومی کمر بسته برای برده ساختن، برای تسلیم ساختن از انسان ها، برای انسان ها، انسان ها رو بدل کردن به موجوداتی رام که در برابر هر ظلمی سکوت می‌کنند، هیچ شمه‌ای از شجاعت در وجودشان نیست.

قاعدتا ما داریم در باب تصاویری که این نگاه آلوده پدید آورده صحبت می‌کنیم.

حالا به قسمت های دیگرش هم می رسیم قاعدتا.

اما این یکی از اون تصاویری هست که قاعدتا این نگاه آلت پرستانه به دنبالش هست.

و سرانجام و برآیندی که این توسعه این نگاه در طول این سالیان مختلف از همان هزار و چهارصد سال پیش تا الان در کشورهای اسلامی داشته یک بخشی را مبدل به این برده و بنده کرده.

در بین مردان هم همین کار را کرده و حالا به ویژه در بین زنان هم همین بردگان را پدید آورده.

پس ما مواجه می‌شویم با جماعتی که اینگونه درمانده و برده هستند در برابر مظالم بیشمار سکوت می‌کنند.

شما نگاه بکنید.

من گفتم ما در این موضوعات مختلفی که مطرح می‌کنیم به نام جان در این ویژه برنامه یا در برنامه‌های عادیش قرار نیست که به سراغ مصادیق برویم.

اما اگر بخواهیم مثال در باب این موضوعات بیاوریم می‌توانیم ساعت ها و سال ها در باب یک مساله هم صحبت کنیم.

یعنی شما در نظر بگیرید زنی که زیر مشت و لگد یک مرد دیوانه داره زندگی می کنه و این فرهنگ آلوده و بیمار آلت پرستانه او رو به این سمت و سو می بره که باید قبول بکنه.

باید کنار بیاد، باید توسری خور باشه، باید درماندگی رو قبول کنه و این یوغ اسارت و بردگی رو به گردن بزاره.

حالا تصور کنید اگر آموزه ها، اگر تعالیم متفاوت بود از این انسان ها چه انسان های دیگه ای پدید می اومد.

ما قاعدتا معترف به این تعلیم هستیم که این تعلیم تاثیر گذار هست.

این ارزش ها و این فرهنگ ها هست که زندگی ها رو میسازه.

بارها دربارش صحبت کردیم. مثال آوردیم.

شما تصور کنید از کشور های مختلف جهان اگر امروز مردم سوئیس دارند در آن شرایط زندگی می کنند آیا به واسطه خون و نژادشان هست؟

به واسطه آب و هوایی است که توش زندگی کردند یا به واسطه تعالیم و ارزش ها و فرهنگی است که ساخته اند که ساخته شده که حالا هر روز در پی پیشرفت آن هستند؟

تعالیم هست که انسان ها را می سازد و این تعالیم بیمار است که از مردمان کشورهای مسلمان تا این حد موجوداتی ذلیل را پدید آورده، تا این حد موجوداتی درمانده و برده را پدید آورده که در برابر تمام زشتی ها و تمام ظلم ها سکوت کنند.

صدایی ازشون شنیده نشه.

این فرهنگ آنها را فرا می خواند.

به این در خود ماندن، در این سکوت، در این بردگی، در این قبول کردن یوغ های اسارت.

این فرهنگ بیماری است که سرانجامی همتای این بردگی را خواهد داشت.

پس ما با یک جماعتی روبه رو هستیم.

در نهایت به واسطه این فرهنگ ها، این جنایات و این تناقضات، این نگاه آلت پرستانه اسلامی که این شرایط اسفناک را قبول کرده اند، درمانده و برده و تسلیم در برابر این فرامین هستند.

اما فرای آن ها شما مواجه می شوید حالا با یک جماعتی که افسرده و مرده و بریده هستند.

حالا یک طیف دیگری در دل همین اجتماعات به وجود می آید که در این افسردگی و پژمردگی و نژندی در پی نابودی هستند، در پی خودکشی هستند، در پی خود تباهی هستند.

یعنی شما مواجه می شوید با سیل بی شماری از زنان.

حالا به ویژه زنان که در این موضوع مشخصه آلت پرستان بزرگ ترین لطمه ها و ضربه ها را قاعدتا آن ها خوردند.

قاعدتا تمام کفه سنگین وحشیانه ای نگاه آلت پرستانه بر سینه این زنان بوده و آنها را تا این اندازه لگدمال کرده.

این نگاه بیمارگونه اسلامی، این نگاه آلت پرستانه ای که.

از آنها موجوداتی افسرده پدید آورده.

شما نگاه کنید به تعداد خودکشی هایی که انجام می شود.

تا چه اندازه این ها بریده اند از زندگی، از این زندگی توامان با نابرابری.

حصر در این نگاه های شهوت آلوده.

گفتم ما در باب مصادیق نمی خوایم صحبت بکنیم.

هرچند صحبت کردن در باب این مثال ها میشه درباره اش ساعت ها و سال ها صحبت کرد.

این فرهنگ عامه ای که ساخته شده رو شما در نظر بگیرید موجب چه حد از افسردگی ها و.

مردن ها و مرگ ها میشه چه خودکشی هایی رو شکل میده؟

این فرهنگ مرد پرستانه ای که به وجود اومده.

این نگاه آلت پرستانه.

شما تصور کنید در باب این موضوعات جنایات و فرهنگ سازی ها و تناقضات من ساعت ها صحبت کردم در قسمت های گذشته در باب هر کدوم از این جنایات.

وقتی ما داریم میگیم برآیند کلی این طیف ها انسان ها رو پدید میاره یعنی یک بخشی که حالا فرمانبردار میشند و برده میشند و قبول میکنند در اون درماندگی زندگی بکنند یک بخشی افسرده و مرده و بریده میشند.

حالا شما مواجه میشید با دریای بیکرانی که بر اثر این تجاوزها خودکشی کردند.

درمانده در یک گوشه ای دارن زندگیشون رو میگذرونن.

بریده اند، افسرده اند، پژمرده اند.

شما نگاه بکنید به این جنایاتی که تحت عنوان کودک‌همسری اتفاق افتاده.

حالا با چه جماعتی روبرو میشید؟

از کودکانی که از کودکی بهشون تجاوز شده.

حالا چه سرنوشتی این ها دارن؟

چه سرانجامی خواهند داشت؟

و بعد مواجه میشیم با این سکون و سکوت در برابر این بیزاری. خشونت. وحشیگری. وحشی خویی؟ تجاوز قانونی؟

یا شما مواجه می شید با یک جماعت پررنگ؟

همین ایران خودمون رو مثال می زنیم که ساکت در برابر این نگاه ها زندگی میگذرونند گریبان نمی دهند.

فریاد نمی کشند چرا که ما داریم در باب یک تعلیمی صحبت میکنیم که انسان ها رو بار آورده برای بردگی.

برای رام بودن.

برای ساکت بودن.

برای این که در برابر ظلم صحبتی نکنن.

سر در آخور خودشون داشته باشند و زندگی شون رو به نهایت برسونن.

حالا در کنار اون فرهنگ بیمار اسلامی حتی فرهنگ های دیگه هم هجوم میاره.

فرهنگ های غربی هم هجوم میاره.

فرهنگ غربی که از شما خودپرستی و خودخواهی میخواد فرد پرستی میخواد.

اصلا نیازی نیست شما به دیگران نگاه کنید.

قرار هست که فقط به خودتون، زندگی خودتون و پیشرفت خودتون و آینده خودتون نگاه کنید.

خب قاعدتا از شما موجودی پدید میاره که حالا غرق در این نگاه آلوده زندگی خودتون رو در هر نکبت و سیاهی و بدبختی هست ادامه بدید.

حتی ذره ای فکر نکنید به این کودکانی که در دل این قوانین دهشتناک دارند پاره پاره می شند.

افسرده و مرده و بریده می شند، درمانده و برده می شند، زندگی نمی کنند، زندگی هاشون سوخته می شه.

توسط این افکار مسموم، پلید، وحشیانه و وقیحانه اسلامی.

نگاه که ما تحت عنوان آلت پرستی می شناسیم وقتی داریم از آلت پرستی صحبت می کنیم این نگاه های آلوده هست.

مفهوم کودک همسری که پیامبر اسلام بهش باورمند بوده.

پیامبر اسلام این رفتار رو انجام میده و این رو سر لوحه زندگی احمق های بعد از خودش میکنه.

شما وقتی در باب زندگی محمد صحبت می کنید باید عایشه رو بشناسید.

عایشه ای که در هفت سالگی محمد به او علاقه مند شد.

عایشه ای که در نه سالگی محمد به فرمان الله باهاش همبستر شد، سن تکلیف رو پدید آورد.

باید اینها رو بشناسید.

وقتی می بینید که یک دختر ده ساله دوازده ساله یک جنایتی حتی صورت میگیره.

جنایتی که حتی اون کودک به واسطه این رابطه، این تجاوز جنسی حتی جونش رو از دست می ده.

این به واسطه این نگاه بیمار هست.

این نگاه آلوده از ریشه این نگاه وحشیانه هست.

حالا حتی اگر کسی بخواد در باب این اعتراضی بکنه قرار هست اعتراض به رفتار اون شخص بکنه.

این یک تفکره.

یک باور و یک باور ریشه داره.

اگر قرار هست مبارزه ای بشه، اگر قرار هست ما در برابرش بایستیم باید در برابر این ریشه بایستیم که فردا روز دوباره شاهد ساقه ها و برگ های بیشتر نباشیم.

شما در برابر یکی از این اتفاقات مثلا در سیستان و بلوچستان ایستادگی کردید و نگذاشتید این اتفاق بیفتد.

فردا هم با همین اتفاق در کردستان چکار می کنید؟ نمی دانم.

حالا شرح بدهید.

الان خاطرم رفت در کشورهای دیگه چی کار می کنید.

در کشورهای عربی چی کار می کنید؟

در همین ایران؟

در تهران مثلا چی کار می کنید؟

در مشهد چی کار می کنید؟

وقتی این ریشه تنومند این فرهنگ ها و این ارزش ها و این قوانین بیمار وجود دارد، هر روز شاهد همین نگاه ها و این رفتارهای بیمارگونه خواهید بود.

از بحث اصلی دور نشیم.

گفتیم سرانجام این نگاه یک قشر رو پدید میاره که درمانده و برده هستند، قبول می کنند و زندگی خواهند کرد.

مصادیق بیشمار هست.

میشه درباره اش مثال های بیشمار زد از زنانی گفت که به واسطه اینکه وارد یک زندگی با یک بیمار روانی و جنسی شدند تحت عنوان مرد با همان قوانین احمقانه اسلامی حالا مجبور هستند که کل زندگی شان را به پیش ببرند، با هر خفت و بدبختی زندگی کنند، حاضر باشند تن بدهند به چند همسری، به هوو در یک خانه، به این خیانت بیمارگونه، به فاحشگی شوهرشان که با زنان بیشمار همخوابگی می کند به هزار و یک مصیبت اما درمانده و برده به واسطه این قواعد، به واسطه این تعالیم و فرهنگ ها سر به پایین می اندازند و برده وار زندگیشان را ادامه می دهد.

بخشی افسرده می شوند، خودکشی می کنند، می برند، از زندگی زنده نیستند، مردگی می کنند، در پی زنده بودن اند، فقط و فقط زنده اند اما زندگی نمی کنند.

حالا شما مواجه میشید با این جنازه های بیشمار.

در همون کتاب آلت پرستان نقل به مضمون می کنم.

وقتی من صحبت از این می کنم که محمد دختران رو از زنده به گوری نجات داد تا زنده به گور شون بکنه، یک واقعیتی هست که باید باهاش روبرو بشید.

اگر در آن روزگاران صحبت از این میشه که عرب های جاهلیت دختران رو در گور زنده زنده به گور می سپردند، امروز با همون عقاید بیمارگونه زنده زنده اینان رو دارن کفن میکنن.

در همین زندگی اینها رو کشتند.

کودکی که در یازده سالگی به عقد مرد وحشی خوی متجاوز پنجاه ساله دراومده آیا زنده است یا زندگی می کنه؟

آیا شما این رو مترادف با زندگی می دونید؟

فرای این جماعتی که تحت عنوان درمانده و برده و افسرده و مرده و بریده درباره‌اش صحبت کردیم، قاعدتا این نگاه یک سرانجام دیگری هم خواهد داشت.

از دل این نگاه آلوده وار، ما شاهد انسان هایی هستیم که حالا نسبت به این نگاه ها نگاه متفاوتی را علم می کنند.

به نوعی زیر این میز می زنند.

حالا همیشه ما در همه جای جهان نسبت به این ظلم ها یک نگاه رادیکالی را همیشه داریم که بر پایه احساسات به وجود می آید.

همواره در همه جای جهان، در همه نگاه ها.

یعنی مثلا شما وقتی روبرو می شوید با مثلا مسیحیت می بینید در برابر مسیحیت یک نگاهی در برابر شکل می گیرد.

مثلا تحت عنوان شیطان پرستی که خیلی هم علاقه دارند.

این دوستان مسلمان که هی به آن متمرکز شدن درباره‌اش صحبت بکنند، تصور بکنند که تمام جهان در اختیار همین اندک انسان‌هایی است که با همین تفکرات در حال پیشروی هستند و جهان را گرفته‌اند و کل جهان در اختیار اوست.

فارغ از این توهمات پارانویایی این دوستان اسلامی اما ما در همه جای جهان رو به رو می‌شویم.

وقتی یک اتفاقی داره فشار زیادی میاره و ظلم بزرگی رو پدید میاره.

حالا یک عده ای رادیکال در برابر اون قرار می‌گیرن.

هر چیزی که او تصویر کرده رو نفی می‌کنن.

در برابرش رفتاری انجام می‌دن.

این یکی از خصوصیاتی است که شما به نوعی هر کسی رو در شرایط وحشتناکی قرار بدید.

بیش از حد آزارش بدید.

این رفتار طبیعی است که از خودش نشون میده.

همون ضرب المثل هایی که در ایران هم باب هستش خیلی دوست ندارم حتی تکرارش کنم.

اما منظور همین هستش که شما وقتی یک کسی رو در یک گوشه ای قرار میدید حالا اون از خودش یک واکنشی نشون میده و عکس العملی نشون میده.

وقتی شما مدام دارید با این تفکرات بیمارگونه مردمان این کشور های اسلام زده رو تحت فشار قرار میدید با این موضوعات، با این تناقضات بیش از حد از یک سو تمام نگاه شما توامان شده در این پاکی تن ها در این پرده بکارت از اون سود دریایی از مردابی از شهوت رو دارید پیش میبرید، در این لجنزار دارید می خورید و می آشامید.

حالا کسانی هستند که از این به تنگ میان از این نگاه آلوده و بیمار بیزار میشند.

حالا رفتاری در پی احساسات خودشون نشون میدن.

حالا این رفتار رادیکال احساسی یک تصویری است فقط و فقط وارانه کردن چیزیست که شما دارید تصویر میکنید.

همون طوری که مثالش رو در باب شیطان پرستی و مثلا مسیحیت زدم همون قدر تفکرات به همین شکله دیگه.

یعنی داره یک جوری فقط نشون میده که من نمیخوام تو وجود داشته باشی.

من میخوام هر کاری که تو میگی، هر چیزی که تو مطرح میکنی دقیقا برعکسش باشه.

یک نوع رفتار مشخص انسانی ست که میشه کاملا درکش کرد.

یک رفتار روانی مشخص نسبت به زورگویی بیش از حد.

حالا شما شاهد یک همچین طیفی هم خواهید بود که زندگی ای رو توامان با بی بند و باری می دونن.

حالا قرار هست که در شهوت خودشون رو غرق بکنند.

قرار هست هر چیزی که اینها تصویر کرده بودند، دنیای پر از تناقض و احمقانه ای که تصویر کرده بودند رو برهم بزنند، در برابرش بایستند.

شما شاهد یک همچین تصویری هم خواهید بود.

یعنی فرای اون جماعت درمانده و برده، فرای اون جماعت افسرده خودکشی کرده، بریده و مرده؟

ما شاهد یک بخشی هستیم که حالا به نوعی شورش می کنند.

در برابر این نگاه ها همه چیز را وارونه می کنند.

حالا هر تصویری که آنها دادند را سعی می کنند از بین ببرند.

حالا قرار است که در اصل به نوعی آزادی را توامان معنا بکنند.

با بی بند و باری.

دوست دارم با صدها نفر رابطه داشته باشم.

بدون هیچ موضوعی.

بدون هیچ آیه ای.

هر چند که بارها درباره اش صحبت کردیم.

نهایت فاحشگی و فاحشه داری در همین نگاه اسلامی نهفته است.

یعنی شما هیچ نگاهی را نمی توانید همتای این پیدا بکنید.

اسلام شیعی به ویژه مشخص یعنی شما وقتی روبرو می شوید با این اسلام شیعی که مبحثی به عنوان صیغه را مطرح می کند.

این نهایت هر کاری است که شما می خواهید بکنید.

هیچ حد و حصری هم برایش وجود ندارد.

شما می توانید رابطه داشته باشید.

هر روز با یکی، با هزاران نفر.

هیچ محدودیتی هم برای شما نیست این بازار فروش جسم و تن و پاکی و شرافت بازار آزادی است در دل تفکر اسلامی و شیعی.

اما به واسطه آن تناقضات تصویری که دارند مشخص می کنند که ما درباره اش هم صحبت کردیم.

یعنی شما مواجه می شوید از یک سو با این حقارتی که برای مردان می سازند، حالا مردان را یک سری موجوداتی که بی عقل و خرد و انتخاب و اختیار و شعور و هر موضوعی بدون شناخت هیچ نوع رابطه فقط و فقط به دنبال رابطه جنسی هستند.

حالا یک سری حجاب ها و حائل هایی را قائل می شوند تا زنان را بپوشانند تا این مردان مبادا به آنها تجاوز کنند مبادا با آنها هم آغوش شوند.

حالا شما مواجه می شوید با این دریده شدن پرده هایی که شما ساختید.

حالا دیگر قرار است که با این تصاویر کسانی باشند که ایستادگی بکنند، همه را وارانه بکنند، همه را از بین ببرند حالا حتی اگر شما تصویری از یک حجابی می دید، حالا جماعتی هم باهاش رو به رو می شید که این نگاه رو در هم بشکنه از بین ببره.

حالا جماعتی که حاضر باشه حتی برهنه باشه براش موضوعی وجود نداره.

تمامی چارچوب ها، تمامی ساختارهایی که شما ساختید رو قرار هست بشکنه.

قرار هست همه رو وارانه بکنه.

این هم قاعدتا یک رفتار احساسی و رادیکالی هست که طبیعی هم خواهد بود.

در برابر هر نگاه دگمی این نگاه رادیکال شکل خواهد گرفت.

همانطور در این کشورها اسلامی هم قاعدتا شکل گرفته.

ما در باب تعداد این انسان ها صحبت نمی کنیم.

در این باب مجموع این نگاه ها صحبت می کنیم.

نمی دانیم در کدام کشور چه تعدادی هستن و چه تعدادی نیستن.

اما منطقی این بخش ها رو خواهد ساخت.

یعنی هم شما با اون جماعت درمانده و برده روبرو میشید هم با اون جماعت افسرده و خودکشی کرده روبرو میشید، هم با این جماعت شورشی که همه چیز رو وارونه میکنند هم روبرو میشید و حالا باز مواجه میشید با یک جهانی که بیشتر و بیشتر در این فاحشگی غرق خواهد شد.

از یک سو این نگاه بیمارگونه ی اسلامی از یک سو همین نگاهی که قرار هست همه چیز رو وارونه کنه و در برابرش بایسته.

حالا در نهایت میرسیم به اون تصویر کلی که از ابتدا هم دربارش صحبت کردیم در باب نگاه آلت پرستانه.

یعنی حالا همه چیز توامان گره خورده با همین آلت پرستی.

همه چیز در همین آلت و عورت نهفته است.

در همین شهوت خلاصه شده.

شما مواجه میشید دیگه با کتاب هایی که این فقها و فقهای شیعی تحت عنوان.

کتاب های فقهی خودشون نوشتند.

مواجه میشید با این دریایی که خلاصه شده از موضوعات جنسی و شهوتی.

یک ذهنی دارند که در پی پردازش داستان های سکسیست جنسی است توامان شده با همین داستان ها.

و حالا اون دنیایی که مد نظرشون هست هم ساخته میشه فقط با یک تناقض مشخص همه چیز رو در نهان انجام می دهند.

به بدترین و وحشیانه ترین و بی بند و بارانه ترین کارها هم دست می زنند اما یک ظاهری بزک شده و آراسته تحویل ما می دهند.

همان کاری که شما در بین نواندیشان دینی، در بین اصلاح طلبان و اینها هم با آن روبرو می شوید.

یعنی جماعتی که اومدن ظلم و جنایت رو بزک کنند، اومدن دیو های بد صورت رو آرایش بکنند، پیراسته بکنند و در برابر جماعت تصویر بکنند.

قرار است تن خونین ما را.

یک تصویر زیبایی ازش درست بکنند.

همه چیز را لگدمال بکنند.

کنند و ما شاهد همین موضوع هستیم.

یعنی در لایه زیرین داره این فاحشگی و بی بند و باری آلت پرستی اتفاق می افتد و در لایه رویین جماعتی هستند برای تطهیر، برای تغییر تصاویر.

فرای این ها شما روبرو میشید با این جنسیتی که در برابر هم قرار میگیره.

یعنی ما فارغ از این درماندگی، بردگی، افسردگی، این گروه شورشی که قرار هست همه چیز رو برعکس کنه، قاعدتا یک جماعتی هم هستند که از این مردانگی و از این مرد بودن بیزار میشن.

یعنی زنانی که قاعدتا هم این هم جزو همون احساسات طبیعی اونها خواهد بود.

وقتی تا این حد مورد ظلم این جماعت قرار میگیرن حالا میتونن پر از حس نفرت نسبت به مردان بشن و شما شاهد این برآیند هم در دل این نگاه آلوده آلت پرستان اسلامی خواهید بود.

گفتم ما در باب تعداد این آدم ها صحبت نمی نمیکنیم که هر کدوم از این تعداد می تونه در کشور های مختلف وابسته به تعالیم مختلف وابسته به ارزش هایی که خودشون ساختن متفاوت باشه.

یعنی در یک کشوری این درماندگی و بردگی اکثریت رو تشکیل بده.

در یک کشوری هم مثلا همین جماعتی که در برابر جنسیت مردان مثلا ایستادگی کنن بیان و این اکثریت رو در دست بگیرن.

اما در نهایت ما شاهد یک همچین بخشی هم خواهیم بود.

بخشی که همه چیز رو در همین قدرتی که در اختیار مردان هست می بینن.

حالا طبیعی هم به این لحظه خواهند رسید.

به واسطه احساساتشون هم به این لحظه خواهند رسید و حتی خواهند کوشید برای اینکه این خرقه ننگین رو از تن مردان هم در بیارن.

حالا شاید هدفشون هم همین باشه.

اصلا حتی هدفشون رسیدن به برتری برای زنان باشه که کاملا قابل لمسه.

کاملا قابل درکه این احساسی که در وجود اینها به وجود آوردند، بذرش رو پاشیدند.

دنیایی که ساخته شده در این نگاه آلت پرستانه برای یوغ و بردگی زنان، در نهایت اونها رو هم به این وادی خواهد کشاند که بیزار و متنفر باشن از این فرهنگ مردانه و فرهنگ مرد پرستانه.

و ما شاهد این بخش هم در این جوامع اسلامزده خواهیم بود.

پس قاعدتا اگر بخواهیم یک سرانجامی نسبت به این نگاه های آلوده اسلامی تحت عنوان آلت پرستی که همون نگاه جنسیتی است داشته باشیم مواجه می شیم با گروه هایی که تحت عنوان برده و بنده می شناسیمشان.

افسرده و مرده و پژمرده میشناسیمشون.

شورشیانی که همه چیز رو برعکس می کنن می شناسیم و در نهایت کسانی که در برابر جنسیت مرد ایستادگی می کنن در پی از بین بردن این جایگاه و پایگاه اونهاست.

حتی برای اینکه خودشون به اون جایگاه برسند.

این برآیند کلی است که می سازه.

اما قاعدتا یک گروه دیگری هم در دل این ها به وجود می آیند.

این اون گروهی است که ما باید به عنوان درمان به عنوان راهکار به سویشان دست دراز کنیم.

گروهی که در پی بیداری در پی آگاهی رسانی به میدان آمده اند.

آمده اند تا این نگاه آلوده را از ریشه بکنند.

آمده اند تا در برابر این فرهنگ، این ارزش، این نگاه آلوده ی اسلامی بایستند.

و این آن نقطه ای است که ما رو به اون تغییر به اون انقلاب می رسونه.

انقلابی که قرار است در دل مردم شکل بگیره.

حالا قرار است ارزش های آلوده ی دیروز تبدیل به ضد ارزش بشه.

حالا قرار هست ارزش های تازه ساخته بشه.

حالا به واسطه ی این ارزش ها، آرزوها و یک ایمان جمعی شکل می گیرد که این ایمان جمعی ما رو به یک انقلاب بزرگ میرسونه.

انقلابی که در دل ما شکل میگیره، انسان ها رو تغییر میده و در نهایت هر موضوعی که در برابرش ایستاده باشه رو از بین خواهد برد و یک شکل تازه ای رو پدید خواهد آورد.

سیستم آموزشی رو تغییر خواهد داد، قوانین رو تغییر خواهد داد، حکومت رو تغییر خواهد داد.

هر سدی که در برابر این نگاه تازه باشه رو از بین خواهد برد.

قاعدتا این تعداد هم در تمامی این جوامع اسلامی هم وجود دارند.

قاعدتا تمامی این بخش هایی که ما دربارشون صحبت کردیم در همه کشور ها هستند.

حالا تعدادشون متفاوته، یک جا یکی بیشتر یا یک جا یکی کمتر.

اما باید نگاه بر همین نگاه بیداری خواهانه باشه.

نگاهی باشه که در برابر ارزش کثیفی مثل کودک همسری با تمام وجود فریاد بزنه.

ریشه ی این کودک همسری که در دل این نگاه آلوده و آلت پرستانه اسلامیست رو از جا در بیاره.

حالا قرار باشه یک ارزش تازه‌ای رو مطرح بکنه.

ارزش تازه‌ای که از بلوغ انسان‌ها، قدرت اختیار انسان ها، قدرت انتخاب انسان ها از آزادی جان ها می گوید.

حالا باید فضایی را فراهم کرد که یک دختر در بیست و یک سالگی بتواند انتخاب بکند.

یعنی زیر بیست و یک سال اصلا اجازه نداشته باشند که ازدواج بکنند.

هیچ رابطه ای نتواند حتی شکل بگیرد چرا که او نیاز دارد به بلوغ برسد.

حالا ما مستلزم این بیداری هستیم.

این نگاهی هستیم که این نگاه درد آلود و بیمار را به صورت ریشه ای تصویر بکند و در برابرش آرزو و ایمان تازه را و اون درمان تازه رو مطرح بکنه.

نگاه رو تغییر بده در برابر این نگاه آلوده ی خیانت بار، چند همسری بایسته فریاد بزنه در برابرش حالا فرهنگ باید تغییر کنه.

ما در کشور خودمون در کشور ایران از نظر فرهنگی روبه رو هستیم با این که خیلی سخت قبول میکنه کسی بخواد چند همسری اتفاق بیوفته تعداد خیلی کمی هست.

هیچ وقت نتونستن این ارزش بیمارگونه اسلامی رو تبدیل به یک فرهنگ جمعی بکنن.

در بعضی از نقاط شاید این موضوع وجود داشته باشه اما در اکثریت مردم جایگاه و پایگاهی نداره اما باید قدرتمند تر باشه.

باید تبدیل به یک ایمان جمعی بشه.

باید این چند همسری لکه باشه، ننگ باشه، ضد ارزش باشه، از بین رونده باشه.

موضوعی باشه که ما در برابرش فریاد میزنیم. خشونت.

این خشونت افسار گسیخته، این نگاه احمقانه نسبت به غیرت، غیرت ابلهانه ای که تعریف شده با کشتن عزیزان، کشتن کسانی که دوستشون داریم.

غیرت در همون تعریف کلاسیک خودش ساده ی خودش.

دفاع از عزیز در برابر اغیار در برابر غیر.

چگونه به این سادگی تعبیر شده؟

به این نگاه آلوده و بیماری که قرار است یک پدر زنجیری و دیوانه فرزند خودش را بکشد؟

و بیداری آن نقطه ای است که ما این نقاط را بشناسیم، درمان رو بشناسیم، درمان رو مطرح بکنیم، در برابر این ریشه ی تنومند بایستیم و این ریشه را از جای در بیاوریم، به جای آن نهال تازه ای بکاریم.

نهال تازه ای که توامان با مفاهیم ایمان و آرزوی تازه ماست.

حالا در قسمت آینده ما سعی می کنیم در قسمت آینده ای که در همین ویژه برنامه ی آلت پرستان هست در باب نگاه خودمان نسبت به جان بگوییم، در باب این درمان صحبت بکنیم، در باب این تغییر صحبت بکنیم.

اما قاعدتا ما وقتی مواجه می شویم با سرانجام و برآیندی که این نگاه آلت پرستانه دارد، با همین اقشار مختلف هم روبرو میشیم.

کسانی که درمانده و برده شدن تسلیم شدن به واسطه این تعالیم بیمارگونه خداوندی.

کسانی که افسرده و بریده و مرده شدند.

کسانی که تنها شورش کردند.

همه چیز رو وارونه کردند.

هر نگاهی که اسلام و اسلامیون مطرح کردند رو برعکس کردند.

کسانی که در برابر جنسیت مردها ایستادگی می کنند و در پی از بین بردن آنها هستند و در نهایت کسانی که قرار است ریشه ی این تفکرات رو از خاک در بیارند و یک نهال تازه ای بکارند، درمان تازه ای مطرح کنند، ایمان تازه ای رو مطرح کنند.

به تمامیت این نگاه آلت پرستانه موضع داشته باشند.

تمامیتش رو زیر سئوال ببرند.

در برابر صاحب بودن بایستند.

فریاد برابری سر بدهند.

نه تنها زن و مرد که همه ی جانداران را برابر خطاب کنند.

برای برابری بجنگند. بایستند.

فریاد بزنند برای آزادی.

قوه ی انتخاب.

قوه ی اختیار.

بجنگند و بایستند و فریاد بزنند.

قاعدتا این طیف هم وجود دارد و باید ما به این سمت کشانده شویم تا این فرهنگ بیمار را از بین ببریم تا یک فرهنگ تازه ای را بنیان کنیم.

فرهنگی که ارزش های تازه ای را پدید خواهد آورد.

تمام آن نگاه های بیمارگونه را مبدل به ضد ارزش خواهد کرد.

خشونت را در برابرش ایستادگی خواهد کرد، محکوم خواهد کرد.

در هر شکل خودش در برابر این خشونت با تمام وجود ایستادگی خواهد کرد.

در برابر این غیرت احمقانه قتل های ناموسی.

حالا این تغییر، این انقلاب درونی باعث می شه که قوانین کشور هم به زانو در میان.

قوانینی که باید برای مردم باشند.

حکومتی که باید از آن ملت باشه.

حالا این ملت تغییر کرده، این ارزش ها تغییر کرده، این فرهنگ تغییر کرده.

در نهایت تمامی قوانین، قواعد، ساختارها، نظام سیاسی همه چیز رو دگرگون می کنه و ما به اون خواسته ی نهایی هم خواهیم رسید.

پس ما باید به این سمت کشیده بشیم و این قشر رو دریابیم و این صدا رو بلند و بلندتر بکنیم.

بیشتر و بیشتر می شد در باب این سرانجام صحبت کرد.

اما من سعی کردم اقشاری که به وجود می آیند رو تا حدی که میشه دربارشون صحبت بکنم و در قسمت آتی هم سعی می کنیم در باب نگاه خودمون نسبت به جان و در باب تقابل با این نگاه آلت پرستانه اسلامی بیشتر و بیشتر صحبت بکنیم.

 

قسمت هفتم : جان

 

خب دوستان توی این قسمت مشخص در ویژه برنامه آلت پرستان ما سعی داریم که در باب باور خودمون در باب درمان در برابر این نگاه آلوده صحبت بکنیم.

توی این ویژه برنامه آلت پرستان در قسمت های مختلفی که ازش پخش شد ما سعی کردیم در باب موضوعات مختلفی که این نگاه آلت پرستی رو به وجود آورده صحبت بکنیم.

از نگاه اسلامی، از تناقضاتی که وجود دارد، از فرهنگ سازی هایی که کرده.

از جنایاتی که به وجود آورده، سرانجامی که برای مردم پدید آورده و در نهایت با توجه به این دردهایی که مطرح کردیم نسبت به این موضوع مشخص.

حالا قرار هست که در باب اون درمان و اون نگاه خودمون نسبت به جان و ایمان خودمان صحبت بکنیم.

ایمانی که قرار هست در برابر این نگاه آلوده بایستد و این انقلاب فکری را به وجود بیاورد برای تغییر این نگاه آلوده، برای این آلت پرستی که اینگونه فرهنگ زندگی ما را لگدمال کرده.

در قسمت های مختلف صحبت کردم.

تکرار مکررات هست که دوباره بخواهم در باب این موضوع صحبت بکنیم.

اما یک اشاره خیلی کوچکی سعی می کنم نسبت به آن داشته باشم که در نهایت ما بدانیم که داریم در باب چه موضوعی صحبت می کنیم.

اما اگر دوست دارید کامل موضوع را درک بکنید قاعدتا باید به کل این قسمت ها مراجعه کنید.

تمامی قسمت هایی که تا الان منتشر شده و این قسمت آخر ویژه برنامه آلت پرستان هست رو گوش بدید تا بفهمید که ما دقیقا داریم در باب چه نگاهی صحبت میکنیم و یا اینکه میتونید به کتاب آلت پرستان که من در اون هم سعی کردم این نگاه آلوده رو تصویر کنم مراجعه کنید.

این کتاب هم به صورت نسخه پی دی اف به صورت رایگان در وب سایت جهان آرمانی و صفحات رسمی من در شبکه های اجتماعی در تمامی پلتفرم ها وجود داره و هم اینکه به صورت صوتی هم منتشر شده اون هم در تمامی پلتفرم ها موجود هست.

در وب سایت جهان آرمانی هم هست به صورت رایگان میتونید مطالعه کنید.

اما ما در باب این نگاه آلت پرستی و نگاه آلت پرستانه و موضوع جنسیتی ای که در دل اسلام وجود داره در باب مسائل شهوانی صحبت کردیم.

گفتیم این نگاه برگرفته از همون ریشه های اسلامی هست.

از قرآن بر میاد از احادیث گرفته شده از زندگی پیامبر گرفته شده.

ما شاهد جنایات بیشماری هستیم که تبدیل به قانون شده، تبدیل به قاعده شده، فرهنگ شده، ارزش رو ساخته و انسان ها رو به سمت و سوی این جنایات میکشونه.

مروج خیانت هست، وحشی گری خشونت هست، خشونت علیه زنان هست، قتل های ناموسی رو پدید میاره، تجاوزات رو شکل میده، زنان رو بی بها و بی ارزش میکنه، این نابرابری بزرگ رو تصویر میکنه، تحقیر زنان رو پدید آورده، تحقیر مردان رو به وجود آورده.

این دشمنی جنسیتی دور شدن جنس ها از همدیگه رو پدید آورده، جای قربانی و جانی رو تغییر داده، عشق رو لگدمال کرده، خیانت رو قانونی قلمداد کرده، جماعتی برده پدید آورده.

این اسارت فرهنگی در نهایت ثمره ی این نگاه آلوده ی شهوت پرستانه هست.

ما در قسمت گذشته گفتیم که حالا یک برآیندی داشته و اقشار مختلفی را در جامعه پدید آورده، فرای آنهایی که باورمند به این نگاه هستند، با شناخت درستش اما فارغ از آنها ما مواجه هستیم با جماعتی که درمانده و برده هستند.

جماعتی که افسرده و مرده و بریده هستند.

جماعتی که همه این نگاه ها را بر عکس دارند می‌کنند.

جماعتی که در برابر این جنسیت به عنوان مرد ایستادگی می‌کنند تا جایگاه مرد را از بین ببرند یا خودشان را به آن جایگاه برسانند و در نهایت هم رسیدیم به آن نقطه ای که قرار است به بیداری ما را بکشونه.

قرار است که درمان این دردها باشد و قرار است توی این قسمت در باب همین نگاه صحبت بکنیم.

همین باور به جان، همین ایمانی که من ازش مدام صحبت می کنم.

در طول این سالیان سعی کردم کتاب هایی بنویسم در زمینه اش تا این باور را با همگان به اشتراک بگذارم.

در همین برنامه های مختلف به نام جان هم سعی می کنم از این باور صحبت کنم.

باوری که جان را والاترین ارزش جانداران می‌شمارد.

ما یک جانی داریم که مهم ترین گوهر ما برای زندگی کردن هست.

برای همه جانداران هیچ چیزی همتا و همپایه اون نیست چرا که نبود این جان مترادف با نیستی و نابودی تمام شدن پایان.

هیچ معنایی رو نمیشه همتراز با این جان قلمداد کرد.

هر چیزی که اتفاق می افته از جمله شجاعت، ایستادگی، مقاومت، یاغیگری، طغیان، آزادیخواهی، برابری خواهی و یا هر معنای دیگری توامان با وجود این جان هست که معنا میشه.

پس ما باید در نقطه ابتدایی این جان رو محترم و والا بشمریم.

جانی که تمام هستی ما در همون گره خورده.

جانی که مبنای ما برای زیستن هست، مبنای ما برای زندگی هست.

مبنای ایمان ماست.

والاترین ارزش وجودی ما را می سازد.

این جان والا همه هستی ما در این زندگی هست.

حالا با نگاه به این جان و ارزش والای این جان که مقدس ترین ارزش باور ما هست.

حالا ما نزدیک می شویم به مفهومی به اسم آزادی.

آزادی که به مفهوم آرزوهای ماست.

به مفهوم اختیار ماست.

ما وقتی از آزادی صحبت می کنیم، یک نسخه پیچیده شده کاملی نیست که در اختیار کسی قرار دهیم.

آزادی یعنی آرزوی شما یعنی اختیار شما.

اینکه شما دوست دارید چگونه زندگی کنید.

انتخاب شما چیست؟

آزادی را شما تعریف می کنید.

حالا جمع هایی تشکیل می شوند که این آزادی را به نوعی تعریف می کنند و این آزادی جمعی خودشان را می سازند.

اما باز هم ما مواجه هستیم با این تجمیع آرزوها که آزادی رو تصویر میکنه.

آزادی به مفهوم کلی خودش مترادف با اختیار و انتخاب هست.

هرجایی که جبر وارد این مساله بشه آزادی از بین میره.

دو موضوع متضاد در برابر هم هستن که با ورود هر کدوم اون دیگری از بین خواهد رفت.

پس ما آزادی رو مترادف با اختیار میدونیم.

آزادی رو آرزوهای خودمون قلمداد میکنیم.

قوانینی که به اون پایبند هستیم و اونها رو قبول داریم.

به واسطه اونها به آزادی و رستگاری خودمون میرسیم.

جمع این آرزوها در کنار هم آزادی ما را تصویر میکنه.

اما یک قاعده و قانون مشخص هست که تضمین کننده وجودیت این آزادی خواهد بود.

قانون مشخصی که باعث میشه آزادی به وجود بیاد و در عین حال همواره وجود داشته باشه تضمین میکنه که از بین رفتنی نخواهد بود و آن هم آزار نرساندن به دیگران است.

دیگرانی که در دل این دیگران ما برابری رو تصویر میکنیم.

برابری که وابسته به همون مفهوم ما نسبت به جان هست.

یعنی ما وقتی گفتیم بالاترین و والاترین ارزش زیستن ما جان ماست.

حالا وقتی میرسیم به مفهوم برابری و قانون آزادی که لازمه وجود آزادی هست، حالا برابری رو در همون هم معنا میکنیم در اون دیگران و آزار نرسوندن به دیگران.

حالا این دیگران همه جانداران خواهند بود.

انسان ها، گیاهان و حیوانات، همه کسانی که جان دارند.

اینها برابر همتای ما بر جانشون و جان مقدسشان شیرین هست، باارزش هست و ارزش ما توامان.

خلاصه در همین معناست.

این آزادی وجود نخواهد داشت مگر اینکه به دیگران به آزادی اونها احترام بزاریم و به اونها ظلم و آزاری نرسانیم.

آرزوی ما آنجایی تبدیل و مبدل به آزادی می شود که در آن آزار دیگران نقشی نداشته باشد چرا که شروع این آزارها آزادی ما را شاید بسازد به واسطه قدرت، به واسطه کثرت اما هیچ وقت تضمین کننده وجودیت آزادی نخواهد بود چرا که گاها آزادی ما مترادف می شود با اسارت دیگران، دربند بودن دیگران، آزار دیدن دیگران و.

این خط مشخص از آن چارچوب مشخصی است که معنا گر آزادی است.

پس در یک جمله کوتاه ما به جان باور داریم و جان را باارزش و والا تلقی می کنیم و به واسطه این تعریفمان نسبت به جان، آزادی را مبنای زیست خودمان قرار می دهیم.

آرزویی که آزادی که آرزوی ماست، قوانین منتخب ماست.

قوانینی که ما به آن باورمند هستیم، آرزوهایی که ما به آن باور داریم، یک خط مشخص.

یک قانون مشخص تضمین کننده وجود این آزادی است و آن هم احترام به دیگران و آزار نرساندن به دیگران.

دیگرانی که برابری را معنا می کنند و این برابری به معنای همه جانداران، انسان ها، حیوانات و گیاهان است.

این مبنای کلی ای است که در باب نگاه خودمان داریم مطرح می کنیم.

اما در دل این ما مواجه می شویم با معانی بی شماری که در تک تک زمینه ها می شود بهش نزدیک شد.

وقتی ما از این جان والا صحبت می کنیم، از این جانی که بزرگترین و والاترین گوهر ما در زندگی هست، با ارزش ترین چیزی است که ما در جهان داریم.

حالا همتای او در کنار او، تن ما هم با ارزش و محترم خواهد بود.

ما به این تن افتخار می کنیم.

به بدن خودمون.

به جسم خودمون.

به جسمی که این جان رو پدید آورده.

حالا این اون نقطه ای است که ما باید بهش احترام بزاریم.

از بالا و با ارزش تلقی کنیم.

این آن نقطه ایست که در برابر نگاه های آلوده ی اسلامی تصویر می شود.

وقتی من بارها در باب این موضوع صحبت می کنم که باورهای من چرا مدام داریم در برابر اسلام صف آرایی می کنیم، صحبت می کنیم، نقد می کنیم به واسطه ای که او تمام قد در برابر این باورها می ایستد.

به واسطه ای که او کمر بسته برای نابود کردن هر باوری.

به واسطه اینکه اگر ما در برابر اعدام بایستیم، در برابر قربانی کردن بایستیم.

اگر ما باور به جان و برابری داریم، اگر باور به آزادی و آزار نرساندن داریم، حالا یک ایمانی در برابر ما وجود دارد که دست می زند به قربانی کردن حیوانات دست می زند، به کشتار حیوانات، شکار حیوانات، خوردن گوشت و تن حیوانات.

دست میزند به لگدمال کردن جان و تن انسان ها طبقات را به وجود می آورد.

زنان را بی ارزش می کند.

برابری را لگدمال می کند و ما در برابر ظلم پیش رویمان می ایستیم.

قاعدتا اگر در یک کشور دیگری به دنیا آمده بودیم، بیشتر در باب آن نگاه دگم و قدرتمندی که در برابرمان بود می ایستادیم.

بیشتر نوک پیکان را نسبت به آن می گرفتیم.

اما وقتی ما همه ی زیستن مان، همه ی هستی‌مان توأمان گره خورده با این باور آلوده، این نگاه آلت پرستانه حالا نوک پیکان نسبت به آن هست.

پس وقتی ما در باب این جان صحبت می کنیم و این جان را مقدس و محترم میشمریم، قاعدتا تنمان را هم به همان اندازه والا و مقدس می شماریم.

قابل احترام و افتخار می دانیم که کسی قرار نیست که بخشی از بدن خودش را شرمگاه خودش به حساب بیاورد.

قرار نیست که به داشتن این تن خودش ناراحت باشه، قرار نیست که مایه سرافکندگی اش باشه.

قرار هست که باور داشته باشیم که ما از این تن برای عشق ورزیدن استفاده می کنیم.

برای کمک کردن استفاده می کنیم.

برای در کنار هم بودن استفاده می کنیم.

برای ایستادگی، مقاومت، طغیان، یاغی گری، برای مبارزه استفاده می کنیم.

از این بدن استفاده می کنیم تا جهان بهتری بسازیم برای کمک به دیگران.

زنانی هستند که باید افتخار بکنند به بدن خودشون، به جان خودشون، به تن خودشون.

چرا که این تن معنا گر اون مهر هست.

معنا گر اون عاطفه و زیبایی هست.

شرمگاهی که مدام داره تصویر میشه توسط این نگاه آلت پرستانه اسلامی و یا دیگر نگاه هایی که تحت هر عنوانی وجود دارند در برابر طبیعت و حقیقت و واقعیت وجودی ما هستند.

آن سینه هایی که به عنوان شرمگاه تلقی می شوند.

جان بخش بر کودکان ما است.

معنای زندگی است.

شرمگاه که مدام دارد برای ما بزرگ و بزرگتر تصویر می شود.

راه وصال ماست.

راه عشق ورزیدن است و این نگاهی است که باید در برابر نگاه مسموم و بیمار آلت پرستانه تصویر شود.

قرار است ما تن خودمان، جان خودمان را باارزش بدانیم.

وقتی به وجود خودمون نگاه می‌کنیم باید بهش ببالیم.

باید به این دستان ببالیم که قرار هست کمک کننده به دیگران باشه.

به این وجود خودمون ارزش بزاریم که قرار هست تغییرات رو شکل بده.

قرار است جهان رو عوض کنه.

قرار هست دنیای بهتری بسازه.

قرار هست در خدمت دیگر جان‌ها باشه.

این بدن، شرمگاه ما نیست.

باارزش‌ترین و والاترین چیزی است که ما در جهان داریم.

بهش افتخار می‌کنیم.

و با همین تن، با همین جان، با تکیه به وجود خودمون هست که قرار هست جهان پیش رومون رو تغییر بدیم و جهان رو بسازیم.

این اون ایمانی است که ما نسبت به جان داریم تصویر می‌کنیم.

اون تصویری است که داره به ما نشون میده که باید این جان رو مقدس و بزرگ شمرد.

تنها هستی جانداران.

از او نام برد.

به عنوان تنها هستی جانداران، تنها هستی قابل احترامی که باید احترامش رو نگه داشت تا آزادی وجود داشته باشه.

حالا قرار هست که ما به این جان و تن خودمون و دیگر جانداران احترام بزاریم.

تقدس رو در وجود همین جان ها و تنها ببینیم.

وقتی ما به این درجه از خودبینی برسیم به این درجه از افتخار به خویشتن برسیم، به این درجه از عزت نفس برسیم.

حالا دیگران رو هم همتای خودمون باارزش و بزرگ قلمداد خواهیم کرد.

هر چقدر از این دنیای حقیرانه و تحقیرآمیز دور و دورتر بشیم، برای دیگران هم ارزش قائل هستیم چرا که باور داریم این تن و این جان قدرت تغییر داره، قدرت عوض کردن داره و حالا می دونیم که دیگران هم به همین اندازه بالا و والا و باارزش هستند.

حالا وقتی جان خودمون رو مقدس میدونیم، وقتی درد رو میشناسیم حاضر به تکثیر این درد نخواهیم بود.

حاضر نیستیم جان دیگران رو از بین ببریم.

وقتی آزادی خودمون رو شناختیم حالا به آزادی دیگران هم احترام میزاریم.

حالا حاضر هستیم برای آزاد بودن اونها هم از جان خودمون بگذریم.

پس ما به این تقدس جان باور داریم.

تن خودمون رو والا و باارزش میدونیم.

به فراخور این والا دونستن تن خودمون به واسطه ی این خودباوری، به واسطه ی این ایمان به خویشتن، این عزت نفس، این اعتماد به نفس، حالا دیگران رو هم همتی با ارزش، برابر و بزرگ میپنداریم.

حالا در کنار هم هست که قراره این تغییرات رو شکل بدیم.

قرار است که ما از در آموزش و تعلیم وارد این فضای تغییر شویم.

قرار است که با تعلیم، با گفتن، با صحبت کردن، با تغییر فرهنگی، با شعر گفتن، با کتاب نوشتن، با فریاد زدن، در میان گذاشتن، جهان را عوض بکنیم، انسان ها را تغییر بدهیم، انقلاب را درون انسان‌ها شکل بدهیم.

آموزش و تعلیم راه بزرگی است برای رسیدن به این انقلاب درونی، این تغییر تفکرها، این تغییر به جان و تن، این نگاه ها و این دروازه های آلوده.

تحقیر خویشتن را باید درهم شکست.

این حقارتی که از آن نقطه ابتدایی در برابر این خدای بزرگ در آسمان‌ها شکل می‌گیرد و مدام در حال تکثیر این تحقیر است، حالا تحقیر شده‌ای است که قرار است دیگران را تحقیر کند تا سرپوشی در برابر تحقیرشدگی خودش بگذارد و ما قرار است که با این ایمان به خویشتن، با این احترام به جان دیگران و همتا و هم پیاله خود، بزرگ و با عظمت و با احترام بدانیم.

قرار است که ما از در آموزش و تعلیم وارد شویم.

قرار است به هر دریچه ای دست بزنیم تا این تغییرات را ببینیم و انسان ها را با این نگاه تازه آشنا کنیم.

با این نگاهی که جان را والا می داند، با ارزش می داند.

آزادی و برابری را مقدس می شمارد.

آزادی ای که به واسطه احترام گذاشتن به دیگران، آزار نرساندن به دیگران شکل می گیرد.

آزادی که به معنای آرزوی تو هست، آرزوی من هست.

باور و ایمان من این آزادی را می سازد.

قرار نیست این آزادی را کسی به ما فدیه بده، هبه بده، به زور به ما تحمیل بکنه.

قرار هست که ما خودمان این آزادی را تصویر بکنیم، ترسیم بکنیم.

آزادی چیزی فرای اون آرزوهای ما نیست، باور ما نیست.

ما قرار است که در این نگاه به جان، این باور به جان عشق را مقدس و بزرگ بشمریم.

قرار است که از این تنی که در اختیار داریم به واسطه این بدن، به واسطه این جان در اختیار عشق بورزیم، عشق بگیریم، در آغوش بگیریم، فرای نگاه شهوانی عشق بورزیم.

ما قرار است که دوستانمان را هم در آغوش بگیریم.

قرار است که حیوانات را هم در آغوش بگیریم.

قرار است که به دل طبیعت برویم و در دل طبیعت هم عشق را دوباره بیافرینیم.

قرار است که در آغوش مادران باشیم، در آغوش پدرمان باشیم.

خودمان پدری باشیم که فرزند را به آغوش می کشیم.

قرار است که فارغ از این نگاه آلوده ی بیمارگونه ی شهوانی، عشق را رو بفهمیم، عشق رو بشناسیم و قاعدتا در دل عشقی که به معنای عشق جنس مخالف یا موافق تفاوتی هم نمی کنه.

عشقی که در نهایت قرار هست یک شکل متفاوتی هم داشته باشه در دل اون هم با تن خودمون، با جان با ارزش خودمون به استقبال این عشق بریم.

قرار هست که عشق رو در وجود یک تن ببینیم.

قرار هست که پایبند به این عشق باشیم.

قرار هست که در آغوش عشقمون زندگی رو ببینیم.

جان رو دوباره با معناش نزدیک بشیم.

به مفهوم زندگی نزدیک و نزدیک تر بشیم.

قرار هست که با همین تن با ارزش، با وصال همین تن با ارزش دوباره نوزایی بکنیم دوباره پدید بیاریم، عشق تازه ای رو پدید بیاریم که ثمره این با هم بودن هست.

اون جایی ما به این مرحله می رسیم که به تن خودمون به جان خودمون ارزش بزاریم و اون رو محترم و مقدس بشمریم.

جایگاه این عشق رو مقدس بشمریم.

عشقی که آلوده به این نگاه آلوده ی شهوت پرستانه نیست.

گاها این عشق در دل ما نسبت به یک حیوان شکل میگیره.

گاها این عشق در وجود ما نسبت به یک دوست شکل میگیره و گاهی هم نسبت به همسرمون.

و قرار هست با این تنی که به او افتخار میکنیم.

حالا وارد یک جهان تازه ای از شناخت جهان بشیم.

جهان رو دوباره بشناسیم.

قرار است در برابر این آلودگی و فساد و نگاه شهوت آلود خیانتکارانه به ایستیم.

قرار است که ما عشق را در وجود یک زن اگر در نگاه همسر هست ببینیم قرار است که به آن معنای حقیقی و راستین عشق پایبند باشیم و این نگاه به جان قرار است که این نگاه های آلوده را تغییر دهد و این انقلاب را درون ذهن ها شکل بده.

قرار است که ما به جنسیت خودمان، به هویت خودمان نزدیک بشویم، احترام بگذاریم به زنانگی خودمان، به مردانگی خودمان.

قرار است که به این هویت عشق بورزیم.

لازمه ی رسیدن به عشق ورزیدن به دیگران قاعدتا عشق به خویشتن هست.

شما اگر بخواهید دیگران را محترم بشمارید، در وهله ی اول باید خودتان، جان خودتان، تن خودتان را محترم بشمارید.

جنسیت خودتان را محترم بشمارید، به هویت خودتان احترام بگذارید.

مادام اینکه ما خویشتن مان را تحقیر می کنیم، در برابر خدایگان سر به فرود می آوریم، تعظیم می کنیم، برده و بنده می شویم.

قاعدتا در پی جست و جوی دیگرانی هستیم که در برابر ما تعظیم کنند.

در برابر این آلوده شدن ما سر تعظیم فرود بیاورند.

در برابر این حقارت ما تحقیر بشوند تا شاید ما ذره ای آرام بشویم.

اینها بدیهیاتی است که در طبیعت ما در ذات ما نهفته است.

اما آنجایی که ما به آن مرحله ای برسیم که به خویشتن مان، به جانمان، به تن مان، به جنسیت مان احترام بگذاریم، آنجاست که ما می توانیم به این معنا برسیم که به دیگران هم احترام خواهیم گذاشت.

حالا مبانی فکری ما نسبت به جان، نسبت به آزادی، نسبت به برابری تصویر می شود.

برای اینکه دیگران را دریابیم، حالا خویشتن را در وجود دیگران هم ببینیم.

این جان با ارزش وقتی شناختیم حالا جان دیگران رو هم محترم میشماریم.

وقتی به وجود خودمون احترام گذاشتیم، دیگران رو هم محترم خواهیم شمرد.

حالا ما با یک دنیایی رو به رو میشیم برای همراهی زنان و مردان در کنار هم، برای رسیدن به آرزوها، برای رسیدن به رویاها، برای ساختن رویاها و آرزوها.

در همین جهان، برای ایمان به خویشتن که قدرت این تغییر رو داره، قدرت ساختن این جهان تازه رو داره.

حالا قرار هست که ما در کنار هم با احترام به خویشتن مون، به جنسیت مون، به جانمون، به تن مون، در کنار هم همراه باشیم.

برای تغییر، برای کمکرسانی، برای ساختن یک جهان.

دوباره خارج از این نگاه های آلوده و بیمارگونه ی شهوت پرستانه و آلت پرستانه.

قرار است ما دنیایی تصویر کنیم که درون آن زنان و مردان به شکل دو جنس فقط و فقط تصویر نشوند.

قرار است دور از این نگاه های آلوده بشیم.

مردها رو اینگونه تحقیر نکنیم که همه دنیاشون خلاصه شده در این مسائل جنسی.

مردان و زنان در کنار هم زندگی می کنند، به هم عشق می ورزند، حتی عشق رو آلوده به این مسائل نخواهیم کرد.

در نهایت باید برسیم به دنیایی از برابری.

برابری که استوانه اصلی شکل گیری این باور مشخص است.

برابری ای که این برابری رو در جان معنا می کنه.

قرار نیست هیچ تقسیمی رو وارد خودش بکنه، هیچ تقسیماتی رو شکل بده و دوباره این خط کش تقسیم بندی جانداران شکل بگیره تا ما شاهد هر روز سر برافراشتن موضوعات تازه ای باشیم.

بارها درباره اش صحبت کردم یا به یک موضوع مشخص شما باور و ایمان دارید یا ندارید یا برابری را محترم می شمارید یا نمی شمارید وگرنه همه دارند در باب برابری صحبت می کنند.

در دل اسلامی ها هم ما مواجه می شویم با این برابری.

اما در این برابری ما خط کشی های بی شماری را می بینیم.

خدا آیا با انسان ها برابر است؟

این شروع برتری طلبی است.

این شروع نابود کردن برابری هاست.

حالا هزاران نابرابری شکل خواهد گرفت.

حالا در دلش ما انسان را می بینیم.

اشرف مخلوقات است و دیگر جانداران بی ارزش و بی اعتبار هستند.

برابری دوباره لکه دار شد.

حالا می بینیم زن و مرد دوباره تغییرات شکل می گیرد و در نهایت ما مواجه می شویم با تغییراتی که هر روز در حال اتفاق افتادن است و شما باید شاهد آن باشید.

اجتناب ناپذیر است.

این تقسیمات تقسیمات مختلف یک بار به واسطه نژاد و یک بار به واسطه خون، یک بار به واسطه رنگ پوست، یک بار به واسطه ی باور، ایمان و هر موضوع دیگه ای.

اما وقتی ما داریم نزدیک به مفهومی به نام برابری می شویم.

برابری تمام جان هاست.

همه ی جان ها برابر هستند.

همه رو یکسان و یک سو باید دید.

همه رو محترم همتای خویشتن خود باید دید. همه رو.

همون حدی که ما احترام به جان و تن خودمون می ذاریم محترم بدونیم.

درد یکسان هست.

همه درد می کشن، همه رنج می کشن، همه خواسته شون زندگی کردن هست، همه زندگی خوب و زیبا رو میخوان، همه زندگی در آرامش رو می خوان و حالا این برابری قرار هست در همین معنای مشخص شکل بگیره.

در اون معنایی که در دل آزادی نهفته است.

آزادی و برابری رو ما از هم نمی تونیم جدا بدونیم.

آزادی بدون از برابری معنایی نخواهد داشت.

آزادی نخواهد بود.

اسارت دیگران خواهد بود.

ما می تونیم آزاد باشیم به واسطه اسارت دیگران همانگونه که امروز هم رو به رو میشویم، در سراسر جهان جماعتی که به عنوان سرمایه داران آمریکایی مثلا در آمریکا هستند آزاد آزادند.

این ثروتمندان اما به قیمت اسارت و فقر جماعت کارگر در آن کشور.

به عنوان مثال در ایران ما نهایت آزادی را این آخوند ها و ملاها و دینداران و ارزشی ها دارند.

نهایت آزادی را اما به قیمت اسارت و نابودی مردم ایران.

پس وقتی از آزادی صحبت میکنیم با برابری همتا و هم سو میشود.

آنجایی که آن قانون مشخص به ما فریاد میزند، آزادی به مفهوم احترام بر دیگر جان ها، آزار نرساندن بر دیگر جان هاست.

و این مفهوم برابری و آزادی در کنار هم قرار است جهانی در آزادی را تصویر کند.

تنها ارزش شناخته شده به نزد جان است.

همان طوری که من بارها توی این قسمت مشخص و یا دیگر قسمت ها و یا در تمامی کتاب ها دربارش صحبت کردم.

رسیدن به این ارزش به جان به این برابری که در نهایت قرار است جهان ما را بسازد.

برابری که قرار است در آن هیچ تقسیمی وارد نشود.

قرار است که ما این بار جان را محترم بشماریم.

جانی که به نزد ما هست، به نزد گیاهان هست، به نزد حیوانات است.

تمامی این جان ها را با ارزش و مقدس بشمریم.

آزاری به این ها نرسانیم تا آزادی همواره و همیشگی برای همه ما وجود داشته باشد تا دوباره آزادی در اختیار قدرت پرستان زور پرستان نباشد.

تا این بار شاهد آزادی ای باشیم که در سراسر جهان برای همه موجودات یکسان هست.

در دل نگاهی که ما نسبت به جان داریم.

رو به رو میشویم.

با نفی این نگاه های آلوده، خیانت وحشیانه ای که در دل این نگاه آلت پرستانه شکل گرفته، شهوت رانی بی حد و حصری که تبدیل به قاعده شده، فاحشگی اسلامی را در دل خود ساخته.

کودک همسری که تجاوز به کودکان این وحشی گری رو داره تصویر میکنه.

در باب این نگاه مشخص نسبت به جان من در کتاب های مختلفی صحبت کردم تو این قسمت خاص در باب همه ی اشکالش نمیتونم صحبت کنم.

چه در کتاب های داستانی برخی از این داستان ها سعی شده که باور من نسبت به این مفهوم مشخص بیان بشه.

گاهن در کتاب مرامنامه، در کتاب قلمروی آرمانی در کتاب جهان آرمانی من سعی کردم به اشکال مختلف از فردی تا نگاه اجتماعی و سیاسی تا نگاه به جهان درباره اش صحبت کن و این جا ما داریم در باب یک اشل و نمونه ای از این موضوعات صحبت می کنیم که این باور قرار است در برابر این نگاه آلت پرستی قرار بگیرد.

وقتی مثلا در باب مسئله کودکان صحبت می کنیم، ما باور داریم که کودکان زیر هجده سال حتی بیست و یک سال هم می توانیم در نظر بگیریم چراکه این بلوغ می تواند دیرتر هم حتی اتفاق بیفتد و هرچقدر ما این سن را بالاتر ببریم به نفع جامعه هست و زندگی بهتری را پدید می آورد.

وقتی ما باورمند به این مصونیت هستیم، در امان داشتن این کودکان هستیم.

پس راه به جایی نمی ماند که عده ای مجنون حتی در نهایت با توجه به اینکه ما آزادی را آرزوی آنها می دانیم، آرزوی آنها معنا گر آزادی آنها هست.

قرار نیست که با آن بخواهند دیگران را آزار بدهند.

یعنی ما باورمند هستیم که قاعدتا اسلام و مسلمان ها هم می توانند آزادی خودشان را تعریف کنند اما آزادی تا جایی که دیگران رو آزار ندن.

یعنی قرار نیست در این نگاه آلوده شون بیان و حیوانات رو قربانی کنن.

ما هم بگیم درسته این آزادی اونهاست.

بیان به کودکان تجاوز بکنند و کودک همسری بکنند بگیم بله این هم آزادی اوناست.

نه در شرایط خودشون می تونن هر نوع آزادی ای که میخوان رو داشته باشن، کشوری داشته باشن، زندگی بکنن، قوانین تشکیل بدن، قوانینشون در راستای هر نگاه آلوده و بیمارگونه ای هم باشه.

حتی سنگسار و اعدامی که منزجر کننده و تنفر انگیز هست.

اما جماعتی که بهش باور دارن و معتقد هستن آزادی و رستگاری رو در همون نگاه میبینن، میتونن در همون دیوانگی و جنونی که ما تعریف میکنیم زندگی کنن.

همون طوری که شاید اونها هم نگاه ما رو دیوانگی و جنون بدونن و ما هیچ وقت به یک نقطه مشخصی نخواهیم رسید.

اما این آزادی ما گفتیم یک چارچوب مشخصی داره.

اون احترام به جان دیگران هست، آزار نرساندن به دیگران هست.

این آزادی قرار هست وجود داشته باشه.

پس در دل این نگاه در برابر این دیوانگی خواهیم ایستاد.

در برابر این کودک همسری، این خشونت ها، این تجاوزها، این قتل های ناموسی، این تجاوزی که تفکر این ها را ساخته.

پس وقتی ما داریم در باب باورمان ایمان به جان صحبت می کنیم، حالا اگر در باب اسلام مدام صحبت می کنیم به واسطه اینکه در برابر ما هست، به واسطه اینکه قدرتی است که اجازه نمیده تا این تفکرات شکل بگیره، تا دندان مسلح در برابرش ایستادگی خواهد کرد.

برای یک مسلمان زاده مثل من حکم ارتداد در برابر است.

چرا که من باور به این نگاه آلوده و بیمار ندارم.

حالا یک باور تازه ای رو مطرح می کنیم از اون کسی که پا را روی خرخره ما میزاره همون نگاه اسلامی و بیمارگونه هست و قرار هست ما یک آزادی ای رو تصویر بکنیم که در دل اون جان محترم هست و کسی اجازه این را نخواهد داشت که این جان رو مورد آزار و ظلم خودش قرار بده.

این نگاه نفی کننده تمام ضد ارزش هایی است که در دل این نگاه اسلامی تصویر شده.

برای رسیدن به یک انقلاب بزرگ ما نیاز داریم این تفکرات رو تغییر بدیم.

ایمان جمعی تازه ای را شکل بدیم، ایمان جمعی تازه ای که تمام ارزش های وحشیانه خشونت بار احمقانه گذشته رو تبدیل به ضد ارزش می کنه.

اگر تا دیروز ما مواجه بودیم با خیانت، ترویج این خیانت توسط نگاه اسلامی، توسط باور اسلامی توسط قوانین اسلامی، این تبدیل به یک ضد ارزش خواهد شد.

اگر با کودک همسری روبرو بودیم، اگر با قتل های ناموسی، اگر با این نابرابری روبه رو بودیم تمام این ها تبدیل به ضد ارزش میشن و ارزش های تازه ما از دل جان، احترام به آزادی، برابری و مفاهیمی که درباره اش به کرات صحبت می کنیم جای آنها را می گیرند و این انقلاب شکل می گیرد.

این انقلاب درون افراد و حالا این افرادی که منقلب شده اند، این ایمان جمعی را مدام در حال گسترش دادنش هستند و ما شاهد هر نوع انقلابی هم خواهیم بود.

انقلاب فرهنگی اجتماعی.

شما شاهد هستید تا در نهایت حکومت و سیاست هم.

به زانو در بیایند و در برابر این انقلاب جمعی نتوانند ایستادگی کنند.

در باب این نگاه به جان من سال ها صحبت کردم در کتاب های مختلف.

یعنی به عنوان مثال شما اگر با یک کتابی مثل سرگردانی روبه رو شوید که در قالب یک داستان صحبت شده، به نوعی نزدیک به همین باور به جان می نشیند و یا هر کتاب دیگری که از من نوشته شده، همواره سعی شده در کنار بیان دردها از درمان هم گفته شد و برخی از کتاب ها که مستقیما در باب این نگاه به جان هست.

مثل مرام نامه که سعی شده از نگاه شخصی در باب این مساله صحبت بشه.

یا به عنوان مثال در قلمرو آرمانی که حالا نگاه سیاسی به باور ما مطرح میشه یا جهان آرمانی که در نهایت نگاه ما به جهان رو مطرح میکنه.

و اگر دوست دارید در باب این مسائل و باور به جان بیشتر بدونید باید به این کتاب ها مراجعه کنید و اون ها رو مورد مطالعه قرار بدید.

پرسش‌هایِ متداول پیرامونِ «ویژه برنامه پادکست به نام جان آلت‌پرستان»

چرا نیما شهسواری در پادکستِ «به نام جان» از واژه «آلت‌پرستان» استفاده می‌کند؟

او معتقد است دین با تمرکزِ وسواس‌گونه بر مسائلِ جنسی در تمامِ قوانین، عملاً پیروانی تربیت کرده که جهان‌بینیِ آن‌ها در آلتِ جنسی و شهوت خلاصه شده است.

نقدِ نیما شهسواری به مفهومِ «غیرت» چیست؟

او غیرت را نه یک ارزش، بلکه حسِ مالکیتِ حاکمانه بر تنِ زن می‌داند که ریشه در ساختارِ ارباب-برده دارد و منجر به قتل‌هایِ ناموسی می‌شود.

تفاوتِ «عشق» و «شهوت» در ویژه‌برنامه‌یِ آلت‌پرستان چیست؟

عشق وصالِ دو «جان» و احترام به کرامتِ تن است، اما شهوت در نگاهِ مذهبی، یک ابزارِ مکانیکی برایِ تولیدمثل و تخلیه‌یِ غریزه‌یِ «نر» در «ماده» است.

منظور از «فاحشگیِ شرعی» در این پادکست چیست؟

توصیفِ نهادِ «صیغه» و «متعه» که به زعمِ مؤلف، تن‌فروشی را تحتِ پوششِ قوانینِ دینی، قانونی و مقدس جلوه داده است.

چرا اسلام مرد را در عینِ ادعایِ برتری، تحقیر می‌کند؟

زیرا با قوانینی چون حجابِ اجباری، تصویرِ مرد را به موجودی بی‌اراده و تحریک‌پذیر تقلیل می‌دهد که با دیدنِ یک تارِ مو، اختیارِ خود را از دست می‌دهد.

چرا ویژه‌برنامه‌یِ «آلت‌پرستان» چاپِ کاغذی نمی‌شود؟

مؤلف بر اساسِ میثاقِ سبزِ خود، قطعِ درختان برایِ تولیدِ کاغذ را «قتلِ طبیعت» دانسته و بر نشرِ دیجیتال برایِ حفاظت از جانِ گیاهان تأکید دارد.

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

نیما شهسواری
بنیان‌گذار فلسفه‌ی جان‌گرایی

نیما شهسواری

شاعر، نویسنده و واکاوِ مفاهیم بنیادین هستی. او با باوری عمیق به برابری تمام جان‌ها، آزادی مطلق از جبرها و دسترسی آزاد به دانایی، تمامی آثار صوتی، مکتوب و پادکست‌های خود را به صورت رایگان برای همگان منتشر کرده است.

پورتالِ جامع آثار صوتی نیما شهسواری

روایت‌های شنیداری، پادکست‌ها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جان‌گرایی.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجهه‌ای بی‌پرده با متنی که قرن‌هاست سایه‌ی سنگین خود را بر زیست‌جهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشه‌هایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آن‌ها پرداخته شده است.

این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستی‌شناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن می‌کند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری می‌بندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل می‌گردد. ما در اینجا از ستمی سخن می‌گوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
ریشه‌ها و گواه ظلم

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود سوم : قرآن، سند نهایی ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

کتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیم‌گرِ نقشه‌ی راهی برای خروج از بن‌بست‌های تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت می‌برد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف می‌شود.

در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمره‌ی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمان‌هایی است که در قاعده‌ی بنیادین عدم آزار به وحدت می‌رسند. این متن، رویاروییِ صادقانه‌ای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظه‌ای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاح‌های خود را به پای «حقیقت» زمین می‌گذارند.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
اشعارِ صوتی
آواهایی از بطنِ واژه‌هایِ رزم و ایستادگی

مسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکره‌ی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی می‌پردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی می‌شود.

در جهان‌بینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دست‌ها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بی‌جان» به هوا می‌روند، نتیجه‌ای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیت‌پذیری هستی‌شناختی می‌گذرد.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
شعر و موسیقی
تلفیقِ آگاهی و هنر در سروده‌هایِ نوین

این شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعه‌ی «شعار» که فصلی از کتاب رزم‌نامه محسوب می‌شود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم می‌کند.

در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار می‌شورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرن‌هاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن می‌گوییم؛ بیداری‌ای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

در دسترس نبودن لینک

در حال حاضر این لینک در دسترس نیست

بزودی این فایل‌ها بارگذاری و لینک‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت

در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود مستقیم فایل‌ها از سرورهای وب‌سایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در  این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد. 

شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما می‌توانید به این متن دسترسی داشته باشید

در صورت مشاهده‌ی هر اشکال در وب‌سایت از قبیل ( خرابی لینک‎‌های دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه می‌توانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این صفحه دارای لینک‌های بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.

در پیش روی شما چند گزینه به چشم می‌خورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان می‌دهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخش‌ها دسترسی داشته باشید،

شما می‌توانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینک‌های مختلف دریافت کنید.

بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.

فرای این بخش‌ها شما می‌توانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرم‌ها بشنوید و یا تماشا کنید.

بخش نظرات و گزارش خرابی لینک‌ها از دیگر عناوین این بخش است که می‌توانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال می‌توانید در بهبود هر چه بهتر وب‌سایت در کنار ما باشید.

شما می‌توانید آدرس لینک‌های معیوب وب‌سایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسان‌تر عمومی وب‌سایت تلاش کنیم.

در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسش‌های بیشتر می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید.

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود مستقیم فایل‌ها از سرورهای وب‌سایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای مطالعه‌ی آنلاین در بستر وب‌سایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعه‌ی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید می‌توانید از این بستر استفاده کنید.

شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، می‌توانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحث‌ها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.

در صورت مشاهده‌ی هر اشکال در وب‌سایت از قبیل ( خرابی لینک‎‌های دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه می‌توانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.

ارسال گزارش خرابی
توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید

تا ما با شناخت مشکل در برطرف‌ کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.

در صورت تمایل می‌توانید آدرس ایمیل خود را درج کنید

تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.

آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!

این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد

فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:

https://idealistic-world.com/poetry

در متن پیام می‌توانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وب‌سایت به ما ارائه دهید.

با کمک شما می‌توانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیح‌تر سایت گام برداریم.

با تشکر ازهمراهی شما

وب‌سایت رسمی جهان آرمانی

ثبت آثار
توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است

بخش ارتباط، راه‌هایی است که می‌توانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است می‌توانید در بخش توضیحات شبکه‌ی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.     

شما می‌توانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمت‌هایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،

در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحله‌ی ابتدایی فرم پر کرده‌اید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.

پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعه‌ی قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینک‌های زیر اقدام کنید.

دعوت به همکاری
توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است

بخش ارتباط راه‌هایی است که می‌توانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود

شما می‌توانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمت‌هایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،

در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحله‌ی ابتدایی فرم پر کرده‌اید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.

پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعه‌ی قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینک‌های زیر اقدام کنید.