وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

جام جهان، نه نور، بلکه شرم: چگونه عرفان به تبهگنی تبدیل شد؟

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ متفرقه

در آغاز، جام جهان نماد کمال، راه نجات، و تجلی حقیقت بود. در شعر حافظ، این جام، پر از شراب معنوی بود شرابی که روح را آزاد می‌کرد، نه بدن. در تصویر عرفانی، این جام، پنجره‌ای بود به سوی خدا، و نوشیدن از آن، تجلی عشق بود. اما نیما شهسواری، با یک مصرع تلخ و نافرجام: «حرم و مکروه و نجس جام جهان شرمت باد»، نه تنها این نماد را نفی می‌کند، بلکه آن را به یک نشانهٔ شرم و تبهگنی تبدیل می‌کند. این تغییر، تنها تغییر یک استعاره نیست؛ این تغییر، فروپاشی کلی نظام عرفانی ایرانی است. عرفان، که روزی راه نجات بود، امروز تنها یک پردهٔ نازک بر روی فساد است. نیما می‌گوید: شما دیگر نمی‌توانید به جام جهان باور کنید چون این جام، دیگر نه نور است، بلکه شرم است. و شرم، نه یک احساس فردی، بلکه یک ویژگی جمعی جهانی است.

عرفان: از تجلی به تجمل

عرفان اسلامی، به ویژه در شعر فارسی، همواره در نقش راهنمای روحی و فلسفی عمل می‌کرد. عرفان، نه یک دین، بلکه یک تجربهٔ درونی بود. عرفان، نه یک مجموعهٔ طقوس، بلکه یک سفر بدون مقصد بود. عرفان، نه یک راه، بلکه یک رهایی بود. اما نیما، با این شعر، به ما می‌گوید: این عرفان، دیگر نه یک راه است این عرفان، یک تجمل است. یک تجمل زیبا، نرم، و شیرین که بر روی یک فساد عمیق و خونین کشیده شده است. «جامع جهان» در عرفان سنتی، یک ظرف مقدس بود که از آن، شراب معنوی می‌نوشیدند. اما در شعر نیما، این جام، یک ظرف نجس است که از آن، ادرار و مدفوع می‌ریزد. این تغییر، نه فقط معنایی است این تغییر، یک تغییر اخلاقی-متافیزیکی است. عرفان، دیگر نه یک راه به خدا است عرفان، یک راه به خود انسان است. و این خود انسان، دیگر نه یک موجود پاک، بلکه یک موجود فاسد است.

نیما در اینجا، به ما می‌گوید: شما دیگر نمی‌توانید به عرفان باور کنید چون عرفان، دیگر نه یک راه است عرفان، یک ادای تقلید است. هر شاعری که می‌گوید: «همهٔ جهان، یک جام است» او، نه یک عارف است او، یک ریاکار است. هر مردی که می‌گوید: «من از جام جهان نوشیدم» او، نه یک عارف است او، یک فاسد است. و این ریا، دیگر نه یک ریای فردی است این ریا، یک ریای جمعی است. ریایی که در هر مسجد، در هر کتاب عرفانی، در هر آهنگ صوفیانه، در هر پادکست «روحی»، تکرار می‌شود. و این ریا، همان است که جام جهان را به نجاست تبدیل کرده است.

شرم: نه یک احساس، بلکه یک وضعیت

«شرمت باد» این مصرع، یکی از عمیق‌ترین خطوط شعر است. نیما نه می‌گوید: «شرم کن» او می‌گوید: «شرمت باد». یعنی: شرم، دیگر نه یک احساس درونی است شرم، یک وضعیت بیرونی است. شرم، دیگر نه یک احساس فردی است شرم، یک وضعیت جمعی است. شرم، دیگر نه یک احساس توهین‌آمیز است شرم، یک وضعیت تسلیم‌شده است. ما دیگر نمی‌توانیم شرمنده باشیم چون شرم، دیگر نه در ما است شرم، در جهان است. و این جهان، دیگر نه یک جهان خوب است این جهان، یک جهان نجس است. و این نجاست، دیگر نه یک نجاست فیزیکی است این نجاست، یک نجاست وجودی است.

نیما در اینجا، به ما می‌گوید: شما دیگر نمی‌توانید شرمنده باشید چون شما، دیگر نه انسان‌هایی هستید که می‌توانند شرمنده باشند. شما، انسان‌هایی هستید که دیگر نمی‌توانید شرمنده باشید. شما، انسان‌هایی هستید که دیگر نمی‌توانید به خودتان باور کنید. شما، انسان‌هایی هستید که دیگر نمی‌توانید به عرفان باور کنید. و این عدم باور، دیگر نه یک ضعف است این عدم باور، یک واقعیت است. و این واقعیت، همان است که جهان را تخریب می‌کند. و این واقعیت، همان است که ما را تخریب می‌کند. و این واقعیت، همان است که ما را به خلأ می‌اندازد. و این خلأ، همان است که ما را به خودمان می‌اندازد. و این خودمان، همان است که ما را به تب می‌اندازد. و این چرخه، بی‌پایان است.

نجاست: از تطهیر به تباهی

در عرفان سنتی، طهارت، یک فرآیند تدریجی بود. طهارت، یک راه بود. طهارت، یک سفر بود. طهارت، یک نجات بود. اما نیما، این طهارت را به یک فرآیند تباهی تبدیل می‌کند. «حرم و مکروه و نجس جام جهان شرمت باد» این مصرع، نه یک انتقاد به جام جهان است این مصرع، یک انتقاد به طهارت است. نیما می‌گوید: شما دیگر نمی‌توانید به طهارت باور کنید چون طهارت، دیگر نه یک فرآیند است طهارت، یک ادای تقلید است. هر غسلی که می‌کنید هر نمازی که می‌خوانید هر دعایی که می‌فرمایید همهٔ آن‌ها، تنها یک نوع تقلید هستند. و این تقلید، هیچ چیزی را تطهیر نمی‌کند این تقلید، تنها یک نوع تب است.

نیما در اینجا، به ما می‌گوید: ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که طهارت می‌خواهیم ما، انسان‌هایی هستیم که تباهی می‌خواهیم. ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که عرفان می‌خواهیم ما، انسان‌هایی هستیم که ریا می‌خواهیم. ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که جام جهان می‌خواهیم ما، انسان‌هایی هستیم که ادرار می‌خواهیم. و این خواستن، دیگر نه یک خواستن انسانی است این خواستن، یک خواستن تباهی است. و این تباهی، دیگر نه یک تباهی بیرونی است این تباهی، یک تباهی درونی است. و این تباهی، هیچ وقت متوقف نمی‌شود. و این تباهی، همان است که جهان را تخریب می‌کند. و این تباهی، همان است که ما را تخریب می‌کند. و این تباهی، همان است که ما را به خلأ می‌اندازد. و این خلأ، همان است که ما را به خودمان می‌اندازد. و این خودمان، همان است که ما را به تب می‌اندازد. و این چرخه، بی‌پایان است.

شرمت باد: شرم، نه یک انتقاد، بلکه یک تشخیص

«شرمت باد» این جمله، یکی از عمیق‌ترین جملات شعر است. نیما نه می‌گوید: «شرم کن» او می‌گوید: «شرمت باد». این جمله، یک تشخیص است نه یک انتقاد. نیما می‌گوید: شما، دیگر نه انسان‌هایی هستید که می‌توانید شرمنده باشید شما، انسان‌هایی هستید که دیگر نمی‌توانید شرمنده باشید. و این عدم شرم، دیگر نه یک ضعف است این عدم شرم، یک واقعیت است. و این واقعیت، همان است که جهان را تخریب می‌کند. و این واقعیت، همان است که ما را تخریب می‌کند. و این واقعیت، همان است که ما را به خلأ می‌اندازد. و این خلأ، همان است که ما را به خودمان می‌اندازد. و این خودمان، همان است که ما را به تب می‌اندازد. و این چرخه، بی‌پایان است.

نیما در اینجا، به ما می‌گوید: ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که عرفان می‌خواهیم ما، انسان‌هایی هستیم که ریا می‌خواهیم. ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که جام جهان می‌خواهیم ما، انسان‌هایی هستیم که ادرار می‌خواهیم. و این خواستن، دیگر نه یک خواستن انسانی است این خواستن، یک خواستن تباهی است. و این تباهی، دیگر نه یک تباهی بیرونی است این تباهی، یک تباهی درونی است. و این تباهی، هیچ وقت متوقف نمی‌شود. و این تباهی، همان است که جهان را تخریب می‌کند. و این تباهی، همان است که ما را تخریب می‌کند. و این تباهی، همان است که ما را به خلأ می‌اندازد. و این خلأ، همان است که ما را به خودمان می‌اندازد. و این خودمان، همان است که ما را به تب می‌اندازد. و این چرخه، بی‌پایان است.

چرا این شعر، هنوز زنده است؟

چرا این شعر، در سال ۲۰۲۴، هنوز زنده است؟ چرا هنوز ما به جای عرفان، ریا می‌خوانیم؟ چرا هنوز ما به جای جام جهان، یک پادکست «روحی» می‌شنویم؟ چرا هنوز ما به جای تجلی، یک لینک کلیک می‌کنیم؟

نیما، در این شعر، نه یک شاعر است، بلکه یک گواه است. او می‌گوید: من دیدم. من دیدم که چطور جام جهان، به شرم تبدیل شد. من دیدم که چطور عرفان، به ریا تبدیل شد. من دیدم که چطور طهارت، به نجاست تبدیل شد. و من هنوز زنده‌ام. و این زنده بودن، تنها به این معناست که من می‌توانم این را بگویم. این شعر، هیچ راه‌حلی نمی‌دهد. هیچ آینده‌ای را پیش‌بینی نمی‌کند. اما آنچه می‌دهد، چیزی است که هیچ نظامی نمی‌تواند بدهد: واقعیت. واقعیت بی‌فریب. واقعیت بی‌پناه. واقعیت بی‌نور.

در جهانی که همه چی حل شده، و تخت یزدان نابود شده، و جام جهان ادرار می‌ریزد، و کودکان را مالش داده‌اند، و زبان به دیوانه مضراب تبدیل شده، و قدرت تنها تب است، و معنا دزدیده شده، و نگاه ما خود را در آینهٔ خالی گم کرده، و نور یزدان به آیت کشتار تبدیل شده، و شورش تنها فریاد بی‌پاسخ در دل تخت نفران است تنها چیزی که باقی مانده، این شعر است. و این شعر، دیگر نه یک شعر است این شعر، یک گواهی است. گواهی برای آنچه که ما از دست داده‌ایم. گواهی برای آنچه که ما نتوانسته‌ایم بسازیم. گواهی برای آنچه که ما هستیم: یک شرم. و این شرم، دیگر نه یک شرم است این شرم، خود ما است.

پرسش و پاسخ

آیا نیما شهسواری در این شعر، به عرفان حمله می‌کند؟

نه. او به عرفان حمله نمی‌کند او به تحریف عرفان حمله می‌کند. نیما، عرفان را نه یک دشمن، بلکه یک قربانی می‌بیند. او می‌گوید: عرفان، دیگر نه یک راه است عرفان، یک ادای تقلید است. و این ادای تقلید، هیچ وقت متوقف نمی‌شود. این شعر، نه یک حمله به عرفان است بلکه یک تشخیص از عرفان است.

آیا این شعر، نسبت به صوفی‌گری، بی‌احترام است؟

نه. این شعر، نسبت به صوفی‌گری، احترام می‌گذارد چون آن را به صورت واقعی‌اش می‌بیند. نیما، صوفی‌گری را نمی‌کشد او صوفی‌گری را از روی چهرهٔ ما می‌کند. او می‌گوید: صوفی‌گری، دیگر یک چیز نیست صوفی‌گری، یک نوع ریا است. و این دیدن، تنها راه است که می‌توانیم از صوفی‌گری، رهایی یابیم.

چرا این شعر برای جهان امروز مهم است؟

چون ما هنوز هم، هر کاری را که می‌کنیم، به عنوان یک جام جهان تولید می‌کنیم. هر پست، هر ویدئو، هر مقاله، هر کتاب همهٔ آن‌ها، فقط یک نوع جام جهان هستند. هر بار که شما می‌خواهید عرفان بیابید، شما فقط ریا را تقویت می‌کنید. نیما، در این شعر، به ما می‌گوید: این جام، نه نجات می‌دهد بلکه خلأ را تقویت می‌کند. و اگر می‌خواهیم زنده بمانیم باید این جام را بشناسیم.

نتیجه‌گیری: شرم، آخرین گواهی

نیما شهسواری، در این شعر، یک مراسم جنازه را برگزار می‌کند جنازهٔ عرفان. او هیچ آیینی را جایگزین نمی‌کند. او هیچ مسجدی را بنا نمی‌کند. او تنها می‌گوید: حرم و مکروه و نجس جام جهان شرمت باد. و این شدن، نه یک فاجعه، بلکه یک اعلامیه است. چون تا زمانی که ما به عرفان باور داریم، ما نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم. تا زمانی که ما به جام جهان باور داریم، ما نمی‌توانیم به خلأ باور کنیم. تا زمانی که ما به طهارت باور داریم، ما نمی‌توانیم به نجاست باور کنیم.

نیما، با این شعر، ما را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند: آیا می‌توانیم بدون عرفان، انسان باشیم؟ آیا می‌توانیم بدون جام جهان، زندگی کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون طهارت، وجود داشته باشیم؟

این سؤالات، در این شعر، هیچ پاسخی ندارند. اما این عدم پاسخ، خودش یک پاسخ است. چون نیما، به ما می‌گوید: پاسخ، نه در آسمان است، بلکه در زمین است. پاسخ، نه در کتاب‌های مقدس است، بلکه در چشمان کودکان است. پاسخ، نه در تخت یزدان است، بلکه در تنهایی آدمی است. و این تنهایی، اگر بتوانیم آن را بپذیریم نه به عنوان تهیه، بلکه به عنوان آزادی ممکن است، تنها راه نجات باشد.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

کتاب‌های جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

اولین قدم همراهی: اشتراک‌گذاری اثر

نگارش شده در: 30 مهر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب ویسپوژی
تازه‌ترین کتاب

کتاب ویسپوژی

«ویسپوژی» اثرِ رادیکال و بیدارکننده‌یِ نیما شهسواری، کالبدشکافیِ رابطه‌یِ خونینِ تمدنِ بشری با سایرِ جانداران است. نویسنده با نقدِ مفهومِ «اشرف‌الانواع»، نشان می‌دهد که چگونه صنعتِ سلاخی و باورهایِ سنتی، شکنجه‌یِ جان‌هایِ بی‌دفاع را تقدیس…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جورم
دفتر شعر

کتاب شعر جورم

جورم اثر نیما شهسواری، مجموعه‌ای از بیست داستان کوتاه در قالب شعر است که با نگاهی فلسفی و انتقادی، مسائل انسانی، اجتماعی و اخلاقی را بررسی می‌کند. این اثر، با استعاره‌های قدرتمند و زبان شاعرانه،…

هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟
هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟

در دوران کنونی که هوش مصنوعی به مثابه نیرویی عظیم و بی‌سابقه، گستره‌های وسیعی از زندگی بشر را تحت‌الشعاع قرار داده است، وسوسه استفاده از آن برای تولید محتوا، به ویژه در حجم بالا و با سرعت خیره‌کننده، امری اجتناب‌ناپذیر…

مطالعه بیشتر...
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه

در عصر حاضر که هیاهوی دیجیتال به اوج خود رسیده و هر صدایی برای شنیده شدن با انبوهی از صداهای دیگر به رقابت می‌پردازد، نویسندگان مستقل با چالش منحصر به فردی روبرو هستند: چگونه می‌توانند آثار خود را، که غالباً…

مطالعه بیشتر...
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟

در هزاره سوم، با انفجار بی‌سابقه محتوای دیجیتال، صدای انسان به مثابه بستر جدیدی برای انتقال دانش، روایت و تجربه ظهور کرده است. در این میان، دو قالب برجسته که در نگاه اول شاید شباهت‌هایی سطحی داشته باشند، یعنی پادکست…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
جام جهان، نه نور، بلکه شرم: چگونه عرفان به تبهگنی تبدیل شد؟

در آغاز، جام جهان نمادِ کمال، راهِ نجات، و تجلیِ حقیقت بود. در شعر حافظ، این جام، پر از شرابِ معنوی بود — شرابی که روح را آزاد می‌کرد، نه بدن. در تصویر عرفانی، این جام، پنجره‌ای بود به سوی...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.