وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

سنگ‌نبشته‌یِ جان؛ سرودِ عصیان در عصرِ مسلخ

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.
می‌دانی ماه روی سپیدان‌مویم؟
من به بهای زندگی در میان تمدن انسان باید کار کنم و سخت خواهم کرد و روزگارانی را تن‌آسای‌بودگی به نزد جانم خواهم بود و این‌بار شادمانی‌ام در گروی صورت تو، سخت در خزان باران است.
هر شب صورتت را به خواب می‌بینم.
شادمان‌شدن را برایت وانهاده‌اند؟
تا کنون مجال شادی بر رویت گشاده‌اند؟
نه.
می‌دانم این مفلوکانِ خودترینه‌بین جهان شما را دون از شادی می‌پندارند و همه حواس را خاصه نوع خویشتن دیده‌اند، اما من شادمانی در میان مژگان عموزادگانت را دیده‌ام و وامصیبتا که اینان به جشن خونین مرگ، تصویر می‌نگارند؛ از شادمانیِ شمایان به قربانی‌شدن و طعام دهان اینان شدن.
می‌دانی همه از یک نیا بودیم
این عقل مجنونشان کرد؟
نمی‌دانم.
تنها می‌دانم که شادی پس از پنج هفته کار، حالا آلوده به غمی است که نجوای آمدن عیدی را داد که بوی خون می‌داد و باز من در قبای کثیف انسان به شادی خود نگریسته‌ام؟
نه، فدای چشمان معصومت شوم که هیچ از جهان ما نمی‌دانی.
نمی‌دانی اینان خویشتن را هم به اسارت برده‌اند.
هزاری سال به بردگی خریدند و فرزندان یکدیگر را بلعیدند و امروز به هر رخصتی خواهند بلعید.
باورت می‌شود این‌ها فرزندان خونی خویشتن را هم می‌بلعند و ما از چه، چه می‌خواهیم؟
مفتون قدرت خویشتن را به خاک خواهند برد.
سر از تن فرزند خویش خواهند برید تا رضای لب رعشه‌دار خدایی را پاسخ دهند که روزی آنان را تاج خواهد داد و تنها بر تاج‌تَرینگی استوار و خون سیرابش خواهد کرد و حال همان خدا، انسان است.
آری این عید خونین‌فامِ مجانین را همان خداخواهانِ مجنون پیش دارند و خدایان انسان روز به روز فوج به فوج جانتان را زیر تیغ خواهند برد.
چه می‌گویند؟
به درد نکشته، ما عید قربان نمی‌گیریم و می‌دانم چند صد برابرِ این قومِ دژخیمِ دیوانه‌خوی از شمایان را کشته و بلعیده‌اند.
بیایید مجانین، بیایید همه دنیا را ببلعید.
اینان به خیال که همه چیز برای خوردن است، روزی شما را خوردند، روزی خدا را خوردند و آخرش خودخوار خواهند بود و فرزند خویشتن به دهان خواهند برد که خون بر دیواره‌ی شدنشان آرمیده است.
من به هزارسوی زیستن این مکاران سرک کشیده که حالا شادان‌اند.
از خون شادمانید؟
از کشتن و قتل آزادید؟
به لعنِ زبان در کام، گلو را خشک به مأمن صحرا فرو برد؛ این کام آتشین را که هوس آتش داشت خاموش خواهد کرد؟
من برای تمام روزگارانمان بیزارم.
به زارِ آزار، در آویخته بر مزارِ جان زار می‌زنند؛ روزی این رذیلانِ بی‌مزار که زور را گرامی و زر را پاس و تزویر را راه خواندند و حال که دوباره روزگارانِ خانه‌ماندن است، به حرمِ جانِ زیبای تمامتان، اقوامم، نوعم، خانواده‌ام سوگند که دوباره خواهم نوشت، دوباره خواهم خواند، دوباره مسلح به گلوله تغییر، بنِ انسان را ز ریشه خواهم کند که از میان کالبد پوسیده‌اش جان را برون کشم که هم‌تراز ما یکسان و برابر است.
همتای تمام گوسفندان در محرابِ گاوهای بی‌آزار و جانِ بی‌همتای ما در انکار؛ جان را دوباره خواهم خواند به روزی که یگانه ارزش جهانمان باشد.


این فغانِ منثور، مرثیه‌ای حسی و گذرا نیست؛ این جوششِ تلخِ کلمات، تکیه بر اسنادِ عینی و تبارشناسیِ تمدنی دارد که اصالتِ حیات را در پیشگاهِ مناسکِ خرافی سر بریده است. برایِ گذر از این شهودِ قلبی به منطقِ سردِ واکاوی، باید لایه‌هایِ مکتومِ روان‌شناختی، ساختارهایِ قدرت، اقتصادِ سیاسیِ خون و فلسفه‌یِ امتناع را به نقد و جراحی کشید تا مشخص شود چگونه عقلِ ابزاری، انسان را به مجنونی خودخواه در میانِ همتایانِ بی‌آزارش بدل ساخته است. آنچه در ادامه می‌آید، کالبدشکافیِ همان زخمی است که در متنِ پیشین، تنها نجوایِ آن را شنیدیم.

آیا عید قربان تنها یک سنتِ تقویمی است یا بازتولیدِ مکانیکیِ خشونت در بستری مقدس؟ در این جستار، با نگاهی تبارشناسانه به «فلسفه‌یِ قربانی» و ریشه‌هایِ «الهیاتِ درندگی»، به کالبدشکافیِ تمدنی می‌پردازیم که «جان» را در مسلخِ «عقلِ ابزاری» سر بریده است. ما در این مقاله، نفاقِ نهفته در جوامع مدرن و سنت‌زده را واکاوی می‌کنیم؛ جوامعی که با شیء‌انگاریِ حیات و عادی‌انگاریِ سلاخی، اخلاقِ زیستی را به مسلخ برده‌اند. این تحلیل، کالبدشکافیِ ریشه‌های استبداد در مناسکِ خونین و گذار به برابریِ هستی‌شناختیِ تمام موجودات است.

تبارشناسیِ فاجعه: چرا عقلِ ابزاری به سلاخیِ نظام‌مند منجر شد؟

پارادایمِ سلطه و ریشه‌های کهنِ الهیاتِ درندگی

تولیدِ گفتمانِ خشونت در جوامع انسانی، فراتر از یک رخداد تقویمی، محصولِ یک مهندسیِ دیرینه در ناخودآگاهِ جمعی است. در بررسی‌هایِ تاریخی، آنچه ما به عنوانِ «مناسک قربانی» می‌شناسیم، در واقع صورتِ مسخ‌شده‌ای از «قراردادِ بقایِ انسان» بر پایه نابودیِ دیگری است. بشرِ نخستین، با مشاهدهِ بی‌رحمیِ طبیعت و برای تسکینِ اضطرابِ وجودی‌اش، خدایانی را خلق کرد که برای آرام شدن، نیاز به خون داشتند. این فرآیند، «پروژه‌یِ برون‌فکنیِ درندگی» بود؛ به این معنا که انسانِ درنده، درندگیِ خویش را به آسمان نسبت داد تا رویِ زمین بتواند با وجدانی آسوده، سلاخی کند. این ریشه، همچنان در لایه‌هایِ عمیقِ رفتاریِ انسانِ معاصر وجود دارد و هر عید، تنها بازتولیدی از این کهن‌الگویِ تاریک است.

واسازیِ تقدسِ خشونت در عصرِ پسا-مدرن

آنچه امروز در جوامعِ سنت‌زده به نام «عید قربان» شاهدیم، تنها تکرارِ مکانیکیِ همان کدهایِ ژنتیکیِ تاریخی است. برایِ درکِ این واقعه، باید به مفهوم «سلبِ حیات به مثابه‌یِ ابزارِ هویت‌بخش» نگاه کرد. انسان، هویتِ خود را از طریقِ کنترل بر سرنوشتِ موجوداتِ دیگر تعریف می‌کند. هر چه این کنترل کامل‌تر باشد (تا حدِ تعیینِ زمانِ مرگ)، حسِ اقتدارِ کاذبِ او عمیق‌تر می‌شود. این اقتدار، سرپوشی است بر ضعفِ درونیِ او در مواجهه با فناپذیریِ خویش.

تحلیلِ ساختارِ قدرت در تداومِ مناسک

تحلیلِ این پدیده، نیازمندِ عدسی‌هایِ تبارشناسانه است؛ چرا که ما با یک جنایتِ ساده طرف نیستیم، بلکه با یک «سازوکارِ فرهنگی» طرفیم که سلبِ حیات را نه به عنوانِ یک ضرورتِ بیولوژیک، بلکه به عنوانِ یک «موفقیتِ وجودی» جشن می‌گیرد. این پارادایم، دقیقاً همان چیزی است که بنیانِ اخلاقِ زیستی را در جوامعِ مدرن و سنتی به یک اندازه به چالش می‌کشد و پیوندی ناگسستنی میانِ مناسکِ خونین و بقایِ نظام‌هایِ استبدادی ایجاد می‌کند. تداومِ این مناسک، به معنایِ تداومِ همان نگاهِ ابزاری به «جان» است که در نهایت، در عرصه‌یِ سیاسی نیز به حذفِ مخالف و سرکوبِ آزادی می‌انجامد.

کالبدشکافیِ روان‌شناختیِ مناسکِ خون؛ مسخِ وجدان در تمدنِ معاصر

ترومایِ جمعی و انسدادِ شفقت در دورانِ کودکی

در روان‌شناسیِ اجتماعی، فرآیندِ «بی‌حسیِ ساختاری» یکی از پیچیده‌ترین واکنش‌هایِ ذهنِ انسان برایِ انطباق با محیط‌هایِ خشن است. وقتی کودکی در محیطی رشد می‌کند که مرگِ موجوداتِ دیگر، چاشنیِ جشن و سرور است، مغز ناچار است برایِ جلوگیری از فروپاشیِ روانی (در مواجهه با دیدنِ دردِ عمیقِ دیگران)، مکانیسم‌هایِ «انکار» و «جداسازیِ عاطفی» را فعال کند. این فرآیند، شفقتِ غریزی را که پایه و اساسِ پیوند‌هایِ اخلاقی است، به تدریج دچارِ آتروفی (تحلیل) می‌کند.

پیامدهایِ ساختاریِ عادی‌انگاریِ خشونت بر روانِ جامعه

نتیجه‌یِ این روند، جامعه‌ای است که در برابرِ شکنجه، حذف و استبداد، کاملاً بی‌تفاوت باقی می‌ماند. کسی که آموخته است التماسِ چشمانِ یک موجودِ زنده در آستانه‌یِ قربانی شدن، موضوعی برایِ خنده و سرور است، قطعاً در برابرِ استبدادِ سیاسی نیز منفعل خواهد ماند؛ چرا که مرزِ میانِ «دردِ دیگری» و «لذتِ خویشتن» در ناخودآگاهِ او فرو ریخته است. تداومِ این عادی‌انگاری، به نهادهایِ قدرت اجازه می‌دهد تا از این «سرمایه‌یِ خونی» برایِ تداومِ استبداد استفاده کنند؛ زیرا وقتی خشونت در کوچک‌ترین ابعادِ زیستی تعریف شود، در ابعادِ کلانِ سیاسی، به راحتی به عنوانِ «ضرورتِ امنیتی» بازتولید می‌گردد.

نفاقِ جهانِ مدرن؛ مسلخ‌هایِ پنهان و شیء‌انگاریِ حیات

نقدِ سرمایه‌داریِ صنعتی و سلاخیِ استریل

بسیاری تصور می‌کنند با حذفِ خونِ عیان از کوچه و خیابان، بشر به اخلاقِ متعالی دست یافته است. این بزرگ‌ترین فریبِ تاریخِ مدرن است. سرمایه‌داریِ صنعتی، «خشونت» را به «خطِ تولید» تبدیل کرد تا وجدانِ مصرف‌کننده را با «بسته‌بندی‌هایِ استریل» تخدیر کند. در اینجا، سلبِ حیات نه یک مناسکِ آیینی، بلکه یک «فرآیندِ محاسباتی» است. کارخانه‌هایِ گوشت، همان «میدان‌هایِ قربانیِ کهن» هستند که در پوششِ تکنولوژی، ابعادِ جنایت را به سطحی نجومی رسانده‌اند.

برای درکِ این نفاق، کافی است به تفاوتِ میانِ «قصابِ سنتی» و «کشتارگاهِ صنعتی» بنگریم. در قصابیِ سنتی، خونِ عیان، وجدانِ خفته‌یِ انسان را تلنگری می‌زند؛ اما در صنعتِ مدرنِ گوشت، با بسته‌بندی‌هایِ استریل و پلاستیکی، شاهدِ «سلبِ حیاتِ بدونِ درگیریِ عاطفی» هستیم. سرمایه‌داری، با تبدیل کردنِ آن «جانِ پُر درد» به یک «کالایِ بی‌جانِ سرد»، به ما می‌آموزد که چگونه بدونِ شنیدنِ فریاد، به سلاخی ادامه دهیم.

نفاقِ ساختاری در جوامعِ توسعه‌یافته

این نفاقِ ساختاری، از دین‌داریِ سنتی خطرناک‌تر است، زیرا ریشه‌هایِ مسئولیت‌پذیری را در سطحِ فردی به کلی از بین برده است. مصرف‌کننده، نه قاتل است و نه شاهد؛ او صرفاً «مصرف‌کننده‌یِ مرگ» است که با هر خرید، به چرخه‌یِ این سیستمِ سلاخیِ مدرن سوخت می‌رساند. این پنهان‌سازیِ جنایت، نفاقِ آشکارِ تمدنی است که ادعایِ حقوقِ بشر دارد اما بر پایه اسارتِ مطلقِ طبیعت استوار شده است. ما باید این حجابِ تکنولوژیک را کنار بزنیم و حقیقتِ عریانِ این «ماشینِ مرگ» را به نمایش بگذاریم.

مبانیِ فلسفیِ آزادی؛ چرا حقِ جان، فراتر از مرزهایِ گونه‌ای است؟

گذار از اشرفیتِ انسان به برابریِ هستی‌شناختی

آزادیِ حقیقی، زمانی آغاز می‌شود که «دیگری» را نه به عنوانِ ابزارِ تأمینِ نیاز، بلکه به عنوانِ «هدفی در خود» بشناسیم. این گذارِ معرفت‌شناختی، از «اشرفیتِ انسان» به «برابریِ هستی‌شناختیِ جان»، تنها راهی است که می‌تواند دیکتاتورِ درونیِ ما را خلعِ سلاح کند. دیکتاتور، همان کسی است که حقِ زیستن را «موهبتی» می‌داند که خود تعیین‌کننده‌یِ آن است، در حالی که حیات، حقی مطلق و پیشین است.

بازگشت به همدلیِ بنیادین به عنوانِ سلاحِ تغییر

استبداد، دقیقاً از همان‌جایی آغاز می‌شود که انسان تصمیم می‌گیرد میانِ «خونِ خود» و «خونِ دیگری» دیواری بکشد. برایِ فروریختنِ این حصارهایِ خونین، ما نیازمندِ بازگشت به «همدلیِ بنیادین» هستیم؛ همدلی‌ای که در آن، تکه‌تکه شدنِ کالبدِ یک گوسفند، به همان اندازه برایِ ما دردناک باشد که سرکوبِ یک معترض در خیابان. هر دو ریشه در یک «الهیاتِ درندگی» دارند که در آن، حقِ سلبِ حیات، به صاحبِ قدرت تفویض شده است.

دعوت به کنشِ هستی‌شناختی

اکنون که ریشه‌هایِ این استبداد را عریان کردیم، نوبت به انتخاب است. آیا در مسلخِ تاریخ به عنوانِ قربانی یا جلاد باقی می‌مانیم، یا به عنوانِ «شاهدانِ جان»، علیه این نظامِ درندگی برمی‌خیزیم؟
وقتِ آن است که از انفعال دست بشوییم و با تمامِ توان، بنیان‌هایِ این الهیاتِ خونین را در ذهنِ خویش و جامعه‌مان فروریزیم. مبارزه‌یِ ما، مبارزه‌یِ برایِ آزادیِ تمامیِ جان‌هاست؛ چرا که تا یک کالبد در بند است، آزادیِ هیچ‌یک از ما حقیقی نخواهد بود.

درگاه‌هایِ دسترسی به منابع و آثار

ویژه برنامه صوتی «به نام جان» – کالبدشکافیِ عیدِ قربان خوانشِ جستارِ «عیدِ قربان، عیدِ خون» از کتابِ کیمیا دریافتِ کتاب «حیجان»؛ مانیفستِ آزادیِ مطلق و وحدتِ هستی دریافتِ کتاب «جان»؛ واسازیِ اشرفیتِ بشر و برابریِ حیات دریافتِ کتاب «ویسپوژی»؛ نقدِ الهیاتِ درندگی و صنعتِ سلاخی
نگارش شده در: 3 خرداد 1405 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر نیما شهسواری

شاعر و نویسنده

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب ویسپوژی
تازه‌ترین کتاب

کتاب ویسپوژی

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود ششم بت مالکیت – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود ششم بت مالکیت – با نیما شهسواری

در اپیزود ششم از پادکست به نام جان، با عنوان ویژه بت مالکیت، نیما شهسواری به واکاوی ریشه‌های فلسفیِ کشتار و تسلط می‌پردازد. این گفتار، نقدِ عمیقِ مفهومی است که هستی را نه یک جریانِ…

کتاب شعر جورم
دفتر شعر

کتاب شعر جورم

جورم اثر نیما شهسواری، مجموعه‌ای از بیست داستان کوتاه در قالب شعر است که با نگاهی فلسفی و انتقادی، مسائل انسانی، اجتماعی و اخلاقی را بررسی می‌کند. این اثر، با استعاره‌های قدرتمند و زبان شاعرانه،…

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
نویسندگی خلاق: راهنمای جامع کشف صدای درونی و خلق داستان‌های ماندگار
نویسندگی خلاق: راهنمای جامع کشف صدای درونی و خلق داستان‌های ماندگار

نویسندگی، در جوهر عمیق خود، یک پدیدار هستی‌شناسانه است که فراتر از صرفِ چیدمان واژگان بر بسترِ کاغذ عمل می‌کند. این فرآیند، کاوشی درونی به قلمروهای ناشناخته وجود و تلاشی دیالکتیکی برای اعطای فرم به ابهامات ذهن و روان محسوب…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.