برای مشارکت در تالار و ثبتِ دیدگاه، به جامعهی «جهان آرمانی» بپیوندید.
بیایید با هم صحبت کنیم؛ گفتوگو آغازِ بیداری است.
برای مشارکت در تالار و ثبتِ دیدگاه، به جامعهی «جهان آرمانی» بپیوندید.
بیایید با هم صحبت کنیم؛ گفتوگو آغازِ بیداری است.
در دمحمحیسم، تبدیل یک انسان بیصدا و آرام به یک فرمانروای خشونتآمیز، نه یک سقوط اخلاقی است — بلکه یک تبدیل معنوی است. این کتاب، با ظرافتی بیهمتا، نشان میدهد که چگونه عشق به خدا، در لحظهای تاریک، به عشق به قدرت تبدیل میشود. پسرک، در ابتدا، یک انسان است. او در غار، با خدا صحبت میکند. او، در بیشهزار، نجاری میکند. او، در بازار، به میان آدمیان میرود. او، در جستجوی حقیقت است. اما وقتی او، به جای جستجو، به تأیید خود تبدیل میشود — وقتی صدای «تو فرزند خدا هستی»، نه یک دعوت به تغییر، بلکه یک فرمان برای حکومت میشود — آنگاه، عشق به خدا، عشق به قدرت را میآورد.
پسرک، در ابتدا، عشق واقعی به خداوند دارد. او، در تنهایی، با او صحبت میکند. او، در سکوت، به او گوش میدهد. او، در درد و رنج، به او میگوید: «من فرزند خدا هستم». این عشق، نه یک عشقِ تشریفاتی است — بلکه یک عشقِ وجودی است. عشقی که نه به دنبال پاداش است — بلکه به دنبال وصال است. او، در این مرحله، نه یک فرمانروای است — بلکه یک عابد است. یک عابدی که با خداوند، یک رابطهٔ عمیق و شخصی دارد.
اما این عشق، در دمحمحیسم، یک تضاد داخلی دارد. عشق به خدا، نه تنها یک رابطهٔ معنوی است — بلکه یک ادعای هویت است. «من فرزند خدا هستم»، این جمله، نه فقط یک اقرار است — بلکه یک ادعای برتری است. این ادعای برتری، در ابتدا، بیخطر است. او، این برتری را در خودش میبیند — نه در برابر دیگران. او، این برتری را به عنوان یک مسئولیت میبیند — نه به عنوان یک امتیاز.
اما وقتی جماعت، این ادعای او را میشنود — و به جای اینکه به خداوند ایمان آورند، به او ایمان آورند — این عشق، تغییر میکند. عشق به خدا، تبدیل به عشق به خودش میشود. چرا؟ چون جماعت، نه به خداوند ایمان میآورد — بلکه به نماد خداوند ایمان میآورد. و آن نماد، پسرک است. پسرک، دیگر نه یک عابد است — بلکه یک معبود است.
در دمحمحیسم، تبدیل عبادت، یک فرآیند تدریجی است. ابتدا، مردم به خداوند میپرستند. سپس، به پیامبر خداوند میپرستند. سپس، به نماد پیامبر — یعنی پسرک — میپرستند. و در نهایت، به خود پسرک میپرستند. این تبدیل، دقیقاً در لحظهای رخ میدهد که پسرک، به جای اینکه بگوید: «خدای من به من گفته است»، میگوید: «من فرزند خدا هستم».
این تغییر، چقدر کوچک است. اما چقدر تخریبکننده است. چون وقتی تو میگویی: «خدای من به من گفته است» — تو یک مترجم هستی. تو یک واسطه هستی. تو یک انسان هستی که به خداوند گوش میدهد. اما وقتی تو میگویی: «من فرزند خدا هستم» — تو یک خداوند هستی. تو یک موجود مستقل هستی. تو یک الهیات هستی.
وقتی پسرک، به جای اینکه از خداوند فرمان بگیرد — به جای اینکه از خداوند فرمان بگیرد — خودش را به عنوان منبع فرمان معرفی میکند — آنگاه، عشق به خدا، تبدیل به عشق به قدرت میشود. چرا؟ چون قدرت، نه از خداوند میآید — بلکه از خودش میآید. قدرت، نه از خداوند میآید — بلکه از ایمان جماعت به او میآید. قدرت، نه از خداوند میآید — بلکه از تسلیم جماعت به او میآید.
در این لحظه، عشق به خدا، عشق به قدرت را میآورد. چرا؟ چون قدرت، یک احساس بسیار قویتر از عشق است. عشق، یک احساس ملایم است. قدرت، یک احساس خشن است. عشق، یک احساس متقابل است. قدرت، یک احساس تکطرفه است. عشق، یک احساس رهاییبخش است. قدرت، یک احساس تسلیمکننده است.
وقتی پسرک، به جای اینکه به خداوند عشق ورزد — به جای اینکه به خداوند عشق ورزد — به خودش عشق ورزد — آنگاه، او، دیگر نه یک انسان است — بلکه یک خداوند است. و هر خداوندی که خودش را خداوند میسازد — نیازمند تسلیم است. و هر تسلیمی که نیازمند تسلیم است — نیازمند خشونت است.
در دمحمحیسم، مسخ، نه یک تغییر جسمانی است — بلکه یک تغییر معنوی است. پسرک، در ابتدا، یک انسان است. او، در غار، با خدا صحبت میکند. او، در بیشهزار، نجاری میکند. او، در بازار، به میان آدمیان میرود. او، در جستجوی حقیقت است.
اما وقتی او، به جای جستجو، به تأیید خود تبدیل میشود — وقتی او، به جای اینکه به خداوند گوش دهد — به جای اینکه به خداوند گوش دهد — به خودش گوش میدهد — آنگاه، او، دیگر یک انسان نیست — بلکه یک نماد است. نمادی از خداوند. نمادی از قدرت. نمادی از حقیقت.
وقتی پسرک، به یک نماد تبدیل میشود — آنگاه، او، دیگر نمیتواند انسان باشد. او، دیگر نمیتواند گریه کند. او، دیگر نمیتواند خندد. او، دیگر نمیتواند تردید کند. او، دیگر نمیتواند ضعیف باشد. او، دیگر نمیتواند گناه کند. او، دیگر نمیتواند اشتباه کند. او، دیگر نمیتواند مرد باشد.
او، یک نماد است. نمادی از خداوند. نمادی از قدرت. نمادی از حقیقت. و هر نمادی که نماد خداوند است — نیازمند تقدیس است. و هر نمادی که نماد قدرت است — نیازمند ترس است. و هر نمادی که نماد حقیقت است — نیازمند تسلیم است.
در دمحمحیسم، مسخ، یک فرآیند تدریجی است. ابتدا، مردم به خداوند ایمان میآورند. سپس، به پیامبر خداوند ایمان میآورند. سپس، به نماد پیامبر — یعنی پسرک — ایمان میآورند. و در نهایت، به خود پسرک ایمان میآورند. و این، دقیقاً همان نقطهی تاریک است که تمام دینهای تاریخی را به توهین به انسان تبدیل کرده است: وقتی خدا، به جای راهنمایی، به یک ابزار توجیهی تبدیل میشود — انسان، به جای یک موجود مستقل، به یک ابزار تبدیل میشود.
در دمحمحیسم، عشق به قدرت، نه یک احساس مستقل است — بلکه یک احساسی است که به عشق به خدا نیاز دارد. چرا؟ چون قدرت، بدون تقدیس، بیمعنا است. قدرت، بدون تسلیم، بیثبات است. قدرت، بدون عشق به خدا، بیاعتقاد است.
پسرک، در ابتدا، عشق به خدا دارد. او، در غار، با خدا صحبت میکند. او، در سکوت، به او گوش میدهد. او، در درد و رنج، به او میگوید: «من فرزند خدا هستم». این عشق، نه یک عشقِ تشریفاتی است — بلکه یک عشقِ وجودی است.
اما وقتی او، به جای اینکه به خداوند عشق ورزد — به جای اینکه به خداوند عشق ورزد — به خودش عشق ورزد — آنگاه، او، نیازمند یک توجیه است. او، نیازمند یک دلیل است. او، نیازمند یک افسانه است. و این افسانه، عشق به خدا است.
پسرک، دیگر نه یک انسان است — بلکه یک خداوند است. و هر خداوندی که خودش را خداوند میسازد — نیازمند یک دین است. و هر دینی که نیازمند یک خداوند است — نیازمند یک عشق به خدا است. و این عشق، نه یک عشقِ واقعی است — بلکه یک عشقِ تقلبی است. یک عشقِ تقلبی که برای توجیه قدرت طراحی شده است.
در دمحمحیسم، عشق به قدرت، عشق به خدا را میخواهد — نه به خاطر عشق — بلکه به خاطر توجیه. قدرت، نه به خاطر عشق به خدا، بلکه به خاطر عشق به خودش، ایجاد میشود. و این عشق به خودش، نه یک عشقِ سالم است — بلکه یک عشقِ مسخشده است. یک عشقِ مسخشده که به خدا نیاز دارد تا بتواند وجود داشته باشد.
در دمحمحیسم، نتیجهٔ مسخ، یک خداوند است که درون انسان است. خداوندی که نه در آسمان است — بلکه درون ذهن انسان است. خداوندی که نه در کتاب است — بلکه درون دل انسان است. خداوندی که نه در مسجد است — بلکه درون نفس انسان است.
این خداوند، نه یک خداوندِ بیرونی است — بلکه یک خداوندِ درونی است. خداوندی که نه به جای راهنمایی، به جای تسلیم طراحی شده است. خداوندی که نه به جای رحمت، به جای خشونت طراحی شده است. خداوندی که نه به جای عدالت، به جای قدرت طراحی شده است.
این خداوند، نه یک خداوندِ آزادیبخش است — بلکه یک خداوندِ تسلیمکننده است. این خداوند، نه یک خداوندِ رهاییبخش است — بلکه یک خداوندِ اسارتکننده است. این خداوند، نه یک خداوندِ عشقآمیز است — بلکه یک خداوندِ ترسآمیز است.
این خداوند، نه یک خداوندِ زندگی است — بلکه یک خداوندِ مرگ است. این خداوند، نه یک خداوندِ نور است — بلکه یک خداوندِ تاریکی است. این خداوند، نه یک خداوندِ انسانی است — بلکه یک خداوندِ غیرانسانی است.
این خداوند، نه یک خداوندِ خارجی است — بلکه یک خداوندِ درونی است. و این خداوند، نه یک خداوندِ بیرونی است — بلکه یک خداوندِ درونی است. و این خداوند، نه یک خداوندِ بیرونی است — بلکه یک خداوندِ درونی است.
در دمحمحیسم، مسخ، نه یک تغییر جسمانی است — بلکه یک تغییر معنوی است. پسرک، در ابتدا، یک انسان است. او، در غار، با خدا صحبت میکند. او، در بیشهزار، نجاری میکند. او، در بازار، به میان آدمیان میرود. او، در جستجوی حقیقت است.
اما وقتی او، به جای جستجو، به تأیید خود تبدیل میشود — وقتی او، به جای اینکه به خداوند گوش دهد — به جای اینکه به خداوند گوش دهد — به خودش گوش میدهد — آنگاه، او، دیگر یک انسان نیست — بلکه یک خداوند است. و این خداوند، نه یک خداوندِ بیرونی است — بلکه یک خداوندِ درونی است. و این خداوند، نه یک خداوندِ آزادیبخش است — بلکه یک خداوندِ تسلیمکننده است.
اگر شما به دنبال تحلیلی عمیق از اینکه چگونه عشق به خدا، عشق به قدرت را میآورد — باید این کتاب را بخوانید. این کتاب، نه یک افسانهٔ قدیمی است — بلکه یک پیشبینی از آینده است. آیندهای که در آن، هر کسی که به نام خدا، به قدرت میرسد — خودش را به خداوند تبدیل میکند. آیندهای که در آن، هر دینی که به نام خدا، به قدرت میرسد — خودش را به تسلیم تبدیل میکند. آیندهای که در آن، هر انسانی که به نام خدا، به قدرت میرسد — خودش را به مسخ تبدیل میکند.
در وبسایت جهان آرمانی، تمامی کتابهای نیما شهسواری به صورت رایگان در دسترس هستند. این کتاب، یکی از مهمترین آثار است که به ما یادآوری میکند: آزادی، نه در نماز، نه در جهاد، نه در فرمانهای الهی — بلکه در سؤال کردن است.
نه. دمحمحیسم نمیگوید که عشق به خدا بد است — بلکه میگوید که چگونه عشق به خدا، میتواند به عشق به قدرت تبدیل شود. این کتاب، نه یک توصیه به ترک عشق به خدا است — بلکه یک هشدار است: عشق به خدا، اگر به تسلیم تبدیل شود — به توهین به انسان تبدیل میشود.
نه. دمحمحیسم با مسیحیت یا اسلام در تضاد نیست — بلکه با تفسیرهای خشونتآمیز و قدرتمحور این دینها در تضاد است. این کتاب، دین را به عنوان یک نظام قدرت نمیخواند — بلکه دین را به عنوان یک تجربهٔ معنوی میخواند. تجربهای که در آن، عشق به خدا، نه یک ابزار برای تسلیم — بلکه یک راه برای رهایی است.
چون مسخ، نمادی است از تبدیل انسان به خداوند. مسخ، نمادی است از تبدیل عشق به خدا به عشق به قدرت. مسخ، نمادی است از تبدیل روح به جسم. مسخ، نمادی است از تبدیل آزادی به تسلیم. این کتاب، نه یک داستان از یک انسان است — بلکه یک تحلیل از چگونگی تبدیل انسان به خداوند است.
دمحمحیسم، نه یک داستان افسانهای است — بلکه یک آینه است. آینهای که به ما میگوید: «عشق به خدا، نه یک راه است — بلکه یک آزمون است». این کتاب، به ما میگوید: وقتی تو به خداوند عشق ورزی — تو باید از خودت عشق ورزی. و این عشق به خودت، نه یک عشقِ سالم است — بلکه یک عشقِ مسخشده است.
آیا شما آمادهاید که در برابر خودتان، سؤال کنید؟
آیا شما آمادهاید که بفهمید: عشق به خدا، نه یک راه است — بلکه یک آزمون است؟
آیا شما آمادهاید که بفهمید: هر کسی که به نام خدا، به قدرت میرسد — خودش را به مسخ تبدیل میکند؟
دمحمحیسم، آخرین پیام است: «هر کس که به نام خدا، عشق به قدرت را میآورد — خودش، خدا نیست. او، تاریکی است».
اگر این مقاله را درک کردید — اشتراکگذاری کنید. چون شاید، این مقاله، تنها چیزی باشد که یک انسان را از مسخ نجات دهد.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.
اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.
لینکهای شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشود.
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.
لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:
https://idealistic-world.com/poetryگزارش شما با موفقیت در پایگاهِ دادههای ما ثبت گردید.
به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیقتر، با شما تماس خواهیم گرفت.
سپاس از همراهی شما. نسخهای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.
در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.
سپاس از همراهی شما. نسخهای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.
در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری