وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

لالایی برای آوارهای میناب؛ چگونه تجارتِ قدرت، جانِ انسان را به کالا بدل کرد؟

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

در میان تخت چندی غلت زد و با تمام قدرت پتو را به روی سرش کشید
صدای پای مادرش را می‌شنید، برای بیدار کردنش آمده بود و حالا تمام خیال را به دست داد تا خود را ‏به خواب بزند
با خود گفت
اگر صدایم کرد بر نخواهم خواست و خواهد رفت و اگر در میان پتو تمام گرمای وجودم را بیرون دادم ‏و عرق کردم دیگر بی معطلی خواهد رفت، ‏
حالا که صورتش سرخ و عرق همه‌ی وجودش را گرفته است مادرش به بالینش خواهد بود به کنار زدن ‏پتو فریاد خواهد زد
عزیزکم چه شده است؟
عزیز آخرش نقشه را عملی کرد و حالا با خیالی آسوده در جای خواهد بود، خواهد خفت و آن روز ‏زمستانی را به گرمای پتو خواهد داد و به یاد حزیز خواهد ماند، آیا او هم به مدرسه نرفته است؟ ‏
آیا او هم توانسته مادر را فریب دهد و کمی دورتر با هم باشند ‏
در میان همین حال و هوا بود که خوابید

قمار هیولاها در ماشین بمب‌سازی

او خواب دید که هیولاها به جان هم افتادند
مردی زردموی و بیمار که بسان قماربازان بود تمام کارتهایش را روی میز گذاشت، آخر چند روزی ‏است که هیولایی برایش مدام میخواند پیروزی برای ما است
پیروزی برای آنان است، آنان که دیوانه‌وار به جستار خون آمده‌ند، ‏
بو میکشید، او تمام بمبها را بو می‌کشید تمام نارنجک‌ها را بو میکشد بوی خون مرده در میان آنان ردای ‏قدرتش بود که دیوانه و مستانه‌وار او را به میان میدان می‌خواند
من در میانشان،آنجای که به قرارگاه‌های جنگی خود می‌رفتند رقص مستانه و شهوانی میان جنگ ‏افزارهایشان را دیده‌ام
همتایشان در دورتری همه را به خون ماشین ساختن بمبهای جنون‌واری بدل کرده است، ‏
او ریشی سپید و بلند با ردایی سیاه و دیوانه وار داشت و در حالی که ماشین بزرگی برای ساختن بمبها ‏ساخته بود، همه را به اندرونش خواهد داشت
‏ من دیدم که این هیولاها با تمام کینه‌ای که در بوق‌ها می‌دمیدند، دست در دست هم، تسمه‌های این ‏ماشین را سفت می‌کردند. یکی باروت نسیان می‌آورد و آن دیگری کبریت جنون؛ آن‌ها در تاریکی ‏اتاق‌های فرمان، با خون بیشمار جانان قرارداد بقای خویش را امضا می‌کردند. ماشین، زبان مشترک‌شان ‏بود؛ زبانی که در آن جان تنها سوخت ارزان‌قیمتی است که موتورهای قدرت را به حرکت وا می‌داشت

کابوس عزیز و بیداری حزیز

عزیز تکان می‌خورد، در خواب میان کابوس دیده بود مردی بدصورت و بیمار را، باری زرد روی است، ‏باری سپید موی است و روزی سفید روی است، ریشهای بلندش را خواهد بافت و او بافته ریش در برابر ‏ماشین بزرگی ایستاده که بمب می‌سازد، خوشه خوشه باروت می‌دارد و همه را به میان سوختش خواهد ‏داد
او فوج فوج کودکان را بزرگان را دیوانگان و خودفروختگان را، بی‌خانان و خانه‌داران را در میان مچاله ‏سیاه جامه‌داران را درون ماشین کشت خونینش کرده است، ‏
حالا می‌ریزند می‌خورند و می‌برند و عزیز مادرش را در میان یکی از همان کیسه‌های سیاه دیده است؟
نمی‌دانم، اما عزیز حالا هر بار هزاران هزار جان را در میان این ماشین ساختن جنون دیده است، همه را ‏به اندرونش فرو داده و از برونش سپیدار بمبها را موشک‌و‌ار برون خواهند داد و ضربت اول خانه‌اش را ‏دریده است، مدرسه‌اش را چیده است، بیمارستانش را بریده است
عزیز حزیز را دید، صحن میناب را دید، دوستانش نتوانستند مادران را مجاب به بیماری کنند، ‏
کاش هه‌تان امروز بیمار بودید، کاش آرام ویروسی به جانتان بود و همه را خانه‌نشین می‌کرد و جنون ‏قماربازان جان را، تن شما سیراب نکرده بود که کرد و عزیز می‌بیند، در میان شهوت آلوده‌ی مجانین ‏که یکدیگر را آغوش می‌گیرند، می‌بیند،
او حزیز را دیده است، او به یاد بازی دیروزشان خواهد دید
دنبال هم می‌کردند، شاید در میان اسکرینهای بزرگی تفنگ در دست داشتند و دنبال هم می‌کردند، ‏شاید با بمب‌های خیالی در میان بازی‌ها، مجاز را واقع و واقع را مجاز کردند و حال حزیز در میان آوار ‏مدرسه تکان نخواهد خورد و عزیز او را خواهد دید هر روز خواهد دید
کسی چه می‌داند، شاید آن‌قدر در گوشش خواندند همان ریش‌داران سفاک که او بدل به انتحاری در ‏خیابانها شد که خون ریخته حزیز را باز پس گیرد، شاید خون آشامان مدرن جهان پیش رو آن‌قدر در ‏گوشش خواندند تا به اشارت دکمه‌ای بیشماری را خونین تن به زمین به کامشان در میان سوختهای ‏جنونشان کارخانه‌ی بمبهایشان کرد و حزیز را برایش دوباره ساختند

آزادی در نجاست و تجارت خون

من در میان این جنون دوار قدرت‌خواهان می‌بینم که می‌رقصند، اخرش یکی از هیولاها مرده است
عزیز را هم به میدان آورده‌اند
عزیز برقص ، هیولا مرده است
عزیز دستانش را تکان خواهد داد، کمرش را تکان خواهد داد، صورتش را تکان خواهد داد و زمین ‏تکان خواهد خورد، من صدای نالان عزیز را دوباره خواهم شنید که مرثیه‌اش از زبان دوستش خواهد ‏بود
آن دو از این مجانین می‌دانستند؟
شنیده بودند؟
اما من ندای آرام یکی از زیر آوار ماندگان را شنیده‌ام، او می‌گفت تا به شما بگویم، حصاری بسازید و ‏دور تا دورش را آهن کنید، به فنسهای بزرگی مرزی میان مجانین خونخوار بسازید و آنگاه همه‌ی ‏هیولاها را میانش کنید
حالا زمان مبارزه است، بدرید یکدیگر را و با خون خودتان این مناره جنون را بسازید و دست خون ‏آلودتان را از گرده‌های بیشمار جان برکنید لیکن هیولا شادمان است
من در میان اوراق بی بهای جان که در دستانشان تکان میخورد، در میان نقره فام پرده‌ی جنون و ‏جعبه‌های جادو، در دل تمام سطوح نورانی و اسکرینهای جعل می‌بینم که به تعداد قتل خود می‌نازند، ‏هر بار بمب‌ها را نشان خواهند داد و دندنهای تیز شده را به گلوی دشمن در پیش فرو خواهند برد،
چند مدرسه منفجر شده است؟
چند بیمارستان؟
چند خانه، در میان وطن عزیز یا در دل میهن حیفای حزیز ‏
می‌دانید؟
میخواهید ببالید به تعداد کم جنازه‌های امروز
میخواهید شادمان باشید که تعداد کشتگان در میان جنگ‌های امروز کمتر از سوانح رانندگی است؟
میخواهید همه با هم در خیابانها برقصیم و شادی کنیم که هیولا مرده است؟
‏ این تشنگان خون جاه خویش را بر جنازه‌ها خواهند ساخت و به اول و آخر ندایشان تنها بوی مرگ و ‏خون جهان را پر خواهد کرد و من ندای درد آلوده بیمارهای کوچک و بزرگ را بسیار شنیده که ‏آزادی را در این نجاست دیده‌اند

لالایی برای آوارهای میناب

آزادی را لگدمال نکنید
او را امان دارید از زبان حصرالوده و میله‌های دندناتان که در گلویش جا مانده است، در حالی که ‏آزادی را پاره پاره می‌کردند، هیولاها با هم سرودی خواندند که مضمونش این بود
‏ آی مردم دنیا، بیایید حقوق بشر آورده‌ایم، بیایید و سهمتان را بگیرید، برایتان آزادی آورده‌ایم ‏
آزادی پاره پاره شده را از بالای بلندایی برای بیشماری از مسکینان زندگی می‌ریزند و آنان به هوا ‏خواهند پرید خود را بر زمین خواهند انداخت لول خواهند خورد و با سری بر زیر در حالی که دستان ‏در برابر را بوسه می‌زنند سهمشان از آزادی را خواهند گرفت
در میان شادی و هیاهوهایتان مجانین جهان
ای ریشداران در میان قعر غارهای تاریک دنیا و ای بزرگان ملول جهان مدرن در برج‌های شکیل امروز ‏در دل شادی از مقاومت تا بخشش آزادی بی اهمیت ترین دورانها نیز افتاد،
‏ دیروز چندی کودک مرد،
‏ جانهایی دریده شد که خواسته‌شان تنها زندگی بود بسان بیشماری از حیوانات که در لجن نام انسان ‏وامانده‌اند، وانهید مارا، رها کنید و به میان فنسهایتان بروید آنقدر یکدیگر را بدرید تا شادکامترین دنیا ‏باشید که خون، شادی شما را خواهد ساخت و من پتو را به روی سر آوارهای میناب خواهم کشید تا ‏بخوابیم و این نام نامی جنون آدم را نشنویم که در گوشمان مدام ناله از حرص و آز کرده است، ‏
من برایتان لالایی خواهم خواند که بیداری دوران را خواهد ساخت من روزی را خواهم کاشت که جان ‏یگانه ارزش دنیا است و مجانین در فنسها دنیا را خواهند دید و اگر آرام بودند به جهان باز خواهند ‏گشت به خون ریخته‌ی بیشمارتان سوگند روزی را با عزیز و حزیزان خواهیم ساخت که یگانه ارزش ‏میانش جان است

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 10 اسفند 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر نیما شهسواری

من، در سال ۱۳۶۸ در مشهد به دنیا آمدم. از پانزده‌سالگی نوشتن را آغاز کردم و در قالب‌های گوناگون، از تحقیق و رمان تا مقاله و شعر، کار کرده‌ام.

در نوشته‌هایم، باور به جان، برابری، آزادی و نقد ساختارهای قدرت محور اصلی بوده است. در سی‌ودوسالگی، همه‌ی آثارم را بدون هزینه و در دسترس عموم در فضای مجازی قرار دادم.

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
لالایی برای آوارهای میناب؛ چگونه تجارتِ قدرت، جانِ انسان را به کالا بدل کرد؟

صدای پای مادرش را می‌شنید، برای بیدار کردنش آمده بود و حالا تمام خیال را به دست داد تا خود را ‏به خواب بزند

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.