وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

تخت یزدان نابود: آیا خدا در جهان آرمانی مرده است، یا ما او را کشتیم؟

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ متفرقه

در لحظه‌ای که تخت افسانه‌ای خدا، به جای نور و عدالت، تنها یک انبار زنگ‌زده از استخوان‌های شهیدان می‌شود آن‌وقت است که سؤال قدیمی «کجا بودی، خدا؟» دیگر معنا ندارد. نیما شهسواری، با یک مصرع کوتاه و خونین: «تخت یزدان شده نابود در این وهم شاد»، نه تنها مرگ خدا را اعلام می‌کند، بلکه این مرگ را به عنوان یک قتل آگاهانه، توسط همان کسانی که به او سجده می‌کردند، ثبت می‌نماید. این شعر، نه یک تأمل فلسفی، بلکه یک گواهی قانونی است: متهم، خود انسان است. و قربانی، همان خدایی که برای حفظ ارزش‌هایش، از بدن انسان‌ها نهایت خشونت را تلقی می‌کرد. ما نه خدا را از دست داده‌ایم؛ ما او را کشتیم با پاکیزگی‌هایمان، با طهارت‌هایمان، با صد غسل و مدخلی که به جای روح، فقط یک دستهٔ ساختگی از قوانین را برجای گذاشتند.

تخت یزدان: نمادی که از داخل خودش فروپاشید

در هر فرهنگ، تخت یزدان یا هر نمادی از قدرت الهی نماد نظم، عدالت و مبدأ اخلاقی بود. این تخت، نه یک سکوی سنگی، بلکه یک مفهوم متافیزیکی بود: جایی که حقیقت به زبان انسان‌ها ترجمه می‌شد. اما نیما این تخت را نه به عنوان یک سازهٔ بیرونی، بلکه به عنوان یک سازهٔ درونی نابود می‌کند. «در این وهم شاد» این عبارت، کلید تمامی تحلیل است. «وهم»، یعنی چیزی که وجود ندارد، اما ما به آن باور داریم. «شاد»، یعنی آنچه که ظاهرا آرام و خوشبختانه است، اما در درون، خالی و فاسد. تخت یزدان، نه از دست دشمن، نه از دست انقلاب، بلکه از دست همانانی که به آن سجده می‌کردند، نابود شده است. چرا؟ چون آن‌ها، به جای تجلی خدا، فقط خودشان را به جای او نشاندند. هر نماز، هر حج، هر خطابهٔ دینی همهٔ آن‌ها، تنها ابزاری بودند برای تثبیت قدرت انسانی، نه تجلی الهی.

این تبدیل، یک فرآیند تدریجی است که در شعر نیما، به شکلی خشن و مستقیم توصیف می‌شود: «نور یزدان به جهان آیت کشتار از ذات». این خط، یکی از عمیق‌ترین تحلیل‌های تاریخی دین در ادبیات معاصر است. نور که همیشه نماد هدایت و رحمت بود اکنون، به آیهٔ کشتار تبدیل شده است. آیه، نه به عنوان نشانهٔ معجزه، بلکه به عنوان نشانهٔ نقض تمام معجزه‌ها. خدا، در این تصویر، نه یک موجود غایب، بلکه یک موجود فعال و خشونت‌آمیز است. او نه تنها نمی‌آید، بلکه هر بار که ما به او فراخوان می‌کنیم، باز می‌آید و با همان نوری که ما به عنوان راهنمایی می‌پذیریم، کشتار می‌کند. اینجا، دین، دیگر نه یک راه، بلکه یک اسلحه است. و هر کسی که به آن اعتماد می‌کند، در واقع، به خود خشونت، سجده می‌کند.

وهم شاد: چگونه ریا، دین را کشت؟

«وهم شاد» این دو کلمه، ماهیت تمامی تباهی را دربردارد. «وهم»، اولین کلمهٔ تخریب است. ما نه خدا را رد کردیم؛ ما خدا را تصور کردیم. و این تصور، یک تجمل ذهنی بود که از نیازهای ما، نه از حقیقت، نشأت می‌گرفت. ما خدا را به شکلی خلق کردیم که با نیازهایمان همخوانی داشت: خدا، کسی که ما را انتخاب می‌کند، کسی که دشمنانمان را می‌کشد، کسی که قوانینمان را تأیید می‌کند. این خدا، نه خدا است، بلکه یک ترس تجسم‌یافته است. و «شاد»، دومین کلمهٔ تخریب است. چرا؟ چون ما، هرگز نتوانستیم خدا را بدون اینکه آن را شاد و خوشحال کنیم، بپذیریم. هر نماز، هر دعا، هر قربانی همهٔ آن‌ها، یک نوع خریداری رحمت بود. ما خدا را به عنوان یک تاجر رحمت می‌دیدیم: تو نماز می‌خوانی، من رحمت می‌کنم. تو کتاب می‌خوانی، من نجات می‌دهم. این رابطه، نه عبادت است، بلکه یک معاملهٔ تجاری است. و وقتی معامله ناموفق می‌شود وقتی جنگ می‌آید، وقتی کودکان می‌میرند، وقتی عدالت نمی‌آید ما نه خدا را سرزنش می‌کنیم، بلکه خودمان را. «شاد»، یعنی اینکه ما هنوز به این معامله باور داریم. و همین باور، همان است که تخت یزدان را نابود می‌کند. چون تخت یزدان، دیگر یک سکوی الهی نیست. تخت یزدان، یک سکوی تجارت است. و تجارت، همیشه با فساد می‌میرد.

آیت کشتار: دین به عنوان ابزار تولید خشونت

«نور یزدان به جهان آیت کشتار از ذات» این مصرع، یک جنایت فلسفی است. نیما نه تنها می‌گوید خدا مرده است، بلکه می‌گوید: خدا، اگر هست، تنها چیزی است که خشونت را از ذات خود تولید می‌کند. این نگاه، نه یک نقد اخلاقی است، بلکه یک تشخیص متافیزیکی است. در دنیای نیما، خدا، نه یک موجود خیرخواه، بلکه یک قانون تولید خشونت است. هر حکمی که بر اساس «نور» صادر می‌شود، در واقع، یک حکم کشتار است. هر فتوا که بر اساس «حق» صادر می‌شود، در واقع، یک فتوا برای تبعید است. هر جهاد که بر اساس «نور» تبلیغ می‌شود، در واقع، یک جهاد برای تخریب است. اینجا، نیما به ما می‌گوید: دین، نه یک راه برای نجات است، بلکه یک ساختار سازمان‌یافته برای تولید خشونت است. و این خشونت، نه از بیرون می‌آید، بلکه از ذات دین خودش می‌آید. چون دین، از ابتدا، نه برای رهایی، بلکه برای کنترل خلق شده است. و کنترل، همیشه با خشونت تحقق می‌یابد.

این نگاه، به ما یادآوری می‌کند که تاریخ، چقدر از این آیه کشتار پر است. هر جنگ مذهبی، هر اعدام مرتکب به نام خدا، هر تروریسمی که به نام ایمان انجام شده همهٔ آن‌ها، تنها تجلی‌هایی از این آیهٔ واحد هستند: «نور یزدان به جهان آیت کشتار از ذات». ما نه خدا را دوست داریم؛ ما خشونت را به نام خدا دوست داریم. و همین دوست‌داشتن، همان است که تخت یزدان را نابود می‌کند. چون تخت یزدان، دیگر یک تخت خدا نیست. تخت یزدان، یک تخت خشونت است. و هر کسی که به آن سجده می‌کند، در واقع، به خشونت سجده می‌کند.

کشتار خدا: چرا ما نمی‌توانیم خدا را بدون خشونت تصور کنیم؟

نیما، در این شعر، یک سؤال عمیق‌تر را مطرح می‌کند: چرا ما، نمی‌توانیم خدا را بدون خشونت تصور کنیم؟ چرا هر نماد الهی، همیشه با یک تهدید همراه است؟ چرا هر دین، همیشه با یک تنبیه همراه است؟ پاسخ، در خود ساختار دین است. دین، از ابتدا، نه برای آزادی، بلکه برای کنترل خلق شده است. و کنترل، بدون ترس، ممکن نیست. و ترس، بدون خشونت، نمی‌تواند تحقق یابد. بنابراین، خدا، در دین، همیشه یک موجود ترسناک است. یک موجود که می‌تواند نجات دهد ولی اگر نجات ندهد، می‌تواند تخریب کند. این دوگانگی، همان است که دین را به یک ابزار کنترل تبدیل می‌کند. و وقتی ما این دوگانگی را می‌پذیریم، ما، خودمان، همچنان در دام خشونت می‌مانیم.

نیما، با این شعر، می‌گوید: ما دیگر نمی‌توانیم به خدا باور کنیم نه چون خدا نیست، بلکه چون خدا، به شکلی که ما آن را تصور می‌کنیم، وجود ندارد. ما خدا را به شکلی خلق کردیم که با نیازهایمان همخوانی دارد نیاز به کنترل، نیاز به ترس، نیاز به قدرت. و این خدا، نه خدا است. این خدا، یک آیهٔ کشتار است. و هر کسی که به آن باور دارد، در واقع، به خشونت باور دارد. و هر کسی که به خشونت باور دارد، در واقع، به خود خود، نه به خدا، سجده می‌کند.

خدا، یا خلأ؟

در انتهای این شعر، نیما هیچ خدا را جایگزین نمی‌کند. او هیچ نوری را جایگزین «نور یزدان» نمی‌کند. او تنها می‌گوید: تخت یزدان نابود شده است. و این نابودی، نه یک فاجعه، بلکه یک فرصت است. چرا؟ چون تا زمانی که ما به تخت یزدان باور داریم، ما نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم. تا زمانی که ما به خدا باور داریم، ما نمی‌توانیم به انسان باور کنیم. تا زمانی که ما به عدالت الهی باور داریم، ما نمی‌توانیم به عدالت انسانی باور کنیم. نیما، با نابودی تخت یزدان، ما را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند: آیا می‌توانیم بدون خدا، زندگی کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون ترس، عدالت را تصور کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون خشونت، معنا را پیدا کنیم؟

این سؤالات، در این شعر، هیچ پاسخی ندارند. اما این عدم پاسخ، خودش یک پاسخ است. چون نیما، به ما می‌گوید: پاسخ، نه در آسمان است، بلکه در زمین است. پاسخ، نه در کتاب‌های مقدس است، بلکه در چشمان کودکان است. پاسخ، نه در تخت یزدان است، بلکه در تنهایی آدمی است. و این تنهایی، اگر بتوانیم آن را بپذیریم نه به عنوان تهیه، بلکه به عنوان آزادی ممکن است، تنها راه نجات باشد. نیما، در این شعر، خدا را نمی‌کشد. او فقط می‌گوید: ما خدا را کشتیم. و اگر می‌خواهیم زنده بمانیم باید یاد بگیریم که بدون او، زندگی کنیم.

پرسش و پاسخ

آیا نیما شهسواری در این شعر، خدا را نفی می‌کند؟

او خدا را نفی نمی‌کند، بلکه خدایی را که ما خلق کرده‌ایم، نفی می‌کند. او می‌گوید: خدا، به شکلی که ما تصور می‌کنیم یعنی یک قدرت خیرخواه و عدل‌طلب وجود ندارد. اما این نفی، یک نفی اخلاقی است، نه متافیزیکی. او می‌گوید: ما خدا را به شکلی تصور کردیم که با نیازهایمان همخوانی دارد و این تصور، همان است که به خشونت منجر شده است.

آیا این شعر، نسبت به دین بی‌احترام است؟

نه. این شعر، نسبت به دین، بی‌احترام نیست بلکه نسبت به تحریف دین، بسیار احترام می‌گذارد. نیما، به جای اینکه دین را نقد کند، به جایی می‌رود که دین، واقعا عمل می‌کند: در تاریخ، در جنگ‌ها، در کشتارها. او می‌گوید: دین، نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر تحریف آن، نابود شده است. این شعر، یک احترام تلخ است احترام به اصل دین، در مقابل تحریف آن.

چرا این شعر برای جهان امروز مهم است؟

چون ما هنوز هم در دام «وهم شاد» هستیم. هنوز هم، هر تروریسم، هر جنگ، هر تبعید همهٔ آن‌ها، به نام خدا، دین، یا ارزش‌های مقدس انجام می‌شوند. نیما، در این شعر، به ما یادآوری می‌کند که هرگاه به خدا باور کنیم نه به خدا، بلکه به خودمان در واقع، به خشونت باور داریم. و این باور، هنوز هم، جهان را می‌سوزاند.

نتیجه‌گیری: خدا، یک یادآوری است نه یک وجود

نیما شهسواری، در این شعر، یک مراسم جنازه را برگزار می‌کند جنازهٔ خدایی که ما خلق کردیم. او هیچ آیینی را جایگزین نمی‌کند. او هیچ مسجدی را بنا نمی‌کند. او تنها می‌گوید: تخت یزدان نابود شده است. و این نابودی، نه یک پایان، بلکه یک آغاز است. چون تا زمانی که ما به تخت یزدان باور داریم، ما نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم. تا زمانی که ما به خدا باور داریم، ما نمی‌توانیم به انسان باور کنیم. تا زمانی که ما به عدالت الهی باور داریم، ما نمی‌توانیم به عدالت انسانی باور کنیم.

نیما، با این شعر، ما را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند: آیا می‌توانیم بدون خدا، انسان باشیم؟ آیا می‌توانیم بدون ترس، عدالت را تصور کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون خشونت، معنا را پیدا کنیم؟

این سؤالات، در این شعر، هیچ پاسخی ندارند. اما این عدم پاسخ، خودش یک پاسخ است. چون نیما، به ما می‌گوید: پاسخ، نه در آسمان است، بلکه در زمین است. پاسخ، نه در کتاب‌های مقدس است، بلکه در چشمان کودکان است. پاسخ، نه در تخت یزدان است، بلکه در تنهایی آدمی است. و این تنهایی، اگر بتوانیم آن را بپذیریم نه به عنوان تهیه، بلکه به عنوان آزادی ممکن است، تنها راه نجات باشد.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

کتاب‌های جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

اولین قدم همراهی: اشتراک‌گذاری اثر

نگارش شده در: 28 مهر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب ویسپوژی
تازه‌ترین کتاب

کتاب ویسپوژی

«ویسپوژی» اثرِ رادیکال و بیدارکننده‌یِ نیما شهسواری، کالبدشکافیِ رابطه‌یِ خونینِ تمدنِ بشری با سایرِ جانداران است. نویسنده با نقدِ مفهومِ «اشرف‌الانواع»، نشان می‌دهد که چگونه صنعتِ سلاخی و باورهایِ سنتی، شکنجه‌یِ جان‌هایِ بی‌دفاع را تقدیس…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جورم
دفتر شعر

کتاب شعر جورم

جورم اثر نیما شهسواری، مجموعه‌ای از بیست داستان کوتاه در قالب شعر است که با نگاهی فلسفی و انتقادی، مسائل انسانی، اجتماعی و اخلاقی را بررسی می‌کند. این اثر، با استعاره‌های قدرتمند و زبان شاعرانه،…

هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟
هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟

در دوران کنونی که هوش مصنوعی به مثابه نیرویی عظیم و بی‌سابقه، گستره‌های وسیعی از زندگی بشر را تحت‌الشعاع قرار داده است، وسوسه استفاده از آن برای تولید محتوا، به ویژه در حجم بالا و با سرعت خیره‌کننده، امری اجتناب‌ناپذیر…

مطالعه بیشتر...
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه

در عصر حاضر که هیاهوی دیجیتال به اوج خود رسیده و هر صدایی برای شنیده شدن با انبوهی از صداهای دیگر به رقابت می‌پردازد، نویسندگان مستقل با چالش منحصر به فردی روبرو هستند: چگونه می‌توانند آثار خود را، که غالباً…

مطالعه بیشتر...
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟

در هزاره سوم، با انفجار بی‌سابقه محتوای دیجیتال، صدای انسان به مثابه بستر جدیدی برای انتقال دانش، روایت و تجربه ظهور کرده است. در این میان، دو قالب برجسته که در نگاه اول شاید شباهت‌هایی سطحی داشته باشند، یعنی پادکست…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
تخت یزدان نابود: آیا خدا در جهان آرمانی مرده است، یا ما او را کشتیم؟

در لحظه‌ای که تختِ افسانه‌ای خدا، به جای نور و عدالت، تنها یک انبار زنگ‌زده از استخوان‌های شهیدان می‌شود — آن‌وقت است که سؤال قدیمیِ «کجا بودی، خدا؟» دیگر معنا ندارد. نیما شهسواری، با یک مصرع کوتاه و خونین: «تخت...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.