وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

مالش طفل صغیر: چه زمانی انسان به حداقل معصومیت هم تجاوز کرده است؟

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ متفرقه

در جهانی که تخت یزدان نابود شده، جام جهان ادرار می‌ریزد و زبان دیوانه‌تر از گویش است آن‌وقت است که آخرین مرز انسانی، همان معصومیت، هم فرو می‌ریزد. «مالش طفل صغیر» این سه کلمه، تنها در شعر نیما شهسواری نیستند؛ این سه کلمه، یک ضربهٔ روحی به تمامیت‌های ما هستند. نه یک تصویر، نه یک استعاره، بلکه یک واقعیت تلخ: انسان، در پیشرفت خود، نه فقط به بزرگان، نه فقط به عدالت، بلکه به کودکان هم تجاوز کرده است. این مصرع، نه یک انتقاد اجتماعی است، بلکه یک تشخیص متافیزیکی: وقتی حتی کودک، ابزاری برای تباهی می‌شود، آنگاه انسان، دیگر انسان نیست. او تنها یک موجود است که به جای تولید، تخریب می‌کند. و این تخریب، از آنجا شروع می‌شود که هیچ کس دیگر نمی‌تواند حمایت کند. کودک، آخرین قربانی است و همین، از همه بیشتر، شکست را ثبت می‌کند.

معصومیت: آخرین سکوی انسانی

در هر فرهنگ، کودک، نماد امید، پاکی، و آغاز جدید بوده است. در ادیان، کودکان را «پاکیزه» می‌نامند. در ادبیات، آن‌ها را «آینده» می‌خوانند. در فلسفه، آن‌ها را «خالص» می‌شناسند. اما نیما، با یک ضربهٔ ساده و خونین، این همه را از روی صفحهٔ تاریخ پاک می‌کند. «مالش طفل صغیر» این عبارت، در حالی که بدون فعل، بدون مفعول، بدون توضیح است، تمامی ارزش‌های انسانی را در خود جای داده است. چرا؟ چون مالش، نه یک عمل محبت، بلکه یک عمل تجاوز است. کودک، نه یک موجود نیازمند، بلکه یک ابزار تخریب شده است. و این تبدیل، نه نتیجهٔ یک جنگ، بلکه نتیجهٔ یک فروپاشی آرام است: فروپاشی احساس انسانی.

«کشف اسرار از ذات» این مصرع، همانند یک شمشیر، می‌برد. نیما می‌گوید: اسرار ذات انسان، این است که او قادر است به معصومیت تجاوز کند. این نه یک تقصیر اجتماعی است، بلکه یک تقصیر وجودی است. ما نه از بیرون، بلکه از درون، تخریب‌کننده‌ایم. هر نظامی که از کودکان محافظت نکرده، از همان لحظه‌ای که کودک را مالش داد، مجرم است. هر دینی که به نام طهارت، کودکان را تحت فشار گذاشته، از همان لحظه‌ای که کودک را مالش داد، مجرم است. هر سیاستی که به نام آینده، کودکان را در جنگ فرستاده، از همان لحظه‌ای که کودک را مالش داد، مجرم است. نیما در اینجا، هیچ گناهی را به فرد نسبت نمی‌دهد. او به یک ساختار نگاه می‌کند: ساختاری که در آن، معصومیت، دیگر نه یک مقدس، بلکه یک منبع سود است. و این منبع، هرگز نمی‌تواند تمیز باشد.

تباين تاریخی: از نگهداری به تصرف

در تاریخ، کودکان همواره قربانی بوده‌اند اما از نظر نیما، این قربانی‌گیری، از یک وضعیت بیرونی به یک وضعیت درونی تبدیل شده است. در گذشته، کودکان را در جنگ می‌کشتند. امروز، کودکان را در آموزش می‌کشند. در گذشته، کودکان را در خانه‌های فقیر می‌فرستادند. امروز، کودکان را در خانه‌های ثروتمند، با الگوریتم‌های تبلیغاتی، تبدیل به محصول می‌کنند. «مالش»، امروز، نه یک ضربهٔ فیزیکی است، بلکه یک فرآیند روانی است: فرآیندی که کودک را از خودش جدا می‌کند، از خاطره‌اش می‌گیرد، از احساسش می‌کند، و از آن، یک ابزار مصرفی می‌سازد. این تبدیل، در جهان آرمانی، یک تبدیل رسمی است. هر مدرسه، هر برنامهٔ تلویزیونی، هر کتاب درسی همهٔ آن‌ها، در واقع، یک نوع «مالش» هستند: مالشی که نه از دست یک فرد، بلکه از دست یک سیستم انجام می‌شود.

نیما، در این شعر، به ما می‌گوید: ما دیگر نمی‌توانیم به این تصور باور کنیم که کودک، آینده است. کودک، امروز، تنها یک تاریخ تکرارشونده است. او آینده را ندارد چون آینده، دیگر نمی‌خواهد. آینده، تنها یک ساختار فشرده است که کودک را می‌بلعد. و این تبلع، نه با خشونت، بلکه با آرامش انجام می‌شود. با اینکه کودکان در آسمان‌خراش‌ها زندگی می‌کنند، در دستگاه‌های هوش مصنوعی، در شبکه‌های اجتماعی، در کلاس‌های آنلاین همچنان، هر روز، یک «مالش» انجام می‌شود. و این مالش، نه از دست یک قهرمان بد، بلکه از دست یک جامعهٔ معمولی، انجام می‌شود. هر والدی که به جای عشق، نمره می‌خواهد. هر معلمی که به جای فهم، حفظ می‌خواهد. هر دولتی که به جای آزادی، انضباط می‌خواهد. همهٔ آن‌ها، در واقع، یک «مالش» انجام می‌دهند. و نیما، این مالش را، همانند یک جنازه، در مقابل ما می‌گذارد.

شرم از ما به جهان مانده: تحول شرم به نجاست

«شرم از ما به جهان مانده» این مصرع، یکی از عمیق‌ترین خطوط شعر است. چرا؟ چون نیما نه تنها می‌گوید ما تجاوز کرده‌ایم، بلکه می‌گوید: ما حتی شرمنده هم نیستیم. شرم، دیگر نه یک احساس داخلی است، بلکه یک احساس خارجی شده است. شرم، دیگر در ما نیست شرم، در جهان است. ما، در این جهان، دیگر نمی‌توانیم شرمنده باشیم چون هیچ چیزی برای شرمنده شدن باقی نمانده است. همهٔ چیزها، نجس شده‌اند. همهٔ چیزها، مالش دیده‌اند. و این نجاست، دیگر نه یک نجاست فیزیکی است، بلکه یک نجاست وجودی است. ما، در این جهان، نه از خطا، بلکه از هستی، نجس هستیم.

نیما در اینجا، به ما می‌گوید: شرم، دیگر یک اخلاق نیست. شرم، دیگر یک ارزش نیست. شرم، دیگر یک احساس نیست. شرم، دیگر یک واکنش نیست. شرم، دیگر یک چیز نیست. شرم، دیگر چیزی نیست که بتوانیم به آن باور کنیم. ما، در این جهان، به جای شرم، فقط یک خلأ داریم. و این خلأ، همان است که ما را به جهان می‌اندازد. و جهان، همان است که ما را به کودک می‌اندازد. و کودک، همان است که ما را به مالش می‌اندازد. این چرخه، بی‌پایان است. و در این چرخه، هیچ کس نمی‌تواند از خود بگوید: من بی‌گناه هستم. چون همه، در این چرخه، بخشی از آن هستیم. و هر بخشی از آن، یک مالش است.

ناسن بد ذات: انسان، همان تباهی است

«ناسن بد ذات» این مصرع، یکی از سخت‌ترین خطوط شعر است. نیما نه تنها می‌گوید ما تجاوز کرده‌ایم، بلکه می‌گوید: ما، از ذات، بد هستیم. این نگاه، نه یک نقد اخلاقی است، بلکه یک تشخیص متافیزیکی است. در این جهان، انسان، دیگر نه یک موجود بالقوهٔ خوب، بلکه یک موجود بالقوهٔ تباهی است. هر فرد، هر دین، هر نظام همهٔ آن‌ها، تنها تجلی‌هایی از این بدی ذاتی هستند. ما، نه از بیرون، بلکه از درون، تخریب‌کننده‌ایم. و این تخریب، نه یک انتخاب است، بلکه یک وظیفهٔ وجودی است. ما نمی‌توانیم خوب باشیم چون خوبی، دیگر معنا ندارد. ما نمی‌توانیم عدالت را بسازیم چون عدالت، دیگر وجود ندارد. ما تنها می‌توانیم تخریب کنیم و این، تنها کاری است که می‌توانیم انجام دهیم.

این نگاه، نه یک نیهیلیسم ساده است. این نگاه، یک نیهیلیسم تسلیم‌شده است. نیما، در اینجا، به ما می‌گوید: ما نه می‌خواهیم خوب باشیم ما نمی‌توانیم خوب باشیم. ما نه می‌خواهیم عدالت را بسازیم ما نمی‌توانیم عدالت را بسازیم. ما نه می‌خواهیم کودک را نجات دهیم ما نمی‌توانیم کودک را نجات دهیم. و این ناتوانی، دیگر نه یک ضعف است، بلکه یک واقعیت است. و این واقعیت، همان است که ما را به «ناسن بد ذات» تبدیل می‌کند. ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که می‌توانند تغییر کنند ما، انسان‌هایی هستیم که تنها می‌توانند تخریب کنند.

چرا این شعر، هنوز زنده است؟

چرا این شعر، در سال ۲۰۲۴، هنوز زنده است؟ چرا هنوز کودکان در جنگ‌ها می‌میرند؟ چرا هنوز کودکان در مدارس، به جای فکر کردن، به حفظ کردن مجبور می‌شوند؟ چرا هنوز کودکان، در شبکه‌های اجتماعی، به جای بازی، به تبلیغات می‌پردازند؟ چرا هنوز، کودکان، در خانه‌های ثروتمند، به جای عشق، به نمره، مالش می‌خورند؟

نیما، در این شعر، نه یک شاعر است، بلکه یک گواه است. او می‌گوید: من دیدم. من دیدم که چطور کودک، به ابزاری تبدیل شده است. من دیدم که چطور شرم، به جهان منتقل شده است. من دیدم که چطور انسان، به بدی ذاتی تبدیل شده است. و من هنوز زنده‌ام. و این زنده بودن، تنها به این معناست که من می‌توانم این را بگویم. این شعر، هیچ راه‌حلی نمی‌دهد. هیچ آینده‌ای را پیش‌بینی نمی‌کند. اما آنچه می‌دهد، چیزی است که هیچ نظامی نمی‌تواند بدهد: واقعیت. واقعیت بی‌فریب. واقعیت بی‌پناه. واقعیت بی‌نور.

در جهانی که همه چی حل شده، و تخت یزدان نابود شده، و جام جهان ادرار می‌ریزد تنها چیزی که باقی مانده، کودک است. و این کودک، دیگر نه یک آینده، بلکه یک جنازه است. و این جنازه، دیگر نه یک جنازهٔ فیزیکی، بلکه یک جنازهٔ روحی است. و این جنازه، همان است که ما را به تنهایی می‌اندازد. و این تنهایی، تنها راه است که می‌توانیم از خودمان بگوییم: من هنوز زنده‌ام.

پرسش و پاسخ

آیا نیما شهسواری در این مصرع، به کودکان تجاوز کرده است؟

نه. نیما، به کودکان تجاوز نکرده است. او، به ما تجاوز کرده است. او به ما می‌گوید: شما، به کودکان تجاوز کرده‌اید. او، یک گواه است نه یک مجرم. او، یک آینه است نه یک سلاح. این شعر، یک تهمت نیست یک تشخیص است.

آیا این شعر، نسبت به کودکان بی‌احترام است؟

نه. این شعر، نسبت به کودکان، بسیار احترام می‌گذارد. چرا؟ چون نیما، تنها کسی است که در این جهان، کودک را به عنوان آخرین مقدس، می‌بیند. او نه کودک را تحقیر می‌کند او، تحقیر کودک را می‌بیند. و این دیدن، تنها راه است که می‌توانیم به کودک احترام بگذاریم.

چرا این شعر برای جهان امروز مهم است؟

چون ما هنوز هم، کودکان را مالش می‌دهیم. هنوز هم، کودکان را در جنگ می‌فرستیم. هنوز هم، کودکان را در مدارس، به جای فکر کردن، به حفظ کردن مجبور می‌کنیم. هنوز هم، کودکان را در شبکه‌های اجتماعی، به جای بازی، به تبلیغات می‌اندازیم. نیما، در این شعر، به ما می‌گوید: این کار، دیگر نه یک تقصیر است، بلکه یک وظیفهٔ وجودی است. و اگر می‌خواهیم زنده بمانیم باید این وظیفه را بشناسیم.

نتیجه‌گیری: کودک، آخرین گواهی

نیما شهسواری، در این شعر، یک جنازه را برگزار می‌کند جنازهٔ معصومیت. او هیچ آیینی را جایگزین نمی‌کند. او هیچ مسجدی را بنا نمی‌کند. او تنها می‌گوید: مالش طفل صغیر شده است. و این شدن، نه یک فاجعه، بلکه یک اعلامیه است. چون تا زمانی که ما به معصومیت باور داریم، ما نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم. تا زمانی که ما به کودک باور داریم، ما نمی‌توانیم به انسان باور کنیم. تا زمانی که ما به آینده باور داریم، ما نمی‌توانیم به حال خود باور کنیم.

نیما، با این شعر، ما را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند: آیا می‌توانیم بدون معصومیت، انسان باشیم؟ آیا می‌توانیم بدون کودک، آینده را تصور کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون امید، زندگی کنیم؟

این سؤالات، در این شعر، هیچ پاسخی ندارند. اما این عدم پاسخ، خودش یک پاسخ است. چون نیما، به ما می‌گوید: پاسخ، نه در آسمان است، بلکه در زمین است. پاسخ، نه در کتاب‌های مقدس است، بلکه در چشمان کودکان است. پاسخ، نه در تخت یزدان است، بلکه در تنهایی آدمی است. و این تنهایی، اگر بتوانیم آن را بپذیریم نه به عنوان تهیه، بلکه به عنوان آزادی ممکن است، تنها راه نجات باشد.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

کتاب‌های جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

اولین قدم همراهی: اشتراک‌گذاری اثر

نگارش شده در: 29 مهر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب ویسپوژی
تازه‌ترین کتاب

کتاب ویسپوژی

«ویسپوژی» اثرِ رادیکال و بیدارکننده‌یِ نیما شهسواری، کالبدشکافیِ رابطه‌یِ خونینِ تمدنِ بشری با سایرِ جانداران است. نویسنده با نقدِ مفهومِ «اشرف‌الانواع»، نشان می‌دهد که چگونه صنعتِ سلاخی و باورهایِ سنتی، شکنجه‌یِ جان‌هایِ بی‌دفاع را تقدیس…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جورم
دفتر شعر

کتاب شعر جورم

جورم اثر نیما شهسواری، مجموعه‌ای از بیست داستان کوتاه در قالب شعر است که با نگاهی فلسفی و انتقادی، مسائل انسانی، اجتماعی و اخلاقی را بررسی می‌کند. این اثر، با استعاره‌های قدرتمند و زبان شاعرانه،…

هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟
هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟

در دوران کنونی که هوش مصنوعی به مثابه نیرویی عظیم و بی‌سابقه، گستره‌های وسیعی از زندگی بشر را تحت‌الشعاع قرار داده است، وسوسه استفاده از آن برای تولید محتوا، به ویژه در حجم بالا و با سرعت خیره‌کننده، امری اجتناب‌ناپذیر…

مطالعه بیشتر...
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه

در عصر حاضر که هیاهوی دیجیتال به اوج خود رسیده و هر صدایی برای شنیده شدن با انبوهی از صداهای دیگر به رقابت می‌پردازد، نویسندگان مستقل با چالش منحصر به فردی روبرو هستند: چگونه می‌توانند آثار خود را، که غالباً…

مطالعه بیشتر...
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟

در هزاره سوم، با انفجار بی‌سابقه محتوای دیجیتال، صدای انسان به مثابه بستر جدیدی برای انتقال دانش، روایت و تجربه ظهور کرده است. در این میان، دو قالب برجسته که در نگاه اول شاید شباهت‌هایی سطحی داشته باشند، یعنی پادکست…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
مالش طفل صغیر: چه زمانی انسان به حداقل معصومیت هم تجاوز کرده است؟

در جهانی که تخت یزدان نابود شده، جام جهان ادرار می‌ریزد و زبان دیوانه‌تر از گویش است — آن‌وقت است که آخرین مرزِ انسانی، همان معصومیت، هم فرو می‌ریزد. «مالش طفل صغیر» — این سه کلمه، تنها در شعر نیما...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.