وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب دارالمجانین؛ تبارشناسیِ تخدیر، آناتومیِ دشمن‌سازی و مانیفستِ بیداری از کومایِ استبداد | اثر نیما شهسواری

«دارالمجانین» روایتی تکان‌دهنده از تمدنی است که در آن «آگاهی» جرم، و «تخدیر» فضیلت محسوب می‌شود. نیما شهسواری در این اثر، با ابداعِ مفهوم «تِسلاپام»، افشا می‌کند که چگونه قدرت‌هایِ پس از انقلاب با استفاده از دارو و ترس از دشمنانِ فرضی، بردگیِ نوین را تحتِ نامِ امنیت بنا می‌کنند. این کتاب، سفری است از انفرادی‌هایِ ذهن تا شکستنِ دیوارهایِ بتنی؛ جایی که رهایی نه در شورشِ فیزیکی، بلکه در امتناع از مسخ‌شدگی نهفته است.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش خلق‌شده در سالِ 1398
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب دارالمجانین؛ تبارشناسیِ تخدیر، آناتومیِ دشمن‌سازی و مانیفستِ بیداری از کومایِ استبداد | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«یک‌بار به جمع، یکی از مجانین آزادی را به جان و زنده بودن تشریح کرد و این را والاترین گوهر به دنیایشان خواند»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798201800390

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۲۳ 51٪

کالبدشکافیِ نهادهایِ قدرت و سازوکارهایِ پنهانِ استبدادِ سیستماتیک

کتاب فعلی: کتاب دارالمجانین

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
دیستوپیا (پادآرمان‌شهر) فلسفی-سیاسی | نقدِ توتالیتاریسم و روان‌شناسیِ کنترلِ توده‌ها
هویت کالبدی اثر
نام اثر دارالمجانین
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 246
فرمت PDF | EPUB | Audio Book
شابک دیجیتال 9798201800390

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این کتاب در شبکه‌های اجتماعی:

دارالمجانین؛ وقتی زندان به نامِ خانه فروخته می‌شود؛ تحلیلِ مکانیسمِ «دروغِ مقدس» در تمدنِ مسخ‌شده

در این مقاله‌ی تفصیلی، لایه‌هایِ عمیقِ رمان «دارالمجانین» را واکاوی می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با نقدِ «امنیتِ برآمده از ترس»، نشان می‌دهد که حاکمان چگونه با ابزارِ تخدیر (تسلاپام)، تفکرِ انتقادی را سلاخی کرده و تنها راهِ خروج را در بازپس‌گیریِ قدرتِ تخیل و حافظه می‌جوید.

تحلیل و نقد عمیق اثر

سیاستِ تخدیر؛ تسلاپام به مثابه‌ی زنجیرِ نامرئی

نیما شهسواری در کتاب «دارالمجانین»، شکلِ نوینی از استبداد را معرفی می‌کند که نه با شلاق، بلکه با دارو و تخدیرِ ذهن (Teslapam) اداره می‌شود. در این پادآرمان‌شهر، حاکمیت دریافته است که برایِ کنترلِ پایدارِ توده‌ها، باید قوه‌ی تفکر و حافظه‌ی آن‌ها را فلج کرد. تسلاپام نمادِ تمامِ ابزارهایی است (از رسانه تا باورهایِ تحمیلی) که انسان را در وضعیتی میانِ خواب و بیداری نگاه می‌دارد تا اسارتِ خود را به عنوانِ «امنیت» تقدیس کند. شهسواری معتقد است که بزرگترین پیروزیِ استبداد، تبدیلِ «مجنون» به «شهروندِ مطیع» از طریقِ حذفِ آگاهی است. در این نظام، هر کسی که به دنبالِ «مِستین» (آگاهی) باشد، دشمنِ نظمِ عمومی تلقی می‌شود.

آناتومیِ دشمن‌سازی؛ دارالمجانینِ سرخ و ترسِ سازمان‌یافته

یکی از محوری‌ترین تحلیل‌هایِ سیاسی در این اثر، نقشِ «دشمنِ فرضی» در تثبیتِ قدرت است. شهسواری با ابداعِ آرک‌تایپِ «دارالمجانینِ سرخ»، نشان می‌دهد که چگونه حاکمان با ترساندنِ مردم از یک وضعیتِ آشوبناکِ بیرونی، آن‌ها را به پذیرشِ دیوارها و حصارهایِ درونی متقاعد می‌کنند. این «ترسِ سازمان‌یافته» ابزاری است تا هرگونه مطالبه‌ی آزادی به عنوانِ اقدامی ضدِ امنیتی سرکوب شود. نویسنده با واسازیِ مفاهیمی چون «دروغِ مقدس»، افشا می‌کند که چگونه اسطوره‌هایِ انقلابی و چهره‌هایِ مقدسی چون «حضرت‌والا»، به پوششی برایِ فساد و قاچاقِ انسان توسطِ جانشینانِ آن‌ها (داوود) بدل شده‌اند.

آرمان و بیداری در انفرادی؛ بازپس‌گیریِ قدرتِ تخیل

در میانه‌ی این چرخه‌ی مسخ‌شدگی، شخصیتِ «آرمان» مسیرِ بیداری را ترسیم می‌کند. بیداریِ او نه با اسلحه، بلکه با امتناع از مصرفِ دارویِ تخدیر آغاز می‌شود. شهسواری نشان می‌دهد که وقتی فرد حافظه‌ی خود را بازیابی کند، دیوارهایِ زندان معنایِ خود را از دست می‌دهند. آرمان با جستجویِ «حفره‌ها» و ارتباط با نامه‌هایِ مخفیِ بیرون، پی می‌برد که جهانِ واقع، بسیار فراتر از روایت‌هایِ رسمیِ دارالمجانین است. این فرآیندِ «خودرهایی از کوما»، پیامی روشن دارد: آزادی ابتدا در ذهن رخ می‌دهد و کسی که تخیلش را بازپس بگیرد، دیگر هیچ حصاری توانِ نگاه داشتنِ جانِ او را نخواهد داشت.

آنتروپیِ قدرت و قانونِ رهایی؛ فروپاشیِ از درون

شهسواری در فصولِ پایانی، به تحلیلِ زوالِ حاکمیت می‌پردازد. او نشان می‌دهد که چگونه فسادِ درونی (تجارتِ اسارت) و کودتاهایِ میانِ حاکمان، پایه‌هایِ نظام را سست می‌کند. تظاهرات برایِ «هوا» در کتاب، استعاره‌ای از ابتدایی‌ترین نیازِ جان‌ها به آزادی است که هیچ دارویی نمی‌تواند آن را برایِ همیشه سرکوب کند. پایان‌بندیِ رمان با شکستنِ دروازه‌ها توسطِ «جان‌ها»، نویدبخشِ پیروزیِ آگاهی بر تخدیر است. نویسنده با تأکید بر نشرِ دیجیتالِ اثر، وفاداریِ خود به «قانونِ رهایی» را ثابت می‌کند؛ او حاضر نیست برایِ بیدار کردنِ انسان‌ها، تنِ جاندارانِ دیگر (درختان) را به غارت ببرد.

نتیجه‌گیری؛ بیداری، تنها راهِ خروج از دارالمجانین

کتاب دارالمجانین به ما می‌آموزد که خطرناک‌ترین زندان، زندانی است که دیوارهایش در ذهنِ ما بنا شده است. نیما شهسواری با این اثر، از ما می‌خواهد که از تخدیرِ روزمره—چه دارویی و چه رسانه‌ای—امتناع کنیم و به دنبالِ «حفره‌هایِ حقیقت» بگردیم. رهایی در این کتاب، ثمره‌ی بازگشت به حافظه و هویتِ فردی است. دارالمجانین، مانیفستِ نسلی است که نمی‌خواهد «مجنونِ مطیع» باشد، بلکه می‌خواهد با قدرتِ تخیل و آگاهی، جهانی آرمانی بسازد که در آن هیچ جانداری به بهانه‌ی امنیت، به بند کشیده نشود.

کتاب صوتی
نسخه‌ی کاملِ شنیداری

کتاب صوتی «کتاب دارالمجانین»

این اثر فراتر از یک متن، روایتی است که با جان و صدا درآمیخته تا تجربه‌ای عمیق‌تر از کلمات را به شما هدیه دهد. در این بخش می‌توانید به فصول کتاب گوش فرا دهید یا برای واکاوی کامل‌تر، وارد تالار اختصاصی شوید.

ورود به تالارِ کتاب صوتی

آماده‌ی پخش...

01 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش اول – اثر نیما شهسواری
02 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش دوم – اثر نیما شهسواری
03 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش سوم – اثر نیما شهسواری
04 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش چهارم – اثر نیما شهسواری
05 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش پنجم – اثر نیما شهسواری
06 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش ششم – اثر نیما شهسواری
07 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش هفتم – اثر نیما شهسواری
08 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش هشتم – اثر نیما شهسواری
09 کتاب صوتی دارالمجانین – بخش نهم – اثر نیما شهسواری
تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «دارالمجانین» اثر نیما شهسواری، دیستوپیایی عمیق و تکان‌دهنده درباره‌ی جامعه‌ای است که پس از یک انقلاب، به یک زندانِ بزرگ تبدیل شده است. در این جهان، حاکمان با استفاده از دارویِ «تسلاپام»، حافظه و احساساتِ مردم را مهار کرده و آن‌ها را در وضعیتی از تخدیرِ دائمی نگاه می‌دارند. داستان حولِ محورِ «آرمان» می‌چرخد؛ زندانی‌ای که با امتناع از مصرفِ دارو، حافظه‌اش را بازمی‌یابد و علیه نظمِ تحمیلیِ «حضرت داوود» عصیان می‌کند. این رمان با نقدِ سیاست‌هایِ دشمن‌سازی و افشایِ فسادِ درونیِ قدرت، راهِ رهایی را در آگاهیِ فردی و بازگشت به «جان» می‌بیند. دارالمجانین به صورتِ رایگان و دیجیتال، با رسالتِ صیانت از محیط‌زیست منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا در کتاب دارالمجانین، حاکمیت از داروی «تسلاپام» استفاده می‌کند؟

زیرا این دارو نمادِ تخدیرِ ذهن و شستشویِ مغزی است؛ حاکمان با حذفِ قدرتِ تفکر و حافظه‌ی مردم، آن‌ها را به موجوداتی مطیع تبدیل می‌کنند که اسارتِ خود را احساس نمی‌کنند.

مفهوم «دارالمجانین سرخ» در این اثر به چه معناست؟

این اصطلاح نمادِ «دشمنِ فرضی» و ترس از آشوبِ بیرونی است که حاکمان برایِ توجیهِ سرکوب، سلبِ آزادی‌ها و تداومِ استبدادِ خود از آن استفاده می‌کنند.

آرک‌تایپ «حفره‌ها» در رمان نیما شهسواری نماد چیست؟

حفره‌ها نمادِ اولین جرقه‌هایِ بیداری و تلاش برایِ برقراریِ ارتباط با حقیقتِ جهانِ واقع، فرایِ روایت‌هایِ دروغین و دیوارهایِ بتنیِ سیستم هستند.

نقش «آرمان» در مسیرِ رهاییِ توصیف شده در کتاب چیست؟

آرمان نمادِ انسانی است که با «امتناع از تخدیر» و بازپس‌گیریِ قدرتِ تخیل و حافظه، از حصارِ ذهنیِ دارالمجانین خارج شده و جرقه‌ی فروپاشیِ کلِ سیستم را می‌زند.

چرا نویسنده چاپ کاغذی کتاب دارالمجانین را غارت تن درختان می‌داند؟

بر اساسِ فلسفه‌ی جان‌گرایی، نیما شهسواری قطعِ درختان برایِ تولیدِ کاغذ را «قتلِ طبیعت» می‌نامد و برایِ وفاداری به پیامِ کتاب که رهایی از آزار است، تنها به نشرِ دیجیتال متعهد مانده است.

بخشی از متن کتاب دارالمجانین

چشمان از حدقه در آمده‌ی مردی را پشت محفظه حس کرد، آری او حیدر بود، همان حیدر دیوانه با آن قد کوتاه و چشمان از حدقه بیرون زده که به واسطه‌ی عینکش این‌گونه زود شناسایی می‌شد، او همواره در کمین بود و حال طعمه‌ی تازه‌ی خود را یافته بود و باز با همان سوت همیشگی‌اش همه را از وجود بحرانی تازه با خبر ‌کرد

طاهره بر سر جای خود خشک مانده بود، هیچ حرکتی نمی‌کرد و به چشمان حیدر چشم دوخته بود، جای آن پرواز و رقص پرندگان، جای آن نسیم خوش و مطبوع حال باز هم آن نگاه‌های دیوانه‌وار حیدر بود که او را به خود می‌بلعید، چندی نگذشت که دو تن از زیر بغل او گرفتند و او را کشان کشان به بیرون اتاق بردند، طاهره چشمانش را بست تا چیزی نبیند، اما دیگران، دیگر همراهان او را دیدند همه دیدند که او را کشان کشان می‌برند و همه دانستند چه سرنوشت شومی در انتظار او است

حداقل هر کس که در این سرا به حصر در آمده بود برای یک‌بار هم که شده از گزند زبان حیدر چشیده بود، فحش‌های جنسی او را می‌شناخت، بازجویی‌های مکرر او را لمس کرده بود، شوک الکتریکی، لباس دیوانگان زنجیرهای اتاق، ضرب و شتم‌ها، تحقیر و توهین همه را حداقل یک‌بار هم که شده تجربه کرده بودند و حال که بعد از شنیدن صدای سوت حیدر دو نفر طاهره را کشان کشان می‌بردند همه می‌دانستند چه سرنوشتی در انتظار او است و طاهره هم می‌دانست چه روزگاری را در پیش دارد از همین رو بود که طاهره چشمانش را بست و خود را بار دیگر به دستان تقدیر سپرد،

چند گامی که طاهره از سالن و از میان همراهان دور نشده بود حیدر وارد شد، رو به جماعتی که همه در بهت و حیرت بیرون اتاق‌هایشان بودند کرد و گفت:

مردم، ای مردم، چندین بار گفته‌ام و باز هم می‌گویم تاوان اغتشاش، شورش و سرپیچی سنگین است و می‌دانم که میان شما مردم واقعی و اغتشاش‌طلبان فرسنگ‌ها فاصله است، اما باز هم برای آنان که در حال فریب خوردن‌اند می‌گویم،

اینجا امن‌ترین مکان‌ها برای شما است بهترین روزگار را ما به لطف حضرت‌والا برای شما ساخته‌ایم پس به سرنوشت خود پشت‌پا نزنید و فریب شورش‌طلبان و دیوانگان را نخورید،

چند روز پیش که آن سوراخ را بیرون ساختمان جستم، می‌توانستم طاهره را کت‌بسته به اتاق‌های شکنجه ببرم، اما من این‌گونه نبوده‌ام و شما هم می‌دانید، من میان مردمان و شورش‌طلبان تفاوت قائلم، شما تصدیق حرف‌های من هستید، پس گذاشتم تا در حین ارتکاب جرم او را دستگیر کنم،

باز هم می‌گویم و تکرار می‌کنم، فریب اغتشاش‌طلبان را نخورید و به سرنوشت خوش خود پشت‌پا نزنید

بعد آرام رو به جماعتی که بهت‌زده بود کرد و یکایک آنان را از نظر گذراند، با چشم و ابرو به آنان فهماند که حال زمان فریاد است و آنان که بی‌رمق بودند به آرامی فریاد زدند:

جاوید حضرت‌والا

حیدر محکم فریاد زد و بلند گفت:

جاوید حضرت‌والا

او با این فریاد در انتظار فریاد دوباره‌ی آنان بود، اما مجانین بی‌حال و رمق به درون اتاق‌های خود رهسپار شدند و حیدر با صدای بلند فریاد زد:

باید بدانید که تخطی از قوانین سرانجام دهشتناکی خواهد داشت تا چندی دیگر از اوضاع طاهره هم با خبر خواهید شد

این‌ها را گفت و از سالن بیرون رفت.

دارالمجانین فضای مخوف و سردی داشت، سقف‌های بلند، سالن‌های بزرگ دالان‌های بسیار، اتاق‌های انفرادی و شکنجه، اتاق‌های بازیابی و عناوین بیشمار دیگر،

این طبقه‌ی همکف دارالمجانین بود و اما طبقه‌ی فوقانی که محل اسکان روسا و معاونین دکترها و پرستارها و به کلی تمام کارکنان خدوم دارالمجانین بود،

بخش‌های طبقه‌ی همکف متشکل شده بود از بخشی برای بانوان در بند، آقایان در بند، دیوانگان خطرناک و بخشی هم برای تازه‌واردها، این بخش‌بندی از همان ابتدا که مجانین به یاد داشتند این‌گونه تعریف شده بود و آن‌ها چیز دیگری به جز این را به خاطر نمی‌آوردند، در مجموع مجانین چیز زیادی از گذشته به یاد نداشتند و همواره خاطرات جسته و گریخته‌ای به خاطرشان می‌آمد از اتفاقات در گذشته

هیچ‌گاه کسی در میان آنان نبود که با صراحت از هر چه در گذشته، گذشته است مطلع باشد، خاطرات در هم و مغشوش از روزگاران پیشتر

بیشتر مجانین باور داشتند که در همین سرا زاده شده‌اند و همواره در میان همین دیوارهای سپیدرنگ نفس کشیده‌اند، چیزی از بیرون، خیابان‌ها، آزادی، هوای تازه در ذهن آنان تداعی نمی‌شد و هر چه بود همین سقف‌های بلند، دیوارهای سپید، مهتابی و عدم وجود نور خورشید بود،

ذهنشان مدام تحلیل می‌رفت هر روز از دیربازان کمتر به خاطر می‌آوردند و بیشتر مغزشان انباشته از اتفاقات حال حاضر جهانشان می‌شد اما همه به اتفاق به یاد داشتند روزهای پیشتر را

آری آنان به یاد داشتند انقلاب کبیر را، آن‌ها از حضرت‌والا و رشادت‌هایش می‌دانستند، همین حیدر هم که امروز چهره‌ی منفوری در میان همه‌ی مجانین داشت، در آن روزگاران پیشتر رشادت‌ها کرده بود روزهای بسیار در انفرادی شکنجه‌ها را تحمل کرد تا انقلاب به بار نشست، انقلاب مردم، انقلابی به وسعت همه‌ی مردم، هر که در این سرا به حبس بود با ایده‌ای همگانی حکومت مردم بر مردم، آرمانی بزرگ برای مجانین که با رشادت‌های بیشمارانی به بار نشست و حکومت را به دست اینان رساند

امروز در نوک هرم قدرت، داوود قرار داشت او هم یکی از انقلابی‌های دیروز بود، یکی از آن‌ها که رشادت کرد و به انفرادی افتاد، شوک‌های الکتریکی هم نتوانست او را از پای بیندازد و حالا در نوک پیکان قدرت بر تخت نشسته بود و حاکمیت مردم را بر مردم نمایندگی می‌کرد اما همواره زیر سایه‌ی حضرت‌والا قرار داشت، حضرت‌والا حتی بعد از مرگ هم هنوز نخستین چهره در میان انقلابیون بود او یکه‌تاز این قدرت اسطوره‌ی آنان و صاحب همه‌ی کمالات بود

همه به خاطر می‌آوردند که چگونه رهبری اعتراضات را به عهده گرفت و از جماعت خاموش آن روزها یک گروه در صحنه ساخت تا حکومت پیشینیان را که پر از فساد، جور و ستم بود را به کنار زدند، آنان را از میان دارالمجانین فراری دادند و حضرت‌والا را به تخت نشاندند

کسی از گذشته و دوردست‌ها خبری در سر نداشت، تنها به یاد می‌آوردند که در کمی دوردست‌ها حکومتی بر آنان حکم‌فرمایی می‌کرد به رهبری مهدی که رئیس روسا بود، او مردی خودکامه بر تخت قدرت بود که هر عمل مجانین را تحت سلطه‌ی خود داشت، خاطرات از آن روزگار هم به درستی در یادها نبود و مدام چیزهای ضد و نقیض بسیار به یاد مجانین می‌افتاد، اما مدام از سوی حاکمان فعلی از رذالت‌های پیشتر گفته می‌شد به آنان گوشزد می‌شد که در چه شرایط اسفناکی زندگی می‌کردند، چگونه عواملی بر آنان حکومت می‌کردند که غرق در فساد بودند، هزاری کارهای فاسد می‌کردند زندگی را از مجانین دریغ می‌کردند و خودشان بر تخت سلطنت چنبره زده از بهترین امکانات لذت می‌بردند، همین فساد و ستم و ظلم بود تا جماعتی را در آن دیرباز بر آن داشت تا به رهبری حضرت‌والا شورش کنند، طغیانشان تنها برای برچیدن حکومت مستکبران بود، آن‌ها هدف داشتند تا آن حکومت فاسد را به کنار بزنند و جماعتی از خودشان را بر خود حاکم کنند، حکومت مردم بر مردم، استقلال بی‌قید و شرط مجانین

همین‌گونه هم شد و پایه‌های حکومت ظلم را به پایین کشیدند و از میان بردند و از آن روزها هیچ به یاد نماند جز نامی منحوس که لغلغه‌ی دهان داوود و حیدر و دیگران برای به یاد آوردن حکومت پر ظلم پیشین بود

حکومت مجانین بر مجانین، درست به خاطر نمی‌آوردند که این ابتدایی‌ترین شعار آنان بود و یا حکومت مردم بر مردم، زیرا مردم لفظی بود که بعد ظهور حضرت‌والا متداول شد، پیش از آن همه آن‌ها را مجانین خطاب می‌کردند حتی خودشان هم به خود لقب مجانین می‌دادند، اما حضرت‌والا بود که آنان را تا مقام انسانیت بالا برد و لقب مردم به آنان داد، برخی بر این ادعا هم شک داشتند و خلاصه که هر چه از پیشتر در میان بود مورد شک عمومی بود و کسی از واقع ماجرا با خبر نبود، مدام گذشته‌ی دیربازان به گوش آنان خوانده می‌شد، مدام برایشان از دورترها می‌گفتند اما روایتی که حضرت‌والا و داوود طرح کرده بودند، گاه مجانین بر این مدعاها تشکیک می‌کردند اما قدرت نفی آن را نداشتند که چیزی برای عرضه در میانشان نبود به جز ذهن‌های مریضی که هر بار با خوردن قرص تازه‌ای بیشتر به انفعال فرو می‌رفت و در خود می‌ماند

حیدر مأمور نگهبانی از امنیت عمومی بود، با قدی کوتاه چشمانی از حدقه بیرون زده که عینکی ته‌استکانی آن را پوشانده بود، لقب او در میان مجانین حیدر دیوانه بود، زیرا همه از او خاطرات دیوانه‌واری به یاد داشتند، رفتارهای وحشیانه، ضرب و شتم و اعصابی متشنج، گهگاه تشنج می‌کرد و بر زمین می‌افتاد و پس از آن به هر که در برابرش بود هجوم می‌برد همه را از باد فحش‌ها مستفیض می‌کرد و چند لگد و مشتی هم می‌پراند از این رو بود که از پیش از انقلاب او را حیدر دیوانه خطاب می‌کردند و بعد از این دگرگونی و بر تخت امنیت نشستن بیشتر این واژه‌ی دیوانه بر او و هیبتش نشست،

داوود با پیشانی و صورتی کشیده که ریشی بلند آن را پوشانده بود رئیس روسا بود یعنی دقیقاً بر جایگاهی نشسته بود که کمی پیشترها مهدی بر آن تکیه زده و بعد از دگرگونی جایگاه حضرت‌والا شده بود و پس از مرگ دلخراش او و این درد جانکاه عمومی برای همه‌ی مردم (چیزی که مدام به همه از تازه واردان تا پیشکسوتان گفته می‌شد) به داوود رسید،

داوود حال پادشاه جماعت مجانین بود، همواره در اتاقش در طبقه‌ی فوقانی دارالمجانین می‌نشست و از همه‌ی اخبار مطلع می‌شد و پس از آن دستورات لازم را به زیردستان منتقل می‌کرد برای مثال طاهره،

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
تأمل شما (5) ثبت شد
میانگینِ تأمل‌ها: 4 از ۵
تعداد بازخوردها: 91

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود پنجم از پادکست به نام جان، تحت عنوان ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم، نیما شهسواری به واکاوی عمیق و تعریف بنیادین ظلم در بستر ادیان ابراهیمی می‌پردازد. این گفتار، فرایندی است برای شکستن سکوت در برابر رنج‌های تحمیل شده بر جانِ موجودات و نقد ساختارهای قدرت که هستی را به مثابه ابزار سلطه بازتولید می‌کنند.

نیما شهسواری در این جستارِ فلسفی، با به چالش کشیدن پارادوکسِ قدرت و سکوت، پیوند میان هستی‌شناسی ظلم و توجیهات کلامی رنج را بررسی می‌کند. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از جایگاه جان‌گرایی و آزادی در جهانی مملو از مظالم سیستماتیک هستید، همراه این اپیزود از پادکست به نام جان باشید تا زنجیرهای باوری که رنج را تقدیس می‌کنند، از هم بگسلیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود پنجم : تعریف بنیادین ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش ششم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ جهان آرمان‌ها می‌برد؛ جایی که خردِ جمعی جایگزینِ ارثِ جبری گشته و مرزبندی‌ها نه بر مدار خون، که بر ستون‌های اختیار استوار می‌شوند. این روایت، بازنماییِ بلوغِ تاریخی بشر در گذار از سایه‌ی شمشیرِ فاتحان به سوی میهنِ آرمانی است.

نیما شهسواری در این بخش به واکاوی دیالکتیک امنیت و آزادی، حق انتخابِ آگاهانه‌ی نسل‌ها و نبودِ مالکیت بر جان می‌پردازد. اگر به دنبال درکِ فرآیندِ پویا و مستمرِ رهایی در جهانی هستید که در آن آزادی، قانونِ یکتایِ زیستن است، شنیدنِ این بخش از کتاب صوتی رویا را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.